پرسش و پاسخ:پرسش های اجرایی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۸ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (/* با توجه به وجوب فريضه امر به معروف و نهي از منکر، اگر بخواهيم يک دختري را که از لحاظ حجاب وضع درستي ندارد را امر به معروف و نهي از منکر کنيم...)

پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

چرا امر به معروف و نهي از منكر به خوبي اجرا نمي‌شود؟

پاسخ :برخي علت‌هايي كه موجب شده امروزه اين فريضة مهم در جامعه و كشور ما به خوبي اجراء نشود عبارتند از:

الف) عدم آگاهي بعضي از آمرين به معروف و ناهين از منكر از قوانين اين مسأله (قوانين شرعي و حكومتي):

يكي از عواملي كه باعث شده اين فريضه به خوبي اجراء نشود اينست كه، بعضي از آمرين به معروف و ناهين از منكر به علت عدم آگاهي از قوانين امر به معروف و نهي از منكر، هم خود و هم ديگران را دچار مشكل مي‌كنند و هم تأثير عمل امر به معروف و نهي از منكر را از بين مي‌برند و موجب بدبيني افراد جامعه به دين و اين فريضة مهم مي‌گردند و موجب مي‌شوند كه مردم احساس كنند كه جامعه‌اي كه هر انساني امر به معروف و نهي از منكر را انجام مي‌دهد، آن هم بدون اطلاع از قوانين، جامعه‌ای خودسر و بدون قانون و ضابطه است.

از طرفي خود آمرين و ناهين هم به علت عدم آگاهي از قوانين مورد برخورد و بي‌توجهي مسئولين امر قرار مي‌گيرند، و احساس ناراحتي و نااميدي مي‌كنند و به نوعي در عمل به اين فريضة بسيار مهم در مواقع صحيح و درست هم سُست مي‌شوند. لذا بايد آمرين و ناهين، آموزش‌هاي لازم و كاربردي را در اين زمينه ببيند و مدیران جامعه هم دوره‌های ویژه خود را بگذرانند.

ب) عدم آگاهي آحاد مردم از اهميت اين فريضه:

امر به معروف و نهي از منكر از مهم‌ترين فرائض مي‌باشد و در حقيقت مي‌توان گفت كه قوام ساير فرائض به اقامة اين مربوط است. اعتقاد به اين مسئله از ضروريات دين است و طبق فتواي امام خميني و ساير فقهاء، انكار امر به معروف و نهي از منكر با التفات و التزام به لوازم آن، سبب خروج از دين و كفر مي‌باشد.

دين مقدس اسلام اهميت اين فريضه را بيان كرده و تأكيد بسياري بر آن در قرآن و احاديث امامان شيعه شده است.

قال الله تعالي«وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛۱ و بايد كه باشند از شما جمعي كه بخوانند بسوي خوبي و امر كنند بخوبي و نهي ‌كنند از منكر و ايشانند رستگاران».

پيامبر اسلام فرمودند: «إنَّ الله عزوجل ليبغض المؤمن الضعيف الذي لادين له، فقيل و ما المؤمن الضعيف الذي لا دين له؟ قال: الذي لاينهي عن المنكر؛ همانند خداوند عزوجل هر آينه دشمن می‌دارد مؤمن ضعيفي را كه دين ندارد. پس سؤال شد مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: آن كسي كه نهي از منكر نمي‌كند۲.

در اين باره احاديث بسياري داريم. وقتي ما به تاريخ نگاه مي‌كنيم قيام امام حسين(ع) در جهت اقامة امر به معروف و نهي از منكر بوده است. و حسين بن علي (ع) شهيد راه اقامة امر به معروف است. اين مسئله اهميت ويژه‌اي دارد در حالي كه آحاد افراد جامعه از اين اهميت آگاهي ندارند، و شايد اگر بدانند انجام صحيح فريضه امر به معروف و نهي از منكر چه بركات و منافعی دارد بي‌توجه به اين مسئله نباشند. اهل علم و فضيلت، دلسوزان، مسئولين و غيره در جهت آگاهي بخشي به مردم باید بیشتر تلاش كنند، تا مردم توجه پيدا كرده و امر به معروف و نهي از منكر به خوبي اجرا شود.

البته لازم به ذکر است که برخی اهمیت فریضه را دریافته‌اند ولی به سبب خجالت و ترس از ضرر، وارد اجرای این فریضه نمی‌شوند.

ج) عدم حمايت قانوني از آمران و ناهيان:

يكي از مشكلات بر سر راه آمران به معروف، عدم حمايت قانوني از آنها مي‌باشد. بدين معنا كه، اگر امر به معروف در راستاي ايفاي وظيفه امر به معروف و نهي از منكر با مشكل و مسئله‌اي روبرو شد، قوانين حمايتي كاملي از اين جهت نداريم. و شايد بعضي از ارگان‌هاي ذي ربط حمايت قانوني لازم را از آنها به عمل نياورند و لذا كساني كه مي‌خواهند در اين راه قدم بردارند از مشكلات و مسائلي كه ممكن است پاپيچ آنها بشود، مي‌ترسند و از ثبات قدم لازم در اين راه برخوردار نمي‌باشند.

د) عدم پايبندي برخي مسئولان نسبت به اين فريضه:

يكي از عواملي كه مي‌تواند نقش مؤثري در راستاي عمل به دو فريضه داشته باشد، پايبندي خود مسئولان به اين فريضه بسيار مهم است. هرگاه سخن از امر به معروف و نهي از منكر به ميان مي‌آيد، ذهن‌ها فقط متوجه تار موي زنان و شيوة پوشش زنان و جوانان در جامعه و امثال آن مي‌شود. كه البته توجه و حساس بودن به اين مسائل هم خوب است. امّا مسائل مهمتري وجود دارد كه هرگاه آن مسائل درست شود. مسائل پايين‌تر آنها نيز، امكان درست شدنش بيشتر است.

هـ) عدم احساس مسئوليت همگاني نسبت به اين فريضه:

متأسفانه در مسئله امر به معروف و نهي از منكر بعضي‌ها فكر مي‌كنند اجراي امر بمعروف و نهي از منكر بر عهدة نهادهاي حكومتي يا بر عهدة قشر خاصي است. در حالي كه اين مطلب درست نيست و طبق روايات رسيده از ائمه معصومين -صلوات الله عليهم اجمعين- همة مردم در مقابل هم ديگر مسئول هستند. طبق فرمايش پيامبر اکرم: كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته؛ يعني تمام مردم در مقام آنچه كه هستند بايد پاسخ‌گو باشند و مردم در مقابل يكديگر مسئول هستند. لذا بايد تمام افراد اقامة امر به معروف و نهي از منكر كنند و اگر گناهكار ببيند مورد اعتراض همة مردم واقع شده از عمل خود دست برمي‌دارد.

و) اهل عمل نبودن بعضي از آمران به معروف و ناهيان از منكر:

اميرالمؤمنين علي ـ عليه‎ السلام ـ مي‌فرمايند: كسي بايد امر به معروف و نهي از منكر بنمايد كه داراي سه خصلت باشد:

۱. به آنچه كه امر مي‌كند، عالم بوده و آگاهي كامل از آن داشته باشد.

۲. خود مرتكب عملي نشود كه مردم را از آن باز مي‌دارد.

۳. در آنچه كه امر يا نهي مي‌كند عدالت را رعايت نمايد و در اينكار رفق و مدارا را از نظر دور ندارد.۳

يكي از بهترين شيوه‌هاي امر به معروف و نهي از منكر، رفتار عملي خود افراد آمر و ناهي است. وقتي شخصي در يك مورد امر و نهي مي‌كند ولي در مورد ديگر خود مرتكب خلاف مي‌شود، ديگران را نسبت به خود فقط بدبين و بي‌اعتماد نمي‌كند، بلكه نسبت به همه بدبين و بي اعتماد مي‌كنند.

ز) عدم برخورد مناسب بعضي از آمران و ناهيان:

در انجام اين عمل و فريضه شخص آمر و ناهي بايد آگاهي از احكام و قوانين داشته باشد و پايبند به قوانين و احكام باشد و در اجراي حدود و قوانين پا را فراتر از محدودة مشخص شده نگذارد.

ما در اجراي اين فريضه باید عدالت و مدارا را از نظر دور نداريم و شرايط و مراتب امر بمعروف و نهي از منكر را اجراء كنيم و تا مي‌توانيم از خشونت پرهيز كنيم.

ح) عدم آگاهي از هدف امر به معروف و نهي از منكر:

دين اسلام به فريضه امر به معروف و نهي از منكر كه موجب بقاء دين و استحكام جامعه اسلامي مي‌شود، با ظرافت خاصي نگاه مي‌كند و هدف از انجام اين فريضه را اِعمال قدرت و يا خشونت و سخت‌گيري بر جامعه نمي‌داند. اين فريضه يك فريضة آگاهي بخشي و دلسوزي براي تك تك افراد جامعه است. فريضه ای كه بر روش منطقي و فرهنگي مبتني است. چون هيچگاه نمي‌توان با زور، اصلاحي پايدار و اساسي و ماندگار در جامعه بوجود آورده و اگر زمينة اصلاح و قبول سخن درست در جامعه وجود نداشته باشد، كار بجایي نخواهد رسيد.

ط) مانع تراشي برخي دست‌هاي پنهان و آشكار:

عده‌اي در جامعه اعم از برخي مسئولين و غير مسئولين وجود دارند كه تمام تلاش و كوشش خود را بر آن دارند كه اين فريضه را به علل مختلف تعطيل كنند و يا به حداقل برسانند. در واقع آنها وجود اين فريضه را در جامعه، مانعي براي رسيدن به اهداف و منافع دنيائي خود مي‌دانند و لذا به شيوه‌هاي عوام پسند و يا جلوه‌هاي منطقي و دلسوزانه و غيره به دنبال مانع تراشي هستند. چون آنها مي‌دانند اگر بخواهند نان حرام، فساد و فحشاء زد و بند و غيره در جامعه وجود داشته باشد و آنها به منافع خود برسند نبايد امر به معروف و نهي از منكر وجود داشته باشد. لذا آنها در مقام قانون گذاری، اجراء، قضاوت و غيره در صدد جلوگيري از اقامة اين فريضه مهم بر مي‌آيند.

پانوشت:

۱ آل عمران/۱۰۴. ۲ امام خميني، تحريرالوسيله، قم، مؤسسة دارالعلم، چاپ دوم، ج ۱، ص ۴۶۳. ۳ وسائل الشيعه، ج ۱۱، كتاب امر به معروف و نهي از منكر، باب اشتراط الوجوب بالعلم بالمعروف و المنكر، ص۴۰۰. پایگاه اطلاع رسانی حوزه

به چه صورت نهی از منکر کنیم؟ یعنی اگر کسی منکری را مرتکب می‌شود بهتر است که مثلاً از او سوال کنیم که چرا این را می‌کنی و یا بگوییم که این کار را نکن، حرام است و ... ؟

پاسخ: بدون شک امر به معروف و نهی از منکر یکی از وظایف واجب بر هر فرد مسلمان است (البته امر به معروف و نهی از منکر گفتاری) ولی امر به معروف و نهی از منکر در مرحله الزام عملی و فیزیکی مانند تعزیر و حد شرعی و... امروز وظیفه قوه قضائیه و حکومت است.

از سیره و روش پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین استفاده می‌شود که امر به معروف و نهی از منکر، باید از روی دلسوزی و با بیان زیبا و نرم و محترمانه باشد تا بتواند تاثیر بگذارد.

در بسیاری از موارد فرد نمی‌داند این کاری که انجام می‌دهد حرام است که با بیان روشن و مهربانانه باید او را آگاه کرد. امر به معروف و نهی از منکر اگر با استفاده از خشونت و الفاظ زشت و رکیک و توهین آمیز باشد، هیچ گونه تاثیری در از بین بردن منکرات و بدیها نخواهد داشت و چه بسا موجب جری شدن و لجبازی بیشتر طرف مقابل گردد.

در امر به معروف و نهی از منکر باید با دلسوزی و خیر خواهی و مهربانی طرف مقابل را از حرام بودن کاری که انجام می‌دهد، آگاه کرد و از او خواست که آن را کنار بگذارد که انشاء الله تاثیر هم خواهد داشت.

من به اسلام و حجاب و پوشش اعتقاد دارم ولی همسرم در این مورد کمی بی‌توجه است. خواهش می‌کنم مرا برای آگاهی دادن به وی راهنمایی کامل کنید.

پاسخ: اولین نکته‌ای که در مسأله امر به معروف و نهی از منکر باید مورد توجه قرار گیرد، این است که این کار با قصد قربت انجام شود تا خداوند متعال انسان را در طول برنامه یاری دهد.

نکته دوم این است که امر به معروف و نهی از منکر، باید از روی خیر خواهی و همراه با شفقت و مهربانی باشد. به نحوی که طرف مقابل، خیر خواهی امر کننده و نهی کننده را احساس نماید و یقین کند که قصدی جز خدمت ندارد. با این مقدمه کوتاه، پیشنهاد می‌کنیم که شما صمیمانه با همسرتان به گفتگو بنشینید و از او بخواهید ادله خود بر عدم لزوم رعایت حجاب و عدم رعایت احکام محرم و نامحرم را بیان کند. و ضمن احترام به عقیده او، با رعایت صمیمیت، به استدلال‌های او جواب منطقی بدهید و اگر جوابی برای استدلال‌های او ندارید، از او مهلت بگیرید تا مطالعه یا مشورت کرده و جواب او را بدهید. ضمن اینکه اگر او هم مهلتی جهت آماده کردن جواب به استدلال‌های شما خواست، به او مهلت بدهید! و در طول گفتگو سعی کنید استدلال‌های شما قوی و منطقی باشد و از هر گونه خشونت و پرخاشگری و استدلال سست و بی‌پایه پرهیز کنید. این در صورتی است که همسرتان برای نظر خود دلیلی داشته باشد. اما اگر ایشان استدلالی نداشتند و صرفا می‌گویند به حجاب علاقه ندارم، خوشم نمی‌آید، بدم می‌آید و... در این صورت این عدم علاقه باید ریشه‌یابی شود که آیا تحت تاثیر نزدیکان و دوستان است؟ آیا علت این عدم علاقه، برخورد بدِ با حجاب‌ها و مذهبی‌ها با اوست؟ آیا همسر شما از رفتار باحجاب‌ها خاطره بدی دارد؟ و آیا... اگر توانستید ریشه عدم علاقمندی او به حجاب و رعایت مسائل را پیدا کنید، باید سعی کنید که با آن ریشه مبارزه کنید. مثل اینکه اگر خاطره بدی از مذهبی‌ها و باحجاب‌ها دارد، در اینجا باید تفکیک بین اسلام و مسلمانی و ایمان و مؤمن، حجاب و باحجاب را به او یادآور شد که چه بسا افرادی ادعای اسلام می‌کنند ولی هیچ آشنایی با اسلام ندارند و ظاهرا مؤمن هستند ولی از روح ایمان بی‌خبرند، ظاهراً چادری به سر می‌کنند و روح و فلسفه حجاب را نمی‌دانند و اسلام ما را به حجاب دعوت کرده است نه به سوی افراد ظاهرا با حجاب. نکته دیگری که بسیار مفید است توجه دادن او به لطف و نعمت‌های پروردگار و مهربانی او به بندگانش و اینکه در تمام احکام و دستورات، تکالیفی را از ما خواسته است که به نفع ماست و چیزهایی را بر ما حرام کرده است که به ضرر ما بوده است. احتیاج ما در تمام لحظه‌ها به پروردگار متعال و درخواست خیر و نعمت از او، با نافرمانی او جمع نمی‌شود. یا باید از هیچ یک از نعمت‌های او استفاده نکنیم و از او درخواستی نداشته باشیم، و یا اینکه اگر به او احتیاج داریم و از او خواسته‌ای داریم، باید نافرمانی او را نکنیم و حجاب فرمان اوست که به خاطر خیر و مصلحت ما، بر ما واجب گردانیده است. مسأله دیگری که باید در گفتگوی شما مطرح شود، بیان ارزش واقعی زن و نظر اسلام درباره زن و نقش زن در جامعه و خانواده می‌باشد، و حسن اجرای این نقش به پاکی و عفت زن که از راه رعایت موازین شرعی (حجاب و پوشش و حد نامحرم و محرم) بدست می‌آید، بستگی دارد. و آثار و حکمت‌های حجاب و رعایت حدود شرعی نظیر آثار معنوی قرب به خدا، آرامش روانی، استحکام پیوند خانوادگی، استواری اجتماع، ارزش و احترام زن و ... بیان گردد. همچنین باید پی‌آمدهای بی‌حجابی و عدم پای بندی به حد و مرز محرم و نامحرم، نظیر گرفتار شدن در دام مردان هرزه و هوسران، ایجاد انحراف فکری و فرهنگی در جوانان (که به رکود علمی و فکری جوانان منتهی می‌گردد)، به خطر افتادن امنیت روانی جامعه، ایجاد بدبینی بین زن و شوهر و انهدام خانواده بخوبی بیان گردد. در پایان جهت آشنایی بیشتر، منابع زیر را خدمت شما معرفی می‌کنیم: زن در آئینه جلال و جمال- نوشته آیت الله جوادی آملی. زن و خانواده (۳ جلد)- نوشته زهرا آیت اللهی- انتشارات روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان. زن از دیدگاه اسلام و تمدن غرب- نوشته کریم نافعی فرد. انتشارات عابد. حقوق زن- نوشته حمید کریمی، نشر کانون اندیشه جوان. زنان و حقوق برابر- نوشته فریبا علاسوند، نشر روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان. حقوق زن در قرآن- پرسش و پاسخ‌های استاد مصباح یزدی- تالیف حمید کریمی، نشر موسسه پژوهشی امام خمینی «ره». نظام حقوق زن در اسلام، استاد شهید مطهری. مساله حجاب- استاد شهید مطهری.

رفتار ما با افراد فاسق و فاجر عضو خانواده و بستگان که با آنها معاشرت می‌کنیم، چگونه باید باشد؟

پاسخ: در شرایط متفاوت باید رفتارهای متفاوتی را در پیش گرفت . اگر ترک معاشرت موجب می‌شود اشخاص مورد نظر دست از خلاف خود بردارند لازم است از معاشرت با آنان خودداری نمائید. و الّا گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد بخصوص اگر موجب هدایت آنها شود ولی تصرف در اموال آنها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام درآنچه مورد تصرف است نباشد و با مراعات شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر آنان را امر و نهی نمائید۱. ۱. مستفاد از استفتائات حضرت امام خمینی ( س ) بخش امر به معروف و نهی از منکر ج ۱ ص ۴۸۵ -۴۸۴ چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

راه‌های درمان بد زبانی چیست؟
پاسخ: کاربر محترم ضمن تشکر از تماس شما با  این مرکز باید بگوییم که بد زبانی مرضی است که درمان آن مثل سایر امراض روحی و روانی قابل درمان است اما در صورتی است که خود شخص بد زبان بخواهد که خودش را درمان کند و از عواقب آن در دنیا و آخرت بترسد. اما وظیفه شما تذکر و امر به معروف و نهی از منکر است منتهی با زبان محبت، خیلی نرم و مهربانانه و از روی دلسوزی تا در خلق و خوی طرف مقابل که همسرتان نیز می‌باشد اثر مثبت بگذارد. اما ذکر چند آیه و روایت از قرآن و معصومین (ع) در همین خصوص  را برای شما ارسال می‌کنیم تا مثمر ثمر واقع گردد. انشاء الله

در فرازی از دعای امام عصر(عج) چنین آمده: «و سدد السنتنا بالصواب والحکمه ، خدایا زبان‌های ما را به صواب (درست گویی) استوار ساز.» واژه صواب در موردی گفته می‌شود که چیزی با حق اصابت کند، و هیچ گونه باطلی به آن راه نیابد. بنابراین مسأله استواری زبان به صواب به این است که آن را به درست گویی و حرف حق زدن عادت دهیم، به گونه ای که هرگز به ناصواب و به باطل گویی حرکت نکند، چنین کاری نخست بستگی به کنترل زبان از انحراف دارد، که بحث آن گذشت، دوم این که زبان را به راستی و درستی و حق گویی عادت دهیم به گونه ای که جز درستی به چیزی حرکت نکند. ما وقتی که به قرآن واژه قَول مراجعه کرده و دقت می‌کنیم می‌بینیم به ما می‌آموزد که سخن گفتن آدابی دارد، و باید حساب شده و سنجیده باشد، گاه می‌فرماید: «ولیقولوا قولاً سدیداً؛۱ و سخنی استوار و درست بگویند.» «و قولوا قولاً سدیداً؛۲ و سخن استوار و درست بگویید.» این دستور همان است که در دعای امام عصر(عج) آمده «و سدّد السنتنا؛ زبان‌های ما را استوار گردان.» و گاه می‌فرماید: «قولاً معروفاً؛۳سخن نیک و زیبا بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولاً کریماً؛۴ بزرگوارانه و مهرانگیز سخن بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولاً لیّناً؛۵ نرم و با ملاطفت سخن بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولاً میسوراً؛۶ با نرمش و مهربانی با آنها سخن بگو.» و گاه می‌فرماید: «قولاً بلیغاً؛۷ با سخن شیوا و زیبا با آنها حرف بزن.» امام صادق علیه السلام فرمود: همانا دشنام گوئی و بدزبانی و هرزه گوئی از نفاق و دوروئی است. رسول خدا (ص) فرمود: خداوند دشمن می‏دارد فحش گوی بد زبان و گدای پررو را. رسول خدا (ص) به عایشه فرمود: اگر برای دشنام صورت و مثالی بود مثال و صورت زشتی می‏بود. روایت شده: هر که بر برادر مسلمانش دشنام دهد خداوند برکت را از روزیش می‏گیرد، و او را بر خودش وامی‏گذارد، و زندگانیش را تباه می‏کند. سماعه گوید: رفتم به خدمت امام صادق علیه السلام، آن حضرت بدون مقدمه به من فرمود: ای سماعه این چه رفتاری بود میان تو و شتربانت؟ بپرهیز از دشنام گوئی و عربده کشی و لعنت گوئی. گفتم: به خدا سوگند اگر من چیز ناروائی گفته باشم به خاطر ستمی‏ است که شتردار بر من روا داشته است، امام فرمود: اگر او بر تو ستم کرده تو هم با او (در فحش و فریاد) برابر آمدی، این کارها از روش من نیست و شیعیانم را هم به آن دستور نداده‏ام استغفار کن و دیگر از این کارها نکن، گفتم: استغفار می‏کنم و دیگر چنین کاری را نمی‏کنم. رسول خدا (ص) فرمود: از بدترین مردم کسی است که مردم بخاطر دشنام‏ گوئیش از همنشینی با او کراهت دارند. امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند دوست می‏دارد شخص با حیای بردبار و بی‏نیاز عفیف را، آری و خداوند دشمن می‏دارد دشنام گوی بد زبان و فقیر اصرارکننده را. امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود: شرم و پاکدامنی و مرض و سستی از ایمان است، منظورم مرض و سستی زبان است نه مرض و سستی قلب. و دشنام گوئی، و بد زبانی، و زبان درازی و یاوه گوئی از نفاق است. رسول خدا (ص) در سفارش‌های خود به علی علیه السلام فرمود: یا علی! بزرگترین جهاد این است که انسان صبح کند و در نیت و قصدش نباشد که بر کسی ستم کند ای علی! هر که مردم از زبانش بترسند از اهل آتش باشد، یا علی! بدترین مردم کسی است که مردم از ترس دشنام و شرارتش احترامش کنند، یا علی! بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد و بدتر از او کسی است که آخرتش را به دنیای غیرش بفروشد. رسول خدا (ص) فرمود: اگر مردی را دیدید که باک ندارد چه می‏گوید و در باره‏اش چه گفته می‏شود او شریک شیطان است. رسول خدا (ص) فرمود: خداوند حرام کرده است بهشت را به کسی که دشنام گو، بد زبان، و کم حیاء بوده و باکی نداشته باشد که چه می‏گوید و در باره‏اش چه می‏گویند اگر اصل او را بررسی و پی‏جوئی کنی یا از زنا به عمل آمده و یا از شرکت شیطان. سؤال شد: مگر شیطان در مردم شرکت می‏کند؟ حضرت فرمود: آیا سخن خدا را نخوانده‏اید که می‌فرماید: و شرکت کرد با ایشان در اموال و فرزندانشان.۸ امام صادق علیه السلام فرمود: بد زبانی از جفا کاری است و جفاکار در آتش است. پیغمبر اکرم (ص) در وصیت خود به علی علیه السلام فرمود: یا علی! خداوند بهشت را حرام کرده بر کسی که دشنام گو و بد زبان باشد و توجه و باکی نکند که چه می‏گوید و در باره‏اش مردم چه می‏گویند یا علی! خوشا بحال کسی که عمر طولانی کند و عمل نیکو انجام دهد. امام صادق علیه السلام فرمود: حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است، و بد زبانی از جفا کاری است و جفا کاری در آتش است.۹ ۴. اگر شخصی با نصیحت و موعظه و بیان عاقبت دشنام، همچنان بر عمل ناشایست خود باقیست چنین شخصی صلاحیت دوستی و مصاحبت را نخواهد داشت و بهتر است انسان از اینگونه افراد فاصله گرفته و ارتباطش را قطع نماید و به حد سلام و خداحافظی اکتفا نماید تا این شخص متوجه شود که اگر بخواهد با این شیوه زندگی نماید کم کم همه از اطرافش پراکنده شده و تنها خواهد ماند. از جمله آفات و خطرات، بد زبانی است که بسیار خطرناک است و نقش زیادی در تخریب انسان و جوامع بشری می‌تواند داشته باشد، که در احادیث به کلید خیر و شر از آن تعبیر شده است.۱۰و یا آنکه زبان را میزان ارزیابی انسان معرفی نموده است۱۱ برای جلوگیری از آلوده شدن به بدزبانی و خطرات زبان راه‌هایی را می‌توان ارائه نمود که عبارتند از: ۱- بینش صحیح ۲- اراده قوی ۳- تقوا به همین دلیل است که اسلام به خود آگاهی و اراده قوی و نیرومند نقش مهمی در پیشگیری از آلوده شدن انسان به بدزبانی قائل است، و انسانی که دارای ویژگی‌های فوق است در هر حال می‌تواند درست بیندیشد ودرست تصمیم بگیرد تا به گناهان آلوده نگردد. بر پایه این ویژگی‌ها است که اسلام نمی‌گوید صرفا به انسان تلقین کنید و چشم گوش بسته کسی را به کار خیر وا دارید و یا از کار زشت بازدارید. بلکه می‌گوید، کاری کنید که خود آگاهی انسان شکوفا گردد و از درون بجوشد، خودش تصمیم بگیرد تا از انجام هر گناهی از جمله بد زبانی خود را باز دارد در اینصورت است که انسان احساس استقلال شخصیت می‌کند که خود را به اختیار خود از بدزبانی باز داشته است.۱۲چنین انسانی که بر پایه خود آگاهی و اراده قوی تربیت شده، می‌تواند با تقوا و با بند و بار باشد، همان بند باری که عشق بحق و حقیقت در او به وجود آورده است و او در عین آزادی کامل بنده حق است و همین تقوا است که قادر است او راار از تمام آفات جسم و جان و نیز بدربانی محفوظ دارد. چنانچه در بیان حضرت علی علیه السلام آمده است: بدانید که تقوا همچون مرکبی است راهوار که صاحبش بر آن سوار و زمامش را به دست گرفته و تا قلب بهشت به پیش می‌تازد.۱۳ مطابق این تشبیه تقوا همان خویشتنداری و کنترل بر نفس است، و در جائی دیگر می‌فرماید: ای بندگان خدا بدانید که تقوا قلعه و دژی شکست ناپذیر است.۱۴ از مجموعه روایات و تعبیرات روشن می‌گردد که تقوا میوه درخت ایمان است فلذا برای تحصیل آن باید پایه ایمان را محکم ساخت.۱۵ نکته دیگر اینکه از خطرات مهلک بدزبانی غفلت نورزید چنانچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که خدا زبان را به عذابی گرفتار می‌سازد که هیچ یک از جوارح به آن عذاب نمی‌شوند، وقتی زبان می‌پرسد چرا مرا بدین عذاب گرفتار نمودی؟ خدا می‌فرماید: از زبانت کلمه ای صادر شد که به شرق و غرب عالم رسید و موجب قتل و غارت بی گناهان گردید، و عرض و ناموس با این یک کلمه نابود شد. برای پیشگیری از خطر بدزبانی و یا عموم گناهان زبان مناسب است به برخی از تذکرات توجه نمائیم: ۱- انسان باید بداند که خداوند متعال عالی ترین نعمت را بنام زبان به او داده است تا به وسیله آن بهترین اعمال را مانند تلاوت قرآن، دعا و نیایش، ایجاد صلح و آشتی، دعوت مردم به سوی خیر و صلاح انجام دهد و . . . یا با گفتن یک جمله «گل» خنده را بر لبان مومنان بنشاند. ۲- اینکه بدانی که در برابر تمام گفتارت مواخذ می‌شوی لذا جز بخوبی سخن مگوی.۱۶ ۳- این زبان که عالیترین سرمایه است و تمدن بشری امروز ناشی از اوست ممکن است برای همیشه در ا ختیار انسان نباشد و موجب زوال گردد لذا تا در اختیار ما قرار دارد به بهترین وجه استفاده کنیم نه اینکه آن را آلوده به زشتی‌ها کنیم. ۴- متوجه باشیم که با یک کلمه که از زبان صادر می‌گردد، ممکن است شخص یا خانواده‌ای را بهم بریزد. پس تا معیار و ملاک سخن که صلاح و مصلحت خود و مردم است وجود ندارد باید سکوت نمود و انرژی خود را بیهود صرف و خرج نکرد. استاد آیت اللّه مکارم شیرازی در شرح حدیث پیامبر که فرمودند:«و هل یکبّ النّاس علی مناخرهم فی النّار الّا حصائد السنتهم..... آیا چیزی جز درو شده‌ها (و محصول) زبان انسان را از ناحیه صورت به دوزخ می‌افکند؟ »۱۷ این جمله را می‌نویسد: «معلوم می‌شود گناهانی که به سبب آنها انسان با صورت به جهنّم می‌رود، سینه یا پا و یا دست نیست، بلکه دست آوردهای زبان است. شاید چنین عذابی برای این باشد که وقتی کسی را به سبب گناهی به آتش دوزخ می‌افکنند، با آن عضوی که گناه کرده می‌اندازند، و لذا چون با زبان گناه کرده، با صورت او را به دوزخ می‌افکنند تا اول زبانش بسوزد زیرا همین زبان آتش‌ها را برافروخته و به انسانها توهین و اذیت‌ها کرده است. باید هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم از خدا بخواهیم تا ما را از شرّ زبان حفظ کند، و شب هم وقتی به بستر می‌رویم، از گناهانی که به خصوص با زبان انجام شده استغفار کنیم، زیرا واقعاً انسان به سبب زبان در خطر عظیمی است.» موفق باشید.


۱. سوره نساء، آیه ۹. ۲. سوره احزاب، آیه ۷۰. ۳. سوره بقره، آیه ۲۳۵. ۴. سوره اسراء، آیه ۲۸ ۵. سوره اسراء، آیه ۲۳. ۶. سوره طه، آیه ۴۴. ۷. سوره نساء، آیه ۶۳. ۸. سوره مبارکه اسراء آیه ۶۴ ۹. جهاد النفس وسائل الشیعة-ترجمه صحت، ص: ۳۰۷ تا ص ص: ۳۱۱ ۱۰. تحف العقول – میزان الحکمه ج ۱ ص۴۹ ۱۱. میزان الحکمه ۱ ص ۴۹ ۱۲. شناخت اسلام صفحه ۲۴۶ ۱۳. نمونه ج ۲۲ ص ۲۰۵- نهج البلاغه خطبه ۱۶ ۱۴. نهج البلاغه خطبه ۱۱۴ و ۱۷۵ ۱۵. نمونه ج ۲۲ ۱۶. نهج البلاغه از کلمات حکمت ۱۷. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۱۵.

کسی نماز اول وقت را همیشه می‌خواند اما با زبان و رفتارش موجب آزار و اذیت دیگری می‌شود باید با این فرد چگونه رفتار کنیم؟ اعمال وی نیز آگاهانه و با قصد انجام می‌شود البته چندین بار ایشان را نهی از منکر کرده‌ام.

پاسخ: نماز باید آنگونه باشد که خداوند فرموده:

...أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ...۱ ... نماز بگزار، که نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می‏دارد... نمازی که انسان را از فحشا و منکر دور نسازد نمازی نیست که خداوند به آن امر فرموده هر چند شخص نمازگزار آن را اول وقت به جا آورد زیرا [در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) چنین آمده است که فرموده: من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم یزدد من اللَّه الا بعدا: " کسی که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد هیچ بهره‏ای از نماز جز دوری از خدا حاصل نکرده است"! در حدیث دیگری از آن حضرت چنین آمده: لا صلاة لمن لم یطع الصلاة، و طاعة الصلاة ان ینتهی عن الفحشاء و المنکر: " کسی که اطاعت فرمان نماز نکند نمازش نماز نیست، و اطاعت نماز آن است که نهی آن را از فحشاء و منکر به کار بندد"]۲ در مورد بد زبانی نیز حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در وصیتی که به فرزندش محمّد حنفیه کرد فرمود: بدان که زبان، سگی است درنده، اگر او را رها کنی ترا اذیت می‏کند و چه بسا سخنی گوید که نعمتی را از تو سلب کند و بلائی را بسوی تو بکشاند. زبانت را نگهداری کن آن چنان که طلا و نقره‏ی‏ خود را نگهداری می‏کنی و هر کس در سخن گفتن شتاب کرد زبانش او را بسوی بدی‌ها کشاند.۳ اما راهکاری که به شما ارائه می‌دهیم این است که به شرائط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر توجه فرمائید تا تکلیف برایتان آشکار گردد. الف: شرایط امر به معروف و نهی از منکر همانطور که برای به نتیجه رسیدن هر کاری شرایط خاصی لازم است برای انجام مناسب و نتیجه بخشی امر به معروف و نهی ازمنکر هم شرطهایی ذکر شده است که عمده آنها چهار چیز است: ۱- خود امر کننده به معروف و نیکی و نهی کننده از منکر و بدی، عالم به معروف و منکر باشد یعنی دقیقا بداند که چه کاری از نظر شرع مقدس معروف است تا به آنها امر کند و چه چیزهای منکر است تا از آنها دیگران را باز دارد. ۲- شرایط زمانی و مکانی و وضعیت مخاطب به گونه ای باشد که فرد احتمال تاثیر امر و نهی را بدهد به عبارت دیگر فرد تشخیص دهد که درچنین موقعیتی امر و نهی کردن به طرف مقابل مؤثر خواهد بود و او را از کار بد باز داشته و به انجام کار نیک وادار خواهد نمود وگرنه بدون وجود چنین احتمالی امر به معروف و نهی از منکر وجوبی ندارد. ۳- شرط دیگر آن است که امر و نهی کننده بداند هنوز این فرد بنای تکرار کار منکر را دارد وگرنه اگر او از انجام کار بد پشیمان شده و تصمیم گرفته است که دیگر به سراغ آن کار نرود برای امر و نهی کننده زمینه امر و نهی باقی نمی‌ماند. ۴- در ضمن باید امر و نهی کننده بداند که این کار او ضرر جانی و حیثیتی برای مؤمنی و یا خود او در پی نخواهد داشت وگرنه باز تکلیف از او ساقط خواهد بود مگر اینکه آن منکر یا ترک معروف یک مساله بسیار مهمی باشد که در آن صورت حتی تحمل ضرر جانی هم واجب می‌شود که تفصیل آن در کتابهای فقهی مطرح است. این نکته را نیز باید در نظر داشت که امر کننده به «معروف» و بازدارنده از «منکر» در صورتی می‌تواند به نتیجه مطلوب دست یابد و مخاطب خود را تحت تاثیر قرار دهد که خود به معروف عمل کند و از منکر دوری جوید. ب: مراتب امر به معروف و نهی از منکر برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی هم ذکر شده است که با وجود احتمال برآورده شدن مقصود از مرتبه پایین، جائز نیست که به مراتب بالاتر عمل شود. این مراتب عبارتند از: ۱- اول با قلب: یعنی با شخص معصیت کننده طوری عمل شود که او متوجه شود که آمر به معروف و ناهی از منکر قلبا از کار او ناراحت است. مثل اینکه روی خود را برگرداند یا چهره اش را عبوس کند و رفت و آمد با او را کم سازد یا حداقل نمی‌تواند عکس العمل نشان دهد در قلب خود از آن کار ناراحت باشد. ۳- مرتبه دوم امر و نهی با زبان: یعنی وقتی کارهای قبلی مؤثر نشد واجب است که اهل معصیت را با زبان نهی کند و یا به ترک کننده معروف با زبان امر کند. اما جائز نیست که در امر و نهی از فحش و دروغ و اهانت و ... استفاده کند مگر اینکه معصیت او یک امر مهمی باشد مثل قتل و جنایت... که اینجاها جلوگیری بهر نحوی جائز خواهد بود. ۳- مرتبه سوم توسل به زور یا به اصطلاح مرتبه ید (دست) است که در این مورد اغلب لازم است با اجازه و تحت نظر فقیه جامع الشرائط و حاکم شرعی انجام گیرد چرا که ممکن است اقدام‌های خودسرانه سبب بروز تنش و هرج و مرج در سطح جامعه شود که توضیح کامل هر یک از این مراتب و شرائط خاص آنها در رساله‌های عملیه مراجع و کتاب‌های فقهی و رساله‌هایی که به طور مستقل در این باره نوشته شده موجود است و علاقه مندان می‌توانند به آنها مراجعه کنند و ...۴ با توجه به مطالب فوق اگر امر به معروف و نهی از منکرتان تاثیر دارد که خوب و الا خیری در برخورد با چنین شخصی نیست و شما در حد توانتان تکلیف دارید نه بیشتر، موفق باشید.


۱. سوره عنکبوت آیه ۴۵ ۲. تفسیر نمونه، ج‏۱۶، ص: ۲۸۶ ۳. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ج‏۱، ص: ۲۴۸ شماره ۵ ۴. نشریه موعود :: آذر و دی ۱۳۷۸، شماره ۱۷(قسمتی از متن)

چرا در کشور ما امروز با برخی منکرات برخورد نمی‌شود؟

پاسخ: یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر است و شرط دیگر، این که: ضرر، خطر و مفسده‌ی قابل ملاحظه‌ای متوجه اقدام کننده نباشد.([۱]) امروزه این دو شرط در رابطه با این منکر و منکراتی از این قبیل، نسبت به مردم عادی مفقود است. مردم عادی چنانچه بخواهند در شرایط فعلی دست به کار انجام این مهم -و مواردی از این دست- بشوند، به دلایلی که این جا مجال شرح و توضیح آن نیست، نه احتمال تأثیرگذاری آنان می‌رود و نه خود مصون از خطرها و گرفتاری‌های فیزیکی، حقوقی و اخلاقی ناشی از آن‌اند!

مسعدة بن صدقه می‌گوید: «شنیدم امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که از او پرسیده بود آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه‌ی مردم واجب است؟ فرمود: نه. پرسشگر توضیح خواست و حضرت فرمود: امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که: زورمند است، سخنش نفوذ دارد و معروف و منکر را می‌شناسد؛ نه بر مردمِ دست خالی و ضعیفی که حق و باطل را هم -احیاناً- خوب نمی‌شناسند. و لذا خداوند عزّوجل در قرآن مجید می‌فرماید: «باید کسانی از شما مردم را به خوبی‌ها فراخوانند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند».([۲]) می‌بینی که دستور قرآن، خاصّ است و نه عام ... .» ([۳]) برترین مصداق این «خاص» به هنگام برقراری حکومت اسلامی، کارگزاران حکومت‌اند. حتی اگر این تخصیص را نپذیریم و وجوب امر به معروف و نهی از منکر را عام بدانیم، باز هم بی‌شک مسؤولیت حکومت و عوامل آن، بیش از دیگران و مردم عادی است.


[۱]. امام خمینی، تحریر الوسیله، کتاب اﻷمر بالمعروف و النهی عن المنکر. [۲] . آل عمران (۳): ۱۰۴. [۳] . وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۰۰، ح ۱ .

اگر حکومت اسلامی به این تکلیف خود عمل نکرد، چه می‌شود؟

پاسخ : اگر حکومت اسلامی بر سر کار نبود، مردم همان گونه که اصل حکومت را نامشروع می‌دانستند و پیدا و پنهان در پی مبارزه با آن بودند، با بی‌حجابی و بدحجابی هم که یکی از تراوش‌های آن غده‌ی چرکین بود، مبارزه می‌کردند. امّا هر گاه حکومت اسلامی برقرار باشد -مانند امروز- و مردم ببینند که عوامل حکومت از کنار این منکر به پیروی از برخی سران با سکوت رضایتمندانه و به پیروی از برخی دیگر با لبخند تشویق آمیز می‌گذرند، چنین می‌پندارند که این پدیده نه تنها « مُنکَر» نیست که عین «معروف» است !

شگفتا! روایتی را بنگرید که در آن امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «پیامبر(ص) به اصحاب خود فرمود: چه اندوهبار خواهد بود آن گاه که زن‌هایتان فاسد و جوانانتان آلوده‌ی به گناه شوند و شما امر به معروف و نهی از منکر نکنید! گفته شد یا رسول الله -به راستی- چنین خواهد شد؟! پیامبر فرمود: بلی و بدتر از این هم خواهد شد و آن، آن گاه است که به منکر امر و از معروف نهی کنید!! گفته شد یا رسول الله -به راستی- چنین خواهد شد؟! پیامبر فرمود: آری و بدتر از این هم خواهد شد و آن، آن گاه است که معروف را منکر و منکر را معروف بپندارید!!» ([۴]) پیامبر(ص) در حدیث دیگری فرموده است: «گناه اگر در پنهانی انجام شود، تنها به گناهکار ضرر می‌زند اما اگر آشکارا صورت گیرد و با آن برخورد نشود به همه زیان می‌رساند.» ([۵]) امام صادق علیه السلام در توضیح و توجیه این حدیث پیامبر (ص) می‌فرماید: «چنین رسمی _ که گناه آشکارا صورت پذیرد و کسی با آن برخورد نکند _ دین خدا را خوار می‌سازد و کسانی که در دل‌هایشان محبت خدا آن گونه که باید، نیست؛ از آن گناهکار پیروی می‌کنند.» ([۶])

[۴] . همان، ص ۳۹۶، ح ۱۲. [۵] . همان، ص ۴۰۷، ح ۱. [۶] . همان.

رفتار با اهل سنت چگونه رفتار کنیم؟

پاسخ: اولین وظیفه‌ی داعیان و ارشاد کنندگان و آمران به معروف و ناهیان از منکر این است، که در طریق وحدت مسلمانان بکوشند. در کافی آمده است: معاوية بن وهب گفت: از امام صادق(ع) پرسیدم: «ما (یعنی شیعیان) چگونه باید با دیگران (اهل تسنن) معاشرت کنیم، تکلیف ما با آن‌ها چیست؟» امام(ع) فرمود: «ببینید ائمه شما چگونه رفتار می‌کنند، مانند امامان خود رفتار کنید. به خدا قسم امامان شما بیماران آن‌ها را عیادت می‌کنند، جنازه‌های آن‌ها را تشییع می‌کنند، برای آن‌ها شهادت می‌دهند». برگرفته از سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه – دانشنامه امر به معروف و نهی از منکر http://www.hawzah.net

بهترين شيوه برخورد با منكرات چيست؟

پاسخ: مقام معظم رهبری:

بستگى به اين دارد كه چه كسى بخواهد برخورد كند. اگر شما بخواهيد برخورد كنيد، «زبان» است. شما به غير از زبان، هيچ تكليف ديگرى نداريد. نهى از منكر براى مردم، فقط زبانى است. البته براى حكومت، اين‌طور نيست. اگر منكر بزرگى باشد، برخورد حكومت احياناً ممكن است برخورد قانونى و خشن هم باشد؛ ليكن نهى از منكر و امر به معروفى كه در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هى اللسان»

تعجّب نكنيد. من به شما عرض مى‌كنم كه تأثير امر و نهى زبانى - اگر انجام گيرد - از تأثير مشت پولادين حكومت‌ها بيشتر است(ربّ قول انفذ من صول). من چند سال است كه گفته‌ام امر به معروف و نهى از منكر. البته عدّه‌اى اين كار را مى‌كنند؛ اما همه نمى‌كنند. همه تجربه نمى‌كنند، مى‌گويند آقا چرا اثر نمى‌كند؛ تجربه كنيد. منكرى را كه ديديد، با زبان تذكّر دهيد. اصلاً لازم هم نيست زبان گزنده باشد و يا شما براى رفع آن منكر، سخنرانى بكنيد. يك كلمه بگوييد: آقا! خانم! برادر! اين منكر است. شما بگوييد، نفر دوم بگويد، نفر سوم بگويد، نفر دهم بگويد، نفر پنجاهم بگويد؛ كى مى‌تواند منكر را ادامه دهد؟

البته به شما بگويم عزيزان من! منكر را بايد بشناسيد. چيزهايى ممكن است به نظر بعضى منكر بيايد؛ در حالى كه منكر نباشد. بايد معروف و منكر را بشناسيد. واقعاً بايد بدانيد اين منكر است. بعضى گفته‌اند كه بايد احتمال تأثير وجود داشته باشد. من مى‌گويم احتمال تأثير همه جا قطعى است؛ مگر در نزد حكومتهاى قلدر، قدرتمندان و سلاطين. آنهايند كه البته حرف حساب به گوششان فرو نمى‌رود و اثر نمى‌كند؛ اما براى مردم چرا. براى مردم، حرف اثر دارد. بنابراين، پاسخ من اين شد كه بهترين روش براى شما كه از من سؤال كرديد، «زبان» است.

آیا در این زمان و هنوز هم باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ چگونه؟

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر (و هم چنین سایر احکام اسلامی)، این زمان و آن زمان ندارد.

متأسفانه باید قبول کنیم این دو فریضه که از واجبات فروع دین و ضروریات عقلی و عامل ثبات، بقا و رشد یک جامعه است، از همان ابتدای انقلاب و به سرعت هدف حمله‌ی شدید دشمنان و ضد تبلیغ قرار گرفت و اصلاً زمان ندادند که اذهان عمومی بدانند و بفهمند که معنا، مفهوم، مقصود و مصادیق «امر به معروف و نهی از منکر» چیست و کدامست؟! و تأسف‌آورتر آن که برخی نیز با بد عمل کردن، آب به آسیاب دشمن ریختند و بهانه را برای هجمه گسترده به این دو اصل انسان‌ساز و جامعه‌ساز فراهم‌تر نمودند. تا آن جا که سمبلش خودروهای گشتی شد و مصداقش فقط در ضرورت تذکر به خانم‌های بدحجاب نمایان گردید، هر چند که آن را نیز درست عمل نکردند.

امر به معروف و نهی از منکر، حتی در جوامع به اصطلاح بی‌دین نیز به شدت و با شور و هیجان و از طرف حکومت و غالب مردم انجام می‌گیرد و چهره‌ی آن را فقط برای ما ناپسند کرده‌اند.

عرصه‌ی امر به معروف و نهی از منکر فقط نماز و حجاب و سایر احکام شرعی نمی‌باشد؛ وقتی کسی زباله‌ای روی زمین می‌اندازد، قصد عبور از چراغ قرمز می‌کند، در ساعات استراحت مردم آلودگی صوتی ایجاد می‌کند، چاه فاضلاب خانه‌اش را به خیابان باز می‌کند، صف و نوبت را رعایت نمی‌کند، با ارباب رجوع برخورد ناپسند دارد، رشوه می‌دهد و می‌گیرد، با والدین و خانواده بد اخلاق است و ...، همه منکرات هستند. در برخی از جوامع غربی ابتدا خود مردم هستند که بازدارنده از منکرات هستند. یعنی «نهی از منکر» می‌کنند.

الف – شخص یا جامعه‌ای که می‌خواهد «امر به معروف و نهی از منکر» را نهادینه، فرهنگ و عادت کند، باید ابتدا بشناسد و بداند که «معروف و منکر» کدام است و بدیهی است که در جوامع و فرهنگ‌های متفاوت، به تناسب اهداف مختلف است.

در فرهنگ غنی اسلام، «معروف» آن است که مورد تأیید شرع و عقل باشد و منکر آن است که به تأیید عقل و شرع نرسیده باشد.

پس، آمر به معروف و ناهی از منکر، اول باید خودش «معروف و منکر» در شئون متفاوت را بشناسد، دوم باید قبول و باور کند، سوم باید خودش عمل کند و در نهایت باید تا آنجا که در وسعش است و اجازه دارد و آن هم با رعایت شرایطش، اقدام به «امر و نهی» به دیگران نماید.

ب – امر به معروف و نهی از منکر، از جنس نصحیت ،تذکر، وعظ، ارشاد و تبلیغ نیست، بلکه از جنس فرمان و دستور وادار کننده و بازدارنده است، «امر» و «نهی» است. لذا ابتدا حکومت که قدرت و ضمانت اجرا را در اختیار دارد باید امر به معروف و نهی از منکر نماید و سپس مردم. لذا امام خمینی (ره) بدین مضمون فرمودند که برای مردم «لسانی» است. لذا نصیحت و خیر خواهی، تذکر و ارشاد و تبلیغ که وظیفه‌ی همگان است و باید در زبان و عمل اجرا گردد، اما شرایط «امر و نهی» فرق دارد.

در شرایط امروز چطور می‌توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟ (مثلاً در موضوع بدحجابی)

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر، مقوله‌ای نیست که شرایط زمانی یا مکانی یا قلت و کثرت معاصی و ناهنجاری‌های رفتاری مزاحم آن باشد، و انسان در تمامی زندگی خود با آن مواجه است. چنان چه بخش بسیاری از تربیت کودک بر «امر به معروف و نهی از منکر» تکیه دارد.

متأسفانه ما (اذهان عمومی) این مقوله را درست نشناخته‌ایم و چون دشمنان از همان ابتدای طرح موضوع هجمه‌ی شدیدی به آن نمودند، نزد اذهان عمومی متأثر از ضد تبلیغ شده است.

امر به معروف، یعنی امر (نه فقط دعوت و نصیحت) آحاد جامعه به نیکی‌ها و نهی از منکر نیز یعنی بازداشتن (و نه فقط تذکر) از بدی‌ها. و این مقوله از شاخصه‌های انسانیت، نمودهای زندگی مدنی پیشرفته و ضرورت‌های رعایت حقوق فردی و اجتماعی است. لذا شاهدیم که در میان تمامی ملت‌ها رایج است و هر ملتی که پیشرفت اجتماعی – حتی ظاهری – بیشتری داشته باشد، به این مقوله حساس‌تر است و حتی همه‌ی آحاد جامعه‌اش به آن توجه دارند. چنان چه شاهدیم در برخی از شهرهای پیشرفته و مرفه اروپایی، اگر کسی مرتکب منکری در رانندگی، نظافت شهر، آلودگی صوتی و یا حتی دیداری گردد، مردم به او متذکر می‌شوند و اگر رعایت نکرد به پلیس اطلاع می‌دهند.

باید دقت کنیم که اگر چه بد حجابی (که در متن سؤال مطرح شده بود) یا رفتارهایی از این قبیل بد و منکر است، اما منکر فقط به پوشش اختصاص ندارد. نباید سطحی‌نگری کرده و برخورد نمود. یک وقتی مقام معظم رهبری بحث از تهاجم فرهنگی به میان آوردند، اما سریع متذکر شدند که منظور من آن دختر خانمی نیست که گوشه‌ی خیابان حجابش را رعایت نکرده است، اگر چه آن هم بد است. ولی تنها اقدام مشهودی که صورت گرفت، راه‌اندازی موقت گشت بود. پس از چند سال که شایعه شوروی شدن ایران و گورباچف بودن خاتمی گسترش یافت، ایشان فرمودند منظور من از تهاجم فرهنگی این بود. حال ببینیم چقدر فرق شناخت، تفکر، بصیرت و اطاعت داریم.

بدیهی است کسی که می‌خواهد امر به معروف کند، باید اول خودش «معروف» را بشناسد و عامل به آن باشد و کسی که می‌خواهد نهی از منکر نماید، باید اول خودش «منکر» را بشناسد و از آن دوری نماید. نه این که فقط بداند بدحجابی منکر است و بعد نگران آن باشد که چگونه «نهی از منکر» نمایم. لازم است هر کسی معرفت، بصیرت، ایمان و تقوای خود را کامل‌تر کند. هدف اصلی و اهداف فرعی خود را اصلاح کند و در این راه حرکت نماید و چراغ هدایت، اصلاح و رشد دیگران گردد.

اما در همین موارد (مثل بدحجابی یا ...) نیز امر به معروف و نهی از منکر راه‌های متفاوتی دارد و حتماً منوط بر این نیست که انسان مقابل کسی بایستد و به او متذکر گردد، اگر چه آن نیز در جای خود لازم است و باید به صورت یک فرهنگ عمومی در آید. چرا که حق الناس است و موجب تجاوز به حقوق دیگران می‌شود. زندگی در محیطی امن و سالم حق همگان است و کسی حق ندارد به بهانه‌ی آزادی و آن هم از نوع غربی‌ و ملحدانه‌اش به این حقوق تجاوز نماید و آسایش مردم را سلب و امنیت و زمینه‌های سلامت و رشد آنها را به مخاطره بیاندازد.

به عنوان مثال: یکی از راه‌های نهی از منکر، بی‌توجهی، اهمیت ندادن و بروز ناخوشایندی است. اگر آحاد یک جامعه از بروز یک ناهنجاری رفتاری در افراد یا قشری خاص استقبال نکنند، به عنوان مثال اگر یک بدحجاب دیدند، به جای چشم‌چرانی، لبخند رضایت، بروز احساس کشش و شهوت و ...، اغماض کنند و ناخوشنودی خود را ظاهر کنند، نهی از منکر می‌شود. اگر آحاد جامعه از هر فیلم و سریالی که اشاعه کننده‌ی فرهنگ فمینیسم است و با ظرافت تمام احکام اسلام و ارزش‌ها را زیر سؤال می‌برد و ضد تبلیغ می‌کند استقبال نکنند، اعتراض کنند، انتقاد کنند، اصلاح را مطالبه کنند و ...، خودش امر به معروف و نهی از منکر می‌شود. اگر آحاد جامعه با بد رفتاری کارمندان در بخش دولتی یا خصوصی (مثل بانک‌ها، بیمه‌ها، بیمارستان‌ها، فروشگاه‌ها و ....) مقابله کنند، متذکر شوند، حقوق خود را مطالبه کنند، رشوه ندهند و با رشوه‌گیر برخورد نمایند، این خود امر به معروف و نهی از منکر است. اگر دانشجویان به خاطر نمره و یا ترس از افتادن، هر سخن بی‌ربطی را از استاد قبول نکنند و با سلامت و صلابت پاسخش را بدهند، اگر جنس خارجی نخرند، اگر با خودداری از خرید غیر ضروری با تورم مقابله کنند و ...، خود امر به معروف و نهی از منکر است ... و جامعه که به سوی سلامت رود، مسائل دیگر [که البته باید هر کدام مورد توجه قرار گیرد] نیز تحت‌الشعاع قرار گرفته و بهبود می‌یابد.

آیا در مقوله امر به معروف و نهی از منکر، تذکر لسانی وظیفه هر مسلمانی هست؟ مثلا من بدحجابی را که دیدم نهی از منکر کنم شاید از دین زده شود یا رویش بازتر شود و ...

پاسخ: «امر به معروف و نهی از منکر» یکی از اصول زندگی مدنی، رشد و تکامل جوامع بشری است که جهان غرب تازه به اهمیّت آن پی‌برده و متأسفانه در جهان اسلام (مانند سایر احکام اجتماعی)، نه تنها محجور واقع شده، بلکه مورد تحریف و یا ضد تبلیغ نیز قرار گرفته است.

دامنه‌ی «امر به معروف و نهی از منکر» آن قدر گسترده است که حتی اشاره به آن نه تنها در یک یا دو صفحه مطلب نمی‌گنجد، بلکه دو یا سه کتاب چند صد برگی نیز کفاف نمی‌دهد.

امر به معروف و نهی از منکر، کاری نیست که کسی از آن خوشش بیاید و انجام دهد، یا کسی خوشش نیاید و انجام ندهد، بلکه همه‌ی رفتارهای حکومت‌ها، دولت‌ها، دستگاه‌ها، رسانه‌ها کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی، اگر درست و در جهت رشد باشد، امر به معروف و نهی از منکر است و اگر غلط و در جهت انحطاط باشد، «امر به منکر و نهی از معروف» می‌باشد. لذا شاخصه تمیز انسان عاقل و مؤمن از جاهل و منافق این است که در کدام یک از این دو جبهه قرار گرفته است؟

الف – از ویژگی مردان و زنان مؤمنی که با خدا معامله می‌کنند و حق تعالی مشتری عملکرد آنان می‌باشد و کالایشان را به بهای کمال و قرب به خودش و خلود در جنت المأوا می‌خرد، این است که پس از خود سازی، با امر به معروف و نهی از منکر، حدود الهی را محافظت می‌کنند و سبب مساعد شدن زمینه‌ی رشد دیگران می‌گردند.

این عده، پس از آن که با توبه به سوی خدا بازگشتند، بنده‌ی او می‌گردند و پس از آن که با حمد، روزه‌داری و امساک، نماز و ... در مقابل عظمت او به خاک افتادند، بلند می‌شوند و برای محافظت از حدود الهی «امر به معروف و نهی از منکر» می‌کنند.

«التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» (التوبه، ۱۲۱)

ترجمه: [آن مؤمنان] همان توبه‏كنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزه‏داران، ركوع‏كنندگان، سجده‏كنندگان، وادارندگان به كارهاى پسنديده بازدارندگان از كارهاى ناپسند و پاسداران مقررات خدايند و مؤمنان را بشارت ده.

ب- اما زنان و مردان منافق صفت، به رغم شبیه‌سازی ظاهر خود به یک انسان فهیم و مدنی، یک دیگر و مردم را «امر به منکر» و «نهی از معروف» می‌نمایند. لذا کافرند، دشمن‌اند، بدخواه هستند، اما به خاطر همین تفاوت ظاهر و باطن و دو رویی، منافق خوانده شدند.

«الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»

ترجمه: مردان و زنان دو چهره [همانند] يكديگرند، (همدیگر و دیگران را) به كار ناپسند وامى‏دارند و از كار پسنديده باز مى‏دارند و دست‌هاى خود را [از انفاق و کار خیر برای مردم] فرو مى‏بندند، خدا را فراموش كردند پس [خدا هم] فراموش‌شان كرد در حقيقت اين منافقان‌اند كه فاسقانند.

ج- پس، احدی نیست که «امر و نهی» معبودش را نپذیرد و با اعمال خود به دیگران «امر و نهی» ننماید. منتهی هر کس در راه رضای معبود خویش گام بر می‌دارد. آنان که عبد و عاشق «الله جلّ و جلاله» هستند، دیگران را به حفظ و ردّ امانت به اهلش و نیز قضاوت عادلانه امر می‌کنند، چرا که معبودشان به آنها چنین امر و موعظه کرده است:

«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا» (النساء، )

ترجمه: خدا به شما فرمان مى‏دهد كه سپرده‏ها را به صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد به عدالت داورى كنيد در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند مى‏دهد خدا شنواى بيناست.

اگر دقت کنیم، درک نموده و اذعان خواهیم داشت که همه ناهنجاری‌ها در زندگی فردی و اجتماعی، به خیانت در امانت و عدم واگذاری آن به اهلش و نیز قضاوت و حکومت (صدور و اِعمال حکم) ناعادلانه بر می‌گردد.

از ولایت که اعلی مرتبه امانت است گرفته تا بدن که اسفل مراتب است، همه امانت است و صاحبی دارد که باید سالم به آن واگذار شده و برگردد تا رشد فردی و اجتماعی محقق شود؛ و هر تصرف نا به جایی هم که صورت می‌گیرد و هر اعوجاجی که در ذهن و موضع‌گیری‌ها پیش می‌آید، به خاطر قضاوت‌ها و صدور احکام ناصواب است.

و آنان که منافقانه خود را به شکل انسان و آن هم انسانی مدنی، فکور، خیرخواه و آگاه در می‌آورند و مردم را به بدی و فحشا امر می‌کنند نیز به این دلیل است که معبودشان «شیاطین درونی و برونی» آنان را چنین امر کرده است:

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلًا طَيِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ * إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (البقره، ۱۶۸)

ترجمه: اى مردم از آنچه در زمين است ‏حلال و پاكيزه را بخوريد و از گام‌هاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست * [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد و [وامى‏دارد] تا بر خدا چيزى را كه نمى‏دانيد بربنديد.

د – این که آیا «امر به معروف و نهی از منکر» لسانی باشد یا غیر لسانی، بحث از «شیوه»هاست که از یک سو به «آمر و ناهی» بر می‌گردد و از سوی دیگر به ضرورت‌های مکانی و زمانی.

باید دقت شود که «امر به معروف و نهی از منکر»، نصحیت، موعظه، گوشزد یا تذکر نیست، بلکه «امر و نهی» است. امر و نهی حتماً قوه‌ی قاهره می‌خواهد. حکومت‌ها و دولت‌ها با ابزاری چون قانون، پیگرد، محاکمه و مجازات آن را اِعمال می‌کنند و افراد باید با «لسان یا بیان» آن را اِعمال کنند، اما اینها شیوه است و نه شروط. و امر به معروف و نهی از منکر، شروطی هم دارد.

بدیهی است وقتی کسی به پسر یا دختر خاطی تذکری می‌دهد، اگر چه در نهایت امر به معروف و نهی از منکر هم محسوب می‌گردد، ولی واقعش همان «تذکر» است و نه امر یا نهی. و از شروط امر و نهی این است که اولاً امر و نهی کننده، خودش واقف و عالم باشد و ثانیاً قدرت این کار را داشته باشد و ثالثاً احتمال تأثیر نیز بدهد. بدیهی است اگر در جایی متوجه شد که نه تنها تأثیر ندارد، بلکه نتیجه سوء نیز به بار می‌آورد، از شیوه و روش دیگری استفاده می‌کند. به عنوان مثال در مقابل بدحجابی، توجه و نگاه گویای رضایت و لذت، خودش «امر به منکر» و تشویق کننده است، لذا در مقابل آن، بی‌توجهی، بی‌محلی و نشان دادن عدم پسند و رضایت، خودش بازدارنده است.


http://www.x-shobhe.com

وظيفه در مورد افرادي که با وضع غيرقابل قبولي در دانشگاه رفت و آمد مي‌کنند (مخصوصا خواهران) چيست؟ آيا مي‌توان امر به معروف و نهي از منکر کرد يا خير؟

پاسخ: در اين زمينه خوب است به منابع زير که چندان مفصل نيستند مراجعه فرماييد:

مجله پرسمان

پوشش بانوان، آقاي حسيني

مجله پرسمان، ش ۸، روابط دختر و پسر، آقاي احمدي

تفسير نمونه، ذيل آيه ۱۰۴ سوره آل عمران

شش نکته مهم که توجه بدان‌ها ضروري‌تر است:

اولا، آگاهي دقيق و عميق برادران و خواهران متعهد و حزب اللهي در دانشگاه‌ها نسبت به موارد و مصاديق معروف و منکر.

ثانيا، کار تشکيلاتي با انسجام همه نيروهاي معتقد به مباني ديني و انقلابي اعم از تشکل‌هاي اسلامي، بسيج و ساير تشکل‌هاي مذهبي و متعهد و نيز با همکاري و ارشاد و اقدام جدي دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها در ضمن از اين طريق مي‌توانيد:

۱- کلاس‌هاي آشنايي بيشتر با مبحث امر به معروف و نهي از منکر و راه کارهاي اجرايي آن برگزار کنيد.

۲- در شوراي فرهنگي دانشگاه و ساير مراکز فرهنگي دانشگاه در تصويب مقررات خوب و نيز تضمين اجراي آن نقش خوبي را ايفا کنيد.

۳- گاهي برخورد با بعضي از منکرات به لحاظ حساسيت يا ويژگي خاص، نياز به جريان سازي دارد، تشکل منجسم نيروهاي خودي در اين راستا، کارآيي خوبي مي‌تواند داشته باشد.

ثالثا، کار مطبوعاتي و نشرياتي و درج مقالات علمي و نه تهاجمي تند و بي منطق و پر از شعار.

رابعا، تشکيل يک هسته امر به معروف و نهي از منکر دانشجويي. البته با نهايت دقت که به نام شما با حرکت‌هاي بي‌منطق و تند نابه‌جا و غيرمنطقي، سوء استفاده نشود بهتر است اين اقدام در قالب کار تشکيلاتي مذکور صورت پذيرد.

خامسا، دوستي و محبت و نفوذ در دل خاطيان و همان کساني که با زبان نصيحت پذيراي سخن شما نيستند، در اردوها، در کلاس‌ها، در اوقات فراغت. چه اين که نصيحت به معناي خيرخواهي است بايد راه کار عملي ساختن نصيحت را جستجو نمود. قطعا محبت يکي از بهترين شيوه‌هاي ممکن است.

سادسا، مبارزه با منكرات و مفاسد اجتماعي و ناهنجاري‌هاي موجود در جامعه يک واجب قطعي بر عهده يکايک دانشجويان و همه مسؤولين و مديران دانشگاه‌ها و کل جامعه است، ليکن اين امر مهم را مي‌توان در دو بخش انجام داد:

۱. تك تك آحاد جامعه موظف‌اند با هر گونه منكر و مفسده‌اي مبارزه كنند و به افرادي كه در صدد شكست حريم‌هاي ارزشي و احكام اسلامي مي‌باشند، فرصت ندهند. البته مبارزه‌ي عمومي با فساد و تباهي در جامعه شرايط و ضوابطي دارد؛ از جمله؛ اولا فردي كه در صدد امر به معروف و نهي از منكر است، به خوبي معروف و منكر را بشناسد. ثانيا احتمال تأثير امر يا نهي را بدهد. ثالثا شخصي كه مرتكب منكر يا مفسده‌اي شده , اصرار بر استمرار آن داشته باشد. رابعا در امر و نهي او مفسده‌اي اعم از ضرر جاني يا آبروئي يا مالي قابل توجه وجود نداشته باشد. علاوه بر لزوم مراعات شرايط ياد شده در مقام امر به معروف و نهي از منكر, مراعات مراتب امر به معروف و نهي از منكر نيز لازم است و در صورت حصول مطلوب در مرتبه‌ي پايين‌تر، جايز نيست كه به مرتبه‌ي بالاتر تعدي كند. در مرتبه‌ي اول ناراحتي قلبي و تنفر خود را از فعل منكر آشكار سازد (مانند عبوس كردن صورت، روي بر گرداندن و ترك رابطه كردن با وي و...) در مرتبه‌ي دوم امر و نهي زباني، موعظه و ارشاد طرف است و در صورت فايده نداشتن، گفتار خود را غليظ كرده در امر و تهديد و ترساندن شدت به خرج دهد. مرتبه‌ي سوم، مرحله‌ي اقدامات عملي است. اگر دو مرتبه ياد شده اثر نداشت، واجب است از اعمال قدرت استفاده كند، (تحريرالوسيله، امام خميني، ج ۲، ص ۳۱۵). البته اين در زماني است كه حاكميت و اقتدار حكومت اسلامي وجود نداشته باشد. اما اگر حكومت اسلامي وجود داشته باشد (مانند وضعيت فعلي ما) بر مكلفان واجب است به امر و نهي زباني اكتفا كنند و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسؤولان ذي ربط در نيروي انتظامي و قوه قضائيه ارجاع دهند(استفتائات آيت الله خامنه‌اي، ترجمه‌ي فارسي، ج ۱، ص ۲۳۱).

۲. سازمان‌ها و ارگان‌هاي ويژه (از قبيل نيروي انتظامي، قوه قضائيه، دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي، ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر، ستاد مبارزه با مواد مخدر و...) موظف‌اند بر اساس وظايف و كاركردهاي مشخص شده در قانون، نسبت به انجام مسوئوليت‌هاي خود كوشا باشند و از اقدامات عملي و قهري دريغ نورزند. در پايان گفتني است كه هر چند در مبارزه با منكرات و مفاسد اجتماعي استفاده از عوامل فيزيكي و نيروهاي نظامي و... لازم است، ولي تكيه بر اين عامل به تنهايي نمي‌تواند راه حل مناسب و اساسي باشد. راه حل نهايي اين قبيل معضلات، مبتني بر شناخت و ريشه يابي عوامل بروز اين قبيل مفاسد و ارائه راه كارهاي منطقي و واقع بينانه و مناسب با آن است. راه كارهايي از قبيل حل مشكلات اقتصادي، اشتغال، مسكن، ازدواج، تقويت و تثبيت ارزش‌هاي اسلامي، اجرا شدن فريضه‌ي امر به معروف و نهي از منكر به صورت گسترده و فراگير و در نهايت برخورد قاطع دستگاه‌هاي مربوطه با افراد شرور و مخل به نظم و امنيت اجتماعي و ارزش‌هاي اسلامي و تهديد كننده‌ي سلامت جامعه، مطلوب است. در مورد محيط و اطرافيان: مسلما حفظ ايمان و ارزش‌هاي آن در محيط نامساعد بسي دشوار است ولي ارزش افزون‌تري دارد. خداوند در سوره «تحريم» آيه ۱۱ نمونه‌اي را براي اين گونه افراد يادآوري مي‌نمايد. خداوند براي مومنان آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مي‌آورد هنگامي كه از شوهرش بيزاري جست و عرضه داشت : خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاي دنيوي گذشتم و تو خانه اي در بهشت براي من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش . حفظ ارزش‌ها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست. هنر آن است كه در تندباد ضد ارزش‌ها ارزش‌ها مطرح شود. بنابراين سعي كنيد با اعتماد به خدا و يقين به درستي راه دين و ايمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقويت كنيد. از مطالعه قرآن و توجه به معاني آن و همچنين كتاب‌هاي سودمند ديگر و شركت در مجالس وعظ و محافل ديني غفلت نكنيد. بايد بدانيد كه خداوند قدرت و توان مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است , ليكن با عزم و همتي سترگ بايد به مبارزه با گناه برخيزيد و همواره كوشش كنيد كه براي اولين بار كه ميل به گناه آمد با جديت تمام در برابر آن مقاومت كنيد، آن گاه به تدريج مبارزه آسان خواهد شد. در هر صورت نگاه كردن عمدي و يا خيره شدن به نامحرم از روي لذت حرام است , اما اگر در حال عبور از كوچه و بازار و... چشم انسان به نامحرم افتاد اشكال ندارد. البته نگاه كردن به صورت و دست‌هاي زنان نامحرم تا مچ اگر به قصد لذت و شهوت نباشد اشكال ندارد.

وظيفه من به عنوان يک دانشجوي مذهبي در امور امر به معروف و نهي از منکر در دانشگاه چگونه است؟

پاسخ: وظيفه هر مسلمانى در صورتى كه شرايط امر به معروف و نهى از منكر جمع باشد همان امر به معروف و نهى از منكر مى‏باشد. البته در مسأله امر به معروف و نهى از منكر شايسته است جهات متعددى در نظر گرفته شود:

الف) احكام شرعى مربوط به امر به معروف و شرايط وجوب و مراتب آن.

امر به معروف در مورد ترك واجبات و نهى از منكر در مورد انجام محرمات است و شرايطى دارد كه بعضى از آن عبارتند از:

۱ـ آمر به معروف و ناهى از منكر واجبات و محرمات را بشناسد.

۲ـ كسى كه مرتكب معصيت شده قصد تكرار آن را داشته باشد.

۳ـ مراحل امر به معروف و نهى از منكر از آسان به شديد رعايت شود مثلاً اگر با آرامش مى‏توان نهى كرد از پرخاش خوددارى شود.

۴ـ احتمال تأثير داده شود.

۵ـ براى آمر به معروف ضرر جانى يا مالى قابل توجهى نداشته باشد.

ب ) روحيات و ويژگى‌هاى روانى طرف مقابل. طبيعى است با هر كسى به زبان خاصى بايد سخن گفته شود و چه بسا لازم است برخى را به طور غير مستقيم و از طريق برخى وسايط ارشاد نمود.

ج ) حتى الامكان از منطقى‏ترين و بهترين زبان استفاده شود. بهتر است ابتدا امتيازات و خوبي‌هاى افراد به آنان گوشزد شود و سپس تدريجا به بيان ايرادات وارد بر آنها پرداخته شود. در اين زمينه هم سعى شود اول يك مسئله مطرح شود و پس از اصلاح تشويق گردد و سپس به همين ترتيب يكى يكى به ديگر مسائل پرداخته شود.

د ) حتى الامكان بايد به افراد تفهيم نمود كه آنچه به ايشان تذكر داده مى‏شود از سر خيرخواهى ومفيد به حال خود آنها است.

ه ) ضمن توجه به نكات فوق نبايد انتظار داشت كه به هيچ وجه افراد از امر به معروف يا نهى از منكر بدشان نيايد. بلكه وظيفه ما رعايت اصول صحيح اخلاقى و انسانى در تذكر به آنهاست ولى اين كه بپذيرند يا نه و خوششان آيد يا بدشان آيد به ما مربوط نمي‌شود و نبايد از آن خوفى به دل داشت.

حافظ وظيفه تو دعا گفتن است و بس در بند اين مباش كه نشنيد يا شنيد

و) جدولى براى خود تنظيم كنيد و شرح شيوه‏هاى كاربردى خود را با ميزان تاثير آن ثبت نماييد و همواره در پى بكارگيرى شيوه‏اى موثرتر باشيد.

ز ) اخلاص در نيت را حفظ نموده و از خداوند توفيق بخواهيد.

مراتب امر به معروف و نهى از منكر از ديدگاه امام خمينى:

۱- امر به معروف و نهى از منكر چند مرحله دارد: قلبى، زبانى و عملى كه به ترتيب بايد اجرا شود، چنانچه مخالفت قلبى سودى نبخشيد بايد با زبان به نهى پرداخت و چنانچه با زبان نيز مؤثر نبود عملاً شخص را از كار بد بايد بازداشت.

۲- اظهار ناراحتى قلبى در برابر بدى‏ها عبارت است از چهره درهم كشيدن، روى گرداندن، دورى گزيدن و ترك رفت و آمد و مانند آن به طورى كه به طرف بفهماند كه او كار بدى مى‏كند و از او مى‏خواهد كه دست از آن بردارد.

۳- راضى بودن به ارتكاب گناه خود حرام است(رساله نوين، ج ۴، ص ۱۵۵).

در مجموع امر به معروف و نهى از منكر از مهم‌ترين وظايف است و والاترين و مؤثرترين و دلنشين‏ترين آن در قلب‏ها، وقتى است كه عهده‏دار امر به معروف و نهى از منكر، خود آراسته به نيكى‏ها چه واجب و چه مستحب بوده، از بدى‏ها حتى از مكروهات بر كنار و اخلاقى پيامبرگونه و روحانى داشته باشد و از اخلاق نادانان و اهل دنيا منزه بوده تا جايى كه با عمل و رفتارش مردم را به نيكى‏ها ترغيب و از بدى‏ها بازدارد و مردم از وى پيروى كنند.

- براى كسب آگاهى بيشتر به منابع زیر رجوع کنید.

۱- رساله نوين، ج ۴، مسائل سياسى و حقوقى، امام خمينى(ره).

۲- امر به معروف و نهى از منكر، آيت‏الله حسين نورى.

۳- دو فريضه بزرگ، سيد جعفر ميرعظيمى.

۴- امر به معروف و نهى از منكر، سيد حسن اسلامى

با توجه به وجوب فريضه امر به معروف و نهي از منکر، اگر بخواهيم يک دختري را که از لحاظ حجاب وضع درستي ندارد را امر به معروف و نهي از منکر کنيم با توجه به اين که ممکن است ديگران اين عمل انسان را چيز ديگري تلقي کرده و برداشت نادرستي از انسان داشته باشند چگونه بايد عمل کنيم؟

پاسخ: به طور کلي، دين مجموعه‌اي از بايدها و نبايدها است که مؤمنان بايد در چارچوب آن حرکت کنند و بکوشند بايدها را عمل کنند و از نبايدها دوري کنند، به اين معنا که هر ديني از پيروانش مي‌خواهد به هنجارهايي تن در دهند و از ناهنجاري‌هايي دوري کنند، اين هنجارها در قالب واجبات الهي و ناهنجاري در دسته محرمات الهي قرار مي‌گيرند.

يکي از آموزه‌هاي مؤثر و کارآمد در دين رهايي بخش اسلام و از جمله احکام و هنجارهاي واجب آن، فريضه امر به معروف و نهي از منکر بوده که بر هر زن و مرد مسلمان با وجود شرايط آن واجب است.

به هر حال، امر به معروف و نهي از منکر از مهم ترين ابزارهاي نظارتي در بعد فردي و اجتماعي است و هدف از آن، احياي معروف و محو منکر در جامعه اسلامي مي‌باشد.

تعبير «امر به معروف و نهي از منکر»، از تعبيرات کليدي در قرآن کريم و سخنان حکيمانه پيشوايان راستين اسلام بوده و از جايگاه و اهميت بسيار بالايي در چارچوب آموزه‌ها و مقررات فردي و اجتماعي در اسلام برخوردار مي‌باشد.

امام باقر(ع) در اين باره چنين مي‌فرمايد: «امر به معروف و نهي از منکر، واجب بسيار بزرگي است که در پرتو آن ديگر واجبات اقامه (به پا داشته) مي‌شود ...»، (کافي: ۵/۵۶/۱، به نقل از: ترجمه ميزان الحکمه، محمدي ري شهري، ج ۸، ص ۳۷۰۴). يعني اين واجب (در صورت اجراي درست آن) به تنهايي، ضامن اجراي ساير احکام و دستورات الهي و اسلامي است.

ليکن، امر به معروف و نهي از منکر، با توجه به تأثيرات بالاي خود، داراي زمينه‌ها، شرايط، مراتب و آداب مهمي مي‌باشد که اگر همه آنان به خوبي به اجرا درآيد، مي‌تواند در کاهش جرم و پيشگيري از آن، بسيار تأثيرگذار و داراي نقش باشد.

بنابراين، شناخت اصل اين برنامه اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و تربيتي براي اجرايي کردن آن و دسترسي به اهداف آن، بسيار مهم است.

يکي از شرايط مسلم «امر به معروف و نهي از منکر» آن است که اجراي آن مفسده‌اي در پي نداشته باشد. بدين معنا که هدف از امر و نهي، دعوت به خير و صلاح و باز داشتن از شر و فساد است، اما اگر زماني، اجراي آن نتيجه معکوسي به بار آورد، ترک آن درست‌تر بلکه واجب مي‌باشد. بنابراين، اجراي اين فريضه، نبايد موجب مفسده و ضرر جاني، مالي و آبرويي برای مؤمنین باشد (البته در منکراتي که جزيي و فردي است، اما در جايي که اساس دين در خطر باشد، مسأله فرق مي‌کند).

بديهي است که اگر شرايط امر و نهي فراهم نباشد اصلاً واجب نخواهد بود و نيز اگر در مقام اجرا، مراحل و شرائط آن، به درستي پياده نشود، چه بسا ممکن است تأثيرات منفي و مخربي از خويش بر جاي گذارده و احياناً زمينه دين گريزي را به همراه داشته باشد.

بنابراين، همانگونه که اهتمام به امر و نهي، واجب بوده، اجراي صحيح آن نيز لازم مي‌باشد به اين ترتيب بايد مراقب بود تا در مقام عمل به اين تکليف سياسي - اجتماعي در اسلام، و انگيزه بالا براي بستن پرونده گناه، پرونده گناه ديگري (در اثر بد عملي)، گشوده نشود، چه اينکه بي‌عملي و بدعملي (در صورت تقصير) هر دو، گناه بزرگي، به شمار مي‌آيد.

با تأکيد بر مباحث پيش گفته و حساسيت اين واجب پر اهميت، بايد گفت که امر و نهي بايد شفاف و بدون ابهام باشد و الا ممکن است زمينه سوء تفاهم و حتي تهمت فراهم شود که بايد از کلي گويي، مبهم گويي و ... اجتناب کرد.

اميرالمؤمنين علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «کسي که خود را در معرض تهمت قرار دهد نبايد کسي را که به او گمان بد برد، سرزنش کند»، (بحارالانوار، ۷۵/۹۰/۴ و ص....................... ، به نقل از ترجمه ميزان الحکمه، ج ۲، ص ۶۳۲).

در مورد سؤال ياد شده مي‌توان گفت، در صورتي که شرايط امر به معروف و نهي از منکر آماده است، لازم است امر و نهي نماييم، اما اگر مورد از مواردي است (مثلاً يک زن است) که در معرض تهمت قرار مي‌گيريد (در صورتي آمر و ناهي يک مرد باشد) بايد از مکانيسم‌هاي ديگر استفاده کنيد از جمله اينکه به صورت جمعي به اين واجب اقدام نمائيد و همچنين با مراجعه به نهادهاي مسؤول و با استفاده از خواهران مسؤول و متعهد، به اين واجب بسيار کارآمد، اهتمام داشته باشيد.

در پايان نکته قابل توجه اين است که در همه مراحل امر به معروف و نهي از منکر، تلاش نماييم. با به کارگيري هوش و درايت و روش‌هاي روانشناسانه و نيز با بهره گيري از اخلاق اسلامي و ادب ديني و صبر و حوصله و بدون درگيري لفظي و فيزيکي (با توجه به مراحل ابتدايي آن)، اقدام شود تا با کم ترين هزينه، بيشترين استفاده را ببريد. بنابراين، با افراد مختلف و سليقه‌هاي متفاوت برخوردهاي متنوع بايد داشت تا موفقيت بيشتري کسب نماييد.

اگر مادرم اسراف کند و دوستم با حجاب بد بيرون بيايد، پدرم خمس ندهد و در تاکسي ترانه بگذارند من حق دارم امر به معروف کنم و نهي از منکر در حالي که خودم هم از گناه دور نيستم!؟
بسيار علاقه مندم كه طعم شيرين طاعت و بندگي خدا و معارف الهي راكه به فضل خدا تا حدودي به من چشانده شده است و حقانيت آنها را درك كرده‌ام به ساير دوستان و هم سن و سال‌هاي خودم تذكر دهم لازمه حركت در مسير الي الله تقيد به احكام شرعي و در اولين قدم آن داشتن مرجع تقليد است اما در بحث با ديگران و به تعبيري كار فرهنگي انجام دادن ،طرف مقابل بحث به رفتار و كردار برخي حاملان فرهنگ اسلام(برخي روحانيون) بحث را منحرف مي‌كنند و اساسا به دليل عملكرد بعضي‌ها ديگر حرف اسلام و قرآن و اهل بيت را هم نمي‌شنوند و به نوعي همه حرف‌هايي را كه در كتب معارف مدرسه هم خوانده‌ايم تكذيب مي‌كند و مي‌گويد اينها(روحانيون) به ما دروغ گفته‌اند. در شرايط فعلي وظيفه ما در قالب امر به معروف و نهي از منكر چيست؟
آقاي ايکس در يک خانواده ۵ نفره زندگي مي‌کند او متوجه مي‌شود که برادرش رفت و آمدهاي مشکوکي دارد و با افراد بي‌نماز و صاحب گناهان کبيره دوست است آقاي ايکس متوجه مي‌شود که برادرش در استعمال مواد مخدر، تماشاي فيلم‌هاي مستهجن و غيره با آنها شرکت دارد او بعد از اينکه با زبان امر به معروف و نهي از منکر مي‌کند و سود نمي‌بخشد تصميم مي‌گيرد با برادرش سخن نگويد اين کار ممکن است سال‌ها طول بکشد آيا از نظر اسلام چنين رفتاري پسنديده است. آيا به عنوان امر به معروف و نهي از منکر پذيرفته مي‌شود؟
در مورد ترك امر به معروف و نهي از منكر از طرف خودم نگرانم ولي بيشتر اوقات كه آن را ترك مي‌كنم به دليل اين است كه نمي‌دانم چگونه موضوع را مطرح كنم كه وضع طرف مقابل بدتر نشود؟
در زمينه‌ي امر به معروف و نهي از منكر در جامعه بسيار مشكل دارم با انكه شرايط آن را مي‌دانم وقتي با شرايطي مواجه مي‌شوم كه احتمال تاثير مي‌دهم (زيرا دليلي نمي‌بينم كه تاثير نداشته باشد)يك حس بسيار بدي به من دست مي‌دهد با خود كمي ور مي‌روم چيزي به من مي‌گويد برو و چيزي مخالفت مي‌كند. تشويش فكري بدي مي‌گيرم از خودم نا اميد مي‌گردم. نمي‌دانم كه آيا اين تشويش هم جزو مفسده محسوب مي‌شود يا خير. البته در انتها وظيفه‌ام را انجام مي‌دهم و احساس مي‌كنم كه راحت شدم. اما درك مي‌كنم كه نيروي زيادي را هدر داده‌ام. اين حالت طوري شده كه من حتي قبل از سوار شدن به تاكسي حالت دلهره به من دست مي‌دهد و مرا بسيار اذيت مي‌كند. شيرهايي كه چكه مي‌كند توجهم را جلب مي‌كند و مرا وا مي‌دارد به مسول مغازه با آن حالت دلهره كه گفتم تذكر دهم. يا خيلي به چراغ‌هاي روشن توجه مي‌كنم و مرا وا مي‌دارد به مسول مغازه با آن حالت دلهره كه گفتم تذكر دهم. لطفا مرا در مورد اين مشكل كمك كنيد و آيا اين تشويش فكري خود مفسده‌اي هست يا خير؟
آخرين سخن ما با كسى كه دين را نمی ‏پذيرد، چيست؟
چگونه مردم را به كارهاى نيك دعوت كنيم؟
آنجايى كه امر به معروف و نهى از منكر اثر نمى‏كند، وظيفه چيست؟
يكى از دوستانم در خواندن نماز كوتاهى مى‏كند، چگونه با وى رفتار كنم؟
اگر كسى با جنس مخالف رابطه دارد چگونه مى‏توان او را راهنمايى نمود؟
اگر برای مسئولین به طور قطعی ثابت شود که بعضی از کارمندان ادارات در خواندن نماز کوتاهی کرده یا اصلاً نماز نمی‌خوانند و نصیحت و راهنمایی هم تأثیری نداشته باشد، در برابر اینگونه افراد چه وظیفه‌ای دارند؟
بهترين شيوه ي برخورد با منكرات چيست؟
لطفاً بفرماييد آيا در زمينه ي فرهنگي، اقدام انقلابي را صلاح مي دانيد؟ به عبارت ديگر، در زمينه ي فسق و فجور، آيا برخورد فيزيكي را در مواردي كه مسؤولان كوتاه آمده و به وظيفه ي خود عمل نمي كنند، صلاح مي دانيد؟
یک دختر در مقابل جوانان نامحرمی که در حال انجام گناه هستند چگونه باید برخورد کند؟ آنان كه از نيت من خبر ندارند مي ترسم كه گناه باشد پس سكوت مي كنم. وظیفه چیست؟
در مورد افرادي كه به مسائل ديني معتقد هستند ولي در مسأله موسيقي محدوديتي براي خود قائل نمي شوند چه بايد كرد؟
نحوه رفتار با جواني كه نوارترانه گوش مي دهد، چيست ؟
چرا امر به معروف و نهي از منكر در كشور ما اجرا نمي شود؟
برخي نوارهاي خوانندگان طاغوت را گوش مي كند و مي گويند اشعار حافظ ومولوي است آيا اشكال ندارد چگونه اينها را نهي از منكر كنيم؟
وظيفه من در مورد افراد بد حجاب چيست؟
روش برخورد با فردي كه رعايت مسائل اخلاقي و دینی را نمي كند چيست؟
چرا در اين مملكت كسي مسئول نهي از منكر نيست؟ اگر هست پس اين همه گناه و منكرات براي چه؟
لزوم امر به معروف و نهي از منكر براي كارهاي مستحب و مكروه هم هست يا خير؟
از امربه معروف و نهي از منكر كردن واهمه دارم، چه كنم؟
برای تحقق این دو فریضه بزرگ الهی چه باید كرد؟
وظایف حوزه های علمیّه نسبت به دو فریضه بزرگ چیست؟
وظایف آموزش و پرورش در برابر این دو فریضه چیست؟
جایگاه رهبری با این دو فریضه بزرگ چه نسبتی دارد؟
شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی (قوه مقننه) نسبت به این دو فریضه چه وظایفی دارند؟
وظایف دولت و مدیران نظام اسلامی نسبت به معروف و منکر چیست؟
وظایف نهادهای پژوهشی در این قلمرو چیست؟
وظایف افراد و تشکل ها در این میدان چیست؟
وظایف صدا و سیما نسبت به این دو فریضه چیست؟
وظایف مطبوعات در این میدان چیست؟
وظایف شهرداریها در این میدان چیست؟
وظایف قوه قضائیه در این قلمرو چیست؟
وظایف اولیه و مستقیم ستاد احیای دو فریضه چیست؟
ساختار مورد نیاز در زمینه اجرای این دو فریضه كدام است؟
وظایف «پژوهشکدة امر به معروف» و نهی از منكر چیست؟
مركز آموزش امر به معروف چه وظایفی به عهده دارد ؟
مركز اطلاع رسانی و خبرگزاری امر به معروف چه وظایفی بر عهده دارد؟
اقدامات و مراحل اجرای دو فریضه در نظام اداری چیست؟
ابزار و روشهای ممکن برای ابلاغ امر و نهی در شرایط كنونی جامعه چیست؟
واحدها و فعالیت های مرتبط با ستاد احیای امر به معروف كدامند؟
درباره دو فریضه چه کارهای نرم‌افزاری ضرورت دارد؟
اولویت های کاری ستاد احیای امر به معروف چیست؟
پیام های امر به معروف و نهی از منکر از چه راههایی بهتر به جامعه منتقل می شود؟
فعالیت های اجتماعی مؤثر در كاهش منكرات چیست؟
چه پیشنهادهایی برای پژوهشكده امر به معروف دارید؟
فعالیتهای سخت افزاری لازم در جهت معروف گرایی و منكرستیزی کدامند؟
وظایف والدین در قبال فرزندان برای اقامه معروف و مصونیت از منکر چیست؟
برگزاری کلاس‌های تخصصی امر به معروف برای چه کسانی ضرورت و یا اولویت دارد؟
آیا ادغام شوراهای امر به معروف و پیشگیری از جرم به مصلحت کشور نیست؟
چه ساختار و چه نهادهایی برای اقامه دو فریضه ضرورت دارد؟ مردمی؟ دولتی؟ فرادولتی؟
وظیفه نظام اسلامی درباره دو فریضه چیست؟
آیا می‌توان چند ساختار موازی برای اجرای دو فریضه در نظر گرفت؟
آیا پیشگیری از منکرات و اقامه معروف‌ها از وظایف نمایندگی‌های رهبری در برخی نهادها، مثل دانشگاه‌ها، صدا و سیما و ... است؟
اقدامات عملی و مقدور (۱. فردی ۲. گروهی ۳. دولتی) در زمینه ی احیای معروف و محو منکر چیست؟
مراتب اجرای دو فریضه چیست؟
اگر در شرايطي امر به معروف زباني جواب ندهد و برخي از نيروهاي انتظامي هم کوتاهي کنند تکليف چيست؟
آيا مي‌شود براي از بين بردن منکري، به جاي تذکر زباني، کار تربيتي درازمدت کرد؟ در صورت تزاحم اين دو روش، کدام‌يک مقدم است؟
از منظر شما نواقص و کاستی‌های قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان چیست؟
این قانون و نیز دستورالعمل نسبت به حوزه پژوهش چه نگاهی داشته وجایگاه آن را چگونه توصیف کرده؟
آیا این قانون به ویژه گزینش ضابطین آن از بسیج و سپاه امر به معروف و نهی را حکومتی نمی کند تبعات آن چه خواهد بود؟
دربخش پژوهشی امر به معروف و نهی منکر را بیشتر در کدام طبقه از حرام واجب مستحب و مکروه دیده اید و چه اقداماتی داشته اید؟
درحوزه برخورد با توریست ها و مسافران خارجی و نظارت بر کالاهای وارداتی خارجی آیا نکته ای در این قانون وجود دارد شما چه تدابیری اندیشیده اید؟
پژوهشکده امر به معروف در حوزه های فضای مجازی چه اقداماتی داشته و دارد؟
لطفا از اقدامات دیگری که تاکنون داشته اید سخن بگویید؟ و به چه میزان از اندیشه‌های امام و علما خاصه مراجع بهره گرفته‌اید؟
با توجه به شئون قضائی و انتظامی که برای آمران و ضابطین وجود دارد برای جلوگیری از سوء استفاده و آگاه کردن به احکام و آراء دین چه اقداماتی در جهت آموزش آمران و ناهیان داشته و دارید؟
به چه میزان از اندیشه امام و علما خاصه مراجع عظام بهره گرفته اید؟