احکام جشن و شادمانی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۴ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
احکام جشن و شادمانی
مشخصات کتاب
Jashnvashademani.jpg
نویسنده شمس الله صفرلکی
زبان فارسی
ناشر نورالسجاد
محل انتشارات قم
شابک ۹۶۴-۷۱۶۳-۴۸-۷

لینک خرید کتاب : برای خرید کتاب کلیک کنید

فهرست کتاب احکام جشن و شادمانی

۱ مقدمه

۲ فصل اول: تعریف، فواید و عوامل

۲.۱ شادی

۲.۲ ضرورت شادی و تفریحات

۲.۳ فواید شادی

۲.۴ شادی در قرآن

۲.۵ عوامل شادی

۳ فصل دوم: شرایط و آداب شادی

۳.۱ گناه و معصیت نباشد

۳.۲ همراه با اذیت و آزار نباشد

۳.۳ لهو نباشد

۳.۴ انواع شادی

۳.۵ انجام یک عمل عبادی

۳.۶ احیای ارزش ها

۳.۷ شادی‌های تمسخرآمیز

۳.۸ خنده‌های بی‌مورد

۳.۹ شادی در مصیبت دیگران

۳.۱۰ کارناوال (کاروان) شادی

۳.۱۱ نمونه‌هایی از مزاح پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

۳.۱۲ زیبایی و زینت

۴ فصل سوم: مصادیق شادی و احکام آنها

۴.۱ مجلس عروسی

۴.۲ غنا در عروسی‌ها

۴.۳ حضور داماد در مجلس زنانه

۴.۴ استفاده از کراوات

۴.۵ اختلاط زن و مرد در مجلس عروسی

۴.۶ عکاسی و فیلمبرداری از مجالس عروسی

۴.۷ استفتائات موسیقی و غنا

۵ فصل چهارم: آلات و ابزار

۵.۱ رقص و دست‌افشانی

۵.۲ رقص ورزشی

۵.۳ کف زدن

۶ فصل پنجم: اعیاد

۶.۱ شادی‌آفرین

۶.۲ مزد خوانندگان

۶.۳ اعمال روز عید فطر

۶.۴ اعمال روز عید قربان

۶.۵ اعمال روز عید غدیر

۶.۶ عید مبعث

۶.۷ نوروز (اوّل فروردین)

۶.۸ چهارشنبه سوری و ترقه بازی

۶.۹ ولیمه و عقیقه

۶.۱۰ مراسم ختنه

۶.۱۱ کارگشایی

۶.۱۲ خوشحال کردن مؤمن خوشحال کردن پیامبر خداست

۶.۱۳ موسیقی در مجالس جشن اهل‌بیت علیهم‌السلام

۶.۱۴ شادی‌های واقعی

۷ منابع

۸ پانویس


مقدمه

قال علی علیه‌السلام : «اَلسُّرُورُ یبْسُطُ النَّفْسَ وَ یثیرُ النَّشاط[۱]؛ شادمانی، موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط می‌شود».
دین مبین اسلام به عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین دین به نیازها و رفتارهای انسان از افق بالایی نگریسته و برای رشد و تکامل او تکالیفی را قرار داده است. این تکالیف، چون در زمانهای مختلفی برای انسان پیش می‌آیند، متنوع و گوناگون‌اند؛ به طوری که ریاضت و راحتی، دشواری و آسانی و حزن و شادی در کنار یکدیگر مفهوم می‌یابند. در دین اسلام اگر روزه گرفتن واجب شده، پس از یک‌ماه ریاضت معنوی و جسمانی، عید و شادمانی وضع شده است، اگر به مجلس عزا و سوگواری ترغیب می‌شود، در مقابل به برپایی مجلس شادی و جشن میلاد و... نیز توصیه می‌شود. این تنوع نیازها در رفتارهای عملی دینداران واقعی نیز به خوبی ظهور و بروز دارد. آنان همان‌طور که در مصائب اهل‌بیت علیهم‌السلام غمگین‌اند، در مجالس شادی با ظاهری آراسته و لباسهای زیبا و استعمال بوی خوش ظاهر می‌شوند.
مؤمنان با این کردار فرح‌انگیز مروج شادی و انبساط در جامعه‌اند؛ زیرا می‌دانند که آراستگی ظاهری انسان عامل مهمی در جذب افراد به کردار پسندیده است. فرد مؤمنی که می‌خواهد دیگران را با عملش به ارزشهای الهی فرا خواند و مردم را شاد نگه دارد، باید در حد امکان، ظاهرش آراسته باشد.
در هر حال، بحث شادی و شادکامی که مدتی است در رسانه‌ها و مجامع ما مطرح شده، به نظر می‌رسد چندان مورد مطالعه عمیق قرار نگرفته است. آنچه مسلم است در حال حاضر مبناهایی درباره شادی و نشاط در جامعه ما مورد توافق همگانی قرار گرفته است؛ مانند چهره گشاده، لبخند، لباس مناسب و... .
اینگونه موارد ملاک شادابی شناخته می‌شود. حال اگر این شادی و نشاط واقعی و مبنای درستی داشته باشد، نتایج زیادی برای فرد و جامعه در پی خواهد داشت؛ از جمله، موفقیت در امور مختلف زندگی، افزایش ارتباطات اجتماعی و برخورداری از سلامت جسمی و روحی.
فایده‌هایی که برای شادی بیان شد، زمانی به دست خواهد آمد که انسان به یک شادی بادوام و ریشه‌دار رسیده باشد که در ادبیات ما و دین اسلام با عناوینی همچون: سعادت و خوشبختی از آن یاد می‌شود.
شادی‌ها دو دسته‌اند: شادی‌های گذرا و شادی‌های ماندگار؛ به عبارت دیگر، شادی‌ها زمانی سازنده‌اند و زمانی مخرِّب. در بینش اسلامی و روان‌شناسی، شادی هنگامی سازنده و پایدار است که با اختیار و خودآگاهی و هدفی عالی همراه باشد، اما اعتیاد به برخی چیزها مانند: مواد مخدر، موسیقی، مجالس خوشگذرانی و امثال آن حالتی ایجاد می‌کند که انسان مسائل پیرامون خود را فراموش می‌کند؛ چه بسیار انسانهایی که برای فرار از واقعیتهای زندگی به این امور پناه می‌برند.
مولوی تعبیر زیبایی در مورد چنین افرادی دارد. او می‌گوید:
تا دمی از هوشیاری وارهند ننگ خمر و زمر بر خود می‌نهند[۲]
به هرحال اگر تفریح و شادی گریز از «خودی» به «بی‌خودی» باشد، نمی‌توان آن را شادی پایدار و واقعی دانست، بلکه نشاطی است که فقط چهره شخص را می‌پوشاند، خنده‌ای است که ازگریه غم انگیزتر است! به تعبیر دیگر، شادی‌های گذرا مانند داروهای نیروزا هستند؛ این مواد نیروزا علاوه بر اینکه آثار بدی در شخص ایجاد می‌کنند پس از کشف چنین موردی آبروی انسان را نیز می‌برند. استفاده از ابزارهای نادرست کسب شادی نیز همانند استفاده از داروهای نیروزاست که سرانجام به غم و افسردگی منتهی می‌شود.
جوانهای بسیاری بوده‌اند که پس از لحظه‌های غافل کننده شادی‌های کاذب، زانوی غم در بغل گرفته و گریسته‌اند و در موارد حادّ، دست به خودکشی زده‌اند؛ دلیل آن هم این است که چنین افرادی وقتی به خود آمده‌اند و آن غوغای رقص و آواز را تمام شده یافتند، باز خود را با همه ضعف‌ها و واقعیتهای تلخ زندگی ـ که به نحوی قصد فرار از آن را داشته‌اند ـ روبرو دیده‌اند.
ممکن است گفته شود: پس چگونه می‌توان نیازهای حقیقی را تشخیص داد تا در پرتو آن شادی‌های واقعی را از شادی‌های کاذب تمیز داد؟ در پاسخ باید گفت: تعبیر زیبایی در قرآن درباره دنیا و آخرت وجود دارد که در واقع راه را نشان داده است. قرآن تفاوت آخرت را با دنیا اینگونه بیان می‌دارد: «وَالآخِرَهُ خَیرٌ وَ اَبْقی» یعنی آخرت دو خصوصیت دارد که دنیا از آن بی‌بهره است. در آخرت هم خیر هست و هم تداوم. بر همین اساس می‌توان امور دنیوی را از امور اخروی تشخیص داد. شادی ناشی از مواد مخدر، رقص و آواز که نه خیری در آن است و نه تداومی دارد، بر اساس فلسفه الهی از مقدرات دنیوی هستند؛ همانطور که از این تعبیر زیبای قرآنی پیداست، «دنیا» در اینجا به معنای هر چیزی است که ما را از خدا غافل کرده، به امور غیر مفید و زودگذر بکشاند. در این میان، کار دین آن است که ما را از ظواهر دنیا و لذتهای آنی‌اش جدا کرده، به امور پایدار و متعالی فرا خواند. بر این اساس هر عملی که این اختیار و آگاهی را ـ که وجه تمایز انسان از حیوان است ـ افزایش دهد، برای انسان سالم و در جست وجوی تکامل، مفید و مطلوب خواهد بود و در برابر آن، هر عاملی که جلوی این اختیار و آگاهی را بگیرد، عاملی منفی قلمداد خواهد شد. بدین ترتیب معلوم می‌شود که ریشه شادی و نشاط در درون انسان قرار دارد نه در بیرون. مولوی می‌گوید:
راه لذت از درون دان نی برون ابلهی دان جُستن قصر و حصون[۳]
و در جای دیگری نیز می‌گوید:
آن یکی در کُنج مسجد مست و شاد و آن دگر در باغ ترش و بی‌مراد[۴]
با توجه به اینکه دین اسلام به شادی و نشاط افراد توجه ویژه‌ای دارد، برای این منظور راهکارهایی نیز توصیه نموده که به چند مورد آنها اشاره می‌شود:
۱. ایمان و جهان‌بینی صحیح؛
۲. زهد؛ یکی از مقولاتی که در پرتو ایمان و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل می‌شود و در ایجاد شادی مؤثر است، زهد و قناعت است. تعابیر عمیقی در اسلام وجود دارد که در بحث شادی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ نمونه‌ای از آن به کار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادی و شادمانی است. زهد یعنی اینکه انسان از نعمت‌های دنیا استفاده کند، ولی به آن وابسته و حریص نباشد.
در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی این بیت از حافظ نشان دهنده این است که نوع نگاه انسان به دنیا می‌تواند اسباب خرسندی را فراهم کند. ۳. داشتن نظم و برنامه در زندگی؛
۴. ارتباط مستمر با افرادی که درک محضرشان به زندگی انسان معنا می‌بخشد؛ در روایات آمده که اگر کسی چهل روز با عالم عاملی برخورد نکند، قساوت قلب پیدا می‌کند.
۵. برقرار کردن ارتباط عاشقانه با خدا از طریق ادعیه؛ بخصوص مناجاتهای عاشقانه و زیبایی که در صحیفه سجادیه است.
۶. داشتن ارتباط اجتماعی سالم و دوطرفه با همنوعان؛
۷. داشتن جسم سالم؛ برای شاد بودن باید جسمی سالم داشت و لازمه آن تغذیه خوب و مناسب است.
۸. ارتباط با طبیعت؛ امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: سه چیز روح را جلا می‌دهد: نگاه به آب روان، نگاه به سبزه و نگاه به صورت زیبا، (صورت زیبایی که دارای نورانیت خاص است و انسان از آن لذّت حلال می‌برد).[۵] گوش، چشم و دهان دریچه‌های ورودی جهان بیرون به جهان درون‌اند. پس نباید به هر چیزی اجازه عبور از این دریچه‌ها را داد.
۹. ارتباط داشتن با گنجینه غنی ادبیات فارسی؛ که برای آشنا شدن با راه‌های شادی و سعادت انسان دارای اهمیت بسزایی است.
۱۰. داشتن هنر؛ هنر اصیل نیز عامل خوبی برای کسب شادی و نشاط است[۶].
۱۱. گفتن و شنیدن لطیفه‌های سالم؛ در روایات آمده است که بعضی از معصومان علیهم‌السلام از یاران خود می‌پرسیدند: آیا با هم شوخی و مزاح می‌کنید؟ می‌گفتند: نه. حضرت می‌فرمود: کار خوبی نمی‌کنید، هر چند شوخی زیاد وقار را کم می‌کند[۷].
شمس‌اللّه صفرلکی
قم، تابستان 82.


پانویس

  1. . غررالحکم، ص 319.
  2. . مثنوی معنوی.
  3. . همان.
  4. . همان.
  5. . وسائل، ج 5، ص 340.
  6. . مجله پرسمان، سال دوم، شماره 5، بهمن 1381.
  7. . همان.