بررسی معنی دو واژه «معروف» و «منکر»
محتویات
مقدمه
تعاریف مختلفی از این دو واژه صورت گرفته است، اما به طور خلاصه، واژه «معروف» به معنی چیزی است که عقل و فطرت پاک، آن را به نیکی بشناسد؛ و واژه «منکر» آن است که عقل و فطرت پاک آن را به نیکی نشناسد، بلکه آن را کار بد بداند و به عبارت سادهتر، کلمه «معروف» یعنی «خوب» و کلمه «منکر» به معنای «بد» است.
برای دست یابی به مصداقهای دو کلمه «معروف و منکر» در قرآن، با مراجعه به آیه ۱۱۰ سوره آل عمران و آیات قبل و بعد از آن و سوره محمد صلی الله علیه وآله ۴۶ مصداق از معروف و ۵۵ مصداق از موارد منکر به دست میآید[۱]
آیات امر به معروف و نهی از منکر به ترتیب نزول
علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان در سوره والعصر، وجوب توصیه همدیگر به حق را اشاره به معروف و نهی از منکر میداند، همچنین در سوره لقمان آیه ۱۷ آمده است: «پسرم، نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصائبی که به تو میرسد استقامت کن که این از کارهای مهم و اساسی است».
در سوره اعراف آیه ۱۹۹، خداوند میفرماید: «ای پیامبر! عفو و مدارا را پیشه خود ساز و به نیکیها دعوت نما، و از جاهلان روی برگردان». در آیه ۱۵۷ همین سوره آمده است: «(از صفات پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله این است که) مردم را به نیکیها، دستور میدهد، و از منکر (بدیها) باز میدارد».
درآیات مدنی، ضمن اینکه تصریح به امر به معروف و نهی ازمنکر شده، این دو وظیفه را در ردیف دیگر دستورهای قرآنی قرار داده است، ازجمله سوره حج، آیه ۴۱ میفرماید:
«یاران خدا کسانی هستند که هرگاه، در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند و زکات را ادا میکنند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند و پایان همه کارها در دست خدا است».
در آیه ۷۱ سوره توبه آمده است:
«مردان و زنان با ایمان ولیّ (و یار) همدیگرند، یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و نماز را برپا میدارند و زکات را میپردازند و خدا و رسولش را اطاعت مینمایند، خداوند به زودی آنان را مورد رحمت خویش قرار میدهد، خدا توانا و حکیم است».
در قسمتی از آیه ۱۱۲ توبه در بیان صفات مؤمنان میفرماید:
«مؤمنان کسانی هستند که توبه کنندگان و عبادت کنندگان و سپاس گویان و سیاحت کنندگان و رکوع و سجود کنندگان و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی هستند و به مؤمنان مژده بده».[۲]
با تدبر در آیات مربوط به بحث، از جمله آیه ۷۱ سوره توبه، فرازهایی از آن در قالب علت و معلول، سبب و مسبب، مترتب بر یکدیگر ذکر شدهاند: لازمه ایمان واقعی، علاقه به سرنوشت یکدیگر است؛ و لازمه این محبت و علاقه، امر به معروف و نهی از منکر است؛ و لازمه امر به معروف و نهی از منکر، قیام بندگان است به وظیفه عبادت، از جمله نماز و قیام به وظیفه کمک به مستمندان، یعنی زکات و به عبارت دیگر، لازمه امر به معروف و نهی از منکر اطاعت از خدا و رسول و زنده شدن همه دستورهای دینی است. لازمه همه اینها همانا مشمول رحمتهای بیپایان پروردگار قادر متعال است که کارهای خود را براساس سنت حکیمانه اجرا مینماید[۳]در این موضوع، روایات و احادیث فراوانی از معصومین علیهم السلام در دسترس است، از جمله در مجموعه روایی «وسائل الشیعه» تحت عنوان کتاب «امر به معروف و نهی از منکر» روایاتی در ۲۰۸ صفحه با فصل بندی و دستهبندیهای متنوع و ارزشمندی جمع آوری شده است[۴]
در مورد اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر، امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«به وسیله این اصل سایر دستورها زنده میشود، راهها امن میگردد، کسبها حلال میشود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده میشود، زمین آباد میگردد، از دشمنان انتقام گرفته میشود، کارها رو به راه میشود».[۵]امیرمؤمنان، علی علیه السلام از جمله دلایل پذیرش خلافت را چنین بیان میکند:
«خدایا! تو میدانی من نه در پی ریاست و زعامت و حکومتم و نه طالب مال و ثروت دنیا، من فقط مردی مصلح میباشم، میخواهم نشانههای از بین رفته دین را برگردانم و در بلاد تو اصلاحی به عمل آورم تا ستمدیدگان در امان قرار گیرند و حدود تو جاری شود»[۶]همچنین سیدالشهداء علیه السلام در روایتی که هنگام حرکتش نوشت و به برادرش محمد بن حَنفیه سپرد، مینویسد:
«من برای هوا و هوس قیام نکردم، من مردی اخلالگر و ستمگر نیستم. فلسفه قیام من و نهضت من اصلاح طلبی است. من فردی مصلح میباشم».[۷]
برای اجرای این دو اصل چهار شرط: علم و معرفت، احتمال تأثیر، نبودن ضرر، و ادامه و اصرار متخلف، بیان شده است.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر شامل سه مرحله قلب، زبان و عمل میباشد. در مرحله دست و عمل وظیفه حاکم شرع است؛ همچنان که اجرای حدود و تعزیرات نیز وظیفه حاکم شرع است؛ بنابراین، مرحله سوم امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود و تعزیرات در دوران غیبت امام (عج) وظیفه چه کسانی است؟
در حدود هزار سال پیش، تقریباً این اصل در جامعه اسلامی تحت عنوان دایره حسبه انجام میگرفته است و در مجموع دایره حسبه در تاریخ اسلام، در مجموع ثمربخش بوده است و حتی کتابهایی در موضوع حسبه و وظایف محتسب نوشته شده است و از این آثار مکتوب به دست میآید که در گذشته به چه دقایقی از اصلاحات اجتماعی توجه و عنایت میشده و شعور دینی مسلمانان وسعت داشته، و براساس امر به معروف و نهی از منکر وظیفه خود میدانستهاند که در جمیع شئون زندگی اصلاحات به عمل آورند.
منطق یا تعبد
مطلب دیگری که خیلی مهم است، اینکه در اجرای امر به معروف و نهی از منکر منطق را باید دخالت داد؛ چرا که هر کاری، منطقی مخصوص به خود دارد که کلید آن کار است. در انجام امر به معروف و نهی از منکر باید تدابیر عملی اندیشید، باید دید کدام شیوه عملی مردم را نسبت به کار نیک تشویق میکند و مردم را از کدام عمل زشت باز میدارد.
توجه به منطق امر به معروف و نهی از منکر است که فقها گفتهاند یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر است.
احتمال اثر، یعنی احتمال نتیجه دادن. هر حکمی مصلحتی دارد، نماز مصلحتی دارد، روزه مصلحتی دارد، وضو مصلحتی، امر به معروف و نهی از منکر هم مصلحتی دارد، مصلحت این کار این است که طرف به سخن یا عمل ما ترتیب اثر بدهد؛ بنابراین، معنای احتمال تأثیر این است که احتمال بدهی مصلحت تشریع این حکم بر سخن یا عمل تو مترتب بشود. چرا در مورد نماز نگفتهاند اگر احتمال میدهی این نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی که در نماز هست، مترتب میشود، بخوان و اگر احتمال نمیدهی، نخوان؟ و هم چنین دربارهٔ وضو، روزه، حج و غیره...
برای اینکه آنها تعبدی محض میباشند و ما نمیتوانیم عقل خودمان را در کیفیت آنها و در اینکه باید چگونه انجام بدهیم و چه مواردی را نباید انجام دهیم و چگونه انجام دهیم، دخالت دهیم؛ ولی امر به معروف و نهی از منکر از کارهایی است که ساختمان و کیفیت ترتیب آن و اینکه در کجا مفید و مؤثر است و بهتر ثمر و نتیجه میدهد، همه را شارع در اختیار عقل، فکر و منطق گذاشته است؛ همان گونه که صاحب جواهر میگوید: در همه موارد اگر این مطلب خوب فهمیده شود، طرز فکر افراد در فهم اخبار و احادیث امر به معروف و نهی از منکر عوض میشود. برای زنده شدن این اصل فراموش شده، باید مکتب و روشی عملی (نه زبانی تنها) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و همچنین منطقی و مبتنی بر اصول علمی روان شناسی و جامعه شناسی به وجود آورد. در این هنگام است که امید به موفقیت هست.
امر به معروف و نهی از منکر در جوامع فقهی
در مجموعههای فقهی، از جمله: «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» در فصل پنجم کتاب جهاد، به امر به معروف و نهی از منکر و شرایط و احکام آن پرداخته شده است؛[۸]امّا در دیگر کتابهای فقهی اعم از سنی و شیعه کمتر وارد این بحث شدهاند و در دوران معاصر گویا این بحث مهم و سرنوشت ساز فراموش شده و در عمل نیز محدوده آن بسیار اندک و به امور جزئی اکتفا میشود.
از جمله مجموعههای فقهی معاصر که مراجع و مجتهدین بر مطالب آن حاشیه زدهاند، مجموعه فقهی «العروةالوثقی»[۹] تألیف سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است که فاقد بحث امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما درمجموعه فقهی امام خمینی قدس سره «تحریر الوسیله» تحت عنوان کتاب امر به معروف و نهی از منکر، انواع، کیفیت، شرایط و مراتب آن بحث شده است و شمول آن را از حیطه مسایل فردی خارج ساخته و در سطح اجتماعی و سیاسی گسترانیده است[۱۰] و در بین رسالههای عملیه فارسی معاصر نیز رساله عملیه امام خمینی قدس سره در این مورد بینظیر است.
آنچه در این بحث مهم است، تشخیص معروف و منکر است و از آنجا که دامنهاش به امور اجتماعی و سیاسی کشیده میشود، تبیین آن کار سادهای نیست؛ بنابراین، تشخیص و تبیین اصلاح از افساد و معروف از منکر به ویژه در امور مهمی چون حکومت و ایستادگی در برابر آن، با توجه به اینکه آینده آن و نتایج مثبت و منفیاش کاملاً روشن نیست، کاری بس دشوار است.
بنابراین، دیدگاههای مختلفی در این زمینه قبل از انقلاب وجود داشت.
۱. گروهی به طور کلی ورود به مسایل سیاسی را منکر میپنداشتند و امر به معروف و نهی از منکر امام و همفکران او را سیاسی کاری، شهرت طلبی و خلاف شأن روحانیت میدانستند.[۱۱]۲. گروهی که با وجود تشخیص منکر، خویش را ناتوانتر از آن میدانستند که در برابر رژیم ایستادگی کنند؛ بنابراین، شرایط را محقق نمیدانستند و سکوت اختیار میکردند.[۱۲]۳. کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را در راستای منافع خویش و یا سلامت خود رقم میزدند و در یک کلام مشی محافظه کاری پیشه میکردند و اقشاری از جامعه را که دین بدون دردسر را طلب میکردند، به دنبال خود میکشیدند[۱۳]۴. امام خمینی قدس سره و همفکرانش که در مقابل گروههای قبلی، سیر وقایع را به گونهای میبیند که اساس اسلام و دیانت در خطر است و بر این اساس، سکوت را با هر توجیهی، منکر میداند و فریاد و اقدام را با هر نتیجهای، مثبت و معروف ارزیابی میکند و میگوید: ما مأمور به تکلیف هستیم، نه مأمور به نتیجه؛ و در خطاب به دیگران میگوید: «والله! گناه کار است کسی که داد نزند و الله! مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند...».[۱۴]و براساس این نظریه، از جمله همفکران امام و پیروان دیدگاه اخیر است که در سال ۱۳۳۱ شهید مطهری در انجمن ماهانه دینی برای تحصیل کردگان مذهبی در تهران، پیرامونِ اصل امر به معروف و نهی از منکر سخنرانی میکند که این سخنرانی در کتاب «ده گفتار»[۱۵] به چاپ رسید؛ و همچنین بحث امر به معروف و نهی از منکر در سال ۱۳۵۰ موضوع درس خارج فقه آیت الله نوری همدانی در حوزه علمیه قم قرار گرفت و رژیم پهلوی از چاپ و انتشار آن جلوگیری نمود و به ناگزیر در لاهور پاکستان چاپ شد و سپس به فارسی ترجمه و منتشر گردید.[۱۶]
پانویس
- ↑ حسین نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، چاپ پنجم، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵. تلخیص از صص ۸۹–۸۲
- ↑ همان، تلخیص از صص ۴۰–۲۸
- ↑ مرتضی مطهری، ده گفتار، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۰. تلخیص از ص ۵۸
- ↑ محمد بن حسن حرعاملی، ج ۱۱، پیشین، صص ۶۰۱–۳۹۳
- ↑ مرتضی مطهری، ده گفتار، پیشین، ص ۵۹
- ↑ همان، ص ۷۴
- ↑ همان، ص ۷۵
- ↑ زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج ۲، بیروت: دارالعلم الاسلامی، بیتا، ص ۴۰۹
- ↑ محمدکاظم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ج ۲، تهران: المکتبة العلمیة الاسلامیة، ۱۳۵۸
- ↑ امام خمینی قدس سره، تحریر الوسیله، ج ۱، قم: انتشارات اسماعیلیان، بیتا، صص ۴۸۴–۴۶۲
- ↑ امام خمینی قدس سره، ولایت فقیه، پیشین، ص ۱۹۷
- ↑ امام خمینی قدس سره، صحیفه نور، ج ۲۱، پیشین، ص ۹۲
- ↑ همان، صص ۹۳–۹۲
- ↑ حمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج اول، تهران: نشراحرار، ۱۳۵۶، ص ۷۲۲
- ↑ مرتضی مطهری، ده گفتار، پیشین، ص ۴۸
- ↑ حسین نوری، پیشین، ص ۱۸.







