برتر از جهاد
|
| |
| نویسنده | ناصر اسماعیلنژاد، زهرا اسماعیلنژاد، اعظم خلج |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | معاونت فرهنگی ستاد احیا امر به معروف |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ پیشگفتار
- ۳ فصل اول: عقل و جهل و لشکریان آنان
- ۴ فصل دوم: خطبه امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (علیه السلام)
- ۵ فصل سوم: امر به معروف و نهی از منکر در سیره انبیاء علیهم السلام
- ۶ فصل چهارم: معنی و دایره معروف و منکر برای امر به معروف و نهی از منکر
- ۷ فصل پنجم :ملاک شناخت معروف و منکر با استفاده از آیات قرآن کریم
- ۸ فصل ششم: شرایط امر به معروف و نهی از منکر
- ۹ فصل هفتم: مراتب سهگانه امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۰ فصل هشتم: وظیفه حکومت اسلامی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۱ فصل نهم: شیوه رفتاری در امر و نهی نوجوانان
- ۱۲ فصل دهم: نقش امر به معروف و نهی از منکر در دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی
- ۱۳ فصل یازدهم: نقش امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح الگوی مصرف
- ۱۴ سوالات مسابقه
- ۱۵ پانویس
مقدمه
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان ایوان مدائن را آیینه عبرت دان نگریستن به مجموعهای از یادگارهای تمدن های بزرگ و تندیس ها، ظروف، اجساد مومیایی شده و ساختمانهای کوچک و بزرگ که گه گاه از دل خاک بیرون میآیند و اغلب به فراموشی سپرده شدهاند، تعمق در آنها و بررسی علل سقوط، ما را بدین حقیقت رهنمون می شود که آنچه پیش از پی ریزی تمدن اهمیت دارد، استمرار و پیشگیری از فروپاشی آن است.
آیین رهایی بخش اسلام با توجه به این واقعیت از آغاز، پیروانش را با ریشههای انحطاط تمدنهای پیش آشنا ساخته و طرحی نوین برای پیشگیری از این سرنوشت شوم ارائه داده است.
مولای متقیان امام علی (علیه السلام) در بخشی از سخنان خود، بی تفاوتی آگاهان و ترک امر به معروف و نهی از منکر را دلیل اصلی انحطاط امتهای گذشته میشمارند، [۱] و برای جلوگیری از سقوط جامعه اسلامی مردم را به انجام این وظیفه که رمز استمرار و بالندگی تمدن اسلام است فرامی خواند و میفرماید: «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم» [۲] امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرارتان بر شما چیره میگردند.
بنابراین اساس بنیاد تمدن مسلمانان بر دوش میلیونها انسان مؤمن قرار دارد و مردم همه در پاسداری از ارزشهای الهی مسوولند، زیر پا نهادن بخشی از این ارزشها توسط یک فرد، ضربهای به بنیان استوار جامعه اسلامی است.
از این رو همه مؤمنان در باز داشتن افراد از ارتکاب گناهان و زیر پا نهادن ارزش های الهی متعهدند.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرمایند: «یک گنهکار در میان مردم مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی میشود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد به سوراخ کردن جایگاه خویش میپردازد.
اگر دیگران او را از این کردار خطرناک باز ندارد، آب به کشتی نفوذ می کند و یکباره همگی غرق میشوند.
امر به معروف و نهی از منکر از پیشینهای به قدمت انسان برخوردار است.
نخستین انسان، دعوت کننده به نیکی بود، و پس از وی نیز پیام آوران وحی و پیروان مومنشان در انجام این وظیفه مهم تلاش کردند.
حضور این بزرگ مردان در عرصه تحولات اجتماعی به اندازهای چشمگیر است که می توان گفته حرکت های اصلاحی و دگرگونیهای سازنده در جامعه بشری در پرتو امر به معروف و نهی از منکر آنان تحقق یافته است.
آفریدگار بزرگ در فرازی از گفتار خویش از این حقیقت سترگ پرده برمی دارد که در راستای منکر زدایی، پیام آوران وحی و پیروانشان نه تنها به سخن بسنده نکردند، بلگه از درگیری و تحمل دشواری های آن نیز نهراسیدند.
«و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین.» [۳]
«و چه بسیار رخ داد که پیغمبری جمعیت زیادی از پیروانش در جنگ کشته شده پس سست نشدند در آنچه در راه خدا مصیبت به آنها رسیده و ضعیف نشدند و زمین گیر نشدند که خداوند صابران را دوست میدارد.»
تلاشهای پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، یحیی، زکریا، موسی، عیسی و. (علیهم السلام) با ظهور واپسین فرستاده پروردگار شتاب بیشتری یافت و در گسترهای فراتر از همیشه پیاده شد.
نتیجه
کوشش های خستگی ناپذیر پیامبر اعظم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانش در شکل گیری جامعهای نیرومند در مدینه بود که نمونه کامل حاکمیت ارزشهای الهی به شمار می آمد.
اما دریغ که این اجتماع مبارک دیری نپایید.
با رحلت (صلی الله علیه و آله و سلم)، مردم سفارشهای مکرر آن بزرگوار در خصوص نظارت همگانی را فراموش کردند.
به تدریج خلافت به سلطنت تبدیل شد و مسلمانان در طوفانی از فقر، گمراهی و بدبختی گرفتار آمدند، هر چند تعداد باز دارندگان منکر و امر کنندگان به نیکی ها در انحطاط بسیار اندک بود، ولی به جرات میتوان گفت: اگر تلاش همین افراد محدود نبود، ما امروز با اصول اسلام ناآشنا و در انحرافی آشکار به سر میبردیم.
سخنان روشنگرانه اهل بیت (صلی الله علیه و آله و سلم) و تلاش بیوقفه آن بزرگواران معصوم در این راه که به شهادتشان انجامید، توانست مردم را با حقایق اسلام آشنا ساخته و منشاء پیدایش سلسلهای از فقهای بیدار و آگاه باشد، دانشمندان و فقهای بیداری که امام خمینی (ره) به عنوان نمونه کامل آن در روزگار ما مردم را به انجام این وظیفه الهی فراخواند و جامعه را از طاغوت رهایی بخشید.
بی تردید این وظیفه الهی در روزگار درخشش خورشید انقلاب اسلامی و ادامه آن مسیر تابناک از اهمیت ویژهای برخوردار است.
استکبار جهانی و سرمایه داران صهیونیست، امروزه انقلاب اسلامی را تنها خطر حال و آینده نقشه های شوم خود میدانند و برای درهم کوبیدن آن از هیچ تلاشی فرو گزار نیستند.
«توجه به بخش هایی از پروتکل تصویب شده در انجمن صهیونیستی که در سال 1901 میلادی کشف شد [۴] میتواند در درک ژرفای توطئه مفید باشد (آنان نشر صور قبیحه و تبلیغ اعمال منافی عفت مطابق با اقتضای زمان و سرگرم کردن مردم به عیش و عشرت، فراهم کردن وسایل این کار، ایجاد مجالس و مجامع عریانها، تبلیغ منکرات، درست کردن فیلمها و عکسهای سکسی و.» بخشی از این اسناد سری به هدف کارهای مذکور چنین اشاره میکند: (ما برای اجرای نقشه خود تمام معتقدات مذهبی دیگران را از بین میبریم تا نسل فاسد شود و پیوسته سعی میکنیم که آن دسته از رهبران مذهبی را که مزاحم نقشه های ما هستند را نابود کنیم و لازم است که ما مذهب را ریشه کن کنیم. [۵] را بخشی از مقدمه کار خویش قرار دادهاند) [۶]
با توجه به حقیقت فوق و نیز این واقعیت که دشمن پس از آزمایش همه توطئهها، اینک به تهاجم فرهنگی و اشاعه منکرات در جامعه اسلامی به عنوان آخرین حربه ی خویش دل بسته است، میتوان بخشی از اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را در جلوگیری از انهدام ارکان انقلاب اسلامی و پاسداری از ارزش های آن دریافت.
مقام معظم رهبری حضرت آیت اله خامنهای (دامت برکاته) با تمام وجود ژرفای این توطئه جهانی را درک کرده و میفرماید: «کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی انجام میدهد یک شبیخون، غارت و قتلعام فرهنگی است. » [۷] و برای عقیم کردن این نقشه شیطانی عمل به وظایف الهی امر به معروف و نهی از منکر را بهترین وسیله شمرده و میفرماید: «هر چند فرضیه ی امر به معروف و نهی از منکر یکی از بزرگ ترین واجبات اسلامی است و توصیه به آن در قرآن و گفتارهای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیر مؤمنان و دیگر امامان دارای لحنی کمنظیر و تکان دهنده است، ولی اگر کسی از این همه چشم پوشی کند و تنها به ندای خرد انسانی گوش بسپرد، باز هم بیشک این عمل سازنده را فریضه و تکلیف خواهد شمرد.
به نیکی خواندن و از بدی برحذر داشتن را کدام خرد سالم، ستایش نمی کند؟ و کدام انسان خیرخواه و حساس، از آن روی میگرداند؟ هنگامی که به این وظیفه عمل شود به تعداد آمران و ناهیان، دعوت به خیر در میان مردم صورت میگیرد، و بیگمان لبیک گویان به این دعوت نیز کم نخواهد بود.
این فراخوانی، به گمان زیاد بر خود داعیان نیز نشانه ی نیک بر جای میگذارد و از دو سو راه صلاح را هموار می سازد.
کار نیکی که مخاطب خود را به آن امر میکنیم و رفتار زشتی که وی را از آن برحذر میداریم هرچه بزرگتر و تأثیر اجتماعی یا فردی آن ژرفتر و ماندگارتر باشد، امر به معروف و نهی از منکر ما ارزشمندتر است و چنین است که عمل به این وظیفه، تضمین کنندهی دوام و استحکام حکومت صالحان است، و رها کردن و به فراموشی سپردن آن، زمینه ساز سلطه ی اشرار و نابکاران. » معاونت فرهنگی ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر با همکاری مؤسسه فرهنگی تبلیغاتی راویان فجر در راستان رهنمود زندگی بخش مقام معظم رهبری حضرت آیت اله خامنهای (دامت برکاته) مبنی بر نظارت عمومی و حضور همه مردم در سالم سازی و مسئولیت پذیی اجتماعی با انجام تذکر زبانی، کتاب حاضر را تدارک دیده و در معرض عموم قرار میدهد تا امت شهید پرور با آگاهی بیشتر و بینش ژرفتر به انجام رسالت خویش همت گمارند.
با آرزوی توفیق الهی ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر معاونت فرهنگی بهمن ماه 1387
پیشگفتار
حضور گسترده رسانههای تصویری و مطبوعاتی و وجود شبکههای ماهوارهای و اینترنتی، سبب ترویج ناتوی فرهنگی و ضد ارزشی در جهان امروز میشوند و اربابان آنان هر کدام به نحوی اهداف خود را به جامعه بشری تحمیل کرده و بهرهبرداری لازم را میبرند و با شعار دهکده جهانی به دنبال یکسانسازی عقاید و آداب و رسوم خلایق هستند.
و با جرات فراوان میتوان گفت که هیچ بشری از تهاجم و غارت فرهنگی آنها در امان نیست، مگر کسانی که بتوانند خاکریز فرهنگی عمیقی مبتنی بر آیات قرآنی و روایات اهل بیت علیهم السلام و سخنان بزرگان دین بنا کنند و در سنگر تقوی و ایمان به خودسازی پرداخته و با توصیه به نیکیها و جلوگیری از بدیها، خود و جامعه خویش را در امان نگه دارند.
تاریخ اسلام این گونه تهاجم را به روشهای عملی در چند قرن گذشته در اندلس (اسپانیا) تجربه کرده است.
پیروزی و شکست اندلس «اندلس در سال 711 میلادی به دست مسلمانان فتح شد و این فتح و پیروزی اندلس را هشتصد سال در اختیار مسلمانان قرار داد و آن سرزمین تبدیل به یکی از پایگاههای تمدن اسلامی گردید.
در طول این مدت بارها و بارها دشمنان اسلام به نبرد با مسلمانان پرداختند و با تمام تجهیزات به میدان جنگ آمدند ولی هر بار با تحمل ضربهای سختتر از گذشته مجبور به عقبنشینی شدند.
سرانجام با رواج منکرها و شیوع مفاسد در بین مسلمانان به ویژه جوانان، به هدف خود دست یافتند و آنچه را که طی صدها سال با جنگ و دادن تلفات فراوان به دست نیاوردند، در یک زمان کوتاه و با تزریق آلودگیهای اخلاقی به پیکر جامعه اسلامی اندلس، مالک آن شدند، آنها مشروبات الکلی را به میزان زیاد و رایگان در اختیار جوانان مسلمان گذاشتند.
دختران فاسد اروپایی را وارد شهرهای مسلمان نشین کردند و در تفریحگاه های عمومی کنار جوانان مسلمان قرار دادند.
با تأسیس دانشگاهها، جوانان مسلمان را جذب کرده، فرهنگ اسلامی را مورد هجوم قرار دادند و سرانجام پس از رواج عیاشی و بیبند و برای با یک حمله گسترده به حکومت مسلمانان اسپانیا پایان دادند و سپس به قتل و غارت مسلمانان و تجاوز به نوامیس مردم پرداختند و مراکز علم و فرهنگ را به آتش کشیدند.» [۸]
تهدید انقلاب اسلامی
شیوع مصرف مواد مخدر و قرصهای توهم زا ولی مرگبار، حضور اراذل و اوباش و ترویج فساد و در جهت دیگر عدم تأمین معیشت و عدالت اجتماعی و در نهایت بیتفاوت شدن مردم نسبت به ارزش های جامعه و فروکش کردن امر به معروف و نهی از منکر و موفقیت دشمن در تهاجم فرهنگی اتفاقی است که ممکن است تجربه تلخ اندلس را در سرزمین خونبار و انقلابی ایران عزیز تکرار کند.
طراحی عملیات خاکریزی فرهنگی برای رسیدن به هدف مقدس و در امان ماندن از تهاجم فرهنگی بایستی ابتدا خود را بشناسیم و در مسیر این شناخت به دانش عقل و جهل بپردازیم و اگر ما شیعیان آن گونه که امام صادق (علیه السلام) فرموده اند، اهتمام به شناسایی عقل و جهل بنماییم و فرمایش آن حضرت را چنان الگویی عملی و به مثابه مشعلی که در تاریکی برمی داریم، فراروی خود قرار دهیم، هرگز به وادی جهل و ظلمت نخواهیم افتاد و از پل صراط دنیا به سلامت خواهیم گذشت و خود را جزء «انعمت علیهم» قرار خواهیم داد.
فصل اول: عقل و جهل و لشکریان آنان
در بررسی مفهوم عقل و جهل به حدیث شریف امام صادق (علیه السلام) پرداخته و ترجمه آن را برای پویندگان راه حق میآوریم.
حدیثی از امام صادق (علیه السلام) سماعه میگوید: خدمت حضرت امام صادق (علیه السلام) بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل به میان آمد.
حضرت فرمود: عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید، سماعه گوید: من عرض کردم قربانت گردم، غیر از آنچه شما به ما فهماندهاید، نمی دانیم.
حضرت فرمود: خدای عزوج عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق او از روحانیین است، پس بدو فرمود: پس رو! او پس رفت.
سپس فرمود: پیش آی! پیش آمد.
خدای تبارک و تعالی فرمود: تو را با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم.
سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید.
باز فرمود: پس رو! پس رفت.
فرمود: پیش بیا! پیش نیامد.
فرمود: گردن کشی کردی؟ او را از رحمت خود دور ساخت.
سپس برای عقل هفتاد و پنج لشکر قرار داد.
چون جهل، مکرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل دید، دشمنی او را در دل گرفت و عرض کرد: پروردگارا! این هم مخلوقی است مانند من.
او را آفریدی و گرامی اش داشتی، تقویتش نمودی، من ضد او هستم و بر او توانایی ندارم.
آنچه از لشکر به او دادی، به من هم عطا کن.
فرمود: بلی! میدهم ولی اگر بعد از آن نافرمانی کردی، تو را و لشکر تو را از رحمت خود بیرون می کنم.
عرض کرد: خشنود شدم.
پس هفتاد و پنج لشکر به او عطا کرد و هفتاد و پنج لشکری که به عقل عنایت کرد و نیز هفتاد و پنج لشکر جهل، بدین قرار است: نیکی و آن وزیر عقل است و ضد او را بدی قرار داد؛ که آن وزیر جهل است، ایمان و ضد آن کفر، تصدیق حق و ضد آن انکار حق، امیدواری و ضد آن نومیدی، دادگری و ضد آن ستم، خشنودی و ضد آن قهر و خشم، سپاسگزاری و ضد آن ناسپاسی، چشم داشت به رحمت خدا و ضد آن یأس از رحمتش، توکل و اعتماد به خدا و ضد آن حرص و آز، نرم دلی و ضد آن سخت دلی، مهربانی و ضد آن کینهتوزی، دانش و فهم و ضد آن نادانی، شعور و ضد آن حماقت، پاکدامنی و ضد آن بی باکی و رسوایی، پارسایی و ضد آن دنیاپرستی، خوش رفتاری و ضد آن بدرفتاری، پروا داشتن و ضد آن گستاخی، فروتنی و ضد آن خودپسندی، آرامی و ضد آن شتابزدگی، خردمندی و ضد آن بیخردی، خاموشی و ضد آن پرگویی، رام بودن و ضد آن گردن کشی، تسلیم حق شدن و ضد آن تردید کردن، شکیبایی و ضد آن بی تابی، چشم پوشی و ضد آن بیخبر بودن، در خاطر نگه داشتن و ضد آن فراموشی، مهر ورزی و ضد آن دوری و کناره گیری، قناعت و ضد آن حرص و آز، تشریک مساعی و ضد آن دریغ و خودداری، دوستی و ضد آن دشمنی، پیمان داری و ضد آن پیمانشکنی، فرمانبری و ضد آن نافرمانی، سرفرودی و ضد آن بلندی جستن، سلامت و ضد آن مبتلا بودن، دوستی و ضد آن تنفر و انزجار، راستگویی و ضد آن دروغگویی، حق و درستی و ضد آن باطل و نادرستی، امانت و ضد آن خیانت ، پاکدلی و ضد آن ناپاکدلی، چالاکی و ضد آن سستی، زیرکی و ضد آن کودنی، شناسایی و ضد آن ناشناسایی، مدارا و رازداری و ضد آن فاش کردن، یک رویی و ضد آن دغلی، پرده پوشی و ضد آن فاش کردن، نماز گزاردن و ضد آن تباه کردن نماز، روزه گرفتن و ضد آن روزه خوردن، جهاد کردن و ضد آن فرار کردن از جهاد، حج گزاردن و ضد آن پیمان حج شکستن، رازداری و ضد آن سخن چینی، نیکی به پدر و مادر و ضد آن نافرمانی پدر و مادر، با حقیقت بودن و ضد آن ریاکاری، نیکی و شایستگی و ضد آن زشتی و ناشایستگی، خودپوشی و ضد آن خودآرایی، تقیه و ضد آن بی پروایی، انصاف و ضد آن جانب داری باطل، خودآرایی برای شوهر و ضد آن زنا کردن، پاکیزگی و ضد آن پلیدی، حیا و آزرم و ضد آن بی حیایی، میانه روی و ضد آن تجاوز از حد، آسودگی و ضد آن خود را به رنج انداختن، آسان گیری و ضد آن سخت گیری، برکت داشتن و ضد آن بی برکتی، تندرستی و ضد آن گرفتاری، اعتدال و ضد آن افزون طلبی، موافقت با حق و ضد آن پیروی از هوس، سنگینی و متانت و ضد آن سبکی و جلفی، سعادت و ضد آن شقاوت، توبه و ضد آن اصرار بر گناه، طلب آمرزش و ضد آن بیهوده طمع بستن، دقت و مراقبت و ضد آن سهل انگاری، دعا کردن و ضد آن سر باز زدن، خرمی و شادابی و ضد آن سستی و کسالت، خوشدلی و ضد آن اندوهگینی، مأنوس شدن و ضد آن کناره گرفتن، سخاوت و ضد آن بخیل بودن.
پس تمام این صفات (هفتاد و پنجگانه) که لشکریان عقلند و جز در پیغمبر و جانشین او و مؤمنی که خدا دلش را با ایمان آزموده جمع نشود اما دوستان دیگر ما، برخی از اینها را دارند تا تدریجاً همه را دریابند و از لشکریان جهل پاک شوند؛ آنگاه با پیغمبران و اوصیاءشان در مقام اعلی همراه شوند و این سعادت جز با شناختن عقل و لشکریانش به دست نخواهد آمد.
خدا ما و شما را به فرمانبری و طلب ثواب موفق دارد.
{در متن جنود عقل و جهل را 75 ذکر کرده و در توضیح 78 و ظاهراً بعضی به عبار دیگر تکرار شده.
شرح - مقصود از جهل همان قوهای است که انسان را به کار زشت و گناه دعوت و وسوسه مینماید، میباشد (نفس امره) و این در فرشتگان نیست، از این جهت هیچیک از هفتاد و پنج لشکر جهل که در این حدیث شریف نام برده شده در ایشان نیست و انسان آنگاه از فرشته برتر شود که با وجود استعداد پذیرش، این صفات را زشت دارد و با آنها متصف نگردد و آنها را در خود راه ندهد و مراد به عقل هم چنانچه در حدیث گفتیم قوهای است که انسان را به فضایل و کارهای نیکو وامی دارد و لشکریان او هم در برابر لشکریان جهل صف کشیده و همیشه نفس انسان میدان معرکه و محل زد و خورد و کارزار این دو صف میباشد. [۹]
نتیجهگیری از حدیث با بهرهگیری از آن حدیث شریف و با استناد به آیه شریفه «اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من طین» [۱۰] یاد کن هنگامی را که خدا به فرشتگان گفت من بشر را از گل میآفرینم.
و نیز آیه شریفه: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین» [۱۱] پس آنگاه که او را خلقت کامل بیاراستیم و از روح خود در او بدمیم (همه به امر من) بر او به سجده در افتید.
میتوان این نتیجه را گرفت که انسان دو بعدی است که یک بعد خاکی و یک بعد الهی دارد.
بعد خاکی انسان با همراهی لشکریان جهل او را زمینی کرده و دائماً به او می گوید ابعاد خاکی، حیوانی و خود را تقویت کن و هرچه هست آن است و بس و بعد الهی انسان نیز او را آسمانی نموده و به سمت و سوی خوبیها هدایت میکند.
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نهای جان من خطا اینجاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی آید
تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست؟
که من خموشم و او درفغان و درغوغاست [۱۲]
پس انسان در میان ابعاد خاکی و الهی، جهل و عقل خود درگیر است و غوغایی دارد.
نمودار سازمانی خلقت انسان اگر بخواهیم به قول امروزیها سازمان و ساختار خلقت انسان را ترسیم کنیم، باید این نمودار را ترسیم کرد و هر کدام از شاخههای آن را مورد بحث قرار داد.
در این مبارزه با توجه به نوع تربیت انسان، محیط زندگی اعم از خانواده و جامعه و تأثیر معاشرت های روزمره گی و هر کدام از لشکریان عقل و جهل می توانند عرض اندامی داشته و خود را به رخ دیگران بکشند.
به عنوان مثال فردی دارای امکانات مالی فراوان است، ولی بخیل است و هیچ امیدی به سخاوت او نیست و یا انسانی شرور است و هیچکس از شرارت او در امان نیست و یا انسانی شجاع است و هیچ ترسی به خود راه نمیدهد و. هر کدام از صفات فوقالذکر آدمی را با آن صفت در جامعه معرفی مینماید و میتوان گفت آن صفت نشان از درون آن آدم میشود.
حال این سؤال مطرح است آیا ممکن است که یک انسان شرور متحول شده و تبدیل به یک انسان خیر شود و یا بالعکس یک انسان سخاوتمند تبدیل به یک انسان بخیل شود؟! در صورت ایجاد فضای مناسب چنین چیزی امکانپذیر است ولی در تقسیمبندیهای نمودار فوقالذکر میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که بعد الهی انسان دارای عقل و تمامی خوبیهایی است که در انسان است و بعد مادی (خاکی) انسان دارای جهل و مامی بدی هایی است که در انسان است و اگر بخواهیم آثار اجتماعی این خلقت را در زندگی روزمره خود جستجو نماییم، به آثار معروف (یعنی خوبیها) و آثار منکر (یعنی بدیها) میرسیم.
به عبارت سادهتر، تمامی ابعاد الهی انسان که دارای لشکریان عقل میباشند معروف هستند و تمامی ابعاد مادی (خاکی) انسان که دارای لشکریان جهل هستند، منکر میباشند.
و لذا اگر بخواهیم این بحث را از حیطه فردی خارج کرده و ابعاد اجتماعی آثار آن را در زندگی پیدا کنیم، میبایست با احکام واجب (امر به معروف و نهی از منکر) آشنا شویم.
امر به معروف و نهی از منکر هدیهای است الهی به همه انسان ها تا همواره در جامعه جاری شده و تمامی زشتیها و بدیها را بزداید و خوبیها و نیکیها را جاری سازد.
امر به معروف و نهی از منکر در صورت اجرا شدن، جامعه انسانی را به صورت ارزشی، خلاق، پویا، با نشاط، امیدوار بدون افسردگی، درگیری و عصبی و اداره مینماید.
شجره امر به معروف و نهی از منکر در صورت اجرا شدن در جامعه ثمره بسیار زیبای عدالت را در بر خواهد داشت.
اجرایی شدن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه آثار زیادی دارد و امروزه جوامع غربی نیز این مسئله را مورد توجه خود قرار داده و عدم موفقیت خود در اداره انسانها را ناشی از عدم وجود امر به معروف و نهی از منکر میدانند.
پس رستگاری انسان در گرو امر به معروف و نهی از منکر است و اگر این واجب الهی به فراموشی سپرده شود، گمراهی و ظلمت را برای بشریت به همراه دارد.
مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند: «از تجربیات قطعی بشر این است که اندوختههای فکری انسان با گذشت زمان به دست فراموشی سپرده میشود مگر آنکه پیوسته یادآوری شود و در مرحله عمل تکرار گردد.
از همین جاست که پیوند «علم و عمل» مشخص میشود.
علم انسان را به عمل راهنمایی میکند و عمل شایسته، بر آگاهی و بینش انسان میافزاید.
از این رو در یک جامعه سالم، همه باید برای پاسداری از فرهنگ و معرفت خویش بکوشند و نگهبانی از حریم مکتب به آن است که متخلفین از راه نیکی را از سقوط به ورطه هلاکت باز دارند و با «امر به معروف و نهی از منکر» زمینه ساز «رفتار شایسته» و در نتیجه «تقویت کننده افکار صحیح» باشند.
پس بی اعتنایی به این وظیفه، پایه رفتار را سست و اندیشههای والا را در معرض فراموشی قرار میدهد.» [۱۳]
مصلح عالم بشریت، امام حسین (علیه السلام) با شعار امر به معروف و نهی از منکر پا به میدان گذاشت و با اجرای آن آثار ظلم را برچید و خود را جاودانه ساخت و فرزند رشید او امام خمینی (ره) با همین شعار طاغوت را سرنگون کرد و حکومت جمهوری اسلامی را بنا نهاد و قائد عظیم الشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیت اله العظمی خامنهای، با فتوای واجب لسانی بودن امر به معروف و نهی از منکر، از همه انسان های والا و وارسته خواستار تذکر لسانی شد.
با توجه به نوشتههای فوق وارد فصول مباحثی در مورد امر به معروف و نهی از منکر میشویم.
فصل دوم: خطبه امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (علیه السلام)
زمانی که امام حسین (علیه السلام) به ایراد خطبه خود پرداختند شخصیت های برجسته و دارای نفوذ حضور داشتهاند؛ مانند زنان و مردانی از بنی هاشم که در حدود 200 نفر از صحابیان پیامبر و در حدود 800 نفر از تابعان بودند.
این خطبه را سلیم بن قیس هلالی که اهل کوفه و از تابعین است در کتاب خود آورده است.
ایشان از اصحاب خاص امیرالمؤمنین (علیه السلام) بوده و زمان امامت امام محمدباقر (علیه السلام) را هم درک نموده است.
وی در سال 90 هجری قمری وفات یافت.
این خطبه در سال 58 هجری در ایام تشریق (سه روز بعد از عید قربان) در سرزمین «منی» ایراد شده است.
گزینش زمان و مکان برای القا و خطابه بسیار مهم بوده است.
این خطبه بسیار نورانی، راهگشای طالبان حق و حقیقت و راهنمای همه ی بشریت است.
متن خطبه : [۱۴] اعتبروا أیها الناس بما وعظ الله به أولیاءه من سوء ثنائه علی الأحبار إذ یقول: «لو لا ینهاهم الربانیون و الأحبار عن قولهم الإثم» [۱۵] و قال: «لعن الذین کفروا من بنی إسرائیل.- إلی قوله - لبئس ما کانوا یفعلون» [۱۶] و إنما عاب الله ذلک علیهم لأنهم کانوا یرون من الظلمه الذین بین أظهرهم المنکر و الفساد فلا ینهونهم عن ذلک رغبه فیما کانوا ینالون منهم و رهبه مما یحذرون و الله یقول «فلا تخشوا الناس و اخشون» [۱۷] و قال «و المومنون و المومنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» [۱۸] فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه منه لعلمه بأنها إذا ادیت و اقیمت استقامت الفرائض کلها هینها و صعبها و ذلک أن الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر دعاه إلی الإسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفی ء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها، ثم أنتم أیتها العصابه عصابه بالعلم مشهوره و بالخیر مذکوره و بالنصیحه معروفه و بالله فی أنفس الناس مهابه یهابکم الشریف و یکرمکم الضعیف و یوثرکم من لا فضل لکم علیه و لا یدلکم عنده، تشفعون فی الحوائج أذا امتنعت من طلابها و تمشون فی الطریق بهیبه الملوک و کرامه الاکابر ألیس کل ذلک إنما نلتموه بما یرجی عندکم من القیام بحق الله و إن کنتم عن أکثر حقه تقصرون فاستخففتم بحق الأئمه فأما حق الضعفاء فضیعتم و أما حقکم بزعمکم فطلبتم: فلا مالا بذلتموه و لا نفسا خاطرتم بها للذی خلقها و عشیره عادیتموها فی ذات الله أنتم تتمنون علی الله جنتـه و مجاوره رسله و أمانا من عذابه لقد خشیت علیکم أیها المتمنون علی الله أن تحل بکم نقمه من نقماته لأنکم بلغتم من کرامه الله منزله فضلتم بها و من یعرف بالله لا تکرمون و أنتم بالله فی عباده تکرمون و قد ترون عهود الله منقوضه فلا تفزعون و أنتم لبعض ذمم آبائکم تفزعون و ذمه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم محقوره و العمی و البکم و الزمنی فی المدائن مهمله لا ترحمون و لا فی منزلتکم و لا من عمل فیها تعینون و بالادهان و المصانعه عند الظلمه تأمنون کل ذلک مما أمرکم الله به من النهی و التناهی و أنتم عنه غافلون و أنتم أعظم الناس مصیبه لما غلبتم علیه من منازل العلماء لو کنتم تشعرون ذلک بأن مجاری الأمور و الأحکام علی أیدی العلماء بالله الأمناء علی حلاله و حرامه فأنتم المسلوبون تلک المنزله و ما سلبتم ذلک إلا بتفرقکم عن الحق و اختلافکم فی السنه بعد البینه الواضحه و لو صبرتم علی الأذی و تحملتم المئونه فی ذات الله کانت أمور الله علیکم ترد و عنکم تصدر و إلیکم ترجع و لکنکم مکنتم الظلمه من منزلتکم و أستسلمتم أمور الله فی أیدیهم یعملون بالشبهات و یسیرون فی الشهوات سلطهم علی ذلک فرارکم من الموت و إعجابکم بالحیاه آلتی هی مفارقتکم فأسلمتم الضعفاء فی أیدیهم فمن بین مستعبد مقهور و بین مستضعف علی معیشته مغلوب، یتقلبون فی الملک بآرائهم و ستشعرون الخزی بأهوائهم إقتداء بالأشرار و جرأه علی الجبار فی کل بلد منهم علی منبره خطیب یصقع فالأرض لهم شاغره و أیدیهم فیها مبسوطه و الناس لهم خول لا یدفعون ید لامس فمن بین جبار عنید و ذی سطوه علی الضعفه شدید مطاع لا یعرف المبدئ المعید فیا عجبا و ما لی [لا] أعجب و الأرض من غاش غشوم و متصدق ظلوم و عامل علی المومنین بهم غیر رحیم فالله الحاکم فیما فیه تنازعنا و القاضی بحکمه فیما شجر بیننا اللهم إنک تعلم أنه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان و لا التماسا من فضول الحطام ولکن لنری المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک و یأمن المظلومون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و أحکامک فإن لم تنصرونا و تنصفونا قوی الظلمه علیکم و عملوا فی إطفاء نور نبیکم و حسبنا الله و علیه توکلنا و إلیه أنبنا و إلیه المصیر.
ترجمه خطبه: ای مردم! از آن نکوهشها که خداوند به منظور پند دوستانش از علمای یهود کرده عبرت بگیرید، که میفرماید: «چرا روحانیون و علماء آنها (یهود) را از سخنان گناه آمیز (و حرام خواری) جلوگیری نکردند» آن گروه از اسرائیلیان که کافر شدند (به زبان داود و عیسی بن مریم) لعنت شدند و این بدان جهت بود که معصیت کار و متجاوزکار بودند و از کارهای ناپسندی که داشتند جلوگیری نمی کردند «چه ناپسند کارها که میکردند».
بدین جهت خدا بر آنان عیب گرفت که از ستمگرانی که در برابرشان بودند، اعمال ناروا و تبهکاری ها میدیدند و منع نمیکردند، چون جیره خوار و طمع کار بودند از عواقب اعتراضها بیم داشتند (هدایا و مزایا میگرفتند و به اسم تقیه و پرهیز، حفظ جان و مصلحت، لب فرو میبستند) با اینکه خداوند فرموده: «از مردم نترسید، از من بترسید» [۱۹] و نیز فرموده: «مردان و زنان مؤمن دوست (و یاور) یکدیگرند به نیکی امر و از بدی جلوگیری میکنند، نماز میگزارند، زکات می دهند و اطاعت خدا و رسول می نمایند» [۲۰] خداوند نخست امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک واجب ذکر کرده چه او آگاه است که اگر این وظیفه انجام گیرد و اجرا شود، وظایف دیگر همه چه سخت و چه آسان رو به راه گردد، زیرا امر به معروف (کافران را) به اسلام دعوت کند، حقوق ستمدیدگان را باز ستاند، با ستمگر به مخالفت برخیزد، غنیمت ها (و بیت المال) را (عادلانه به اهلش) قسمت کند، زکات را از آنجا که باید بگیرد و بدانجا که باید، صرف کند سپس شما جمعیت (دانشمند) کسانی هستید که به علم شهرهاید، نامتان به نیکی بر سر زبان هاست، به نصیحت و خیرخواهی معروفید، به نمای علمای ربانی (و روحانیون) در نظر مردم مهابت دارید.
شریفان از شما به حساب میبرند، ضعیفان احترامتان میکنند، کسانی شما را بر خود ترجیح می دهند که احسانی به آنها نکردهاید و حق نعمتی بر آنها ندارید آنجا که حاجت ها برآورده نشود شما وساطت می کنید و پذیرفته میشود در راه با هیبت سلاطین و عزت بزرگان حرکت میکنید مگر این همه احترام برای این نیست که انتظار دارند شما وظیفه الهی را انجام دهید و به حق خدا قیام کنید؟ پس چرا در بیشتر وظایف کوتاهی میکنید، حق امامان را سبک میشمارید.
حق طبقه زیردست و ضعیف را پایمال مینمایید ولی حقوق خود را که خیال خودتان دارید، مطالبه میکنید؟ شما که نه مالی در راه خدا دادهاید، نه جانی در راه جان آفرین نثار کردهاید، نه با قوم و قبیلهای برای خدا درافتادهاید، چگونه (با این سستیها و آسایش طلبی ها) آرزوی بهشت و همنشینی پیامبران و امان از عذاب دارید؟ من از آن می ترسم که شما که تکیه به آرزو داده اید و عمل ناکرده، از خدا توقعها دارید به عذاب و انتقام خدا گرفتار شوید، چه به لطف و کرم خداوند از مزایا و امتیازایتی برخوردارید اما آنها را که به خداپرستی معروفند ارج نمی گذارید و خود به نام خدا (و به حق پرستی) در میان بندگانش محترمید، (به چشم خود) می بینید که عهد و پیمان های الهی (با دست قدرتمندان) شکسته شده و هیچ باک ندارید.
اما اگر میثاق پدرانتان را زیر پا نهند، هراسان می شوید (خدا در نظرتان به اندازه نیاکانتان ارج ندارد) تعهدها و قراردادهای پیامبر نقض شده، کوران، لالان و زمین گیران در شهرها نه سرپرستی دارند و نه پناهی و شما نه بر آنها ترحم میکنید نه با استفاده از مقام خود به نفع آنها قدمی برمی دارید، نه به آنها که کاری میکنند (و از هستی خود در راه بیپناهان میگذرند) توجهی دارید، با بند و بست و سازش کاری با ستمکاران خود را آلوده کردهاید، همه این رفتارها همان «منکرات» است که خدا دستور داده از آنها جلوگیری کنید، ولی شما غافلید، مصیبت (و گرفتاری) شما از همه ی مردم بیشتر است، زیرا بر مسند علم تکیه دادهاید (و مقام دانشمندان راستین را غاصبانه اشغال کرده اید).
و ای کاش حس و حرکتی (و یا گوش شنوایی) داشتید، این (مصیبتها) بدان جهت است که جریان کارها و احکام (رتق و فتق امور) باید به دست دانشمندان خداشناس باشد که بر حلال و حرام خدا امینند، اما این مقام را از دست شما ربودهاند و این عقبنشینی هیچ موجب و باعثی ندارد جز تفرقه و کناره گیری شما از حق و اختلاف کلمه و سنت پیغمبر با وجود دلیلهای آشکار و واضح، اگر شما مردمی بودید که در برابر اذیت و آزاد (دشمن) مقاومت داشتید و در راه خدا از بذل مال دریغ نمیکردید، کارهای خدا (و اداره امور مسلمانان) به سمت شما بود، و منشاء و مرجع هر کار شما بودید اما (افسوس که) ستمگران را بر مقام خود مسلط کرده و امور الهی را به دست آنها سپردهاید تا بر اساس «شبهه» (و کورکورانه) کار کنند، در راه شهوت رانی و کام جویی گام نهند، آنچه جباران را بر مقام شما مسلط ساخته این است که شما از مرگ گریزانید و به این زندگی (ننگین) ناپایدار دل خوشید، خلق ضعیف را تسلیم آنها کردهاید؛ جمعی برده وار بیاراده و مقهورند و گروهی گرسنه و مغلوب، ستمگران به دلخواه در امور مملکت تصرف میکنند، هوسرانی و رسواییها به بار آورند، سیرت اشرار پیش گیرند و بر خدای جبار دلیری کنند، در هر شهر گویندهای سخنور بر فراز منبر دارند، همه مملکت را قبضه کردهاند؛ دستشان همه جا باز است و مردم چون برده در برابرشان نیروی دفاع ندارند.
(این بیدادگران) برخی جبار و سرکشند، برخی با کمال سختگیری همه قدرتشان را به رخ ناتوانان می کشند، فرمانروا (و خدا نشناسند)، خدای آفریننده و بازگرداننده را نمیشناسند (به مبداء و معاد ایمان ندارند) شگفتا! و چگونه در شگفت نباشم که سرزمین اسلام قبضه کسانی است که یا خائن و ستمکارند یا باج گیر و نابکار یا حکمران بیرحم و بیانصاف میان ما و شما در آنچه کشمکش داریم، داور خدا است و قاضی اختلافاتمان همه اوست.
خداوندا! تو آگاهی که آنچه (از جنبش و نهضت بر ضد مفاسد و منکرات) به دست ما صورت گرفت، نه در طمع پادشاهی و جاه بود، نه در طلب ثروت و مال، ما خواستیم تا نشانههای راه دینت را ارائه دهیم، (مفاسد) در شهرهای تو را اصلاح کنیم.
باشد که بندگان مظلوم تو روی آسایش و امنیتی ببینند و آسودهخاطر به طاعت تو برخیزند.
ما میخواهیم فرائض اسلام و سنن (پیغمبر) و احکام تو را اجرا کنیم.
شما باید به کمک ما برخیزید، در حق ما انصاف دهید که ستمگران بر شما مسلط شده اند و در خاموش کردن نور پیامبرتان کوشیدهاند.
خدا ما را بس است! توکل داریم، به درگاهش توبه آوردهایم و برگشت همه به اوست.
نتیجهگیری از خطبه
در این سخنان بلند مرتبه و شریف متوجه میشوم که حضرت تا چه حد از منکر واقعی که حکومت طاغوت آن زمان بود، به ستوه آمده بودند و حقیقت این است که سخنان برای صحابیان و تابعان زمان بود که به هزار نفر میرسیدند ولی فقط 72 نفر یار واقعی بوده و شهید در رکاب آن حضرت شدند.
اگر حقیقتاً همه کسانی که سخنان امام حسین را شنیده بودند، به جنبش و تکاپو و عزم برای جهاد در راه خدا به امام حسین میپیوستند، آیا غیر از این بود که حکومت ظالم آن زمان به راحتی برچیده می شد و حکومت واقعی اسلام جهان را در بر میگرفت؟ افسوس و صد افسوس که یاران حقیقی مولایمان امام حسین کم اند و این گونه به مسلخ و مذبح می روند تا شاید دل سنگ آب شود و همه بدانند که عرصه تا چه حد برای خاندان پیامبر در حکومت جور تنگ شده بود.
آه! کاش نفس اماره این قدر بر این سرشناسان که خود را صحابیان پیامبر و تابعان آن حضرت میدانستند، چیره نمیشد و اینان ننگ همراهی نکردن با خاندان پیامبر را با خود نمی خریدند و دنیا را به آخرت نمیفروختند.
حقیقت این است که بازندگان واقعی و دشمنان آن حضرت کسانی هستند که ایشان را همراهی نکردند و پیروز حقیقی کسی است که خود را برای خداوند خالص گردانید و پیرو آن حضرت شد و به شهادت رسید.
آری این خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله هستند که بر دلها حکومت می کنند و حکمرانی واقعی از آن آنان است.
فصل سوم: امر به معروف و نهی از منکر در سیره انبیاء علیهم السلام
از دیدگاه قرآن برای اینکه بتوانیم سیره ی انبیاء علیهم السلام را بررسی کنیم میتوانیم به قرآن کریم مراجعه کرده و آیاتی را که مرتبط به روش تربیتی انبیاء است، تبیین سازیم.
این آیات را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد: گروه اول امر به معروف و نهی از منکر در سیره عملی انبیاء علیهم السلام: در قرآن از هدف انبیاء با تعبیرات مختلفی یاد شده است، «عبادت خدا، اصلاح، دعوت به خدا، اقامه قسط و.» این تعبیرات گوناگون تفسیرای از محتوای گسترده و غنی «معروف» در سیره آنان است.
برای نمونه به آیه زیر اشاره میکنیم که میفرماید: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت.» [۲۱]
(در هر امتی، پیامبری مبعوث کردیم تا اعلام کند که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت پرهیز کنید) در این آیه هدف بعثت در پیامبری، دعوت به «خدا و پرهیز از طاغوت» ذکر شده است.
و همینطور می توان گفت عبادت و بندگی خدا، همان عمل (معروف) میباشد و طاغوت، جهل و هوای نفس همان منکر است که باید آن را از بین برد.
گروه دوم امر به معروف و نهی از منکر در مصادیقی که انبیاء علیهم السلام به آن پرداختند:
آیاتی هستند که مصادیق «معروف» و «منکر» را که انبیاء به آن پرداختهاند، تبیین میکنند.
برای مثال قرآن در مورد حضرت شعیب میفرماید: «و الی مدین اخاهم شعیبا قال یا قوم اعبدو الله ما لکم من اله غیره و لا تنقصوا المکیال و المیزان انی اریکم بخیر و انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط * و یا قوم اوفوا المکیال و المیزان بالقسط و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین» [۲۲] و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را به رسالت فرستادیم او گفت: ای مردم! خدای یکتا را که جز او خدایی نیست، پرستش کنید و در کیل و وزن کم فروشی مکنید، من خیر شما را در آن میبینم، من می ترسم از روزی که عذاب سخت شما را فراگیرد.
ای قوم! در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت داشته باشید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید.»
و در آیهای دیگر آمده است: «و ما ارید ان اخالفکم الی مآ انهکم عنه ان ارید الا الاصلاح ما استطعت .» [۲۳] «و من اراده نکردهام به اینکه با شما مخالفت کنم به آنچه از آن شما را نهی می کنم (مگر اینکه) من اراده نکردم مگر اصلاح آن مقدار که بتوانم.
به درستی که «منکر» مصادیق بسیاری دارد و میتوان درک کرد که انبیای الهی برای «اصلاح» قیام میکنند و راه رسیدن به آن را در گرو مهار کردن سودجوییهای ظالمانه و برخورد با کسانی که قسط و عدالت را در روابط تجاری رعایت نمیکنند، دانستهاند.
و چه بسا معروفی بهتر از احیای (قسط و عدل) «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات لیقوم الناس بالقسط».
گروه سوم امر به معروف و نهی از منکر و امتهای گذشته: آیاتی است که نشان میدهد امتهای گذشته نیز موظف به امر به معروف و نهی از منکر بودهاند.
مثل آیات: «لیسوا سوآء من اهل الکتاب امه یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات» «همه اهل کتاب یکسان نیستند.
گروهی از آنها امر به معروف و نهی از منکر می کنند و در نیکوکاری میشتابند.
«لو لا ینهاهم الربانیون و الأحبار عن قولهم الإثم و أکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون» [۲۴] «چرا علما و روحانیون، آنها را از گفتار زشت و خوردن حرام باز نمی دارند، همانا کاری بسیار زشت میکنند.
همینطور برخی از آیات ما را به این نکته رهنمون میشود که آنان که امر به معروف و نهی از منکر میکنند، از عذاب الهی نجات یافته اند و کسانی که امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند، شامل عذاب الهی میشوند، مانند: «فلما نسوا ما ذکروا به انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما کانوا یفسقون» [۲۵] «چون از آنچه به ایشان تذکر داده شده بود غفلت ورزیدند، کسانی ار که از بدی و زشتی نهی می کردند، نجات دادیم و آنها را که ستم کردند، به واسطه ی فسقشان به بدترین عذاب گرفتار کردیم.
در همین راستا بهتر است به گفتار حضرت لقمان به فرزندش اشاره کنیم که میفرماید: «یا بنی اقم الصلوه و امر بالمعروف و آنه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک» [۲۶] «فرزندم! نماز را به پای دار، امر به معروف و نهی از منکر کن و در مصیبتها شکیبا باش.
این آیات نشان میدهد که بر روی امتهای پیشین همانند امروز وظیفه سنگینی بوده است.
گروه چهارم امر به معروف و نهی از منکر و بی توجهی امتهای گذشته:
آیاتی هستند که علت هلاکت برخی امتهای گذشته را بیتوجهی به امر به معروف و نهی از منکر می دانند.
از این قبیل آیات در قرآن بسیارند برای نمونه: «فلو لا کان من القرون من قبلکم اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجینا منهم و اتبع الذین ظلموا مآ اترفوا فیه و کانوا مجرمین» [۲۷] «چرا در امتهای گذشته، مردمی خردمند وجود نداشتند که [مردم را] از فساد و اعمال زشت نهی کنند، مگر آن عده اندک (مؤمنان) که نجاتشان دادیم و ستمکاران به دنبال ناز و نعمتی که در آن بودند رفتند و آنان بزهکار بودند (بدین جهت همه هلاک شدند).
و همینطور در آیهای دیگر چنین آمده است: «لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داود و عیسی ابن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون * کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون» [۲۸] «کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی بن مریم لعن شدند، زیرا نافرمانی خدا نمودند و از حکم خدا سرکشی کردند.
آنها هیچگاه از کار زشت یکدیگر را نهی نمیکردند و هر آینه بدکاری میکردند.
و این گونه قرآن آیات و نشانههای خود را بیان می کند.
آیا انسان متذکر نمی شود؟ آیا موجب عبرت نمیشود که اگر انسان امر به معروف و نهی از منکر نکند، موجب عذاب الهی میشود؟ با توجه به آیات ذکر شده و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به شناخت آن میپردازیم.
فصل چهارم: معنی و دایره معروف و منکر برای امر به معروف و نهی از منکر
باید «معروف» و «منکر» را شناخت و آن دو را از هم تمیز داد تا بتوان امر به معروف و نهی از منکر کرد.
برای شناخت بیشتر، معروف و منکر را از حیطه ی لغت بررسی میکنیم.
راغب اصفهانی که در تبیین واژه های قرآن از تبحر و ذوق خاصی برخوردار است، معروف و منکر را این گونه معنی کرده است؟ معنی معروف و منکر معروف به عملی گفته میشود که از راه عقل یا شرع نیکویی اش شناخته شده باشد؛ منکر به کاری گفته میشود که به واسطه عقل یا شرع نیکویی اش انکار شده باشد. [۲۹]
مفسر بزرگ و عظیم الشأن، طبرسی نیز مشابه همین تعریف را کرده است: مقصود از امر به معروف همان «حق» است که عقل و شرع بدان فرا میخوانند، چون آن را صحیح میشناسند، برخلاف منکر که عقل و شرع از آن بیزارند، چراکه نمیتوانند آن را صحیح بشمارند، پس هرچه را که نتـوان چنین معرفتی نسبت بدان پیدا کرد، «منکر» است. [۳۰]
در مجمع البحرین «معروف» این گونه تفسیر شده است: معروف نام فراگیر برای هر چیزی است که مصداق اطاعت الهی و نزدیکی به خدا و خدمت و نیکی به مردم شناخته شده باشد. [۳۱]
منکر هر کاری است که عقلهای سلیم به زشتی آن حکم میکنند. [۳۲]
منکر هر فعل قبیحی است در صورتی که فاعلش به قبح آن شناخت داشته باشد. [۳۳]
در نتیجه: به (معروف) از آن جهت معروف، یعنی شناخته شده گفته شده که فطرت آدمی و عقل سلیم، با آن آشنا و مأنوس است و آن را میپذیرد.
و (منکر) چون با فطرت آدمی بیگانه و ناآشنا و نامأنوس است و عقل سلیم آن را نمیپذیرد (منکر) و ناشناخته نامیده شده است.
دایره معروف و منکر اسلام موضوع امر به معروف و نهی از منکر را محدود نکرده است، بلکه این موضوع دامنهای وسیع داشته و دایرهای بسیار بزرگ از اعمال و رفتار آدمی همچون عبادات، معاملات، اخلاقیات، محیط خانوادگی را شامل میشود.
همانطور که قبلاً نیز اشاره شد، از مفهوم عام «معروف» به معنای هر کار خیر و نیک و در نقطه ی مقابلش از مفهوم عام «منکر» به معنای هر کار شر و زشت استفاده شده است.
پس معروف شامل همه واجبات و مستحبات میشود.
ابتدا امر به واجبات واجب و امر به مستحبات مستحب است.
چه اینکه منکر نیز شامل همه ی افعال حرام و مکروه میشود؛ با این توضیح که نهی از منکر نیز شامل همه ی افعال حرام و مکروه میشود و نیز اینکه نهی از محرمات، واجب و نهی از مکروهات، مستحب است.
فتوای امام خمینی رضوان الله علیه در این باره عبارتست از: «آنچه عقلا یا شرعاً واجب است، امر به آن واجب است و آنچه که عقلا زشت است و شرعاً حرام است، نهی از آن واجب است و آنچه مستحب است، امر به آن مستحب و آنچه مکروه است، نهی از آن مستحب میباشد.
» [۳۴] از مباحثی که تا کنون داشتیم، میتوانیم معروفها را به «ارزشها» و منکرها را به «ضد ارزش ها» معنی کنیم، هر عملی که موجب کمال و رشد آدمی میشود و از نظر شرع و عقل «ارزش» شمرده شود، معروف و هر عملی که باعث انحطاط فرد و اجتماع گردد و ضد ارزش شمرده شود، منکر نامیده میشود.
برای آگاهی بیشتر، به برخی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر اشاره میکنیم.
1- اعتقادی معروفها: که شامل شناخت خداوند و ایمان به او و صفاتش است که از جمله آنها: - توحید، عدل، علم، صدق، رحم، قدرت، غضب الهی و اعتقاد به این که عبادت او واجب است و محبت، قرب، شوق، تعیین، رضا، تسلیم و توکل بر او از بهترین عبادات است.
- ایمان به وحی الهی به ویژه قرآن کریم و عدم تحریف آن - ایمان به پیامبران الهی به ویژه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و عصمت آنها و اینکه پیامبر اکرم، خاتم پیامبران است.
- ایمان به حقانیت و عصمت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) و فاطمه زهرا سلام الله علیه و یازده فرزند آنها که آخرین آنها حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که هم اکنون منتظر ظهور ایشان هستیم تا زمین را پر از عدل و داد کند.
در ضمن با توجه به خطبه ی غدیر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) [۳۵] و آیاتی از جمله آیه زکات در رکوع و آیاتی مانند اکمال، اهل البیت، و آیات دیگر از این قبیل متوجه میشویم که مذهب شیعه، مذهب راستین حق و حقیقت و راه سعادت انسان هاست.
منکرها: - از قبیل کفر، شرک، نفاق، شک در خداوند، قیامت و حقانیت پیامبر اسلام، بتپرستی، مادی گری، وهابی گری، ایمان نداشتن به حقانیت ولایت و عصمت و امامت 12 امام شیعه، غلو درباره ی ائمه (علیه السلام) (همان غلات الشیعه)، بهائیت، اعتقاد به جبر، پایبندی به خرافات نظیر آتشپرست، گرایش فکری به کفار در هر یک از مظاهر زندگی، بدعت در دین، اعتقاد به برتری کفار بر مؤمنین، اعتقاد داشتن به مرجعه (که شعار اصلی آنان این است که اگر نیت یا دل پاک باشد، هر عملی کردی، کردی)، افراط و تفریط در دین، اولویت دادن هر چیزی بر دین، اصالت دادن به دنیا، بیاهمیت دانستن آخرت، عصبیت های جاهلانه دیگر مانند اعتقاد به جدایی دین از سیاست، بیاعتقادی به ولایت فقیه، اعتقاد نداشتن به زنده بودن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تردید در ظهور، قدرت، طول عمر آن حضرت و...
2- عبادی معروفهای واجب: که شامل نمازهای 5گانه شبانهروزی، نماز جمعه (در صورت حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف))، نماز آیات، نماز میت، دیگر نمازهای واجب، روزه ماه رمضان، حج واجب، امر به معروف و نهی از منکر، سجده واجب قرآن، جهاد، حجاب و.
معروفهای مستحب: نمازهای مستحبی از جمله نماز شب و دیگر نمازهای مستحبی، خواندن نماز در مسجد و حرم پیامبر و ائمه، پوشیدن عبا، انگشتر عقیق، استعمال بوی خوش، روزه های مستحبی از جمله روزه مستحبی در ماه رجب و شعبان، حج مستحبی، صلوات بر پیامبر و اهل بیت، زیارت عاشورا و جامعه کبیره، نماز اول وقت، اعتکاف و.
منکرهای حرام: منکرهای حرام عبادی شامل سهل انگاری در عبادات واجب به ویژه نماز، ریا در عبادات، روزه خواری و شکستن حرمت ماه مبارک رمضان، پرستش غیر خدا نظیر پرستش آتش، ترک امر به معروف و نهی از منکر، مقام، پول و بتپرستی، بد حجابی و بیحجابی و.
3- اخلاقی و اجتماعی معروفهای واجب: شامل معروف هایی هستند از قبیل راز داری، عیب پوشی، نجابت، عفت، غیرت، عدالت، حق گرایی، ارزش گرایی، عفت کلام، ظلم ستیزی، کفر ستیزی، مبارزه با گناه، رعایت قانون و حقوق مردم، نگاه نکردن، چشم فرو بستن بر نامحرمان، حجاب و.
معروفهای مستحب: معروف هایی مثل صبر، عفو، تواضع، قناعت، ریاضت، انصاف، سکوت، سخاوت، حلم، کرامت و بزرگواری، محاسبه نفس، رقت قلب، احترام به بندگان خدا و پرهیزکاران، صاحبان ارزش ها، معلمین و سالخوردگان مؤمن و.
منکرهای حرام: عبارتند از تکبر، دروغ، تهمت، استهزاء، حسادت، سوء ظن، خشونت بیمورد، بیحرمتی به دیگران، فحشاء لواط، زنا، بد حجابی و بیحجابی، سحر و جادوگری، نگاه های حرام، خودکشی، قتل، غارت، ظلم به دیگران.
منکرهای مکروه: عبارتند از محبت به دنیا، راحت طلبی، پر خوابی، پرحرفی، خنده زیاد، قهقهه، بیهوده گرایی، چاپلوسی، جزع و بیتابی، اختلاط زن و مرد در محیط اجتماعی، مکالمه غیر ضروری با نامحرم.
4- فرهنگی معروفهای واجب: معروفهای واجب فرهنگی شامل اصل امر به معروف و نهی از منکر، تقلید در احکام شرعی، فراگیری احکام شرعی، افشای بدعتها، مبارزه با فرهنگ انحرافی، ترویج فرهنگ دینی و برائت از کافر و مشرکین و.
منکرهای حرام: عبارتند از اشاعه گناه و فساد، ترک امر به معروف و نهی از منکر، تساهل و تسامح در واجبات و حفظ احکام و ارزشهای اسلام، تضعیف مرجعیت و مراجع تقلید و...
5- اقتصادی معروفهای واجب: پرداخت وجوهات شرعی نظیر خمس، زکات، زکات فطره، ادای دین و.
معروفهای مستحب: شامل انفاق، قناعت، دادن صدقه، کمک به مستمندان، وقف و...
منکرهای حرام: شامل عدم پرداخت وجوهات شرعی (مانند خمس و زکات و غیره)، احتکار، رشوه، اسراف، سرقت، کلاهبرداری، خوردن مال یتیم، خوردن ارث به ناحق و ظلم به دیگران، کم فروشی، قاچاق، فروش اجناس منقضی شده و فاسد، استفاده بیجا و حرام از بیت المال، رباخواری، شرط بندی و...
منکرهای مکروه: شامل گدایی کردن، معامله بین اذان صبح و طلوع آفتاب، تجارت در روز جمعه و عاشورا و...
6- درمانی، بهداشتی و خوراکی معروفهای واجب: شامل حفظ جان و سلامتی، پرهیز از خوردن مال حرام، ختنه، مداوای بیماری و عقیقه کردن برای بیماران در صورت نذر، پرستاری از بیماران و ...
معروفهای مستحب: شامل نظافت، مسواک کردن، حجامت نمودن، رو به قبله نشستن و خوابیدن، خواب قیلوله، احیا در شب جمعه، کوچک گرفتن لقمه غذا، خوب جویدن و دهان بسته جویدن غذا، دعا قبل از آغاز غذا و شکرگزاری بعد از اتمام غذا و...
منکرهای حرام: شامل خوردنیهای حرام از جمله خوردن شراب، مردار، خون، گوشت خوک و حیوانات که غیر ذبح اسلامی ذبح شده، خوردن در ظرفهای طلا و نقره، استفاده از زیورآلات طلا برای مردان، خوردن خاک، کالبدشکافی بدن مسلمان مگر آن که حفظ جان مسلمانی به آن بستگی داشته باشد، سقط جنین، خودداری از ادرار و مدفوع در حالی که به حال انسان ضرر داشته باشد.
منکرهای مکروه: شامل نگهداری سگ در منزل، پر خوابی، در مسجد خوابیدن، پاره کردن نان با کارد، پر خوری و...
7- اداری معروفهای واجب: انجام وظایف محوله، حضور به موقع در محل کار، دقت و احتیاط در مصرف بیت المال ، انتـصاب نیروهای موردنیاز با تقوا و وفادار و...
معروفهای مستحب: شامل تواضع در برابر مردم، راهنمایی و توضیح لازم به مراجعه کنندگان، اقامه نماز جماعت به طور منظم و سریع و...
منکرهای حرام: رشوه خواری، تبعیضهای ناروا، سوء استفاده از موقعیت شغلی، رانت خواری، تجمل گرایی، بیتوجهی به حقوق و مشکلات زیر دستان و کارمندان و...
8- سیاسی معروفهای واجب: شامل حضور در نماز جمعه، الگو گیری و متابعت از حرکت های سیاسی پیامبر و اهل بیت (علیه السلام)، تعلیم و تربیت آگاهی ضروری سیاسی، صیانت و دفاع از ارزشهای سیاسی اسلام به ویژه اصل ولایت فقیه، حفظ دستاوردها و ارزشهای انقلاب اسلامی.
منکرهای حرام: ارتباط با دشمنان سرسخت اسلام و مسلمین نظیر اسرائیل و آمریکا، پایبند نبودن به اصل ولایت فقیه، پناهندگی به کشورهای بیگانه، عدم حضور مردم در صحنههای سیاسی، بیتوجهی به اوضاع سیاسی و...
9- خانوادگی و خویشاوندی معروفهای واجب: شامل صله رحم، احترام به والدین و تحصیل رضایت منطقی و شرعی آنها، مخالف با خودنمایی، بی حیایی و ولنگاری در خانواده، امر به معروف و نهی از منکر اعضای خانواده به یکدیگر در مورد ابتلاعات زمانه از جمله گوش دادن به موسیقی حرام، تصاویر و روابط حرام و...
معروفهای مستحب: نامگذاری فرزندان با اسامی نیکو و برتر به ویژه اسامی پیامبر و اهل بیت و انبیاء، شیر دادن مادر به فرزند، اظهار محبت و اشباع عاطفی اعضای خانواده، عقیقه کردن گوسفند برای بچه، ازدواج، توجه سرپرست خانواده به ازدواج فرزندان، میانجی گری در امر ازدواج دیگران، بوسیدن فرزندان، اظهار محبت شوهر به همسر، آموزش قرآن به فرزندان و...
منکرهای حرام: قطع رحم (روابط خویشاوندی)، اظهار حسادت به اقوام، دخالت های ناروای هر یک از اقوام در زندگی خانوادهها، هتک حرمت و سلب اختیارات اعضای خانواده نسبت به هم، ضرب و جرح و ایجاد جو فشار یا رعب و وحشت بر اعضای خانواده از ناحیه هر یک از اعضای خانواده، تجاوز به مهریه زنان و ارث اقوام دور یا نزدیک، ترک امر به معروف و نهی از منکر اعضای خانواده به یکدیگر و...
منکرهای مکروه: اختلاط زن و مرد به ویژه دختران و پسران خویشاوندان، رد کردن خواستگاری شایسته که دین و اخلاق خوبی دارد، پرهیز از ازدواج در صورتی که سبب معصیت بشود، ازدواج دختر با مرد مشروب خوار و بداخلاق و...
باید توجه داشت که دایره امر به معروف و نهی از منکر بسیار بیشتر از موارد اشاره شده است که در این کتاب به برخی از آنان اشاره کردهایم.
فصل پنجم :ملاک شناخت معروف و منکر با استفاده از آیات قرآن کریم
در ذات اعمال و افعال، حسن و قبح (خوبی و بدی) نهاده شده است.
قرآن از آن گونه کارهایی که متصف به حسن هستند با کلمه «معروف» یاد میکند یعنی کارهای خوبی که برای همه مردم قابل شناسایی هستند و از کارهای زشت به «منکر» یاد می کند.
یعنی بدی های نشاندار و همه کس شناس، برای شناخت بیشتر امر به معروف و نهی از منکر به ملاکهایی از قبیل: 1- فطرت 2- عقل 3- شرع 4- عرف و اجتماع نیازمندیم که هر کدام را مختصراً توضیح میدهیم.
فطرت
خداوند، ساختمان روحی انسان را به گونهای آفریده است که او با «فطرت» خود «زشتی و زیبایی» و «خوبی» و «بدی» را تشخیص میدهد.
در این مرحله «آگاهی» به وسیله انتقال معلم از بیرون صورت نمی گیرد، بلکه این گونه شناختها از درون انسان میجوشد.
قرآن کریم نیز در آیات بسیاری از تجهیزات انسان به الهامات فطری سخن گفته است.
برای مثال در قرآن آمده است: «و نفس و ما سویها فألهمها فجورها و تقواها» [۳۶] «قسم به نفس و آنکه او را نیکو آفرید- و به او شر و خیر را الهام کرد.»
یکی از اصحاب پیامبر به نام «وابصه» میگوید: وقتی آیه «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» [۳۷]، «باید شما به یکدیگر در نیکوکاری و تقوی کمک کنید، نه بر گناه و ستمکاری.» نازل شد خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدم و خواستم از همه موارد «بر» و «اثم» سؤال کنم.
آن حضرت فرمود: بگویم که می خواهی از چه سؤال کنی؟ عرض کردم: بفرمایید.
فرمودند: آمدهای تا از «نیکی» و «گناه» بپرسی، سپس انگشتان خود را جمع کرد و به سینه ی من زد و فرمود: «یا وابصه! استفت قلبک استفت نفسک» [۳۸] «ای وابصه! از قلب خودت استفاده کن، از خودت بپرس!» یعنی خودت و معرفتی که خداوند به تو عطا کرده، تمیز دهندهی خوبی و بدی است؛ در حقیقت همین وجدان انسان ملاکی برای تشخیص خیر و شر است.
عقل
عقل در وجود هر انسانی، روشنگر راه و هادی او به سوی کمال است و آدمی می تواند در پرتو هدایت این نعمت گرانبها، بسیاری از خوبیها و بدیها را تشخیص دهد در همین مورد میتوان به آیه «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» [۳۹] رجوع کرد.
«اگر گوش شنوا داشتیم یا تعقل میکردیم، در میان دوزخیان نبودیم. » علاوه بر این آیه دهها آیه دیگر ما را به اندیشیدن و تعقل وامی دارد و اگر انسان به همراه لشکریان عقل که در ابتدای این کتاب آمده می توانست مسیر زندگی خود را ترسیم کند و با آنها به جنگ لشکریان جهل میرفت، هرگز گمراه و ذلیل نمیشد.
شرع
علاوه بر عقل و فطرت، شرع نیز ملاک مناسبی برای شناخت خوبی و بدی می باشد.
حقیقت این است که عقل ما را به انتخاب بهترین دین و فطرت ما را به وجدان داشتن در هر امری وامی دارد، اما برای تمام و کمال انجام دادن امر خیر و شر باید به شرع دین یعنی دین مبین اسلام که بهترین دین است، پرداخت و بدان عمل نمود.
ما برای اشاره بیشتر و تبیین بیشتر شرع به سه دلیل بسیار مهم میپردازیم: اول اینکه ترسیم یک طرح کلی که تمام مسائل زندگی شخصی انسان را در بر بگیرد و منطبق بر مصالح زندگی بشر باشد، تنها با احاطه بر مجموع مصالح زندگی امکانپذیر است و چنین احاطهای برای بشر میسر نمیباشد.
البته برخی از دانشمندان ادعای «خودکفایی» عقل را در یافتن راه سعادت، طرح کردهاند، ولی جای این سؤال از آنها هست که آیا در جهان، دو فیلسوف یافت میشوند که در پیدا کردن این راه وحدت نظر داشته باشند؟ خود سعادت که هدف اصلی و نهایی است، یکی از ابهام آمیزترین مفاهیم است.
سعادت چیست و با چه چیزهایی محقق میشود؟ شقاوت چیست و عوامل آن کدام است؟ این سوالات در ذهن آدمی همچنان مجهول است؛ چراکه هنوز بشر و استعدادهایش ناشناخته است و مگر بدون شناخت بشر می توان درباره ی سعادتش نظر داد؟ دوم اینکه انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی، هزاران مسئله و مشکل برایش به وجود می آورد که باید همه ی این مشکلا را حل کرده و تکلیفش را در مقابل همه ی آنها روشن کند؛ سعادتش، آرمانهایش، ملاک خیر و شرش و...
با سعادتها، آرمانها و ملاک های خیر و شر دیگران آمیخته اس و نمیتواند راه خود را مستقل از دیگران برگزیند.
از این جهت باید سعادت خود را در مسیری جست و جو کند که جامعه را به سعادت و کمال برساند.
سوم اینکه انسان زندگی جاوید دارد و نباید خوبیها و بدی ها را تنها در دایره محدود زندگی دنیا در نظر بگیرد، لذا در قضاوت نسبت به زشتی و زیبایی هر کاری باید آثار آن را نسبت به روح جاودانه خود و زندگی پس از مرگ نیز در نظر داشته باشد و روشن است که «عقل» نسبت به آن زندگی هیچ گونه تجربهای ندارد. [۴۰] عرف و اجتماع: برای آنان که دارای موقعیت اجتماعی هستند، معروف و منکر علاوه بر معیارهای عقلی و شرعی، معیارهای اجتماعی و عرفی نیز دارد.
افرادی که در جامعه به عنوان مظهر دین و منادی تقوا شناخته می شوند و همینطور کسانی که احترام و آبرویشان به حیثیت نظام اسلامی پیوند خورده است و همینطور عموم مردم مثلاً کسانی که در ایران زندگی میکنند با کسانی که در خارج از کشور زندگی می کنند و...
تفاوت دارند که باید آن را رعایت کننند.
برای مثال پوشیدن چادر برای زنان محجبه و مومنه در ایران امر دینی و عرف اجتماعی به حساب می آید؛ در حالی است که در بسیاری از جوامع دیگر اسلامی متفاوت است و به شکلهای دیگر پوشش دارند، به هر حال از هر کاری که بهانهای به دست دیگران میدهد تا نسبت به اسلام یا «نظام اسلامی» خرده گیری کنند هر چند آن کار، منکر شرعی هم نباشد، باید اجتناب کرد.
فصل ششم: شرایط امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر مانند دیگر واجبات اداری شرایطی است که بدون آن «امر و نهی» واجب نمیشود.
از جمله شرایط امر به معروف و نهی از منکر عبارتند از:
شناخت معروف و منکر
انسان مکلف به انجام این دو فریضه است، فلذا بای شرایط آن را هم بداند و فرا گیرد.
شخص آمر به معروف و ناهی از منکر باید (معروف) و (منکر) را بشناسد، تا در انجام وظیفه خود دچار اشتباه نشود.
پس به عنوان مقدمه انسان باید واجبات و محرمات را بیاموزد و بداند چه مسائلی واجب و چه مسائلی حرام است، چه مسائلی مستحب و چه مسائلی مکروه است.
دانستن این نکته لازم است که معروف و منکری را باید به آنها امر و نهی کرد که مورد اتفاق همه فقهای اسلام و مورد نظر ولایت فقیه به ویژه در امور حکومت باشد.
در اینجا به آیات بسیاری از قرآن که به شرط علم و آگاهی برای انجام تکلیف از جمله امر به معروف و نهی از منکر دلالت دارد اشاره میکنیم: «و لا تقف ما لیس لک به علم» [۴۱] «از آنچه آگاهی نداری، پیروی مکن.
«یا ابت انی قد جاءنی من العلم ما لم تایک فاتبعنی اهدک صراطا سویا» [۴۲] «ای پدر، به من علمی رسیده که به شما نرسیده اس پس از من پیروی نما تا تو را به راه راست هدایت کنم.
«قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی» [۴۳] «بگو این راه من است.
من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم.
و آیاتی از این دست بسیار است.
«لعله یتذکر او یخشی» [۴۴] «شیاید او متذکر شود یا از خدا بترسد.
«معذره الی ربکم و لعلهم تیقون» [۴۵] «برای اعتذار [و رفع مسئولیت] در پیشگاه خدا و شاید آنان تقوا پیشه کنند (و دست از حرمت شکنی بشکنند).
احتمال تأثیر امر به معروف و نهی از منکر
از جمله تکالیفی است که برای واجب شدن آن، احتمال تأثیر کافی است و لازم نیست، مکلف علم و قطع به تأثیر داشتن را پیدا کند.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند: «فرض الله الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهی عن المنکر ردی للسفهاء» [۴۶] «خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم و نهی از منکر را برای جلوگیری سفیهان و بیخردان از ارتکاب حرام، واجب فرموده است.
در این صورت اگر انسان بداند حرف او تأثیری ندارد، واجب نخواهد بود، بلکه گاهی ممکن است، نتیجه به عکس بدهد و موجب پیامدها و مفاسد دیگری شود.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «لا ینبغی للمومن ان یذل نفسه، قیل له: کیف یذل نفسه؟ قال: یعترض لما لا یطیق» [۴۷] «سزاوار نیست مؤمن خود را خوار و ذلیل کند.
سؤال شد که مؤمن چگونه خود را خوار می کند؟ حضرت فرمودند: در موضوعی که توان آن را ندارد، دخالت کند و معترض آن شود.
برای شناخت بیشتر آن به مسئله زیر اشاره میکنیم: گروهی با علم و آگاهی، به ترک معروف و انجام منکر اقدام میکنند، به عنوان مثال با اینکه می دانند نماز واجب است، این وظیفه را انجام نمیدهند. [۴۸] پس در نتیجه موضوعی که از توان انسان خارج باشد، تذکر نسبت به آن هم بیتأثیر خواهد بود فلذا باید به دنبال آگاهی باشد.
حضرت امام خمینی (ره) میفرمایند: «وجوب امر به معروف و نهی از منکر، با ظن به عدم تأثیر ساقط نمیشود، ولو اینکه این ظن و گمان قوی باشد.
بنابراین با احتمال تأثیر که این احتمال در نزد عقلا مورد اعتنا و توجه است، امر به معروف واجب میشود.» [۴۹] و نیز امام خمینی (ره) فرمودهاند برای تأثیر امر به معروف و نهی از منکر، راه های مختلف باید استفاده کرد.
برای مثال: اگر میداند تنها با «تقاضا یا موعظه» میتواند به این هدف دست یابد، باید از این روش استفاده کند.
اگر میداند یا احتمال میدهد که «تکرار» امر و نهی تأثیر خواهد داشت، باید امر و نهی را تکرار کند.
اگر میداند که با اجازه به گناه کوچکتری، میتواند جلوی یک گناه بزرگتر را بگیرد، به گونهای که مورد امر به معروف و نهی از منکر از موردی که میخواهد اجازه ی تخلف و معصیت بدهد، اهم باشد، «مثل حفظ جان مؤمن» باید از این روش استفاده کند و اجازه ی آن تخلف و معصیت را بدهد.
اگر بداند که این امر و نهی، هرچند در حال حاضر اثری ندارد، ولی برای آینده مؤثر خواهد بود، باید انجام دهد.
اگر میداند که امر و نهی، نسبت به دیگران مؤثر واقع میشود، هرچن بر مخاطب اثر نمی بخشد، امر و نهی واجب است.
اگر امر و نهی را تنها موجب کم شدن معصیت و نه ریشه کن شدن آن میداند، باید انجام دهد.
نکته ی مهم و اساسی این است که امر به معروف و نهی از منکر همچون واجبات تعبدی نیست که تمام جزئیات آن تبیین شده باشد و عقل نتواند خصوصیات و شرایط آن را درک کند؛ بلکه از قبیل واجباتی چون جهاد است که با گذشت زمان و کمال جامعه باید از پیشرفتهترین شیوهها استفاده کرد.
هرچند در باب جهاد، این اصل مورد توجه قرار گرفته است و با توجه به (سوره انفال، آیه 60) که میفرماید: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» بهرهگیری از بهترین و بالاترین تاکتیکها را در هر زمان مورد توجه قرار دادهاند.
استمرار گناه
یکی از شرایط وجوب و لزوم امر به معروف و نهی از منکر آن است که گنه کار تصمیم داشته باشد به راه غلط خود ادامه دهد و بر آن پافشاری داشته باشد، چون اگر فرد گناهکار پس از عمل خلاف خود، تصمیم بر کناره گیری و ترک گناه داشته باشد، نهی او لازم نیست [۵۰] و چه بسا تأثیر منفی داشته باشد.
«منظور از استمرار گناه و ادامه دادن، این است که بار دیگر هرچند یک نوبت، آن گناه را مرتکب شود و منظور این نیست که دائماً آن را بیاورد، پس اگر یک بار شراب نوشید و قصد دارد یک بار دیگر بنوشد، نهی او واجب است .» [۵۱]
قدرت بر امر و نهی و نبود ضرر
اگر آمر به معروف و ناهی از منکر بداند یا احتمال قابل توجهی بدهد که به واسطه «امر و نهی» او ضرر جانی یا آبرویی یا مالی قابل توجهی به او، یا یکی از نزدیکان و دوستان متوجه خواهد شد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نمیشود.
سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه آیا در مواردی با احتمال ضرر جانی یا مالی، امر به معروف و نهی از منکر ساقط میشود؟ برخی با استناد به کلام الهی «و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» [۵۲] «با دستان خود، خود را به هلاکت نیاندازید.» هرگونه اقدام خطرناکی را منع کرده، اطمینان به عدم ضرر جانی و مالی را شرط امر به معروف و نهی از منکر دانستهاند. [۵۳]
برای اینکه بتوانیم تصویر صحیحی از این آیه به دست آوریم، توجه به 2نکته لازم و ضروری است: سیاق آیات قبل و بعد از آیه گواه آن است که این آیه مربوط به انفاق در راه جنگ با دشمن است.
این آیه بعد از آیات 194–191 سوره بقره قرار گرفته است.
در آن آیات به جنگ با مشرکان امر شده و این آیه در ادامه همان هاست و مقصود آن است که اگر در راه خدا انفاق نکنید و سپاه اسلام را از نظر مالی پشتیبانی و تقویت ننمایید، موجبات هلاکت خود را فراهم آوردهاید.
علامه طباطبایی در ذیل این آیه آوردهاند که: «و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» کنایه از آن است که نیرو و توان خود را از بین نبرید و در مقابل دشمن از تمام توان خود استفاده کنید، چه اینکه بخل و امساک از انفاق مال در راه خا برای پشتیبانی از مجاهدین خود یکی از اسباب از دست دادن «قدرت» و در نتیجه غلبه دشمن و «هلاکت» است.
همانطور که مصرف بیرویه مال نیز باعث انحطاط و موجب از دست دادن قدرت مالی جامعه و هلاکت است .» [۵۴] همینطور شأن نزول نیز تأییدکننده همین تفسیر است . [۵۵]
مگر فداکاری در راه دین خدا و استقبال از خطرات در این راه هلاکت تلقی میشود؟ استاد مطهری در این باره میگوید: [«برخی از علمای اسلام و خیلی متأسفم که بگویم بعضی از علمای شیعه که از آنها چنین انتظاری نمی رود، میگویند: «مرز امر به معروف و نهی از منکر» بی ضرری است نه بی مفسدهای، ضرری به جان و مال و آبرویت نرسد، یعنی اگر پای ضرر به اینها در میان بود، امر به معروف و نهی از منکر را رها کن ، امر به معروف کوچکتر از این است که با احترام جان یا آبرو یا بدن برابری کند! اینها امر به معروف و نهی از منکر را پایین میآورند.
اما دیگری میگوید «نه » ارزش امر به معروف و نهی از منکر بالاتر از اینهاست ، البته با توجه به معروفش ، ببین امر به معروف و نهی از منکر را برای چه میخواهی بکنی ؟ در چه موضوعی میخواهی امر به معروف و نهی از منکر کنی ؟ (بعد دو مثال میزند، یک موضوع کم اهمیت مثل کثیف کردن کوچه توسط یک فرد که شایسته نیست برای نهی از آن، جان ، مال و آبروی خود را در خطر قرار داد و یک موضوع با اهمیت مثل به خطر افتادن قرآن ، که حفظ آن از جان ، مال و آبروی فرد با ارزش تر است ، بنابراین امر به معروف و نهی از منکر در مسائل بزرگ مرز نمیشناسد هیچ چیزی ، هیچ امر محترمی نمیتواند با امر به معروف و نهی از منکر برابری کند و نمیتواند جلویش را بگیرد.»] [۵۶]
آری حقیقت این است که واقعه عظیم کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام)، سیلی خوردن فاطمه زهرا سلام الله علیه، اسارت زینب سلام الله علیه، کشته شدن همه ی امامان برای احیاء دین خدا و پاسداری از حق واقعاً برای زنده نگه داشتن امر به معروف و نهی از منکر بود؛ شاید که متذکر شویم و به خود آئیم.
به راستی شهدای کربلا، شهدای امر به معروف و نهی از منکرند، هجرت لوط نبی و سرزنش قومش، مورد تمسخر قرار گرفتن نوح نبی توسط قومش و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صرفاً به خاطر امر به معروف و نهی از منکر و احیای دین خدا بود.
پس چگونه کسانی که خود را شیعه و دل سوخته ی اهل بیت و پیامبران میدانند، بیتوجه و فقط به بهانه آبرو و...
به این امر خطیر نمیپردازد؟ حق این است که ما غافلیم و خود حجابی از دین خدا برای خود درست کردهایم و به حقایق عمل نمیکنیم و ما باید بدانیم که لحن زیبا در بدو امر و وارد عمل شدن همانند خاندان پیامبر و امام حسین و در نهایت امر ضروری است.
عامل بودن آمر
بعضی علاوه بر 4شرط مذکور، شرط پنجمی هم ذکر کردهاند.
شیخ بهایی در کتاب (اربعین) خود از بعضی علما نقل کرده که علاوه بر شروط فوق «عامل بودن آمر» را هم اضافه کرده اند، مستندات آنان در این نظر آیات و روایاتی است.
«اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم.
افلا تعقلون» [۵۷] «آیا مردم را به نیکی امر میکنید و خود را فراموش مینمایید.» «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون» [۵۸] «ای مؤمنان چرا چیزی میگویید که بدان عمل نمیکنید.»
و این آیات و روایات در مقام مذمت کسی است که امر به معروف می کند ولی خودش عامل نمی باشد و دلالت بر واجب نبودن امر به معروف و غیرعامل بودن و شرط بودن عمل در آمر به معروف ندارد.» [۵۹]
در حقیقت کسی که انسان را به چیزی امر کند که خودش عامل به آن نیست، اثری بر مخاطب نمی گذارد؛ مانند خانم بیحجابی که خانم بیحجاب دیگر را به رعایت حجاب امر میکند، مسلماً شخص مخاطب تحت تأثیر قرار نمیگیرد، چون حقیقت این است که آن آمر به معروف خود عامل و متصف به آن عمل نیست.
با توجه به اهمیت موضوع بحث مختصری را در مورد کسانی که ترک امر به معروف و نهی از منکر می کنند، انجام میدهیم.
امر به معروف و نهی از منکر به منزله نیروی بازدارندهای است که راه را بر حرکت منفی گنه کاران سد میکند یا آن را کند میسازد و ما انسانها ملزم به امر به معروف و نهی از منکر شدهایم برای نمونه به روایاتی اشاره میکنیم که در مذمت ترک امر به معروف و نهی از منکر آمده است: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «کسی که کار بد را به قلب و زبانش انکار نکند، مردهای میان زندههاست .» [۶۰]
یا در حدیثی دیگر آمده است: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: «در کسی که نصیحت کننده نیست و نصیحت کنندگان را دوست ندارد، خیری نیست .» [۶۱]
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «وای بر کسانی که خدا را با امر به معروف و نهی از منکر دینداری نمیکنند.» [۶۲]
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی دیگر میفرمایند: «کسی که گناه را ببیند و با توانی که دارد، از آن نهی نکند، کسی که دوست دارد معصیت خدا شود، دشمنی خود را با خدا آشکار ساخته است .» [۶۳]
فصل هفتم: مراتب سهگانه امر به معروف و نهی از منکر
اینک که متوجه شدیم امر به معروف و نهی از منکر چقدر مهم است، باید برای جامع عمل پوشاندن به آن مراتبی را در نظر گیریم تا در این امر و نهی واجب الهی مرتکب افراط و تفریط نشویم.
لازم است ذکر شود که تبلیغ و امر و نهی میتواند به دو روش مستقیم و غیرمستقیم صورت پذیرد و مسلماً تبلیغ غیرمستقیم نافذتر است.
بر همین اساس در حدیث آمده است: «کنوا دعاه للناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد، والصلاه و الخیر فان ذلک داعیه» [۶۴] «مردم را به غیر زبانتان به سوی حق دعوت کنید تا اینکه از شما پارسایی و کوشش در دین و نماز و نیکی مشاهده کنند که این خود وسیله دعوت است. » مراتب سهگانه امر به معروف و نهی از منکر در فقه اسلامی، سه مرتبه کلی برای امر به معروف و نهی از منکر در نظر گرفته شده است که هر مرتبه نیز خود دارای درجات و مراتبی است و کسی که آمر به معروف و یا ناهی از منکر است، چنانچه امر و نهی خود را در مرتبه پایینتری مؤثر یافت، ورود به مرتبه بالاتر برایش جایز نیست و اینک به شرح مختصر هر یک از آن مراتب میپردازیم.
اظهار تنفر قلبی
احساس نفرت با مشاهده منکر، امری طبیعی است و لازم است این احساس در قلب هر مسلمانی شعلهور باشد.
برای نمونه به برخی از روایات اشاره میکنیم: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بهترین اعمال، حب و بغض در راه خداست .» [۶۵]
و «کسی که عمل زشتی را به قلب و زبانش انکار نکند مردهای میان زندههاست .» [۶۶]
امام باقر (علیه السلام) میفرمایند: «اگر بخواهی بدانی که خیر در تو هست، به قلبت بنگر.
اگر اهل طاعت خدا را دوست دارد و به اهل معصیت بغض میورزد، در تو خیر وجود دارد و خدا تو را دوست دارد و اگر با اهل طاعت خدا دشمنی می ورزد و اهل معصیت را دوست دارد، در تو خیری نیست و خدا با تو دشمن است و انسان با کسی است که او را دوست دارد.» [۶۷]
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «در عزت مؤمن کافی است که چون عمل زشتی را ببیند، خدا از ناخشنودی قلب او آگاه گردد.» [۶۸]
برای این مرحله از نهی از منکر، درجاتی هم ذکر شده است که عبارتند از: چشم بستن، چهره در هم کشیدن، روی گرداندن، پشت کردن، دوری کردن و خارج شدن از مجلس گناه، ترک رفت و آمد و... [۶۹] حضرت علی (علیه السلام) در این باره میفرمایند: «امرنا رسول الله ان نلقی المعاصی بوجوه منکره» [۷۰]
«رسول خدا به ما دستور داد که با گنه کاران با چهره عبوس برخورد کنیم .»
ترک مجلس گناه به صراحت در قرآن آمده است.
برای نمونه به آیات زیر اشاره میکنیم: «و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فأعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره و اما ینسینک الشیطان فلا تقعد بعد الذکری مع القوم الظالمین * و ما علی الذین یتقون من حسابهم من شی ء ولکن ذکری لعلهم یتقون» [۷۱] «و چون ببینی کسانی به قصد توطئه در آیات ما فرو میروند، از آنها روی برگردان تا به سخن دیگر بپردازند و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند، پس از توجه و رفع فضیلت، با آنان منشین و بر افراد با تقوا چیزی از حساب گناه آنها که آیات ما را به مسخره میگیرند نیست، ولی آنها را تذکر می دهیم تا شاید تقوا پیشه کنند.»
در این آیه پیامبر به روی گردانی از مجالس کفار مأمور شده است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلا یجلس فی مجلس یسب فیه امام او یغتاب فیه مسلم» «هر کس که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشد، در مجلسی نمی نشیند که به امام (عادل) ناسزا گفته میشود و یا از مسلمانی غیبت میشود.»
امام رضا (علیه السلام) به یکی از اصحابش فرمود: شنیدهام که در مجالس واقفیه شرکت میکنی ؟! عرض کرد: آری قربانت گردم با آنها نشست و برخاست دارم، ولی مخالف ایشان هستم.
آن حضرت فرمود: همنشین آنها نباش، خدا مورد انکار و مسخره قرار میگیرد با آنها نشینید تا در سخن دیگری وارد شوند. [۷۲] برخاستن از محفل گناهکاران از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر گاهی مورد غفلت و فراموشی قرار گرفت، پس از توجه باید عملی شود و نسبت به آن سستی و اهمالی صورت نگیرد.
«و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزا بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حیث غیره انکم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقین و الکافرین فی جهنم جمیعا» [۷۳]
«خداوند در قرآن نازل کرده که وقتی شنیدید آیات خدا مورد انکار و مسخره قرار میگیرد، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند، زیرا در این صورت شما هم مثل آنها خواهید بود.
خداوند همه منافقان و کافران را در جهنم جمع میکند
نکته بسیار مهم این است که حضور و شرکت در مجالس گناه و نظاره صحنه های گناه، نوعی مشارکت در گناه تلقی میشود «انکم اذا مثلهم». [۷۴]
حضور توأم با سکوت در این گونه مجالس نمایان گر ضعف ایمان و ناشی از روحیه نفاق است.
احکام و شیوهی اظهار تنفر قلبی اگر بداند یا احتمال دهد که دوری و ترک معاشرت با گنه کار موجب تخفیف معصیت میشود، واجب است از او اعراض کد، اگرچه بداند روی گردانی او سبب ترک کلی گناه نمیشود و این امر در صورتی است که با مراتب دیگر نتواند از معصیت جلوگیری کند. [۷۵]
امام رضا (علیه السلام) در این مورد فرموده است: «از تزویج با شرابخوار بپرهیز؛ و از هم غذایی با او دوری نما و با او مصاحبت نکن و در چهره او نخند.» [۷۶]
حضرت علی (علیه السلام) نیز فرموده است: «ادنی الإنکاران تلقی اهل المعاصی بوجوه مکفره» [۷۷] «پایینترین درجه انکار منکر آن است که با گناهکاران با چهره گرفته و خشم آلود برخورد کنی .» امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند: «راضی بودن به ارتکاب خلاف، حرام است، بلکه بعید نیست کراهت قلبی از آن واجب باشد.
وجوب کراهت، غیر از خود امر به معروف و نهی از منکر است. [۷۸]
نکته بسیار مهم این است که بر هر انسان مسلمان واجب است در قلب خود به خوب بودن خوبیها و بد بودن بدیها معتقد و ملزم باشد و با دیدن جلوه های «معروف» در عمق جان و روح خویش احساس شادی و خشنودی کند و از مشاهده ظاهر «منکر» در قلبش احساس نفرت و بیزاری نماید.
امر و نهی گفتاری
سادهترین وسیله القای پیام به مخاطب گفتار است و انسان بدین وسیله بهتر می تواند مخاطب را از منظور خویش آگاه سازد.
قرآن کریم این فرمان دقیق خداوندی را چنین بازگو میکند: «اذهبا الی فرعون آنه طغی * فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی» [۷۹] «سوی فرعون بروید که طغیان کرده است اما به نرمی با او سخن بگویید، شاید متذکر شود، یا از خدا بترسد.» و در همین مورد نیز ولی امر مسلمین، حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) میفرمایند: در جامعه اسلامی، تکلیف عامه مردم، امر به معروف و نهی از منکر با لسان است.
البته نقش مهم تر را هم، همین زبان دارد چیزی که جامعه را اصلاح میکند، همین نهی از منکر زبانی است.
اگر مردم به آدم بدکار، خلافکار، کسی که اشاعه فحشا میکند و میخواهد قبح گناه را از بین ببرد، بگویند و ده، صد یا هزار نفر و به طور کلی افکار عمومی جامعه روی وجود او سنگینی کند، این برای او، شکنندهترین چیزهاست.
[«شما به غیر از زبان ، هیچ تکلیف دیگری ندارید نهی از منکر برای مردم فقط زبانی است البته برای حکومت این طور نیست .
البته منکر را باید بشناسید چیزهایی ممکن است به نظر شما بعضی منکر بیاید در حالی که منکر نباشد، باید معروف و منکر را بشناسید.
آنچه مسئولیت شماست مسئله زبان است یعنی شما باید کاری کنید که مردم امر و نهی زبانی را که مهم ترین عامل و حتی از جهاد بالاتر است ، یعنی تأثیرش از جهادی که توپ و تفنگ و بمب اتم است بیشتر است انجام بگیرد و تحقق پیدا کند منتهی مردم که امتحان نمیکنند یک بار امتحان کنند تا ببینند اگر نشد!.
جوانهای ما دلشان میخواهد که وقتی ما گفتیم امر به معروف کنید یک خنجر به دستشان بدهیم بگوییم اگر نشد بزن! در حالی که این زدن یک کار دیگری است من اصلاً این کار را از تو خواستهام؟ من مرحله دوم را که زبانی است از تو میخواهم اگر همین کار انجام بگیرد و شما بتوانید به مردم تفهیم کنید که اگر کار خلافی دیدند بگویند: «آقا نکن » و بروند، ده نفر بگویند «نکن » و بروند، اگر کسی طاقت پیدا کرد این خلاف را دوباره انجام دهد، نمیتواند بکند اینکه میبینید وقتی شما دو بار یا سه بار گفتید «نکن » او عصبانی می شود و میآید یقه شما را میگیرد پیداست که این ضربه شکننده است اگر شکننده نبود عصبانیت نداشت .
ناهی از منکر بگوید «نکن » و برود چرا میایستد و میگوید نکن و دست به یقه میشود؟ آن دست به یقه مرحله سوم است ما آن را از اینها نخواستهایم .»] [۸۰]
ضوابط امر به معروف و نهی از منکر با زبان امام خمینی (ره) در مورد احکام امر به معروف با زبان میگوید: اگر کلام از زبان شخص خاصی اثر دارد و نه دیگران، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن شخص واجب عینی است.
اگر با اشاره، خلافکار دست از خلاف برمی دارد برخورد شدید و بیش از این که توهین به او باشد جایز نیست.
اگر نهی ما از حجم گناه میکاهد ولی گناه را ریشه کن نمیکند باز هم واجب است در امر به معروف و نهی از منکر، لازم نیست که صد در صد به نتیجه برسیم حتی اگر یک درصد اثر اشت واجب است.
اگر به خاطر نهی ما، دست از گناه بزرگ برمی دارد ولی گناه کوچک را انجام میدهد، باز هم واجب است.
اگر نهی منکر مؤثر است، تکرار واجب است.
اگر امر و نهی دسته جمعی مؤثر است، به صورت دسته جمعی واجب است.
اگر سکوت ما سبب جرأت بیشتر گناهکاران میشود، سکوت حرام است.
اگر امر و نهی ما در خلافکاری اثری ندارد ولی در دیگران مؤثر است امر و نهی واجب است.
اگر سکوت ما سبب وهن اسلام یا ضعف عقاید مسلمانان شود سکوت حرام است.
اگر رفت و آمد با گناهکار از مقدار گناه میکاهد، این رفت و آمد واجب است.
اگر رفت و آمد با گناهکار بر بعضی افراد خانه اثر موقت میگذارد، این رفت و آمد واجب است.
اگر قطع رابطه با گناهکار، او را از گناه بازمی دارد، این قطع رابطه واجب است.
اگر رفت و آمد با کسی او را در گناه جسورتر میکند، این رفت و آمد حرام است.
اگر انسان بداند که با مرتبه اول امر به معروف و نهی از منکر (یعنی ابراز انزجار قلبی به وسیله روی گردانی، در هم کشیدن چهره و مانند آن) مقصود حاصل نمیشود، واجب است که با مرتبه دوم یعنی، امر و نهی زبانی اقدام کند، حتماً تأثیر دارد.
اگر بداند این شیوه گفتاری اثری نخواهد داشت، باید با احتمال تأثیر، به صراحت امر و نهی کرده و فرمان دهد.
اگر احتمال دهد که مطلوب با موعظه، ارشاد و سخنان نرم، حاصل میشود، این کار لازم است و فراق از آن جایز نیست.
اگر جلوگیری از منکر و اقامه معروف به درشت گویی و تهدید بستگی داشته باشد، باید این کار را با دوری و اجتناب از «دروغ» انجام دهد.
جایز نیست که «انکار» را با آنچه حرام است، مثل «دشنام، دروغ و اهانت» همراه کند.
اگر برخی از مراتب امر و نهی زبانی باعث اذیت کمتری، نسبت به مرتبه قبل از آن باشد، باید مقدم داشته شود.
برای مثال اگر فرض میشود که موعظه و ارشاد و خوشرویی احتمالاً تأثیر خواهد داشت و این روش ناراحتی کمتری از «مقطع رابطه و اعراض» ایجاد میکند، باید به ارشاد و موعظه پرداخت و جایز نیست مرتبه اول امر به معروف و نهی از منکر انجام گیرد.
به طور کلی کسی که میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید ملاحظه «مراتب» و «اشخاص» را بنماید و تا حد امکان روشهای راحت تر را به کار گیرد.
[۸۱] 3- اقدام عملی اگر مرتبه اول و دوم با همه مراحلی که دارند، در انجام واجب و ترک گناه مؤثر نباشند مرتبه سوم امر و نهی دینی که جلوگیری عملی از گناه است، صورت میگیرد و در نظام جمهوری اسلامی مرحله عملی آن با قانون و حکومت و اجازه شارع مقدس و ولی فقیه است.
از زبان استاد مطهری اقدام عملی چنین آمده است : [گاهی طرف در حالی است که نه اعراض و هجران ما تأثیری بر او میگذارد، و نه میتوانیم با «منطق و بیان و تشریح مطلب » او را از منکر باز داریم بلکه باید وارد عمل شویم . وارد عمل شدن مختلف است .
معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست ، کتک زدن و مجروح کردن نیست ، البته نمی گویم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود، بلکه مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است .
اسلام دینی است که طرفدار «حد» است طرفدار «تعزیر» یعنی دینی است که معتقد است ، مراحل و مراتبی میرسد که مجرم را جز تنبیه عملی به چیز دیگری بیدار میکند و از کار زشت باز نمی دارد، اما انسان نباید اشتباه کند و خیال کند که همه موارد سختگیری و خشونت است .
حضرت علی (علیه السلام ) درباره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) این طور تعبیر می کند: «طبیب دوار یطبه قد احکم مراهمه و أحمی مواسمه » [۸۲] میفرمایند: او طبیب بود، پزشکی بود که بیمارها و بیماری ها را معالجه میکرد.
بعد به اعمال اطباء تشبیه میکند که اطباء هم مرهم مینهند و هم جراحی می کنند و گاهی داغ میکنند.
میگوید پیغمبر دوکاره بود، پزشکی بود هم مرهم گذار و هم جراح و داغ کن و مقصود این است که دو گونه عمل میکرد؛ یک نوع عمل پیغمبر مهربانی و لطف بود.
اول هم «احکم مراهمه» را ذکر میکند، یعنی او (پیغمبر) همیشه لطیف و مهربان بود.
ابتدا از راه لطف و مهربانی معالجه و با منکرات مبارزه می کرد، اما اگر به مرحلهای میرسید که دیگر لطف و مهربانی و احسان و نیکی سودی نمیبخشید و هم آنجا که پای داغ کردن و جراحی در میان بود، به طور عمیق داغ میکرد و قاطع جراحی مینمود.
سعدی این سخنور نامی ایران نیز اشاره دارد: درشتی و نرمی با هم در بته است چو رگ زن که جراح و مرهم نه است میگوید: هم درشتی باید باشد و هم مهربانی، مثل جراح که هم جراحی میکند و هم مرهم مینهد. [۸۳]
به هر حال متوجه شدیم که امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد.
احکام فقهی مربوط به این مراتب با توجه به موارد ذکر شده باید گفت که بنا به فتاوای صریح عالمان، هر گاه زمام امور به دست حکومت غیر اسلامی باشد، افراد مسلمان نباید نسبت به ترک واجبات و ارتکاب محرمات بی تفاوت باشند، بلکه وظیفه فردی دارند که با ابراز تنفر قلبی و امر و نهی زبانی در اصلاح جامعه بکوشند.
انجام مرحله سوم یعنی امر به معروف و نهی از منکر عملی منجر به ضرر مالی، ضرب و جرح یا قتل میشو باید با اجازه فقیه جامعالشرایط یعنی ولی فقیه باشد که زمامدار امور است، چون در غیر این صورت سبب هرج و مرج جامعه خواهد شد و عواقب ناگوار دیگری در پی خواهد داشت به هر حال در حوزه عمل باید بر اساس ضوابط حکومت کرد، چون در غیر این صورت ضررهای فراوانی به همراه خواهد داشت.
[اگر جلوگیری از معصیت توقف داشته باشد، بر این که دست معصیت کار را بگیرد یا او را از محل معصیت بیرون نماید یا در وسیلهای که با آن معصیت میکند، تصرف نماید، جایز و بلکه واجب است .
جایز نیست اموال محترم گنه کار را تلف کند، مگر آنکه لازمه جلوگیری از معصیت باشد.
در این صورت اگر تلف کند، ظاهراً ضامن نیست و در غیر این صورت ضامن و گنه کار است .
اگر جلوگیری از معصیت بر حبس گنه کار در محلی یا منع او به محلی متوقف باشد، واجب است با مراعات مقدار لازم اقدام نماید.
اگر جلوگیری از معصیت بر کتک زدن و سخت گرفتن بر شخص گنه کار و در مضیقه قرار دادن او توقف داشته باشد، جایز است ، لکن نباید زیاده روی شود و بهتر است که در این امر و نظیر آن از مجتهد جامعالشرایط اجازه بگیرد.] [۸۴]
فصل هشتم: وظیفه حکومت اسلامی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر
نقش حکومت در اصلاح یا فساد جامعه
فلسفه تشکیل حکومت اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است تحقق معروفها و جلوگیری از منکرها به ویژه در عصر حاضر به گونهای است که جز در پرتو حکومت اسلامی میسر نیست برای نمونه به روایتی در همین زمینه اشاره میکنیم: وقتی «محمد بن منصور» از امام کاظم (علیه السلام) پیرامون آیه «إنما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن» سؤال کرد و از حضرت خواست تا «فواحش، ظاهر و باطن» را برای او توضیح دهد، امام (علیه السلام) فرمود: «قرآن» ظاهر و باطنی دارد.
تمام آنچه که خداوند در قرآن حرام شمرده، فواحش آشکار و ظاهرند و باطن آنها پیشوایان ستمگرند و تمام آنچه که خداوند در قرآن حلال و نیکو شمرده ظاهری است که باطن آن پیشوایان حقند. [۸۵]
میتوان گفت که امر به معروف و نهی از منکر، دستاورد حکومت اسلامی است.
قرآن کریم در مورد مؤمنان می فرماید: «و الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر.» [۸۶]
«آنان که اگر در زمین اقتدارشان دهیم نماز را به پا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند.» از این آیه استفاده میشود که مهمترین دستاور حکومت اسلامی، حاکمیت ارزش هایی است که مسلمانان بدان اعتقاد دارند.
حکومت اسلامی و مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر فقیه نامور، صاحب جواهر میگوید: ظاهر کلمه «امر و نهی» قول و گفتار است، ولی بر کسی که نسبت به نصوص روایات و آیات احاطه داشته باشد، مخفی و پوشیده نیست که مراد از امر به معروف و نهی از منکر این است که بدین وسیله معروف تحقق یابد و منکر رخت بربندد، نه اینکه تنها با زبان امر و نهی شود. [۸۷]
علامه مجاهد شیخ جواد بلاغی نیز در این باره مینویسد: از نظر لغت امر و نهی همان دستور زبانی است، ولی از قرآن میفهمیم که امر به معروف و نهی از منکر، محدود به آن نیست، بلکه مقصود، هر چیزی است که به تحقق معروف کمک و از منکر جلوگیری میکند، چه سخن و قول باشد و چه کار و فعل و چه به کارگیری مسائلی که به این هدف جامه عمل میپوشانند. [۸۸]
این امر خطیر را درک کردیم و متوجه وظیفه بسیار مهم حکومت اسلامی شدهایم.
در همین مورد نیز به مسئولیتی که حضرت علی (علیه السلام) در دیباچه عهدنامه مالک اشتر از آن به «استصلاح اهل مصر» تعبیر میکند، اشاره میکنیم.
در این دیباچه امام (علیه السلام) فرمودند: ولایت مصر را به تو سپردم تا به اصلاح حال مردم بپردازی د [۸۹]
دولت اسلامی برای آنکه بتواند معروف را در جامعه گسترش دهد و منکر را از میان بردارد، باید از شیوه ها و امکانات فراوانی استفاده کند: گاه از تهدید برای انجام یک معروف و گاه از سرمایهگذاری مالی برای برداشتن یک منکر و گاه از کمک مالی برای جلوگیری از تکرار جرم و گاه از ضرب و شتم نسبت به عوامل ترویج فساد استفاده می کند.
هر اقدامی که به تحقق معروف و قلع و قمع منکر میانجامد، بر عهده حکومت اسلامی است.
تشکیل گروههای امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر یک تکلیف عمومی است و ویژه گروه خاصی از مردم نیست ولی این وظیفه نیز مانند بسیاری از تکالیف دیگر باید در دو سطح به اجرا در آید: الف - در سطح همه نیروهای مسلمان و آحاد امت اسلامی.
ب- در سطح نیروهای ویژه و «امت خاصی» که بدین منظور تربیت میشوند.
در جهاد نیز شیوه یا عمل همین گونه است از یک سو جهاد و دفاع از اسلام و سرزمین اسلامی یک وظیفه عمومی است و همه بدان اقدام میکنند و از سوی دیگر نیروهای خاصی در قالب «نیروهای نظامی» تشکیل مییابند و از سوی حکومت اسلامی تجهیز میشوند.
در قرآن کریم از یک طرف از همه افراد امت اسلامی خواسته میشود تا به صورت فراگیر و خودجوش، امر به معروف و نهی از منکر را به پا دارند: «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر.» [۹۰]
«شما بهترین امتی هستید که از میان مردم پدید آمده، امر به معروف و نهی از منکر میکنید.»
و از سوی دیگر انجام این وظیفه را به عهده گروهی خاص از مسلمانان قرار میدهد: «و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر.» [۹۱]
«باید از شما «جماعت و گروهی» باشند که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر کنند.» [۹۲]
در این آیه از مسلمانان خواسته شده تا از بین خود «امتی» برای امر به معروف و نهی از منکر تشکیل دهند.
واژه «امت» که برای این گروه انتخاب شده، اشاره به آن است که این گروه باید دارای هدف مشخص، هماهنگی کامل و وحدت رویه باشند.
دایره حسبه از جمله سازمانهایی که در جامعه اسلامی، دارای سابقهای طولانی است و چه بسا تاریخ آن به عصر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد «دایره حسبه» است که وظیفه آن به طور کلی امر به معروف و نهی از منکر در مفهوم وسیع با مراتب گوناگون آن است.
به فردی که در این تشکیلات حکومتی، انجام وظیفه میکند محتسب میگویند: «المحتسب من نصبه الامام هو نائبه فی احوال الرعیه و الکشف عن أمورهم و مصالحهم» [۹۳] «محتسب فردی است که از طرف امام یا نائب او به منظور بررسی وضع مردم و رسیدگی به امور آنان منصوب میشود.» بین محتسب که مأمور رسمی امر به معروف و نهی از منکر است، با بقیه مسلمین از جهاتی تفاوت وجود دارد: محتسب با توجه به مسئولیتی که از سوی حاکم مسلمانان پیدا کرده است، امر به معروف و نهی از منکر برای او واجب عینی شمرده میشود (ولی برای دیگران در مرحله سوم واجب کفایی میباشد لیکن در مرحله اول و دوم تذکر زبانی بر همه مسلمانان واجب عینی و همگانی است و طبق فرمایش مقام معظم رهبری به جای اینکه یک نفر، ده بار بگوید، 10 نفر یا 100 نفر، یک بار بگویند).
محتسب برای انجام این وظیفه، نصب شده ولی دیگران منصوب نیستند.
محتسب با توجه به حکم مأموریت خود، حق دارد پیرامون منکرهای علنی، به تحقیق و تفحص بپردازد و عوامل آن را مورد بازرسی قرار دهد، در حالی که دیگران تنها به امر و نهی بسنده میکنند.
محتسب حق تعزیر گناهکار و تنبیه بدنی او را دارد و دیگران چنین اجازهای ندارند.
محتسب میتواند در مقابل انجام مسئولیتهای محوله از بیت المال حقوق دریافت کند. [۹۴]
امام خمینی (ره) در وصیت نامه خود وظیفه امت حزبالله را تبیین نمودهاند.
«از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشورهای اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند و مردم و جوانان حزباللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند، به دستگاههای مربوطه رجوع کنند.»
فصل نهم: شیوه رفتاری در امر و نهی نوجوانان
همه کسانی که به عنوان خطا کار مورد امر و نهی دینی قرار میگیرند، دارای روحیه و ویژگی های یگانه و همسو نیستند بنابراین باید با آنها برخوردی متناسب با ویژگیهای آنان صورت پذیرد که در این فصل به تحلیلهای اخلاقی، روانی و اجتماعی آنها میپردازیم.
بحث امر به معروف و نهی از منکر در نوجوان شیوه خاص خود را می طلبد.
برخورد موفق با نوجوانان گنه کاری که به تکلیف رسیدهاند باید بر اساس اعتماد، اظهار محبت، تشویق، جایزه و امثال آن باشد.
امر و نهی باید به طور روشن و توأم با احترام صورت گیرد.
برای نمونه: رجاء بن حیات گوید: روزی من و پدرم نزد معاذ بن جبل بودیم.
معاذ از پدرم پرسید: این فرزند کیست؟ پدرم جواب داد: این فرزندم (رجاء) است.
معاذ گفت: آیا قرآن را به او آموختهای؟ جواب داد: خیر.
معاذ گفت: قرآن را به او بیاموز.
من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: مردی نیست که به فرزندش قرآن را آموزش دهد، مگر اینکه در روز قیامت تاج سلطنت بر سر پدر و مادر او گذارده میشود و با دو حله پوشانده می شوند که مردم نظیر این حلهها را ندیدهاند.
سپس معاذ با دست خود بر شانه من زد و گفت: پسرم، اگر دوست داری که در روز قیامت دو حله به پدر و مادر خود بپوشانی، قرآن را بیاموز.
یکی از شیوههای بسیار مهم این است که باید با نوجوانان از لحن ملایم تری و به قول خودمان «کج دار و مریض» استفاده کنیم.
برخی از روانشناسان معتقدند که یک نوجوان از نظر عاطفی بیش از یک کودک 5 ساله به محبت والدین نیازمند است و در نتیجه اگر والدین که دغدغه امور دینی را دارند، با لحنی دوستانه و رفاقت گونه و در عین حال با درک تجربه والای مادرانه و پدرانه به فرزند خود کمک کنند، فرزند آنها شخصیت متزلزلی از لحاظ دینی پیدا نخواهد کرد.
والدین در عین حال به صورت کاملاً نامحسوس باید نوجوان خود را زیر نظر داشته باشند؛ برای مثال روابط نوجوان با دوستان، رابطه با اقوام، آمد و رفتهای داخل مدرسه و...
از توصیههای دیگر و بسیار مهم این است که نباید در تربیت دختر و پسر از لحاظ اجتماعی تفاوتی در رفت و آمد قائل شویم، برای مثال برای دختر و پسر مسافرت با دوستان، تولد دوستانی که نمی شناسیم، رابطه و بازی در کوچه و خیابان نباید وجود داشته باشد، چراکه از حدود و کنتـرل والدین خارج شده و تحت تأثیر جو جامعه رشد و نمو میکنند و از لحاظ دینی شخصیت بسیار متزلزلی پیدا خواهند کرد.
نکته بسیار مهم دیگر این است که در جامعه امروز وسایل ارتباط جمعی از قبیل کامپیوتر (اینترنت)، CDهای معلومالحالی که وجود دارد، کار را برای والدین مشکل کرده است.
اگر والدین از این وسیله یعنی کامپیوتر اطلاعی نداشته باشند و به صرف استفاده نوجوان و جوان از این وسیله احساس افتخار کنند، ممکن است نوجوان و جوان از غفلت آنها استفاده کرده و به امور انحرافی بپردازد.
در نتیجه بر والدین لازم و ضروری است که از این وسایل اطلاع کسب کنند، آموزش ببینند و دقیقاً بفهمند که نوجوان و جوان آنها پای کامپیوتر و وسایلی از این قبیل به چه کاری مشغول است.
ارشاد جوانان در نظر اسلام از اولویت خاصی برخوردار است و علت آن پذیرش سریع قدرت عمل و طول عمری است که از آن برخوردارند و در پرتو آن میتوانند برکات و خدمات فراوانی را به اسلام و مسلمین ارائه دهند.
عواقب بیاعتنایی به امر به معروف و نهی از منکر بیاعتنایی به امر به معروف و نهی از منکر پیامدهای فردی و پیامدهای اجتماعی را موجب میشود.
پیامدهای فردی: - وارونه شدن شخصیت فرد - شریک شدن در گناه گناهکاران - محروم شدن از درجات عالی اخروی پیامدهای اجتماعی: - شیوع فساد - زوال نعمتها و برکات - تسلط اشرار و ذلت اخیار - دخالت و سلطه بیگانگان عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر ترک امر و نهی دینی دارای عواقبی است که به آن به صورت تیتروار اشاره میکنیم: - ضعف ایمان - ضعف نفس - ترسهای بیمورد - موقیعت گناهکار - القائات شیطانی - مخالفت حکومتها - مخالفت دشمنان اسلام - جهل - وابستگی به گناهکاران - مخالفت و ملامت دیگران با توجه به مباحث مطرح شده به برخی از روایاتی که راجع به ترک امر به معروف و نهی از منکر آمده است اشاره میکنیم: عن الرضا (علیه السلام): کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یقول: «اذا امتی تواکلت الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فالیأذنوا بوقاع من الله» [۹۵] امام رضا (علیه السلام) فرمود: رسول خدا همواره میفرمودند: «هرگاه امت من از انجام امر به معروف و نهی از منکر سرپیچی کنند و آن را به دیگران واگذار نمایند، گویا با خداوند اعلان جنگ دادهاند.»
عن امیرالمؤمنین (علیه السلام): «لا تترکوا الأمر بالمعرفو و النهی عن المنکر علیکم اشرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم» [۹۶] حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، زیرا در این صورت افراد نادرست بر شما مسلط می گردند.
آنگاه دعا میکنید و دعایتان مستجاب نمیشود.» [۹۷]
فصل دهم: نقش امر به معروف و نهی از منکر در دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی
در بهمن 1357 تحولی عظیم و شگرف و به تعبیر امام قدس سره «معجزهای الهی» در تاریخ ایران و اسلام و حتی جهان بشریت رخ داد که اندیشمندان و متفکران و تحلیل گران جهان سیاست را به حیرت و تعجب واداشت.
در آن سال انقلابی صورت گرفت، که تمامی محاسبات سازمانهای بزرگ جاسوسی دنیا و مراکز تحقیقاتی را در هم ریخت.
انقلابی به رهبری امام راحل قدس سره و حمایت روحانیت و اتحاد مردم مسلمان، با اتکاء به مکتب اسلام و شعارهای کوبنده اسلامی پیروز شد.
انقلابی که با تکیه بر تاکتیک ایثار، جهاد، شهادت، صف طاغوتیان را در هم کوبید، تاکتیکی که در اندیشههای غربی جایگاه و مفهومی نداشت.
انقلابی که مدعی احیاء اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و گسترش حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان و زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت است.
انقلابی که منافع نامشروع قدرتهای استکباری را به خطر انداخته و آهنگ بیداری ملتهای مظلوم را شدت بخشید.
انقلابی که همیشه مدافع حرکتهای عدالت خواهانه مظلومان عالم و مخالف سلطه جویی زورگویانه ابرقدرتها بوده است و بدین لحاظ دشمنان حتی لحظهای دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و علیه منشأ و اساس آن که اسلام راستین است بر نداشتهاند.
همان گونه که امام امت (ره) فرمودند: «نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی باشد.
نهضت مستضعفین سراسر جهان است، قبل از آنکه به منطقهای خاص متعلق باشد.» [۹۸] و به قول شهید مطهری: «انقلاب اسلامی ایران به اعتراف بسیاری از صاحب نظران یک انقلاب مخصوص به خود است یعنی برای آن نظیری در دنیا نمیتوان پیدا کرد.
انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن با اسلام و ارزش های اسلامی است و انقلاب و مبارزه صرفاً برای برقراری ارزشهای اسلامی انجام میگیرد.» [۹۹]
اجتماع و امر به معروف و نهی از منکر قرآن کریم انسان را مدنی بالطبع، اجتماع و جامعه متشکل از انسانها را اصیل دانسته و برای جوامع قائل به حیات و ممات، پاداش و کیفر شده است.
در جریاناتی که ذکر می کند، تأثیر و دخالت اعمال انفرادی انسانها را در سرنوشت دیگران و جامعه یادآوری مینماید. [۱۰۰]
بنابراین افراد بشر از عقاید، اخلاق و اعمال یکدیگر تأثیر میگیرند و انحراف هر فردی همچنان که به خود او ضرر میرساند، به عنوان عضوی از اجتماع به جامعه نیز ضربه میزند همانطور که وجود یک مرض در بدن یک نفر در صورت عدم درمان او را به هلاکت میرساند، عدم تأمین سلامت اجتماع و جلوگیری نکردن از فساد اجتماعی جامعه را از هستی ساقط خواهد کرد.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آنجا که فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را بیان می کند، مثالی زیبا میآورد: «گروهی از مردم در یک کشتی سوار شدند.
کشتی سینه دریا را میشکافت و می رفت.
هر یک از مسافران در جایگاه مخصوص خود نشسته بود.
یکی از مسافران به عذر اینکه اینجایی که نشستهام، جایگاه خودم است و تنها به خودم تعلق دارد، با وسیلهای که در اختیار داشت، به سوراخ کردن همان نقطه پرداخت.
اگر سایر مسافران همانجا دست او را گرفته و مانع کار او میشدند، غرق نمیشدند و مانع غرق شدن آن بیچاره نیز میشدند.» [۱۰۱]
امر به معروف و نهی از منکر خود یک اصل عبادی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی است و اصل مسئولیت استقرار حکومت اسلامی، جهاد در راه حفظ استقلال امت اسلامی و سرزمینهای اسلامی هم اساساً بر اصل امر به معروف و نهی از منکر استوار میباشد.
بدین معنی که چون اجرای کامل قوانین اسلامی و ایجاد امت اسلامی و اصولاً تحقق کامل اسلام بدون استقرار نظم و نظام اسلامی و حکومت اسلامی، امکانپذیر نیست.
وظیفه هر فرد و جامعه مسلمان است که در تحقق خارجی کامل امت، حکومت و نظام سیاسی اسلام بکوشد.
بنابراین تجزیه سیاست از دین، هرگز در اسلام معنی و مفهومی ندارد و مشارکت در امور سیاسی برای یک مسلمان از وظایف شرعی بوده و ترک آن موجب خسران است.
اصل امر به معروف و نهی از منکر، مسئولیت فرد و اجتماع را برای ایجاد قسط و عدل و ترویج اعمال نیک و جلوگیری از مفاسد و منکرات به دنبال دارد و زمینه مبارزه با حکومت غیر اسلامی و کوشش در راه تأسیس حکومت اسلامی را فراهم میسازد.
از لحاظ نظری جهاد در راه خدا، مسئولیت جمعی مسلمانان و اهتمام به امور مسلمین (من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم) [۱۰۲] از همین اصل مهم اسلامی ناشی میشود.
(و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون) [۱۰۳].
گسترش اسلام و انقلاب اسلامی جهانی بودن اسلام و کوشش در راه تحقق حاکمیت آ در حد وسیعی متأثر از اصل امر به معروف و نهی از منکر بوده و معرفی و گسترش اسلام تا کنون نیز بی هیچ تحمیل و فشار سیاسی بر اساس همین اصل صورت گرفته است و تا کنون نیز بر همین اساس و توسط عموم مردم مسلمان بایستی صورت پذیرد.
همین مسئله و طبیعت انقلابی اسلام است که قرآن تأسیس حکومت اسلامی را به عنوان دین نمونه و امت و حکومت الگو معرفی کرده است (و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا) [۱۰۴].
مسلمانان باید پیامبر را اسوه و الگو بشناسند (لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه) [۱۰۵] خود و حکومت اسلامی را به عنوان اسوه و الگو برای جهان بشریت معرفی نماید (کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله) [۱۰۶].
انقلاب اسلامی ایران خود یکی از ثمرات مهم و نتایج با ارزش اصل مسلم امر به معروف و نهی از منکر در جنبههای سیاسی و حکومتی آن است و برای حفظ و گسترش آن نیز باید به همین اصل تمسک جست.
فراگیری انقلاب لازم نیست در چارچوب صدور از یک منطقه و ورود به یک منطقه دیگر صورت گیرد، زیرا انقلاب اسلامی ضرورتاً نتیجه اعتقاد و عمل به اسلام واقعی است و در هر جا که اسلام حضور دارد یا امکان حضور داشته باشد طبعاً و مستقلاً میتواند موجب انقلاب اسلامی شود، همان گونه که انقلاب اسلامی ایران از منطقه و جامعه دیگری به ایران صادر نشد، بلکه ضرورت خود مکتب اسلام بود.
قواعد و مقررات اسلام اساساً بر فطرت پاک انسانی استوار است هرجا که این فطرت پاک و زمینه های حق جویی، عدالت خواهی، ظلم ستیزی و مبارزه با فساد و استثمار وجود داشته باشد، در آنجا زمینه اسلام خواهی نتیجتاً انقلاب اسلامی وجود دارد.
وظیفه مسلمانان انقلابی، فراهم نمودن زمینه رشد و نمود خود اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و بهرهگیری از سنتهای انقلابی آن نظیر امر به معروف و نهی از منکر و آشنا نمودن دیگران با آنهاست.
موضوعات حمایت از مستضعفین، حکومت عدل، استقلال و آزادی، مبارزه با استکبار، استبداد، استعمار و استثمار، در طبیعت خود اسلام راستین نهفته است.
بنابراین برای تداوم انقلاب اسلامی و گسترش آن باید عقاید سیاسی و اجتماعی و احکام اسلامی به منصه ظهور و عمل درآمده و تبلیغ شود.
اهداف انقلاب اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر استاد شهید مطهری «انقلاب را عبارت از طغیان و عصیان مردم یک ناحیه یا یک سرزمینی علیه نظم حاکم موجود برای ایجاد نظمی مطلوب» میداند. [۱۰۷]
بنابراین در هر انقلابی باید سه عنصر ارادی بودن، تقدس و تعالی و نفی و انکار ارزشهای حاکم وجود داشته باشد.
انقلاب اسلامی در پس تغییر سیستم سیاسی طاغوت و ارزشهای غیر اسلامی حاکم در جامعه آن روز بود و پیروزی آن بر سه رکن مهم و اساسی مکتب اسلام، رهبری و ولایت فقیه و مردم استوار است و تداوم آن نیز با بقاء این سه رکن خواهد بود.
مکتب بود که ندا میداد «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» [۱۰۸] و مردم را به تغییر در امور جامعه فرا میخواند و در مرحله مبارزه نظامی سیاسی و ارزش های حاکم را زیر سؤال برده و آن را از مقبولیت عامه انداخت و برای دوران پیروزی و سازندگی طرح و برنامه ارائه داد و مردم را به دنبال خود کشاند.
اهداف آرمانی انقلاب که توسط رهبر انقلاب اسلامی بیان میشد، ایجاد جامعه الگویی بود که احکام آن توسط شارع مقدس بیان شده بود، بنابراین انقلاب آورده ایدئولوژی جدیدی نبود، بلکه احیاگر روش ها و سنتهای ایدئولوژی اسلامی بود.
اهداف انقلاب اسلامی همان اهداف انقلاب عاشوراست و الگوی خود را از آنجا گرفته است.
امام حسین (علیه السلام) هنگام خروج از مدینه، در وصیت نامه معروفش خطاب به برادرش محمد حنفیه هدف خود را از امر به معروف و نهی از منکر برای اصلاح کار امت و عمل به سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان داشته است . [۱۰۹]
اهداف یک انقلاب اسلامی به طور کامـل در خطبه امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیان شده است.
امام (علیه السلام) هدف از قبول حکومت را چنین بیان میدارد: [۱۱۰] «لنرد المعالم من دینک»: نشانههای محو شده راه خدا را که جز همان اصول واقعی اسلام نیست، بازگردانیم؛ یعنی بازگشت به اسلام راستین نماییم و بدعتها، پیرایههای بسته شده به اسلام و سوء استفاده از بیت المال را از بین ببریم و سنتهای اصیل اسلام را جایگزین کنیم.
«و نظهر الاصلاح فی بلادک»: به اصلاح کار بپردازیم، گره از مشکلاتشان بگشاییم، به دردهایشان رسیدگی کنیم و وضع زندگیشان را سامان بخشیم.
«فیأمن المظلومون من عبادک»: به مظلومان و ستمدیدگان امنیت دهیم و دست ظالمان و ستمگران را کوتاه کنیم و امنیت فردی و اجتماعی را تحقق بخشیم.
«و تقام المعطله من حدودک»: احکام و مقررات تعطیل شده خدا را اقامه کنیم، عدل الهی را برپا، مفاسد منکرات را منع و روابط اجتماعی و نظامات انسانی را بر وفق احکام الهی تنظیم کنیم.
امام خمینی قدس سره هدف نهضت اسلامی را چنین بیان مینماید: «ما برای آن نهضت کردیم که اسلام و قوانین اسلام، قرآن و قوانین قرآن در کشور ما حکومت کند.» [۱۱۱]
بنابراین لازمه حکومت اسلام و قرآن، وجود نظارت همگانی و فراگیر میباشد که همان امر به معروف و نهی از منکر میباشد.
امر به معروف و نهی از منکر و استمرار انقلاب جامعه انقلابی تا زمانی که در حرکت و تلاش است و با الهام از اصل امر به معروف و نهی از منکر برای احیاء ارزشهای اسلامی تلاش میکند، چون آب روانی است که طراوت و شفافیت خود را حفظ کرده و در برخورد با موانع، هرچند عظیم، راه خود را باز کرده و شفافتر و شادابتر به راه خود ادامه میدهد، ولی اگر این وظیفه الهی را ترک کرده و حالت سکون به خود بگیرد، مانند آب ساکن رو به زوال و فساد خواهد رفت.
قاعده آن است که بعد از پیروزی اولیه در مبارزات انقلابی و شکست نظام سیاسی پیشین نسبت به محو ارزشهای طاغوتی و ایجاد جامعه ایدهآل موعود بر ویرانههای سیستم سیاسی ساقط شده اقدام شود.
نظامی که بتواند ارزشهای اساسی جامعه اسلامی را که نادیده گرفته شده بود، احیاء نماید و قدرت خود را بر پایه مشروعیت الهی و مقبولیت اجتماعی قرار داده و به نیازهای اساسی و واقعی جامعه پاسخ گوید.
برای تحقق این واقعیت ضرورتاً باید همچنان امر به معروف و نهی از منکر ادامه یابد.
امام باقر (علیه السلام) در این باره میفرمایند: «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء، فریضه عظیمه، بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب، و ترد المظالم و تعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر» [۱۱۲] «امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و روش صالحان است، فریضه بزرگی است که به سبب آن فرائض برپا، راهها امن، کسبها حلال، مظالم (به صاحبانشان) بازگردانده، زمین آباد و حق از دشمنان گرفته می شود و امر (حکومت) تحکیم مییابد.
ترک امر به معروف و نهی از منکر و ارزشهای انقلاب هر مکتبی و نیز نهضتی مانند هر پدیده دیگر ممکن است دچار آفت شود.
این آفات ممکن است به شکلهای گوناگون ظهور کند.
آفات به غیر از شیوههای علنی مبارزه ضد انقلاب با انقلاب است.
آفات ناشی از عوامل فطری، روانی و اجتماعی هستند که به صورت نامحسوس و خزنده جامعه انقلابی را مورد تأثیر و نفوذ خود قرار داده و انقلاب را از درون تهی و به شکست می کشانند.
آفات و موریانه های انقلاب، خود که بر اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر پدید میآیند عبارتند از: ترک ارزش های اسلامی و رجعت به ارزشهای طاغوتی، نفوذ اندیشه های بیگانه، حاکمیت سیستم های دولتی و اداری طاغوتی و وارداتی، نفوذ فرصت طلبان بیصلاحیت، خستگی و بیتفاوتی انقلابیون و ناتمام گذاشتن نهضت.
الف - رجعت به ارزشهای فرهنگی طاغوت اعتقاد دینی و تقید به ارزشهای اسلامی از جمله عوامل مهم پیروزی انقلابیون و در مراحل پس از انقلاب نیز شاخص اصلی مدافعان انقلاب از غیر آنان بود.
ارزشهای یک انقلاب برای پیروزی کامـل باید از محدوده خود فراتر رفته و سایر گروههای اجتماعی را به خود جلب نماید و در نهایت افکار و اندیشه های رقیب را از صحنه خارج سازد.
اسلام دین کاملی است، اما آنچه امروز از اهمیتی فوقالعاده برخوردار است، چگونگی ارائه آن است و وظیفه ماست که با ارائه صحیح فرهنگ اسلامی و دفاع از ارزشهای آن، اسلام را به یک فرهنگ مسلط در جامعه تبدیل کنیم تا منکران مجال ارائه فرهنگ فساد و فحشاء را نداشته باشند.
دوام و بقاء انقلابی که بر اساس ایدئولوژی اسلام صورت گرفته، با فراگیر شدن ارزش های این مکتب و پاسخگویی به ابعاد وسیع زندگی اجتماعی و حل مشکلات از راههای اسلامی است.
امام خمینی قدس سره از همان آغاز تأکید داشتند که نظام سیاسی پس از انقلاب باید دارای محتوا بوده و با ارزشهای اسلامی همراه باشد، وگرنه خطر نفوذ اندیشههای انحرافی حتمی است.
«با لفظ جمهوری اسلامی و با رأی به جمهوری اسلامی، مملکتی نمی تواند اسلامی بشود؛ باید محتوایش اسلامی باشد.» [۱۱۳]
«اگر تحول در نظام باشد و تحول در افراد نباشد، فایده ندارد.
برای اینکه وقتی تحول در افراد نباشد، اگر حالا هم یک کسی یک تحولی در یک نظام درست کند.
فردا همین افراد هستند که می خواهند این نظام را به پیش ببرند و همین افراد نظام را کج میکنند.» [۱۱۴] نیروهای مؤمن و مخلص انقلاب، نباید راضی به کمرنگ شدن ارزشهای اسلامی باشند.
باید متخلفان را امر به معروف و نهی از منکر کنند، به اعمال یکدیگر اعم از کارگزاران حکومتی و افراد کوچه و بازار نظارت نمایند.
«نظارت از طریق امر به معروف و نهی از منکر، عامه و همگانی است و قطع نظر از پست و مقام و موقعیت اجتماعی افراد میباشد.
پست و مقام هیچ شخصی نمی تواند مانع از اعمال این افراد نسبت به او شود.
در صورت مشاهده منکر از طرف یک مقام عالی سیاسی یا نظامی و یا...
هر شخصی میتواند و یا واجب است که بر علیه آن اعتراض و او را وادار به ترک عمل نماید.
این مصداقی از حکومت مردم بر خویش است که توسط امام و رهبر جامعه اسلامی هماهنگی یافته و هدایت میشود.» [۱۱۵]
در صورتی که افراد چنین به وظیفه خود عمل کنند متخلفان از کردار خویش هراس خواهند داشت و نخواهند توانست با ارتکاب اعمال خلاف، ارزشهای فاسد را تبلیغ نمایند.
به کار گرفتن امر به معروف و نهی از منکر در واقع جامعه به طور اتوماتیک و خودکار فسادزدایی میشود.
عناصر فاسد و مفسد از محیط جامعه دفع میشوند تا زمینه رشد عناصر سالم فراهم آید.
دشمنان انقلاب اسلامی برای از پا در آوردن انقلاب و شکست آن به هر حربهای متوسل شدند اما از اقدامات خود طرفی نبستند، در نهایت به این نتیجه رسیدند که این انقلاب فقط با فرو ریختن پایه ها و ارکان آن نابود میشود و به این فکر افتادند که چگونه اعتقاد انقلابیون را سست کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) درباره دشمنی جهان کفر با انقلاب اسلامی چنین میفرمایند: «بالاترین مظهرش (دشمنی کفر با اسلام) فشار بر جمهوری اسلامی است.
همانطور که قرآن کریم بیان فرموده: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم»، که حقیقتاً این بیان از معجزات قرآن است، تا جامعه مسلمانان از اسلام دست بر ندارند، دشمنان راضی نمی شوند.
مقصود از دست برداشتن از اسلام این است که روح اسلامی، احکام زنده اسلام و نیروی حیاتی اسلام در میان مسلمانان نباشد.
البته اگر مسلمانها مرده و بیاطلاع از مبانی عالیه اسلام (هرچند عامل به ظاهر مختصری از آن) باشند، اینها خیلی کاری ندارند و دشمنی هم نمیکنند، اما این دین دیگر اسلام نیست و این دیگر آن اسلامی که پیغمبر آورد و قرآن فرمود: «کنتم خیر امه اخرجت للناس» نیست.
اینکه یک عده مردم بنشینند و تنها تماشاگر حوادث عالم، بلکه تماشاگر مسائل درون جامعه خودشان باشند، مطابق اسلام نیست.
همه باید معروف شناس و منکرشناس باشند.
این معنای نظارت، حضور و همکاری عمومی است.
بالاترین تخلفها، تخلفها و جرائمی است که پایههای نظام را سست میکند، ناامید کردن مردم، مأیوس کردن دلهای امیدوار، کج نشان دادن راه های راست، گمراه کردن انسان های مؤمن و با اخلاص، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال مختلف در جامعه اسلای، کمک کردن به دشمن، مخالفت کردن با احکام اسلام و پیاده شدن مقررات اسلام، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤمن، منکرهای مهم هستند.
امروز دستهایی تلاش میکنند تا فساد را به صورت نامحسوس (نه آن طور که شما در خیابان ببینید و بفهمید و مشاهده کنید) به شکلهای گروهکی و با هدایت دشمن در بین جوانها ترویج کنند.» [۱۱۶]
واکنش افراد مؤمن نسبت به وقوع منکرات در جامعه بیش از یک حالت نیست، آن هم اینکه مخالف است.
در صورتی که مخالف باشند با وجود شرایط واجب است اقدام کنند و هیچ عذر و بهانهای برای سکوت پذیرفته نخواهد بود.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در این مورد فرمود: «انما یجمع الناس الرضا و السخط فمن رضی امر افقد دخل فیه و من سخطه خرج منه» «همانا مردم را خشنودی و خشم آنان جمع میکند.
پس کسی که راضی به امری باشد، در آن کار وارد میشود و کسی که ناخرسند از امری باشد، از آن خارج میشود.» [۱۱۷]
همچنین امام صادق (علیه السلام) از پدرانش، از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل میکند که فرمود: «العامل بالظلم و الراضی به و المعین علیه شرکاء ثلاثه» [۱۱۸] «ظلم و راضی به ظلم و کمک کننده به ظالم، شریکهای سهگانهاند.»
بنابراین تحت هیچ عنوانی فرد مؤمن نمیتواند در مقابل ترک معروف و ارتکاب منکر هیچ نوع موضع گیری نداشته باشد و انجام تکلیف نکند.
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در رابطه با مسائل اجتماعی به آن حد است که علی (علیه السلام) در یکی از خطبههایش میفرمایند: «و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی» [۱۱۹] «همه نیکیها و جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مانند قطرهای در برابر اقیانوس بیکران است .»
سر این همه اهمیت در آن است که برپایی تمامی فرائض و انجام اعمال نیک و حتی جهاد، در وجود امر به معروف و نهی از منکر است.
در راه انجام این وظیفه باید از هر گونه سهل انگاری، اهمال کاری و رودربایستی پرهیز کرد.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: «و لا تخالطونی بالمصانعه» [۱۲۰] و «با من به طریقه مصانعه معاشرت نکنید. » مصانعه یعنی رودربایستی در اجرای امر خدا و ملاحظه دوست، رفیق، فرزند، خویشاوند، مرید، باند و حزب خود را در کارها نمودن.
در راه اجرای فرمان خدا و پاسداری از ارزش های الهی انقلاب اسلامی و آرمان شهیدان باید همانند آنان مال و جان را نثار کرد.
امام خمینی قدس سره بذل جان، مال و تحمل مشقات را در راه به پا داشتن حجتهای اسلام واجب میداند.
ب- رخنه فرصت طلبان «هر نهضت مادام که مراحل دشوار اولیه را طی میکند، سنگینی اش بر دوش افراد مؤمن مخلص و فداکار است؛ اما همین که به بار نشست و یا لااقل نشانههای بار دادن آشکار گشت و شکوفههای درخت هویدا شد، سر و کله افراد فرصت طلب پیدا میشود.
روز به روز که از دشواری ها کاسته می شود و موعد چیدن ثمر نزدیک تر میگردد، فرصت طلبان محکم تر و پرشورتر پای علم نهضت سینه می زنند، تا آنجا که تدریجاً انقلابیون مؤمن و فداکار اولیه را از میدان به در میکنند.» [۱۲۱]
در انقلاب مشروطیت، وابستگان به بیگانه و غرب زدگان و پناهندگان به سفارتخانه های خارجی پست های وزارت و صدارت را اشغال و انقلابیون را به دار میآویزند و سردار ملی و سالار ملیها را تبعید میکنند.
در نهضت ملی نیز نیروهای غیر مذهبی و وابستگان به کمونیسم، کسانی که مردم را بر اساس اعتقاد مذهبی به میدان آورده و شاه را بیرون کرده بودند، مورد اهانت و آزار قرار داده و منزوی ساختند.
در صدر اسلام هم این گونه شد.
پنجاه سال پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و 20 سال پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، در همان شهری که همه مطیع پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند، فرزندان ایشان را به شهادت رسانده، سرهایشان را بر نیزه کردند و در شهر گرداندند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) میفرمایند: «وقتی که معیارهای خدایی عوض شود، هر کسی دنیاطلب تر، شهوت ران تر و برای به دست آوردن منافع شخصی زرنگ تر و با صدق و راستی بیگانه تر است سر کار میآید، آن وقت نتیجه این میشود که امثال عمر بن سعد و شمر و عبیدالله بن زیاد، فراوان میشوند، روسا و مثل حسین بن علی (علیه السلام) به مذبح می روند و در کربلا به شهادت میرسند.
کسانی که دلسوزند نباید بگذارند معیارهای الهی در جامعه عوض بشود.
اگر معیار تقوی در جامعه عوض شود، معلوم است که باید، خون یک انسان با تقوایی مثل حسین بن علی (علیه السلام) ریخته شود، اگر زرنگی و دست و پاداری در کار دنیا و پشت هم اندازی و دروغ گویی و بیاعتنایی به ارزشهای اسلامی ملاک قرار گرفت، معلوم است که کسی مثل یزید باید در رأس کار قرار بگیرد و شخصی مثل عبیدالله باید شخص اول کشور عراق بشود.
همه کار اسلام این بود که معیارها را عوض بکند.
همه کار انقلاب ما هم همین بود که در مقابل معیارهای باطل و غلط مادی جهانی بایستد و آنها را عوض کند.» [۱۲۲]
«جامعه اسلامی با امر به معروف و نهی از منکر زنده میماند، قوام حکومت اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر است اگر این کار نشود، آن وقت است که «لیسلطن الله علیکم شرارکم فیدعوا خیارکم فلا یستجاب لهم» [۱۲۳] «قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار به این است که در جامعه امر به معروف و نهی از منکر زنده باشد.» [۱۲۴] فرصت طلبان ممکن است دو گروه باشند اول آنهایی که همجه الرعی هستند و عقیدهای جز جاه طلبی، کسب موقعیت و امتیازات اجتماعی ندارند و با هر نوع سیستم سیاسی خود را سازش میدهند.
چاپلوسان، زبان بازان، متملقان، ریاکاران و متظاهران امروز از همین گروهند.
این گروه با افراد با تقوی و متعهد سر جنگ دارند و وجود آنها را برای خود مزاحم می بینند.
این افراد کثیف با بودن سیستم اداری غلط و دست و پاگیر، حاکمیت نیروهای فاسد و ریاکار چند شخصیتی و رواج رشوه، پارتی بازی و تبعیضات ناروا به اهداف خود میرسند و رشد میکنند و با ظاهر فریبندهای که دارند سابقه منفی و باطن کثیف خود را پنهان نگه میدارند.
گروه دیگر از فرصت طلبان مخالفان عقیدتی انقلابند که چون از مواجهه و مبارزه مستقیم با نظام انقلابی و ارزشهای آن مأیوس هستند، دست به رخنه و نفوذ زده و در موقعیت مناسب ضربه خود را از درون وارد میسازند.
فرصت طلبان که خود گروهی از منافقان را تشکیل می دهند، با ترویج فساد، کارشکنی و ایجاد موانع، شایعه پراکنی، کمکاری و ناامید کردن مردم، راه منافقه خود را ادامه می دهند، باید گفت نفوذ و تسلط فرصت طلبان، نتیجه تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر و عدم اهمیت برخی از مسئولان به معیارهای گزینش اسلام و نبودن تشکیلات ارزیابی و نظارت دقیق است.
علی (علیه السلام) در خصوص علت قدرت یافتن چنین افرادی میفرمایند: «ایها الناس لو لم تتخاذلو عن نصر الحق و لهم تهنوا عن توهین الباطل لم یطمع فیکم من لیس مثلکم و لم یقومن قوی علیکم» [۱۲۵] «ای مردم اگر دست از حمایت یکدیگر در یاری حق برنمی داشتید (امر به معروف) و برای تضعیف و زبون ساختن باطل سستی نمیکردید (نهی از منکر) هیچگاه آنان که در پایه شما نیستند در نابودی شما طمع نمیورزیدند و هیچ نیرومندی بر شما قدرت نمییافت. » ج- خستگی و بیتفاوت شدن نیروهای انقلاب ایجاد دلسردی، تردید در توانایی ایدئولوژی انقلاب، بدبین کردن مردم نسبت به مسئولان دلسوز از منکراتی هستند که عدم برخورد با آنها باعث یأس و دلسردی نیروهای انقلابی و در نتیجه از صحنه خارج شدن آنها میشود.
قبلاً اشاره کردیم که مردم یک رکن اصلی انقلاب هستند و قطعاً بدون حضور آنان نه پیروزی انقلاب وجود دارد و نه تداوم.
مردم با توجه به تئوریهای مکتب و آرمانهای مطلوب و ارزشهای مکتبی به دنبال رهبر انقلاب به حرکت درآمده و سیستم سیاسی پیشین را نابود کردند، اما وظیفه اصلی که ایجاد سیستم حکومتی مطلوب و تشکیل سازمان ها و نهادهای متناسب با روحیه انقلابی بود باقی مانده بود.
همه حرکتهای بعد از انقلاب بایستی به سمت عدالت اجتماعی و تأمین استقلال و آزادی و ایجاد روح معنویت در جامعه باشد و با فساد اداری، رشوه خواری، حق کشیها، احتکار و گرانفروشی و مفاسد اجتماعی به عنوان منکرات شدیداً برخورد شود.
ممکن است سیستمهای اداری با کاغذ بازی و ایجاد برخی موانع و مشکلات و اعمال خلاف عدهای از دست اندرکاران، برخی نیروها را خسته و از صحنه انقلاب بیرون کند، ولی این همان بیماری مهلک و خطرناکی است که بسیاری انقلابها پس از پیروزی به آن مبتلا شدهاند.
این کار نفوذ فرصت طلبان را راحت تر میکند.
در اینجا لبه تیز سلاح امر به معروف و نهی از منکر متوجه مسئولان و برنامه ریزان کشور است که باید با برنامهریزی منطقی اولاً نسبت به پاکسازی جامعه و سازمانهای دولتی از آثار ظاهری و باطنی طاغوت اقدام، سیستمهای اداری دست و پاگیر و نگران کننده و قوانین و مقررات آنها را به کلی دگرگون سازند، ثانیاً به صحنه کشاندن یاران صدیق و مدافعان همیشگی انقلاب زمینه رشد نیروهای غیرمسئول و فاسد را از بین ببرندو با کسانی که در مسند امور با اعمال ناشایست، برخوردهای تبعیض آمیز و رفاه طلبی و عدم احساس مسئولیت نسبت به اسلام و مدافعان اصلی اسلام و انقلاب، ارزشهای انقلاب را مورد تردید قرار می دهند، انقلابی برخورد کنند.
دستگاههای نظارتی قوی و مطمئن به طور دقیق و مداوم عملکردها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، با تشویق خدمت گزاران واقعی و مجازات متخلفان نور امید را همیشه در دل دوستان انقلاب روشن نگه دارند و زمینه و بستر تحقق امر به معروف و نهی از منکر را در کل نظام و جامعه فراهم آورند.
دست اندرکاران نهادهای سیاسی و اداری هر عملکردی که داشته باشند و دشمنان داخلی و خارجی به هر نحو که هجوم آورند، تکلیف الهی امر به معروف و نهی از منکر از مسلمانان انقلابی ساقط نخواهد شد، انزوا و گوشه گیری آنان گناهی است که موجب عذاب الهی خواهد شد.
پیامبر گرامی اسلام فرمود: «لتأمرون بالمعروف و لتنهن عن المنکر او لیعمنکم عذاب الله» [۱۲۶] «امر به معروف و نهی از منکر کنید یا عذاب خدا همه شما را در بر میگیرد.»
برای حسن ختام این نوشتار و نظر به اهمیت موضوع بحث، فرمایشات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) را در این مورد برای تأکید بیشتر و بهرهبرداری مناسب ارائه میدهیم.
گفتار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) راجع به امر به معروف و نهی از منکر (تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی) مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) سخنان فراوانی راجع به امر به معروف و نهی از منکر داشتهاند.
یکی از آن سخنان که در تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی بسیار اهمیت دارد، سخنان معظمله در خطبه نماز جمعه سال 1373 میباشد که فرمودهاند: زمانی وجود دارد که وقتی انسان قیام کرد، این قیام به حکومت میرسد، در زمان ما این طور شد و یک وقت این قیام به حکومت نمیرسد و به شهادت میانجامد، آیا در این صورت قیام واجب نیست؟ چرا اگر به شهادت هم برسد، واجب است.
پس میتوانیم بگوییم امام حسین (علیه السلام) قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبادت بود از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی انجام دهد.
آیا در این صورتی که قیام به نتیجه شهادت برسد، دیگر فایدهای ندارد؟ چرا، فرقی نمیکند، قیام چه به شهادت برسد و چه به تشکیل حکومت بیانجامد مفید به فایده است، هر کدام یک نوع فایدهای دارد.
اصل این است که باید تکلیف را انجام داد و این کاری بود که امام حسین (علیه السلام) انجام داد، منتهی امام حسین (علیه السلام) کسی بود که برای اولین بار این حرکت را انجام داد و قبل از او این کار تا آن زمان انجام نشده بود.
پس میتوانیم بگوییم امام حسین (علیه السلام) قیام کرد تا آن واجب بزرگی که عبارت است از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی و قیام در برابر انحرافات عظیم را انجام بدهد.
این طریق قیام و امر به معروف و نهی از منکر است و خود مصداق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است.
آن شبی که ولید، حاکم مدینه، حضرت را احضار کرد و گفت: با یزید بیعت کنید، حضرت به او فرمود که بماند تا صبح بشود.
«ننظر تنظرون أینا احق بالخلافه» فکر کنیم که ما به خلافت برسیم یا یزید؟ فردای آن روز مروان حضرت را در کوچههای مدینه دید، گفت: یا اباعبدالله! تو خودت را به کشتن میدهی.
چرا با خلیفه بیعت نکردی؟ حضرت به او فرمود: «إنا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بیت الامه براع مثل یزید» «آن وقتی که حاکمی چون یزید بر سر کار بیاید، باید با اسلام خداحافظی کرد.» [۱۲۷]
حضرت در این عبارت میخواهد بفهماند که تا به حالا هر چه بود، قابل تحمل بود؛ اما حالا حساب اصل اسلام، اصل دین و اصل نظام در میان است و با حکومت فردی مثل یزید همه اینها نابود خواهد شد.
امام حسین (علیه السلام) مسئله خطر انحراف را بسیار جدی گوشزد می کنند و این را انحراف در اصل اسلام برمی شمرند.
مقام معظم رهبری ادامه میدهند: امام حسین (علیه السلام) در وصیتی که هنگام خروج از مکه نوشته اند، بعد از شهادت به وحدانیت خداوند میآورند «و انی لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما» یعنی کسانی اشتباه نکنند، تبلیغاتچی ها نیایند تبلیغات کنند که امام حسین (علیه السلام) هم مثل کسانی که این گوشه و آن گوشه خروج می کنند، برای اینکه قدرت را به چنگ بگیرند وارد میدان و جنگ شده است؛ کار ما از این قبیل نیست.
«و إنما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی» عنوان این کار اصلاح است، امام حسین (علیه السلام) می گوید می خواهم، حکومت را اصلاح کنم و این همان واجبی است که قبل از ایشان انجام نگرفته است.
«و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی» این اصلاح از طریق خروج است.
خروج یعنی قیام، حضرت این نکته را در این وصیت نامه تصریح کردند.
یعنی اولاً میخواهیم قیام کنیم و ثانیاً قیاممان هم برای اصلاح است نه برای اینکه حتماً به حکومت برسیم و یا حتماً برویم و شهید بشویم بعد حضرت می فرمایند: «ارید أن آمر بالمعروف و آنهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی .» [۱۲۸]
این اصلاح از این طریق است حضرت در مکه دو نامه نوشتهاند: یکی به روسای بصره و یکی دیگر به روسای کوفه.
در نامه حضرت به روسای بصره این گونه آمده است: «و قد بعثت رسولی الیکم بهذا الکتب و انا أدعوکم الی کتاب الله و سنه نبیه فان السنه قدامی و لبدعه قد أجیب فان تجیبوا دعوتی و تطیعوا أمری» [۱۲۹] من میخواهم بدعت را از بین ببرم ، سنت را احیا کنم، زیرا سنت را میراندهاند و بدعت را زنده کرده اند.
اگر دنبال من آمدید، راه راست با من است، یعنی میخواهم همان تکلیف را انجام دهم و آن احیای سنت پیامبر و نظام اسلامی است.
حضرت در نامهای دیگر به اهل کوفه فرمود: «امام، پیشوا و رئیس اسلامی نمیتواند کسی باشد که اهل فسق، فجور، خیانت ، فساد و دوری از خداست.
باید کسی باشد که به کتاب خدا در جامعه عمل کند.
عدل و داد را در جامعه اجرا کند، حق، قانون جامعه بشود و دین و آئین جامعه حق مدار باشد.»
امام حسین (علیه السلام) هدف را بار دیگر مشخص میکنند.
از مکه خارج میشوند ایشان در بین راه در هر منزل با مخاطبین مختلف سخنانی دارند.
در منزلی به نام «بیضه» در حالی که حر بن یزید هم در کنار حضرت هستند، خطاب به دشمن می فرمایند: «ان رسول الله قال من رأی سلطانا جائرا، مستحلا لحرام الله ناکثا لعهدالله مخالفا لسنه رسول الله یعمل فی عبادالله باالاثم و العدوان فلم یغیره علیه بقول و لا فعل کان حق، علی الله أن یدخله مدخله» یعنی اگر کسی ببیند، حاکمی در جامعه اسلامی بر سر کار است که ظلم میکند، حرام خدا را حلال میشمارد، حکم الهی را کنار میزند، عمل نمیکند و دیگران را به عمل نمیخواند، به گناه و دشمنی و ظلم عمل می کند و کلاً حاکم جائر و فاسد است و یزید مصداق کامل آن بود، اگر با زبان و عمل علیه آن اقدام نکند، خدای متعال در قیامت این ساکت بیتفاوت، بیعمل را هم به سرنوشتی دچار میکند که آن ظالم را به آن دچار کرده است، یعنی با هم در یک صف و جناح قرار میگیرند؛ این را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مشخص کرده بودند که اگر نظام اسلامی منحرف شد، چه باید کرد.
امام حسین (علیه السلام) هم به این فرمایش پیامبر استناد میکند.
پس تکلیف چه شد؟ تکلیف «یغیر علیه بقول و فعل» شد.
اگر در چنین شرایطی قرار گرفت، البته در زمانی که موقعیت مناسب باشد، واجب است که انسان در برابر این عمل قیام و اقدام کند.
به هر کجا که می خواهد برسد.
کشته بشود، زنده بماند، بر حسب ظاهر موفق بشود یا نشود، هر مسلمانی باید در مقابل این وضعیت قیام کند.
این تکلیفی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است.
بعد فرمود: «و إنی أحق بهذا الامر» من از همه مسلمانان به اینکه این قیام را بکنم، شایسته ترم.
من پسر پیامبرم.
اگر پیامبر بر تک تک مسلمان ها این تغییر را (همین اقدام) واجب کرده است، خوب حسین بن علی (علیه السلام)، پسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، وارث علم و حکمت پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) از دیگران واجب تر و مناسب تر است که قیام کند، خوب به خاطر همین قیام کرد.
پس علت قیام خود را بیان میکند، تغییر، یعنی همان قیام و اقدام در برابر آن چنان وضعیتی.
فرمود در منزل «عذیب» چهار نفر به حضرت ملحق شدند.
حضرت فرمود: «أما و الله انی لأرجوا ان یکون خیرا ما أراد الله بنا، قلنا أو ظفرنا» [۱۳۰] این هم نشانه اینکه گفتیم، فرقی نمی کند که چه به پیروزی برسند و چه کشته بشوند.
تفاوتی نمیکند.
تکلیف، باید انجام بگیرد.
فرمود که من امیدم این است که خدای متعال آن چیزی که برای ما در نظر گرفته است این خیر ماست، چه ما کشته بشویم و چه به پیروزی برسیم، فرقی نمیکند.
در خطبه ی اول بعد از ورود به سرزمین کربلا فرمود: «آنه قد نزل بنا الامر ما قد ترون» که مفصلاً فرمود و بعد ادامه داد: «الا ترون الی الحق لا یعمل به و الباطل لا یناهی عند لیرغب المومن فی لقاء ربه محقا» [۱۳۱] پس امام حسین (علیه السلام) برای انجام یک واجب قیام کرد.
این واجب در طول تاریخ متوجه یکایک مسلمانان است و آن عبارتست از اینکه هر وقت دیدند، نظام جامعه ی اسلامی دچار یک فساد بنیانی شده و بیم آن است که به کلی تغییر پیدا کند، باید قیام بکند، البته در شرایط مناسب و آن وقتی است که بداند این قیام اثر خواهد بخشید.
زنده ماندن، کشته نشدن و اذیت و آزار ندیدن جزء شرایط نیست.
لذا امام حسین (علیه السلام) قیام کرد و عملاً این واجب را انجام داد تا درسی برای همه باشد.»] [۱۳۲]
و نیز مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) در آستانه ماه محرم سال 85 می فرمایند: عوامل استکبار امروز فیلم بد درست میکنند، نوار بد درست میکنند، حرفهای بد درست میکنند، شعر بد میگویند، داستان بد مینویسند و این همه را در داخل کشور بین نوجوانان، جوانان و مردم عادی پخش و منتشر میکنند و یا از طریق ماهواره رواج میدهند.
با این همه، اگر در جامعه، به دستور اسلام و فرموده قرآن عمل شود، هیچ گونه از ابزار و عوامل فساد نمیتواند کمترین اثری بکند.
به معنای دقیق تر، توجه از جوانب مختلف و امر به معروف و نهی از منکر نمیگذارد دشمن پیروز شود.
این است که جامعه ی اسلامی یک جامعه ی ماندگار است. [۱۳۳]
فصل یازدهم: نقش امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح الگوی مصرف
رهبر معظم انقلاب از روزهای نخستین سال 1370 همزمان با شروع نبرد زر و تزویر بین مسئولان، نسبت به اسراف و مصرف نادرست هشدار دادند.
همان روزهایی که دیگر نوبت رفاه مسئولان رسید و کوخ نشینی به کاخنشینیها تبدیل شد.
ایشان در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئت وزیران خواستند تا در راه اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبلیغ های مصرف گرایانه بپردازند، متأسفانه با بیتوجهی مسئولان نتیجهای در بر نداشت.
اینک در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که به شعار پیشرفت عدالت مزین شده است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم.
اصلاحی که اگر صورت گیرد میتواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای کشور داشته باشد.
سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیلها موید این نکته است.
تا جایی که معظمله سال 1388 را سال اصلاح الگوی مصرف نام نهادند و اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان را یکی از مصادیق منکر اقتصادی و اجتماعی اعلان فرمودند و تأکید کردند که باید از آنها نهی گردد.
مثال منکر اقتصادی به عنوان مثال به موضوع انرژی اشاره می کنیم.
روند افزایش غیر منطقی مصرف انرژی در کشور بسیار نگران کننده است.
روند بسیار بالای اتلاف انرژی عمدتاً به دلیل غیر استاندارد بودن سیستم هایی است که از انرژی استفاده میکنند، همچنین عدم توجه به طراحی های مناسب برای بهینهسازی مصرف انرژی در نیروگاه ها و شبکه انتقال و توزیع نیرو، صنایع خودروسازی و دیگر دستگاه ها و وسایل انرژی بر و در ساختمانها است که با وجودی که سال هاست در مورد میزان در حالت هشدار بودنشان به مردم تأکید میشود اما در واقع از مبادی استفاده و تولید و در بخشهایی که این مصرفکنندهها ساخته می شود دچار مشکلات زیادی هستیم.
بر اساس آمار و ارقام از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیا می باشد.
اگر نیروگاههای ما برای تولید برق 100 واحد گاز دریافت میکنند، حدود 70 واحد آن طبق آمارهای ثبت شده به هدر میرود و تنها از 30 واحد آن استفاده میکنند یا وقتی برق تولیدی وارد شبکه انتقال میشود یا زمانی که به دست مصرفکننده برسد، بالاتر از 31 درصد از آن هدر میرود در حالی که هدرروی یا پرت انرژی در شبکههای انتقال و توزیع بیشتر کشورهای دنیا بین 7–5 درصد و حتی در کشور بنگلادش 9 درصد است.
مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان شدن انرژی را به خود اختصاص داده که این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 8/5 برابر اروپا، 2/1 برابر چین و 2/8 برابر کشورهای آسیای شرقی است در واقع مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت ده برابر ایران است.
همچنین الگوی مصرف آب بر اساس استانداردهای جهانی برای یک نفر در سال یک مترمکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 مترمکعب در سال است که بر این اساس در کشور ما این میزان 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف میشود.
همچنین بررسی میزان هدرروی انرژی در ایران نشان دهنده این است که تنها در سال 86، حدود 60 میلیارد دلار هدررفت داشتهایم.
همچنین مقایسه آمار مصرف بنزین در ایران در سال 1355 با کشورهای ترکیه و فرانسه نشان میدهد که در آن زمان مصرف بنزین در کشور ما و ترکیه تقریباً برابر و حدود 7 میلیون لیتر در روز بوده است در فرانسه نیز مصرف بنزین 6 برابر ایران بوده است؛ اما آمارها نشان میدهد پس از 30 سال از آن زمان که مصرف بنزین در فرانسه در سال 1385، معادل نصف مصرف این فرآورده در ایران است. [۱۳۴]
بیانات مقام معظم رهبری در مورد اصلاح الگوی مصرف
مقام معظم رهبری در سخنرانی نوروز 1388 در مشهد مقدس فرمودند: آن مسئلهای است که من در پیام نوروزی خطاب به ملت عزیز ایران عرض کردم؛ و آن مسئله ی مبارزه ی با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجیها و تضییع اموال جامعه است؛ این بسیار مسئله ی مهمی است.
البته بار اولی نیست که ما این مطلب را مطرح میکنیم.
من در همین دیدار اول سال، در نوبت های متعددی در همینجا خطاب به مردم عزیزمان درباره ی اسراف، درباره ی ولخرجی و تضییع اموال و لزوم صرفه جویی مطالبی را عرض کردم؛ اما این مسئله تمام نشده است، این مقصود، آنچنان که باید و شاید برآورده نشده است.
لازم است به عنوان یک سیاست، ما مسئله ی صرفه جویی را در خطوط اساسی برنامهریزی هایمان در سطوح مختلف اعمال کنیم.
مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفه جویی به معنای مصرف نکردن نیست؛ صرفه جویی به معنای درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است.
اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند بدون اینکه این مصرف اثر و کارایی داشته باشد.
مصرف بیهوده و مصرف هرز، در حقیقت هدر دادن مال است.
جامعه ی ما باید این مطلب را به عنوان یک شعار همیشگی در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعه ی ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی نیست.
این را من عرض میکنم؛ ما باید اعتراف کنیم به این مسئله.
عادتهای ما، سـنت های ما، روشهای غلطی که از این و آن یاد گرفتهایم، ما را سوق داده است به زیاده روی در مصرف به نحو اسراف.
یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد؛ یک نسبت شایستهای به سود تولید، یعنی تولید جامعه همیشه باید بر مصرف جامعه افزایش داشته باشد.
جامعه از تولید موجود کشور استفاده کند آنچه که زیادی هست، صرف اعتلای کشور شود.
امروز در کشور ما اینجوری نیست.
مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است این، کشور را به عقب میرساند؛ این ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد می کند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادی میشود.
در آیات شریفه ی قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأکید شده این به خاطر همین است.
اسراف، هم لطمه ی اقتصادی میزند، هم لطمه ی فرهنگی می زند.
وقتی جامعهای دچار بیماری اسراف شده از لحاظ فرهنگی هم بر روی او تأثیرهای منفی می گذارد.
بنابراین مسئله ی صرفه جویی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله ی اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آیندهی کشور را تهدید میکند.
من یکی دو تا از این آمارهای تکان دهنده را عرض بکنم؛ اسراف در قلمهای مهم مصرفی کشور، از جمله اسراف در نان.
بر حسب بررسی میدانی ای که در تهران و بعضی از مراکز استانها شده است، گفته می شود که 33 درصد نان ضایعات است.
یک سوم همه ی نانی که در شهرها تولید می شود، دور ریخته می شود.
فکرش را بکنید شما؛ یک سوم! آن وقت کشاورز ما با آن زحمت گندم را تولید کند و اگر یک سالی بارندگی کم بود- مثل سال گذشته که تولید گندم در کشور کم شد- دولت از پول عمومی، از بودجه ی مردم گندم را از خارج وارد کند، این گندم آرد بشود، خمیر بشود، نان بشود، بعد یک سوم از این همه ثروت دور ریخته شود.
چقدر تأسف بار است! متأسفانه این واقعیت دارد، این هست.
در مورد آب بررسیهایی که کردهاند میگویند تلفات آب در مصرف خانگی تا حدود 22 درصد است.
کشور ما کشور پرآبی نیست.
حداکثر صرفه جویی را ما مردم ایران در آب باید انجام دهیم.
آن وقت این آبی که با زحمت تولید میشود، از راههای دور آورده میشود، با بهای سنگین سدهایی به وجود میآید؛ این همه دانش، تجربه و تلاش به کار میرود تا این آب به خانه ی ما بیاید؛ بعد در خانه ی ما 22 درصد از این آب هدر برود! این فقط مصرف خانگی است؛ مصرف کشت و مصرف صنعت هم یک جور دیگر اسراف هایی دارد.
آنچه که بر حسب بررسیها به عنوان آمار در اختیار ماست، ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی - چه برق چه حاملهای انرژی - مصرف میکنیم؛ یعنی نفت، گاز، گازوئیل، بنزین.
مصرف این چیزها در کشور ما از دو برابر متوسط جهان بیشتر است.
خوب، این اسراف است.
اسراف نیست؟ شاخصی به نام شاخص شدت انرژی وجود دارد؛ یعنی نسبت بین انرژی ای که مصرف میشود، با کالایی که تولید میشود؛ که هرچه انرژی ای که مصرف میشود؛ کمتر باشد؛ برای کشور سودمندتر است.
در این زمینه گاهی نسبت به بعضی از کشورهای پیشرفته مصرف شدت انرژی ما هشت برابر بیشتر است! اینها اسراف هایی است که در جامعه دارد انجام میگیرد.
در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی، اسراف فردی صورت می گیرد.
تجمل گرایی ها، چشم و هم چشمیها، هوسرانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن، اینها از موارد اسراف است.
وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهایی است که ما برای آنها پول صرف میکنیم.
پولی که می تواند در تولید مصرف شود سرمایهگذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومی کشور را زیاد کند، این را ما صرف می کنیم.
به این چیزهای ناشی شده از هوس، چشم و هم چشمی، آبروداریهای خیالی، مسافرت میروند، می آیند، میهمانی درست میکنند، گاهی خرج آن میهمانی از مسافرت مکهای که رفتهاند بیشتر است !، عروسی می گیرند، عزا میگیرند؛ هزینهای که برای این میهمانیها مصرف میکنند؛ هزینههای گزافی است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟ در کشور ما هنوز هستند کسانی که از اولیات هم محرومند.
باید کمک کنیم کشور پیش برود.
نمیگوییم پول را بردارید بروید حتماً انفاق کنید، البته اگر انسان انفاق کند بهترین کار است، اما حتی اگر انفاق هم نکنند، همین پولی که صرف این تجملات میشود، در تولید برای خودشان به کار بیندازند، در کارخانجات سهیم شوند و تولید کنند، باز برای کشور مفید است.
ما به جای این کارها میهمانی درست میکنیم، عزا درست میکنیم، هی رخت و بر روز به روز دگرگون برای خودمان درست میکنیم؛ چرا؟ چه لزومی دارد؟ عقلای عالم این کار را نمیکنند؛ این فقط سخن دنی نیست.
قرآن میفرماید:.
«کلوا و اشربوا و لا تسرفوا» [۱۳۵].
«بخورید، بیاشامید، اما زیاده روی نکنید.»
در آیه ی شریفه ی دیگر: «کلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یوم حصاده و لا تسرفوا آنه لا یحب المسرفین» [۱۳۶].
خداوند اسراف کنندگان را دوست نمیدارد.
ما بندگان خدا هستیم.
اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد.
در روایات دارد که کسی میوهای را خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت.
امام (علیه السلام) به او نهیب زد که اسراف کردی؛ چرا انداختی؟ در روایات ما هست که از دانهای خرما استفاده کنید.
تا این حد! خردههای نان را استفاده کنید.
آن وقت در هتل ها میهمانی درست کنند و به یک عدهای میهمانی بدهند بعد هرچه که غذا ماند، به بهانه اینکه بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه ی اسلامی است؟ اینجوری میشود به عدالت رسید؟ باید خودمان را اصلاح کنیم.
باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود.
ما الگوی مصرفمان غلط است.
چه جوری بخوریم؟ چه بخوریم؟ چه بپوشیم؟ تلفن همراه توی جیبمان گذاشتهایم؛ به مجرد اینکه یک مدل بالاتر وارد بازار میشود، این را دور میاندازیم و آن مدل جدید را باید بخریم؛ چرا؟! این چه هوسبازی ای است که ما به آن دچار هستیم؟ مسئولان موظفند.
اسراف فقط در زمینه ی فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف میشود.
همین برق و انرژی که گفتیم اسراف میشود، بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است.
این شبکههای ارتباطی، شبکههای انتقال برق، سیمهای برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر می رود.
برق را تولید کنیم، بعد با این شبکه ی فرسوده آن را هدر بدهیم، که بخش مهمی هدر میرود.
یا شبکه های انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر می رود.
این ها اسراف های ملی است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین کشورند.
اسراف در سطح سازمان هم اتفاق میافتد.
روسای سازمانهای گوناگون مصرف شخصی نمیکنند.
اما مصرف بیرویه در مورد سازمان خودشان اتفاق میافتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمانهای گوناگون، باید با مراقبت و نظارت از این کارها جلوگیری کرد.
هم در سطح دولت هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بایستی نگاه عیب جویانهای به اسراف وجود داشته باشد.
همانطور که عرض کردیم، با حرف هم تمام نمی شود؛ باید برنامهریزی کنند.
قوه ی مقننه و قوه مجریه موظفند به پیگیری، برنامهریزی کنند، قانونگذاری کنند، قانون را با قاطعیت تمام اجرا کنند.
این پیشرفتی که ما در این ده سال خواهیم داشت، بخش مهمی اش مربوط به همین قضیه است.
این صرفه جویی ای که لازم است، از تولید تا مصرف تا بازیافت: آب را صرفه جویی کنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت کنیم، شبکههای آبرسانی را اصلاح کنیم، آبیاریها با صرفه ی در کشاورزی را آموزش بدهیم که چه جوری آبیاری بشود.
البته این کارها خوشبختانه در این سالها به میزان زیادی انجام گرفته، اما این کافی نیست، باید توسعه پیدا کند زمینه سازی کنیم برای کاهش مصرف آب خانگی.
اینکه گفته میشود از کسانی که مصرف زیاد دارند مالیات بیشتری گرفته شود، یارانه ی کمتری به آنها داده شود، حرف بسیار معقولی است، حرف خوبی است.
آن کسانی که مصرف کمی دارند، از کمک های دولتی، از کمک های عمومی بهرهمند شوند.
بعضیها هستند به قدری کم آب مصرف میکنند که اگر دولت از آنها پول آب را هم نگیرد، مانعی ندارد.
بعضیها ده برابر آنها، بیست برابر آنها آب مصرف میکنند؛ خوب، اینها بایستی هزینه ی بیشتری بدهند.
در امر نان، تولید گندم خوب، تولید آرد خوب، نگهداری درست، پخت خوب، بعد هم مصرف درست همه ی اینها لازم است.
این مسئله اسراف و صرفه جویی بود، که لازم بودن من عرض کنم. [۱۳۷]
دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد اسراف
در مقاطع گوناگون - برادران، امیرالمؤمنین میگوید: زندگی به سمت زهد باید برود.
امروز جمهوری اسلامی، اگر ما احساس بکنیم که زندگی به سمت اشرافی گری میرود، بلاشک این انحراف است، برو برگرد ندارد.
ما باید به سمت زهد حرکت بکنیم.
مردم هم نباید اسراف و تجمل گرایی بکنند.
این طور نیست زهد فقط مخصوص مسئولان باشد این مهریههای گرانقیمت که برای عقدهای دخترهایشان میگذارند، خطاست.
نمی گویم حرام است، اما پدیده بد و زشتی در جامعه است؛ زیرا ارزش های انسانی را تحت الشعاع ارزش طلا و پول قرار میدهد. [۱۳۸]
- من به خانمهای مسلمان، به خانمهای جوان و به خانمهای خانهدار عرض میکنم: سراغ این مصرف گرایی که غرب مثل خوره به جان جوامع دنیا و از جمله جوامع کشورهای در حال توسعه و کشورهای رو به پیشرفت و از جمله کشور ما انداخته است، نروید. [۱۳۹]
- در این روزهای مبارک و در این محشر عظیم مردمی، طبق رویهای که در سال های گذشته در مثل چنین روزی داشتهایم، با استفاده از این فضای روحانی، موردی را از دهها مورد که در زندگی ما می تواند مطرح شود، مطرح میکنم و آن اجتناب از اسراف و زیاده روی است.
به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر کشور عرض میکنم که موضوع قناعت را جدی بگیرید.
منظورم از قناعت این نیست که دست به نعمت های الهی نزنید و از آنها بهرهمند نشوید.
مقصود این است که حد و اندازه نگه دارید؛ زیاده روی و اسراف نکنید؛ نعمتهای الهی را ضایع ننمایید؛ که متأسفانه بسیاری میکنند.
میخواهم این مطلب را ملت عزیزمان بدانند که اسراف فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آن جایی که اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهای الهی انجام گیرد؛ تضییع و تلف کردن نعمت است.
تصمیم بگیرید این کار را نکنید. [۱۴۰]
- باید روحیه اسرافی که در بعضی از مردم به صورت روزافزون پیدا میشود، مهار گردد. [۱۴۱]
- من دیروز در پیام اول سال، به ملت ایران عرض کردم که صرفه جویی را شعار خودتان قرار دهید.
صرفه جویی به معنای گدا بازی نیست که بعضی بگویند چرا نمی گذارید مردم از نعمت های خدا استفاده کنند.
نه، استفاده کنند، ولی اسراف و زیاده روی نکنند.
اسراف در جامعه، لازمه اشرافی گری و تقسیم نابرابر ثروت و مایه تضییع اموال عمومی و نعمت الهی است.
صرفه جویی صحیح - همان که در اسلام به آن قناعت میگویند- به معنای نخوردن نیست، به معنای زیاده روی نکردن، مال خدا را حرام نکردن و نعمت الهی را ضایع نکردن است.
اگر جامعهای بخواهد قناعت و صرفه جویی را- که یک دستور اسلامی است - عمل کند، باید متوجه باشد که در شکل کلی به عدالت اجتماعی و مسئله عدالت پرداخته شود.
برای اینکه بشود این راه را ادامه داد، همه و همه باید کوشش کنند. [۱۴۲]
- ببینید اسراف چه کار می کند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانی، اسراف در انواع و اقسام کالاهای گوناگون، اسراف در اسباب بازی بچه و در وسایل تجملاتی! عزیزان من! این اسراف همان کاری را با کشور میکند که دشمن میخواهد! او از آن طرف به وسیله نفت، به وسیله تحریم اقتصادی و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ایران ضربه وارد میکند؛ از این طرف هم خود ما با اسراف و صرفه جویی نکردن، ضربه او را تکمیل میکنیم! حرف من این است. [۱۴۳]
- ارزش دیگر، دوری از اسراف و تجمل در سطح زمامداران است.
البته تجمل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چیزی که مردم را وادار میکرد که نسبت به این قضیه حساسیت نشان دهند، رفتارهای مسرفانه و متجملانه و ولخرجیهای با مال مردم در سطح حکومت بود.
این از آن چیزهایی بود که مردم نمی خواستند.
نظام اسلامی بر اساس این ارزش به وجود آمد که چنین چیزی نباشد. [۱۴۴]
- منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و میشود از آنها نهی کرد و باید نهی کرد از جمله اینهاست: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان.
ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلاً این یک منکر است یک منکر دینی است؛ یک منکر اقتصادی و اجتماعی است. [۱۴۵]
- مصرف گرایی برای جامعه بلای بزرگی است.
اسراف، روز به روز شکافهای طبقاتی و شکاف بین فقیر و غنی را بیشتر و عمیقتر میکند.
یکی از چیزهایی که لازم است مردم برای خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است.
دستگاههای مسئول بخشهای مختلف دولتی، به خصوص دستگاه های تبلیغاتی و فرهنگی - به ویژه صدا و سیما- بادی وظیفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرایی و تجمل گرایی سوق ندهند؛ بلکه در جهت عکس، مردم را به سمت قناعت، اکتفا و به اندازه لازم مصرف کردن و اجتناب از زیاده روی و اسراف دعوت کنند و سوق دهند.
مصرف گرایی، جامعه را از پای درمی آورد.
جامعهای که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدانهای مختلف شکست خواهد خورد.
ما باید عادت کنیم مصرف خود را تعدیل و کم کنیم و از زیادیها بزنیم. [۱۴۶]
- توصیه من به وزیران محترمی که اینجا هستند و به دیگر مسئولان دولتی امروز این است و قبلاً هم همیشه همین بوده است که روی مسئله تقویت پول ملی و به نظام آوردن خرجها و هزینه های دولتی تلاش کنند و جلوی ریخت و پاشها و خرج های زیادی و اسراف گونه را بگیرند و در یک دایره محدودتر وزارتی، رعایت کمال عدالت را بکنند و تبعیضهای بیجا را بردارند. [۱۴۷]
- اجتناب از اسراف و ریخت و پاشها جزء برنامههای بسیار خوب شماهاست. [۱۴۸]
- آنچه که پیشرفت است، این است که ما از هر که و هر جور، همه دانش های مورد نیازمان را فرا بگیریم؛ این دانش را به مرحله عمل و کاربرد برسانیم، تحقیقات گوناگون انجام بدهیم، برای اینکه دامنه علم را توسعه بدهیم، تحقیقات بنیادی انجام بدهیم، تحقیقات کاربردی و تجربی انجام دهیم.
درباره مشکلات اجتماعی که در کشور وجود دارد، تحقیق کنیم و راه ریشه کن کردن اینها را پیدا کنیم و به دنبال این برویم که راه مبارزه با اسراف چیست؛ اسراف یک بیماری اجتماعی است.
راه مبارزه با مصرف گرایی چیست؟ راه مبارزه با ترجیح کالای خارجی بر کالای ساخت داخل چیست؟ اینها تحقیق میخواهد.
در دانشگاهها پروژههای تحقیقی بگیرید، استاد و دانشجو کار کنید، نتیجه تحقیق را به مسئولان کشور بدهید؛ به رسانهها بدهید تا سرریز شود و فرهنگ سازی شود.
این میشود پیشرفت. [۱۴۹]
- اگر ضرورتهایی هم این کار را ایجاب میکرد، نباید دیگر این کارها را در دوره بعد از جنگ، در دهه دوم، سوم، انجام میگرفت.
نباید بیخود شرکت تولید میشد.
نباید از واگذاری شرکت های دولتی به مردم در آن بخشی که قانون اساسی تصریح به آن کرده بود، کوتاهی می شد.
باید مالکیت دولت را روز به روز کمتر میکردیم.
این طور نشده بلکه بیشتر و گستردهتر شده.
اما خیلی از درآمدهایی که باید در خدمت تولید، در خدمت گردش صحیح پول در جامعه قرار میگرفت، صرف کارهای غیرلازم شد؛ فعالیت های اسراف آمیز، ساختمان سازیهای بیخودی و حتماً به اقتصاد کشور لطمه خورد. [۱۵۰]
- ما مردم مسروفی هستیم، ما اسراف میکنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است، واردکننده نفت - بنزین - است! این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای اینه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان میخواهد ریخت و پاش کنند! این درست است؟ ما ملت، به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم.
اسراف بد است. [۱۵۱]
- من در شیراز اشاره کردم: اگر ما اسراف نکنیم، میتوانیم نیاز کشور را برآورده کنیم.
یکی از چیزهایی که ما در این کشور نتوانستیم بر خودمان فائق بیاییم و اصلاح کنیم، مسئله ی اسراف است . [۱۵۲]
- ساده زیستی، به خصوص در آقای رئیس جمهور، خوب و برجسته است و چیز با ارزشی است؛ در مسئولین هم، کم و بیش؛ یک جایی کمتر و یک جایی بیشتر، به حمدالله هست.
ساده زیستی چیز با ارزشی است.
ما اگر بخواهیم تجمل و اسرافی گری و اسراف و زیاده روی را، که واقعاً بلای بزرگی است، از جامعه مان ریشه کن کنیم، با حرف و گفتن نمیشود، که از یک طرف بگوییم و از طرف دیگر مردم نگاه کنند و ببینند عملاً جور دیگر است، باید عمل کنیم.
عمل ما باید موید و دلیل و شاهد بر حرف های ما باشد تا اینکه اثر بکند. [۱۵۳]
سوالات مسابقه
1- این جمله از کیست؟ «چه بسیار کسانی که با یک تذکر متنبه شده، مسیر زندگیشان عوض شده است.
الف - قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه 110
ب- قرآن کریم، سوره الذاریات، آیه 55
ج- حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
د- حضرت علی (علیه السلام)
2- مسلمانان در اندلس به چه حیلهای از جانب دشمن، از پا درآمدند و شکست خوردند؟
الف - رواج منکرات و شیوع مفاسد در بین مسلمانان به ویژه جوانان
ب- ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسلمانان به ویژه جوانان
ج- حمله نظامی همراه با جنگ روانی میان مسلمانان به ویژه جوانان
د- عدم فرماندهی متمرکز و فشارهای اقتصادی برای مردم
3- از دیدگاه حضرت امام صادق (علیه السلام) عقل و جهل و لشکریان آن چگونه تبیین و تفسیر شده است؟
الف - خدای عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیت است و فرمود تو را با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم.
ب- خدای عزوجل جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید.
ج- نیکی و آن وزیر عقل است و ضد او را بدی قرار داد که آن وزیر جهل است.
د- هر سه مورد صحیح است.
4- علامه طباطبایی نگهبانی از حریم مکتب و سقوط به ورطه هلاکت را عمل به چه امری ممکن میداند؟
الف - امر به معروف و نهی از منکر
ب- علم و عمل
ج- رفتار شایسته
د- هیچکدام
5- در موقع خواندن خطبه امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (علیه السلام) در سال 58 در سرزمین منی چند نفر از صحابیان و چند نفر از تابعان حضور داشتند؟
الف - 200 نفر از صحابیان و 800 نفر از تابعان
ب- 200 نفر از تابعان و 800 نفر از صحابیان
ج- 72 نفر از صحابیان و تابعان
د- هیچکدام
6- این سخنان از کیست؟ «شما که نه مالی در راه خدا دادهاید، نه جانی در راه خدای جان آفرین نثار کردهاید، نه با قوم و قبیلهای برای خدا درافتادهاید، چگونه آرزوی بهشت و همنشینی پیامبران و امان از عذاب دارید.
الف - پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
ب- امام علی (علیه السلام)
ج- امام حسین (علیه السلام)
د- امام سجاد (علیه السلام)
7- معروف چیست؟
الف - معروف به عملی گفته میشود که از عقل یا شرع نیکویی اش شناخته شده باشد.
ب- امر به معروف همان «حق» است که عقل و شرع بدان فرا میخوانند، چون آن را صحیح میشناسند.
ج- معروف نام فراگیر برای هر چیزی است که مصداق الهی و نزدیکی به خدا و خدمت و نیکی به مردم شناخته شده باشد.
د- هر سه مورد صحیح است.
8- منکر چیست؟
الف - منکر به کاری گفته میشود که به واسطه عقل و یا شرع نیکوییاش انکار شده باشد.
ب- عقل و شرع از منکر بیزارند، چراکه نمیتوانند آن را صحیح بشمارند پس هرچه را نتـوان چنین معرفتی نسبت به آن پیدا کرد، «منکر» است.
ج- منکر به عملی گفته میشود که انجام دادن و یا ندادن آن تفاوتی نمیکند.
د- الف و ب صحیح است.
9- رازداری، عیب پوشی، عفت کلام، چشم بستن نسبت به نامحرمان مصداق کدام یک از معروف های زیر است؟
الف - معروفهای واجب اخلاقی و اجتماعی
ب- معروفهای مستحب اخلاقی و اجتماعی
ج- معروفهای واجب عبادی
د- معروفهای مستحب عبادی
10- دروغ، تکبر، حسادت، سوء ظن، بی حرمتی به دیگران، بدحجابی و بی حجابی، خودکشی مصداق کدام یک از منکرهای زیر است؟
الف - منکرهای حرام اخلاق و اجتماعی
ب- منکرهای مکروه اخلاق و اجتماعی
ج- منکرهای حرام عبادی
د- منکرهای مستحب عبادی
11- اصل امر به معروف و نهی از منکر، تقلید در احکام شرعی، مبارزه با فرهنگ انحرافی، برائت از کفار و مشرکین از مصادیق کدام یک از موارد زیر است؟
الف - معروفهای واجب فرهنگی
ب- معروفهای مستحب فرهنگی
ج- معروفهای واجب عبادی
د- معروفهای مکروه عبادی
12- نگهداری سگ در منزل، پرخوابی، پرخوری مصداق کدام یک از موارد زیر است؟
الف - منکرهای مکروه درمانی، بهداشت، خوراکی
ب- معروفهای مستحب درمانی، بهداشت، خوراکی
ج- منکرهای مکروه فرهنگی
د- منکرهای مستحب فرهنگی
13- انجام وظایف محوله، حضور به موقع در محل کار، دقت و احتیاط در مصرف بیت المال از مصادیق کدام واجب است؟
الف - معروفهای واجب اداری
ب- معروفهای واجب فرهنگی
ج- معروفهای واجب عبادی
د- معروفهای واجب اخلاقی و اجتماعی
14- رشوه خواری، تبعیضهای ناروا، سوء استفاده از موقعیت شغلی، رانت خواری، تجمل گرایی از مصادیق کدام حرام میباشد؟
الف - منکرهای حرام اداری
ب- منکرهای حرام اقتصادی
ج- منکرهای حرام فرهنگی
د- منکرهای حرام عبادی
15- معروفهای واجب سیاسی را نام ببرید؟
الف - حضور در نماز جمعه، صیانت و دفاع از ارزش های سیاسی اسلام، حفظ دستاوردها و ارزش های انقلاب اسلامی
ب- حفظ جان و سلامتی، پرهیز از خوردن مال حرام، پرستاری از بیماران
ج- پرداخت وجوهات شرعی نظیر خمس، زکات، فطره و ادای دین
د- هیچکدام
16- منکرهای حرام خانوادگی را نام ببرید؟
الف - قطع رحم (روابط خویشاوندی)، اظهار حسادت به اقوام، دخالت های ناروای هر یک از اقوام در زندگی خانوادهها، هتک حرمت و سلب اختیارات اعضای خانواده نست به هم
ب- اختلاط زن و مرد به ویژه دختران و پسران خویشاوندان، رد کردن خواستگاری شایسته که دین و اخلاق خوبی دارند، پرهیز از ازدواج در صورتی که سبب معصیت شود.
ج- نامگذاری فرزندان با اسامی نیکو و آبرومند و برتر به ویژه اسامی پیامبر و اهل بیت و انبیاء، اظهار محبت و اشباع عاطفی اعضای خانواده، عقیقه کردن گوسفند برای بچه، ازدواج، بوسیدن فرزندان، اظهار محبت شوهر به همسر
د- احترام به والدین و تحصیل رضایت منطقی و شرعی آنها، صله رحم، مخالفت با خودنمایی و بی حیایی و ولنگاری در خانواده، امر به معروف و نهی از منکر اعضای خانواده به یکدیگر در مورد ابتلاعات زمانه
17- برای شناخت امر به معروف و نهی از منکر به چه ملاکهایی نیازمندیم؟
الف - فطرت
ب- عقل و شرع
ج- عرف و اجتماع
د- هر سه مورد صحیح است.
18- جملات زیر برای تأثیر امر به معروف و نهی از منکر از کیست؟
«اگر میداند تنها با (تقاضا) یا موعظه میتواند به این هدف دست یابد باید از این روش استفاده کند.
اگر میداند یا احتمال میدهد که «تکرار» امر و نهی تأثیر خوهد داشت، باید امر و نهی را تکرار کند. اگر می داند که امر و نهی نسبت به دیگران مؤثر واقع میشود، هرچند بر مخاطب اثر نمیبخشد، امر و نهی واجب است.
الف - حضرت امام خمینی (ره)
ب- مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای (دامت برکاته)
ج- استاد شهید مرتضی مطهری
د- استاد شهید دکتر بهشتی
19- مراتب امر به معروف و نهی از منکر کدامند؟
الف - اظهار تنفر قلبی
ب- امر و نهی گفتاری
ج- اقدام عملی
د- هر سه مورد صحیح است.
20- چشم بستن، چهره در هم کشیدن، روی گرداندن، پشت کردن، دوری کردن و خارج شدن از مجلس گناه، ترک رفت و آمد و...
جزء کدام یک از مراحل امر به معروف و نهی از منکر است؟
الف - اقدام عملی
ب- تنفر قلبی
ج- تذکر زبانی
د- هیچکدام
21- این سخن از کیست؟ «در جامعه اسلامی، تکلیف عامه مردم، امر به معروف و نهی از منکر با لسان است. البته نقش مهم تر را هم، همین زبان دارد چیزی که جامعه را اصلاح میکند، همین نهی از منکر زبانی است.
الف - حضرت امام خمینی (ره)
ب- مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته)
ج- استاد شهید مطهری
د- آیت الله بهشتی
22- جهت تأثیر تذکر لسانی چه باید کرد؟
الف - یک نفر ده یا صد بار بگوید
ب- ده نفر صد یا هزار بار بگوید
ج- بیتوجه از کنار موضوع بگذریم
د- هیچکدام
23- نظر مقام معظم رهبری به عنوان نظارت همگانی از طریق تذکر لسانی (امر به معروف و نهی از منکر) کدام یک از گزینههای زیر است؟
الف - بیتوجهی و بی تفاوتی در جامعه
ب- تحکم و ایستادگی در مقابل متخلف
ج- سنگینی افکار عمومی جامعه روی وجود مختلف شرع و قانون
د- هر سه گزینه صحیح است.
24- جمله «امر و نهی زبانی را که مهمترین عامل حتی از جهاد بالاتر است» از کیست؟
الف - حضرت امام خمینی (ره)
ب- مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته)
ج- آیت الله شهید مدنی
د- آیت الله شهید دستغیب
25- مقام معظم رهبری چه عملی را حتی از اثر توپ و تفنگ و بمب و اتم برای اصلاح جامعه موثرتر میداند؟
الف - تقوی و پرهیزکاری
ب- کنترل انتظامی و اجتماعی
ج- امر و نهی زبانی (تذکر لسانی)
د- هیچکدام
26- مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) از مراتب سهگانه امر به معروف و نهی از منکر کدام را خواستارند:
الف - اظهار تنفر قلبی
ب- امر و نهی گفتاری (زبانی)
ج- اقدام عملی
د- الف و ب صحیح است.
27- این جمله از کیست؟ «اگر انسان بداند که با مرتبه اول امر به معروف و نهی از منکر (یعنی ابراز انزجار قلبی به وسیله روی گردانی، در هم کشیدن چهره و مانند آن) مقصود حاصل نمیشود، واجب است که با مرتبه دوم یعنی امر و نهی زبانی اقدام نماید.
الف - حضرت امام خمینی (ره)
ب- مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته)
ج- حضرت آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته)
د- حضرت آیت الله مجتبی تهرانی (دامت برکاته)
28- در نظام اسلامی مرحله سوم (اقدام عملی) امر به معروف و نهی از منکر بر عهده است.
الف - علماء و روحانیون
ب- فرهیختگان و دانشمندان
ج- عامه مردم
د- حکومت و مسئولین نظام
29- از دیدگاه مقام معظم رهبری: (اتلاف مناقع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان) کدام یک از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است؟
الف - منکر دینی، منکر اقتصادی و منکر اجتماعی
ب- منکر سیاسی
ج- منکر فرهنگی
د- منکر اداری
30- هدرروی انرژی در سال 86 حدوداً به چه میزان بوده است؟
الف - حدود 60 میلیارد دلار
ب- حدود 70 میلیارد دلار
ج- حدود 80 میلیارد دلار
د- حدود 50 میلیارد دلار
چه بسیار کسانی که با یک تذکر متنبه شده، مسیر زندگیشان عوض شده است.
(سوره زاریات، آیه 55) تأثیر زبان و گفتن: در جامعه اسلامی تکلیف عامه مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است.
چیزی که جامعه را اصلاح میکند همین نهی از منکر زبانی است.
خدای متعال در زبان این اثر را قرار داده است در امر و نهی این اثر را قرار داده است ما چرا این حکم الهی را درک نمیکنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید میشود یا نمیشود.
حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمیخواهد.
لازم نیست سخنرانی بکنید کسی را که میبینید خلافی مرتکب می شود، دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینهورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی اعتنایی به محرمات دین را، بی اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفتههای ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید این کار شما خلاف است، نکنید.
شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک میشود.
تأثیر امر و نهی زبانی اگر انجام گیرد، از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است.
مقام معظم رهبری: کتاب باید وارد زندگی مردم شود و کتاب خوانی به یک سیره و سنت تبدیل شود.
برای یک ملت خسارت بزرگی است که افراد آن با کتاب سر و کاری نداشته باشند.
جای کتاب را هیچ چیز پر نمیکند.
کتاب را باید ترویج کرد.
پانویس
- ↑ وسایل الشیعه ج11، ابواب امر به معروف و نهی از منکر، باب 1، ج1 2.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 1 3.
- ↑ آل عمران، آیه 146 5.
- ↑ اسرار سازمان مخفی یهود، ژرژ لامیلن، ترجمه: ر.ش، ص9–8 6.
- ↑ توطئه جهانی، محمد نقی تقی پور، ج1، ص31 7.
- ↑ توطئه جهانی، محمد نقی تقی پور، ج1، ص30 8.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، 71/2/23 9.
- ↑ خاطره سقوط اندلس، احمد رائف، ترجمه محمدرضا انصاری، ص78 10.
- ↑ در سوره شمس به آن اشاره شده: آیه 8؛ فالهمها فجورها و تقویها 11.
- ↑ سوره ص، آیه 71 12.
- ↑ سوره ص، آیه 72 13.
- ↑ دیوان حافظ 14.
- ↑ المیزان علامه طباطبایی، ج3، ص372 15.
- ↑ متن و ترجمه خطبه از کتاب «تحف العقول»، ترجمه: آیت اله جنتی، ص239–237 16.
- ↑ سوره مائده، آیه 63 17.
- ↑ سوره مائده، آیات 78 و 79 18.
- ↑ سوره مائده، آیه 44 19.
- ↑ سوره توبه، آیه 71 20.
- ↑ سوره مائده، آیه 44 21.
- ↑ سوره توبه، آیه 71 22.
- ↑ سوره نحل، آیه 36 23.
- ↑ سوره هود، آیات 85–84 24.
- ↑ سوره هود، آیه 88 25.
- ↑ سوره آل عمران، آیات 114–113 26.
- ↑ سوره اعراف، آیه 165 27.
- ↑ سوره لقمان، آیه 17 28.
- ↑ سوره هود، آیه 116 29.
- ↑ سوره مائده، آیات 89–78 30.
- ↑ مفردات، راغب اصفهان، ص331 31.
- ↑ مفردات لقرآن فی مجمع البیان، الیاس کلانتری، ص255 32.
- ↑ مجمع البحرین، طریحی، ج3، ص158، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 33.
- ↑ مفردات راغب 34.
- ↑ اقصی البیان 35.
- ↑ تحریر الوسیله، ج2، ص463 36.
- ↑ ر.ک.راویات غدیر تألیف ناصر اسماعیلنژاد (اولین مسابقه بزرگ کتابخوانی) 37.
- ↑ سوره شمس، آیات 8–7 38.
- ↑ سوره مائده، آیه 2 39.
- ↑ المیزان، ج5، ص190 40.
- ↑ سوره ملک، آیه 10 41.
- ↑ ر.ک.جهان اسلامی، مرتضی مطهری، ص47–43 42.
- ↑ سوره اسرا، آیه 36 43.
- ↑ سوره مریم، آیه 43 44.
- ↑ سوره یوسف، آیه 108 45.
- ↑ سوره طه، آیه 44 46.
- ↑ سوره اعراف، آیه 164 47.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، کلمات قصار، ص252 48.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص425 49.
- ↑ تحریرالوسیله، ج1، ص469 50.
- ↑ تحریرالوسیله، ج1، ص467، مسئله 1 51.
- ↑ ر.ک. تحریرالوسیله، ج1، ص741–470 52.
- ↑ تحریرالوسیله، ج1، ص468 53.
- ↑ سوره بقره، آیه 195 54.
- ↑ مجمع البیان، طبرسی، ج1، ص289 55.
- ↑ تفسیر المیزان، ج2، ص64 56.
- ↑ همان 57.
- ↑ حماسه حسینی، ج2، ص129–128 58.
- ↑ سوره بقره، آیه 44 59.
- ↑ سوره صف، آیه 2 60.
- ↑ جواهر الکلم، ج21، ص374–373 61.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص404 62.
- ↑ غرر الحکم 63.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج3، ص181 64.
- ↑ مستدرک، ج12، ص177 65.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص194 66.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج2، ص225 67.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص405 68.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص445 69.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص409 70.
- ↑ ر.ک. تحریرالوسیله، امام خمینی (ره)، ج1، ص467 71.
- ↑ فروع کافی، کلینی، ج5، ص59 72.
- ↑ سوره انعام، آیه 69–68 73.
- ↑ البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، ج1، ص423 74.
- ↑ سوره نساء، آیه 140 75.
- ↑ سوره نساء، آیه 140 76.
- ↑ رساله عملیه امام خمینی (ره) 77.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج12، ص316 78.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص413 79.
- ↑ تحریرالوسیله، ج1، ص477 80.
- ↑ سوره طه، آیات 44–43 81.
- ↑ در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی، دانشگاه تهران، مورخ 77/2/22 82.
- ↑ تحریرالوسیله، ج1، ص479–478 و کتاب دفتر بیست و یکم ، انتشارات حضرت امام خمینی (ره) 83.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 108 84.
- ↑ حماسه حسینی، ج2، ص94 85.
- ↑ رساله امام خمینی (ره) 86.
- ↑ وسایل الشیعه، ج17، ص3 87.
- ↑ سوره حج، آیه 41 88.
- ↑ جواهر کلام، ج31، ص381 89.
- ↑ آلاء الرحمن بلاغی، ج1، ص325 90.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53 91.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 110 92.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 104 93.
- ↑ بنابر این که «من» در آیه شریفه تبعیضیه باشد چنانکه اغلب مفسران پذیرفتهاند.
- ↑ (ر.ک. تبیان) شیخ طوسی، ج2، ص548 94.
- ↑ معالم القریه، محمد بن احمد القرشی، ص7 95.
- ↑ الاحکام السلطانیه، قاضی ابوعلی، ص284 96.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص394 97.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 47 98.
- ↑ با استفاده از کتاب امر به معروف و نهی از منکر (مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه) 99.
- ↑ صحیفه نور، ج10، ص227 100.
- ↑ انقلاب اسلامی، ص40–57 101.
- ↑ بقره، آیه 79 و آل عمران، آیه 112 102.
- ↑ اسلام آیین زندگی، علی حجتی کرمانی، ص153، انتشارات فردوسی 103.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 104 104.
- ↑ به نقل از تفسیر ابوالفتح رازی 105.
- ↑ سوره بقره، آیه 143 106.
- ↑ سوره احزاب، آیه 33 107.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 110 108.
- ↑ پیرامون انقلاب اسلامی، ص82، انتشارات اسلامی 109.
- ↑ سوره رعد، آیه 11 110.
- ↑ بحارالانوار، ج44، ص329 111.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 131 112.
- ↑ صحیفه نور، ج8، ص171 113.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص395 58/4/17 .114 115.
- ↑ صحیفه نور، ج8، ص85 116.
- ↑ فقه سیاسی، ابوالفضل شکوری، ج1، ص185 117.
- ↑ جمهوری اسلامی، 71/4/8 118.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص411 119.
- ↑ وسایل الشیعه، ص410 120.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص1263- وسایل الشیعه، ج16، ص134 121.
- ↑ همان مدرک، خطبه 11 122.
- ↑ نهضتهای صد ساله، شهید مطهری، ص97، انتشارات صدرا 123.
- ↑ جمهوری اسلامی، 71/4/23 124.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص394 125.
- ↑ جمهوری اسلامی، 71/5/8 126.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 166 127.
- ↑ وسایل الشیعه، ج11، ص407 128.
- ↑ مقتل خوارزمی، ج1، ص184 129.
- ↑ مقتل مقرم، ص15 130.
- ↑ لواعج الاشجان، ص40–39 131.
- ↑ موسوعه کلمات الامام الحسین (علیه السلام)، ص362 132.
- ↑ بلاغه الحسین (علیه السلام)، ص158–157 133.
- ↑ بخشی از خطبه نماز جمعه «تهران» سال 1373 مصادف با عاشورای سال 1415 هجری «نقل از «عبرتهای عاشورا، ص54–48»» 134.
- ↑ در آستانه محرم، 85/2/26 135.
- ↑ خبرگزاری موج، گروه اقتصاد و کلان و سیاست 136.
- ↑ سوره اعراف، آیه 31 137.
- ↑ سوره انعام، آیه 141 138.
- ↑ در صحن مطهر ثامن الحجج امام رضا (ع)، 1388/1/1 139.
- ↑ دیدار با قشرها مختلف مردم (روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان)، 1360/1/26 140.
- ↑ دیدار گروهی از زنان به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن، 1371/9/25 141.
- ↑ خطبههای نماز عید سعید فطر، 1372/6/4 142.
- ↑ خطبههای نماز جمعه سوم رمضان 1415، 1373/11/14 143.
- ↑ اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینی (ره) مشهد مقدس رضوی، 1376/1/1 144.
- ↑ در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع)، 1377/1/1 145.
- ↑ خطبههای نماز جمعه تهران، 1379/2/23 146.
- ↑ خطبههای نماز جمعه تهران، 1379/9/25 147.
- ↑ خطبههای نماز عید فطر، 1381/6/15 148.
- ↑ دیدار معلمان و کارگران، 1382/7/10 149.
- ↑ دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت، 1385/6/6 150.
- ↑ دیدار استادان و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان، 1385/8/18 151.
- ↑ دیدار مسئولان اقتصادی و دست اندر کاران اجرای اصل 44 قانون اساسی، 1385/11/20 152.
- ↑ خطبههای نماز عید سعید فطر، 1386/7/21 153.
- ↑ دیدار هزاران نفر از مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی، 1387/1/15 154.
- ↑ دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت، 1387/6/2 منابع و مآخذ اجوبه الاستفتائات / آیت الله سیدعلی خامنهای الاحکامالسلطانیه / قاضی ابوعلی البرهان فی تفسیر القرآن/ بحرانی بلاغه الحسین (ع)/ سیدمصطفی آل اعتماد تبیان/ شیخ طوسی تحریرالوسیله / حضرت امام خمینی (ره) تحف العقول / ابن شیعه حرانی تفسیر المیزان / علامه طباطبایی جواهرالکلم / محمدحسن نجفی جهان اسلامی / مرتضی مطهری خاطره سقوط اندلس / احمد رائف، ترجمه محمدرضا انصاری دیوان حافظ راویان غدیر/ اولین مسابقه بزرگ کتابخوانی، ناصر اسماعیلنژاد رساله عملیه / آیت الله العظمی بهجت رساله عملیه / آیت الله العظمی مکارم شیرازی رساله عملیه / آیت الله العظمی سیستانی رساله عملیه / حضرت امام خمینی (ره) رساله عملیه / مرحوم آیت الله العظمی اراکی رساله عملیه / مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی رساله عملیه / مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی رساله عملیه / مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی شرح غررالحکم و دررالکلم / جمال الدین خوانساری صحیفه نور/ حضرت امام خمینی (ره) فروع کافی / محمد بن یعقوب کلینی قرآن کریم لواعج الاشجان / سیدمحمدحسین حسینی طهرانی مجمع البحرین / شیخ فخرالدین الطریحی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی مجمع البیان/ ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی مستدرک الوسایل / محمدحسین نوری معالم القریه / محمد بن احمد القرشی مفردات/ راغب اصفهانی مفردات لقرآن فی مجمع البیان/ الیاس کلانتری مقتل خوارزمی / مقتل مقرم / موسوعه کلمات الامام الحسین (ع)/ پژوهشکده باقرالعلوم، دارالمعروف قم نهج البلاغه / الاء الرحمن نهج البلاغه / صبحی صالح نهج البلاغه / فیض الاسلام وسایل الشیعه / شیخ حر عاملی







