فرهنگ مصادیق:تـحـجّـر

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۹ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
تـحـجّـر

مقدمه

مدت هاست دراین اندیشه‌ام تا نوشته‌ای هرچند مختصر در ارتباط با تحجر بنویسم و از زوایای مختلف مقوله تحجر را بررسی نمایم تا معلوم گردد که تحجر اولاً مولود چیست و ثانیاً چه تأثیرات منفی و مخربی بر زندگی بشر دارد و ثالثاً چگونه باید از سیطره تحجر رهایی جست.
قبل از پرداختن به این مهم باید اذعان کرد که انحطاط بشریت و عمده آسیب هاییکه بشریت امروزه با آن مواجه می‌باشد محصول تحجر و متحجرین است برای این منظور لازم است از تعریف تحجر شروع نمایم.
تحجر حالت سنگ شدن،و سخت شدن همانند سنگ و همانند سنگ غیر قابل نفوذ و غیرقابل انعطاف شدن می‌باشد و جمود و سنگوارگی ازتعاریف دیگر تحجر است. بعبارت دیگر تحجر یک انجماد فکری یعنی یخ زدگی فکر می‌باشد.
تحجر درلغت به معنی تصلب و جمود فکری است. بعبارت دیگر تحجر عبارت است از جمود، ایستادگی و گریز از هر چیزی که تازه و نو باشد و اساساً با روحیه تحول طلبی و نوگرایی انسان سازگار نمی‌باشد امام خمینی (ره) دردهه سی در کتاب آداب الصلاة عمده‌ترین حجاب‌های رشد و تعالی و معرفت حقایق را جمود و تحجر می‌دانند که انسان را به قهقرا و خودمداری می‌کشاند. یکی از مهمترین عوامل پیروزی فکر و اندیشه امام خمینی (ره) مبارزه با تحجر درتفکر و رجعت گرایی دینی بود.
سنگ شدن قلب از دیگر مفاهیم تحجر است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است :
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» [۱]
که تمثیل ویژه قوم بنی اسرائیل است که صهیونیست از تمثیل‌های زمان ما است. منظور انسانهایی که تمام وجودشان سخت و سیاه شده و دل و دماغ سنگواره و قلب قسی شده و اینگونه است که در برابر اندیشه اشراق و شناخت و شهود، نفوذ ناپذیرند. و از جرگه اصحاب تفکر و اندیشه و ارباب شهود خارج و هدایت ناپذیرند.
تحجر توقف دروضع موجود و یا جمود به گذشته بدون دلیل است. گرایش‌های منجمد و متحجرانه با جوهره دین الهی در تضاد است. پیشرفت، تکامل و پویایی و رشد علمی و ترقی از دستورهای مؤکد دین حنیف اسلام است و اساساً متحجرین مهر رکود وتوقف بر پیشانی دین حک می‌کنند گرچه عالمان دینی دربرابر این گرایش‌ها و جریانات سنگدلان قد علم کردند و غبار از چهره تابناک اسلام برگرفته‌اند ولی جامعه همچنان با خطر تحجر مواجه می‌باشد.
انسان متحجر نیز چنین خاصیتی را پیدا می‌کند و همواره برنگاه و رویه خودش اصرار می‌ورزد. مغز انسان متحجر حالت جزمی می‌یابد و هیچ چیزی دیگری را بر نمی‌تابد و افکار دیگران نزد او بی مفهوم و غیر قابل درک می‌باشد. و اصرار بر گرایش و حرف خودش دارد.
متحجر را می‌توان معادل جاهل دانست. گرچه خیلی از افراد به ظاهر تحصیل کرده و روشنفکر نیز در افکار خودشان حالت انجماد می‌گیرند که به مراتب از افراد جاهل خطرناک ترند. لذا تحجر در تمام اقشار جامعه ظهور و بروز می‌یابد.
سنگ شدگی قلب و انجماد فکری که زائیده تحجر است در مقابل روش جوانه زدن و نمو می‌باشد و در قرآن کریم درسوره کهف آنرا مقابل « رشد» قرار داده است که فراتر از نمو است. با این تفصیل می‌توان تحجر را سکون نیز معنی کرد که در مقابل نمو مطرح می‌باشد. رشد از آن جهت فراتر از نمو است که نمو نه تنها درانسان ظهور و بروز می‌یابد بلکه در سایر جانداران و نباتات نیز ظهور کرده و بالاتر از آن رشد است که تنها در تعالی و تکامل انسان علاوه بر نمو، خودنمایی می‌کند و انسان را به غایت الهی و عروج الهی سوق می‌دهد.
بعضی‌ها آزاد اندیشی را مقابل تحجر می‌دانند. در صورتیکه رهبر انقلاب اسلامی، نه تنها آنرا مردود شمردند بلکه آزاد اندیشی را خط واسط تحجر و مرزشکنی می‌دانند.
تحجر موجب سنگدلی و تند خویی انسان می‌گردد و از صفات فرد متحجر، انعطاف ناپذیری، نامهربانی و خشونت می‌باشد که موجب می‌شود رحمت ایزدی از جامعه رخب بر بندد.
خداوند متعال در آیات قرآن مجید به پیامبر اکرم (ص) ندا می دهدکه :
« به سبب رحمت خدا است که با آنها این چنین خوش خوی و مهربان هستی، اگر تند خو و سخت دل (غلیظ القلب = متحجر و سنگدل) می‌بودی، از گرد تو پراکنده می‌شدند »
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» [۲]
پس اینگونه برداشت می‌گردد که مهربانی و عطوفت نعمت و رحمت الهی است و جزم اندیشی و جمود برقالب‌ها، موجب عذاب الهی و پراکندگی مردم و تنفر می‌گردد لذا متحجر دراین دنیا مورد تنتفر مردم و در آن دنیا مورد عذاب الهی می‌گردد.
راه علاج آن، همانطوریکه درآیه بالا اشاره شده است وَشاوِرهُم فِی الاَمرِ می‌باشد بطوریکه افرادیکه بر فهم و رأی خود تکیه می‌کنند دچار جزمیت ذهنی و انحصار فکر و جمود می‌شوند، خواه تحصیل کرده باشند، خواه مذهبی باشند، خواه بی سواد باشند در حدیکه اینان بنام خدا و اولیاء وصالحین سخن می‌گویند اینان را قرآن تحت عنوان غلیظ القلب یعنی سنگدلان یا همان متحجرین معرفی می‌کند.
استاد مطهری (ره) معتقد است که در کنار جریان درست اندیش، جریاناتی فکری در عالم اسلام به وجود آمد که «بعضی افراطی و بعضی تفریطی بودند یعنی تندروی بی جا و یا کند روی بیجا. وی تند روی‌ها را «جهالت» وکندروی هارا «جمود» می‌نامد که هر دو از ریشه تحجر گرایی است. استاد مطهری،جهالت‌ها در برداشت‌ها با تغییرات روشنفکرانه ماآبانه، متجلی می‌شود و جمود و تحجر نیز در برداشت‌ها و تغییرات ظاهربینانه و بدون عمق نمودار می‌گردد. استاد خطر جمود و جهالت را برابر می‌دانند ودر مواردی جمود و تحجر را زمینه بروز انحراف‌ها و گرایش‌های جهالت آمیز می‌دانند.
داستان فتنه گران عاشورای حسینی سال ۸۹ را می‌توان نوعی جهالت از جمود فکری روشنفکرمآبانه دانست که بر ایستای فکر نادرست خویش اصرار داشتند و هیچگونه انعطافی را بر نمی تابیدندو مشورت هیچ ناصحی را نمی‌پذیرفتند و همین بود که بقول امام راحل (ره) جامعه را بسوی قهقرایی سوق دادند و اگر بصیرت و تدبیر رهبری نبود چه بسا که با ندانم کاریها ی خواص، جامعه به انحطاط کشیده می‌شد.
در جمع بندی می‌توان گفت که تحجر عدم استفاده از عقل و توقف خشک و بی اساس بر احادیث و سنت‌های غلط استوار است که در اسلام بشدت نفی شده است.
امام علی (ع) فرمودند: دوگروه پشت مرا شکستند. یکی عالمان پرده در و دیگری جاهلی که خود را عابد می‌داند که هردو ناشی از جمود فکری و سنگواره شدن فکر می‌باشد.
متحجرین از نگاه دینی، کسانی هستند که اولاً قدرت تعمق در دین و استنباط وفهم احکام شریعت را نداشته‌اند و به ظاهر احکام توجه نمودند. و ثانیاً همواره اسیر قالبهای حوادث می باشندو از صورت ظاهری حوادث نمی گذرندو به اساس و بنیان پیشامدهای اجتماعی بی توجه‌اند.
تحجر روزی در لباس خوارج، علی (ع) را شهید می‌کنند و روزی هم در لباس منحرفین دنیوی برعلیه امام رضا(ع)خروج می‌نمایند. روزی در لباس فرقان، استاد مطهری و استاد مفتح و دیگر صاحب نظران اسلامی را شهید می‌نمایند و روزی دیگر آیت ا... خامنه‌ای را مجروح و ترور می‌کنند و امروزه نیز در لباس فتنه گران عاشورای حسینی ظاهر می‌شوند.
سنت گرایی را نباید معادل تحجر بدانیم و تصور آن ناشی از این است که سنت گرایی را با خرافه پرستی اشتباه گرفتند و بعضاً این برداشت ناشی از مدرنیته می‌باشد. در صورتیکه خود مدرنیته امروزه، در اشاعه تحجر به مراتب بیشتر تأثیرگذر بوده است و انفعال در برابر ابرقدرت‌های استعماری و تن دادن به قضا و قدر، یأس و خودکم بینی و پذیرش‌ها بدون چون و چراو تن دادن به هرگونه اقدامی بدون اتکابه فکر و اندیشه و خام شدن در زرق و برق دنیا و تسلیم در مقابل غرب گرایی از موارد تحجر از نوع مدرنیته می‌باشد.بخصوص توجیه بی عدالتی‌ها از اندیشه‌های خطرناک مدرنیته است که برای رسیدن به هدف معتقدند وسیله هدف را توجیه می‌کند. حتی اگر آن وسیله موجب اتلاف جان انسانهای بی گناه گردد که نمونه‌های بارز آنرا در پاکستان، افغانستان، عراق، لبنان و آفریقا شاهدیم ؟!!
از مطالعه شریعت اسلامی کاملاً روشن است که اسلام ضد تحجر وواپسگرایی است و نه ضد پیشرفت و سنت ؟!
رهبر فرزانه انقلاب در بیان اصول دینی اصرار به شکستن حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامی و التزام به اسلام ناب محمدی (ص) را از اصول انقلاب می‌دانند و عبور از دیوارهای بلند تحجر را لازمه حکومت اسلامی می‌دانند و بخشی از مولود تحجرگرایی را می‌توان چنین بیان کرد
۱ـ جمود در تکثر گرایی و اندیشه‌های هرمنوتیکی
۲ـ شبهه در مرجعیت فکری، منابع دینی و امکان فهم و درک صحیح آن
۳ـ جمود بر نظریات غربی‌ها و تعصب روی آن
۴ـ جمود برجهانی شدن و نادیده گرفتن و یا دست کم گرفتن دیگران
۵ ـ انفعال درنظم نوین که موجبات استیلای استکبار بر جوامع می‌گردد.
۶ـ انفعال در مقابل بی عدالتی‌های جهانی و به یغمابردن منابع جهان سوم
۷ـ جمود در انحصار گرایی علم
۸ـ از خصیصه‌های دیگر متحجرین کوته نظری و تنگ نظری است که همگان را به مقدسات بدبین می‌نماید و خوارج به دلیل کوته نظری و جمود فکری و توجه به ظواهر، به مولی علی (ع) جفا کردند.

نشانه‌های تحجر

تحجرگرایی به دلیل عدم تعقل و جمود فکری اجزا را از جایش خارج و در موقعیت نامناسب قرار می‌دهد و این دقیقاً بر خلاف تعریف عدل در اسلام است.
عدل در اسلام یعنی «العدل یضع الامور مواضعها » یعنی عدل هرچیز را در سر جای خودش قرار می‌دهد. بعبارت دیگر یکی از نشانه‌های تحجرگرایی، به هم ریختگی امور و بی عدالتی است.
ـ متحجرین به ظواهر توجه می‌نمایند و اصالت را نادیده می گیرندو تفسیر به رأی می‌کنند که از نشانه‌های دیگر تحجر گرایی است.
ـ متحجرین غلیظ القلب و قسی القلب و خشونت گرا هستند و هر جنایتی را توجیه می‌کنند. همانند جنایت تاسوعای حسینی چابهار ـ متحجرین اهل مشورت نیستند و برای مواضع خود، بدون اندیشه اصرار می‌ورزند.
ـ متحجرین بی حیا و بی تقوا هستند.
ـ افراط و تفریط از نشانه‌های بارز تحجرگرایی است.
ـ سکون و ایستایی و گریز از هرچیز تازه و نو، از خصایص متحجرین است
ـ مقدس ماآبی از نشانه‌های بارز تحجر گرایی است.
ـ متحجرین به راحتی به کسانی که نقدی بر نظریه‌های آنان داشته باشند، بدون چون و چرا و بدون استدلال هتک حرمت می‌کنند از قبیل افترا، تهمت، نسبت ناروا، ترور شخصیتی، ترور فیزیکی و...
ـ انعطاف ناپذیری و افکار از خصیصه‌های متحجرین است.
امام خمینی (ره) بارها خطر تحجر و تحجرگرایی و انسان‌های مقدس ماآب را گوشزد نمودند و تندترین جملات را علیه آنان بکار برده و ایشان را مخالف اسلام ناب محمدی (ص) و از پیروان اسلام آمریکایی یاد کردند و خواستار مقابله با آنان شدند. درمنشور روحانیت حضرت امام (ره) عنوان کردند :
« تنها مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله ر اآسان می‌نمود، بلکه علاوه بر آن ازداخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس ماآبی و تحجر بود.»که هزار بار بیشتراز سرب و باروت، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.
از فرمایشات امام راحل (ره) نشانه‌های تحجر و جمود و قشرگرایی را می‌توان چنین بیان کرد :
۱ـ مقدس نمایی و تقدس ماآبی
۲ـ قشر گرایی و سطحی نگری (توجه به ظواهر)
۳ـ نگاه ابزاری به دین (خشونت گرا،سختگیر، طرد، تهمت و افترا...)
۴ـ عوام زدگی و عوام گرایی
۵ـ عدم توجه به تفکر و تعقل در ابعاد مختلف
۶ـ روحیه تک بعدی و تک محوری و قانونگریزی
۷ـ تنگ نظری و واپس گرایی
۸ـ راحت طلبی و رفاه گرایی
۹ـ کج اندیشی و کج فهمی
۱۰ ـ عدم توجه به مشارکت عمومی و رقابت سیاسی
۱۱ـ عدم توجه و درک صحیح نسبت به نقش زمان و مکان دراجتهاد
۱۲ـ تقلید کورکورانه و شخصیت زدگی و شخصیت پرستی
۱۳ـ دورویی و ریا و گرایش شدید به دروغ مصلحتی
۱۴ـ انتقاد ناپذیری و عدم تحمل مخالف
۱۵ـ معتقد به جدایی دین از سیاست درگذشته و معتقد به حکومت اسلامی بدون نقش مردم در عصر حاضر
۱۶ـ تجمل گرایی با شعار ساده زیستی
۱۷ـ برداشت‌های افراطی از آیین‌های مذهبی و دینی و وعده‌ای مقدس ماآب از متحجرین.
امام (ره) را در تألیف کشف الاسرار در سال ۱۳۱۲که به منظور دفاع از اسلام اصیل و عقاید مذهبی بصورت عقلانی و فلسفی و نقلی (حدیثی و قرآنی ) می‌نگاشتند به شدت تکفیر می‌کردند و به حدی که در برخورد با اولاد امام (ره) رحم نمی‌کردند؟!
باید بپذیریم که تحجر همانند هر واژهٔ دیگری در طول زمان و مکان، دستخوش تغییر و تحول قرار گرفته است ولذا نوع تحجر امروزه با انواع گذشته آن خیلی متفاوت می‌باشد. تحجرگرایی در گذشته تحت تأثیر جاهلیت قرار داشت ولی در عصر حاضر تحت تأثیر عوامل مختلفی حتی توجیه‌های علمی قرار دارد.
جانب داری بی بصیرت و بدون منطق از اصول، مواضع و عملکردهای فردی، حزبی از نمونه‌های بارزعصر حاضر است.
تحجر در عصر حاضر عامل بی عدالتی است. زیرا متحجرین با جمود فکری، حقوق دیگران را به رسمیت نمی‌شناسند و اساساً آنها را نادیده می‌گیرند وحتی سرکوب می‌کنند و عدالت نه تنها مفهوم خودش را از دست می‌دهد،بلکه تعدی و اجحاف را نیز در آن شاهدیم و همانطور که اشاره گردید درمحیط تحجر، بی عدالتی نیز گسترش می‌یابد و متحجرین آنچنان در افکار خویش انعطاف ناپذیرند و آنچنان به ظواهر توجه می نمایندکه از هر ظلمی با کسانیکه همسوی آنان نباشد کوتاهی نمی‌کنند. یعنی تحجر نیز خود یک نوع ظلم محسوب می‌شود و ناخوداگاه متحجرین جزو ظالمان محسوب می شوندکه مبارزه با آنان در اسلام یک تقدس و فرض می‌باشد.
خطر اپیدمی تحجر همه دلسوزان انقلاب را نگران کرده است و از صدر اسلام تاکنون تحجر و متحجرین مشکل تمامی مصلحین و مانعی بزرگ در جهت آرمانهای انسانی و اسلامی بوده است.
امروزه خطر عظیمی که بنای اسلام را درکنار خطر سکولاریزم تهدید می‌کند، خطر تحجر و سکولاریزه شدن جامعه است. البته آگاه باشیم که بعضی از متحجرین با سکولاریزم مبارزه می‌کنند. همانطوریکه سکولاریزم با حکومت دینی مبارزه می‌کند. اما غافل از آنکه در جوامع امروز، مبارزه بصورت ظاهری و بدون بنیه و استدلال قابل پذیرش نمی‌باشد و چه بسی که خود موجب سقوط دین و پیروزی سکولاریزم شود.
بسیاری از دانشمندان غربی رویه‌های متحجرین را برای بدنام کردن دین بکار می‌گیرند و از جمود فکری متحجرین برای رد حکومت دینی، نهایت بهره را بردند؟!
به تجربه ثابت شده است که غایت تحجرگرایی سرانجام به خونریزی، نابودی و قتل و غارت می‌انجامد و منجر به نابودی بشریت، انسانیت، اتلاف منابع و سوء آسایش و رفاه جامعه می‌گردد و رشد و تعالی را از جامعه می‌گیرد. پس با اهمیت‌ترین مبارزه فرهنگی همانا مبارزه با تحجر می‌باشد. از سیره امام خمینی (ره)عبور از تحجر گرایی برای دستیابی آرمانهای انقلاب اسلامی، استنباط می‌شود و یک فرض لازم محسوب می‌گردد.
تحجر در بخشهای مختلفی از امور زندگی مطرح می‌باشد که هر کدام در جای خودش جای تأمل دارد. تحجر عقلی، تحجر فرهنگی، تحجر دینی، تحجر سیاسی، تحجر امساک،تحجر علمی، تحجر عملی، تحجر رفتاری،تحجر سنتی، تحجر غرب زدگی گرچه همه از یک ریشه چشمه می‌گیرند. ولی دارای ابعاد خاصی می‌باشند و باکمال تأسف موارد عملی آنرا می‌توان در جوامع بشری بخصوص در کشورهای در حال توسعه مشاهده کرد.
با همه مبارزاتی که با تحجر گرایی در جامعه اسلامی ایران انجام گرفته است متأسفانه تحرکات تحجر گرایی بعضاً در کشور مشهود است و بخش آسیب‌های جبران ناپذیری به پیشرفت، رشد و توسعه و ثبات نظام جمهوری اسلامی وارد نموده است و با کمال تأسف بعضی‌ها نیز برای رسیدن اهداف خودشان از متحجرین بعنوان ابزار استفاده می‌کنند.
نمونه‌های بارز آن عبارتند از :
۱ـ ترورهای بی رحمانه منافقین از ابتدای انقلاب تا کنون
۲ـ ترورهای ناجوانمردانه گروهک فرقان
۳ـ دسیسه‌های منافقانه بنی صدر
۴ـ تحرکات حجتیه ها
۵ـ ترویج بهایی گری، دین ساخته و پرداخته انگلستان
۶ـ راه اندازی جنگ تحمیلی که نه تنها موجب شهادت و جانبازی ده‌ها هزار نفر گردید بلکه میلیاردهاریال از منابع کشور اتلاف گردید.
۷ـ توطئه‌های متحجرین طرفدار غرب
۸ـ انفجار انتحاری وهابیون
۹ـ آشوب‌های قومیت با عوامل تحجر گرایی
۱۰ ـ آشوب‌های بعد از انتخابات سال 89
۱۱ ـ فتنه آشوب گران تاسوعای حسینی سال 89
۱۲ـ انفجارهای انتحاری مسجد علی ابن ابوطالب و حادثه دهشتناک تاسوکی و تاسوعای خونین چابهار
تحجر گرایی را در بعضی نقاط کشور توسط بعضی مقدس آب‌ها می‌توان مشاهده کردکه هیچ چیزرا بجز نمودهای سنگواره‌ای و صورت‌های ظاهری مسائل چیز دیگری را بر نمی‌تابند. با همه پاکی و صدق عملی که در بعضی‌ها وجود دارد ولی به دلیل خام اندیشی و جماد فکری و عدم توجه به مشورت دیگران، آنچنان به صاحبان اندیشه حمله می‌کنند که گویا با دشمنان اسلام در مبارزه هستند.
این تندرویها خاطرات گروه فرقان را افکار متبادر می‌نماید. این گروه دو دسته هستند.پیروان واقعی اسلام که چون غرض ندارند می‌توانند با امر بمعروف و مشورت، راه اصلی را پیدا کنند ودسته‌ای دیگر متحجرین که جمود فکری و انعطاف ناپذیری بر آنها مستولی یافته است و نیاز به برخورد تخصصی و روشهای علمی دارند.!!؟ (ادامه دارد)

منبع

وب سایت دکتر عباسعلی نورا

پانویس

  1. بقره 74.
  2. آل عمران 158.
منبع: سایت سیب پرس - تاریخ برداشت: 95/04/28