چرا برخی در برابر منکرات بی تفاوتند؟
نویسنده: حجه الاسلام و المسلمین محمد تقی رهبر
مقاله
بی تفاوتی در برابر منکرات را شرع مقدس مورد نکوهش قرار داده و قرآن و روایات آن را تقبیح نموده است. قرآن کریم در مقام نکوهش اهل کتاب و احبار و راهبان که نظاره گر منکرات بودند و از سخنان ناروا و مردمخواری هامرتکبین را نهی نمیکردند، چنین میفرماید: «لولا ینهاهم الربانیون والاحبار عن قولهم الاثم واکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون» چرا عالمان دینی و روحانیان اهل کتاب آنان را از سخنان ناروا و حرام خواری برحذر نمیدارند. این بسیار کار بدی است که مرتکب میشوند.
بدیهی است که پیام آیه کریمه را به زمان و مکان مورد و مخاطب خاص نمیتوان محدود ساخت. بنابراین نکوهش و عتاب قرآن متوجه هر گروه یا فردی است که شاهد اعمال ناروا و خلاف شرع باشند و مهر سکوت بر لب زنند و به معارضه با منکرات قیام نکنند و این یک درس عبرت و دستور است برای همه عصرها و نسلها. دلیل این فراگیری را از سخن و سیره رهبر آزادگان حسین بن علی علیه السلام میتوان دریافت که در خطبه معروف امام دربارهٔ امر به معروف و نهی از منکر آمده است و آن حضرت عالمان مسلمان را بدان مخاطب ساخته و به آیه فوق استناد فرموده است آیات دیگر و روایات بسیاری را در این باب میتوان یافت. از جمله سخن رسای امیرمؤمنان علیه السلام: «من ترک انکار المنکر بقلبه و لسانه فهو میت بین الاحیاء» آن کس که با قلب و زبان به نهی از منکرات نپردازد مردهای است در میان زندگان.
این سخن امیرمؤمنان مبالغه نیست، بلکه بیان یک واقعیت است. اگر حیات انسان به عقیده و مجاهده در راه عقیده است، کسی که عقیده ندارد یا در راه عقیده از مجاهده و مبارزه میهراسد یا سستی میکند مرده است و خصلت یک انسان زنده را ندارد که در برابر دشمن واکنش نشان دهد، علاوه بر این کسی که منکرات را میبیند و شکسته شدن حریم مقدسات شرع را به تماشا مینشیند و با بی تفاوتی از کنار آن میگذرد راه را برای شیوع منکرات میگشاید و گسترش گناه را دامن میزند و این به معنای مشارکت در جرم و جنایت است. پس مرده است و مرده جایش در گورستان است!
این کلی بحث، اما آنچه از وضع کنونی جامعه ما و شیوع منکرات و حاکم شدن بی تفاوتیها باید گفت، اولاً شیوع منکرات و رواج فساد و ابتذال در جامعه بویژه در سالهای اخیر، چیزی است که شگفتی همگان را بر انگیخته است در این برآیند سدها شکسته شده و خاکریزها فرو ریخته و لحظه به لحظه بر گسترش فساد افزوده میشود. از جمله موضوع حجاب و پرده دریهای زنان لجام گسیخته ایست که از کشف حجاب عصر رضاخان دست کمی ندارد. مردان و زنانی که عصر پهلوی را دیدهاند و وضع امروز را میبینند کمتر میان این دو زمان میتوانند فرق بگذارند با این تفاوت که آن زمان جبر بود و امروز با اختیار و آزادیهای اعطا شده از سوی کسانی که به ارزشهای اسلامی چوب حراج زده و میزنند و تساهل و تسامح را رواج داده و میدهند. آنروز عصر ننگین ستمشاهی بود و امروز در فضای جمهوری اسلامی!! فضائی که با فداکاریها و ایثارگریهای بهترین عزیزان این ملت فراهم شده و بیشتر حاکمان کنونی ما شایستگی حراست آن را ندارند!! و فراموش کردهاند سخن قرآن را که فرمود:«الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکات و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر» آنانکه اگر در زمین حاکمیت شان دادیم نماز را بپادارند و زکات را بپردازند، امر به معروف و نهی از منکر کنند.
حاکمان و مسئولان ما پاسخ دهند با کدام منکر مبارزه کردند؟ و کدام معروف را احیا نمودند؟ اگر امروز از نماز و روزه و حج اثری هست ریشه در اعتقادات دیرینه مردم دارد و مسئولان را بر آنها منتی نیست. در مسائل انقلاب و حفظ ارزشها نیز مردم پیشرو ما هستند و بسیاری از مسئولان در این میدان از مردم عقب ماندهاند.
مسئولان پاسخگوی مردم
برخی مسئولان حتی از اصلاح دستگاههای تحت فرمان خود ناتوان مانده و شاید نخواستهاند به پاکسازی محیط کار خود دست بزنند. در حالی که اگر متعهدانه با موضوع فساد برخورد کنند بطور قطع موفق خواهند بود و مردم از آنها حمایت خواهند کرد که عملکرد برخی شهرداریها در گذشته و حال نمونهای از آن است. وقتی یک مسئول مصمم میشود برای مردم کار کند و مثلاً مشکلات شهر و شهرداری را حل نماید، کم حرف بزند و به جای شعار عمل کند، در زمان نه چندان طولانی آثار اصلاحی آن را مردم مشاهده خواهند کرد.
اگر خدمت و تعهد دینی و ملی دغدغه یک مسئول باشد قطعاً موفق خواهد شد و یاران بسیاری خواهد یافت که دست و بازوی او باشند تا محیط کار اداری را از کم کاری و حیف و میل و فساد پاکسازی کنند. نیروهای صالح از کم کاری برخی مسئولان و کوتاه آمدن آنها در برنامههای اصلاحی و مبارزه با مفاسد و منکرات در رنج اند. همانگونه که توده مردم همیشه در صحنه از این رخوت و بی تفاوتی رنج میبرند.
در هر حال، در اینجا سخن از ابتذال و فساد اخلافی و فرهنگی است که حتی در دستگاههای دولتی که در حقیقت خانواده دولت است راه نفوذ بافته و تدریجاً لوث شدن ارزشها را در این دستگاهها مشاهده میکنیم. به عنوان مثال نگاهی به آموزش و پرورش و یا محیط دانشگاههای کشور اعم از دولتی و آزاد بیفکنیم، این فضاهای آموزشی افزون بر اینکه از بعد علمی افت تحصیلی و عدم ارتقای کیفی داشتهاند از بعد تعهد دینی و شئونات اسلامی نیز سیر نزولی پیموده است. رنگ و بوی فضای دانشجوئی ضعیف شده، بسیاری از جوانان حالت بی تفاوتی گرفتهاند.
علت چیست؟
آیا هیچگاه به تحلیل و بررسی نشستیم که چرا این نوجوانی که خانوادهها با فطرت انسانی به دست ما سپردند نتوانستیم او را تربیت کنیم؟ و چرا مثلاً آموزش و پرورش در یک اقدام معنی دار معاونت پرورشی را حذف میکند با این استدلال که همه باید در امر پرورش نقش داشته باشند که اگر در جای خود سخن درستی باشد، از زاویه دیگر قابل نقد است چرا که داشتن یک معاونت فعال در امر پرورش آثار ارزشمند بیشتری در پی دارد. در هر حال ضعفهای آموزشی و پرورشی و بطور کلی فرهنگی و آموزشی در شرائطی که دشمن هجوم گستردهای را علیه ارزشهای اسلامی آغاز کرده به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. این قصور و تقصیری است که مسئولان فرهنگی و متولیان آموزشی باید در برابر نسل و نسلهای بعدی و خون پاک شهیدان پاسخگو باشند.
این نوجوانان و جوانان که دستخوش ابتذال اخلاقی شدهاند از همین مدارس و کلاسها بیرون آمدهاند که متولیان فرهنگ و همچنین غالب اولیاء این کودکان و جوانان و نهاد خانواده نیز در این جرم شریک اند...وقتی سازمان ملی جوانان آن جشنواره مبتذل را در روزهای اخیر برگذار میکند که تصاویر بسیار زننده آن و اختلاط پسران و دختران در آن جشنواره شگفتی همگان را برانگیخته این تقصیر متوجه متولیان جوانان نیز هست که برگذار کننده آن با افتخار تصریح میکند که با این نوع حرکتها، الگوی برتری را در فرهنگ نسل جوان ارائه میکنیم!! و یا اگر المپیاد ورزشی پسران و دختران در دانشگاه صنعتی اصفهان برگذار میشود و به صورت میعادگاه شبانه پسر و دختر درمی آید این از ضعف یا بیماری مسئولان دانشگاه و متصدیان تربیت بدنی و سایر دست اندر کارانی است که نان این ملت را میخورند و بودجه هائی را که از خون این ملت فراهم شده است سخاوتمندانه در مسیر ابتذال و بی بند و باری هدایت میکنند.
و یا اگر با مجوز وزارت ارشاد کنسرت موسیقی مبتذل دائر میگردد و به صورت پاطوق پسران و دختران بی لجام و یا مردان و زنان هوسباز در میآید متولیان فرهنگ و هنر مسئولند و باید پاسخگو باشند. مجموعههای تفریحی ورزشی ما که بودجه کلانی را به حلقوم میکشد، عرصه نمایش زیبائی اندام و کشف حجاب شده و احدی پاسخگو نیست. آیا نمیتوان این محیطها را با کنترل و نظارت اصلاح کرد؟ حقیقت این است که مسئولان این مراکز خود را در حد عمله و خدمتکاری تنزّل دادهاند که سرویس میدهند تا مشتی بلهوس و ولگرد و عیاش آن اماکن را به آن صورت که میدانیم در آورند کار بی تفاوتی مسئولان در برابر ابتذال حاکم به آنجا کشیده که هر جا محل حضوری و جایگاه نمایشی هست عرصه لهو و لعب و هوا و هوس و بی بند و باری میشود نمایشگاههای بین المللی بیش از آنکه نمایشگاه کالای تجاری و صنعتی یا کتاب باشد نمایشگاه جنسی و دختران بزک کرده و لاک زده با لباسهای تنگ شده است.
آیا هیچگاه وزرا و مدیران که این نمایشگاهها را در حوزه مسئولیت دارند به فکر رویاروئی با این روند افتادهاند! کار دوره گردی در ترویج ابتذال به جائی رسیده که حوزه هنری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی بر خلاف وظائف اولیه تبلیغی خود کلاسهای آموزش موسیقی با تعلیم سنتور و تنبک و گیتار دائر کرده و این مراکز را پاتوق دختران و پسرانی بی تعهد و لمپنها ساخته است از سوی دیگر «انجیرها» که اخیراً در حال شکل گیری با اهداف خاص که بالمآل تشکیلاتی علیه ارزشها خواهند بود در سطح گسترده و با کمکهای دولتی که سرانجام در روند و آینده تشکیلاتی در خدمت استعمار خواهد بود در حال شکل گیری است. اگر مسئولان دولتی به فکر مبارزه با فساد و جلوگیری از گسترش ابتذال و پوچی و انحراف و فساد موجود نباشند در آینده جز بدنامی و در پیشگاه خدا جز خشم و نفرت چیزی در انتظار ندارند.
در این میان علما، نویسندگان، حوزهها، سخنوران، اساتید و معلمان مسئولیت بیشتری دارند که علیه این روند افشاگری کنند و به مقاومت بپردازند تا طرحهای براندازی از مسیر فرهنگ و هنر و فساد و ابتذال و موارد هدایت شده از سوی بیگانگان خنثی شود.
بطور خلاصه
ما امروز در یک نبرد تاریخی به سر میبریم. تعارف ندارد. سازشکاری و بی تفاوتی یعنی مشارکت در مقاصد شوم دشمن. و این همان چیزی است که قرآن و حدیث و سنت و سیره آن را محکوم میکند. نیاز امروز ما یک خیزش انقلابی است برپایه عقل و منطق و دانش و بینش و فرهنگ و جهاد و در عین حال کوبنده و قاطع علیه دشمنان اسلام و پیاده نظام، آنها لحظهها و فرصتها سریع میگذرد و اگر به هوش نباشیم و میدان را به دشمن و عوامل او بسپاریم، جز خسران و ندامت دست آوردی نخواهیم داشت.
فراموش نکنیم که امروزه ابتذال و فساد بعد سیاسی نیز به خود گرفته و لذا مسائل فرهنگی را نباید جدای از سیاست نگاه کنیم. گردانندگان بسیاری از جریانهای ضدفرهنگی در حقیقت گردانندگان صحنه سیاسی به نفع دشمن نیز هستند از اینرو نباید از آنها غافل بود. همانگونه که مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم نیز عامل فشار دیگری است تا زمینههای رواج فساد و سقوط اخلاقی را فراهم آورد و بعید نیست کسانی نخواهند این وضع سامان پذیرد که اگر چنین باشد جز انزوا و انهدام چاره دیگری برای اینها نیست.







