شرطیت احتمال تأثیر - جلسه 70

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۴ توسط Abbas69 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
شرطیت احتمال تأثیر

بسم الله الرحمن الرحیم

شرطیت احتمال تأثیر را بحث کردیم. در ضمن آن گفتیم فروع و تکمله‌هایی است که باید بررسی بشود. در این تکمله‌ها فکر کنم سه مطلب یا سه جهت را بحث کردیم. جهت چهارم را باید بحث کنیم. جهت و فرع چهارم این است که اگر احتمال تأثیر می‌دهد، ولی نه الان، بلکه در آینده. این حکمش چیست؟ به شکلی این را در بحث اصرار بر معصیت هم متعرض شدیم. باز کمی تکمیل‌تر می‌شود بحث سابق.

وقتی که کسی به امر و نهی می‌پردازد که جلوی ادامه گناه را دارد می‌گیرد، یا در آستانه وقوع جلوی وقوع آن را می‌گیرد. این گاهی احتمال تأثیر می‌دهد، در حال فعلی یعنی الان می‌گوید، الان هم اثر می‌گذارد. گاهی در مستقبلی که در حکم حال است. یک فاصله زمانی خیلی کم. و گاهی نه در یک افق استقبالی با فاصله متنابهی که آن هم درجات و مراتب دارد. این صور مختلف است. پس تأثیر یا احتمال تأثیر امر و نهی در رفع منکر گاهی فعلی است، گاهی استقبالی قریب است، گاهی استقبالی بعید است که آن هم دارای مراتب است.

سخن این است که این اقسام همه مشمول این احتمال تأثیر است و حکم منجز می‌شود، یا اینکه نه احتمال تأثیر همان احتمال تأثیر فعلی است، یا اگر می‌گوییم استقبالی که در حکم فعلی است، استقبال قریب است و آنجایی که نه احتمال تأثیر الان نمی‌دهد. این بناست گناهش را بکند، ادامه هم بدهد. بله احتمال تأثیری می‌دهد که برای پنج ماه دیگر، شش ماه دیگر، سال دیگر این آقا متأثر بشود از این امر و نهی، کما اینکه در بچه‌ها اینطور است که در حینی که می‌گوید، یک روز و دو روز و سه روز اثر نمی‌گذارد. ولی یک جوری این در ذهنش رسوخ می‌کند که در یک آینده میان یا بلند مدت متأثر می‌شود و منجر می‌شود از گناه، دست بر می‌دارد.

این حالت هم مشمول خطابات است، این احتمال تأثیر هم تکلیف را الزام می‌کند، یا نه این خارج از بحث است. برای ایضاح بیشتر مسئله شما را ارجاع می‌دهم به تحلیلی که در اصرار معصیت آوردیم. ما در اصرار معصیت چهار پنج مرحله آمدیم آن سخن اولیه را تعمیق کردیم. نقطه نهایی که رسیدیم این بود که امر و نهی کارکردش این است که یا یک امر فعلی را بر می‌دارد، یا یک امر استقبالی را زایل می‌کند و بر می‌دارد. این سخنی بود که در آنجا گفتیم و بر اساس این می‌گفتیم اگر می‌بیند که دارد انجام می‌دهد یا در شرف انجام است، باید اقدام بکند. و الزاماً اینجور نیست که فعلی باشد. فعلی یا در شرف، یا استمرار و ادامه همه این‌ها می‌گفتیم مشمول خطاب امر به معروف و نهی از منکر است در بحث آنجا. بر اساس آن در اینجا هم بعید نیست که در حقیقت بین دو نظر ما نظر سوم را انتخاب بکنیم.

دو نظری که ابتدا به صورت دو احتمال می‌شود مطرح کرد، یکی اینکه بگوییم امر به معروف و نهی از منکر وجوبش که متوقف بر احتمال تأثیر است، در جایی است که احتمال تأثیر بالفعل یا فی المستقبل قریب که در حکم فعلی است، داده بشود. فقط اینجا است. اینکه در آینده چه اتفاق می‌افتد نسبت به آن تکلیفی ندارم. احتمال دوم این است که بگوییم نه فرقی نمی‌کند، این یتعظ و یقبل و این‌ها اعم است از اینکه الان اثر بگذارد، برای همین گناه یا گناه قریب یا گناه بعید، احتمال دوم این است که بگوییم کاملاً دایره باز است، همه را می‌گیرد. احتمال سوم این است که کسی در حقیقت آن حد میانه را بگیرد. و بگوید که آن چیزهایی که احتمال تأثیر می‌دهد در الان یا افق قریب یا حتی غیر قریب آن‌ها را می‌گیرد، اما مستقبل بعید را نمی‌گیرد. مستقبل بعید از نظر عرفی گویا ادله از آن انصراف دارد.

این سه احتمالی است که در اینجا وجود دارد.؟؟؟ اول می‌گوید که فعلی و قریب، دوم می‌گوید بعید را به طور کامل می‌گیرد، سوم می‌گوید فعلی و قریب و میان مدت، یعنی آنی که اینقدر قریب نیست، ولی آنجور نیست که هر چه که یک فاصله ده روزه دارد آن را هم خارج بکند. این تنظیمات حد و حدود اجمالی و تخمینی قصه است. دقیق نمی‌شود مرز گذاشت و این‌ها. این احتمالاتی که اینجا وجود دارد. مبنای این احتمالات این است که رجوع به آن ادله که بکنیم، ادله را مرور می‌کنیم، نتیجه را می‌گوییم و یک نکته‌ای که آخر عرض می‌کنم. ادله‌ای که ما داشتیم ببینیم مقتضای ادله چیست؟ اگر آن دلیل عقلی و لبی را بگیریم، دلیل لبی این است که احتمال تأثیر ولو فی المستقبل و لذا بعید نیست، یا احتمال دوم یا احتمال سوم را بگیرد، فرق نمی‌کند، اینکه مانع از منکر می‌شود، می‌گوید باید اقدام بشود.

حالا این منکر قریب باشد، یا بعید باشد. آن ادله ممکن است، اگر ادله را بگوییم مطلق است، آن وقت عقل دلیل لبی می‌گوید که احتمال تأثیر، ولو فی الجمله، ولو در آینده دور کافی است. اگر دلیل عقلی بگیریم. دلیل نقلی بگیریم تابع این است که این یقبل و یتعظ را چه طور معنا کنیم. در روایت یحیی بن طویل و مسعده بن صدقه، یکی این بود که یقبل منه، یکی هم یتعظ، این یقبل و یتعظ ممکن است کسی بگوید که یقبل و یتعظ ولو بعید، ممکن است کسی بگوید این انصراف دارد به یقبل و یتعظی که قریب یا حداکثر میان مدت باشد. این هم تابع این استدلال است که اینجا وجود دارد. این مبانی بحث است.

آنچه در اینجا به نظر می‌آید این است که حق مسئله شاید این باشد که روح امر به معروف و نهی از منکر یک روحی است که تقید به این حال و استقبال قریب و متوسط و بعید ندارد. همه را می‌گیرد. امر به معروف و نهی از منکر برای این است که آن منکر واقع نشود و احتمال تأثیر قریب یا احتمال تأثیر فعلی یا قریب یا متوسط یا بعید همه این‌ها را می‌گیرد. امر به معروف برای آن است که آن محقق نشود. منتها نکته‌ای که وجود دارد، آن مسئله را حل می‌کند، این است که نسبت به آن متوسط و بعید، دو صورت است. یک وقت است که اگر الان اقدام نکند، فرصت برای اینکه بعد اقدام بکند، هست.

اینجا ببینید چون زمان دستش باز است، واجب موسع است. و لذا یک الزام تعیینی فوری الان اینجا نیست. اما اگر فرض بگیرید اگر الان اقدام بکند، آن یک سال بعد دیگر منتهی خواهد شد، به گونه‌ای که اگر الان اقدام نکند سال بعد، دو سال بعد، سه سال بعد او انجام می‌دهد، یا احتمال انجامش قوی است.

اینجا تعین پیدا می‌کند باید انجام بدهد. این که ما خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم، آنی که بعید است، آن چه ضرورت دارد الان بگوییم. فکر می‌کنیم این خارج از دلیل است، علتش این است که یک حالت موسع است. غالباً این است که حالا نگفتی، بعد می‌گویی اثر می‌کند، بعد هم نگفتی، نزدیک عمل می‌شود، اثر می‌کند جلویش را می‌گیرد. به این جهت است، چون موسع است، ما فکر می‌کنیم از پر دلیل خارج است. آن انصراف وجهی ندارد.

همینجور در ذهن آدم می‌آید که ادله‌ای که می‌گوید احتمال تأثیر بدهد، احتمال قبول بدهد، احتمال اتعاظ بدهد، این‌ها ظاهرش این است که در یک حال یا افق قریب است، اما آن متوسط و بعید را نمی‌گیرد. من عرضم این است که این انصراف نیست، آن راز دیگری است. آن رازش این است که چون غالباً اینطور است، از آن شق اول است، که احتمال تأثیر الان است، در آن اقدام نزدیک وقوع عمل هم احتمال تأثیر می‌دهد. و لذا این حالت موسع دارد.

مثل نماز ظهر و عصر است که وقت موسعی دارد. اینجا هم امر به معروف و نهی از منکر موسع دارد. او می‌داند قرار است این آقا یک سال دیگر فلان گناه را انجام بدهد، طراحی‌هایی انجام شده که قرار است جنگی بکند و اقدام به بازدارندگی او الان می‌شود، پنج ماه دیگر می‌شود هفت ماه دیگر می‌شود، سر نه ماه ده ماه هم می‌شود. چون موسع است، آدم فکر می‌کند، آن دور است، خطاب این را نمی‌گیرد.

نه خطاب این را می‌گیرد، منتها چون زمان وسیع است، موسع است تعین پیدا نمی‌کند، اقدام الان، مصداق فعلی قطعی وجوب نمی‌شود این تخییر زمانی دارد. چون تخییر گاهی عرضی است یا این یا آن یا آن، گاهی تخییر زمانی است، مثل واجبات موسع که مصادیق در طول زمان را مخیر است از نظر عقلی کی بیاورد. سر وقت بخواند، ربع بعد، نیم ساعت، سه ربع، یک ساعت همین جوری. این تخییر در طول زمان است. و لذا این تخییر زمانی این واجب موسع، این موجب می‌شود که در ذهن بیاید که گویا ادله از این انصراف دارد. در حالیکه ادله انصراف ندارد. ادله می‌گوید جلوی گناه را بایستی گرفت. و البته گناهی که دلیل دارد بر اینکه یا دارد انجام می‌گیرد، یا معلوم است که بناست واقع بشود.

این چه نزدیک باشد، چه متوسط باشد، چه بعید باشد، همه‌اش مشمول ادله است.؟؟؟ احتمال تأثیر می‌دهد، هم اینکه الان بگوید احتمال تأثیر می‌دهد، هم اینکه ده ماه دیگر همه‌اش احتمال تأثیر می‌دهد، موسع است.؟؟؟ داریم راجع گناهی که قرار است انجام بگیرد، جلوگیری است. نه آنی که جلوی استدامه را گرفتن است. اول بحث گفتم سه مصداق دارد امر به معروف، یکی اینکه دارد انجام می‌دهد، یکی اینکه در شرف قریب است، یکی اینکه بناست انجام بگیرد، ولی در فاصله‌ای.

در اصرار می‌گفتیم روح امر به معروف و نهی از منکر شرطی است که شامل می‌شود، حتی آنی که قرار است بعد انجام بگیرید. منتها آنی که بناست بعد انجام بگیرد احتمال تأثیر باید بدهد، ولی الان یا بعد یا بعد یا بعد اگر همه‌اش احتمال تأثیر می‌دهد مخیر بین هر یک از این‌ها است. این را داریم بحث می‌کنیم.؟؟؟ گاهی می‌شود اقدامی که از الان شما می‌روید آن نقشه جنگش را تغییر می‌دهید. چون مقدماتش که حرام نیست، اقدامی که می‌کند، نسبت به مقدمات است، آن مقدمات الان تغییر پیدا می‌کند. یک وقت نه آن را تغییر نمی‌دهد، ولی سر به زنگ‌ها می‌تواند. مخیر است.؟؟؟ آن نکته هم هست.

آنجایی که موسع است، یک نکته اساسی این بود، آنجا چون حالت تخییری زمانی دارد، آدم فکر می‌کند دلیل این را نمی‌گیرد. دلیل این را می‌گیرد، منتها چون تخییری است، عملاً ذهن آدم می‌رود به آن سمت نزدیک. این نکته هم هست. نکته‌ای که ایشان می‌گویند درست است. اگر الان احتمال تأثیر نمی‌دهد، خوب تبعاً این از پر شمول دلیل خارج می‌شود. از آن وجوب خارج می‌شود.

از هر زمانی که احتمال تأثیر می‌دهد می‌آید در دایره وجوب اقدام، منتها اگر خیلی نزدیک و سریع است، می‌شود فعلی فوری، اگر نزدیک و سریع نیست، می‌شود به نحو تراخی همینجور تخییر زمانی دارد. بنابراین بعید نیست، بگوییم ما ادله امر به معروف و نهی از منکر و این‌ها مقید به احتمال تأثیر است، ولی این احتمال تأثیر دور و نزدیک در این فرق نمی‌کند.

منتها انطباقش بر مورد این است که گاهی تعین پیدا می‌کند و فوری می‌شود. گاهی به نحو تراخی است و گاهی این است که الان در افق نزدیک نسبت به آن کار بعیدی که بعد بناست انجام بشود، اثر نمی‌کند، نزدیکش می‌رود از دایره می‌رود بیرون. و لذا احتمال تأثیر است، انصرافی چیزی اینجا شاید وجود نداشته باشد و حق همان احتمالی است که در واقع ما بگوییم که احتمال تأثیر در افق قریب و بعید و این‌ها هیچ فرقی نمی‌کند. همینکه احتمال تأثیر می‌دهد، واجب است. ولی معنایش این نیست که واجب فوری است. نه گاهی واجب فوری است، آنجا که قریب است. گاهی واجب فوری به نحو تراخی و تخییر در طول زمان است، آنجایی که احتمال تأثیر منحل می‌شود به این اقدامات در طول زمان، یک جاهایی ممکن است ثمره این بحث این است که یک جاهایی در بعیدش با اینکه بعید است باید اقدام بکن. احتمال تأثیر فقط در اقدام الان است. می‌داند جنگی که بناست یک سال دیگر اتفاق بیفتد، الان باید نهیش کند. اگر الان نکند شش ماه دیگر آن آدمی که این همه ساز و برگ برای جنگ چیده بعید است بشود جلویش را گرفت، آن وقت الان تعین پیدا می‌کند. خود این نشان می‌دهد که آن انصراف نیست.

یعنی قریب و بعید احتمال تأثیر قریب و بعید این فرقی نمی‌کند.؟؟؟ ارتکاب فعل الان دارد انجام می‌شود یا ده روز دیگر یا ده سال این محل بحث است.؟؟؟ مقدمات که نه، نهی از گناه.؟؟؟ چون مطمئن است که آن وقت بناست گناه بکند، الان می‌گوید نکن.؟؟؟ ما می‌خواهیم بگوییم آن انصراف نیست. ادعای انصرافی اینجا وجود دارد که یک چیزی که ده سال دیگر بناست انجام بشود الان بگوید نکن.؟؟؟ مفروض این است که ما می‌دانیم بناست انجام بدهد. مفروض این است که منکری در وقوع است، یا قطعاً بناست واقع بشود. این ما تکلیف داریم در قبال آن، منتها وقتی در طول زمان باشد، تکلیف ما به نحو تخییری زمانی است. و همان جا اگر نه گفتن الان موجب می‌شود که یک سال دیگر جنگ نشود، الان باید بگوید. تابع این است که من مطمئن هستم بناست این کار بکند یا نه. از شرایط این است که در حال وقوع باشد، یا مطمئن به وقوع باشد. این یک بحث است که جهت چهارم است.

جهت پنجم این است که گاهی هست که با یک امر و نهی احتمال تأثیر می‌دهد. اما گاهی است که صورت دوم این است که احتمال تأثیر با یک امر و نهی نمی‌دهد. اگر الان بگوید غیبت نکن، با یکی گفتن این اثری نخواهد کرد. ولی اگر تکرار بکند، اثر می‌کند. یک بار و دو بار و سه بار در طول فرایند زمانی چند روزه این را بگوید او از این گناه دست بر می‌دارد. یا اگر در شرفش هست و بناست گناهی بکند، انجام نمی‌دهد. پس احتمال تأثیر گاهی با اقدام مرتاً است، گاهی نه با اقدام مرتاً می‌داند هیچ اثری نمی‌کند، ولی با اقدام به شکل تکرار و مرار اثر می‌کند. اینجا سؤال این است که قسم اول که روشن است که مشمول دلیل است. آیا ادله امر به معروف و نهی از منکر که مقید به احتمال تأثیر شد، این صورت دوم را هم می‌گیرد، یعنی احتمال تأثیر با تکرار تکلیف می‌کند بر او که امر را و نهی را تکرار بکند، یا نه؟ اینجا هم دو احتمال وجود دارد. یک احتمال این است که ما ظاهر لفظی را بگیریم و جمود بر ظاهر داشته باشیم و ظاهر هم بگوییم این است که بگوید در مقابل هر منکری یا ترک معروفی شما امر و نهی بکن و این هم انطباقش با همان مره اولی است، همان که دفعه اول انجام داد، دیگر امر و نهی را کرد، تکلیف عمل شد.

این فقط مأمور به است. اگر فقط مأمور به همان تحقق مره اولی باشد، خوب احتمال تأثیر هم باید در همان دایره باشد. همانی که مأمور به است، باید احتمال تأثیر بدهد. او مأمور به است، وقتی می‌گوید امر و نهی بکن، یعنی گناه که دیدی یک بار بگو. این با یک بار محقق شد تکلیف، بنابراین این بحث تابع این یک بحث عمیق‌تری است که دو احتمال وجود دارد. در باب خطاب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال اول این است که این منطبق می‌شود بر همان مره اولی، مثل همان همه خطاباتی که حالت اطلاق بدلی دارد. اگر گفت اکرم، با اکرام اول تکلیف را ادا کرد و امر به معروف و نهی از منکر هم حالت بدلی دارد. یعنی آمده روی صرف الوجود انطباقش بر آن مره اولی می‌شود. صرف الوجود است در مقابل این امر به معروف و نهی از منکر باید بکند. صرف الوجودش هم و بدلی مقصود است، صرف الوجود است که می‌شود بدلی، و این هم منطبق می‌شود با مره اولی، همانی که مأمور به است، می‌گوید باید احتمال تأثیر بدهی. مأمور به همان مره اولی است و همان هم احتمال تأثیر باید بدهی. بنابراین احتمال تأثیر که در مره اولی نمی‌دهی دیگر تکلیف نداری. این یک احتمال است.

احتمال دوم این است که نه با مناسبات حکم و موضوع و ارتکازات مأمور به این نیست که با مره اولی تمام بشود. مأمور به این است که در آن حد متعارفی که شما بتوانید مانع از تحقق بشوید. تحقق منکر یا ترک معروف بشوید، باید اقدام بکنید. اگر خطاب را اینجور معنا کردیم یعنی موظفی من، مکلف به من یک اقدام یک بار نیست، اقدام یا صرف الوجود اقدام به نحو بدلی نیست که با آن مره اولی تمام بشود تکلیف، نه اقدام این است که باید کاری کرد، البته در حد متعارف، که منکر واقع نشود، اگر اینجور معنا کنیم، آن وقت امر به معروف و نهی از منکر تکلیفی که بر دوش شخص گذاشته، چیزی فراتر از یک بار گفتن است. اقدام یک بار است، در حد آن صرف و بدلی و امثال این‌ها، بلکه این معطوف به آن غرض است و روح تکلیف یک بار نیست. این که امر و نهیی که جلوی او را بگیرد، به نحو عرفی نه تکلیف‌های ما لا یطاق و این‌ها، این که باشد، آن وقت تکرار در دلیل هست. یک بار نشد دو بار نشد، سه بار، نشد چهار بار، البته تا یک حدی از تکرار متعارف و عناوین ثانویه هم بر آن عارض نشود. این مکلف به است. اگر این باشد، آن وقت احتمال تأثیر هم می‌آید روی این. بنابراین احتمال تأثیر در یک بار یا چند بار، کدام ملاک است، این تابع این است که خطاب به چی تعلق گرفته است، خطاب همان تعبد به مطلق است که با یک بار محقق می‌شود. یا اینکه نه خطاب روحی دارد و روح آن است که منکر را به نحو عرفی جلوی آن را بگیرد و آن تکرار را هم شامل می‌شود. اگر شد یک بار نشد چند بار. اگر این مکلف به و متعلق خطاب این دومی باشد، احتمال تأثیر هم اختصاص به یک بار ندارد. آن شکل زنجیره مستمری که مأمور به است، آن باید تأثیر داشته باشد، ولو یکیش تأثیر ندارد.

این احتمال دوم است. و اینکه بعضی رفتند روی اینکه ببینیم یتعظ یعنی یک بار بگوییم یتعظ یا یقبل یا چند بار خیلی روی آن نباید رفت. این بحث ریشه‌ای تر است و به نظر می‌آید حق در مسئله این دومی است. این‌ها از چیزهای تعبدی نیست که بگوییم که گفته در این وقت نماز بخوان و خوب یک نماز هم با آن امر محقق می‌شود. این خطاب فلسفه‌ای دارد که آن فلسفه اینجا حکمت نیست، علت است. و آن بازدارندگی در حد متعارف است. اینکه یک بار و دو بار و سه بار این‌ها قید نیست اینجا. این یک قرینه‌ای است که خطاب را یک جور دیگری قرار می‌دهد. بنابراین مفهوم خطاب و مدلول خطاب احتمال دوم است و به عبارت دیگر مدلول خطاب اقدام به نحوی است که گفتند و بازدارندگی به نحوی که اثر بکند. مرتاً او مراراً یعنی به عبارت دیگر مأمور به این گفتن لفظی اینجوری نیست.

مأمور به این است که جلوی او را بگیری، در حدی که مقدور عرفی است، با اینکه یک بار بگویی یا ده بار بگویی. اینکه مدلول شد و متعلق خطاب شد، احتمال تأثیر هم مال همین است. همین را باید احتمال تأثیر در آن بدهد و لذا آن یقبل یتعظ یعنی یقبل یتعظ از آنی که مأمور به است. مأمور به هم یک بار نیست. مجموعه است. این هم به نظر می‌آید با این تحلیل این احتمال دوم درست است. دو سه نکته دیگر دارد که عناوینش را می‌گوییم. جهت ششم این است که احتمال تأثیر می‌دهد، نه یک نفری اقدام یک نفره، چند نفره مع الاجتماع. یکی اینکه احتمال تأثیر می‌دهد، ولی نه در خفا و این‌ها در آشکار و علن. و یکی هم که این در همین موسوعه هم آمده، احتمال تأثیر می‌دهد اگر غیر مستقیم بگوید.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

بازگشت به دروس خارج