آثار سیاسی امر به معروف و نهی از منکر
نویسنده: فاطمه شیرخوانی
محتویات
مقدمه
فریضه امر به معروف و نهی از منکر یک اصل کاملا ابتکاری است و از شاهکارهایی است که قبل از اسلام دردیگر جوامع سابقهای نداشت. آیات بسیاری در زمینه نازل شدن بلاهای الهی بر امتهایی که نسبت به آینده خودشان بیتفاوت بودند و یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکرنمینمودند وجود دارد که در این آیات مسلمین را به عبرتآموزی دعوت نموده است و آنها را به بروز بلای بزرگ بیتفاوتی نسبت به جامعه هشدار میدهد. یک نمونه از این آیات عبارت است از:در آنجا که خدا میفرماید:
“وجعلناها نکالا لما بین یدیها و ما خلفها و موعظه للمتقین”[۱].
و امت اسلام را از این جهت بهترین امت میداند چرا که امر به معروف و نهی از منکر را اقامه میداند.
“کنتم خیر امت اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله”[۲] “شما هستید بهتر امتی که بیرون آورده شد از برای مردمان میفرمایید به خوبی و باز میدارید از ناشایسته و میگروید به خدا”.فلسفه قیام امام حسین(علیهالسلام) و وجود ائمه معصومین(علیهمالسلام) نیز اجرای این امر بوده است. همانطوری که تاریخ نشان داده است “تا درون جامعهای اصلاح نگردد اصلاح بیرون امکانپذیر نیست و امر به معروف و نهی از منکر پیکار با دشمن داخلی است[۳].”
دین اسلام دین کامل و همهجانبهای میباشد و احکامش در همه ابعاد زندگی قابل تطبیق با کلیه شرایط زمانی و مکانی است. بنابراین بهطور حتم اجرای احکام اسلام در جامعه نیازمند پشتوانه قوی است که از راه تشکیل حکومت اسلامی و در سایه اقتدار آن امکان پذیر است.
جامعه اسلامی هرچند در شئون اقتصادی سرآمد و کارآمد باشد مادامی که از مصالح سیاسی آگاه نبوده در موضع انزوا قرار میگیرد و زمینه تباهی آن جامعه فراهم میشود.
اسلام باانجام امر به معروف و نهی از منکر اصولی را جهت اقتدار حکومت اسلامی ارائه مینماید که نموداری از آن نقل میشود:
تشکیل حکومت اسلامی برای اجرای احکام اسلام
منظور از سیاست یعنی روش اداره کردن جامعه یا تنظیم جامعه به صورتی که مصالح و خواستههای جامعه تحقق یابد به تعبیر دیگر آئین کشورداری[۴].
با توجه به جدایی دین از سیاست و اینکه اسلام یک مکتب جامعالاطراف و شامل کلیه قوانین فردی برای اداره جامعه میباشد از قوانین مدنی مربوط به ازدواج و طلاق وتجارت و معاملات و بیع و بویژه احکام قضائی و کیفری در قرآن وارد شده است که اجرای آنها اولا نیازمند به تشکیل حکومت اسلامی دارد و دوم اینکه سبب حفظ ارزشهای اسلامی و اقتدار حکومت اسلامی میگردد.
حفظ ارزشهای اسلامی
آنچه که دین مبین اسلام را نسبت به سایر ادیان منحصر به فرد ساخته است این است که اسلام ماهیتی مذهبی و سیاسی بر پایه حفظ ارزشهای اسلامی دارد برخلاف دیگر حرکتهای سیاسی، اجتماعی که در طول تاریخ رخ داده است که بعضا با مطرح ساختن صرف مسائل اقتصادی وغیره به پیروزی رسیدند.
در این زمینه حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) میفرمایند:
“نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی باشد. نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنکه به منطقهای خاص متعلق باشد و نیز میفرمایند: انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن اسلام و ارزشهای اسلامی است و مبارزه صرفا برای برقراری ارزشهای اسلامی انجام میگیرد”[۵].
وحدت و یکپارچگی زمینهساز گسترش امت اسلام
از دیگر دستاوردهای اجرای این فریضه در جامعه که در سایه بیداری حس دینی مردم و ملت میباشد متحد شدن کشورهای اسلامی در هر عرصه و جامعهای میباشد.
مسلمانان و ملتهای اسلامی به این نتیجه رسیدند که تنها در سایه چنگ زدن به ریسمان الهی است که میشود جامعه جهانی موردنظر اسلام را ایجاد کرد. در این زمینه خدا در قرآن کریم میفرماید: “واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا”(۶) “همگی به ریسمان الهی چنگ زنید تا متفرق نشوید.”
در تاریخ نیز میبینیم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با گسترش اسلام و اتحاد سرزمینهای اسلامی با یکدیگر چه فتوحاتی را در صدر اسلام داشتند وتا چه حد به تبلیغ و گسترش اسلام پرداختند.
رهبری صالحان
همچنین اسلام معتقد است که حکومت در زمان غیبت کبری حق کسانی است که شرایطی را داشته باشند که در قرآن، روایات برای حاکم جامع آمده است، یعنی مرد فقیه اسلامشناس، عادل، شجاع، مدبر زیرا شخصی که بهعنوان رهبر جامعه در راس امور قرار میگیرد اگر به قوانین اسلام و منابع اخذ آن آشنایی نداشته باشد، چگونه انتظار میرود جامعه در مسیر صحیح قرآنی حرکت کند، همچنین در قانون اسلام مشاهده میکنیم که شخص رهبر جامعالشرایط توسط افرادی انتخاب میشود که خود اسلامشناس میباشند و گروهی هستند که پشتوانه مردمی نیز دارند و توسط ملت انتخاب میشوند تا سلامت جامعه اسلامی بهتر حفظ گردد.
مشارکت سیاسی مردم
مشارکت سیاسی در واقعه حضور فعال، سالم و توام با هوشیاری و شناخت موقعیتها در عرصههای مختلف تصمیمگیری در یک نظام سیاسی است.
بدیهی است سالم و هدفمند بودن حضور و مشارکت حداکثری شرط اساسی و پایدار برای پیشرفت یک سیستم سالم سیاسی است.
به هر اندازه مشارکت و نقش مردم در تصمیمگیریها با رشد آگاهی و تعمیق فضایل معنوی آنان همراه باشد، این مشارکت و حضور در صحنهها با دوام و قوام بیشتری خواهد بود . آنگاه هر گونه رخنه و ایجاد خلل از جانب دشمنان در آن غیرممکن خواهد شد. سفارش وتوصیه به انجام خوبیها و بازداشتن از زشتیها دو اصل پذیرفته شده همه ملل و اقوام در طول تاریخ زندگی انسانها بوده است، زیرا این دو اصل علاوه بر اینکه مورد تائید فطرت حقیقتطلب آنها بوده بلکه مورد سفارش و دستور موکد عقل سلیم انسان نیز بود. ناگفته پیداست که خوبی و بدی حسن و قبح فعلی در نزد اقوام گوناگون متفاوت بوده و معیار ارزشها و ضدارزشها در میان ملل معتقد به ادیان الهی بویژه دین مبین اسلام با کسانی که از داشتن چنین عقایدی محروم بودهاند تفاوتهای چشمگیری داشته است اما این اصل در همه ساختارهای فکری و نظامهای اجتماعی مشترک است که اگر عملی را خوب (حسن) یا زشت (قبیح) بدانند امر و توصیه به انجام و عدم انجام آن لازم و به جهت حفظ واستمرار مشارکت لازم و هدفمند در اجتماع آن را یک ارزش مهم به حساب میآورند.
بنابراین امر به خوبیها (معروفات) و نهی از زشتیها (منکرات) از اصول پذیرفته شده همه عقلاست و کلیه صاحبان اندیشه و متفکران عالم چه از بعد معنوی و چه از دیدگاه مادی آن را از ضرورتهای اجتنابناپذیر حیات اجتماعی- سیاسی بشر میدانند. به هر اندازه که مردم در امور اجتماعی- سیاسی و فرهنگی یکدیگر را توصیه به خوبیها و نهی از بدیها نمایند، مشارکت سیاسی آنهادر تصمیمگیریهای کلان جامعه سالمتر و باثباتتر خواهد بود.
وضع قوانین تضمینکننده سعادت دنیوی و اخروی افراد در جامعه، جلوگیری از تصویب قوانین ضداخلاقی در مجالس قانونگذاری کشورها در عرصه و روزگار، جلوگیری از روی کارآمدن سیاستمداران کجاندیش و نالایق درعرصه تصمیمگیری هر مملکتی و دفاع از ستمدیدگان عالم و... ازجمله مصادیق عینی مشارکت سیاسی سالم ممزوج با فرهنگ غنی در امر به معروف و نهی از منکر توسط افراد در جامعه پاک است.
مقابله با منکرات سیاسی
در برابر معروفات سیاسی در هر جامعهای یکسری منکرات سیاسی نیز وجود دارد که سلامت جامعه و صیانت و دفاع از ارزشهای اسلامی را به خطر میاندازد:
تبلیغات سوء و نشر اکاذیب
با اندکی تامل در تاریخ روزگار بیشتر میبینیم که در هر عصر و دورهای دشمنان وحدت مردم با استفاده از ابزار و وسایل موجود ذهنیت مردم را خراب کرده و با تبلیغات سوء و نشر اکاذیب کیان هر جامعهای را به خطر انداختهاند.
همان طوری که میدانیم یکی از راههای بسیار موثر در ایجاد تفرقه و اختلاف چه در خانواده بهعنوان کوچکترین واحد و چه در یک کشور حتی در سطح جهانی دروغپردازی و شایعهپراکنی میباشد.
در زمان ما با توجه به گسترش تکنولوژی مثل ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل تبلیغات از یک طرف واینکه این وسایل بمباران تبلیغاتی در اختیار کشورهای صنعتی است که سابقه استعمارگری داشتهاند از طرف دیگر به خوبی میشود پی برد که چگونه دشمن سعی میکند از این راه یعنی نشر اکاذیب و شایعهپراکنی جهت ایجاد شکاف بین اقشار مختلف بهرهبرداری کند. اما میدانیم که این شیوه زمانی میتواند مخرب باشد که مردم در جریان امور کشور قرار نگیرند و از اوضاع داخلی و مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره بیاطلاع باشند و از آنجا که انسان طبیعتا دنبال حقیقت است میبینیم یک شکافی بین بیاطلاعی از یک طرف و تلاش جهت کشف حقایق از طرف دیگر ایجاد میشود و دشمن سعی میکند این شکاف را با خبرهای تحریف شده پر کند.
قرآن در این باره میفرماید:
“الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب”[۶] “آن کسانی که سخن را میشنوند و نیکوترین آن را عمل میکنند آنان هستند که خدا هدایتشان فرموده است و آنان خردمندانند.”این آیه آزاداندیشی مسلمانان و انتخابگری آنها را در مسائل مختلف به خوبی نشان میدهد.
نخست میگوید:”بندگان مرا بشارت ده.” وبعد این بندگان ویژه را به این صورت معرفی میکند که آنها به سخنان بدون در نظر گرفتن گوینده و خصوصیات دیگر گوش فرا میدهند و با نیروی عقل و خرد بهترین آنها را میگزینند.” هیچگونه تعصب و لجاجتی در کار نیست و هیچ گونه محدودیتی در فکر و اندیشه آنها وجود ندارد آنها جویای حقند و تشنه حقیقت. هرجا که آن را بیابند با تمام وجود از آن استقبال میکنند واز چشمه زلال آن بیدریغ مینوشند و سیراب میشوند. آنها نه تنها طالب حقند و تشنه گفتار نیک، بلکه در میان خوب و خوبتر و نیکو و نیکوتر دومی را بر میگزینند.
آری این است نشانه یک مسلمان و مومن حقطلب[۷].
بزرگنمایی قدرت دشمن
دومین وسیلهای که دشمن برای رسیدن به هدف سوءش استفاده میکند و جزء منکرات سیاسی محسوب میشود بزرگ جلوه دادن قدرت نیروی دشمن است.
حکومتهای الهی در طول تاریخ بشر همواره با این ترفند تبلیغاتی مواجه بودهاند چه پیامبران قبل از حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و چه دوران رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وائمه اطهار(علیهمالسلام) و چه دوران فعلی با این توطئه مواجه بوده و میباشد. ولیکن تاریخ نشان داد که کشورهای بیگانه و دشمنان اسلام چند نکته را درنیافتند و این موجب به هم ریختن معادلات سیاسی آنها شد: چرا که قدرت الهی را نشناختند و نمیدانستند که همه چیز را نمیشود با عقل بشری حساب نمود چه بسا که قرآن نیز در این زمینه به کسانی که با ایمان به خدا و اخلاص در راه خدا جهاد کنند وعده نصرت به آنها داده شده است:“کم من فئه قلیله غلبت فئتا کثیره”[۸].
لذا در چنین زمانی ما باید کاملا هوشیار بوده و تحت تاثیر تبلیغات سوء دشمن قرار نگیریم و از تکنولوژی و سلاحهای پیشرفته دشمن هراس به دل راه ندهیم که:“ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت”[۹].
فتنهگری و آشوب
سومین منکر سیاسی فتنهگری و آشوب است.
غالبا فتنهگری زمانی شکل میگیرد که دشمن در بنبست سیاسی باشد و دیگر توان برخورد مستقیم را ندارد و دشمنی او کاملا مبرهن و واضح شده باشد.
در چنین زمانی سعی میکند که با کسب اطلاعات توسط افرادی که سست ایمان هستند و به متاعی چند آخرت خود را میفروشند نقاط ضعف و اشکال نظامهای اسلامی را پیدا کنند و تبلیغات خود را روی آن موضوع متمرکز کنند تا زمانی که فضا را شبهناک کنند و چنین زمانی است که سعی میکنند از آبی گلآلود ماهی بگیرند و با ایجاد جو رعب و وحشت و دروغپردازی و تفرقهافکنی و شایعهپراکنی عناصر مزدور خود را قالب مدافعان آزادی حقوق بشر و حامیان مردم واجرا کنندگان احکام الهی به مردم معرفی نمایند. دقیقا آنچیزی که در زمان حضرت علی(علیه السلام) را به نااهلان واگذار نمودند.
قرآن کریم نیز جوامع بشری را به هوشیاری نسبت به فتنهگری سفارش کرده:
“الفتنه اشد من القتل”[۱۰] “فتنهگری شدیدتر از کشتن است”.
و نیزدر جای دیگر میفرماید:
“واتقو فتنه لاتصصیبن الذین ظلموا منکم خاصه و اعلموا ان الله شدید العقاب”[۱۱] “از فتنهگری بپرهیزید و گمان نکنید که اگر فتنهای رخ داد فقط به آنهایی که ستم کردهاند آسیب میرسد و به دیگران نیز آسیب نمیرسد”.
یعنی اینکه باید قبل از به نتیجه رسیدن فتنه چشم فتنه را کور کرد وگرنه نتیجهای که از فتنه حاصل میگردد دامنگیر تمام جامعه میشود و مومنین نیز به جرم سکوت، در پیشگاه خدا مسئول خواهند بود و باید پاسخگو باشند.
از آیات فوق میتوان این امر را استنباط کرد که مردم و مسئولین نباید فریب شعارهای دروغین را بخورند و توجه داشته باشند که همواره استکبارستیزی و مقابله با ترفندها و توطئههای آنها را شعار خود قرارداده و با روشنگری و شجاعت چهرههای آشوبگر و منافق را شناسایی کرده تا به دشمنان اسلام و قرآن ثابت کنیم که ما مسلمین همواره تیزبین و استکبارستیز بوده و خواهیم بود تا انشاءالله بتوانیم حکومت مصلح اسلام را به سطح جهان گسترش داده و عدل و داد را در سطح جهانی حکمفرما نماییم.
پانویس
- ↑ البقره، ۶۶.
- ↑ آل عمران، ۱۱۰.
- ↑ جعفر، سبحانی، حکومت اسلامی، ص ۲۶۸.
- ↑ مصباح یزدی، سلسله مباحث اسلام، سیاست و حکومت، ویراستار دفتر مطالعات وبررسیهای سیاسی تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷
- ↑ روحالله، الموسوی الخمینی، صحیفه نور، جلد ۱۰، ص ۲۲۷.
- ↑ الزمر، ۱۷.
- ↑ ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، جلد ۱۹، ص ۴۱۲.
- ↑ البقره، ۲۴۹.
- ↑ العنکبوت، ۴۰.
- ↑ آل عمران، ۱۹۱.
- ↑ الانفال، ۲۵.







