نقد و معرفی کتاب: نگاهی به «شایست و ناشایست» و «امر به معروف و نهی از منکر» (دو ترجمه از اثر مایکل کوک)

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۹ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
نقد و معرفی کتاب: نگاهی به «شایست و ناشایست» و «امر به معروف و نهی از منکر» (دو ترجمه از اثر مایکل کوک)

ناقد: ارشادسرابی، اصغر؛[۱]

آینه پژوهش؛ فروردین و اردیبهشت 1386 - شماره 103 (11 صفحه - از 47 تا 57)

درآمد

خار ترم که تازه ز باغم دروده اند

محروم بوستانم و مردود آتشم

فصیحی‌ هروی

خاورشناسان و دانشمندان اروپایی, در سده های اخیر, آثار‌ فراوان و ارزنده ای در گستره فرهنگ ها و آیین های الهی به چاپ رسـانده اند. هر چند, توجه آنان به خاورشناسی, انگیزه های متفاوتی داشته است, اما حتی الامکان کوشیده اند به‌ هنگام‌ تحقیق و گزارش به خطا نروند و اطلاعاتی درست و جامع برای مراکز علمی کـشور خـود تهیه کنند.[۲]

از این رهگذر تلاش بسیاری از خاورشناسان و اسلام شناسان اروپایی, مایه اعجاب و تحسین است و همت‌ والا‌ و زحمت های جانکاه آنان را نمی توان نادیده انگاشت. آموختن چند زبان و آشنا شدن با فـرهنگ, تـمدن و دین ملت های دیگر, طی سال ها مرارت و ریاضت و حتی دوری از‌ وطن‌, کاری بس دشوار است و عشق به تحقیق و میل وافر به دانش اندوزی را می طلبد.[۳] آرتور آربری, خاورشناس انـگلیسی (1905 ـ 1969), مـی نویسد: (من اعتقاد راسخ دارم که وظیفه‌ حقیقی‌ یک‌ عالم, پرداختن به علم است‌ و نه‌ سیاست‌). [۴]

هر چند روزگاری خاورشناسی در دست استعمار غربی, دستاویزی برای نفوذ در فرهنگ و سلطه بر کـشور هـای شـرقی بود, ولی امروز‌ به‌ صورت‌ رشـته ای دانـشگاهی بـا شاخه ها و گرایش های‌ گوناگون‌ در آمده است. با این همه, اهل دانش و معرفت در سراسر جهان, از این دستاورد های علمی و تحقیقی بـی‌ نـصیب‌ نـمانده‌ و از خواندن و بررسی آنها, بهره برده اند. در عین حـال‌, نـمی توان انکار کرد که جهان خواران, پیوسته از حاصل این تحقیقات در جهت اهداف سیاسی خود, بهره‌ جسته‌ اند‌.[۵]

ییکی از دانـشمندان اروپایـی کـه با فرهنگ و معارف اسلامی آشنایی کامل‌ دارد‌, مایکل آلن کوک (Michael Allen Cook), محقق انـگلیسی تبار و اسلام شناس دانشگاه پرینستون, آمریکاست. کوک در‌ سال‌ 1940‌ در انگلستان به دنیا آمد. وی از سال 1959 تا 1963 در‌ دانشگاه‌ کمبریج‌ به تـحصیل تـاریخ انـگلستان و اروپا پرداخت. زبان ترکی اسلامبولی و فارسی را در مدت دو‌ سال‌ آموخت‌ و سپس به مـدرسه مـطالعات شرقی و آفریقایی (SOAS) دانشگاه لندن رفت. در 1986 برای تدریس‌ در‌ دانشگاه پرینستون به آمریکا مهاجرت کرد و هم اکنون بـه عـنوان اسـتاد مطالعات خاور‌ دور‌ این‌ دانشگاه به تدریس و تحقیق مشغول است.

بیشتر آثار کـوک دربـاره تـاریخ و تمدن اسلامی و نقش‌ ارزش‌ های اخلاقی و اجتماعی در جوامع اسلامی است و تا کنون آثار ارزشـمندی در زمـینه‌ هـای‌ تفسیر‌, فقه, حدیث و تاریخ اسلام به چاپ رسانده است.[۶]

مفصل ترین تألیف وی به زبـان انـگلیسی‌, کتابی‌ است درباره امر به معروف و نهی از منکر به نام:Commanding Right‌ and‌ Forbidding‌ Wrong in Islamic Thought. این کتاب نـخستین بـار در سـال 2000 به همت دانشگاه کمبریج‌ انتشار‌ یافت‌ و در سال 2002 تجدید چاپ شد.

مایک کوک برای نـگارش ایـن اثر‌, منابع‌ بسیاری را به زبان های گوناگون, به ویژه عربی و فارسی از نظر گـذرانیده و طـی دوازده سـال‌ تحقیق‌ مداوم و مطالعه بیش از 1700 کتاب و مقاله, با بررسی فرقه ها و مذاهب‌ معتبر‌ اسلامی, موفق بـه نـوشتن جامع ترین کتاب‌ درباره‌ امر‌ به معروف و نهی از منکر شده است‌.

کـوک‌ صـرفاً بـه تتبع و گردآوری مواد خام یا اطلاعات لازم بسنده نکرده, بلکه از‌ منظری‌ فراخ و به صورتی بدیع بـه‌ نـقد‌ و تـحلیل منابع‌ نیز‌ پرداخته‌ است. از این رو, تمام نکات‌ و مطالب‌ این کتاب دارای ارجاع اسـت و هـیچ ادعایی بدون دلیل و استناد, مطرح نشده‌ است‌. وی از نقل نظریاتی که با‌ دیدگاهش, سازگار نیست, خودداری‌ نـورزیده‌ و جـای بحث و تعاطی افکار را‌ برای‌ محققان باقی گذاشته است.

بخش عمده ای از این کـتاب بـه ارزیابی آرای‌ فقیهان‌ شیعه از کلینی تا عـصر‌ حـاضر‌, بـه‌ ویژه مجاهدت های‌ امام‌ خمینی(ره) و شاگردان او‌ در‌ احـیا و تـرویج امر به معروف و نهی از منکر اختصاص یافته است. علاوه بر این‌, کوک‌ پس از بـررسی ایـن وظیفه در‌ دیگر‌ ادیان توحیدی‌, آیـین‌ هـای‌ غیر تـوحیدی, نـحله هـای‌ فکری و فلسفی و نهادهای امدادرسانی در غرب, سـرانجام بـه این نتیجه می رسد که تکلیف الهی‌ امر‌ به معروف و نهی از مـنکر, خـاص‌ اسلام‌ است‌ و هیچ‌ معادل‌ و همتایی در دیـگر‌ ادیان‌ و مکتب ها بـرای آن مـتصور نیست.

متن انگلیسی کتاب در 702 صـفحه, دارای یـک پیشگفتار, چهار‌ بخش‌ و 20‌ فصل است, بدین قرار: مقدمه (4 فصل); حنبلیان‌ (4 فصل‌); معتزلیان‌ و شـیعیان‌ (3 فـصل‌); دیگر‌ فرقه های اسلامی (6فـصل); فـراسوی اسـلام سنتی (3 فصل) و دو پیـوست (آیـات قرآن و احادیث مهم) و (نـظر ابـن عبری درباره نهی از منکر).

نویسنده در خلال این فصل ها‌ کوشیده است (ابعاد اعتقادی, کـلامی, اجـتماعی, فقهی و اخلاقی امر به معروف و نـهی ازمـنکر را از دیدگاه فـرق و مـذاهب اسـلامی از سده های آغازین تـا دوره معاصر گزارش و بررسی کند و تصویری‌ جامع‌ از فراز و فرود این فریضه در جهان اسلام به دست دهـد و در پایـان, این فریضه را در اسلام با ادیان دیـگر مـقایسه کـند و سـرچشمه آن را نـشان دهد).[۷]

این‌ کـتاب‌ را مـی توان مهم ترین اثر تحقیقی درباره امر به معروف و نهی از منکر در اسلام به شمار آورد که تـا کـنون در‌ غـرب‌ نوشته شده است. از این‌ رو‌, برخی از استادان دانـشگاه پنـسیلوانیا, فـضل و تـبحر مـایکل کـوک را حیرت آور و تحلیل هایش را منسجم و مستدل و غالباً خیره کننده دانسته اند.[۸] مایکل کوک‌ در‌ اثر خود, مفهوم امر‌ به‌ معروف و نهی از منکر را به روش تطبیقی و مقایسه ای به حوزه اخلاق کـشانده و معلوم کرده که چگونه اسلام به این آموزه دست یافته است. کتاب وی, روش تحقیق و دریافت‌ از‌ متون اسلامی را به پژوهشگران می آموزد و نشان می دهد که چگونه باید به مطالعه و تحلیل ادیـان و فـرهنگ ها پرداخت.

با وجود آنکه این کتاب, یک اثر تحقیقی و علمی است‌, اما‌ متن آن‌ ساده و بی تکلّف, با گزارش یک رویداد تأثرانگیز به نقل از روزنامه نیویورک تایمز آغـاز مـی گردد‌; همچون داستانی که نرم و چابک با توصیف یک حادثه شروع می‌ شود‌ و سپس‌ حوادث, یکی پس از دیگری اتفاق می افتد.

In the early evening of Thursday 22 September 1988‌, a ‌‌woman‌ was raped at a local train station in Chicago on the presence of several‌ peole‌.

(درست‌, سر شـب روز پنـجشنبه 22 سپتامبر 1988, زنی پیش چشم مـردم, در ایـستگاه قطار شهری‌ شیکاگو, مورد تهاجم قرار گرفت).

خواننده این گزارش, هرگز تصور نمی کند که‌ این خبر با موضوع‌ یک‌ کتاب تحقیقی, پیوند مـی خـورد و راهی دراز را فراروی او قرار مـی دهـد. گذر از گدارها و پیچ و خم های کتاب و تعیین میزان اعتبار تحلیل ها و نظریات مؤلف و غثّ و سمین آنها بر‌ عهده محققان اسلام شناس و اهل مکاتب است ما را نه اهلیت آن است, نه بـا آن کـار.

در این نوشتار, تنها از این منظر که ترجمه هنرمندانه و دقیق, به خودی خود‌, کاری‌ بزرگ و ارزشمند به شمار می رود و یک ترجمه مطلوب و زیبا, کم از پدید آوردن یک اثر نیست. نخست به مـعرفی اجـمالی دو ترجمه ایـن کتاب و سپس به مقایسه متن آنها‌ می‌ پردازیم.

دو تن از دانشوران خراسانی, محمدحسین ساکت و احمد نمایی ـ فکنده رحـل به توس این , کشانده رخت به تهران آن ـ با اطلاع از کار یـکدیگر, هـر یـک به طور‌ مستقل‌ به ترجمه کتاب مایکل کوک پرداخته اند. هر چند, مایکل کوک در میان دانشمندان اروپایـی, ‌ ‌شـخصیتی شناخته شده است, اما این دو ترجمه ونقد و توصیف آنها, موجب اشتهار و بلندآوازگی‌ مـایکل‌ کـوک‌ در جـامعه علمی و دانشگاهی ایران‌ شده‌ است‌.

نخست, پارسی کرده آقای ساکت به نام شایست و ناشایست در انـدیشه اسلامی[۹] (دفتر یکم) [۱۰] با 499 صفحه و رویه شمیز, به ارزش‌ پنج‌ هزار‌ تومان در شـمارگان دو هزار نسخه به هـمت‌ نـشر‌ نگاه معاصر در تابستان 1384 عرضه شد.

چند ماه بعد, ترجمه آقای نمایی با عنوان امر به معروف و نهی‌ از‌ منکر‌ در اندیشه اسلامی, [۱۱] در دو جلد, با رویه سلفون‌, در 1106 صفحه و شمارگان هزار نسخه به قیمت هـشت هزارتومان از سوی بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس‌ رضوی‌ منتشر‌ و در تابستان 1385 در شمارگان دو هزار نسخه با ویرایش جدید‌ به‌ قیمت چاپ اول تجدید چاپ شد.

آقای ساکت در مقدمه خود (ص7 ـ 28) طی چهار عنوان فـرعی‌, دربـاره‌ شایست‌ انگیزی و ناشایست ستیزی, محتوای متن انگلیسی, شیوه کار و چگونگی به پارسی گرداندن‌ اثر‌ و شرح‌ حال و تحصیلات مایکل کوک به بحث پرداخته است. مترجم در عنوان فرعی نخست (ص 7 ـ 18‌) به‌ مناسبت‌ شـغل خـود ـ قاضی دیوان عالی ـ درباره وظیفه قوه قضائیه در پیشگیری از جرم و شیوه‌ های‌ رفتاری در (فرمان به شایست و ناشایست ستیزی) شرح و توضیح داده است.

او از‌ مجموع‌ پیشگفتار‌ و بخش اول متن انگلیسی (3 ـ 83) که شامل چهار فـصل اسـت, سه فصل را تا‌ صفحه‌ 45 متن اصلی در 115 صفحه ترجمه کرده و تقریباً مطابق با متن انگلیسی‌ پیش‌ رفته‌ است. سپس از فصل چهارم, ترتیب و تبعیت از متن انگلیسی را رها کرده و معتزلیان, زیدیان‌, امـامیان‌ و اسـماعیلیان را از بـخش سوم متن انگلیسی (195 ـ 304) برگزیده و تـحت عـنوان‌ فـصل‌ های‌ چهارم, پنجم و ششم کتاب خود آورده است. همچنین از ابتدای فصل 12 تا میانه فصل‌ 18‌ متن‌ اصلی (307 ـ 529) را کنار گذاشته و تنها بخشی از فصل هـجدهم (530‌ ـ 548‌) را بـا عـنوان (دگرگونی ها در شیعه امامیه) ترجمه کرده و برگردان بـقیه کـتاب را فرو نهاده‌ است‌. به علاوه, مترجم با افزودن چهار پیوست با عناوین کتاب الاحتساب[۱۲](333‌ ـ 418), شرایط شایست انگیزی و ناشایست سـتیزی از‌ دیـدگاه‌ شـیخ‌ طوسی[۱۳] (419 ـ 434),نقد و بررسی ها‌ [۱۴](435 ـ 452) و از مأمون تا کنون (453 ـ 464) به انتهای تـرجمه خود, برگردان‌ باقیمانده‌ متن انگلسی کتاب مایکل کوک‌ را‌ به چاپ‌ دفتر‌ دوم‌ [و سوم][۱۵] در آینده حوالت‌ داده‌ است (شـایست و نـاشایست در انـدیشه اسلامی, ص 20). کتابنامه اثر در صفحات 465‌ تا‌ 492 و نمایه آن در صفحات 493‌ تا 499 (پایان کتاب‌) آمـده‌ اسـت.

با دخالت آقای ساکت‌ در‌ اساس و تبویب متن انگلیسی, حدود چهل درصد مطالب کتاب به طور انـتخابی بـا‌ مـحور‌ گرایش های خردگرا ترجمه شده‌ و با‌ افزودن‌ چهار پیوست به‌ پایان‌ تـرجمه, نـظام و تـرتیب متن‌ انگلیسی‌ کتاب مخدوش و مکدر گردیده است. هر چند این پیوست ها به نـوعی بـا مـبحث‌ امر‌ به معروف و نهی از منکر پیوند‌ دارد‌, اما به‌ نظر‌ می‌ رسد که خروج از‌ قـاعده و قـانونمندی های کار ترجمه است.

چون موضوع کتاب مایکل کوک, با زمینه کار و تـخصص‌ آقـای‌ سـاکت ـ قضاوت و دادستانی ـ سازگار افتاده, ترجمه‌ آن‌ دستاویز‌ طرح‌ مبحث‌ ناشایست ستیزی شده‌ است‌; تـا جـایی که حتی نمونه ای از دادرسی و قضاوت خود را در قالب گزارشی از کار‌ یک‌ پرونده‌ مربوط بـه سـال هـای 1378 ـ 1379(ص453‌ ـ 464‌) ارائه‌ داده‌ است‌. وی‌ با پیش کشیدن و طرح دادخواست آن پرونده, بثّ الشکوایی را که در دل داشته, بـیرون ریـخته; چنان که در صفحه 21 ترجمه خود آورده است: (تصویر زنده‌ فرمان به شایست و وازدن از نـاشایست بـرای نـخستین بار در ادبیات حقوقی و قضایی ایران در یک دادنامه به نمایش در آمده است).

ترجمه آقای ساکت, عـلاوه بـر عـدم تطابق با‌ متن‌ انگلیسی, در برخی موارد از صحت و دقت کافی نیز برخوردار نـیست. بـا آنکه وی در روانی و شیوایی ترجمه خود و به کار بردن واژه های فارسی, کوشش و وسواس به خرج‌ داده‌, امـّا گـاهی استنباط نادرست از یک واژه, به مفهوم جمله خلل رسانده و در جاهایی به سبب آنـکه مـفهوم عبارت انگلیسی به درستی ادراک‌ نشده‌, تـرجمه آن نـارسا و مـبهم مانده‌ است‌. کتابنامه و نمایه کتاب نیز نـاقص و نـیازمند بازبینی مجدد است.

و امّا آقای احمد نمایی مترجم امر به معروف و نهی از مـنکر در انـدیشه اسلامی, در‌ مقدمه‌ خود, (سخن مـترجم) (ص 9 ـ 13‌), [۱۶] بـه طور خـلاصه بـه مـوضوع کتاب, معرفی مایکل کوک,شیوه تـرجمه خـود و سپاسگزاری از یاری دهندگان, پرداخته است. در صفحه 13, ترجمه متن انگلیسی نامه ارسالی مـایکل کـوک به مترجم‌, حاوی‌ سپاس و تشکر از شـیوه ترجمه وی, عیناً درج است. تـرجمه کـتاب از صفحه 15 با پیشگفتار نویسنده آغـاز و تـا صفحه 540 و جلد دوم از صفحه 541 تا 952 ادامه می‌ یابد‌. صفحات 953‌ ـ 1068 به کتابنامه اختصاص دارد که شـامل دو بـخش است: یکی فهرست کتاب هـای عـربی, فـارسی و ترکی‌ و دیگری فـهرست کـتاب های غیر عربی و فـارسی و هـمچنین نمایه کتاب از‌ صفحه‌ 1069‌ آغاز و به صفحه 1109 ختم می گردد.

او در ترجمه خود به متن انـگلیسی کـتاب, وفادار بوده‌ و ‌‌هیچ‌ مطلبی را از قلم نـینداخته و پیـرایه ای هم از خـود بـه آن نـیفزوده‌ است‌, مگر‌ برخی تـوضیحات کوتاه یا جمله های دعایی که آنها را داخل قلاب [] قرار داده‌ تا خوانندگان بدانند کـه از مـؤلف نیست. همچنین برای دستیابی پژوهشگران بـه مـتن‌ انـگلیسی, در خـلال صـفحات‌ ترجمه‌ خود, شـماره صـفحات متن انگلیسی را داخل قلاب آورده است (ص12, سخن مترجم). پانوشت صفحات نیز نشان از آن دارد که مترجم بسیاری از منابع فـارسی وعـربی را کـه کوک به‌ آنها استناد کرده, فراهم آورده و نـقل قـول هـا را بـا اصـل آنـها تطبیق داده است. همچنین آنچه را که کوک در پانویس متن خود به صفحات پیشین یا پسین ارجاع داده‌, با‌ ترجمه خود مطابقت داده است.

نمایی در تنظیم فهرست ها نیز دقـت لازم را به کار برده و نام کتاب هایی را که به زبان های اروپایی یا ترکی یا به‌ یکی‌ از زبان های شرقی نوشته شده به فارسی برگردانده و همچنان که در صفحات 953 ـ 955 مذکور است, دو فـهرست (کـتاب های عربی, فارسی و ترکی) و (فهرست کتاب های غیرعربی و فارسی‌) را‌ برای استفاده فارسی زبانان تنظیم و حتی نام کتاب هایی را که ترجمه آنها برای مترجم ممکن نبوده, آوانگاری کرده است.

ایـنک بـرای آشنایی خوانندگان و اهل فن با ترجمه این‌ دو‌ مترجم‌ خراسانی, نخست عبارت هایی از‌ متن‌ انگلیسی‌ کتاب را ذیل عنوان کوک و آنگاه ترجمه آنها را به تـرتیب از کـتاب شایست و ناشایست در اندیشه اسلامی و امـر بـه معروف‌ و نهی‌ از‌ منکر در اندیشه اسلامی با مشخصه های ساکت‌ و نمایی‌ همراه با شماره صفحه هر یک, نقل می کنیم و ضمن برخی توضیحات, قضاوت نـهایی را بـه خوانندگان نکته سنج‌ وا‌ مـی‌ گـذاریم.

کوک:

The Salient feature of this incident in this‌ account was that nobody had moved to help the victim and her cries had gone unheeded-for all‌ that‌ the‌ rape took place during the rush hour (p ix, ll 4-6).

ساکت:

سیمای‌ برجسته‌ این رویداد در این گزارش این بود که هیچ کس برای یاری بزه دیده جنب نخورده‌ بود‌, و به‌ فریادهای آن توجهی نشده بود. سرانجام این که این تـجاوز در ظـرف‌ ساعت‌ پر‌ رفت و آمد روی داد (ص 29).

نمایی:

نکته شایان توجه در آن گزارش, این بود‌ که‌ هیچ‌ کس برای کمک به قربانی از جای خود حرکت نکرد, با وجود آنکه این‌ تجاوز‌ در ساعت های پر رفت و آمـد انـجام شد. فـریادهای زن بی پاسخ ماند‌(ص 15‌).

به‌ نظر می رسد معادل عبارت انگلیسی مذکور, در برگرداندن فارسی, متشکل از جمله هسته‌ (main‌ clause) و وابـسته (subordinate) است. در برگردان نخست, علاوه بر آنکه ترکیب های (سیمای‌ برجسته‌ ایـن‌ رویـداد) و (جـنب نخوردن) زیبا و مناسب نیست, جمله پایانی نیز با جمله پیشین خود پیوند نمی‌ یابد‌. ترجمه دوم هم, بـلیغ ‌ ‌و رسـا نیست. بنابراین با توجه به ساختار عبارت‌, این‌ معنی‌ به نظر می رسـد: (نـکته قـابل توجه در آن گزارش این بود که با وجود‌ وقوع‌ این‌ تجاوز در ساعت های پر رفت و آمد, هـیچ کس برای کمک به‌ قربانی‌, عکس العملی از خود نشان نداد و فریادهای زن بی پاسـخ ماند).

کوک:

He had been in‌ jail‌ since February after robbing a young woman and breaking her nose with a bottle‌ (p x, note‌ 4).

ساکت:

او پس از ربـودن یـک زن‌ جوان‌ و شکستن‌ بینی اش با یک بطری, از ماه‌ فوریه‌ زندانی بود (ص 30, پاورقی 2).

نمایی:

او به سبب سرقت از یک زن و شکستن‌ بینی‌ او با یک بطری, از‌ ماه‌ فوریه آن‌ سال‌ در‌ زندان بود(ص 17, دنباله پاورقی 4).

کـلمه‌ rob‌ در مورد اشیا به معنی (دزدیدن و ربودن) و در مورد اشخاص به معنی‌ (سرقت‌ از…; لخت کردن) به کار می‌ رود و برای (دزدیدن و ربودن‌ اشخاص‌) از واژه kidnap استفاده می‌ شود‌. در ترجمه نخست, rob به جای kidnap ترجمه شده و در نتیجه مـترجم بـه‌ خطا‌ رفته است. در ترجمه دوم‌ هم‌ معلوم‌ نیست چرا مترجم‌ صفت‌ (جوان) را از (زن‌) (young‌ woman) دریغ کرده است!

کوک:

However, the research of social psychologists suggest that such‌ inaction‌ is more likely to be a product‌ of‌ what has‌ been‌ dubbed‌ "the bystander‌ effect": the very fact that a number of people are present socially inhibits each‌ one‌ of them from stepping forward.(p x, the‌ last‌ three‌ lines‌).

ساکت‌:

ولی پژوهش روان‌ شناسان‌ اجتماعی پیشنهاد می دهد که چنین سستی و دست بـه کـار نشدن, بیشتر دستامد چیزی است که‌ (اثر‌ تماشاگر‌) تعبیر شده است. حقیقت آشکار این است‌ که‌ شماری‌ از‌ افراد‌ که‌ حضور دارند, از نظر اجتماعی هر کدام از آنان از گام به پیـش بـرداشتن زندگی می کنند (ص 31, پانوشت1).

نمایی:

اما تحقیقات روان شناسی اجتماعی حکایت از‌ این دارد که این بی تحرکی, محصول چیزی است که (بی اعتنایی رهگذران) نام گرفته است; حقیقتی که بیشتر مـردم در صـحنه, جـلو یکدیگر را می گیرند تا هـیچ کـس‌ قـدم‌ جلو نگذارد (ص 17, یادداشت 5).

جمله آخر در برگردان نخست, مبهم و نامفهوم است; زیرا مترجم inhibit(جلو … را گرفتن, بازداشتن از…) را inhabit (زندگی کردن) انگاشته و در نتیجه, آن را‌ (از‌ گام بـه پیـش بـرداشتن زندگی می کنند) ترجمه کرده است. علاوه بـر آن, در تـرجمه نخست the bystander effect (اثر تماشاگر) و در ترجمه‌ دوم‌ (بی اعتنایی رهگذران) معنی شده‌ است‌ که با توجه به سیاق عبارت, معنای دوم مـناسب تـر اسـت; هر چند جمله آخر آن, رسا و روان نیست.

کوک:

For example, I would never‌ have‌ completed this book had‌ I not‌ in many cases confined my reading of a work to its chapter of forbidding wrong; this undoubtedly means that I have on occasion missed other relevant features of an autharصs thought (p xiii‌, ll‌ 21-24).

ساکت:

برای نـمونه, در بسیاری از موردها با محدود ساختن خود به خواندن یک کتاب به فصل وازدن از ناشایست آن, نگاشته ام را کامل نکرده ام. بی‌ گـمان‌ بـه مـعنای‌ آن است که هیچ فرصتی را از دست یافتن به سیماهای مربوط دیگر انـدیشه نـگارنده آن کتاب‌ از دست نداده ام(ص 35).

نمایی:

برای مثال, هنگام مطالعه یک‌ کتاب‌ اگر‌ خود را به خواندن فصل مـربوط بـه نـهی از منکر محدود نمی کردم, هرگز این نوشته به ‌‌پایان‌ نمی رسید. بـدون شـک ایـن بدان معناست که در مواردی از شناخت دیگر‌ آرای‌ نویسنده‌ کتاب خودداری کرده ام (ص21).

جمله I would never have completed... had I not... confined.. از شمار‌ جـمله هـای شـرطی زمان گذشته است و در اصل چنین بوده I would never have‌ completed... if I had not‌... confined‌... و مفهوم جمله های شرطی زمان گذشته همیشه بـر عـکس شکل ظاهری آنهاست: اگر خود را… محدود نمی کردم, هرگز این نوشته به پایـان نـمی رسـید; یعنی خود را … محدود کرده ام‌ و این نوشته به پایان رسیده است. در ترجمه نخست, بـه شـرطی بودن جمله فوق توجه نشده است. در بخش دوم عبارت نیز, مترجم on occasion (گهگاهی , در مواردی) را no occasion‌ پنـداشته‌ و نـوشته اسـت: (هیچ فرصتی را …از دست نداده ام). همچنان که سیاق عبارت نشان می دهد, مقصود مایکل کوک بـسیار روشـن است. گفته وی با روش تحقیق نیز تطابق دارد‌ و آن‌, این که محقق به هـنگام مـطالعه کـتاب ها , فقط به دنبال یافتن مطلب مورد نظر است. بنابراین فقط آنچه را که در پی یافتن آن اسـت از کـتاب هـا‌ می‌ گیرد و وقت خود را صرف خواندن دیگر بخش های آن نمی کند. اگـر ایـن شیوه را به کار نگیرد, فرصت را از دست می دهد و چه بسا, مطالعه همه‌ بخش‌ های‌ یک مـأخذ, او را از‌ راهـ‌ باز‌ دارد. با توجه به آنچه گذشت, ترجمه نخست مغشوش و نامفهوم است. در تـرجمه دوم نـیز پیشنهاد می شود جمله پایانی به‌ ایـن‌ صـورت‌ ویـرایش شود:… که در مواردی امکان شناخت دیگر‌ جـنبه‌ هـای نویسنده درباره این موضوع را از دست داده ام.

کوک:

In the course of writing the book, I have‌ received‌ much‌ good advice from many sides. I know that I have not always‌ followed it. Particulary towards the end of the process, I have become almost as disinclined to make drastic revisions‌ to‌ what‌ I have written as Pontius Pilate (P xvi, ll 31-34).

ساکت:

در‌ جریان‌ نگارش این کتاب از گوشه و کـنار, رایـزنی های خوبی به من رسـید. مـی دانم کـه هـمیشه‌ از‌ آنـها‌ پیروی نکردم, به ویژه در پایان فـرایند کـار, چونان پونتیوس پیلاتوس بازنگری‌ جدی‌ در‌ آنچه نگاشته ام , انجام داده ام (ص 40).

نمایی:

در طول نوشتن کـتاب, راهـنمایی های‌ ارزشمندی‌ از‌ بخش های متعددی دریـافت کرده ام که نتوانسته ام هـمه آنـها را به کار‌ بندم‌, به ویـژه در پایـان مانند پنتیوس پیلات مایل نبودم تجدید نظر دقیقی بر‌ آنچه‌ نوشته‌ ام, داشته بـاشم(ص 27).

کـوک در این عبارت به سخن پنـتیوس پیـلات یـا پیلاطس‌ ـ (پس‌ رؤسـای کـهنه یهود به پیلاطس گـفتند مـنویس پادشاه یهود, پیلاطس جواب داد آنچه‌ نوشتم‌ نوشتم‌) (انجیل یوحنا 19/ 21ـ 22) ـ ا شارت دارد.

مترجم نخست, بدون تـوجه بـه معنی &quot‌;disinclined‌" (=تمایلی نداشتم, مایل نبودم) جمله را بـرعکس مـفهوم اصلی آن, مـثبت‌ تـرجمه‌ کـرده‌ و نوشته است:(بازنگری هـای جدی در آنچه نگاشته ام, انجام داده ام). این برداشت با‌ متن‌ کتاب‌ و گفته پیلاطس در انجیل یوحنا نیز مـغایرت دارد.

مـترجم دوم نیز &‌;quot‌;from many sides" را (از بخشهای متعددی) ترجمه کرده اسـت کـه مـعنی (از گـوشه‌ و کـنار‌) در ترجمه نخست, رسـاتر و زیـباتر است. هر یک از دو مترجم در‌ مورد‌ (پنتیوس پیلات) یا (پیلاطس) در زیرنویس با‌ اندک‌ تفاوت‌ توضیح داده اند: (حـاکم قـدس, از جـانب‌ رومیان‌ در زمان مسیح بود. او عیسی مسیح را بـا وجـود عـدم تـقصیر, بـه‌ یـهود‌ تسلیم کرد تا به دارش‌ آویزند…‌).

کوک:

In‌ very‌ practical‌ terms, I owe an enormous debt to‌ my‌ wife, Kim, without her help in numerous connections, the book would have‌ taken‌ twice as long as to write‌, or alternatively ended up‌ half‌ the size (an outcome she‌ would‌ have been the last to regret) (P xvi f).

ساکت:

در بیانی بسیار کاربردی, به‌ همسرم‌, کیم, بسیار مدیونم. بی یاری‌ او‌ در‌ پیوندهای گوناگون, نگارش‌ این‌ کتاب دوبار بیشتر به‌ درازا‌ مـی کشید, با نیمه به پایان می آمد (دستاوردی که او تأسف می خورد‌) (ص 40‌).

نمایی:

در حقیقت خود را بسیار‌ مدیون‌ همسرم(کیم‌) می‌ دانم‌ که اگر کمک او‌ نبود, تدوین این کتاب دو برابر ایـن, وقـت می گرفت یا حجم آن نیمی از‌ آنچه‌ اکنون هست, می بود (البته کوچک‌ تر‌ شدن‌ حجم‌ کتاب‌, مایه تأسف او‌ نبود‌) (ص 27).

در ترجمه نخست, عبارت های (در بیانی بسیار کاربردی) و (در پیوند های گـوناگون) نـامفهوم اند‌ و مترجم‌, بدون‌ توجه به معنا زthe lastس (= آخرین, آخرین‌ نفر‌) , جمله‌ داخل‌ پرانتز‌ را‌ (دستاوردی که او تأسف می خورد) ترجمه کرده است, حال آن که مـنظور نـویسنده از این جمله به کنایه ایـن اسـت که کم شدن حجم کتاب مایه‌ تأسف او نمی شد. در ترجمه دوم پیشنهاد می شود, عبارت (در زمینه های گوناگون) پس از (کمک او) به جمله افزوده شود.

کوک:

The verse speaks, in a string of‌ present‌ participles in the nominative case, of زthose who repent, those who serve, those who pray, ... those who command right and forbid wrong (al-amiruna biصl-ma شrufi waصl-nahuna‌ شan‌ al-munkari), those who keep Godصs boundsس (p 14, note 6).

سـاکت:

آیـه از یک رشته از شرکت کـنندگان حـاضر در حالت فاعلی, از کسانی‌ سخن‌ می گوید که (توبه کنندگان‌, پرستش‌ گران, سپاسگزاران… فرمان دهندگان به شایست و بازدارندگان از ناشایست (ألآمرونَ بِالمَعرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ المُنکَر) و نگهبانان مرزهای خدایند) (ص 61, پاورقی1).

نمایی:

این آیـه بـه‌ صورت‌ مجموعه ای از اسم‌ های‌ فاعل در حالت رفعی از کسانی سخن می گوید که تائب, عابد, نمازگزار… و آمر به معروف و ناهی از منکرند: (ألآمرونَ بِالمَعرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ المُنکَر) و نگهبانان حدود خدا هستند (ص 50‌, یـادداشت‌6).

ظـاهراً مترجمِ نـخست, ترکیبprensent paritciple : را که به معنی (اسم فاعل) است, دو کلمه جدا از هم participant (شرکت کننده) و present (حاضر) پنداشته و آن را (شرکت کنندگان حـاضر) ترجمه‌ کرده‌ است.

کوک‌:

There are also no-eschatological traditions which can be seen as expressions of the same tendency to‌ draw the teeth of the duty, though the picture they present‌ is‌ far‌ less coherent and consistent (P 42, ll 13-15).

ساکت:

حدیث های غیر آخرتی هم هـست کـه مـی ‌‌توان‌ آنها را همچون بیان های همان گرایش دید که دندان های این وظیفه‌ را‌ ترسیم‌ می کند; هـرچند ‌ ‌تـصویری که ارائه می دهند , کمتر جامع و پایدار است (ص 110).

نمایی:

احادیث‌ دیگری وجود دارد که مـربوط بـه آخـرالزمان نیست, ولی در آن نگرشی دید‌ ه می شود که پروبال‌ این‌ وظیفه را می شکند; هر چند تصویری را کـه ارائه می دهد, بسیار نامربوط و نامنجسم است (ص 93).

ترجمه نخست, نامفهوم است و مترجم, ترکیب to draw the teeth of را کـه به‌ معنی: (دندان کـشیدن, بـی اثر کردن, بی خاصیت کردن) است, در معنی (دندان های این وظیفه را ترسیم کردن) به کار برده و مترجم دوم آن را (پروبال این وظیفه را شکستن‌) معنی‌ کرده است.

کوک:

Finally, there are traditions that-perhpas quite innocently-dwell on the ifs and buts of the duty. One ought to start by putting oneself to rights before‌ venturing‌ to command and forbid others (P 43, ll 6-8).

ساکت:

سرانجام, حدیث هایی هست کـه ـ شاید کاملاً تهی از هر چیز ـ در اگر مگرها و امّاهای این وظیفه نبرد تن به تن‌ می‌ کنند. کسی باید پیش از پذیرش خطر فرمان به شایست یا وازدن از ناشایست دیگران, خودش را شایسته اصلاح گـرداند (ص 112).

نـمایی:

بالأخره احادیثی وجود دارد ـ که شاید کاملاً‌ از‌ روی‌ سادگی ـ پر از قید و شرط‌ هایی‌ در‌ باره این وظیفه است. مؤمن پیش از امر و نهی دیگران, باید خود را اصلاح کند (ص 95).

هیچ کدام از این دو‌ ترجمه‌ قانع‌ کـننده و مـطلوب به نظر نمی رسد. مترجم اول‌ innocently‌را (تهی) و مترجم دوم, آن را (از روی سادگی) ترجمه کرده است. همچنین آقای ساکت dwell on (پرداختن به‌ ـ انگشت‌ گذاشتن‌ روی ـ ) را duel on پنداشته و آن را (جنگ تن به‌ تن) معنی کرده است.

کوک:

A final point worth emphasising is that, just as in the context of Koranic‌ exegesis‌, it‌ is the consensus of the later scholarly tradition that establishes that‌ we‌ are talking about forbidding wrong even when this is not evident from the wording of the‌ traditions‌ themeselves‌ (P 45, ll 26-29).

ساکت:

نـکته پایـانی که در خور تأکید است‌, این‌ که‌ درست همان گونه که در بافت تفسیر قرآن می بینیم, اجماع حدیث عالمانه بعدی‌ است‌ که‌ حّتا هنگامی که از سخن پردازی خود حدیث ها پیـدا نـیست و مـا داریم درباره‌ وازدن‌ از ناشایست سـخن مـی گـوییم, آن را تقویت می کند (ص 116).

نمایی:

آخرین‌ نکته‌ ای‌ که باید بر آن تأکید شود, این است که درست همانند متن تفسیری قرآن‌, اجـماع‌ عـالمانه احـادیث متأخر, این است که سخن از نهی از منکر را پایـه‌ ریـزی‌ می‌ کند; هر چند طرز بیان خود احادیث چنین مطلبی را روشن نمی کند (ص 99).

به‌ نظر‌ می رسد مترجمان در تـرجمه ایـن عـبارت ها در کمند متن انگلیسی‌ گرفتار‌ شده‌ و نتوانسته اند به سـیاق فارسی نویسی , معنی روشن و صریحی ارائه دهند. به گمان بنده این‌ معنی‌ مناسب‌ تر است: آخرین نکته درخور تـأکید ایـن اسـت که درست همانند متن‌ تفسیر‌ قرآن, حتی زمانی که خود حـدیث مـطلبی را به صراحت در مورد نهی از منکر بیان‌ نمی‌ کند, اجماع عالمانه احادیث متأخر آن را تأیید می کند.

کـوک:

...Abu‌ Mikhnaf‌ (d. 157/773 f.), a Shiite historian well known to‌ mainstream‌ historiography‌, reports a speech made by Husayn (d. 62/680‌) prior‌ to the battle of Karbala, in which he quotes the Prophet as condemning‌ anyone‌ who fails to take action‌ against‌ an unjust‌ ruler‌ (lam‌ yughayyir شalayhi) by deed or word‌. Abu‌صl-faraj al-Isbahani (d. 356/967) a Zaydi but likewise well known to mainstream‌ literature‌, has Jaشfar al-Sadiq (d. 148‌/765) speak of rebellion‌ for‌ the sake of forbidding wrong‌. He‌ also recounts how Musa al-Kazim (d, 183/799), confronted while the head of‌ Husayn‌ ibn شAli who was killed‌ at‌ Fakhkh‌ in 169/786‌, pronounced‌ him to have been‌ one‌ who commanded right and forbade wrong (pp 231-2).

سـاکت:

…ابـو مخنف (م: 157/773), تاریخ‌ نگار‌ شیعی آگاه از روند فکری تاریخ‌ نگاری‌, سخنی را‌ از‌ [امام]‌ حـسین [عـ] ([شـهادت]: 61‌/680) پیش از نبرد کربلا به نقل از پیامبر [ص] روایت می کند که ناکامی‌ هر‌ کـسی را در اقـدام بـر ضد‌ فرمان‌ گزار‌ ستمگر‌ (لَن‌ یُغیّر علیه) با‌ کردار‌ یا گفتار محکوم می سـازد. ابـوجعفر اصفهانی (م: 356/967) یک زیدی ولی همین گونه آشنا به‌ ادبیات‌ و منابع‌ جریان موازی, سخن [امـام] جـعفر صـادق[ع] (م: 148‌/765‌) را‌ از‌ شورش‌ به‌ خاطر وازدن از ناشایست دارد. او همچنین داستان چگونگی روبه رو شدن [امام] موسی کاظم [ع] بـا سـر [امام] حسین بن علی[ع] را که در سرزمین فخّ‌ [کربلا] به سال 169/786 کشته شده بـود, بـازگو مـی کند که او را یکی از فرمان دهندگان به شایست و وازنندگان از ناشایست اعلام داشته است(ص 176 ـ 177).

نمایی:

… ابو‌ مـخنف‌ (د 157), مـورخ مشهور شیعی, حدیثی از [امام] حسین(ع) پیش از واقعه کربلا (سال 61) نقل می کـند کـه (پیـامبر خدا فرموده است: هر کس حاکم ستمگری را ببیند که‌ حرام‌ خدا را حلال می شمارد و پیـمان خـدا رامـی شکند و به خلاف سنّت پیامبر خدا می رود و به بندگان خدا تعدی مـی کـند و به‌ کردار‌ یا گفتار عیب او نگوید‌,(لم‌ یغیر علیه) بر خدا فرض است که او را به جـایی کـه باید برد). ابو الفرج اصفهانی (د356), زیدی و از نویسندگان بزرگ حوادث تاریخی‌ است‌. او [امـام] جـعفر صادق‌(ع) (د148‌) را در زمره کسانی می آورد که از قیام بـرای نـهی از مـنکر سخن می گوید. و همچنین چگونگی رویارویی [امـام] مـوسی کاظم(ع) (د 183) با سرِ بریده حسین بن علی [بن‌ حسن‌ بن حسن بن عـلی] صـاحب فخّ در سال 169 را بیان می کـند کـه فرمود: او از کـسانی بـود کـه امر به معروف و نهی از منکر مـی کـرد (ص 374 ـ 376‌).

ترجمه‌ آقای ساکت‌, در این سطرها مشوش و بی معناست; به طوری که خـود او هـم از درک مطلب, غافل مانده‌ است.توضیح ایـن که (حسین بن عـلی), صـاحب فخّ را که‌ در‌ سال‌ 169 در سرزمین فـخّ (در نـزدیکی مکه) به شهادت رسیده, با (امام حسین) و (فخ) را با (کربلا‌) ‌‌یکی‌ دانسته و تـوجه نـداشته که امام حسین(ع) در سال 61 در کـربلا, پیـش از‌ امـام‌ موسی‌ کاظم(ع) شـهید شـده است و آن که در سال 169 در فـخ شـهید شده, حسین بن‌ علی بن حسن بن حسن بن علی است. همچنین ابوالفرج اصـفهانی را کـه‌ در متن انگلیسی آمده‌, ابوجعفر‌ اصفهانی ذکـر کـرده است. در تـرجمه دوم, مـترجم بـا مراجعه به تاریخ طـبری و دیگر منابع, حدیث پیامبر و نام کسی را که در فخ شهید شده, به درستی دریافته و آن را داخل‌ قـلاب گـذاشته است.

کوک:

When the timely sabotage of a bridge prevented what might have been an ugly encounter between their forces, they agreed to divide and rule. (p 236, ll 9 -11)

ساکت‌:

هنگامی‌ که ویـرانی بـهنگام یـک پل از بـرخوردی نـاخوشایند میان نیروهایشان جـلوگیری کـرد, آن دو بر تفرقه بینداز و حکومت کن هم داستان شدند(ص 185).

نمایی:

هنگامی که بهنگام ا زخراب کردن پلی‌ جـلوگیری‌ کـرد کـه ممکن بود سبب جنگی ناخواسته بین نـیروها شـود, آن هـا مـوافقت کـردند قـدرت راتقسیم کنند(ص 384).

مترجم اول, بخش نخست جمله را درست ترجمه کرده, اما مترجم‌ دوم‌ فاعل فعل (جلوگیری کردن) را به درستی نشناخته و ترجمه نادرستی ارائه داده است. همچنین آقای ساکت در بخش دوم جـمله: they agreed to divide and ruleمعنی اصطلاحی آن‌ یعنی‌ (سیاست‌ تفرقه بینداز و حکومت کن) را‌ در‌ نظر‌ داشته و آقای نمایی آن را (موافقت کردند قدرت را تقسیم کنند) معنی کرده است که معنای اخیر صحیح تر به نظر‌ می‌ رسـد‌.

کـوک:

Thereafter we have at our disposal a succession‌ of‌ Imami discussions of the duty which is more or less unbroken from the fifth/eleventh century till the present‌ day‌ (p 252‌).

ساکت:

از این پس, رشته ای از بحث های این‌ تکلیف را در دسترس خویش داریم که کمابیش از سده پنجم/ یازدهم تا امروز نشکسته و استوار بر جای‌ مانده‌ است‌(ص213).

نمایی:

ییک سلسله بحث های امـامی از آن دوران در‌ اخـتیار‌ داریم که از سده پنجم تابه امروز تقریباً توالی خود را حفظ کرده است (ص 407).

به‌ نظر‌ می‌ رسد مترجم دوم اصطلاح in the duty را in the date خوانده‌ و در‌ نتیجه‌ آن را (در آن دوره) ترجمه کرده اسـت. بـنابراین برگردان نخست مرجح می نـماید‌. هـمچنین‌ در‌ ترجمه دوم, بهتر است به جای جمله (تا به امروز همچنان توالی خود را‌ حفظ‌ کرده است), بنویسیم: (تا به امروز همچنان ادامه یافته است).

کـوک:

An author‌ who‌ does‌ consider the issue is Ishaq ibn Wahb (Burhan, 276,9), in a discussion in which he‌ quotes‌ and correctly ascribes Jesus's mote and beam saying (cf.I. Goldziher "Matth‌, VII‌. 5 in‌ der muhammedanischen Literatur", Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft, 31 (1877), 765-7) (p 282, note‌ 216‌).

سـاکت:

نویسنده ای که به ایـن مـسئله نمی نگرد, اسحاق بن وهب‌ است‌ (برهان‌ , ص 276, س 9) در بحثی که در آن او بازنویس می کند و به درستی ضرب المثل ذرّه‌ و پرتو‌ عیسی‌ را رونویس نمی کند (مقایسه کنید با گلدزیهر, متّای 5 در ادبیات اسلامی‌) روزنـامه‌ آلمـانی جامعه مغرب 31 (1877), ص 765 (ص 264, پانوشت 1).

نمایی:

نویسنده ای که به این موضوع توجه‌ دارد‌, اسحاق بن وَهْب است (برهان, 276/9), در بحثی او گفتار عیسی (علیه‌ السلام‌) را نقل و به خس و چوب به درستی‌ استناد‌ می‌ کند (قـس: ا. گـلدتسهیر, (مفهوم آیـه 5 باب 7 انجیل‌ متی‌ در کتاب های اسلامی). 31(1788), 765 ـ 767 [مفهوم آیه چنین است: ای‌ ریاکار‌, اوّل چوب را از چشم‌ خود‌ بیرون کـن‌, آن‌ گاه‌ نیک خواهی دید تا خس را‌ از‌ چشم برادرت بیرون کـنی ـ مـ] (ص 455, یـادداشت 216) .

مترجم نخست, واژه dose‌ را‌ که در متن برای تأکید آمده‌ است, doesnصtپنداشته و جمله‌ را‌ به صورت منفی (تنها نویسنده‌ ای‌ کـه ‌ ‌بـه این مسئله نمی نگرد), ترجمه کرده است. علاوه بر این, واژه‌ mote‌ (خاک, آشـغال, خـس و خـار) را‌ (ذرّه‌) وbeam‌ (چوب) را (پرتو‌) معنی‌ کرده است. البته کلمه‌ mote‌ به معنی ذرّه و beam در معنای (پرتو) هم به کـار رفته است, اما با‌ توجه‌ به متن انجیل متی که مترجم‌ دوم‌ بـرگردان نصّ‌ آن‌ را‌ در داخل قـلاب نـقل‌ کرده, ترجمه دوم, صحیح است.

کوک:

One questioner has four nephews and a niece who are‌ not‌ in the religiouly observant, make their‌ living‌ mostly‌ from‌ gambling‌ and drug-peddling‌, and‌ even now live in hope of a Taghuti restoration_may they never see it even in their‌ dreams‌! (p 547‌, ll 11-14).

Khumayni warns against severing‌ such‌ ties‌ and‌ enjoins‌ counselling‌ or reproving the offender (p 547, note 296).

ساکت:

یک پرسنده (استفتا کننده) چهار نوه و یک خواهرزاده دارد که کمترین مراعات دینی ندارند, درآمد و کسب روزی ایشان بیشتر‌ از راه قمارباز ی و خرده فروشی مواد مخدّر است, و حتی اکـنون به امید بازگشت رژیم طاغوتی است ـ که حتا در رؤیاهای خود هم آن را نخواهند دید (ص 329)!

[امام] خمینی بر‌ ضد‌ خدمت به چنین پیوند ها هشدار می دهد و مشورت کردن یا به نرمی سـخن گـفتن با خلاف کار را منع می کند (ص 330 دنباله یادداشت 6 ازصفحه قبل).

نمایی:

سؤال‌ کننده‌ ای چهار پسرعمو و یک دختر عمو دارد که اصلاً اهل عبادت نیستند و اکثر درآمد آن ها از قمار و خرید و فروش مـواد مـخدر است‌ و اکنون‌ هم در انتظار بازگشت حکومت‌ طاغوتی‌ هستند که ان شاءالله در خواب هم نخواهند دید! (ص 856).

[امام] خمینی نسبت به قطع رحم هشدار می دهد و دستور می دهد او را‌ ارشاد‌ یا امـر بـه معروف‌ کنند‌ (ص 856, یادداشت 296).

مترجم اول در نقل فتوای امام خمینی(ره) (استفتاآت, ج1, ص 486, سؤال 13) علاوه بر آن که nephew(پسر عمو) را نوه و sever(قطع کردن) را serve (خدمت‌ کردن‌) ترجمه کرده, برای فاعل جمع, فعل مفرد (چهار نـوه و یـک خـواهرزاده … به امید بازگشت رژیم طـاغوتی اسـت) آورده اسـت. وی همچنین توضیحات مؤلف و فتوای امام(ره) را وارونه ترجمه کرده‌ است‌; در حالی‌ که مطابق با متن استفتائات امام, پاسخ ایشان چنین بوده اسـت: (قـطع رحـم نکنید و تا می توانید‌ آن ها را ارشاد نمایید) .

هـمچنان کـه پیش از این اشارات‌ رفت‌, کتابنامه‌, فهارس و ارجاعات کتاب شایست و ناشایست اشکال و خطای بسیاری دارد. با آنکه کتاب نامه (465 ـ 492) به دو ‌‌بـخش‌ (فـارسی/ عـربی) (467 ـ 487) و (زبان های دیگر) (487 ـ 492) تقسیم شده, اما این‌ تقسیم‌ بندی‌ و نـیز ضبط نام ها آشفته و نادرست است. حدود 95 درصد از کتاب های بخش (زبان‌ های دیگر) تکرار منابع بخش (فـارسی/ عـربی) اسـت; مانند (آ. جفری) (467); (اس, ارجمند‌) (467) و (اخوی, س) (470) که‌ با‌ مشخصات کتاب شناسی فارسی در بـخش مـنابع (زبان های دیگر), در صفحات 487, 470 و 487 نیز آمده است. در ضبط نام های انگلیسی, فارسی و عربی و ترتیب آن ها در فـهرست هـا‌, یـکدستی و شیوه یکسان دیده نمی شود. به عنوان مثال, نام (یوزف فان اس) در بـخش (فـارسی/ عـربی) (ص 470) اس. جی فان و در بخش (زبان های دیگر) Ess.J.Van (ص 489) و J. Van Ess‌(ص 490‌) درج شده و یا در صفحه 482 نام مرتضی مطهری بر اسـاس نـام کـوچک و در صفحه 483 بر اساس نام خانوادگی (مطهری, مرتضا) آمده است. در ضبط اسامی نیز: یحیا بـن‌ سـلام‌ (ص 486); یحیی بن سعید (487), تنوع دیده می شود. در انتساب کتا ب ها به مؤلفان هـم, دقـت نـشده; مثلاً کتاب های احکام السلطانیه (468) العواصم من القواسم [کذا] (468‌) , شرح‌ اصول الخمسه (478) که بـه تـرتیب می بایست در ذیل نام های ماوردی, ابن عربی و عبدالجبار احمد می آمد, در ذیـل ابـن تـیمیه (468), ابن المرتضی(467) و عبدالعین عبدالحکیم‌ [عبداللّه‌ بن‌ عبدالحکم](478) آمده است.

در‌ ضبط‌ صحیح‌ نام اشخاص, کتاب هـا, تـرتیب نوشتن اسم ها و انتساب آن ها, تجدید نظر کلی لازم است و به سبب انـبوهی, یـادآوری هـمه‌ موارد‌ میسور‌ نیست.

همچنین آقای ساکت گهگاه مطلبی را به‌ قلم‌ خود در زیرنویس صفحات توضیح مـی دهـد, بـدون آن که مشخص کند آن توضیح از نویسنده نیست; مثلا در‌ صفحه‌ 34‌ در پاورقی 3 برگردان خود, دربـاره (حـسبه) توضیحی این چنین آورده‌ است: (برای آگاهی گسترده و پرشاخ و برگ با سازمان حسبه و کار و کارکرد آن در حـقوق اسـلام و جامعه مسلمانان بنگرید‌ به‌ محمدحسین‌ ساکت, دادرسی در حقوق اسلامی, سرشت و سرگذشت نـهاد دادرسـی و سازمان های‌ وابسته‌ از آغاز تا سده سـیزدهم هـجری, تـهران, نشر میزان, چاپ اول, 1382, ص 394 ـ 495). این مطلب‌, حتی‌ داخـل‌ قـلاب[] قرار نگرفته است, در نتیجه خواننده تصور می کند مایکل کوک‌, آن‌ را‌ ارجاع داده اسـت; در صـورتی که چنین توضیحی در متن انـگلیسی کـتاب نیامده اسـت‌.

بـه‌ طـور‌ کلی, پارسی گردان آقای ساکت, مـحتاج بـازخوانی و ویرایش تطبیقی و ادبی است. ویراستار تطبیقی باید‌ با‌ بررسی نحوه استنباط و تـرجمه مـتن انگلیسی به فارسی, خطاهای مترجم را دریـابد و اصلاح‌ کند‌ و در‌ عین حـال بـه ویرایش جملات, کاربرد واژه ها, نـحوه سـجاوندی و پیوند عبارت ها و رسم‌ الخط‌, عنایت لازم را داشته باشد. البته چنین کاری, ویراستاری رامـی طـلبد که به‌ لحاظ‌ علمی‌ هـمسنگ و حـتی بـرتر از مترجم باشد.

امـا آقـای نمایی, با تأنی و بـه طـور پیگیر, طی‌ یک‌ سال در صدد یافتن خطاهای ترجمه خود بوده و در چاپ دوم کتاب‌, بیشتر‌ کـاستی‌ هـا و غلط های چاپ اول را اصلاح و منقّح کـرده اسـت. با وجـود ایـن, لااقـل به‌ لحاظ‌ ویرایش‌ ادبـی, هنوز هم یکدست و هموار نیست و نیازمند پرداخت مجدد است. این نکته‌ هم‌ قابل یادآوری اسـت کـه او در حل غوامض و دشواری های ترجمه خـود, از پشـتوانه عـلمی و تـجربی‌ بـنیاد‌ پژوهش های اسـلامی, اعـم از یاری و همفکری متخصصان و ویراستاران و کتاب آرایان و آگاهان‌ به‌ فن چاپ و نشر (ر. ک: امر به معروف و نهی‌ از‌ مـنکر‌, ج 1, ص 12 و ج 2, ص 954) بـرخوردار بـوده است. ظاهراً آقای‌ ساکت‌, در رنج آباد ری, چـنین امـکانات و فـراغتی را نـداشته و مـشغله هـا ی دیوانی و دادستانی‌ های‌ ثمربخش و گاه نافرجام (ر. ک: شایست و ناشایست‌, ص 454‌ ـ 464) نیز‌ مخلّ‌ کار‌ بوده است. در عین حال توانسته‌ است‌ به تنهایی تا همین حد, از عهده کار برآید.

امیدواریم هـمچنان که‌ پل‌ والری (Paul Valery) (تأثیر برابر) را‌ اساس کار مترجم می‌ داند‌ [۱۷]; خوانندگان این دو ترجمه‌ نیز‌, همان درک و احساس خوانندگان انگلیسی زبان را از متن مایکل کوک بیابند.

ناگفته‌ نماند‌ که پرداختن به چنین کار‌ سترگ‌ و پرزحـمتی‌, در ایـن عصر‌ و روزگار‌, همتی والا, عشق بی‌ کران‌ و تلاشی پی گیر می طلبد که مترجمان گرامی, استاد ساکت و نمایی, بحمداللّه برخوردار بوده‌ اند‌. زحمات و کوشش های مؤلف دانشمند و مترجمان‌ فرهیخته‌ را ارج‌ مـی‌ نـهیم‌ و تندرستی و توفیق روزافزون آنان‌ را از درگاه خداوند بزرگ خواهانیم.

پانویس

  1. دوستان با ذوق و دانشورم, آقایان دکتر‌ محمدجواد‌ مهدوی و محمد سوهانیان حقیقی, به ترتیب‌ در‌ فـهم‌ دقـایق‌ متن‌ انگلیسی و ویرایش بافتاری‌ ایـن‌ مـختصر, راهنما و یاورم بوده اند. رهین الطاف این دو بزرگوارم.
  2. ر. ک: محمدحسین علی الصغیر, خاورشناسان و پژوهش های‌ قرآنی‌, ترجمه‌ محمد صادق شریعت, مؤسسه مطلع الفجر, 1372‌, ص 17‌; نیز‌ نـجیب‌ العـقیقی‌, المستشرقون‌, دارالمعارف, قاهره,1970, بـه نـقل از آینه پژوهش, ش 71 ـ 72, 1380, ص 84.
  3. ر. ک: حسن لاهوتی, (جلال الدین محمد بلخی رومی), تابران, شماره پنجم, مرداد ـ شهریور 1380, ص 9 ـ 12.
  4. این‌ مطلب را آربری در کتاب خود با عنوان Oriental Essays Portraits of seven scholarsدر ص 159نوشته است. به نقل از عبدالرحمن بدوی. دائرة المعارف مستشرقان, تـرجمه صـالح طباطبایی, روزنه‌, تهران‌, 1377, ص 4.
  5. ر. ک: اصغر ارشاد سرابی, (بیرجند در کمند دو نگاه), آینه پژوهش, ش 71 ـ 72, سال دوازدهم, شماره پنجم و ششم, آذر ـ اسفند 1380, ص 83 ـ 84.
  6. ر. ک: محمدحسین ساکت, شایست و ناشایست در اندیشه‌ اسلامی‌ (دفتر یکم), نگاه معاصر, تهران, 1384, ص 21 ـ 28.
  7. سیدحسن اسـلامی, (بـَرْخوانی امر بـه معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی, مایکل کوک), هفت‌ آسمان‌, فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب, شماره‌ بیست‌ و نهم, سـال هشتم, بهار 1385, ص 119 ـ 120.
  8. ر. ک: محمد منصور هاشمی, (امر به معروف و نهی از منکر در مـتن مـطالعه ای تـطبیقی), کتاب ماه دین‌, ش 66‌ و 67, فروردین و اردیبهشت 1382‌, ص 88‌.
  9. شایست و ناشایست به معنای خوب و ناخوب یا شرعی و غیر شرعی, نام کـتابی ‌ ‌بـه زنان پهلوی است که مهم ترین مباحث فقه زرتشتی عهد ساسانیان در آن گرد آمـده اسـت(ر.ک: کـتایون‌ مزداپور‌, شایست و ناشایست, مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی, تهران, 1369). هرچند آقای ساکت, نام گذاری برگردان خـود را بی ارتباط با نام این اثر دانسته و آن را برگرفته از پارسی شده قرآن‌ های‌ کـهنسال دانسته‌ است, اما (شـایست انـگیزی و ناشایست ستیزی) و یا (فرمان به شایست و وازدن از ناشایست) که در صفحه هفت‌ برگردان خود آورده, معادل های دقیق تری برای امر به معروف‌ و نهی‌ از‌ منکر است.
  10. ر. ک: حمید کنگرانی, (شایست و ناشایست رونمایی شد), کتاب هـفته, ش 253, شنبه 25 تیر 1384, ص 20; محمد ‌‌فرحزاد‌, (مروری بر شایست و ناشایست در اندیشه اسلامی), نقد و بررسی کتاب, تهران, ش 15 , بهار‌ 1385‌, ص 122‌ ـ 129.
  11. ر. ک: احمد نمایی, فصلنامه حکومت اسلامی, سال نهم, شماره 33, پاییز 1383, ص 237 ـ 243‌. آقای نمایی پس از شروع به ترجمه کتا ب کـوک و پیـش از چاپ آن‌, به معرفی کتاب و شیوه‌ کار‌ خود پرداخته است; همچنین ر. ک: (نگاهی به پژوهش اخیر مایکل کوک در مورد یک فریضه کاملاً اسلامی) (گفت و گو با احمد نمایی), کتاب هفته, دوره جـدید, ش 45, شـهریور 1385, ص 13.
  12. مترجم‌ برجستگی این رساله را در این می داند که نخستین دست نگاشته تازی بر جای مانده درباره حسبه است که تا کنون از زیدیان و نویسندگان مسلمان در دست است.
  13. مترجم‌ در‌ این پیـوست, فـرمان به شایست و ناشایست ستیزی را بر پایه ترجمه کهنی از النهایه شیخ طوسی شرح می دهد.
  14. مربوط به نظریات سجاد رضوی (از دانشکده پمبروک, دانشگاه کمبریج‌), ویلفرد‌ مادلونگ W. Madelung و آگوستینو چیلاردو Agostino Cilardo درباره کـتاب امـر بـه معروف و نهی از منکر در اندیشه اسـلامی مـایکل کـوک است.
  15. آقای ساکت در جشن رونمایی کتاب شایست و ناشایست‌ اعلام‌ کرد که این کتاب در سه دفتر به چاپ خواهد رسید. ر. ک: کتاب هـفته, ش 253, ص 20.
  16. ارجـاع بـه صفحات این کتاب بر اساس چاپ دوم آن است.
  17. ر. ک: مـحمدرضا‌ بـاطنی‌, پیرامون‌ زبان و زبان شناسی(مجموعه مقالات‌), تهران‌, فرهنگ‌ معاصر, 1371, ص 63.
بازگشت به مقالات