فرهنگ مصادیق:مساله نجاست سگ در اسلام
کلمات کلیدی: نجاست، سگ، نگهداری سگ، خرید وفروش، سگ نگهبان
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ مساله نجاست سگ
- ۳ مفهوم نجس
- ۴ نجس در اصطلاح فقهی
- ۵ نجاست سگ در قرآن
- ۶ نجاست سگ در روایات
- ۷ نجاست سگ و اجماع فقهاء
- ۸ نجاست انواع سگها
- ۹ فلسفه نجاست سگ
- ۱۰ عدم دخالت نجاست در معامله
- ۱۱ نگهداری سگ در خانه
- ۱۲ زشتی و قبح سگ بازی
- ۱۳ حقوق سگ بعنوان یک حیوان
- ۱۴ پاسخ به چند سوال
- ۱۵ فهرست منبع
- ۱۶ پا نویس
مقدمه
مساله «نجاست سگ» یکی از مسائل فقهی اسلام است که در جامعه امروزی اطلاع از چگونگی آن برای بسیاری حائز اهمیت است. عدهای از سر کنجکاوی میخواهند بدانند که: چرا اسلام سگ را نجس میداند؟ این افراد در این حکم، شک و شبههای ندارند و تنها از فلسفه نجاست سگ سوال میکنند و میخواهند بدانند: آیا در اسلام فقط حکم نجاست سگ بیان شده یا علاوه بر این، به فلسفه این حکم نیز اشارهای شده است؟
سوالاتی که در این مقاله پاسخ آن را مییابید:
سگ نجس هست یا نه؟
اگر هست پس چرا در قرآن از نجاست سگ سخنی نیامده؟
حال که چنین است فقهاء حکم نجاست سگ را چگونه برداشت میکنند؟
آیا همه سگها نجس هستند حتی سگهایی که استفاده مفید و عقلایی دارند؟
اصلا چرا سگ نجس هست؟
نجس بودن سگ چه ربطی به حرمت خرید و فروش آن دارد؟
آیا میتوان سگ را در خانه نگهداری کرد؟
آیا نجس دانستن سگ سبب نادیده گرفتن حقوق سگ به عنوان یک حیوان نمیشود؟
اگر سگ نجس هست چگونه سگ اصحاب کهف وارد بهشت میشود؟
آیا چنانچه انسان در برابر بیماریهای سگ واکسینه شود، باز هم باید از این حیوان دوری کرد؟
چرا اسلام دستور خاکمال کردن ظرف نجس را داده است اما از سوی دیگر گفته گوشت حیوانی که سگ شکار کرده، آب بکشید کافی است؟ آیا این تناقض گویی نیست؟
آیا منظور از خانهای که در روایت «اِنَّما لاتَدْخُلُ المِلائِکَة بَیْتا فیهِ کَلْبٌ»، آمده است همان جان ظلمانی انسان گنهکار است؟
آیا پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور به قتل سگان مکه داد؟
مساله نجاست سگ
مساله نجاست سگ یکی از مسائل فقهی اسلام هست، که در جامعه امروزی اطلاع از چگونگی آن برای بسیاری حائز اهمیت است. عدهای از سر کنجکاوی میخواهند بدانند که: چرا اسلام سگ را نجس میداند؟ و در کدام آیه یا روایت از متون دینی ما، علت نجاست سگ بیان شده است؟ این افراد در این حکم، شک و شبههای ندارند و تنها از فلسفه نجاست سگ سوال میکنند. میخواهند بدانند: آیا در اسلام فقط حکم نجاست سگ بیان شده یا علاوه بر این، به فلسفه این حکم نیز اشارهای شده است؟
عدهای نیز دم از حقوق حیوانات میزنند و حکم نجاست را بر خلاف حقوق سگ میدانند!، از نگاه آنان سگ یک حیوان با وفا است و همین را دلیلی برای طهارتش میدانند. علاوه بر این از کوچکترین دستاویزها برای اثبات سلیقه شان استفاده میکنند:
مگر میشود سگ با این وفاداریش نجس باشد؟
در قرآن و روایات از نجاست سگ سخنی به میان نیامده است!؟
قرآن با نام بردن از سگ اصحاب کهف، از این حیوان تمجید کرده است!
حضرت علی(علیه السلام) مردم را به یادگیری ده خصلت ارزنده ی سگ و بکاربستن این خصائص در زندگی توصیه فرمودهاند!
و ...
حال آنکه معلوم نیست نام بردن از سگ اصحاب کهف در قرآن چه ربطی به نجاست یا طهارت سگ دارد؟ وفاداری سگ و مفید بودنش، چه ربطی به عدم نجاست او دارد؟ و چگونه میتوان از سخن امیرالمومنین(علیه السلام) پی به طهارت سگ برد؟ اگر چنین باشد، آیا میتوان سخن پیامبر(صلی الله علیه وآله)، که بدعتگزاران را سگان دوزخ[۱] میداند، دلیلی بر نجاست سگ گرفت؟! آیا اینگونه سخن گفتن صحیح است؟
همانطور که ملاحظه فرمودید، برخورد سلیقهای با مسائل و ربط دادن همه چیز برای اثبات سلیقه شخصی، بخصوص برای کسانی که صلاحیت اظهار نظر در مسائل شرعی را ندارند تا جایی پیش میرود که در اصل و اساس مسالهای تشکیک میکنند. اگر مفید بودن و وفادار بودن سگ برای حکم به طهارتش کافی باشد، پس خون که حیات انسان با کمبود آن در خطر میافتد، نباید نجس باشد؟ آیا کسی در فواید و نیاز انسان به خون و همچنین در نجس بودن آن شک دارد؟ آیا به بهانه ی اینکه انسان اشرف مخلوقات هست، میتوان نجاست خون او را انکار کرد؟ ما فعلا قصد پرداختن به این سخنان را نداریم و در ضمن مباحث پیش رو به پاسخ آنها اشاره خواهیم کرد.
در این نوشتار با جستجو در منابع اسلامی از جمله قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) و ... در پی یافتن ادله این حکم خواهیم بود، پس از آن به چند مساله که فرع بر مساله نجاست سگ است، خواهیم پرداخت.
مسائلی از قبیل نجاست انواع سگ، خرید و فروش آن، نگهداری سگ در خانه، حقوق سگ به عنوان یک حیوان، فلسفه نجاست سگ در اسلام و در نهایت پاسخ به چند سوال.
امّا لازم است قبل از آن، مفهوم و معنای «نجس» بخصوص در اصطلاح فقهی آن، مورد بررسی قرار گیرد و سپس اصل مساله را دنبال کنیم:
مفهوم نجس
واژه «نـجـس» از نـظر لغت شناسان به معنای کثیفی، ناپاکی، ضد طهارت، ضد نظافت و به معنای پلیدی آمده است [۲].
بهترین تعریف لغوی از راغب اصفهانی است که نجس را به معنای پلیدی ظاهری و باطنی میداند، او مینویسد: « النجاسة القذارة و ذلک ضربان: ضرب یدرک بالحاسة وضرب یدرک بالبصیرة ... »؛ (نجاست، قذارت وکثیفی است که بردو نوع میباشد:
۱- آنکه با حواس انسان قابل درک است.
۲- آنکه با دیده بصیرت درک میشود.)
یعنی گاهی نجس دانستن چیزی بخاطر پلیدی باطنی آنست و تاثیر منفی بر روح و روان انسان میگذارد. راغب اصفهانی در ادامه برای معنای دوم، مصداقی را ذکر کرده و میگوید: « والثانی : وصف الله تعالی به المشرکین فقال: «إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ»[۳] ...»؛ (خداوند تعالی مشرکان را به آن توصیف کرده و فرموده : (مشرکان نجس هستند))[۴]
نجس در اصطلاح فقهی
در فقه اسلامی «نجس» به شیئی گفته میشود که بخاطر شدّت پلیدی باید از آن دوری و اجتناب کرد، و نحوه اجتناب و دوری از آن را شرع بیان کرده است مثلا: آبی که با عین نجاست برخورد کرده، قابل نوشیدن نیست و نمیتوان با آن، وضو و غسل گرفت؛ و با لباسی که نجس شده، نمیتوان نماز خواند و ... .
پس نجس در فقه یعنی: شیئی که دارای شدّت پلیدی است که باید به نحوی خاص، از آن دوری کرد؛ و نحوه اجتناب از آن را شرع مشخص میکند. یا به عبارتی دیگر نجاست چیزی است که به کار بردن آن در نماز و طواف و تغذیه، به دو جهت حرام میباشد: یکی شدّت پلیدی که در آن هست و دیگری دستور به دوری و اجتناب از آن.
لفظ «نجس» با ظهور خود و تبادر، بر این معنا دلالت دارد. شـیـخ طـوسی،[۵] طبرسی،[۶] آیة اللّه حکیم،[۷] راوندی،[۸] میرزا محمد مـشـهـدی[۹] و فـخـر رازی [۱۰] در تفسیر «نجس» گفتهاند: کلمه «نجس» نزد ما معنای روشنی دارد و آن نجاست فقهی است. [۱۱]
عدهای نیز معتقدند پس از ظهور اسلام، کثرت استعمال لفظ نجس در این معنا به گونهای بوده که سبب ثبوت حقیقت شرعیه شده است، یعنی هرگاه پس از اسلام این لفظ بدون قرینه بکار رود همین معنای فقهی از آن برداشت میشود نه معنای لغوی. (چنانکه واژه صلاة با اینکه قبل از اسلام به معنای دعا بود، پس از اسلام به معنای حرکات خاصی که نماز نام دارد، بکار میرود.) لازم به ذکر است، علاوه بر ابن زهره[۱۲] و راوندی[۱۳] که مدعی حقیقت شرعیّه در این باره هستند، شیخ انصاری نیز مینویسد: در وجود معنای حقیقت شرعیه برای لفظ «نجس» جای شک ندارد . حال که چنین است روشن میشود که، اگر واژه نجس در متن روایات آمد به کدامیک از این دو معنا خواهد بود:
پلیدی تنها (معنای لغوی)،
پلیدی خاصّی که باید به نحوی خاص از آن دوری شود. (معنای فقهی)
علاوه بر این، تعابیر دیگری نیز هستند که شارع با آنها معنای نجاست فقهی را، قصد میکند. بعضی از این تعابیر عبارتند از:
«لاتشرب منه، لاتتوضاء منه، لاتصل فیه، یجتنب عنه، اذا اصابه یدک مع الرطوبه فطهّره، صب علیه الماء و[۱۴]...»؛
(منوش از آن، وضو مگیر از آن، در آن نماز مگذار، از آن اجتناب کن، هرگاه دست مرطوبت آن را لمس کرد تطهیر کن، بر آن آب بریز و...) نتیجه اینکه، هرگاه واژه «نجس» و «تعابیر مرادف آن» در متون اسلامی بکار رفت، معنای فقهی نجاست مدّ نظر است.
نجاست سگ در قرآن
پیش از این گفتیم یکی از سوالات مطرح در مساله نجاست سگ، اینست که : آیا در قرآن که کاملترین کتاب آسمانی است به نجاست سگ اشارهای شده است یا نه؟
در قرآن کریم در سه مورد از سگ سخن گفته شده که عبارتند از:
۱- ماجرای سگ اصحاب کهف: خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین میفرماید:
(... سگشان بر آستانه ی غار دو دستخود را دراز کرده بود.)[۱۵]؛ «... وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ...».[۱۶]
در این آیه هیچ گونه اشارهای به طهارت و نجاست سگ نشده است، نهایت استفادهای که از این آیه میشود، اینست که:
اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند.
سگ در دهانه غار، یعنی محلی غیر از محلّ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود (بِالْوَصِیدِ) .[۱۷]
تنها نکته قابل توجه در اینجا، مساله همراه داشتن سگ است که در ذیل عنوان «نگهداری سگ در خانه» به آن خواهیم پرداخت. (که نگهداری سگ نگهبان اشکالی ندارد.)
۲- ماجرای بلعم باعورا: خداوند در سوره اعراف، بلعم باعورا را به سگ تشبیه کرده است و چنین میفرماید: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ».[۱۸]
سخن از یک عالم دانشمند است که ابتدا در مسیر حق بود، به گونهای که کسی انتظار انحراف او را نداشت. سرانجام دنیاپرستی و پیروی از هوای نفس او را به سقوط کشاند. به نحوی که تشبیه به سگ شده است. اما چرا به سگ تشبیه شده؟ زیرا او بر اثر شدت هواپرستی و چسبیدن به لذات جهان ماده، یک حال عطشِ نامحدود به خود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستی میرود نه به خاطر نیاز و احتیاج بلکه به شکل بیمارگونهای همچون یک «سگ هار» که بر اثر بیماری هاری، حالت عطش کاذب به او دست میدهد و در هیچ حال سیراب نمیشود.[۱۹] در این آیه نیز نه سخن از طهارت سگ است و نه سخن از نجاست آن آمده است.
نکته قابل توجه اینست که: اگر در آیه قبل، ذکر سگ اصحاب کهف دلیلی بر تمجید و طهارت او باشد، این آیه نیز به وجود نوعی مزمت و پستی در سگ دلالت دارد که سبب شده خداوند حالت یک عالم هواپرست را به آن تشبیه کند و میتوان از آن بر نجاست سگ استناد کرد! امّا حقیقت اینست که هر دو سخن، سست و باطلند .
۳- حکم صید سگ شکارچی: خداوند در ابتدای سوره مائده میفرماید:
«يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ ...».[۲۰] (از تو سؤال میکنند چه چیزهایی برای آنها حلال شده است؟ بگو : آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده ؛ و (نیز) صید حیوانات شکاری و سگهای تربیت یافته ... ). در این آیه سخن از حلال بودن گوشت حیوانی است که توسط سگ شکاری صید شده است نه نجاست یا طهارت سگ. هرچند دلالت بر قابل استفاده بودن صیدی که توسط سگ شکاری انجام شده دارد و در روایات نیز آمده است که این صید را میتوان پس از شستن محل تماس سگ استفاده کرد.
این سه آیه تنها مواردی بودند که در آن سخن از سگ به میان آمده، امّا در آن نه اشاره به طهارت سگ شده نه نجاست آن. حال که ثابت شد قرآن دلالتی بر نجاست و طهارت سگ ندارد، آیا میتوان نتیجه گرفت که پس سگ نجس نیست؟
آیا همه احکام باید در قرآن ذکر شده باشند؟
آیا میتوان حکمی را فقط بخاطر عدم ذکر آن در قرآن انکار کرد؟[۲۱]
آیا حرام بودن گوشت سگ در قرآن ذکر شده است؟
آیا کسی در حرام بودن گوشت سگ شک دارد؟ با اینکه در سوره انعام[۲۲] محرمات فقط چهار موردند: ۱- مردار(مَیْتَة) ۲- خون(دَماً مَسْفُوحاً) ۳- گوشت خوک(لَحْمَ خِنزیرٍ) ۴- و حیوانی که برای بتها ذبح شده باشد(أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ) . گوشت سگ که از اینها نیست، پس طبق این آیه اگر ذبحش کنیم حلال است! بنابراین منکران نجاست سگ باید خوردن گوشت سگ را نیز به ناچار حلال بدانند با اینکه همه، آن را حرام میدانند. [۲۳]
اولاً: قرآن کریم در احکام فقهی معمولا به کلیات بسنده کرده است . به عبارتی دیگر قرآن همچون قانون اساسی است که فروع قوانین مدنی، حقوقی، جزائی و ... را در آن نمیتوان یافت.
ثانیاً: تبیین و تفسیر آن را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و به دنبال آن، امامان معصوم(علیهم السلام) سپرده است، «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ».[۲۴] یعنی ای پیامبر ما ذکر بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را بر ایشان نازل شد (قرآن) تبیین و تفسیر نمایی و خود قرآن دستور داده که علاوه بر آنچه خداوند در قرآن بیان فرموده، از سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) اطاعت کنیم: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا».[۲۵] یعنی ای مردم هر چه را رسول الله(صلی الله علیه وآله) به شما دستور داد، اجرا کنید و هر چه را نهی کرد باز ایستید.
اگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) میفرمایند: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی».[۲۶]؛ (من دو چیز گرانبها را در میان شما به امانت میگذارم که این دو از هم جدا نمیشوند)، «إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً»؛ (اگر به هر دوی آنها تمسک کردید هلاک نمیشوید). سرّ این فرمایش پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) این است که تمام آنچه ما به آن احتیاج داریم در نصّ و ظاهر قرآن نیامده است و ما باید در کنار قرآن روایات پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام) را در نظر بگیریم. اما اگر گفتیم یکی را قبول داریم، اگر گفتیم «حَسبُنا کِتابُ الله»[۲۷]، و عترت را رها کردیم، ضمانتی برای هدایت ما نخواهد بود. این دو چیز را باید با هم داشته باشیم تا بتوانیم به هدایت برسیم.
خلاصه اینکه برای به دست آوردن حکم شرعی، قرآن یکی از منابع استنباط احکام الهی میباشد، علاوه بر کتاب آسمانی ما، روایات معصومین(علیهم السلام) یکی دیگر از منابع است که اگر حکمی در قرآن ذکر نشده بود باید به این روایات رجوع شود.
نجاست سگ در روایات
عمده دلیل برای حکم به نجاست سگ، روایات میباشند. احادیث زیادی در این باره وارد شده است بطوری که در کتاب ارزشمند وسائل الشیعه و بحارالانوار، ابواب مختلفی در این رابطه وجود دارد با عناوین : «بَابُ نَجَاسَة سُؤْرِ الْکَلْبِ وَ الْخِنْزِیرِ»، «بَابُ طَهَارَة عَرَقِ جَمِیعِ الدَّوَابِّ وَ أَبْدَانِهَا وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ مَنَاخِرِهَا وَ أَفْوَاهِهَا إِلَّا الْکَلْبَ وَ الْخِنْزِیرَ»، «بَابُ نَجَاسَة الْکَلْبِ وَ لَوْ سَلُوقِیّاً»، «بَابُ جَوَازِ لُبْسِ جِلْدِ مَا لَا یُؤْکَلُ لَحْمُهُ مَعَ الذَّکَاة وَ شَعْرِهِ وَ وَبَرِهِ وَ صُوفِهِ وَ الِانْتِفَاعِ بِهَا فِی غَیْرِ الصَّلَاة إِلَّا الْکَلْبَ وَ الْخِنْزِیرَ وَ جَوَازِ الصَّلَاة فِی جَمِیعِ الْجُلُودِ إِلَّا مَا نُهِیَ عَنْهُ»، «بَابُ کَرَاهَة اتِّخَاذِ کَلْبٍ فِی الدَّارِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ کَلْبَ صَیْدٍ أَوْ مَاشِیَة أَوْ یُضْطَرَّ إِلَیْهِ أَوْ یُغْلَقَ دُونَهُ الْبَابُ»، «بَابُ تَحْرِیمِ بَیْعِ الْکِلَابِ إِلَّا کَلْبَ الصَّیْدِ وَ کَلْبَ الْمَاشِیَة وَ الْحَائِطِ وَ جَوَازِ بَیْعِ الْهِرِّ وَ الدَّوَابِّ» و ...
هر یک از ابواب فوق، روایاتی را در بر دارد که بیان کننده نجاست سگ اند . کسی که از علوم دینی کمترین اطلاعی داشته باشد با دیدن عنوان این ابواب یقین به حکم نجاست سگ در اسلام میکند چه رسد به اینکه روایات هر باب را مطالعه و بررسی کند.
روایاتی که از پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) دربار? نجاست سگ به ما رسیدهاند، دو گونه میباشند: دسته نخست: روایاتی که به صراحت در آن واژه نجس آمده است. مانند:
۱- «سَأَلَ عُذَافِرٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ سُؤْرِ السِّنَّوْرِ وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْبَعِیرِ وَ الْحِمَارِ وَ الْفَرَسِ وَ الْبَغْلِ وَ السِّبَاعِ، یُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ یُتَوَضَّأُ مِنْهُ؟ فَقَالَ: نَعَمِ، اشْرَبْ مِنْهُ وَ تَوَضَّأْ. قَالَ قُلْتُ لَهُ: الْکَلْبُ؟ قَالَ: لَا. قُلْتُ: أَ لَیْسَ هُوَ سَبُعٌ؟ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ؟ لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ.».[۲۸] عذافر از امام صادق(علیه السلام) از نوشیدن و وضو گرفتن با پس مانده آبی که بعضی از حیوانات (سنور، گوسفند، گاو، شتر، الاغ، اسب، استر و درندگان) نوشیدهاند، سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگیر. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسیدم: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیست؟ فرمود: نه به خدا، او نجس است. نه به خدا، او نجس است.
۲- «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْبِ[۲۹].» عبدالله بن ابی یعفور از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند: همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ باشد.
۳- «عَنِ الْفَضْلِ أَبِی الْعَبَّاسِ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ فَضْلِ الْهِرَّة وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْإِبِلِ وَ الْحِمَارِ وَ الْخَیْلِ وَ الْبِغَالِ وَ الْوَحْشِ وَ السِّبَاعِ، فَلَمْ أَتْرُکْ شَیْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ؛ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ؛ حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی الْکَلْبِ، فَقَالَ رِجْسٌ نِجْسٌ.».[۳۰] فضلمی گوید از امام صادق(علیه السلام) از پس مانده حیوانات (گربه، گوسفند، گاو، شتر،...) سوال کردم؛ و امام فرمود: اشکالی ندارد. تا اینکه از سگ سوال کردم؛ و امام فرمود: پلید و نجس است.
۴- «سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ: رِجْسٌ نِجْسٌ، لَا یُتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ، وَ اصْبُبْ ذَلِکَ الْمَاءَ وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّة ثُمَّ بِالْمَاءِ».[۳۱] راوی حکم سگ را از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد، حضرت فرمود: پلید و نجس است، از اضافه آبی که آشامیده نباید وضو گرفته شود، آن آب را بریز و (ظرف) را بار اول با خاک و سپس با آب بشوی.
۵- «عَنْ مُعَاوِیَة بْنِ شُرَیْحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ سُؤْرِ الْکَلْبِ یُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ یُتَوَضَّأُ؟ قَالَ: لَا؛ قُلْتُ أَ لَیْسَ سَبُعٌ؟ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ، لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ».[۳۲]ابن شریح، حکم نیم خورده سگ را از امام صادق(علیه السلام) پرسید که آیا میتوان از آن نوشید یا با آن وضو گرفت؟ حضرت فرمود: نه، راوی پرسید: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیست؟ فرمود: نه، به خدا سوگند، او نجس است. نه، به خدا سوگند، او نجس است.
۶- «عَنْ أَبِی سَهْلٍ الْقُرَشِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ لَحْمِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ هُوَ مَسْخٌ. قُلْتُ: هُوَ حَرَامٌ؟ قَالَ: هُوَ نَجَسٌ؛ أُعِیدُهَا عَلَیْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، کُلَّ ذَلِکَ یَقُولُ هُوَ نَجَسٌ».[۳۳] ابی سهل میگوید از امام صادق(علیه السلام) درباره گوشت سگ سؤال کردم، حضرت فرمود: از حیوانات مسخ شده است. گفتم آیا حرام است؟ امام فرمود: نجس است. سه مرتبه این سوال را تکرار کردم و هر سه بار امام فرمود: نجس است.
همانطور که در بحث لغوی گذشت، با وجود حقیقت شرعیه برای واژه نجس، این دسته از روایات برای اثبات حکم نجاست سگ کفایت میکنند، و به صراحت بیانگر آن هستند.
دسته دوم: روایاتی که واژه نجس در آنها ذکر نشده، امّا با قرائن موجود در آن، نجاست سگ اثبات میشود. در این روایات، روش برخورد با سگ همانند روش بر خورد با نجاسات دیگر، بیان شده است. مانند:
۱- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْکَلْبِ یَشْرَبُ مِنَ الْإِنَاءِ، قَالَ: اغْسِلِ الْإِنَاءَ».[۳۴] ابن مسلم میگوید از امام صادق(علیه السلام) سوال کردم: اگر سگی از ظرفی آب بیاشامد وظیفه چیست؟ آن حضرت فرمود: لازم است ظرف را بشوئید.
۲- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِی الْإِنَاءِ فَصُبَّهُ».[۳۵] امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفی آب خورد، آن آب را دور بریز.
۳- «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)، قَالَ: لَیْسَ بِفَضْلِ السِّنَّوْرِ بَأْسٌ أَنْ یُتَوَضَّأَ مِنْهُ وَ یُشْرَبَ؛ وَ لَا یُشْرَبُ سُؤْرُ الْکَلْبِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ حَوْضاً کَبِیراً یُسْتَقَی مِنْهُ».[۳۶] ابی بصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند: نیم خورده سنور را میتوان نوشید و با آن وضو گرفت، و نیم خورده سگ را نمیتوان نوشید مگر از حوض بزرگی آب خورده باشد.
۴- «عَنِ الْفَضْلِ أَبِی الْعَبَّاسِ، قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): إِنْ أَصَابَ ثَوْبَکَ مِنَ الْکَلْبِ رُطُوبَة فَاغْسِلْهُ ... ».[۳۷]فضل از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند: هرگاه رطوبتی از سگ به لباس شما برخورد کرد، پس آنرا بشوی.
۵- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ یُصِیبُ شَیْئاً (مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ)، قَالَ: یَغْسِلُ الْمَکَانَ الَّذِی أَصَابَهُ».[۳۸] محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگی که خودش را به بدن مردی مالیده است، سوال کرد. حضرت فرمود: محل تماس سگ را بشوید.
۶- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ السَّلُوقِیِّ فَقَالَ إِذَا مَسِسْتَهُ فَاغْسِلْ یَدَکَ».[۳۹] محمد بن مسلم میگوید: از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگ سلوقی[۴۰] سوال کردم؛ حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کردهای، دستت را بشوی.
۷- «عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام)... قَالَ: تَنَزَّهُوا عَنْ قُرْبِ الْکِلَابِ، فَمَنْ أَصَابَ الْکَلْبَ وَ هُوَ رَطْبٌ فَلْیَغْسِلْهُ؛ وَ إِنْ کَانَ جَافّاً فَلْیَنْضِحْ ثَوْبَهُ بِالْمَاءِ».[۴۱]حضرت علی (علیه السلام) فرمود: از نزدیک شدن به سگها بپرهیزید؛ و کسی که سگ مرطوبی را لمس کرد، ـ لباسش را ـ بشوید و چنانچه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشد.
همانطور که ملاحظه میکنید در احـادیـث بالا، حکم عدم جواز آشامیدن و وضـو گرفتن از نیم خورده سگ به صراحت بیان شده است، که قرینهای بر نجاست سگ است. به بیان ساده تر: در این دسته از روایات حکم نجاست سگ آمده است بدون اینکه لفظ نجس، ذکر شده باشد، و این حکم با تعابیر دیگری بیان شده است.
در نتیجه برای اثبات نجاست سگ، روایات دسته دوم نیز به تنهایی کفایت میکنند. این احادیث و روایات بقدری زیادند که هرگز نمیتوان در اعتبار و قطعیّت آنها اشکال کرد؛ و با وجود چنین ادله قاطعی برای هیچ مسلمان و مؤمنی جای هیچ گونه شک و شبههای باقی نخواهد ماند.
روایات دیگری نیز هستند که در خلال بحثهای آینده به آنها اشاره خواهد شد:
دسته نخست: روایاتی که قانون خرید و فروش سگ را بیان میکنند.
دسته دوم: روایاتی که در مورد نگهداری سگ وارد شدهاند.
دسته سوم : روایاتی که بیانگر حقوق سگ بعنوان یک حیوان است.
نجاست سگ و اجماع فقهاء
فقهای عظام شیعه، سگ را یکی از نجاسات میدانند و این حکم بین آنها اجماعی است.[۴۲]
در مذاهب اسلامی، تنها گروهی که سگ را نجس نمیدانند مالکیها ـ یکی از فرق اهل سنت ـ هستند که آنها هم معتقدند احکام و دستورات مربوط به سگ، باید به صورت تعبّدی عمل شود. آنها با اینکه سگ را نجس نمیدانند، اما از روی تعبد ظرفی را که سگ لیسیده، هفت بار میشویند. شافعیه و حنابله نیز میگویند: این ظرف باید هفت بار تطهیر شود، که یک بار آن به صورت خاکمال است. آنها تقدم خاکمال بر شستن را شرط نمیدانند.[۴۳]
محمد جواد مغنیه، در کتاب «الفقه علی المذاهب الخمسه» چنین مینویسد:
«الکلب نجس إلاّ عند مالک، ولکنّه قال: یغسل الإناء مِن ولوغه سبعاً، لا للنجاسة بل تعبداً. وقال الشافعیة والحنابلة: یغسل الإناء مِن ولوغ الکلب سبع مرات إحداهنّ بالتراب. وقال الإمامیة: غسل الإناء مِن ولوغ الکلب مرة بالتراب، ثُمّ بعدها مرتین بالماء»[۴۴].
نجاست انواع سگها
در نجاست سگ فرقی بین انواع آن نیست، و حکم همه سگها یکی است. گروهی تصور کردهاند فقط سگهایی نجس هستند که از نگهداری آنها، نهی شده است، مثل سگهای ولگرد، امّا سگهای نگهبان و سگ شکاری یا سگهایی که امروزه توسط پلیس و گروههای امداد بکار گرفته میشوند، پاک هستند. این تصور صحیح نمیباشد، انواع سگها ـ چه شکاری و چه سگ چوپان و... ـ نجس هستند و آب دهان و تمامی بدن آنها نجس است. این مطلب نیز از روایات معصومین(علیه السلام) استفاده میشود:
۱. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ السَّلُوقِیِّ فَقَالَ إِذَا مَسِسْتَهُ فَاغْسِلْ یَدَکَ».[۴۵] محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگ سلوقی (یک نوع سگ شکاری معروف) سوال کرد. حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کردهای، دستت را بشوی.
۲. «عَنْ عَلِیٍّ(علیه السلام)... قَالَ تَنَزَّهُوا عَنْ قُرْبِ الْکِلَابِ فَمَنْ أَصَابَ الْکَلْبَ وَ هُوَ رَطْبٌ فَلْیَغْسِلْهُ وَ إِنْ کَانَ جَافّاً فَلْیَنْضِحْ ثَوْبَهُ بِالْمَاءِ».[۴۶]حضرت علی(علیه السلام) فرمود: از نزدیک شدن به سگها بپرهیزید و کسی که سگ مرطوبی را لمس کرد، بشوید ـ لباسش را ـ و چنانچه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشید.
و فتوای علما و فقها از قدیم تاکنون بر نجاست انواع سگهایی که در خشکی زندگی میکنند، بوده است. فقط شیخ صدوق(ره) درمورد سگ شکاری فرموده است: مقداری آب به محلّ ملاقات بپاشید، کافی است و شستن لازم نیست[۴۷]. با این حال سگ را نجس میداند.
بنابراین، اگر سگ شکاری، حیوان حلال گوشتی را شکار کرد، محل اصابت با دهان سگ باید شسته شود. و اگر دست و بدن و لباس انسان با بدن سگها حتی سگ شکاری برخورد کند، در صورتی که بدن سگ و یا ملاقی تر باشد، نجس میشود[۴۸].
فلسفه نجاست سگ
همانطور که اصل نجاست سگ از روایات و احادیث معصومین(علیهم السلام) ثابت میشود، برای اطّلاع از فلسفه این حکم نیز، باید به سراغ روایات معصومین(علیهم السلام) برویم.
با بررسی احادیث در مییابیم که علت و فلسفه این حکم ذکر نشده است. و تنها به طور مطلق بیان کردهاند که باید از آن پرهیز و اجتناب شود. امّا باید توجه داشت که عدم ذکر حکمت و فلسفه نجاست، دلیل بر نداشتن حکمت برای تشریع این حکم نیست. یکی از مسلّمات احکام اسلامی این است که احکام شرع، تابع مصالح و مفاسد واقعی است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امری بود و نه نهی و نه حکم به نجاست و طهارت.[۴۹] پس همانطور که امام رضا(علیه السلام) در سخنی شیوا بیان فرموده، هر جا دیدیم از طرف شارع مقدّس عملی واجب گردیده، میفهمیم در آن عمل، مصلحتی است که به دست آوردن آن مصلحت، مطلوب است؛ اگر چه از آن آگاهی نداشته باشیم. همچنین اگر خداوند یا پیامبر(صلی الله علیه وآله) و معصومان(علیهم السلام) از عملی نهی نمودهاند، یا به خاطر مفسده و ضرری است که اجتناب از آن لازم است و یا بخاطر مصلحتی است که در ترک آن عمل میباشد. چنانکه قوم یهود از ماهیگیری در روز شنبه نهی شدند تا در این روز که روز تعطیلی آنها بود، دست از صید بکشند و به مراسم عبادتِ آن روز بپردازند.[۵۰] آری، خداوند بخاطر مصلحتِ عبادت، آنها را از ماهیگیری نهی کرد، و لازم نیست بگوییم خوردن ماهیها در آن روز ضرر داشته که موجب این حکم شده است. در مساله نجاست سگ نیز همین گونه است؛ لازم نیست ما به دنبال ضرری مثل بیماری و امراض خاصّی باشیم، شاید مصلحت دیگری در کار است که سبب این حکم شده است و ما از آن بی اطّلاعیم. قرآن در بیان علّت محروم ساختن یهودیان از برخی حلالها، چنین میگوید: (بخاطر اعمال ناشایست قوم یهود، قسمتی از چیزهای پاک و پاکیزه را، بر آنها تحریم کردیم)؛[۵۱] «فَبِظُـلْمٍ مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِیلِ اللّهِ کَثِیرًا».[۵۲] مسلّماً علّت تحریم در اینجا، وجود امراض یا بیماری خاصّی نبوده است.
بنابراین در پس هر نهی و امری، مصلحت و مفسدهای است، که گاهی اوقات به خاطر اطلاعات اندک علمی، به مفاسد و مصالح آن پی نمیبریم. البته در عین حال پذیرش آن از روی تعبّد، منافاتی با عقلانیت ندارد. همانطور که ما بدون این که از پزشک در مورد خصوصیات داروها سؤالی نماییم، به دستوراتش عمل میکنیم، و هیچ کس بخاطر این عمل، ما را به نادانی محکوم نمیکند. زیرا ما به علم و دانش و تخصّص پزشک اعتماد کردهایم و میدانیم که او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگری ندارد. احکام و مقرّرات دینی هم، نسخههایی است که پیامبران الهی و پیشوایان دینی از طرف خدا برای بشر آوردهاند و جز سعادت و خوشبختی بشر منظور دیگری ندارند.
البته ما نمیگوییم کسی نباید از فلسفه احکام سؤال کند و یا به دنبال تحقیق و جستجو نباشد. سخن ما اینست که هرگز نباید انتظار داشته باشیم که با معلومات محدود بشری به تمام اسرار و فلسفه احکام دست یابیم، زیرا این احکام از مبدئی سرچشمه گرفته است که تمام علوم و دانشهای وسیع امروز، در برابر علمش قطرهای بیش نیست.
بنابراین، اگر ما تلاش کردیم، ولی مطلب قابل توجّهی به دست نیاوردیم، هرگز نمیتوانیم آن حکم را نادیده بگیریم و یا بگوییم: این حکم هیچ فایده و مصلحتی در بر ندارد. زیرا «عدم درک فلسفه و مصلحت حکمی، غیر از آن است که مصلحت و فلسفهای نداشته باشد». چه بسا عدم ذکر فلسفه بعضی احکام، خود فلسفه و هدفی داشته باشد، و اراده شده است بندگان مطیع و فرمان بردار از بندگان غیرمطیع شناخته شوند. چنانکه خداوند در ماجرای تغییر قبله[۵۳] میفرماید:
«وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَة الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا اِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلَی عَقِبَیْهِ».[۵۴]؛ (و ما آن قبلهای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی میکنند، از آنها که به جاهلیت باز میگردند مشخص شوند.)
به عبارت دیگر حکم نجاست سگ از اعتباریات است که شارع مقدس آنرا نجس قرار داده و احکامی بر آن مترتب کرده و این بدین معنا نیست که لزوماً باید در تکوین نیز نجاست عینی خاصّی (مانند نوعی میکروب یا بیماری لاعلاجی) همراه این حیوان باشد بلکه مصالح و مفاسد دیگری میتواند منشا این اعتبار باشد.
با این حال عدهای از سر دلسوزی سعی دارند با فلسفه چینی، پذیرش احکام الهی را تسهیل کنند. این افراد برای حکم اسلام به نجاست سگ، فلسفههایی را برشمردهاند که به آن اشاره میکنیم: (البته ما در پی تایید این موارد نیستیم و آنچه نقل شده است را بازگو میکنیم.)
۱. پیشگیری از آلودگیهای میکربی و امـراض مشترک بین سگ و انسان.
مثلاً گفته شده: در روده ی سگ، کرم کوچکی به طول چهار میلی متر به نام «تینیا ایکینوسکوس» است. وقتی از سگ مدفوع بیرون میآید، تخمهای زیادی از این کرم همراه مدفوع بیرون میآید و به اطراف مقعد سگ میچسبد. سگ به وسیلة زبانش آن تخمها را به قسمتهای دیگر بدنش منتقل نموده و همه جا را آلوده میکند. اگر یکی از این تخمها به معدة انسان وارد شود، مرضهای گوناگونی تولید میکند که احیاناً منجر به مرگ میشود.[۵۵]
یا در ترشّحات بزاق سگ میکروبهایی وجود دارد که برای انسان زیان آور است. به همین خاطر در دین اسلام دستور داده شده که برای طهارت ظرف آلوده به بزاق سگ (دهن زده سگ) باید آن را با خاک و آب، تطهیر کرد تا آلودگی آن بر طرف گردد.
۲. دوری از پلیدی سگ و تاثیر منفی او بر روح و روان انسان و باز ماندن شخص از مقامات انسانی .
گاهی لازم است به احکام الهی از جوانب مختلف نظر شود . ممکن است فایده یک حکم از نظر فردی معلوم نباشد؛ اما فایده عمومی داشته باشد. فرض کنید اسلام میگوید: استعمال ظروف طلا و نقره حرام است. شاید به ظاهر، این حکم مصلحت فردی نداشته باشد، ولی عمومی شدن این کار موجب میشود که قسمت مهمّی از ثروت مملکت در خانهها متمرکز شود و در نتیجه، زیانهای اقتصادی زیادی برای جامعه و ملت به بار آورد. همچنین اگر عدهای غذا نداشته باشند، در مقابل، دسته دیگر در ظروف طلا غذا بخورند، اختلاف طبقاتی فاحشی پیش میآید؛ و همین رفع اختلاف طبقاتی و خصومتهای بین طبقات، یکی از فلسفههایی است که اسلام، قانون وجوب زکات و خمس را در نظر گرفته است.
چه بسا یک حکم، فایده جسمی برای بشر نداشته باشد، ولی روحیات او را تهذیب نماید؛ به عنوان مثال شاید گذاشتن پیشانی بر روی خاک اثر بهداشتی نداشته باشد، ولی این که روح تواضع و بندگی انسان را در مقابل خداوند پرورش میدهد و کبر و خود بزرگبینی را از وی دور میکند، خود، بزرگترین فایده و مصلحت محسوب میشود.
در مساله نجاست سگ نیز، تنها نباید مضرّات جسمی مدّ نظر باشد. چه بسا هم نشینی با سگ بخصوص اگر به سگبازی منتهی شود، تاثیرات سوئی در روح و روان انسان داشته باشد. سر منشا این تاثیرات همان پلیدی است که در بیان راغب اصفهانی با دیده بصیرت قابل درک است و سخن امام صادق(علیه السلام) نمایانگر آنست، آنجا که حضرت فرمود[۵۶]: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْبِ»؛ (خداوند مخلوقی را نجس تر (پلیدتر) از سگ نیافریده است).
۳. جلوگیری از انس گرفتن انسان به سگ، و غفلت از اطرافیان.
وفاداری سگ سبب شده که توجه انسان را جلب کند و در دنیای امروزی که همواره شاهد بی وفایی انسانها به یکدیگر هستیم گروهی برای جبران این خلأ عاطفی به این حیوان ابراز علاقه میکنند.
در عصر جدید که خانوادهها با مشکل کار بیش از حدّ افراد خانه، و کم بودن تعداد فرزندان، و اعتماد کم اعضای خانواده به یکدیگر مواجهاند و به هنگام تنهایی مجالی برای ابراز عواطف و انس با یکدیگر و برای دوران پیری یاوری نمییابند، خانوادههای متموّل و ثروتمندی وجود دارند که فرزندان آنان دارای زندگی و اشتغالاتی هستند و والدین یا یکی از آنان، تنها در گوشه خانهای بزرگ و زیبا به سر میبرند و برای رفع تنهایی، سگی پرورش یافته و مؤدب را با خود همدم میکنند و محبت و عاطفه خود را نثار او مینمایند و او را همچون کودک خود در بغل میگیرند. سگ در مقابل، با وفاداری و همراهی کامل، نزد آنان است و حتی کارهایی نظیر خرید خانه را انجام میدهد و صاحب او، گاه به خاطر فرزند نداشتن و گاه به خاطر ناراحتی از فرزندان، تمامی یا سهم زیادی از دارایی اش را به حیوان میبخشد و یا آن را وارث خود میسازد!!! به هر حال سگ، آنقدر احترام پیدا میکند که به جای ضمیر «It»که ترجمه اش «آن» است، ضمیر «She» یا «He»که ترجمه اش «او»[۵۷] است، برایش به کار میرود. به عبارت دیگر، سگ، موجودی دارای شعور و همطراز با انسان قرار میگیرد، تا بهتر عواطف انسانی، در پای او ریخته شود.[۵۸]
خرج هزینههای سنگین برای آرایش وتغذیه سگها و پرداختن عدهای به فن آرایش سگها به خاطر داشتن درآمد زیاد و نیز احداث قبرستانهای مخصوص سگها ومشغول شدن عدهای به کفن و دفن آنها به خاطر بازار کفن و دفن و بدست آوردن درآمد کلان از این راه، نشانه وابستگی عاطفی زیاد بین انسان و سگ در دنیای غرب است.[۵۹]
بهمین خاطر این در دنیای غرب، مادری که فرزندانش او را رها کردهاند، خانمی که از همسرش جدا شده است، شخصی که از خانواده اش طرد شده است، ـ گاهی اوقات ـ این اشخاص کمبود عاطفی خود را با آوردن سگی در خانه و انس با او جبران میکنند. و همین امر باعث گسترشِ جدائی بین خانواده و کم رنگ شدن روابط انسانی و اخلاقی در جامعه میشود که هرگز به مصلحت تعالی انسان نیست و البته وقتی این عمل رواج پیدا کرد و بعنوان سنتی در جامعه مورد قبول واقع شد، افراد دیگر نیز بدون توجه به اصل بوجود آورنده این حرکت به آن رو میآورند و ممکن است داشتن سگ کم کم نشانه شخصیت یا نشانه ارزشی اجتماعی تلقی شود.
درست است که سگ حیوان با وفایی هست اما اسلام با مونس شدن و هم بازی بودن انسان با سگ مخالف است؛ با این حال از وفاداری سگ در مواردی به نحو صحیح بهره برده، خرید و فروش و نگهداری سگ آموزش دیده را برای کارهای مفید مثل نگهبانی و شکار مجاز میداند.
اینها مواردی بودند که عدهای به عنوان فلسفه نجاست سگ بیان کردهاند. و همانطور که قبل از این گفتیم، روایات (که مبنای حکم به نجاست سگ است) این حکم را به طور مطلق بیان کرده و در آن سخن از فلسفه خاصی به میان نیامده است، بنابراین هیچکدام از موارد فوق را نمیتوان علت و فلسفه اصلی این حکم دانست تا با نفی آن، حکم نیز منتفی شود. مثلاً کسی نمیتواند بگوید: «امراض مشترک بین سگ و انسان، سبب اصلی حکم به نجاست سگ است، پس در این زمان که میتوان انسان را در مقابل امراض سگ واکسینه کرد یا تزریقات خاصّی برای سگ در نظر گرفت، دیگر حکم نجاست سگ تغییر میکند و زمان آن بسر آمده است». خیر، اینگونه نیست. امراض مشترک سگ و انسان علّت این حکم نیستند. چرا که اگر اینطور باشد خیلی از حیوانات اهلی مثل گاو هم، باید نجس باشند! ولی میتوانیم هر یک را به عنوان حکمتی از حکمتهای این حکم در نظر بگیریم که با نفی هر یک، حکمتهای دیگر باقی بوده و حکم نجاست پابرجاست.
برای توضیح بیشتر، تذکر این نکته لازم به نظر میرسد که در اصطلاح فقه اسلامی، حکمت چیزی است که حکم برای آن جعل شده باشد، اما حکم دائرمدار آن نباشد. مثلاً حکمت عدّه نگه داشتن زن، آن است که اختلاط نسل پیش نیاید، و فرزند مشتبه نگردد، و احکام ارث و مانند آن دچار اشکال نشود؛ در حالی که برای زنان مطلّقهای هم که احتمال فرزنددار شدنشان منتفی است مانند زنان دیگر، نگه داشتن عدّه ضرورت دارد. پس اختلاط نسل، حکمت جعلِ وجوب عدّه است نه علت آن.
به عبارت دیگر، با وجود علت، همواره حکم موجود است؛ و با رفتن علت، حکم هم از بین میرود. اما حکمت این گونه نیست؛ اگر یکی از حکمتهای یک حکم در جایی نبود، ممکن است حکمت دیگری در آنجا مورد نظر خداوند باشد. یعنی به جای حکمت الف، حکمت ب تأثیرگذار باشد.
نتیجه اینکه، حکم نجاست سگ حکمتهایی دارد و خداوند خواسته است با دوری از سگ از مفاسدش در امان باشیم. امام رضا(علیه السلام) میفرماید:
«اِنّا وَجَدْنا کلَّما اَحَلَّ اللهُ تبارکَ و تعالی، ففیه صَلاحُ العِبادِ، و بقائُهم، و لَهُم اِلَیْهِ الحاجة الَّتی لا یَستَغنونَ عنها؛ و وَجدنا المُحرّمَ مِن الاشیاءِ، لا حاجة لِلعباد الیه، و وَجدنا مُفسِداً داعیاً اِلی الفناءِ و الهَلاک».[۶۰](بدرستیکه، هر آنچه را خداوند تعالی حلال فرموده، صلاح و بقای بندگان در آن بوده است و به آن احتیاج دارند و بینیاز از آن نیستند؛ و هر آنچه را حرام نموده است، نیازی برای بندگان به آن نیست، بلکه مایه فسادی است که ایشان را به سوی نابودی و هلاکتسوق میدهد). خرید و فروش سگ پس از بیان حکم نجاست سگ در اسلام، این سوالات مطرح میشود که:
آیا خرید و فروش آن جایز است یا خیر؟ اگر حرام میباشد، این حکم برای انواع سگ است یا برای بعضی؟ برای رسیدن به پاسخ این سوالات، بیان مقدمهای ضروری است.
عدم دخالت نجاست در معامله
بعضی به اشتباه برای حرمت خرید و فروش سگ اینگونه استدلال کردهاند:
«یکی از انواع معاملات حرام، معامله عین نجاست است. یعنی اگر چیزی نجس است، معامله آن حرام است. علما وقتی نظرشان این است که سگ نجس است، خودبخود معامله آن هم حرام میشود. اما اغلب علما معتقدند که اگر معامله عین نجاست، منفعت و سود عقلایی داشته باشد، در آن مورد حرمت آن برداشته میشود.»
حکم تحریم خرید و فروش، دایر مدار منفعت و سود عقلایی است، نه نجس و پاک بودن. ـ یعنی اگر شیئی سود عقلایی داشت معامله اش جایز است و الّا جایز نیست، چه نجس باشد و چه طاهر ـ بنابراین، نجاست شیء، نقشی در حرمت معامله آن ندارد و بهتر است چنین گفته شود:
یکی از شرایط مبیع ـ یعنی شیء مورد معامله ـ داشتن منفعت و سود عقلایی ـ یا به عبارتی مالیّت داشتن آن ـ است و چون عین نجاسات غالباً منفعت و سودی ندارند، مالیّت نداشته و صلاحیت خرید و فروش را ندارند. امّا هرگاه همین نجاسات دارای منفعت و سودی شدند، معامله آنها صحیح است و دارای مالیّت بوده و قابل خرید و فروشند. مانند خون که نجس است، اما هم اکنون از آن استفاده عقلایی میشود و مالیّت دارد، بنابراین خرید و فروش آن مجاز است.
پس نمیتوان گفت: معامله مردار، خون و سگ چون نجس هستند حرام است. بلکه گفته میشود: چون منفعت عقلایی و مالیّت ندارند حرام است، امّا اگر دارای منفعتی شد، معامله اش جایز است.[۶۱]
لازم به ذکر است که در گذشته بیشتر نجاسات، منفعت حلالی نداشتند و به همین خاطر علما حکم به حرمت معامله نجاسات میدادند. این سبب شده تا عدهای تصوّر کنند معامله شیء نجس، مطلقاً حرام میباشد و علّت تحریم هم چیزی جز نجاست نیست.
خلاصه اینکه صرف نجس بودن، سبب حرمت معامله نجاسات از جمله سگ نمیشود تا کسی بگوید: چرا با اینکه انواع سگ ـ سگ صید، شکار، ولگرد و زینتی ـ نجس هست، امّا معامله سگ صید جایز است ولی معامله سگ زینتی حرام است. چراکه ملاک در اینجا انتفاع و عدم انتفاع عقلائی است، نه چیز دیگری.
روایات خرید و فروش سگ روایات وارد شده، از خرید و فروش سگ نهی کرده و بهای آن را «سُحت[۶۲]» میدانند. مثل:
۱- «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْعَامِرِیِّ، قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ ثَمَنِ الْکَلْبِ الَّذِی لَا یَصِیدُ؛ فَقَالَ: سُحْتٌ؛ وَ أَمَّا الصَّیُودُ فَلَا بَأْسَ».[۶۳]از امام صادق(علیه السلام) در مورد بهای سگی که شکاری نیست، سوال شد. حضرت فرمود: سُحت (حرام) است؛ اما (گرفتن بهای) سگ صید اشکالی ندارد.
۲- «عَنِ الرِّضَا(علیه السلام) فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ سُحْتٌ».[۶۴] امام رضا(علیه السلام) در سخنی فرمود: بهای سگ، سُحت (حرام) است.
۳- «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ ثَمَنِ کَلْبِ الصَّیْدِ؛ قَالَ: لَا بَأْسَ بِثَمَنِهِ وَ الْآخَرُ لَا یَحِلُّ ثَمَنُهُ».[۶۵] ابی بصیر از امام صادق(علیه السلام) از بهای سگ شکاری سوال کرد، حضرت فرمود: اشکالی ندارد؛ اما بهای دیگر سگها حلال نیست.
۴- «فِی حَدِیثٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله) قَالَ: ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ مَهْرُ الْبَغِیِّ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ الَّذِی لَا یَصْطَادُ مِنَ السُّحْتِ».[۶۶] رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سخنی فرمود: بهای شراب، بهای زناکار، و بهای سگی که شکار نمیکند، سُحت (حرام) است.
۵- «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ، عَنِ الرِّضَا(علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ثَمَنُ الْکَلْبِ سُحْتٌ وَ السُّحْتُ فِی النَّار».[۶۷] امام رضا(علیه السلام) فرمود: قیمت سگ سُحت است و سُحت در آتش است.
این دسته از روایات غالباً اشاره به سگ صید دارند، امّا شامل سگهای دیگری هم که منفعت عقلایی دارند میشوند، چنانکه شیخ طوسی در مبسوط[۶۸]، سگ گله و نگهبان را همانندِ سگ صید میداند.[۶۹] از این روایات و سخن علما ـ که قبلا گذشت ـ استفاده میشود: هر سگی که منفعت عقلایی داشت، خرید و فروشش جایز؛ و الّا حرام است. و اگر سگهای زینتی و سگ ولگرد و ... خرید و فروش آنها حرام است بخاطر اینست که یا فاقد منفعت عقلایی بوده و یا منفعت قابل توجّهی ندارند.
نگهداری سگ در خانه
مساله نجس بودن سگ، غیر از حرمت نگهداری از آن است . نگهداری از سگ برای کسانی که استفاده عقلایی از آن ندارند، کراهت شدید دارد؛ و در روایات، امری ناپسند دانسته شده است [۷۰]. بنابراین نگهداری سگ برای نگهبانی و شکار، و سگی که امروزه مورد استفاده پلیس و نیروهای امداد میباشد، مکروه نیست. (البته این به معنای عدم نجاست این سگها نمیباشد.)
در بعضی از روایات آمده است که خانهای که در آن سگ است، ملائکه وارد نمیشوند. این کراهت سبب میشود که حتی نماز خواندن در چنین خانهای مکروه باشد.[۷۱] ما در اینجا به بیان برخی از روایاتی که به نحوی بر کراهت نگهداری سگ در خانه اشاره دارند، میپردازیم:
۱- «وَ قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام): لَا تُصَلِّ فِی دَارٍ فِیهَا کَلْبٌ إِلَّا أَنْ یَکُونَ کَلْبَ صَیْدٍ، وَ أَغْلَقْتَ دُونَهُ بَاباً، فَلَا بَأْسَ، وَ إِنَّ الْمَلَائِکَة لَا تَدْخُلُ بَیْتاً فِیهِ کَلْبٌ وَ لَا بَیْتاً فِیهِ تَمَاثِیلُ وَ لَا بَیْتاً فِیهِ بَوْلٌ مَجْمُوعٌ فِی آنِیَة».[۷۲] امام صادق(علیه السلام) فرمود: نماز مگذار در خانهای که در آن سگ است مگر اینکه سگ صید باشد، و دربی برویش بسته شود، در این صورت اشکالی ندارد ...
۲- «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله): إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَانِی فَقَالَ إِنَّا مَعْشَرَ الْمَلَائِکَة لَا نَدْخُلُ بَیْتاً فِیهِ کَلْبٌ وَ لَا تِمْثَالُ جَسَدٍ وَ لَا إِنَاءٌ یُبَالُ فِیه» [۷۳]پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: همانا جبرئیل بر من وارد شد و گفت: ما ملائکه بر خانهای که در آن سگ و مجسمه و ظرفی که در آن ادرار میکنند، وجود دارد، داخل نمیشویم.
۳- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): قَالَ یُکْرَهُ أَنْ یَکُونَ فِی دَارِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ الْکَلْبُ».[۷۴] امام صادق(علیه السلام) فرمود: ناپسند است در خانه مرد مسلمان سگ باشد.
۴- «عَنْ زُرَارَة عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ یَتَّخِذُ کَلْباً إِلَّا نَقَصَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ عَمَلِ صَاحِبِهِ قِیرَاطٌ».[۷۵] زراره از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند: کسی سگی را نگهداری نمیکند مگر اینکه هر روز از عمل او کاسته میشود.
۵- «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام): لَا خَیْرَ فِی الْکَلْبِ إِلَّا کَلْبَ الصَّیْدِ أَوْ کَلْبَ مَاشِیَة».[۷۶] امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: خیری در نگهداری سگ نیست، به جز سگ شکاری و سگ گلّه.
۶- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: لَا تُمْسِکْ کَلْبَ الصَّیْدِ فِی الدَّارِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ بَابٌ».[۷۷] امام صادق(علیه السلام) فرمود: سگ شکاری را در خانهات نگهداری مکن مگر اینکه بین تو و او دربی باشد.(محل زندگی او جدا باشد)
۷- «عَن أَبِی رَافِع قَالَ: جَاءَ جِبرَئِیل إِلَی النَبِی(صلی الله علیه وآله) فَاستَأذَن عَلَیهِ- فَأذن لَهُ، فأبطأ، فأخذ رِدَاءَه فَخرجَ- فَقَالَ: قَد أذنا لَکَ- قَالَ: أَجل وَ لَکنا لا ندخل بَیتَاً فیه کَلب و لا صورة- فَنظروا فإذا فِی بَعضِ بُیُوتِهِم جرو-».[۷۸] از ابی رافع نقل کردهاند که گفت: جبرئیل بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نازل شد، و اجازه ورود خواست، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به وی اجازه داد، اما جبرئیل وارد نشد، ناگزیر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ردای خود را گرفت و بیرون شد و فرمود: ما به تو اجازه ورود دادیم؟ جبرئیل گفت: بله، و لیکن ما فرشتگان به خانهای که در آن سگ و یا مجسمه باشد داخل نمیشویم. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)- که گویا تا آن لحظه از وجود سگ در خانه خبر نداشت- نظر کرد و دید که در بعضی از مرافق خانه ایشان توله سگی وارد شده.[۷۹]
از مجموع روایات استفاده میشود که نگهداری سگهای مفید مثل سگ نگهبان، با وجود اینکه کراهت ندارد،[۸۰] امّا بهتر است محل زندگی او جدای از محل زندگی انسان باشد، بگونهای که حداقل بینشان دربی فاصله شود. یعنی خانهای جداگانه برای سگ ساخته شود. و اگر در برخی روایات از نگهداری سگهای مفید هم نهی شده، در صورتی است که محل زندگی او جدا نباشد. اما نگهداری سگهای دیگر ـ غیر از سگ شکاری و سگ نگهبان و هر سگی که برای کارهای عقلایی بکار گرفته میشود ـ کراهت داشته و ناپسند است. البته با توجه به مساله نجاست سگ که قبلا ثابت شد، این حکم معقول به نظر میآید و دستورات دین نسبت به دوری از نجاسات مؤیّد آنست. هرچند اسلام برای رفاه انسان، نگهداری سگهای مفید را مکروه نمیداند.
لازم به ذکر است با اینکه علامه طباطبائی متن آخرین روایت را مضطرب و آن را از روایات مجعول میداند.[۸۱] اما به دلیل اینکه مجموع این روایات ـ که میگویند: «جبرئیل و ملائکه وارد خانهای که سگ در آن است، نمیشوند» ـ، روایات متضافرند،[۸۲] و متضافر بودن برای حجیت کافی است، اگرچه سند تک تک آنها ضعیف باشد.[۸۳] بنابراین این روایات به وضوح دلالت بر کراهت شدید نگهداری سگ در منزل دارند.
زشتی و قبح سگ بازی
از آنچه گفته شد معلوم میشود که در اسلام نگهداری و انس گرفتن با سگ بدون اینکه مورد استفاده عقلایی قرار گیرد توصیه نشده بلکه مورد کراهت و مزمّت است. در سیره و سخنان معصومین(علیه السلام) نیز سگ بازی زشت تلقّی شده و سگ بازان سزاوار ملامت اند.
نقل شده است هنگامی که امام حسین(علیه السلام) کنار قبر شریف پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نشسته بود قاصدی آمد و گفت: امیر میخواهد به نزد او بروید. امّا امام(علیه السلام) که میداند معاویه مرده است و این دعوت برای گرفتن بیعت است، این دعوت را نمیپذیرد و در پاسخ کسی که از بیعت با یزید سوال میکند میفرماید: «من هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد، چون یزید مردی است فاسق که فسق خود را آشکار کرده، شراب مینوشد، سگ بازی و... میکند و ما خاندان رسول خداییم».[۸۴]
آری، امام(علیه السلام) سگ بازی را از مواردی میداند که سبب شده فسق یزید آشکار شود.
در جای دیگر امام حسین(علیه السلام) طی نامهای معاویه را توبیخ کرده و چنین مینویسد: «آیا تو آن کس نیستی که... پسر بچهای را که شراب میخورد و سگ بازی میکند به امارت میرسانی!»[۸۵]
نامه امام حسین(علیه السلام) یادآور نامه امیر المومنین(علیه السلام) به منذر بن جارود است که از سوی حضرت(علیه السلام) فرماندار بخشی از بلاد اسلامی بود و پس از اینکه تخلفات و خیانتهای او برای امیر المومنین(علیه السلام) گزارش شد، توسط ایشان در طی نامهای توبیخانه، احضار شد. امام(علیه السلام) در این نامه او را چنین توبیخ میکند:
«... تَخْرُجُ لاَهِیاً مُتَنَزِّهاً، تَطْلُبُ الصَّیْدَ، وَ تُلاَعِبُ الْکِلاَبَ ...»؛ ((خبر رسیده است، تو) پیوسته مشغول گردش و صید (تفریحی) و بازی با سگها میباشی ...).[۸۶] با دقّت در کلام امیرالمومنین(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) درک زشتی و قبح سگ بازی و انس با او، دشوار نمیباشد.
حقوق سگ بعنوان یک حیوان
اسلام دین تعادل و میانه روی است. این اعتدال و میانه روی را به وضوح میتوان در دستورات اسلامی مشاهده کرد. هرچند در اسلام سگ حیوانی نجس است، امّا این سبب نشده تا حقوق او به عنوان یک حیوان، نقض شود. رعایت حقوق سگ به این نیست که به آن دست بزنی، و او را مونس و هم بازی خود قراردهی! بلکه با رسیدگی به آب و غذایش و آزار نرساندن به او، حقوقش را رعایت کردهای. همانطور که به رعایت حقوق سایر حیوانات و سیرکردن و رفع تشنگی آنها در روایات اسلامی تأکید شده است.
پیشوایان و بزرگان مذهبی ما، با اینکه عقیده به نجاست سگ دارند، امّا ظلم به این حیوان را روا ندانسته، حق و حقوقی برای آن قائل شدهاند. با مطالعه در آثار دانشمندان اسلامی این مساله به روشنی قابل درک است.
در کتب فقهی آمده است: اگر شخصی، به مقدار وضو گرفتن آب داشته باشد، و بترسد که اگر با آن وضو بگیرد، دچار تشنگی شود، بر او واجب است که تیمم کند و آب را برای نوشیدن نگهدارد. صاحب جواهر(قدّس سرّه)، پس از نقل این فتوا مینویسد: «وکذا الحیوان اذا کان کذلک وان کان کلبا»[۸۷]؛ (اگر از تشنگی حیوانی نیز بترسد، حکم همین است، گرچه آن حیوان، سگ باشد.)
شهید ثانی در بحث اطعمه و اشربه کتاب مسالک، مینویسد: «و لو کان للانسان کلب غیر عقور جائع وشاة فعلیه اطعام الشاة»[۸۸]؛ (اگر انسان، دارای سگ ـ بی آزارـ و گوسفندی گرسنه باشد، بر او واجب است تا گوسفند را آب و علف دهد.) یعنی نجات گوسفند بر سگ اولویت دارد.
صاحب جواهر، در این حکم به شهید ثانی ایراد گرفته و میگوید: « فیه منع، بل قد یقال باولویة الکلب لامکان ذبح الشاة بخلاف الکلب»[۸۹]؛ (حفظ جان سگ اولویّت دارد. زیرا میتوان گوسفند را سر برید؛ ولی این کار، در مورد سگ ممکن نیست.)
کلام این دو فقیه، گویای واجب بودن حفظ جان حیوان حتی سگ است، هرچند در این مورد اختلاف بر سر اینست که حفظ حیات کدامیک اولویت دارد.[۹۰]
اگر فقهای اسلام در نظرات فقهی خود اینگونه حقوق حیوانات حتی سگ را در نظر میگیرند، بخاطر اینست که سخنشان برگرفته از روایات معصومین(علیهم السلام) است .
در متون روایی ما، روایات فراوانی هستند که توجه به حقوق سگ را ـ به عنوان یک حیوان ـ تایید میکنند. در بعضی از روایات از اذیت و آزار سگ منع شده، در دستهای دیگر به اطعام و سیراب کردن سگ توجه شده است. علاوه بر این روایاتی هستند که قاتل سگ را ملزم به پرداخت دیه میکند، از این روایات نیز شاید بتوان حق و حقوقی برای سگ در اسلام ثابت کرد. هرچند عدهای میگویند: روایات دیه سگ، حقی را برای این حیوان ثابت نکرده بلکه تنها خسارت مالی صاحبش را جبران میکند،[۹۱] امّا با در نظر گرفتن همه روایات، خلاف این مطلب ثابت میشود. چرا که دیه انسان را نیز به ولیّ او میپردازند امّا این سبب نمیشود خود آن شخص ارزش و قدری نداشته باشد. پس وقتی در دین اسلام برای سگ دیه قرار داده میشود، میتوان نتیجه گرفت که به این حیوان، ارزش و بهایی داده شده است و پرداخت دیه به صاحب آن جبرانگر همین بهاء و ارزش فوت شده است.
به جهت طولانی نشدن بحث فقط به نمونهای از این سه دسته روایات اشاره میکنیم:
۱. امیرمؤمنین(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل میکند که آن حضرت فرمود: «اِیّاکُمْ وَ الْمُثْلَه وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ».[۹۲]؛ (از مثله کردن[۹۳] بپرهیزید، هر چند در مورد سگ آزار رساننده باشد).
۲. «عَنْ نَجِیحٍ قَالَ رَأَیْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ(علیه السلام) یَأْکُلُ وَ بَیْنَ یَدَیْهِ کَلْبٌ کُلَّمَا أَکَلَ لُقْمَة طَرَحَ لِلْکَلْبِ مِثْلَهَا فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ لَا أَرْجُمُ هَذَا الْکَلْبَ عَنْ طَعَامِکَ قَالَ دَعْهُ إِنِّی لَأَسْتَحْیِی مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَکُونَ ذُو رُوحٍ یَنْظُرُ فِی وَجْهِی وَ أَنَا آکُلُ ثُمَّ لَا أُطْعِمُه».[۹۴]؛ (نجیح گوید: حسن بن علی(علیه السلام) را دیدم که مشغول خوردن غذا بود و سگی روبروی او قرار گرفته بود، هر لقمهای که میخورد یک لقمه هم به آن سگ میداد. عرض کردم: یابن رسول اللّه! این سگ را از سفره غذای شما دور کنم؟ حضرت فرمود: رهایش کن زیرا من از خداوند حیا میکنم که جانداری به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم.)
۳. «روی عن رسول الله(صلی الله علیه وآله) انه قال: اطلعت لیلة اسری بی علی النار ... واطلعت علی الجنة فرأیت امرأة مومة یعنی زانیة فسألت عنها فقیل انها مرّت بکلب یلهث من العطش فأرسلت ازارها فی بئر فعصرته فی حلقه حتی روی فغفرالله لها».[۹۵]؛ شیخ طوسی در مبسوط مینویسد: روایت شده از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) که آن حضرت فرمود: در شب معراج، ... بر بهشت اطلاع یافتم. در آن جا زن بدکارهای را دیدم. درباره او پرسیدم. گفته شد: سبب پاداش وی این است که روزی گذرش به سگی افتاد که از شدت تشنگی زبانش بیرون افتاده بود. وی لباس خود را در چاه فرو برد، آب آن را در گلوی سگ فشرد، تا سیراب شد. بدین سبب خدا او را بخشید.
۴. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَال:َ دِیَة کَلْبِ الصَّیْدِ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً وَ دِیَة کَلْبِ الْمَاشِیَة عِشْرُونَ دِرْهَماً وَ دِیَة الْکَلْبِ الَّذِی لَیْسَ لِلصَّیْدِ وَ لَا لِلْمَاشِیَة زَبِیلٌ مِنْ تُرَابٍ عَلَی الْقَاتِلِ أَنْ یُعْطِیَ وَ عَلَی صَاحِبِهِ أَنْ یقْبَل».[۹۶] ترجمه: امام صادق(علیه السلام) فرمود: دیه سگ شکاری چهل درهم، و دیه سگ گله بیست درهم، و دیه سگی که نه شکاری و نه نگهبانِ گله هست، زنبیلی از خاک است که قاتل باید آن را بدهد و صاحب سگ آن را قبول کند.
۵. «مُحمَّد بنِ أَبِی نَصر عَن الرضَا(علیه السلام) فی قَولِ اللهِ عَزَّوجَلَّ (وَ شَروه بثَمَن بَخس دَرَاهم مَعدودة) قالَ: کَانَت عِشرینَ دِرهماً، و البَخس النَقص، و هِی قیمة کَلبِ الصیّد إذَا قتل کان قیمته(دیته)[۹۷]عشرینَ درهماً» محمد بن ابی نصر از حضرت رضا(علیه السلام) روایت کرده است که آن بزرگوار درباره آیه شریفه (و شروه بثمن بخس دراهم معدوده)، فرمود: بخس به معنای کم و ناچیز است. آنها یوسف را به بیست درهم فروختند، و این مبلغ، بهای سگ شکاری است که هرگاه کشته شود خون بهایش بیست درهم است.[۹۸]
۶. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: فِی کِتَابِ عَلِیٍّ(علیه السلام): دِیَة کَلْبِ الصَّیْدِ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً».[۹۹] امام صادق(علیه السلام) میگوید: در کتاب امام علی(علیه السلام)، دیه سگ شکاری چهل درهم دانسته شده است.
۷. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: دِیَة کَلْبِ الصَّیْدِ السَّلُوقِیِّ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً مِمَّا أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِهِ لِبَنِی خُزَیْمَة».[۱۰۰] امام صادق(علیه السلام) فرمود: دیه سگ شکاری سلوقی چهل درهم است، بر مبنای دستوری که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به بنی خزیمة در این باره داد.
حال که اسلام، حقوق سگ را به عنوان یک حیوان به رسمیّت میشناسد، هیچ کس نباید ـ تحت هر عنوانی ـ بدون دلیل، به این حیوان آسیبی برساند، و نمیتوان نجاست آن را دلیلی بر نفی حقوق و سبب پستی و بی ارزشی آن دانست. به عبارتی دیگر سگ نیز یکی از مخلوقات خداوند و قابل احترام است.
پاسخ به چند سوال
اگر سگ نجس هست چگونه سگ اصحاب کهف وارد بهشت میشود؟
نجاست سگ از اعتباریات است که شارع مقدس آن را نجس قرار داده است، و این بدین معنا نیست که در تکوین نیز سگ نجس خلق شده است. و چیزی که در عالم دنیا نجس است، مستلزم نجس بودن آن در آخرت نمیباشد. چرا که کاربرد طاهر و نجس و حلال و حرام تشریعی، مربوط به دنیا است. و هر کدام از دنیا و آخرت قوانین خاص خود را دارد و نظام معیّن در آنها حکم فرماست. سگ در تشریع هر چند حکم نجس بودن بر او بار میشود ولی از نگاه تکوین نجس نمیباشد. با توجه به این، بین بهشت رفتن سگ اصحاب کهف با نجاست ظاهری دنیوی آن تعارض وجود ندارد.[۱۰۱] همانگونه که شراب و لباس حریر و طلا برای مردان در دنیا حرام است در حالیکه هیچکدام از اینها در بهشت حرمت ندارد، بلکه جزء پاداشهای بهشتی شمرده شده است. هر چند باید توجه داشت که اصل مقایسه امور دنیا با امور آخرت کار اشتباهی است و تنها در حدّ تشبیه میتوان به چنین مقایسههایی بها داد.
آیا پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور به قتل سگان مکه داد؟
قطعا پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور به کشتن سگهایی دادهاند که سبب اذیت و آزار مردم میشوند، بخصوص سگهای ولگرد و وحشی که غالبا موجب ترساندن و اذیت مردمند. به همین خاطر در وسائل الشیعة بابی هست به عنوان «بَابُ جَوَازِ قَتْلِ کِلَابِ الْهِرَاشِ[۱۰۲]». در این باب حدیثی نقل شده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «لَا تَدَعْ ... کَلْباً إِلَّا قَتَلْتَهُ»؛ (رها مکن سگی را مگر آنکه آن را بکشی)[۱۰۳]. در بحارالانوار نیز حدیثی به همین مضمون آمده و پس از آن، از قتل سگهای بی آزار و مفید مثل سگ نگهبان و شکار نهی شده است[۱۰۴]. دیه سگ نیز ـ همانطور که قبل از این گفته شد ـ میتواند دلیلی بر منعِ کشتار بی دلیل سگهای بی آزار از سوی شرع باشد.
چرا اسلام دستور خاکمال کردن ظرف نجس را داده است اما از سوی دیگر گفته گوشت حیوانی که سگ شکار کرده، آب بکشید کافی است؟ آیا این تناقض گویی نیست؟
برای پاسخ به شبهه فوق بهتر است سوال را به گونهای دیگر مطرح کنیم و آن اینکه: آیا حکم خاکمال کردن برای آنچه آغشته به آب دهان سگ است، فقط مربوط به ظروف میباشد یا گوشت، میوه، سفره، چوب، لباس و... را نیز شامل میشود؟
پاسخ اینست که حکم خاکمال کردن یا همان تعفیر، فقط مختص به ظروف میباشد. و در موارد دیگر، مثل موردی که سگ شکاری حیوانی را گاز گرفته، شستن زخم و محل تماس سگ کفایت کرده و نیازی به خاکمال کردن نیست.
در کتب فقهی بیان شده که اگر سگ از ظرفی آب بخورد باید خاکمال شود و فقهاء این حکم خاص را در مورد موضوع «آنیه» قرار دادهاند که در قبیل کاسه، کوزه، بشقاب، سینی، دیگ و امثال اینها از چیزهائی که در اکل و شرب استعمال میشوند، بکار میرود.[۱۰۵]
و این ربطی به این مورد ندارد بلکه فقهاء غالباً در کتب فقهی در بحث تطهیر، ظروف را از غیر ظروف جدا کرده و حکم آن را مجزّا بیان میکنند. چرا که در موارد دیگر نیز حکم تطهیر ظروف با غیر آن متفاوت است، به عنوان مثال در تطهیر ظرف نجس با آب قلیل، آن را سه مرتبه پر از آب کرده خالی میکنیم، و یا سه مرتبه مقداری آب داخل آن میگردانیم که به جاهای نجس برسد، و بیرون میریزیم؛ ولی در تطهیر غیر ظروف، حتّی اگر با بول نجس شده باشد، آن را دو مرتبه، و اگر با چیز دیگر نجس شده، آن را یک مرتبه بشوییم کافی است.[۱۰۶]
این تفاوت، نه تنها سبب تناقض نمیباشد بلکه حاکی از وسعت و گستردگی و تنوع در شقوق و پیچیدگی احکام اسلام است. چه بسا از این اختلاف در حکم بدست میآید هر کدام حکمت خاصی دارد که علم بشری باید آن را کشف کند.
علاوه بر این، تناقض وقتی اتفاق میافتد که موضوع هر دو حکم، یکی باشد، در صورتی که در اینجا موضوع متفاوت است. (در یکجا ظرف و در جای دیگر زخم حیوان آغشته به آب دهان سگ شده است) و این تفاوت در موضوع، سبب تفاوت در حکم شده است، که کاملاً عاقلانه است، و هیچگونه تناقضی یافت نمیشود. مثل اینکه بر دو شخص نماز ظهر واجب است، امّا بر یکی نماز چهار رکعتی، و بر دیگری نماز دو رکعتی (در سفر) و هیچ کس نمیگوید اینجا تناقضی وجود دارد.
البته باید توجه داشت منشا این سخن از آنجا سرچشمه میگیرد که عدهای تصور کردهاند خاکمال کردن ظروف بخاطر از بین بردن میکروبهای آن است و پس از آن میگویند: خاکمال کردن زخم حیوان که با دهان سگ تماس داشته اولویت دارد، زیرا گوشت شکار غذای انسان است و سزاوارتر است که میکروبهای آن کشته شود. ولی، اولاً: این سخن چیزی جز همان قیاس نیست. ثانیاً: در احادیث علّت خاکمال، از بین بردن میکروبها دانسته نشده است تا این سخن صحیح باشد. ثالثاً: بر فرض که خاکمال کردن در ظروف سبب از بین رفتن میکروبها میشود، شاید در گوشت شکار شستن برای از بین رفتن میکروب مورد نظر کفایت میکند.
آیا منظور از خانهای که در روایت «اِنَّما لاتَدْخُلُ المِلائِکَة بَیْتا فیهِ کَلْبٌ»، آمده است همان جان ظلمانی انسان گنهکار است؟
بعضی افراد، از حدیث فوق تعبیر دیگری دارند و میگویند: مـراد از خـانـه ـ ای کـه در آن سـگ بـاشد، ملائکه به آن داخـل نـمـی شـوند، ـ همان جان خود انسان است؛ پس اگر جان انسان با قرآن و اعمال نیک مانوس شد، نـورانـی مـی شـود و بـه آسـمـانها عروج میکند، اما اگر از اینها بیگانه شد، به بـاطـن ظـلمانی تبدیل شده و شیاطین در آن مستقر میشوند. از این رو، در روایت است که: اگر انسان در دنیا ظالم شد و ظلم در جان او به حدّ ملکه رسید، او در باطن سگ است.[۱۰۷]
در این تعبیر، نفس امّاره به سگی تشبیه شده که به انسان حمله میکند:
چون سگ، به تو نفس حملهآور باشد از جمله ی اعدایِ تو بدتر باشد
با نفس جهاد کن گرت مردی هست کز قول نبی: جهاد اکبر باشد
این تعبیر اخلاقی هرچند زیبا و مورد تایید روایات دیگر است امّا سبب نمیشود تا روایت از معنای ابتدایی و اصلی خود خارج شود. چه بسا اگر این دسته از روایات را مورد بررسی قرار دهیم، چیزی جز معنای اولیّه آن به ذهن خطور نمیکند. به عنوان نمونه به روایت زیر توجه کنید:
«وَ قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام): لَا تُصَلِّ فِی دَارٍ فِیهَا کَلْبٌ إِلَّا أَنْ یَکُونَ کَلْبَ صَیْدٍ وَ أَغْلَقْتَ دُونَهُ بَاباً فَلَا بَأْسَ وَ إِنَّ الْمَلَائِکَة لَا تَدْخُلُ بَیْتاً فِیهِ کَلْبٌ وَ لَا بَیْتاً فِیهِ تَمَاثِیلُ وَ لَا بَیْتاً فِیهِ بَوْلٌ مَجْمُوعٌ فِی آنِیَة».[۱۰۸]امام صادق(علیه السلام) فرمود: نماز مگذار در خانهای که در آن سگ است مگر اینکه سگ صید باشد و دربی برویش بسته شود، در این صورت اشکالی ندارد. همانا ملائکه بر خانهای که در آن سگ است وارد نمیشوند و... .
با توجه به تعابیری که در حدیث فوق آمده است مثل: «کَلْبَ صَیْدٍ» و «أَغْلَقْتَ دُونَهُ بَاباً» معلوم میشود منظور از کلب همان حیوان است نه نفس ظلمانی انسان.
نتیجه بحث
خلاصه اینکه مسئله نجاست سگ، یکی از مسائل قطعی فقهی اسلام است. با اینکه در قرآن اشارهای به این مسئله همانند بسیاری از مسائل دیگر نشده است اما این حکم در روایات معتبر صریحاً بیان شده است. در عین حال نجاست سگ سبب نشده معامله آن حرام باشد، چرا که نجاست هیچ مدخلیّتی در حرمت معامله نداشته، و حرمت خرید و فروش، دایر مدار اینست که مبیع دارای منفعت عقلایی باشد یا نباشد. پس تنها معامله سگهایی که فاقد منفعت عقلایی میباشند، جایز نیست. امّا در مورد فلسفه نجاست سگ روایات معصومین(ع) مطلق بوده و فلسفه حقیقی این حکم بر ما پوشیده است و فلسفه نداشتن یک حکم، غیر از ندانستن فلسفه آن است.
فهرست منبع
۱. قران کریم.
۲. نهج البلاغه شریف الرضی محمد بن حسین محقق / مصحح للصبحی صالح هجرت قم چاپ اول ۱۴۱۴ ق.
۳. مجمع البیان فی تفسیر القران طبرسی فضل بن حسن انتشارات ناصر خسرو تهران چاپ سوم ۱۳۷۲ ش ج.
۴. التبیان فی تفسیر القران طوسی محمد بن حسن تحقیق احمد قصیرعاملی دار احیاء التراث العربی بیروت بی تا ج.
۵. تفسیر نمونه مکارم شیرازی ناصر دار الکتب الاسلامیه تهران چاپ اول ۱۳۷۴ ش.
۶. مفاتیح الغیب فخرالدین رازی ابوعبدالله محمد بن عمر دار احیاء التراث العربی بیروت چاپ سوم ۱۴۲۰ ق.
۷. المیزان فی تفسیر القران طباطبایی سید محمد حسین دفتر انتشارات اسلامی جامعهی مدرسین حوزه علمیه قم قم چاپ پنجم ۱۴۱۷ ق.
۸. تفسیر نور محسن قرایتی مرکز فرهنگی درسهایی از قران تهران چاپ چهارم ۱۳۸۹ش.
۹. المفردات فی غریب القران راغب اصفهانی حسین بن محمد تحقیق صفوان عدنان داود دارالعلم- الدار الشامیه دمشق -بیروت چاپ اول ۱۴۱۲ ق.
۱۰. کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال علاء الدین علی بن حسام الدین المتقی الهندی البرهان فوری المحقق بکری حیانی - صفوه السقا موسسه الرساله بیروت الطبعه الخامسه ۱۴۰۱ه/۱۹۸۱م.
۱۱. طهارت اهل کتاب و مشرکان زمانی محمد حسن دفتر تبلیغات اسلامی قم ۱۳۷۸ش.
۱۲. تفسیر کنز الدقایق و بحر الغرایب قمی مشهدی محمد بن محمدرضا تحقیق حسین درگاهی سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی تهران چاپ اول ۱۳۶۸ ش.
۱۳. غنیه النزوع الی علمی الاصول و الفروع حلبی ابن زهره حمزه بن علی حسینی موسسه امام صادق علیه السلام قم چاپ اول۱۴۱۷ ه ق.
۱۴. فقه القران راوندی قطب الدین سعید بن عبدالله محقق/ مصحح سید احمد حسینی کتابخانه ایه الله مرعشی نجفی- رحمه الله قم چاپ دوم ۱۴۰۵ ه ق.
۱۵. صحیح البخاری محمد بن اسماعیل ابو عبدالله البخاری الجعفی تحقیق د. مصطفی دیب البغا دار ابن کثیر الیمامه بیروت الطبعه الثالثه ۱۴۰۷ - ۱۹۸۷ق.
۱۶. وسایل الشیعه شیخ حر عاملی محمد بن حسن موسسه ال البیت علیهم السلام قم چاپ اول ۱۴۰۹ ق.
۱۷. جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبد الرحیم نجفی محقق/ مصحح عباس قوچانی- علی اخوندی دار احیاء التراث العربی بیروت چاپ هفتم بی تا.
۱۸. الفقه علی المذاهب الخمسه مغنیه محمد جواد دار التیار الجدید- دار الجواد بیروت- لبنان چاپ دهم ۱۴۲۱ ه ق.
۱۹. مستمسک العروه الوثقی حکیم سید محسن طباطبایی موسسه دار التفسیر قم چاپ اول ۱۴۱۶ ه ق.
۲۰. مجموعه اثار استاد شهید مطهری مطهری مرتضی صدرا تهران چاپ سیزدهم.
۲۱. علل الشرایع ابن بابویه محمد بن علی کتاب فروشی داوری قم چاپ اول ۱۳۸۵ ش / ۱۹۶۶ م.
۲۲. پیام زن پیاپی ۱۰۴ ص ۶۶-۷۰ و ۶۵ فارسی کتابنامه ۶۵کد پارسا 33127A.
۲۳. جمعی از نویسندگان جامعه ایدهال اسلامی و مبانی تمدن غرب.
۲۴. کتاب المکاسب المحرمه و البیع و الخیارات ط- القدیمه مرتضی بن محمد امین انصاری محقق/ مصحح محمد جواد رحمتی- سید احمد حسینی منشورات دار الذخایر قم چاپ اول ۱۴۱۱ ه ق.
۲۵. منیه الطالب فی حاشیه المکاسب نایینی میرزا محمد حسین غروی مقرر خوانساری موسی بن محمد نجفی المکتبه المحمدیه تهران چاپ اول ۱۳۷۳ ه ق.
۲۶. مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه ط- القدیمه عاملی سید جواد بن محمد حسینی محقق/ مصحح محمد باقر حسینی شهیدی دار احیاء التراث العربی بیروت- لبنان چاپ اول بی تا.
۲۷. العروه الوثقی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی موسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت چاپ دوم ۱۴۰۹ق.
۲۸. وسیله النجاه اصفهانی سید ابو الحسن شارح خمینی سید روح الله موسوی موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی قم چاپ اول ۱۴۲۲ ه ق.
۲۹. معارف و معاریف دایره المعارف جامع اسلامی صطفی حسینی دشتی موسسه فرهنگی ارایه تهران ۱۳۷۸ش
۳۰. بحار الانوار مجلسی محمد باقر بن محمد تقی محقق / مصحح جمعی از محققان دار احیاء التراث العربی بیروت چاپ دوم ۱۴۰۳ ق.
۳۱. من لا یحضره الفقیه ابن بابویه محمد بن علی محقق / مصحح غفاری علی اکبر دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قم چاپ دوم ۱۴۱۳ ق.
۳۲. الکافی کلینی محمد بن یعقوب بن اسحاق محقق / مصحح غفاری علی اکبر و اخوندی محمد دار الکتب الاسلامیه تهران چاپ چهارم ۱۴۰۷ ق.
۳۳. رسایل فقهی جعفری محمد تقی موسسه منشورات کرامت تهران چاپ اول ۱۴۱۹ ه ق.
۳۴. مسند الامام الرضا ابی الحسن علی بن موسی علیهما السلام عزیز الله عطاردی استان قدس رضوی مشهد چاپ اول ۱۴۰۶ ق.
۳۵. تفسیر قمی قمی علی بن ابراهیم تحقیق سید طیب موسوی جزایر دار الکتاب قم چاپ چهارم ۱۳۶۷ ش
۳۶. المبسوط فی فقه الامامیه طوسی ابو جعفر محمد بن حسن محقق/ مصحح سید محمد تقی کشفی المکتبه المرتضویه لاحیاء الاثار الجعفریه تهران چاپ سوم ۱۳۸۷ ه ق
۳۷. ا الخصال ابن بابویه محمد بن علی محقق / مصحح غفاری علی اکبر جامعه مدرسین قم چاپ اول ۱۳۶۲ ش.
۳۸. روزنهای به سوی اسرار الهی رحیم توکل تنظیم و تدوین محمدعباسی منبع تهران ۱۳۸۰ش.
۳۹. مهدی مهریزی و علی صدرایی خویی میراث حدیث شیعه موسسه فرهنگی دارالحدیث قم ۱۳۷۸ش.
۴۰. ترجمه تفسیر المیزان موسوی همدانی سید محمد باقر انتشارات اسلامی قم چاپ پنجم ۱۳۷۴ ش.
۴۱. کتاب جمل من انساب الاشراف احمد بن یحیی بن جابر البلاذری تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی بیروت دار الفکر ط الاولی ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م
۴۲. فقه القران راوندی قطب الدین سعید بن عبدالله محقق/ مصحح سید احمد حسینی کتابخانه ایه الله مرعشی نجفی- رحمه الله قم چاپ دوم ۱۴۰۵ ه ق
۴۳. توضیح المسایل مراجع بنی هاشمی خمینی سید محمد حسن انتشارت اسلامی چاپ جهارم ۱۳۷۸ش ج.
۴۴. توضیح المسایل خمینی سید روح الله موسوی موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی چاپ اول ۱۴۲۶ ه ق.
۴۵. مجله المنار.
۴۶. مجمع المسایل گلپایگانی سید محمد رضا موسوی محقق/ مصحح علی کریمی جهرمی- علی ثابتی همدانی- علی نیری همدانی دار القران الکریم قم چاپ دوم ۱۴۰۹ ه ق.
۴۷. فصلنامه فقه اهل بیتع.
۴۸. تمامنهجالبلاغه سید صادق موسوی موسسه امام صاحب الزمانعج تهران چاپ اول ۱۳۷۶ش
۴۹. الاخبار الطوال ابو حنیفه احمد بن داود الدینوری تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال قم منشورات الرضی ۱۳۶۸ش
۵۰. سیره معصومان ترجمه اعیان شیعه مترجم علی حجتی کرمانی سروش تهران چاپ دوم ۱۳۷۶ ش.
۵۱. الامامه و السیاسه المعروف بتاریخ الخلفاء ابو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه الدینوری تحقیق علی شیری بیروت دارالاضواء ط الاولی ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م .
پا نویس
- ↑ قال رسول الله (ص): اهل البدع کلاب اهل النار: بدعت گذاران سگهای دوزخند. (کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، علاء الدین علی بن حسام الدین المتقی الهندی البرهان فوری، المحقق : بکری حیانی - صفوة السقا، ج1،ص 391ح 1125).
- ↑ منتهی الارب فی لغه العرب، صفی پوری، عبدالرحیم بن عبدالکریم، ص 1228: نجس ناپاک، پلید و خلاف طاهر؛ مجمع البحرین، طریحی فخر الدین، تحقیق: سید احمد حسین، ج4، 110، باب ما أوله النون، نجس الشیء، اذا کان قذراً غیر نظیف؛ القاموس المحیط، فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، ج2، ص393، نجس...، النجس ضد الطاهر؛ تاج العروس من جواهر القاموس، حسینی زبیدی، محمد مرتضی، محقق / مصحح: علی، هلالی و سیری، علی، ج9، ص4، [نجس]: ... .
- ↑ سوره توبه، آیه 28.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی حسین بن محمد، تحقیق: صفوان عدنان داود، ص791، حرف نون، لفظ نجس .
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی محمد بن حسن، تحقیق: احمد قصیرعاملی، ج5، ص201، قوله تعالی: سورة التوبة، آیة 28 .
- ↑ مجمع البحرین، طریحی فخر الدین، تحقیق: سید احمد حسین، ج5، ص32، اللغة .
- ↑ فقه القرآن، راوندی، قطب الدین، سعید بن عبداللّه، محقق/ مصحح: سید احمد حسینی، ج1، ص65، سورة التوبة، آیة 28.
- ↑ مستمسک العروة الوثقی،، حکیم، سید محسن طباطبایی، ج1، ص 368، الثامن الکافر .
- ↑ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی محمد بن محمدرضا، تحقیق: حسین درگاهی، ج4، ص162.
- ↑ مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی ابوعبدالله محمد بن عمر، ج16، ص21، [سورة التوبة(9): آیة 28] .
- ↑ طهارت اهل کتاب و مشرکان، محمد حسن زمانی، ص103.
- ↑ غنیة النزوع إلی علمی الأصول و الفروع، حلبی، ابن زهره، حمزة بن علی حسینی، ص 44، الفصل الثانی و أما الطهارة عن النجس التی هی شرط فی صحة أداء الصلاة.
- ↑ فقه القرآن، راوندی، قطب الدین، سعید بن عبداللّه، محقق/ مصحح: سید احمد حسینی، ج1، ص 64، فصل 9، مساله 28
- ↑ طهارت اهل کتاب و مشرکان، محمد حسن زمانی، ص188.
- ↑ نقش یک سگ نیز بر دیوار غار است، و بالای غار، صومعهای قدیمی است و مسلمانان نیز مسجدی ساختهاند. (تفسیر نور، محسن قرائتی، ج5، ص150، نکتهها: ... )
- ↑ سوره کهف، آیه 18.
- ↑ «وَصِیْد» چنان که «راغب» در کتاب «مفردات» میگوید: در اصل به معنی اطاق و انباری است که در کوهستان برای ذخیره اموال ایجاد میکنند، و در اینجا به معنی دهانه غار است . (تفسیر نمونه، مکارم شیرازی ناصر، ج12، ص370، تفسیر: موقعیت دقیق اصحاب کهف).
- ↑ سوره اعراف، آیه 176.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی ناصر، ج7، ص14، دانشمندی که در خدمت فراعنه در آید .
- ↑ سوره مائده، آیه 4.
- ↑ عدد رکعات نماز ـ دو رکعت صبح، چهار رکعت ظهر، چهار رکعت عصر، سه رکعت مغرب و چهار رکعت عشاء ـ در قرآن ذکر نشده است، با اینکه از مسلمات بوده و اختلافی در آن نیست.
- ↑ سوره انعام، آیه 145.
- ↑ تحفه رضویه، نراقی، مولی محمد مهدی بن ابی ذر، محقق/ مصحح: پژوهشگاه علوم و فرهنگ- واحد إحیاء التراث الإسلامی، ص 88، مسألۀ دوم، هر حیوانی که آن را تذکیه نموده باشند.
- ↑ سوره نحل، آیه 44.
- ↑ سوره حشر، آیه 7.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح غفاری، علی اکبر، ج1، ص234، 22 باب اتصال الوصیة من لدن آدم ع و أن الأرض لا تخلو من حجة لله عز و جل علی خلقه إلی یوم القیامة .
- ↑ صحیح البخاری، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، تحقیق : د. مصطفی دیب البغا، ج5، ص2146، ح 5345.
- ↑ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج1، ص226، 1 باب (نجاسة سؤر الکلب و الخنزیر) .
- ↑ همان .
- ↑ همان، ج3، ص413، 11 باب (طهارة عرق جمیع الدواب و أبدانها و ما یخرج من مناخرها و أفواهها إلا الکلب و الخنزیر) .
- ↑ همان ص415، 11 باب (طهارة عرق جمیع الدواب و أبدانها و ما یخرج من مناخرها و أفواهها إلا الکلب و الخنزیر) .
- ↑ همان، ص416، 11 باب (طهارة عرق جمیع الدواب و أبدانها و ما یخرج من مناخرها و أفواهها إلا الکلب و الخنزیر) .
- ↑ همان، ص417، 11 باب (طهارة عرق جمیع الدواب و أبدانها و ما یخرج من مناخرها و أفواهها إلا الکلب و الخنزیر).
- ↑ همان، ج1، ص228، 2 باب (طهارة سؤر السنور و عدم کراهته) .
- ↑ همان، ص226، 1 باب (نجاسة سؤر الکلب و الخنزیر) .
- ↑ همان، ص227، 1 باب (نجاسة سؤر الکلب و الخنزیر) .
- ↑ همان، ج3، ص415، 12 باب (نجاسة الکلب و لو سلوقیا) .
- ↑ همان.
- ↑ همان، ص416، 12 باب (نجاسة الکلب و لو سلوقیا) .
- ↑ منسوب به محلّی.
- ↑ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج3، ص417، 12 باب (نجاسة الکلب و لو سلوقیا).
- ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبد الرحیم نجفی، محقق/ مصحح: عباس قوچانی- علی آخوندی، ج5، ص 366 -368، السادس و السابع الکلب و الخنزیر .
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه، محمد جواد، دار التیار الجدید- دار الجواد، ج1، ص 24، الکلب .
- ↑ همان.
- ↑ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج3، ص416، 12 باب (نجاسة الکلب و لو سلوقیا) .
- ↑ همان.
- ↑ با استفاده از مستمسک العروة الوثقی،، حکیم، سید محسن طباطبایی، ج1، ص 363، (السادس، و السابع): الکلب و الخنزیر البریان .
- ↑ توضیح المسائل مراجع، بنی هاشمی خمینی، ج 1 ص 83 و96 ؛ ج2، ص 518.
- ↑ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، مطهری، مرتضی، اصول فقه - فقه(کلیات علوم اسلامی، ج 3)، ج20، ص52، عقل .
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی ناصر، ج6، ص419، تفسیر: یک سرگذشت عبرتانگیز .
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج2، ص431، [سوره النساء(4): آیه 160] .
- ↑ سوره نساء، آیه 160.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی ناصر، ج1، ص484، تفسیر: امت وسط .
- ↑ سوره بقره، آیه 143.
- ↑ مجله المنار، سال ششم، ص302.
- ↑ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج1، ص227، 1 باب نجاسة سؤر الکلب و الخنزیر .
- ↑ که برای ذوی العقول بکار میرود.
- ↑ مجلّه پیام زن، پیاپی 104، ص 66-70 و 65: عصر جدید و روابط خانوادگی (قسمت اوّل)، احمد عابدینی.
- ↑ برای اطلاع بیشتر به کتاب «جامعه ایدهآل اسلامی و مبانی تمدن غرب»، نشر دبیرخانه دایمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی(عج)،مراجعه نمایید.
- ↑ علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، ج2، ص592، 385 باب نوادر العلل .
- ↑ چنانکه شیخ انصاری صرف نجاست را مانع جواز خرید وفروش و استفاده از آن نمیداند. ایشان در مسأله خرید و فروش شیر زن یهودی، معامله آن را جایز میداند و چنین مینویسد: «فانّ نجاسته لاتمنع عن جواز المعاوضة علیه.» (کتاب المکاسب المحرمة و البیع و الخیارات( ط- القدیمة)، مرتضی بن محمد امین انصاری، محقق/ مصحح: محمد جواد رحمتی- سید احمد حسینی، ج1، ص 25، المعاوضة علی لبن الیهودیة المرضعة .) مرحوم نائینی نیز صرف نجاست را مانع از خرید و فروش نمیداند و میگوید: پوست حیوان مرده را میتوان در مواردی که طهارت شرط نیست مثل آبیاری کشتزارها ـ که در قدیم مرسوم بوده است ـ معامله کرد. ( «اذا فرض هناک منفعة مهمة عقلائیة, ولم یتوقف استیفاء المنفعة علی طهارة الشیئی کالأستقاء بجلدالمیته للزرع ونحوه, فمجرد کونه نجساً لایمنع عن جواز بیعه.») منیة الطالب فی حاشیة المکاسب، نائینی، میرزا محمد حسین غروی، مقرر: خوانساری، موسی بن محمد نجفی، ج1، ص 8، الثالث هل یجوز الانتفاع بالدهن المتنجس لغیر الاستصباح .علاوه بر این شیخ انصاری، نیز معامله پوست مردار را با همین شرط پذیرفته و در نهایت میفرماید: «فمجرد النجاسه? لاتصلح علة لمنع البیع: مجرد نجس بودن، نمیتواند مانع از خرید و فروش آن باشد.» (کتاب المکاسب المحرمة و البیع و الخیارات( ط- القدیمة)، مرتضی بن محمد امین انصاری، محقق/ مصحح: محمد جواد رحمتی- سید احمد حسینی، ج1، ص 24، بیع المیتة لو جاز الانتفاع بجلدها .بنابراین نمیتوان گفت: سگ چون از نجاسات است، معامله اش اشکال دارد.
- ↑ تأمین مال به کمک وسیلهای باطل، سحت شمرده شده است. «وفی الکافی، بإسناده عن السکونی عن أبی عبد الله قال: السحت ثمن المیتة و ثمن الکلب و ثمن الخمر- و مهر البغی و الرشوة فی الحکم و أجر الکاهن. أقول: ما ذکره فی الروایة إنما هو تعداد من غیر حصر، و أقسام السحت کثیرة کما فی الروایات، و فی هذا المعنی و ما یقرب منه روایات کثیرة من طرق أئمة أهل البیت علیهم السلام» (المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی سید محمد حسین، ج5، ص360، (بحث روائی) .
- ↑ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج17، ص118، 14 باب (تحریم بیع الکلاب إلا کلب الصید و کلب الماشیة و الحائط و جواز بیع الهر و الدواب) .
- ↑ همان.
- ↑ ص119، 14 باب (تحریم بیع الکلاب إلا کلب الصید و کلب الماشیة و الحائط و جواز بیع الهر و الدواب) .
- ↑ همان.
- ↑ همان، ص120، 14 باب (تحریم بیع الکلاب إلا کلب الصید و کلب الماشیة و الحائط و جواز بیع الهر و الدواب) .
- ↑ المبسوط فی فقه الإمامیة، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، محقق/ مصحح: سید محمد تقی کشفی، ج2، ص 166، فصل: فی حکم ما یصح بیعه و ما لا یصح .
- ↑ امروزه سگهای «پلیس» و «امداد» نیز همین حکم را دارند.
- ↑ معارف و معاریف : دایره المعارف جامع اسلامی، صطفی حسینی دشتی، ج4، ص678.
- ↑ مرحوم علامه حلّی در منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، حلّی، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، محقق/ مصحح: بخش فقه در جامعه پژوهشهای اسلامی، ج4، ص 324، الثامن میفرماید: نماز خواندن در خانهای که در آن سگ باشد، کراهت دارد. (بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج62، ص53، باب 1 (الکلاب و أنواعها و صفاتها و أحکامها و السنانیر و الخنازیر فی بدء خلقها و أحکامها)؛ کتاب المکاسب المحرمة و البیع و الخیارات( ط- القدیمة)، مرتضی بن محمد امین انصاری، محقق/ مصحح: محمد جواد رحمتی- سید احمد حسینی، ج1، ص 97، مختار المؤلف.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج1، ص246، باب المواضع التی تجوز الصلاة فیها و المواضع التی لا تجوز فیها .
- ↑ الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج3،ص 393، باب (الصلاة فی الکعبة و فوقها و فی البیع و الکنائس و المواضع التی تکره الصلاة فیها)؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج56،ص 177، باب 23 (حقیقة الملائکة و صفاتهم و شئونهم و أطوارهم).
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج62، ص51، باب 1 (الکلاب و أنواعها و صفاتها و أحکامها و السنانیر و الخنازیر فی بدء خلقها و أحکامها) ؛ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج11، ص530، 43 باب (کراهة اتخاذ کلب فی الدار إلا أن یکون کلب صید أو ماشیة أو یضطر إلیه أو یغلق دونه الباب) .
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج62، ص51، باب 1 (الکلاب و أنواعها و صفاتها و أحکامها و السنانیر و الخنازیر فی بدء خلقها و أحکامها)؛ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج11، ص531، 43 باب (کراهة اتخاذ کلب فی الدار إلا أن یکون کلب صید أو ماشیة أو یضطر إلیه أو یغلق دونه الباب) .
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج62، ص52، باب 1 (الکلاب و أنواعها و صفاتها و أحکامها و السنانیر و الخنازیر فی بدء خلقها و أحکامها)؛ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج11، ص530، 43 باب (کراهة اتخاذ کلب فی الدار إلا أن یکون کلب صید أو ماشیة أو یضطر إلیه أو یغلق دونه الباب) .
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج62، ص53، باب 1 (الکلاب و أنواعها و صفاتها و أحکامها و السنانیر و الخنازیر فی بدء خلقها و أحکامها).
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی سید محمد حسین، ج5، ص209، (بحث روائی) ... .
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی سید محمد باقر، ج5، ص337، روایاتی در ذیل جمله ... و ما علمتم من الجوارح مکلبین مربوط به صید با سگ شکاری .
- ↑ مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة (ط - القدیمة)، ج4، ص 28، الأول کل نجس لا یقبل التطهیر؛ کتاب المکاسب (للشیخ الأنصاری، ط - القدیمة)، ج1، ص 32، الثالث کلب الماشیة و الحائط؛ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج22، ص 138، المسألة الأولی لا یجوز بیع شیء من الکلاب إلا کلب الصید
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی سید محمد باقر، ج5، ص337، روایاتی در ذیل جمله ... و ما علمتم من الجوارح مکلبین مربوط به صید با سگ شکاری؛ المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی سید محمد حسین، ج5، ص210، (بحث روائی) ... .
- ↑ مجله فقه اهل بیت(ع) شماره 17 و18، ص130، بررسی دلایل جواز نگاهداری تصاویر .
- ↑ شرح این مطلب در کتاب «انوار الاصول» آمده است. رجوع کنید به : أنوار الأصول، ناصر مکارم شیرازی، ملاحظات: تهیه و تنظیم حجة الإسلام والمسلمین احمد قدسی، مدرسه ج3، ص80، المقام الثانی: فی أدلة المسألة .
- ↑ الأخبار الطوال، ابو حنیفه احمد بن داود الدینوری، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال ص227، مبایعه یزید ... .
- ↑ الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة الدینوری، تحقیق علی شیری، ج1، ص204، ما أجابه القوم به رضی الله عنهم؛ سیره معصومان( ترجمه اعیان شیعه)، مترجم علی حجتی کرمانی، ج5، 90 مکاتبه میان امام حسین(ع) و معاویه؛ أعیان الشیعة، سید محسن امین عاملی، ج1، ص583، المکاتبة بینه و بین معاویة .
- ↑ تمامنهجالبلاغة، سید صادق موسوی، ص 815؛ تاریخ الیعقوبی، ج2، ص204، إلی المنذر بن الجارود؛ کتاب جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیی بن جابر البلاذری، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج3، ص153، موقف الحسین بن علی من صلح الحسن و معاویة .
- ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبد الرحیم نجفی، محقق/ مصحح: عباس قوچانی- علی آخوندی، ج5، ص114، السبب الثالث الخوف .
- ↑ مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، محقق/ مصحح: گروه پژوهش مؤسسه معارف اسلامی، ج12، ص 120، و أما کیفیة الاستباحة .
- ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبد الرحیم نجفی، محقق/ مصحح: عباس قوچانی- علی آخوندی، ج36، ص 437، و أما کیفیة الاستباحة .
- ↑ این مسئله در رسائل فقهی علامه جعفری نیز مطرح شده است. (رسائل فقهی،،جعفری، محمد تقی، ص 118، حقوق حیوانات در فقه)
- ↑ کتاب المکاسب المحرمة و البیع و الخیارات( ط- القدیمة)، مرتضی بن محمد امین انصاری، محقق/ مصحح: محمد جواد رحمتی- سید احمد حسینی، ج1، ص 33، التأیید بما أفاده العلامة و المناقشة فیه .
- ↑ نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: للصبحی صالح، ص422، نامه 47 و من وصیة له ع للحسن و الحسین ع لما ضربه ابن ملجم لعنه الله .
- ↑ قطعه قطعه کردن اعضای بدن.
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج43، باب 16، (مکارم أخلاقه و عمله و علمه و فضله و شرفه و جلالته و نوادر احتجاجاته صلوات الله علیه).
- ↑ المبسوط فی فقه الإمامیة، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، محقق/ مصحح: سید محمد تقی کشفی، ج6، ص 47، إذا ملک بهیمة فعلیه نفقتها .
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج4، ص170، باب( نوادر الدیات) .
- ↑ در بعضی روایات «دیته» گفته شده.
- ↑ مسند الإمام الرضا أبی الحسن علی بن موسی علیهما السلام، عزیز الله عطاردی ج1، ص345، (سورة یوسف)؛ تفسیر قمی، قمی علی بن ابراهیم، تحقیق: سید طیب موسوی جزایر، ج1، ص341، سورة یوسف، الآیات 5 الی 20.
- ↑ الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج2، ص539، دیة کلب الصید أربعون درهما .
- ↑ همان.
- ↑ http://www.porseman.org.
- ↑ سگان ولگرد.
- ↑ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج11، ص533، 46 باب (جواز قتل کلاب الهراش) .
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح جمعی از محققان، ج62، ص62، باب 1 (الکلاب و أنواعها و صفاتها و أحکامها و السنانیر و الخنازیر فی بدء خلقها و أحکامها ).
- ↑ برای تفصیل بیشتر به وسیلة النجاة، اصفهانی، سید ابو الحسن،، شارح: خمینی، سید روح اللّه موسوی، ص 112، (مسألة 9)، المتنجس منجس علی الأقوی؛ العروة الوثقی، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، ج1، ص 81، 9 مسألة المتنجس لا یتنجس ثانیا و لو بنجاسة أخری مراجعه نمائید.( مجمع المسائل، گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی،، محقق/ مصحح: علی کریمی جهرمی- علی ثابتی همدانی- علی نیری همدانی، ج1، ص34 ).
- ↑ علاوه بر این اگر آب را به خود میگیرد و قابل فشرده است باید بعد از هر بار شستن آن را بفشاریم تا آبهای داخلش بیرون بیاید و یا به گونهای دیگر آب را بگیریم. (توضیح المسائلخمینی، سید روح اللّه موسوی، مساله 150، 155، 159، 160، 161و 162).
- ↑ روزنهای به سوی اسرار الهی، رحیم توکل، تنظیم و تدوین محمدعباسی، ص27.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج1، ص246، باب (المواضع التی تجوز الصلاة فیها و... ).







