آسیب شناسی عدم اجرای اصل هشتم قانون اساسی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۳ توسط Setareh931001 (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
آسیب شناسی عدم اجرای اصل هشتم قانون اساسی

نویسنده: احمدرضا بسیج*[۱]

چکیده

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانونی برگرفته شده از شرع مبین، دارای اصولی است که اجرای آنها می‌تواند جامعه‌ای آرمانی را ساماندهی و زمینه رشد و تعالی همه‌جانبه برای شهروندان را فراهم آورد[۲]می‌باشد[۳] «منکر» از کلمه «انکار» در اصل به این معناست که چیزی بر دل و قلب انسان وارد شود که تصوّر آن را نمی‌کرد، بلکه از آن تنفّر داشته و آن را انکار می‌نماید[۴] اما امر به معروف و نهی از منکر یعنی مردم را قولاً و عملاً به کار نیک واداشتن و از زشت‌کاری بازداشتن[۵] پس، «امر به معروف» عبارت از تشویق و واداشتن دیگران به انجام افعال و کسب صفاتی است که سعادت دنیا و آخرت فرد را تأمین و تضمین می‌کند؛ مانند ایمان، تفکر، تقوا، احسان، خوش‌خلقی، نیکوکاری، عبادات، نظم در امور، کار کردن، دفاع از ناموس و خاک و جان، تحصیل علم و کمالات‌روحی‌وروانی‌وجسمی‌ونظایرآنها[۶] این قرآن کتابی است که ما بر تو فرستادیم تا مردم را به امر خدا از ظلمات بیرون آوری و به عالم نور برسانی و به راه خدای مقتدر ستوده صفات رهسپار گردانی[۷] هدف دوم نیز در آیه شریفه دیگری آمده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛[۸] ما پیامبران را با معجزه و ادلّه قاطع و گویا فرستادیم و با آنان کتاب آسمانی، که مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین عملی را دربردارد، و میزان را نازل نمودیم تا مردم به عدل و داد قیام کنند[۹] با نور الهی حرکت می‌کند و زندگی می‌نماید[۱۰]و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد[۱۱] و قانون‌گذاری که مبین ضابطه‌های مدیریت اجتماعی است، بر مدار قرآن و سنّت جریان می‌یابد[۱۲] تا زمینه بروز و شکوفایی استعدادها به منظور تجلّی ابعاد خداگونه‌گی انسان فراهم آید «تخلقوا باخلاق اللّه» و این جز در گرو مشارکت فعّال و گسترده تمامی عناصر اجتماع در روند تحوّل جامعه نمی‌تواند باشد[۱۳] در مجموعه تعالیم اسلام، جامعه نمونه و الهی جامعه‌ای است که نه ستم می‌کند و نه ستم می‌پذیرد[۱۴]معرفی می‌شود که در کارهای نیک و پرهیز از بدی‌ها از یکدیگر سبقت می‌گیرند[۱۵] در امور خیر یکدیگر را یاری می‌دهند[۱۶] اقامه نماز می‌کنند، زکات می‌پردازند و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند[۱۷] در حقیقت، امر به معروف و نهی از منکر به منزله یک پوشش اجتماعی برای محافظت جمعیت است؛ وحدت اجتماعی، محبّت، دوستی و اخوّت مردم را به دنبال خواهد داشت[۱۸] واقعیت امر به معروف و نهی از منکر در نظام عقیدتی اسلام، امر به معروف و نهی از منکر از واجبات دین بوده که آیات و احادیث فراوانی در این باب وارد شده است؛ از جمله:
خداوند منّان، عامل رستگاری مسلمان‌ها را امر به معروف و نهی از منکر می‌داند و به همین دلیل، آنان را بهترین امّت معرفی می‌کند[۱۹] 2[۲۰] 3[۲۱] 4[۲۲] 5[۲۳] 6[۲۴] 7[۲۵] 8[۲۶] 9[۲۷] 10[۲۸] 11[۲۹] 12[۳۰] 13[۳۱] 14[۳۲] 15[۳۳] امر به معروف و نهی از منکر اختصاص به امور جزئی و فردی نداشته، بلکه این فریضه در سطحی گسترده و پهناور و در امور کلی و حکومتی نیز جاری است[۳۴] در واقع، از نگاه حضرت علی علیه‌السلام و سایر ائمّه اطهار علیهم‌السلام، امر به معروف و نهی از منکر، یعنی امر به همه خوبی‌ها و نیکویی‌های اجتماعی، فردی و بازداشتن از همه مفاسد اجتماعی و فردی در همه حوزه‌های اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی؛ چراکه فلسفه حکومت اسلامی ساختن جامعه آرمانی است برای توسعه مسیر کمال و ورود به جهان نور، وگرنه قدرت فی‌نفسه نه مطلوب است و نه مرغوب[۳۵] اعتقاد به این حکومت مقدّمه اجرای دستورات و احکام اسلام است تا از این طریق بتوان به جامعه سالم و نمونه، که در آن قسط، عدل، استقلال و همبستگی ملی[۳۶]تأمین شده باشد، دست یافت[۳۷] امر به معروف و نهی از منکر اهرم بسیار قدرتمندی است که از طریق بسیج همگانی و مستمر دولت و ملت، می‌تواند زمینه‌ساز رشد فضایل و طرد مفاسد باشد[۳۸]

تمیز معروف و منکر

یکی از مهم‌ترین مسائل در باب امر به معروف و نهی از منکر، ضابطه تمیز معروف و منکر از حسن و قبح است[۳۹]در آن روز هر گروه و امتی را می‌نگری که به زانو درآمده و هر گروهی به سوی کتاب خود خوانده شود[۴۰] حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره‌ای در برابر دریای پهناور است[۴۱] امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرایض با آنها برپا می‌شود و به وسیله این دو، راه‌ها امن و آباد می‌گردد[۴۲] در مورد بند دوم امر به معروف و نهی از منکر، یعنی وظیفه دولت نسبت به مردم، می‌توان به این حدیث نبوی اشاره کرد که فرمود: آگاه باشید که همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مأمور نگهبانی آنها هستید، مسئولید[۴۳] حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: ملت‌هایی که پیش از شما به هلاکت رسیده و نابود شدند، فقط به خاطر این بود، که هرگاه مردم، مرتکب گناه و معاصی می‌شدند[۴۴] در مورد بند سوم می‌توان به این حدیث اشاره نمود که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط می‌کند که نه به پیران احترام می‌گذارد و نه به خردسالان رحم می‌کند[۴۵]

اعمال نظارت سه گانه در قانون

بند اول

[۴۶]

بند دوم

[۴۷][۴۸][۴۹][۵۰] 4[۵۱] 5[۵۲] 6[۵۳] 7[۵۴] 8[۵۵] 9[۵۶][۵۷][۵۸][۵۹][۶۰][۶۱]. حرص دنیا؛ ۲. دنیامداری؛ ۳. تکاثر؛ ۴. تجمّل‌گرایی؛ ۵. حاکمیت رابطه به جای ضابطه؛ ۶. فساد اقتصادی؛ از قبیل: رواج احتکار، گران‌فروشی، کم‌فروشی، غش در معامله، ربا، رشوه، کم‌کاری، استفاده از بیت‌المال به نفع شخص؛ 7.
قدرت‌طلبی؛ 8.
شهرت‌جویی؛ ۹ رقابت‌های ناسالم سیاسی، اقتصادی؛ ۱۰ پیوند زدن مسائل شخصی با مسائل جامعه؛

مسائل مربوط به انحراف قوّه فکریه و ناطقه

عوامل عدم اجرای امر به معروف و نهی از منکر تأکید بر اجرای اصل هشتم قانون اساسی که در واقع، اجرای دو ضروری دین بوده و از لوازم و شرایط مسلمانی است، تأکید بر رعایت ارزش‌ها و هنجارهای دینی و جلوگیری از رواج و گسترش بدی‌ها و اماته منکر و نیز تشویق و ترغیب بر انجام خوبی‌ها و احیای معروف‌هاست.
از ویژگی‌های مؤمنان و حکومت دینی، اقدام به این مهم است و اشخاص بی‌تفاوت به رعایت ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی، اعم از عالمان و مسئولان فرهنگی و مربیان و کارگزاران سیاسی و اجتماعی، به شدت مورد نکوهش دین قرار گرفته‌اند.
بدون‌شک، بی‌تفاوتی و سکوت در برابر این فرایض و اصل قانون اساسی، از جانب مردم و یا رجال سیاسی و رهبران فکری ـ سیاسی، علمی و اجتماعی، انگیزه‌ها و دلایلی دارد. بنابراین، می‌توان در پی یافتن این انگیزه‌ها، شرایط و عوامل بود.
بیان این نکته ضروری است که عوامل بازدارنده از اجرای امر به معروف و نهی از منکر، گاه طبیعی، زمانی فرهنگی ـ اجتماعی، گاهی سیاسی و گاهی نیز مربوط به حالات شخصی و درونی افراد است.
به هر حال، عوامل متعددی ممکن است در این مورد سهیم و مؤثر باشند. اما به نظر می‌رسد عوامل ذیل از همه مهم‌تر است:

موانع روانی

ناآگاهی

با وجود اینکه جامعه ما یک جامعه دینی است و معرفت اشخاص در مورد اجزا و آموزه‌های دینی باید همپا و هم‌وزن ادعای آنان باشد، اما متأسفانه بسیاری افراد تصوّر دقیق و درستی از این دو فریضه ندارند و چندان که باید نسبت به آن آگاهی ندارند و از کمّ و کیف مراحل، مراتب، شرایط و نتایج و شیوه‌های اجرای آن باخبر نیستند.
تحقیقات، کتاب‌ها و مقالاتی که در این زمینه نوشته شده، چندان در بین مردم راه نیافته و فقط میان اهل علم باقی مانده است. در واقع، بخش زیادی از مخاطبان این مطالب، که دولت‌مردان و مسئولان حوزه‌های گوناگون مدیریتی هستند، از آنها بی‌خبر می‌باشند.

ترس

افراد بسیاری از ترس سرزنش دیگران، از بین رفتن شغل و موقعیت، از دست دادن جان یا مال خود مایل به اجرای این فرایض نمی‌باشند. ترس، موجب حق‌پوشی و پنهان‌کاری می‌شود و گاه افراد را به وادی کمک به زشت‌کاران می‌کشاند.
ترس از فرا رسیدن مرگ زودهنگام، از دست دادن موقعیت اجتماعی یا شغلی و مانند آن و کم شدن روزی به عنوان عوامل مهم ترک فرایض مذکور آن‌قدر شدید و فراگیر بوده، که در احادیث نیز به آن اشاره شده است.
حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: اگر می‌ترسید با امر به معروف و نهی از منکر، گرفتار مرگ زودرس شوید، این چنین نیست؛ چون امر به معروف و نهی از منکر نه رزق را کم می‌کند، نه عمر انسان را.*۵۳

طمع

دنیامداری و تمایل به قدرت، ثروت و شهرت موجب می‌شود برخی چشم خود را بر زشتی‌ها ببندند و دم از گفتار صالح فرو گیرند و حتی خود نیز عامل به منکر و ناهی از معروف شوند.
تشویق‌ها و هدایایی که از عاملان منکر می‌رسد و یا آرزو و چشمداشت عده‌ای برای رسیدن به آن هدایا و نیز دست یافتن به مراکز قدرت، ثروت و لذت، عاملی مهم در چشم‌پوشی از انجام فرایض مذکور است. این مسئله مربوط به زمانی است که قدرت، ثروت و لذت در دست کسانی است که دغدغه معروف را نداشته و بلکه از انجام منکرات هیچ ابایی ندارند. در این موقع، شیفتگان به تثلیث فوق، ناگزیر بر منکرات چشم می‌پوشند و اگر لازم شد، خود نیز به آن اقدام می‌کنند.

وابستگی

روابط گسترده و مناسبات عدیده بشر در دنیای نوین موجب شده است که انسان‌ها به دلایل گوناگون و یا با اهداف مشترک، تحت عناوین گوناگون از قبیل سازمان، گروه، حزب، هیأت، اتحادیه و یا هر نام دیگری، سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی عقیدتی خود را به یکدیگر پیوند بزنند. در چنین حالتی، موفقیت و شکست در فعالیت اعضا به همگی برمی‌گردد؛ یعنی اینکه تعلق و وابستگی گروهی مبنای بسیاری از رفتارها در جامعه می‌شود. به عبارت دیگر، آنچه موجب یک عمل می‌شود، تصمیم جمعی بر مبنای منافع گروهی است. در این حالت، رسیدن به موفقیت فوری‌تر و قوی‌تر از نوع و شکل عمل خواهد بود. به بیان دیگر، ارزش‌های دینی در رتبه مؤخر از ارزش‌های تعریف شده گروه قرار می‌گیرند.
از سوی دیگر، در موارد بسیاری، منافع گروه ایجاب می‌کند که اعضا بر گناهان و رفتارهای غیر اخلاقی و غیردینی یکدیگر سرپوش گذارند؛ چراکه تضعیف یک فرد از گروه و یا افشای‌منکرات‌او موجب تضعیف سازمان و گروه شده و منافع جمع را با خطر مواجه می‌سازد.

موانع حکومتی

نبودن ساز و کارهای مناسب

در باب امر و نهی واقعیت مطلب این است که این فرایض باید پس از دعوت به خیر صورت پذیرند. ابتدا باید مردم نسبت به معروف‌ها و منکرات آشنایی پیدا کنند و آنها را بشناسند، پس از آن نوبت به مرحله امر و نهی برسد.
این دعوت به خیر، هم سلامت جامعه را تضمین می‌کند و هم به رشد و تعالی آن یاری می‌رساند و هم به عنوان پیش‌گیری، مانع گسترش گناه می‌شود و نیاز به درمان را که وظیفه دوم است کم می‌کند.
در حکومت دینی ابتدا باید نهادهایی همچون وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، آموزش عالی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه‌های علمیه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، صدا و سیما و نهادهای مردم‌ساز همچون کانون‌های فرهنگی و ... کار تبیین معروف‌ها و منکرات را انجام دهند؛ امری که به هر دلیلی ـ از جمله مشغولیت‌های دوران دفاع مقدس، کوتاهی برخی مسئولان و نهادهای مرتبط، کمبود امکانات اقتصادی، کمبود نیروهای فکری، انبوه و گستردگی تهاجم فرهنگی ـ تاکنون به طور شایسته‌وکامل انجام نشده است.

نبود قوانین لازم

اجرای دقیق اصل مذکور نیازمند تصویب قوانین جزایی، کیفری و حقوقی است. متأسفانه هنوز در جامعه ما خلأ قانونی یا ضعف و کمبود قانون در این زمینه وجود دارد.
منکرات همیشه به یک شکل و شیوه انجام نمی‌شوند. هرچند روح کلی حاکم بر تمامی آنها یکی است و آن هم نافرمانی از دستور خدا و گناه است. به همین دلیل، قوانین بازدارنده یا تنبیهی، مدام بایستی تدوین، تعمیر و تکمیل شوند؛ امری که تلاش گسترده و دقیقی را طلب می‌کند.

عدم بودجه کافی

اجرای فرایض مذکور، به ویژه مقدّمات آن، از جمله دعوت به خیر که در خود اصل هشتم نیز به آن اشاره شده است، در برخی موارد نیازمند تخصیص بودجه مخصوص است که به طور مشخص بایستی انجام گیرد و تاکنون به نوعی مغفول مانده است. هرگونه فعالیت سازمان‌یافته، مداوم، علمی و گسترده مانند دیگر فعالیت‌ها، نیازمند بودجه و امکانات مالی و مادی و سخت‌افزاری است.

عدم احساس مسئولیت

احساس مسئولیت و دغدغه داشتن مسئولین و دولت‌مردان از عوامل مهم اجرا یا عدم اجرای اصل فوق‌الذکر است. به نظر می‌رسد، متأسفانه حداقل در بخشی از نیروها و مسئولان جامعه کمبودی از این ناحیه وجود دارد.

کثرت کارها

دشواری و گستردگی مسائل اجتماع، به ویژه در دورانی که کشور ما از هر سو مورد هجمه بوده و تعامل با کشورهای دیگر و تدیبر امور زندگی مردم، آنچنان توان و فکر مسئولان را به خود مشغول می‌دارد که گاه این‌گونه امور مورد غفلت و فراموشی قرار می‌گیرند و یا اگر هم فراموش نشوند، فرصت و توانی برای انجام آنها باقی نمی‌ماند. البته این مانع دلیل قانع‌کننده‌ای برای عدم انجام فرایض مذکور نیست ولی به هر حال، حداقل در مورد بخشی از مسئولان صادق می‌باشد.

کثرت مسئولیت‌ها

متأسفانه بر اساس یک سنّت غلط، معمولاً مسئولان دولتی در کشور ما بیش از یک مسئولیت دارند. و این کثرت مسئولیت‌ها حتی در مورد صادق‌ترین، عالم‌ترین، تواناترین و بادغدغه‌ترین افراد نیز موجب پایین آمدن راندمان کار و نتیجه می‌گردد. به ویژه اینکه این افراد به دلیل کمبود وقت افراد دیگری را مأمور انجام کار می‌کنند و خود به یک نظارت‌نه‌چندان‌مؤثر اکتفا می‌نمایند.

موانع علمی

ابهام علمی در باب حق و تکلیف

عدم تبیین حق و تکلیف در زندگی افراد، مانعی برای انجام فرایض مذکور است.* اینکه هر انسانی دارای تکالیفی است که از حقوق او ناشی می‌شود و لازمه برخورداری از حقوق، انجام تکالیف فردی و اجتماعی است، نیازمند تبیین و توضیح برای افراد و جوامع است.
هر انسانی دارای یک سری حقوق است که از سوی شرع اولاً، و از سوی قانون ثانیا، برای او جعل گردیده و انسان‌های دیگر و نیز حکومت‌ها موظف به رعایت آنها هستند؛ از قبیل آزادی، امنیت، هدایت، ازدواج، سلامتی تحصیل علم، دوستی، احترام، تأمین معاش از راه مشروع، برخورداری از مواهب دنیایی و فرصت‌ها در جهت کمال و سعادت دنیایی و اخروی در مقابل هر حقی، تکلیفی نیز برای انسان وضع گردیده است؛ از قبیل احترام گذاشتن به حقوق دیگران، احترام به آزادی، امنیت، شغل، مالکیت و به طور کلی، تمامی حقوق شرعی و قانونی، احترام به پدر و مادر، احترام به رهبران دینی و اجتماعی، پاسداشت آموزه‌های دینی، رعایت حال ضعیفان، بی‌پناهان، فقرا، آسیب‌دیدگان و کوچک‌ترها، همسر، همسایه، تربیت فرزندان و امور دیگری که در آموزه‌های دینی به طور مفصّل بیان شده و در حقوق اساسی جامعه لحاظ گردیده است. در واقع، مردم هم تکلیف دارند و هم حقوق، و تکالیف آنان از حقوقشان سرچشمه می‌گیرد.
مسلّم است که برخورداری از حقوق مستلزم دو چیز است: اولاً، رعایت حقوق دیگران و ثانیا، انجام درست تکالیف اما همیشه هستند کسانی که یا از انجام تکالیف خود سر باز زده و یا حقوق دیگران را محترم نشمرده و به آن تعرّض می‌نمایند.
علاوه بر این، حکومت‌ها نیز گاه وظایف واقعی خود را فراموش می‌کنند و یا در افعال خود مقصر هستند. در این هنگام، چگونه می‌توان حاکمان را نسبت به وظایفشان آشنا و آنان را وادار به انجام وظیفه نمود. البته، عکس آن هم ممکن است که عده‌ای تمامیّت‌خواه و دنیاطلب بدون ملاحظه زندگی دیگران بخواهند در مقابل حکومت دینی ایستاده و تمشیت امور را به نفع خود تغییر دهند یا تکمیل نمایند. در این حال، امر به معروف و نهی از منکر معنای واقعی خود را پیدا می‌کند.
اما آیا این امر موجب اخلال در آزادی دیگران نمی‌شود؟ و اساسا امر به معروف و نهی از منکر با فرض آزادی دیگران چه نسبتی دارد؟

ابهام علمی در باب آزادی

تداخل امر به معروف و نهی از منکر با آزادی افراد، همواره یکی از اصلی‌ترین عواملی بوده است که موجب مسکوت ماندن این‌گونه فرایض می‌شود. از یک‌سو، انسان‌ها بر اساس حقوق اساسی خود که مورد تأیید عقل و عرف و نیز قوانین هر جامعه‌ای از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز هست، در کلیه امور مربوط به خود آزاد هستند و از سوی دیگر، امر و نهی نیز از امور پذیرفته شده و عقلانی است که البته با آزادی اشخاص در تقابل می‌باشد.
آزادی اجتماعی، آزادی انسان از غیر خود است، اما آیا این آزادی حدّ و حدودی دارد یا هیچ خط قرمز و منطقه ممنوعه‌ای را برنمی‌تابد؟ تبیین چنین مسئله‌ای نیازمند توضیح است.
بی‌شک، پدیده‌های جهان پیرامون ما با انسان تناسب و هماهنگی خاصی دارند که ما انسان‌ها تاکنون توانسته‌ایم به بقای خود ادامه دهیم.
از سوی دیگر، تردیدی نیست که انسان در جهت حفظ و بقای خود تلاش می‌کند؛ زیرا گاه میان برخی از پدیده‌های طبیعت و خواست‌های انسان تعارض ایجاد می‌شود. هر چند این تعارض، تعارض ذاتی نیست، اما طبع طبیعت مایل به حفظ وضع موجود خود است و خواست انسان در جهت تغییر و دگرگونی آن، برای بهره‌وری و استفاده بهینه از آن در جهت منافع خود است. این کشمکش میان انسان و طبیعت، که گاه برای آدمیان سنگین تمام می‌شود، نشان می‌دهد که انسان، آزادی مطلق در مواجهه با طبیعت پیرامون خود را ندارد.
از سوی دیگر، خودِ قوای طبیعی و غریزی انسان نیز حرکات انسان را تحت تأثیر خود قرار داده و گاه قدرت اراده و انتخاب آزاد را از او می‌گیرند. در واقع، خواسته‌های معقول انسان همیشه با تمایلات غریزی او همسو و همراه نیستند. از این‌رو، ناگزیر میان آنها درگیری و کشمکش ایجاد می‌شود. بنابراین، انسان برای حفظ آزادی خود در دو جبهه می‌جنگد. پس آزادی انسان از ناحیه طبیعت و نیز خواسته‌ها و توانایی‌های درونی تحدید می‌شود.
آزادی اجتماعی، یعنی اینکه در اجتماع از سوی سایر افراد و اجتماع، آزادی داشته باشد و دیگران مانع و رادعی در راه رشد و تکامل او نباشند و جلوی فعالیت سازنده او را نگیرند. نه مورد استثمار قرار گیرد و نه به دیده تحقیر و نه صاحبان قدرت و مقام و طالبان شهرت او را وسیله و ابزاری برای رسیدن به مطامع خود کنند.
این حقیقت در آیات بسیاری از قرآن مجید به صراحت مورد تأکید قرار گرفته است. از آن جمله اینکه خداوند متعال ارزش انسان‌ها را در قدرت و ثروت و نژاد و پست و مقام و موقعیت آنها نمی‌داند، بلکه آنچه موجب ارزش بیشتر انسان‌ها می‌شود و کرامت آنان را تضمین می‌نماید، تقوای آنهاست.*۵۴ همچنین یکی از اهداف انبیا، اعطای آزادی اجتماعی به بشر است؛ یعنی افراد را از اسارت، بندگی و بردگی نجات دهند. از قید اوهام، خرافات، جاهلیت و تعصبات و خرافه‌پرستی‌ها برهانند و راه زندگی انسانی و الهی را به ایشان بنمایانند. این موضوع آن‌قدر مهم است که بردگی و اطاعت بی‌چون و چرای از انسان‌ها شرک محسوب می‌شود. در اصول و فروع و احکام دین نکات بسیاری وجود دارد که ضامن و حافظ آزادی اجتماعی و فردی انسان است. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ لا تَکُنْ عَبدَ غَیرکَ وَ قد جَعلکَ اللَّهُ حرّا»؛.*۵۵ برده و بنده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفریده است.
پس آزادی اجتماعی انسان یک اصل مسلّم و امری مقدّس است، ولی به هر حال انسان موجودی اجتماعی است و طبیعت و سرشت او، او را به زندگی اجتماعی سوق می‌دهد.
اسلام، جامعه انسانی را مانند کشتی و افراد اجتماع را به منزله سرنشینان کشتی محسوب می‌کند. اگر کسی مرتکب خلافی شد، مانند آن است که کشتی را سوراخ نموده و مقدّمات غرق همگان را فراهم آورده است. از این‌رو، همه انسان‌ها مسئول و موظّف هستند تا از ارتکاب خلاف جلوگیری کنند؛ زیرا در غیر این صورت همه مسئولند. امر به معروف و نهی از منکر، مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند این کشتی را به ساحل نجات رسانده و از خطر غرق شدن نجات دهد.
قانون به تنهایی نمی‌تواند مانع خلاف و جرم شود. هرچند که این قانون مترقّی و حتی مأخوذ از شرع باشد؛ چراکه حقیقت قوانین عمومی، اعم از الهی و یا غیرالهی تنها در پرتو عمل بدان‌ها معنا و مفهوم می‌یابند. بنابراین، اگر اراده انسانی از اجرای قانون سر باز زند، دیگر در خارج عملی که قانون با آن منطبق باشد، نیست. اما چگونه و به چه وسیله‌ای باید اراده‌ها را، در مرحله اجرای قوانین حفظ نمود و این قدرت را به وجود آورد تا قانون برقرار بماند؟
قوانین دنیای جدید جوامع غربی سکولار و قوانین موضوعه در بسیاری از کشورهای شرقی، اهتمام و توجهی جز تنظیم افعال بر اراده حاکمیت ندارند. آنها درصدد حفظ و تربیت اراده‌ها نیستند، پس هر گاه اراده‌های زنده و هوشمندی باشد، قانون اجرا می‌شود و اگر اراده‌ها در اثر انحطاط روحی مردم و سستی قدرت روحی و اخلاقی جامعه بمیرد و یا قوّه خود را در اثر گسترش لهو و لعب از دست بدهد، یا در اثر روبه‌رو شدن با یک قدرت قوی‌تر از خود، اثر لازم را از دست داده باشد، ملّت به آرزوی خود در اجرای قانون نخواهد رسید.
اما اسلام، روش اجتماعی و قوانین خود را بر اساس اخلاق بنا کرده است و بر تربیت مردم بر اساس موازین اخلاقی اهتمام زیادی نموده است. ضمانت اجرایی قوانین را هم بر عهده تربیت اخلاقی نهاده است. این ضمانت اجرایی همانند پلیسی درونی همواره و در همه جا در نهان، آشکار، خلوت و جلوت همراه انسان بوده و مانع خلاف و خطا می‌شود.*۵۶ گذشت که انسان نمی‌تواند آزادی مطلق کسب کند؛ چراکه تفکّر اجتماعی انسان موجب می‌شود که متفکر، اوصاف فردی را جدای از اوصاف اجتماعی به حساب نیاورد، بلکه بداند صلاح فرد، همان صلاح جامعه است و فساد فرد، همان فساد اجتماع و این البته مخالف با عقیده به دو مکتب اصالت فرد یا اصالت جامعه در جهان غرب است.
آزادی مطلق از آن خداست و انسان نمی‌تواند آزادی کامل به دست آورد. موجود محدود، هیچ چیز آن نمی‌تواند نامحدود باشد. بنابراین، همان‌گونه که اشاره شد، انسان ناگزیر است مطیع قوانین اجتماعی باشد.
از آنجایی که اسلام قانون خود را بر اساس توحید و اخلاق اسلامی بنا نهاده و هر امر کوچک و بزرگ را در زندگی فردی و اجتماعی انسان مورد توجه قرار داده است، هیچ چیزی وابستگی متقابل و یا یک‌سویه به انسان ندارد، مگر آنکه شرع مقدّس اسلام، مستقیم و یا غیرمستقیم در آنجا حضور دارد.
از این‌رو، اولاً، این آزادی برای انسان صاحب اندیشه و خرد پسندیده و مقبول است و ثانیا، همو درک می‌کند که آزادی به معنای مطلق و به معنایی که عمدتا در غرب و در مکاتب بشری مورد نظر است، هرگز با سعادت و سلامت فرد و جامعه سازگار نیست.
آزادی در چهارچوب اسلام که ما موظف به پاس‌داری از آن هستیم، ایمان دینی و تقوای الهی است که ضامن حفظ و صیانت انسان و و مانع از افراط و تفریط اوست. آزادی بدین معنا و در چارچوب شرع مقدّس، علاوه بر صیانت از حقوق مادی، حقوق معنوی او را نیز رعایت و حفظ می‌کند. انسان را در قبال همنوعان و حتی سایر جمادات و حیوانات مسئول برمی‌شمرد، آنچنان‌که انسان در برابر آزار و اذیت سایر موجودات، مجرم و شایسته عقاب است و در برابر خیر و نیکی به آنها لایق پاداش.
برای نیل به این هدف مقدس، همه انسان‌ها در مقابل حفظ سلامت جامعه و در جهت تلاش برای تعالی و تکامل فضایل معنوی در جامعه و افراد مسئول هستند و مسئولیت هر کس در حیطه توان و نیز موقعیت اوست. یکی از مهم‌ترین دلایل تشریع احکامی مانند روزه، خمس، زکات، حج، نمازهای جماعت و غیره همین نقشِ تربیتی، اجتماعی آنها و یادآوری مسئولیت همه انسان‌ها در قبال اجتماع است.*۵۷ از منظر قرآن، مهم‌ترین عامل از بین رفتن اقوام و ملل گوناگون، سوء استفاده از قدرت و نعمت آزادی است. ملت‌ها و مردمی که در اوج نعمت از فرمان الهی سرپیچی نموده و قانون خداوند را نادیده گیرند، و مرتکب زیان‌کاری، بی‌عدالتی و بیدادگری، فسق و فجور شوند، دچار عذاب الهی خواهند شد. این وعده الهی است.*۵۸ با عقل، خرد، وجدان و احساس باید پذیرفت که آزادی انسان مشروط و محدود است. بنابراین، هیچ کس نمی‌تواند مدعی شود که آزادی انسان مطلق است. محدودیت آزادی هم قانون است. حد آزادی در غرب و جوامع غیر دینی، جایی است که به منافع مادّی، جسمی و حیاتی سایر افراد آسیبی نرسد. اما دین و آخرت و سعادت انسان در این جوامع مفهوم و معنایی ندارد.
از منظر اسلام، محدوده آزادی تا جایی است که منافع مادّی، جسمی، حیاتی و معنوی افراد به خطر افتد. از نظر اسلام، آزادی در ظلم، اغوا و فریب دادن مردم و غصب اموال و تجاوز و تعدّی به حقوق افراد و سلب آزادی عموم است. همچنین ظلم به خویشتن و آلودن خود به فساد، فحشا، منکرات، بیهودگی‌ها، خودستیزی و خودکشی و غلتیدن در لذایذ بی‌حدّ و حصر جنسی و شهوانی و... موجب سلب آزادی دیگران و اجتماع است و مجازات افراد را در پی دارد.
وجوب امر به معروف و نهی از منکر و اعطای حق به همه افراد و آگاه ساختن مردم به حقوق خود، که نوعی تعاون در برّ و تقوا و احتراز از گناه و عدوان می‌باشد، دلیلی روشن بر عنایت اسلام بر ضرورت وجود آزادی برای امّت اسلام است. این امر به معروف و نهی از منکر می‌تواند در همه زمینه‌ها از جمله آزادی بیان، قلم، اجتماع و... تجلّی یابد.

عدم تبیین درست از زندگی جمعی

عدم تبیین درست واقعیت زندگی جمعی و تشکیل اجتماع و حکومت از عوامل دیگری است که موجب اخلال در اجرای فرایض دینی است. فهم درست فلسفه حکومت، اجتماع و حقوق عاملی اساسی در انجام تکالیف شرعی و اجتماعی، همچون خمس، زکات، مالیات و امر به معروف و نهی از منکر است.
شکی نیست که برای رسیدن به سعادت، نیازمند توجه به جنبه‌های فردی و اجتماعی هستیم. زندگی بشر نیازمند نظم و قانون است. انسانی که در یک جامعه فاسد زندگی می‌کند، دچار بدبختی و هلاکت می‌شود؛ یعنی سعادت فرد و جامعه از هم جدا نیست و دین اسلام همان‌گونه که برای سعادت فرد دستور و برنامه دارد، برای سعادت جامعه نیز طرح و برنامه خاصی دارد. از جمله، امر به معروف و نهی از منکر، سرنوشت هر مسلمانی را با مسلمان دیگر پیوند می‌دهد.
عبادت دارای یک بُعد فردی و شخصی و یک بعد اجتماعی است. امر به معروف و نهی از منکر، دعوت دیگران به برّ و نیکی و برحذر داشتن از شر و بدی است. سکوت در این امر و بی‌تفاوتی نسبت به آن، موجب مؤاخذه خواهد بود. اگر افراد در برابر مفاسد بی‌تفاوت باشند، بار سنگین آن بر دوش دولت و حکومت قرار می‌گیرد. در صورتی که دولت اسلامی باشد، علاوه بر ناتوانی آن از انجام امر به معروف و نهی از منکر، این امر صرفا جنبه صوری و دستوری و نظامی به خود خواهد گرفت و ممکن است روح این عمل از بین برود. پس لازم است همه آحاد جامعه ابتدا ناظر اعمال خود و سپس دیگران باشند.
در حکومت اسلامی نظارت همگانی، ضامن دوام و بقای جامعه و نیروی عظیمی برای مبارزه با مفاسد است. اگر همه مسلمانان با انجام آن، جامعه را سالم سازند، می‌توانند بزرگ‌ترین مشکلات را حل و دشمن را منکوب کنند.
رمز بقای تمدّن‌ها، حکومت‌ها و ملت‌ها انجام این وظیفه مهم است، همان‌گونه که در احادیث علت نابودی و هلاکت برخی اقوام، ترک امر به معروف و نهی از منکر دانسته شده است.
از سوی دیگر، اگر حکومت نقش نظارتی و امر و نهی خود را از دست بدهد، ضمن اینکه عمر خود را کوتاه می‌کند، جامعه نیز به سمت تباهی و گرفتاری در انبوه بحران‌ها و مفاسد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و اخلاقی می‌رود. دین در بین مردم کم‌رنگ و زمینه هجوم اشرار و تسلط بیگانگان فراهم می‌آید.
در جامعه اسلامی، یکی از وسایل مهم کنترل اجتماعی و جامعه‌پذیری، اصل امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد که به صورت یک وظیفه شرعی، از کارآیی مؤثری برخوردار است. به گونه‌ای که مردم با احساس تکلیف شرعی، حضور و شرکت فعّال خود را در مقابله با انحرافات و ناهنجاری‌های اجتماعی وظیفه دینی خود می‌دانند.
از این‌رو، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک هنجار دینی و یک امر واجب، افراد را با نقش خود در رابطه با تکلیف و حقوق آشنا کرده و آنان را موظف به رعایت انتظارات نقش می‌کند و این مهم، موجب می‌شود تا افراد وظیفه و تکلیف خود را انجام داده به سمت تشکیل جامعه‌ای سالم حرکت کنند؛ زیرا جامعه‌ای سالم است که در آن بین تکالیف و حقوق یک رابطه و همبستگی متقابل وجود داشته باشد.
انسان موجودی مختار است و ابزار هدایت و رستگاری برای او وجود دارد. می‌تواند ورای جبر، مسیر خود را طی کند و از ابزار عقل درونی و بیرونی استفاده نموده و مسیر خود را خود تعیین نماید. اراده انسان بالاتر از جبر است که نه مقهور ظلم شده و نه اختیاری بی‌حد و حصر دارد که بدون ضابطه عمل کند. اسلام دین اعتدال است، جبر و تفویض در آن راه ندارد. همان‌گونه که فطرت و سایر ویژگی‌های انسان بر اعتدال هستند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ».*۵۹ باتوجه به آنچه بیان شد، امر به معروف و نهی از منکر برای اصلاح جامعه و پیروزی بر مشکلات قرار داده شده و بهترین راه برای سعادت جامعه و فرد است.*۶۰ فریضه امر به معروف و نهی از منکر، مصداق دقیق و اساسی نظارت اجتماعی و بهترین شیوه و ضامن اجرایی قوانین الهی و عرفی است. سازوکارهای نظارت اجتماعی به دو شکل رسمی و غیررسمی اعمال می‌شود. در شکل رسمی، نهادها و افرادی به صورت مستقیم رفتار دیگران را کنترل می‌کنند که تا حدودی جنبه اجبار دارد؛ مثل قوانین انضباطی در مدارس، دانشگاه‌ها و یا قوانین راهنمایی و رانندگی در جامعه. اما سازوکار غیررسمی به عوامل تأثیرگذار به صورت غیرمستقیم گفته می‌شود. اصلاح زمینه‌های فساد در جامعه، مثل حجاب و...، می‌تواند غیرمستقیم از کشیده شدن به فساد و اعتیاد جلوگیری کند.
امر به معروف و نهی از منکر توسط همه افراد واجد شرایط و مسلمان، بهترین راه پیش‌گیری و درمان آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی است که گاهی با انواع سازوکارهای رسمی مثل ستاد امر به معروف و نهی از منکر، ستاد مبارزه با مواد مخدر، ستاد اقامه نماز، دایره مبارزه با منکرات و... همچنین توسط هر مسلمانی و برخورد با منکر اجرا می‌شود.*۶۱

نتیجه گیری

برای رسیدن به جامعه سالم، که آمال هر انسانی است، در حقوق اساسی هر جامعه روش‌ها و اصول و قواعدی مورد پذیرش و تصویت قرار می‌گیرد تا در اثر اجرای آنها روابط سالم جمعی پدید آید و زمینه‌های مناسب برای رشد و تعالی همه‌جانبه آحاد جامعه فراهم گردد. این اصول و قوانین به طور کامل و در بهترین حالت در دین مبین اسلام وجود دارد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان قانونی برگرفته از شرع مبین دارای چنین ویژگی‌هایی است که اجرای آن می‌تواند جامعه‌ای آرمانی را سامان بخشد و زمینه رشد، تعالی و کمال همه‌جانبه را برای شهروندان فراهم آورد. از جمله این اصول، اصل هشتم قانون اساسی با موضوع «امر به معروف و نهی از منکر» است که دقیقا برگرفته از آیه قرآن و منطبق بر اهداف نظام اسلامی می‌باشد.
اما همواره در مقابل اجرای قوانین و احکام دینی موانعی وجود دارد که بخشی از آنها، ناشی از فراهم آمدن زمینه‌های اجرا و بخشی مربوط به مقاومت برخی افراد و برخی دیگر ناشی از دشواری خود عمل است.
در مورد فرایض مذکور هم موانعی وجود دارد که مسئولان امر و حاکمان بایستی هر کدام از موانع را با شیوه مناسب خودش برطرف سازند تا بستر مناسب برای تحقق فرایض مذکور مهیا گردد.
برخی از این موانع معرفتی هستند که بایستی از طریق فعالیت‌های فرهنگی برطرف شود.
برخی موانع اقتصادی هستند که مستلزم اختصاص بودجه‌های خاص است.
برخی همّت و توجه و دغدغه مسئولان امر را می‌طلبد. هرچند مشکلات گسترده و همه‌جانبه کشور فراوان است، اما عدم احساس مسئولیت برخی مسئولان نیز مزید بر علت می‌باشد.
برخی نیازمند تهیه، تدوین و تصویب قوانینی است که باید از سوی قوّه قضائیه و مجلس در جهت رفع این نقیصه اقدام شود.
در نهایت، عزم ملی برای رسیدن به اهداف و فلسفه وجوب فرایض مذکور می‌بایستی با راه‌کارهای پیش‌گفته و راه‌های دیگری که در تحقیقات و مشاوره‌ها به دست می‌آید، صورت پذیرد.

منابع

ـ بسیج، احمدرضا و دیگران، نظارت نخبگان (در شناخت امر به معروف و نهی از منکر)، نجف‌آباد، دانشگاه آزاد نجف آباد، ۱۳۸ ـ جوادی آملی، عبداللّه، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، قم، اسراء، 1381.
ـ حرّ عاملی، محمّدبن حسن، وسائل‌الشیعه، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، 1414.
ـ حسینی دشتی، سیدمصطفی، معارف و معاریف، تهران، آرایه، 1379.
ـ خامنه‌ای، سیدعلی، اجوبه الاستفتائات، قم، مؤسسه فرهنگی ثقلین، ۱۳۷۶، چ پنجم.
ـ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن‌الکریم، بی‌جا، مکتب المرتضویه، بی‌تا.
ـ طباطبائی، سید محمّدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمّدرضا صالحی، قم، بنیاد علمی و فکری علّامه طباطبایی، ۱۳۶۶، چ سوم.
ـ طبرسی، فضل‌بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۸، چ دوم.
ـ کلینی، محمّدبن یعقوب، اصول کافی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل‌البیت (ع)، 1348.
ـ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء بیروت، ۱۴۰۳، ط. الثانیه.
ـ مجموعه قوانین اساسی و مدنی، تدوین هوشنگ ناصرزاده، تهران، خورشید، ۱۳۷۹، چ دوم.
ـ محمّدی ری‌شهری، محمّد، میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۴، چ پنجم.
ـ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۸، چ ششم.
ـ نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین، 1379.
ـ هاشمی، سیدمحمّد، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دادگستر، ۱۳۸۰، چ سوم.

پانویس

  1. دانشجوی دکتری رشته تفسیر قرآن و متون.
  2. توبه: 71.
  3. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن‌الکریم، بی‌تا، واژه «عرف».
  4. همان، واژه «نکر».
  5. سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، 1379، ج 2، ص 504.
  6. ابراهیم: 1.
  7. نور: 35.
  8. حدید: 25.
  9. انعام: 122.
  10. انبیاء: 92.
  11. انبیاء: 105.
  12. آل‌عمران: 28.
  13. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مقدّمه.
  14. بقره: 143.
  15. بقره: 148.
  16. مائده: 2.
  17. حج: 41.
  18. محمّدبن یعقوب کلینی، کافی، 1348، ج 4، ص 55 و 56.
  19. آل‌عمران: 110.
  20. نحل: 90.
  21. اعراف: 157.
  22. حج: 41.
  23. توبه: 71.
  24. لقمان: 17.
  25. اعراف: 199 / هود: 116ـ117.
  26. مائده: 79.
  27. آل‌عمران: 104.
  28. آل‌عمران: 104.
  29. توبه: 112.
  30. عصر: 1ـ3.
  31. مائده: 63.
  32. توبه: 67.
  33. حج: 41.
  34. نهج‌البلاغه، 1379، ح 374.
  35. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل اول.
  36. همان، ذیل اصل دوم.
  37. همان، اصل سوم.
  38. سیدمحمّد هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، 1380، ج 1، ص 250.
  39. جاثیه: 28.
  40. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1368، ج 3، ص 38.
  41. نهج‌البلاغه، ح 374.
  42. محمّد محمّدی ری‌شهری، میزان‌الحکمه، 1384، ص 3705.
  43. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24، ص 294.
  44. محمّدبن یعقوب کلینی، کافی، ج 5، ص 57.
  45. فضل‌بن حسن طبرسی، مجمع‌البیان، 1408، ذیل آیه 104 سوره آل‌عمران.
  46. سیدعلی خامنه‌ای، اجوبه‌الاستفتائات، 1376، ج 1، ص 304.
  47. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، 1403، ج 93، ص 378.
  48. محمّدبن حسن حرّ عاملی، وسائل‌الشیعه، 1414، ج 11، ص 396.
  49. محمّدبن یعقوب کلنی،کافی، ج 4، ص 59.
  50. نهج‌البلاغه، خ 192.
  51. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 5، ص 44.
  52. محمّدبن حسن حرّ عاملی، وسائل‌الشیعه، ج 11، ص 398.
  53. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 32، ص 24، به نقل از: عبداللّه جوادی آملی، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، 1381، ص 113.
  54. حجرات: 13.
  55. نهج‌البلاغه، ن 31.
  56. برای آگاهی بیشتر، ر.ک. سید محمّدحسین طباطبائی، تفسیر المیزان، 1366، ج 4، ص 157ـ224.
  57. ر.ک. نهج‌البلاغه، خ 83.
  58. اسراء: 15 / عنکبوت: 31.
  59. تین: 4.
  60. ر.ک. احمدرضا بسیج و دیگران، نظارت نخبگان، 1386، ص 288.
  61. همان، ص 101.
منبع: موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی (ره) (مجله معرفت شماره ۱۳۱) - تاریخ برداشت:95-2-29
بازگشت به مقالات