مولوی بودن امر در امر آمر به معروف

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
مولوی بودن امر در امر آمر به معروف

مولوی بودن امر در امر آمر به معروف

مسألة :21 مولوی بودن امر و نهی

الأمر و النهی فی هذا الباب مولوی من قبل الآمر و الناهی و لو کانا سافلین، فلا یکفی فیهما أن یقول: إناللّه أمرک بالصلاه أو نهاک عن شرب الخمر إلا أن یحصل المطلوب منهما، بل لا بد و أن یقولصلّ: مثلا أو لا تشرب الخمر و نحوهما مما یفید الأمر و النهی من قبله.[۱] ترجمه: امر و نهی در این باب از آمر و ناهی مولویت دارد (که باید دستور به انجام واجب و ترک حرام بدهد) و لو اینکه در مرتبه پایین باشند.

پس در آنها کفایت نمیکند اینکه بگوید: »بدرستی که خدا تو را به نماز فرمان داده یا تو را از خوردن شراب نهی کرده است« مگر اینکه مقصود از امر به معروف و نهی از منکر (با آن) حاصل شود، بلکه لا بد است اینکه بگوید: مثلا، نماز بخوان، یا شراب نخور و مانند اینها از جملاتی که مفید امر کردن و نهی نمودن از جانب وی می باشد.

امر و نهی در باب امر به معروف و نهی از منکر امر و نهی مولوی است و اگر مولوی است باید آمر و نای رسما امر بکند و نهی بکند به اینکه بگوید افعل کذا یا لاتفعل کذا.

بررسی اصولی امر و نهی سافل

و لو کانا سافلین: در اصول بحثی است که در امر علو و استعلا شرط است یا نه هر دو شرط است یا هیچکدام شرط نیست؟ در اصول گفته اند طلب عالی از سافل امر است از سافل به عالی باشد دعا است و اگر از مساوب به مساوی باشد التماس خواهد بود. حال در صدق امر می گوییم شخصی صیغه افعل را بکار برده است ایا بر این صیغه افعل او بدون قید و شرط امر صدق می کند یا نه؟

قول اول: برخی فرموده اند در صدق امر علو شرط است یعنی شخص آمر باید عالی باشد که اگر طلب کرد امر نامیده می شود. و لو این شخص عالی به صورت فرمان نگفته باشد و خافض ا لجناحه گفته است.

نظریه دوم این است که در امر استعلا شرط است و طالب عالی باشد یا نه تاثیری ندارد. یعنی طالبی که صیغه افعل را بکار می برد اگر خودش را در جایگاه برتر قرار بدهد و بداند و طلب کند به طلب او امر می گویند. قول سوم این است که طلب وقتی امر خواهد بود که طالب هم عالی باشد و هم مستعلی باشد.

برای قول سوم به حدیث پیامبر استدلال شده است که شخصی با همسرش اختلاف داشت حضرت فرمود بروید کنار بیایید طرف گفت اتامرنی یا رسول االله فرمود بل انا شافع به هر حال جایگاه این بحث در اصول است.[۲]

اعتبار استعال در آمر

مرحوم امام می فرماید آمر باید مستعلی باشد یعنی باید فرمان بدهد.

نقل کرده اند مرحوم میرزای شیرازی بزرگ بعد از اجتماع و اجماع شاگردان شیخ انصاری بر مرجعیت میرزای شیرازی برخی شاگردان گفتند میرزا حسن آشتیانی مرجع باشد چون اصولش قوی تر است خود میرزای آشتیانی فرمود اگر ایشان جائز التقلید است به دلیل قوت در مسائل اجتماعی ایشان اولی است. به میرزای شیرازی گفتند و نهایتا با گریه قبول کرد. به هر حال میرزای شیرازی خادمی داشت به خادمش دستور داده بود که هر هفته آتشی را روشن کند و دست میرزا را به سمت اتش بکشد او را امر و نهی بکند که تو مرجع شیعه هستی این کار را بکن یا نکن. (سبط شیخ انصاری نقل شده است که اگر مجتهدی مرجع شد نمی توان استصحاب عدالت کرد زیرا موضوع عوض شده است)

در ادامه می فرماید صرف نقل امر خدا و پیامبر امر به معروف و نهی از منکر حساب نمی شود باید خودش امر کند مگر اینکه قرینه ای در کار باشد که از آن امر فهمیده شود.

اشکال و جواب درباره مولویت امر آمر

ان قلت: امر به معروف و نهی از منکر توسط آمر و ناهی از سوی خداست و آمر و ناهی مستقل نیست و فقط حامل پیام خداست.

قلت: آنچه در ادله آمده مثل آیه یامرون بالمعروف صریح و لا اقل ظهور دارد در اینکه مکلف خودش باید امر و نهی کند نه اینکه فقط کلام شارع را نقل و حکایت کند البته برای اینکه امر به معروف صدق کند باید به چیزی امر کند که معروف است.

پانویس

  1. تحریر الوسیله، ج1، ص: 465
  2. کفایه الأصول ( با تعلیقه زارعی سبزواری )، ج1، ص: 120
بازگشت به دروس خارج