بهانه های ترک امر به معروف

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۳ توسط Setareh931001 (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
بهانه‌های ترک امر به معروف

نویسنده: استاد محسن قرائتی

ترک امر به معروف

در روایات می خوانیم که در آخرالزمان، گروهی امر به معروف را رها می‌کنند و برای خود بهانه‌ها و عذرها می‌آورند و کار خود را توجیه می‌کنند :

گناه دیگران، کاری به ما ندارد

بعضی به این دلیل که : «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» و به دلیل اینکه : من و گناهکار را در یک قبر نمی‌گذارند، در برابر باطل ساکت می‌مانند، در حالی که در زمان عیسی نباید به دین موسی بود و اگر شما و گناهکار را در یک قبر نمی‌گذارند، ولی در یک جامعه گذاشته‌اند.
جرم در جامعه قابل سرایت است. یک خلاف از یک فرد، در کل جامعه اثر دارد. برای مثال، یک نفر سیگاری هوای همه محیط را آلوده می‌کند. یک دروغ نیز همه ارتباطات را به هم می‌ریزد. یک نگاهِ بد، سرچشمه عیاشی و زنا و فرزند حرام زاده می شود که آن حرام زاده هر روز صدها فتنه و فساد می‌کند. یک گناه گاهی زمینه ساز انواع گناهان دیگر می‌شود. شرابخواری گناهی است که انسان را مست می‌کند و در مستی هزاران حادثه پیش می‌آید.

امر به معروف و نهی از منکر را خلاف آزادی می داند

آزادی، کلمه مقدسی است که در سایه آن هزاران کار نامقدس انجام گرفته است. معنای آزادی آن نیست که، هر کسی بتواند هر کاری انجام دهد؛ زیرا این نه با عقل سازگار است و نه هیچ فرد و جامعه و رژیمی به آن تن می‌دهد. آزادی در چهارچوب قانون الهی و عقل و فطرت صحیح است؛ وگرنه می‌شود هرج و مرج و بی بند و باری و مزاحمت این و آن و کارشکنی و صدها آفت دیگر. اگر کودکان را آزاد می‌گذاشتیم، در روی زمین انسانی باقی نمی‌ماند؛ چون همه آنان خودشان را به نحوی نابود می‌کردند و در معرض خطر قرار می‌دادند. اگر آزادی کنترل نشود، سنگ روی سنگ قرار نمی‌گیرد.

خجالت

گاهی سکوت و رها کردن امر به معروف و نهی از منکر، سرچشمه روحی و روانی دارد. فرد خجالت می‌کشد و حیا می‌کند. این نوع حیا در روایات اسلامی مورد انتقاد است و باید این صفت را کسی که گرفتار آن است، با تمرین از خود دور کند.او باید بداند که عار و خجالت موقت در دنیا، نتیجه‌ای جز آتش ابدی در قیامت نخواهد داشت.

ترس

گاهی انسان امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کند، زیرا می‌ترسد. از چه؟ ... می‌ترسد مشتری و خریدار جنس او کم شود؛ ولی باید بداند که به فرموده حضرت علی علیه السلام امر و نهی، رزق کسی را قطع نمی‌کند می‌ترسد دوستانش را از دست بدهد؛ ولی باید بداند بهترین دوست او، خداست.و بالاخره دوستان، او را رها خواهند کرد. می‌ترسد به حرفش اعتنایی نشود؛ ولی باید بداند که به پاداش بزرگی می‌رسد؛ گرچه مردم به سخن او گوش ندهند. می‌ترسد مورد تهدید قرار گیرد؛ ولی باید بداند که خدا با اوست و مرگ به دست خداست. می‌ترسد مردم نیز از عملکرد او انتقاد کنند؛ ولی این نیز برای کسانی که اهل خودسازی هستند، کمالی است.

با یک گل بهار نمی شود

گاهی سکوت دیگران، انسان را به سکوت وا می‌دارد؛ طوریکه فرد با خود می‌گوید : با یک گل بهار نمی‌شود.»، در اینجا نیز باید مسلمان روحیه خط شکنی داشته باشد و از نیش و نوشها نهراسد. او باید بداند که امر به معروف در آن فضای مرگبار و ساکت، پاداش بیشتری دارد.

انحراف فکری

بعضی انحراف فکری دارند و مسائل را جبری می‌پندارند و می‌گویند : «خدا خواسته است که این کارها باشد. به ما چه ربطی دارد که مانع شویم؟ این منطق نظیر سخن بعضی است که شرک خود را به خدا نسبت می‌دادند و می‌گفتند : «اگر خدا می‌خواست، ما غیر او را عبادت نمی‌کردیم. اکنون که بت پرستیم، لابد خدا به آن راضی است! (۱۷۱) و یا می‌گویند : «اگر فلان کار خوب است، چرا خدا خودش انجام نمی‌دهد؛ برای مثال، اگر سیر کردن گرسنگان خوب است، خداوند خودش به آنان روزی دهد؛ چرا ما خرج آنان را بپردازیم؟» (۱۷۲) گویا این افراد از اینکه خداوند مردم را آزاد قرار داده و با دادن و گرفتن نعمتها آزمایش می‌کند، غافلند. خدا به انسان فکر داده است تا دنبال بت نرود؛ رحم داده است تا به فقرا انفاق کند و از این راه رشد کند. متأسفانه، در معنای «انتظار» نیز بعضی گرفتار انحراف فکری شده‌اند. برای مثال می‌گویند : «ما منتظریم که حضرت مهدی علیه السلام تشریف بیاورند و خودش کارها را درست کند.» اینها انتظار را همچون «احتضار» گرفته‌اند که انسان پای خود را رو به قبله گذارد و منتظر آمدن فرشته قبض روح شود؛

توقع نابجا

بعضی توقع دارند که هرچه گفتند فوراً عمل شود. آنها به خاطر توقعی که دارند، امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند و می‌گویند : «نگرانیم که به گفته ما عمل نشود.» این گونه افراد توقع نابجایی دارند؛ زیرا مگر مردم همه سخنان انبیا و امامان معصوم را گوش دادند؟ ما بایدمسائل را نسبی و درصدی بررسی کنیم و اگر به تمام اهداف نرسیدیم : به همان چند درصد قانع شویم. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام فرمود : «به خدا سوگند که اگر حتی یک نفر را خداوند توسط تو هدایت کند، برای تو از آنچه خورشید بر او می‌تابد، بهتر است.»

دیگران هستند

گروهی امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند و می گویند : «اگر لازم باشد، فلان شخصیت ، یا مقام و یا فلان انجمن اسلامی و دیگران هستند.»
غافل از آنکه امر به معروف همچون نماز، وظیفه همه است امکان دارد آن خلافی را که شما مشاهده کردی، فلان مسؤول یا رئیس مشاهده نکند.

امروز بگویم، فردا چه می شود؟

بعضی امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند و می‌گویند : «بر فرض ما امروز جلو فساد را گرفتیم. باز فردا فساد خواهد کرد.» مثل آن است که بگوییم : «اگر امروز منزل و حیاط آن جاروب کنیم، باز هفته دیگر کثیف خواهد شد.» تکرار گناه فردا، دلیل بر سکوت امروز ما نیست.

با یک صحنه از دور خارج می شود

افرادی امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، ولی موفق نمی‌شوند و این شکست برای همیشه در روح آنان اثر منفی می‌گذارد؛ طوری که همیشه با خود می‌گویند : «فایده ندارد؛ زیرا در فلان وقت گفتم و اثری نکرد.»
این افراد نیز باید بدانند که اولاً : شما در همان دفعه‌ای که به ظاهر شکست خوردی، پاداش بزرگی از طرف خداوند دریافت کردی. ثانیاً شاید در برابر تذکر شما سرسختی نشان بدهند و گوش به سخن شما ندهند، ولی حرف در درون هر فرد، دیر یا زود اثر خواهد گذاشت. به علاوه، شکست در یک یا چند مورد، دلیل بر ترک این وظیفه الهی نیست. مگر شما اگر به نسخه پزشکی عمل کردی و نتیجه‌ای نگرفتی، برای همیشه بیماری را تحمل می‌کنی؟ یا پزشک و نسخه را آن قدر تغییر می‌دهی، تا به نتیجه برسی؟!

ترک وظیفه به گمان خودسازی

بعضی به خیال خودسازی به خیر و شر جامعه و مسائلی که در آن می‌گذرد، کاری ندارند ؛ این گونه افراد نظیر همان فراریان از جنگ تبوک هستند که به پیامبر اکرم می‌گفتند : «ما برای حفظ تقوی در جبهه به کمک تو نمی‌آییم؛ زیرا در سفر به تبوک و جنگ باروم نگرانیم که چشممان به دختران آنان بیفتد و گناه کنیم. لذا، تو را در جبهه تنها می گذاریم.»

کار از این کارها گذشته است

«این نیز یکی از حیله‌ها و وسوسه‌های شیطانی است. درست مانند کسی که تشنه‌ای را می‌بیند و می‌تواند با کمی آب او را از مرگ نجات دهد، ولی می‌گوید : باید فکر آبرسانی کلی و آب بهداشتی سراسری باشیم.» البته، فکر اساسی و تصمیم کلی حرف منطقی است، ولی این تفکر نباید بهانه ترک امر به معروف و نهی از منکر شود.

طمع

گاهی به طمع مال، گرفتن جایزه و هدیه و عیدی، جذب مشتری، خوشایندی دیگران و امثال آن، در برابر منکرات سکوت می‌کند. (۱۷۳)

رفاه طلبی

بعضی خود را به بی خبری می‌زنند و رفاه طلب هستند. پیامبر فرمود : «شما به خاطر علاقه به زندگی مرفه و بی خبری از مسؤولیت‌ها امر به معروف و نهی از منکر نمی کنید.

منبع

http://www.masir-sabz.ir

منبع: پرتال علمی پژوهشی راه بهشت - تاریخ برداشت 94/12/5
بازگشت به مقالات