در جستجوی راه برای مبارزه با فساد و منکرات
نویسنده: محمد تقی رهبر
محتویات
مقاله
گسترش روزافزون فساد در ابعاد اخلاقی، اقتصادی و شیوع و اشاعه منکرات هر ناظر آشنا و بیگانه را به شگفتی واداشته تا بدانجا که دشمنان ما نیز روند موجود را تحقق توطئههای خود دانسته و از اینکه طرحهای تهاجمی آن به ثمر نشسته است اظهار خوشحالی میکنند. یکی از طراحان سیاستهای آمریکائی گفت: بی حجابی در ایران نتیجه عملکرد اصلاح طلبان! است و ما از این روند خشنودیم و شاید خیلی مسائل دیگر که آنها سامان داده و از آن خشنودند.
این در حالی است که مسلمانان دیگر کشورهای اسلامی وقتی قدم به فرودگاههای ما میگذارند یا از دیگر مرزها به ایران وارد میشوند و پرده دریها و با لباس و چهره و حرکات ناهنجاری دختران و زنان خیابانی روبرو میگردند و فروشگاههای لباس و مانکنها و مناظری از این قبیل را مشاهده میکنند و اخبار مفاسد اجتماعی را میشنوند انگشت حیرت به دندان گرفته و خیره میمانند که این چه وضعی است؟! یکی از برادران مسلمان ما که از هند آمده بود میگفت: بیست سال است که در این کشور به سر میبرم تا کنون یک مورد تعرض نسبت به خانواده من با لفظ یا اشاره ندیدهام امّا چند روز است در ایران هستم. همسرم میگوید: بدون همراهی تو به خیابان نمیروم. مواردی از مزاحمتهای اخلاقی را دیدهام آیا اینها شرم آور نیست؟! در کشوری که داعیه دار رهبری جهان اسلام است و میخواهد، ام القرای کشورهای اسلامی باشد، چرا اینگونه شاهد لجام گسیختگی و بی بند و باری و کشف حجاب زنان و دختران و مزاحمتهای خیابانی باید باشیم؟!
اگر به اینها بیفزائیم جشنواره هائی را که به نام سازمان ملی جوانان و سینما و نظائر آن با اختلاط و امتزاج پسرها و دخترهای آنچنانی با عنوان شادی آفرینی و ارائه الگوی برتر برای جوانان ایرانی برگذار میشود و تنها یک جشنواره اخیر بنام جوانان هفتاد میلیون تومان هزینه از خون این ملّت را بلعیده و آن صحنههای زشت و شرم آور را آفرید که لکّههای ننگ آن از دامن مسؤلان و برگذار کنندگانش به این زودیها زدوده نخواهد شد و ملت آنان را نخواهد بخشید و انتقام این بدآموزی و ناهنجاری را از مسببان آن خواهد گرفت، و اگر پارهای کنسرتهای موسیقی مانند آنچه در چهل ستون اصفهان در روزهای اخیر با مجوز ارشاد و اماکن و میراث فرهنگی رخ داد و آن صحنههای ناپسند را از حضور پسران و دختران هوسباز و فرو افتادن مرز حیا و حجاب از اینگونه تجمعها نشان داد بر اینها بیفزائم و اگر...و اگر... دهها از این قبیل در ورزشگاهها و نمایشگاهها را که در نظر آوریم بیش از پیش سر مسؤولان فرهنگی و اجرائی به زیر خواهد افتاد و جز سکوت و انفعال و شرمندگی پاسخی برای ملت نخواهند داشت و از این آزمایش تاریخی که در آن رفوزه شدند برای همیشه سرافکنده خواهند بود. تاریخ این حوادث را در حافظه خود ضبط نموده و برای نسلهای بعدی تعریف میکند مانند آنچه از کشف حجاب هشتاد سال پیش بدست آن دودمان خبیث امروز حکایت دارد با این تفاوت که آنروز در زیر سرنیزه رضاخانی بود که انگلیسیها او را روی کار آوردند و امروز در کشوری رخ میدهد که فضای عطر آگین انقلاب به مشام میرسد و خون پاک شهدا نخشکیده و این میراث معنوی و مائده آسمانی را به دست ما دادهاند و ما لیاقت پاسداری و شایستگی حراست آن را نداریم. در برابر این ماجرا عدّهای بی درد به این وضع افتخار میکنند و آن را ثمره آزادی و حقوق برابر و دست آورد اصلاحات!! میدانند. و در پیشگاه خداو خلق محکوم و شایسته محاکمه و مجازات اند.
از سوی دیگر عدّهای دردمند فقط مینالند اما درپی راهکار و چاره جوئی نیستند، خون دل میخورند اما مرعوب اند، اینهمه امکانات در کشور وجود دارد و آنهمه نیروهای انسانی و وسائل خبری و رسانهای در اختیار است اما سر درگم و درمانده به خود میپیچند و نمیدانند چه کنند! در حالی که اسلام راه چاره را نشان داده و عقل و خرد راهگشای هر مشکل است و امکانات و ابزارهای ما احتکار شده و نمیدانیم چگونه از آن بهره برداری کنیم! از طرف دیگر آنچنان بی تفاوتی در کشور حاکم شده و در فضای حاکمیت سایه افکنده که اگر بدتر از این هم بشود و برهنه به خیابانها بیایند و به زشتترین کارها دست بزنند، احدی عکس العمل نشان نمیدهد. نیروهای دولتی بی تفاوت اند، و نیروهای مردمی هم جرئت اقدام ندارند، چرا که یک چیزی هم بدهکار میشوند و محکومشان میکنند و از دادگاه پشیمان برمی گردند. خبرهائی که از کنار دریای شمال میرسد یادآور عصر طاغوت و صحنههای زشت و رسوای آن دوران است و نه نیروی انتظامی و نه از سازمان امر به معروف و نهی از منکر، هیچکدام در هیچ عرصهای حضور ندارند، جشنهای عروسی در باغات اطراف شهرها، تهران، اصفهان و... با وضع ناهنجار و اختلاط مرد و زن و مشروبخواری و نوازندگی برگزار میشود و نه پاسگاههای منطقه و نه هیچ نیروی دیگر برخورد نمیکند و اگر خبری شد زیر سبیلی رد میشود!! و رشوه که همه جاکار ساز است اینجا نیز به عنوان حق سکوت حل مشکل میکند!! شرمندگی و رسوائی آنقدر زیاد است که قلم از بیانش ناتوان است و تصوریش جز تأسف و تأثر بازتابی ندارد. و تکرارش نیز ملال آور و بی تأثیر است.
بالاخره چه باید کرد؟
باید از جائی شروع شود، این قفل جادوئی شکسته شود. برای این مطلب به چند موضوع باید پرداخت.
پاسخگو بودن مسئولان نظام
مسؤولان نظام باید در هر رده و جایگاه هستند پاسخگو باشند و با حساسیت بیشتر به مسئله بنگرند، آنها که در احساس مسؤولیت از مردم عقب ماندهاند خود را به مردم برسانند، آنها بجای اینکه پیشرو در حوادث و تکالیف و مسئولیت شناسی باشند پس رو و وامانده شدهاند. شاید در میان آنها افرادی دلسوز باشند اما اکثر بی تفاوت اند و دلسوزان نیز به چاره جوئی نمینشینند، هماهنگی ندارند، میان قوای سه گانه قانونگذاری و اجرائی و قضائی همسوئی نیست، به تبادل نظر نمینشینند، تا این وحدت و هماهنگی نباشد و در مسائل مشترک که با حیات دینی و ملی گره خورده با یکدیگر نجوشند و با عزم و اراده به جستجوی راه حل نباشند نه تورم مهار میگردد، نه فساد اداری و اقتصادی و فرهنگی کاهش مییابد نه از مواد و فساد و کشف حجاب جلوگیری خواهد شد... و سردرگمی و خنثی سازی اقدامات عرصه را برای مفسدان و مروجان فساد و فحشاء بازتر و زمینه را مستعدتر میسازد. آنها از اختلاف ما سوء استفاده میکنند و بدتر از همه اعتبار و اقتدار نظام خدشه دار میشود و دیگر هیچ قدمی در جهت اصلاحات واقعی نمیتوان برداشت. خلاصه آنکه: گام اول را باید مسئولان بردارند. اگر آنها به میدان بیایند یاران بی شماری خواهند یافت و کمکهای فکری و انسانی رایگانی همراهشان خواهند شد.
این اشتباه است که مثلاً سازمان امر به معروف و نهی از منکر از کمی بودجه و دفتر و دستک و نداشتن کادر و پرسنل اجرائی شکایت کند و منتظر باشد همه چیز فراهم شود یا یک مسئول به میدان بیاید! و پشت میز بنشیند و امر و نهی کند! نه این توهّم غلط باید در قدم اول از مغزها زدوده شود. درست است که هر حرکت اصلاحی ساز و کار و بودجه و امکانات میخواهد اما دفاع از دین و ارزشها آرمانی است که توده ملت در طلب آنند، مگر ما در جنگ از کدام نیروها استفاده کردیم مگر همین بسیج داوطلب نبود که خود را به آب و آتش میزد و در گرداب حوادث فرو میرفت و گوهر آزادی و پیروزی را به ارمغان آورد، این نیروها امروزه از زمان جنگ کمتر نیستند بلکه افزایش یافتهاند اما جرئت اقدام ندارند، چرا که فرمانده ندارند، خون دل میخورند و دست روی دست گذاشتهاند تا چه سرنوشتی برای اسلام و کشور رقم زده شود. حضور جوانان مسلمان و مرد و زن در مراسم اعتکاف و جلسات مذهبی و نمازهای جمعه و مانورهای بسیجی و نظامی، حضور انبوه مردم عاشق و نگران سرنوشت انقلاب اسلامی را به تصویر میکشد، اما مشتی افراد بی هویت فاسد و مفسد و مروج فساد بازیگر صحنههای گناه و ترویج فساد شده و مسئولان ما عرضه بهره برداری از نیروهای خودی را برای جلوگیری از اوباش و اراذل ندارند. بیش از هر چیز شکوه و گلایه مردم از مسئولان است که چرا آرام و بی تفاوت نشسته و برنامه و سازمان و تحرکی در برابر امواج فساد ندارند. بنابراین اصلاح مسئولان نخستین گام در جهت اصلاح وضع ناهنجار جامعه است. که پیامبر اکرم(ص) فرمود:«صنفان من امتی اذا اصلحا صلح العالم؛ دو صنف از امت من هستند که اگر صالح شدند جهان اصلاح خواهد شد..» و البته صالح شدن تنها به نماز و روزه و روضه و دعا و تهجد و زیارت نیست، امر به معروف و نهی از منکر نیز از واجبات است و بلکه مهمترین آنهاست. امیرمؤمنان (علیه السّلام) فرمود: «تمام اعمال نیک از خرد و کلان در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره است در برابر دریای عمیق» و این وظیفه امروز به فراموشی سپرده شده حتی از آنانکه مورد انتظار مردم اند.
خانواده دولت
برای مبارزه با منکرات و مفاسد اخلاقی، باید از خانواده دولت و دیگر دستگاههای مسئول آغاز کرد. اگر مسئولان نتوانند افراد درون دستگاههای خود را که حقوقشان را میپردازند اصلاح کنند، پس کجا را میتوانند اصلاح نمایند؟! رعایت شئونات اسلامی بویژه حجاب از مسائل اولیه ادارات، سازمانها و مدارس و دانشگاه هاست.
مردم پیش از آنکه متخلفین اخلاقی و انضباطی را مؤاخذه کنند دستگاههای حاکم، وزارتها و معاونتها و رؤسا و مدیران را مسئول میدانند که چرا در پاسداری از شئونات اسلامی کوتاه میآیند. آنها بنام اسلام حقوق این ملت را میگیرند. اگر به تکلیف عمل نکنند مقامی را که اشغال کردهاند غصب است و مشروعیت ندارند و باید کنار زده شوند این تکلیفی است که قرآن مشخص کرده:«الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکات و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر».
به سراغ دانشگاهها میرویم که میعادگاه عاشقان شده است. البته اساتید و دانشجویانی هستند که دارای تعهد دینی اند اما آنها نیز در برابر وضع بدحجابی، آرایشگری و لباسهای تنگ وشلوارها و آستینهای کوتاه دختران دانشجو و جلف و روابط آزاد و رفاقتهای گردشی و سیاحتی در فضائی از بی تفاوتی مسئولان رنج میبرند...حال چه باید کرد؟ در اینجا راه حل نخستین این است که رؤسای دانشگاهها و نمایندگیهای ولی فقیه و مدیران معارف و بسیج اساتید و بسیج دانشجوئی دست به دست هم بدهند و تصمیم واحدی بگیرند. بطور جدی بخشنامه صادر کنند و از آنچه خلاف شرع و عرف دانشگاه اسلامی است دانشجویان را برحذر دارند، اول اتمام حجت کنند، و یک هفته مجال بدهند که دانشجویانی که پایبند اصول و ضوابط نیستند خود را اصلاح کنند، سپس متخلفین را به کمیته انضباطی معرفی نمایند و اساتید از ورود آنان به کلاس مانع شوند و نگهبانی اجازه ورود افراد متخلف را ندهد، اگر یک ماه این وضع ادامه یابد دانشگاه سامان میپذیرد و همین امر دربارهٔ پارهای اساتید که احیاناً دامن به بی انضباطی اخلاقی میزنند باید اجرا شود و تذکر و هشدار و اخطار پیاپی ادامه یابد. در عین حال اگر از روشهای آموزشی با تدریس معارف اسلامی و آداب عملی دین دانشجویان توجیه شوند و عناصر متعهد تشویق گردند و عناصر ناصالح توبیخ گردند، وضعیت دانشگاه عوض خواهد شد. جز این راهی وجود ندارد و این راهی که دانشگاه باید به پیماید و مسئولان باید خواهان آن شوند و مقامات عالیه نظام بر آن پای بفشارند و مردم مصرانه از آنها بخواهند و بزرگان دین ناظر بفرستند و بازرسی نمایند و مسئولان متخلف را پیگرد قانونی کنند.
تولیدیها و فروشگاههای لباس
لباسهائی که اخیراً برخی دختران و زنان میپوشند به سفارش صهیونیستها و دشمنان دیگر اسلام سفارش داده شده، این لباسها و آرایشها حتی در اروپا و آمریکا هم رواج ندارد اما در کشور اسلامی ما بازار روز شده است. تولیدیهای داخل هم به این دام افتاده و در فروشگاهها به نمایش میگذارند و برتن مانکنها پشت ویترین مغازهها ارائه داده و به دست خریداران میدهند. در فروشگاههای ما دیگر از سرانداز و مانتوی قابل قبول اثری نیست! چرا اینطور شده؟ زیرا ناظران تولید و اتحادیهها و نیروهای نظارتی به صورت اموات بی حرکت درآمده و هیچ گونه واکنشی نشان نمیدهند. اگر نیروهای دولتی به کمک افراد متعهد صنفی این تولیدیها را تعطیل کنند و این مغازه را پس از اعلام و هشدار لاک و مهر نمایند این لباسهای جلف چسبان و زمینه ساز بدحجابی از محیط پاکسازی میشود.
اصولاً لباس پوشیدن قانون دارد. چرا این قانون اجرا نمیشود. وقتی مرکز سازمان جوانان و سینماها و نمایشگاهها و دانشگاهها و اماکن دولتی و نیمه دولتی عرصه نمایش این لباسها با بدنهای نیمه برهنه باشد و هیچ کس احساس مسئولیت نکند بدیهی است که قانون نیز به مسخره گرفته میشود و پشمی به کلاه کسی نمیماند. متظاهرین به گناه امروز خاطر آسوده شدهاند باید این امنیت روانی از آنان گرفته شود با شیوههای صحیح و کاربردی و ریشهای و قاطع...موارد دیگری نیز هست مانند برنامههای سینمایی، تلویزیونی زن بارگی مطبوعاتی که مجال بحث آن نیست.
در پایان این مقال که البته تمام شدنی نیست به صراحت میگویم: کلیه دست اندرکاران از صدر و ذیل در تمام ردههای نظام مسئول این روند نابسامان اند، روندی که با نصیحیت و تذکر و موعظه و پس از ۲۵ سال، با کار فرهنگی که برخی به آن دل خوش داشتهاند و تنها حرف آن را میزنند اصلاح شدنی نیست. چرا که بعد سیاسی نیز پیدا کرده و دشمن جنگ را با این سلاح و تجهیزات به درون کشور و خانههای مردم کشانیده و عقب نشینی و کوتاه آمدن در این میدان با هیچ سیاستی ـ حتی سیاست سازشکارانه ـ وفق نمیدهد.
امروزه مردم مسلمان همان هائی که با نا امیدی از اوضاع سالهای گذشته نزدیک و اوضاع اخیر سیاسی کشور با حضور در انتخابات شوراها و مجلس شورا به میدان آمدند چشم به اقدامات شایسته و سریع و قاطع کسانی دوختهاند که آنها را ارکان نظام و متولیان انقلاب و دلسوز کشور و دین میدانند، اگر دلسوزان و نیروی خودی ـ نه منافقان چهره عوض کرده ـ کوتاه بیایند این مردم دیندار و امیدوار را نیز از دست خواهند داد. آنوقت پشتوانه دیگری برای دین باقی نمیماند. بنظر میرسد تعامل و سازشکاری و تساهل امروزه از سوی دوستان انقلاب جواب نمیدهد و خطری جدی است که نه تنها دل چهرههای ناصالح را رام نمیکند بلکه چهرههای صالح را نیز ناامید میکند و خطر این امر جدی است. پس باید کاری کرد که خداو خلق راضی شوند و در فکر رضای دیگران نبود که آنها نه ارزش دارند و نه دل در گرو انقلاب سپردهاند.







