معجزه ی تذکر زبانی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
معجزه تذکر لسانی
مشخصات کتاب
620.jpg
نویسنده محمد رضا اکبری
زبان فارسی
ناشر پیام آزادی
تاریخ نشر ۱۳۸۷–۰۵-۲۲
دانلود PDF

محتویات

فصل اول - دانستنی‌های امر و نهی زبانی

جایگاه امر و نهی دینی

امر و نهی دینی گل سرسبد احکام خدا هستند که دینداری مردم به وجود آنها شکل می‌گیرد. خداوند این دو اصل تابنده را در حدود ده آیه از آیات قرآن مورد توجه جدی قرار داده و انجام آنها را از ویژگیهای اهل ایمان به شمار آورده است. همان گونه که می‌فرماید:

و المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر (۱)

مردان و زنان با ایمان یاور یکدیگرند امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.

سرور پیامبران رسول گرامی اسلام و اهل بیت معصوم و آسمانی اش نیز معارفی را پیرامون این دو ستاره ی نور و هدایت بیان کرده‌اند تا مؤمنان راستین به انجام بهترین رتبه‌های دینداری که همان دفاع از دین خداست بار یابند و این دو نهر بزرگ آسمانی را در راستای پاکی و پاکیزگی دلهای اهل ایمان به جریان در آورند که بدون شک بهترین عمل صالح غبار زدایی و رفع سیاهی‌های گناه از سرزمین جان انسان هاست.

وقتی امر و نهی دینی به فرموده ی اولیاء دین بهترین فریضه باشد برترین دینداری نیز در اجرای آنها نهفته است و بیشترین بها در بازار آخرت به این دو متاع گرانقدر اختصاص خواهد داشت.

سرور جانشینان رسول خدا امیرالمؤمنین که به حق امیر این دو حرکت نورانی است می‌فرماید: تمام اعمال خیر و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای در برابر دریای پهناورند (۲)

امر و نهی دینی ارزش بزرگی دارد زیرا دستاورد این دو میراث گرانقدر انبیاء هدایت انسان است که بر تارک سلسله جبال ارزش‌های الهی سکنا گزیده است.

امر به معروف افشاندن بذر خوبی‌ها در مزرعه ی جان انسان هاست تا با به ثمر رسیدن هر بذر گلی از درون آن شکفته شود و جامعه گزاری از ارزشهای سبز و زیبای خوبی‌ها گردد. امر به معروف افزایش فضای سبز خانه ی دل‌ها و کویر زدایی معنوی از جامعه است و از همین و فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکر هدایت و صیانت شخص و اجتماع از بدی‌ها و گرایش به نیکی‌ها و پایداری و حاکمیت دین بر جامعه است.

امر به معروف و نهی از منکر دو اثر قطعی و دو اثر احتمالی دارد: آثار قطعی آنها پاداش آخرتی و رشدی است که آمر به معروف در پرتوی عمل خود به آن دست می‌یابد و این دو اثر گرانبها کافی است که من در صحنه‌های امر به معروف و نهی دینی حضور داشته باشد و دو اثر احتمالی آن هدایت بندگان خدا و رشد و سلامت فرهنگی جامعه است.

امر به معروف گل سرسبد حرکتهای اجتماعی انسان است و اگر اهل ایمان تجسم زیبای امر و نهی دینی خود را در آخرت می‌دیدند هرگز آن را کمرنگ نمیژ انگاشتند و اگر آن اندازه که اهل تجارت به تبلیغ کالای خود می‌پردازند ما به تبلیغ دین خود می‌پرداختیم این اندازه ارزشها ناشناخته نبودند و دین و دینداران غریب نمی‌ماندند. غربت مؤمنان نتیجه ترک امر و نهی ناشی از ضعف محبت به خدای متعال و دین آسمانی اوست. نشانه ی دوستی حقیقی برآوردن خواسته‌های خداوند است که هر کس به محبت او بار یابد با اشتیاق به انجام آنها همت گمارد. امر به معروف پیام خداوند است که مؤمن برگزیده‌های آن را به مؤمن خطا کار اعلام می‌کند و نهی از منکر پایان دادن به شعله‌های سیاه گناه می‌باشد که بندگان شایسته خداوند مسئولیت پرافتخار آنرا برعهده می‌گیرند و از همین روست که باید گفت: نهی از منکر بارش قطرات زلال باران بر سرزمین جان گنه کاران است که شعله‌های معصیت را خاموش می‌سازد و به گسترش تیرگی‌های قلبش پایان می‌بخشد.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف زبانی

امر و نهی دینی دارای سه مرتبه اظهار تنفر قلبی، امر نهی زبانی و اعمال قدرت است و بحث ما در این کتاب پیرامون مرتبه دوم یعنی امر نهی زبانی می‌باشد.

امر به معروف زبانی مهمترین بخش امر به معروف و نهی از منکر است که به عنوان یک وظیفه همگانی برای اصلاح و آگاهی بندگان خدا تشریع گردیده است و از نقش اصلاحی خوبی برای همه انسانها در همه زمانها و محیط‌های اجتماعی و خانوادگی برخوردار است. این برنامه آسمانی به گونه‌ای است که هر کس علاقه‌مند به سلامت معنوی محیط زندگی خود باشد می‌تواند به آسانی در خیل عظیم مصلحان بی نام نشان جامعه درآید و به اندازه توان خود نهالی از معرفت بنشاند و شعله ی سیاهی از آتش گناه را خاموش کند و در نتیجه دهان خود را به رایحه خوش پیام خداوند خوشبو گرداند باشد که پروردگار عالم او را در دیوان مدافعان از دین خود ثبت نماید و از تجلی نور غیرت او خشنود گردد.

مراتب امر و نهی زبانی

مرتبه زبانی امر به معروف نیز دارای سه مرحله است:

۱- موعظه و گفتار نرم.

۲- امر و نهی آرام.

۳- امر نهی تند

رعایت مراحل زبانی الزامی است و اگر کسی بتواند با مرحله اول به وظیفه خود عمل کند نباید به مرحله دوم وارد شود و اگر بتواند با مرحله ی دوم وظیفه ی خود را به انجام رساند نباید وارد مرحله ی سوم گردد بله در مراتب امر به معروف و نهی از منکر رعایت مرتبه اول پیش از مرتبه دوم الزامی نیست مگر اینکه مرتبه اول برای گنهکار آسانتر باشد که در این صورت رعایت مرتبه اول واجب خواهد بود و گر نه از میان رتبه اول و دوم هر کدام از اظهار تنفر قلبی و امر و نهی زبانی بر گنهکار آسانتر باشد عمل به آن واجب خواهد بود و ما در بحث بعدی احکام فقهی آنرا بیان خواهیم کرد.

احکام فقهی

۱. اگر احتمال دهد که هدف با موعظه و ارشاد و سخن نرم برآورده می‌شود واجب است به همین صورت عمل کند و به بیش از آن تعدی نکند.

۲. اگر بداند که موعظه ارشاد و سخن نرم تأثیر نمی‌کند امر و نهی زبانی کند و در صورت احتمال تأثیر از آسان‌ترین مرتبه آن شروع نماید و به بیش از آن تعدی نکند به ویژه اگر گنهکار از امر و نهی او مورد هتک قرار می‌گیرد.

۳. اگر بر طرف شدن منکر و اقامه معروف متوقف بر سخن تند و شدت بخشیدن در امر و تهدید و وعده ی مخالفت با گنهکار باشد جایز و بلکه با پرهیز از دروغ واجب است.

۴. جایز نیست در انجام نهی از منکر، از حرام و منکر مثل فحش و دروغ و اهانت کمک گرفته شود بله اگر منکر از جمله چیزهایی باشد که اسلام به آن اهمیت می‌دهد و به هیچ وجه به انجام آن راضی نباشد نظیر قتل انسان محترم یا ارتکاب گناهان قبیح و بزرگ که وعده ی عذاب بر آن داده شده است جایز و بلکه واجب است ممانعت شود اگر چه لازم شود از آنچه گفته شد کمک گرفته شود.

۵. اگر بعضی از مراتب امر و نهی زبانی آزار و اهانت کمتری از بعضی از آنچه در مرتبه ی اول ذکر شد داشته باشد باید به آنها اکتفا شود. پس اگر موعظه و ارشاد با سخن نرم و چهره‌ای باز مؤثر باشد یا احتمال تأثیر آن برود آزار کمتری از دوری اعراض و امثال آن داشته باشد جایز نیست دوری و اعراض شود. انسان ها در بیان و شنیدن امر و نهی متفاوتند چه بسا دوری و رو گردانی از شخصی از امر و نهی او شدیدتر و سنگین تر و اهانت آمیزتر باشد و از همین رو امر و نهی کننده باید مراتب اشخاص و عمل به مرتبه آسان تر و راحت تر را مورد توجه قرار دهد.

۶. اگر تأثیر امر و نهی به استفاده از مرتبه اول و دوم باشد باید ضمن امر و نهی زبانی از او دوری و اعراض شود. (۳)

گستره ی امر و نهی زبانی

امر و نهی زبانی گسترده‌ترین مرتبه از مراتب امر به معروف است به گونه‌ای که بخش اعظم این وظیفه الهی با زبان عملی می‌شود زیرا امر و نهی دینی چهار قسم کلی دارد که یا تنها به وسیله زبان جامه عمل می‌پوشند و یا زبان نقش بیشتری را در انجام آنها دارد و ما برای وضوح بیشتر بحث این اقسام چهارگانه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

امر به مستحبات

امر به مستحبات تنها با رتبه دوم یعنی به وسیله زبان انجام می‌گیرد و رتبه اول و سوم ندارد زیرا مرتبه اول که اظهار تنفر قلبی است و همچنین مرتبه سوم که اعمال قدرت برای انجام معروف است درآن مطرح نیست چه اینکه امر به مستحبات مستحب می‌باشد.

نهی از مکروهات

در نهی از مکروهات نیز مانند امر به مستحبات مراتب سه‌گانه امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد و تنها نهی از منکر زبانی انجام می‌گیرد زیرا اگر چه مکروهات مورد نهی قرارگرفته‌اند اما با توجه به اینکه اسلام به نوعی مردم را در انجام آنها آزاد گذارده است اظهار تنفر قلبی که مرتبه اول است و اعمال قدرت که مرتبه سوم می‌باشد در مکروهات مطرح نیست چه این که نهی از مکروهات مستحب می‌باشد.

امر به واجبات

در امر به واجبات مراتب سه‌گانه امر به معروف وجود دارد اما مرتبه دوم که مرتبه زبانی است از همه گسترده تراست زیرا غالباً اظهار تنفر قلبی نظیر ترشرویی، سرد برخورد کردن و روگردانی که مرتبه اول است برای گنه کار سنگین تر از سخن ملایم و نصیحت به اوست و به فتوای فقهای اسلام اگر مرتبه دوم برای گنهکار آسان تر از مرتبه اول باشد واجب است به مرتبه دوم عمل عمل شود در نتیجه مرتبه دوم که مرتبه زبانی است گسترده‌تر از مرتبه اول می‌باشد.

مرتبه زبانی امر به واجبات از مرتبه سوم که توسل به زور است هم گسترده‌تر می‌باشد زیرا امر به بسیاری از واجبات به واسطه زبان انجام می‌گیرد و نوبت به مرحله ی اعمال قدرت نمی‌رسد و مواردی هم که انجام آنها با توسل به زور صورت می‌گیرد به عهده ی نظام اسلامی است و اگر نظام هم در انجام وظیفه ی خود کوتاهی کند بسیاری از ترک واجبات که انجام آنها نیازمند اعمال قدرت است به خاطر ضرری که برای آمران به معروف دارند واجب نخواهند بود نتیجه این که غالب امر به واجب‌ها به صورت امر به معروف زبانی انجام می‌گیرد

نهی از محرمات

در این قسم از نهی از منکر هم مراتب سه‌گانه امر و نهی دینی وجود دارد اما نهی از منکر زبانی از دو مرتبه اول و سوم گسترده‌تر است و دلایل آن دقیقاً همان دلایلی است که در امر به واجبات مطرح گردید.

ویژگیهای الفاظ و جملات امر و نهی دینی

کلمات امر به معروف از جایگاه مهم و حساسی برخوردارند زیرا این کلمات پرندگانی هستند که پیام خداوند را بر بال خود می‌نشانند و بر بام وجود گنهکار می‌نشینند بنابراین شایسته است بهترین عالی‌ترین و شایسته‌ترین کلمات را برای انجام این مأموریت الهی انتخاب کنیم تا تنها تناسب پیام و صاحب پیام که خداوند متعال است حفظ گردد وقتی امر به معروف آگاه باشد که از سوی چه کسی مأموریت دارد و مأموریت او از کدامین ماموریت‌های عالم وجود است برای پیام خداوند و انجام مأموریت الهی و پیامبر گونه خود پاکیزه‌ترین، نورانی‌ترین و دل نشین‌ترین کلمات و ادبیات خود را به عرصه این مأموریت مقدس می آورد تا این پیام آسمانی به زیباترین شکل خود تجلی کند و پذیرش مخاطب را در رتبه بالاتری قرار دهد. با توجه به اهمیتی که برای الفاظ امر و نهی دینی بیان گردید به ویژگیهای آنها می‌پردازیم تا با رعایت آنها درصد موفقیت امر نهی کنندگان دینی بالاتر رود.

شیوایی
 جمله شیوا جمله‌ای رسا؛ فصیح و روان است و چون تذکر به دیگران با صفت شیوایی همراه باشد نزد 

مخاطب دلنشین تر و تأثیر گذار تر است.

امر به معروف باید به راحتی فهمیده شود و از هرگونه پیچیدگی، نامفهومی و کلمات نامانوس و جمله‌بندی های ناقص و ثقیل به دور باشد به گونه‌ای که گنه کار با سهولت و سرعت محتوای آن را درک کند به ویژه اینکه فرصت امر و نهی بیش از چند لحظه نباشد نظیر اینکه در طول چند لحظه‌ای که از کنار یک راننده ی بی نظم می‌گذریم بگوییم: با رانندگی خود آرامش مردم را به هم نزن.

صراحت

جمله صریح، جمله‌ای است که از وضوح و روشنی لازم برخوردار باشد امر به معروف باید صریح بیان شود به گونه‌ای که گنهکار به راحتی منظور تذکر دهنده را بفهمد و دچار برداشت غلط نگردد. در پرده بیان کردن امر و نهی دینی فهم آن را دشوار کرده و گاهی سخن را چند پهلو می‌کند به گونه‌ای که برداشت‌های مختلفی از آن می‌شود، نتیجه چنین سخنی آن می‌شود که وظیفه انجام نگرفته و ارشادی صورت نپذیرفته باشد البته صراحت در محتوا غیر از صراحت در بیان است و در مجموع باید به گونه‌ای تذکر دهیم که مخاطب سخن و هدف ما را به خوبی بفهمد.

متانت

امر و نهی دینی باید متین یعنی محکم و استوار باشد و ضعف و سستی در آن راه نداشته باشد وقتی کلمات ارشادی با وقار و ثبات لازم همراه باشد درصد اعتماد و پذیرش را بالا می‌برد پس اگر به کسی که دیگران را مسخره می‌کند بگوییم: یک انسان با شخصیت دیگران را مسخره نمی‌کند با این جمله که بگوییم: «بیمزگی نکن» تفاوت بسیار دارد.

جدیت

الفاظ تذکر باید جدی و به دور از هر گونه شوخی و تسامح باشد در غیر این صورت مخاطب آنها را جدی نخواهد گرفت و امر نهی دینی صورت نخواهد پذیرفت. نمونه جدی تذکر این است که به کسی که تکبر می‌ورزد بگوییم: خداوند انسانهای متکبر را دوست ندارد پس توهم متکبر نباش.

اختصار

تذکر باید مفید و مختصر باشد و در چند کلمه گویا و شفاف امر و نهی دینی به گنهکار ابلاغ شود مثلاً به کسی که با بوق‌های نابهنگام خود دیگران را می‌ترساند و یا با سرعت بیش از حد خود عابران پیاده را به وحشت می‌اندازد با استفاده از کمترین فرصت بگوییم: ترساندن دیگران حذام است. بله در برخی موارد که امکان و زمینه و شرایط توضیح لازم و مفید وجود دارد اختصار لازم نیست.

اعتدال

کلمات و جمله‌بندی‌های امر و نهی دینی باید از هرگونه افراط و تفریط و بزرگ و کوچک کردن گناه به دور باشد، مکروه را حرام جلوه ندهیم، معصیت کوچک را معصیت کبیره معرفی نکنیم و معصیت بزرگ را

گناه کوچک نشان ندهیم و خلاصه بدی و زشتی و قبح گناه را به همان اندازه که در شرع اسلام وارد شده است بیان کنیم نه کم نه زیاد.

سلامت

الفاظ و جمله‌های تذکر باید سالم و صالح باشد و از آفاتی چون نیش زدن، تحقیر توهین و فحش و هرگونه بدگویی دیگران برکنار باشد تا وظیفه ی دینی انجام گیرد و آمر به معروف در حرکات اصلاحی خود پیروز شود امیرالمؤمنین (ع) فرمود: من حسن کلامه کان النجح امامه (۴)

کسی که سخنش نیکو باشد پیروزی در پیش روی اوست.

سخنان آفتمند تأثیری ندارند و چه بسا جز گناهان به حساب آیند و با گناه نمی‌شود خدا را اطاعت کرد و گناه کاری را هدایت کنیم بلکه سخنان آفت مند می‌توانند گنهکار را در موضع بدتری قرار دهند. تذکر دهنده اگر چه از گناه و گنهکار ناراحت است اما نباید برای خنک کردن دل خود توهین کند و ناسزا گوید زیرا ما به دنبال اصلاح دیگران هستیم ونه خنک کردن دل خود. دل مؤمن در آخرت خنک خواهد شد و این تقدیری است که رقم خورده است.

عطوفت
 کلمات مورد استفاده در امر و نهی دینی باید به مهربانی آراسته باشند استفاده از کلماتی نظیر برادرم، 

خواهرم و امثال آنکه نماد عطوفت و نزدیکی با مخاطب است. امر و نهی کننده را به امر و نهی شونده نزدیک می‌سازند و این نزدیکی میزان پذیرش را بالاتر می‌بردند.

ادبیات امر به معروف می‌تواند به نوعی با مهربانی همراه باشد البته لحاظ این ویژگی همیشگی نیست و گاهی غلظت و درشتی واجب می‌گردد اما اصل بر این است که در ارشاد دیگران مهربان باشیم و بدی‌های آنها را با خوبی پاسخ دهیم مبادا بدی آنها ما را به بدی بکشاند که کار الهی ما را ضعیف خواهد کرد. رفتار خوب ما در برابر بدی‌های دیگران تکانی روحی به آنهاست ضمن اینکه پاداش بزرگی را برای تذکر دهنده به همراه دارد.

مردی به پیامبر (ص) عرض کرد: یا رسول الله من اقوامی دارم که با آنها صله ی ارحام می‌کنم اما آنها با من قطع رابطه کرده‌اند من به آنها احسان می‌کنم اما آنها با من بد رفتاری می‌کنند، من بر بدی‌های آنها حلم می‌ورزم اما آنها بر من جهالت می‌کنند. حضرت فرمود: اگر آنگونه باشی که می‌گویی گویا رنج و ناراحتی که از برخورد خوب تو به آنها می‌رسد دردناک تر است و تا تو در چنین حالی باشی خداوند پشتیبان تو خواهد بود. (۵)

اکرام

احترام به گنهکار باید در الفاظ و ادبیات امر و نهی دینی مورد توجه قرار گیرد و به تعبیر دیگر ادبیات امر به معروف باید محترمانه باشد به گونه‌ای که گنهکار این ویژگی را احساس نماید و زمینه پذیرش در او تقویت گردد نظیر این که به خانمی که پوشش دینی را مراعات نکرده است گفته شود: شما خانم محترمی هستید اما پوشش شما بر خلاف احکام اسلام و رضایت خداوند است مراعات بفرمایید خود را بپوشانید. البته اشاره به این نکته لازم است که احترام به گنهکار نظیر احترام به صاحبان علم و فضیلت نیست که شخصیت آنها بخاطر ارزش‌های که دارند قابل تکریم است بلکه از آن جهت که گنهکارند مورد مذمت هستند اما بخاطر موفقیت در تذکر خود به آنها احترام می‌گذاریم هر چند ذاتاً استحقاق چنین اکرامی را نداشته باشند. از آنجایی که بحث احترام و بی‌احترامی به گنهکار از مباحث مهم امر به معروف و نهی از منکر است مطالب بیشتری را در این باره ارائه می‌دهیم.

احترام به گنهکار از عوامل موفقیت عرصه امر و نهی دینی است و او را از لجاجت و عصبی شدن دور کرده و درجه ی پذیرش او را بالا می‌برد زیرا امر و نهی دینی درعین حال که یک حرکت مثبت و متعالی است در مواردی این ذهنیت را برای گنهکار پدید می‌آورد که مبادا تذکر دهنده قصد توهین و تحقیر او را دارد اما با احترامی که به او می‌گذارد این ذهنیت منفی از میان می‌رود.

ذهنیت دیگری برای گنهکار مطرح است و آن اینکه تذکر دهنده او را گنهکاری بیش نمی‌داند پس برای من شخصیتی قائل نیست اما وقتی مشاهده می‌کند حرمت او بطور کامل حفظ شده است سوء ظن احتمالی او به حسن ظن تبدیل می‌گردد نکته روانشناختی دیگری وجود دارد و آن این است که احترام به گنهکار موجب می‌شود احساس شخصیت کند و این احساس زمینه خوبی برای پذیرش تذکر است زیرا کسانی که احساس شخصیت نمی‌کنند حق پذیری در آنها ضعیف و با تعلل و تأخیر و بهانه جویی همراه است و چه بسا کار آنها به استهزاء امر و نهی و آمر و ناهی کشیده شود البته نباید احترام به گنهکار با اغراق همراه باشد و از حالت طبیعی خارج گردد زیرا در این صورت تذکر دهنده در ذهن گنهکار زیر سؤال می‌رود و در نتیجه پذیرش او ضعیف می‌گردد.

احترام به گنهکار این است که با اخلاق اسلامی و رعایت حقوق دیگران و پرهیز از هر گونه بد رفتاری و بدگفتاری با او روبرو شویم اما عده‌ای به جای آن با طرح مسائل غیر واقعی شخصیت دروغین را از گنهکار به او ارائه می‌دهند استفاده از عناوین چون شما از سرمایه‌های اسلام هستند اسلام به وجود شما نیازمند است شما از افتخارات کشور به شمار می‌روید و آنچه که گنهکار از آن تعجب می‌کند و خود را در آن جایگاه نمی‌بیند نه تنها تأثیر مثبتی ندارد که از تأثیر منفی هم برخوردار می‌باشد بله گاهی از این تعریف‌ها نسبت به افراد خاص و محدودی مبالغه به حساب نمی‌آید که در این صورت استفاده از آنها می‌تواند سودمند باشد. آنچه که باید از سوی تذکر دهنده انجام گیرد احترام بدون افراط و تفریط به گنهکار است و احترام ما نباید به خضوع و تواضع بیش از حد در برابر او منتهی شود و گرفتار مداهنه گردیم مداهنه که اسلام از آن نهی کرده است همان چرب‌زبانی، تملق داشتن روابط بسیار خوب و عادی با کسی است که بی پروا گناه می کند.

بنابر آنجه بیان گردید رفتار ما با گنهکار باید معقول باشد نه توهین کنیم و نه راه مداهنه را پیش گیریم زیرا مداهنه نوعی تأیید گنهکار است و او را در انجام گناه جسورتر می‌سازد و توهین ما او را بر سر لجاجت آورده و بر جسارت او در ارتکاب گناه می‌افزاید.

خطا کاران در یک جایگاه منفی دینی و اجتماعی قرار دارند از این رو به نوع نگاه دیگران به خود حساسند حال اگر کسی به آنها اهانت کند این حساسیت بیشتر شده و واکنش مضاعفی را به همراه دارد و نتیجه امر و نهی دینی را که تأثیر مثبت در رعایت تقواست از میان می‌برد اما احترام به آنها با توجه به جایگاه منفی که دارند آنها را به استقبال بهتری از امر ون هی دینی سوق می‌دهد ضمن اینکه توهین بی حرمتی به دیگران از شان آمران به معروف که در مسیر پاک پیامبران الهی حرکت می‌کنند به دور است و بلکه منکری است که باید از آن پرهیز نمود.

آداب ارتباط با گنهکار

امر به معروف مثل بسیاری از امور دیگر دارای ادبیات روانشناسی و فرهنگ و شیوه‌های خاص خود است که اگر کسی آنها را مورد توجه قراردهد به موفقیت می‌رسد کسی که تصمیم می‌گیرد امر به معروف کند با توکل بر خدا به سوی گنهکار می‌رود و به او سلام می‌کند سلام کلید ارتباط و گفتگوست و وقتی باسلام ارتباط برقرار گردید بخشی از مأموریت انجام گرفته و راه برای ادامه ی کار گشوده می‌گردد مثلاً می گوید: این دستور خداست که مردم از تحقیر یکدیگر بپرهیزند و شما هم این کار را ترک کنید.

موضع گیری‌های گنهکار

پس از تذکر سه موضع گیر از سوی گنهکار می‌تواند بروز کند:

الف –پذیرش

در این صورت شایسته است او را دعا کند نظیر آنکه بگوید: از پذیرش شما سپاس گذارم خداوند شما را از خوبان و پرهیزکاران قراردهد و یا امیدوارم همیشه در انجام این وظیفه موفق باشید و یا امیدوارم برای همیشه از این گناه دوری کنید دعا به گنهکار سه ویژگی مثبت را به همراه دارد ۱- کمک بیشتر خداوند ۲- اثبات صداقت صمیمیت امر نهی کننده ۳- تأثیر بیشتر تذکر.

دعا کردن همیشه پس از تذکر نیست بلکه می‌تواند پیش از پذیرش گنهکار باشد نظیر اینکه پس از امر و نهی دینی بگوید: امیدوارم این سخن من که برای رضای خدا عرض کردم در دل شما اثر داشته باشد و یک خوبی به خوبی‌های شما افزوده گردد و یا بگوید: از خدا می‌خواهم سخن مرا در دل شما مؤثر قرار دهد و شما را بر رعایت آن موفق بدارد آنگاه خدا را شکر گوید که توفیق این امر به معروف را نصیب او فرمود و دعا کند همواره او را در اصلاح دیگران یاری دهد.

ب:سکوت

این سکوت می‌تواند علامت رضایت و یا نشانه ی ناخوشنودی گنهکار باشد و در هر صورت مأموریت تذکر دهنده پایان می‌یابد.

البته در این موقعیت هم می‌توان برای تأثیر تذکر در او دعا کرد و یا خدا را بر انجام تذکر که اتمام حجت برای گنهکار است به شهادت گرفت نظیر آنکه بگوییم :((خدایا تو شاهد باش که پیامت را به بندهات رساندم)) این امور به تشخیص امر به معروف مربوط می‌شود که چگونه امر و نهی دینی خود را مدیریت کند و در چه موقعیتی چه تصمیمی بگیرد و چه بگوید چه نگوید

ج-مخالفت

شیطان در انسان گنهکار سهم دارد و حاضر نیست سهم خود را از دل او از دست بدهد از این رو القاء مخالفت می‌کند که یکی از وسوسه‌های کهنه شده ی اوست و آمر به معروف باید ضمن هدایت مخاطب وسوسه زدایی از قلب گنهکار را هم مورد توجه قرار دهد.

در برابر این مخالفت به شهادت گرفتن خداوند به این گونه که بگوییم: ((پروردگارا من پیام تو را به بندهات رساندم و به وظیفه‌ام عمل کردم)) مؤثر است و گنهکار را با اتمام حجت بیشتری روبرو می‌سازد.

موضع گیری‌های تذکر دهنده

چند موضع گیری در برابر مخالفت گنهکار در پیش روی ماست که به آنها اشاره می‌کنیم:

سکوت
 سکوت در برابر گنهکار در اکثر موارد ضعف به حساب می‌آید زیرا گمان می‌کند مخالفت او 

صحیح و بدون پاسخ است.

جواب‌های کلی

جواب‌های کلی از ندادن جواب بهتر است زیرا سکوت در برابر مخالفت گنهکار به نوعی تأیید او را به همراه دارد و چه بسا او را به غرور سوق دهد اما جواب کلی نظیر اینکه پس از مخالفت او بگوییم: من به وظیفه‌ام عمل کردم و اکنون نوبت شماست یا بگوییم: من شما را به دستور خداوند آگاه کردم، خود دانید یا بگوییم: به جای این مخالفت‌ها کمی به سخن من فکر کنید و یا بگوییم: مخالفت با امر به معروف از گناهان بزرگ است (۶) و یا برخی از روایات مربوط به مخالفت گنهکار را که ما در کتاب ((حافظان حریم)) پیرامون امر به معروف نگاشتیم نقل کرده‌ایم برای او بخواند.

پاسخ‌های کوتاه به مخالفت‌ها

مخالفت با تذکر، از گناهان کبیره است زیرا مخالفت با یک اصل قرآنی و مسلم دینی است که از ضروریات اسلام به شمار می‌رود البته اگر کسی اصل امر به معروف را قبول نداشته باشد مخالف ضروری دین مسلمان نیست و ضروری دین چیزی است که همه می‌دانند جزء اسلام است.

اما اگر اصل امر و نهی دینی را قبول داشته باشد و در مواردی با آن مخالفت ورزد کافر نیست بلکه فاسق می باشد و ما در اینجا به مخالفتها پاسخ می‌دهیم تا گنهکاران بدانند که مخالفت آنها صحیح نیست و پاسخ دارد و ما با سکوت خود آنها را تأیید نمی‌کنیم. اما مهم‌ترین مخالفتها و پاسخ‌ها عبارتند از:

۱. آزادم

ج) بله آزادی که گناه می‌کنی، اگر بنده خدا بودی گناه نمی‌کردی.

۲. به شما مربوط نیست.

ج) به خدا که مربوط است من دستور خدا را بیان کردم.

۳. دخالت نکن.

ج) امر به معروف دخالت من نیست دخالت خداست.

۴. شما چه کاره هستید؟

ج) فرمانبردار خدا

۵. مزاحم نشو.

ج) مزاحم نیستم امر خدا را اجرا می‌کنم.

۶. برو به کار خود برس.

ج) کارمن همین است که خداوند به آن امر کرده است

۷. به خودم مربوط می‌شود.

ج) به خدا مربوط نمی‌شود؟

۸. لازم نیست ما را امر به معروف کنید

ج) ولی خداوند لازم می‌داند.

۹. مملکت صاحب دارد

ج) صاحب مملکت امر به معروف را واجب کرده است.

۱۰. گناه من یک مسئله شخصی است

ج) گناه شخصی هم مخالفت با خداست و باید ترک شود

۱۱. دوست دارم چنین کنم

ج) پس دین خدایی که تو را آفرید چه می‌شود؟

۱۲. ما را در یک قبر می‌گذارند و شما را در قبر دیگر.

ج) بله قبرها جداست اما ما نسبت به یکدیگر مسئولیم.

۱۳. عیسی به دین خود موسی به دین خود.

ج) ولی این شعار اسلام نیست اسلام همه را مسئول یکدیگر می‌داند

۱۴. خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت باش.

ج) ولی رسوایی گناه بیشتر است

۱۵. قلبت پاک باشد

ج) گنهکار قلب پاکی ندارد.

۱۶. از کی تا به حال متدین شدی؟

ج) از خدا می‌خواهم متدین باش.

۱۷. نیازی به نصیحت ندارم.

ج) کسی که خطا می‌کند نیازمند نصیحت است

۱۸. من مسلمان نیستم.

ج) بنده ی خدا که هستی، من دستور خدا را به شما گفتم.

۱۹. دیگران بدتر از ما هستند.

ج) بدتری دیگران مجوز گناه شما نیست.

۲۰. خشک نباش

ج) رعایت احکام اسلام خشکی نیست.

۲۱. گناه زیادی نکردم.

ج) چون گناه مخالفت با خداست کم آن هم زیاد است.

۲۲. تعصب نداشته باش

ج) چرا به دین خدا تعصب نداشته باشم

۲۳. تعصب خشک نداشته باش.

ج) پایبندی به اسلام تعصب خشک نیست، یک ارزش متعالی است.

۲۴. ما گرفتار شده‌ایم.

ج) ولی همیشه امکان بازگشت وجود دارد و اراده ات آزاد است.

۲۵. همه مشکلات برطرف شده و تنها همین کار من مانده است؟

ج) هر گناهی شعله‌ای از آتش است که باید خاموش شود.

چهار نکته:

چهار نکته مهم وجود دارد که بیش از شروع بحث شیوه‌ها به آنها می‌پردازیم.

نکته اول: اگر چه شیوه‌های تذکر زبانی متنوع و گسترده است اما همان گونه که موثرترین شیوه را برای ارشاد مخاطب خود بر می‌گزینیم باید ملایم‌ترین و خوشایندترین شیوه را هم انتخاب کنیم وبا وجود شیوه های ملایم و تأثیرگذار به شیوه‌های تند متوسل نگردیم البته اگر تأثیر تذکر ما منحصر به بهره‌گیری از شیوه های تند باشد واجب است با تندی تذکر دهیم اما بیش از مقدار لازم تندی نکنیم.

نکته دوم: هر کس مورد امر و نهی قرارگیرد گنهکار نیست زیرا بخشی از امر و نهی‌های ما به مستحبات و مکروهات مربوط می‌شود بنابراین اگر در این کتاب از فردی که مورد تذکر قرار می‌گیرد با تعبیر گنهکار یاد می‌شود به خاطر ترک واجب و انجام حرام است که مهمترین بخش امر به معروف و نهی از منکر به آن مربوط می‌شود.

نکته سوم :اگر چه امر به معروف و نهی از منکر معنای گسترده‌تری از تذکر زبانی دارد اما استفاده از این تعبیر به خاطر آن است که امروز تذکر زبانی معنایی معادل معنای امر به معروف و نهی از منکر زبانی را پیدا کرده است و دیگر معنای لغوی صرف آن مراد نیست که تنها تذکر و یاد آوری باشد و حقیقت امر و نهی کردن در آن مطرح نباشد.

نامگذاری کتاب حاضر هم به معجزه ی تذکر زبانی بر اساس همین تحلیل از تذکر می‌باشد. نکته چهارم :اگر چه امر به معروف و نهی از منکر دو واجب هستند اما استفاده تنها از امر به معروف در عناوین کتاب بدون ذکر نهی از منکر به خاطر رعایت اصل اختصار در عنوان هاست.

پینوشت‌ها:

[۱] - سوره توبه آیه ۷۱ [۲] - نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴ [۳] - تحر یر الوسیله، جلد ۱، کتاب الامر بالمعروف. [۴] - عیون الحکم والموعظه، ص ۴۵۶ [۵] - اصول کافی، باب اصناف و عدل ف جلد ۱۰ [۶] - مجمع البیان، ج ۱ ص ۳۰۱

فصل دوم – شیوه‌های امر و نهی زبانی

تذکر زبانی می‌تواند با شیوه‌های فراوان متنوعی انجام گیرد وما در این کتاب چهل شیوه موفق وتجربه شده رامورد بحث وبررسی قرار دهیم وچگونگی بیان آنها را همراه با نمونه‌های عملی وطرح می‌کنیم تا عمل کنندگان به این دو فرضیه ی نورانی بتوانند با این منبع گسترده ی روش‌ها، شیوه متناسب با زمان مکان وشخصیت خود ومخاطبانشان را برگزینند.

امر به معروف ساده

رایج‌ترین امر و نهی دینی، امر و نهی ساده است این شیوه به خاطرادبیات روان ومحتوای روشنی که دارد بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد وتاثیر گذاری خاص خود را هم به همراه دارد. چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که در بحث با دیگران خودنمایی (مراء) می‌کند بگوییم: مراء نکن و یا به کسی که در جواب سلام دیگران می‌گوید: سلام از ماست بگوییم :جواب سلام واجب است وشما جواب سلام ما را ندادید؛ و یا به کسی که وسواسی است بگوییم: وسواس خود را ترک کن وبه آن اعتنا نکن.

تذکر ساده می‌تواند به صورت امرو نهی انجام شود واگر تأثیر نداشته باشد به روش استدعایی عملی گردد. امام خمینی در احکام امر به معروف آورده است: اگر بداند نهی از منکر او جزبا استفاده از موعظه و استدعا تأثیر نمی‌کند باید با موعظه یا استدعا او را نهی کند واگر بداند که تنها استدعا وموعظه اثر دارد وامر و نهی تأثیری ندارد واجب است استدعا وموعظه کند (۱)

نمونه عملی

مردی به امام حسین (ع) رسید قبل از هر چیز گفت: حالت چطور است خداوند سلامتی دهد. امام (ع) فرمود: سلام کردن بر سخن گفتن مقدم است خداوند به تو سلامتی دهد. آنگاه فرمود :به کسی اجازه سخن ندهید تا اول سلام کند. (۲)

امر به معروف صریح

تذکر صریح وبدون پرده نیز از انواع امر و نهی زبانی است که بخش قابل توجهی ازاین فریضه الهی را به خود اختصاص داده است در این نوع از تذکر که بنابر مصالحی تذکر دهنده آن را برمی گزیند با صراحت تمام به گنهکار امر و نهی دینی می‌کند.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که شراب می‌خورد بگوییم :شراب نخور که پیامبر فرمود:

شارب الخمر کعابد الوثن (۳)

شراب خوار مانند بت‌پرست است.

یا به کسی که لباس جنس مخالف خود را پوشیده است بگوییم لباس خاص جنس مخالف را به تن نکن و یا به پیمان‌شکن بگوییم :به عهد خود وفادار باش.

نمونه عملی

روزی عایشه از زنی نام برد ودر ضمن سخن خود گفت :او کوتاه قداست.

پیامبر (ص) فرمود :غیبت اورا کردی (۴)

یادآوری: تذکر صریح برای برخی از گنهکاران سنگین است و زمانی باید از آن بهره گرفت که امکان اجرای شیوه‌های آسانتر را در پیش رو نداشته باشیم.

امر به معروف تأکیدی

برخی گنهکاران جدیتی درکار خود ندارد و یا سخن تذکر دهنده را جدی نمی‌گیرند و یا به خاطر اراده ی ضعیف ویا هر علت دیگرآن را فراموش می‌کنند در چنین مواردی باید امر به معروف تأکیدی داشته باشیم تا گنهکار را در ارتباط با تذکر خود جدی گردانیم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً سخن خود را به جای یک بار، دوبار یا سه بار بیان کنیم و یا از کلماتی نظیر حتماً مراعات کنید، همواره به یاد داشته باشید جدی بگیرید وامثال آن بهره گیریم.

نمونه عملی

ام خالد ازشیعیان متعهد وصالح زمان امام صادق (ع) بود روزی بر آن حضرت وارد شد وعرض کرد: فدایت شوم من به بیماری معده مبتلا شده‌ام و اطبای عراقی شراب وآرد گندم را برمن توصیه کرده‌اند تا خود را به آن مداوا نمایم.

امام صادق (ع) فرمود :چه چیز تورا از آشامیدن آن منع می‌کند؟ ام خالد عرض کرد :اطاعت از شما. امام (ع) فرمود :یک قطره ی از آن را نچش نه والله اجازه نوشیدن یک قطره از را نمی‌دهم اگر خوردی به هنگام مرگ پشیمان خواهی شد آنگاه سه مرتبه فرمود: فهمیدی؟ و ام خالد عرض کرد بله (۵)

امر به معروف اعتراضی

در تذکر اعتراضی به جای امر و نهی به گنهکاران به او اعتراض می‌شود واگر این اعتراض بصورت صحیح وبه موقع انجام گیرد تأثیر خوبی در محاطب خواهد داشت.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که ظلم می کندبگوییم: تو که می دانی ظلم گناه بزرگی است چرا ظلم می‌کنی؟ و یا به کسی که کم فروشی می‌کند بگوییم: مگر نمی دانی که خداوند در قرآن فرموده است: وای برکم فروشان (۶)، و وای خداوند بسیار سخت ودردآور است پس چرا کم فروشی می‌کنی؟

و یا به زنی که بخاطر جلوه گری در جامعه مورد یاوه گویی قرار می‌گیرد بگوییم: اگر با این وضعیت حرام بیرون نمی‌آمدی مورد هتک حرمت قرار نمی‌گرفتی.

و یا به شیعه‌ای که آشکارا در جامعه گناه می‌کند بگوییم امام صادق (ع) فرمود: زینت ما باشید مایه ی ننگ ما نباشید(۷) شما به این گناه علنی موجب ننگ امام (ع) نشدی؟ اینگونه زینت امام صادق (ع) می‌شوی؟

نمونه عملی

یکی ازارادتمندان امام خمینی می‌گوید: یک بار در جماران به محضر ایشان رسیدم، یکی از مسئولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید و پدرسالخورده اش نیز همراه او بود وقتی خواست به حضور امام برسد جلوتر از پدر حرکت کرد وپس از تشرف به خدمت امام، پدرش را معرفی کرد. امام هم نگاهی به آن مسئول کرد و فرمود: این آقا پدر شما هستند؟

عرض کرد :آری

امام خمینی فرمود :پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی ؟(۸)

امربه معروف تأییدی

در امر و نهی تأییدی خوبی‌های گنهکارمورد تأیید قرار می‌گیرد وآنگاه امر و نهی می‌شود. ظرافت شیوه ی تأییدی در آن است که با تأیید که انجام می‌گیرد مخاطب به تذکر دهنده خوش بین می‌گردد و به انصاف او که خوبی‌هایش را نادیده نمی‌گیرد اطمینان پیدا می‌کند وبا این دو ویژگی جایی برای سوء تفاهم وذهنیت های منفی برای او باقی نمی‌ماند واینها زمینه‌های بسیار خوبی است که اورا تسلیم تذکر می‌کند این شیوه برای همه مفید است اما برای کسانی که ذهنیت‌های منفی داشته و یا از تأیید دیگران رضایت خاطر زیادی پیدا می‌کنند مفیدتر است البته نباید در تأیید افراد زیاده روی شود وسخنان غیر واقعی به میان آید. چگونه بگوییم؟

مثلاً به دانش آموز متدینی که به وظایف درسی خود عمل نمی‌کند بگوییم: شما دانش متدینی هستی این ارزش بسیار بزرگی است که خدا نصیب شما کرده اما درس خواندن شما خوب نیست و باید تلاش بیشتری داشته باشی و یا به مداحی که با صدای خوب مداحی ضعیف و یا غلوآمیز می‌کند بگوییم: صوت شما برای مداحی خوب است واین نعمت بزرگی است که خداوند به شما داده است اما محتوای مداحی شما خوب نیست و باید از اشعار خوب، وقایع مستند ومطالب صحیح وسازنده استفاده کنید و یا به کاسبی که نظم و نظافت رادر محل کسب خود مراعات می‌کند اما گرانفروشی می‌کند بگوییم: نظم ونظافت شما در مغازه دوست داشتنی و قابل تقدیر است اما گرانفروشی شما مردم را ناراحت کرده است اگر این عیب هم رفع شود فروشنده ی نمونه‌ای خواهید بود.

نمونه عملی

خانمی با چادر مشکی در خیابان عبور می‌کرد که نه نتها هنر جادر پوشدن را خوب می‌دانست که بر حجاب خود مسلط بود واز نامحرم رو گرفته بود اما این اشتباه را هم داشت که جوراب‌های نازک پوشیده بود به او گفتم شما حجاب خوبی دارید و قابل تقدیر است اما این جوراب‌های نازک نه در شان شماست ونه تناسبی با حجاب خوب شما دارد و او هم از تذکر استقبال کرد.

امر به معروف تعلیلی

روحیه برخی گنهکاران به گونه‌ای است که اگر فلسفه وعلت معروف ومنکری که به آنها گوشزد می‌شود را بشنوند پذیرش بیشتری خواهند داشت از این رو به دنبال امر و نهی دینی به علت آن هم اشاره می‌کنیم وبه چنین امر به معروفی امر به معروف تعطیلی گوییم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسانی که به راحتی از دیگران درخواست می‌کنند بگوییم: از دیگران درخواست نکن زیرا درخواست از دیگران موجب ذلت است بویژه اگر به درخواست تو پاسخ مثبت ندهند یا به کسی که زیاد می خندد بگوییم :خنده یدل رامی می‌راند.

پیامبر (ص) فرمود:

ایاک وکثره الضحک فانه یمیت القلب و یذهب بنور الوجه (۹)

ازخنده زیاد بپرهیز زیرا خنده زیاد دل را می می‌راند و نور چهره را می‌برد.

یا به کسی که پر خواب است بگوییم :کمتر بخواب پیامبر (ص) فرمود:

ازپرخوابی بپرهیزید زیرا خواب زیاد صاحبش رادر روزقیامت فقیر می‌کند. (۱۰)

نمونه عملی

صفوان جمال گوید :بر امام کاظم (ع) وارد شدم، حضرت فرمود :ای صفوان همه کارهای تو خوب است جز یک کار. عرض کردم: فدایت شوم چه کاری؟ حضرت فرمود: این که شترهایت را به این مرد (هارون الرشید) کرایه می‌دهی.

عرض کردم :به خدا سوگند برای کار بیهوده وسفر حرام کرایه نداده‌ام بلکه برای سفرحج کرایه داده‌ام ضمن اینکه خودم در این سفر شرکت ندارم بلکه غلامان خود را می‌فرستم تا سرپرستی کنند. امام (ع) فرمود: ای صفوان تو شترهای خود را کرایه داده‌ای؟ عرض کردم :آری فرمود :آیا می‌خواهی هارون در دستگاه خود باقی بماند تا کرایه ی تو را بدهد؟

عرض کردم :آری، فرمود: هرکس که بخواهد آنها باقی بمانند از آنهاست وهر کس که از آنها باشد در آتش جهنم است (۱۱)

امر به معروف اخطاری

اعلام خطر از مسائلی است که توجه انسان‌ها را به خود جلب می‌کند وامر و نهی اخطاری تذکری است که گنهکار را متوجه خطر اعمال حرام وترک واجب می‌کند برخی از موقعیت‌ها اقتضاءدارد که تذکر دهنده مانند پلیس راهنمایی که تابلوهای خطر رانندگی را در نقاط خطر ناک نصب می‌کند تابلوی خطر فرهنگی راجلوی دید گنهکار ترسیم کند وبا اعلام خطر خود گنهکار را تحت تأثیر قرار دهد.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که در خانه بداخلاقی می‌کند بگوییم :انسان بداخلاق شب اول قبر سختی را در پیش رو دارد. یا به کسی که پدر ومادر خود را می‌آزارد بگوییم :آثار عاق والدین در دنیا هم گریبانگیر انسان می‌شود. یا به کسی که هر گناهی را مرتکب می‌گردد بگوییم: هرجه می‌خواهی می کنی اما بدان که باید همه کارهای کوچک و بزرگ ناروای خود را در محضر خداوند پاسخگوباشی.

نمونه عملی

در مدینه دلقکی بود که مردم را می‌خندانید او تلاش بسیار داشت تا امام سجاد را بخنداند اما موفق نمی‌شد تا اینکه یک بار گفت: این مرد مرا خسته کرده است که بتوانم او را بخندانم.

روزی امام (ع) با غلامان خود حرکت می‌کرد مرد دلقک که چشمش به او افتاد تصمیم گرفت با یک حرکت خنده آور امام را بخنداند جلو آمد و عبای آن حضرت را از دوش او برداشت و رفت امام (ع) به او اعتنایی نکرد غلامان او به دنبال مرد دلقک رفته و عبا را از او پس گرفتند وبر دوش حضرت گذاشتند. امام (ع) پرسید: این مرد چه کسی است؟ همراهان عرض کردن: او مردی مسخره و دلقک است که اهل مدینه را می‌خنداند.

امام سجاد (ع) فرمود: به او بگویید:

ان لله یوما یخسر فیه المبطلون(۱۲)

برای خداوند روزی است که در آن بیهوده کاران خسارت می‌بینند.

امر به معروف انتفاعی

انسان همواره به منابع خود می‌اندیشید ودوست دارد برای انجام کار ویا ترک هرکاری نفعی به او برسد و یا ضرری از او دور گردد از این رو اگر بداند امری که به او می‌شود دارای منابع مصالحی بوده ازکارش زیانی را از او دور می‌سازد استقبال بیشتری از تذکر خواهد داشت بنابراین ذکر آثار مثبت و منفی ازکارهای خوب و بد که مورد تذکر قرار می‌گیرد مفید است و چنین امر به معروفی را امر به معروف انتفاعی می نامیم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً کسی که به نماز جماعت اهمیت نمی‌دهد بگوییم: بر نماز جماعت مواظبت داشته باش که ثواب بسیار زیادی دارد پیامبر اعظم (ص) فرمود :کسی که پشت سر عالمی نماز گزارد مثل این است که پشت سر رسول خدا (ص) نماز گزارده است .(۱۳)

یا بگوییم :اگر به گناه خود ادامه دهی اعتبار خانوادگی شما خدشه دار می‌شود. یا بگوییم: اگر با قیافه گنهکاران در جامعه ظاهر شوی مردم ذهنیت بدی از توپیدا می‌کنند و چنانچه روزی نیازمند تحقیقات محلی باشد معرفی مثبتی از تونخواهند داشت. یا بگوییم: بسیاری از کسانی که مثل تو مرتکب این خلاف شده‌اند محکومیت قضایی پیدا کرده‌اند و این محکومیت موجب محرومیت‌های زیادی برای آنهاشده است پس برای دنیای خود هم که شده است این گناه را ترک کن. یا بگوییم: به پدر ومادر خود نیکی کن که خیر وبرکت زیادی را برای تو خواهد داشت. یا به کسی که گرفتار فحشا و منکراست بگوییم :نماز بخوان تا تورا ازفحشا ء ومنکر باز دارد

نمونه عملی

رسول خدا (ص) به مردی فرمود: موهای خود را کوتاه کن زیرا کوتاهی موها بر زیبای تو می‌افزاید. علامه طباطبایی می‌گوید: چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم ازنقطه نظر قرابت خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می‌شدم تا یک روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می‌کرد ند چون به مدرسه رسیدند دست خود را روی شانه ی من گذاردند وگفتند «ای فرزند دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان وآخرت می‌خواهی نماز شب بخوان» (۱۴)

امر به معروف تحریکی

امر و نهی تحریکی آن است که تذکر دهنده با استفاده از تحریک عواطف و ارزشهای مورد قبول و تعصبات سالم گنهکار، او را امر به معروف ونهی ازمنکرکند.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که متدین نیست و بر خلاف جوانمردی وآزردگی کارهایی نظیر نیرنگ به دیگران، حق کشی ، آزار به ضعیفان، تجاوز به دیگران، فریبکاری، بر باد دادن آبروی دیگران وامثال این گناهان انجام می دهد بگوییم: اگر به دین خدا پایبند نیستی جوانمرد و آزاده باش واز این گناه خود دست بردار. نظیر این نهی از منکر را حضرت سید الشهداء علیه السلام در کربلا انجام داد و به دشمنان خود که ارتباط او و خیمه‌هایش را قطع کردند فرمود: وای بر شما ای پیروان آل ابوسفیان اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌رسید ، در دنیای خود آزادمرد باشید و به مردانگی و نسب خود بازگردید اگر از قوم عرب هستید.

شمر با صدای بلند گفت: چه می‌گویی ای پسر فاطمه؟

امام علیه السلام فرمود: می‌گویم: این من هستم که با شما می‌جنگم و شما هم با من می‌جنگید، زنانکه گناهی ندارد، پس تا زمانی که من زنده‌ام متکبران ومتجاوزان لشکر خود را از تعریض به خیمه‌های من باز دارید. (۱۵)

و یا به زنانی که تقوای در پوشش ندارند ولی نجابت به عنوان یک اصل مهم اخلاقی در پیش آنها جایگاه رفیعی دارد بگوییم: یک زن نجیب با این سرو وضع نزد نامحرم و یا در جامعه حاضر نمی‌شود. و یا به کسی که بدون عقد شرعی ارتباط با نامحرم پیدا کرده است و به غیرت نگا مثبتی دارد بگوییم: اگر دوست داری مردان اجنبی با نوامیس تو ارتباط داشته باشند با ناموس مردم ارتباط داشته باش.

و یا به کسی که مال یتیم را می‌خورد بگوییم: اگر تقدیر خداوند این باش که فرزندان تو یتیم شوند دوست داری کسی مال آنها را بخورد؟

نمونه عملی

ابراهیم بن مهزم گوید: یک شب با مادرم (خالده) بگو مگو کردم و نسبت به او خشونت ورزیدم صبح آن شب نماز خواندم وبه محضر امام صادق علیه السلام رسیدم. همین که بر او وارد شدم فرمود: ای ابامهزم تو را با مادرت چه کار که شب گذشته با او درشتی کردی آیا نمی دانی که شکم مادرت منزلی بود که در آن سکونت کردی ودامان او گهواره‌ای بود که در آن آرام گرفتی و سینه‌های او ظرفی رود که از آن نوشیدی؟

ابامهزم پاسخ داد: آری

امام صادق علیه السلام فرمود: پس با او درشتی نکن (۱۶)

امر به معروف استحیایی

امر به معروفی که سبب شرم وحیا گنهکار گردد و امر به معروف استحیایی نامیم این شیوه ی تذکر در برخی افراد بهتر به ثمر می‌رسد و اگر شرایط آن وجود داشته باشد می‌توان در ارتباط با برخی گنهکاران ازآن بهره گرفت البته از آنجایی که این شیوه ی تذکر موجب خجالت و شرمندگی فرد می‌گردد باید با کارشناسی لازم انجام گیرد تا شرمندگی او سازنده بوده واثر معکوسی را به همراه نداشته باشد.

چگونه بگوییم؟

باید به گونه‌ای بگوییم که گنهکار شرمنده شود و این نیازمند استفاده ا زموجبات شرمندگی است که به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:

۱- بیان اشتراک با گنهکاران مشهور: مثلاً به کسی که معصومین علیهم السلام، و یا متدینین را مسخره می کند بگوییم پیش از این ابوجهل هم پیامبر واصحابش را مسخره می‌کرد مراقب باش با او وجه اشتراک پیدا کنی. در اینجا نهی از تمسخر که در او تأثیری ندارد به نهی از وجه اشتراک با گنهکاران مشهور مبدل شده است.

۲-بین زیان رسانی گناه به دیگران: برخی گناهکاران موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری می‌شود که اگر گنهکار به آن زیان آگاه گردد شرمندگی سازنده‌ای به او دست خواهد داد.

روزی در مجلس عارف گرانقدر، مرحوم حاج میرزا جواد ملکی تبریزی یکی از حضار غیبت کرده بود، آن بزرگوار بسیار ناراحت شده و خطاب به غیبت کننده فرموده بود: چهل روز مرا به زحمت انداختی .(۱۷)

۳- پر سش سازنده‌ای از علت گناه: پرسش کارشناسانه و سازنده از ریشه گناه می‌تواند موجب تنبه شرمندگی سازنده ی گنهکار گردد این پرسش بسیار مهم است و نباید به حریم خصوصی دیگران مربوط شود و یا حرمت کسی را خدشه دار کند پرسش باید به گونه‌ای طرح شود که گنهکار به ریشه گناه خود که هوای نفس یا شیطان است اشاره کند وما به دنبال علتی غیر از این دو نباشیم. این شیوه، گنهکار را متوجه ریشه ی اعمال خود کرده وگرفتاری او در دام هوس و شیطان را به او تفهیم می‌کند واین زمینه خوبی برای اصلاح است.

نمونه عملی

مرد ثروتمندی با لباس پاکیزه‌ای به محضر رسول خدا (ص) آمد ونزدیک او نشست آنگاه مرد تنگدستی با جامه های چرکین وارد شد. کنار مرد ثروتمند نشست به گونه‌ای که قسمتی ا زجامه‌هایش زیر پای او قرار گرفت مرد ثروتمند لباس‌هایش را از یر پای او کشید.

رسول خدا (ص) که شاهد این رفتار بود رو به او کرد وفرمود: ترسیدی چیزی از فقر او به تو بچسبد؟ عرض کرد: نه

حضرت فرمود: ترسیدی که لباسهایت کثیف شود؟

عرض کرد: نه

پیامبر (ص) پرسید؟ پس چه سببی تورا به این کار واداشت؟

مرد ثروتمند عرض کرد: یا رسول ا... من همدمی (شیطانی) دارم که هر کار زشتی را در نظرم زینت می دهد و هرکار خوبی را زشت جلوه می‌دهد من به خاطر این کار زشت خود نیمی از مالم را به او می‌دهم.

حضرت به آن مرد تنگدست فرمود: نصف مال او را می‌پذیری؟

عرض کرد: نه

مرد ثروتمند پرسید چرا نمی‌پذیری؟

مرد فقیر پاسخ داد: زیرا می‌ترسم آنچه د ردل تو آمده است در دل من وارد شود. (۱۸) (فقرا را ناچیز شمارم)

امر به معروف قرآنی

قرآن کتاب آسمانی ما مسلمانان است و برتر از آن کتابی وجود ندارد و هیچ کتابی به پایه ی آن نمی‌رسد از این رو تأثیر قابل توجهی در دل‌های مسلمانان دارد و تذکر دهندگان باید از این تأثیر گذاری بهره‌گیری کنند و ما بهره‌گیری از آیات قرآن در امر به معروف و نهی از منکر را امر و نهی قرآنی می‌نامیم. چگونه بگوییم؟

راهکار آن این است که متناسب با گناه فرد آیه‌ای را از قرآن کریم انتخاب کنیم و با ذکر سوره وشماره آیه ی آن را برای مخاطب خود بخوانیم و ترجمه کنیم و یا تنها ترجمه ی آن را بخوانیم مثلاً به کسی که غیبت می‌کند بگوییم: قرآن می‌فرماید:

ولا یغتب بعضکم بعضاً

برخی از شما غیبت بعضی دیگر را نکنید(۱۹)

و یا به مردی که به زنان نامحرم نگاه می‌کند بگوییم: قرآن می‌فرماید:

قل للمومنین یغضوا من ابصارهم (۲۰)

به مؤمنان بگو چشمهای خود را فرو بندند.

و به زنی که به مردها نگاه می‌کند بگوییم: قرآن می‌فرماید:

قل للمومنات یغضضن من ابصارهن .(۲۱)

به زنان مؤمن بگو چشمهای خود را فرو بندند.

و یا با کسانی که با مردم بد سخن می‌گویند بگوییم: قرآن می‌فرماید:

و قولوا للناس حسنا. (۲۲)

با زبان خوب با مردم سخن بگویید.

و یا به زنی که با آرایش و جلوه گری در جامعه آمده است بگوییم: قرآن می‌فرماید:

و قرن فی بیوتکن و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی (۲۳)

در خانه‌های خود باشید و مانند جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی نکنید.

و اگر پوشش دینی را مراعات نکرده است بگوییم: قرآن می‌فرماید:

و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن. (۲۴)

زنان باید با سرانداز خود سر و گردن و سینه خویش را بپوشانند.

و اگر زینتهای خود را آشکار کرده است بگوییم: قرآن می‌فرماید:

و لا یبدین زینتهن. (۲۵)

زنان زینتهای خود را آشکار نکنند.

نمونه عملی

وقتی عمرولیث به نیشابور آمد لشکریان او در خانه‌های مردم وارد شدند و کار را بر مردم شهر تنگ گرفتند و در آن هنگام زنی نزد او رفت و زبان به شکوه گشود و گفت زنی بیوه‌ام، چهار فرزند کوچک دارم، خانه هایم را لشکریان تو گرفتندو من با بچه‌های خود بی سرپناه مانده‌ام و به خواری و رسوایی افتاده‌ایم اگر حکم کنی یکی از خانه‌های ما را برگردانند از عدل و احسان تو بعید نخواهد بود.

عمرو خشمگین شد و گفت: لشکریان من از سیستان به دنبال خود خانه‌ای نیاورده‌اند که در آن ساکن شوند و مگر تو قرآن نخوانده‌ای که خدا می‌فرماید:

ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله. (۲۶)

پادشاهان هر گاه به قریه‌ای وارد شوند آن را خراب می‌کنند و عزیزان آن را به ذلت می‌کشانند.

زن گفت: ای پادشاه مگر چند آیه بعد از آن را فراموش کرده‌ای که درباره ستمکاران و خانه‌های آنها می فرماید: فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا. (۲۷)

اینها خانه‌های آنهاست که چون ستم کردند ویران شد.

عمرولیث از شنیدن این آیه چنان متأثر شد که اشک از چشمش جاری گردید و فوراً حکم کرد که تمام لشکر از شهر بیرون روند و در صحرا خیمه زنند. (۲۸)

امر به معروف حدیثی

امر به معروف در قالب یک حدیث متناسب با عمل مورد نظر گنهکار را امربه معروف حدیثی می‌نامیم. مردم علاقه وتاثیر پذیری خاصی نسبت به احادیث معصومین (ع) دارند ضمن این که برخی تذکر دهندگان امر و نهی خود را در قالب یک حدیث بهتر و گویاتر بیان می‌کنند در این صورت می‌توان حدیثی را درباره معرو ف یا منکر مورد نظر انتخاب کرده و برای او بخوانیم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که خود را شبیه غرب‌ها و یا هر گروه دیگر می‌کند بگوییم.

رسول خدا (ص) فرمود:

من تشبه بقوم فهو منهم (۲۹)

کسی که خود را شبیه گروهی گرداند از آنها خواهد بود.

و یا به کسی که به علمای دین توهین می‌کند بگوییم: ولی پیامبر (ص) فرمود:

کسی که عالمی را زیارت کند مثل این است که مرا زیارت کرده است وکسی که با عالمی دست دهد مثل این است که با من دست داده است. (۳۰)

یا به کسی که با زنی خلوت می‌کند نظیر آنچه در دفاتر، ادارات، منازل و امثال آن که یک زن و مرد با هم تنها هستند بگوییم: پیامبر (ص) فرمود: لایخلون رجل بامراه فان ثالثهما شیطان. (۳۱)

مردی با زنی خلوت نکند که سومی آنها شیطان خواهد بود.

و یا به کسی که از دست دادن با نامحرم و لمس بدن او ابایی ندارد بگوییم: رسول خدا (ص) فرمود: اگر یک سوزن آهنی در سر هر یک از شما فرود رود برای او بهتر است که بدن زنی را لمس کند که برای او حلال نیست. (۳۲)

نمونه عملی

هارون بن جهم گوید: ما در شهر حیره با امام صادق (ع) همراه بودیم که بر منصور دوانیقی وارد شدیم یکی از مقام‌های لشکری به مناسبتی غذایی آماده کرده بود و مردم را به آن دعوت کرد و امام (ع) نیز از جمله دعوت شدگان بود.

سفره را پهن کردند وهمه مشغول خوردن غذا شدند آن حضرت نیز مشغول غذا خوردن شد در این میان مردی درخواست آب کرد، اما به جای آب ظرفی شراب برای او آوردند وقتی ظرف شراب در دست او قرار گرفت، آن حضرت هم از سفره بلند شد.

از او پرسیدند :: چرا بلند شدید؟ حضرت فرمود:

ملعون من جلس علی مائده یشرب علیها الخمر (۳۳)

مورد لعنت است کسی که بر سر سفره‌ای بنشیند که بر سر آن شراب نوشیده می‌شود.

امر به معروف فتوایی

روحیه گنهکاران با یکدیگر تفاوت دارد و باید این تفاوت‌ها مورد توجه قرا رگیرد اما ذوق وتوانایی تذکر دهندگان هم متفاوت است و هر تذکر دهنده‌ای باید با توجه به توان و روحیه خود تذکر دهد. عده‌ای هستند که ذکر یک فتوا از مراجع تقلید در آنها تأثیر خوبی می‌گذارد و یا آیا امر به معروف با بیان یک فتوا بهتر و آسان تر از شیو ه‌های دیگر می‌تواند به وظیفه امر و نهی دینی خود عمل کند در چنین مواردی می‌توانیم فتوایی را در ارتباط با عمل گنهکاران بیان کنیم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به مردی که خود را به طلا زینت می‌کند بگوییم: فقهاء فرموده‌اند: زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچی طلا به دست برای مرد حرام ونماز خواندن با آنها باطل است. (۳۴)

و یا به کسی که ریش خود را می‌تراشد وچهره ی خود را عریان می‌کند بگوییم: امام خمینی می‌فرماید: ریش تراشیدن برای مرد حرام است علی الاحوط. (۳۵) و یا به کسی که مرتکب تراشیدن ریش دیگران می وشد واجرت می‌گیرد وبا آن پول معاملات حرامی برای نیازهای زندگی خود می‌کند بگوییم: امام خمینی می‌فرماید:

با اجرت ریش تراشی علی الاحوط معامله پول حرام می‌شود(۳۶)

و یا به کسی که به عنوان یک کار هنری یا تجاری عروسک سازی می‌کند بگوییم: امام خمینی می‌فرماید: ساختن عروسک جایز نیست. (۳۷)

نمونه عملی

کامیونداری بود که خمس کامیون خود را به عنوان سرمایه و ابزار کار پرداخت نکرده بود وبا استفاده از آن در آمد کسب می‌کرد عالمی که با او ارتباط داشت به او گفت: فتوای فقها این است که نمی‌شود از مالی که خمس آن واجب شده است استفاده کرد او هم کامیون خود را متوقف کرد وبا مراجه به دفتر مرجع تقلید خود خمس کامیون را محاسبه کرد وآنگاه استفاده از کامیون را در حمل بار وکسب درآمد آغاز کرد.

امر به معروف منظوم

عده‌ای از تذکر دهندگان بر بیان امر و نهی منظوم تسلط بیشتری دارند و یا مخاطب آنها نسبت به شعر تأثیر پذیری بیشتری دارد در چنین مواردی می‌توان از شعری که امر به معروف و نهی از منکر را به شکل مؤثری عملی می‌سازد بهره گرفت.

مثلاً به کسی که به لباس خود می‌ورزد یا لباسش را نشانه تعالی وارزش می‌داند و یا پوشاندن آن موجب جلب توجه نامحرم می‌شود می گوییم:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

یا به کسی که غربزده شده است این شعراقبال لاهوری را بگوییم

ای ز افسون فرنگی بی خبر

از فریب او اگر خواهی امان

فتنه‌ها در آستین او نگر

اشترانش را زحوض خود بران یا به کسی که گرفتار اعتقاد به جبر شده است وحتی در ارتکاب گناهانش خود را مقصر نمی‌داند بگوییم:

ای که گویی ای کنم یا آن کنم

خود دلیل اختیار است ای صنم

ویا به کسی که با فریبکاری به خواسته‌های خود دست می‌یابد بگوییم:

گیرم که خلق را به فریبت فریفتی

بادست انتقام طبیعت چه می‌کنی

ویا به کسی که با استناد به خطاهای مسلمانان و مسئولان دین اسلام را مورد خرده گیری وبی مهری قرارمی دهند بگوییم:

اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست ازمسلمانانی ماست

امر به معروف ادبی

گاهی یک جمله ادبی کوتاه بهتر از هر گفتار دیگری می‌تواند مقصود از امر به معروف ونهی دینی را به صورت مؤثری برساند بویژه اگر مخاطب علاقمند به جمله‌های لطیف و ظریف بوده و یا تذکر دهنده به انجام این شیوه امر به معروف موفق ترباشد و بتواند جمله مورد نظر خود را با رعایت کارشناسی لازم خطاب به گنهکار بیان کند.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به زنی که بصورت زننده ومبتذلی بیرون آمده است بگوییم:

زن بر سر این دوراهی است که خلیفه خدا شود و یا عروس شیطان گردد و یا به کسی که در شنیدن، دیدن و یا گفتن بی حیایی می‌کند بگوییم: اگر کبوتر سفید حیا از آسمان جان پرواز کند جغدهای گناه او را آلوده خواهند کرد.

و یا به دختر و پسری که بدون عقد شرعی یکدیگر را به دوستی گرفته‌اند بگوییم: دوستی دختر وپسر آغازی شیرین وپایانی تلخ ناگوار دارد.

نمونه عملی

زنی را دیدم که ظاهر خویش به کناه آلوده کرده بود وهمی به خود می‌بالید. گفتمش خرقه ی گناه بر تن کرده‌ای وتقوای ظاهر مسلمانی بر باد داده‌ای؟ گفتا چون قلبم پاک باشد مرا باکی نیست گفتمش از کوزه همان برون ترآود که در اوست با شنیدن این سخن خموش گردید وسکوت رضایت در چهره اش همی آشکار گردید واین بی بضاعت را در سرور هدایتش فرو برد. (۳۸)

امر به معروف داستانی

امربه معروف داستانی آن است که تذکر دهنده امر و نهی خود را به صورت یک داستان متناسب با کار گنهکار بیان کند به گونه‌ای که بفهمد مراد از نقل این داستان تذکر به اوست.

داستان همواره مورد توجه انسان‌ها بوده واز لطافت تأثیر گذاری خاصی برخوردار است. همه ی انسان‌ها به همه سلایقی که دارند به داستان علاقمندند واگر تذکر دهنده بتواند با موفقیت داستان سازنده‌ای را نقل کند چه بسا بتواند تحولی را دردل او بوجود آورد.

چگونه بگوییم؟

باید با ذوق ومدیریت لازم زمینه ی داستان را فراهم کنیم وبه صورت آموزشی آن را بیان نماییم البته لازم نیست داستان را خطاب به او بین کنیم بلکه می‌توانیم در یک جمعی که فرد مورد نظر ما در آن حضور دارد به نقل داستان بپردازیم و یا خطاب به فرد خاصی که در حضور گنهکار است آن را نقل کنیم وما در اینجا به نقل یک داستان که به قسم دروغ مربوط می‌شود می پردازیم

رسول خدا (ص) بردو مردی گذر کرد که در حال خرید و فروش گوسفندی بودندو هر دو قسم یاد می کردند، یکی می‌گفت: به خدا قسم کمتر ازاین قیمت نمی‌فروشم ودیگری می‌گفت به خدا قسم بیش از این قیمت به تو نخواهم داد تا اینکه بالاخره مشتری گوسفند را خریداری کرد حضرت فرمود: یکی ازشما دونفر گناه کرد و باید کفاره ی شکستن قسم خود را بپردازد (۳۹)

امر به معروف خواندنی

کسانی که در هنگام امر به معروف سررشته ی سخن از دستشان بیرون می‌رود و یا در سخن گفتن به لکنت زبان افتاده و یا دست کم قدرت بیان را از دست می‌دهند می‌توانند تذکر خود را نوشته وهنگام امر و نهی از روی آن بخوانند حتی اگر تذکر دهنده نتواند نوشته خود را با خطاب مستقیم به گنهکار بخواند با خطاب به فردی دیگری که در نزد گنهکار حضور دارد و یا بدون خطاب، بصورت مطالعه برای خود قرائت کند تا او هم بشنود. ودر این شیوه وشیوه‌های دیگری که در این کتاب بیان شده است باید تذکر دهنده به گنهکار بفهماند که منظور او امر و نهی دینی می‌باشد درغیر این صورت واجب انجام نگرفته است البته می‌توان نوشته را به صورت مناسبی در اختیار فرد مورد نظر قرار داد تا خود از روی آن بخواند واین امر به معروف مکتوب خواهد بود که از موضوع بحث این کتاب خارج است.

چگونه بگوییم؟

شیوه اجرا اینگونه است که آیه یا روایت، شعر یا داستان؟ قطعه ادبی یا تاریخی و هر جمله دیگری که برای تذکر به گنهکار است را با زمینه سازی مناسب خطاب به او بخوانیم واگر خطاب مستقیم ممکن نیست به بهانه‌ای که اقتضاء دارد نزد او بخوانیم.

مثلاً همینگونه که در پیاده‌رو حرکت می‌کنیم می‌توانیم خود را به فرد مورد نظر نزدیک کنیم وبه صورتی که بفهمد به اوتذکر می‌دهیم متن خود را بخوانیم.

برخی از گناهان، رایج گسترده است و ما می‌توانیم متنی را برای آن همراه داشته باشیم و همواره تذکر نوشتاری خود را برای گنهکاران بخوانیم و تجربه ی ماهم دراین صورت زیاد خواهدشد واجرای تذکر هم به گونه‌ای است که غالباً کسی نمی‌تواند متعرض ما شود زیرا خطاب مستقیم نداریم.

امر به معروف سؤالی

امر به معروف سؤالی آن است که امر و نهی خود را به صورت سؤالی بیان کنیم به گونه‌ای که انجام واجب یا ترک گناه از سؤال ما معلوم گردد امر به معروف به شیوه سؤالی از ظرافت‌های خاص وامتیازهای قابل توجهی برخوردار است که به آن اشاره می‌کنیم:

غیر مستقیم بودن تذکر

روحیه برخی از گنهکاران به گونه‌ای است که امر و نهی صریح را نمی‌پذیرد ویا در برابر آن ایستادگی کرده وچه بسا به بدگویی، جوسازی و تهضیب امر و نهی و امر کننده به معروف رو آوردند اما در برابر امر به معروف سؤالی به نوع خلع سلاح شده واحتمال تأثیر در آنها افزایش می‌یابد طبیعی است که تذکربه آنها با شیوه سؤالی انجام گیرد نظیر اینکه بگوییم: وقت آن نرسیده است که در ادامه گناه خود تجدید نظر کنی؟ قرآن هم چنین سؤالی رابه صورت کلی بیان کرده است خداوند در سوره حدید آیه ۱۶می‌فرماید: الم یان للذین آمنواان تخشع قلوبهم لذکر الله وما نزل من الحق (۴۰)

آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان دربرابرذکر خدا وآنچه ازحق نازل شده است خاشع شود؟

توجه گنهکار به پاسخ سؤال

عده‌ای از گناه بودن گناه خود غافلند وچه بسا تذکر عادی تأثیر چندانی در آنها نداشته باشد ازاین رو سؤال از آنها دغدغه خاطرشان را جدی تر کرده و بهم ریختگی بیشتری را در روال عادی گناه آنها پدید می‌آورد وآنان را به این فکروامی دارد که عمل خود را مورد نقد و بررسی قرار دهند و البته این امتیاز بزرگی است که گنهکار را به اندیشه واداریم. اندیشه‌ای که سبب بیداری، آگاهی وتحقیق او می‌گردد.

سؤال از عمل گنهکار چیزی نیست که به زودی از صفحه ی ذهن او پاک شود بویژه اگر با آداب لازم از او سؤال شود البته همه افراد ویا همه ی گناهان شرایط تذکر سؤالی را ندارند اما در بسیاری از موارد می‌توانیم با این شیوه تذکر دهیم وذهن او را درگیر سازیم.

نفی عمدی بودن گناه

در شیوه تذکر سؤالی نسبت عمدی بودن گناه کاهش می‌یابد در امر و نهی مستقیم وصریح نسبت گناه به فردی که به او تذکر می‌دهیم قطعی است واین نسبت در برخی موارد موجب تحریک وموضع گیری گنهکار می‌گردد وچه بسا امرونهی دینی را با بی تأثیری ویا کم تأثیری مواجه سازد اما وقتی از او سؤال

شود که «آیا می‌دانید این عمل شماگناه است ؟» این نسبت بسیار ضعیف می‌شود و حساسیت فرد مقابل بر طرف می‌گردد.

چگونه طرح سؤال کنیم؟

سؤال باید از ابعاد مختلفی کارشناسی شده باشد وجهت دینی، روانشناختی، اجتماعی ادبی آن مورد توجه قرار گیرد تا آثار سازنده‌ای را در گنهکار پدید آورد.

نمونه ی سوالات

آیا می‌دانید این کار شما حرام است واسلام از آن نهی کرده است؟

آیا می‌دانید این کار واجب است و شما آنرا انجام نمی‌دهید؟

فکر نمی‌کنید این کار در اسلام حرام باشد؟

فکر نمی‌کنید انجام این کار واجب باشد وشما آن را ترک کرده‌اید؟

به حرام بودن این کار خود اندیشیده‌اید؟

به واجب بودن این کار که آن را ترک کرده‌اید اندیشیده‌اید؟

شما می‌دانید دروغ از گناهان بزرگ است؟

شما می‌دانید چهره ی آرایش شده ی زن باید از دیدن نامحرم پوشیده بماند؟

شما می‌دانید حجاب ازاحکام مسلم و واجب اسلام است؟

می‌دانید با این گناه نام شما در طومار گنهکاران ثبت می‌شود؟

وقت آن نرسیده است که به بی نمازی یا بی حجابی خود پایان بخشی؟ چه تضمینی وجود دارد که فردا زنده باشی؟

آنچه تا بحال گناه کردی کافی نبوده است باز هم با خداوند قصد مخالفت داری؟

تاریخی برای ترک مخالفت با خدا تعیین کرده‌ای؟

نمونه عملی

روزی امام حسن (ع) از محلی می‌گذشت، چشمش به مردی افتاد که قهقه می‌زند نزد او رفت وفرمود: آیا می دانی که در روز قیامت وارد آتش می‌شوی؟ (۴۱) پاسخ داد: پاسخ داد آری.

حضرت فرمود: آیا می دانی که از افرادی هستی که از آن خارج می‌شوی؟ جواب داد: نه مطمئن نیستم.

امام حسن (ع) فرمود: توکه نمی دانی حتماً از جهنم خارج خواهی شد چگونه قهقه می‌زنی؟ (۴۲)

امر به معروف انذاری

ترس همواره از عوامل کنترل انسان بشمار آمده است ازاین رو ترس از خدا، ترس از روز قیامت، ترس از بد عاقبتی، ترس از عذاب قبر، ترس از مجازات‌های قضایی، ترس از گرفتاری و از دست دادن منافع و اعتبارهای مختلف دنیوی وآخرتی وامثال آن ذهن انسان‌ها را در طول تاریخ حیات خود مشغول ساخته و از عوامل مهم تعدیل او بشمار می‌رود. یکی از عوامل مؤثر در امر و نهی دینی نیز ترساندن گنهکاران از خداوند متعال است که در قرآن نیز بطور فراوانی با عبارات مختلف: اتقوا الله، اتقواربکم، اتقون بکار رفته است ترس از خدا ازنعمت‌های بزرگ الهی است که نصیب هرکس گردد به صورت معجزه آسایی او را در مسیر اعتدال قرار می‌دهد. اگر کسی ترس از خدا داشته باشد اهرم بزرگی در وجود اوست که می‌توان با تکیه برآن به امر و نهی دینی او همت گمارد و به نتیجه رسید.

چگونه بگوییم؟

مثلاً بگوییم: از خدا نمی‌ترسی اینگونه آبروی دیگران را می‌ریزی؟

از خدا بترس وبه مال دیگران تعدی نکن.

بترس ازشبی که فردایی برای تو نخواهد داشت وباید پاسخگوی اعمال ناروای خود باشی.

بترس که با این کارهای حرام عاقبت بخیر نشوی.

از خدا بترس چرا این اندازه جرات بر گناه پیدا کرده‌ای؟

نمونه عملی

امام صادق (ع) پس از آنکه اسحاق را مورد نهی از منکر خود قرار داد به او فرمود:

ای اسحاق از خدا بترس به گونه‌ای که او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند (۴۳)

همچنین وقتی عبدالله عموی امام جواد (ع) در پاسخ سؤالی جواب ناصحیح داد امام (ع) به خشم آمد رو به او کرد وفرمود: ای عمو از خدا بترس و پرهیزکار باش، بسیار بزرگ است که در قیامت در پیشگاه خدا بایستی وخدا به تو بفرماید چرا ازاین رو جهل ناآگاهی فتوا دادی. (۴۴)

امر به معروف استکراهی

امربه معروف استکراهی آن است که گنهکار را از ترک واجب یا انجام حرام متنفر سازیم.

راه‌های ایجاد تنفر از گناه

ایجاد تنفر به گناه راه‌های متعددی دارد که به بیان آنها می‌پردازیم

بیان اشتراک با تبهکاران بزرگ

گناه عده‌ای از گنهکاران با گناه برخی از تبهکاران تاریخ مشترک است واگر ما به این وجه اشتراک اشاره کنیم به خاطر تنفر گنهکار از آن تبهکار تحت تأثیر قرار خواهد گرفت نظیر آنکه به کسی که سگ بازی می کند بگوییم: یکی از کارهای یزید سگ بازی بود که امام حسین (ع) آن را از اعمال زشت او شمرده است بنابراین شایسته نیست شما چنین وجه اشتراکی با او داشته باشید.

بیان وجه اشتراک باید با دقت واحتیاط انجام گیرد و از هرگونه زیاده روی و بزرگ کردن گناه و یا توهین به گنهکار پرهیز شود تا اثر معکوس نداشته باشد.

تبیین ضررگناه

راه دیگرایجاد تنفر از گناه اشاره به ضرر است که در آن گناه یا ترک واجب نهفته است مثلاً به کسی که فقرا را مورد بی‌احترامی قرار می‌دهد بگوییم: رسول خدا (ص) فرمود کسی که مسلمان فقیری را احترام کند خدا را در روز قیامت ملاقات نماید در حالی که از او خشنود است. (۴۵)

و یا به کسی که لباسی می‌پوشد که موجب شهرت انگشت‌نما شدن او می‌شود بگوییم: پیامبر (ص) فرمود: کسی که در دنیا لباس شهرت بپوشد خداوند در آخرت لباس ذلت به او می‌پوشاند. (۴۶)

یا به کسی که به دنبال ریاست طلبی است بگوییم: پیامبر (ص) فرمود: کسی که خود را بر گروهی از مسلمانان مقدم کند در حالی که می‌بیند کسی بهتر از او (برای انجام مسئولیت) در بین آنان وجود دارد به خداوند پیامبر او و مسلمانان خیانت کرده است. (۴۷)

تفهیم همراهی گنهکار با دشمن

برخی از گناهان عمل به خواست دشمن است واگر گنهکار بداند کار او مطلوب دشمنان اسلام وکشوری است از آن پرهیز می‌کند ودست کم استقبال بیشتری از تذکر نشان می‌دهد مثلاً به خانمی که لباس بسیار ارزشمند چادر مشکی را کنارمی گذارد بگوییم: مستر همفر جاسوس انگلیسی می‌گوید :باید زنان مسلمان را فریب داد وازچادر عبا بیرون کرد. (۴۸)

تبیین عذاب گناه از ارتکابی

راه دیگر ایجاد تنفر از گناه این است که عذاب آن را برای گنهکار تبیین نماییم مثلاً به کسی که طلا به گردن یا دست خود کرده است بگوییم:

پیامبر فرمود: هرکس دوست دارد حلقه‌ای از آتش به دست محبوبش کند حلقه‌ای از طلا به دست او کند و هر کس دوست دارد گردنبندی از آتش به گردن محبوبش کند گردنبندی از طلا به گردن او آویزد. (۴۹)

اشاره به عاقبت گنهکاری

تبیین عاقبت شوم گناه تأثیر خوبی در ایجاد تنفر از گناه برای گنهکار دارد نظیر اینکه به دختر وپسری که بدون عقد شرعی رابطه دوستانه دارند بگوییم: دوستی دختر وپسر آغازی شیرین وپایانی تلخ وسیاه دارد. یا به گنهکار مورد نظر بگوییم: ادامه این گناه تو را به تکذیب آیات قرآن می‌کشاند چنان‌که قرآن می فرماید: ثم کان عاقبه الذین اساووا السوای ان کذبوا بایات الله وکانوا بها یستهزون (۵۰)

سپس عاقبت کسانی که مرتکب اعمال بد شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و به مسخره گرفتند.

بیان ریشه گناه

وقتی کسی بداند عمل آواز چه منشأ بدی نشات می‌گیرد تأثیر پذیری او در ترک آن گناه افزایش خواهد یافت مثلاً به کسی که خنده ی بی‌موردی می‌کند بگوییم: امام حسن عسکری (ع) می‌فرماید:

خنده بی جا از نادانی است (۵۱)

بیان سرنوشت گنهکاران مشابه

اعمال زشت عبرت انگیز است و برخی از گنهکاران عبرتهایی را از خود بجا می‌گذارند.

عبرت پندی است که از نظر کردن در احوال بد دیگران بدست می‌آید بیان سرنوشت بد کسانی که گناهی نظیرگناه فرد مورد نظر ما را داشته‌اند می‌تواند در او تأثیر گذار باشد. مثلاً کسی که تمکن مالی دارد اما به تنگدستان کمک نمی‌کند وآنان را از خود محروم می‌گرداند این داستان را بیان می‌کنیم:

مردی با خانواده خود مشغول غذا خوردن بود غذای آنها مرغ بریان شده‌ای بود که در سفره داشت. در این هنگام فقیری به در خانه آمد واظهار گرسنگی کرد آن مرد بر فقیر فریاد زد و او را از در خانه ی خود دور کرد دیری نگذشت که خود فقیر شد و امکانات زندگی از او گرفته شد و از شدت فقر وپریشانی ازهمسر خود جدا گردید و همسرش با مرد دیگری ازدواج کرد.

روزی آن زن با شوهر خود غذا می‌خورد و اتفاقاً غذای آنها مرغ بود که ناگاه فقیری در خانه ی آنها آمد و اظهار گرسنگی کرد مرد به همسرش گفت: مقداری نان ومرغ به فقیر بدهد.

وقتی زن به درب خانه رفت دید فقیری که درب خانه است همان شوهر اول اوست. ازدیدن این واقعه گریه کرد و برگشت. شوهرش پرسید چراگریه می‌کنی؟ همسرش پاسخ داد: این فقیر شوهر اول من بود وقصه ی خود که که با او غذا می‌خورد و فقیری را که از درب خانه دور کرد برای او نقل کرد.

شوهرش گفت: به خدا سوگند آن فقیری را که رد کرد من بودم وبر سر من فریاد کشید. (۵۲)

بی‌ارزش نشان دادن گناه

عده‌ای از گنهکاران معتقدند که گناه آنها دارای ارزش است مثلاً گناه بی حجابی را برای خود تمدن بشمار می‌آوردند در چنین مواردی باید بی‌ارزشی گناه را برای آنها بیان کنیم تا آنان که در اشتباهند آگاه گردند وگناه خود را تر ک کنند.

حکیم نامی جهانگیر خان قشقایی در ایام جوانی به موسیقی علاقمند بود وچندی هم در این راه تمرین کرده بود روزی برای تکمیل این هنر به اصفهان آمد، در بازار اصفهان حرکت می‌کرد که از درب مدرسه صدر گذر نمود. او ازدیدن مدرسه طلبگی بسیار خوشحال شد وهمه روزه صبح وعصر به آنجا می‌رفت. یک بار درویشی در مدرسه او را صدا زد وسوالاتی ازشغل ونسب اوکرد و جهانگیر خان جواب داد آنگاه درویش در چهره او خیره شد وگفت :گیرم که در این فن موسیقی فارابی زمان شوی، باز هم مطربی بیش نخواهی بود.

جهانگیرخان گفت: سخن خوبی گفتی ومرا از خواب غفلت بیدار کردی، حال چه کنم که دنیا وآخرت در آن باشد.

درویش گفت: در همین مدرسه که آن را دوست داری مشغول تحصیل شو

جهانگیرخان گوید: من از نفس پاک آن درویش و راهنمایی او، به این مقام رسیدم .(۵۳)

امر به معروف تحبیبی

امر به معروف تحبیبی آن است که عملی را که گنهکار ترک کرده است یا ترک گناهی را که انجام می دهد محبوب او گردانیم تا با این محبوبییت نسبت به وظیفه ی خود عمل نماید.

راه‌های ایجاد محبوبیت معروف‌ها و ترک منکرات

راه‌های ایجاد محبوبیت کارهای خوب و ترک کارهای بد عکس راه‌های ایجاد تنفر از گناه است و با توجه به اینکه این بحث مشابه بحث گذشته است و توضیح کاملی در آن بحث ارائه گردید در اینجا به اختصار عمل می‌کنیم و به دو مورد مهم وکلی از راه‌های ایجاد محبوبیت را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

بیان اشتراک با نیکوکاران بزرگ

وقتی کسی بداند با انجام کاری با پیامبران و بزرگان دین وجه مشترک پیدا می‌کند به آن راغب می‌گردد ودر نتیجه تأثیر پذیری او افزایش می‌یابد.

مثلاً به کسی که اخمو و ترشروست بگوییم:

از ویژگی‌های پیامبر (ص) وائمه (ع) تبسم بود وشما هم همواره تبسم کنید تا وجه مشترکی با آنها داشته باشید یا به کسی که ریش خود را می‌تراشد وبه پیامبر واهل بیت آن حضرت علاقمند است بگوییم: شما محمد وآل محمد (ص) را بسیار دوست دارید وکسی که محبت حقیقی به آنها داشته باشدسعی می‌کند نقاط مشترک اخلاقی و رفتاری خود را با محبوب‌های خود افزایش دهد شما ریش خود را باقی گذارید تا وجه مشترکی با امام زمان (ع) در چهره داشته باشید.

تبیین منافع انجام معروف

وقتی مردم منافع عملی رابدانند به آن علاقمند می‌شوند و این محبت، آنها را به سوی عمل می‌کشاند

بنابراین بیان خواص وآثار و منافع انجام معروف یا ترک منکر پذیرش گنهکاررابیشتر می‌کند.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که فریضه ی امر به معروف را ترک کرده است بگوییم: امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تمام اعمال خیر وحتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره‌ای در برابر دریای پهناورند. (۵۴)

یا به کسی که به بزرگسالان بی حرمتی می‌کند بگوییم رسول خدا (ص) فرمود: البرکه مع اکابرکم (۵۵)

سعادت وافزونی نعمتها در وجود بزرگسالان شماست.

یا به کسی که به علمای دین بیحرمتی می‌کند بگوییم :امیرالمومنین (ع) فرمود:

من وقر عالماً فقد وقر ربه (۵۶)

کسی که عالمی را احترام کند همانا پروردگارش را احترام کرده است.

یا به کسی که اهل غیبت دیگران است بگوییم :پیامبر (ص) فرمود:

ترک غیبت نزد خدای عزوجل محبوبتر از ده هزار رکعت نماز مستحبی است. (۵۷)

نمونه عملی علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان گوید: چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم از جهت خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می‌شدم، تایک روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می‌کردند چون به من رسیدند دست خود را روی شانه ی من گذاردند وگفتند: ای فرزند

دنیا را می‌خواهی نماز شب بخوان وآخرت می‌خواهی نماز شب بخوان (۵۸)

امر به معروف نکوهشی

بدون شک گناه مذموم است وگنهکار نکوهیده است اما تذکر دهنده که در موضوع هدایت اوست نباید او را سرزنش کند تا بتواند اصلاحات مورد نظر را در کاشانه ی درون وبرون او پدید آورد حال اگر صمیمیت و مهربانی در اصلاح و هدایت اوتاثیری نداشته باشد دلیلی بر محبت کردن به کنهکار وجود ندارد و اگر بخواهیم با او سخن بگوییم سخن معتدل خواهیم داشت که نه گرمی محبت در آن باشد ونه سردی خشونت . چنین رفتار میانه‌ای می‌تواند در برخی گنهکاران تأثیر گذار باشد اما اگر گنهکار در موقعیتی قرار دارد که جز نکوهش در او اثری ندارد باید اورا امر و نهی نکوهشی کنیم والبته مراقب باشیم در مذمت او مرتکب فحش و افتراء نگردیم همانگونه که مسئله فقهی آن بیان گردید.

شلاق نکوهش درد آور وسازنده است و نیازی به فحش نمی‌باشد واگر نکوهش با کارشناسی لازم وبجا مورد استفاده قرارگیرد مانند نیشترشفا بخش طبیب است که به بدن بیمار می‌زند.

چگونه بگوییم؟

مثلاً بهر کسی که فحش می‌دهد بگوییم:

حیا نمی‌کنی هر کلمه ی زشتی را بر زبان جاری می‌کنی؟

یا به کسی که حرمت پدر ومادر خود را نادیده می‌گیرد بگوییم: خجالت نمی‌کشی در برابر پدر ومادری که تورا به این قدرت و جوانی رساندند بی ادبی می‌کنی؟

یا به کسی که حقی را ضایع می‌کند بگوییم:

وای برتو حقوق مردم را ضایع می کتی؟

یا به کسی که ریاست طلب است بگوییم:

امام کاظم (ع) فرمود :کسی که به دنبال ریاست باشد هلاک می‌گردد. (۵۹)

یا به کسی که که خود را جزء اراذل جامعه قرار داده است بگوییم:

می‌بینیم که با این رفتارهای زشت موقعیت خود را به حراج گذارده‌ای؟

یا به زنی که با بی حیایی وارد جامعه شده است بگوییم:

با این بی حیایی وبی حجابی خداوند را از خود ناراضی می‌کنی، یا بگوییم:

امام صادق (ع) فرمود: ایمان ندارد کسی که حیا ندارد. (۶۰)

نمونه عملی

روزی پیامبر (ص) از بازار مدینه عبور می‌کرد که چشمش به یک ماده ی غدایی افتاد و نظر او را جلب کرد به فروشنده گفت: چه پاکیزه است؟ قیمت آن چند است؟ آنگاه دست خود را در زیر آن فرو برد ومقداری از آن را زیر و ور کرد ودید جنس بدی را در زیر قرار داده است وروی آن را جنس خوب گذارده است بیان تذکر با قیافه و روحیه آرام و مشفقانه تا مردم را فریب دهد.

سپس به فروشنده فرمود:

نمی‌بینم تورا مگر اینکه خیانت و فریب دادن مسلمانان را در یک جا جمع کرده‌ای. (۶۱)

امر به معروف مشفقانه

امر به معروف باید با محبت وصمیمیت انجام گیرد زیرا این ویژگی‌ها از ارزش‌ها پذیرفته شد ه ی همه ی مردم است وهر کس با ادبیات محبت سخن بگوید سخن او مورد استقبال قرار می‌گیرد بویژه اگر مخاطب دلسوزی اورا احساس کند از سوی دیگر چون امر و نهی به دیگران صرف نظر از نوع بیان آن قدری بر گنهکار سنگین دشوار است باید با عسل محبت در هم آمیزد تا از دشواری تندی آن کاسته گردد.

از محبت خارها گل می‌شود

ازمحبت سجن گلشن می‌شود

از محبت خار سوسن می‌شود

از محبت نار نوری می‌شود

وز محبت سرکه‌ها مل می‌شود

وز محبت خانه روشن می‌شود

بی محبت موم آهن می‌شود

وز محبت دیو حوری می‌شود

چگونه تذکر را صمیمی کنیم؟

صمیمی کردن تذکر به سه گونه است:

۱) استفاده از الفاظ محبت آمیز.

۲) استفاده از جمله بنی‌های صمیمی وملایم نظیر اینکه بگوییم:

 حیف است که به خاطر لذتی زود گذر شما گرفتار عذاب آخرت شوید. 

۳) بیان تفکر با قیافه وروحیه ی آرام مشفقانه.

نمونه عملی

یکی از شاگردان شهید آیت الله سعیدی می‌گوید: مدتی بود که کسبه و معتمدین محل با مشکلی برخورد کرده بودند وآن ظاهر شدن زنی جذاب وزیبا با لباس‌های زننده بود او در آخر محله بود و هر روز به صورت زننده‌ای طول مسیر خیابان و محله را تا سر ایستگاه اتوبوس پیاده طی می‌کرد و نظر جوانان را به خود جلب می‌نمود. از آنجایی که محله ی غیاثی با نفوذ آن شهید بزرگوار وهمکاری مردم از خودنمایی زنان به این صورت زشت در امان مانده بود این حرکت که تا حدودی حساب شده به نظر می‌رسید قابل تحمل نبود از این رو بعضی از مردم موضوع را با آیت الله سعیدی در میان گذاشتند او آنان را از هر گونه عکس العملی بازداشت ومنتظر ماند تا خود به امر به معروف اقدام نماید.

روز بعد شهیدبا بعضی از اهل محل راه را براین زن گرفتند و با لحنی پدرانه شروع به موعظه او کرد وگفت: خواهرم دارند شما را گول می‌زنند ... چرا شخصیت خود را فراموش کرده‌ای؟ جواب خدا را جه می‌دهی؟ سخنان آیت الله سعیدی چنان در روح آن زن اثر کرد که هیجگاه اورا در محله غیاثی بی حجاب ندیدم (۶۲)

امر به معروف استظهاری

گاهی موقعیت گنهکار به گونه‌ای است که به هر دلیل نمی‌توان او را امر و نهی کرد ونه تنها نمی‌پذیرد که چه بسا دشوارهایی هم برای تذکر دهند هایجاد کند بهترین شیوه برای افرادی که یا از سنین بالایی برخوردارند یا عناوینی دارند که با وجود آن عناوین تسلیم امر و نهی ما نمی‌شود و یا از مقام خاص یا اعتبار قابل توجهی برخوردارند این است که تذکر ما به آنها به شیوه امر به معروف استظهاری می‌باشد یعنی نظر او را درباره ی گناهی که می‌کند یا واجبی که به آن عمل نمی‌کند بطور غیر مستقیم جویا شویم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که نماز نمی‌خواند بگوییم:

یکی از دوستان یا اقوام ما نماز نمی‌خواند به نظر شما به او چه بگوییم که این واجب الهی را انجام دهد؟ و یا به او بگوییم:

نماز یک واجب الهی وستون دین اسلام است ومهم آن است که آن را به صورت صحیحی بخوانیم تا به وظیفه ی دینی خود عمل کرده باشیم شما ببینید قرائت نماز من صحیح است.

یا به زنی که حجاب دینی را رعایت نمی‌کند بگوییم:

به نظر شما یک خانم مسلمان که به سن تکلیف رسیده است چه اندازه خود را باید بپوشاند که به آنجه خداوند واجب کرده است عمل کرده باشد

نمونه عملی

امام حسن وامام حسین (ع) که در زمان کودکی بسر می‌بردند به پیرمردی گذر کردند که وضوی صحیحی نمی‌گرفت برای هدایت پیرمرد بر وضوخود نزاع کردند و قضاوت را بر عهده ی او گذاردند و هر دو پیش او وضو گرفتند پیرمرد گفت :هر دوی شما وضوی خوبی گرفتید و این پیرمرد جاهل است که وضوی خوبی نگرفت.

امر به معروف ذوقی

آمران به معروف باید بهترین ذوق وسلیقه خود را در شکار فرصت‌ها و موقعیت‌های مناسب بکار گیرد و فرد مورد نظر خود را هدایت کنند برخی ازامر به معروف‌ها ابتکاری است و از ظرافت روحی وفکری تذکر دهنده سرچشمه می‌گیرد و چه بسا تحول چشمگیری در وجود گنهکار ایجاد کند و این چیزی است که به فرد تذکر دهنده و مخاطب او و شرایط و زمینه‌ها و نوع گناه بستگی دارد.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به مخاطب خود بگوییم: نظر شما درباره کسی که نمک بخورد و نمکدان را بشکند چیست؟ آنگاه پس از پاسخ او بگوییم فکر نمی‌کنی تو هم از کسانی باشی که نمک می‌خورد و نمکدان می‌شکند؟ می‌پرسد چطور یا چه کرده‌ام؟ و ما هم می‌گوییم :تو روزی خدا را می‌خوری و نا فرمانی او را می‌کنی. راننده جوانی را دیدم که علاقه بسیار زیادی به امام خمینی داشت و از جلالت بزرگی وشجاعت و علم وسلامت نفس او سخن می‌گفت من که کنار او نشسته بودم و به مطالب جوان گوش می‌دادم چشمم به دستش افتاد که حلقه‌ای از طلا بدست دارد وقتی سخن او به پایان رسید گفتم: فتوای امام خمینی این است که استفاده از طلا برای مردان حرام است و او بلافاصله گفت به محبتی که به امام خمینی دارم این حلقه طلا را به دست نخواهم کرد.

نمونه عملی

مردی نزد پیامبر (ص) سخن می‌گفت و بیش از حد صحبت کرد حضرت به او فرمود :دهان تو چند درب دارد؟ عرض کرد دو درب دارد: یکی لب‌ها ودیگری دندان‌هایم.

رسول خدا (ص) فرمود :آیا این دو درب نمی‌تواند جلوی پر حرفی تو را بگیرد؟ (۶۳)

امر به معروف طنز آمیز

در برخی از موارد استفاده از طنز ومزاح می‌تواند میزان تاثیرامر و نهی دینی را افزایش داده و انجام آن را روان تر و بیان آنرا دلنشین تر سازد وگاهی تذکر تنها به همین شیوه میسر است البته باید مراقب باشیم به شخصیت کسی اهانت نشود و طنز وشوخی ما موجه، سازنده و صالح باشد و لغو ولهو و باطل در آن راه نیابد وسخن حق خود را که مأموریت الهی برانجام آن داریم با لطافت و شوخ‌طبعی به گنهکار اعلام کنیم.

نمونه عملی

زمانی که نصرت الدوله وزیر دارایی بود لایحه‌ای به مجلس آورد به موجب آن دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند او شرحی درباره خصوصیت این سگ‌ها بیان کرد وگفت: این سگ‌ها شناسنامه دارند، پدر و مادر دارند، نژادشان معلوم است و به محض آنکه دزد را ببینند اورا می‌گیرند. مدرس پس از شنیدن توضیحات شاهزاده نصرت الدوله دست خود را بر روی میز کوبید وگفت مخالفم. وزیر دارایی گفت: هرچه لایحه می‌آوریم شما مخالفت می‌کنید دلیلش چیست؟

مدرس ضمن آنکه تبسمی برلبانش نقش بسته بود جواب داد مخالفت من هم دلیل دارد و هم به سود شماست مگر نگفتید این سگ‌ها به محض دیدن دزد اورا می‌گیرد؟ بسیار خوب آقای وزیر دارایی با ورود این سگ ها به ایران اولین کسی که گرفتار می‌شود خود شما هستید پس مخالفت من به نفع شماست. (۶۴)

روزی هارون الرشید برای تفریح به جای نگهداری دیوانگان رفت. در میان دیوانگان جوان با متانت و آرامی را مشاهده کرد با او مشغول صحبت شد وبه گمانش رسید که آوردن این جوان به این مرکز ظالمانه بود هاست در این هنگام هارون شرابی طلبید وخود جامی آشامید و جامی به جوان داد اما او ازگرفتن شراب خوداری کرد.

هارون اصرارکرد تا جام شراب را بگیرد جوان دیوانه گفت تو شراب می‌نوشی که مثل من شوی اگر من بنوشم مثل چه کسی خواهم شد؟

هارون خندید ودستور داد اورا آزاد کنند. (۶۵)

امر به معروف تکراری

برخی از گنهکاران به خاطر استمراری که در گناه خودداشته‌اند ویا به سبب علاقه یا عادتی که به عمل خود پیداکرده‌اند با یک بار امر و نهی دینی موفق به ترک منکر یا انجام معروف نمی‌شوند ازاین رو باید نسخه‌ای که برای درمان آنها انتخاب می‌کنیم چندباری که لازم است تکرار گردد ومی شود هر بار ازیکی ازشیوه های مناسب بهره گرفت. امر و نهی دینی به هر اندازه که لازم باشد باید تکرار شود به شرط آنکه دارای تأثیر مثبت بوده و تأثیر منفی هم برای مخاطب وتذکر دهنده نداشته باشد ازاین رو اگر تکرار آن لازم باشد واین تکرار از سوی یک نفر تأثیر منفی نداشته باشد باید در آمران به معروف تنوع ایجاد گردد وهمانگونه که اگر لازم باشد باید شیوه‌ها هم متنوع شود.

نمونه عملی

روزی «خوات بن جبیر» در راه مکه با عده‌ای از زنان طایفه ی بنی کعب نشسته بود پیامبر (ص) اورا دید و فرمود: چرا با زن‌ها نشسته‌ای؟ خوات گفت: شتر سر کشی دارم که زن‌ها برای آن طنابی می‌بافند.

پیامبر (ص) از او گذشت و به دنبال کاری که داشت حرکت کرد وقتی بازگشت دوباره او را دید فرمود: آن شتر چموش دیگر فرار نکرد؟

خوات گوید: خجالت کشیدم وچیزی نگفتم. بعد از آن واقعه هر گاه اورا می‌دیدم خجالت می گشیدم واز جلوی چشم او فرار می‌کردم تا اینکه به مدینه رفتم ویک بار دیگر حضرت سخن خود را در مسجدتکرارکرد روز دیگری در حالیکه بر الاغ سوار بود به من رسید وفرمود :آن شتر دیگر فرار نکرد؟ عرض کردم به خدایی که تورا به نبوت برانگیخت از زمانی که مسلمان شدم آن شتر دیگر فرار نکرده است حضرت فرمود ((الله اکبر، الله اکبر))

خداوندا خوات را هدایت فرما. از آن پس او از مسلمانان واقعی شد و خداوند او را هدایت کرد (۶۶)

امر به معروف اعجابی

اظهار شگفتی از گناه گنهکار که از آن امر و نهی دینی احساس شود شیوه ی دیگر تذکر است که در بعضی از صحنه‌های اصلاح گرانه آمران به معروف مورد استفاده قرار می‌گیرد. تذکر اعجابی به خاطر تعجبی که از عمل گناه در آن ابراز می‌شود تأثیر گذار است این شیوه ی از تذکر می‌تواند بصورت مستقیم وغیر مستقیم وبدون خطاب انجام گیرد.

چگونه بگوییم؟

مثلاً آمر به معروف در مواجه با گنهکار بگوید: عجیب است که شما این گونه با پروردگار خود مخالفت می ورزید یا بگویید: من از ارتکاب این گناه شما شگفت زده شدم و یا با ادات تعجب مثل: وای، آه، عجب نچ نچ کردن و امثال آن که مفید تعجب باشد اظهار شگفتی نماید.

نمونه عملی

حسن بن مسعود گوید: خدمت امام هادی (ع) رسیدم در حالی که انگشتم خراشیده بود شانه‌ام با مرکب سوار تصادف کرد وآسیب دیده بود وجامه‌هایم را عده‌ای از مردم پاره کرده بودند گفتم: ای روز تو چه شر هستی خداوند شر تورا از من برگرداند.

امام (ع) فرمود: ای حسن توهم که با ما رفت وآمد داری گناه خود را به گردن بی گناه می‌گذاری؟ حسن گوید حیرت‌زده شدم و فهمیدم که خطا کرده‌ام عرض کردم: ای آقای من، از خداوند آمرزش می خواهم.

حضرت فرمود :ای حسن روزگار چه گناهی دارد که وقتی شما به سزای اعمال خود می‌رسید آن را شوم می شمارید؟

گفتم: استغفرالله ابداً این توبه من باشد یا بن رسول الله. (۶۷)

امر به معروف غیر مستقیم

بسیاری از صحنه‌های امر و نهی دینی به گونه‌ای است که باید به صورت غیر مستقیم به این مأموریت الهی اقدام کرد وگرنه ممکن است کاری بی فایده و بلکه برای تذکر دهنده وگنهکار و فرهنگ امر به معروف زیان آور باشد ودر آن صورت جایز نخواهد بود البته اینکه گفته می‌شود: اگر امر به معروف ضرر دارد باید ترک شود به این معنا نیست که بطور کلی ترک گردد بلکه اگر شیوه‌ای مضر است می‌توان شیوه ی دیگری را برگزید مگر اینکه امکان بکار گیری هیچ شیوه‌ای بدون ضرر میسر نباشد.

شیوه غیر مستقیم بدون تذکر نعمت بزرگی است که می‌توانیم با وجود آن بسیاری از امر و نهی‌های دشوار را انجام دهیم و با موفقیت ازصحنه ی این جهاد بزرگ بیرون آییم.

راه‌های امر و نهی غیرمستقیم

راه‌های تذکر غیر مستقیم فراوان است والبته به ذوق و مدیریت تذکر دهنده نیز ارتباط دارد اما ما هم به بیان سه مورد مهم آن می‌پردازیم.

تذکر به غیر گنهکار

ما می‌توانیم به فردی که نزد گنهکار حضور دارد تذکر دهیم تا فرد مورد نظر را ارشاد کرده باشیم در این صورت تذکر ما به صورت مجازی با گنهکار فرضی انجام می‌گیرد و باید هماهنگی‌های لازم را با او انجام داده باشیم در حقیقت این کار یک نمایش هنری اصلاح گرانه از سوی دو مؤمن است که مأموریت امر و نهی دینی را با مشارکت یکدیگر انجام می‌دهند این کار در بسیاری از جاها حتی به هنگام حرکت در معابر عمومی قابل اجراست.

امر و نهی بدون خطاب

این کار می‌تواند بصورت‌های مختلفی انجام گیرد مثلاً به هنگام عبور از کنار یک بی حجاب با صدایی که به گوش او برسد این دستور پروردگار است که زنان خود را از نامحرم بپوشانند وجلو ه گری نکنند گویی تذکر دهنده مطالب خود را تمرین و تکرار می‌کند و با این روش وظیفه ی خود را انجام داده است وکسی هم نمی‌تواند معترض او گردد البته باید به گنهکار بفهماند که منظورش تذکر به اوست.

ما می‌توانیم در حضور گنهکار گناه او را به صورت غیر مستقیم با فردی دیگر مورد بررسی قرار دهیم و مهم نیست که کسی که با او صحبت می‌کنیم از نیت ما آگاه باشد یا نباشد آنچه مهم است این است که گنهکار امر و نهی دینی ما را به خوبی احساس کند و بر او مؤثر باشد و از هرگونه تأثیر منفی وضرر احتمالی بدور باشد.

تحسین نیکوکار نزد گنهکار

این کار در صورتی انجام گیرد که اثر منفی در گنهکار نگذارد و بلکه اثر مثبت در او داشته باشد مثلاً در حضور گنهکار به او بگوییم من وظیفه خود دانستم از این ارزش خوبی که خداوند به شما داده است و اهل نماز یا مسجد، حجاب و یا هر کار خیر دیگری می‌باشید به شما تبریک بگویم یا از شما تشکر کنم یا شما را دعا کنم و یا به شما افتخار کنم یا بگوییم: متانت شما یا غیرت شما یا چادر شما مدال افتخار شماست.

امر به معروف تبشیری

مژده وبشارت از اموری است که همه ی انسان‌های عالم بدون استثناء به آن علاقمندند و به آن توجه ویژه‌ای دارند زیرا محتوای بشارت مسرت بخش دل‌ها وشیرین کننده کام انسانهاست ازاین رو آمر به معروف می تواند در مواردی که مدیریت موفق امر و نهی دینی اقتضاء دارد بشارت را در تذکر خود مورد توجه قرار دهد وکام مخاطب خود را به آن شیرین کند در این صورت به یک آرامش روانی دست خواهد یافت و پذیرش او افزایش می‌یابد.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به جوانی که واجبات عبادی خود را انجام نمی‌دهد بگوییم: نمازت را بخوان واز ارزش بزرگ عبادت خدا غافل نشو که پیامبر (ص) فرمود:

ان الله تعالی یباهی بالشاب العابد الملائکه یقول انظروا الی عبدی ترک شهوته من آجلی (۶۸)

همانا خدای متعال به جوان عبادت کننده بر فرشتگان افتخار می‌کند ومی فرماید :به بندهام بنگرید که خواسته‌های نفسانی خود را به خاطر من ترک کرد.

آنگاه به او بگوییم نمی‌خواهی مورد افتخار خداوند قرارگیری؟ چرا ازاین فرصت طلایی بهره نمی‌گیری؟ از امروز تو می‌توانی ازکسانی با شی که خداوند به او افتخار می‌کند.

یابه کسی که پدر ومادر خود نیکی نمی‌کند بگوییم: پیامبر (ص) فرمود:

کسی که نیکی به پدر و مادر وصله ی رحم را برای من تضمین کند من هم فراوانی مال، زیادی عمر و دوستی خویشاوندان با او را برایش تضمین می‌کنم (۶۹)

امر به معروف تهدیدی

تهدیدبه از دست دادن منافع ومصالح وافتادن در دشواری‌ها هموا ره در انسا ن‌ها تأثیر گذار بوده است زیرا سود وزیان انسان چیزی نیست که بتواند به راحتی از آن بگذرد از این رو امر به معروف تهدیدی برای کسانی که امر و نهی ساده واندرزی وامثال آنها در آنها تأثیری ندارد گزینه ی خوبی در ارشادشان به شما رمی رود همانگونه که به مسا ئل فقیه ی آن اشاره گردید.

انواع تهدید

تهدید انواع مختلفی دارد:

۱- تهدید به قطع ارتباط با گنهکار ۲- تهدید به تحریم منافع وامتیازهای که در اختیار او گذارده‌ایم ۳- تهدید به آثار گناهی که مرتکب آن می‌گردد ۴- تهدید به ریختن آبرو ومفتضح شدن در میان مردم ۵- تهدید به مردن در حال گناه ۶- تهدید به گشترش سلطه ی شیطان بر او ۷- تهدید به باز گرفتن آنچه خداوند به گنهکار داده است ۸- تهدید به انتقام شدید و زودرس خداوند در دنیا ۹- تهدید به عذاب آخرت ۱۰- تهدید به مرگهای ناگهانی وزود هنگام ۱۱- تهدید به نزول عذاب ۱۲- تهدید به منتهی شدن گناه مستمر به تکذیب آیات خدا چنان‌که آیه آن در شیوه استکراهی بیان گردید.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به گنهکار بگوییم: اگر به ترک واجب خود ادامه دهی یا گناه خود را ترک نکنی ارتباط من با تو قطع خواهد شد.

نمی‌ترسی خداوند بر تو خشم کند ودست وپایی را که با آنها کتک می‌زنی فلج کند؟

بترس از اینکه پایان زندگی ات به زودی فرا رسد و بدون توبه وترک گناه به عالم دیگر منتقل شوی ودر حسرت وعذاب الهی قرار گیری؟

از خدا نمی‌ترسی با جسارت گناه می‌کنی نمی ترسی با این جسارت تو را مفتضح کند که در هیچ مکانی امنیت وآبرو نداشته باشی؟

نمی‌ترسی در این ضرب وشتم‌ها که می‌کنی کسی در زیر کتک‌های تو کشته شود ودر دنیا وآخرت رو سیاه گردی؟

پیامبر (ص) فرمود: قتل المومن اعظم عند الله من زوال الدنیا (۷۰)

کشتن مؤمن نزد خداوند از نابودی دنیا بزرگ‌تر است.

از خدا بترس ودختر خود را به ازدواج یک نفر فاسق گنهکار در نیاور که پیامبر (ص) فرمود :کسی که دختر پاکش را به همسری یک فرد هرزه یا گمراه دهد روزانه هزار لعنت بر او فرود می‌آید. (۷۱)

نمونه عملی

ابراهیم الجعفری گوید: امام هادی یا امام رضا (ع) به من فرمود: چرا تورا نزد عبدالرحمن بن یعقوب می‌بینم؟

عرض کردم: او دایی من است.

حضرت فرمود: او درباره خدا سخن نادرستی می‌گوید خداوند را (به صورت اجسام واوصاف آنها) توصیف می‌کند در حالیکه خداوند اینگونه توصیف نمی‌شود پس با او همنیشین باش وما را رها کن و یا با ما همنشین باش و او را رها کن.

عرض کردم: او هر چه می‌خواهد بگوید اگر من به گفته‌هایش اعتقادی نداشته باشم چه ضرری برای من دارد؟

امام (ع) فرمود :آیا نمی‌ترسی که عذابی بر او نازل گردد و هر دو شما را فرا گیرد؟ آیا داستان کسی که از یاران موسی (ع) بود وپدرش از یاران فرعون بود را نمی دانی؟

وقتی لشکر فرعون به موسی رسید آن پسر از موسی جدا شد تا پدرش را نصیحت کند و به اصحاب موسی ملحق سازد و پدرش همراه لشکر فرعون می‌رفت این پسر با پدر ستیزه می‌کرد تا اینکه هر دو به کناری از دریا رسیدن وبا غرق شدن فرعون واصحابش آنها هم غرق شدن خبر به موسی (ع) رسید فرمود: اودر رحمت خداست اما وقتی عذاب نازل شود از همراه گنهکار دفاعی نشود. (۷۲)

امر به معروف تدریجی

روحیه گنهکاران متفاوت است وظرفیت آنها از مراتب مختلفی برخورداراست برخی تحمل ندارند که در یک بار بطور کامل امر به معروف شوند وچه بسا در برابر آن لجاجت کرده وآن رارد کنند اما اگر به تدریج به آنها گفته شود می‌توان آن را هضم کرده وبپذیرند. تشخیص این افراد ومراتب تدریجی بودن تذکر به آنها با تذکر دهنده است گاهی تدریجی بودن با سرعت انجام می‌گیرد و در یک بار امر و نهی دینی به پایان می رسر وگاهی زمان بیشتری می‌برد وطی چند بار امر و نهی کارشناسانه علمی می‌گردد. چگونه بگوییم؟

مثلاً کسی که خمس مال خود را نمی‌پردازد واگر یکباره به او گفته شود یک پنجم مال خود را بپردازد حیرت می‌کند باید در یک مرحله با وجود حکم خمس در اسلام او را آشنا سازیم و بگوییم یکی از واجبات مهم دینی که در رساله‌های همه مراجع بیان شده باشد خمس است و هرمسلمانی باید یک پنجم مالش را با شرایطی که بیان شده است بپردازد آنگاه در مرحله بعد درباره برخی دیگر ازمسائل خمس و نحوه پرداخت آن مطالبی را با اودرمیان گذاریم ودر مرحله سوم به او بگوییم: خمس مال خود را پرداخت کن تا اموال تو حلال گردد وآثار مثبت انجام این واجب در زندگی شما آشکار گردد.

امر به معروف امید آفرین

اگر چه امرو نهی دینی برای ترک گناه و انجام واجب است اما می‌تواند ضمن محتوای خود آفرین باشد و اگر این ویژگی امید بخشی به تذکر ما افزوده گردد مخاطب با انگیزه بیشتری ازآن استقبال می‌کند بویژه اینکه برخی گنهکاران به نا امیدی و یاس از موفقیت گرفتار آمده‌اند. اصولاً رعایت احکام خدا امید به خداوند، امید به زندگی، امید به آینده ی بهترو موفقیت بیشتر و تحولات مثبتی را به همراه دارد و ما باید این مسائل را به گنهکار منتقل کنیم تا امید او در پرتو احکام خداوند بیشتر شود و به موفقیتهایی هم دست یابد.

چگونه بگوییم؟

نماز بخوان که ازیک انبساط خاطر وغنای روحی برخودار شد، فشارهای روحی تو کاهش می‌یابد و زندگی برایت معنا پیدا می‌کند زیرا زندگی بدون تکلیف الهی هرج ومرج وبیهودگی است.

و یا به کسی که پوشش دینی ندارد بگوییم: پوشش دینی داشته باش تا در آن به امنیت آرامش دست یابی تومی توانی بنده خوب خدا باشی.

یا به کسانی که به مسجد نمی‌روند بگوییم: رسول خدا (ص) فرمود: اذا نزلت العاهات والافات غوفی اهل المساجد. (۷۳)

وقتی آسیب‌ها و بلایا نازل می‌گردد مسجدی‌ها در امانند.

یا به کسانی که حرمت مادر خود را نگه نمی‌دارند یا ازاو حرف شنوایی ندارند بگوییم: پیامبر (ص) فرمود: الجنه تحت اقدام الامهات. (۷۴)

بهشت زیر پای مادران است (یعنی با اطاعت وکسب رضایت مادر به بهشت می‌رویم)

امر به معروف تدبری

امربه معروف تدبری آن است که گنهکاررا به تدبر درباره ی گناه خود وا می‌دارد و با این تدبر اندیشه است که به خطای خود پی می‌برد. در بهره‌گیری از چنین شیوه ی باید سخنان حساب شده و دقیقی را که نیازمند تدبراست خطاب به گنهکار بیان کنیم.

چگونه بگوییم؟

مثلاً بگوییم: به اندازه‌ای گناه کن که تاب تحمل عذاب آن را داری و شما در برابر عذاب الهی طاقتی نداری.

یا بگوییم :سقفی برای گناه خود تعیین کرده‌ای؟ تا کی می‌خواهی گرانفروشی کنی یا ربا بخوری یا قسم دروغ بخوری یا نماز نخوانی یا غیبت مردم کنی یا با جاذبه‌های زنانه ی خود در جامعه مردان را از یاد خدا غافل کنی یا مانند بچه‌های نا بالغ و زنان و دختران چهره خود را با تیغ زن عریان کنی.

یا بگوییم: از کجا می دانی فردا هم زنده باشی که اکنون به گناه مشغولی و توبه نمی‌کنی؟

یا بگوییم: آیا انصاف است که رزق خدا را بخوری وگناه کنی ؟(وگناه مورد نظر را ذکرکنیم).

نمونه عملی

مردی نزد امام حسین (ع) آمد و عرض کرد: من مردی گناهکارم وتوان خودداری از معصیت را ندارم مرا موعظه کن.

امام (ع) فرمود: پنج کار را انجام ده و هرچه می‌خواهی گناه کن.

۱- روزی خدا را نخور وآنچه می‌خواهی گناه کن.

۲- از حاکمیت خدا بیرون رو وآنچه می‌خواهی گناه کن.

۳- جایی را انتخاب کن که خدا نبیند وآنچه می‌خواهی گناه کن.

۴- وقتی فرشته مرگ آمد تا جان تو را بگیرد او را از خود دور گردان وآنچه می‌خواهی گناه کن.

۵- وقتی مالک (۷۵) تورا وارد جهنم می‌کند داخل نشو وآنچه می‌خواهی گناه کن (۷۶)

امر به معروف اندرزی

مدیریت امر به معروف از مسائل مهمی است که تذکر دهند ه باید آنرا به خوبی اجرا کند. او باید بداند که در چه صحنه‌ای از صحنه‌های اصلاحی کدامین شیوه را بکار گیرد تا تأثیر مثبت داشته باشد. گاهی روحیه وگناه مخاطب و زمینه‌های موجود به گونه‌ای است که امر و نهی دینی بصورت پند و اندرز مطرح شود طبیعی است که با تکیه بر پند و اندرز تذکر دهیم چه اینکه مسائل فقیهی آن مطرح گردید. خدای متعال می فرمایند: با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما. (۷۷)

در شیوه امر و نهی اندرزی صمیمیت بیشتری بر فضای ارتباطها حاکم است و دلسوزی بیشتری از سوی تذکر دهنده ابراز می‌شود وگنهکار هم به خوبی آن را احساس می‌کند البته هر چه نفس تذکر دهنده پاکتر باشد موعظه او مؤثر خواهد بود.

چگونه بگوییم؟

دراین نوع از تذکر آمر به معروف از همه اطلاعات خود از شیوه ی ومعارف دینی استفاده می‌کند وگنهکار را مورد ارشاد خود قرار می‌دهد البته شرایط و روحیه گنهکار و زمینه‌ها باید به طور کامل مورد توجه قرار گیرد و چه بسا موعظه کوتاهی کافی باشد وحوصله ی گنهکار اقتضاء بیشترنداشته باشد نظیر اینکه به کسی که زیبایی خود را وسیله غرور وفخر و خودنمایی قرار داده است بگوییم:

زیبایی تو یک نعمت الهی اما تو به جای شکر برآن، زیبایی خود را وسیله گناه قرارداده‌ای و یا بگوییم: اندازه عمر کسی معلوم نیست وشما با توبه به این گناه خود پایان بخش و نگذار که مرگ به آن پایان دهد. ویا به کسی که می‌خواهد دختر خود را به شرابخواردهد بگوییم: دختر خود را به انسان شرابخوار نده که او را بدبخت خواهی کرد.

رسول خدا (ص) فرمود: من زوج کریمته من شارب الخمر فکانما ساقها الی الزنا. (۷۸)

هرکس دختر خود را به عقد شرابخوار در آورد مثل این است که او را به زنا کشیده است.

ویا به کسی که مرتکب گناهی می‌شود بگوییم: از خواب غفلت بیدار شو وسعادت خود را به ذلت فانی دنیا نفروش. پیامبر (ص) فرمود: لردالمومن حراما یعدل عندالله سبعین حجه مبروره. (۷۹)

مؤمنی که عمل حرامی را رد کند پاداش هفتاد حج پذیرفته شده در نزد خداوند دارد.

نمونه عملی منظوم

درایجا به نقل یک امر به معروف اندرزی که مؤلف به نظم در آورده است می‌پردازیم:

بد حجابی را بدیدم در گذر

غرق ظاهر بود وجلب رهگذر

گفتمش این کار را چون می‌کنی

بهر شهوت خلق مفتون می‌کنی

خود نمایی ره به گمراهی کشد

جلب نامحرم به بیراهی کشد

گفت آزادم چنین ره طی کنم

آنچه دلمخواهم بود را پی کنم

گفتمش راهت پر از تقصیرهاست

عقل تو در بند ودر زنجیرهاست

راه تو غیر از ره دینت بود

چون هوای نفس آئینت بود

خلقت تونی براین تزیین بود

مد پرستی نی طریق دین بود

لحظه‌ای در کار خود اندیشه کن

اندر این ره عقل خود را پیشه کن

عاقبت بنگر قیامت یاد کن

با خدا باش وبه او دل شاد کن

گفت ما را خوش نصیحت می‌کنی

غافلان آگه زغفلت می‌کنی

این حقایق نزد من مستور بود

زین سبب مویا تنم مکشوف بود

یار ما حق است عشق از آن اوست

نی هوسبازان در ظاهر چو دوست

من ندارم عذر از اعمال خویش

خود نمایی‌های پر اغفال خویش

چون کنم با آن نگاه در گذر

چون که با من در گنه شد رهگذر

گفتمش احسنت برگفتار تو

این حقیقت فهمی واقرار تو

توبه کن در پیش حق محبوب باش

ساده پوشی پیشه کن محجوب باش

حجب وعفت نعمت واهب بود

ستر موها وتنت واجب بود

آنچه مستثنای از پوشش بگشت

قرص صورت باشد وکفین دست

گفت خاطی بودم وصائب شدم

معصیت می‌کردم وتائب شدم

زین سپس در پرتوی احکام دین

جنگ با میل وهوس‌هایم ببین

با عفاف وپوششی کامل شوم

بر رضای رب خود نائل شوم

می‌زنم فریاد یا اهل الهوی

من شدم آزاد از قید هوی

چادر آزادگی بر سرکشم

در ره یاران زهرا پر کشم

بارالها بند هات را کن عطا

ساده پوشی وحجاب وهم حیا

امر به معروف تمجیدی

ذکر خوبی‌های انسان‌ها حس خوب بودن را تقویت می‌کند وچنین حسی پرهیز از گناه و پذیرش امر و نهی دینی را آسانتر می‌سازد از سوی این باور را هم در گنهکار ایجاد می‌کند که تذکر دهنده به خوبی‌های او آگاه و در نزد او از مقبولیت‌هایی برخوردار است چنین باوری ارتباط با مخاطب را روان تر وتاثیر سخن را در او افزایش می‌دهد البته نباید ستودن گنهکار به گونه‌ای باشد که او را تباه کند زیرا تعریف در نزد دیگران اگر با کارشناسی لازم صورت نگیرد سبب تکبر خود برتر بینی وچه بسا موضع گیری دربرابر امر و نهی گردد.

از این رو تعریف وتمجید از گنهکار مانند کارد دولبه‌ای می‌ماند که باید با احتیاط کامل استفاده شود یعنی تعریف از او باید معتدل و در حد نیاز باشد و با امر و نهی او تناسب داشته باشد.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که دانش آموز موفقی است گفته شود:

دانش آموز موفقی مثل شما که مورد توجه دیگران است نباید با افراد بد دهان و بی ادب همنیشینی کند رسول خدا (ص) فرمود:

خداوندا فحش دهنده بد زبان را دشمن می‌دارد. (۸۰)

و به کسی که سر و وضع و لباس خود را مانند غربی‌ها کرده است بگوییم:

اصالت خود را حفظ کن، همان که هستی باش و در پوستین دشمنان قرار نگیر، پیامبر (ص) فرمود: لیس منا من عمل سنه غیرنا (۸۱)

از ما نیست کسی که به آداب و روش غیر ما عمل کند

یا به کسی که به دین پایبند است و مرتکب گناهی می‌گردد بگوییم:

تو که متدین هستی دیگر چرا؟ ضربه ی گناه شما که اعتبار دینی دارید بیشتر از کسانی است که فاقد این اعتبارند. یا به کسی که سگ می‌فروشد بگوییم: این کار در شان کسی مثل شما نیست.

کسب بدی را انتخاب کردی رسول خدا (ص) فرمود: شرالکسب ثمن الکلب (۸۲)

بدترین درآمد پول سگ است

امر به معروف تاسفی

امر به معروف تاسفی آن است که به ترک واجب یا انجام حرام اظهار تاسف کنیم این شیوه در برخی از موارد بسیار مفید و در مواری تنها راه امر و نهی دینی می‌باشد زیرا گاهی شرایط به گونه‌ای است که تنها سخن ممکن یا مؤثر یک اظهار تاسف از گناه مخاطب است.

چگونه بگوییم؟

مثلاً وقتی گنهکار را در حال قمار یا شنیدن موسیقی حرام و یا دیدن فیلم حرامی مشاهده نماییم بگوییم:

من به خاطر این گناهی که کردی برای شما متاسفم.

و اگر امکان یا فرصت یا زمینه ی این اظهار تاسف به این گونه نیست می‌توانیم با استفاده از ادات تاسف، از گناه او اظهار تاسف کنیم مثلاً به هنگام عبور از کنار او با گفتن کلماتی مثل: وای، وای گفتن، آه کشیدن، نچ نجچ کردن ا، ا گفتن، سر تکان دادن، گفتن سبحان الله و یا لا اله الاالله تاسف خود را اعلام کنیم به گونه‌ای که امر و نهی ما ازاین اظهار تاسف معلوم باشد.

امر به معروف توقعی

برخی از گناهکاران در موقعیتی قرار دارند که امر و نهی صریح موجب وهن آنهاست و اگر بتوان به گونه‌ای آنها را امر و نهی کرد که احساس اهانت نکنند لازم است همان گونه عمل شود یکی از شیوه‌های که نسبت به امر و نهی صریح آرامتر و محترمانه ترمی باشد امر و نهی توقعی است و امر به معروف توقعی آن است که به گونه‌ای داشتن و نداشتن توقع در امر و نهی دینی مطرح گردد.

چگونه بگوییم؟

مثلاً بگوییم: توقع نداشتم که این کار حرام را انجام دهی.

از تو توقع داشتم تن به چنین گناهی ندهی.

از کسی مثل شما انظار نمی‌رفت به امانت دیگران خیانت کنی.

از شما انتظار دارم که دست کم در انجام واجباتی مثل نماز سستی نکنی.

امر به معروف حکیمانه

حکمت عبارت از سخن صحیح و محکمی است که حق را آشکار و شبهه را زایل می‌کند و امر به معروف حکیمانه آن است که از چنان صحت و استحکامی برخورداراست که حق را بر گنهکار آشکار ساخته و هر گونه تردید و شبه را از دل او پاک می‌گرداند.

گاهی شرایط گنهکار به گونه‌ای است که جزء تذکر حکیمانه تأثیری ندارد و تذکر دهنده باید بدنبال چنین شیوه‌ای باشد.

از ویژگی‌های این شیوه آن است که هر گونه راه فرار و بهانه جویی و مخالفت را بر مخاطب می‌بندد و حق را مانند خورشید وسط آسمان برای او روشن می‌گرداند اگر کسی گرفتار عناد، لجاجت، جهل، مرکب و بندگی هواهای نفسانی نباشد بدون شک در برابر تذکر حکیمانه تسلیم خواهد شد هر چند اراده ی عمل به باور خود را نداشته باشد خدای متعال نیز به این شیوه برخورد با مردم چنین دستور داده است:

با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نماز و با روشی که نیکوتر است با آنها مناظره کن. (۸۳)

نمونه عملی

«ابودرداء» از کسانی بود که در زمان جاهلیت بت‌پرستی می‌کرد او بتی را در منزل خود قرار داده بود و آن را می‌پرستید عبد الله بن رواحۀ و محمد بن مسلمه که از بت‌پرستی ابودرداء آگاه بودند منتظر فرصت بودند تا بت او را در هم شکنند.

یکبار که ابودرداء از منزل بیرون رفت وارد خانه ی او شدند و بتش را شکستند وقتی به خانه بازگشت به همسرش گفت: چه کسی این کار را انجام داده است؟ همسرش پاسخ داد: نمی‌دانم تنها صدایی را شنیدم و هنگامی که نزد بت رفتم دیدم آن را شکسته و از منزل خارج شدهاند آنگاه گفت: اگر این بت قدرتی داشت از خود دفاع می‌کرد.

ابودرداء که از جمله ی هدایت بخش همسرش متنبه گردید به او گفت: لباس مرا بیاور. لباسش را پوشید و روانه ی محضر رسول خدا (ص) گردید. پیامبر (ص) که از دور او را مشاهده کرد فرمود: این ابو درداء است که می‌آید و مسلماً ن شده است او آمد و به دستان حضرت مسلماً ن شد. (۸۴)

همچنین روزی ابوعلی سینا به مجلس درس ابوعلی بن مسکویه، دانشمند معروف آن زمان حاضر شد و با کمال غرور گردویی را پیش ابن مسکویه انداخت و گفت: مساحت این را تعیین کن.

ابن مسکویه جزوه‌هایی از یک کتاب که در علم اخلاق و تربیت نوشته بود را پیش ابن سینا گذاشت و گفت تو اول اخلاق خود را اصلاح کن تا من مساحت گردو را تعیین کنم تو به اصلاح اخلاق خود محتاج تری تا من به تعیین مساحت این گردو (۸۵)

امر به معروف مناظره‌ای

امر به معروف مناظره‌ای آن است که امر به معروف و گنهکار درباره ی عمل مورد تذکر به بحث و گفتگو می‌پردازند. در برخی موارد پس از بیان تذکر، گنهکار موضع گیری کرده و با دفاع از عمل خود به جدا با تذکر دهنده می‌پردازد اگر چه دفاع از ترک واجب و یا انجام منکر دفاع باطلی است اما گنهکار با تکیه بر بیان خود و دلا یلی که به ذهنش می‌رسد وارد مناظره می‌شود از این روز تذکر دهنده باید قدری با جدل با گنهکاران و ترفندها و مغالطه‌ها و سخنان و شیوه‌های مختلف آنها آشنایی داشته با شد تا بتواند در برابر جدال آنها که قرآن از آن به جدال بالباطل، جدال به غیر سلطا ن و جدال به غیر علم یاد می‌کند از حق دفاع کند.

اما دفاع ما که دفاع از حق است باید یک دفاع حکیمانه و نیکو باشد چه این خداوند فرموده است: ادع الی سبیل ربک با لحکمه والمو عظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله وهو اعلم بالمهتدین. (۸۶)

با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها با رو شنی که بهتر است استدلال و مناظره کن پروردگارت از همه آگاه تر است که چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت شدگا ن داناتر است.

ما باید با گنه کارانی که در برابر امر و نهی دینی مجادله کرده سخنان زشت گفته و چه بسا اهانت می‌کنند به خوبی سخن بگوییم چه اینکه خدای متعال فرموده است: وقولوا للناس حسنا. (۸۷)

با مردم خوب سخن بگویید.

ما در فصل اول این کتاب بیست و پنج نوع مخالفت را مطرح کرده و به آنها پاسخ دادیم تا آمران به معروف بتوانند پاسخ لازم را به مخالفان بدهند و بیان آن پاسخ‌ها به گنه کاران خود یک مناظره کوتاه و جدال نیکویی است که انجام می‌گیرد.

اما در اینجا به یک مناظره ی فرضی که میا ن آمر به معروف وگنه کار است می‌پردازیم تا نمونه ا ی جهت آشنایی و ورزیدگی بیشتر تذکر دهندگان گردد. آنچه در این مناظره آمده است همان مطالبی است که کم و بیش در صحنه‌های امر به معروف به میان می‌آید و ما به صورت جامع تر و کامل تری آنها را مطرح می‌کنیم این مناظره میان یک آمر به معروف که از او با علامت اختصاری «آ» یاد می‌کنیم یا خانمی که حجاب را مراعات نکرده و با علامت اختصاری «ج» از او یاد می‌کنیم صورت گرفته است. انتخاب گناه بی حجابی به خاطر آن است که این گناه، گناه رایج، گسترده و مبتلا به جامعه ماست که بیشترین تأثیر را در آلودگی و غیر دینی کردن فضای جامعه به همراه دارد.

آ: خانم محترم می‌بخشید این دستور خداوند است که خانم‌ها خود را از نامحرم بپوشانند و شما هم این دستور خدا را مراعات کنید و خود را بپوشانید.

خ: پوشیدن لباس یک مسئله شخصی است که هر کس برای خودش تصمیم می‌گیرد که چه لباسی را انتخاب کند و چگونه بپوشد.

آ: بله یک مسئله شخصی است اما اسلام هم برای آن حدودی تعیین کرده است و شما باید این حدود الهی را مراعات کنید یعنی به جزء قرص صورت و دو کف دست، خود را به طور کامل با لباس ساده‌ای بپوشانید. خ: این نظر شماست و اسلام چنین چیزی نگفته است.

آ: این نظر اسلام است و ما بیان کننده ی آن هستیم و از پیش خود چیزی نگفتیم.

خ: اسلام کجا گفته است که خانم‌ها آنگونه که شما می‌گویید خودشان را بپوشانند؟

آ: در آنجا که اسماء خواهر عایشه با لباس نازک نزد رسول خدا (ص) حاضر شد حضرت روی خود را از او برگرداند و فرمود: ای اسماء وقتی زن به بلوغ می‌رسد نباید چیزی از بدن او آشکار گردد مگر این و این و اشاره به دو کف دست و صورتش کرد. (۸۸)

خ: در قرآن هم حجاب آمده است؟

آ: از جهت وظیفه دینی چه فرقی میان قرآن و سخنان پیامبر (ص) است؟ شما اگر قرآن را قبول دارید باید سخنان پیامبر (ص) را هم قبول داشته باشید.

خ: آیا قرآن گفته است که ما باید با حجاب باشیم؟

آ: آری، ولی لازم نیست همه چیز در قرآن آمده باشد مگر نماز مغرب که سه رکعت است در قرآن آمده است؟ مگر بلند خواندن نماز صبح در قرآن آمده است؟ اسلام دو منبع نقلی دارد: قرآن و سخنان معصومین (ع) که آنها هم از سوی خدا می‌گویند این پاسخ را دادم که انتظار نداشته باشید همه احکام در قرآن آمده

باشد که در آن صورت قرآن مجلدات زیادی پیدا می‌کرد در عین حال حجاب از مسائلی است که در چند جای قرآن بیان شده است خداوند در سوره نور آیه ۳۱ می‌فرماید: ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن زنان باید با سر انداز خود گردن و سینه خویش را بپوشانند.

با توجه به اینکه قرآن و روایات به حجاب دستور داده‌اند شما باید همه ی بدن و موی سر خود را به جزء دو کف دست و قرص صورت بپوشانید.

خ: بله با این دلایل قرآنی و روانی حجاب حکم خداوند است و می‌پذیرم اما قبول کنید که اشکال‌هایی در ذهن‌ها هم وجود دارد و آن اینکه چرا حجاب خاص زنان است و مردها چنین وظیفه‌ای ندارند. آ: زیرا بدن مردان مثل بدن زنان جاذبه‌های شدید جنسی ندارد.

خ: بله بدن زنان جاذبه جنسی دارد ولی شما نگاه نکنید.

آ: البته یکی از احکام خدا که در آیه سوره نور آمده است نگاه نکردن به زنان نامحرم است اما آیا با رابطه بی حجابی و نگاه کردن فکرکرده‌اید؟

اگر شما حجاب خود را رعایت کنید دیگر نگاه حرام به کنار می‌رود و این یکی از برکات حجاب است و اگر بیحجابی کنید نگاه‌های آلوده را در جامعه زیاد می‌کنید و این یکی از آثار بد و حرام بی حجابی و جلوه گری زنان است.

خ: بله دقیقاً این رابطه بین جلوه گری زنان و نگاه‌های حرام وجود دارد ولی به هر حال شما هم نباید نگاه کنید شما نگاه کردید.

آ: من نگاه نکردم نگاهم افتاد و این غیر از نگاه عمدی است و در همین نگاه افتادن هم شما مقصرید زیرا شما بودید که خود را در معرض نگاه نامحرم قرار داده‌اید نگاه من شما را به جلوه گری انداخت یا جلوه گری شما موجب نگاه من شد؟ من شما را به گناه انداختم یا شما مرا به گناه انداختی؟

خ: سخن شما درست است من سبب نگاه حرام شما شدم ولی شما مسئول نگاه حرام خودتان هستید.

آ: البته من مسئول نگاه حرام خود هستم ولی شما هم مسئول هستید زیرا شما به این نگاه کمک کردید و اگر گناه نگاه حرام را ندارید اما گناه کمک به نگاه حرام را دارید و خداوند در قرآن می‌فرماید:

و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان. (۸۹)

بر گناه و تجاوز کمک نکنید.

پس شما دو گناه دارید :گناه جلوه گری نزد نامحرم و گناه کمک به انجام گناه و آلوده کردن جامعه.

خ: خدا فرموده است: ما زنان بدن و موی سر خود را به طور کامل بپوشانیم ولی نفرموده است از مدل‌های جذاب و لباسهای تنگ و آرایش استفاده نکنیم و من دوست دارم ضمن پوشش بدن لباس تنگ و کوتاه بپوشم و آرایش کنم.

آ: بله شما بدن خود را پوشاندهاید اما به یک آیه دیگر قرآن هیچ توجهی نکردید در حالیکه شما خانم‌ها باید آیات مربوط به خودتان را خوب بدانید.

خ: مگر آیه دیگری هم درباره ی خصوصیات لباس و آرایش زنان هست؟

آ: البته که هست. خداوند در آیه ۳۳ سوره احزاب می‌فرماید:

و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی.

در خانه‌های خود قرار گیرید و مانند دوره ی جاهلیت پیشین آرایش و خود نمایی نکنید.

این را هم بدانید که زن نباید از پوششی استفاده کند که جاذبه‌های آن جای جاذبه‌های برهنگی زن را بگیرد.

خ: ما باید با لباسی ساده خود را بپوشانیم و آرایش و جلوه گری نکنیم ولی استفاده از زینت مثل گلوبند و النگو و امثال آن برای ما آزاد است زیرا این آیه نفرموده است زینت‌های خود را هم بپوشانید. آ: مسئله آشکار بودن زینت مسئله دیگری است.

خ: یعنی چه مسئله دیگری است؟

آ: یعنی خداوند دستور صریح دیگری داده است که زنان زینتهای خود را بپوشانند.

خ:کجا دستور داده است؟

آ: در آیه ۳۱سوره نور می‌فرماید:

و لایبدین زینتهن

زنان زیور و آرایش خود را آشکار نکنند.

خ: من با آگاهی پذیرفتم که با لباس ساده خود را بپوشانم و آرایش و خود نمایی نکنم ولی این سؤال برای عده‌ای مطرح است که حق ما چه می‌شود که باید آزاد باشیم؟

آ: حق را خدا تعیین می‌کند که آفریننده ماست او ما را آفرید و حقوقشان را هم تعیین کرده است اما در این باره که زنان آزاد باشند هر گونه بخواهند بیرون آیند حقی را برای آنها به شمار نیاورده است تا به شکلی بیرون آیند حقی را برای آنها به شمار نیاورده است تا به شکلی بیرون آیند که جامعه را به سمت شهوت و غفلت از یاد خدا برند. اصلاً چرا شما حق را اینگونه مطرح می‌کنید؟ بگویید: حجاب حق زن است و نباید کسی این حق را از او سلب کند و باید این آزادی را در جامعه داشته باشد که خود را از تیر نگاه‌های آلوده بپوشاند و بازیچه ی دست هوسرانان نگردد. البته حجاب حق خدا، همسر و همه ی جامعه است که باید مراعات شود و از ترک آن آسیبی به بار نیاید و حق مردان از سلامت جامعه از بین نرود.

خ: این سؤال هم در ذهن عده‌ای وجود دارد که حجاب زن به او و شوهرش مربوط می‌شود.

آ: بله این مربوط به داخل منزل است که نامحرمی هم در آنجا نباشد اما وقتی در جامعه یا جمع دیگران آمد اگر چه در منزل خود باشد حقوق دیگران هم مطرح است که می‌خواهند سالم زندگی کنند و گرفتار نگاه حرام نشوند و حق خدا هم مطرح است که دستور او هم اجرا گردد ضمن اینکه زن باید بیش از هر چیز به حیا پایبند باشد و جاذبه‌های زنانه‌ای خود را در معرض نگاه‌های نامحرم قرار ندهد.

همسر او هم باید غیرت داشته باشد که نامحرمان همسر او را نبینند و از دیدن ناموس او لذت حرام نبرند خداوند غیور است و غیرتمندان را دوست دارد و این از غیرت اوست که می‌خواهد زنان مؤمن خود را بپوشانند و گناه نکنند.

فکر می‌کنم با این بحث‌ها حجت بر شما تمام گردید.

خ: بله حجت بر من تمام شد و شبهه و تردیدی نماند که باید حجاب خود را به طور کامل مراعات کنم. آ: خدا را شکر که شما هدایت شدید و از شما تشکر می‌کنم که حقایق را بدون تعصب جاهلانه و هواپرستانه پذیرفتید.

پینوشت‌ها

(۱) - تحریر الوسیله، جلد ۱ کتاب الامر بالمعروف.

(۲) - تحف العقول، سخنان امام حسین (ع)

(۳) - وسائل الشیعه ج ۱۷ ص ۲۵۵.

(۴) - محجه البیضاء ج ۵ ص ۲۵۶.

(۵) - وسائل الشیعه، جلد ۱۷ ص ۲۷۵

(۶) - ویل للمطففین (وای بر کم فروشان)، سوره مطففین، آیه ۱

(۷) - آمالی شیخ طوسی، ص ۴۴۰

(۸) - مجله ی پیام انقلاب، ص۶۹

(۹) - مکارم الاخلاق، ص ۴۷۳

(۱۰) - الاختصار، ص ۲۱۸

(۱۱) - وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۰۲

(۱۲) - بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۶۸.

(۱۳) - وسایل الشیعه، جلد ۵ ص ۴۱۶

(۱۴) - سیمای فرزانگان، ج ۳ ص ۲۱۴

(۱۵) - نهج الکرامه، (سخنان امام حسین ۷)، ص ۲۷۶، نوشته مؤلف.

(۱۶) - بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۷۶.

(۱۷) - مقدمه ی کتاب لقاء ا... نوشته میرزا جواد ملکی تبریزی.

(۱۸) - بحار الانوار ف ج ۷۸، ص۲۲۹

(۱۹) - سوره حجرات، آیه ۱۳

(۲۰) - سوره نور، آیه ۳۱

(۲۱) - سوره نور، آیه ۳۱

(۲۲) - سوره بقره، آیه ۸۳.

(۲۳) سوره احزاب، آیه ۳۳

(۲۴) - سوره سوره نور آیه ۳۱.

(۲۵) - سوره نور آیه ۳۱.

(۲۶)- سوره نمل آیه ۳۴.

(۲۷) -سوره نمل آیه ۵۲.

(۲۸) - لطایف الطوایف، ص ۱۳۶

(۲۹) - عوالی اللئالی، ج ۱ ص ۱۶۵

(۳۰) - مستدرک الوسایل، جلد ۱۷ ص، ۳۰۰ ح ۲۱۴۰۶

(۳۱) - مستدرک الوسایل، جلد ۱۴ ص، ۲۶۶ ح ۱۶۶۷۱

(۳۲) - کنزالعمال، ج ۵، ص ۳۲۸، ح ۱۳۰۶۵

(۳۳)- بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۳۹

(۳۴) -رساله توضیح المسائل، احکام لباس، شرط پنجم.

(۳۵) - استفائات امام خمینی، ج ۲، ص ۳۳.

(۳۶) - همان منبع، ص ۲۶

(۳۷)-همان منبع، ص ۱۹

(۳۸) - مؤلف.

(۳۹) - محجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۴۰

(۴۰) - سوره حدید، آیه ۱۶

(۴۱)- ان منکم الا واردها، سوره مریم آیه ۷۱. یعنی کسی از شما نیست مگر اینکه وادر جهنم می وشد (از پل صراط که بر روی جهنم کشیده شده است می‌گذرد).

(۴۲) - مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۲۶.

(۴۳) - بحار الانوار، ج ۵ ص ۳۲۴

(۴۴) - بحارالانوار، ج ۵۰ ص ۸۵

(۴۵) - بحارالانوار، ج ۷۲، ص۳۸

(۴۶) - مستدرک والسائل، ج ۳، ص ۲۴۵، ح ۳۴۹۱.

(۴۷) -التمهید، ص ۱۹۰.

(۴۸) - حکایت کشف حجاب، ص ۱۴.

(۴۹) - سن ابی داود، ج ۲ ص ۲۷۹، ح ۴۲۳۶.

(۵۰) - سوره روم، آیه ۱۰

(۵۱) - تحف العقول، سخنان امام حسن عسگری (ع)

(۵۲) - منتخب التواریخ، ص ۴۰.

(۵۳) - زندگانی حکیم جهانگیرخان قشقایی، ص ۲۶.

(۵۴) - نهج البلاغه ف حکمت ۳۷۴.

(۵۵) - مستدرک الوسایل، ج ۸، ص ۳۹۴، ۹۷۷۵.

(۵۶) - غرر الحکم

(۵۷) - مستدرک الوسایل، ج ۹، ۱۱۷.

(۵۸)- سیمای فرزانگان، ص ۲۱۴.

(۵۹) - بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۳۲۰

(۶۰) - اصول کافی باب حیا

(۶۱) - وسایل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۰۹

(۶۲) - شهید سعیدی فریاد گری در سکوت، ص ۶۳

(۶۳)- محجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۰۵

(۶۴) -داستانهای مدرس، ص ۱۷۷

(۶۵) - بزم ایران، ص ۳۳

(۶۶) - محجه البیضاء، ج ۵ ص ۲۳۳.

(۶۷) - تحف العقول، سخنان امام هادی (ع)

(۶۸) - کنزالعمال ف ج ۱۵، ص ۷۷۶، ح ۴۳۰۵۷

(۶۹) - مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۶

(۷۰) - عوالی اللئالی، ج ۳، ص ۳۱۰

(۷۱) - مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۹۲

(۷۲) - اصول کافی، باب همنشینی با گنهکاران، ح ۲.

(۷۳) - مستدرک الوسایل، ج ۳، ص ۳۵۶

(۷۴) - جامع احادیث الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۲۸

(۷۵) - فرشته‌ای که گنهکاران را به جهنم می‌برد.

(۷۶) -بحارالنوار ج ۷۸، ص ۱۲۶، ح ۷.

(۷۷) - سوره نحل، آیه ۱۲۵.

(۷۸) - عوالی اللئالی، ص ۲۷۲.

(۷۹) - مشکوه الانوار، ص ۵۴۳

(۸۰) - وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۲۷.

(۸۱) - مجمع الزواید، ج ۸، ص ۳۸.

(۸۲) - بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۲۵۹، ح ۳۵.

(۸۳) - سوره نحل، آیه ۱۲۵

(۸۴)-بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۱۳.

(۸۵) - تاریخ علوم عقلی در اسلام، ص ۲۱.

(۸۶) - سوره نحل آیه ۱۲۵

(۸۷) - سوره بقره، آیه ۸۳.

(۸۸) - سنن داود، ج ۴، ص ۶۴.

(۸۹) - سوره مائده، آیه ۲