تالیف اهل قبله
محتویات
تالیف اهل قبله
رشد استعمار و بروز چهره جدید آن به عنوان [استعمارنو] و دست بازی استعمار گران به حوزههای مختلف سیاسی اقتصادی فرهنگی در بین کشورهای استعمار زده جهشهای نوی را باعث شده است . و چهرههای بیدار و متفکراین کشورها در پی ریزی دژهای استواری برآمدهاند که بتواند در برابر سیل بنیان کن جهان خوارگی و آزاستعمارگران تاب بیاورد. برای تامین این آرمان محافل کنگرهها و پیمانهای گوناگونی را پی ریختهاند واتحادیهها همبستگیها تشکلهای سیاسی اقتصادی و فرهنگی بسیاری را ترتیب دادهاند.
محور و شالوده این تشکلها متنوع است : مشترکات فرهنگی منافع سیاسی همسایگی نژاد قومیت و ...از جمله این محورها هستند.
کشورهای اسلامی بیشتراز سایر ملیت هاازاین موج[ بیداری گرائی] تکان خوردهاند. در دهههای اخیرازم سوی[ مصلحان امت اسلامی] مسئله وحدت فرقههای گوناگون اسلامی در طیف وسیعی طرح و پیگیری شده است .
زمینه همکاری و همسوئی نیروها در بین مسلمانان مساعدت از سایر ملل است محور و شالوده اتحاد کشورهای اسلامی از عمومیت و گستردگی و شمول واستواری واستحکام فزون تری برخورداراست .اسلام به عنوان یک آرمان مشترک که ریشه در تار و پود تک تک مسلمانان دارد میتواند شالوده محکمی برای بنای وحدت اسلامی باشد و میتوان براین شالوده بنیان مرصوص و دژاستواری را در مقابل دشمنان مشترک بنا کرد.
مسلمانان که اعضای پیکر واحدی هستند پس از گذشت قرنهااینک بخود آمدهاند و به مطالعه ثمرات تلخ تنازعات فرقهای نشستهاند.
از روزی که تبر تفرقه بر[ شجره طیبه] وحدت مسلمین فرود آمد و ریشههای بهم پیوسته آن رااز هم گسست وشاخههای شاداب آن رااز هم جدا کرد تا تنور منافع آزمندان بدان گرم شود براهل قبله چهها که نرفت ! سیادت مسلمین پایمال غرور و نخوت اروپائیان گشت ! عزت و شکوت واقتدار آنان در[ صرصر] فرهنگ آلوده غرب نابود شد و ثروت وامکانات و منابع مسلمین به تاراج رفت و در داخله ممالک اسلامی چه خونها که ریخته نشد! و چه توانهائی که از مسلمین دراصطکاکهای فرقهای به هدر نرفت !
سرزمینهای اسلامی که روزگاری گلهای[ محبت] و[ اتحاد] در آنها ببار مینشست تبدیل به شوره زارانی گشت که جز خس و خار کینه و بدبینی در آنها دیده نمیشد.ابرهای تیره[ تفرقه] [ گرمای] اتحاد همبستگی را از گستره سرزمینهای اسلامی سترد و سرما و یخبندان[ تشتت] و[ تنازع] را جایگزین[ تالیف] و[ تعاون] ساخت . طوفان تنازعات در سراسر ممالک اسلامی وزیدن گرفت و تمامی مظاهر آبادانی رشد صلاح امن و شکوفائی را در هم کوبید. بنای شوکت و عزت مسلمین را ویران ساخت و دروازههای نفوذ ناپذیراین ممالک را بر روی[ بیگانگان هار و آزمند] گشود. نیروی مسلمین صرف این تنازعات شد و در کشاکش این درگیریها فرسوده گشت . میراثهای علمی و فرهنگ آنها در آتش تفرقه و تشتت سوخت و نابود شد و ثمرات تلخ و پی آمدهای ناگواری عاید مسلمین گشت .
دراینجا قبل از هر سخنی نگاهی داریم براین پی آمدهای تلخ که از این تنازعات نصیب مسلمانان گشته است .
پی آمدهای تلخ تنازعات فرقهای
۱- فرسایش نیروی انسانی مسلمین
اصطکاکهای که دراثر تعصبهای کور در بین فرق اسلامی پدید آمده است نیرو و توان زیادی را مسلمین به تحلیل برده است و باعث قتلها و غارتهای متعدد و کشتارهای دسته جمعی بسیاری در نقاط مختلف ممالک
اسلامی در دوران این تنازعات گشته است . مسلمین بجای آنکه در صف واحد و در کنار هم علیه دشمنان مشترک بسیج شوند علیه یکدیگر به نبرد برخاسته و در مقابل هم ایستادهاند.
تاریخ سرزمینهای اسلامی مشحون است ازاین صحنههای چندش آور و رقت بار واسف انگیز. دراینجا به چند نمونه ازاین وقایع اشاره میکنیم :
الف : با شدت یافتن اختلافات فرقهای ممزوج شده این این اختلافات با حب و بغضها وانتقام جوئیهای سیاسی و برداشتهای عوامانه از مسائل شعلههای درگیری و تنازع و کشتار زبانه میکشید و صدهاانسان مسلمان بی گناه را طعمه خویش میساخت واینهمه باعث میشد تا هر فرقه بنام دفاع ازارکان عقیده و مذهب خویش و ترویج[ مذهب حقه]! فرقه دیگر را بخاک و خون بکشد. دراین میان شاهان که برای تثبیت اقتدار سیاسی خویش از هیچ عملی روی گردان نبودند درایجاداین تنازعها نقش چشم گیری داشتند. آنها گاهی به مقتضای سیاست ! مخالفان خود را به دسته های[ چیگیین][۱]میسپردند تا زنده زنده دریده شوند. و دیگر گاه عصایان به تنگ آمده ازاستبداد شاهی را به بهانه اختلافات مذهبی به تبرداران میسپردهاند. در همین راستاست که:
در سال .۹۱۰ ه ق شاه اسماعیل ... بر شهر طبس تاخت ... و هفت هزار تن از مردم آنجا را به جرم سنی بودن از دم تیغ گذراند[۲] . و[ سلیم خان اول در سال .۹۲۰ ه ق فرمان داد تمام پیروان مذهب شیعه را که در ولایات عثمانی بسر می برنداز هفت ساله تا هفتاد ساله یا بکشند یا بزندان اندازند. بگفته مورخان چهل هزار تن از شیعیان به فرمان وی کشته شده و پیشانی باقیرا به آهن گداخته و داغ کردند] [۳]
هنگامی که مسائل عقیدتی به جای آنکه در حوزهها و مجامع علمی به بحث و نقد کشیده شود به دست مشتی جاهل و عوام - که تنها براساس احساسات تند و کور و بی هدف حکم میکنند افتاده باشد هر[ رجاله] ای بخوداجازه میدهد که بر مسند قضاوت بنشیند و حکم قتل صادر کند. و چنین است که در تاریخ میخوانیم
در هرات به علت تعصب عبیدالله خان ازبک ... هر روز به حکم آن خان بی ایمان
پنج شش کس بواسطه تشیع به اقوال جهال در چهار سوق هرات کشته میشدند و روستائیان بی دیانت ... با هر کسی که عداوتی داشتند او را گرفته نزد قاضی میبردند که این مرد در زمان قزلباش لعن ابوبکر و عثمان کرده است . به سخن دو گواه جاهل قاضی به قتل آن مظلوم حکم میگردد.
در چنین موقعیتهائی !اعمال خشونت بار هدف و مقصد مشخصی ندارند مرزهای اختلاف و دوست و دشمن آنچنان که باید مشخص نیستند و در چنین جوی کمتر کسی از خود میپرسد که چرا چنین باید کرد؟ براساس کدام ملاک و معیار فقهی واسلامی میتوان به قتل و غارت فلان فرقه دست یازید؟ وسیل خون راه انداخت ؟ دراینگونه فضاهاست که صحنههایی این چنینی پدید میآید.
پس از حمله غزان به نیشابور در سال ۵۴۸ ه.ق آنقدراز مردم را کشتند که در جامع شیعی نیشابور کشتگان در خون ناپدید شدند. راوندی دراین باره چنین مینویسد:
چون غزان برفتند مردم شهر را به سبب اختلاف مذاهب حقاید قدیم بود. هر شب فرقتی از محلتی حشر میکردند و آتش در محلت مخالفان میزدند تا خرابهها که از آثار غزان مانده بود اطلال شد و قحط و وبا بدیشان پیوست تا هر که از تیغ و شکنجه جسته بود به نیاز بمرد .
در درگیریهای یاد شده فاجعه در بعد ظاهری آن محصر نیست و درد و مصیبت از عمق بیشتری برخورداراست .از پای فتادن هزاران هزارانسان نمای بیرونی این حوادث وحشتناک است و آثار بر جای مانده از آن بسی هولناکتر. بسیاری از ابهامهای حل ناشده در بین فرقههای اسلامی حتی تا زمان کنونی ریشه هائی آگاهانه و ناآگاهانه از آن وقائع را در درون خود دارند. تصویر چهرهای موحش از پیروان فرقه دیگر باز مانده چنین برخوردهائی است .این طائفه دینی از آن فرقه دیگر شکوهها میراند و بذرانتقام را در دل نسل آینده میکارد و نسل آینده نیزاز حوادث خونبار برای نسل پسین سخن میگوید و چنین میشود که نفرت فرقهای جزء فرهنگ ملی یک قوم در میآید و[ تالیف] و[ تعاون] را نا میسر میسازد.
۲- نابودی میراثهای فرهنگی
آتش اختلافات فرقهای دامن میراثهای فرهنگی را نیز در بر میگرفته است . و در کشاکش این درگیریها گوهرهای گرانسنگ فرهنگی یا طعمه آتش تعصب میگردیده با به عمد غبار بی اعتنائی بر آنهاافشانده میشده است . دانشمندان و آثار مکتوب هر قومی شالوده فرهنگ آن ملت بشمار میآیند واین هر دواز آتش اختلافات مصون نماندهاند و در معرکه تنازعات فرقهای به تکفیر و تخریب کشیده شدهاند به نمونههایی ازاین تخریب فرهنگی مرور میکنیم.
الف
بی اعتنائی به پارهای ازاندیشهها و خلاقیتها و آثار علمی بخاطراعتقادات فرقهای از مشخصات دوران تنازعات مذهبی در جوامع اسلامی است . نظامی عروضی گوید:
[چون فردوسی شاهنامه را تمام کرد به محمود عرضه داشت سلطان با رجال دستگاه خود تدبیر کرد که فردوسی را چه دهیم ؟ گفتند: پنجاه هزار درهم واین خود بسیار باشد که او مردی رافضی است و معتزلی مذهب ... و سلطان محمود مردی متعصب بود و در او این تخلیط بگرفت و مسموع افتاد] .
ب
دامنه این تنازعات به شیوههای متفاوت و در رژیمهای مختلف ادامه مییافت فرهنگ اسلامی را مورد تهدید قرار میداد به گونهای که نقل میکنند: دراواخر رژیم صفوی نگهداری مثنوی مولوی در خانه همراه با خطر دائمی بود. [۴]
ج چنان که یاد شد آثار مکتوب هر ملتی بخش مهمی از فرهنگ آن ملت بشمار میآید از بین رفتن انبوهی ازاین آثار مکتوب در تنازعات فرقهای ضربهای جبران ناپذیر بر فرهنگ اسلامی وارد کرده است چه بسیار نسخههای نفیسی که در تاراجهای تعصب آمیز فرقهای لگد مال گردیده است ! یا در آتش سوخته و یا به آب ریخته شده واز بین رفته است . به گفته مولف[ مجمل التواریخ] سلطان محمود غزنوی پس از فتح ری چنین میکند:
... بسیار دارها بفرمود زدن و بزرگان دیلم را بر دوخت کشیدند و بهری را پوست گاو دوخت و به غزنین فرستاد و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض و باطنیان و فلاصفه از سراهای ایشان بیرون آورد و زیر درختهای آویختگان بفرمود سوختن... . [۵]
و کتابخانه عظیم فاطمیان که بنا به روایتی دو ملیون شماره کتاب داشته است پس از جنگهای داخلی و یورش ترکان به سوی پایتخت این کتابخانه به یغما میرود. برای سربازان از جلد کتابها پای افزار ساختند دو پشته انبوه از کتابهای پاره پاره پدید آوردند. که بر تلهای کتاب شبیه بود. پس ازاین یورش دوباره کتابخانه احیاء شد و کتابهائی که ممکن بود جمع آوری شد تا آنکه صلاح الدین ایوبی کتابخانه را تحت تسلط گرفت و کتابهائی را که با مذهب تسنن سازگار نبوداز میان برد و برخی را فروخت [۶]
۳استفاده بیگانگان از مناقشات فرقهای
همواره یکی از عوامل اصلی ایجاداختلاف و شعله ور شدن وایجاد کینه در میان مسلمانان بیگانگان و دشمنان سوگند خورده اسلام بودهاند.
از طرف دیگر بیگانگان بر کرانه دریای امکانات و منابع مسلمین به نظاره مینشسته و مینشینند تا آن هنگام که آب را گل آلود یافتند از آن ماهی بگیرند واز آشفته بازاراختلافات داخلی بنفع خود سود جویند هنگامی که فرستاده آخرین[ سیدنا] (رکن الدین ) در دربار [ هیزی سوم] حضور یافت و برای دفاع از طریقه اسماعیلی و دفاع مغول کمک خواست اسقف و پنچستر چنین گفت :
[بگذاریداین سگان همدیگر را بدرند و نسل هم را کاملا براندازند آنوقت ما بر خرابههای بلادایشان بنیان آیین کاتولیک رااستوار سازیم و در آن صورت دنیا یک چوپان و یک گله بیش نخواهد داشت] . [۷]
از سوی دیگر گاهی چنان دیگ تعصبات فرقهای به غلیان میآمد واوج میگرفت که فرقهای ترجیح میداد برای نابودی فرقهای دیگر دست به دامن بیگانگان بیاویزد واز دشمن مشترک برای نابودی فرقه مقابل کمک جوید.
میدانیم که با هجوم مغول به بغداد مرکزیت چند سده اسلامی در آن شهر از بین رفت و تلفات و خسارات جبران ناپذیری به بار آمد.[ این بطوطه ] سیاح مشهور گوید:[ در هجوم تاتار به عراق .۲۴ هزار نفراز اهل علم هلاک گشتند]. [۸]
متاسفانه دست عصبات مذهبی دراین امر دخیل بوده است . غالب مورخان نقش ستعون پنجمی ابن علقمی وزیر[ المستصم] را در هدایت مغولان به بغداد و همکاری با آنان تایید کردهاند وی به داشتن تمایلات شیعی مشهور و معروف بوده است تکهای از کتاب[ حبیب السیر] را دراین باره مرور کنیم :
پسر مستعصم ابوبکر به حمایت اهل سنت متوطنان کرخ را که شیعه مذهب بودند غارت کرد و بسیاری از سادات را اسیر ساخت و به خواری هر چه تمامتر محبوس گردانید [ ابن علقمی که بواسطه مشارکت در مذهب جانب مردم کرخ را داشت منتظر انتقام میبود واز غصه این شبی را به فراغت به بستراستراحت نمیغنود... بالاخره خلیفه به استصواب ابن علقمی از شهر بیرون خرامیده و به بارگاه هلاکوخان شتافت و هم در آن ایام به قتل رسید]. [۹]
متاسفانه مسلمین به شرایط جهانی جامعه اسلامی کمتر نگریستند و [روابط داخلی] را براساس[ تنگ نظری دینی] نهادند.اینان داندانهای تیز و طمعکاراز مفسدان رااز خارج و داخل به فراموشی سپردند و دیگران ازاین خوان یغما و بهره بردند و[ کرسی سیادت] رااز جامعه اسلامی باز پس گرفتند.
لزوم توجه براین شرایط خارجی است که امام علی[ ع] را وا میدارد که در برابر سوال نابخردانه در مورد خلفای پیشین موضعگیری کند. امام[ ع] صحنه جنگ جمل را مقدستراز آن نمیداند که دربارهٔ پرسش فردی از توحید به پاسخ بنشیند واعتراض معترضان را که[ جنگ] را با [مسائل علمی آلودن] روا نیست نادیده مینگرد و جواب میدهد که اساس جنگ برای همین امراست .اما در[ جنگ صفین] آنگاه که یک تن از [بنی اسد] دراین زمینه سوال میکند که[ چرا خلافت رااز شما گرفتند و دیگران بر حضرتتان پیشی یافتند] امام علی[ ع] میگوید:
...انک لقلق الوضین ترسل فی غیر سدد.
ای برادر تو همچون کسی هستی که به اندک شبههای مضطرب میشوی و مهار مرکب خرد را بی جارها میکنی (در جای خود سخن نمیگویی در حالیکه ما با دشمن خود به زد و خورد مشغولیم تو پرسش میکنی )
و پس از جملاتی کوتاه او را به تعمق در واقعه موجود و حادثه مصیبت بار جامعه اسلامی - فتنه ابن ابی سفیان - فرا میخواند. واین خود موعظتی میشود برای او و دیگران که در کشاکش تضادهای بنیادی طرح مسائل اختلافی درونی - آنهم به شیوه ناپخته - رها ساختن سرزمین اسلامی در زیر چکمههای مفسدان و منحرفان است .این درسی است از علی [ ع] و ما و دیگران که تاریخ برای[ عبرت] و[ پندآموزی] است واگر بحث در[ واقعه گذشته] و[ انحراف در نوردیده] بخواهد زمینه حکمرانی مفسدان معاصر با بهمراه آورد نافی غرض خویش است . بحث در خلافت برای[ اثبات استمرار ولایت] است و آنگاه که[ ولایت امروزین] در خطر باشد چه سود که ثابت شود در فلان تاریخ فلان خلیفه به غصب بر مسند نشسته است یا به حق ؟
و دقیقا بواسطه این تلقی است که امام علی[ ع] از مشورت و معونت خلفای معاصر دریغ نمیورزد. بویژه در زمان خلافت خلیفه دوم و سوم با بسیاری ازاین پشتیبانیهای فکری از آنحضرت مواجه میشویم . نمونه نیک آن در قضیه جنگ باایران بود که خلیفه دوم قصد داشت خود در آن جنگ شرکت کند.اما آن حضرت موشکافانه و بمانند یک تحلیل گر سیاسی - نظامی وقایع موجود را برای وی بررسی میکند واو راازاین حرکت باز میدارد. نکته جالب توجه دراین مکالمات نقش سیاسی است که آن حضرت برای خلیفه دوم مییابد و بیان میدارد. وجود پارهای اختلافات آن امام را به غرض ورزی وا نمیدارد.امام( ع) [ او را رشته حاکمیت اسلامی] تلقی میکند که اگر باقی باشد دانهها در گرد یگدیگر حفظ میشود واگر پاره گردد جامعه مسلمین از هم میپاشند و آنگاه به هیچ نحوه نمیتوان آن را جمع کرد!امام ازاو میخواهد که تو قطبیت خود را در جامعه اسلامی حفظ کن ! [۱۰]
این واژگان بلند را بنگرید!
امام علیه السلام در هیچ زمانی این نکته را پنهان نداشته است که انحراف مسیر ولایت خوشایندوی نبوده است اما هیچگاه حقیقتی او رااز دیدن حقائق دیگر باز نمیدارد.
این برخوردها و نمونه هائی چون آن درسی است و بایستی به گوش جان شنید که[ اختلاف سلیقه و تفکر] دیده حقیقت بین راازانسان نرباید. آنانکه[ سینه چاکان زمینههای تفرقه انگیز مذهبی] هستند کسانی اند که هنوز در[ جاهلیت نظام قبیلهای] زیست میکنند و جهان را درابعادد واقطار واقعی اشی تصور نمیکنند.اینک نه استکبار جهانی از[ ایران] و[ روم] آن زمان ضعیف تراست و نه فرقههای مذهبی از جامعه آنروزین اسلامی قدرتمندتر!
بایستی منشا این حوادث را دریافت و سیل مخرب تفرقه رااز سرچشمه خشکاند. باید محاسبه نمود که براستی ریشه این همه تنازع و تفرقه و درگیریهای جاهلانه کجاست ؟ آیااختلافات عقیدتی میتواند زمینه اصلی این گونه پی آمدهای تلخ باشد؟
آیا فرق مختلف اسلامی بحکم عقیده و آرمان اصیل خود به این همه درگیری کشیده شدهاند؟ راستی آیا عقاید فرق اسلامی این همه با هم تباین دارند؟ یا نه !اختلافات عقیدتی تنها بهانهای بوده است در دست کارگزارانی که سلامت منفعت خود را در تشتت جماعت مسلمین میدیدهاند؟ به گفته مصلح مجاهد علامه سیدعبدالحسین شرف الدین :
این مطامع سیاسی است که این دو (شیعه و سنی ) رااز هم دور کرده است .
و باز هم به قول ایشان:[ بسیاری ازاختلافات سنی و شیعه پایه درستی ندارد بلکه سرچشمه آنها دروغها واتهاماتی است که در شرایط زمانی خاص پیدا شده است و قدرتهای سیاسی گذشته آنها رااشاعه دادهاند]. [۱۱]
آتش بیاران این معرکه
آتش بیاران این معرکه - تنازعات فرقهای - کیانند؟ دراینجا به برخی ازاین[ حماله الحطب]ها و کارگزاران تنازعات فرقهای اشاره میکنیم .
۱- صهیونیزم جهانی ویهودیان سلطه طلب .
جهان خواران آزمند که سودای حاکمیت یافتن بر جهان را در سر میپرورانند هر جا و در هر فرصتی در پی این بودهاند که معرکههای ساختی ایجاد کنند و دراین میان به تثبیت پایههای قدرت و نفوذ خود در سرزمینهای مختلف بپردازند صهیونیزم او مظهر آز و طمع اروپائیان آزمند یکی ازاین کار گزاران تنازعات است .
کاشتن بذراختلاف
کاشتن بذراختلاف و درگیری در درون کشورهای جهان بدست عوامل مرموز سیاسی و بااستفاده ازانگیزههای مختلف دینی قومی نژادی و برای فرسوده کردن توان داخلی دولتها از جمله اهداف صهیونیزم است و به ذکر دو نمونه دراین راستا بسنده می نمائیم :
الف
در یکی از مواد پروتکل پنجم سران صهیونیزم آمده است :
...ولکنا مع ذلک لسنا فی حاجه الی الخوف من ای خطر ماد منافیامان بفضل البذورالعمیقه لکراهیتهم بعضهم بعضا و هی کراهیه متاصله لایمکن انتزاعها لقد بذرناالخلاف بین کل واحد و غیره فی جمیع اغراض الاممیین الشخیه والقومیه بنشرالتعصبات الدینیه والقبله خلال عشرین قرنا.. [۱۲].
...بااینهمه ما در سایه اختلافات عمیقی که بین ملل و فرق مختلف وجود دارد و بسادگی رفع نخواهد شد از هیچ خطری بیم نداریم ما در سراسر ممالک جهان بذراختلاف پاشیدهایم و به اختلافات قومی و نژادی و تعصبات دینی از بیست قرن پیش تااینک دامن زدهایم.
ب
یکی از عوامل از هم پاشی حکومت مقتدر عثمانی یهودیان سلطه طلب بودهاند دراین باره آوردهاند که :
[... نادیده نمیتوان گذاشت که بخشی از یهودیان دنیاخواهد سلطه طلب که ... نقش اساسی را دراین ماجرا ( از هم پاشیدن حکومت عثمانی ) به عهده گرفتند... بهبران حزب[ اتحاد و ترقی[ [ جاوید] [ طلعت] از یهودیان بودند]. [۱۳]
این دو نمونه و موارد مشابه نشاندهنده آنست که صهیونیستم از زمان تشکل سیاسی آن تاکنون (وپیش از آن ناسیونالیستهای یهودی و متعصبان آنان ) تلاش جدی در مناقشات[ مذهبی] از خود نشان دادهاند.اینان زندگی در[ ارض موعود] را ز به چندبارگی کشورهای اسلامی میسر نمیدیدند و دراینراه با[ وحدت اسلامی] و[ دولت مقتدراسلامی] به مبارزه پیگیر برخاستند.
امروزه نیز دست صهیونیسم بین الملل درانبوهی از[ تنازعات فرقهای] مشهوداست . در جریانهائی چون کنفرانس طائف طرح جدائی شیعیان ازاهل سنت در کردستان ایران [ درگیریهای مداوم مذهبی بین فرقههای مسلمان در لبنان] انبوهی ازانتشارات توهین آمیز علیه فرقههای اسلامی و ...رد عینی ایادی توسعه طلبان صهونیست را به وضوح میتواند دید.
تفکر خطرناکی که در جنوب لبنان تبلیغ میشد بااین عنوان : فلسطینیان از یهودیان اسرائیلی خطرناکترند چون آنان ناصبی اندواینان اهل ذمه !! و در مجامع شیعی دیگر نیزاین اندیشه را رواج میدادند این تفکر جزاز ناحیه صهیونیستها از مغز کدامین مسلمان منصف ممکن است تراوش کند!اگر به فرض ازابداعات آنان نباشد مسلمااز ترویجات آنها بشمار میرود.
تبلیغ این اندیشه زمینهای بود برای اخراج فلسطینیان رانده شده از لبنان و در بدریهای جدید. و دیدیم که این تبلیغ چندان بی تاثیر هم نبود.
بررسی میزان تاثیر[ صهیونیسم] درایجاداختلافات و فرقهای نیازمند به تحقیقی گسترده است . و بر نویسندگان و صاحبنظران جوامع اسلامی ضروری است که دراین واقعیت تلخ بنگرند و حقائق را برای[ امت اسلامی بااسناد و مدارک و تحلیل آن بازگو صهیونیسم نفرتی جانکاه دارد و مبین ارتباط سیاست تفرقه و کارگزاران آن باایادی صهیونیستی در ایجاد[ تقارب مذهبی] تاثیری ژرف خواهد داشت .
۲-حکومتهایاستبدادی در داخله ممالک اسلامی
امراء و پادشاهان در کشورهای اسلامی که افسار گسیخته براین ممالک حکم میراندهاند ازایجاد تنازعات فرقهای ابائی میراندهاند از ایجاد تنازعات فرقهای ابائی نداشتهاند آنها هرگاه که می خواستنداز قدرت انبوه مردم مسلمان درراه اجرای مقاصد سیاسی خود سود جویند با استفاده ازاحساسات پر شور دینی و با تحریک احساسات مذهبی به اختلافات و دامن زدن به حمایت از فرقهای میپرداختند. در واقع آنان دلسوز به مذهب یا طریقت خاصی نبودهاند و تمسک به این یا آن فرقه جز برای اجرای نیات پلید خودشان نبوده است بدین جهت آنجا که سیاست اقتضا مینمود به سختگیری نسبت به فرقهای خاص میپرداختند واگر[ قواعد معدلت و رعیت پروری]! اقتضا می نمودازاین سخت گیری دست میشستند. به نمونههایی از تاریخ دراین باب توجه کنیم :
الف : جلال الدین محمدیزدی در تاریخ عباسی در ذیل وقایع سال .۱۰۰۸ ه..ق آورده است :
[..دراواخر ماه صفراین سال به جهت زیادی و عدم اطاعت قانون ؟! جماعت سنیان سرخه را گرفتند و گوش و بینی ملایان ایشان را به جهال ایشان خوراندند و سیصد تومان هم برسم جریمه ازایشان گرفتند]. [۱۴]
و نیز دربارهٔ سیاست مذهبی شاه عباس اول آوردهاند:
[...البته گاه به مقتضای سیاست با مردم سنی شهرهائی که در خراسان از پادشاهان ازبک میگرفت به مهربانی و مدارا رفتار میکرد. و سربازانه متعصب خود رااز آزارایشان باز میداشت چنانکه در سال ۱۰۰۹ ه.ق چون قلعه[ مروشاهجان] رااز نور محمدخان ازبک گرفت ... همین مرویان و کافه خلق آن دیار را بجهت مغایرت مذهب از طایفه قزلباش خائف و هراسان دید بنابراقتضای قواعد معدلت و رعیت پروری فرمان داد که به سبب اختلاف مذاهب متعرض کسی نشوند].
و درسال .۱۰۱۱ ه.ق قلعه [ اندخود] را در خراسان محاصره کرده بود. به مردم آن قلعه که بیشترازبکان و پیرو مذهب تسنن بودند پیغام فرستاد که:[ ... ما را طمعی دراین ولایت نیست ... و ما را با مذهب و ملت کسی کاری نیست ... شاید صدق این معنااز مردم[ مرو] و[ نسا] و [ ابیورد] خاطر نشان ایشان شده باشد که از تاریخی که به حیطه نصرف و تسخیراولیاء دولت قاهره در آمده در مساجد و معابداهل سنت و جماعت و طبقه شیعه هر یک به شیوه و شعار خود سلوک میکنند به هیچ آفریده تکلیفی که مکروه خاطرایشان باشد نشده و نمیشود ...
ولی در آغاز سال بعد... بی سبب به سربازان اجازه غارتگری داد به فرمان وی اکابر و اعیان و قاضی و مفتی و بزرگان قصبه[ اندخود] را گرد آوردند و هر خانوار را بیکی از مردم اردوی پادشاهی سپردند تا چون اسیر با خود به عراق برند. [۱۵]
ب : شاه اسماعیل اول پس از شکست از سلیم خان - وقتی سلطنت خود را در خطر دید به مقتضای سیاست در روش برخورد خود بااهل سنت تغییر عقیده داد و[ ...از آن پس در ترویج مذهب شیعه از سختگیری و کشتار خودداری کرد و به حکام ولایات دستور داد که خلق خدای را برای ترک و تبدیل مذهب نرنجانند]. [۱۶]
۳- زمان شناسان عالم نما
جاهلان متنسکی که ماسک علم بر چهره دارند مزدوران بی مزد دشمن آنها که ناآگاهانه به مثابه ستون پنجم دشمن عمل میکنند زمان نشناسان متعصب که قلمرو دیدشان محدود منزل تا محراب است این گروه در همه زمانها و در همه جا هستند در مکه در محراب مساجد در تکیهها در بیتها و برکرسیهای تدریس ! آنان که موقعیت زمان واهمیت مساله را درک نمیکنند و به جای خدمت به اسلام ناخودآگاه بدان خیانت میکنند. آنان که در هفته وحدت بر طبل تفرقه میکوبند و به نام ولایت علی جنایت میکنند و به نام او که مظهر وحدت بود منشا تفرقه میشوند در حوزههای علمیه نیزازاین انسانهای کوته بین زمان نشاس میتوان یافت آنان که بیشتراز خود علی[ ع] سنگ ولایتش را بر سینه میزنند اینان نه از تیزبینی علی بهرهای بردهاند و نه از دوراندیشی حضرتش توشهای برگرفتهاند نه راه علی را میشناسند و نه اهداف بلندش را و ولایتشان[ حبی] و[ گل مولائی] است .از درک اهمیت وحدت عاجزند و رشتهای را که خداوندامر به پیوستنش کرده است وی گسلند گروهی که علی[ ع] دربارهٔ آنان فرمود:
... فاجتمع القوم علی الفرقه وافترقوا علی الجماعه کانهم ائمه الکتاب و لیس الکتاب امامهم . [۱۷]
آنان برای ایجاد تفرقه گرد هم میآیند و متحد میشوند واز جماعت مسلمین جدا میگردند گویا ایشان پیشوای قرآن اند نه قرآن پیشوای ایشان.
آری این گروه ناآگاهانه آلت قتاله دشمن می گرده مسلمین وارد میآیند. به دستور دشمنان اسلام به تشکیل کنفرانسهایی دست مییازند که فرجامی جز تشدید تفرق مسلمین ندارد.اینانند که فتوا میدهند:
[... ثواب کشتن یک سنی با ثواب قتل پنج کافر حربی برابراست] [۱۸]. و[ ...پیروان تسنن از حریت اسلامی خارج اند و بدین سبب کشتن - مردانشان واجب و خرید و فروش زنانشان حلال است]... . [۱۹]
و در مقابل این فتوای جاهلانه گروهی دیگرازاین عالم نمایان فتوا میدهند:[...کشتن هر فرد شیعه ایرانی برابر با کشتن هفتاد کافر حربی است]! . [۲۰]
شهید مطهری در ضمن بیان داستانی ازاین کج اندیشیها چنین یاد میکند:[ چند سال پیش ار موسسه اسلامی حسینیه ارشاد دو سخنرانی ایراد کردم که عنوانش[ کتابسوزی اسکندریه] بود و بی پایگی آنرا روشن کردم یادم هست که بعداز پایان آن سخنرانیها از مومن مقدسی نامهای دریافتم به این مضمون که تو چه داعی داری که دروغ بودن این قصه را اثبات کنی !؟ بگذاراگر دروغ هم هست مردم بگویند زیرا دروغی است به مصلحت !! و تبلیغی است علیه عمربن الخطاب و عمر و بن العاص این مومن مقدس گمان کرده بود که این همه بوق و کرنا که ازاروپاتا هند را پر کرده کتابها دراطرافش مینویسند و رمانها برایش میسازند و برای آنکه مسلم و قطعی تلقی شود در کتب منطق و فلسفه و سئوالات امتحانیه آن را میگنجانند به خاطراحساسات ضد عمری یا... قربه الی الله و برای خدمت به عالم تشیع و بی آبرو کردن مخالفان امیرالمومنین علی[ ع] است .این اشخاص نمیدانند که در فضایی که این مسائل مطرح میشود مساله اسلام مطرح است و بس]... . [۲۱]
آری آنان که با پوشش علم و تقدس به ایجاد تفرقه میپردازند نه عالم اند و نه دلسوز به مذهب و طریقت عالمان زمان شناس دلسوز نه چنین است .
از قول مرحوم آیه الله بروجردی[ قدس سره] نقل شه است که در یک جلسه خصوصی حدیث فرمود:
[ کسی کتابی نوشته و بی احترامی به برخی از خلفا نموده من دستور دادم آنها رااز بین ببرند حالا وقت نوشتن چنین کتابهایی نیست] . [۲۲]
واینک بر حوزههای علمی فریقین است که بااین عناصر به مقابله جدی بپردازند.اگر علمای متعهد و مسئول مسلمین سستی و کاهلی نمایند [ متنسکان] نادان و جاهلان صحنه گردان همچنان کارگردانی بازار آشفته تضاد فرقهای را بر عهده خواهند داشت .اینکه در[ ملا]از وحدت سخن برانیم و در[ خلوت] آن کار دیگر راانجام دهیم سودی نخواهد داشت . گمان نکنیم که مجلس در خفا همواره پنهان میماند. شرایط کنونی به گونهای است که هر نجوائی در محفلی فرداها در هزاران بوق تبلیغاتی به صدا در میآید و با هزاران بوق تبلیغاتی به صدا در میآید و هزاران پیرایه ساخته و پرداخته صاحبان آن مراکز به گوش مستمعان و دید خوانندگان خواهد رسید. هزاران بار منادیان وحدت از فریقین گفتهاند که این دعوت به معنی کنار گذاشتن معتقدات نیست . واین را به عنوان یک اصل پذیرفتهاند. اما بحث در کیفیت طرح مسائل اختلافی و زمان آن است . بحث در آن است که چه کسانی این مسئولیت را بر عهده دارند که انتقادهای منطقی و علمی را بر مذاهب دیگر بر گونهای که توهین آمیز. و خوار کننده نباشد بیان کنند. آیا هر... به عنوان اینکه رگ مذهبی اش گل کرده و به جوش آمده است این حق را دارد که با زبان و قلم براین و آن فرقه بتازد و آن را دفاع از[ ساحت خلفا] و یا[ مقام ولایت] بنامد!.
چه کسی باید:این[ ملعبه بازار] در نشریات و کتب و محافل چرند گونه را متوقف کند؟ آیا جز علمای فریقین کسی دیگراین وظیفه را دارد؟ هیچ کسی باانتشار تالیفاتی گرانقدر و مستند و منطقی چون [ الغدیر] [ احقاق الحق] [ عبقات الانوار] و ... مخالف نیست .اینان به حق شایستگی طرح این مباحث را داشتند اما سخن بر سر مجموعه عظیم دیگری است که نان خود رااز[ تعصب عوام] میگیرند و به آنان نام [شریعت و دیانت و ولایت] میدهند] !
اگر دراین زمان تعلق واقعی و قلبی خود را به شعار[ وحدت اسلامی] به اثبات نرسانیم . فرداهااز ما هیچ سخنی را دراین زمینه نخواهند پذیرفت . و حوزههای علمیه مسئولان واقعی .این مهم هستند.
اقدامات عملی و عینی در راه همبستگی
اینک برای به هم پیوستن صفوف از هم گسسته مسلمین چه باید کرد؟ آیا نوشتن مقاله وارائه تحلیل و داد بر آوردن دراهمیت وحدت به تنهائی بسنده است ؟ آیا نمیبایست در صدد جستجو وارائه طرحهای عملی بود که فرق و مذاهب اسلامی در عین حفظ عقاید مذهبی خود بتوانند در صف واحدی قرار گیرند و بنیان استواراتحاداسلامی را بپای دارند؟
فریاد گران وحدت و [طلایه داران] اتحاداسلامی در راه گامهایی را برداشتهاند و راههایی راازارائه دادهاند و در راه ایجاد وحدت اسلامی دست به اقداماتی عملیو عینی زدهاند از جمله :
۱-امام خمینی در شهریورماه .۱۳۴۷ ه.ش طی فتوائی حکیمانه پرداخت زکات به مجاهدان مسلمان فلسطینی ( غیر شیعه ) رااجازه داد این فتوی تاریخی تاثیری شگرف در
تالیف قلوب مجاهدان فلسطینی داشت در کتاب نهضت امام خمینی دراین باره آمده است:[ شاید در تاریخ اسلام و در تاریخ شیعه برای اولین بار بود که مجتهدی وارسته و مرجعی متعهد پرداخت زکات را به مسلمانان غیر شیعه اجازه میداد و به پشتیبانی از پارتیزانها و عملیات پارتیزانی برمی خاست .
این فتوای تاریخی میان امام و فدائیان جان بر کف فلسطین پیوندی ناگسستنی و جاذبهای شگرف پدید آورد و بسیاری از فدائیان و مقامات فلسطینی را به شناخت امام و نهضت اسلامی او درایران وا داشت] . [۲۳]
۲- شیخ محمود شلتوت شیخ و رئیس دانشگاه الازهر طی فتوایی اعلام کرد:[ آئین اسلام هیچیک از پیروان خود را ملزم به پیروی از مذهب معینی نکرده است و هر مسلمانی میتوانداز هر مکتبی که بطور صحیح نقل شده واحکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته است پیروی کند و کسی که مقلد یکی ازاین مکتبهای چهارگانه باشد منتقل شود] اضافه کرد:[ مکتب جعفری معروف به مذهب امامی اثنی عشری مکتبی است که شرعا پیروی از آن مانند پیروی از مکتبهای اهل سنت جایز میباشد] [۲۴]
این فتوا نیز گامی بود بلند در راه تالیف امت اسلامی وایجاد تفاهم در میان فرق مختلف اسلامی .
۳- مصلح مجاهد علامه شرف الدین نیز یکی از[ طلایه داران] اتحاداسلامی است . و دراین راه گامهایی بلند برداشته است . وی[ جشن میلاد رسول را به روز ۱۲ ماه ربیع الاول میگرفت و جزء برنامه اواین بود که در آن روز پس از پایان یافتن مجلس خود به جشن اهل سنت و مسجد آنان میرفت و به آنان تبریک میگفت و با آنان در برگزاری این جشن اسلامی بزرگ مشارکت میکرد]. [۲۵]
۴-ابتکاراعلام[ هفته وحدت] از سوی آیت الله العظمی منتظری .این حرکت سرآغازی برای پارهای از برخوردهای شخصیتهای اسلامی وایجاد تعاون فکری گردید.امید آن است که با پی گیری و مراقبت همه جانبه اشخاص و نهادهای ذی ربط این هفته مبارک به فراموشی سپرده نشود و هر سال برای تعاون و تقارب امت اسلامی دستاوردی جدید به ارمغان بیاورد.
در راستای اقدامات یاد شده بایسته است که مسئولان و دست اندرکاران جامعه اسلامی و حوزههای علمیه با هدف تالیف امت اسلام واهل قبله اقداماتی عملی و عینی را معمول دارند و طریقت راهگشایان اتحاد اسلامی راادامه دهند.از جمله میتوان در جهت تشیید مبانی وحدت امت اسلامی اقدامات ذیل را معمول داشت :
۱. شرکت گسترده علماء مذاهب در مجامع علمی سالم و طرح مباحث وایجاد روابط معقول و صمیمی در جهت تقریب افکار.
این سنت حسنه در گذشته نیز در میان برخی از علماء معمول بوده است:[ حافظ آبرو] مولف مجمع التواریخ مینویسد:
[میان جمال الدین المطهر( علامه حلی ) و مولانا نظام الدین عبدالملک مناظرات بسیار واقع شد. و مولانا نظام الدین احترام او عظیم کردی و در تعظیم او مبالغت نمودی و مباحثات ایشان از جهت استفادت وافادت بود نه بر طریق جدل و لجاج و عناد. و شیخ جمال الدین حسن بن المطهر هرگز بر طریق تعصب بحث نکردی و در توقیر و تعظیم صحابه - رضوان الله علیهم - مبالغت فرمودی واگر کسی در حق صحابه کلمهای بدگفتی منع تمام فرمودی و رنجش کردی] . [۲۶]
۲. چاپ و نشر کتب مذاهب در مراکز مذاهب دیگر
دراین زمینه مرحوم آیه الله بروجردی به اقداماتی دست زد و توانست برخی از کتب بی اطلاعاتی و یا کم اطلاعاتی فرق اسلامی از منابع فرهنگی یکدیگر یکی از عوامل اساسی ایجاد شایعات و جو تهمت وافتراءاست . دور بودن از منافع به متعصبان این فرصت را میدهد که تهمتها بر مخالفان ببندند و آن را به منابع فرقه دیگر نسبت دهند. و دراین میان نایاب نبودن آن منابع این امکان را به وجود میآورد که بی پایگی آن افتراءها و دروغها روشن و آشکار شود.اینرو لازم است که در چاپ و نشر منابع فرهنگی فرق اسلامی در تمامی مراکز علمی جوامع مسلمین تلاشی پیگیر به عمل آید.اگر تا دیروز رجوع به ماخذ دست پنجم و یا ششم عذری مقبول به شمار میرفت - بواسطه امکانات اندک چاپی و مشکلات حمل و نقل اینک با وجودامکانات وسیع مالی تدارکاتی عذر مقبولی نیست .اینک بر هیچ اندیشمنداسلامی روا نیست . اینک بر هیچ اندیشمنداسلامی روا نیست که انتقادات خود رااز مبانی و معتقدات فرقههای دیگر به اتکاری منابع خودی و یا منابع غیر قابل اعتماد به انجام رساند.این ضعف شیوه علمی است و بایستی جلوگیری شود. واین جز با دسترسی به تمامی منابع برای اندیشمندان فرق اسلامی میسر نیست . و دراین راه مراکز فرهنگی وانتشاراتی مسئولیتی ویژه بر دوش دارند.
۳. تبادل دانش پژوه به وسیله مراکز علمی مذاهب و تعلیم و تعلم مذاهب .
۴. تدریس فقه مذاهب در حوزههای مختلف دینی به صورت تطبیقی ومقایسهای
دراین زمینه عالمان مذهبی به فراگیری فقه مذاهب دیگر بر آیند تا در آن مذاهب نیز تبحر و ورزیدگی بیابند. چنانکه میگویند:[ مرحوم علامه بحرالعلوم] فقه مذاهب چهارگانه را در مکه تدریس مینمود. و بسیاری از فقهای سلف در میان شیعه و سنی به این مهارت و ورزیدگی در [مسائل خلاف] و[ وجوه اشتراک مذاهب] شهرت داشتند. در میان معاصران مرحوم[ آیت تالله العظمی و بروجردی] از پیشاهنگان فقه تطبیقی و مقایسهای بشمار میرود واین شیوه مرضیه را در میان حوزه علمیه قم به یادگار نهادند و گروهی واز آنجمله[ آیت الله العظمی منتظری] به این روش اهتمام وافر دارند.
در کناراین شیوه میتوان ازاستادان مذاهب دیگر دعوت کرد تا در مراکز علمی حوزههای ما به[ تدریس فقه مذهب خاص] خود بر آیند تا تا دانش پژوهان دینی از آن بهره ببرند و علاوه بر[ اجتهاد در فقه جعفری] از[ فقه مذاهب اربعه] نیز آگاهی یابند.
۵. ارتباط مداوم با تحولات فکری جوامع اسلامی
حوزههای علمی بایستی تماس بی وقفه با تراوشات فکری اندیشمندان اسلامی را داشته باشند موجهای اندیشمندان اسلامی را داشتهباشند موجهای برخاسته در جهان اسلامی را سریع بیابند.انحراف و صحت آن را درک کنند. دلیل این ضعف ارتباطی مراکز علمی اسلامی از تحولات فکری دیگر جوامع اسلامی آگاهی زودتر غربیان از خود مسلمانان است .
امروز بر حوزههای شیعی لازم است که در جریان مداوم افکاراسلامی در مصر لبنان سوریه پاکستان و ... باشند و سیراین تحولات را در نظر داشته باشند. شخصیتهای اسلامی این مناطق و دیگر مراکز را بشناسند و باافکارشان آشنائی بیابند.این ضعف جبران ناپذیراست که یک طلبه شیعی حتی نام چند متفکراسلامی معاصر غیرشیعی را نداند!اگر در جامعه انقلابی ما. تفکرات واندیشه هائی عرضه میشوند. گمان نکنیم که باب تحقیق در مسائل اسلامی فقط دراین نقطه از جهان مفتوح است و بس ! بسیاری از عامان در کشورهای دیگراسلامی به قلم زدن تحقیق و تبلیغ مشغولند. بایداز آنچه آنان میگویند نیزاطلاع یافت . واین اخبار واطلاعات را سریع دریافت . نه آنکه بعداز سالها به مجملی از آن دست بیابیم . و این مهم احتیاج به برنامه ریزی اساسی واصولی و ضربتی دارد. و تاخیر در آن روانیست . که این مساله درایجاد تقارب فکری بین مسلمین ازاهمیت ویژهای بهره منداست . و تاخیرش در تعویق آن ...
و در پایان این نوشتار این آرزو را در قلب هایمان بباورانیم و بر زبانهایمان بیاوریم :
به امید یگانگی و همبستگی هر چه بیشتراهل قبله و پدید آمدن دولت مقتدر و توانمنداسلامی در سراسر ممالک اسلامی .
پانویس
- ↑ [شاه عباس یکدسته جلاد... داشته است بنام[ چیگیین] یا گوشت خام خوار. کارایشان آن بود که مقصران را به فرمان شاه زنده میخورند]. نصرالله فلسفی زندگانی شاه عباس اول ط دانشگاه ج ۲٫۱۲۵..۳۷۷.
- ↑ همان ماخذ ج ۳٫۳۲.
- ↑ همان ماخذ ج ۳٫۳۴.
- ↑ میراحمدی دین و مذهب در عصر صفوی ط امیرکبیر .۷۷.
- ↑ ذبیح الله صفا تاریخ ادبیات ایران ۲۳۷/۰۱.
- ↑ خطط مقریزی ۱٫۴۰۰ و ۴۰۹ به نقل از تاریخ آموزش دراسلام احمد شبلی مترجم ساکت ۱۶۴.
- ↑ ادوارد براون تاریخ ادبیرایران از سعدی تاجامی .۱۵.
- ↑ ابن بطوطه رحله ابن بطوطه ط بیروت .۳۶۸.
- ↑ خواندمیر حبیب السیر به کوشش دبیر سیاقی ۲٫۲۳۶.
- ↑ نهج البلاغه فیص الاسلام خطبه ۱۴۶
- ↑ حکیمی شرف الدین .۱۷۵.
- ↑ علامه عبدالحسین شرف الدین النص والاجتهاد مقدمه .۶۲ ط اعلمی بیروت . قم .۱۲۲.
- ↑ روحانی حکم غیابی .۲۱.
- ↑ نصرالله فلسفی زندگانی شاه عباس اول ط دانشگاه چاپ سوم ۷۳/۰۳.
- ↑ همان ماخذ ۳٫۳۷۳۶.
- ↑ همان ماخذ ۳٫۳۴٫۳۵.
- ↑ صبحی صالح نهج البلاغه خ ۱۴۷ ص ۲۰۵.
- ↑ بخشی از فتوای حیدریه دربارهٔ اهل سنت به نقل از کتاب زندگانی شاه عباس اول ۳۳/۰۳.
- ↑ . بخشی از فتوای حیدریه دربارهٔ اهل سنت به نقل از کتاب زندگانی شاه عباس اول ۳۳/۰۳.
- ↑ بخشی از فتوای علمای عثمانی دربارهٔ شیعه به نقل از ماخذ فوق ص ۳۴.
- ↑ مرتضی مطهری خدمات متقابل اسلام وایران ط هشتم .۳۵۴.
- ↑ روزنامه اطلاعات ۱۳۶۲/۰۹/۲۸ ص ۲۱.
- ↑ حمید روحانی نهضت امام خمینی ج ۳۸۷/۰۲/ و ۳۸۸.
- ↑ وزارت ارشاداسلامی کتاب وحدت چاپ اول .۳۷۷.
- ↑ علامه عبدالحسین شرف الدین النص والاجتهاد مقدمه ۳۲و۳۳ ط اعلمی بیروت .
- ↑ محافظ ابرو مجمع التواریخ ۲]۱۳۵۷] ۲۵۳۷/۰۳.







