جلسه چهل و دوم درس امر به معروف استاد طائب

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۹ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر</div> == بررسی مسئله شانزدهم ==...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر

بررسی مسئله شانزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله 16 که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه مطرح می‌کند را بررسی می‌کنیم.

نهی کسی که به اطراف علم اجمالی عمل خواهد کرد

ایشان در این مسئله می فرماید: «لو علم أن نهيه مثلا مؤثر في ترك المحرم المعلوم تفصيلا و ارتكابه مكانه بعض أطراف المعلوم بالاجمال فالظاهر وجوبه إلا مع كون المعلوم بالاجمال من الأهمية بمثابة ما تقدم دون المعلوم بالتفصيل فلا يجوز، فهل مطلق الأهمية يوجب الوجوب؟ فيه إشكال.»

من در جایی می‌دانم که اگر کسی را از چیزی نهی کنم، او از یک حرامی که مشخصاً حرام است، دست بر می‌دارد. اما یکی از اطراف حرام معلوم بالاجمال را مرتکب می‌شود.

به عنوان مثال، یک نفر می‌خواهد که شراب بخورد. در اینجا دو مایع شربت وجود دارد؛ یکی غیر‌ غصبی و حلال است و دیگری غصبی و حرام است. این دو با هم مشتبه شده‌اند که کدام یک غصبی است و کدام یک حلال است. این فرد می‌خواهد یک مایعی بخورد. یک مایع داریم که شراب است و دو مایع شربت هم داریم که یکی از آنها حرام است و دیگری حلال است.

پس سه تا مایع شد؛ «احدهما معلوم حرمته تفصیلا» و حرمت دو مایع دیگر معلوم است، اما اجمالاً. شما اگر به این فرد بگویید شراب نخور، نمی‌خورد، اما یکی از آن‌ها را می‌خورد. آیا در اینجا نهی ما واجب است یا واجب نیست؟ آیا در اینجا واجب است که بگوییم شراب نخور، در حالی که می‌دانیم که اگر او را از شرب خمر نهی کنیم،‌ یکی از دو مایعی را که اجمالاً می‌دانیم یکی از آن حرام است را می‌خورد. آیا در اینجا نهی از منکر واجب است یا واجب نیست؟

توضیح کلام امام(ره)

مسئله این‌طور شد: «لو علم أن نهيه مثلا مؤثر في ترك المحرم المعلوم تفصيلا و ارتكابه مكانه بعض أطراف المعلوم بالاجمال فالظاهر وجوبه.» این «و ارتكابه» عطف به همان مؤثرٌ است.

اینجا دو تا سؤال است؛ یکی اینکه چرا واجب است و دیگری اینکه چرا ایشان فرمودند «الظاهر» و قاطعاً حکم به وجوب نداده‌اند؟

اما اینکه واجب است، دلیلش این است که موضوع نهی از منکر، به صورت بالفعل در خارج موجود است. موضوع اراده این فرد بر شرب‌الخمر است. با فعلیت موضوع، حکم فعلیت پیدا کرده است. اینجا یقین به اثر هم داریم. می‌دانیم اگر به او بگوییم شراب نخور، او شراب نمی‌خورد. پس ما باید قاطعاً بگوییم: «لا تشرب الخمر.»

در صورتی این نهی از وجوب خارج می‌شود که مانعی برای نهی باشد. مانع این است که ملازم با حرام باشد. تنها در موردی که نهی از منکر، مستلزم حرام دیگری باشد، نهی، از وجوب، خارج می‌شود. در این مورد، نهی ما مستلزم حرامی نیست.

آنچه در اینجا بر ما واجب است، این است که او را از شرب‌الخمر نهی کنیم. ما او را ترغیب به شرب شربت مردد نمی‌کنیم. آنچه که ما انجام دادیم، نهی او از شرب خمر است. اما این فرد وقتی اراده‌اش از شرب خمر لغو شد، اراده‌اش بر احد الاطراف، استقرار پیدا می‌کند. این ربطی به ما ندارد؛ آن چیزی که بر ما دارای وجوب است، نهی از منکر است.

پس موضوع نهی از منکر در اینجا فعلی است و اثر تسبیبی ندارد. نهی ما، او را از شرب الخمر باز می‌دارد. ترک شرب الخمر، سبب می‌شود که او به سراغ خوردن شربت برود و آن به ما ربطی ندارد.

اینجا یک فرعی قابل سؤال است که ما آن را باید جدا مطرح کنیم. این مسئله معلوم شد که باید قاطعاً بگوییم «یجب». حضرت امام(ره) چرا در این مسئله فرمودند: «الظاهر»؟ چون احتمال می‌رود که نهی ما سببیت در معصیت دیگر داشته باشد، بنابراین نهی از منکر، با فعل حرام، ملازم شده است. این احتمال ضعیف، باعث شده است که ایشان فتوا به «الظاهر» بدهد.

فرع دیگری بر مسئله

این مسئله تمام است. اما برای این مسئله، می‌توانیم یک فرع دیگری را مطرح کنیم. مسئله را می‌خواهم این طور مطرح کنم که امام(ره) مطرح نکرده‌اند: «لو کان قادرا علی نهیه ان الحرام معلوم تفصیلا ببعثه علی الارتکاب بعض اطراف المعلوم حرمته اجمالا، فالقول مبنیٌ علی القول بلزومه.»

من یک نفر را می‌بینم که می‌خواهد شراب بخورد. اگر با او صحبت کنم که برود یکی از این دو شربتی که یکی از اطرافش حرام است بخورد، این شراب را نمی‌خورد. من مؤثر هستم و سبب می‌شوم که این احد الاطراف را بخورد. با این احد الاطراف او آن را ترک می‌کند. آیا در اینجا نهی از شراب خواری واجب هست یا واجب نیست؟ فقط این طوری می‌توانم او را از شراب خواری باز بدارم که به او بگویم شراب نخور و یکی از این اطراف را بخور. من در اینجا عرفاً سبب محسوب می‌شوم، برای اینکه او یکی از این اطراف را بخورد. در اینجا باید نظرتان را در باب محرم بالاجمال معین کنید که آیا در باب محرم باالاجمال، قائل به لزوم موافقت قطعیه هستید یا حرمت مخالفت قطعیه؟ شما در جایی هستید، دو مایع وجود دارد که یکی از آنها غصبی و دیگری حلال است. در اینجا باید ببینید قائل به این هستید که هر دو خوردنش حرام است یا یکی را هم بخورد حرام است؟

اگر از کسانی هستید که می‌گویید موافقت قطعیه لازم است، یعنی دست به هر کدام بزند، حرام است، اینجا مورد تزاحم می‌شود؛ برای اینکه بعث من به این که این را بخور، بعث الی الحرام است؛ پس حرام است. نهی من از اینکه این شراب را نخور، نهی از منکر است؛ پس واجب است. واجب است که از این نهی کنم و حرام است که به او امر کنم؛ شد اجتماع واجب و حرام. در اینجا مسئله اهم مطرح می‌شود که کدام اهم است. اگر اهمیت احراز نشد، ما در این مورد خاص نتوانستیم احراز کنیم که نهی از منکر اهم است یا امر به ارتکاب احد الاطراف، واجب نیست؛ چون گفتیم هر گاه تزاحم بین واجب و حرام شود، حرام مقدم است. نهی، ما را غیر قادر می‌کند.

مسئله‌ای که امام(ره) مطرح کرده‌اند، ادامه دارد: «إلا مع كون المعلوم بالاجمال من الأهمية بمثابة ما تقدم دون المعلوم بالتفصيل فلا يجوز، فهل مطلق الأهمية يوجب الوجوب؟ فيه إشكال.» فرمود که اگر امر دائر شد بین نهی از حرام معلوم به تفصیل و این‌که او برود و احد الاطراف را بخورد، فرمود ظاهر، وجوب نهی است و مثال زدیم و گفتیم که این طرف شراب است و این طرف دو مایعی است که یکی از آن‌ها مشکوک به غصب است؛ ایشان فرمود نهی کنید.

مثال‌هایی بر مسئله

بعد ایشان فرمود که در این مورد، یک استثناء داریم. مثالش این است که همین را برعکس کنیم؛ مایعی اینجا هست غصبی، ولی شربت است. آن طرف دو مایع هست که یکی از آن‌ها شراب است. اگر به او بگویی که این شربت غصبی را نخور، او احد الاطرافی که شراب است را می‌خورد. ایشان می‌فرماید که اگر از ادله این طور احراز کردیم که شارع می‌خواهد شرب الخمر به هیچ وجه تحقق پیدا نکند، نهی از منکر حرام خواهد بود.

مثال بالاتری بزنم. اینجا شراب، معلوم به تفصیل است، ولی این طرف دو مایع است که یکی از آن‌ها سم است و دیگری آب. خوردن سم حرام است، ولی معلوم نیست که کدام سم است و کدام مایع. این فرد نمی‌داند که یکی از این‌ها سم است و من می‌دانم. اگر او شراب را بخورد، این‌ها را نمی‌خورد. اما اگر من به او بگویم که این شراب را نخور، یکی از این‌ها را می‌خورد. یکی از این‌ها سم است و اگر او بخورد، می‌میرد. آیا در اینجا می‌توانم نهی از منکر کنم؟ حق دارم نهی از منکر کنم؟ ایشان می‌فرماید نه؛ زیرا احد الاطراف این طرف، چیزی است که شارع هرگز نمی‌خواهد این اتفاق بیفتد؛ چون این را اگر بخورد، می‌میرد. احتمال اینکه این احدالاطراف سم باشد،‌ هست. پس می‌فرماید که در اینجا حرام است نهی از منکر کنید؛ بگذارید شراب را بخورد.

حضرت امام(ره) می‌فرماید شما در جایی، خوف معلوم بالتفصیل دارید، اما یک خوف معلوم بالاجمال هم دارید. اما خوف معلوم بالاجمال شما آن قدر مهم است که شارع می‌گوید اصلاً نگذار حتی محتمل آن حاصل شود. مانند جایی که اگر شراب بخورد، در آخرت مجازات می‌شود. اما ممکن است او بعد از خوردن شراب، توبه کند. اما اگر سم را بخورد، می‌میرد و قدرت به توبه پیدا نمی‌کند. پس یکی خوف معلوم بالاجمال است و دیگری خوف معلوم بالتفصیل است. اما آن معلوم بالاجمال، به قدری قوی است که می‌فرماید آن را انجام بده.

وقوع مورد مسئله در اجتماع

شما با این مسئله در اجتماع روبه رو هستید. اگر به خانمی بگویید که چادر را به این نحو سرت نکن، این معلوم بالتفصیل، حرام است. او آن را سر نمی‌کند، اما احتمال می‌دهید و یا یقیناً می‌دانید که او به سراغ دو شکل از پوشش می‌رود که یکی از آن‌ها مانند این، حرام است و دیگری مانند این، حرام نیست. او اجمالاً یکی از این‌ها را می‌خرد. به او بگوییم که این پوشش را نپوش یا نگوییم؟ او می‌خرد و احد الاطراف است و به من ربطی ندارد؛ مگر اینکه من، سبب محسوب شوم. اگر سبب محسوب شوم، نباید بگویم.

نهایت کلام ما این شد که هر گاه نهی من، سبب وقوع در حرام باشد، مورد تزاحم می‌شود. اگر نهی من، سبب وقوع در حرام نباشد، بر من واجب است که او را امر به معروف و نهی از منکر کنم؛ اگر چه او حرام دیگری را انجام دهد. یک استثناء می‌خورد و آن در جایی است که آنچه که او بعد از نهی من انجام می‌دهد، اهم از این حرام باشد. مانند این است که اگر من به این فرد بگویم که شراب نخور، او یک نفر را می‌کشد. بنابراین در معلوم بالاجمال، حق نهی در چنین مواردی نیست؛ اما اگر اهمیت معلوم بالاجمال، احراز نشد و سببیت در کار نبود، باید نهی کنیم.

بازگشت به دروس خارج