فرهنگ مصادیق:تولید علم مورد نیاز
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | بازگشت ایران به رتبه دوم تولید علم منطقه |
| ۲ | فیشهای تولید علم |
| ۳ | آیا علم همان دانش است؟ |
| ۴ | علم چیست و تکنولوژی کدام است؟ |
| ۵ | علم چیست؟ |
| ۶ | فلسفه و منطق |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
تولید علم چیست و چگونه سنجیده میشود؟
تولید علم اساس دانایی و دانایی اساس توانایی است. در توصیف زمان حاضر از تعابیر گوناگون همچون، «دوران فرا صنعتی»، «عصر ارتباطات»، «عصر علم و فناوری»، «عصر جهانی شدن» و ... استفاده میشود. وجه مشترک همه این تعابیر آن است که علم و دانش اساس توسعه یافتگی کشورها است و بیش از هر عصر و زمان در سرنوشت آدمیان دخالت دارد. به عبارت دیگر در عصری به سر میبریم که موتور محرک آن علم و دانش است که پیشرفتهترین صنایع مبتنی بر بالاترین تخصصها از آن حاصل میشود.
تولید علم و دانش تنها از طریق تحقیق و پژوهش که وظیفه اصلی دانشگاه و مراکز پژوهشی است، حاصل میشود. توسعهای پایدار است که مبتنی بر دانش و علم باشد، چرا که تولید علم باعث افزایش دانایی و این مقدمه، زمینه ساز فناوری و در نتیجه تولید اشتغال و ثروت و در نهایت سبب آسایش، توانایی و امنیت اجتماعی میشود
آمریکا، انگلیس، ژاپن، فرانسه، ایتالیا، آلمان و کانادا که از آنها به عنوان ۷ کشور صنعتی جهان یادمی شود، به لحاظ تولیدات علمی نیز امروزه در هسته مرکزی دانش جهانی قرار دارند که این موید ارتباط وثیق و بلاواسطه میان تولید علم، فناوری و برخورداری از یک اقتصاد ملی پویا است. بنابراین تولید علم شاخصی است که میتوان به وسیله آن چشم انداز توسعه را در ممالک مختلف مشخص کرد.
تولید علم چیست؟
علم سنجی (Scientometrics) یا سنجش دادههای علمی از دهه ۵۰ قرن بیستم میلادی پا گرفت و در طول یک دهه توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند و یک دهه بعد و در زمان انفجار تاسیس پی درپی رشتههای جدید دانشگاهی در اشکال مختلف و تحت عناوینی چون علوم اطلاع رسانی (information science) و کتابداری (Library science) در محافل دانشگاهی جا افتاد. البته اگر بخواهیم بر مبنای آثار بنیانگذاران این رشتهها قضاوت کنیم باید منبع تاسیس این رشته را متنوع بدانیم چرا که بعدها در سنجش دادههای علمی نقش قالب را «نمایه سازی استنادهای علمی» و «تحلیل آمار» ایفا نمودند.
در پی یک دهه تحقیق و درگیر شدن رشتههای مختلف علم سنجی عملا محور مسائل در تولید علم به سمت ارائه شاخصهایی سوق داده شد که به عنوان معیار اصلی در تعیین میزان تولیدات علمی شناخته میشوند. امروزه عمدهترین شاخص تولید علم در سطح جهان تعداد مقالات علمی نمایه شده و نیز استنادهای (citation) مرتبط با آن شناخته شده است. هر یک از این شاخصها اهمیت خاص خود را در سنجش دادههای علمی دارا میباشند. تعداد مقالات نمایه شده بیانگر رشد کمی تولیدات علمی و استنادهای مرتبط با آن نشانگر اثربخشی مقاله چاپ شده و سطح کیفی آن است. در کنار این شاخصهای اصلی معیارهای دیگری چون پژوهشهای کاربردی، تعداد کتب چاپ شده، ثبت اختراعات، مراکز رشد فناوری، کنفرانسها، مجلات علمی - پژوهشی و ... نیز در تعیین میزان تولیدات علمی موثرند.
اما چگونه میتوان یک مقاله را در نمایه در سطح بین المللی مطرح نمود و یا تعداد ارجاعات به آن را مشخص نمود؟ در پاسخ باید گفت، تنها راه مطرح کردن یک مقاله و تحقیق در سطح جهانی، انتشار آن در مجلاتی است که در یکی از موسسات معتبر نمایه سازی به عنوان مجله معتبر شناخته شده باشد. موسسه اطلاعات علمی (Institute for scientific Information) در فیلادلفیای آمریکا، در حال حاضر مهمترین و معتبرترین موسسه نمایه سازی تولیدات علمی به شمار میرود. موسسه اطلاعات علمی (ISI) یک شرکت نشر دادههای پایه علمی است که پوشش جامعی از مهمترین و موثرترین تحقیقات انجام شده در سراسر جهان را در اختیار قرار میدهد. در حال حاضر دادههای پایه این موسسه ۸۰۰۰ مجله بین المللی را تحت پوشش قرار میدهد. هر مجله پیش از آنکه انتخاب یا رد شود، در یک فرآیند ارزیابی دقیق قرار میگیرد. فاکتورهای زیادی اعم از کیفی و کمی در ارزیابی مجلات برای تحت پوشش قرار گرفتن، در نظر گرفته میشود. استانداردهای اساسی نشر مجله محتوای نوشتار، بین المللی بودن، هیات تحریریه و نویسندگان و نیز دادههای استنادی مربوطه همگی منظور میشوند. استانداردهای اسامی مجله شامل این موارد است: زمانبندی چاپ مجله، رعایت مقررات بین المللی نشر، فرآیند داوری شخصی و داشتن عناوین، چکیدهها و کلید واژگان مقالات به زبان انگلیسی. چنانچه تمایل مجلهای برای تحت پوشش قرار گرفتن در ISI باشد، باید آخرین شماره چاپ شده مجله را به همراه نامه درخواست به موسسه فوق فرستاده و سپس دو یا سه شماره بعدی مجله به محض خارج شدن از چاپ ارسال گردد.
موسسه ISI یافتههای علمی منتشر شده به صورت مقالات را در سه بخش نمایه سازی نموده و در اختیار دانشمندان قرار میدهد. این سه بخش عبارتند از:
۱ - نمایه استنادی علوم محض (SCI)
پوشش موضوعی SCI شامل کلیه حوزههای علوم پایه (ریاضی، فیزیک، شیمی، کامپیوتر، زیست شناسی، زمین شناسی و نجوم) کشاورزی، مهندسی و پزشکی مشتمل بر ۱۵۰ رشته مختلف است که مقالات علمی چاپ شده در ۳۵۰۰ مجله علمی استاندارد شده در علوم محض را نمایه میکند.
۲ - نمایه نامه استنادی علوم اجتماعی (SSCI)
پوشش موضوعی این بخش شامل تمامی رشتههای علوم اجتماعی بوده و عناصر مهم کتاب شناختی ۱۷۰۰ مجله علمی را در حوزه علوم اجتماعی به طور مرتب گزارش و ذخیره میسازد.
۳ - نمایه نامه استنادی هنر و علوم انسانی (A & HSCI)
پوشش موضوعی این بخش شامل تمامی رشتههای هنر و علوم انسانی بوده و عناصر مهم کتاب شناختی ۱۱۴۰ مجله علمی در حوزه هنر و علوم انسانی به طور مرتب منتشر، ذخیره و در هر هفته ۲۷۰۰ مقاله علمی در این بخش نمایه میشود.
مسوولیت اصلی در ISI به عنوان یک شرکت نشر دادههای علمی پایه این است که پوشش جامعی از مهمترین و موثرترین تحقیقات انجام شده در سراسر جهان را در اختیار مشترکان خود قرار دهد.
علم سنجی در ایران
بحث تولید علم نخستین بار در کشور ما در سال ۱۳۶۵ در دانشگاه تهران مطرح شد، اما در آن زمان در حد یک واژه باقی ماند و فقط خمیر مایه اولیه آن شکل گرفت. در سال ۷۳-۱۳۷۲ این مساله به صورت جدی تری مطرح و حتی چندین بار تلاش شد که دفتری اختصاص در وزارت فرهنگ و آموزش عالی آن روز تاسیس و به مسائل علم سنجی بپردازد که متاسفانه در این زمینه توفیقی حاصل نشد. در این سالها تنها دانشگاه تهران بود که اعلام کرد به نویسندگانی که مقالات آنها را در مجلات بین المللی چاپ شود، جوایز قابل ملاحظهای اهدا خواهد کرد. در واقع این اقدام نخستین گام جدی در زمینه تولید علمی بود.
در سال ۱۳۷۹ بحث تولید علم در معاونت پژوهشی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، با تاسیس گروه علم سنجی در «مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور» به شکل سازمان یافته تری دنبال و در این رابطه اعلام گردید به هر مقاله معتبر بین المللی مبالغ مالی قابل توجهی تعلق میگیرد و حتی برخی دانشگاهها داشتن مقاله معتبر بین المللی را پیش شرط ارتقای شغلی اعضای هیات علمی مطرح کردند.
خوشبختانه بحث تولید علم و سنجش دادههای علمی در سالهای اخیر به یک گفتمان قالب در مجامع علمی کشور تبدیل شده است. این مقوله که در گذشت نه چندان دور، مطالب و آگاهی کمی پیرامون آن وجود داشت، تبدیل شدنش به یک گفتمان، علاوه بر آنکه نشانگر ارتقای کیفیت علمی در ایران میباشد، نوید بخش نگرشی نو و جدی در مسائل علمی و پژوهشی کشور بوده و میتواند مراکز تحقیقاتی را به سمت تولید جهانی علم سوق داده و عزم استادان پیشرو دانشگاهها جهت ورود به رقابت جهانی و کسب اعتبار برای کشور را دو چندان نماید.
اخیرا نیز انتشار گزارشی در مجله آمریکایی «نیچر» در مورد جایگاه علمی کشورهای جهان که توسط «دیوید ای . کینگ» عضو دفتر علوم و تکنولوژی انگلیس تهیه شده بود و قرار دادن ایران در رتبه سی ام جهانی، به لحاظ تولید علمی و همچنین استناد مسوولان وزارت علوم به آن گزارش واکنشهای مختلفی را از سوی شخصیتهای علمی و دانشگاهی به خود معطوف داشت، چرا که آنها معتقد بودند قرار گرفتن ایران در رتبه سی ام تولید علم جهانی براساس مطلب نشریه نیچر اتفاقی بوده و نویسنده فقط ۳۰ کشوری که ۹۸ درصد مقالات چاپ شدهای که در کارهای تحقیقاتی بیشترین ارجاع به آنها صورت گرفته را مورد مقایسه قرار داده است.
در گروه بندی که نویسنده در مقاله خود انتخاب کرده بود، کشورهایی مانند نروژ، زلاندنو، جمهوری چک، ایرلند، اوکراین، مجارستان، پرتغال، آفریقای جنوبی و آرژانتین را که به لحاظ علمی بسیار فعال و پرمقاله تر از ایران هستند، مورد مقایسه قرار نداده بود، در صورتی که اگر این کشورها در مقایسه نشریه نیچر مورد استفاده قرار میگرفتند، قطعا رتبه علمی ایران تنزل پیدا میکرد. بنابراین قرار دادن ایران در رتبه سی ام تولید جهانی علم غیرواقع بینانه به نظر میرسد.
اما اگر تولید علم در ایران را براساس شاخصهای ISI به عنوان معتبرترین موسسه نمایه سازی تولیدات علمی مورد سنجش قرار دهیم، مسلما تولید علمی ایران در دهه اخیر رو به افزایش گذاشته است. این افزایش هر چند ابتدا ناچیز بود ولی ناگهان سرعت چشمگیری پیدا کرده است و از تولید سه رقمی در سال ۱۹۹۰ به تولید چهار رقمی در سال ۲۰۰۳ رسیده است که خود حکایت از مرحله جدیدی در تولیدات علمی ایران دارد.
از آنجا که موسسه اطلاعات از معتبرترین موسسات نمایه سازی در جهان بوده و اطلاعات و تحلیلهای کامل آن میتواند صورت دقیقی از جایگاه علمی کشور ما به دست دهد، به بررسی تولید ایران براساس شاخصهای این موسسه میپردازیم.
جایگاه ایران براساس تعداد مقالات نمایه شده در نمایه استنادی علوم محض (SCI) جدول شماره یک رتبه بندی ۵۰ کشور اول جهان از ۱۵۰ کشور براساس تعداد مقاله نمایه شده در SCI در سال ۲۰۰۳ را نشان میدهد:
در سال ۲۰۰۳ در مجموع تعداد ۱۱۱۱۳۶۹مقاله علمی در شاخه علوم محض (SCI) در سطح جهان ثبت شده است. ایالات متحده با حدود ۲۳۹هزار مقاله (۵۴/۲۱درصد از کل تولید جهانی) بیشترین سهم را به لحاظ تعداد مقاله به خود اختصاص داده است و همچون گذشته فاصله چشمگیر خود را با رقبا حفظ کرده است. ژاپن به عنوان کشور دوم با چاپ حدود ۷۸هزار (۷درصد) دومین سهم را دارد. آلمان، انگلیس، فرانسه، چین و ایتالیا به ترتیب رتبههای سوم تا هفتم را به خود اختصاص دادهاند. مجموعا هفت کشور اول حدود ۵۰درصد و ده کشور اول حدود ۶۰درصد از تولید علمی جهان را از لحاظ تعداد مقاله به خود اختصاص دادهاند.
ایران در این جدول رتبه ۴۲ را به خود اختصاص داده است. در حالی که در سال ۱۹۹۳ رتبه ۵۵ را داشت، یعنی در عرض ۱۱ سال سیزده پله صعود داشته است و از تولید ۰۴/۰درصدی در سال ۹۳ در جهان به تولید ۲۵/۰درصدی در سال ۲۰۰۳ رسیده است. این مساله بیانگر افزایش چشمگیر تولید علم در ایران طی دهه اخیر میباشد. در تولید مقالههای علمی نیز رشته شیمی با ۸/۳۱درصد از کل تولیدات در بین رشتههای مختلف علوم محض رتبه اول را دارا میباشد. پزشکی دارویی با ۸/۲۴، مهندسی با ۵/۲۱درصد، فیزیک با ۰/۹درصد، ریاضیات ۲/۷درصد، کشاورزی ۰/۳درصد و زیست شناسی ۷/۲درصد، مابقی تولیدات علمی را در ایران دارا میباشند.
کل تولیدات علمی نمایه شده در شاخه علوم محض در سال ۲۰۰۳، ۳۲۲۲ مورد میباشد، که در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. کل تولیدات علمی همان گونه که اشاره شد صرفا شامل مقالات نمیشود بلکه معیارهای دیگری مانند، کنفرانسهای بین المللی ثبت اختراع، پژوهش کاربردی و... را شامل میشود. نمودار ذیل بیانگر جهش تولیدات ایران در سالهای اخیر است. همان گونه که اشاره شد تعداد مقالات نمایه شده، بیانگر رشد کمی تولیدات علمی میباشد، در صورتی که در ارزیابی جایگاه علمی، تعداد استنادات یا ارجاعات در مقالات معتبر بین المللی نیز که درواقع کیفیت مقالات منتشر شده را نشان میدهد، موثر است. ارجاع یا از طرف خود معلم، یعنی ارجاع به خود و یا از طریق دیگران میباشد. هر چند ارجاع به خود تدریجا سهم دیگران را در ارجاع افزایش میدهد، ولی ارجاع از طرف دیگران معیار اصلی در تعیین تعداد ارجاعات میباشد، که از این حیث ایران با ارجاع ۴۷درصدی از سوی دیگران جزو ۵۰کشور با بیشترین فعالیت ذکر میشود، که این میتواند برای کشور ما امیدوارکننده باشد.
علل افزایش تولیدات علمی در ایران
یقینا هر رشد و پیشرفتی عوامل گوناگونی را در پس خود دارد که فقدان هر یک از آنها میتواند در فرآیندهای رو به رشد خلل ایجاد نماید. در سالهای گذشته عوامل زیر نقش مهمی را در ارتقای جایگاه علمی ایران ایفا کردند:
۱ -توجه تاکید مسوولان به مقوله تولید جهانی علم.
۲ -بهبود شاخصهای اصلی آموزش عالی مانند تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان و گسترش مقاطع تحصیلی (کارکنان ارشد و دکترا).
۳ - ارتقای سطح علمی اعضای هیات علمی دانشگاهها و بهبود شاخص استاد به دانشجو از ۲۷ به 18.
۴ - افزایش اعتبار پژوهشی و تحقیقی کشور از ۳۱/۰درصد از تولید ناخالص ملی در سال ۷۵ به ۷/۰درصد در سال 82.
۵ - رشد چشم گیر موسسات و واحدهای پژوهشی و مراکز تحقیقاتی در سالهای اخیر.
۶ - حمایت و پشتیبانی از نشریات و انجمنهای علمی و رشد کمی آنها در سالهای اخیر.
۷ - افزایش همایشهای بین المللی در سالهای اخیر.
تولید علمی ایران در شاخه علوم اجتماعی (SSCI) و هنر و علوم انسانی (A&HSCI)
تولید علمی ایران در بخش علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی هر چند نسبت به دهه رشد قابل توجهی داشته و هم اکنون نیز روند صعودی را طی میکند، اما به هیچ عنوان با رشد علمی در علوم محض
قابل مقایسه نیست. کل تولیدات علمی ما شامل تعداد مقالات، ارجاعات پژوهش کاربردی، همایش بین المللی معتبر، مراکز دانشگاهی و ... در دو بخش علوم اجتماعی (SSCI) و هنر و علوم انسانی (A&HSCI) در سال ۲۰۰۳ رقم ۱۰۴ میباشد. در حالی که در علوم محض در سال ۲۰۰۳ کل تولید علمی نمایه شده ۳۲۲۲ میباشد و از این حیث ۲۵/۰درصد از کل تجهیزات جهانی را تشکیل میدهد. دلایل زیادی را میتوان در ناکافی بودن تولیدات علمی در این دو شاخه ذکر نمود، اما مهمترین آنها به این مسائل بازمی گردد: عدم توجه محققان ایرانی به انتشار مقاله خود در نشریات معتبر بین المللی، توجه بیش از حد به مخاطبان خود در داخل کشور، فقدان ساز وکارهای مناسب جهت تشویق و ترغیب محققان به انتشار مقاله خود در نشریات معتبر بین المللی، تمرکز و نگاه تک بعدی مسوولان به تولید در شاخصی علوم محض و نهایتا ضعف و نارساییهای جدی بخش هنر در تولیدات جهانی.
نتیجه گیری
تولید علم در ایران به ویژه در شاخه علوم محض طی دهه اخیر رشد و پیشرفت در خور توجهی داشته است. این روند، افقی روشن از فضای علمی پژوهش کشور ترسیم میکند. البته این بدان معنا نیست که وضعیت فعلی ما در حد مطلوبی قرار دارد، بلکه تداوم این روند میتواند در سالهای آتی ما را از تولید ۲۵/۰درصدی به تولید یک درصدی علم در شاخه علوم محض در جهان برساند. برای رسیدن به این یک درصد باید میزان مشارکت خود را نسبت به سال ۲۰۰۳، ۵/۳ برابر نماییم. بررسی روند رو به رشد تعداد مقالات در جهان نشان میدهد که در سال ۲۰۱۰میلادی، تعداد مقالات کل در شاخه علوم محض به بیش از ۵/۱میلیون مورد برسد. چنانچه سال ۲۰۱۰م. را سال دستیابی به یک درصد تولید علم جهان برای ایران فرض کنیم، باید به تعداد ۱۵۰۰۰مقاله در سال ۲۰۱۰ برسیم. این تنها در صورتی میسر خواهد بود که میزان رشد تولید علم در ایران در هر سال نسبت به سال قبل ۲۵ درصد باشد. برای رسیدن به این جایگاه نیازمند موارد ذیل هستیم:
۱ - برنامه ریزی صحیح وزارت علوم و دست اندرکاران پژوهشی.
۲ - افزایش اختصاص سهم تحقیقات از تولید ناخالص ملی تا حداقل سه درصد.
۳ - افزایش همکاریهای بین المللی و علمی.
۴ - دادن اختیارات بیشتر به پژوهشگران جهت افزایش تولیدات علمی.
اما تولید علمی در شاخههای علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر نیازمند توجه بیشتری از جانب مسوولان و محققان میباشد. مسوولان وزارت علوم باید آن توجه و تاکیدی که به تولید در شاخه علوم محض دارند، به تولیدات این شاخه نیز نشان بدهند و استادان و پژوهشگران را به سمت تولید جهانی سوق بدهند. البته به نظر میرسد با ساختار کنونی وزارت علوم نمیتوان به این مهم دست یافت. زیرا ساختار فعلی به ویژه معاوت پژوهشی و مرکز تحقیقات سیاست علمی به عنوان متولیان اصلی این امر، به گونهای با رشتههای فنی و علوم پایه عجین و به تحقیق و پژوهش هویتی فنی - مهندسی بخشیدهاند، که مجالی برای پرداختن به مقوله پژوهش در زمینه علوم انسانی، علوم اجتماعی و هنر نیست. ضمنا نباید مشکلات و موانع بی شمار امر تحقیقات که وقت و انرژی زیادی از سوی معاونت پژوهشی برای برطرف کردن آن صرف میشود را نادیده گرفت.
با این اوصاف و با توجه به گستردگی و پیچیدگی مسائل حوزه علوم انسانی، علوم اجتماعی و هنر ضروری است تا در ساختار فعلی وزارت علوم، معاونت یا اداره کلی مستقل تاسیس شود تا با تعریفی جدید از پژوهش و تحقیق در این سه حوزه و تشویق اندیشمندان و فراهم نمودن سازوکارهای لازم، زمینه برای تولیدات جهانی فراهم شود که البته راه اندازی دفتر مطالعات و برنامه ریزی در درون معاونت فرهنگی میتواند گامهای اساسی در این زمینه بردارد و خلاهای موجود را برطرف کند.
لازم به یادآوری است از آنجا که اغلب تولیدات علمی این سه شاخه در داخل منتشر و نمایه بین المللی نمیشود، ضروری است اندیشمندان و مراکز دانشگاهی را به چاپ مقاله بین المللی ملزم کرد و همچنین گامهای اساسی و جدی برای بین المللی کردن مجلات معتبر داخلی و قرار دادن آنها در نمایه استنادی موسسه ISI برداشته شود.







