شیخ محمدحسین کاشف الغطاء

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۵ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء

نویسنده: محمد رجبی

خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد

ولادت و تحصیلات

از مراجع و علمای متفکر و مجاهد استعمار ستیز و ضد صیهونیسم شیعه عراق در قرن چهاردهم هجری. وی در ۱۲۹۴ ق در نجف اشرف و در خاندان علم و دانش به دنیا آمد. جد اعلای او شیخ جعفر نجفی سر سلسله خاندان کاشف الغطاء‌بود. مقدمات علوم، ادبیات،هیأت ، حساب و هندسه را آموخت. آنگاه خارج فقه و اصول را از آیات عظام: سیدکاظم یزدی، شیخ آقا رضا اصفهانی و آخوند خراسانی، کلام را از میرزا باقر اصطهباناتی، شیخ احمد شیرازی و شیخ محمدرضا نجف آبادی، و حدیث را از حاج میرزا حسین نوری فراگرفت و خود از فقیهان اصولی و از عالمان محقق و چیره دست گردید وی مورد توجه علما، به ویژه سیدکاظم یزدی بود و سید پاسخ بسیاری از پرسش‌های علمی و فقهی را به او واگذار می‌کرد.

مرجعیت

پس از درگذشت برادرش شیخ احمد آل کاشف الغطاء، با وجود مرجعت عام آیت الله آقا سیدابوالحسن اصفهانی، به مقام مرجعیت رسید و کسانی در هند، ایران، قطیف، افغانستان، مسقط، سواحل و نیز عشایر عراق از وی تقلید می‌کردند. او از کسانی چون حاج میرزا حسین خلیلی نجفی، شیخ علی خاقانی،شیخ عباس بن شیخ علی آل کاشف الغطاء و حاج میرزا حسین نوری اجازه روایت گرفت. در حوزه درس فقه او که عمدتاً در مسجد هندی نجف و آرامگاه میرزا حسین شیرازی تشکیل می‌شد، جمعی از طلاب و علما شرکت می‌کردند.

فعالیت های دینی و سیاسی

شیخ محمدحسین از آگاهی‌های دینی و سیاسی برخوردار بود. هم جوهر دیانت اسلامی و تاریخ امت اسلامی را می‌شناخت و هم وضع زمان و سیاست حاکمان روزگار خود را در می‌یافت. از اینرو در همان حال که وظایف یک عالم دینی را انجام می‌داد،وقت خود را صرف مسائل عمده سیاسی و اجتماعی و آگاهانیدن ملل مسلمان و ستیز با امپریالیسم و صهیونیسم می‌کرد. کتاب الدین و الاسلام و الدعوه الاسلامیه او نقدی بر مبانی فکری غرب و نقش آن در جلوه‌های تمدن جدید است. کاشف الغطاء در این کتاب مهمترین مشکلات مبتلا به جوامع اسلامی را مطرح و در صدد حل و درمان آن برآمده است. او تنها عامل ضعف مسلمانان را ضعف دینی و نفوذ روح غربی در آنها می‌داند و برای مقابله با آن ، تحقق وحدت مسلمانان را پیشنهاد می‌کند.
سفرهای وی به کشورهای اسلامی،یکی از شیوه‌های عملی او برای بیدار سازی امت اسلامی و بخشی از اهتمام وی به امور مسلمانان بود. نخستین بار در ۱۳۲۸ ق به حجاز سفر کرد و پس از آن به شام و بیروت رفت. در این سفر ضمن دیدارهای گوناگون با عالمان و متفکران مختلف، برخی از آثارش را در لبنان به چاپ رساند. سپس روانه مصر گردید و در آن کشور با علما دیدار و گفتگو کرد و برای دانشجویان دانشگاه الازهر جلسه درس تشکیل داد و در چند کلیسای قاهره سخنانی ایراد کرد.
او در نبردهی مسلحانه با انگلستان،طی جنگ جهانی اول (۱۳۳۲-۱۳۳۶ق) و نیز در قیام ضد انگلیسی عراق به رهبری رشید عالی گیلانی (ربیع الثانی جمادی الاول ۱۳۶۰ق) شرکت کرد و جنگید. در همین جنگ، صریحاً فتوای جهاد با اشغالگران انگلیسی را داد و از مردم خواست به عنوان یک تکلیف شرعی به جنگ برخیزند.

سفرهای مهم

از سفرهای مهم او سفر به فلسطین بود که در ۱۳۵۰ ق به منظور شرکت در «کنگره اسلامی قدس» انجام شد. این کنگره به مناسبت بعثت پیامبر اسلامی (ص) با حضور بیش از هزار و پانصد تن از علمای مسلمان در بیت المقدس برگزار گردید. شیخ محمدحسین که از سوی علمای عراق در آن کنگره شرکت کرده بود،در مسجدالاقصی نماز خواند و هزاران مسلمان و از جمله علمای مذاهب مختلف عضو کننگره به او اقتدا کردند و پس از آن در دوازدهمین جلسه کنگره سخنرانی مؤثری ایراد کرد که بازتاب مثبتی در کنگره و جهان اسلام داشت. وی دربارهٔ احوال مسلمانان در گذشته و حال و پریشانی و انحطاط کنونی مسلمانان و لزوم وحدت میان آنان و پرهیز از اختلاف و پراکندگی سخن گفت. این سخنرانی در بیت المقدس به چاپ رسید. در همین سفر از شهرهای دیگر فسلطین مانند حیفا، نابلس و یافا دیدن کرد. در بازگشت از سفر. مردم عراق از او به گرمی استقبال کردند. در همین اوان، وی در مسجد جامع کوفه سخنرانی مبسوطی کرد که از خطبه‌های تاریخی او به شمار می‌آید. وی در این سخنان عظمت دیرین اسلامی را به یاد آورد و دربارهٔ عقب ماندگی کنونی امت مسلمان مطالبی گفت. شیخ محمدحسین در نجف دو فتوا دربارهٔ لزوم شرکت همه مسلمانان در جهاد برای نجات فلسطین صادر نمود.
در ۱۳۶۷ق/ ۱۹۴۸ که دولت اسرائیل با حمایت دولت‌های غربی در خاورمیانه پدید آمد،کاشف الغطاء با صراحت به مقابله برخاست و از اعتبار و نفوذ دینی و سیاسی خود را در این جهت سود جست. او بر این باور بود که فرمانروایان کشورهای عربی در مبارزه با اسرائیل جدی نیستند.

اولین سفر به ایران

در ۱۳۵۲ ق نخستین بار به ایران سفر کرد و حدود هشت ماه در کشور ماند و از بیشتر شهرهای بزرگ ایران مانند کرمانشاه، همدان،تهران، قم، شاهرود، مشهد، شریاز و بوشهر دیدار کرد و در همه جا به زبان فارسی با مردم سخن گفت و آگاهی‌هایی به مسلمانان داد و آنان را به بیداری و قیام برای مبارزه با استعمار فراخواند. وی هنگام اقامت در ایران پیامی به رزمندگان مسلمان فلسطینی فرستاد و آنان را به ادامه مبارزات ضد صهیونیستی تشویق نمود.
کاشف الغطاء در همان سفر مدتی نیز میهمان آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری بود. احتمال فراوان دارد که کاشف الغطاء آیت الله حائری و دیگر علمای قم را در جریان رویدادهای تأسف بار فلسطین قرار داده و آنان را ترغیب به صدور تلگرام اعتراض آمیزی به دولت ایران کرده باشد.
به دنبال تحریم فروش اراضی فلسطین به یهودیان از سوی علمای فلسطین در ۱۳۵۲ ق، او نیز در پاسخ به استفتای محمد صبری عابدین ـ مدرس حرم شریف قدس ـ در خصوص فروش اراضی به یهودیان، حکمی هم مضمون با حکم علمای فلسطین صادر و در آن فروش اراضی فلسطین به یهودیان را به منزله جنگ با خدا و پیامبر و پایمال کردن دین اسلام اعلام نمود. وی همچنین در ربیع الثانی ۱۳۵۸ ق به سؤال‌هایی در مورد مسئله فلسطین پاسخ داد و تأکید کرد که دفع سلطه،همراهی در مبارزه با اشغالگران خدمات رسانی مالی و جانی به مردم فلسطین برای تضعیف دشمن و تحریم همه جانبه یهود و حامیان او، بر همه مسلمانان واجب است.
کاشف الغطاء پس از ترک ایران به فلسطین رفت. وی دو بار دیگر نیز به ایران سفر کرد یک بار در ۱۳۶۶ ق و بار دیگر در ۱۳۶۹ ق در جریان نهضت ملی ایران، او در ۱۳۷۱ ق بار دیگر به سوریه و لبنان رفت. در همین سال به کنگره اسلامی کراچی در پاکستان دعوت شد و در آنجا سخنرانی کرد و از شهرهای مهم پاکستان دیدار نمود.
به طور کلی حیات علمی و سیاسی کاشف الغطاء برگرد چهار محور می‌چرخید: ۱٫ تدریس و مرجعیت دینی،۲٫ سفرهای تبلیغی و سیاسی،۳٫ تحقیق و نگارش، ۴٫ مبارزه سیاسی با استعمار و صهیونیسم.
او از مصلحان اسلامی سده اخیر در جهان اسلام است با اینکه تحت تأثیر آرای اصلاحی و انقلابی پیشگامان حرکت بیداری مسلمانان و مانند سیدجمال الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده و دیگران بود، اما عمق اندیشه، آشنایی با سیاست و مسائل زمان، مرجعیت دینی ـ در شرایطی که جهان اسلام از مصلحان بزرگ وانقلابی بسیار تهی بود ـ برجستگی ویژه‌ای به وی بخشید و آموزش‌های اصلاحی او را کارساز کرد.

مهم ترین افکار و پیشنهادهای شیخ در زمینه اصلاح طلبی دینی

در زمینه اصلاح طلبی دینی، عمده‌ترین افکار و پیشنهادهای او را می‌توان چنین برشمرد:
۱. دعوت به بازگشت به عظمت صدر اسلام. در آثار و سخنان کاشف الغطاء، گذشته‌های پرافتخار مسلمانان و مجد و تمدن کهن آنان یادآوری شده و راز آن پیشرفت‌های و سر انحطاط سده‌های اخیر امت اسلامی تشریح گردیده است. او معتقد است که نخستین گام برای رهایی مسلمانان، بازگشت به ایمان خالص و بی پیرایه صدر اسلام است.
۲. فراخوانی مسلمانان به اتحاد. او تأکید بر اتحاد میان فرقه‌های مسلمان داشت. هرچند مانند بسیاری دیگر از منادیان وحدت اسلامی تعریف و تفسیر روشنی در این زمینه به دست نمی‌دهد،اما می‌خواهد که مسلمانان به این دعوت پاسخ مثبت دهند. او تا آنجا به نقش اتحاد اسلامی اهمیت می‌دهد که جنگ‌های صلیبی، حمله مغولان به امپراتوری اسلامی و نفوذ استعمار نوین غربی در جهان اسلام را معلول فقدان اعتماد میان مسلمان می‌داند. از اینرو تلاش وی در دفاع از تشیع و شناساندن آن نیز به انگیزه زدودن غبارهای سوء تفاهم بین دو مذهب بزرگ اسلامی و نزدیک تر کردن شیعه و سنی بود. لذا علمای فرق مختلف اسلامی به او احترام می‌گذاشتند، چنانکه در کنگره قدس، علمای وهابی نیز پشت سر او به نماز می‌ایستادند. بر اثر کوشش‌های وی در این زمینه بود که دو تن از استادان دانشگاه فاروق اول در بیروت،کتابی با عنوان الاسلام بین السنه و الشیعه نوشتند که در ۱۳۶۹ ق در بیروت چاپ شد.
۳. فراخوانی به مبارزه با استعمار و صهیونیسم، کاشف الغطاء با پدیده امپریالیسم در آن روزگار آشنا بود. آگاهی او را در این زمینه می‌توان در پاسخ وی به کنگره امریکایی «بحمدون» یافت. در ۱۰ رجب ۱۳۷۳ ق گارلند ایوانز هاپکینز، نایب رئیس «انجمن امریکایی دوستداران خاورمیانه» نامه‌ای به کاشف الغطاء نوشت و در آن از وی دعوت کرد تا در کنگره‌ای که به منظور برسی راه‌های همکاری اسلام و مسیحیت در مقابله با الحاد و ماده گرایی،با شرکت جمعی از پیشوایان دو دین در ۱۸ شعبان همان سال در شهر بحمدون لبنان تشکیل می‌شد،شرکت کند. او این دعوت را را رد کرد و علت شرکت نکردن خود را طی نامه مفصلی به امریکا فرستاد که به صورت کتاب المثل العلیا درآمد. وی در این نامه دیدگاه‌های خود را از استعمار غرب،امریکا، اسرائیل، ماده گرایی، کمونیسم،شوروی، مسیحیت،اسلام، دولت‌های اسلامی و انگیزه انجمن مذکور نوشت و علت شرکت نکردن خود را در چنان کنگره‌ای بیان داشت.
۴. دعوت به رشد اقتصادی و فراگیری صنعت و دانش‌های نوین. او با اینکه مسلمانان را به احیای ایمان صدر اسلام فرامی خواند و مبارزه با استعمار غربی را ضروری می‌دید، توجه داشت که یکی از راه‌های نجات از ارتجاع کهن و استعمار نوین، توسعه اقتصادی و آموختن علوم و فنون جدید است. وی در سخنرانی خود در مسجد جامع کوفه، پس از بازگشت از کنگره فلسطین در این باره چنین گفت:غرب بر شرق مالک نشد مگر به صنعت و مکیدن از چشمه‌های ثروت، دین شریف ما همه مصالحی را که مفید ثروت است، برای ما بیان کرده و ضرورت رشد اقتصادی را گوشزد کرده است،و در پایان گفت: سعادت حاصل نمی‌شود، مگر به دو وسیله اتحاد و اقتصاد.

ذبح شرعی اخلاق

آمریکا کنفرانسی ترتیب داده بود برای دانشمندان اسلامی. درباره ارزشهای اخلاقی اسلام و مسیحیت. آمریکا می‌خواست از اخلاق حرف بزند! شیخ محمدحسین دعوتشان را قبول نکرد. نامه بلندبالایی نوشت: « ... شما فلسطین را ذبح کردید، اما با دست دولتهای عرب، بلکه به دست دولتهای اسلامی تا ذبح شرعی باشد! به دست مسلمان و رو به قبله، تا برای شماو صهیونیستها خوردن آن حلال باشد! چرا که شما اهل دین (؟) و در پس ارزشهای معنوی هستید! و جز غذای پاک و حلال نمی‌خورید!...».

وفات

کاشف الغطاء در ذیقعده ۱۳۷۳ ق در هفتاد و نه سالگی در کرند (در نزدیکی کرمانشاه) درگذشت و در قبرستان بزرگ نجف به نام وادی السلام به خاک سپرده شد.

آثار و تالیفات

از اشتغالات مهم شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، نوشتن مقاله و کتاب بود. گفته‌اند که این آثار به هشتاد جلد می‌رسد. با اینکه او در اواخر عمر به بیماری‌های گوناگونی دچار شده بود،همچنان به کار تحقیق و تدوین آثار ادامه می‌داد. آثار او عمدتاً برآمده از نیازهای فکری که عصر و به منظور بیدار کردن مردم، پدید آمده است و برخی از آنها از اهمیت تاریخی ویژه‌ای برخوردار است. به ویژه و یدر نویسندگی و ادب دست داشت. نثرش زیبا و شعرش لطیف و استوار بود،از اینرو آثار او افزون بر ارزش علمی و اجتماعی، از اعتبار ادبی و بسیار برخوردار است.
آثار چاپ شده شیخ محمدحسین کاشف الغطاء به این شرح است: الآیات البینات، در نقد آراء وهابیان و بابیان (۱۳۴۵ق)، اصل الشیعه و اصولها (۱۳۵۱ق)، تحریر المجله (۱۳۵۹ق)، التوضیح فی بیان ماهو الانجیل و من هو المسیح (۱۳۳۱ و ۱۳۴۶ق)؛ الحاشیه علی تبصره المتعلمین (۱۳۳۸ق)، خطبه الامام (۱۳۷۱ق)، الدین والاسلام (۱۳۳۰و ۱۳۳۱ق)؛ عین المیزان (۱۳۳۰ق)؛ الفردوس الاعلی (۱۳۷۱ق)، المثل العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون (۱۳۷۳ق)؛ المحاوره مع السفرین الامر یکی و البریطانی (۱۳۷۳ق)؛ المراجعات الریحانیه (۱۳۳۱ ق)، المواکب الحسینیه (۱۳۴۵ق)؛ زادالمقلدین جنه المأوی (۱۳۸۰ق)، حاشیه بر عین الحیات (۱۳۷۸ق)؛ مقتل الحسین (۱۳۸۴)؛ میثاق الوطن العربی (۱۳۵۸ق)؛ و جیزه الاحکام.

فهرست منابع

۱- تاریخ جنبش اسلامی در عراق (۱۹۰۰-۱۹۲۴م)،۱۲۹-۱۳۰.
۲- دانشنامه جهان اسلام، ۶۴۷:۶.
۳- دانشنامه فلسطین، ۱: ۲۹۱-۲۹۲.
۴- دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۲: ۱۰۵-۱۰۷.
۵- زندگینامه سیاسی امام خمینی از آغاز تا تبعید، ۱۱۴.
۶- گنجینه دانشمندان، ۱: ۲۵۱-۲۵۳٫.

بازگشت به شخصیت ها