جلسه چهل و ششم درس امر به معروف استاد طائب

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۴ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر</div> == خلاصه جلسه قبل == بسم ا...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه جلسه قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث پیرامون شرط سومی بود که برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر بیان کردند.

منشاء شرط الاستمرار

عرض کردیم اصل این شرط از زمان مرحوم شیخ طوسی و در کتاب اقتصاد ایشان مطرح شده است. بعد از ایشان، ابن ادریس در سرائر همان متن شیخ طوسی را آورده و بعد هم مرحوم محقق حلی در شرایع، تقریباً می‌توانیم بگوییم که این متن را تغییر داده و به نوع دیگری بیان فرمود. فقهای بعدی هم به تبع، این مسئله را مطرح کرده‌اند.

ما یک سلسله شروط داریم که‌ شروط مستفاد از تزاحم الادله است. به عنوان مثال، شما دلیلی نخواهید یافت که لباس نمازگزار، نباید غصبی باشد. روایت یا آیه‌ای پیرامون این مسئله نداریم؛ ولی هر کسی متعرض لباس مصلی شده، فرموده که از شرایط لباس مصلی این است که غصبی نباشد.

این شرط را فقها از کجا آورده‌اند؟ با اینکه تصریح به این شرط در روایات اهل بیت(ع) نیست. عرض کردیم این را از باب تزاحم ادله و جمع بین ادله به دست آوردیم؛ به این معنا که در شریعت مقدسه، فرموده‌اند که غصب، حرام است. چه لباس باشد، ماشین باشد، فرش باشد و غیره؛ غصب به طور کلی حرام است. از آن طرف فرمودند که در نماز، باید لباس داشته باشید. شما یک لباس دزدی دارید و آن را به تن کرده‌اید. دلیل لاتغصب می‌گوید که این را درآور. این لباس شما حرام و غصبی است. دلیل نماز می‌گوید که در نماز باید لباس بپوشید. از آن طرف هم شرع به ما می‌گوید نماز بخوان.

پس در این لباس، یک دلیل می‌گوید حرام و یک دلیل می‌گوید واجب. شما دلیل حرام را مقدم می‌کنید و می‌گویید دلیل حرمت، مقدم بر دلیل وجوب است. پس از اینجا یک شرط برای لباس مصلی درست شد و آن اینکه لباس مصلی نباید غصبی باشد. این را از آن لاتغصب به دست آوردیم.

بسیاری از شروطی که در باب فقه، فقها متعرض آن می‌شوند،‌ فروعاتی است که این‌گونه از جمع بین ادله به دست آمده‌است. این شرط الاستمرار هم که مورد بحث ماست، از این نوع شروط است. منتهی بحث جلسه قبل ما این بود که آیا این شرطی است به غیر از احراز موضوع یا نه، این همان نفس احراز موضوع است و شرط نیست؟

به این معنا که در امر به معروف و نهی از منکر، تا موضوع احراز نشود، بر ما واجب نمی‌شود. قبلا عرض کردیم موضوع در امر به معروف و نهی از منکر، نیت فعل حرام به صورت محرز است؛ یعنی ما احراز کنیم که این فرد نیت فعل حرام دارد. این موضوع نهی از منکر است. تلبس لازم نیست که این حتماً متلبس به حرام شده باشد. چون وقتی متلبس به حرام شد، دیگر کار از کار گذشته است؛ در حالی‌که شما می‌خواستید از منکر جلوگیری کنید تا تحقق پیدا نکند.

معنی اصرار بر استمرار

امام(ره) فرمودند باید بدانید که این فرد اصرار بر استمرار دارد. اصرار بر استمرار، یعنی اینکه شخص عاصی اراده داشته باشد، این فعل را حتماً انجام دهد.

امام رضوان الله تعالی علیه در مسئله 4 شرط اصرار، یک مسئله‌ای را مطرح می‌کنند که این بیان ما را کاملاً روشن می‌کند. ایشان در مسئله 4 می‌فرماید: «المراد بالاستمرار الارتكاب ولو مرة أخرى لا الدوام، فلو شرب مسكرا و قصد الشرب ثانيا فقط وجب النهي.» مراد ما از استمرار این است که او بخواهد انجام دهد؛ ولو یک بار دیگر. اصلاً مراد از استمرار نفس انجام است ولو یک دفعه دیگر. مراد از استمرار این نیست که او بخواهد تا همیشه این کار را انجام دهد. بنابراین امام(ره) مثال می‌زنند: «فلو شرب مسكرا و قصد الشرب ثانيا فقط وجب النهي» یک شخصی شرابی را خورد و گفت یک دفعه دیگر هم بخورم، دیگر نمی‌خورم، اینجا باید نهی کنید.

به هر تقدیر امام(ره) فرمود مراد از استمرار، نفس ارتکاب است که این فرد می‌خواهد منکری را انجام دهد، ولو یک بار دیگر. ما گفتیم که موضوع نهی از منکر این است که شخصی بخواهد منکری را انجام دهد. خود امام(ره) فرمود: «المراد بالاستمرار الارتكاب»، یعنی وقتی فهمیدید این شخصی که مرتکب منکر شده، می‌خواهد استمرار ‌دهد، یعنی مثلا شخصی که شراب خورده است، فهمیدید که او می‌خواهد یکی دیگر بخورد، باید او را نهی کنید.

مفهوم مستتر در استمرار

پس موضوع، نیت شد. حق هم همین است. اگر موضوع امر به معروف و نهی از منکر تحقق باشد، معنا برای نهی از منکر نمی‌ماند. به این معنا که مثلا شخصی می‌خواهد شراب بخورد. تا قبل از اینکه شراب نخورده است، شما حق ندارید به او بگویید شراب نخور. شراب که خورد، باید به او بگویید که شراب نخور. او هم می‌گوید خوردم و تمام شد. قرار بر این است که با نهی از منکر، منکر تحقق پیدا نکند. بنابراین نهی از منکر، جلوگیری از تحقق منکر است. وقتی این شد، باید از زمانی اقدام کنید که این فرد نیت کرد این کار را انجام دهد تا اثر کند و تحقق نیابد.

بیان صواب مسئله

لذا ما همین مسئله 4 را هم عوض کردیم. ما مسئله 4 را این طور گفتیم: «المراد بالاستمرار نیت الارتکاب لا دوام الارتکاب.» بنابراین ما مثال امام(ره) را هم به این صورت تغییر دادیم: «فلو نوى شرب المسكر او شرب و نوی ثانیا فقط، وجب النهی.» شخصی نیت کرد شراب بخورد؛ یا خورد و یا نیت کرد که یک بار دیگر بخورد، در اینجا واجب است که او را نهی کنید. پس موضوع نیت شد. حالا که موضوع نیت شد، شما باید احراز کنید.

جلسه گذشته عرض کردیم که گاهی نیت، علماً یا به طریق معتبر، احراز شده است. شما می‌دانید که این فرد، می‌خواهد انجام دهد؛ وقتی احراز شد، نهی واجب است. گاهی نسبت به این نیت، علم ندارید. مراد ما از علم، یا یقین و یا ظن معتبر بود. گاهی علم ندارید، بلکه ظن غیر معتبر دارید؛ این‌جا واجب نیست. بر این اساس مسائلی ایجاد می‌شود.

اماره غیر معتبره بر استمرار

ما مسئله 3 که امام(ره) فرمودند را مطرح می‌کنیم. ایشان می‌فرماید: «لو قامت أمارة معتبرة على استمراره وجب الانكار، ولو كانت غير معتبرة ففي وجوبه تردد و الأشبه عدمه.» ایشان می‌فرماید اگر اماره معتبره بر استمرار قائم شد، واجب است بگویید؛ ولی اگر این اماره غیر معتبره بود، در این که واجب است، تردد است؛ بلکه اشبه این است که واجب نیست.

پس مسئله این شد که اگر اماره قائم شود که این فرد می‌خواهد شراب بخورد، واجب است که بگویید. اما اگر این اماره معتبره نیست(مثلا یک نفری که به حرف او اعتباری نیست، می‌گوید که فلانی می‌خواهد شراب بخورد) ایشان می‌گوید در این شرایط، واجب نیست.

اینجا حضرت امام(ره) بحث استمرار را مطرح کرده‌اند. ما در اینجا باید بر اساس بیاناتی که جلسه گذشته تقدیم کردیم، باید نکته‌ای را اضافه کنیم. این مسئله دو صورت دارد؛ یک صورت اینکه ما شخصی را دیدیم که وارد شراب فروشی شد و یقین کردیم که می‌خواهد شراب بخورد، اما یکباره او را ندیدیم. حائلی واقع شد و یک نفر آمد و گفت فلانی می‌خواهد شراب را بخورد. پس شما بر استمرار نیت، دلیل معتبر پیدا کردید و باید بگویید شراب را نخور.

مورد و موقع نهی در نهی از منکر

می‌خواهم یک مسئله در ذهنتان خوب روشن شود و آن این است که در نهی از منکر، از چه چیزی می‌خواهیم نهی کنیم؟ شخصی الآن هیچ حرامی انجام نداده است. ما نمی‌خواهیم از حرام انجام شده جلوگیری کنیم. ما می‌خواهیم از انجام حرام جلوگیری کنیم. در نهی از منکر، مسئله جلوگیری از حرامِ محقق نیست؛ بلکه مسئله جلوگیری از تحقق الحرام است. یعنی هنوز هیچ حرامی اتفاق نیفتاده است؛ می‌خواهد اتفاق بیفتد، باید جلوی آن را بگیریم. بنابراین نه مقدمات حرام است و نه تجری؛ هیچ کدام حرام نیست. همه حلال است؛ اما این فرد با این مقدمات، می‌خواهد وارد در حرام شود و ما می‌خواهیم از آن حرام جلوگیری کنیم. الآن باید به او بگوییم انجام نده. لذا ما او را از مقدمات هم نهی نمی‌کنیم. کسی که انگور خریده است تا در خمره شراب بیاندازد، ما به او نمی‌گوییم انگوری نیانداز؛ می‌گوییم شراب نخور. می‌گوید من که هنوز انجام نداده‌ام. می‌گوییم آن زمانی که انجام دهی، دیگر کار از کار گذشته است. خدای متعال به ما فرموده است که نهی از منکر کنیم. ما از تحقق المنکر نهی می‌کنیم نه از منکر محقق. منکر محقق که تمام می‌شود. بر این اساس وقتی که فرد نیت کند، آنجا امر به معروف و نهی از منکر بر ما فعلی شده است.[1]

حالات سه گانه نهی از منکر

بنابراین ما در این موضوع، یکی از سه حالت را داریم؛ یکی این‌که به یقین یا ظن معتبر می‌دانیم که او انجام می‌دهد. در اینجا یاید او را نهی کرد.

زمانی است که به یقین یا به دلیل معتبر می‌فهمیم که او دست از نیت برداشت. اگر برداشت که تمام می‌شود. اما زمانی هست که می‌دانیم نیت داشته، اما دلیل معتبر بر اینکه دست از نیت برداشت نداریم؛ دلیل غیر معتبر به ما گفته که او از نیت خود برگشته است. سؤال این است که اینجا باید چه کار کنیم؟ در جایی یقین داشتید که نیت داشت، ولی الآن تردید می‌کنید؛ در اینجا استحصاب بقاء نیت می‌گوید بلند شو و انجام بده. موقعی که یقین پیدا کردید که می‌خواهد شراب بخورد، تکلیف امر به معروف بر شما فعلی شد و شرع گفت برو و او را نهی کن. الآن شک دارید که این تکلیف از شما ساقط شد یا نه، در اینجا استحصاب می‌کنید. پس اینجا، هم استحصاب حکم جاری است و هم استحصاب موضوع.

یک مورد هم شک در استمرار می‌کنید. آنجا اصل، عدم تکلیف است؛ آن جایی که فرد یک لیوان شراب داشت، وقتی ما رسیدیم، او شراب را خورده بود. ما در اینجا شک می‌کنیم که او می‌خواهد دوباره بخورد یا این لیوان شراب، اولین و آخرین شرابی بود که او می‌خورد. یک دلیل غیر معتبر می‌گوید که این دوباره می‌خورد؛ ما شک در استمرار نیت می‌کنیم. دلیلی هم که به ما گفت استمرار می‌دهد، غیر معتبر است. در اینجا اصل بر عدم است؛ چون آن نیتی که برایمان محرز بود که او شراب می‌خورد، با خوردن اولی از بین رفت، نسبت به دومی یقین نداریم که می‌خواهد بخورد یا نه. نیت او برای من محرز نیست؛ عدم نیت را استحصاب می‌کنم. یعنی یک زمانی او نیت خوردن دومی را نداشت. شک می‌کنم نیت پیدا کرد یا نه؛ عدم نیت را استحصاب می‌کنم.

بیان صواب مسئله

لذا این مسئله‌ سومی که امام(ره) مطرح کرده‌اند: «لو قامت أمارة معتبرة على استمراره وجب الانكار، ولو كانت غير معتبرة ففي وجوبه تردد و الأشبه عدمه»، اگر این اماره بر استمرار، غیر معتبره بود، حضرت امام(ره) فرمود: «ففي وجوبه تردد و الأشبه عدمه» و این‌طور فتوا دادند؛ ولی ما گفتیم این مسئله دو شق دارد. لذا مسئله را به این شکل عنوان کردیم: «لو قامت أمارة معتبرة على استمراره وجب الانكار، ولو كانت غير معتبرة فمع الیقین بالنیه و قبل التلبس، وجب و اما مع التلبس و الشک فی نیت الجدید، فلایجب.» اگر اماره معتبره بود، واجب است او را نهی کنید؛ اما اگر این اماره معتبره نبود و شما می‌دانید که او می‌خواهد بخورد، اما هنوز نخورده بود و یک نفر گفت که او از نیتش برگشته است، واجب است بگویید نخور؛ چون در اینجا استحصاب حکم و موضوع دارید.

«و اما مع التلبس و الشک فی نیت الجدید، فلا یجب» اما اگر شخص رفت و شراب را خورد و ما تردید کردیم که او دوباره می‌خواهد بخورد یا نه، در این صورت واجب نیست؛ چون در وجه اول ما استحصاب بقاء موضوع داریم، اما در اینجا استصحاب نداریم؛ چون موضوع حالت سابقه ندارد.

پاورقی

[1]به عنوان مثال وقتی در مسجد النبی، فرماندار فراخوان داد و همه جمع شدند، امام حسین(ع) بر منبر گفت معاویه مرد و اینها از شما می‌خواهند که باید با یزید بیعت کنید. هنوز حرامی اتفاق نیفتاده است. تازه مردم می‌خواهند بلند شوند و بیعت کنند. حضرت ایستاد و فرمود، بیعت نکنید. اینکه حضرت فرمود بیعت نکنید، نهی از منکر است. هنوز مردم بیعت نکرده‌اند. بعضی از افراد هم بیعت کرده بودند، ولی حضرت فرمود که بیعت خود را قطع کنید؛ چون بقاء بر این بیعت، خودش معصیت است. حضرت فرمودند ادامه ندهید. والا آن معصیت انجام شده بود.

بازگشت به دروس خارج