فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۱ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
Farhang-amebemarof.png

محتویات

مقدمه

مهارتهای زندگی چیست

با توجه به رشد و توسعه زندگی آدمی و پیچیدگی‌های ارتباطی وی با دنیای درون و بیرون، آموزش مهارت‌های زندگی، ضرورتی انکارناپذیر است. تعاریف گوناگونی از مهارت‌های زندگی شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱) تعریف سازمان بهداشت جهانی: (W.H.O) این سازمان، مهارت‌های زندگی را شامل توانایی‌های آدمی برای رفتارهای مثبت و انطباق پذیر با دیگران می‌داند که او را قادر می‌سازد با چالش‌ها و نیازمندیهای روزانه به گونه ای مؤثر روبه رو شود.

۲) تعریف سازمان یونیسف: (UNICEF) این سازمان، مهارت‌های زندگی را مشتمل بر تمهیداتی برای تحول و یا تغییر رفتار می‌داند تا میان سه حیطه یعنی؛ دانش، بینش (طرز تلقی) و رفتار موازنهای انجام پذیرد.

۳) در تعریف دیگر: «مهارت‌های زندگی، مهارت هایی است که زندگی موفقی را برای ما رقم می‌زند.»

در نهایت با توجه به تعاریف بالا؛ مهارت‌های زندگی، توانمندی‌هایی در زمینه‌های دانش و بینش است تا زمینه ساز موفقیت آدمی در زندگی گردد.

انواع مهارتهای زندگی

در حال حاضر سازمان‌های جهانی یونیسف، یونسکو (UNESCO) و سازمان بهداشت جهانی در معرفی مهارت‌های زندگی اتفاق نظر دارند. از نظر این سه سازمان، دَه تکنیک و راهبرد، هسته مرکزی مهارت‌های زندگی را شکل می‌بخشد که عبارتند از؛

۱ مهارت حل مسئله (Problem solving skill)

۲ مهارت تفکر انتقادی (Critical thinking skill)

۳ مهارت ارتباط مؤثر (Effective communication skill)

۴ مهارت تصمیم گیری (Decision - making skill)

۵ مهارت تفکر خلاق (Creative thinking skill)

۶ مهارت بین فردی (Interpersonal relationship skill)

۷ مهارت خودآگاهی (Awareness building skill)

۸ مهارت همدلی (Empathy skill)

۹ مهارت انطباق با هیجانها (Coping withemotion skill)

۱۰ مهارت سازگاری با فشار روانی (مدیریت استرس) (Coping with stress skill)

علاوه بر تقسیم‌بندی مذکور، طبقه‌بندی‌های دیگری نیز برای مهارت‌های زندگی وجود دارد. در یک تقسیم‌بندی، مهارت زندگی در شش حیطه بررسی می‌شود که عبارتند از؛ خود، خانواده، شغل، جامعه، اوقات فراغت و معنویت.

مهارت‌های مذکور در زمینه‌های گوناگونی می‌تواند نقش مؤثری ایفاء کند که شامل مواردی است همچون؛ توانایی تشخیص، تبیین و توضیح احساسات دیگران، دریافت و ارائه بازخورد به آنان، در نظر گرفتن اهداف واقع گرایانه و دست یافتنی و به کار بردن راهبردهای حل مسئله. [۱]

مهارتهای زندگی از نگاه اسلام

عناوینی که در فراز قبلی در ارتباط با» انواع مهارت‌های زندگی «ذکر شد، درواقع نگاه غربی‌ها به موضوع بوده و با فرهنگ و روحیات جوانان مسلمان ما همخوانی ندارد؛ زیرا از دیدگاه سکولاریستی رهبران فکری دنیای غرب، همه چیز بر اساس» اصالت سود و منافع شخصی «استوار است و هر آنچه خاطر انسان و منافع مادی وی را آزرده سازد، به عنوان آفت و آسیب تلقی شده و برای مبارزه با آن، چاره اندیشی می‌گردد و طرح مباحثی نظیر؛ ارتقاء مهارت‌های زندگی از همین زاویه بررسی می‌شود. در این مسیر،» ترس «مذموم بوده و صرفنظر از اَنواع و اَشکال مختلفی که دارد، باید با آن مبارزه کرد؛ لذا ترس از خدا، ترس از تضییع حقوق دیگران و ترس از گناه، از اصل و اساس معنی نداشته و باید با آن مبارزه شود تا خاطر انسان هدف در این دیدگاه مکدّر نشود و منافع وی به خطر نیفتد.

در این مکاتب فکری» تحمل صبر و مقاومت «نوعی» خودآزاری «تلقی شده و با ارائه نسخه مهارت‌های زندگی، شهروندان دنیای کفر و بی‌دینی می‌آموزند تا با ارتکاب انواع گناهان و عبور از خط قرمزهایی نظیر؛ روابط دختر و پسر و استفاده از مشروبات الکلی و انواع مواد مخدر و در بعضی نِحله‌های فکری از طریق تمسک به شیطان و خرافه پرستی، تحت درمان قرار گیرند. متأسفانه بسیاری از نویسندگان متعهد و مسلمان نیز بدون توجه به تفاوت ماهوی دیدگاه‌های اسلام و غرب در موضوع مهارت‌های زندگی، الگوهای القاء شده توسط آنها را به عنوان قالب و فرم قطعی پذیرفته‌اند و برخی نیز با چاشنی کردن چند آیه و حدیث، تلاش می‌کنند تا الگوهای آنها را اسلامیزه کرده و به آنها رنگ و بوی دینی دهند، در حالی که دیدگاه آنها از ریشه و اساس، با نگاه اسلام عزیز و کتاب آسمانی ما تفاوت دارد.

البته بیان این مطلب به معنای عدم استفاده صحیح از مطالعات و پژوهشهای تجربی، علمی و روانشناسی غربیها و نفی همه دستاوردهای آنها در این رابطه نیست، بلکه باید مواظب بود تا مرز بین دستاوردهای قطعی مبتنی بر رشد و تعالی انسان، از طریق تجربه و آزمایش، با القاء اباحه گری و دین ستیزی شناسایی و تفکیک گردیده و از این قبیل دستاوردها به عنوان چاشنی و روش‌های تکمیلی در مباحث مربوط به ارتقاء مهارتهای زندگی استفاده شود.

در همین راستا پس از پژوهش‌ها و مطالعات فراوان و تفحص عمیق در آیات و روایات و تفاسیر معتبر نظیر؛ تفسیر المیزان علامه طباطبایی» ره «تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی» ره «تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر منشور جاوید آیت الله جعفرسبحانی و تفسیر تسنیم آیت االله جوادی آملی برای نخستین بار در جهان اسلام، در این کتاب طرح جدیدی تحت عنوان کلی» قرآن و مهارتهای زندگی «ارائه می‌شود.

در این نگاه، همه مهارت‌های مورد نیاز جوانان عزیز و آحاد طبقات جامعه در چهار عرصه ارتباط با خدا، خود، مردم و محیط زیست (دنیا) وجود دارد و هیچگونه نیازی به کپی کردن افکار باطل غربیها نمی‌باشد. این الگوی جدید می‌تواند به عنوان» زیربنای آموزش کاربردی قرآن و عترت «مطرح شده و سرلوحه فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی قرآن کریم قرار گیرد.

نکته بسیار جالب و قابل توجه در نگاه قرآن و روایات، جامع نگری و عنایت به همه ابعاد وجودی انسان و زندگی می‌باشد. از این نگاه،» مهارت تنظیم روابط با خدا، خود، مردم و دنیا «از چنان گستردگی برخوردار است که هیچ‌یک از نیازهای واقعی انسان را بلاتکلیف نگذاشته و برنامه زندگی وی را با اصل قرار دادن فطرت و جوهره وجودی انسانی تدوین و تبیین می‌نماید.

در نگاه قرآن و اهلبیت عصمت و طهارت «علیهمالسالم»، مهارتهای زندگی در چهار حوزۀ شناخت و تنظیم روابط با «خالق، مخلوق، خود و محیط زیست» بررسی شده و به همۀ نیازهای واقعی انسان پاسخ می‌دهد.

قرآن، بهترین کتاب مهارتهای زندگی است

ساختار این کتاب، بر اساس روایتی از امام صادق (ع) استوار شده است. این امام بصیر با روش کلاسیک و منظم، همه مهارت‌های مورد نیاز انسان را به چهار گروه اصلی تقسیم می‌کنند که عبارتند از؛ (۱ مهارت خداشناسی

(۲ مهارت خودشناسی

(۳ مهارت مردمشناسی

(۴ مهارت دنیاشناسی سپس هریک از مهارت‌های یادشده را به هفت بخش تقسیم نموده‌اند. این مجموعه می‌تواند به عنوان سرفصل‌های آموزشی و طرح درس، در کارگاه‌های آموزشی و کلاس‌های درسی تدریس شده و تحولی بنیادین در زندگی جوانان عزیز و آحاد جامعه جهانی ایجاد کند و آرامش هدفمند و خوشبختی ماندگار و نشاط و شادمانی را به ارمغان آورد.

ما در این کتاب، ابتدا متن فرمایش امام صادق (ع) را آورده و سپس بر اساس آیات قرآن کریم و روایات نقل شده از سایر معصومین» علیهم السلام «موضوع خاص کتاب حاضر را شرح دادهایم.

متن کامل حدیث مهارتهای زندگی در بیان امام صادق (ع)

۱ الف: متن روایت از مِصْباحُ کتاب» الشریعَ ومِفْتاحُ الحَقیقه «تألیف شهید ثانی استخراج شده و سندیت و استحکام حدیث به دلیل (ارجاع به کتاب مِصْباحُ الشریعه)، توسط امام خمینی» درره «کتاب عُروَ ة الوُثقی، متن عربی، ج ۱، ص ۶۱۴ و نیز به خاطر استفاده از روایت در تفسیر موضوعی آیتاالله جوادیآملی، ج ۱۷، ص ۱۸۴ تأیید شده است.

ب: ترجمه و شرح حدیث و تدوین نموداری و مقایسه آن با» مهارتهای زندگی «مصوب سازمان جهانی یونسکو، تحت عنوان» قرآن و مهارت‌های زندگی «برای نخستین بار در این کتاب ارائه شده است.

بهتر است ابتدا در یک نگاه اجمالی و کلی این مهارت‌های چهارگانه اصلی و بیست و هشت بخش فرعی آنها را تبیین نماییم.

ترجمه و شرح موضوعات فرعی مهارتهای زندگی

مهارت خداشناسی

اصول هفتگانه تعامل با خدا

امَااُصُولُ مُعامَلَۀِ الله فَبِسَبْعَۀِ اَشْیا

۱ اداء کردن عملیِ حقوق الهی

۲ استمرار عمل و حفظ حدود الهی

۳ شکر نعمتهای اله

۴ راضی بودن به قضای الهی

۵ صبر و تحمل سختیها

۶ بزرگداشت مرزهای خدایی

۷ اشتیاق برای رسیدن به خدا

مهارت خودشناسی

اصول هفتگانه تعامل با خود اُصُولُ مُعامَلَۀِ لنَفْسِ سَبْعَۀ َ

۱ جهاد و خودسازی

۲ ترس از جهنم

۳ تحمل ریاضت

۴ راستی همه‌جانبه

۵ انجام کارها فقط برای کسب رضایت الهب

۶ اخراج غیرخدا از سرزمین دل ُ

۷ تنظیم همه کارها با شاقول دین، عقل وفهم

مهارت مردم شناسی

اصول هفتگانه تعامل با مردم

اُصُولُ مُعامَلَۀِلْخَلْقِ سَبْعَۀ

- ۱ بردباری و تحمل دیگران

- ۲ بخشندگی

- ۳ تواضع و فروتنی تواضع

- ۴ سخاوتمندی و کرم و بزرگواری

- ۵ مهربانی قلب مهربانی

- ۶ مهربانی عملی نصیحت

- ۷ انجام درست هر کارعیاعدا عدالت و هرچه را برای خود خواستن، برای دیگران نیز خواستن

مهارت دنیاشناسی

اصول هفتگانه تعامل با وَدنیا اُصُولُ مُعامَلَۀِ الدُنْیا َالسَبْعَۀ

۱ قناعت و راضی بودن به کمترین امکانات

۲ تقسیم شادی و دارایی خود با دیگران

۳ نرفتن به دنبال چیزی که نیست

۴ پرهیز از زیاده خواهی

۵ بیرغبتی نسبت به دنیا

۶ آفت شناسی

۷ فرار از خواسته‌های نفسانی

و ریاست طلبی

اهداف سهگانه مهارتهای زندگی از نگاه امام صادق (ع)

- ۱ «بنده اختصاصی خدا شدن»

- ۲ کسب» قرب الهی

- ۳ عضویت در جمع» عاشقان خدا « امید است محتوای این کتاب گامی باشد در راستای تحقق توصیه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‌ای «اَطالَ اللهُ عُمْرَهُ الشﱠریف «درخصوص ارائه الگوی» سبک زندگی اسلامی و ایرانی «و شناخت هرچه بیشتر مبانی و مبادی موضوعات مرتبط با نیازهای ضروری آحاد جامعه به ویژه جوانان عزیز.

پیشینه بحث

اینک که این امکان و فرصت تاریخی برای مردم و دولت کریمه فراهم آمده، ازجمله کارهایی که باید در اولویت برنامه‌ریزی، نظم، سازمان دهی، حمایت و پشتیبانی قرار گیرد، مسئله» امر به معروف و نهی از منکر «است که یکی از اصول عملی اسلام می باشد و در میان علمای اسلامی و خصوصاً در کتب فقهی، زیاد مورد بحث قرار گرفته است.

معمولاً کسانی که در این باره مطلب نوشته اند، بحث خود را در چندقسمت آورده‌اند.

(۱ بیان آیات قرآن و روایات معصومین» علیهم السلام «که در این موضوع، بسیار زیاد است.

(۲ بیان تعاریف معروف و منکر واحیاناً به تبع آن، بحث حُسن و قُبح عقلی (برای شناخت معروف و منکر).

(۳ تعیین واجب کفایی یا عینی بودن آن.

(۴ بیان شرایط وجوب آنکه، فقهاء معمولاً برای آن چهار شرط ذکر می‌کنند: علم و معرفت، احتمال اثر و نتیجه، مترتب نشدن مفسدهو، اصرار متخلّف بر ادامه آن.

(۵ مراتب و درجات آن که در اخبار، به طور کلی سه درجه؛ قلب، زبان و دست برای آن ذکر شده و فقهاء این مطلب را این گونه تفصیل می‌دهند که؛ در مرتبه قلب، اِبراز تنفر قلبی از یک عمل یا عکس العمل منفی است، مثل؛ ترک معاشرت یا اظهار تأسف و ناراحتی با قیافه. در مرتبه زبان، ابتدا پند و نصیحت ملایم و بعد درشتی و خشونت. برای مرتبه عمل نیز درجاتی ذکر کرده اند و اغلب جایی را که منجر به قتل یا جراحت شود، مشروط به اجازه حاکم شرع می‌دانند؛ زیرا اجازه دادن به عامه مردم در این موارد، مستلزم هرج و مرج در اجتماع میشود. ۱

تاریخچه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی

در حدود هزارسال پیش، تشکیلاتی به نام دایره حِسبه یااِحتساب در جامعه اسلامی پدید آمد. این دایره به عنوان امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شده و پایه دینی داشته و از شؤون حکومت اسلامی بوده است محتسِبین و مخصوصاً آنان کهدر رأس دایره حِسبه بوده اند، می‌بایست هم عالِم می‌بودند و هم متّقی و امانتدار، و از اینرو یکنوع احترام دینی هم در میان مردم داشته مُحتَسِب اند، ناظر و مراقب اعمال مردم بوده که مرتکب منکرات نشوند و مخصوصاً شراب خواران را تحت

- ۱ در شرایط استقرار جمهوری اسلامی ایران، وظیفه آحاد جامعه حسب رهنمود مقام معظم رهبریزید» عزّه، «صرفاً» تذکر لسانیاست «و مراتب تنبیهی و مجازات متخلّفین متعمّد، به عهده دستگاه قضائی و نیروی انتظامی است (مؤلف).

نظر قرار می‌داده‌اند، لذا شاعران در اشعار خود در کنار مسئله مِـی و میخوارگی، از جور محتسب بسیار نالیده‌اند.

نکته جالب درباره این دایره، وسعت نظرهای اصلاحی مسلمین در گذشته است، آنها مسئله امر به معروف و نهی از منکر را به چند مسئله عبادی، محدود نکرده بلکه این اصل را عملاً ضامن همه اصلاحات اخلاقی و اجتماعی خود می‌دانستند تا آنجا که علاوه بر مبارزه با تظاهر بهفسق، حتی وظیفه شهرداری‌های امروزی (مانند بازرسی لبنیات فروشی‌ها جهت رعایت بهداشت و...) و حتی بعضی کارها که امروزه به کلی بر زمین مانده است، مانند نظارت بر امور مساجد و منابر که واعظی حدیث دروغی نخواند و مردم را به بدعتی دعوت نکند و... هم بر عهده محتسب بود.

البته به دو نکته در این زمینه باید توجه کرد؛ اولاً اگرچه دایره احتساب، یک دایره رسمی وابسته به حکومت بوده، اما سایر مردم هم وظیفه امر به معروف خود را تا آنجا که بر عهده عموم است، مثل؛ تذکر و موعظه و اِعراض و... انجام می‌داده‌اند و آن را به عنوان یک وظیفه حتمی برای خود تلقی می‌کرده اندثانیاً. هرچند این دایره وابسته به حکومت خلفاء بوده و بالطّبع نمی‌توانست صد درصد مقاصد شارع را تأمین کند، ولی در جای خود، اقدام مفیدی در این زمینه به نظر می‌رسد.

انسان وقتی به توصیه‌ها و بیاناتی که راجع به امر به معروف و نهی از منکر وارد شده، رجوع می‌کند و فواید چشمگیری که برایش مطرح کرده‌اند و بعد، عمل نشدن به این واجب الهی را در جامعه می‌بیند، بسیار متأسف می‌شود.

قرآن کریم می‌فرماید: مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ به زودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است/ ۷۱) «توبه).

در جای دیگری از قرآن هم آملﱠذینَـده؛» اَاِنْاهُمْمَکﱠفِینّـالْاَرْضِـ اَقامُواـ الصﱠلاهَاتَوُاوء هَالزﱠوَکارُوااَمَبِالْمَعرُوفِـوْا و هَـنعَنِ الْمُنْکَرِـ: (مؤمنان) همان کسانی (هستند) که هرگاه در زمین به آنها قدرت (و توانایی) دهیم، نماز را برپا میدارند و زکات می‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، ... / ۴۱) «حج).

این آیات اشاره به این دارد که؛ لازمه ایمان حقیقی (نه تقلیدی)، رابطه و علاقه مؤمنان به سرنوشت یکدیگر و لازمه این محبت و علاقه، امر به معروف و نهی از منکر است. لازمه امر به معروف و نهی از منکر هم این است که بندگان، به وظیفه خود عمل کنند، از جمله؛ عبادت و خضوع نسبت به پروردگار (نماز) و همچنین کمک و دستگیری از فقراء (زکات) و در یک کلام، لازمه اصل امر به معروف و نهی از منکر، اطاعت خدا و رسول و زنده شدن همه دستورات دینی می‌باشد.

چراکه برپایی نماز، نشانه برقراری رابطه تنگاتنگ بین خدا و بنده است و دادن زکات، نشان و نمادی از ایجاد رابطه سالم اقتصادی در جامعه و پُرکردن شکاف‌ها وفاصله‌های عمیق می‌باشد و امر به معروف و نهی از منکرعاملی برای حفظ، گسترش و تقویت ارزش‌های الهی و انسانی در جامعه اسلامی و اصلاح نقاط آسیب پذیر فرد و مسؤولان و جامعه شمرده می‌شود، تا در نهایترحمت خداوند که کارهای خود را با سنّت های حکیمانه اجرا می‌کند، شامل حال گردد.

امام باقر (ع) در این خصوص فرموده اندالْفَرائِضُ، بِها:» تُقامُ وَ تَأمَنُالْمَـذاهِبُ،

ظالِمُ، وَ تُعْمَـرُ الْاَرْضُ، وَ یُنْـتَصَـفُ مِنَ الْاَعداءِ، وَ یَسْتَـقیمُ الْاَمْـرُ: به وسیله آن، فرایض برپا می‌شود و راه ها ایمن، و کسب و کارها حلال، و مظالم، بازگردانده و زمین، آباد می‌گردد و حق از دست رفته، از دشمنان باز پس گرفته می‌شود و کارها استقامت پیدا می‌کنند ۱. « امروز اگرچه به هیچ شکل، چنان قدرتی برای اقامه این اصل نیست، اما آنچه بیشتر جای تأسف دارد، این است که فکر این مسئله هم به کلی از ذهن مسلمین خارج شده و آنچه در گذشته به عنوان امور اجتماعی دینی مطرح بود، امروزه اساساً جزء امور دینی شمرده نمی‌شود. مظاهری هم که در این اواخر به نام امر به معروف و نهی از منکر در زندگی اجتماعی ما پیدا شده، چنان است که باید گفت: اگر امر به معروف و نهی از منکر،

همین است، بهتر که متروک بماند.

اما سبب متروک شدن این اصل، بیشتر خود ما بوده ایممثلاً. اولین شرط عمل به این اصل، داشتن حُسن نیّت و اخلاص است و ما فقط در مورد منکراتی که علنی است و به آنها تجاهر می‌شود، حق اعتراض داریم، اما

- ۱ فروع کافی، ج ۵، ص. ۵۶ در گذشته نزدیک، یک عده مردم ماجراجو که می‌خواستند حساب خود را با دیگران صاف کنند، چندصباحی در گوشه مدرسه‌ای زندگی کرده، عبا و عمامه‌ای تهیه می کردند و سپس با دستاویز قرار دادن این اصل مقدس، چه حرف ها و جنایت ها و منکرات شنیعی که انجام نمیدادند.

نکته دیگر اینکه متأسفانه ما امروز در اجرای این اصل، فقط به دو چیز توجه داریم؛ پند و بند؛ اول پند می‌دهیم، اگر اثر نکرد، به بستن و زدن متوسل می‌شویم. البته شکی نیستکه نصیحت و اِعمال زور، دو وسیله برای کارند؛ اما نه وسیله‌های منحصر به فرد و می توان از راه حل‌های دیگر مانند؛ تشویق یا برنامه‌ریزی های صحیح دیگر برای رفع تدریجی عیوب و مشکلات اجتماعی که تأثیر بیشتری هم دارد، استفاده کرد. ۱

همان‌طور که ذکر شد، در اخبار و روایات، سه مرحله برای این قبیل امر و نهی‌ها ذکر شده است؛ قلب و زبان و یَدما. معمولاً از مرحله قلب، به جای حُسن نیت، اخلاص و علاقه به سرنوشت مسلمین، در ذهن خود جوش و خروش‌های بیجا تصور میکنیم. از مرحله زبان، به جای بیان‌های روشن کننده، موعظه‌ها وپندهای تحکّم آمیز می‌فهمیم واز مرحله ید و عمل، به جای تدبیر و تبلیغ عملی، تنها اِعمال زور را! در مجموع

برای گفتن و نوشتن و خلاصه برای زبان و مظاهر آن بیش از اندازه اهمیت قائلیم و همه کارها را از گوش و زبان می‌خواهیم؛ در حالی که

۱ –دَه گفتار، مرتضی مطهری، ص ۷۰ تا. ۸۲

تأکید اسلام بر وجود الگوی عملی در اخلاق، بسیار بیشتر از تأکید بر

کُونُوانصایحدُعاهًلفظیلِلنﱠاسِاست؛» بِغَیْـرِ اَلْسِنَـتِکُم: چنان باشید که مردم را بدون سخن گفتن،] به کار خیر[دعوت کنید ۱. «

مطلب دیگر این است که؛ گذشته از اینکه می بایست در این مسئله، عمل را هم دخالت دهیم، باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که؛ عمل فردی خصوصاً در دنیای امروز، چندان مفید نیست و همکاری و همفکری و مشارکت لازم است؛ یﱡهَا» اَالﱠذینَامَنُواء اصْبِرُواصـابِرُواوَرابِطُـواوَ وَاتﱠقُـوا

االلهَکُمْلَعَلﱠتُفْلِحُـونَـ: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صبر کنید و رابطه تان با یکدیگر را حفظ کنید/ ۲۰۰) «آلعمران) ۲.

نکته بسیار مهم دیگر این است که؛ منطق را دخالت نمی‌دهیم، یعنی در این کار باید تدابیر عملی اندیشید و دید چه طرز عملی، مردم را به فلان کار نیک تشویق می‌کند یا از فلان کار زشت بازمیدارد. عکسالعمل ما عموماً به جای تدبیر و اندیشیدن، اکتفاء کردن به پند و اندرز و موعظه و ملامت بوده و هیچ‌گاه به فکر چاره جویی برنیامده‌ایم زیرا؛ اصلاً توجه نداشته‌ایم که امر به معروف و نهی از منکر، تعبدی محض نیست و یکی

از شرایط آن، احتمال تأثیر است، یعنی احتمال بدهی که با سخن یا عملت، واقعاً مصلحت تشریع این حکم برآورده می‌شود.

در مورد بسیاری از عبادات که تعبدی محض هستند (مانند؛ نماز، روزه و...)، احتمال تأثیر را شرط نکرده‌اند اما در امر به معروف، شارع، کارها را به عهده عقل و منطق ما گذاشته است. به قول صاحب کتاب جواهر، یگانه چیزی که باید در نظر گرفت، این است که به چه شکل و با چه کیفیت و وسیلهای، به هدف نزدیک می‌شویم.

- ۱ اصول کافی، ج ۲، ص، ۷۸ باب وَرَع.

۲ -اَلمیزان، علامه طباطبایی، ج ۴، ص ۹۳ تا ۱۳۷، ذیلآیه، بحث » اهتمام اسلام به عمل اجتماعی. «

راستی، چرا ما مسلمانان از هر طبقه‌ای، شخصیتهای مبرّز داشته ایم؛ اُدبای بزرگ، حکماء، فقهاء، شعراء، نویسندگان و...، اما » مصلح «در جوامع ما بسیار کم بوده است؟! در حالی که اصل امر به معروف و نهی از منکر در اسلام می‌باید مصلحین زیادی به وجود آورده باشد، مخصوصاً که پیشوایان ما مثل امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) افتخار می کردند که خود را» مصلح«بنامند؛ امام علی (وَع) فرمودند: ] خدایا! اگر در پی حکومت رفتیم، به خاطر این بود که[می‌خواستیم در سرزمینهای تو اصلاح گری کنیم ۱ «و امام حسین (ع) هم اِنﱠمَافرمودند: خَرَجْتُ» لِطَلَبِالْاِصْلاحِ فی اُمﱠـهِ جَدّی: فلسفه قیام و نهضت من، اصلاحگری در امت جدّم بود ۲. «

خلاصه اینکه؛ اگر بخواهیم این اصل را احیاء کنیم، باید مکتب و روشی عملینه (صرفاً زبانی) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و منطبق بر اصول روان‌شناسی و جامعهشناسی بیاوریم ولی قبل از آن، لازمه پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر، شناخت آن است، حرکت بدون شناخت در هر موضوعی، راه رفتن در تاریکی است.

این نوشتار که اینک در پیش روی شماست، با هدف شناساندن امر به معروف و نهی از منکر و موضوعات پیرامونی آن تدوین شده است.

- ۱ نهج البلاغه، خطبه. ۱۳۱ - ۲ بحار الانوار، ج ۴۴، ص. ۳۲۹


جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

در قرآن کریم میِ خوانیم: باید گروهی از شما باشند که (دیگران را) به خیر دعوت کنند و به معروف امر کرده و از منکر نهی نمایند و آنان هستند که رستگارانند/ ۱۰۴) «آلعمران).

پیام رسال این آیه آن است که آنان که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، به فلاح و رستگاری می رسند و خوشبختی و سعادت را در آغوش می‌گیرند زیرا؛ در راه فلاح و رستگاری جامعه خود حرکت می‌کنند و خود را در برابر دین و ارزش‌های آن جامعه و رشد و بالندگی آن مسؤول می‌دانند.

درجای دیگری ازقرآن چنین آمده است: شما (مسلمانان) بهترین امتی هستید که برای (هدایت) مردم آمدهاید، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید.../ ۱۱۰)«آلعمران).

آری بهترین امت من، بهترین کاری را که انجام می‌دهند، امر به معروف و نهی از منکر است زیرا؛ اگر کاری مهم تر و بهتر از آن وجود داشت، همان در آیه ذکر می‌شد.

روزی پیامبر گرامی اسلام (ص) برای ارشاد و هدایت مردم بالای منبر رفته بودند. مردی از آن حضرت پرسیادرَسولَ: ای پیامبر خدا بهترینِ! مردم کیست؟«، حضرت در پاسخ فرمود: آن که بیشتر مردم را به معروف وادار کند و از منکر بازدارد و تقوای بیشتری داشته باشد، بهترینِ مردم است ۱. «

- ۱ تفسیر مجمعالبیان، شیخ طبرسی، ج ۲، ص. ۸۱۱


معنای امر به معروف و نهی از منکر

بسیاری از شما خوانده یا شنیده اید که بخشی از دین اسلام را » اصول اعتقادی «و بخشی از آن را» فروع عملی«تشکیل می دهد. اولی در حوزه فکر و اندیشه و دومی در حوزه عمل و رفتار انسان مسلمان قرار دارد.

اصول اعتقادی عبارتند از؛ توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد. برخی از فروع عملی هم عبارتند از؛ نماز، روزه، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و... بنابراین امر به معروف و نهی از منکر، دو فرع از فروع عملی و از واجبها به شمار می‌آید.

امر به معروف چیست

هنگامی که دوست خود را به برپاداشتن نماز دعوت می کنید یا از او می‌خواهید به دیگران کمک کند، او را به معروف فراخوانده اید زیرا؛ برپاداشتن نماز و کمک به دیگران، از کارهای خوب و پسندیده به شمار می‌رود، بنابراین به رفتار و گفتار خوب و پسندیده، «معروف» گفته می‌شود و وادار کردن دیگران به رفتار و گفتار خوب را» امر به معروف«مینامند.

نهی از منکر چیست

اگر کسی به شما درباره موضوعی دروغ بگوید، یا از دیگران بدگویی کند و شما از او بخواهید از دروغ گفتن و یا بدگویی پرهیز کند، او را از منکر نهی کرده‌اید، دروغ گفتن و بدگویی از دیگران، از کارهای زشت و ناپسند است، بنابراین به رفتار و گفتار زشت و ناپسند، «منکرو» و بازداشتن دیگران از چنین رفتار و گفتاری، » نهی از منکر«می‌گویند.

معروفها و منکرها

می‌توان گفت: از نگاه فقهی، معروف‌ها و منکرها، همان بایدها و نبایدها هستند. یعنی اینکه انسان مسلمان به دنبال انجام چه کارهایی باشد و از چه کارهایی پرهیز کند. دانشمندان اسلامی و عالمان دینی، احکام تکلیفی را به پنج گروه تقسیم می‌کنند؛

- ۱ وجوب: حکم وجوب به چیزهایی تعلق می‌گیرد که اصطلاحاً به آن واجب می گویندواجب،. عملی است که الزاماً باید انجام شود و در صورتی که مکلف، آن را ترک کند، معصیت و نافرمانی خداوند متعال را مرتکب شده و سزاوار عذاب الهی خواهد بود، مگر آنکه توبه نماید. مانند؛ نماز، روزه، امانتداری، دفاع از مظلومان و... .

- ۲ حرمت: حکم حرمت به اموری تعلق می‌گیرد که به آن حرام می‌گویند و الزاماً باید ترک شود و انجام داده نشود و در صورتی که مکلف آنها را انجام دهد، از دستورات خداوند سرپیچی کرده و به عنوان گناهکار شناخته می‌شود مگر آن که توبه کند. مانند؛ دروغ، غیبت، تهمت، ظلم به دیگران، شرابخواری و... .

- ۳ استحباب: حکم استحباب به کاری تعلق میگیرد که به آن مستحب می‌گویند و مستحب، عملی است که انجام دادن آن خوب است، اما الزامی نیست و انجام دهنده آن، از ثواب و پاداش آن بهره‌مند می‌گردد، هرچند که اگر آن را ترک کند، به عنوان گناهکار شناخته نمی‌شود بلکه از همان ثواب (و نیز مزایای دنیایی آن) محروم شده است. مانند؛ نمازهای مستحبی در شبانه روز، روزه گرفتن سه روز از هر ماه، شستن دست‌ها پیش از غذا خوردن و پس از آن، مسواک زدن، تسلیت گفتن به مصیبتدیدگان و... .

- ۴ کراهت: حکم کراهت به کاری تعلق می‌گیرد که به آن مکروه می‌گویند و مکروه، عملی است که انجام ندادن آن بهتر است، اما الزامی نیست و کسی که آن را انجام ندهد، شخصی مطیع بوده و از پاداش الهی برخوردار خواهد بود، هرچند که اگر آن را انجام دهد، جرم یا گناهی مرتکب نشده است. مانند؛ نگاه کردن به صورت دیگران در موقع غذا خوردن، گذاشتن نان زیر ظرف غذا، بوییدن گیاهان خوشبو برای شخص روزه دار، خوردن و آشامیدن برای شخص جُنُب مگر آنکه وضو بگیرد و... .

- ۵ اباحهعبارت: است از؛ مخیّر کردن شارع، مکلّف را بین فعل و ترک عملی بدون ترجیح یکی بر دیگری؛ درنتیجه مباح به عملی اطلاق می‌شود که فعل و ترک آن، بر مکلّف به طور یکسان رواست. مانند: راه رفتن، قطع نظر از احکام عارضی آن. بنابراین با توجه به توضیحات گذشته، می‌توان گفت: «معوف» (کارهای خوب و پسندیده) شامل واجب ها و مستحب ها می‌شود و در جایی که آن معروف، واجب باشد، امر به آن هم واجب خواهد بود و اگر معروف، مستحب باشد، امر به آن هم مستحب میباشد.

اما «منکرو»، اگر به معنای کارهای زشت و گناه باشد، فقط شامل حرام‌ها خواهدشد واگر بهمعنای کار ناپسند باشد، شامل هم حرام‌ها و هم مکروه‌ها خواهد بود. بنابراین اگر کاری حرام باشد، نهی از انجام آن، واجب است و اگر کاری، مکروه باشد، نهی از آن کار مکروه، مستحب خواهد بود.

نتیجه آنکه؛ امر به معروف و نهی از منکر، به امر به معروف و نهی از منکر واجب و امر به معروف و نهی از منکر مستحب تقسیم می‌شود.۱

مراحل امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر دارای سه مرحله است؛

مرحله قلبی

در این مرحله انسان مؤمن با دیدن اینکه کار خوبی توسط دیگران انجام می‌شود، در دل خود خوشحال می‌شود و سرور و شادمانی از چهره او نمایان می‌گردد و نیز با مشاهده کار ناروایی، در دل و درون خود اندوهگین می‌گردد و ناراحتی و نفرت در چهره او، خود را نشان می‌دهد.

امیر مؤمنان امام علی (ع) می‌فرماید: رسول خدا (ص) به ما دستور داده است که با اهل معصیت، با چهره‌های گرفته برخورد کنیم ۲. « غیو نطق ف غیو ایماء ف سجل صدهزاران توجمان، خیزد ز دل

- ۱ تحریر الوسیله، امام خمینی» ره«، ج ۱، ص. ۴۴۴ - ۲ وسایل الشیعه، ج ۱۶، ص. ۱۴۳

مرحله زبانی

در این مرحله فرد مسلمان با گفتن جملهای، مخاطب خود را بع کار خوبی تشویق و وادار می کند و یا با گفتن جمله‌ای، او را از کاری نادرست بازمیدارد.

مرحله عملی

در این مرحله، با عمل، فردی را به کار خوب، وادار یا از کار زشت بازمی دارند. منظور این است که اگر با تذکر زبانی، معروف انجام نشد و یا فردی از کار زشت دست برنداشت، عملاً جلوی او را می‌گیرند یا او را به کار خوب وادار می‌نمایند و به تعبیر گر، دی با اِعمال قدرت، او را به کاری یا ترک آن، وادار می‌کنند.

مراحل سه‌گانه امر به معروف و نهی از منکر، به ترتیبی که گفته شد، باید رعایت شود حتی در هر مرحله، آن را می‌توان درجه‌بندی کرد. اگر با درجه پایین‌تر، هدف محقق می‌شود (یعنی معروف انجام می‌گردد و منکر ترک می‌شود)، نباید از درجات بالاتر استفاده کرد.

لازم به توضیح است که؛ مرحله قلبی و زبانی، وظیفه همگان است اما برخورد عملی بر عهده دولت اسلامی است. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت االله خامنه‌ای فرمودهاند: » در جامعه اسلامی، تکلیف عامه مردم، امر به معروف و نهی از منکر با لسان است، اما اگر به برخورد بکشد، آن دیگر به عهده مسؤولین است ۱. «


- ۱ روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ / ۲۳ تیر. ۱۳۷۳ /

شرایط وجوب امر به معروف

در چه صورتی امر به معروف و نهی از منکر واجب است؟

گاهی این پرسش پیش می‌آید که؛ در چه شرایطی امر به معروف یا نهی از منکر، بر انسان مکلف، واجب می‌شود؟

عالمان و دانشمندان اسلامی در کتاب‌های خود، چهار شرط را آورده‌اند که اگر همه این شرط‌های چهارگانه وجود داشت، امر به معروف و نهی از منکر واجب می‌شود، در غیر این صورت، واجب نخواهد بود. اما آن عبارتند از؛

علم و آگاهی به معروف و منکر

فردی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، باید بداند آن کاری را که مخاطب ترک کرده، معروف است تا او را به انجام معروف وادار کند و نیز بداند کاری را که آن شخص انجام می‌دهد، منکر است تا او را از آن عمل نهی کند.

بنابراین در جایی که نمی‌داند آنچه ترک شده، معروف است و یا آنچه عمل می‌شود، منکر است، امر به معروف و نهی از منکر معنا ندارد.

احتمال تأثیر

شخصی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، در صورتی که بداند یا احتمال بدهد که امر و نهی او در مخاطب، تأثیرگذار خواهد بود، باید این عمل را انجام دهد اما اگر بداند که امر و نهی او تأثیری ندارد یا اینکه مخاطب را به انجام گناه، بیشتر وادار می‌کند، باید از امر و نهی پرهیز کند.

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت االله خامنه‌ای بر این باورند که اگر امر به معروف و نهی از منکر فریضهای همگانی و فراگیر گردد، حتماً تأثیرگذار خواهد بود. ایشان فرمودند: » منکری را که دیدید، با زبان تذکر دهیداصلاً. لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر سخنرانی بکنید، یک کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید، کی می‌تواند منکر را ادامه بدهد...«؟

بعضی گفته‌اند که؛ باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد، من می گویم: احتمال تأثیر همه جا قطعی است مگر در نزد حکومتهای قلدر، قدرتمند و سلاطین. آنهایند که البته حرف حساب به گوششان فرونمی رود و اثر نمی‌کند، اما برای مردم، حرف اثر دارد.۱

استمرار گناه

در صورتی که فردی در حال انجام گناهی است که از نظر زمانی تداوم می‌یابد، مانند اینکه به تمسخر، عیبجویی و یا آزار و اذیت دیگران مشغول است و از این کار دست برنمی دارد و یا اینکه گناهی را انجام داده است ولی بنا دارد برای بار بعدی نیز آن را تکرار کند، باید او را از این عمل نهی کرد. اما اگر خود آن فرد از گناه دست بردارد و یا نشانه های اطمینان آوری از انصراف او از گناه وجود دارد، نهی او لازم نیست.


- ۱ سخنرانی معظمله در دانشگاه تهران، مورخ / ۲۲ اردیبهشت. ۱۳۷۷ /

امر و نهی، مشکل ساز نباشد

اگر فردی که امر و نهی می‌کند، بداند که از سوی مخاطب، پیامدهای خطرناکی برای او پدید خواهد آمد و ضرری بر جان و مال و یا آسیبی بر آبروی او وارد خواهد شد، امر و نهی بر او واجب نیست و همچنین است اگر این خطر و ضرر برای بستگان و دیگر مؤمنین پیش آید.

بنابراین اگر همه این شرط‌های چهارگانه وجود داشته باشد، بر انسانِ مکلف، امر به معروف و نهی از منکر واجب است وگرنه حتی با نبودن یکی از این چهار شرط، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.۱

مسئله - بر مکلف، یادگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر (و اینکه در کجا واجب است و در کجا واجب نیست و در چه موردی جایز است یا جایز نیست)، واجب است تا رد امر و نهی، خود، مرتکب منکَـر نشود.۲

اهمیت آشنایی با شیوه‌های امر و نهی

از آنجا که اصل امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت بسیار زیادی در جوامع اسلامی دارد، شیوه‌های انجام آن هم بسیار مهم هستند و باید با آنها آشنایی داشت.

در روایتی از پیامبر اکرم (ص) می خوانیم: » هرکسی امر به معروف می کند، باید شیوهاش نیز معروف باشد ۳. «

- ۱ تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ۱، ص ۴۴۶ تا. ۴۵۶ - ۲ همان، ص. ۴۴۸ - ۳ کنز العمال، حدیث. ۵۵۲۳

هر گناهی که از فردی سر می‌زند، ممکن است به دلیلی باشد. برای مثال، خانم بدحجاب، امکان دارد این عملش دلایلی داشته باشد از جمله؛ مسئله حجاب را نمی‌داند و فکر می‌کند عیبی ندارد.

فلسفه حجاب و آثار شوم بیبندوباری را نمی‌داند.

کمبودی دارد که می‌خواهد خود را مطرح کند.

طبق هوا و هوس و میلش عمل می‌کند.

. ۵ می‌خواهد از سایر بدحجابها عقب نماند..۶ مادر و خواهر و دوستانش بدحجابند.

می‌خواهد با نظامی که طرفدار حجاب است، مخالفت کند.

. تبلیغات سوء در او اثر گذاشته است.

فکر می‌کند بیحجابی، رمز ترقی وروشنفکری است.

می‌خواهد با دیگران فرقی داشته باشد.

.۱۱ فکر می‌کند بدحجابی، گناه سادهایاست و لطمهای به کسی نمی‌زند. کسانی که می‌خواهند منکر بدحجابی را نهی کنند، باید همه این ریشه‌ها را بررسی کنند و برای هریک نسخه خاصی بنویسند.

در اینجا معلوم می‌شود که نهی از منکر علاوه بر وظیفه عمومی، یک کار تخصصی است و نیاز به کارشناسان علمی، روانی، اجتماعی، تبلیغی و هنری داردآمِرین. به معروف و ناهیان از منکر بایداز دانشمندان، متفکران، مصلحان و دلسوزان جامعه باشند.

اگر می‌بینیم که گاهی نهی از منکرها بی اثر است، گناه را تنها به گردن فرد خلافکار نیندازیم، زیرا گاهی شیوه‌های واحد برای دردهای متنوع مثل نسخه واحد برای مرضهای گوناگون است و شفابخش نخواهد بود.


در آیه ۱۸۹ سوره بقره می‌خوانیم:.: نیکی در این نیست که از بی راهه به خانه‌ها وارد شوید. نیکی در تقوا و در ایناست که از درِ خانه‌ها و راهِ آن وارد شوید. «

این آیه ضمن اینکه این عقیده خرافی را که؛ » در حال احرام در سفر حج، از پشت خانه‌ها وارد می‌شوند«، را رد می‌کند، همچنین می‌گوید: هر کاری راهی دارد، زمانی دارد، مکانی دارد، رهبری دارد، شیوه‌ای دارد و در انجام کارها باید شرایط را در نظر گرفت.

در احادیث معصومین» علیهم السلام «ما آمده است؛ امام باقر (ع) در ذیل آیه ۱۸۹ سوره بقره فرمود:» خانه‌ها را از راهش وارد

شوید یعنی؛ هر کاری را از راهش انجام دهید! (برای هر دردی، نسخه‌ای خاص لازم است و برای هر منکری، شیوهای مخصوص و برخورد ویژهای لازم است). «

امام رضا (ع) هم فرمود: » هرکسی کاری را از شیوه خودش وارد شود، لغزشی پیدا نخواهد کرد و اگر لغزشی رخ دهد، حیله‌ها و شیطنتها او را خوار نخواهد کرد ۱. «

از امام جواد (ع) هم نقل شده که فرمود: » هرکسی که راهکار را نداند، ریشه‌های ناشناخته کار، او را در انجام، فلج خواهد کرد. «

نتیجه این روایات در بحث ما آن است که؛ برای هر معروف و منکری، از هر شخصی، در هر مکانی و هر زمانی، شیوه‌ای خاص لازم است که اگر مراعات نشود، امکان دارد اثر منفی دهد.

همان گونه که برای هر کاری، شیوهای وجود دارد، ممکن است برای یک کار، شیوه های زیادی هم وجود داشته باشدمثلاً.؛ یکی از

- ۱ الحیاة، ج ۱، ص. ۳۴۹

معروف‌هایی که در قرآن و روایات، روی آن تأکید فراوانی شده، کمک به مردم و انفاق می‌باشد. قرآن برای اینکه این معروف را در مردم احیاء کند، شیوه‌های متعددی به کار برده است از جمله؛ » - ۱ سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است...۱ «،

» من در روی زمین، جانشینی ] نمایندهای[قرار خواهم داد... ۲ «،» آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید ... ۳ «؛ دنیا کم است و تو انسان و جانشین خدایی. حیف است که تو اسیر دنیا شوی. در این شیوه، قرآن با معرفی جایگاه انسان که خلیفه خداست و جایگاه دنیا که متاع قلیل است، انسان را آماده انفاق می‌کند.

۲ -ﱢ» اموالتان را با زکات دادن، حفظ کنید ۴ «

اگر مالی را در راه خدا بدهی، سایر اموال تو بیمه خواهد شد، بنابراین ضرر نمی‌کنی.

- ۳ و» و انفاق کنید...!

(با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! ۵ «... اگر به فقرا کمک نکنی، اموال تو نابود خواهد شد زیرا؛ آه فقرا یا یورش محرومان، مالکیت تو را متزلزل خواهد کرد.

/ ۷۷ - ۱ نساء. / ۳۰ - ۲ بقره. / ۳۸ - ۳ توبه. - ۴ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص. ۴

/ ۱۹۵ - ۵ بقره (البته آیه در مورد تأمین بودجه جنگ و کمک به رزمندگان است که اگر حمایت نشوند، مسلمین شکست می‌خورند).


- ۴ هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد (و جای آن را پر میکند)...۱ «؛ اگر چیزی

را در راه خدا بدهی، خداوند جای آن را پُـر خواهد کرد. این وعده در قرآن آمده است.

»-۵ بسپس ما، او و خانهاش را در زمین فروبردیم،...۲ «،. و فرعونیان را غرق نمودیم... ۳ «؛ کسانی که کمک نکردند، در آب و خاک غرق شدند.

نگاهی به تاریخ فرعون و قارون، آن را ثابت میکند.

»-۶ و (انصار) آنها (مهاجران) را بر خود مقدّمـ می‌دارند...۴ «؛ افرادی به راحتی در راه خدا ایثار کردند،

تو چرا عقب ماندی؟ انسان‌ها در کمالات باید در حال مسابقه و رقابت باشند.

۷ «. همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد... ۵ «؛ ؛ مثال مالی که انفاق می‌شود، مثال دانه‌ای است که در زمین کاشته می‌شود و از آن، هفت خوشه بیرون می آید که در هر خوشه، صددانه است.

/ ۳۹ - ۱ سبأ. / ۸۱ - ۲ قصص. / ۵۴ - ۳ انفال. / ۹ - ۴ حشر. / ۲۶۱ - ۵ بقره.

» - ۸ و با آن، صورت‌ها و پهلوها و پشتهایشان را داغ می‌کنند... ۱ «؛ اموالی که در دنیا گنج می‌شوند و به فقرا کمک نمی‌شوند، در قیامت، داغ می‌کنند و بر پیشانی و پهلوی سرمایه داران می‌گذارند و به آنان خطاب می‌شود؛ این همان چیزی است که در دنیا اندوخته بودید.

تمام تعبیرات فوق که برخاسته از آیات قرآنی است، شیوه به تمکین درآوردن مردم برای انفاق به فقراست.

شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر

شیوه گفتاری

در این شیوه، آمِر و ناهی، با مخاطب خود از راه گفتگو ارتباط برقرار می‌سازد و با سخن و باین خود، او را به معروف فرامیخواند و یا از منکر برحذر می‌دارد.

در این شیوه، نکته‌های زیر باید رعایت گردد؛

الف. استفاده از گفتار نروم

آمِر و ناهی برای تأثیرگذاری در مخاطب خود، از کلمات و سخنانی که از آن عطر دوستی به مشام می‌رسد، استفاده کندمثلاً. بگوید: برادر عزیز و بزرگوار! این کار با شخصیت شما نمی‌سازد، یا اینکه اگر میخواهد او را به معروف وادار کند، بگوید: آقای محترم! شما که این قدر خوب و نجیب هستید، اگر این کار را هم انجام دهید، چقدر بهتر می‌شود.


/ ۲۶۱ - ۱ بقره.

امام علی (ع) سُنﱠهُفرمودهاندالْاَخْیارِ:» لینُالْکَلامِوَاِفْشاءُ السﱠلامِ سنّت: (و راه و روش) خوبان و برگزیدگان مردم، سخن نرم و آشکار کردن سلام است ۱. «

همچنین ایشان درجای دیگر فرموده‌اند: هرکس سخنش نیکو باشد، پیروزی و موفقیت پیش روی اوست ۲. « نکته: در مواردی لازم است از لحن و کلام درشت یا عصبانیت و تهدید برای جلوگیری از منکر و انجام معروف استفاده شود که آن هم از چهارچوب ادب و اخلاق اسلامی نباید خارج شود.

ب. پنردآمیرز باشد

گفتار پندآمیز در جان و روح، ریشه دوانده و ماندگار می شود؛ زیرا فطرت انسان‌ها پذیرای آن است. خداوند بزرگ هنگامی که حضرت موسی و هارون را برای ارشاد و هدایت فرعون میفرستد، گذشته از آن که از آنان می‌خواهد با او به نرمی سخن بگویند، راه چگونگی سخن گفتن با فرعون را نیز نشان می‌دهند: (ای موسی!) بهسوی فرعون که سرکشی پیشه ساخته، برو، پس به او بگو: آیا می‌خواهی که پاک و پاکیزه شوی؟، (آیا می‌خواهی) تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا بندهای خداترس گردی«؟ ۳

اینکه آیا میل به پاکی داری و آیا میخواهی مقرّب درگاه خداوند شوی؟ سؤالی است که از هرکس بپرسند، پاسخ منفی نمی‌دهد، از این رو فرعون نیز پاسخ منفی نداد اما گفت که موسی دروغ می گوید و هدفش چیز دیگری است.

- ۱ غرر الحکم و درر الکلم، ج ۴، ص. ۱۳۰ - ۲ همان، ج ۵، ص. ۳۰۶ ۱۷ - ۳ تا / ۱۹ نازعات.

ج. مخاطب را از خود بداند

آمِر و ناهی به گونه‌ای سخن بگوید که مخاطب احساس کند او را از خود می‌داند و خیر و صلاح او را می خواهد. آنچه را برای خود نمی‌پسندد، برای او نیز نمی پسندد. در این صورت احساس تقابل و جدایی در او پدید نمی‌آید، بلکه احساس یگانگی و هم دلی ایجاد میشود.

پیامبران الهی در گفتار خود با مردم نمی‌گفتند: ای مردم چنین و چنان کنید! بلکه از تعبیریا » قَوْمِ: ای قوم من! ای مردم من! ۱ «بهره میگرفتند.

لقمان حکیم نیز به فرزندش گفت: » پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده!، پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه...، پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، ۲. «...

نکته: از نگاه برخی، استفاده از پند و موعظه، امر به معروف و نهی از

منکر به شمار نمی‌رود اما اگر مخاطب با پند و موعظه، معروف را انجام دهد و از منکر دست بردارد، باید همین روش را به کار گرفت.۳


۱- برای مثال به آیات ۲۰ و / ۲۱ مائده و ۵۹ تا / ۷۱ اعراف و ۲۸ و / ۹۳ هود مراجعه شود. ۲- بخشی از آیات ۱۳، ۱۶ و / ۱۷ لقمان. - ۳ تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ۱، ص ۴۴۸، مسئله. ۳

شیوه نوشتاری

گاهیآمِر و ناهی به دلایلی، شرایط را برای امر به معروف و نهی از منکر زبانی و گفتاری، مناسب نمی‌بیند اما یادآوری کتبی و نوشتاری را مؤثر تشخیص می‌دهد و از این شیوه بهره می‌گیرد.

روشن است که در یادداشت کتبی نیز نرم بودن و پندآمیز بودن جملات و حفظ کرامت و شخصیت مخاطب باید مراعات گردد. از دیگر جاهای بهره‌گیری از این شیوه، نوشتن مقالات سودمند، کتاب ها و پیام های تبلیغاتی در راستای تشویق به معروفها می‌باشد.

شیوه رفتاری

منظور این است که گاهیآمِران و ناهیان با پای بندی خود به ارزشهای دینی و احکام الهی، بترین امر به معروف و نهی از منکر را در رفتار خود نشان می‌دهند. به ویژه اگر از کسانی باشند که نقش الگو برای بخشهایی از جامعه را داشته باشند.

روشن است که اگر پدر یا مادری که خود سیگاری است، به فرزندش بگوید: سیگار نکش، یا اینکه خود دروغ بگوید و از او بخواهد که دروغ نگوید یا خود نماز نخواند و از او بخواهد که نماز بخواند، این سخنان، کمترین اثر را در دل فرزند او می‌گذارد. اما اگر خود او، همه این مسائل را رعایت کند، شاید نیازی به امر و نهی زبانی او نیز نباشد. همین گونه است نقش معلمان، استادان، روحانیون، مسؤولان، مدیران کشور و... .

امام صادق (ع) به شیعیان خود فرموده استکُونُوا: اَنْفُسِـکُمْ» اهًدُعاِلَی بِغَیْـرِ اَلْسِنَتِـکُم: مردم را به دین و مذهب خود به غیر زبان هایتان (و با عمل خود) دعوت کنید ۱. «

امام خمینی» ره «هم در این باره گفته‌اند:» از بزرگترین افراد امر به معروف ونهی از منکر و شریف‌ترین و مؤثرترین آن و جایگیرترین آن در دل ها، به ویژه آنکه آمِر و ناهی اگر از دانشمندان دین و پیشوایان مذهب باشند، این است که معروف را از واجب و مستحب عمل کنند و منکر و مکروه را کنار گذارند و به اخلاق پیامبران و روحانیون (و مردان الهیمتخلّـق) گردند و از اخلاق سفیهان و اهل دنیا دوری جویند تا اینکه با عمل و اخلاق خود، آمِر و ناهی باشند و مردم به او اقتداء نمایند (و او را الگوی عمل خویش قرار دهند) ۲. «

استاد شهید، آیت الله مطهری» ره «نیز اشاره زیبایی دارند؛» شما اگر بخواهید به شکل غیرمستقیم امر به معروف کنید، یکی از راه‌های آن، این است که خودتان صالح و باتقوا باشید. خودتان اهل عمل و تقوا باشید. وقتی خودتان این طور بودید، مجسمه‌ای خواهید بود از امر به معروف و نهی از منکر. هیچ چیز، بشر را بیشتر از عمل، تحت تأثیر قرار نمی دهد ۳. «

نکته: از آنچه بیان شد، نباید این گونه برداشت شود که اگر کسی خود معروفی را ترک کرد یا منکری را انجام داد، حق ندارد آمِـر به معروف و ناهی از منکر باشد، بلکه اگر شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر فراهم باشد، بر او نیز واجب است که امر به معروف و نهی از منکر کند.


- ۱ وسائل الشیعه، ج ۱، ص. ۷۶

- ۲ تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ۱، ص ۴۶، مسئله. ۱۵ - ۳ حماسه حسینی، استاد مرتضی مطهری، ج ۲، ص. ۱۰۶

شیوه نامحسوس

در جاهایی، امر به معروف و نهی از منکر در صورتی اثر می‌بخشد که آمِر و ناهی مستقیماً با مخاطب خود ارتباط برقرار سازد و با او به گفتگو بنشیند. اما گاهی شرایط زمانی یا مکانی یا اشخاص مورد خطاب به گونه‌ای است که نمی‌توان به شکل مستقیم امر و نهی کرد و شاید هم اثر منفی داشته باشد. در این موارد از » شیوه نامحسوس و غیرمستقیم«استفاده می‌شود.

نمونه‌هایی از این روش عبارتند از؛ الف. معلم در کلاس، روحانی در مسجد و... (با اشاره به آن معروف یا منکر) بگوید: » برخی از عزیزان گاهی دچار فراموشی می شوند و این کار خوب را انجام نمی‌دهند «و یا بگوید:» شیطان از غفلت برخی از افراد استفاده می‌کند و از طریق آنان، فلانکار ناشایست را انجام می‌دهد. «

امام خمینی» ره«در مسائل سیاسی به ویژه در مسائل داخلی و خطاب به گروه‌ها و جناح‌های مختلف و نیز برای تصحیح یک فکر و اندیشه که تبدیل به یک جریان می‌شد، از این روش بهره می‌گرفتند.۱

ب. دربرخی موارد، آمِر و ناهی با احترام گذاشتن، سلام کردن و کمک کردن به مخاطب، بدون اینکه درباره معروف یا منکر سخنی بگوید، او را به سمت عمل به معروفمثلاً (نماز) کشانده یا از منکر بازمیدارد.

- ۱ ر.ک. به؛ صحیفه نور.

ج. گاه امر و ناهی با عمل خود، به مخاطب، درس پای بندی به ارزشها را می‌دهد.۱

د. در مواردی، با بهرهگیری از راه واسطه (یادداشت، فرد دیگر، هدیه کتاب مناسب و...)، مخاطب را به معروف، دعوت و یا از منکر، برکنار می‌کند. مانند اینکه از دوستان یا از پدر و مادر او کمک میگیرد.

امام صادق (ع) درباره برخی که رفتار ناشایستی داشتند، به اصحاب خود فرمود: » نزد او بروید و او را از آن (کار ناپسند) بازدارید. اگر پذیرفت، به مقصود دست یافته‌اید و اگر نپذیرفت، به سراغ کسانی (و واسطه‌هایی) بروید که می‌توانند او را تحت فشار قرار دهند و او ازآنان حرف‌شنوی دارد (و سخن آنان را گوش می کند و می‌پذیرد) ۲. «

در داستان زیر هم بهروشنی بهره‌گیری از شیوه نامحسوس (غیرمستقیم) مشاهده می‌شود؛

امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از جایی عبور می کردند. پیرمردی را دیدند که وضو می‌گیرد اما آن را بهخوبی (و درستی) انجام نمیدهد. آن دو طرحی ریختند تا به گونه‌ای » نامحسوس و غیرمستقیم«او را متوجه سازند و وضوی کامل و درست را به او بیاموزانند. هردو به ظاهر باهم بگومگو کردند و هریک به دیگری می‌گفت: من درست وضو می‌گیرم اما وضوی تو درست نیست. به پیرمرد که ناظر این درگیری ساختگی بود، گفتند: بیا بین ما قضاوت و داوری کن، ما هردو وضو می گیریم، ببین وضوی کدامیک از ما درستتر است؟

- ۱ ر.ک. به؛ شیوه عملی.

- ۲ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص. ۴۱۴

هردو وضوی کامل و درستی گرفتند و منتظر پاسخ و داوری پیرمرد ماندند اما او که به اشتباه خود پی برده بود و نیز فهمید که آنان به این روش خواسته‌اند کار او را اصلاح کنند، گفت: وضوی هردو خوب و درست استمنِ. پیرمردِ جاهل هستم که وضوی درستی نگرفتم و اکنون از شما آموختم و به برکت شما توبه می‌کنم (و از این پس درست وضو می‌گیرم).۱

شیوه فردی و جمعی

گاهی آمِر و ناهی با ارتباط فردی خود با مخاطب و تذکر زبانی به او، می‌تواند تأثیرگذار باشد و معروف را محقق سازد یا اینکه از انجام منکر یا ادامه آن جلوگیری کند، ولی گاه به تنهایی تأثیرگذار نیست اما اگر گروهی سه یا چهار نفره یا بیشتر با مخاطب گفتگو کنند، مؤثر می‌افتد. در این صورت لازم است به شکل جمعی به امر به معروف و نهی از منکر اقدام نمایند.۲

شیوه تدریج

آمِر و ناهی در برخی موارد و درباره بعضی از اشخاص، به شرایط ویژه‌ای برخورد می‌کند و تشخیص می‌دهد که در این مورد خاص باید فراخوان تدریجی به معروف داشته باشد یا از منکر نهی کند زیرا در غیر این صورت یا تأثیر مثبتی در مخاطب پدید نمی‌آید و یا اثر منفی بر جای خواهد گذاشت.

- ۱ بحار الانوار، ج ۴۳، ص. ۳۶۹

- ۲ تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ۱، ص. ۴۴۵

به عنوان مثال؛ اگر آمِر و ناهی بخواهد فردی را که در خانواده و محیط غیرمذهبی (یا ضدمذهبی) رشد کرده است، به سمت اسلام و ارزش های اسلامی فراخواند، نمی‌تواند از همان برخورد آغازین، همه بایدها و نبایدها را تبیین کند و از او بخواهد که این فهرست از کارها را عمل کند و این فهرست دیگر را ترک نماید. او باید از توحید شروع کند و در مرحله عمل، از نماز و فلسفه نماز، سخن بگوید، آن گاه به تدریج به دیگر معارف اسلامی بپردازد.

شیوه تکرار

آمِر و ناهی در مواردی ممکن است با یک بار تذکر و یادآوری به مخاطب خود، نتواند او را به انجام معروف یا ترک منکر وادار سازد، اما می‌داند که اگر امر به معروف و نهی از منکر را تکرار کند و چندبار به این کار اقدام نماید، در مخاطب تأثیرگذار خواهد بود، باید از » شیوه تکرار«بهره گیرد.

شیوه تداوم

تداوم و استمرار، از دیگر شیوه‌هایی است که آمِر به معروف و ناهی از منکر، در مواردی از آن استفاده می‌کند. منظور از تداوم این است که؛ اگر آمِر و ناهی بداند با یکمرتبه و یا حتی چندمرتبه (تکرار) تأثیری در مخاطب پدید نمی‌آید اما اگر به شکل مستمر و پیوسته او را به معروف فراخواند و از منکر بازدارد، مؤثر خواهد بود، لازم است این شیوه را به کار گیرد تا به هدف برسد.

شیوه ستایش

در برخی موارد و نسبت به بعضی از افراد، آمِـر یا ناهی تشخیص می‌دهد که اگر از خوبی‌های مخاطب خود، مدح و ستایش کند، او در انجام معروف یا ترک منکر، عزم و ارادع بیشتری از خود نشان می دهد و به اصلاح رفتار ناشایست خود می‌پردازد.

به هر حال افراد، دارای نقاط قوت و خصلت‌های خوبی هستند که با انگشت گذاشتن بر روی آن ویژگی خوب، می توان آن را اصلاح کرد.

مثلاً؛ به کسی که اهل مروّت و جوانمردی است، گفته می‌شود؛ تو که آدم جوانمردی هستی و میدانی که خداوند جوانمردان را دوست دارد، چرا به این انسان مظلوم و ستمدیده کمک نمی‌کنی؟! یا اینکه چرا دستت را روی آدم ضعیفی بلند می‌کنی؟

در روایتی آمده است؛ گروهی از یمن، نزد رسول خدا (ص) آمدند تا نسبت به اسلام آشنایی پیدا کنند. درمیان آنان، مردی بود که از همه بیشتر سخن می‌گفت و با آن حضرت، بسیار بحث و گفتگو (مجادله و بگومگو) می‌کرد (و از بس به این کار ادامه داد و سخنان بیهوده راند که) سرانجام پیامبر (ص)(از این کار او) ناراحت و خشمگین شد به گونه‌ای که رنگ چهره آن حضرت تغییر کرد. در این هنگام جبرئیل، خدمت آن حضرت رسید و گفت: پروردگارت تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید: این مرد، انسان سخاوتمند (و اهل جود و کرماست) و دیگران را اِطعام می‌کند.

پیامبر (ص) با شنیدن این خبر، آرامش خود را یافتند و خشم و ناراحتی، از چهره حضرت برطرف شد. به آن شخص رو کرده و فرمود: اگر جبرئیل از سوی خداوند به من خبر نداده بود که تو شخص سخاوتمندی (و اهل جود و بخشش) هستی، به گونه‌ای تو را از نزد خود می‌راندم که دیگران پس از تو، از آن سخن بگویند (یعنی داستان تو بر سر زبانها بیفتد).

(اما اکنون که معلوم شد انسان سخاوتمندی هستی، فرد محترمی به شمار می‌روی و نباید با تو چنان برخوردی کرد). آن شخص (که از این سخن خوشحال شده بود)، پرسید: آیا پروردگار تو سخاوت (و بخشش) را دوست دارد؟ حضرت فرمود: آری، آن مرد همان وقت اسلام آورد و به توحید و رسالت پیامبر (ص) گواهی داد.۱

شیوه نکوهش

در پارهای موارد و افراد، آمِر یا ناهی تشخیص می دهد که اگر به نکوهش و ملامت فرد نسبت به ترک معروف یا انجام منکر بپردازد، مؤثر خواهد بود.

قرآن کریم در آیات متعددی به سرزنش و ملامت برخی انسان های گریزان از حق پرداخته و با تعبیرهای متفاوت و متنوعی از آنان یاد کرده است؛ » ا: مرگ بر این انسان، چقدر کافر و ناسپاس است ۲. « چرا آنها از این تذکر روی گردانند؟، به خران رمندهای مانند، که از شیری گریزان شده‌اند ۳. «

- ۱ کافی، ج ۴، ص ۳۹ و وسائل الشیعه، ج ۶، ص. ۸ / ۱۷ - ۲ عبس. ۴۹ - ۳ تا / ۵۱ مدثر.

» آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه ترند، آنان همان غافلان (از حق) هستند (زیرا با داشتن امکانات، هدایت نشده‌اند) ۱. «

همچنین امیرالمؤمنین امام علی (ع) در موردمذمّت کردن افراد فرموده‌اند «اگر: دیگران را مذمّت میکنی، به اندکی از آن اکتفاء کن ۲. «

زیرا مذمّت بیش از حد، ممکن است آثار و پیامدهای منفی در مخاطب پدید آورد و او را در رفتار ناپسند و زشت، بیشتر فروبرد، بدیهی است در این صورت، اصلاح رفتار این افراد، سختتر و دشوارتر میگردد. روانشناسان نیز در خصوص تربیت فرزندان و یا دانش آموزان بر شناخت حد و حدود نکوهش و سرزنش و زمان و مکان استفاده از آن، تأکید کرده‌اند.

سرزنش و ملامت دیگران، از مصادیق تنبیه (و مرحله‌ای از آن) به شمار می‌رود (از این رو از آوردن تنبیه به شکل جداگانه و مستقل خودداری شده است). هرچند تنبیه در مراحل دیگر خود در مواردی خاص، می‌تواند مؤثر واقع گردد.

البته سرزنش و نکوهش را نباید با بدزبانی و دشنام دادن اشتباه کرد، زیرا دو مقوله جداگانه اند. بدزبانی و دشنام دادن، آثار منفی دارد و دیگران را سرخورده، عقدهای و پرخاشگر می‌سازد.

/ ۱۷۹ - ۱ اعراف. - ۲ غرر الحکم و درر الکلم، ج ۳، ص. ۱۱۶

شیوه کنتـرل

یکی دیگر از راه‌های تحقق معروف و انجام آن و ترک منکر، از سوی فرد یا افراد، شیوه اِعمال کنتـرل و مراقبت بر رفتار مخاطب است به گونهای که خود او بداند که زیر نظر قرار دارد.

این شیوه در حوزه های مختلف مانند؛ تعلیم و تربیت فرزندان و دانشآموزان و نیز کنترل افراد در جامعه و یا کارکنان در محیط کار (برای ارتقاء و افزایش کارایی و کاهش تخلفات) و... کاربرد دارد.

اگرچه استفاده از این شیوه در تعلیم و تربیت، دقت و ظرافت ویژهای می‌طلبد، زیرا نباید در مخاطب، احساس زندانی بودن دست دهد یا به گونهایاِعمال شود که آزادی و اختیار و انتخاب از او سلب گردد.

امیرمؤمنان امام علی (ع) در منشور حکومتی خود به مالک اشتر، در زمینه نظارت بر رفتار کارگزاران چنین فرمودند:» در: کارهای کارگزارانت تفقّـد (جستجو و بررسی) نما و جاسوسانی (و نیروهای اطلاعاتی ویژه) که از مردم راستگوی و وفادار باشند، بر آنها بگمار (تا رفتار آنان را زیر نظر گرفته و برای تو گزارش کنند) زیرا مراقبت (و نظارت) نهانی (و مخفی) تو بر کارهایشان، آنان را به رعایت امانت و مدارا و مهربانی با مردم وامیدارد. «

شیوه یادآوری نعمتها و مسؤولیتها

برخی از افراد، گاه بر اثر غفلت زدگی، در انجام واجب ها، سستی می‌ورزند یا پاره‌ای از گناهان را مرتکب می شوند، اگر کسی به آنان یادآوری کند که؛ عزیز من! این قدرت و سلامتی جسم و...، نعمت هایی است که خداوند به تو ارزانی داشته است، سپاسگزاری از خداوند و شکر از نعمت‌هایش، استفاده درست از آنها و در راهی است که برای سعادت و خوشبختی تو قرار داده است؛ شکر چشم، مطالعه، کسب علم و معرفت، زیارت پیشوایان دینی و برادران ایمانی، صله رَحِم و... می باشد. شکر گوش و زبان و سایر اعضاء نیز به کار گرفتن آنها در جهت کار و تلاش سالم و سازنده است، انسان در برابر همه این نعمت ها مسؤول است و مورد سؤال قرار خواهد گرفت و باید پاسخگو باشد.

در قرآن کریم می‌خوانیم:

«همانا گوش و چشم و دل، از همه اینها انسان، مورد سؤال قرار میگیرد ۱. «

»: (در روز قیامت یقیناً) همه شما از نعمتهایی که داشتهاید، بازپرسی خواهید شد ۲. «

«... از آنچه انجام دادهاید، حتماً بازپرسی خواهید شد ۳. «

شیوه بیان پاداش

گاهی آمِر یا ناهی با بیان پاداش عمل خوب، می‌تواند مخاطب را به انجام آن ترغیب کند و با بیان کیفر و عِقاب عمل زشت و منکر، او را از انجام یا تکرار آن بازدارد.

/ ۳۶ - ۱ اسراء. / ۸ - ۲ تکاثر. / ۹۳ - ۳ نحل.

در سراسر قرآن کریم و در موارد بسیاری، از این شیوه استفاده شده است: روزی (قیامت)، که انسان به یاد سعی و تلاش خود (در دنیا) می‌افتد و جهنم برای هر بیننده آشکار میگردد، اما آن که سرکشی (و طغیان) کرده و زندگی دنیا را برگزیده است، همانا جهنم جایگاه اوست و اما آنکه از مقام پروردگارش ترسیده و خود را از هوای نفس بازداشته، یقیناً بهشت جایگاه اوست ۱. «

امام صادق (ع) هم فرموده‌اند: » هرکس در جوانی قرآن بخواند و مؤمن باشد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته شود و خداوند او را با فرشتگان که سفیران حق هستند، همدم سازد و قرآن برای او حایل و مانعی از آتش دوزخ باشد و در حق وی دعا کند ۲. «

شیوه تغافل

در برخی موارد، برای اصلاح رفتار ناشایست فرزند، دانشآموز، کارمند، دوست و...، بهترین واکنش، تغافل در برابر عمل مخاطب است. تغافل یعنی خود را به غفلت زدن، به این صورت که؛ با اینکه آن حرف را شنیده‌ای، آن را نشنیده بگیری و با اینکه آن کار را دیدهای، آن را ندیده بگیری و به روی خود نیاوری! این واکنش شما سبب می‌شود تا فرد از رفتار خود شرمنده شود و در پی اصلاح رفتار خود و بازسازی آبروی ازدست رفته اش برآید. در این موارد برخورد صریح، گاه نتیجه عکس میدهد.

۳۵ - ۱ تا / ۴۱ نازعات. - ۲ ثواب الاعمال و عِقاب الاعمال، ص. ۲۲۶

شیوه ارائه جایگزین

شاید دیده باشید پدرها و مادرهایی را که در خانه، به فرزندان کوچک خود (که به اقتضای سن و از روی حس کنجکاوی، رفتارهایی از خود نشان می‌دهند)، پیوسته توصیه می‌کنند؛ نکن، بنشین، چرا گوش نمی‌دهی؟

مانند آنچه گفته شد، در محیط‌های مدرسه، دبیرستان، دانشگاه و... نیز وجود دارد، هرچند کاری که از یک نوجوان و جوان سرمی زند، به اقتضای سن خود اوست و از رفتار دوران خردسالی عبور کرده است. مسؤولانفرهنگی، تربیتی و اجتماعی موظف هستند برای هر سنّی رفتارهای مناسب و جایگزین رفتارهای نامناسب را تعریف و راهکارهای اجرایی آن را پیش بینی کنند، اما آنچه در حوزه امر به معروف و نهی از منکر در محدوده شناخت آمِر و ناهی باید مورد کنکاش قرار داشته باشد، این است که گاه به فردی که عمل نادرستی انجام می‌دهد، پیشنهاد انجام کار دیگری بدهند.

مثلاً اگر در مجلسی که گروهی گِرد هم آمدهاند تا به اصطلاح گپی بزنند و خوش باشند، منکری رخ دهد و غیبت و بدگویی دیگران را در پیش گیرند، ناهی از منکر نخست تلاش می‌کند مسیر و سمت و سوی این گفتگوها را تغییر دهد و مجلس را از غیبت، بیرون برده و موضوعی دیگر را جایگزین آن سازد و اگر موفق نشد، خود از آن مجلس برود تا به گناه آلوده نگردد.

در روایت داریم؛ یکی از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به نام زاذان، قرآن را با صدای زیبا و به خوبی می‌خواند. از او پرسیدند: این گونه قرائت را نزد که آموختی؟ او لبخندی زد و در پاسخ گفت: روزی امیرالمؤمنین (ع) می‌گذشت، من با صدای زیبای خود شعری را خواندم. آن حضرت از صدای من دچار شگفتی شد و خوشش آمد، به من فرمود: ای زاذان! چرا با این صدای زیبا قرآن را نمی‌خوانی؟ گفتم: به خدا قسم از قرآن چیزی بلد نیستم به جز همان مقداری که در نماز می خوانم! حضرت فرمود: نزدیک بیا. نزدیک رفتم، سخنی در گوش من فرمود که نفهمیدم و ندانستم چه بود. به خداوند سوگند از آن روز تمامی قرآن را (با قرائت درست) حفظ شدم و نیاز پیدا نکردم که درباره قرآن از کسی سؤال بکنم.

این داستان را از امام باقر (ع) پرسیدند. حضرت فرمود: زاذان راست می‌گوید. امیرالمؤمنین (ع) در گوش او اسم اعظم خداوند را خوانده بود.۱

نتیجه اینکه با راهنمایی کردن افراد برای شکوفایی استعدادهای خود در راه درست و تشویق آنان، می‌توان از هدر رفتن استعداد و عمر آنان در کارهای ناشایست، پیشگیری کرد.

شیوه تخلیه روحی ـ روانی

برخی افراد که به رفتارهای ناهنجار گرایش دارند، از جامعه (خانه، مدرسه، محیط) طرد می‌شوند. جای برخوردهای عاطفی و تربیت دینی در زندگی این اشخاص، خالی است و یا حضور کمرنگی از آن را میتوان مشاهده کردمعمولاً. به این افراد و رفتار و گفتار آنان بی‌توجهی شده است، از این رو عقده‌ای بزرگ بر روح آنان سایه انداخته و رنجی ریشه دار با آنان همراه گردیده است و اندوهی جان کاه، آینده را برای آنان تیره و تار جلوه می‌دهد و افسردگی در خانه دل آنان، زاد و ولد کرده است. چنین روح و روانی در برابر مشکلات زندگی، بسیار شکننده می‌شود و یا احساس شکست می‌کند. از این رو به برخی اعمال نادرست


- ۱ تحفه الاَحباب، ص ۱۵۵ (با اندکی تغییر در عبارات).

روی می‌آورد تا آن احساس تلخ را بپوشاند، مانند؛ کشیدن سیگار، اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به مشروبات الکلی، معاشرت با دوستان ناباب، قماربازی و... .

برخی از این افراد در عمر خود هرگز فرد صالح و شایسته‌ای را نیافته‌اند تا درد دل خود را برای او بازگو کنند و از او راهنمایی بخواهند. وقت گذاشتن و گوش دادن به سخنان آنان تا حد زیادی آنان را آرام می‌کند و به تعبیر خودشان، با بیان کردن این درد دل‌ها، سبک می‌شوند و احساس راحتی می‌کنند. گوش دادن (و توجه) به گفتار آنان، خود، نوعی درمان به شمار می‌رود. این را نباید دست کم گرفت و ناچیز پنداشت. آنان می‌گویند: همین که کسی به حرف ما گوش بدهد، هرچند نتواند گرهی از مشکلات ما را باز کند، ما را بس است و نیاز دیگری نداریم!

در دنیای امروز و در سال‌های اخیر، مبحث تعامل اجتماعی به شکل یکی از رشته‌های علمی درآمده و صاحبنظران به پژوهشهای دقیق و منظمی در این باره روی آورده‌اند. آنان در موضوع مهارت اجتماعی در ارتباطات میان فردی، گوش دادن به سخنان مخاطب را از زمینه‌ها یا عوامل مؤثر در ایجاد ارتباطات میان فردی دانسته و کارکردهایی برای گوش دادن را مورد توجه قرار داده‌اند.

پیامبر گرامی اسلام (ص) به سخن کسانی که با او گفتگو می‌کردند، به دقت گوش می‌داد هرچند که بسیاری از سخنان آنان، نکته مهم و مفیدی نداشت، اما حضرت سر تا پا گوش می‌شد تا سخن آنان را بشنود. این روش پیامبر (ص) دست مایه منافقان شد تا به عنوان یک خصلت منفی از آن حضرت یاد کنند و بگویند: » او فقط گوش است و زودباور، حرفهای دیگران را می شنود و باور می کند. «خداوند متعال پیک وحی را فروفرستاد و این خصلت پیامبر (ص) را نقطه قوت او دانستمِ:» برخی از آنان (منافقان) کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند و می‌گویند: او گوش است (زودباور است)، بگو: گوش خوبی برای شماست (و خوشباور بودن او به نفع شماست)، او به خدا ایمان دارد و به (سخن) مؤمنان (نیز) باور دارد... ۱. «

بنابراین، انسان‌های مؤمن اگر بخواهند این خصلت و خلق و خوی پیامبری را در خود پدید آورند، گوش آنان هم باید برای شنیدن پیام های وحی (و عمل کردن به آنها) آماده باشد و هم برای شنیدن سخن دیگران (و ایجاد ارتباط عاطفی)، تا زمینه اصلاح برخی افراد فراهم آید.

شیوه استناد به الگوها

در هر جامعه‌ای، الگوهایی شایسته در حوزه‌های مختلف وجود دارد؛ الگوهایی علمی، فرهنگی و اجتماعی که در زمینه‌های علم، فرهنگ و هنر، دین و اخلاق و... با برخورداری از ویژگیهایی چون؛ بلندهمت بودن، عزم و تصمیم جدی داشتن، صداقت و شجاعت داشتن، کمک به هم نوعان و... زبانزد عام و خاص هستند. در موارد بسیاری برای اصلاح رفتار افراد، استناد به این الگوها، سودمند و کارساز است.

پروردگار متعال، پیامبران» علیهم السلام «و نیز پیشوایان معصوم» علیهم السلام«را الگو و اسوه مردم قرار داده است و پس از آن، مؤمنان حقیقی و به کمال

/ ۶۱ - ۱ توبه

رسیده را اسوه دیگرانقَـدْ کانَـتْمعرفیمیلَکُـمْنماید:» اُسْـوَهٌ حَسَـنَهٌ فی اِبْراهیمَالﱠذینَو مَعَهُ... قطعاً: برای شما در (پیروی از) ابراهیم و کسانی که با اویند (مؤمنان)، سرمشق خوبی (برای زندگی) است...۱ «و» لَقَدْ کانَ لَکُـمْ فی رَسُـولِ االلهِ اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ... یقیناً: برای شما در (اقتداء) به رسول خدا، سرمشقی نیکوست... ۲. «

مردم، بدانند یا ندانند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زندگی خود از الگوهایی سرمشق می‌گیرند و رفتار و گفتار و حتی چگونگی لباس پوشیدن و نوع لباس، راه رفتن، حرف زدن و... را از آن الگوها فراگرفته و به کار می‌بندند. بنابراین بهتر آن است انسان، الگوهای رفتاری خود را، افرادی رشدیافته و انسان‌های کامل قرار دهد که همه رفتار آنان بر مبنای آموزه‌های الهی بوده است نه از سر هوا و هوس.

درباره استناد به الگوها برای تصحیح رفتار دیگران، نمونه تاریخی زیر ذکر می‌گردد؛

روزی پیامبر اسلام (ص) درباره رستاخیز و وضع مردم در دادگاه بزرگ الهی بیاناتی فرمود. این بیانات، مردم را تکان داد و جمعی گریستند و به دنبال آن، گروهی از یاران پیامبر (ص) تصمیم گرفتند پاره‌ای از لذتها و راحتی‌ها را بر خود تحریم کرده و به جای آن به عبادت بپردازند. روزها را روزه گرفته و شب‌ها را به عبادت و نیایش صبح کنند. عثمان بن مظعون هم سوگند خورد که از آمیزش با همسر خود پرهیز کند. روزی همسر عثمان بن مظعون که زن جوان و زیبایی بود، نزد عایشه آمد.

/ ۴ - ۱ ممتحنه. / ۲۱ - ۲ احزاب.

عایشه از وضع او شگفت زده شد و پرسید: چرا به خودت نمی رسی و زینت نمی‌کنی؟

در پاسخ گفت: برای چه کسی زینت کنم؟ همسرم مدتی است که مرا ترک کردهو رُهبانیت پیش گرفته است. این سخن به گوش پیامبر (ص) رسید. دستور داد همه مسلمانان به مسجد آیند. هنگامی که مردم در مسجد جمع شدند، حضرت بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای پروردگار، فرمود: چرا بعضی از شما چیزهای پاکیزه را بر خود حرام کردهاید؟ من سنّت خود را برای شما بازگو می‌کنم (اگر من سرمشق و اسوه شما هستم، باید مانند من باشید)، هرکسی از آن روی برگرداند، از من نیست. من بخشی از شب را می‌خوابم و با همسرانم رابطه جنسی دارم و همه روزها را روزه نمی‌گیرم (و برخی از روزها روزه هستم). آگاه باشید من هرگز به شما دستور نمی دهم که مانند کشیشان مسیحی و رهبان‌ها ترک دنیا گویید؛ زیرا این گونه مسائلو نیز دِیرنشینی در آیین من نیست. رهبانیت امت من در جهاد است، بر خود سخت نگیرید؛ زیرا جمعی از پیشینیان شما بر اثر سخت گرفتن بر خود، هلاک شدند.۱

شیوه تنظیم روابط

همان‌طور که قبلاً ذکر کردیم، هدف از امر به معروف و نهی از منکر، انجام دادن معروف و ترک منکر است. این هدف گاهی با ایجاد ارتباط با مخاطب و یا کم و زیاد کردن ارتباط به دست می آید. تنظیم رابطه با مخاطب ـ با توجه به شرایط ـ به سه گونه شکل میگیرد؛

- ۱ تفسیر مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۳۵، ذیل آیه / ۸۷ مائده و کتاب داستان‌های تفسیر نمونه، ص. ۳۰۱

الف - گسترش روابط

این مرحله از ایجاد ارتباط، آغاز شده و به مراحل توسعه و گسترش آن می رسدآمِر. و ناهی گاهی تشخیص می‌دهد در صورتی که با مخاطبان خود، طرح دوستی و رفاقت بریزد و این دوستی را تداوم و توسعه دهد، می‌تواند آنها را به انجام معروفها وادار و یا از انجام منکرها بازدارد.

این شیوه در بسیاری موارد، اثربخش می‌باشد. بزرگان بشریت، از این شیوه برای هدایت انسان و دعوت به توحید و خیر و نیکی بهره فراوان گرفتهاند. به عنوان نمونه به این داستان توجه نمایید؛

حضرت عیسی (ع) دو نفر از یاران نزدیک خود را برای تبلیغ دین و دعوت به توحید و دست برداشتن از بتپرستی، به شهر اَنطاکیه فرستاد. آنها برای جلب اعتماد مردم، به اذن خداوند، برخی از مریض ها را شفا می‌دادند. داستان این دو نفر به گوش پادشاه آن دیار که بت‌پرست بود، رسید. آنها را احضار کرد و پرسید: شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان حضرت عیسی (ع) هستیم. آمده‌ایم تا تو را از پرستش بت‌هایی که قدرت شنیدن و دیدن را ندارند، به پرستش خداوندی که می شنود و می بیند، دعوت کنیم.

پادشاه گفت: مگر شما غیر از بت‌های ما، خدای دیگری می پرستید؟ گفتند: آری، کسی که تو را حیات و زندگانی بخشیده است، میپرستیم. پادشاه خشمگین شد و دستور داد آن دو را شکنجه و زندان کنند. حضرت عیسی (ع) هم برای کمک به آن دو نفر، وصیّ خودش، شمعون را فرستاد.

شمعون به شکل ناشناس به شهر وارد شد. او از روز نخست با درباریان و اطرافیان پادشاه، طرح دوستی ریخت و با آنان نشست و برخاست داشت.

آنها که از نوع برخورد و ادب و بزرگواری او بسیار خشنود بودند، به او انس و علاقه خاصی پیدا کرده بودند و نزد پادشاه از وی تمجید نموده و به نیکی یاد کردند. پادشاه او را نزد خود فراخواند و وی را انسانی بزرگ یافت. از معاشرت با او خرسند بود و احترام او را رعایت میکرد. روزی شمعون که شرایط را مناسب دید، گفت: ای پادشاه! شنیده‌ام دو نفر را به جرم اینکه تو را به آیین دیگری خوانده بودند، شکنجه و زندانی کرده‌ای؟ آیا به سخنان آنان گوش دادهای؟

پادشاه گفت: خیر، در آن هنگام خشم تمام وجودم را گرفته بود. شمعون گفت: اگر نظر شما مثبت باشد، آندو بیایند تا ببینیم چه می‌گویند!

پادشاه دستور داد آن دو را آوردند. در اینجا شمعون با زیرکی خاصی و با توجه به اینکه آن دو از دوستان خود او بودند، مدیریت جلسه را برعهده گرفت و از آنان پرسید: از سوی چه کسی به اینجا آمده اید؟ گفتند: از سوی پروردگاری که آفریننده هرچیزی است و شریکی ندارد. شمعون گفت: چه آیه و نشانه‌ای بر راستگویی خود دارید؟ گفتند: هرچه شما بخواهید.

پادشاه دستور داد نابینایی آوردند تا آن دو به او بینایی بدهند، آن دو دعا کردند، آن شخص بینا شد. شمعون از فرصت استفاده کرد و به پادشاه گفت: شما نیز اگر از بت‌های خود بخواهید که چنین کاری بکنند، شرافت و بزرگی آنان را اثبات خواهد کرد. پادشاه گفت: بین من و تو که چیز پنهانی وجود ندارد. خدایان ما نه ضرری را دفع می کنند و نه سودی به ما می‌رسانند. آن گاه پادشاه برای اینکه از موضع انفعال بیرون بیاید، پیشنهاد دشوارتری داد؛ اگر خدای شما مرده‌ای را زنده کند، به او ایمان می آوریم.

آنان پذیرفتند و گفتند: خدای ما بر هرچیزی تواناست. پادشاه دستور داد مرده‌ای را که هفت روز از مرگ او گذشته بود، آوردند (برخی گفته‌اند: آن مرده فرزند او بوده است). آن دو دست به دعا نزد پروردگار برداشتند. شمعون نیز آهسته و در دل خود دعا می‌کرد تا آن مرده زنده شود. به اذن خداوند مرده زنده شد. در اینجا بود که پادشاه به توصیه شمعون، به حضرت عیسی (ع) ایمان آورد و عده زیادی از مردم نیز به دین خدا گرویدند.۱

این همه برکت و آثار مثبت، نتیجه تلاش‌های زیرکانه شمعون و ایجاد رابطه دوستانه او با شاه و اطرافیانش و بهره‌برداری بجا و مناسب از شرایط بوده است.

ب - محدودسازی روابط

نوع دیگر از تنظیم رابطه، محدودسازی آن با مخاطب است به این معنا که آمِر و ناهی با فرد یا افرادی، دوستی یا پیوند خویشاوندی دارد و با آنان رفت و آمد می‌کند. برخی از آنان نسبت به انجام معروف ها، سهل انگارندمثلاً (خمس مال خود را نمی‌دهند یا نماز نمی‌خوانند و...) و برخی دیگر، پاره‌ای از منکرها را انجام می دهندمثلاً (دروغ می گویند یا درباره افراد تهمت می‌زنند، عیبجویی می‌کنند و یا...).

اگر آمِر و ناهی احتمال دهد که امر و نهی زبانی او تأثیرگذار است، باید آنان را امر به معروف و نهی از منکر کند. اما اگر گفتن را کارساز نمی‌داند، ولی کم کردن رابطه را مؤثر می‌داند، باید از این شیوه استفاده کند و رفت و آمدهای خود را با آنان کمتر نماید. این روش نیز در مخاطب، آثار تربیتی مثبتی بر جای می نهد و او را نسبت به خطاها و اشتباهات خود آگاه می‌سازد. به عنوان مثال اگر پدری بخواهد فرزندش را از راه اشتباهی که در پیش گرفته، بازدارد و شیوه‌های ملاطفت، گفتگوی دوستانه و کمک بیشتر به او مؤثر نیفتاد، می‌تواند رابطه خود را با او کم رنگ سازد و از کمکهایی که به او می‌نموده است، بکاهد. همینگونه است رابطه معلم با دانش آموز و دانشجو و نیز رابطه ما با دوستان، بستگان و یا سایر افراد جامعه.

- ۱ تفسیر مجمع البیان، ج ۴، ص. ۴۲۰

ج - قطع روابط

گاهی مخاطب یا مخاطبان که معروف را ترک کردهاند و یا به منکر روی آورده‌اند، نه امر و نهی زبانی را پذیرا هستند و نه با توسعه روابط به راه می‌آیند و نه از محدودسازی ارتباط، هراسی به خود می‌دهند! در این صورت اگر مسئله، خانواده‌ای است، در درون خانه و اگر اجتماعی است، در جامعه باید با آن فرد یا افراد، روابط خود را قطع نمایند و به تعبیری دیگر، آنان را از برکت و نعمت نشست و برخاست و معاشرت و گفتگو محروم سازند تا به خود آیند و از خطای خود دست بردارند.

امام صادق (ع) به اصحاب خود فرمود: » چرا مانع رفتار ناشایست برخی افراد نمی‌شوید؟ پاسخ دادند: آنها سخن ما را نمی‌پذیرند. حضرت فرمود: در این صورت از آنان کنارهگیری کنید و از نشست و برخاست با آنان بپرهیزید ۱. «

به دو نمونه از این شیوه که یکی در حوزه خانواده است و دیگری در حوزه اجتماع و در صدر اسلام رخ داده است، توجه کنیم؛

- ۱ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص. ۴۱۵

نمونه (۱ پس از حضرت خدیجه کبری مادر بزرگوار فاطمه زهرا» سلام االله علیها«، پیامبر اسلام (ص) زنان متعددی داشتهاند (که به دلیل جلب نظر قبایل مختلف با شکستن برخی خرافات رایج در میان مردم و جهات دیگر سیاسی و اجتماعی صورت گرفته است). گاه این زنان درخواست‌هایی از پیامبر (ص) داشتند و یا کارهایی می‌کردند که پیامبر (ص) را ناراحت و غمگین می‌ساخت. یک بار خواستههایی داشتند که پیامبر (ص) برای تأدیب آنان، یک ماه رابطه خود با آنان را قطع کرد.

برخی از مفسران گفته‌اند: همسران پیامبر (ص) از مال و ثروت دنیا، چیزهایی از او می‌خواستند (و اینکه بودجه زندگی آنان را بیشتر کند) و برخی از روی حسادت زنانه نسبت به برخی دیگر موجبات آزار پیامبر (ص) را فراهم میساختند. به هر حال سخن و درخواست زنان پیامبر (ص)، معقول، منطقی و در شأن پیامبر (ص) نبوده است که آن حضرت یکماه از آنان قطع رابطه می‌کند تا آنان بیدار شده و به خطا و اشتباه خود آگاهی یابند.

نمونه (۲ در سال نهم هجری، رسول خدا (ص) مردم را برای جنگ با رومیان فراخواند، زیرا خبر یافت که دولت روم، سپاه عظیمی فراهم کرده است تا به جنگ مسلمانان بیاید، از طرفی فصل تابستان و گرمی هوا رسیدن میوه‌ها و آسایش در سایه درختان میوه دار و از سویی دوری راه نگرانی از سپاه فراوان دولت روم، کار بسیج کردن مسلمانان را دشوار ساخته بود. رسول خدا (ص) در این جنگ - برخلاف جنگ‌های دیگر - از همان آغاز، مقصد و هدف خود را برای مردم آشکار کرد تا مردم برای پیمودن راهی دور و کاری دشوار و نبرد با دشمنی قدرتمند. آمادگی کامل داشته باشند.

سپاهیان اسلام به راه افتادند اما در این میان، سه تن از مؤمنان به هاینام کَعب، مُراره و هلال از روی تنبلی و سستی با آنان همراه نشدند و از حضور در این جنگ و دفاع از اسلام، سر باز زدند. آنان پس از رفتن سپاه، پشیمان شدند اما ماندند تا پیامبر (ص) برگردد.

رسول خدا (ص) نیز بدون اینکه جنگی رخ دهد (گفته اند: رومیان با شنیدن حرکت سپاه اسلام، سپاهیان خود را به پایگاه‌های خود برگردانده بودند)، مراجعت کردند، اگرچه در این مسافرت طولانی، مسلمانان سختیهای زیادی را تحمل کردند.

پس از بازگشت پیامبر (ص)، این سه نفر نزد پیامبر (ص) آمده و عذرخواهی کردند. اما پیامبر (ص) با آنان سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد تا از سخن گفتن با آنان خودداری کنند، حتی خویشاوند آنان زن و فرزند آنان، فقط برایشان غذا می بردند ولی با آنان سخن نمی‌گفتند. این قطع رابطه، زمین را با همه بزرگیش بر آنان تنگ ساخت. آنان گاه در میان مردم و گاه در کوه و بیابان به سر میبردندکَعب. می‌گوید: روزی در بازار مدینه راه می‌رفتم که یکی از اهالی شام که برای خرید و فروش به مدینه آمده بود، از من سراغ می گرفت و از مردم می‌خواست کَعب را به او نشان دهند. به من اشاره کردند، نزد من آمد. او نامهای از پادشاه غسّان برای من آورده بود. پادشاه داستان ما را شنیده بود

با سوء استفاده از این فرصت، به من نوشته بود که؛ خبر یافتم که سرورت بر تو جفا کرده است، با آنکه تحمل خواری و زبونی را بر تو واجب نکرده است، نزد ما بیا تا با تو همراهی کنیمکَعب! میگوید: باید دید چرا کار من به اینجا رسیده است که مردی مشرک نسبت به (جذب) من طمع کرده است؟!

به هر حال، این سه تن که ده ها روز آواره و منزوی بودند، حتی تصمیم گرفتند با یکدیگر نیز سخن نگویند و به دعا و توبه مشغول باشند و بالاخره پس از پنجاه روز آیه‌ای نازل شد / ۱۱۸ ) احزاب) و توبه آنان را پذیرفت و آنها با خوشحالی به دامان جامعه اسلامی برگشتند.

شیوه استفاده از هنرهای مختلف، قصه، سرود و شعر

از هریک از عناوین فوق، می‌توان در دعوت به حق و امر به معروف و نهی از منکر استفاده کرد. جذابیت قرآن، موزون بودن شعارهای اذان، طرح جمعه و جماعت و نماز عید، طرح حج، تغییر لباس، نظم صفهای جماعت، سفارش به زیبایی صوت مؤذن، نظافت لباس نمازگزار، زیبایی مسجد، استفاده از بهترین لباس و عطر، نشانه توجه به هنر و زیبایی ها در گرایش مردم به معروف است.

نقش هنر در دعوت به فساد و انحراف، بر کسی پوشیده نیست. سامری با هنر مجسمهسازی خود توانست مردم را منحرف کند.

زیباگویی، فصاحت و بلاغت، بهترین شیوه و اهرم برای جذب مردم است، همان گونه که قیافه زیبا و موزون، نقش مهمی در تأثیر کلام دارد. هیچ‌یک از پیامبران، بدقیافه نبوده‌اند و شرط نبوت آن است که انبیاء از امراضی که موجب تنفر عمومی است، مصون باشند.

انسان به طور فطری، زیبایی را دوست دارد. خداوند آفرینش را زیبا آفریده است. صوت زیبا در تلاوت قرآن، بارها در اسلام سفارش شده است. اسلام برای آرایش انسان دستوراتی داده است. در قرآن، امر شده که هنگام رفتن به مسجد، زینت‌های خود را با خود بردارید، سخن زیبا و مجادله نیکو هم از سفارشهای قرآن کریم است.

یکی از نام‌های قرآن، اَحسن» القصص «است. قصه گویی، یک هنر است و در قرآن، حدود دویست و پنجاه قصه واقعی وجود دارد. امامان ما به فرزندان خود سفارش می‌کردند که؛» اشعار ابوطالب را همچون قرآن حفظ کنید. «شعرا با اشعار خود، بهترین نقش را می توانند داشته باشند. در سرود و جمع خوانی، جاذبه‌ای است که در تک خوانی نیست. از نقش خط زیبا نیز نباید غافل شویم.

پیامبر اکرم (ص) هفده منشی مرد برای کارهای مختلف داشت که زیباترین و خوشروترین آنها، مسؤول ارتباطات حضرت با میهمانهای خارجی بود.

امروز دنیای استعمار از طریق عکس‌های مبتذل ولی زیبا، به اهداف خود می‌رسد. جاسوسان بین‌المللی از طریق زنان زیبا، اخبار محرمانه را با جاسوسی کشف می‌کنند.

در دنیا بیشترین کتابی که به فروش می‌رود، کتاب های رمان است. قصه گویی کار ساده‌ای نیست؛ کار خدایی است. خداوند می فرماید: » ما برای شما قصه می‌گوییم. «مهم‌ترین و سنگینتـرین مسائل علمی، فکری و فرهنگی را می‌توان در قالب داستان به افراد منتقل کرد. به هر حال دنیای هنر و شعر و فیلم و عکس و طرح و خط و قصه، دنیایی است که منحرفان وارد آن شده و از آن به اهداف شوم خود رسیدهاند. این ما هستیم که باید با جهت گیری صحیح، بهتر و بیشتر به سراغ این دنیا برویم.

شیوه توجه به ظرفیت افراد

امام صادق (ع) شخصی را برای مأموریتی به منطقه‌ای فرستاد. او در گزارش خود به امام، از مردم منطقه به شدت انتقاد کرد. امام (ع) فرمود: » ای سراجایمان! دَه درجه دارد؛ بعضی یک درجه ایمان دارند، بعضی دو درجه و بعضی هم هفت تا دَه درجه، نباید کسانی که ایمان کامل تری دارند، از دیگران توقع بیش از ظرفیت داشته باشند. «

در امر به معروف و نهی از منکر، توجه به ظرفیت افراد، بسیار لازم و ضروری است. برای مثال، حساب جوانی که تازه سیگاری شده، از حساب پیرمردی که از سال‌ها پیش معتاد شده، جداست. نسبت به جوان، می‌توان سختگیری بیشتری کرد.

امام صادق (ع) فرمود: ای» کاش شلاّق بر سر جوانان شیعه نواخته میشد تا در دین شناسی تلاش می‌کردند ۱. «در حالی که حضرت، هرگز این تعبیر را در مورد پیرمردان به کار نمی‌برد.

امام معصوم» علیهم السلام«همه مطالب و معارف دین را به همه افراد نمی‌گفتند. برای مثال، جابر جعفی که از یاران امام باقر (ع) بود، هزاران حدیث می‌دانست که حق بازگو کردن آن را نداشت. سلمان فارسی مطالبی می‌دانست که ابوذر نمی‌دانست.

- ۱ بحار الانوار، ج ۱، ص. ۲۱۳ - ۲ همان، ج ۲، ص.

در شیوه تبلیغ انبیاء می‌خوانیم که فرمودند: » ما مأمور هستیم که طبق ظرفیت افراد با مردم صحبت کنیم ۲. «توجه به ظرفیت و حالات افراد حتی در کارهای شخصی و روزمرّه هم باید مورد دقت قرار گیرد. در حدیث می خوانیم:» روح انسان، گاهی علاقمند و گاهی متنفر است ۱. «

هنگامی که آمادگی روحی داری، به سراغ کاری برو. کسالت در عبادت، از چیزهایی است که در دعاها از آن به خدا پناه برده شده است؛

همچنین نشاط در عبادت، از مواهبی است که امامان ما در دعا از خدا خواسته اند. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) می خوانیممَنْ:» هرکس کودک دارد، خود را به کودکی زند ۲. «این به خاطر آن است که بتوانید خودتان را با کودک تطبیق دهید و ظرفیت او را در نظر بگیرید.

شیوه آسان سازی

گاهی افراد گناهکار خیال می‌کنند که ترک گناه و یا انجام فلان معروف، برایشان مشکل است. یکی از راه‌های امر به معروف و نهی از منکر، آن است که ما کار را امکان‌پذیر و شدنی قلمداد کنیم و به مردم بگوییم: » انجام دادن معروف، کار آسانی است. «

حتی می‌توانیم نمونه‌هایی بیاوریم، برای مثال؛ ۱ مگر فلانی در بزرگسالی، به سراغ آموزش نرفت؟ او الآن می‌تواند بخواند و بنویسد.

- ۲ مگر فلانی از تو ناتوانتر نبود؟ اما به حج رفت و برگشت!

- ۳ مگر فلان سیگاری یا تریاکی، بالاخره ترک اعتیاد نکرد؟!

- ۱ شرح نه جالبلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص. ۶۲

- ۴ مگر فلانی که دختر یا پسرش را زود به ازدواج درآورد، خیر ندید؟

- ۵ مگر فلانی که همسر خود را از فامیل گمنام برگزید، زندگی خوشی ندارد؟

- ۶ مگر فلانی که ازدواج آسان کرد، ضرر دید؟

به هر حال، افرادی گرفتار منکراتی هستند و خیال می‌کنند که نمی‌توانند از آن منکرات دست بکشندمثلاً. می‌گویند: ما مدتهاست که صورت خود را اینگونه اصلاح می‌کنیم.

یا؛ یک عمر با فلانی رفیق بودهایم.

یا؛ با فلان گناهکار شرکت داریم، بیعت کردهایم، همقسم شدهایم و... .

یا؛ به همه قصدم راگفتهام، حالا چطور بگویمکه اینکار زشت است؟

در قرآن و روایات، نمونه‌هایی به چشم می‌خورد که انسان اگر اراده داشته باشد، همه چیز برای او آسان می شود. همسر فرعون در کاخ طاغوت، حامی موسی بود و ساحرانی که برای مبارزه با موسی آمده بودند، هم یکباره از طرفداران موسی شدند.

بیان الگوها و نمونه‌ها، آسان سازی ترک منکرات و انجام معروفها از طریق نقل تاریخ و فیلمهایی که ساخته می‌شود، یکی از شیوه هاست.

شیوه بیان نهی از منکر در قالب طنز

روزی بهلول، کارگرانی را دید که به مسجدسازی مشغولند. از آنان پرسید: بانی مسجد کیست؟ گفتند: هارون الرشید. بهلول به سنگ تراش دستور داد که روی سنگی این جمله را حکاکی کند؛ بانی مسجد، بهلول!

سنگتراش سنگ را تراشید و به بهلول تحویل داد. بهلول شبانه از نردبانی بالا رفت و آن سنگ را بر سر در مسجد نصب کرد. روز بعد، وقتی کارگران تابلو را دیدند، به هارون خبر دادند. هارون، بهلول را احضار کرد و پرسید: بانی مسجد من هستم، شما چرا این سنگ را نصب کردهای و خودت را بانی این مسجد معرفی کرده‌ای؟!

بهلول گفت: تو اگر برای خدا مسجد می‌سازی، بگذار نام من باشد. خدا که می‌داند بانی کیست! او با این طنز. به هارون فهماند که؛ تو اخلاص نداری.

روز دیگر بهلول وارد مجلس هارون شد. چون هارون در مجلس حضور نداشت، بهلول جای هارون نشست. خادمان او را از آنجا بلند کردند و کتک زدند. همین که هارون وارد مجلس شد، به او گفت: من چنددقیقه جای تو نشستم، کتک خوردم، وای به حال تو که عمری در جای اهل بیت پیامبر نشسته‌ای! و با این طنز، به هارون گفت: راه تو باطل و حکومت تو غصبی است.

شیوه تدریج

همان گونه که شیطان، انسان را گام به گام به فساد می‌کشاند (از گام‌های شیطان، پیروی نکنید...) ۱، راه اصلاح و امر به

/ ۱۶۸ - ۱ بقره

معروف نیز باید گام به گام باشد. در مورد تحریم شراب، این شیوه را مشاهده می‌کنیم؛

شرابخواری در چند مرحله منع شد؛

مرحله اول: این آیه نازل شد؛ ذُونَ»...تﱠخمِنْهُـ سَکَرِزقًارًاوَ حَسَـنًا...:

(و از میوه‌های درختان نخل و انگور،) مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می‌گیرید ۱ «...؛ از انگور، هم رزق نیکو ساخته می شود و هم مایع مست کننده، و این مطلب اشاره به این است که مایع مست کننده، نیکو نیست.

مرحله دوم: این آیه نازل شد؛ » ...ومَنافِعُلِلنّـاسـِثْمُهُماوَاَکْبَـرُ...: ...و منافعی (ازنظر مادی) برای مردم دربردارد؛ (ولی) گناه آنها ازنفعشان بیشتراست...۲ «؛

گرچه در قمار و شراب، منافعی به چشم می‌خورد، ولی ضرر آنها بیشتر است. با این بیان، منکر بودن شراب را اعلام می‌کند.

مرحله سوم: این آیه نازل شد؛: » در حال مستی به نماز نزدیک نشوید...۳ «؛ هنگام نماز خواندن، مست نباشید.

مرحله چهارم: این آیه نازل شد: «شراب و قمار... پلید و از عمل شیطان است...۴ «؛ شراب به کلی حرام است؛ خواه مست بشوید یا نشوید؛ کم باشد یا زیاد؛ هنگام نماز باشد یا غیرنماز.

/ ۶۷ - ۲ نحل. / ۲۱۹ - ۱ بقره. / ۴۳ - ۲ نساء. / ۹۰ - ۳ مائده.

این شیوه مرحله‌ای، دارای زمانبندی و با تاریخ معین نیست و در توسعه جغرافیایی نیز یک مسئله معقول است، همان گونه که پیامبر اکرم (ص) ابتدا به خودسازی ۱ فرامی خواند، بعد به بستگان ۲ هشدار می‌دهد،

سپس به اهل مکه و اطراف مکه ۳، و در پایان، همه مردم کره زمین ۴ را مخاطب قرار میدهد.

در مورد ربا نیز این مراحل تدریجی به چشم می‌خورد؛ مرحله اول: این آیه نازل شد؛ سودی که به مال شما از طریق ربا اضافه می‌شود، نزد خدا افزایش نیست ۵. مرحله دوم: قرآن، رباخواری را از عادات زشت یهودیان می‌شمارد.۶

مرحله سوم: قرآن، انسان را از ربای مضاعف و زیاد نهی می‌کند.۷ مرحله چهارم: قرآن، رباگرفتن را به منزله اعلام جنگ با خدا می‌داند.۸

مسئله تدریج و حرکت گام به گام، یکی از اصول تربیتی به شمار می‌رود. یکی از اعتراضات کفار این بود که می‌گفتند: چرا قرآن به یک باره بر رسول االله نازل نشد؟! خداوند در قرآن می فرماید: نزول تدریجی برای آرامش روح، مؤثر است.۹

۴ - ۴ و / ۵ مدثر. / ۲۱۴ - ۵ شعراء. / ۹۲ - ۶ انعام. / ۲۸ - ۷ سبأ. / ۳۹ - ۱ روم. / ۱۶۱ - ۲ نساء. / ۱۳۰ - آلعمران. / ۲۷۹ - بقره.

/ ۳۲ - فرقان.

شیوه احترام به ارزشهای دیگران

یکی از راه‌های جذب، احترام به اصول و ارزش‌های دیگران است. اگر نقاط مثبت فرد یا گروهی را پذیرفتیم و ستایش و احترام کردیم و سپس از نکته منفی او نهی و انتقاد کردیم، موفق خواهیم بود.

همین که مسلمانان صدر اسلام به خاطر فشار کفار مکه به حبشه هجرت کردند، کفار، هیأتی را همراه با هدایا برای پادشاه حبشه فرستادند تا مسلمانان را از کشور اخراج کند. نجاشی، پادشاه حبشه گفت: من باید خودم حرف‌های مسلمانان و کفار را بشنوم، لذا از سخنگوی مسلمانان، جعفر طیار پرسید: حرف شما چیست؟ ایشان، اهداف اسلام را مطرح کرد. کفار برای تحریک شاه که مسیحی بود، گفتند: مسلمانان به حضرت عیسی بی‌توجهی می‌کنند. جعفر طیار، سوره مریم را که در آن سیمای زیبای حضرت عیسی آمده بود، تلاوت کرد. نجاشی مسیحی که دید اسلام به مقدسات آنان این همه احترام گذاشته است، اشک شوق در چشمش حلقه زد و مسلمانان را در پناه خود حفظ کرد. کفار هم مأیوسانه به مکه بازگشتندحُسن. سلیقه و بلاغت و روان‌شناسی تبلیغاتی جعفر طیار، سبب پیدایش مکتب اسلام در حبشه شد. در سفارش‌های اسلامی آمده است: » بزرگان هر قوم را احترام کنید ۱!«

قرآن کریم، کتاب‌های آسمانی تورات و انجیل و نیز انبیاء گذشته را احترام کامل می‌گذارد و مراکز عبادت سایر ادیان را محترم میشمارد؛ حتی برای حفظ آن، دفاع را لازم دانسته است.

نمونهای از معروفها در قرآن کریم

- ۱ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص. ۳۹۵ چون قرآن در همه جا نور و هدایت است، میبایست در شناخت معروف و منکر نیز پای سخن آن بنشینیم و بدین منظور با مرور در قرآن، نمونه‌هایی از معروفها را به دست می‌آوریم؛

احیای مراکز دینی و مساجد

قرآن مجید می‌فرماید: » در میان کسانی که پیشنهاد ساختمان و بنایی را به عنوان یادبود بر مزار جوانمردان خداپرست طرح کردند، بعضی گفتند: چرا ساختمان یادبود بی هدف باشد؟ اگر بنا باشد ما یادگاری بر مزار این غارنشینانی که از شر طاغوت فرار کرده و عمری را در راه حفظ عقیده خود به هجرت و زندگی در غار گذراندند، بنا کنیم، بهتر است آن بنا را مسجد قرار دهیم ۱ «و لذا بر مزار این جوانمردان که به» اصحاب کهف«

معروفند، ساختمانی به نام مسجد ساخته شد. ای کاش طراحان شهرها و شهرک‌ها از قرآن درس می‌گرفتند و در ساختمان‌های خود، اول جایگاه مسجد را مشخص می‌کردند ۲ و سپس خیابان ها و طراحی خود را بر محوریت مسجد قرار می‌دادند.

فرهنگ سازی مسلمانان باید در مساجد آنان باشد و هر تزئینات و امکاناتی که در جای دیگر هزینه می‌شود، باید در مسجد و اطراف آن هزینه شود؛ زیرا در غیر این صورت جاذبه های غیرمسجد، بیشتر و مساجد، خلوتتر خواهد شد.

به خصوص احیاء مساجدی که به قول قرآن از روز اول بر اساس تقوا بنیانش گذاشته شده است ۳، باید محوریت بیشتری داشته باشد. احیاء مسجد، توفیقی است که خداوند تنها به کسانی می‌دهد که اهل ایمان و

- ۲ مضمون آیه / ۲۱ کهف. - مضمون آیه / ۹۶ آلعمران. - مضمون آیه / ۱۰۸ توبه.

شجاعت و اخلاص باشند. ۱ مسجد به قدری ارزش دارد که انبیاء خدا نظیر ابراهیم و اسماعیل ۲ و زکریا» علیهمالسلام«خادم آن بودهاند.

مسجد به قدری ارزش دارد که مادر مریم در ایام حاملگی نذر می کند که نوزادش را برای خادمی بیتالمقدس از هر کار دیگر آزادش کند.۳

قرآن می‌فرماید: تولیت مسجدالحرام، مقامی است که جز افراد باتقوا، لیاقت آن را ندارند.۴ در قرآن هر کاری که از رونق مسجد بکاهد، بزرگترین ظلم شمرده شده است ۵، خواه کم رونقی مسجد به خاطر جلسات عزاداری یا مراسم سوگواری این و آن باشد و یا به خاطر برگزاری مراسم دیگر و یا محبوب نبودن امام جماعت و یا نامنظم بودن او و یا بداخلاق بودن خادم و یا نااهل بودن هیئت امناء و متولیان و یا طرح مسائل غیرلازم در مساجد و سخنرانی‌های طولانی و یا نداشتن نظافت و زیبایی لازم و یا سوء استفاده کردن از نام و نان مسجد و یا هر عامل دیگری که از تعداد شرکتکنندگان بکاهد، بدترین ظلم است.

با کمال تأسف، مساجد ما غمکده شده، در حالی که عقد حضرت زهرا» سلام االله علیها«را در مسجد گرفتند. ما با هر لباسی به مسجد می رویم در حالی که قرآن می‌فرماید: به هر مسجدی می‌روید، خود را زینت کنید.۶

اسلامی که می‌فرماید: در میان چندنفر امام جماعتی که از نظر علم و تقوا و سابقه یکسان هستند، زیباترین آنان، امامت را بپذیرد، اسلامی که می‌فرماید: در میان چند مؤذن، خوش صداترین افراد اذان بگوید، اسلامی

- ۳ مضمون آیه / ۱۸ توبه. - ۴ مضمون آیه / ۲۶ حج. - مضمون آیه / ۳۵ آلعمران. - مضمون آیه / ۳۴ انفال. - مضمون آیه / ۱۱۴ بقره. - ۱ مضمون آیه / ۳۱ اعراف.

که می‌گوید: هنگام نماز، از بهترین لباس و عطر استفاده کنید و زنان، بهترین وسایل زینت خود را همراه داشته باشند، اسلامی که مسجد را مرکز مشورت و اعزام به جبهه و کمک رسانی به دیگران و دادرسی محرومان و شناسایی نیروهای حزباللّهی قرار داده است، نباید محل افراد بیکار و وارفته و ترسو و فقیر باشد. از بزرگترین معروف‌ها در زمان ما، احیاء مساجد و بازسازی عمرانی و فرهنگی آن است.

خادم مسجد باید از افراد محبوب و سرشناس و از مقامات عالی باشد. در هر محله باید افراد خوش صدا برای اذان به مساجد جذب شوند، تحصیل کرده‌های هر منطقه، یک ساعتی در مسجد حضور شغلی داشته و به مردم خدمات رایگان ارائه دهند، مریضی که راه به جایی ندارد، با خود بگوید: شب به مسجد می‌روم و پزشک رایگان مرا می‌بیند، بدهکار، خود را با دریافت وام از صندوق مسجد دلگرم کند و برعکس هر فردی که بنای سفر دارد و مشکل خانواده و یا سرویس رفت و آمد مدرسه فرزند و یا نگرانی از سرقت دارد، با خود بگوید: بسیج و مردم مسجد، ناظر بر خانه و زندگی من هستند، اگر هر مشکلی داشتم، مردم برادر من و نیروهای حزباللّهی بازوی من هستند، با این گونه برنامه ها، بزرگترین معروفها که احیاء مسجد است، عملی خواهد شد. انشاءاالله

استقلال و دوری از خودباختگی

یکی از معروف‌ها، استقلال است، استقلال در همه ابعاد و رهایی از وابستگی‌ها. قرآن مجید می‌فرماید: جامعه اسلامی مثل گیاهی است که هرروز رو به رشد و توسعه باشد تا بتواند روی پای خود بایستد.۱

- ۱ مضمون آیه / ۲۹ فتح

فقهای بزرگوار ما می فرمایندتشبّه: به کفار حرام است و در روایات نیز از پوشیدن لباس کفار و عمل کردن به آداب آنان، به شدت انتقاد شده است. در تاریخ می‌خوانیم: پیامبر اکرم (ص) همین که متوجه شد تکیه به دیوار کافری داده، حرکت کرد و به درختی تکیه داد و فرمود: » مسلمان، تکیه به دیوار بیگانه نمی‌دهد. «

قصد قربت

یکی از معروف‌ها، اخلاص و رنگ الهی دادن به کارها و انتخاب بهترین هدف‌ها و نیت‌ها حتی در خوراک و پوشاک و مسکن و در قهر و صلح و انتخاب رشته تحصیلی یا شغل یا دوست و همسر است. نیت پاک و الهی، کیمیایی است که اگر با هر کار ساده‌ای همراه باشد، آن را به یک گوهر گرانبها تبدیل می‌نماید.۱

تشویق

بهترین اهرم برای گسترش معروف، ستایش از اهل معروف و تشویق آنان است. در قرآن مجید آمده: » راه بیرون آوردن مردم از ظلمات و هدایت آنان به سوی نور، همراه با تشویق است ۲. «

- ۲ مضمون آیه / ۲۷۲ بقره. - ۱ مضمون آیه / ۴۳ احزاب.

و در جای دیگر پیامبر اکرم (ص) دستور می‌دهد؛ از هرکس که زکات می‌گیرد، او را تشویق کن و به او صلوات بفرست که این درود و صلوات تو برای او آرام بخش است.۱ خداوند بارها از زنان و مردان نمونه در قرآن ستایش کرده است.۲

تحصیل

در هیچ مکتبی، اولین فرمان آن، آیه مبارکهاِقْـرَ» أ«نیست. اسلام، علم را شرط اول برای رهبری و قضاوت می‌داند و زمان تحصیل را از گهواره تا گور و مکان تحصیل را از چین تا ثریا دانسته و برای تحصیل علم، تنها یک شرط قرار داده و آن، این است که باید علم مفید باشد و از علوم بی فایده و یا مضر به شدت انتقاد کرده است ۳ و برای شیوه تحصیل و

یادداشت کردن و نشر آن، احترام استاد و وظایف متقابل استاد و شاگرد، صدها سفارش کرده است.

نمونه معروفهای اجتماعی در قرآن

قرآن در صدها آیه به مسائل اجتماعی توجه کرده و مردم را به معروف‌های اجتماعی توصیه و تشویق فرموده است که گوشه‌ای از آنها، فهرستوار در زیر آورده می‌شود؛

عدالت در گفتار و عمل / ۲۹ ) اعراف). اصلاح ذات البین / ۱ ) انفال). مراقب دشمن بودن / ۱۴ ) تغابن ). همگامی با خوبان / ۸۹ ) توبه).

پیروی از خوبان / ۹۰ ) انعام). سبقت در کار خیر / ۴۸ ) مائده). پذیرفتن طرح صلح / ۶۱ ) انفال).

- ۲ مضمون آیه / ۱۰۳ توبه - ۳ مضمون آیه / ۱۶ مریم - ۴ مضمون آیه/ ۱۰۲ بقره

تنبیه مجرمانیکه امنیت جامعه را بهم می‌زنند / ۳۸ ) مائده ). عفو و گذشت نسبت به خلافهای دیگران / ۱۰۹ ) بقره). وام دادن / ۲۴۵ ) بقره).

آزاد کردن اسراء و زندانیان بدهکار و نجات مسافران بین راهی از طریق پرداخت خمس و زکات / ۶۰ ) توبه). ارج نهادن به پیشگامان در نیکیها / ۱۰۰ ) توبه).

بایکوت کردن متخلفان از راه حق / ۱۱۸ ) توبه). مشورت / ۳۷ ) شوری).

سفارش یکدیگر به صبر و رحمت / ۱۷ ) بلد). یتیمنوازی / ۹ ) ضحی).

دعا برای گذشتگان و پاکدلی به اهل ایمان / ۱۰ ) حشر). تجلیل از خوبان و زنده نگهداشتن خاطرهآنان (/ ۷۳ انبیاء). جدایی همراه با نیکویی / ۲۲۹ ) بقره) ] جدایی زن و شوهر، مستأجر و موجر، کارگر وکارفرما، شریک از شریک و... [خدمت خالصانه به مردم / ۷۷ ) کهف).

پاسداری از ارزشها (/ ۴۱ بقره). نجات مستضعفان / ۴۷) طه). رازداری / ۵ ) یوسف).

نیروگیری برای اهداف مقدس ۳۲) و / ۳۳ طه). مردمی بودن / ۱۹۹ ) بقره). محو آثار شرک / ۹۷ ) طه).

آسان گرفتن بر کارگر / ۲۷ ) قصص). مسافرت صاحیان قدرت و حکومت برای سرکشی به مناطق محروم و رفع مشکلات آنان / ۹۳ ) کهف).

همکاری مردم با دولتمردان در سازندگی / ۹۵ ) کهف). نداشتن چشمداشت به اجرت گرفتن ازفقراء / ۹۵ ) کهف). به دیگران فرصت فکر و تحقیق دادن / ۶ ) توبه).

برخورد مسالمتآمیز با ناآگاهان / ۶۲ ) فرقان). قدردانی همهجانبه از زحمات دیگران / ۲۵ ) قصص). تفقد از غایبین / ۲۰ ) نمل).

تواضع نسبت به پیروان (/ ۲۱۵ شعراء). خواب راحت را از کفار گرفتن (/ ۲۹ فتح). سرکوب یاغیان / ۹) حجرات).

قراردادن سهمیهای درمال خود برای محرومان (/۱۹ ذاریات). غریبنوازی / ۹ ) حشر).

جا دادن یا ترک جلسه هنگام ورود افراد تازه در مکان‌های محدود / ۱۱ ) مجادله).

دعوت مردم به حرکت در راه خدا آنهم از طریق حکمت و موعظه و جدال نیکو / ۱۲۵ ) نحل). وفای به عهد و پیمان / ۹۱ ) نحل).

گذشت نیکو و بدون منّت از مردم / ۸۵ ) حجر). دوری از ستمگران / ۳۶ ) حجر). نشان دادن و معرفی عوامل تقوا / ۷۱ ) حجر).

ضربه زدن به منافع ابرقدرتها / ۸۸ ) یونس) ] حضرت موسی (ع) فرعونیان را نفرین کرد که پروردگار اموالشان را نابود کند. [

حفظ نیروهای خودی (/ ۲۹ هود)] مستکبرین به انبیاء پیشنهاد می‌کردند فقراء را از خود برهانند ولی آنان نمی‌پذیرفتند. [

میهمان نوازی سریع و عالی حتی اگر میهمان را نشناسیم/ ۶۹ ) هود و / ۲۵ ذاریات).

حفظ آثار گذشتگان که سبب عبرت است / ۹۲ ) یونس).

به کارگیری شیوه های امنیتی و مکتبی در شهرسازی و معماری / ۸۷ ) یونس) ] خداوند به بنی اسرائیل دستور می‌دهد که خانه‌های خود را رو به قبله یامقابل هم بسازید. [سعه صدر و لبخند بر اهانت زیردستان ۱۷) و / ۱۸ نمل). نعمتهای الهی را فضل و رحمت الهی دانستن نه صِـرف علم و زیرکی خود / ۴۰ ) نمل و / ۷۸ قصص).

کمک بدنی به نیازمندان / ۲۴ ) قصص). اقرار به کمالات دیگران / ۳۴ ) قصص).

نمونه معروفهای فردی در قرآن

اخلاص در عمل / ۱۱۰ ) کهف) و ایمان به مبدأ و معاد یا ایمان به غیب / ۱۱۲ ) طه).

امید به فضل خدا داشتن (/ ۴ مریم). عجله در کار خیر / ۸۴) طه).

صبر و استقامت در عبادت / ۶۵ ) مریم).

صبر و استقامت در برابر معصیت / ۹۰ ) یوسف). صبر و استقامت در مصیبت / ۸۳ ) یوسف). شجاعت و صلابت / ۵۱ ) انبیاء).

خشوع و حضور قلب در نماز / ۲ ) مؤمنون). سحرخیزی و استغفار / ۱۶ ) فرعون).

ادب داشتن خصوصاً نسبت به بزرگان دین / ۳ ) حجرات). آرامش و متانت و وقار در رفت و آمد / ۶۳ ) فرقان).

میانهروی و تعادل در بخشش / ۶۷ ) فرقان). تشکر از نعمتهای الهی و بازگوکردن آنها / ۱۱ ) ضحی). توکل بر خداوند / ۱۱ ) ابراهیم).

شتاب برای نماز و نمازجمعه / ۹ ) جمعه). پناه بردن به خداوند / ۹۸ ) نحل).

امید به آینده روشن / ۱۲۸ ) اعراف و / ۶ انشراح ). نترسیدن از مرگ و آمادگی برای آن / ۶ ) جمعه).

تزکیه و خودسازی و داشتن نفس و روح آرام، عبادات شبانه و تلاوت قرآن به صورت ترتیل به قدر امکان. گفتن کلمه حق و استقامت بر آن، خستگی ناپذیری، عفو هنگام غضب، دعا برای نسل و ذریه، شجاعت، روح پاک داشتن و یاد قیامت و...، نمونه های دیگری از معروف های شخصی است.

نمونه معروفهای خانوادگی در قرآن

در انتخاب همسر، اصل، تفکر و ایمان اوست نه شکل و سرمایه / ۲۲۱ ) بقره). خانواده همسر در پاکدامنی او نقش دارد / ۲۸ ) مریم). مهریه را در قراردادها جوری تنظیم کنید که داماد در فشار قرار نگیرد / ۲۷ ) قصص).

آمیزش جنسی، مقدمه‌ای برای ذخیره قیامت و نسل صالح است نه صرفاً شهوترانی بیهدف / ۲۲۳ ) بقره).

زن، تحت تکفل مرد است و باید زندگی زن توسط مرد تأمین شود / ۳۴ ) نساء).

زندگی با همسر باید به نحو معروف باشد / ۱۹ ) نساء). مادران دوسال فرزندان خود را شیر دهند / ۲۳۴ ) بقره).

مقدار خرجی مرد به همسر، باید مناسب درآمد مرد باشد / ۲۳۶ ) بقره).

اگر از ایجاد کدورت، نگرانید، دادگاه خانوادگی تشکیل دهید و مسئله را با بیگانگان درمیان نگذارید / ۳۵ ) نساء). زن و مرد، لباس هم هستند و باید یکدیگر را حفظ نمایند / ۱۸۷ ) بقره).

عفت و حجاب، نشان ندادن مواضع زینت، پایکوبی نکردن، با کرشمه حرف نزدن، با حیاء راه رفتن و با مردان مختلط نشدن، از سفارشات قرآن به زنان است که برای هرکدام هم آیه صریحی وجود دارد.

نمونه معروفهای سیاسی در قرآن

اطاعت از پیامبر و اولوا الامر ] رهبران معصوم/ ۵۹) [نساء ). وحدت و دوری از تفرقه و عوامل آن / ۱۰۳ ) آلعمران). صلابت و نپذیرفتن هیچگونه سازش منفی / ۹ ) قلم).

تکیه نکردن به ابرقدرتها / ۱۱۳ ) هود).

خشونت نسبت به کفار و مهربانی با مؤمنان / ۲۹ ) فتح). جهاد علیه رهبران کفر / ۱۲ ) توبه).

آمادگی در بالاترین حد برای دفاع از ارزشها / ۶۰ ) انفال). برائت از مشرکین / ۱ ) توبه). قضاوت عادلانه / ۴۲ ) مائده).

پذیرش صلح شرافتمندانه / ۶۱ ) انفال).

پشتوانه قرار دادن خداوند و مؤمنین را به جای وابستگی به شرق و غرب / ۶۲ ) انفال).

اقامه نماز و زکات و امر به معروف را در رأس وظایف حکومت قرار دادن / ۴۱ ) حج).

آگاهی بر اهداف دشمن و تهاجم فرهنگی / ۷۲ ) آلعمران).

منکر چیست؟

هر کاری را که عقل و دین بد می‌دانند، منکر است. منکرات را می‌توان محدود کرد و شناسایی همه منکرات، کار ساده‌ای نیست. گاهی انسان گرفتار منکری می‌شود ولی خودش نمی‌داند که منکر انجام میدهد.

به طور مثال؛ اسراف در شستشو و وضو و غسل، مصرف بی‌رویه نان و میوه و لباس و کاغذ و ...، پرخوری، سد معبر، تأخیر استاد در کلاس، افراد را با نام بد صدا زدن، ریختن برف در کوچه و خیابان، مزاحمت تلفنی، تملق و چاپلوسی، طول دادن نماز جماعت که سبب خلوتشدن مساجد می‌شود، سخنان غیرمفید روی منبر گفتن، خارج از نوبت چیزی گرفتن و غیره، از منکراتی است که بسیاری از مردم آن را منکر و گناه نمی‌دانند و درصدد عذرخواهی و جبران برنمیآیند.

نمونه‌هایی از منکرات در قرآن کریم

منکرات قرآنی در هشت قسم قابل بررسی هستند؛

منکرات اعتقادی

نسبت فرزند به خدا دادن / ۵۷ ) نحل).

بعضی از پیامبران را فرزند خدا دانستن / ۳۰ ) توبه).

فرشتگان را دختران خدا دانستن / ۴۰ ) اسراء).

خدا را فقیر دانستن / ۱۸۱ ) آلعمران).

دست خدا را بسته دانستن / ۶۴ ) مائده).

افتراء بستن به خدا / ۱۰۳ ) مائده).

نوشته‌های خود را به خدا نسبت دادن / ۷۹ ) بقره).

تحریف و تبدیل قانون خدا / ۱۵ ) فتح). انکار رسول خدا / ۶ ) صف).

تحریف کردن کتب آسمانی / ۴۶ ) نساء).

غلو کردن درباره بندگان خدا / ۱۷۱ ) نساء).

و... .

منکرات فرهنگی

منکرات فرهنگی به یک معنا همان منکرات اعتقادی هستند. این منکرات، با ابزار قلم، بیان، هنر، فیلم، تبلیغات، شایعه، وسوسه و ایجاد مجالس گناه و لهو و لعب، بنای ساختمان‌ها و تأسیساتی که رونق مراکز مذهبی را کم کند، صورت می‌گیرد، نظیر آنکه مسجد اُموی را در شام ساختند تا رونق مسجد نبوی در مدینه کم شود یا مراکز علمی را به بغداد کشاندند تا در برابر درس امام صادق (ع) رقیب تراشی کنند. روزی به نام

مستشار، مستشرق، کارشناس و این روزها هم از طریق ماهواره و دیسکت‌های کامپیوتری، کار را به جایی رسانده اند که در چندقدمی مسجدالحرام، فیلم دختر ژاپنی (اوشین) پخش میشود و نامی از دختر پیامبر خدا (ص) نیست.

خوشبختانه مقام معظم رهبری، مسئله تهاجم فرهنگی را قبل از هرکسی درک نموده و مسؤولان را متوجه کرد و اکنون حرکت هایی انجام شده است.

با مراجعه به قرآن مجید، کلمه وَد را می‌بینیم که نشان می‌دهد دشمن چهچیزهایی را دوست وچه آرزوهایی داردمهمترینِ. آنها، آرزوی انحراف و دستبرداشتن از عقاید، اصولو ارزشهای دینی و نظام اسلامی ماست.

به تهاجم فرهنگی هم در قرآن، اشاراتی شده است. برای مثال؛ عده‌ای از بزرگان یهود، توطئه‌ای را برنامه‌ریزی کردند که بر اساس آن، صبح به پیغمبر اسلام (ص) ایمان آورند و غروب، به یهودیت برگردند.۱

آنها با این کار، دو هدف را دنبال می‌کردند؛ یکی اینکه هیچ یهودی به فکر مسلمان شدن نیفتد و با خود بگوید: اگر اسلام، دین کاملی بود، علمایی که صبح مسلمان شدند، غروب برنمی گشتند. دوم اینکه در مسلمان‌ها این دلهره را ایجاد کنند که اگر اسلام دین کاملی بود، علمای یهود را نگه می‌داشت. اما خداوند متعال، پرده از این توطئه برداشت و به پیامبر (ص) اعلام کرد؛ به مسلمانان بگو که امروز قبل از ظهر عده‌ای از چهره‌های یهودی مسلمان خواهند شد و غروب به کیش خود برخواهند گشت. از آمدن آنان، دلگرم نشوید و از رفتنشان، نیز دلسرد نشوید که این یک توطئه است.

بنابراین، تهاجم فرهنگی، ریشه قدیمی دارد. خوشبختانه حتی نوجوانان ما، دشمنی استکبار را فهمیده‌اند و می‌دانند که چرا آنها فرمولهای علمی هواپیماسازی را به دانشجویان ایرانی و خوش فکر ما یاد نمی‌دهند اما در کاغذ آدامس، عکسهای مستهجن برای بچه‌های ما می‌فرستند.

منکرات اجتماعی

ترک هجرت

نظر اسلام آن است که مسلمانان، فرزندان زیادی داشته باشند تا اگر هرکدام به منطقه‌ای هجرت نمایند، به سرعت دامنه اسلام گسترده شود. یکی از افتخارات اسلام آن است که هجرت را مبدأ تاریخ قرار داد؛ زیرا انسان با اختیار و برای هدف مقدس هجرت می‌کند وگرنه میلاد مسیح (ع) و یا گردش کره زمین، هیچ‌کدام از افتخارات اختیاری انسان نیست.

- ۱ مضمون آیه / ۷۲ آلعمران

ترک هجرت، منکر بزرگی است که اگر اتفاق نمی افتاد، شاهد گسترش سریع تر اسلام در سراسر جهان بودیم؛ اگر هشت قرن پیش، عالمی از ایران به چین هجرت نکرده بود، امروز میلیونها مسلمان در چین نداشتیم ۱ و اگر جمعی از بازرگانان از فارس به تانزانیا و زنگبار ۲ هجرت نمی‌کردند، شاید امروز در آن کشورها خبری از اسلام نبود.

قرآن کریم بارها مسلمانان را به سیر در زمین سفارش کرده است ولی غربی‌ها بوده‌اند که به این دستور عمل کردهاند و تمام جهان را وجب به وجب گشته‌اند و از منابع و منافع و نیروها و خصایل مردم آگاه شدهاند.

از آنجا که در قرآن مجید می‌خوانیم:» کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه حالی بودید؟

چرا (با اینکه مسلمان بودید، در صفِ کفّار جای داشتید؟!) گفتند: ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم. آنها] فرشتگان[گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟! آنها (عذری نداشتند، و)

- حدود هشتصدسال پیش، علامه قزوینی به چین سفر کرد و بنیان‌گذار اسلام در چین شدهنوز. مسلمانان چین بر گِـرد مزار او که داخل مسجدی است، جمع می شوند و درود می‌فرستند.

- زنگبار، کشور کوچکی است در کنار تانزانیا واقع در قاره آفریقا.

جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند ۱ «، لذا بر هر محروم و مستضعفی لازم است که برای حفظ مکتب و عقیده خود هجرت کند و اگر در مناطق و کشورهای کفر نمی‌تواند از مبانی خود دفاع کند، در آنجا نماند.

غفلت از دشمن

غافل شدن از دشمن و توطئه‌های آن هم از منکرات اجتماعی است که متأسفانه امت اسلامی را دربرگرفته است. در این زمینه در قرآن مجید می خواینَم: » کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و متاعهای خود غافل شوید و یکباره به شما هجوم آورند... ۲. «حضرت علی (ع) نیز فرموده‌اند:» تعجب می‌کنم که شما نسبت به دشمن، خواب و غافل هستید ولی دشمن نسبت به شما بیدار است ۳. «

تقلید کورکورانه

تقلید، نشانه خودباختگی، برهنگی فرهنگی، نداشتن ایمان به مکتب، غیرت ملی و دینی و ضعف نفس است. قرآن کریم در آیات زیادی از این نوع تقلید، انتقاد کرده است. بتپرستان، توجیه بت‌پرستی خود را تقلید از نیاکان می‌دانستند. امروز بلای شرقزدگی و غربزدگی، از مهمترین منکرات اجتماعی ماست.

/ ۹۷ - ۱ نساء. / ۱۰۲ - ۲ نساء. - ۳ نهج البلاغه، خطبه. ۳۴

در فقه ما، تشبّـه به کفار حرام است؛ زیرا این خود، یک نوع خودباختگی است. در روایات می‌خوانیم: » حتی در پوشیدن لباس و نوع غذا مستقل باشید و از بیگانگان تقلید نکنید!«و در حدیث قدسی آمده است: » خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مؤمنان بگوید؛ شما لباس مرا نپوشید و غذای دشمنان مرا نخورید و در هیچ کاری راه و روش دشمنان مرا پیش نگیرید که اگر شما در ظاهر، شبیه آنها شدید، در باطن هم مثل آنها خواهید شد ۱. «

شرکت در جلسات گناه

نشستن در جلسات گناه و سکوت و تماشا، از منکرات اجتماعی ماست. قرآن مجید می فرماید: «هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزاء می‌کنند، با آنها ننشینید...۲.»

در قیامت، بهشتیان از اهل دوزخ می‌پرسند: «چه شد که شما به دوزخ کشیده شدید»؟ آنها چهار چیز ۳ را عامل سقوط خود می‌شمارند؛

۱ ترک نماز

۲. بی تفاوتی نسبت ْبه گرسنگان

۳. غرق شدن یاوه گویی‌های مردم

۴. تکذیب قیامت

آری! سکوت و سازش ما، به یاوه سرایان جرأت هرگونه توهین و جسارت به مقدسات مذهبی را می‌دهد.

تهمت و آبروریزی

- ۱ وسائل الشیعه، ج ۴، ص. ۳۸۵ / ۱۴۰ - ۲ نساء.

۴۳ - ۳ تا / ۴۶ مدثر

از جمله منکرات اجتماعی، با نام بد صدا زدن، توهین و تحقیر، فحش و ناسزا، غیبت، تهمت و آبروریزی است.

قرآن درباره اهل بهشت می‌فرماید:» در آنجا نه سخن لغو و بیهودهای میشنوند و نه دروغی ۱. «نام بهشت، دارُ» السّلام ۲ «است، ولی درباره اهلدوزخ می خوانیم:» هر زمان که گروهی وارد می‌شوند، گروه دیگر را لعن می‌کنند... ۳ «و اینکه در آنجا همه گناهان خود را به گردن یکدیگر می‌اندازند؛» اگر شما نبودید، ما مؤمن بودیم ۴!«

اکنون که با سیمای اهل بهشت و جهنم آشنا شدیم، میتوانیم حدس بزنیم آیا جامعه‌ای که ما در آن زندگی می کنیم، بهشتی است یا جهنمی؟! اگر سوء ظن، تجسس، نجوا، پخش شب‌نامه، بی تفاوتی، نیش و نوش، مسخره و تحقیر، کینه، انتقام و... بر روابط آن جامعه حاکم است، آینده اش همان جهنم موعود است، اما اگر در فضای خانه و مدرسه و اداره و کارخانه، روحیه ایمان، اعتماد، دلسوزی، تعاون، اخلاص و صفا وجود داشته باشد، آینده این جامعه، بهشت موعود می‌شود.

پیروی از اکثریت

برخلاف گمان بعضی هاکه کارایی وشجاعت را تنها درمیدانجنگ می‌دانند، شجاع واقعی کسی است که وقتی حق را با استدلال و منطق شناخت، از تنهایی نهراسد. حضرت علی (ع) فرموده اند: » در راه حق، از کمی طرفداران نترسید ۱!«قرآن مجید هم ده‌ها بار از پیروی اکثریت، نکوهش کرده

/ ۳۵ - ۱ نبأ. / ۱۲۷ - ۲ انعام. / ۳۸ - ۳ اعراف. / ۳۱ - ۴ سبأ.

حتی به پیامبر (ص) هشدار می‌دهد که؛ » اگر از اکثریت مردم پیروی کنی، تو را گمراه می‌کنند«؛ البته منظور در جایی است که اکثریت در مقابلو ضدمنظق باشند، ولی اگر کلامی یا راهی، حق ومنطقی بود اکثریت مردم از آن طرفداری می‌کردند، حسابش جداست.

شخصیت گرایی

از آنجا که گرایش به شخصیت‌ها، در درون هر انسانی هست، قرآن اصرار دارد که شخصیت‌های واقعی را اولیای خدا معرفی کند و افرادی را هم که با ریخت وپاش خود را مطرح می‌کنند، به » برادران شیطان«لقب می‌دهد.

در قرآن مجید، آیات فراوانی مردم را از پیروی از مفسدان ۲، مسرفین ۳، گناهکاران ۴، فرومایگان ۵، جاهلان ۶، هوسبازان ۷، غافلان ۸ غافلان ۸ و کافران بازداشته است و برعکس، شخصیت‌های واقعی را انبیاء، صدیقین، شهداء و صالحان ۹ را بر آنان گذاشته است و بر هر مسلمانی واجب کرده که در هر نماز، پیروی خود را از خط آنان اعلام نماید.

- ۱ نهج البلاغه، خطبه. ۲۰۱ / ۶۰ - ۲ بقره. / ۱۵۱ - ۳ شعراء. / ۲۴ - ۴ انسان. / ۱۰ - ۵ قلم. / ۸۹ - ۶ یونس. / ۳۵ - ۷ انعام. / ۲۰۵ - ۸ اعراف. / ۶۹ - ۹ نساء.

سوء ظن و تجسس و غیبت

سوءظن، زمینه تجسس، و تجسس، زمینه غیبت، و غیبت، مهمترین عامل برای گسستن محبت‌ها، پیوندها و اعتمادهاست. قرآن با صراحت می‌فرماید: » بعضی از گمانها گناه است ۱. «

در روایت داریم که؛ » به خاطر یک غیبت، تمام عبادات انسان محو می‌شود«، آیا این کیفر عادلانه است؟ بله، زیرا با غیبت، آبرویی که سالها به دست آمده، ریخته می‌شود، لذا عباداتی که سالها انجام شده است، باید محو گردد.

سعایت

در آیه ۸۵ سوره نساء می‌خوانیم:...» کسی که شفاعت ] تشویق و کمک[به کار بدی کند، سهمی از آن خواهد داشت و خداوند، حسابرس و نگهدار هرچیز است. «

بی تفاوتی

بی تفاوت بودن و احساس مسؤولیت نکردن، هم یکی دیگر از منکرات اجتماعی است. در حدیثی می‌خوانیم: » اگر کسی ناله مظلومی را شنید و به او پاسخ نداد، مسلمان نیست ۲ «و در حدیث دیگری می‌خوانیم:» کسی که در حال سیری بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، به خدا ایمان نیاورده است ۳.

/ ۱۲ - ۱ حجرات.

- ۲ بحار الانوار، ج ۷۴، ص. ۳۳۹ - ۳ همان، ص. ۹۴

در روایات صادره از معصومین» علیهم السلام «، به کسانی که نسبت به منکرات، بی تفاوت هستند،» بی ایمان«گفته شده است.۱ البته گاهی انسان‌ها نوعی بی تفاوتی درونی نسبت به خود هم پیدا می‌کنند که دربرابر دیدنیها و شنیدنیها عبرت نمی‌گیرند و سنگ دل می شوند.۲

تفرقه

قرآن، تفرقه را همچون عذاب آسمانی و زمینی و در کنار آنها قرار داده است.۳ رمز شکست مسلمانان در سال سوم هجری در جنگ اُحُد، تفرقه و نافرمانی از رهبری بود.۴

در اسلام، هر کاری که عامل تفرقه باشد، حرام شمرده شده است. برای مثال؛ سخن چینی، غیبت، تهمت، سوءظن، شایعه پراکنی و...

به شدت تحریم شده است و برعکس، هر کاری که عامل وحدت و آرامش قلوب باشد، مورد سفارش قرار گرفته است تا جایی که می‌گویند: » اگر با کلمه راستی فتنه شود، دروغ گفتن جایز است. «قرآن کریم، تفرقه اندازان را مشرک دانسته است.۵ همچنین محور وحدت، را» حبل االله«می‌داند ۶ و از وحدت‌های صوری و ظاهری انتقاد نموده است.۷

طرح نماز جمعه و جماعت، یک تمرین شبانهروزی برای وحدت است. سفارش به صله رحم، دید و بازدید، عفو و اغماض، تعاون، کمک به محرومان، هجرت، هدیه دادن، عیادت مریض. مصافحه و ... برای ایجاد محبت و وحدت و تقویت روابط انسانی و علاقه هاست.

- ۱ بحار الانوار، ج ۷۲، ص. ۲۲۸ - ۲ مضمون آیه / ۱۳ صافات.

- ۳ مضمون آیه / ۶۵ انعام.

- مضمون آیه / ۱۵۲ آلعمران.

- مضمون آیات ۳۱ و / ۳۲ روم.

- مضمون آیه / ۱۰۳ آلعمران.

- مضمون آیه / ۱۴ حشر

اشاعه فحشاء

در تمام گناهان، آنچه سبب قهر خدا می‌شود، انجام دادن آن است ولی درباره فحشاء، همین که انسان به آن، علاقه داشته باشد، ولو آن را انجام ندهد، مرتکب گناه کبیره شده است.۱

زمینه اشاعه فحشاء، همین خلوت کردن زن و مرد اجنبی و اختلاط آنها در محل کار و دانشگاه و بیمارستان و مراکز عمومی دیگر است. بیحجابی و بدحجابی و آرایش‌های تند و زننده هم مناسبترین زمینهساز اشاعه فحشاء است.

ایجاد وحشت

قرآن مجید می فرمایداِنﱠما:» یُحارِبُونَجَـزاءالﱠـذینَااللهَ وَ رَسُـولَهُ وَ سْعَوْنَ فِی الْاَرْضِ فَسادًا اَنْلُوایُقَـتﱠاَوْـیُصتُقَ بُولﱠطﱠـعَ اَیْـدیهِمْ وَ ْ مِنْ خِلافٍ اَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْاَرْضِ...: کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمیخیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله میبرند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند... ۲. «

- ۱ مضمون آیه / ۱۹ نور. / ۳۳ - ۲ مائده.

یکی از مصادیق فساد در روی زمین، اسلحه کشیدن و ایجاد رعب و وحشت و ناامنی است و حتی برای کسانی که با ایجاد شایعه، در جامعه تزلزل به وجود می‌آورند، هم سخت‌ترین کیفرها تعیین شده است.۱

در روایتی هم می‌خوانیم: » بدترین انسانها کسی است که مردم از شرّ او دراَمان نباشند ۲. «

پخش اخبار دروغ

قرآن مجید می‌فرماید: » ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید ۳. «

یکی از راه‌های ایجاد تفرقه بین افراد یا کشورهای مسلمان، همین بلندگوها و اخبار دروغی است که با برنامه و بودجه خاصی ساخته و پرداخته می‌شود و بعد آن را به خورد مردم می‌دهند، به طوری که شیرازه محبت‌ها از هم گسسته می شود. هدف ما، آشنایی با منکراتی است که هم در جامعه ما زیاد است و هم کمتر با دید گناهبه آنها نگریسته می‌شود، اما هرگز درصدد شمارهکردن گناهان نیستیم، زیرا در این صورت از هدف اصلی دور می‌شویم.

/ ۶۰ - ۱ احزاب.

چاپلوسی- و غُلُوّ

- ۲ بحار الانوار، ج ۷، ص. ۲۱۷ / ۶ - ۳ حجرات.

گاهی علاقمندان فرد یا مکتبی، به اصطلاح کاسه داغتر از آش می‌شوند، لذا باید انسان مواظب این گونه افراد باشد. نمونههای زیر، بحث را تبیین می‌نماید؛ «۱ گروهی نزد حضرت علی (ع) آمدند و گفتند:» ای پروردگار! سلام بر تو«، حضرت از آنان خواست که توبه کنند.۱

«۲ شخص دیگری همین تعبیر را به پیامبر اکرم (ص) گفت که حضرت، او را لعنت کرد.۲

تمام روایاتی که از غلوّ کردن نهی کرده است، نظر به منکر بودن آن دارد، لذا شعراء، مداحان، گویندگان و نویسندگان باید مواظب گفته‌ها و نوشته‌های خود باشند.

منکرات خانوادگی

خانواده می‌تواند اساس تربیت و تقوا باشد، همان گونه که می تواند سرچشمه فساد و گناه باشد. اسلام به خاطر اهمیت خانواده، از همان گامهای اول، دقیقترین سفارشها را فرموده است از جمله؛

در انتخاب همسر، به فکر عقاید و افکار او باشید.۳ همسر زیبایی که از خانواده فاسد باشد، مثل گل زیبایی است که ریشه آن در زباله‌ها باشد.۴

مراسم و مهریه را ساده و کم بگیرید.۵

هدف از آمیزش جنسی، باید نسلی باشد که نور چشم شما در دنیا و ذخیره قیامتتان باشد.۱

- ۱ آمالی شیخ طوسی، ص ۶۶۲، ح. ۱۳۷۷ - ۲ بحار الانوار، ج ۲۵، ص. ۲۹۷ - ۳ مضمون آیه / ۲۲۱ بقره.

- ۴ بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص. ۲۳۲ - ۵ همان، ص. ۲۳۷

سفارش در مورد نام گذاری، محبت، آموزش قرآن، شنا،

هنر، علم، مساوات میان فرزندان، تغذیه حلال و سالم از دوران حاملگی مادر تا پس از تولد و تا آخر عمر، انتخاب شغل و صدها سفارش دیگر، نشانه اهمیت دادن به نظام خانواده است.

در نهج البلاغه، عفیف بودن همسر و صالح بودن خانواده حتی در عزل و نصب مسؤولیت های بزرگ سیاسی، مورد توجه حضرت علی (ع) بوده است. اولین هرزگی و

آلودگی در خانواده، سرچشمه هرگونه گناه و فساد و تبهکاری در آینده و جامعه است.

منکرات اخلاقی

تعداد منکرات اخلاقی، بسیار زیاد است و ما به اختصار به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم؛ خودبینی و خودستاییکه قرآنمجید درباره اش می‌فرماید:

گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحال میشوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام نداده‌اند، مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است ۲. «

- ۶ مضمون آیات / ۷۴ فرقان و / ۲۲۳ بقره. / ۱۸۸ - ۱ آلعمران.

ریا که نوعی شرک پنهان و توجه به غیرخداست و کار را بی‌ارزش می کند. در قرآن و روایات، هشدارهای زیادی به ریاکاران داده شده است.

دروغ، غیبت، سخن چینی، ناسزا گفتن، گِـرد لغو جمع شدن، بی‌احترامی به مقدسات، نام یکدیگر را زشت

ردن، بـ منّت گذاشتن و دَه ها منکرات اخلاقی دیگر وجود دارند که می‌بایست از آنها برحذر باشیم.

منکرات اقتصادی

تعداد منکرات اقتصادی، بیش از سایر منکرات است و به طور خلاصه نمونه‌هایی از آن ذکر می‌گردد؛

ربا به منزله اعلام جنگ با خداست ۱ و بسیار نکوهش شده به طوری که گرفتن یک درهم ربا به منزله زنا کردن با مادر است. ۲ حتی در دین یهود هم از آن نهی شده ۳

اما متأسفانه از درآمدهای حرام و رایج دنیاست.

سوگند دروغ، شهادت ناحق، گران‌فروشی، غش در مال، فروش جنس معیوب، فروش اسلحه به کفار، فروش انگور و امثال آن برای شراب سازی، دلالی فساد، گواهی ناحق، چاپلوسی و ستایش افراد فاسد در برابر گرفتن مال، سوء استفاده از بیتالمال، احتکار و... .

کم فروشی؛ در قرآنکریم، سوره‌ای بهمُطَفﱢفیننام «» داریم که خداوند در آن میوَیْـلٌفرماید: لِلْمُطَ» فّـِفینَ: وای بر کم فروشان ۴. «اولین سخن حضرت شعیب (ع) بعد از

- ۱ مضمون آیه / ۲۷۹ بقره.

- ۲ بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص. ۱۱۷ - ۳ مضمون آیه / ۱۶۱ نساء. / ۱ - ۴ مطففین.

دعوت به توحید، نهی از کم فروشی بودهاست.۱ کم‌کاری کارمندان و معلمان، نپرداختن مالیات‌های اسلامی، کنز، خوردن مال یتیم و... نیز مانند کمفروشی است.

رشوه؛ در روایتی از پیامبر (ص) می‌خوانیم: » رشوهدهنده و رشوه گیرنده در آتش هستند ۲. «اما بعضی گمان می‌کنند اگر نام رشوه را به کلماتی مانند؛ هدیه، حق حساب، تشویق، شیرینی و... عوض کنند، حقیقت آن هم عوض می‌شود.

منکرات نظامی

فرار از جبهه؛ بعضی از منکرات، مربوط به جبهه و جنگ است که یکی از آنها فرار از جبهه و جنگ است. قرآن میِ فرماید: «جز آنها که برای ساز و برگ نبرد بازمی گردند یا آنها که به یاری گروهی دیگر می‌روند، هرکسی که پشت به دشمن کند، مورد خشم خدا قرار می‌گیرد و جایگاه او جهنم است. جهنم، بد جایگاهی است ۳. «

خیانت؛ گاهی سرباز اسلام در جبهه، اطلاعاتی به دشمن می‌دهد و رمزی را فاش می‌کند، حتی اگر این عمل با اشاره باشد، خیانت و از گناهان بزرگ است.

نافرمانی از فرماندهی؛ پیامبر اکرم (ص) در آستانه رحلت،

لشکر را به فرماندهی جوان ۱۸ سالهای به نام اُسامه به منطقه‌ای فرستاد و فرمود: » خداوند لعنت کند هرکس را که از

/ ۸۵ - ۵ هود.

- ۱ کنز العمال، ح. ۱۵۰۷۷

/ ۱۶ - ۲ انفال.

لشکر او تخلف کند ۱. «در قرآن مجید هم می خوانیم:» مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند و هنگامی که در کار مهمّی با او باشند، بیاجازه او جایی نمیروند... ۲. «اجازه گرفتن از فرمانده، نشانه ایمان است. یکی از دلایل شکست مسلمانان در جنگ اُحُد، نافرمانی از فرمانده بود.۳ اسلام برای فرمانده و رهبر، عنصر عدالت و تقوا، توان و تفکر را و برای مردم، عنصر عشق و اطاعت را شرط لازم برای رسیدن به اهداف والای خود می‌داند.

غنیمت گرایی؛ بعد از جنگ خیبر، پیامبر اکرم (ص) شخصی را همراه با گروهی به سوی یهودیانی که در روستاهای فدک زندگی می‌کردند، فرستاد تا آنان را برای پذیرفتن اسلام یا قبول کردن مالیات مخصوص دعوت کند. یکی از یهودیان به نام مرداس، همین که از آمدن سپاه اسلام آگاه شد، اموال و فرزندان خود را در پناه کوهی قرار داد ولابااِلَهَشعار» اِلﱠا االله، محمّدًا رسول االله «به استقبال مسلمانان آمد. آن شخص خیال کرد که او از ترس مصادره اموال، تظاهر به اسلام می‌کند، لذا به شعار او اعتناء نکرد و او را کُشت. پیامبر (ص) ناراحت شد و فرمود: تو به خاطر روحیه غنیمت گرایی، مسلمانی را کشتی و آیه ۹۴ سوره نساء نازل شد؛ «

- ۳ بحار الانوار، ج ۲۷، ص. ۳۲۴ / ۶۲ - ۱ نور. - ۲ مضمون آیه / ۱۵۲ آلعمران

ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که در راه خدا گام میزنید (و به سفری برای جهاد می‌روید)، تحقیق کنید! و به خاطر اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) به دست آورید، به کسی که اظهار صلح و اسلام میکند، نگویید: مسلمان نیستی! زیرا غنیمتهای فراوانی (برای شما) نزد خداستشما. قبلاًچنین بودید؛ و خداوند بر شما منّـت نهاد (و هدایت شدید). پس، (به شکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است ۱. «

منکرات سیاسی، امنیتی و بین‌المللی

منکرات سیاسی، علاوه بر اینکه خود، گناه بزرگی هستند، بستری می‌شوند برای انجام سایر گناهان. صدها آیه و روایت درباره مسائل سیاسی مطرح شده و کسانی که دین را از سیاست جدا می‌دانند، باید این آیات را از قرآن حذف و عمل انبیاء را تخطئه کنند. به چند نمونه از منکرات سیاسی در زیر اشاره می‌شود؛

پذیرفتن طاغوت‌ها و رهبری نا اهالن؛ اولین وظیفه انبیاء بعد از دعوت به توحید، مبارزه با طاغوت است؛ » خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید... ۲. «اگر طاغوتها نباشند، مردم

به طور طبیعی سراغ توحید می‌روند. خداوند در قرآن، کفر به طاغوت قبل از ایمان به خدا را در ورودی ایمان به خدا قرار داده است. مشکل امروز مسلمانان دنیا این است که از میان دو بال کفر به طاغوت و ایمان به خدا، تنها بال دوم را دارند؛ یعنی ایمان به خدا را دارند ولی کفر به طاغوت را ندارند. به همین دلیل با اینکه در ظاهر نماز می‌خوانند، طاغوت بر آنان حکومت می‌کند.

/ ۹۴ - ۱ نساء. / ۳۶ - ۲ نحل.

نه تنها پیروی از طاغوت، گناه است، بلکه کمک به او، رضایت بر کار او، دعای به او، علاقه به زنده بودن او، لبخند بر روی او، احترام به او، مسافرت برای دیدار او، بیعت با او، بدرقه او، تشویق او و سکوت در برابر او نیز گناه است.

محرم اسراری از غیر خود (بیگانگان)، انتخاب نکنید... ۱. «متأسفانه امروزه بر اثر رهبری رهبران ترسوی کشورهای اسلامی، خواب رفتن مسلمانان و بیداری دشمنان، کار به جایی رسیده که در تاروپود اداره کشورهای اسلامی، عوامل بیگانه نفوذ دارند و به نام مستشار، کارشناس، مستشرق و جهانگرد، وجب به وجب سرزمین های اسلامی را گشته‌اند و از منابع طبیعی و نیروهای انسانی و نوابغ ما آگاه شده اند. کتاب های خطی و آثار عتیقه ما را دزدیده‌اند. افراد نابغه ما را به خدمت اهداف خود گرفته‌اند و این کار تا آنجا پیش رفته که سران بعضی از کشورهای اسلامی به صورت عناصری بیاراده و مزدوران مزدبده، درآمده‌اند.

/ ۱۱۸ - ۱ آلعمران.

مُداهنه و سازش؛ از آرزوهای دشمنان نسبت به ما، دست برداشتن از اصول و ارزش‌های اسلامی و سازش با دشمن است.۱ در قرآن مجید آمده؛ » در برابر هر

پیشنهاد غیرمعقولی، با قاطعیت و صلابت بگویید؛ حساب ما از حساب شما جداست ۲. «هر حرکت، قرارداد، تصویب قانون و رابطه‌ای که نتیجه اش سلطه کفار بر مسلمانان باشد، حرام است. قرآن می فرماید:» هرگز خداوند برای کفار، راه نفوذ و سلطه‌ای بر مؤمنان قرار نداده است ۳!«

پخش شایعات؛ پخش هر خبری که مسلمانان را به وحشت اندازد، جامعه را متزلزل و یا روحیهها را تضعیف کند، ممنوع است.۴ مسلمانان باید تا خبری را شنیدند، به کارشناسان و سیاست شناسان امین و فقیه عرضه کنند تا بعد از تحلیل صحیح و تشخیص خبرهای صحیح از دروغ، آن را به مردم اعلام کنند. به علاوه بیان بعضی اخبار صحیح نیز در همه جا و برای همه کس درست نیست.

جاسوسی؛ جاسوسی که امروز در قالبهای مدرن و پیچیده در دنیا مطرح است و برای این کار، مترجمان قوی را استخدام می‌کنند، از دیگر منکرات سیاسی است.

/ ۹ - ۲ قلم. - ۱ مضمون آیه / ۶ کافرون. - ۲ مضمون آیه / ۱۴۱ نساء. - ۳ مضمون آیه / ۸۳ نساء.

تبلیغات نهنفع دشمن؛ هرگونه تبلیغاتیکه کفار را عزیز بدارد و مسلمانان را تحقیر کند، ممنوع است و در قرآن می‌خوانیم: » عده‌ای از منافقین به مسلمانان می گفتند: از کفار بترسید که عده آنها زیاد است، ولی مسلمانان به جای آنکه بترسند، بر ایمانشان اضافه می‌شد ۱. «

نپذیرفتن منبونین ا هی؛ مهمترین منکر سیاسی، نپذیرفتن کسانی است که خداوند آنها را نصب کرده است. در داستان طالوت و جالوت می‌خوانیم که؛ » هرچه پیامبرشان فریاد زد که خداوند، جناب طالوت را برای رهبری شما برگزیده است، مردم به بهانه اینکه او شخص فقیر و گمنامی است، زیر بار نرفتند ۲. «

نق زدن نه حاکم ا هی؛ یکی از گناهان بزرگ، تسلیم نبودن در برابر قضاوتهای اولیاء خداست. والیت کفار؛ از مهمترین منکرات سیاسی، پذیرفتن ولایت کفار است که بارها قرآن از آن نهی فرموده است. در قرآن کریم می‌خوانیم: » هرکس سرپرستی آنان را بپذیرد، مسلمان نیست ۳. «

سوء ظن نه او یای مخلص خدا؛ قرآن می‌فرماید: » هرگاه ناگواری به بنی اسرائیل می‌رسید، فال بد زده و می‌گفتند؛ این حوادث تلخ به خاطر وجود موسی است ۴. «

قتگ مردم و محو کشاورزی؛ از منکرات مهمی که قرآن، آن را بیان کرده، خون‌های ناحقی است که افراد فاسد به محض رسیدن به قدرت می‌ریزند و کشاورزی‌ها را نابود می‌کنند ۱. «گاهی هم برای حفظ قدرت و یا برنامه هایی که از طرف بیگانگان به آنان دیکته می شود، همه سرمایه‌های طبیعی و نیروهای انسانی را به باد می‌دهند.

- ۴ مضمون آیه / ۱۷۳ آلعمران. - ۱ مضمون آیه / ۲۴۷ بقره. - ۲ مضمون آیه / ۵۱ مائده. - ۳ مضمون آیه / ۱۳۱ اعراف.

سکوت و نی تفاوتی؛ سکوت مرگبار رؤسا و حاکمان در برابر انواع ظلم‌هایی که در سراسر دنیا به محرومان و مستضعفان می‌شود، نیز منکر بزرگی است. اینها یا به خاطر حفظ موجودیت توخالی خود و یا از ترس ابرقدرتها، آه مظلومان را می‌شنوند و سکوت می‌کنند.۲

تفرقه؛ از منکرات مهم سیاسی و اجتماعی، تفرقه استدر. جنگ اُحُد، قرآن کریم رمز شکست مسلمانان را نزاع و نافرمانی و سستی بیان می‌کند.۳ خداوند متعال در قرآن مجید، تفرقه را یکی از نمونه‌های شرک دانسته و می‌فرماید؛ » از مشرکین نباشید، از همان گروهی که در دین خود تفرقه ایجاد کردند ۴. « نه نردگی کشاندن؛ یکی از منکرات زورمندان، به بردگی کشاندن مردم است. فرعون افتخار می کرد که قوم موسی و هارون، برده‌های او هستند.۵ قرآن حتی به

- ۴ مضمون آیه / ۲۰۵ بقره. - ۱ مضمون آیه / ۷۵ نساء. - مضمون آیه / ۱۵۲ آلعمران. - مضمون آیات ۳۱ و / ۳۲ روم. - مضمون آیه / ۴۷ مؤمنون.

پیامبران و علماء اجازه نداده که مردم را برده و بنده خود حساب کنند.۱

امید که ما شیعه و پیرو واقعی پیامبر (ص) و ائمه معصومین» علیهم السلام« باشیم و با پیاده‌سازی معروف‌ها در زندگی فردی و اجتماعی مان، باعث کم رنگ تر شدن و محو تمام منکرات فردی و اجتماعی شده و با این کار، جامعهای پاک و سالم و آماده برای ظهور امام زمانعجّ» لاالله تعالی فرجه الشّریف«را بسازیم.

انشاءاالله

- ۵ مضمون آیه / ۷۹ آلعمران

روش تدبر در آیات مربوط به » فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر«و ادامه تحقیق

سعی ما در این کتاب، آشنایی اجمالی و کاربردی شما با بحث » فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر «بوده است. رعایت اختصار و پرهیز از ارائه انبوه مطالب مربوطبه موضوع هدف اینتحقیق، مانع از شرح بیشتر مطالب می‌باشد. لذا در فراز پایانی کتاب، روش تدبر در آیات مربوط به» فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر«و ادامه تحقیق به شرح زیر تقدیم می‌گردد؛

- ۱ هریک از آیات مربوط به » فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر«را ازکتاب مُعجَمُ الْمُفَهْرَس فؤاد عبدالباقی استخراج کرده و لغات و مفاهیم هر آیه را با استفاده از کتب لغات قرآن فراگیرید.

- ۲ ترجمه آیات استخراج شده را با استفاده از ترجمه‌های معتبر نظیر؛ ترجمه آیت االله مکارم شیرازی، دکتر محمدمهدی فولادوند و شیخ حسین انصاریان مطالعه نمایید.

- ۳ تفسیر هر آیه را با توجه به سیاق آیات قبل و بعد (در صورت مرتبط بودن موضوع آنها به آیه گزینش شده)، با استفاده از تفسیر مجمعالبیان مرحوم طبرسی، اَلمیزان علامه طباطبایی» ره«و نمونه مکارمشیرازی مطالعه و بعد از لغات و ترجمه در ذیل هر آیه درج نمایید.

- ۴ مجموعه مطالعات و بررسی‌های خود را به یکی از روحانیون محترم و ائمه جمعه و جماعات مساجد ارائه کنید و از نظرات تکمیلی و تجارب مطالعاتی این عزیزان استفاده کنید.

- ۵ حاصل کار خود را در قالب کتاب، مقاله یا روزنامه های دیواری برای سایر دوستان و جامعه هدف خود منتشر کنید.

نتیجه این قبیل مطالعات قرآنی و انتشار آنها در جامعه، شناخت صحیح شبهات و پاسخگویی دقیق به آنها و توسعه فرهنگ اصیل و انسان ساز قرآن کریم است.

وَ آخِرُ دَعواهُمْ اَنِ الْحَمْدُ لِلﱠهِ رَبِّ الْعالَمینَ
  1. شرفی، محمدرضا، مهارتهای زندگی در سیره نبوی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، ص.۱۸