امام خمینی احیاگر فرهنگ اهل بیت
محتویات
- ۱ امام خمینی ره احیاگر فرهنگ اهل بیت ع
- ۲ مـقدّمه
- ۳ توسل به اهل بیت علیهمالسلام
- ۴ شـیدای حضرت مهدی علیهالسلام
- ۵ زیارت حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام
- ۶ اهـل بـیت عـلیهمالسلام حـافظ اسـتقلال
- ۷ مبارزه بـا طـاغوت
- ۸ پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله از نگاه امام خـمینی رحـمهالله
- ۹ نهج البلاغه از منظر امام راحل رحمهالله
- ۱۰ حضرت فاطمه علیهالسلام از نگاه امام راحل رحمهالله
- ۱۱ دفاع از ساحت حضرت فاطمه علیهاالسلام
- ۱۲ مقابله با تـبدیل تـاریخ اسلامی
- ۱۳ پانویس
امام خمینی ره احیاگر فرهنگ اهل بیت ع
نویسنده : پاک نیا،عبد الکریم
چکیده :
کلمات کلیدی :
مـقدّمه
حضرت امام خمینی رحمهالله در نیم قرن اخیر طلایهدار پرچم اسلام و احیاگر فرهنگ مـتعالی اهـل بـیت علیهمالسلام بوده است. او در عرصه فقه و فقاهت، فلسفه و عرفان، سیاست و تعقل، مبارزه و ایستادگی، و درایت و دوراندیشی سـرآمد نخبگان قرن به شمار میرود که در پرتو عمل به فرامین الهی و رهنمودهای اهـل بیت علیهمالسلام ، عبادتهای خـالصانه و مـناجاتهای عاشقانه به سرچشمه نور و معنویت راه یافته بود.
امام در عصر ما با الهام از آیات وحیانی قرآن و امداد از منبع لا یزال الهی به گسترش و توسعه فرهنگ اهل بیت علیهمالسلام پرداخت و معارف زلال آن را به تشنگان علم و مـعرفت و معنویت عرضه کرد. به یقین، امام خمینی رحمهالله از فقیهان عارفی است که مکتب انبیاء و اندیشههای امامان معصوم علیهمالسلام را به درستی شناخته و در عمل به آن، به عنوان احیاگر تفکر اهل بیت عـلیهمالسلام کـاملاً موفق بود.
مروری بر زندگی و سیره آن یگانه دوران، این حقیقت را روشن میکند که آن عارف بیداردل با تمام وجود به اهل بیت علیهمالسلام عشق میورزید و در ترویج اندیشهها و معارف آنان از هیچ کوششی دریـغ نـمیکرد.
در این فرصت، نکتههایی را از سیره آن بزرگوار در این خصوص به علاقه مندانش تقدیم میکنیم.
توسل به اهل بیت علیهمالسلام
امام خمینی رحمهالله در عراق در مناسبتهای گوناگون (نیمه شعبان، اول رجب، عید قربان، عـید فـطر، روز عرفه و ایام زیارتی دیگر) برای زیارت به کربلا میرفتند و در آنجا اقامت کرده و هر روز به حرم مشرف شده، زیارت جامعه را در حرم امام حسین علیهالسلام مرتب صبحها و شبها میخواندند.
جلوه دیگر عـشق او بـه اهـل بیت علیهمالسلام در توسل و احیاء مـصائب ائمـه اطـهار، به ویژه امام حسین علیهالسلام بود. امام در قم و نجف و حتی در فرانسه و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تمام شبهای شهادت حضرات معصومین عـلیهمالسلام در مـنزلشان ذکـر مصیبت داشتند و در شب شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام ایـن بـرنامه، سه شب ادامه داشت.[۱] زیارت، توسل، دعا و عبادت، روح بلند آن شیدای اهل بیت علیهمالسلام را متعالی ساخته و نفسش را به اطمینان کامل رسـانده بـود. بـه این جهت، مانند کوهی در برابر حوادث و ناملایمات ایستادگی میکرد و خـم به ابرو نمیآورد. آری، او به مقامی رسیده بود که به راستی مصداق آیه شریفه «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمـُطْمَئِنَّةُ ارْجـِعی إِلیـ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی»[۲] گردیده بود.
حجة الاسـلام سـید محمد جواد علم الهدی میگوید: به اذن امام مأمور شدم که به منطقه خراسان بروم و علماء آن دیـار را بـبینم و مـصائبی را که طاغوت و استعمار متوجه مسلمانان کرده بودند، تشریح کنم و نامههای امام را تـحویل آنـان دهـم. شبی که عازم بودم، امام خطاب به من فرمود: قبل از اینکه با هر کـس مـلاقات کـنید، اول به حرم امام رضا علیهالسلام مشرف شوید و به آن حضرت بگویید: «آقا! کار خطیری پیـش آمـده و ما وظیفه خود دانستیم که قیام کنیم. چنانچه مرضی شماست، مارا تـأیید کنید!»[۳]
شـیدای حضرت مهدی علیهالسلام
امام خمینی رحمهالله نسبت به مقام والای حضرت مهدی علیهالسلام عنایت خـاصی داشـت و در فرازی از قصیدهای که در مدح حضرتش سروده، این گونه ابراز علاقه میکند: حضرت صـاحب زمـان، مـشکوة انوار الهی
مالک کون و مکان، مرآت ذات لا مکانی
مظهر قدرت، ولی عصر، سلطان دو عالم
قائم آل محمد، مـهدی آخـر زمانی
با بقاء ذات مسعودش، همه موجود باقی
بیلحاظ اقدسش یکدم، هـمه مـخلوق فـانی
خوشه چین فیضش، همه عرشی و فرشی
ریزه خوار خوان احسانش، همه انسی و جانی
ای کـه بـینور جـمالت نیست عالم را فروغی
تا به کی در ظل امر غیبت کبری نهانی
پرده بـردار از رخ و مـا مردگان را جان ببخشا
ایکه قلب عالم امکانی و جان جهانی
تا به کی این کافران نوشند خـون اهـل ایمان؟
چند این گرگان کنند این گوسفندان را شبانی؟
تا به کی ایـن نـاکسان باشند بر ما حکمرانان؟
تا کی ایـن دزدان کـنند این بیکسان را پاسبانی؟[۴]
زیارت حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام
در طول سـیزده سـالی که امام خمینی رحمهالله در نجف بود، به جز شبهایی که بیمار یا مـمنوع السـفر بود و یا به کربلا مـشرف مـیشد، هر شـب دقـیقا سـاعت معینی به حرم امیر مؤمنان عـلی عـلیهالسلام مشرف میشد. او مقید بود که متن زیارت را از روی مفاتیح بخواند. زیارت امـام خـیلی طولانی میشد؛ چرا که زیارت عـاشورا و نماز زیارت مستحبی مـیخواند و بـعد از اتمام نماز و دعا در کنار ضـریح مـیایستاد و زیارت امین الله را میخواند. امام در حال زیارت از خود بیخود میشد و اتصال روحی و مـعنوی بـا صاحب مزار برقرار میکرد.
وقـتی بـه ایـشان گفتند: بهتر اسـت شـما برنامه مخصوص برای رفـتن بـه حرم داشته باشید؛ مثلاً هفتهای یک یا دو مرتبه مشرف شوید و هر شب و هر صـبح بـه حرم رفتن برای مراجع شکل خـوبی نـدارد و با تـوجه بـه سـن شما رعایت مسئله لازم اسـت، چهره امام تغییر کرد و فرمود: «و الله! ظلم است که کسی در کنار دریای علم امیرالمؤمنین علیهالسلام بخوابد و تشنه بخوابد.»[۵]
اهـل بـیت عـلیهمالسلام حـافظ اسـتقلال
حضرت امام خـمینی رحـمهالله بر این باور بود که اعتقاد راسخ به مکتب اهل بیت علیهمالسلام میتواند کشور را از گزند دشـمنان و تـوطئههای شـرق و غرب نجات دهد و اگر روزی این کشور از اهـل بـیت عـلیهمالسلام فـاصله بـگیرد، بـدون تردید بیگانگان بر جان و مال و ناموس مردم مسلّط خواهند شد. او میفرمود:
«اسلام و مذهب مقدس جعفری علیهالسلام سدّی در مقابل اجانب و عمّال دست نشانده آنها [است]... و روحانیت که حـافظ آن است، سدّی است که با وجود آن اجانب نمیتوانند به نحوی که دلخواه آنهاست، با کشورهای اسلامی و خصوص با کشور ایران رفتار کنند... برای شکستن وحدت اسلامی و کوبیدن قرآن کریم و روحـانیت در ایـران که مهد تربیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام است و با زنده بودن این مکتب بزرگ هرگز اجانب غارتگر به آرزوی غیر انسانی خود نمیرسند. ناگزیر هستند مذهب مقدس تشیع و روحـانیت را کـه پاسداران آن هستند، به هر وسیله تضعیف کنند.»
آن رهبر فرزانه، منحرفان از مکتب اهل بیت علیهمالسلام را با گروههای غیر اسلامی مساوی قلمداد میکرد و از همه مـخالفان اهـل بیت علیهمالسلام بیزاری میجست و مـیفرمود: «مـن صریحا اعلام میکنم که از این دستجات خائن ـ چه کمونیست و چه مارکسیست و چه منحرفین از مذهب تشیع و از مکتب مقدس اهل بیت عصمت علیهمالسلام ـ به هر اسـمی و رسـمی باشد، متنفر و بیزارم.»[۶]
مبارزه بـا طـاغوت
مبارزه با ستم و ستمگری از مهمترین پیامهای قرآن و اهل بیت علیهمالسلام به شمار میآید. قرآن کریم در آیات متعددی مسلمانان را برای صف آرایی و مقابله با ظلم و بیعدالتی دعوت میکند.[۷]
امام خمینی رحمهالله در ایـن وادی نـیز در صف مقدم بود. آن بزرگوار با الهام از دستورات وحیانی قرآن و اهل بیت علیهمالسلام مبارزه با ظلم را در رأس برنامههای خود قرار داده بود و همواره میفرمود: «تکلیف مـا ایـن است کـه در مقابل ظلمها بایستیم. تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم. اگر توانستیم، آنـها را به عقب برانیم و اگر نتوانستیم، به تکلیف خودمان عمل کردهایم.»[۸]
اساسا دفـاع از مـظلوم و ایـستادگی در مقابل ستمگران، شالوده فکری آن امام راحل بود. ایشان مبارزه با ستم را وظیفه هرکس، به ویژه علماء اسـلام در کـشورهای جهان میدانست.
امام خمینی رحمهالله بر این اعتقاد راسخ خود پای میفشرد که یـکی از مـهمترین تـلاشهای ائمه اطهار علیهمالسلام تشکیل حکومت اسلامی و براندازی حکومتهای جائرانه عصر خودشان بوده است.
آنان بـا شیوههای رفتاری و گفتاری خود با ستمگران و طاغوتهای زمان خود مقابله میکردند. او میفرمود: «ائمـه معصومین ما ـ صلوات الله و سـلامه عـلیهم ـ در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد ان است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومتهای جائرانه طاغوتیان زمان خود شهید شدند و مـا امروز مفتخریم که میخواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشتساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا میکنند.»[۹]
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله از نگاه امام خـمینی رحـمهالله
در منظر امام خمینی رحمهالله رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله برترین آفریده هستی است و هیچ یک از پیامبران و فرشتگان و اولیاء مقرب الهی به عظمت و منزلت آن گرامی نمیباشند. امام خمینی رحمهالله با نقل حـدیثی از وجـود مقدس پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «خدای تعالی آفریدهای برتر از من نیافرید و هیچ آفریدهای نزد خدای تعالی از من گرامیتر نیست.» علی علیهالسلام پرسید: یا رسـول الله! آیا تو برتری یا جبرئیل؟ فرمود: «یا علی! همانا که خدای تبارک و تعالی پیامبران مرسلش را بر فرشتگان مقربش برتری داد و مرا بر همه پیامبران و مرسلین برتری بخشید و پس از من بـرتری از آنـِ تـو و امامان پس از توست و همانا که فـرشتگان، خـدمتگزاران مـا و خدمتگزاران دوستان ما هستند.»[۱۰]
موضعگیری در مقابل اهانت به پیامبر صلیاللهعلیهوآله
هنگامی که آن فقیه بیدار دل متوجه شد استکبار جهانی برای شکستن قداست اسـلام و شـخصیت نـبی مکرم صلیاللهعلیهوآله ، طبق یک نقشه شیطانی از پیش طـراحی شـده کتاب «آیات شیطانی» به قلم مزدوری همچون سلمان رشدی را روانه بازار کرده است، ضمن یک فتوای انقلابی او را مهدور الدمـ اعـلام کـرد و از همه مسلمانان سر تا سر عالم اجراء حکم را خواستار گـردید. متن فتوای امام چنین است:
«به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان میرسانم که مؤلف کتاب آیات شیطانی که عـلیه اسـلام و پیـامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آنـ، مـحکوم به اعدام میباشند. از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نـمایند تـا دیـگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کـشته شـود، شـهید است، ان شاء الله. ضمنا اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد و خود قدرت اعدام او را نـدارد، او را بـه مـردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.»[۱۱]
این حکم که در ۲۵ بـهمن ۱۳۶۷ انـتشار یافت، موجب خوشحالی و بیداری مسلمانان جهان گردید و باعث خشم و عصبانیت استکبار جهانی و دشـمنان اسـلام و هـراس و وحشت پدید آورندگان آیات شیطانی شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام از نگاه امام راحل رحمهالله
در مورد اولیـن امـام معصوم شیعیان علیهالسلام سخن گفتن امری سخت و دشـوار اسـت؛ چـرا که هر کس بخواهد در این دریای بیکران وارد شود، با افقهای دوردستی رو به رو خواهد شد کـه آن سـویش ناپیداست. آن بزرگوار را خدا و رسولش و حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان معصوم علیهمالسلام میتوانند وصـف کـنند و بـستایند.
امام خمینی رحمهالله در مورد شخصیت والای آن یگانه تاریخ به اندیشمندان شرکت کننده در کنگره نهج البلاغه مـیفرماید: «دانـشمندان بـزرگ جهانی میخواهند مولا امیر المؤمنین علیهالسلام را معرفی کنند و به دیگران بشناسانند یـا کـتاب «نهج البلاغة» را؟ ما با کدام مؤونه و با چه سرمایهای میخواهیم در این وادی وارد شویم. در باره شخصیت علی بـن ابـی طالب علیهالسلام از حقیقت ناشناخته او صحبت کنیم یا با شناخت محجوب و مهجور خـود؟ اصـلاً علی علیهالسلام یک بشر ملکی و دنیایی اسـت کـه مـلکیان از او سخن گویند یا یک موجود ملکوتی اسـت کـه ملکوتیان او را اندازهگیری کنند؟ اهل عرفان در باره او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهـیون جـز با علوم محدود خود بـا چـه ابزاری مـیخواهند بـه مـعرفی او بنشینند؟ تا چه حد او را شناختهاند تـا مـا مهجوران را آگاه کنند؟ دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فـضائل و بـا همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تـام حق دریافت کردهاند، در حـجاب وجـود خود و در آینه محدود نفسانیت خـویش اسـت و مولا غیر از آن است. پس اولی آن است که از این وادی بگذریم و بگوییم علی بن ابی طالب عـلیهالسلام فـقط بنده خدا بود و این، بـزرگترین شـاخصه اوسـت که میتوان از آن یـاد کـرد و پرورش یافته و تربیت شده پیـامبر عـظیم الشأن صلیاللهعلیهوآله است.»[۱۲]
نهج البلاغه از منظر امام راحل رحمهالله
بدون شک برای یک سیاستمدار مـتعهد و مـتدین کتاب شریف «نهج البلاغه» میتواند بـهترین مـنشور حکومت و کـشورداری بـاشد. ایـن اثر جاودانی امیر مـؤمنان علی علیهالسلام نه تنها به زندگی افراد روشنایی و طراوت میبخشد، بلکه آنان را در تدبیر مـنزل و کـشور یاری میکند. هنوز فراموش نکردهایم کـه دو سـال پیـش یـکی از بـخشهای این میراث مـعنوی شـیعیان (نامه ۵۳ حضرت علی علیهالسلام به مالک اشتر) به عنوان بینظیرترین و بهترین سند دادگستری و مرجع عدالت پروریـ در طـول تـاریخ در سازمان ملل به ثبت رسید. این نـامه کـه بـارها مـورد ارزیـابی نـخبگان ادیان مختلف قرار گرفته و برجستهترین کارشناسان سیاسی سازمان ملل را مبهوت و شگفت زده نموده، به عنوان رمز عدالت و مصداق بارز و جامع «حقوق بشر» ارزیابی شده است.[۱۳]
حضرت امام خـمینی رحمهالله در مورد نهج البلاغه با افتخار تمام میفرماید: «ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات مـعنوی و حـکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ماست.»[۱۴]
همچنین در پیام خود به مناسبت «کنگره نهج البلاغه» میفرماید: «کتاب نهج البلاغه که نازله روح علی علیهالسلام است، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بـستر مـنیت و در حجاب خود و خودخواهی خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مـجموعهای اسـت دارای ابعادی به اندازه یک انـسان و یـک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هر چه جامعهها به وجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر مـتفکران و فـیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کـنند و غـرق شوند... .»[۱۵]
حضرت فاطمه علیهالسلام از نگاه امام راحل رحمهالله
امام در تجلیل از مقام و منزلت والای حضرت زهراء علیهاالسلام سخنان جامع و ارزندهای را بیان فرموده است. ایشان در ستایش دخت رسالت میفرماید: «تمام ابعادی کـه بـرای زن متصور است، برای یک انسان متصور است، در فاطمه زهراء ـ سلام الله علیها ـ جلوه کرده و بوده است.
یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان. او مـوجودی مـلکوتی است کـه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است. زنی که تمام خاصههای انبیاء در اوست. زنی که اگر مـرد بود، نبی بود، به جای رسول الله بود. معنویات، جلوههای مـلکوتی، جـلوههای الهـی، جلوههای جبروتی، همه در این موجود مجتمع است.»[۱۶]
دفاع از ساحت حضرت فاطمه علیهاالسلام
موضعگیری امام خمینی رحمهالله در حادثه تـوهین بـه حضرت زهراء علیهاالسلام که از رادیوی جمهوری اسلامی پخش شد، یکی دیگر از صفحات زرّیـن وجـود آن رهـبر آگاه و متعهد را در تاریخ اسلام رقم زد. هنگامی که در یک مصاحبه رادیویی فردی به ساحت قدسی بـانوی دو عالم حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام اهانت کرد و هنر پیشههای بیگانه را به عنوان الگـوی زنان ایرانی مطرح نـمود، حـضرت امام بدون هیچ ملاحظهای با صلابت تمام به مدیر عامل وقت صدا و سیما چنین نوشت:
«آقای محمد هاشمی، مدیر عامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی!
با کمال تأسف و تأثر روز گذشته
(۸/۱۱/۱۳۶۷) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است، تعزیر و اخراج گردد و دستاندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثـابت شـود قصد توهین در کار بوده است، بلا شک فرد توهین کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسئولین بـالای صـدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینهها قوه قضائیه اقدام مینماید.
۹/۱۱/۶۷
روح الله الموسوی الخمینی[۱۷]
در پایان، به عنوان حسن ختام، نمونهای از حساسیت و غیرت دینی امام خمینی رحمهالله را با هم میخوانیم:
مقابله با تـبدیل تـاریخ اسلامی
در سال ۱۳۵۴ ش. شاه در صدد تغییر تاریخ هجری اسلامی به تاریخ قبل از اسلام و ایران باستان برآمد و ضمن مراسمی از فرهنگ اسلامی به عنوان هجوم فرهنگ خارجی نام برد و خواستار جـایگزینی فـرهنگ و تـاریخ ایرانِ قبل از اسلام گردید. مـجلس شـورای طـاغوتی نیز تغییر تاریخ اسلام را تصویب کرد. این اقدام دین ستیزانه مورد مخالفت شدید علماء، به ویژه حضرت امام خمینی رحمهالله قـرار گـرفت. امـام ضمن یک دستور انقلابی، استفاده از تاریخ طاغوتی را تـحریم کـرد و فرمود:
«کارشناسان که میخواهند مخازن ما را بیمانع به غارت ببرند، برای تضعیف اسلام و محو اسلام، آن نغمه شوم، تغییر مـبدء تـاریخ را سـاز کردند. این تغییر، از جنایات بزرگی است که در این عصر بـه دست دودمان کثیف [پهلوی] واقع شد. بر عموم ملت است که با استعمال این تاریخ جنایتکار، مخالفت کـنند و چـون ایـن تغییر، هتک اسلام و مقدمه محو اسم آن است، استعمال آن بر عـموم حـرام و پشتیبانی از ستمکار و ظالم و مخالفت با اسلام عدالتخواه است.»[۱۸]
پانویس
- ↑ ماه تابان، ص 94.
- ↑ فـجر / 27 ـ 30.
- ↑ ماهنامه کوثر، ش 31، ص 32.
- ↑ دیـوان امـام، صص 265 و 266.
- ↑ ماه تابان، ص 93.
- ↑ صحیفه امام، ج 3، ص203.
- ↑ ر. ک: بقره / 193.
- ↑ مجله حوزه، ش 49، ص 134.
- ↑ وصیت نامه امام خمینی رحـمهالله ، ص 4.
- ↑ مصباح الهدایة، ص 167.
- ↑ صحیفه نور، ج 20، ص 76؛ صحیفه امام، ج 21، ص 263.
- ↑ صحیفه امام، ج 14، ص 347.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، 24/8/1382.
- ↑ وصیت نامه امام خمینی رحمهالله ، ص 3.
- ↑ صحیفه امام، ج 14، ص 348.
- ↑ هـمان، ج 7، ص 337.
- ↑ همان، ج 21، ص 251.
- ↑ صحیفه نور، ج 1، ص 223.







