کتابخانه:بدبینی و بدگمانی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۶ توسط Feyz (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
بدبینی و بدگمانی
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق
زبان فارسی
ناشر مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

از بیماریهای خطرناک روانی، بد بینی و بد گمانی است که هر کس بدان گرفتار شود، ناراحتیها، رنجها، و دردها در انتظار اوست. این بیماری گاه چنان شدت می‌یابد که شخص مبتلا، به هر چه می‌نگرد و یا به هر چه فکر می‌کند، می‌کوشد نقص و یا عیبی در آن بجوید و نیکوییهای آنرا از نظر دور کند؛ اگر ساختمانی شگفت، کتابی مفید و ارزنده، و یا انسانی با ارزش ببیند، به جای آنکه خوبیهای آنها را بستاید، وقت و دقت خود را در این می‌گذراند که شاید عیب و نقصی در آن بیابد و آنها را پست و کوچک بشمارد. این خوی ناپسند و بیماری اخلاقی از بلاهای بزرگ و پر خطر است به طوریکه سوءظن و بی اعتمادی به همه چیز و همه کس حتی به زندگی؛ بر بسیاری از دلها حکمفرماست و به جای چاره جویی و درمان این بیماری، دستهای در لباس شاعران، نویسنده و حتی فیلسوف غربی و... به آتش بدبینی دامن زده و می‌زند، و با شعر، رمان، و فلسفه بافی، نوای غم انگیز از رنجها و یاءس و ناامیدی به گوش مردم می‌رساند. زیانبارتر آنکه بدبینی را به نفرت از حیات کشانده‌اند که انسانها را سرانجام به خودکشی وامیدارد

زیانهای اجتماعی

خوی زشت و ناپسند بدبینی و بدگمانی، اعتماد افراد را نسبت به یکدیگر از بین می‌برد و بر آبرو و اعتماد آسیب می‌رساند. بدبینی بزرگترین مانع همکاریهای اجتماعی، اتحاد و به پیوستگی دلهاست و انسان را گوشه گیر، تکرو و خودخواه بار می‌آورد. بدگمانی سرچشمه خشمها، جنگ و خونریزی هاست؛ و چه بسیاری از انسانها را به نیستی کشانده و کانون خانواده‌ها را از هم پاشیده است و چه بسا افراد ارزنده که می‌توانستند منشاء کارهای مهم و پرمنفعت باشند؛ اما بر اثر بدگمانی خود یا بدگمانی دیگران نسبت به آنان، از کارهای خلاقه بازمانده‌اند. این خوی زشت، شعله محبت و دوستی را خاموش می‌سازد، و به جای آن، تخم نفاق و دورویی را در دلهای افراد می‌افشاند و پرورش می‌دهد؛ زیرا بدبین یا باید از همه کناره گیرد یا فقط تظاهر به دوستی کند و خود را چنان بنماید که در باطن آنگونه نیست؛ و چون به اشخاص و رویدادها با عینک بدبینی می‌نگرد، نمی‌تواند با بی طرفی و بی نظری، آنها را بررسی کند و آن پدیده یا شخص را آن گونه که هست بشناسد؛ در نتیجه، دچار قضاوت نادرست می‌شود و این خود موجب عقب ماندگی است و نیز موجب بهره نگرفتن از فرصتها و افراد با ارزش. سو ظن باعث جستجو در کار دیگران است که عوارض خطرناکی دارد و نیز موجب غیبت و بدگویی از دیگران، که آن نیز گناهی بزرگ و زیانبار است.

زیانهای فردی

بدبینی سرچشمه ناراحتیهای روحی و روانی و موجب اضطراب و نگرانی، و بدبین، بیشتر غمزده و خودخور و ناراحت است و در اثر گمانهای بدی که در باره اشخاص و پدیده‌ها دارد، بسیار رنج می‌برد و روحش زیر شکنجه و عذابی درونی خرد می‌شود. از همنشینی با دوستان و رفت و آمدهای مفید گریزان است و به تنهایی و گوشه گیری بیشتر تمایل دارد و بدین جهت از نشاط روحی بی بهره است و شاید کار به جایی برسد که از همه کس و همه چیز هراسناک است؛ و همه پدیده‌ها و کارهای دیگران را به ضرر خود ببیند و چنین تصور کند که همه بر نابودی او کمر بسته‌اند. قرآن مجید درباره منافقان می‌فرماید:.. یحسبون مل صیحه علیهم...[۱]هر صدا و فریادی را بر ضد خود می‌پندارد.

آدم بدگمان، در اثر دوری از معاشرتهای سودمند و فاصله گرفتن از افکار دیگران، از تکامل و رشد فکری باز می‌ماند و نیز خود را در میان هزاران نفر تنها می‌بیند و تا پایان عمر در تنهایی به سر می‌برد. بدبین، صفای روح ندارد و همیشه در دل به بدگویی و غیبت دیگران مشغول و از این جهت است که برخی از علمای اخلاق از سوءظن زیر عنوان غیبت قلبی بحث کرده‌اند. یکی از علل گرایش مردم به ویژه نسل جوان در کشورهای متمدن، به مکتب‌های بی قیدی چون هیپیسم و... همین بیماری اخلاقی می‌باشد. با توجه به آثار شوم فردی و اجتماعی این انحراف اخلاقی، روانشناسان آنرا یک بیماری خطرناک می‌دانند. انسان بدبین زندگی خود را به گونه‌ای دوزخ می‌سازد و خود را در جهنم خود ساخته شکنجه و آزار می‌دهد و همواره در خشم و نفرت و کینه توزی به سر می‌برد.

عواملی که موجب بدبینی می‌شود

باید شناخت که این بیکاری اخلاقی چگونه و از چه راهی تولید می‌شود و ما، در این مقاله کوتاه چند عامل را یادآوری می‌کنیم:

۱- گاهی ناپاکی و آلودگی روحی خود انسان، بدبینی می‌آورد؛ همانطور که بسیاری از خوشبینیها در اثر صفای باطن و پاکی دل است. زیرا انسان مطابق اصل کلی مقایسه با خویش انسانها را خوب یا بد می‌پندارد و محور بدی یا خوبی را خود قرار می‌دهد، که گفته‌اند: (کافر همه را به کیش خود پندارد) ۲- گاهی بدبینی در اثر پیش داوری به وجود می‌آید؛ مثلا: شخصی می‌بیند که دوستش بی تفاوت با او برخورد کرد و بدون اینکه احتمال دهد که شاید توجه نداشته باشد؛ قضاوت می‌کند که دوستش با وی خوب نیست و عمدا بدو اعتنا نکرده و... در صورتیکه اگر تامل کند چه بسا روشن خواهد شد که این بی توجهی در اثر متوجه نشدن آن رفیق بوده است نه بی اعتنایی.

۳- تکبر و خودخواهی هم عامل بدگمانی می‌تواند شد. چون تمایل به برتری و بزرگتری در بسیاری از افراد موجود است و چون مردمان در همه جا و نسبت به همه کس نمی‌توانند برتری خود را احراز کنند، می‌کوشند از راه کوبیدن افراد و کوچک نمودن آنان، بزرگی و والایی خود را ثابت و تمایل بیجای خود را ارضا نمایند و بدین منظور در ذهن خویش برای دیگران نقاط ضعفی می‌تراشند تا آنان را کوچک سازند و خود را برتر گردانند.

۴- همنشینی با مردم فاسد و ناسالم، اثر مستقیمی در بدبینی دارد؛ چون نفس انسان رنگ می‌گیرد به صفت همنشین خود در می‌آید و سرانجام نسبت به خوبان که با او همرنگ نیستند بدبین می‌شوند، چنانچه در روایات آمده است که: همنشینی با بدان بدگمانی به نیکان را در پی دارد.[۲]

چگونه از سوءظن و بدبینی جلوگیری کنیم

نخست این نکته را یادآور می‌شویم که: منظور از بدبینی، آن خیالهای ذهنی نیست که بی اختیار دست می‌دهد، بلکه مقصود ما در این مقاله از بدبینی گمانهای بدی است که شخص بااختیار آنرا پرورش می‌دهد و در دنیای ذهن و خیال آنرا دنبال می‌کند و از مقدماتی که خود می‌سازد نتیجه می‌گیرد و سعی می‌کند رفتار و کردار خود را بر اساس همان خیالهای خود ساخته، به ظهور رساند. از این جهت است که پیامبر اسلام می‌فرماید: راه نجات از سوءظن آن است که آنرا تصدیق نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.[۳] اکنون به راه‌های درمان این بیماری می‌پردازیم:

۱- باید خود را اصلاح کنیم تا در مقام مقایسه با دیگران با خود، به فساد و بدی آنان حکم نکنیم و در مرحله اصلاح خویش علاوه بر زدودن صفات زشت و ناپسند، باید به خود تلقین کنیم که نه تنها دیگران بد نیستند بلکه شاید روحیات عالی تر و برتر از ما نیز، داشته باشند؛ و این نکته را هم نباید از یاد برد که اصل مقایسه به خویش از خود دوستی سرچشمه می‌گیرد و پایه منطقی و علمی ندارد و نمی‌توان آنرا منشاء داوری قرار داد.

۲- باید محیط زندگی را پاک کنیم یعنی از همنشینی با افراد نادرست و ناشایسته بپرهیزیم، و بکوشیم با افراد ارزشمند معاشرت کنیم تا فکر خوش بینی نسبت به دیگران در ما به وجود آید و ضمنا از افکار عالی و صفات برجسته آنان بهره مند شویم.

۳- از شتابزدگی در داوری یعنی پیش داوری بیجا بپرهیزیم و توقعات خود را از دیگران کاهش دهیم؛ هر گاه دیدیم دوست با یکی از افراد خانواده و دیگران، سلام ما را پاسخ نگفتند و یا بی تفاوت از کنار ما گذشتند و یا ما را به میهمانی خویش دعوت نکردند، بجای اینکه کینه در دل جا دهیم و یا نسبت به آنان بدگمان شویم، و هزاران خیال بیجا کنیم، و به اصطلاح در دادگاه ذهن، آنان را محکوم سازیم.

بهتر است قضایا را بررسی در رفتار آنان توجه کنیم، آنگاه خواهیم دید نود درصد از بدبینی‌های معمولی درمان خواهد شد و از بین می‌رود؛ چون پس از بررسی در اطراف موضوع به این نتیجه می‌رسیم که آنکس که ما به رفتار او بدبین بوده‌ایم؛ در حقیقت متوجه نبوده یا فراموش کرده و یا در عالم افکار و خیالهای فرورفته که ندانسته و نفهمیده چه کسی به او سلام کرده بوده است تا پاسخ گوید...

گاهی نیز، انسان می‌پندارد شکست و عقب ماندگی او، دیگران بوده‌اند. روایات اسلامی سفارش کرده است مسلمانان، رفتار و کردار برادران مسلمان خود را به صحت حمل کند، و احتمال‌های درست، بیابند تا بدینوسیله بدبینی را از ذهن خود دور سازد. امیر مومنان علیه السلام می‌فرماید: کار برادر دینی خود را به بهترین توجیه، حمل کن مگر آنکه دلیل بر فساد آن داشته باشید و تا زمانی که توجیه نیکویی برای گفتارش می‌یابی، از گمان بد دوری کن![۴] امام ششم علیه السلام فرمودند: آنگاه که مومن برادر دینی خود را متهم سازد، ایمان در قلب او چون نمک در آب، حل می‌شود.[۵] این نکته را هم باید متوجه باشیم که: بر مسلمان لازم است کارهایی که باعث بدبینی دیگران می‌شود؛ انجام ندهد تا دیگران به این خطا دچار نگردند مثلا؛ از جاهای تهمت انگیز و یا رفتارها و گفتارهای که موجب بد گمانی دیگران می‌شود؛ دوری جوید؛ چنانچه رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به مسلمانان می‌فرماید: از جاهای تهمت انگیز بپرهیزید.[۶] و علی علیه السلام می‌فرماید: کسیکه خود را در معرض تهمت و بدگمانی قرار دهد؛ حق ندارد کسی را که به او بدگمان شده است سرزنش کند.[۷]

یادآوری بسیار لازم

با اینکه در شریعت اسلام بدبینی و بدگمانی حرام است و پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) می‌فرماید:

خداوند تجاوز به جان و مال عرض به مسلمان و بدگمانی به او را حرام کرده است[۸] ونیز قرآن مجید مسلمانان را از بدگمانی باز می‌دارد و با اینکه در این آیین به مومنان سفارش شده به یکدیگر خوشبین باشند؛ اما پوشیده نیست که انسان نباید در اثر خوشباوری خود و مردم مسلمان را در خطر بیندازد؛ بنابراین در مواردی که درستی افراد قطعی و حتمی نیست با اینکه وظیفه داریم با آنان نیکوکار باشیم، اما نباید از احتیاط و محکم کاری دست برداریم و خود را دچار خطر و نگرانی کنیم و باید بدانید اسلام، همانگونه که پیروان را از بدبینی و سوءظن بازمیدارد، نیز سفارش می‌کند خائنی را که خیانتش روشن است، در کارها و اموال امین ندانند و چیزی به عنوان امانت به او نسپارند. رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمودند: تو نباید کسی را که امین دانستی متهم کنی و یا کسی را که خائن است و آزموده‌ای، امین بدانی![۹] ونیز نباید عیبجویی بیجا را با انتقاد صحیح اشتباه گرفت.

عیبجویی بیجا همان همان تجسس نام دارد که قرآن پیروان خود را از آن بازداشته[۱۰] اما انتقاد صحیح عبارتست از گوشزد کردن و یاد آوری نمودن دیگران به کارهای ناپسند که دارند. انتقاد به این معنا برای جامعه که خواهان پیشرفت است لازم است. البته انتقاد باید تنها به منظور اصلاح جامعه صورت پذیرد تا سود بخشد و نباید از روی غرض و ابراز دشمنی باشد.

پانویس

  1. سوره منافقون آیه 4
  2. مجالسه الاشرار تورث سوظن باالخیار. بحارالانوار ج ۷۴ ص ۱۹7
  3. جامع السعادات ج ۱ ص ۲۸2
  4. اصول کافی ج ۲ ص ۳۶2
  5. همان کتاب ص ۳۶1
  6. جامع السادات ج ۱ ص ۲۸۲ (اتقوا مواقع التهم)
  7. همان کتاب
  8. محجه البیضاج ۳ ص ۱۵5
  9. وسائل ج ۱۳ ص ۲۲9
  10. سوره حجرات آیه ۱۲
بازگشت به کتب منکر اخلاقی