کتابخانه:قرآن در آینه احکام
|
| |
| نویسنده | هادی حجت |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | TXT |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ فصل اول: قران و فاقدان طهارت
- ۳ فصل دوم: احکام قرائت و حفظ قران
- ۴ فصل سوم: مستحبات و مکروهات
- ۵ فصل چهارم: تعلیم و تعلم قران
- ۶ فصل پنجم: احکام میت و... در ارتباط با قران
- ۷ فصل ششم: وقف، نذر، استخاره
- ۸ فهرست لغات و اصطلاحات
- ۹ فهرست منابع متن
- ۱۰ پانویس
پیشگفتار
روشن است که جز به (نور هدایت) الهی نمیتوان راه دشوار هدایت را شناخت و از وادی ضلالت واوهام نجات یافت وبه رستگاری رسید، و این نور هدایت تنها و تنها، در قرآن کریم است وجز به حُسنِ نظر در این صحیفه قدسی و فروغ پر تلؤلؤ تعالیم اهل بیت (ع) نمیتوان در زمره هدایت شدگان راستین جای گرفت.
در چند سال اخیر - که به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی و توجهات خاص مسؤولان محترم نظام، به تدریج غبار غربت و مهجوریت از این یادگار جاوید پیامبر و ثقل اکبر الهی زدوده میشود - شاهد آنیم که بخش عظیمی از جامعه اسلامی از پیر و جوان گرفته تا کودک و نوجوان هر یک به نحوی در پی انس با این انیس نفیس و تمتع از این دریای بیکران معارف الهی برآمدهاند؛ لیکن باید دانست که پرداختن به علوم قرآن و قرائت و حفظ این کتاب الهی و نیز پی بردن به گوشههایی از معارف این بحر ژرف ربوبی، به استناد آیه کریمه (لا یمسّه اِلا المطهّرون) جز به تحصیل مقدماتی ظاهری و باطنی حاصل نمیشود، مقدماتی که علاوه بر تطهیر درون و فراگیری برخی از علوم، حفظ حرمت و رعایت آداب و احکام ظاهری مربوط به قرآن کریم را نیز شامل میشود.
علما و مراجع بزرگ وگرانقدر جهان تشیع نیز از دیرباز تاکنون در کنار کتب تفسیری، عرفانی، اخلاقی، فقهی و اصولی خود کوشیدهاند تا تکالیف ظاهری و آداب و وظایفی را که هر مکلّف در رابطه با قرآن کریم ملزم به رعایت آنهاست در کتب فقهی خویش متذکر شوند. اما از آنجا که احکام مربوط به قرآن کریم درلابلای کتب فقهی و رسالههای عملیه مراجع عالیقدر، غالباً به صورت پراکنده و در ضمن مباحث و ابواب مختلف فقهی آورده شده است، نیاز به گردآوری مجموعهای از احکام که به طور خاص وظایف ما را در ارتباط با این کتاب شریف معین سازد احساس میشد. در کتابی که پیش رو دارید سعی شده تا با تفحصی نسبتاً وسیع، در لابلای کتب فقهی، رسالههای عملیه، حواشی و استفتاهای برخی از مراجع معاصر، مجموعهای را گرد آوریم که به نحو کاملتری جوابگوی این نیاز جامعه اسلامی به ویژه قاریان، حافظان، استادان، دبیران و معلمان قرآن کریم باشد.
این کتاب شامل فتاوی چهار مرجع بزرگ معاصر شیعه - آیات عظام حضرت امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خوئی (رحمهم الله) - میباشد. این فتاوی به نحوی با قرآن مجید ارتباط دارند. هر چند در مدت تدوین این کتاب شاهد فقدان دو تن دیگر از این مراجع بزرگ، یعنی آیات عظام گلپایگانی و اراکی (ره) بودیم اما به دلایل زیر کار تدوین و چاپ کتاب را متوقف نساختیم:.
۱- فتاوای مراجع یاد شده چنان نیست که با مرور زمان از اهمیت و ارزش علمی آن کاسته شود، بلکه میتواند دائماً مورد توجه متخصصان و علاقه مندان قرآن کریم واقع شود.
۲- تنظیم وفصل بندی احکام فقهی در این کتاب، به نحوی صورت گرفته که با توجه به نحوه دستهبندی و احیاناً تغییر و تکمیل بیشتر آن میتوان زمینه خوبی را برای تحقیقات تخصصی دقیقتر در زمینه احکام فقهی قرآن کریم برای حوزههای علمی و مراکز پژوهشی فراهم آورد و شاید بیجا نباشد اگر درکنار ابواب پنجاه و دوگانه فقهی بابی نیز به احکام فقهی مربوط به قرآن کریم اختصاص یابد.
۳- بسیاری از مکلفانی که قبلاً مقلد یکی از مراجع فوق بودهاند (با استناد به فتوای مجتهد زنده خود مبنی بر باقی ماندن بر تقلید میّت)، هنوز برتقلید از مراجع سابق خود باقی ماندهاند. فتاوی مراجع فوق برای این دسته همچون زمان حیاتشان معتبر است. همچنین کسانی که به جای تقلید، راه احتیاط را در پیش گرفتهاند، میتوانند از این احکام استفاده کنند.
۴- با افزودن حواشی و جایگزین کردن فتاوی مراجع جدید، این کتاب قابلیت بهرهبرداری بیشتری خواهد یافت که امید است در چاپهای بعدی این کتاب، توفیق آن حاصل شود.
در پایان چند نکته را برای معرفی بیشتر مجموعهای که خواننده گرامی پیش روی دارد، خالی از فایده نمیدانیم:.
۱) متن کتاب براساس فتاوی حضرت امام خمینی (ره) تدوین شده و چنانچه در یک مسئله به اختلاف نظری از سایرمراجع عظام برخورد نمودهایم آن را به صورت پاورقی درذیل همان صفحه یادآور شدهایم.
۲) آدرس دقیق مسائل و استفتاها برطبق شمارهای که هرمسأله در متن دارد، در پایان هر فصل ذکر شده است.
۳) تقسیماتی که به صورت نمودار در خلال مباحث آورده شده، همگی مطابق با فتاوی حضرت امام (ره) تنظیم شدهاند.
۴) پرانتزهای داخل متن که دارای شماره پاورقی میباشند، بیانگر نظر اختصاصی حضرت امام (ره) درآن مسئله هستند.
۵) مطالب درون قلابها ()، توضیحات و مثالهایی هستند که جهت فهم بهتر مسئله بدان افزوده شدهاند.
۶) جهت اختصار، در پاورقیها از ذکر عناوین، القاب و نام کامل آیات عظام خودداری نموده و تنها به نام مشهوراین بزرگان اکتفا نمودهایم.
۷) جهت تأثیر بیشتر و احیاناً تکمیل بعضی از مطالب، درمواردی چند، به آخر بحث، حدیث و یا احادیثی از ائمه معصومین (ع) را افزودهایم.
چنانچه این کتاب جهت تدریس در محافل قرآنی - خصوصاً آموزش مربیان وقاریان و حافظان قرآن کریم - مورد استفاده قرارگیرد لازم است به نکاتی چند توجه شود:
۱- چون یکی از اهداف مورد نظر درتدوین این کتاب جمعآوری کامل فتاوی مربوط به قرآن کریم بوده از این رو بر استادان محترم است که با در نظر گرفتن سطح معلومات، شرایط سنی و جنسی مخاطبان ونیازهای آنها و نیز مدت دوره آموزش خود، بخشها ومسائل خاصی از کتاب را جهت تدریس و مابقی را به عنوان مطالعه آزاد به متعلمان معرفی نمایند.
۲- استادان محترم میتوانند علاوه بر استفاده از نمودارهای پایانی هر بخش، سؤالاتی را نیز طرح کنند و در اختیار متعلمان خود قراردهند.
در ضمن لازم است از جناب آقای هادی حجت که کار تألیف را به عهده داشتهاند و همکارانشان آقایان هادی رحیمی صادق، علی مختارآبادی و عبدالمجید مجدی زاده که در تنظیم مطالب و تکمیل حواشی کتاب همکاری نمودهاند و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان که با تشکیل انجمن علمی و فرهنگی، مقدمات تحقیق و پژوهش را فراهم نموده است و از مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم که کار انتشار این کتاب را به عهده گرفتهاند؛ کمال تقدیر و تشکر به عمل آوریم و توفیق روزافزون آنان را از پیشگاه قادر متعال مسألت نماییم. بدیهی است تذکرات مشفقانه خوانندگان گرامی میتواند بر غنای بیشتر این مجموعه بیفزاید.
انجمن علمی - فرهنگی کتابخانه ملّی کرمان.
بخش معارف اسلامی و ادیان.
احمد سعادتفر.
فصل اول: قران و فاقدان طهارت
قرآن و شخص بی وضو
۱- مسّ نمودن خطّ قرآن، یعنی رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن، برای کسی که وضو ندارد حرام است.
۲- در حرمت مس بر فاقد طهارت، فرقی نیست که مس با دست باشد یا با سایر اجزای بدن، چه اجزای ظاهری باشد و چه اجزای باطنی مانند زبان و دندان، و نیز احوط[۱] ترک مسّ با موست[۲] گرچه بعید نیست مسّ با مو جایز باشد؛ و همچنین فرقی نیست بین اقسام خطها حتی خطی که متروک شده باشد، مانند: خط کوفی؛ و همچنین اقسام نوشتنها: خطی، چاپی، خط بریده با کاغذ و خط کنده، راست یا معکوس (مثل مهر ثبت).
۳- مسّ نمودن اسماء خداوند متعال و صفات خاصّه الهی بر شخص بی وضو حرام است[۳] و احتیاط واجب آن است که فاقد طهارت از مسّ نامهای پیامبران، ائمه و ملائکه خصوصاً پیامبر و امامان - علیهم السلام - اجتناب نماید[۴] و مسّ اسم مبارک پیامبر (ص) و امام (ع) حضرت زهرا (س) اگر هتک و بیاحترامی باشد حرام است. [۵]
۴- اگر قرآن به زبان فارسی یا به زبان دیگری ترجمه شود مسّ آن بدون وضو، اشکال ندارد لکن کسی که وضو ندارد حرام است اسم خداوند متعال را[۶] به هر زبانی که نوشته شده باشد مس نماید.
۵- فرقی نیست بین مس ابتدایی و استدامی[۷] پس اگر دست شخص بر خط قرآن باشد و فاقد طهارت شود واجب است که دستش را فوراً بردارد و همچنین اگر غفلتاً دست گذاشت به محض آن که التفات یافت فاقد طهارت است، باید بردارد.
۶- مسی که محو کننده خط قرآن باشد نیز برای فاقد طهارت حرام است، پس برای فاقد طهارت جایز نیست که با زبان یا با دستِ تر، خط قرآن را محو کند.
۷- فرقی نیست در حرمت مس قرآن بین آیه و کلمه، بلکه یک حرف از آن، اگر چه نوشته شود ولی خوانده نشود مانند (الف) در آخر (قالوا) و (آمنوا)؛ بلکه همچنین است حروفی که خوانده میشوند ولی نوشته نمیشوند، اگر نوشته شوند[۸] مثل (واو) دوم در (داود)، هرگاه با دو (واو) نوشته شود و (الف) در (رحمن) و (لقمن) اگر (رحمان) و (لقمان)(با الف) نوشته شوند.
۸- مسِ مد، تشدید و اعرابهای قرآن مجید نیز بر فاقد طهارت حرام است.
۹- فرقی نیست در حرمت مس کلمات قرآن بین این که در قرآن باشد یا در کتاب دیگری، بلکه اگر کلمه یا حتی نصف کلمهای از قرآن در کاغذی باشد (مثلاً از قرآن یا آن کتاب پاره شده باشد) مس آن نیز (بر فاقد طهارت) حرام است.
۱۰- در کلمات مشترک بین قرآن و غیرآن، ملاک، قصد نویسنده است (یعنی در کلماتی که هم در قرآن و هم در غیرآن یافت میشوند مانند (شمس) و (قمر)، فقط در صورتی مسّ آن حرام است که به قصد قرآن بودن نوشته شده باشد).
۱۱- در چیزی که قرآن بر آن نوشته شده است فرقی نیست بین کاغذ، تخته، زمین، دیوار، جامه و یا بدن انسان؛ پس هرگاه (آیهای را) بر دست خود نوشت، جایز نیست هنگام وضوگرفتن آن را مسّ کند، بلکه واجب است اول آن را محو کند[۹] و سپس وضو بگیرد. [۱۰]
۱۲- هرگاه شخص، قسمتی از قرآن را بدون قلم برکاغذ بنویسد، ظاهراً مسّ آن اشکالی ندارد، زیرا به آن خط نمیگویند؛ بلی اگر با چیزی که اثرش بعداً ظاهر میشود بنویسد، ظاهراًمسّ آن حرام است (مانند آب پیاز که اثر آن بر روی کاغذ، پس از حرارت دادن آشکار میشود).
۱۳- حرام نیست بر فاقد طهارت، مسّ شیشه یا کاغذ نازکی که روی قرآن گذاشته شده است، هرچند خط زیر آن، نمایان باشد و همچنین آینهای که قرآن در آن منعکس شده باشد، بلی اگر اثر قلم چنان در کاغذ نفوذ کند که خط از پشت کاغذ ظاهر شود، مس آن جایز نیست، خصوصاً هنگامی که معکوس نوشته شده باشد که از طرف دیگر طبق قاعده خوانده میشود.
۱۴- در مسّ فضای خالیی که حرف، آن را احاطه کرده مانند (ح) یا (ع) اشکال است و اقوی جواز آن ا ست. [۱۱]
۱۵- اگر آیهای از قرآن برنان نوشته شود (چنانچه خوردن مستلزم مسّ آن نوشته باشد)[۱۲]، خوردن آن نان بر فاقد طهارت جایز نیست؛ اما برای متطّهر مانعی ندارد خصوصاً اگر به نیّت شفا یا تبرّک بخورد.
۱۶- در این که آیا فاقد طهارت میتواند آیهای از قرآن را با انگشت خویش بر زمین یا غیرزمین (مثلاً با شیره بر روی نان) بنویسد، اشکال است؛ (احتیاط ترک نشود)[۱۳] و بعید نیست عدم حرمت[۱۴]، زیرا خط بعد از مسّ ایجاد میشود (به عبارت دیگر در حال مس با انگشت، خطی موجود نیست بلکه خط، با مس موجود میشود)؛ و اما نوشتن خط بر بدن فاقد طهارت اگرچه کاتب با وضو باشد حرام است. [۱۵] (در صورتی که اثر آن باقی بماند احوط ترک است و اگر اثرش باقی نماند اقوی عدم حرمت آن است)[۱۶]
۱۷- حرمت مسّ، مختصّ به مکلّفین است، پس منع کردن اطفال و دیوانگان از مسّ کلمات قرآن، واجب نیست مگر آن که مستلزم هتک قرآن باشد و احوط آن است که سبب مسّ ایشان نشود[۱۷] (ظاهراً دادن قرآن به آنها برای تعلیم یا غیر آن جایز است هرچند بداند که آنها قرآن را مسّ خواهند نمود؛ بلی احوط آن است که کشانیدن دست آنها بر قرآن جایز نیست[۱۸] و هرگاه طفل ممیز وضو گرفت چون بنابر اقوی وضوی او و سایر عباداتش صحیح است، مسّ او نیز اشکالی ندارد.
۱۸- مسّ غیرخط قرآن مانند: ورق، جلد، غلاف و مابین سطرها بر فاقد طهارت حرام نیست، لکن کراهت دارد، همچنان که به گردن افکندن و حمل نمودن آن نیز مکروه است.
۱۹- واجب است وضو گرفتن برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده، یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگربدن خود را به خط قرآن برساند، ولی چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بیاحترامی به قرآن باشد، باید بدون این که وضو بگیرد قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، و یا اگر نجس شده آب بکشد و تا ممکن است از دست گذاشتن به خط قرآن خودداری کند.[۱۹]
۲۰- اگر شخصی نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند واجب است وضو بگیرد.
۲۱- وضو گرفتن برای خواندن، نوشتن، حمل کردن یا لمس کردن حواشی قرآن، مستحب است.
۲۲- وضوگرفتن برای قرائت قرآن شرط کمال است وبرای مسِّ نوشته قرآن، شرط جواز.
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲۳- س: نوشتن نام خدا به این صورت که نوشته شده، توضیح دهید که آیا مسّ کردن آن حرام است یا نه.
الف) اَللّه.
ب) خدا.
پ) بسمه تعالی.
ت) الله بدون حرکت.
ث) نام خدا را در میان شعری بنویسند و حروف آن از هم جدا باشد.
ج) پاره کردن و سوزاندن یا با جوهر از بین بردن.
چ) ا...
ح) اگر قسمتی از آن مسّ شود چطور نام امامان را که روی اشخاص گذاشته شده است، نوشتن و دورانداختن چطور مسّ کردن آیه قرآنی که حرکت ندارد، بدون وضو چگونه است.
ج: مسّ کتابت قرآن و اسماء باری تعالی، یا جزئی از آنها به هر لغت و کیفیت که باشد، بدون طهارت جایز نیست، و از بین بردن آنها به نحوی که موجب هتک نشود، اشکال ندارد.
۲۴- س: آیا مسّ کردن نقش آرم جمهوری اسلامی ایران که روی نامهها و بلیتهای اتوبوس و ... میباشد حرام است.
ج: بدون طهارت جایز نیست، علی الاحوط.
۲۵- س: اگر گردنبندی منقّش به آرم جمهوری اسلامی باشد، در این صورت میتوان از آن استفاده نموده و به گردن آویخت و به آن دست زد.
ج: استفاده از آن مانع ندارد ولی بنابر احتیاط، بدون طهارت آن را مسّ نکنند.
۲۶- س: آیا افرادی که اسمشان: عبداللّه، حبیب اللّه، و... است، اگر بدون وضو آن را بنویسند و یا مسّ کنند چه حکمی دارد.
ج: مسّ اسم اللّه، بدون طهارت جایز نیست.
۲۷- س: آیا حمل، و به دست کردن انگشتری که بر روی آن نوشته شده است (واللّه بصیربالعباد)، و یا قرآن مجید در جیب بدون وضو برای یاد خدا درست است یا نه.
ج: مانع ندارد ولی بدون وضو مسّ نکند.
۲۸- س: آیا مسّ کردن کلماتی از قرآن مانند: ابلیس، شیطان، کفار، ابولهب و ... در صورتی که شخص وضو نداشته باشد، حرام است.
ج: جایز نیست.
استفتاهایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)
۲۹- س: آیا مسّ آیهای از قرآن که منسوخ شده است بدون طهارت جایز است یا خیر.
ج: آنچه قرآن باشد مسّ آن بی طهارت جایز نیست، خواه حکم آن منسوخ باشد یا نباشد و قرآن منسوخ التلاوه نداریم و با فرض وجود نیز، مسّ آن بی طهارت جایز نیست.
۳۰- س: کلمهای که ضمیر مستتر در اوست و مرجعش خداست، مسّ آن بدون طهارت جایز است یا خیر.
ج: اگر کلمه قرآن است مسّ آن بی طهارت جایز نیست و در غیرآن، اولی و احوط ترک آن است.
۳۱- س: اسامی مقدسی که نام اشخاص میباشد مانند محمد، علی، حسن، حسین، رسول، نبی، عیسی، فاطمه، زهرا و امثال اینها اگر روی سنگ قبر، حجاری گردد و یا در روزنامهها و کاغذهایِ مراسلاتی نوشته شود، آیا میتوان بی وضو به آنها دست زد یا نه.
ج: بی وضو دست زدن به این اسامی جایز است. مع ذلک احترام آن اسامی - اگرچه مقصود، اشخاص عادی هستند - خوب است.
۳۲- س: اطفال در مکتب یا مدرسه، دست بی وضو، بر خطوط قرآن میگذارند آیا برای آموزگار اشکالی دارد یا نه.
ج: معلم باید دستور ترک آن را بدهد و اگر دید منع کند.
استفتایی از آیت الله العظمی اراکی (ره)
۳۳- س: نابینایان جهت خواندن ونوشتن از خط برجسته نابینایی معروف به خط (بریل) - به وسیله لمس کردن انگشتان دست - استفاده میکنند، با عنایت به این که این خط قراردادی، مطابق حروف الفبای خاص از شش نقطه تشکیل گردیده، سؤال این است که آیا نابینایان، هنگام آموزش قرائت قرآن و دست گذاشتن به اسماء متبرکه به خط نابینایان، نیاز به وضو دارند.
ج: مس کتابت خط قرآن بدون وضو جایز نیست و فرقی نیست بین انواع خطوط و همچنین است حکم در اسمای متبرکه.
قرآن و شخص تیمم کننده
۱- کسی که وظیفه اش تیمم است، اگر برای کاری تیمم کند، تا تیمم و عذر او باقی است، کارهایی را که باید با وضو یا غسل انجام داد (یعنی هرآنچه مشروط به طهارت است) میتواند به جا آورد، مانند: مسّ نوشته قرآن مجید و ورود به مساجد و قرائت عزائم. (البته روشن است که مسّ نوشته قرآن، با تیمم بدل از وضو مباح میشود و قرائت عزائم و ورود به مساجد، با تیمم بدل از غسل).
۲- با تیممی که به خاطر تنگی وقت نموده، چیز دیگری جز نمازی که وقتش تنگ شده جایز نمیشود؛ پس جایز نیست برای او مسّ نوشته قرآن، حتی در حال نماز[۲۰] و نیز جایز نیست قرائت عزائم، اگر تیممش بدل از غسل باشد؛ و همچنین اگر با داشتن آب، برای نماز میت یا خوابیدن تیمم کند، چیز دیگری برای او مباح نمیشود.
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۳- س: کسی که آب نداشته یا آب برای او ضرر داشته و تیمم بدل از غسل جنابت نماید، آیا میتواند نماز را به جماعت بخواند و میتواند به مسجد برود و حکم او در خواندن قرآن چیست.
ج: مانع ندارد و حکم کسی را دارد که غسل کرده است.
استفتایی از آیتالله العظمی گلپایگانی (ره)
۴- س: شخص جنب با تیمم بدل از غسل میتواند در مساجد درنگ نماید و بیش از هفت آیه از قرآن را بخواند یا نه.
ج: اگر عذرش غیرضیق وقت باشد میتواند، و اگر ضیق وقت است، فقط به مقدار اشتغال به نماز میتواند در مسجد درنگ کند و نسبت به قرائت غیرسُوَر عزائم هم با این تیمم رفع کراهت نمیشود.
قرآن و شخص جنب
۱- مسّ نوشته قرآن به شرحی که در احکام وضو گذشت و مسّ نام خدای تعالی[۲۱] و سایر اسامی و صفات مختص خدا بر شخص جنب حرام است و همچنین است بنابر احتیاط واجب، مس اسامی پیامبران و ائمه[۲۲] - علیهم السلام -.
۲- کسی که جنب است اگر بر جایی از بدن او آیه قرآن یا اسم خداوندِ متعال نوشته شده باشد، حرام است دست به آن بگذارد و اگر بخواهد غسل کند باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد[۲۳]
۳- خواندن سورههای عزائم (سورههایی که سجده واجب دارند) یعنی چهارسوره: سجده (سوره ۳۲)، فصّلت (سوره ۴۱)، نجم (سوره ۵۳) و علق (سوره ۹۶)؛ هرچند یک حرف از آنها باشد، حتی خواندن بسم اللّه الرحمن الرحیم یا بخشی از آن، به نیت یکی از این سورهها بر جنب حرام است.[۲۴]
۴- خواندن بیشتر از هفت آیه قرآن از غیر سورههای عزائم[۲۵] برجنب مکروه است و خواندن بیش از هفتاد آیه کراهتش شدیدتر ا ست و همچنین رساندن جایی از بدن به جلد، حاشیه، اوراق و بین سطرهای قرآن؛ ونیز همراه داشتن یا آویزان کردن قرآن (به گردن انداختن آن) بر جنب مکروه است.
۵- جنب اگر دعای کمیل بخواند اقوی این است که آیه (أفَمَن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایَستَوُون) را که در آن آمده است، نخواند[۲۶]چون بخشی از سوره (سجده) است.
۶- شخص جنب لازم نیست برای سجده تلاوت غُسل کند.
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره)
۷- س: اگر کسی جنب باشد و سورههایی که خواندنش برای او حرام است به فکرش خطور کند و هرچه سعی کند، از فکرش نرود آیا گناهی کرده است.
ج: مجرد خطور در ذهن حرام نیست.
۸- س: بعد از غسل جنابت وضو برای نماز لازم نیست آیا با این غسل میتوان نافله نماز را هم خواند یا قرآن را مسّ نمود.
ج: میتواند نماز نافله و سایر کارهای مشروطِ به طهارت را انجام دهد.
استفتایی از آیتالله العظمی گلپایگانی (ره)
۹- س: جنب، قرآن همراه داشته باشد اشکال دارد یا نه.
ج: اشکال ندارد ولی مسّ خط قرآن مجید، حرام و مسّ جلد و اوراق و حواشی آن، مکروه است.
استفتایی از دفتر آیتالله العظمی اراکی (ره)
۱۰- س: باتوجه به این که قرائت قرآن به خودی خود مستحب است، کراهت قرائت آن برای اشخاصی چون جنب، حائض و نفساء به چه معناست (به معنی کم شدن ثواب است یا بهتر بودن ترک آن).
ج: هر دو وجه امکان دارد و شاید در بعضی موارد، وجه دوم استظهار شود.
قرآن و زنهای حائض و نفساء
۱- مسّ خط قرآن واسم خدای متعال و نیز صفات خاصه الهی و نیز صفات غیرخاصه در صورتی که خدا از آن اراده شده باشد بر حائض حرام است، وهمچنین بنابر احتیاط واجب[۲۷] مسّ اسامی پیامبران و ائمه - علیهم السلام -؛ و بطورکلی تمام چیزهایی که بر جنب حرام است، برحائض نیز حرام است.
۲- در جواز مسّ خط قرآن، مجردِ پاک شدن حائض کافی نیست بلکه حائض تا وقتی که غسل نکرده مسّ خط قرآن بر او حلال نمیشود.
۳- خواندن سوره های[۲۸] عزائم یا مقداری از آنها بر حائض حرام است.
۴- خواندن قرآن ولو کمتر از هفت آیه و نیز همراه داشتن قرآن (هرچند در روکش و غلاف باشد)[۲۹] و رساندن جایی از بدن به حاشیه و مابین خطهای قرآن برای حائض مکروه است.
۵- حائض اگر دعای کمیل بخواند اقوی این است که آیه (أفمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستوون) را نخواند چون جزء سوره (سجده) است. [۳۰]
۶- مستحب است حائض در وقت هر نمازی خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و درجای نماز خود (ویا در محل تمیز دیگری)[۳۱] رو به قبله نشسته (به مقدار ادای نماز)[۳۲] به ذکر و دعا و صلوات، مشغول شود و قرائت قرآن نیز مستحب است هرچند در غیر این وقت (وقت نماز)، مکروه است.
۷- توقف درمسجد و رساندن جایی از بدن به خط قرآن و کارهای دیگری که بر حائض حرام است بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مکروه است بر نفساء هم واجب و مستحب و مکروه است.
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره)
۸- س: آیا خواندن آیاتی از چهارسوره قرآن که سجده دارد درهنگام حیض، کفاره دارد یا نه و اگر سهواً انجام شد باید چه کنند.
ج: کفاره ندارد.
۹- س: خواندن بیش از هفت آیه از قرآن کریم برای زن حائض مکروه است باتوجه به اینکه در ماه مبارک رمضان خواندن قرآن فضیلت بسیاری دارد، آیا حائض بودن مانع از خواندن قرآن است.
ج: در غیر چهار سوره عزیمه مانع نیست.
۱۰- س: آیا خانمهای نابینا به هنگام عادت ماهانه میتوانند قرآن را بخوانند، باتوجه به این که قرآن برای آنها به صورت برجسته نوشته شده و بایستی آن را برای خواندن لمس کنند.
ج: نباید لمس کنند.
۱۱- س: آیا زن حائض میتواند هفت آیه از غیر سورههای سجده دار را بخواند و تکرار کند.
ج: غیر از سورههای سجده از باقی سورههای قرآن اشکال ندارد، اگرچه بیش ازهفت آیه خواندن، برای حائض مکروه است.
قرآن و زن مستحاضه
یادآوری
الف - مُستحاضه برسه قسم است ۱- قلیله ۲- متوسطه ۳- کثیره، که تعریف و احکام هرقسم در رسالههای عملیه مذکور است. در این جا فقط احکام مستحاضه در رابطه با قرآن ذکر میشود.
ب - اعمالی که مستحاضه انجام میدهد بر دو قسم است: ۱- آنهایی که مشروط به طهارت است، مانند: مسّ خط قرآن مجید، ۲- اعمالی که مشروط به طهارت نیست، مانند: قرائت سُوَر عزائم.
۱- مستحاضه قلیله چنانچه باید برای هر نمازی وضو بگیرد، همچنین واجب است بر او تجدید وضو برای هر عملی که مشروط به طهارت است[۳۳]، مثلاً: اگر بخواهد جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند[۳۴] باید مجدداً وضو بگیرد؛ و بنابر احتیاط واجب وضویی را که برای نماز گرفته کافی نیست؛[۳۵]حتی در مسّ خط قرآن بنابراحوط برای هر مسّی وضویی لازم است.
۲- اگر زن در استحاضه کثیره یا متوسط بخواهد پیش از وقت نماز، جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند، باید غسل کند و وضو هم بگیرد ولی اگر بخواهد یکی از سور عزائم[۳۶] را بخواند لازم نیست غسل کند[۳۷]، رچه احتیاط (مستحب) آن است که غسل نماید. (و ترک احتیاط شایسته نیست). [۳۸]
۳- بنابر احتیاط واجب وضو و غسلی را که مستحاضه کثیره و متوسطه به منظور نماز انجام دادهاند برای مسّ نوشته قرآن کفایت نمیکند. پس باید برای مسّ نوشته قرآن وضو و غسل جداگانه انجام دهند.[۳۹] (البته ظاهر آن است که در حال خواندنِ نمازی که برای آن طهارت گرفته، تماس با نوشته قرآن جایز است). [۴۰]
قرآن و مسّ کننده میت
۱- کسی که بعد از مسّ میت غسل نکرده است، میتواند کارهایی مانند: توقف درمساجد و خواندن سُوَر[۴۱]عزائم که شرطشان طهارت از حدث اصغر (یعنی وضو داشتن) نیست را انجام دهد، ولی برای نماز و مسّ خط قرآن (یعنی کارهایی که شرطشان طهارت از حدث اصغر است) بنابر احتیاط واجب[۴۲] باید غسل کند و وضو هم بگیرد. [۴۳]
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲- س: بچه نابالغی که مسّ میت کرده، میتواند با وضوی تنها، خط قرآن واسم خدا و ... را مسّ نماید.
ج: بچه نابالغ تکلیف ندارد.
فصل دوم: احکام قرائت و حفظ قران
اخلاص در قرا ئت (ریا و عجب)
ریا
۱- در نماز و سایر عبادات همچون قرائت قرآن، خالص بودن نیت از ریا شرط است؛ پس اگر آنها را به قصد ریا انجام دهد عمل باطل میشود، بلکه ریا از گناهان کبیره میباشد زیرا که شرک به خداوند متعال است.
هرچند که ریا (از نظر حکم تکلیفی) حرام است اما (ازنظر حکم وضعی) میتوان آن را با تفصیلی که در صفحه بعد خواهد آمد به دو قسم مبطل و غیرمبطل تقسیم نمود.
۲- لازم به ذکراست که به مجرد خطوربه قلب ریا محقق نمیشود، خصوصاً اگر شخص از این خطور به قلب متأذی وناراحت شود و خود را ملامت کند.
==== عُجب ====[۴۴]
۳- عُجب بعد از عمل، مبطل آن نیست به خلاف عُجبی که مقارن عمل باشد که مبطل آن است بنابر احوط، اگرچه اقوی آن است که عُجب مقارن عمل نیزمبطل نیست.
ریا در قرائت از دیدگاه روایات
۱- از پیامبراکرم (ص) نقل شده است که:.
مَن قَرَأَ القُرآنَ یُریدُ بِهِ سُمعَةً، أَوِِالتِماسَ النّاسِ لَقَی اللّهَ یَومَ القِیامَةِ وَجهُهُ عَظم لَیسَ فیهِ لَحم، وَزَجَّ القُرآنُ فی قَفاهُ حَتّی یُدخِلَهُ النّارَ و یَهوی فیها مَعَ مَن هَوی؛ و مَن قَرَءَ القُرآنَ ابتغاءَ وجه اللّهِ وتَفََقُهاًً فی الدینِ کانَ لَهُ مِنَ الثوابِ مثلَ جمیعِ ما اُعطِیَ الملائکة و الانبیاءُ والمرسلونُ. [۴۵]
(کسی که قرآن را از روی تظاهر و ریا و یا جلب توجه مردم بخواند، در روزقیامت محشور میشود درحالی که در صورت او جز استخوان چیزی نیست، و قرآن گریبان او را میگیرد وکشان کشان به سوی آتش برده و در شعلهها رهایش میسازد و درآتش داخل میشود به همراه داخل شوندگان؛ و کسی که قرآن را جهت خشنودی خداوند و آگاهی در دین قرائت نماید برای او آجری است همانند پاداشی که به فرشتگان و پیامبران ورسولان عطا شده است).
۲- عن ابی عبدالله (ع) اَنّه قالَ: عَلَیکم بالقرآن فَتُعلّمُوهُ فاِنّ مِنَ الناس من یَتَعلَّمُ القرآنَ لِیُقالَ فلانُ قاریُ و مِنهُم مَن یَتَعلّمُهُ فَیَطلُبُ بِهِ الصّوتَ فَیقالُ فلانُ حَسَنُ الصّوتِ، ولَیسَ فی ذلکَ خَیر و مِنهُم مَن یتعلَّمُهُ فَیَقُومُ به فی لَیلهِ و نَهارِهِ لایُبالی مَن عَلِمَ ذلِکَ وَمَن لَم یَعلَمه. [۴۶]
امام صادق (ع) فرمود:.
(برشما باد به قرآن، آن را بیاموزید، همانا برخی از مردم قرآن را فراگیرند برای شهرت تا مردم بگویند فلانی قاری قرآن است وبرخی از مردم آن را برای آوازه خوانی یاد گیرند تا بگویند فلانی خوش آواز است ودراین گونه یادگیری هیچ خیری نیست و برخی آن را یاد گیرند وشب وروز درعمل به آن قیام کنند و توجه ندارند که کسی آن را بداند یا نداند).
قرائت سُوَر عزائم و سجده تلاوت
۱- درهریک از چهارسوره (فصّلت)، (سجده)، (نجم) و (علق) یک آیه سجده است که اگر انسان آن را بخواند، یا به آن گوش دهد، بعد از اتمام آن آیه واجب است فوراً سجده کند ولی اگرگوش ندهد و صرفاً به گوشش بخورد، بنابراظهر سجده واجب نیست؛ [۴۷]ولی سزاوار نیست که احتیاط را ترک کند و سجده را انجام ندهد؛ این آیات عبارتند از:.
۱- جزء ۲۱، سوره ۳۲ (سجده)، آیه ۱۵، وقتی که به (وَلا یَستَکبِروُنَ) رسید.
۲- جزء ۲۴، سوره ۴۱ (فصلت)، آیه ۳۷، وقتی که به (ایّاه تَعبدونَ) رسید.
۳- جزء ۲۷، سوره ۵۳، (نجم)، آیه آخر، (آیه ۶۲).
۴- جزء ۳۰، سوره ۹۶، (علق)، آیه آخر، (آیه ۱۹).
۲- در یازده مورد سجده کردن مستحب است و بلکه سجده کردن درهرآیهای که در آن، امر به سجده شده باشد احوط و اولی است:.
۱- جزء ۸، سوره ۷، (اعراف)، آیه آخرسوره.
۲- جزء ۱۳، سوره ۱۳ (رعد)، آیه ۱۵، وقتی به (ظِلالهم بالغدوّ وَالْأصال) رسید.
۳- جزء ۱۴، سوره ۱۶، (نحل)، آیه ۵۰، وقتی به (ویَفعلونَ ما یُؤمرونَ) رسید.
۴- جزء ۱۵، سوره ۱۷، (بنی اسرائیل یا اسراء)، آیه ۱۰۹، وقتی به (ویزیدهم خشوعاً) رسید.
۵- جزء ۱۶، سوره ۱۹، (مریم)، آیه ۵۸، وقتی به (وخرّواسجّداً وبکیّاً) رسید.
۶- جزء ۱۷، سوره ۲۲، (حج)، آیه ۱۸، وقتی به (یفعلُ مایشاء) رسید.
۷- جزء۱۷، سوره ۲۲، (حج)، آیه ۷۷، وقتی به (افعلوا الخیر) رسید.
۸- جزء ۱۹، سوره ۲۵، (فرقان)، آیه ۶۰، وقتی به (وزادهم نفوراً) رسید.
۹- جزء ۲۰، سوره ۲۷، (نمل)، آیه ۲۶، وقتی به (ربّ العرش العظیم) رسید.
۱۰- جزء ۲۳، سوره ۳۸، (ص)، آیه ۲۴، وقتی به (وخرّ راکعاً وانابَ) رسید.
۱۱- جزء ۳۰، سوره ۸۴، (انشقاق)، آیه ۲۱، وقتی به (اذاقرء) رسید.
۳- در آیاتی که سجده واجب دارند، خواندن یا گوش کردن به تمام آیه سبب وجوب سجده میشود؛ بنابراین با خواندن مقداری از آیه هرچند لفظ سجده آن باشد، سجده کردن واجب نمیشود گرچه موافق احتیاط است. [۴۸]
۴- وجوب سجده فوری است وتأخیرآن جایز نیست، واگر فراموش کرد هروقت یادش آمد باید سجده کند و چنانچه سجده را از روی معصیت ترک کند انجام آن در هر لحظه واجب فوری است و تأخیرآن حرام است.
۵- برکسی که آیات مذکور را بنویسد یا تصور نماید یا آن که نوشته آن را ببیند ویا به قلب او خطور کند، سجده واجب نمیشود.
۶- اگر بخشی ازآیات مذکور را خودش قرائت کند و بقیه اش را بشنود، احتیاط واجب آن است که سجده کند.
۷- اگر آیات مذکور را خودش غلط بخواند، یا قاری غلط بخواند و او بشنود احتیاط واجب آن است که سجده کند.
۸- لازم است هنگام شنیدن، کلمات و حروف آیه را از هم تمیزدهد؛ بنابراین با شنیدن همهمه، سجده واجب نمیشود، گرچه احوط آن است که سجده کند.
۹- با خواندن یا شنیدن ترجمه آیات مزبور، سجده واجب نمیشود، گرچه به قصد ترجمه آیه باشد.
۱۰- ظاهرآن است که در وجوب سجده تلاوت برمستمع، معتبر است قاری قصد قرائت قرآن داشته باشد؛ بنابراین اگر شخصی به وسیله آیهای سخن بگوید بدون آن که قصد تلاوت قرآن را داشته باشد، با شنیدن[۴۹] آن سجده واجب نمیشود[۵۰]و همچنین اگرآیه سجده را از بچه غیر ممیز یا شخص خواب یا از ضبط صوت بشنود. [۵۱](گرچه احتیاط آن است که سجده نماید خصوصاً درمورد شخص خواب[۵۲]
۱۱- اگرآیه سجده را از وسایلی مثل بلندگو یا رادیو بشنود، چنانچه قرائت شخص مستقیماً پخش شود، سجده واجب میشود، ولی اگراز نوار پخش شود واجب نمیشود.
۱۲- اگرآیات سجده راغیرمکلف مثل صغیر یا مجنون نیزبخواند اگر به قصد قرائت قرآن بخواند وکسی بشنود سجده بر او واجب است.
۱۳- در صورتی که سبب وجوب سجده پشت سرهم تکرار شود (مثلاً چندبار آیه را بخواند یا گوش دهد) بایستی سجده را نیزتکرار کند. (در صورتی که برای دفعه قبلی سجده کرده باشد، واگر برای دفعه قبل سجده نکرده باشد وجوب تکرارسجده برای دفعات بعدی خالی از قوت نیست ولی اگر پشت سرهم نباشد (مثلاً همزمان به تلاوت چند آیه گوش کند) بعید نیست که تکرار سجده واجب نباشد)[۵۳]
۱۴- اگر هنگام قرائت آیه سجده، از دیگری هم آن را بشنود، چنانچه گوش داده، باید دو سجده نماید. [۵۴](و اگر به گوشش خورد یک سجده کافی است)[۵۵] ولی اگر به قرائت جماعتی که در یک زمان آیه را میخوانند گوش دهد، عدم تکرار، خالی از قوت نیست. [۵۶]
۱۵- اگر بداند آیات سجده را مکرراً خوانده یا شنیده ولی درتعداد آنها شک کند (مثلاً نداند سه بار شنیده یا چهاربار) جایز است که به کمتر (یعنی سه بار) اکتفا کند (و در فرض مذکور فقط سه سجده به جا آورد) ولی اگرعدد را بداند و شک کند دراین که آیا به آن تعداد سجده کرده یا کمتر، باید بنا را برکمتر گذارد، احتیاط کند و باقی را نیز انجام دهد. (مثلاً اگربداند که چهار سجده بر او واجب شده و پس از انجام چند سجده، شک کند که آیا سه سجده به جا آورده یا چهارسجده، بایستی یک سجده دیگر نیز به جا آورد تا یقین کند چهار سجده را انجام داده).
۱۶- در سجده واجب قرآن باید طوری عمل کند که بگویند سجده کرده و درآن علاوه بر انجام اصل سجده، نیت ومباح بودن مکان هم معتبر است واحتیاط آن است که مواضع هفتگانه سجده را برزمین گذارد و پیشانی را برچیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد، گرچه اقوی آن است که این احتیاط لازم نیست. [۵۷]
اما احتیاط آن است که برخوردنیها و پوشیدنیها سجده نکنند، بلکه جایز نبودن سجده بر آنها، خالی از وجه نیست؛ ولی سایر شرایط سجده را که در نماز است، مانند طهارت از حدث اصغر و اکبر، طهارت لباس و بدن، رو به قبله بودن، پاک بودن سجده گاه و ستر عورت، لازم نیست مراعات کند، و لذا جُنُب و حائض نیز اگر آیات سجده را بخوانند یا بشنوند میتوانند این سجده را انجام دهند؛ و بلند نبودن سجده گاه از جای پای او به مقدار بیشتر از چهار انگشت پیوسته گرچه معتبر نیست[۵۸] لکن بهتر است احتیاط نموده آن را رعایت کند.
۱۷- مستحب است انسان برای سجده تلاوت وضو بگیرد.
۱۸- در این سجده، تشهد و سلام و گفتن اللّه اکبر در اول آن، لازم نیست؛ اما وقتی که سراز سجده بر میدارد گفتن اللّه اکبر مستحب است. همانطور که ذکر گفتن در سجده واجب نیست، بلکه مستحب است، [۵۹] و هر نوع ذکری که باشد کفایت میکند وبهتر است بگوید: (لااِلهَ الّااللّهُ حَقّاً حَقّاً، لااِلهَ الّااللّه ایماناً وتَصدیقاً، لا اِله اِلّااللّه عُبودیَّةً وَ رِقّاً، سَجَدتُ لَکَ یا ربِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، لا مُستَنکِفاً و لامُستکبِراً بَل اَنَا عبد ذلیل ضَعیف خائف مستجیر) یا بگوید:.
(سَجَدتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً و رِِقّاً لا مُستَکبِراً عَن عِبادَتِکَ وَ لامُستَنکِفاً و لامُستَعظِماً بَل اَنَا عَبد ذلیل خائف مُستَجیر) یا بگوید:.
(اِلهی آمَنّا بما کَفَرُوا وَعَرَفنا بکَ ما اَنکَروا وَاَجبناکَ اِلی ما دُعُوا، اِلهی فَالعَفو العَفوَ) یا بگوید آن چیزی را که حضرت رسول (ص) در سجده سوره (علق) فرمودند و آن این است: (اَعُوذُ بِرضِاکَ مِن سَخَطِک وَبمُعافاتِکَ عَن عُقُوبَتِکَ اَعوذُ بِکَ مِنکَ لا اُحصی ثَناءَ علیکَ کَما اَثنَیتَ عَلی نَفسِکَ).
۱۹- ظاهراً لازم نیست نیت سجده را درحا ل نشستن یا ایستادن کرده باشد و بعد به سجده رود تا آن که سرازیر شدن نیز به قصد سجده باشد بلکه اگر اندکی قبل از گذاردن پیشانی بر زمین نیز نیت کند کافی است، ولی اگر نیت مقارن با سجده باشد اقوی عدم کفایت آن است. [۶۰]
۲۰- در صورت وجوب تکرارسجده، مجرد برداشتن پیشانی از زمین و گذاردن مجدد آن به جهت سجده دیگر کافی است و لازم نیست بنشیند و باز به سجده رود، بلکه برداشتن سایر مواضع سجده هم معتبر نمیباشد اگرچه احوط برداشتن آنهاست.
۲۱- اگر کسی درغیرنماز در حال سجده، آیه سجده را بخواند و یا گوش دهد واجب است سراز سجده بردارد و سپس به سجده رود و ادامه دادن همان سجده به قصد سجده واجب قرآن و یا کشیدن پیشانی از جای سجده به طرف دیگرکفایت نمیکند (همچنین استدرجایی که بدون قصد سجده، پیشانیش روی زمین باشد وآیه را گوش کند یا آن را بخواند)[۶۱]
احکام قرائت قرآن درنماز
دراین قسمت به مطالب زیر میپردازیم:.
بخش اول: قرائت سور عزائم درنماز
۱- خواندن یکی از چهار سورهای که سجده واجب دارند در نمازهای واجب جایز نیست[۶۲] پس اگر عمداً آنها را بخواند نمازش باطل است و باید آن را از سر گیرد گرچه بخشی از آنها را خوانده باشد، [۶۳]حتی (بسم اللّه الرحمن الرحیم) [۶۴] یا قسمتی از آن را، البته در صورتی که (بسم ا...) یا بعض آن را به قصد اینکه جزء یکی از سور عزائم است بخواند؛ ولی اگر چنین قصدی نداشته باشد، حکم به بطلان نماز قبل از انجام سجده تلاوت، مشکل است؛ و هرگاه سهواً بخواند، اگرپیش ازرسیدن به آیه سجده متوجه شود باید آن سوره را رها کرده و سوره دیگری بخواند، اگرچه از نصف آن سوره گذشته باشد، ولی اگر بعد از آیه سجده یا بعد از اتمام سوره، چه قبل از رکوع وچه بعد از رکوع، متوجه شود بنابر اقوی[۶۵] بایستی با ایما و اشاره سجده کند واین سوره برای نماز کفایت میکند واعاده نماز نیز لازم نیست و همچنین اگر بعد از قرائت آیه سجده نسیاناً سجده کرده باشد، ظاهر آن است که نماز صحیح است واعاده لازم نیست.
۲- اگرکسی در نماز، سورهای از سور عزائم را نخواند ولکن عمداً آیهای را که سجده واجب دارد (به قصد این که جزء سور عزائم است)[۶۶] بخواند، نماز او نیز باطل است واگر آیه سجده را نسیاناً بخواند[۶۷]، یا دیگری بخواند و او درنماز گوش کند[۶۸]، میتواند برای سجده به اشاره کفایت کند و اعاده نماز هم لازم نیست.
۳- خواندن سور عزائم در نمازهای مستحبی اگرچه آن نماز با نذر و مانند آن واجب شده باشد جایز است، پس بعد از قرائت آیه سجده، در حال نماز سجده تلاوت را انجام میدهد ونماز را ادامه میدهد و تمام میکند.
بخش دوم: قرائت واجب (حمد و سوره) درنماز
۱- واجب است در رکعت اول و دوم از نمازهای واجب یومیه، قرائت سوره حمد و پس از آن یک سوره کامل دیگر؛ البته جایز است ترک سوره در حال بیماری وعجله داشتن، بلکه ترک سوره در موارد ضروری مانند ضیق وقت، و ترس از (دزد یا درنده و مانند آن)، واجب است. اگر عمداً سوره را بر حمد مقدم داشت نمازش باطل است. [۶۹] وباید نمازش را اعاده کند؛ و اگرسهواً سوره را بر حمد مقدم داشت و قبل از رکوع یادش آمد پس اگر حمد را بعد از سوره نخوانده است باید اول حمد را بخواند و بعد سوره را اعاده کند و اگر حمد را بعد از سوره خوانده باشد فقط سوره را اعاده نماید.
۲- سوره حمد هفت آیه و سوره توحید چهار آیه است.[۷۰]
۳- کسی که حمد و سوره را از حفظ نداشته باشد جایز است از روی قرآن بخواند، بلکه برای کسی که حافظ قرآن باشد نیز بنابر اقوی جایز است. چنانکه جایز است برای وی متابعت از کسی که او را آیه آیه، تلقین نماید، لکن احوط اعتبار عجز ازحفظ واقتداست.
۴- اگر زبان شخص، دارای نقصی باشد که قادر به تلفظ نباشد باید در دل خود قرائت کند[۷۱] واحوط آن است که زبان را به آنچه در دل میگذرد حرکت دهد.
۵- شخص گنگ درقرائت باید به مقدار قرائت زبان خود را حرکت دهد و با دست خود به الفاظ آن اشاره کند.
۶- کسی که قرائتش صحیح نیست، واجب است یاد بگیرد[۷۲] اگرچه متمّکن از اقتدا کردن نیزباشد[۷۳] ... و اگر قادر هست و وقت تنگ باشد، در صورت امکان، احوط اقتدا کردن است و کسی که قرائتش غلط است و قدرت بر تعلم صحیح هم نداشته باشد، میتواند به آنچه که میداند اکتفا کند واقتدا کردن بر او واجب نیست اگرچه احوط است.
۷- کسی که قادر به یادگیری (قرائت نماز) هست ولی وقت تنگ باشد، لازم است آنچه را که از فاتحةالکتاب میداند بخواند و عوض آنچه را که نمیداند بنابراحوط از باقی قرآن بخواند، واحوط آن است که همان قدر از فاتحةالکتاب را که میداند نیزبه مقدار باقی مانده تکرارکند.
اما اگر هیچ چیز از فاتحةالکتاب را نیز نداند به قدرحروف آیات فاتحةالکتاب، از آیات دیگر قرآن بخواند، و هرگاه بطور کلی چیزی از آیات قرآن را نداند عوض فاتحةالکتاب به قدرحروف آن، تسبیح و تکبیر ذکر بگوید واحوط آن است که تسبیحات اربعه را اختیار نماید.
یادگیری سوره نیز واجب است لکن ظاهر آن است که با ندانستن سوره و تنگی وقت، بدل آن چیزی واجب نمیشود اگرچه احوط انجام بدل است.
۸- در بین قرائت اگر اسم مبارک حضرت رسول اکرم (ص) را بشنود، جایزاست بلکه مستحب است، همانجا صلوات بفرستد، و با صلوات، موالات قرائت به هم نمیخورد وهمچنین در سایر جاهای نماز چنانکه اگر درحال قرائت و مانند آن کسی بر او سلام کند که جواب او واجب باشد، واجب است جواب سلام و منافی موالات نیست.
۹- قرائت سور طولانی در نماز، موجب محو صورت نماز نیست واشکالی ندارد.
۱۰- قرائت سور طولانی در نماز واجب که باعث گذشتن وقت نماز میشود جایز نیست و اگر عمداً این گونه سور را بخواند نمازش باطل میشود، (در بطلان نمازش اشکال است)[۷۴] واگر سهواً مشغول خواندن سوره طولانی شود درصورت وسعت وقت باید به سوره کوچک برگردد و اگربعد از تمام شدن سوره طولانی متوجه شود و وقت هم گذشته باشد، باید نمازش را تمام کند.
۱۱- بنابر اقوی قرائت دو سوره یا بیشتردر هر رکعت از نماز، جایز است اما مکروه است واحوط ترک آن است، ولی در نماز نافله مکروه هم نیست.
۱۲- سوره (فیل) و (ایلاف) با هم یک سوره است و همچنین سوره (وَالضُّحی) و (اَلَم نَشرَح) بنابر این خواندن یکی از آنها (در نماز واجب) کفایت نمیکند، بلکه باید با هم، به ترتیب و با (بسم الله الرحمن الرحیم) بین آنها خوانده شود.
۱۳- در اول هرسوره (بسم الله الرحمن الرحیم) جزء آن سوره است و باید آن را بخواند، غیراز سوره برائت که (بسم الله) ندارد.
۱۴- بنابر اقوی وقتی میخواهد (بسم الله الرحمن الرحیم) بگوید واجب است سوره را تعیین کند[۷۵]و چنانچه بسم الله را به قصد سوره معینی گفت، در صورتی که از آن سوره به سوره دیگری عدول نمود، به آن بسم الله نمیتواند اکتفا کند، بلکه واجب است بسم الله را (به نیت سوره جدید) اعاده کند.
۱۵- هرگاه بسم الله را برای سوره معینی خواند و بعد ازآن فراموش کرد که کدام سوره را معین کرده، باید برای هر سورهای که اختیار میکند، بسم الله جداگانهای بگوید.
۱۶- چنانچه بسم الله را به قصد یکی از دو سوره (توحید) یا (جحد) (کافرون) گفت و بعد از آن فراموش کرد که کدام را قصد کرده باید دوباره به قصد یک سوره معین از این دو سوره، بسم الله بگوید و همان را بخواند و جایز نیست سوره دیگری را اختیار کند.
۱۷- احوط آن است که در روزجمعه از سوره جمعه و منافقون به سوره دیگر، عدول نکند، اگرچه به نصف آن نرسیده باشد.
۱۸- تا وقتی به نصف سوره نرسیده است، جایز است[۷۶] از آن سوره به سوره دیگر عدول کند، بجز سوره (جحد) (کافرون) و سوره (توحید) که به مجرد شروع در آنها عدول از آنها به سوره دیگرجایز نیست، اگرچه فقط بسم الله آنها را شروع کرده باشد، بلی در خصوص روزجمعه در نمازظهر، یا نمازجمعه که مستحب است در رکعت اول، سوره (جمعه) و در رکعت دوم، سوره (منافقون) بخواند اگر نسیاناً شروع به سوره دیگری نماید حتی سوره (کافرون) و (توحید) مادام که به نصف آنها نرسیده، جایز است[۷۷] از آن به جمعه و منافقون عدول کند و هرگاه عمداً شروع کند به سوره (کافرون) یا (توحید) عدول از آنها جایز نیست بنابر احوط.
۱۹- درنمازهای مستحبی عدول از هر سوره به سوره دیگرجایز است حتی اگر به نصف آن رسیده باشد. (اگرچه احوط واولی آن است که در نماز مستحبی نیز از (توحید) و (جحد) عدول نکند)[۷۸]
۲۰- در صدق تلفظ به تکبیرةالاحرام و غیر آن از اذکار و ادعیه و قرآن، شرط است طوری آنها را بگوید که خودش بشنود، تحقیقاً یا تقدیراً (بدین معنی که اگر مانعی برای شنیدن وجود نداشته باشد بتواند صدا را بشنود) پس اگر آهستهتر از این مقدار تلفظ کند، باطل است. ۲۱- واجب است درقرائت (حمدو سوره) نمازظهر و عصر، غیراز (بسم الله الرحمن الرحیم) مابقی آهسته خوانده شود، و بر مردها واجب است در نماز صبح و در رکعت اول و دوم نماز مغرب وعشاء، قرائت حمد و سوره را بلند بخوانند، پس کسی که عمداً به عکس عمل نماید، نمازش باطل است، اما کسی که اصلاً حکم مسئله را نمیدانسته و توجه به سؤال کردن ازآن هم نداشته، یا اینکه حکم را میدانسته ولی فراموش کرده (مثلاً به جای بلند خواندن آهسته میخوانده) نمازش صحیح است، بلکه همچنین است حکم مطلق افرادی که عمد ندارند؛ و بر زنان، بلند خواندن قرائت واجب نیست، بلکه در صورتی که نامحرمی نباشد، زنان بین آهسته خواندن وبلند خواندن مخیّرند؛ و در مواردی که بر مردان آهسته خواندن واجب است، زنان هم باید آهسته بخوانند؛ و درمواردی که مردها معذورند، آنان نیز معذورند.
۲۲- برای مردها بلند گفتن (بسم الله الرحمن الرحیم) برای حمد و سوره در نمازظهر و عصرمستحب است، همچنان که برای آنها بلند خواندن قرائت در نمازظهر روزجمعه مستحب است. لیکن احتیاط درآهسته خواندن است.
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره).
۲۳- س: حمد و سوره و آیهای که درنماز خوانده میشود آیا به قصد انشاء باید خوانده شود یا به قصد حکایت.
ج: باید به قصد حمد و سوره قرآن بخواند.
۲۴- س: حکم نمازگزار نسبت به قرائت چیست آیا در هنگام قرائت باید قصد کند مخاطب قراردادن خداوند در مثل (ایّاک نعبدوایّاک نستعین ...) یا فقط به قصد قرآن بخواند و خواندن به قصد دعا جایز نیست.
ج: باید به قصد قرائت واجبه در نماز بخواند.
۲۵- س: در نماز واجب برای توجه بیشتر یا جبران عدم توجه، میتوان سوره مبارکه (حمد) را دوباره قرائت کرد.
ج: به قصد قرائت قرآن نه به قصد جزء، مانع ندارد.
۲۶- س: درنمازها، واجب است که در رکعت اول و دوم یکی ازسورههای قرآن کریم را بخوانیم آیا هر سوره بجز چهار سوره که سجده واجب دارد میتوانیم بخوانیم یا خیر حتی بقره.
ج: اختیار دارید.
۲۷- س: اگرکسی قرائت نماز را به خوبی نمیداند مثلاً (ح) را (ه) بخواند یا به عکس یا ... آیا واجب است درنماز جماعت شرکت کند.
ج: شرکت درنماز جماعت واجب نیست باید سعی کند قرائت را به نحو صحیح یاد بگیرد.
۲۸- س: اگرشخصی در نمازظهر سهواً حمد و سوره را بلند بخواند یا درنماز مغرب سهواً حمد و سوره را آهسته بخواند نمازش باطل است یا صحیح.
ج: در فرض مرقوم نماز صحیح است.
استفتاهایی از آیتالله العظمی گلپایگانی (ره).
۲۹- س: شخصی دراوایل تکلیفش، درنماز، سوره (قل هوالله احد) میخوانده و از جهت جهل وتقصیر هاء (هو) را به لام (قل) و واو (هو) را به (الله) متصل مینموده که (قله والله) میشد دراین صورت نمازهایی که با این کیفیت خوانده قضا دارد یا نه.
ج: با تمکن از تصحیح، احتیاط لازم آن است که نمازهایی که به این نحو خوانده قضا نماید.
۳۰- س: هرگاه کسی در بسم الله از جهتی شک نمود که صحیح گفته یا نه حتی از جهت جهر واخفات، دراین صورت، اعاده آنچه صورت دارد.
ج: اگر بعداز فراغ از کلمه، شک در صحت نماید اعتنا نکند واگر در حین ادا، با شک در صحت ادا شود، تکرار کند؛ و در هر دو صورت اگر رجاءً بسم الله را تکرار نماید اشکال ندارد.
۳۱- س: بنده درنماز در رکعت اول بعد از حمد، سوره توحید را میخوانم و در رکعت دوم همیشه بعد از حمد، بسم الله میگویم و هرسورهای که برزبانم جاری شد میخوانم، معیّن نمیکنم که بسم الله برای این سوره بالخصوص باشد، در این صورت نمازهایم باطل بوده و باید قضا کنم یا نه.
ج: به نظرحقیر خلاف احتیاط واقع شده واحتیاطاً قضا لازم است ولی میتوانید در این مسئله به کسی که تعیین بسم الله را لازم نمیداند و یا جهل به حکم اعاده نمیداند رجوع کنید.
۳۲- س: اگر کسی به واسطه جهل به مسئله به جای سوره (قل هوالله احد) چند آیه از قرآن بخواند نمازش چه صورت دارد.
ج: در فرض مسئله نماز باطل است وقضای آن را باید به جا آورد.
بخش سوم: احکام قرائت غیرواجب
قرائت قرآن در هر جای نماز
۱- در تمام حالات نماز، ذکر گفتن و دعا کردن به غیرحرام، و همچنین قرائت قرآن غیراز آنچه موجب سجده میشود، اشکال ندارد.
۲- در قرائت قرآن (در حال نماز) معتبر است قصد قرآنیت نماید، پس اگر کلامی بگوید که مشترک باشد بین قرآن و غیرقرآن بدون این که قصد قرآن نماید و بدون این که دعا باشد نمازش باطل است بلکه اگر آیه مختص به قرآن را به قصد غیرقرآن بخواند نیز مبطل است و همچنین است خواندن چیزی که نمیداند از قرآن است.
۳- اگر در نماز چیزی بخواند به گمان آن که ذکر یا قرآن یا دعاست و معلوم شود که کلام آدمی بوده، احوط آن است که دو سجده سهو برای آن به جا آورد، لکن بنابر ظاهر واجب نیست.[۷۹]
۴- قرائت آیات قرآن و ادعیه دیگر در نماز میّت مادامی که صورت نماز محفوظ بماند جایز است.
- اگر ذکر یا دعای غیر حرام باشد مبطل نماز نیست.
- غیر از آنچه که موجب سجده واجب میشود اشکالی ندارد.
تکلم در تمام - قرائت قرآن - اگر مشترک باشد بین قرآن و غیر قرآن بدون قصد.
حالات نماز قرآن یا دعا مبطل اشت.
- اگر آیه مختص به قرآن را به قصد غیر قرآن بخواند نیز مبطل است.
- خواندن چیزی که نمیداند از قرآن است یا غیرقرآن، مبطل است.
- اگر چیزی را به گمان آن که ذکر یا قرآن یا دعاست، بخواند، ولی بعد معلوم شود که کلام آدمی بوده احوط آن است که دو سجده سهو به جا آورد.
حدیثی درباب قرائت قرآن در نماز
قال النبیُّ صلی اللّه علیه وآله:.
قَراءَةُ القُرآنِ فِی الصّلوةِ اَفضَلُ مِن قَراءَةِ القُرآنِ فِی غَیرِ الصّلوةِ؛ وَ قَراءَةُ القُرآنِ فِی غَیرِالصّلوةِ اَفضَلُ مِن ذِکرِاللّهِ.[۸۰]
رسول خدا (ص) فرمود: خواندن قرآن در نماز فضیلت بیشتری از خواندن قرآن در غیر نماز دارد، و فضیلت قرائت قرآن در غیر نماز، از ذکر خدا بیشتر است.
قرائت قرآن در رکوع، سجود و قنوت
۱- قرائت قرآن در رکوع و سجود مکروه است.
۲- قرائت قرآن در قنوت جایز است خصوصاً آیاتی که مشتمل بر دعا باشد مانند این آیه شریفه:.
(رَبَّنا لا تُزِغ قُلُوبَنا بَعدَ اذ هَدَیتَنا وَ هَب لَنا مِن لَدُنکَ رحمَةً اِنَّکَ أنتَ الوَهّاب)[۸۱]
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۳- س: در قنوت نماز، از سورههای قرآنی میشود یک سوره تمام و یا چند آیه از یک سوره خواند یا فقط دعاهای وارده را باید نمازگزار، در قنوت بخواند.
ج: اگر بخواهد به قصد ورود بخواند، باید دعاهایی که وارد شده بخواند ولی اگر غیر اینها از قرآن یا دعاهای دیگر را به قصد قربت مطلقه بخواند، اشکال ندارد.
قرائت در نمازهای مستحبی
۱- حکم قرائت در نمازهای مستحبی از چند جهت با قرائت در نمازهای واجب متفاوت است، از جمله:.
۱- خواندن سوره در نمازهای مستحبی لازم نیست مگر در بعضی نمازهای مخصوص که باید با کیفیت خاصی خوانده شوند.[۸۲]
۲- در نماز مستحبی میتوان به خواندن بخشی از یک سوره اکتفا کرد.
۳- خواندن بیش از یک سوره در این نمازها (بدون کراهت) جایز است.
۴- خواندن سورههای عزائم در این نمازها جایز است.
۵- مطلقاً جایز است عدول از هر سوره به سوره دیگر. (جواز عدول خالی از اشکال نیست)[۸۳]
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲- س: آیا در نوافل هم بعد از حمد در صورتی که بخواهد سورهای بخواند، باید آن سوره را کامل بخواند یا میشود به چند آیه از یک سوره اکتفا کرد.
ج: لازم نیست یک سوره کامله بخواند.
دو نماز مستحبی که لازم است با آیات خاصی خوانده شوند.
۳- نماز غفیله: که دو رکعت است و بعد از نماز مغرب تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود خوانده میشود؛ که در رکعت اول نماز بعد از حمد این آیه خوانده میشود:.
(وَذَا النّونِ اذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیهِ فَنادی فی الظّلمات اَن لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالمین فاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَیَّناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کذلِکَ نُنجِی المُؤمنینَ). [۸۴]
و در رکعت دوم بعد از حمد خوانده میشود:(وَ عِندِهُ مفاتحُ الغَیبِ لا یَعلَمُها اِلاّ هُوَ و یَعلَمُ ما فیِ البَرِّ وَالبَحرِ وَما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ اِلاّ یَعلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الَارضَ وَ لا رَطبٍ وَ لا یابسٍ اِلاّ فی کِتابٍ مُبینٍ). [۸۵]و سپس در قنوت دعای وارده را بخواند.
۴- نماز لیلة الدفن، (وحشت) و آن هدیهای است که مستحب است در شب اول دفن، برای میت خوانده شود؛ و کیفیت آن بدین قرار است: در رکعت اول بعد از سوره حمد، دو مرتبه سوره توحید، و در رکعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره تکاثر و بعد از سلام بگوید:(اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحِمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ ابعَث ثَوابَها الَی قَبرِ فَلانِ بنِ فلان).
و بنا بر روایت دیگر، در رکعت اول بعد از سوره حمد، آیت الکرسی، و در رکعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره (اِنّا اَنزَلناهَُ) و سپس سلام بگویدو دعای مذکوره را بخواند؛ و احتیاط آن است که آیت الکرسی را تا (هُم فیها خالِدونَ) بخواند.
بخش چهارم: تجوید و آداب قرائت در نماز
الف) ادای صحیح حروف و کلمات در قرائت
۱- واجب است که قرائت (نماز) صحیح باشد، پس اگر عمداً به چیزی از کلمات یا حروف حمد و سوره خلل وارد کند، یا حرفی را به حرف دیگر تبدیل کند، حتی (ضاد) را به (ظاء) یا بالعکس، نمازش باطل است، و همچنین اگر اخلال در حرکت بنایی یا اعرابی یا مد واجب یا تشدید یا سکون لازم باشد یا حرفی را از غیر مخرج ادا کند بطوری که در عرف عرب از صدق آن حرف، بیرون رود، نماز باطل است.
۲- واجب نیست مخارج حروف را مطابق آنچه علمای تجوید ذکر کردهاند بداند، بلکه همین قدر که حروف از مخارج بیرون آیند، اگر چه ملتفت آن نیز نباشد کافی است؛ بلکه بیرون آمدن حروف از مخارج آن نیز لازم نیست و صدق عرفی آن حرف کفایت میکند (یعنی بطوری ادا کند که اهل این زبان بگوید فلان حرف را ادا کرده نه حرف دیگر را) اگر چه از غیر مخرجی که علمای تجوید معین کردهاند بیرون آید، مثلاً اگر (ضاد) را طبق قاعده تلفظ کند لکن نه بطوری که علمای تجوید گفتهاند که در (ضاد) باید طرف راست یا چپ زبان را به دندانهای بالا گذارد، نمازش صحیح است و مناط، صدق آن حرف است در عرف عرب، و همچنین است در سایر حروف؛ پس آنچه علمای تجوید در مخارج حروف ذکر کردهاند، مبنی بر غالب است.
۳- اگر ِاعراب یا بنا یا بعضی از حروف کلمه را نداند که مثلاً (صاد) است یا (سین)، (ذال) است یا (زاء)، (غین) است یا (قاف) و ... واجب است که یاد بگیرد و در نماز، جایز نیست که کلمه را دو مرتبه بگوید، مثلاً یک دفعه با (سین) و یک دفعه با (صاد) زیرا یکی از آن دو غلط و غیرقرآنی بوده و تکلم به آن مبطل نماز میباشد. یادگیری اعراب آخر کلمه نیز در صورتی که شخص بخواهد آن کلمه را به ما بعد وصل کند لازم است مثلاً اگر بخواهد (العالمینَ) را به (الرّحمن الرّحیم) وصل کند باید بداند که نون (العالمینَ) مفتوح است؛ بلی در صورتی که سر هر آیه وقف میکند واجب نیست حرکت آخر کلمه را بداند.
۴- اگر در حرکت کلمهای شک داشته باشد (که مثلاً مفتوح است یا مکسور) یا در مخرج حرفی شک داشته باشد، در صورتی که بداند یا شک داشته باشد که یکی از آن دو وجه باطل است جایز نیست به هر دو وجه بخواند لکن اگر یکی از آن دو وجه را اختیار کند و بنا داشته باشد که پس از نماز بپرسد و در صورت باطل بودن نمازش را اعاده کند، اشکال ندارد.
۵- اگر پس از قرائت آیه یا کلمهای در صحت قرائت آن آیه یا کلمه شک کند در صورتی که از محل آن نگذشته باشد باید آن را اعاده کند و اگر از محل آن گذشته باشد باید به شکش اعتنا نکرده و بگذرد؛ گرچه جایز است به قصد احتیاط آن را اعاده کند و اگر مکرراً در آیه یا کلمهای شک کند تکرار آن اگر از روی وسواس نباشد اشکال ندارد ولی در تکرار از روی وسواس قائل شدن به صحت مشکل است. [۸۶]
۶- هر گاه اعتقاد به شکل خاصی از اعراب، بنا، یا مخرج حرفی پیدا کند و مدتی به همان نحو نماز بخواند و بعد معلوم شود که غلط بوده، احوط اعاده یا قضای آن است،[۸۷]اگر چه اقوی عدم وجوب آن است.
۷- کسی که قرائتش صحیح نیست، یعنی نمیتواند حروف را از مخارجشان ادا کند، یا حرفی را به حرف دیگر تبدیل میکند یا حتی غلط اِعرابی دارد، اگر چه توانایی بر ادای صحیح آنها را نیز نداشته باشد، چنین شخصی جایز نیست برای کسی که قرائتش صحیح است، امام جماعت شود. ۸- (با تعدّد ائمه جماعت و اختلاف آنها در جلو فرستادن دیگری هر کدام را که مأمومین ترجیح دهند، مقدّم داشته میشود و به او اقتدا میکنند و) در صورتی که بین مامومین، اختلاف نظر باشد یا کسی را جلو نفرستند باید کسی که فقیه جامعالشرایط است برای امامت جلو رود و اگر چنین فقیهی نباشد یا متعدد باشند کسی که قرائتش بهتر است جلو رود و...
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره).
۹- س: آیا ادا کردن کلمات در نماز از مخرج واقعیشان واجب است.
ج: باید کلمات طوری ادا شود که عرف عرب آن را صحیح بداند.
۱۰- س: اگر کسی در موردقرائت صحیح در نماز اطلاعی نداشته و کسی برای او نگفته است و تاکنون نماز را از نظر قرائتِ صحیحِ حروف، غلط خوانده باید نمازهای قبلی را قضا نماید و آیا این حکم در مورد عامه مردم که تاکنون نماز را غلط خواندهاند نیز صادق است.
ج: اگر در وقت خواندن، آنها را صحیح میدانسته نمازش صحیح است.
۱۱- س: تکلیف کسی که تا به حال نمازش از نظر ادای مخارج صحیح حروف، اشکال داشته چیست با توجه به این که در بعضی از رسالهها حکم به اعاده و یا قضا شده است.
ج: اگر موقع خواندن نماز، قرائت خود را صحیح میدانسته و بعداً معلوم شده اشتباه بوده، نماز صحیح است و اعاده و قضا ندارد، اگر چه احوط استحبابی اعاده است.
۱۲- س: شخصی حمد و سوره و اذکار نماز را بلد بوده ولی مدتی نمازش را بدون رعایت مخارج حروف میخوانده و تذکر دیگران نیز در او تأثیری نداشته و حتی او را در مورد غلط بودن نمازش به شک نینداخته، ولی حالا که متوجه شده، این مسئله برایش پیش آمده که آیا قضای نمازهایی که تا به حال خوانده بر او واجب است یا نه.
ج: در صورتی که از جهت غفلت و عدم التفات اشتباهی در قرائت و یا ذکر شده، قضا واجب نیست.
۱۳- س: با توجه به این که برای تلفظ حرف (ض) در تجوید چند قول است، بفرمایید شما به کدام قول عمل میکنید یک قول میگوید: که برخورد نوک زبان به دندان آسیا و یک قول میگوید: که برخورد کناره بن زبان با دندان آسیا.
ج: شناختن مخارج حروف طبق قول علمای تجوید واجب نیست باید تلفظ هر حرف به نحوی باشد که در عرف صدق کند آن حرف ادا شد.
استفتاهایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۱۴- س: اشخاصی که سواد ندارند و یادگرفتن تجوید قرائت برایشان مشکل است و همچنین بعد از یادگرفتن هم به واسطه عدم توجه؛ زود فراموش مینمایند؛ در این صورت به همان نحو عبارتی که بدون غلط باشد بخوانند چه صورت دارد.
ج: اگر طوری بخوانند که غلط باشد و قدرت بر یادگرفتن داشته باشند نمازشان باطل است، ولکن محسنات تجویدی را لازم نیست مراعات کنند.
۱۵- س: نظر به این که حضور در نماز جماعت بر کسی که نمیتواند حمد و سوره را صحیح بخواند واجب است، تکلیف زن در این خصوص با در نظر گرفتن اینکه شوهر، اجازه حضور به جماعت ندهد چیست.
ج: با فرض عدم تمکن از یادگرفتن نماز صحیح، احتیاط لازم آن است که نماز را به جماعت بخواند و در این صورت اطاعت شوهر لازم نیست.
ب) رعایت یکی از قرائات سبعه.
۱- احوط[۸۸] قرائت به یکی از قرائات هفتگانه است؛ اگر چه اقوی عدم وجوب آن است بلکه قرائت به طریقه عربی[۸۹] کافی است، اگر چه در حرکت بنا یا اعراب مخالف قرائات هفتگانه باشد. چنانچه احوط، آن است که از قرائتی که در قرآن کریم بین مسلمین موجود است تخلف ننماید هر چند تخلف در بعضی کلمات مثل (مَلِکَ یوم الدین) و (کفواً اَحَد) ضرری نمیرساند بلکه بعید نیست که قرائت بر طبق یکی از قرائتهای دیگر (غیر از قرائتهای هفتگانه نیز) جایز باشد.
۲- قرائت (مالک یوم الدین) و (مَلِک یوم الدین) هر دو جایز است و بعید نیست که قرائت اول بهتر باشد؛ و همچنین در (صِراط) جایز است با (صاد) یا با (سین) خوانده شود وبا (صاد) بهتر است و در (کفواً احد) چهار وجه جایز است: مضموم بودن فاء یا ساکن بودن آن، و هر یک از این دو، با همزه یا با واو (۱- کُفُواًً، ۲- کُفواً ۳- کُفُواً ۴- کُفواً) (و بعید نیست که مضموم بودن (فاء) با قرائت (واو) (یعنی وجه سوم) از بقیه بهتر باشد)[۹۰]
۳- در (ایّاک نعبد وایّاک نستعین) که همزه آن اشباع میباشد جایز است بدون اشباع خوانده شود.
ج) احکام ادغام.
۱- هر گاه در یک کلمه دو حرف مماثل (یعنی دو حرف هم جنس) جمع شوند واجب است که حرف اول را ساکن و در حرف دوم ادغام کرد، چه آن دو حرف متحرک باشند مثل رَدَّ و مَدَّ که فعل ماضی اند و چه ساکن مثل رَدّ و مَدّ که مصدرند.
۲- ادغام کردن (لام) الف و لام (ال) در چهارده حرف لازم است و آن حروف عبارتند از (تاء)، (ثاء)، (دال)، (ذال)، (راء)، (زاء)، (سین)، (شین)، (صاد)، (ضاد)، (طاء) (ظاء)، (لام)، (نون) و در بقیه حروف لازم است (لام) را اظهار کرد، پس مثلاً در (اللّه) و (اَلرّحمن) و (اَلرّحیم) و (الصّراط) و (الضّالین) ادغام لازم است؛ و در (اَلحمد) و (اَلعالمین) و (والمستقیم) و امثال آن اظهار لازم است.
۳- تنوین یا نون ساکن هرگاه به یکی از شش حرف (یرملون) برسد، احوط در غیر (لام) و (راء) ادغام کردن با غُنّه، و در (راء) و (لام) ادغام کردن بدون غنّه است؛ لکن اقوی عدم وجوب آن است.
۴- دو حرف متماثل، هرگاه در دو کلمه واقع شوند و حرف اول ساکن باشد مثل (اِذهَب بِکتابی) و (یُدرِککُم) ادغام حرف اول در دوم احوط است؛ اگر چه اقوی عدم وجوب آن است.
۵- رعایت ادغام کبیر لازم نیست و آن عبارت از این است که (حرف) متحرک را ساکن نموده و در حرف مماثل خود که در کلمه دیگر است ادغام کنند، مثلاً در (یَعلَمُ ما بَینَ اَیدیهِمَ) میم اول را پس از ساکن نمودن در میم (مابَینَ) ادغام کنند و یا اینکه حرفی را پس از ساکن نمودن و تبدیل به حرف متقارب، در آن حرف متقارب ادغام کنند، گرچه هر دو در یک کلمه باشند. مثلاً در (یَرزُقُکُم) (قاف) را در (کاف) و یا در (زُحزِحَ عَنِ النّارِ) (حاء) را در (عین) ادغام کنند بلکه احتیاط آن است که ادغام کبیر را خصوصاً در حرف مقارب ترک کنند و حتی رعایت بعضی از اقسام ادغام صغیر نیز لازم نیست، مثل ادغام حرفی که در اصل ساکن است، در حرف متقارب خودش مثل این که در (مِن رَّبِّکَ) (نون) را در (راء) ادغام نمایند.
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۶- س: اگر کسی در موقع خواندن سوره (قُل هُوَاللّهُ اَحَد) نون (یَکُن) را در لام (لَهُ) و همچنین در تشهد، نون (اَن) را در لام (لا) ادغام نکرد، نمازش چه صورت دارد.
ج: نمازهایی که به این نحو خوانده، صحیح است، ولی از این به بعد ادغام را در مواضع مذکور رعایت نماید.
د) احکام مدّ.
۱- احوط آن است که درقرائت مراعات مدّ لازم را بنماید گرچه بنابر اقوی مراعات آن لازم نیست؛ و مدّ لازم آن است که حرف مدّ و دو سبب آن یعنی (همزه و سکون)، در یک کلمه جمع شده باشند مثل: (جآء)، (سو)، (جی)، (دآبّة)، (ق)، (ص).
۲- در مدّ کشیدن به مقدار دو الف کافی است و کاملتر آن است که به مقدار چهار الف بکشد، و چنانچه در مدّ لازم یا غیرلازم بیش از حد متعارف مدّ دهد مانعی ندارد و مبطل نیست مگر اینکه کلمه از صدق آن کلمه بودن خارج شود.
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۳- س: بعد از حروف مدّ اگر حرف بعد از آنها را به خاطر وقف کردن، ساکن تلفظ نماییم مثل: (نستعین)، (رحیم)، (مستقیم) آیا مدّ واجب است یا مستحب.
ج: در فرض سؤال مدّ واجب نیست.
ه) احکام وقف و وصل.
۱- قبلاً گذشت در صورتی که کسی بخواهد کلمهای را به ما بعدش وصل کند لازم است که حرکت آخر آن را بداند؛ مثلاً اگر بخواهد (العالَمین) را به (الرّحمن الرّحیم) وصل کند باید بداند که نون العالمین مفتوح است و همینطور در سایر کلمات ولی اگر سر هر آیه وقف کند واجب نیست حرکت آخر آیه را بداند.
۲- احوط آن است که وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید اگر چه اقوی جواز آن است[۹۱]
۳- هرگاه بین حروف کلمهای آنقدر فاصله بیندازد که از صدق یک کلمه بودن خارج شود، در صورتی که عمداً چنین کرده نماز باطل است و در صورت اضطرار، اعاده آن کلمه واجب است.
۴- اگر در هنگام گفتن (اَلصِّراطَ المُستَقیمَ) بعد از آن که لام (المستقیم) را گفت نفس او قطع شود؛ آیا واجب است بعد از آن (المستقیم) را با (الف و لام) بگوید یا گفتن مستقیم بدون الف و لام نیز کفایت میکند در چنین حالتی احوط گفتن با الف و لام است و احوط از آن این است که (الصراط) را نیز اعاده کند و همچنین اگر کلمه (الف و لام) دار را غلط بگوید احوط اعاده (الف ولام) است و همچنین اگر مضاف الیه را غلط بگوید، احوط آن است که مضاف را هم اعاده کند، مثلاً اگر (المضغوب) را غلط بگوید احوط آن است که در هنگام اعاده لفظ (غیر) را نیز اعاده کند.
۵- هرگاه اعراب آخر کلمه را بگوید به قصد آن که به ما بعد آن وصل کند ولی نفس او قطع شود و وقف به حرکت شود احوط[۹۲] اعاده آن کلمه است و اگر فاصله زیاد نباشد اکتفا به آن جایز است.
و) احکام همزه وصل و قطع.
۱- هرگاه (در نماز) همزه وصل در اثنای قرائت قرار گیرد، بنابر احتیاط واجب باید حذف شده وخوانده نشود، مثل همزه (اللّه) و همزه (اِهدنا) ولی همزه قطع ثابت مانده و خوانده شود مثل همزه (اَنعمتَ).
استفتایی از آیت اللّه العظمی گلپایگانی (ره).
۲- س: در موقع خواندن حمد و سوره در نماز مراعات کردن همزههای وصل در درج کلام لازم است یا نه.
ج: بلی اسقاط همزه وصل در حال وصل لازم است.
ز) رعایت محسّنات تجویدی.
۱- شایسته است رعایت بعضی مطالب تجویدی همچون اظهار تنوین یا نون ساکن در صورتی که بعد از آنها یکی از حروف حلقی باشد و یا قلب کردن تنوین و نون ساکن به میم در صورتی که بعد از آنها (باء) باشد، و یا ادغام آنها در صورتی که بعد از آنها یکی از حروف (یرملون) باشد، و یا اخفای آنها در صورتی که بعد از آنها یکی از حروف دیگر باشد. لکن رعایت هیچیک از این موارد واجب نیست حتی ادغام در (یرملون).
۲- رعایت محسّنات قرائت که علماء تجوید ذکر کردهاند مثل (اماله، اشباع، تفخیم، ترقیق، شدّ ت، رخوت، استعلا) و امثال آن در نماز، واجب نیست اگر چه رعایت کردن آنها بهتر است.
۳- در تکبیرة الاحرام نماز، احتیاط آن است که (لام) و (راء) را با تفخیم ادا شودند، هر چند بنابر اقوی ترک تفخیم جایز است.
۴- سزاوار است کلمات قرائت را متمایز و جدای از یکدیگر بخواند و به نحوی قرائت نکند که از بین دو کلمه، کلمه مهملی (بی معنایی) متولد شود؛ مثلاً در (الحمدُلِلّه) لفظ (دُلل) و در (لِلّه ربّ) لفظ (هِرَب) و در (مالک یوم الدین) لفظ (کِیَو) و در (ایّاک نعبد) لفظ (کَنَع) و در (ایاک نستعین) لفظ (کَنَس) و در (انعمت علیهم) لفظ (تَعَ) و در (مغضوب علیهم) لفظ (بِعَ) متولّد شود.
۵- اگر در (قل هوالله احد) بر (احد) وقف نکرد احوط آن است که در حال وصل تنوین را حذف نکند و (اَحَدُاللّه الصَّمد) به حذف تنوین[۹۳]نخواند، بلکه بگوید (اَحَد نِ الله الصَّمد) به کسر نون تنوین و بنابراین فرض سزاوار است لام (اللّه) را ترقیق کند؛ بنابروجه اول سزاوار بود لام (اللّه) را تفخیم کند، چنانچه قاعده کلّی در لام چنین است که اگر حرف قبل از آن مفتوح یا مضموم باشد لام را تفخیم و اگر مکسور باشد ترقیق کنند. [۹۴]
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره).
۶- س: آخر بعضی از کلمات مکسوراست آیا میتوانیم در نماز آنها را به صورتی اشباع کنیم که صدای یاء تولید شود مثلاً (مغضوب) را (مغضوبی) بخوانیم.
ج: باید به کسره خوانده شود و اگر کمی اشباع شود بدون تبدیل به یاء مانع ندارد.
۷- س: در بعضی از کلمات نماز مانند: (عَلَیهِم)، (عَلَینا)، (غیر) و (لَیلَة)، حرف ماقبل یاء مفتوح است ولی عدهای از افراد حتی بعضی از عربها حرف ماقبل یاء را به صورت مکسور میخوانند مانند: (عَلِیهم) و (غِیر) در صورتی که در زبان عرب، یاء ماقبل مکسور را به صورت اشباع باید خواند و این چنین تلفظی از نظر لغت صحیح نیست، به هر حال منتظر نظر شریف حضرتعالی هستیم.
ج: باید به فتحه خوانده شود و چنانچه به نحوی بخواند که نزد عرف عرب صحیح باشد اشکال ندارد.
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۸- س: کلماتی مانند (یَوم) و (فَوق) و (فِرعَون) در قرآن و غیر قرآن مثل ادعیه هست که بعضی به ضَمّه - البته بدون اشباع - میخوانند حال اگر در حال نماز باشد مثل این که: (مالک یوم الدین) را این طور بخوانند آیا موجب بطلان میشود یا نه.
ج: صحت آن بدون اشباع بعید نیست اگر چه فتحه کاملاً ظاهر نشده، لکن چنانچه فتحه را کاملاً اظهار کنند اَوفقِ به قواعد و اَحسن است ولی با اشباع، غلط است.
قرائت قرآن در اذان و اقامه
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۱- س: (آیا) در بین اذان و اقامه جایز است فصل به کلمات آدمی و بعضی از دعاها یا عباراتی مثل اینکه بین دو (حَیَّ عَلی الصلوة) بگوید: (اِنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر) یا نمیشود و فقط همین عبارات اذان و اقامه را باید گفت.
ج: فصل بین اذان واقامه به کلمات آدمی، ننماید و قرآن یا دعا اگر طولانی نشود مضّر نیست لکن به قصد ورود نخوانند.
قرائت در حجّ
الف) قرائت قرآن در طواف.
۱- قرائت قرآن، دعا و ذکر خدای متعال در هنگام طواف مستحب است.
ب) صحیح بودن قرائت در حج.
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره).
۲- س: آیا به کسی که قرائت نماز او صحیح نیست ولی در مقام اصلاح است میشود نیابت حج واگذار کرد.
ج: اگر در وقت عمل قرائت خود را درست کند و صحیح بخواند مانع ندارد.
استفتایی از آیت الله العظمی اراکی (ره).
۳- س: (در مناسک حجّ) تکلیف کسی که قرائت او صحیح نیست چنانچه در تصحیح نکردن قرائت مقصر باشد چیست.
ج: در تصحیح کردن قرائت نباید کوتاهی کند و در مقام تصحیح قرائت خود بر آید و تا مادامی که قرائت او درست نشده نماز را به همان قسم که میتواند، بخواند و احتیاطاً نایب هم بگیرد و اگر میتواند به جماعت هم بخواند.
استفتاهایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۴- س: شخصی که قرائت و یا اذکار واجب نمازش صحیح نیست آیا جایز است که نیابت حجّ را قبول نماید و بعد از اینکه خودش نماز طواف را خواند دیگری را نیز نایب کند یا نه و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسئله بوده و چنین کاری کرده تکلیفش چیست.
ج: استیجار چنین شخصی خلاف احتیاط است و در فرض بعد هم احوط این است که از مستأجر استرضا کند و یا وجه را مسترد دارد.
۵- س: آیا کسی که قرائت نماز او و همچنین اعراب تلبیه او صحیح نیست میتواند به نیابت دیگری حج به جا آورد یا نه و به فرض عدم جواز، آیا میتواند اجیر شود ولکن شرط کند برای نماز و تلبیه، کسی را اجیر نماید یا این که تحت نظر معلم تلبیه بگوید یا نه.
ج: در فرض سؤال اگر با تلقین معلم بتواند صحیح بخواند نیابت او جایز است و در غیر این صورت، محل اشکال است.
حفظ نمودن قرآن
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۱- س: حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی چون این جانب سیدعبدالرضا ... موفق به حفظ تمام قرآن مجید شدهام و مدت سه سال تمام است که از تشویق حضرت مستطاب عالی بهرهمند هستم بعد از تشکر ... برای تشویق سایر طلاب مقتضی است کتباً هم حقیر را بدست خط شریف تشویق فرمائید. ج: موفقیت جنابعالی در حفظ تمام قرآن مجید موجب خوشوقتی و کمال تقدیر است انشاء الله تعالی، با تلاوت مکرّر آن نمیگذارید فراموشتان شود، امیدوارم خداوند متعال همانطور که توفیق حفظ متن قرآن را به شما عطا فرموده توفیق فراگرفتن معارف و علوم قرآن مجید را به شما عنایت فرماید.
استفتایی از دفتر آیت الله العظمی اراکی (ره).
۲- س: حفظ کردن قرآن کریم و فراموش کردن آن از نظر فقهی چه حکمی دارد.
ج: اگر منظور حرمت فراموش کردن است ثابت نیست.
احادیثی درباب حفظ نمودن قرآن کریم:.
عن علی (علیه السلام):.
اقرأوا القرآنَ وَ استظهرَوهُ، فَاِنَّ اللّه تعالی لا یُعذّب قلباً وَعَی القرآن.
و قال (علیه السلام): مَن استظهَر القرآنَ و حَفِظَه و اَحلّ حَلاله، وَ حَرَّمَ حَرامه، أَدخَلَه اللّهُ به الجنّة وَ شَفّعَه فی عَشرة مِن اَهلِ بَیتِه، کُلّهُم قَد وَجَبَ لَهُ النارُ[۹۵]
از علی (علیه السلام) نقل است که فرمود:.
(قرآن بخوانید و آن را از حفظ کنید، همانا خداوند متعال، قلبی را که حافظ و دربرگیرنده قرآن باشد عذاب نمیکند) و حضرت فرمود:(کسی که قرآن را از حفظ کند وآن را نگاه دارد و حلال آن را حلال و حرامش را حرام شمارد، خداوند به واسطه این عمل او را در بهشت وارد نموده و او را شفیع ده تن از خانواده اش که آتش بر همه آنها واجب بوده میگرداند).
عن ابی عبدالله (علیه السلام): اِنَّ الذی یعالج القرآن و یَحفَظُهُ بمَشِِقّةٍ منه و قِلَّةِ حفظٍ لَهُ اَجران [۹۶]
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:(به راستی آن کس که با قرآن همدم است و آنر ا به مشقت حفظ میکند آجر مضاعف دارد).
عن ابی عبدالله (علیه السلام): مَن نَسِیَ سورة من القرآن مُثِّلَت لَهُ فی صورة حسنة و دَرَجَة رفیعة فی الجنّة. فاذا رَآها قالَ: ما اَنتَ ما اَحسَنَکَ لَیتَکَ لی فیقول: أمَا تَعرِفُنی أنا سورة کذا و کذا وَ لَولَم تَنسَنی رَفَعتُکَ الی هذا [۹۷]
از امام صادق (علیه السلام) نقل است که:(هر کس سورهای از قرآن را فراموش کند، آن سوره برای او در صورتی زیبا و درجهای بلند در بهشت نمودار میشود و چون شخص آن را ببیند گوید توکیستی و چقدر زیبایی ای کاش از آن من بودی! او در پاسخ گوید: آیا تو مرا نمیشناسی من فلان سورهام و اگر مرا فراموش نکرده بودی تو را به این مقام بالا میآوردم).
قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان و مجالس عزا و قرائت به زبان عربی.
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره).
۱- س: این جانب میتوانم عربی بخوانم، ولی معنای آن را درک نمیکنم ولی انگلیسی را به خوبی متوجه میشوم؛ بر اساس حدیث نبوی که هر کس یک آیه از قرآن در ماه رمضان بخواند مانند مطالعه تمامی قرآن است؛ آیا اگر به انگلیسی هم خوانده شود همینطور است اگر کسی قرآن را به عربی بخواند و معنی آن را نفهمد باز هم ثواب خواهد داشت.
ج: ثواب قرائت منوط به درک معنای آن نیست؛ اگر چه خوب است سعی شود تا معنی آن را درک نماید تا از ارشاد و علوم آن بهرهمند گردد.
۲- س: آیا میتوان اعمال شب قدر را به زبان غیر عربی انجام داد.
ج: مانعی ندارد؛ ولی قرائت سور و آیات قرآن و ادعیه ماثوره به نیت تحصیل ثواب مخصوص منوط به قرائت متن عربی است.
۳- س: عدهای با خواندن زیارت و دعا و شرکت در مجالس عزاداری مخالفت میکنند و میگویند قرآن خواندن در صورت نفهمیدن معانی آیات فایدهای ندارد و با خواندن قرآن در مجالس ترحیم نیز مخالفت مینمایند نظر امام چیست.
ج: خواندن زیارات، ادعیه ماثوره و عزاداری برای سیدمظلومان و صلوات بر پیغمبر وآل، از افضل قربات و آدم ساز است و قرائت قرآن از مستحبات و اهدای آن به اموات موجب مثوبت است.
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۴- س: به نظر حضرت عالی چرا نماز را حتماً به عربی صحیح باید خواند، ولی نیت آن را به هر زبانی میتوان گفت.
ج: نیت امری است قلبی و به زبان آوردن آن لازم نیست و قرائت و اذکار به حکم خدا و رسول باید به همان الفاظ مخصوصه عربی خوانده شود.
شخص روزه دار و غلط خواندن قرآن
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره).
۱- س: اگر کسی در ماه مبارک رمضان آیه قرآن و یا حدیثی را که میخواهد از قول امام معصوم نقل کند غلط بخواند وقصدش این بوده صحیح بخواند لیکن در ضمن این که میخواند متوجه میشود دارد غلط میخواند آیا وقتی که فهمید دارد غلط میخواند اگر ادامه بدهد روزه اش باطل میشود یا نه و در صورتی که متوجه روزه اش نباشد حکم روزه اش چیست.
ج: اگر غلط خواندن موجب تغییر معنی شود و آن معنی غلط را بخواهد نسبت به خدا ورسول دهد، حرام است و موجب بطلان روزه میشود.
استفتاهایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
۲- س: غلط خواندن قرآن در ماه مبارک رمضان روزه را باطل میکند یا خیر.
ج: روزه را باطل نمیکند.
۳- س: اگر شخص روزه داری قرآن را غلط درس دهد و عدهای از روزه داران نیز کلام او را گوش دهند آیا روزه او و کسانی که گوش میدهند باطل میشود یا نه.
ج: اما قاری قرآن، اگر خبر دهد که آنچه را میخواند قرآن است و از روی عمد وعلم غلط قرائت کند روزه اش باطل میشود و اما اگر غلط بخواند بدون اینکه خبر دهد قرآن است پس بطلان روزه او محل اشکال است و احتیاطاً چنین قرائتی را ترک کند و اما اگر به گمان صحّت، غلط بخواند پس روزه اش باطل نمیشود، و اما مستمعین، روزه شان باطل نمیشود، مگرآنکه خبر دهند به این که آنچه خوانده میشود قرآن است با این که علم دارند غلط است. .
غنا در قرائت
۱- انجام دادن و شنیدن غنا و کسب کردن با آن حرام است وغنا تنها زیبا کردن صدا نیست بلکه عبارت است از کشیدن و برگرداندن صدا با کیفیت خاصی که طرب آور و مناسب مجالس لهو و محافل طرب و آلات لهو و ادوات موسیقی باشد، و فرقی نیست که آن را در کلام حق مانند قرائت قرآن، دعا و مرثیه به کارگیرند یا در غیر آن، چون شعر یا نثر؛ بلکه اگر آن را در چیزی که خداوند متعال به آن اطاعت میشود به کار گیرند عقابش مضاعف است.
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره).
۲- س: خواندن آیات قرآن به صورت سرود و آهنگ دار جایز است یا نه.
ج: اگر مطرب باشد جایز نیست.
احادیث غنا در قرائت
از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود:.
اقرءوا القرآن بِاَلحانِ العَرَبِ و اَصواتِها وَ اِیّاکُم وَ لُحُونَ اَهل الفسق وَ اَهلِ الکبائرِ فَاِنّهُ سَیَجییء بَعدی اقوام یُرَجعّونَ القرآنَ تَرجیعَ الغِناءِ و النَّوح و الرُهبانیّة، لا یَجوُزُ تَرقیهم، قُلوبُهُم مَقلوبة و قلوبُ مَن یُعجبُهُ شانُهم[۹۸]
(قرآن را با لحنها و آواز عرب بخوانید واز لحن فاسقان و گنهکاران دوری کنید، زیرا پس از من مردمانی بیایند که قرآن رادر گلو بچرخانند، مانند خوانندگی، نوحه خوانی و خواندن کشیشان که چنین قرائتی از گلوی آنها نگذرد (و مقبول درگاه خدواند واقع نگردد)؛ دلهای آنها و هر کس که از خواندن ایشان خوشش آید وارونه است).
زن و قرائت قرآن
۱- اقوی آن است که شنیدن صدای زن بیگانه مادامی که با تلذّذ و ریبه نباشد جایز است و همچنین برای زن جایز است - در صورتی که ترس از فتنه نباشد - صدایش را به گوش مردان بیگانه برساند، اگر چه احوط در غیر مقام ضرورت ترک آن است خصوصاً اگر زن جوان باشد، و عدهای از علما، شنیدن و شنواندن را حرام دانستهاند ولی این قول ضعیف است، البته بر زن حرام است که با مردان با کیفت هیجان انگیز و نازک نمودن گفتار و نرم نمودن سخن و زیبا کردن صدا صحبت کند زیرا کسی که در قلبش مرض است طمع میکند.
۲- س: هنگامی که در مراسم صبحگاهی مدرسه، یکی از خواهران قرآن را با صوت تلاوت میکند دبیران مرد صدای وی را میشنوند آیا بطور کلی تلاوت قرآن در صورت شنیدن نامحرم توسط خواهران گناه است.
ج: اشکال ندارد مگر آنکه موجب تحریک و مفسده باشد.
استفتاهایی از آیت اللّه العظمی گلپایگانی (ره).
۳- س: شخصی میمیرد مجلس عزای مردانه و زنانه در یک حیاط تشکیل میشود اگر زنی با سواد در مجلس زنانه، قرآن، روضه، مصیبت و نوحه بخواند بطوری که مردهایی که آن جا هستند صدای او را بشنوند چه صورت دارد.
ج: با این که خداوند متعال میفرماید: (فَاسئَلوهُنَّ مِن وراء حجاب) خوب است که مجلس زنانه طوری باشد که کاملاً مراعات عفت شود.
۴- س: آیا زن اجنبیه میتواند قرائت نماز و احکام دینی و مسائل واجبه اش را نزد مرد عالمی فراگیرد و در این قبیل موارد هم، اذن شوهر، شرط است یا خیر.
ج: یاد گرفتن مسائل مورد ابتلاء و حاجت بر زن و مرد هر دو واجب است و اذن شوهر در صورتی لازم است که یاد گرفتن مسائل متوقف بر خروج از خانه نباشد به این که در خانه نیز تعلم امکان داشته باشد و فراگرفتن آن از مرد اجنبی در صورتی جایز است که معرض فساد و گناه نباشد.
۵- س:آیا مرد میتواند در یک جلسهای که گروهی از بانوان و دختران مسلمان هستند قرآن را تعلیم کند و همچنین خود استاد که با صوت، قرآن را میخواند در موقع پس گرفتن درس آیا بانوان و دختران میتوانند با صوت، قرآن را برای این استاد بخوانند تا این که اشکالات آنها را از لحاظ اعراب و قواعد تجوید برطرف کند و یا اینکه خواندن خانمها و دختران با صوت اشکال شرعی دارد.
ج: چنانچه تعلیم قرآن مجید مستلزم ارتکاب محرَّم نباشد اشکال ندارد ولی بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صدا نخوانند و همچنین با صدا خواندن مرد چنانچه موجب تلذّذ بانوان باشد اشکال دارد؛ خوب است معلم بانوان زن باشد تا موجب ارتکاب خلاف شرع نشود و ارتکاب خلاف شرع به عنوان تعلیم قرآن خلاف شرع دیگر است. .
فصل سوم: مستحبات و مکروهات
بخش اول: مستحبات
الف) مستحبات قرائت در نماز
۱) گفتن اِستعاذه در رکعت اول، پیش از قرائت، به اینکه بگوید (اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الَّرجیمِ) یا بگوید (اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشیطانِ الرّجیمِ) و سزاوار است آهسته گفته شود.
۲) بلند گفتن (بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرّحیمِ) در نمازهای اِخفاتی، و همچنین در دو رکعت اخیر[۹۹]، در صورتی که سوره حمد را بخواند، اما در نماز جهریة بلند گفتن آن (بر مرد) واجب است.
۳) ترتیل، یعنی تأنی در قرائت و ظاهرکردن حروف، به نحوی که شنونده بتواند آنها را بشمارد.
۴) قرائت با صدای خوش و نیکوکردن صوت بدون غنا.
۵) وقف کردن بر فواصل آیات.
۶) ملاحظه کردن معانی آنچه را که میخواند و مُتّعِظ شدن (پند گرفتن) به آنها.
۷) طلب نمودن نعمت از خداوند منان هنگام تلاوت آیهای که در آن ذکر نعمتی است؛ و پناه بردن به خداوند متعال هنگام تلاوت آیهای که در آن ذکر عذابی شده است.
۸) سکوت کردن بین حمد وسوره (به مقدار کم) و همچنین بعد از فراغت از سوره و پیش از قنوت یا تکبیر رکوع.
۹) گفتن دومرتبه یا سه مرتبه (کذلکَ اللّهُ ربّی) یا (کذلک اللّهُ ربُّنا) بعد از فراغ از سوره (قل هوالله احد).
۱۰) گفتن (الحمدللّه ربِ العالیمن) بعد از قرائت سوره حمد توسط مأموم در نمازجماعت و همچنین در نماز فرادی.
احادیث مستحبات قرائت قرآن
در احادیث و آیات کریمه نیز به رعایت برخی امور در هنگام قرائت قرآن کریم تأکید و ترغیب شده است که در این جا به ذکر برخی از این موارد میپردازیم.
۱- گفتن اِستعاذه.
در آیه ۹۸ سوره نحل چنین آمده است:(فاذا قَرَأتَ القرآن فاَستَعِذ باللّه من الشیطان الرّجیم؛ هرگاه به قرائت قرآن مشغول میشوی از شیطان رجیم به خدا پناه ببر).
عن الحلبی عن ابی عبدالله (ع): قال: سَألتُهُ عَنِ التَعوُّذِ مِنَ الشیطانِ عِندَ کُلِّ سُورة تَفتَحُها فَقال نَعَم، فَتَعوَّذ باللّهِ مِنَ الشَیطانِ الرّجیم اَخبَثُ الشیاطین. [۱۰۰]
از حلبی نقل شده است که از امام صادق (ع) سئوال کردم از تعّوذِ (پناه بردن) از شیطان هنگام شروع هر سورهای؛ پس حضرت (ع) فرمودند:(آری، پس پناه ببر به خدا از شیطان رجیم (رانده شده) که پلیدترین شیاطین است).
۲- ترتیل.
در آیه ۴سوره مُزّمّل چنین آمده: (و رتِّلِ القرآن ترتیلاً؛ قرآن را با ترتیل، قرائت کن).
و حدیث ذیل، مراد از ترتیل در این آیه را چنین بیان نموده: (فی قوله تعالی و رتِّلِ القرآن...) قال علی (ع): (بَیِّنهُ تِبیاناً وَلا تَهُذُّه هَذَّ الشِعرِ ولاتَنثُرهُ نَثرَ الرَّملِ ولکنِ افزَعُوا قُلُوبَکُمُ القاسِیَةَ وَلایَکُن هَمُّ أحَدِکُم آخِرَ السّورَة[۱۰۱] یعنی آن را نیکو بیان کن و کلماتش را روشن ادا نما و چون شعر، آن را شتابان مخوان و چون ریگ پراکنده اش مساز؛ بلکه دلهای سخت خود را با آن به هراس اندازید و فقط همت خویش را مصروف آن ندارید که سورهای را به پایان رسانید.
۳- قرائت با صدای خوش.
عن النبی (ص): (زیّنوا القرآن باصواتِکم [۱۰۲]) قر آن را با صداهایتان زینت دهید.
سئل النبی (ص):(ایّ الناس احسن صوتاً بالقرآن قال (ص): مَن اِذا سَمِعتَ قِراءَتَهُ رَأیتَ اَنّه یَخشیَ اللّهَ)[۱۰۳]
از پیامبر اکرم (ص) سئوال شد: (خوش صداترین مردم در قرائتِ قرآن چه کسی است) حضرت فرموند: (کسی که وقتی قرائتش را بشنوی او را ترسان از خدا بیآبی).
۴- وقف کردن بر فواصل آیات.
عن ام سلمة انهّا قالت: (کان رسول الله (ص) یُقَطَّع قِراءَتَه آیتً آیتً)[۱۰۴]
از ام سلمه نقل شده که گفت: (رسول خدا (ص) قرائتش را در ابتدای هرآیه قطع میکرد).
۵- تدبُّر در آیات.
عن علی (ع): (اَلا، لاخَیرَ فی قراءَة لَیسَ فیها تَدَبُّر، اَلا، لا خَیرَ فی عِبادة لَیسَ فیها تَفَقُّه)[۱۰۵]
از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده که:(آگاه باشید که در قرائت بی تدبّر خیری نیست و آگاه باشید که در عبادت بدون تفقه خیری نیست).
۶- طلب کردن نعمت هنگام قرائت آیاتی که در آن ذکر نعمتی شده و پناه بردن به خداوند هنگام قرائت آیات عذاب.
عن ابی عبدالله (ع):(یَنبَغی لِمَن یقرأُ القرآنَ اِذامَرَّ بآیت مِنَ القرانِ فیها مَسألة اَو تَخویف، اَن یَسأَلَ اللّهَ عِندَ ذلک ما یَرجو، و یسأَلَه العافیةَ مِن النار و من العذابِ)[۱۰۶]
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:(برای آن کس که قرائت قرآن میکند شایسته است هرگاه به آیهای از قرآن رسید که درآن درخواستی و یا بیم دادنی وجود دارد، از خداوند درخواست خود را طلب کند و سلامت و عافیت از آتش و عذاب الهی را مسألت نماید).
۷- خشوع و حزن در قرائت.
عن الصادق (ع): (إقْرءُوا القرآنَ بالحُزنِ فَاِنّه نَزَلَ بالحُزن)[۱۰۷].
(قرآن را با لحنی حزین تلاوت کنید زیرا که قرآن با حزن نازل شده است).
۸- مسواک زدن و پاکیزگی دهان.
عن النبی (ص): (إنّ اَفواهَکُم طرق القرآن فَطَیبّوها بِالسواک)[۱۰۸]
از پیامبر (ص) نقل شده که: (دهانهای شما راههای قرآنند، پس آنها را با مسواک، پاکیزه نمایید.
۹- قرائت از روی مصحف و نگاه کردن به خط قرآن.
من اسحاق بن عمار، عن ابی عبدالله (ع) قال: قلت له: (جُعِلتُ فِداکَ اِنّی اَحفَظُ القرآنَ علی ظهرِ قلبی، فَاَقَرأه علی ظهرِ قلبی اَفضل، اَو أنظُر فی المُصحف) قال: فقل لی: (بَلِ اقرَأهُ و انظُر فی المُصَحف فَهُوَ افضَل، أما عَلِمتَ اَنَّ النَّظَرَ فِی المَصحَف عِبادَة)[۱۰۹]
اسحاق بن عمار به حضرت امام صادق (ع) عرض کرد: (فدایت شوم من قرآنی را از حفظ دارم، اگر آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی قرآن) حضرت (ع) فرمود: (البته در قرآن نظرکنی و بخوانی بهتر است، آیا نمی دانی که نگاه کردن در قرآن خود عبادت است).
۱۰- بسیار تلاوت قرآن نمودن.
عن علی (ع) قال: قال رسول الله (ص): (عَلَیکم بتَعَلُّم القٍرآن وکثَرة تِلاوته...)[۱۱۰]
حضرت علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل نمود: (بر شما باد آموختن قرآن و بسیار تلاوت کردن آن).
عن ابی جعفر (ع) (... انما شیعة علی (ع)... صلاتهم کثیرة و دعاؤهم، کثیر تلاوتهم کتابَ الله)[۱۱۱]
حضرت امام محمدباقر (ع) در بیان صفات شیعیان امیرمؤمنان علی (ع) پس از ایراد جملاتی چنین میگویند: (... آنان بسیار نماز بپا داشته و دعا میکنند و کتاب خدا را زیاد تلاوت میکنند).
۱۱- حفظ نمودن قرآن.
عن علی (ع): (إقرءُوا القُرآنَ، وَاستَظهِروُهُ، فَاِنَّ اللّهَ تعالی لایُعَذّبُ قَلباً وَعَی القرآن)[۱۱۲]
از حضرت علی (ع) نقل است که فرمود: (قرآن بخوانید و آن را حفظ کنید همانا خداوند متعال قلبی که قرآن را در خود جای داده باشد عذاب نمیکند).
ب) سورههایی که مستحب است در نماز خوانده شود
در نمازهای یومیه
- در نماز صبح، مستحب است قرائت سوره (نبأ) یا (دهر) یا (غاشیه) یا (قیامت) و امثال آن.
- درنماز ظهر و عشاء، مستحب است قرائت سوره (اَعلی) یا (شمس) و امثال آن.
- در نماز عصر و مغرب، مستحب است قرائت سوره (نصر) یا (تکاثر).
- در نماز صبح روز جمعه، مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و (منافقون) در رکعت دوم، یا سوره (جمعه) در رکعت اول و (توحید) در رکعت دوم.
- در نماز صبح روز جمعه، مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و (منافقون) در رکعت دوم.
- در نماز مغرب و عشاء شب جمعه، مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و سوره (اعلی) در رکعت دوم یا در رکعت دوم مغرب (توحید) و در دوم عِشاء (منافقون).
- در نماز صبح روز دوشنبه و پنجشنبه مستحب است قرائت سوره (دهر) در رکعت اول و (غاشیه) در رکعت دوم.
- قرائت سوره (قدر) در رکعت اول، و (توحید) در رکعت دوم، در هر نمازی مستحب است.
در نماز جمعه
مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و (منافقون) در رکعت دوم.
در نماز آیات
مستحب است قرائت سورههای بزرگ مانند (یس)، (روم)، (کهف) و مانند آن.
۴- در نماز عیدقربان و عیدفطر:.
مستحب است قرائت سوره (شمس) در رکعت اول و (غاشیه) در رکعت دوم، یا سوره (اعلی) در رکعت اول و (شمس) در رکعت دوم.
در نماز استسقاء
مستحب است قرائت سورههایی که در نماز عیدفطر و قربان مستحب است.
در نماز جعفرطیّار
مستحب است قرائت سوره (زلزال) در رکعت اول و (عادیات) در رکعت دوم، سوره (نصر) در رکعت سوم و (توحید) در رکعت چهارم.
==== ج) موارد استحباب خواندن یا نوشتن قرآن کریم ====[۱۱۳]
۱- درحال وضو.
خواندنِ سوره (قدر) مستحب است؛ و پس از وضوخواندن (آیتالکرسی).
۲- در تعقیبات نماز.
بعد از فراغت از نماز، حتی نماز مستحبی خواندن تعقیبات مستحب است؛ و بر استحباب آن بعد از نماز واجب، خصوصاً نمازصبح، تأکید بیشتری شده؛ و مقصود از تعقیبات آن است که مشغول دعا، ذکر، قرائت قرآن، و مانند اینها شود.
۳- در هنگام طواف.
قرائت قرآن و دعا و ذکر خدای متعال مستحب است.
۴- در اوقات نماز برای حائض.
مستحب است وضو بگیرد و رو به قبله مشغول قرائت قرآن، ذکر و... شود.
۵- نزد مریض.
از جمله آداب عیادت مریض آن است که سوره (حمد) را هفتاد بار، یا چهل بار یا هفت بار یا یک بار بر مریض بخوانند.
۶- نزد محتضر.
خواندن این سورهها و آیات، نزد محتضر مستحب است: ۱- سورههای (یس) و (صافات) به جهت زودتر راحت شدن محتضر. ۲- آیتالکرسی تا (هُم فیها خالِدونَ) ۳- آیه سخره (ان رَبَکُمُ اللّهُ الّذی خَلَقَ السَماواتِ وَالاَرضِ...)[۱۱۴]و سه آیه آخر سوره بقره یعنی از (للّه ما فی السماواتِ والارضِ ...) تا آخر سوره. ۴- سوره (احزاب) ۵- بلکه قرائت مطلق قرآن مستحب است.
۷- نوشتن قرآن برکفن.
نوشتن تمام قرآن برکفن مستحب است و بهتر است برای مصون ماندن از تلویث و آلودگی، قرآن و دعاها را بر وَصله یا پارچهای جداگانه بنویسند و در بالای سر، یا سینه میت بگذارند.
۸ - هنگام گذاردن میت در لحد.
مستحب است بگوید:(بسم اللهِ و باللّهِ وعلی ملّةِ رسولِ اللّه)؛ و سپس سوره (حمد) و (آیتالکرسی) و سوره (فلق) و (ناس) و (توحید) را بخواند و بگوید: (اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشیطان الرّجیم).
۹- هنگام زیارت قبور مؤمنین.
مستحب است قرائت قرآن و طلب رحمت و مغفرت برای آنان و مستحب است زائر دست خود را بر قبر گذارد و رو به قبله نموده، هفت بار سوره (قدر) را بخواند؛ و مستحب است قرائت سوره (یس) و نیز هریک از سورههای (حمد)، (ناس)، (فلق) و همچنین (آیتالکرسی) را سه مرتبه خواندن و بهتر آن است که در حال نشسته و رو به قبله باشد، هرچند در حال ایستاده نیز جایز است.
۱۰- هرگاه مردگان را یاد کردند.
مستحب است آیه (انالله وانّا الیه راجعون) را بخوانند. .
بخش دوم: مکروهات
الف) مکروهات قرائت در نماز عبارتند از
۱- ترک سوره توحید، در تمام فرایض پنجگانه.
۲- خواندن سوره توحید به یک نفس، و همچنین قرائت حمد و سوره به یک نفس. (و بعید نیست که قرائت حمد نیز به یک نفس مکروه باشد. [۱۱۵]
۳- خواندن یک سوره در هر دو رکعت یک نماز، مگر سوره توحید.
۴- خواندن دو سوره یا بیشتر در هر رکعت از نماز واجب، و احوط ترک آن است. [۱۱۶]
۵- خواندن قرآن در رکوع و سجود.
۶- نگاه کردن به خط قرآن در حال نماز.
۷- نماز خواندن در مقابل قرآن باز.
ب) موارد کراهت خواندن قرآن
۱- برجنب: مکروه است خواندن بیش از هفت آیه از سورههایی که سجده واجب ندارند، و خواندن بیش از هفتاد آیه کراهتش بیشتر است.
۲- برحائض: مکروه است خواندن قرآن اگر چه کمتر از هفت آیه باشد.
۳- بر نفساء: مکروه است خواندن قرآن اگر چه کمتر از هفت آیه باشد.
بعضی مکروهات درارتباط با قرآن.
۱- بر اشخاص زیر همراه داشتن یا (به گردن) آویزان کردنِ قرآن و مس جلد، اوراق و بین سطرهای قرآن مکروه است:.
۱) بی وضو.
۲) جُنُب.
۳) حائض.
۴) نفساء.
۲- به همراه داشتن انگشتری که اسم خدا یا قرآن برآن باشد در حال جماع مکروه است.
بعضی مکروهات دیگر در ارتباط با قرآن
احادیث بحث مکروهات.
عن علیّ (ع)، قال:(سَبعَة لایَقرَؤوُن القرآنَ: الراکعُ و الساجِدُ وَ فی الکَنیفِ، وَ فی الحَّمام و الجُنُب و النُفَساء، وَ الحائض)[۱۱۷]
از امیرمؤمنان علی (ع) نقل شده است که: (هفت گروه قرآن نخوانند، آن کس که: درحال رکوع است، در حال سجده است، درمستراح، درحمام، شخص جُنُب، نفساء و حائض.
نَهی علی (ع) عَن قِراءَةِ القُرآنِ عُریاناً.[۱۱۸]حضرت علی (ع) از تلاوت قرآن درحال برهنگی نهی نمود.
عن ابی عبداللّه (ع) قال: (ثَلاثَة یَشکُونَ الَی اللّه عَزّوجَلّ: (مَسجدُ خَراب لایُصلّی فیهِ اَهلُه، و عالمُ بَین جُهّال، و مُصحف مُعَلَّق قَد وَقَعَ عَلیهِ الغُبارُ لایُقرأ فیهِ)[۱۱۹]
از امام صادق (ع) نقل شده است که: (سه گروه به خداوند عزّوجلّ شکایت میکنند:.
۱- مسجد خرابی که اطرافیانش در آن نماز نخوانند.
۲- عالمی که بین نادانها بوده باشد.
۳- قرآن کریمی که گَرد و غبار روی آن را گرفته و خوانده نشود).
عن ابی عبدالله (ع)، قال: (مَن مَضی به یوم واحد صَلّی فیهِ خَمسُ صَلَوات، لَم یَقرأ فیها (قل هو اللّهُ اَحَد) قیل لَهُ: یا عَبدَاللّه لَستَ مِنَ المُصلّینَ)
از امام صادق (ع) نقل شده است که: (هرکس یک شبانه روز بر او بگذرد و پنج نماز بخواند و سوره مبارکه توحید را در هیچیک از آنها نخواند، به او گفته میشود:(ای بنده خدا تو از نمازگزاران نیستی).
فصل چهارم: تعلیم و تعلم قران
سپردن کودک برای یادگیری قرآن
۱- بر ولیّ کودک جایز است که او را به شخص امینی بسپارد تا صنعت، قرائت، خط، حساب، علوم عربی و غیراینها، از علومی که برای دین و دنیایش مفید است به او تعلیم دهد و بر معلم لازم است بچه را از فساد اخلاق حفظ کند، تا چه رسد از آنچه که برای عقایدش ضرر دارد.
(در رابطه با تعلم بانوان نزد استاد مرد، به استفتائاتی از آیتالله گلپایگانی در پایان بحث (بانوان و قرائت قرآن) و در رابطه با دست بی وضو گذاردن اطفال بر خطوط قرآن به مسائل ۳۲–۱۷ بحث (قرآن و شخص بی وضو) مراجعه شود).
احادیثی در باب یاد دادن قرآن به کودک
... عن معاذ قال: سمعتُ رسول اللّه (ص) یقول: (ما مِن رجل عُلّم ولده القرآن الا تَوَّج اللّه ابَوَیه یوم القیامة بتاجِ المَلِک و کُسِیا حُلَّتَین لَم یَرَالناسُ مثلَهُما)[۱۲۰]
شیخ طبرسی در کتاب مجمع البیان از معاذ نقل میکند، که گفت: (شنیدم از رسول خدا (ص) که میفرمود: (هیچ مردی نیست که به فرزندش قرآن آموخته شود، مگر آن که خداوند، روز قیامت پدر و مادر آن فرزند را به تاج فرشتگان مفتخر گرداند و دو زیور از زیورهای بهشتی که مردمان هرگز مثل آن را ندیدهاند بر اندام آنها میپوشاند).
عن النبی (ص) اَنّه قال: (اذا قال المعلم للصبی: قل (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم) فقال االصّبی: (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم)، کتب اللّه برائةً للصّبی و براءةً للمعلّم)[۱۲۱]
از پیامبراکرم (ص) نقل شده است که فرمود: (هنگامی که معلم به بچهای خطاب کند که بگو:(بسم اللّه الرّحمن الرّحیم) و بچه بگوید (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم)، خداوند تعالی برائت (از آتش جهنم) را برای فرزند، پدر و مادر و معلمش خواهد نوشت).
عن علی (ع) اَنّه قال: (حقّ الولد علی الوالد اَن یحسّن ادبه و یعلّمه القرآن)[۱۲۲]
از امیرمؤمنان علی (ع) نقل شده که فرمود: حقِ فرزند بر پدر آن است که فرزند را نیکو ادب کند و به او قرآن بیاموزد.
گرفتن اجرت برای خواندن، نوشتن و تعلیم قرآن
۱- اجرت گرفتن برای به جا آوردن واجبات عینی (مثل نمازهای یومیه) حرام است (بلکه بنا بر احتیاط، حکم واجبات کفایی نیز چنین است، مثل: غسل و کفن و دفن میت)[۱۲۳]و از جمله واجبات بر انسان، تعلیم مسائل حلال و حرام است؛ پس جایز نمیباشد اجرت گرفتن بر آن؛ و اما اجرت گرفتن جهت تعلیم قرآن و غیر آن، مانند نوشتن و خواندنِ خط و جز آن اشکالی ندارد.
۲- اگر کسی را برای ختم قرآن اجیر کنند، چنانچه با او شرط کنند که قرآن را به ترتیب بخواند، عمل به شرط بر او لازم است، والّا بر اجیر واجب نیست که قرآن را به ترتیب بخواند، یعنی از سوره (حمد) شروع کرده و به سوره (ناس) ختم کند؛ بلکه جایز است سورهها و حتی آیات را بر خلاف ترتیب بخواند.[۱۲۴] (مگر آن که متعارف در ختم قرآن، موجب انصرافِ به ترتیب خواندن باشد، همانطور که ظاهراً نیز چنین است)[۱۲۵]
۳- چنانچه اجیر بفهمد که (در ختم قرآن)، بعضی آیات را غلط خوانده است، یا آن که خواندن بعضی آیات را فراموش کرده، اعاده همان آیات کافی است؛ اما چنانچه بعد از تمام کردن قرآن اجمالاً یقین کند بعضی از آیات را از نظر اعراب یا ادای حروف از مخرج و... غلط خوانده است (ولی نداند که کدام آیات و کلمات بوده) (چنانچه این اشتباهات ناچیزحساب شوند[۱۲۶] بعید نیست که همان قرائت کافی باشد و اِعاده تمام قرآن بر او واجب نباشد، زیرا با اجاره، خواندن قرآن به نحو متعارف بر او واجب میشود و معلوم است که غالباً چنین اشتباهاتی از قاریان صادر میشود؛ بلی چنانچه از ابتدا با موجر شرط کرده که اصلاً غلط نخواند باید قرائت را اِعاده کند؛ و همچنین است در اجیرکردن برای نوشتن قرآن و اَمثال آن، بدین معنی که جا افتادن بعضی کلمات[۱۲۷] یا حروف یا غلط نوشتن آن ضرری ندارد (در صورتی که عمدی نبوده و بیش از حد معمول نباشد ولی با این حال در صورت امکان اگر حرجی نباشد احوط تصحیح نمودن آن است)[۱۲۸]
۴- جایز نیست[۱۲۹] اُجرت گرفتن برای تعلیم حمد و سوره. همچنین جایز نیست اُجرت گرفتن بر تعلیمِ سایر اجزای واجب نماز، و ظاهراً گرفتن اُجرت بر تعلیم مستحبات نماز جایز است.
۵- جایز است اجیرگرفتن پسربچه ممیز از ولیّ اجباری او یا غیر ولی او، مانند حاکم شرع برای قرائت قرآن و تعزیه و زیارات.
۶- اجیرکردن شخص جُنُب، حائض، و نفساء برای قرائت (سُوَر) عزائم جایز نیست و اِجاره، فاسد است، زیرا اِجاره، به فعل حرام، تعلق گرفته است.
استفتاهایی از آیتاللّه العظمی گلپایگانی (ره)
۷- س: مرسوم است یک نفر باسواد را اجیر میکنند، تا قرآن و بعضی از کُتُب دینی را به اَطفال تعلیم نماید، آیا جایز است اولیای طفل اُجرت را از زکات مال خودشان حساب کنند یا نه.
ج: چنانچه کسی او را جهت تعلیم قرآن به اطفال مؤمنین اجیر نماید، جایز است که مالُ الاجاره را به عنوان سهم سبیل الله از زکات بدهد؛ لکن اگر او را فقط برای طفل خود اجیر کند پرداخت اُجرت از زکوة مشکل است.
۸- س: کسی جهت روضه یا قرآن یا دعا یا استخاره قرار بگذارد فلان قدر اجرت میگیرم، چه صورت دارد.
ج: اجرت گرفتن در مقابل عملی که بر او واجب نیست مثلِ روضه یا قرآن یا استخاره یا دعا برای غیر، ظاهراً اشکال ندارد.
۹- س: آیا جایز است مبلغی را به قرآن خوانی به عنوان مزد داد تا یک قرآن برای امواتش ختم کند و قرآن خوان میتواند بگوید من فلان مقدار میگیرم و یک قرآن ختم میکنم یا خیر.
ج: مزدگرفتنِ قرآن خوان مانعی ندارد، بلی چنانچه او قربةًالی الله قرآن بخواند و شما هم قربةًالی الله وجه بدهید بهتر است.
احادیث اخذ اجرت جهت تعلیم قرآن
عَن علیّ (ع) قال سَمِعتُ رَسُولَ اللّه (ص) یَقوُل: (مَن اَخَذَ عَلی تَعلیمِ القرآنِ أَجراً کانَ هو حَظُّهُ یَومَ القِیامَة)[۱۳۰]
از علی (ع) نقل است که گفت: شنیدم از رسول خدا که میگفت:(هرکس در مقابلِ یاد دادن قرآن به دیگری، اجرتی دریافت کند؛ بهره او در روز قیامت همان خواهد بود).
فصل پنجم: احکام میت و... در ارتباط با قران
بخش اول: میت وقرآن
الف - نوشتن قرآن بر کفن میت
۱- مستحب است که تمامی قرآن و دعای جوشن کبیر و صغیر، برکفن نوشته شود. البته بهتر بلکه احوط[۱۳۱] آن است، در جایی نوشته شود، که مطمئن باشد از نجاست و آلوده شدن محفوظ میماند. [۱۳۲]
(بنابراحتیاط واجب، باید از نوشتن آنها بر جاهایی که عرفاً بیاحترامی به آنها محسوب میشود، خودداری کرد)[۱۳۳]
ب - گذاشتن قرآن در قبر
۱- یکی ازمواردی که نبش قبر جایزاست، آن است که چیزی ازمال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند، بلی اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشتری را با او دفن کنند در صورتی که وصیتش بیش از یک سوم مال اونباشد[۱۳۴] برای بیرون آوردن اینها نمیتوانند قبررا بشکافند.
ج - قرائت قرآن بر میت ومحتضر
۱- سزاوار است که مؤمن تا زنده است برای خودش قبری آماده کند، و خوب است که داخل قبر شود و در آن قرآن بخواند.
۲- مستحب است برای راحت شدن محتضر، بربالین او سوره مبارکه (یس) و (الصافات) و (احزاب) و (آیتالکرسی) وآیه پنجاه و چهارم از سوره (اعراف)، (اِنّ رَبّکم اللّه الذی خَلَقَ ...) وسه آیه آخر سوره (بقره) بلکه هرچه از قرآن ممکن است بخوانند.
۳- مستحب است کسی که میت را درقبر میگذارد چنین بگوید: (بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله و اناللّه واناالیه راجعون) و سپس سوره (حمد)، (آیتالکرسی)، (معوذتین) و (توحید) و همچنین در حالی که رو به قبله است هفت مرتبه سوره (قدر) را بخواند.
۴- مستحب است بعد از دفن میت، کسانی که حاضرند برسر قبر میت بنشینند و در حالی که انگشتان دست را باز کردهاند درخاک قبر فرو برند و هفت مرتبه سوره (قدر) را بخوانند.
۵- مستحب است هر وقت انسان به یاد میت میافتد (انالله واناالیه راجعون) بگوید و همچنین برای او قرآن بخواند.
۶- مستحب است کسی که به زیارت قبورمومنین میرود قرآن بخواند و همچنین مستحب است که دست خود را بر قبر بگذارد و در حالی که روبه قبله است هفت مرتبه سوره (قدر) و همچنین سوره (حمد) و (معوذتین) و (آیتالکرسی) هر کدام را سه مرتبه بخواند و نیزمستحب است قرائت سوره (یس).
استفتاهایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)
۷- س: کفنهایی که به آنها آیات قرآن نوشته شده، اغلب میگویند که نباید به بدن میت پوشید وباید همانطور زیرسرمیت گذاشت و یا آن که روی میت کشیده شود، وعده دیگر میگویند اول کفن سفید که آیات قرآن ندارد و بعد کفنی که آیات قرآن دارد پوشیده شود، حال اگرچلوار یافت نشود آیا به تنهایی ممکن است کفن نوشته به آیات را بر میت پوشاند یا خیر و با این وصف بیاحترامی به آیات قرآن نمیشود.
ج: احتیاطاً باید به طوری که کفنهای نوشته شده با دعا وآیات قرآن به بدن میت پوشانده شود که یقین به نجس شدن آنها حاصل نشود بلکه درمعرض نجس شدن هم نباشد، به این نحو که وقتی میت درقبر قرار میگیرد، نوشته، طرف چپش باشد.
۸- س: جملاتی ازقرآن مجید وادعیه که بر کفن مینویسند، گرچه شسته شود ولی آثارش بماند اشکال دارد یا نه.
ج: مانعی ندارد ولی مراعات کنند که زیر بدن میت واقع نشود.
۹- س: آیا گذاشتن قرآن در قبرهمراه میت با عقیده پاک - ولو وصیت خود او باشد - جایز است یا نه.
ج: اگر طوری است که از آلوده شدن به رطوبات محفوظ باشد وهتک نباشد به قصد تبّرک مانعی ندارد.
۱۰- س: کسی که دربرنامههای مذهبی، اهل عمل نیست ولی مسلمان است اگر بالین او و سر قبراو قرآن بخوانند فقط برای خواننده ثواب دارد، یا برای میت هم ثوابی دارد.
ج: قرائت قرآن و اهداء ثواب آن به میت مؤمن اگرچه معصیت کارباشد برای او مفید است.
بخش دوم: وصیت به قرائت قرآن
استفتاهایی ازآیت الله العظمی گلپایگانی (ره)
۱- س: شخصی وصیت کرده است که باقمیانده ثلث مالش، درشبهای جمعه صرف تلاوت قرآن شود و این کار مشکل است، چون باقیمانده ثلث زیاد است، و اگر این پول برای فقط قرآن خواندن آن هم در شبهای جمعه مصرف شود مشکل است، دراین صورت اجازه میفرمایید این پول مصرف سخنرانیها و گفتن تفسیرقرآن و غیره شود یا خیر.
ج: در مورد سؤال باقمیانده ثلث باید طبق وصیت صرف قرآن خوانی در شبهای جمعه شود، و اجازه و اذن بر خلاف وصیت صحیح نیست.
۲- س: شخصی وصیت کرده مال الاجاره دکان ملکی او را بعد از فوتش تا ده سال ماهی چهل تومان به شخص معینی بدهند جهت نماز و روزه و قرآن، ولی یکی از ورثه میخواهد سهم خودش را اخذ کند و به هر کسی که میل دارد بدهد آیا اجازه میفرمایید یا نه.
ج: خلاف وصیت جایز نیست، به نحوی که وصیت نموده باید عمل نمایند واگر نزاع موضوعی در بین باشد مرافعه شرعیه لازم است.
۳- س: شخصی فوت نموده ونسبت به ثلث اموال خود وصیت کرده و مصارفی هم جهت صوم وصلوة از ثلث تعیین نموده و بقیه از ثلث را مقررنموده که درتعلیم و تربیت اولاد صغار او مصرف شود که قرآن یاد بگیرند و عین عبارت وصیت نامه به این شرح است (مابقی ثلث را درتعلیم وتربیت صغار صرف نمایید تا قرآن خوان شوند) در خلال این مدت در عمل به وصیت نامه ازطرف ورثه با وصی مخالفت شده و درنتیجه گذشت زمان موضوع تعلیم و تربیت صغار که فعلاً کبار شدهاند منتفی شده، حالیه همان صغار که فعلاً کبیرند میگویند: ازعبارت وصیت نامه که فوقاً اشاره شد، این طور استنباط میشود که مبلغ باقیمانده ازثلث حق ماست و باید به ما برسد چه در تعلیم وتربیت ما صرف شود یا نشود در این صورت نظرمبارکتان را مرقوم فرمایید که این باقیمانده از ثلث باید به آنها پرداخت شود یا نه.
ج: ظاهراً مقدار باقمیمانده ثلث ملک همه ورثه است و باید (کما فَرَضَ الله) بین آنها تقسیم شود ولی اگرامکان دارد که صرف تعلیم قرآن به همان صغاری که فعلاً کبار شدهاند بشود و همه ورثه رضایت بدهند بهتر است.
بخش سوم: پسربزرگتر و ارث بردن قرآن (حَبوَه)
۱- قرآن و انگشتر و شمشیر میت ولباسی که میپوشیده (یا برای پوشیدن گرفته و دوخته است اگرچه نپوشیده باشد)[۱۳۵] مال پسربزرگتر است واگر میت از این چهار چیز بیشتر از یکی دارد مثلاً دو قرآن یا دو انگشتر دارد چنانچه مورد استعمال است یا برای استعمال مهیا شده مال پسربزرگتر است.[۱۳۶]
۲- اگرپسر بزرگ میت بیش از یکی باشد مثلاً از دو زن او، دریک وقت دو پسر به دنیا آمده باشد باید لباس و قرآن وانگشتر و شمشیر میت را بطور مساوی بین خودشان تقسیم کنند.
استفتاهایی از آیتالله العظمی گلپایگانی (ره)
۳- س: قرآن قیمتی که به خط کوفی نوشته شده و تمام ورقهای آن پوست آهو میباشد، آیا حبوه محسوب میشود یا خیر.
ج: ظاهراً این گونه قرآن که قیمت زیاد دارد و جزء نفایس محسوب میشود حبوه نیست و همه ورثه درآن شریک هستند.
فصل ششم: وقف، نذر، استخاره
وقف نمودن قرآن کریم
۱- هر چیزی که استفاده از آن با بقای عین آن، با شرائطش صحیح باشد، وقف نمودن آن صحیح است مانند قرآن، کتاب، زمین، خانه، لباس و...
۲- انسان میتواند از پول زکات، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، اگرچه برای اولاد خود و برکسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است و نیز میتواند تولیت وقف را برای خود یا اولاد خود قرار دهد.
۳- اگرکتاب یا مصحف یا غیراینها در دست شخصی باشد و او ادعای ملکیت آن را دارد ولی بر آن نوشته شده که وقف است به مجرد چنین نوشتهای حکم به وقفی بودن آن نمیشود. پس خریدن از او جایز است، ولی ظاهراً وجود چنین نوشتهای در آن عیب و نقص محسوب میشود، پس اگردر حال خریدن بر مشتری مخفی بوده، برای او خیار فسخ میباشد.
استفتاهایی از آیتالله العظمی گلپایگانی (ره)
۴- س: قرآن خطی که وقف خاص است و باید مورد استفاده اولاد معینی قرار بگیرد با داشتن متولی شرعی، (زید) مأذوناً قرآن را پیش (عمرو) مؤسس کتابخانهای، به عنوان ودیعت نهاده تا از مطالب مندرجه در ظَهر (پشت) قرآن مذکور و خصوصیات آن استفاده نموده، بعد به طرف رد کند وموسس مزبور سهواً آن را جزو مصحفهای کتابخانه قرارداده و در تحت شماره بیرون آورده است آیا بر زید واسطه و یا متولی شرعی، حق مطالبه آن هست یا نه و آیا جایز است با عدم رضایت متولّی و وقف خاص بودن، درکتابخانه عمومی مورد استفاده قرار گیرد.
ج: درفرض سؤال که مصحف شریف مزبور وقف خاص بوده، باید مطابق وقف عمل شود و نگاه داشتن آن برخلاف وقف است و اذن متولی جایز نیست.
۵- س: یک جلد کلام الله مجید را کسی وقف برمحلّ معینی نموده ولی چون کلام الله در آن محل خیلی جمع شده این قرآن به کلی از استفاده افتاده است در این صورت جایزاست انتقال به محل دیگری بدهند یا نه.
ج: در صورتی که هیچ مورد استفاده نمیباشد، ببرند محل دیگر از آن استفاده شود، اشکالی ندارد.
۶- س: دفن اوراق قرآن، و کتب موقوفه که مورد استفاده نیستند چه صورت دارد.
ج: برای حفظ از هتک مانعی ندارد.
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره)
۷- س: تبدیل قرآن و کتب وقف شده درمساجد به اَحسَن چه صورت دارد.
ج: تا موقعی که قابل استفاده است فروش و تبدیل آن جایزنیست.
۸- س: احتراماً معروض میدارد: بعضی از اشخاص خیّر، قرآن کریم را به صورت جزوه به مساجد برای قرائت اهداء میکنند و در جلد جزوهها، وقفنامه یا عکس واقف را میچسبانند. بعضی از اشخاص، این وقفنامهها یا عکس اشخاص را پاره میکنند و بیرون میریزند، درشرع مقدس اسلام این کار چه حکمی دارد.
ج: اهدای جزوهها مانعی ندارد و کسی حق ندارد وقفنامه را پاره کند و بیرون بریزد.
استفتاهایی از آیتالله العظمی اراکی (ره)
۹- س: در وقفنامه آمده است (معلمی که بچه را تعلیم میدهد باید روزی دو جزء قرآن بخواند)، آیا مباشرت لازم است یا میتواند نایب بگیرد.
ج: بعید نیست استفاده مباشرت نه استنابه.
نذر و سوگند به قرآن
۱- سوگند، با قسم به نام پیامبر (ص) وائمه اطهار (ع) و بقیه نفوس مقدّس و معظّم، و به قرآن کریم و کعبه شریف وبقیه مکانهای محترم منعقد نمیشود، بلکه فقط با یکی از اسمهای خداوند مانند (خدا) و (اللّه) منعقد میگردد.
۲- واضح است که اگرکسی نذرکند که قرآن بخواند، خواندن قرآن بر وی واجب میشود اما اگر نذر کند که قرآن نخواند مگر با وضو (یعنی هرقرائتی را که انجام میدهد با وضو باشد)[۱۳۷] در این هنگام قرائت قرآن بر او واجب نیست، لکن اگرخواست قرائت کند واجب است وضو بگیرد، اما اگر نذر کند که قرآن بخواند و با وضو هم باشد دراین هنگام واجب است هم وضو بگیرد و هم قرائت قرآن نماید.
۳- اگر نذر کند که جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند، وضو گرفتن نیز بر او واجب میشود.
استخاره با قرآن
استفتاهایی از حضرت امام خمینی (ره).
۱- س: میخواستم بدانم اصلاً استخاره با تسبیح یا قرآن، یا استخاره (ذات الرقاع) از نظر اسلام در مسائل مهم زندگی مثل ازدواج وتصمیم گیریهای مهم صحیح است یا نه.
ج: مشورت با خداوند متعال واستخاره از طرق مأثوره برای رفع تحیّر اشکال ندارد.
۲- س: آیا استخاره درست استو وقتی که یک عمل خیری پیش آمد و استخاره کردیم و بد آمد، استخاره ملاک عمل است و باید به آن اعتقاد داشت و آیا واقعاً استخاره درست میگوید.
ج: (استخاره) ازاصول اعتقادی نیست که اعتقاد به آن لازم باشد و در مورد تحیر به قصد رجاء مانع ندارد.
۳- آیا در همه موارد میتوان به قرآن استخاره کرد، یا موارد خاصی دارد، فی المثل در مورد طلاق گرفتن یا نگرفتن میشود استخاره کرد یا نه ودیگراین که اگر شخصی استخاره کند و به آن عمل نکند چگونه است.
ج: استخاره الزام نمیآورد.
قرائت در مساجد و زیارتگاهها
۱- مساجد و زیارتگاهها از مشترکات بوده و عموم مسلمین درآنها شریک میباشند و دراستفاده از آنها همه مساوی هستند، پس اگر کسی برای نماز یا عبادت یا زیارت یا قرائت قرآن یا دعا یا حتی تدریس و وعظ و ... به جایی ازمسجد یا زیارتگاه سبقت گیرد کسی حق مزاحمت او را ندارد.
حدیثی درباب قرائت قرآن در مساجد
عن النبی (ص): (ما جَلَسَ قَوم فی مَسجدٍ مِن مَساجِد اللّه تعالی یَتلُونَ کِتابَ اللّه وَ یَتَدارَسوُنهَ اِلّا تَنَزَّلَت عَلیهم السَکینَة، وَغَشِیتهم الرحّمَة، وَذَکَرَهُم اللّه فیمَن عِندَه ...)[۱۳۸]
از رسول اکرم (ص) نقل است که فرمود: (هیچ گروهی نیست که در یکی از مساجد خدای متعال نشسته و به تلاوت و تدریس کتاب خدا مشغول شوند مگر اینکه آرامش برایشان نازل میشود و رحمت الهی آنان را فرا میگیرد و خداوند متعال آنها را در زمره کسانی که نزد اویند یاد میکند).
تزئین قرآن با طلا و نقره
۱- استعمال قاب قرآن اگر از طلا ونقره باشد اشکال ندارد.
حدیثی در تزئین قرآن به طلا
عَن محمّدبن الورّاق قالَ: عَرضتُ عَلی اَبی عبدِاللّه (ع) کتاباً فیِهِ قرآن مُخَتَّم مُعَشَّر بالذَّهَبِ وَ کُتِبَ فی آخِرِهِ سُورَة بِالذَهَبِ، فَأرَیتُهُ اَیّاهُ، فَلَم یَعِب فیهِ شَیئاً اِلّا کِتابَةَ القُرآنِ بِالذَهَبِ وَ قال: (لا یُعجِبُنی أن یُکتَبَ القُرآنُ اِلّا بِالسَّوادِِ کَما کُتِبَ اَوَّلَ مَرَّةِ)[۱۳۹]
محمدبن ورّاق گوید: (کتابی را که قرآن در آن بود و با آب طلا مهرگذاری و عشرگزاری شده بود به امام صادق (ع) عرضه نمودم و درآخرش یک سوره قرآن با آب طلا نوشته شده بود و آنرا به حضرت نشان دادم، هیچ عیب و نکوهشی از آن نکرد جز از نوشتن قرآن با آب طلا و فرمود: خوش ندارم که قرآن جز با مرکبّ سیاه نوشته شود، آنچنان که اولین بار نوشته شده است.
مالکیت کافر بر قرآن
۱- کافرمالک قرآن کریم نمیشود و بنابراین هبه قرآن کریم (بخشیدن آن) به کافر و همچنین وصیت به اینکه قرآن به کافر تعلق گیرد صحیح نیست.
استفتاهایی ازدفتر آیتالله العظمی اراکی (ره).
۲- س: فروختن قرآن کریم به کافر جایز است یا خیر و بطور کلی آیا کافر مالک قرآن میشود یا نه (با توجه به این که در حال حاضر جهت آشنایی بیشتر جهانیان با قرآن کریم این کتاب مقدس به زبانهای مختلف چاپ و در اختیار ملل مختلف جهان قرار میگیرد) فروختن قرآن به کفار بدین منظور چه حکمی دارد.
ج: چنانچه قرآن را به آنها بدهند و پول درمقابل واگذاری گرفته شود، بی اشکال است.
خرید و فروش قرآن
استفتاء از دفتر آیت الله العظمی اراکی (ره).
س: خرید وفروش قرآن کریم چه حکمی دارد و به چه نحو میبایست انجام گیرد.
ج: بهتراست خریدو فروش نشود و پول درمقابل واگذاری گرفته شود.
فهرست لغات و اصطلاحات
(الف). اباحه: در لغت، به معنای اظهار و اعلان است و در اصطلاح، یکی از احکام تکلیفی پنچگانه است و به معنای مختار بودن شخص در ترک یا انجام فعل میباشد؛ به تعبیر برخی از علماء، اباحه تخییر شرعی است بین فعل یا ترک عملی بدون اینکه ثواب یا عقابی برفعل یا ترک آن مترتّب باشد.
اجرت: مزد.
اجنبی: بیگانه، زن اجنبی: زن نامحرم.
اجیر: مزدور، شخصی که در برابر گرفتن مزدی متعهد انجام عملی میشود.
احتیاط: این اصطلاح درمورد مسائلی به کار میرود که تکلیف قطعی و یقینی آن معلوم نباشد، مثلاً هرگاه امر دایر باشد بین وجوب و اباحه یا وجوب واستحباب چیزی، احتیاط درانجام عمل است؛ و اگر دَوَران بین حرمت و اباحه باشد احتیاط در ترک آن است. احتیاط روشی است که موجب احاطه کامل و اطمینان انسان به رسیدن به واقع است.
احتیاط ترک نشود: این اصطلاح در هر موردی که فتوایی از فقیه نسبت به آن مورد ذکر نشده، به معنای احتیاط واجب است والاّ اگر در همان مورد فتوایی ذکرشده باشد به معنی تأکید برحسن احتیاط است.
احتیاط مستحب: احتیاطی است غیر فتوای فقیه و لذا رعایت آن الزامی نیست.
احتیاط واجب: امری مطابق با احتیاط است که فقیه، همراه آن فتوا نداده است. در چنین مسائلی مقلد میتواند به جای عمل به نظریه مرجع تقلید خود، به نظریه مجتهد دیگری که بعد از مجتهد خودش اعلم است، عمل کند.
احوط: مطابق با احتیاط، نزدیک به احتیاط، انجام آن دارای ثواب است و درموردی به کار میرود که مدرک حکم فعلاً در دست مجتهد نیست و برای فرار از مخالفت با واقع احتیاط میکند.
اخفا: در لغت به معنای مخفی کردن وپوشاندن آمده است، و درتجوید عبارت است از ادای نون ساکن با حالتی بین اظهار وادغام؛ نون ساکن در غیر از حروف حلقی، یرملون وحرف باء (حروف مابقی) اخفا میشود.
اخفات: آهسته، مقابل جهر؛ نمازهای اخفاتی، به نماز ظهر و عصر گفته میشود که حمد و سوره آن آهسته خوانده میشود.
ادعیه مأثوره: دعاهایی که از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده است.
ادغام: در لغت به معنای ادخال و داخل نمودن است، و در تجوید عبارت است از حذف یک حرف ساکن و مشدد نمودن حرف بعدی؛ لذا ادغام همیشه موجب مشدد شدن حرف میشود.
استخاره: در لغت طلب خیرنمودن است.
استخاره ذات الرقاع: نوعی از استخاره که بر تکههایی از کاغذ اِفعَل و برتکههای دیگر لاتَفعلَ مینویسند و آنها را زیر سجاده میگذارند، پس از خواندن نماز و دعای مخصوص، از آن تکههای کاغذ برداشته و هر چه از امریا نهی به دست آید به آن عمل میکنند. (رجوع شود به حاشیه مفاتیح الجنان بحث نماز استخاره ذات الرقاع).
استعاذه: درلغت به معنای (پناه بردن) و دراصطلاح عبارت است از، گفتن (اَعوذُ بالله مِنَ الشیطان الرّجیم).
استعلاء: در لغت به معنی میل به بلندی و برتری طلبی آمده است و در اصطلاح تجوید عبارت است از میل ریشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفظ حرف؛ دراثر این صفت، حرف حالت پرحجم و درشتی به خود میگیرد که به این حالت (تفخیم) میگویند. حروف استعلاء هفت حرف است (ص، ض، ط، ظ، خ، غ، ق).
استفتاء: طلب فتوا کردن، فتوا پرسیدن، سؤال از نظر مجتهد درباره حکم شرعی مسئله.
استیجار: اجاره کردن، به مزدوری گرفتن.
اشباع: درلغت، سیرکردن و پرکردن را گویند و در اصطلاح، خواندن فتحه یا کسره یا ضمه است به طوری که حرف مناسب آن به وجود آید یعنی از فتحه (الف) وا زکسره (ی) و از ضمه (و) تولید شود.
اشکال: یعنی این مبنای مجتهد یا دلیلش تام و تمام نیست، بلکه مبتلا به اشکال است.
اظهار: درلغت آشکار کردن، پدیدار کردن و بیان کردن است و در اصطلاح عبارت است از، ادای حرف از مخرج آن، اگر نون ساکن به یکی از حروف حلقی برسد، اظهار میشود، یعنی دقیقاً از مخرج خود ادا میشود.
اظهر: ظاهرتر، مساعدتر و هماهنگ تر با دلایل مربوط و روشنتر از نظر تطبیق با ادله فتوا.
اعاده: از سرگرفتن، دوباره انجام دادن کار.
اقتدا کردن: پیروی کردن، تقلید کردن و پیروی از امام جماعت، نماز گزاردن پشت سر پیشنماز.
اقوی این است: نظر قوی بر این است، فتوا این است. گاهی گفته میشود: (الاَقوی ذکلَ و اِن لَم یَخِلُ عن اشکالٍ) این تعبیر هم در مقام بیان فتوا است. منتهی دلیل آن خیلی قطعی و محکم نیست بلکه قابل خدشه است.
التفات: توجه کردن، رو کردن.
اِماله: در لغت میل دادن و برگردانیدن را گویند و در اصطلاح میل دادن فتحه به کسره است، به طوری که (الف) صورت (ی) پیدا کند، مانند کتیب که اماله کتاب است.
اَنسب: در موردی به کار میرود که حکمی مناسب با اصول و قواعد شیعه باشد.
انصراف: برگشتن، بازگشتن.
اوجه: یعنی دلیل هر دو قول خوب است ولی دلیل یکی از آن دو وجیه تر است.
اولی: سزاوارتر، بهتر.
ایماء: اشاره کردن.
(ب). باطل: بی اثر.
بدل: عوض، جانشین، هرچه به جای دیگری واقع شود.
بعید است: فتوا بر طبق آن نیست.
بعید نیست: فتوا این است (مگر این که قرینهای بر خلاف آن در کلام باشد).
(ت). تأنّی: آهستگی، به آهستگی و آرامی کاری را انجام دادن، درنگ کردن.
تبرّک: برکت یافتن، برکت جستن، مبارک شمردن.
تجوید: در لغت به معنای تحسین، نیکو کردن و نیکو گرداندن میباشد و در اصطلاح قرائت عبارت است از درست ادا کردن هر حرف از نظر مخارج، صفات و احکام آن حرف.
تحیّر: سرگردانی، حیران شدن.
ترقیق: در لغت مترادف با کلمه تخفیف است و به معنای سبک کردن و رقیق نمودن آمده است. از نظر تجویدی عبارت است از: نازک و رقیق تلفظ کردن حرف، به طوری که دهان از صدای آن پر نمیشود؛ بر خلاف تفخیم. اگر حرکت ما قبل لام لفظ جلاله (اللّه) کسره باشد، لام ترقیق میشود.
تطهیر: پاک کردن، چیزی را با آب شستن و پاکیزه ساختن.
تعزیه: روضه خوانی و عزاداری برای هر یک از امامان (ع) خصوصاً برپا داشتن مجلس عزا برای حضرت امام حسین (ع).
تعظیم: بزرگ داشتن، احترام کردن، بزرگ کردن.
تفخیم: در لغت بزرگ شمردن و بزرگداشت را گویند و از نظر تجویدی عبارت است از درشت و غلیظ تلفظ نمودن حرف، حالتی است در صدای حرف که گویا دهان از آن پر میشود. به درشت و پرحجم تلفظ کردن (لام) به جای تفخیم، (تغلیظ) گویند؛ حرف (لام) در لفظ جلاله (اللّه) اگر ماقبل آن فتحه یا ضمه باشد تغلیظ میشود.
تکبیرةالاحرام: گفتن الله اکبر در شروع نماز، که به واسطه آن انسان داخل در نماز میشود و بر او کارهایی که منافی با نماز است، حرام میگردد.
تلبیه: اجابت کردن، (لبیک) گفتن در مناسک حج.
تلذّذ: لذت بردن.
تلقین: فهماندن و یاد دادن کلامی به کسی، مطلبی را زبانی به کسی گفتن و فهماندن، کسی را وادار به گفتن کلامی کردن.
تمکّن: توانایی.
تولیت: ولیّ و سرپرست قرار دادن؛ تولیت در وقف یعنی تصدّی اداره امور وقف؛ متولّی وقف کسی است که متصدی امور وقفی باشد.
(ج). جاهل قاصر: جاهلی که در جهلش مقصر نیست، یعنی در شرایطی است که امکان دسترسی به حکم خدا برای او وجود ندارد، یا اصلاً خود را جاهل نمیداند.
جاهل مقصّر: جاهلی که در جهلش مقصّر است، جاهلی که امکان آموختن مسائل و احکام الهی را داشته ولی کوتاهی نموده است.
جنابت: جُنُب شدن.
جنب: کسی که به واسطه خروج منی یا جماع غسل بر او واجب شده باشد.
جهر: آشکار کردن، بلند کردن آواز، با صدای بلند چیزی را خواندن؛ نمازهای جهری، به نماز صبح، مغرب و عشا گفته میشود که بر مردان واجب است حمد و سوره این نمازها را بلند بخوانند.
(چ). چلوار: نوعی پارچه نخی نازک سفید و آهاردار.
(ح). حائض: زنی که در حال عادت ماهیانه است.
حَبوَة: در لغت بخشیدن است و در اصطلاح فقهی به اموال ویژه پدر گفته میشود که بعد از مرگش به پسر بزرگتر وی میرسد، مثل قرآن، شمشیر و انگشتر.
حجاری: سنگ تراشی.
حدث اصغر: هر امری است که موجب وضو برای نماز میشود و آنها عبارتند از: ۱- بول، ۲- غائظ، ۳- رویح، ۴- خواب کامل، ۵- اموری که زایل کننده عقل است، ۶- استحاضه.
حدث اکبر: هر امری که موجب غسل برای نماز شود مانند جنابت، مس میت و حیض.
حرام: ممنوع؛ چیزی که انجام آن شرعاً سبب مذمت و نکوهش گردد، و یا امری که فعل آن موجب عقاب و عذاب گردد؛ هر عملی که از نظر شرعی ترکش لازم است.
حَرَج: مشقت و سختی.
حرمت: حرام بودن، آنچه که حفظ و نگهداری و محترم داشتن آن واجب است.
حروف حلقی:حروفی که از مخرج حلق ادا میشوند و عبارتند از: (ء، ه، ع، غ، ح، خ).
حرف مقارب: دو حرف را مقارب یا متقارب (نزدیک به هم) گویند وقتی که در مخرج یا صفات نزدیک به هم باشند. مانند: (د، ج) یا (ق، ک).
حرف مماثل: دو حرف را مماثل یا متماثل (مثل هم) گویند وقتی که در مخرج و صفات کاملاً مشترک باشند و این تنها در هر حرف نسبت به خودش وجود دارد. مانند: (م، م) یا (س، س).
حروف یرملون: عبارتند از (ی، ر، م، ل، و، ن).
حکم تکلیفی: عبارت است از احکام خمسه، یعنی وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه.
حکم وضعی: حکمی است که تکلیفی نباشد بلکه در تکلیف یا متعلق آن دخالت داشته باشد یا فقط در کلام شارع به آن حکم اطلاق شده باشد لذا احکامی نظیر، صحت، بطلان، نجاست، جزئیت، شرطیت، سببیت، مانعیت، عزیمت، رخصت، زوجیت و ملکیت را حکم وضعی گویند.
حُُلّه: جامه، لباس نو، جامه بلند که بدنی را بپوشاند.
حیض: قاعدگی، عادت ماهیانه زنان.
(خ). خالی از قوت نیست: فتوا این است (مگر اینکه در ضمن کلام قرینهای به غیر این معنی باشد).
خالی از وجه نیست: فتوا این ا ست (مگر اینکه در ضمن کلام قرینهای به غیر این معنی باشد).
خطور: به یاد آمدن، گذشتن به ذهن.
خیار (خیار فسخ): اختیار برهم زدن معامله؛ در کلمات فقها عبارت است از ملک فسخ عقد به این معنا که عاقد - در شرایط خاصی - مخیّر بین امضا (قبول) و فسخ عقد میباشد.
(د). دعای جوشن کبیر: دعایی است عظیم الشأن مشتمل بر هزار اسم از اسمای الهی (رجوع شود به کتاب مفاتیح الجنان).
(ر). رخوة: در لغت، نرمی، سستی و آسانی را گویند، و در اصطلاح تجویدی رخوه یا رخاوة ضدّ شدّت و عبارت از، جریان داشتن صوت یا هوا در خلال تلفظ حرف، و حروفی که دارای این صفتند و آن حروف عبارتند از: (ث، ح، خ، ذ، ز، س، ش، ص، ض، ظ، غ، ف، و، ه، ی).
ریا: نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه، یا خصال پسندیده، یا عقاید حقه به مردم برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها به خوبی و صحّت و امانت و دیانت بدون قصد صحیح الهی.
ریبه: تردید، بدگمانی؛ نگاه به ریبه یعنی نگاه فتنه انگیز و از روی شهوت.
(س). سبیل الله: راه خدا، هر کار نیکی که در راه خدا انجام دهند.
سجده: پیشانی بر زمین گذاشتن برای عبادت یا اظهار فروتنی.
سجده تلاوت: سجدهای که به واسطه قرائت آیات سجده دار انجام میشود.
سور عزائم: سورههایی که در آنها آیهای که سجده واجب دارد قرار دارد و آنها چهار سورهاند (فصلّت)، (نجم)، (سجده)، (علق).
سهو: فراموش کردن، غفلت کردن، فراموشی و غفلت.
(ش). شدّت: در لغت، سختی، صلابت و قوت را گویند، و در اصطلاح تجویدی عبارت است از حبس شدن جریان صوت یا هوا در خلال تلفظ حرف؛ حروفی که دارای صفت شدّت هستند عبارتند از: (ء، ب، ت، ج، د، ط، ق، ک).
(ص). صحیح: بی عیب و نقص؛ خبر صحیح خبری است که سند آن متصل به معصوم شود و در تمام طبقات شخص عادل و ضابطی از مثل خودش آن را نقل کرده باشد.
صغار: جمع صغیر به معنای خرده و کوچک؛ اولاد صغار: فرزندان کوچک.
(ض). ضامن: کفیل، ملتزم، عهده دار غرامت.
ضمانت (ضَمان): تعهد و التزام مالی شخص بریء الذمه برای شخص دیگر؛ در این صورت تعهد کننده را ضامن و صاحب حق (طلبکار) را مضمون له میگویند.
ضیق وقت: تنگی وقت، در مقابل سعه وقت.
(ط). طفل ممیز: بچهای که خوب و بد را از یکدیگر تشخیص دهد.
طواف: پیرامون چیزی گشتن، دور زدن، و در شرع عبارت است از: دور زدن گرد خانه خدا؛ طواف، رکنی از ارکان حج است.
طهارت: در لغت به معنای پاکی و نظافت و نزاهت است و در اصطلاح فقها، حالتی است که در نتیجه وضو و غسل یا تیمم بدل از غسل و وضو در انسان حاصل میشود.
(ظ). ظاهر این است: فتوا این است (مگر این که در کلام قرینهای بر غیر این معنا باشد).
(ع). عُجب: خودبینی و خودپسندی؛ و در اصطلاح، بزرگ شمردن عمل صالح وکثیر شمردن آن و مسرور شدن و ابتهاج نمودن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن است؛ اما مسرور شدن به آن با تواضع، فروتنی کردن از برای خدای تعالی و شکر ذات مقدس حق کردن بر این توفیق و طلب زیاده کردن، عجب نیست بلکه عملی ممدوح است.
عدول: بازگشتن، برگشتن، رجوع کردن.
عرف: عادت، معتاد و متعارف مردم.
عشرگذاری: قرآن را ده آیه ده آیه علامت گذاری کردن.
عمداً: انجام کاری از روی قصد و نیت، مقابل سهواً.
عین نجس: آنچه که به خودی خود نجس باشد، بدون اینکه به واسطه تماس با چیز دیگری نجس شده باشد، مثل خون و مردار.
(غ). غسل: شستن، شستشو دادن؛ و در اصطلاح شرع شستشوی تمام بدن است با کیفیت مخصوص، و آن بر دو نوع است: ارتماسی و ترتیبی (برای توضیح بیشتر به رسالههای عملیه مراجعه شود)،
غلاف: پوشش، پوشینه، آنچه که چیزی در آن جا بگیرد و پوشیده شود، پوشش چیزی مثل جلد کتاب و نیام شمشیر.
غنا: کشیدن، کشش آواز که مشتمل بر ترجیع (بالا و پایین بردن صوت) مطرب باشد؛ در تعریف غنای حرام، بین فقها اختلاف است.
غنّه: صوتی است که از فضای بینی خارج شود؛ هرگاه نون ساکن به یکی از چهار حرف (ی، م، و، ن) برسد بایستی در هنگام ادغام، بخش عمده صوت از فضای بینی خارج شود، این حالت را (ادغام با غنّه) گویند.
(ف). فُرادا: تنهایی و جدایی؛ نماز فرادا نمازی است که شخص به تنهایی بخواند نه به جماعت.
(ق). قاری: خواننده؛ جمع آن قرّاء است.
قرائت: خواندن؛ اصطلاحاً به خواندن حمد و سوره نماز اطلاق میشود.
قرائات سبعه: قرائات هفتگانه قرآن که از هفت قاری معروف به نامهای، (نافع)، (ابن کثیر)، (عاصم)، (حمزه)، (کسایی)، (ابوعمر) و (اِبن عامر) نقل شده است.
قربات: کارهایی که موجب تقرب به خداوند متعال میشوند.
قصد رجاء: آن است که شخص به قصد این که فعلش مقبول درگاه الهی باشد، با چنین امیدی آن را انجام دهد.
قصد قربت: تصمیم برای نزدیک شدن به مقام رضا و قرب الهی.
قصد انشاء: تصمیم به ایجاد یک امر اعتباری مانند: خرید و فروش همراه با ادای کلمات مربوط.
قصد ورود: یعنی به قصد آن که فلان فعل یا ذکر در شریعت وارد شده آن را انجام دهد.
قضاء: به جا آوردن عملی که فوت شده است در خارج وقت آن، مانند قضاء روزه یا نمازهای یومیه.
قلیله: یکی از اقسام خون استحاضه در مقابل کثیره و متوسطه.
(ک). کثیره: یکی از اقسام خون استحاضه است، در مقابل قلیله و متوسطه.
کراهت: یعنی فعل به نحوی باشد که ترک آن بهتر است، هرچند انجام آن هم منعی ندارد. غالباً کراهت در امور عبادی به معنای کمی ثواب آنهاست.
کفایت و عدم کفایت: کافی بودن و کافی نبودن.
کما فرض الله: آنگونه که خداوند واجب کرده است.
(ل). لازم: واجب؛ اگر مجتهد دلیل الزامی بودن امری را از آیات و روایات استفاده کند به طوری که بتواند آن را به شارع نسبت دهد، تعبیر به (واجب) میکند و اگر الزامی بودن آنرا از جای دیگری نظیر ادله عقلی استفاده کند به طوری که استناد آن به شارع میسّر نباشد، تعبیر به (لازم) میکند. این تفاوت بین احتیاط واجب و احتیاط لازم نیز وجود دارد، بنابراین در مقام عمل برای مقلّد بین لازم و واجب فرقی نیست.
لَحَد: گور، شکافی در گور که جای سر مرده است.
لیلةالدفن: شب دفن، اولین شبی که میت در قبر گذارده میشود و مدفون میگردد. یکی از مستحبات این شب خواندن نماز لیلةالدفن (نماز وحشت) برای میت است (رجوع شود به نماز لیلةالدفن).
(م). مأثور: نقل شده (رجوع شود به ادعیه مأثوره).
مال الاجاره: اجرت، مزد، مالی که در مقابل عمل اجیر به وی پرداخت میشود.
مباح: امری که فعل و ترک آن مساوی باشد و از نظر شرعی نه ممدوح است و نه مذموم.
مبطل: باطل کننده عبادت، جمع آن مبطلات است.
متابعت: پیروی کردن.
متأذی: آزار رسیده، اذیت دیده.
متمکّن: کسی که توانایی و مکنت دارد.
متنجس: هرچیزی که ذاتاً پاک است ولی در اثر برخورد مستقیم یا غیرمستقیم با شیء نجس آلوده شده است.
متوسطه: یکی از اقسام خون استحاضه است در مقابل قلیله و کثیره.
مثوبت: پاداش، جزا، جزای عمل خیر.
مجزی است: کافی است، کفایت میکند، ساقط کننده تکلیف است و انجام آن موجب رفع تکلیف از انسان است.
محتضر: کسی که در دم مرگ و در حال جان دادن است، بیماری که در حال جان کندن است.
مُحدث: فاقد طهارت، کسی که حدثی از او سر زند (رجوع شود به حدث اکبر و حدث اصغر).
محل نظر است: در جایی است که مجتهد فتوایی نمیدهد و توقف میکند که گفته میشود محل نظر و دقت است.
محل اشکال است: اشکال دارد؛ صحت و تمامیت آن مشکل است (مقلّد میتواند در این مسئله به دیگری مراجعه کند).
محل تأمل است: باید احتیاط کرد (مقلّد میتواند در این مسئله به دیگری مراجعه کند).
محو: نابود کردن، زدودن، از بین بردن.
مدّ: در تجوید عبارت است از: امتداد بیش از میزان طبیعی صوت در حروف مد؛ حروف مد الف، واو و یاء، و سبب مد همزه و سکون میباشد. مانند جآءَ، دآبَّه.
مرافعه: شکایت کردن از کسی و نزد قاضی بردن او برای محاکمه و داوری.
مرقوم: نوشته شده.
مردار: حیوانی که خود به خود مرده یا بدون شرایط لازم کشته شده است.
مسّ: مالیده شدن دو چیز به هم، دست مالیدن.
مس میت: رساندن جایی از بدن به بدن انسانی که از دنیا رفته است.
مستحاضه: زنی که در حال استحاضه است. (به رسالههای عملیه مراجعه شود).
مستحب: فعلی که انجام آن خوب است و دارای ثواب، ولی ترک آن موجب عقاب نمیشود.
مستلزم: چیزی که لازمه چیز دیگر است، آنچه که چیز دیگری را لازم دارد.
مستمع: شنونده، گوش دهنده.
مشروط: شرط شده، آنچه که مقید به شرطی باشد.
مصالحه (صلح): سازش و توافق طرفین؛ در اصطلاح فقهی آن است که انسان با دیگری سازش کند که مقداری از مال یا منفعت مال خود را ملک او کند، یا از طلب، یا حق خود بگذرد.
مصحف: کتاب، نامهها و اوراقی که آنها را در یک جلد جمع کرده باشند؛ به معنی قرآن نیز استعمال میشود؛ جمع آن مصاحف است.
مطرب: به طرب آورنده.
مطلقاً: به طور کلی، ابداً، بدون هیچ قید و بندی.
مقارن: نزدیک، همراه.
مکروه: عملی که کراهت دارد (رجوع شود به کراهت).
مکلَّف: (با فتح لام) انسان بالغ عاقل را گویند که به سن تکلیف رسیده است.
مناط: ملاک، میزان، قاعده؛ و در اصطلاح مناطِ حکم یعنی علت حکم.
منع است: در انجام آن چیز انسان ممنوع است و اجازه انجام آن را ندارد.
منوط: وابسته، معلّق.
معظم امامیّه: نزدیک به اتفاق و گروه زیادی از امامیّه (علمای شیعه و دوازده امامی).
ممیّز: خردسالی که خوب و بد را تمیز میدهد.
منسوخ: نسخ شده، از بین رفته.
مواضع هفتگانه: هفت عضوی که هنگام سجده روی زمین قرار میگیرند، شامل پیشانی، دو کف دست، سرانگشتان بزرگ دوپا و سر زانوها.
موافق احتیاط: فتوایی که به احتیاط نزدیکتر باشد.
موالات: پشت سرهم آوردن، به نحوی که فاصله زیاد و غیرمتعارفی بین آن اجزاء یا افعال صورت نگیرد.
میّت: مرده، جسد بی جان انسان.
(ن). نایب: جانشین، کسی که به نیابت دیگری، کاری را انجام دهد.
نبش قبر: شکافتن قبر.
نجس: پلید، ناپاک.
نزاع: گفتگو و کشمکش، جنگ و ستیز.
نفایس: جمع نفیس، به معنای گرانمایه و مرغوب.
نَفساء (یا نُفَساء): زن در حال نفاس را گویند. نفاس، خونی است که زن هنگام زائیدن یا بعد از آن تا مدت ده روز میبیند.
نماز اخفاتی: رجوع شود به اخفات.
نماز استسقاء: نماز مستحبی است که برای طلب باران خوانده میشود و کیفیت آن شبیه نماز عیدفطر و قربان است. برای توضیح بیشتر به تحریرالوسیله حضرت امام مراجعه شود.
نماز جعفر طیار: از جمله نمازهای مستحبی است دارای فضیلت و اهمیت بسیار، و آن چهار رکعت است با دو تشهد و سلام و افضل اوقات خواندن آن ابتدای روزجمعه هنگام بالاآمدن خورشید است کیفیت و احکام آن در تحریرالوسیله حضرت امام و مفاتیح الجنان آمده است.
نماز غفیله: یکی از نمازهای مستحبی است که بین نماز مغرب و عشا خوانده میشود. کیفیت آن در رسالههای عملیه آمده است.
نماز لیلةالدفن: یا نماز وحشت؛ دو رکعت نماز که مستحب است در شب اول قبر برای میت بخوانند. کیفیت آن در رسالههای عملیه و حاشیه مفاتیح الجنان ذکر شده است.
نَهج: راه آشکار و روشن.
نیت: قصد.
(و). واقف: وقف کننده.
ودیعت: امانت؛ مالی که نزد غیر گذارند تا آن را حفظ نماید.
ورثه: جمع وارث، کسانی را گویند که بعد از مردن شخصی از او ارث میبرند.
(ه). هبه: عطا و بخشش، اصطلاحاً تملیک عین است بدون عوض و بدون اعتبار قصد قربت.
هتک: بیاحترامی، پرده دری نسبت به چیزی.
همزه قطع: همزهای که اگر در وسط کلام واقع شود ساقط نگردد و خوانده شود مثل همزه باب افعال.
همزه وصل: همزهای که اگر در وسط کلام واقع شود ساقط گردد مثل همزه إبن، و إسم.
فهرست منابع متن
قرآن کریم.
عروة الوثقی ج ۱ و۲، آیت الله محمدکاظم یزدی (با حواشی آیات عظام خمینی، خوئی، گلپایگانی، اراکی).
غایة القصوی درترجمه عروة الوثقی، شیخ عباس قمی.
تحریرالوسیله ج ۱و۲، آیت الله العظمی سید روحالله الموسوی الخمینی (ره).
استفتائات ج۱و۲، آیت الله العظمی سید روحالله الموسوی الخمینی (ره).
رساله توضیح المسائل، آیت الله العظمی سید روحالله الموسوی الخمینی (ره).
رساله توضیح المسائل، آیت الله العظمی شیخ محمدعلی اراکی (ره).
رساله توضیح المسائل، آیت الله العظمی سیدابوالقاسم خوئی (ره).
رساله توضیح المسائل، آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی (ره).
مجمع المسائل ۳ جلد، آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی (ره).
هدایة العباد، آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی (ره).
استفتائات ویژه مناسک حج، آیت الله العظمی شیخ محمدعلی اراکی (ره).
ترجمه تحریر الوسیله ۴ جلد، محمدباقرموسوی همدانی.
احکام بانوان، محمد وحیدی.
چند استفتاء مستقل از دفتر آیت الله العظمی اراکی (ره).
استفتایی مستقل از دفتر آیت الله العظمی گلپایگانی (ره).
مناسک حج، آیت الله العظمی سید روحالله الموسوی الخمینی (ره).
استفتائات، آیت الله العظمی شیخ محمدعلی اراکی (ره).
فهرست منابع فصلها
فهرست منابع فصل اول
قرآن و شخص بی وضو.
۱- رساله، م۳۱۷.
۲- عروه، ج۱، فی غایات الوضو، م ۶٫۳؛ تحریر، ج۱، فی غایات الوضوء، م۱.
۳- عروه، ج۱، فی غایات الوضو؛ تحریر، ج۱، فی غایات الوضو؛ رساله، م۳۱۲؛ هدایه، ج۱، غایات الوضو، م۱۴۸.
۴- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۷؛ رساله، م۳۱۷.
۵- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۷ و م۴.
۶- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۵.
۷- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۷.
۸- تحریر، ج۱، فی غایات الوضو؛ هدایه، ج۱، غایات الوضوء، م۱۴۷.
۹- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۸.
۱۰- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۹.
۱۱- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۰.
۱۲- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۱.
۱۳- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۲.
۱۴- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۳.
۱۵- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۹.
۱۶- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۴.
۱۷- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۵؛ رساله، م۳۱۸.
۱۸- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو، م۱۶.
۱۹- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو؛ رساله، م۳۱۶.
۲۰- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو؛ رساله، م۳۱۶.
۲۱- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو؛ رساله، م۳۱۶.
۲۲- عروه، ج۱، فی غایا ت الوضو.
۲۳- استفتائات، ج۱، ص۴۷، س۷۹.
۲۴- استفتائات، ج۱، ص۴۷، س۸۰.
۲۵- استفتائات، ج۱، ص۴۷، س۸۱.
۲۶- استفتائات، ج۱، ص۴۸، س۸۲.
۲۷- استفتائات، ج۱، ص۴۸، س۸۳.
۲۸- استفتائات، ج۱، ص۴۸، س۸۴.
۲۹- مجمع، ج۱، ص۸۰، س۴۸.
۳۰- مجمع، ج۱، ص۸۰، س۴۹.
۳۱- مجمع، ج۱، ص۷۹، س۴۶.
۳۲- مجمع، ج۱، ص۵۲۸، س۵۸.
۳۳- استفتائات، ص ۱۰، س۴.
قرآن و شخص تیمم کننده.
۱- عروه، ج۱، فی احکام التیمم، م۹؛ تحریر، ج۱، فی احکام التیمم، م۲؛ رساله، م۷۲۶؛ هدایه، ج۱، احکام التیمم، م۵۱۴.
۲- عروه، ج۱، فی احکام التیمم، م۳۱؛ تحریر، ج۱، فی مسوّغات التیمم، م۱۵؛ رساله، م۷۲۶؛ هدایه، ج۱، احکام التیمم، م۵۱۴.
۳- استفتائات، ج۱، ص۹۷، س۲۵۱.
۴- مجمع، ج۱، ص۱۵۱، س۹۳.
قرآن و شخص جنب.
۱- عروه، ج۱، فیما یحرم علی الجنب؛ تحریر، ج۱، فی احکام الجنب؛ رساله، م۳۵۵.
۲- رساله، م۳۹۰.
۳- عروه، ج۱، فیما یحرم علی الجنب؛ تحریر، ج۱، فی احکام الجنب؛ رساله، م۳۵۵.
۴- عروه، ج۱، فیما یکره علی الجنب؛ تحریر، ج۱، فی احکام الجنب؛ رساله، م۳۵۶.
۵- عروه، ج۱، فیما یحرم علی الجنب، م۵.
۶- عروه، ج۱، فی غسل الجنابه، ص۲۸۴.
۷- استفتائات، ج۱، ص۵۴، س۱۱۰.
۸- استفتائات، ج۱، ص۶۴، س۱۴۵.
۹- مجمع، ج۱، ص۷۱، س۱۹.
۱۰- استفتاء مستقل.
قرآن و زنهای حائض و نفساء.
۱- عروه، ج۱، فی احکام الحائض؛ تحریر، ج۱، فی احکام الحائض؛ رساله، م۴۵۰؛ هدایه، ج۱، احکام الحیض، م۲۴۴.
۲- رساله، م۴۶۷.
۳- عروه، ج۱، فی احکام الحائض؛ تحریر، ج۱، فی احکام الحائض؛ رساله، م۴۵۰.
۴- عروه، ج۱، فی احکام الحائض؛ تحریر، ج۱، فی احکام الحائض، م۱۶؛ رساله، م۴۴۷.
۵- عروه، ج۱، فی مایحرم علی الجنب، م۵.
۶- عروه، ج۱، فی احکام الحائض، م۴۱.
۷- عروه، ج۱، فی احکام النفساء، م ۱۰؛ تحریر، ج۱، فی النفاس، م۶؛ رساله، م۵۱۳.
۸- استفتائات، ج۱، ص۷۲، س۱۷۰.
۹- استفتائات، ج۲، ص۷۳، س۱۷۱.
۱۰- استفتائات، ج۱، ص۷۳، س۱۷۲.
۱۱- استفتائات، ج۱، ص۷۳، س۱۷۳.
قرآن و زن مستحاضه.
۱- عروه، ج۱، فی احکام الاستحاضه، م۱۷؛ تحریر، ج۱، فی الاستحاضه، م۸؛ رساله، م۴۲۷؛ هدایه، ج۱، ص۵۹، م۲۹۱.
۲- عروه، ج۱، فی احکام الاستحاضه، م۱۸؛ رساله، م۴۲۹–۴۲۸.
۳- عروه، ج۱، فی احکام الاستحاضه، م۱۸؛ تحریر، ج۱، فی احکام الاستحاضه، م۸؛ رساله، م۴۲۹.
قرآن و مسّ کننده میت.
۱- عروه، ج۱، فی غسل مسّ المیت، م۱۷–۱۶؛ تحریر، ج۱، فی غسل مسّ المیت، م۶و۷؛ رساله، م ۵۳۲؛ هدایه، ج۱، ص۶۲، م۳۱۱و.
۲- استفتائات، ج۱، ص۷۸، س۱۸۸.
فهریست فصل دوم
فهرست منابع فصل دوم.
اخلاص در قرائت.
۱- عروه، ج۱، القول فی نیة الصلوة، م ۸ و۹؛ تحریر، ج ۱، فی النیة، م۲.
۲- عروه، ج۱، القول فی نیة الصلوة، م۸.
۳- عروه، ج۱، القول فی نیة الصلوة، م۱۰.
قرائت سور عزائم و سجده تلاوت.
۱- عروه، ج۱، فی سایراقسام السجود، م۲؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱؛ رساله، م۱۰۹۳؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۲، م۸۱۲.
۲- عروه، ج۱، فی سایر اقسام السجود، م۲.
۳- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۴؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۲، م۸۱۲.
۴- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۵؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱؛ رساله، م۱۰۹۳.
۵- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۳.
۶- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۶.
۷- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه ،۷.
۸- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۴؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۵؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۳، م۸۱۶.
۹- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱.
۱۰- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۳؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۴؛ رساله، م۱۰۹۶؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۲، م۸۱۵.
۱۱- تحریر، ج۱، فی مسائل المستحدثه، م۴؛ رساله، م۱۰۹۶.
۱۲- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۹.
۱۳- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۸؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۲؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۲، م۸۱۳.
۱۴- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۸؛ رساله، م۱۰۹۴.
۱۵- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۹.
۱۶- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۶؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۶؛ رساله، م۱۰۹۷؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۳، م۸۱۷.
۱۷- عروه، ج۱، فی الوضوئات المستحبه، م۱.
۱۸- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۸؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۷؛ رساله، م۱۰۹۹؛ هدایه، ج۱، ص۱۶۳، م۸۱۸.
۱۹- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۲.
۲۰- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۲۰.
۲۱- عروه، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۱۱؛ تحریر، ج۱، فی سجدة التلاوه، م۳؛ رساله، م۱۰۹۵،هدایه، ج۱، ص۱۶۲، م۸۱۴.
قرائت سورعزائم درنماز.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۴؛ رساله، م۹۸۳ و ۹۸۴؛ هدایه، ج۱، ص۱۵۰، م۵۶۱.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۴؛ رساله، م۹۸۵؛ هدایه، ج۱، ص۱۵۰، م۷۶۱.
۳- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۶.
قرائت واجب در نماز.
۱- عروه، ج۱، فصل فی القرائة؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائةوالذکر، ص۱۶۴؛ رساله، م۹۸۷، ۹۷۹، ۹۸۰؛ هدایه، ج۱، ص۱۵۰.
۲- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۷.
۳- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۲۹.
۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۰.
۵- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۱.
۶- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۲ و۳۳؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۱۶.
۷- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۴.
۸- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۱۰.
۹- عروه، ج۱، فصل فی الموالاة.
۱۰- تحریر، ج۱، القول فی القرائة والذکر، م۴؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر.
۱۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۰؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۳؛ هدایه، ج۱ص۱۵۰، م۳.
۱۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۹؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۶.
۱۳- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۸؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۵؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷۶۲.
۱۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۱، تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۷، هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷.
۱۵- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۲؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۵؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷۶۲.
۱۶- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۲.
۱۷- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۷.
۱۸- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۶؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۸؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷۶۶.
۱۹- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۸.
۲۰- عروه، ج۱، فصل فی تکبیرةالاحرام، م۵.
۲۱- تحریر، ج۱، فی القرائة، م۹؛ هدایه، ج۱، فی القرائة، م۷۶۸–۷۶۷.
۲۲- تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۰.
۲۳- استفتائات، ج۱، ص۱۵۶، س۱۰۳.
۲۴- استفتائات، ج۱، ص۱۵۶، س۱۰۴ (ترجمه).
۲۵- استفتائات، ج۱، ص۱۵۷، س۱۰۶.
۲۶- استفتائات، ج۱، ص۱۵۷، س۱۰۸.
۲۷- استفتائات، ج۱، ص۱۶۱، س۱۲۳.
۲۸- استفتائات، ج۱، ص۱۵۷، س۱۰۹.
۲۹- مجمع، ج۱، ص۱۷۰، س۱۷۴.
۳۰- مجمع، ج۱، ص۱۷۰، س۱۷۵.
۳۱- مجمع، ج۱، ص۱۶۶، س۱۵۹.
۳۲- مجمع، ج۱، ص۱۶۷، س۱۶۱.
قرائت قرآن در هر جای نماز.
۱- عروه، ج۱، فی مبطلات الصلوة، م۹؛ تحریر، ج۱، فی مبطلات الصلوة، م۱؛ رساله، م۱۱۳۵؛ هدایه، ج۱، م۸۴۳.
۲- عروه، ج۱، فی مبطلات الصلوة، م۱۱.
۳- عروه، ج۲، ختام فی مسائل متفرقه، م۶۱.
۴- عروه، ج۱، فی کیفیة صلوة المیت، م۲.
قرائت قرآن در رکوع و سجود و قنوت.
۱- عروه، ج۱، فصل فی مستحبات السجود، م۳و فصل فی مستحبات الرکوع و مکروهاته، م۲۷؛ رساله، م۱۰۹۲.
۲- عروه، ج۱، فصل فی القنوت، م۱؛ تحریر، ج۱، القول فی القنوت، م۲.
۳- مجمع، ج۱، م۴۳۷.
قرائت در نمازهای مستحبی.
۱- عروه، ج۲؛ صل۶۶، م۷.
۲- استفتائات، ج۱، ص۱۵۷، س۱۰۷.
۳- تحریر، ج۱، فی مقدمات الصلوة، مقدمه اولی، م۲؛ هدایه، ج۱، فی بعض الصلوات المندوبه، م۱۱۰۰.
۴- تحریر، ج۱، فی استحباب صلوة الوحشة؛ هدایه، ج۱، صلوة لیلة الدفن، م۴۵۵.
تجوید و آداب قرائت در نماز.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۷؛ تحریر، فی القرائة، م۱۲؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷۷۱.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۱، تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۳، هدایه، ج۱، ص۱۵۲ القرائة والذکر، م۷۷۲.
۳- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۰، م۵۹.
۴- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۱۵.
۵- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۱۲؛ تحریر، ج۱، فی القرائة، م۲۳.
۶- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۶۰.
۷- تحریر، ج۱، فی شرائط امام الجماعة، م۴؛ هدایه، ج۱، شروط امام الجماعة، م۱۲۵۰.
۸- تحریر، ج۱، فی شرائط امام الجماعة، م۸؛ هدایه، ج۱، شروط امام الجماعة، م۱۲۵۵.
۹- استفتائات، ج۱، ص۱۵۸، س۱۱۳.
۱۰- استفتائات، ج۱، ص۱۵۸، س۱۱۴.
۱۱- استفتائات، ج۱، ص۱۵۹، س۱۱۵.
۱۲- استفتائات، ج۱، ص۱۵۹، س۱۱۶.
۱۳- استفتائات، ج۱، ص۱۶۰، س۱۱۹.
۱۴- مجمع، ج۱، ص۱۷۰، س۱۷۳.
۱۵- مجمع، ج۱، ص۲۳۳، س۱۴.
رعایت یکی از قرائات سبعه.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۰؛ تحریر، ج۱، القول فی القرائة، م۱۴؛ هدایه، ج۱، ص۱۵۳، م۷۷۴.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۷، ۵۸، تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۵.
۳- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۱۴.
احکام ادغام.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۸.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۱.
۳- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۹.
۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۲.
۵- تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۳؛ هدایه، ج۱، ص۱۵۲، م۷۷۳.
۶- مجمع، ج۱، ص۱۶۷، س۱۶۳.
احکام مدّ.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۷و ۴۷؛ تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۳.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۳ و۴۴.
۳- مجمع، ج۱، ص۱۶۸، س۱۶۷.
احکام وقف و وصل.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۰.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۹؛ تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۳؛ رساله، م۱۰۰۴؛ هدایه، ج۱، ص۱۵۳، م۷۷۳.
۳- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۵.
۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۷.
۵- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۴۶.
احکام همزه وصل و قطع.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۸؛ تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۳؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷۷۲.
۲- مجمع، ج۱، س۱۵۱.
رعایت محسنات تجویدی.
۱- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۴.
۲- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۳؛ تحریر، ج۱، فی القرائة، م۱۳؛ هدایه، ج۱، القرائة والذکر، م۷۷۳.
۳- تحریر، ج۱، القول فی تکبیرة الاحرام، م۱؛ هدایه، ج۱، تکبیرة الاحرام، م۷۴۳، ص۱۴۷.
۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۵.
۵- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۵۶.
۶- استفتائات، ج۱، ص۱۵۹، س۱۱۷.
۷- استفتائات، ج۱، ص۱۶۰، س۱۱۸.
۸- مجمع، ج۱، ص۱۶۷، س۱۶۵.
قرائت قرآن در اذان و اقامه.
۱- مجمع، ج۱، ص۱۶۱، س۱۳۵.
قرائت در حج.
۱- تحریر، ج۱، فی واجبات الطواف، م۲۶.
۲- استفتائات، ج۱، ص۴۴۸، س۳۸.
۳- استفتائات ویژه از حضرت آیت الله العظمی اراکی، ص۲۳، س۶۴.
۴- مجمع، ج۱، ص۴۴۳، س۱۶.
۵- مجمع، ج۱، ص۴۴۷، س۳۳.
حفظ نمودن قرآن.
۱- استفتاء مستقل به شماره۳۳۶۵.
۲- استفتاء مستقل.
قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان و مجالس عزا و قرائت به زبان عربی.
۱- استفتائات، ج۱، ص۱۳۷، س۱۰۳.
۲- استفتائات، ج۱، ص۳۳۷، س۱۰۴.
۳- استفتائات، ج۲، ص۷۸، س۷۸.
۴- مجمع، ج۱، ص۱۶۹، س۱۷۲.
شخص روزه دار و غلط خواندن قرآن.
۱- استفتائات، ج۱، ص۳۰۹، س۱۸.
۲- مجمع، ج۱، ص۲۶۶، س۱۷.
۳- مجمع، ج۱، ص۲۶۴، س۱۰.
غنا در قرائت.
۱- تحریر، ج۱، فی المکاسب المحرمه، م۱۳؛ هدایه، ج۱، ص۳۴۰، م۱۶۹۸.
۲- استفتائات، ج۲، ص۱۴، س۳۲.
زن و قرائت قرآن.
۱- تحریر، ج۲، کتاب النکاح، م۲۹.
۲- کتاب احکام بانوان، ص۲۴، س۵.
۳- مجمع، ج۱، ص۱۱۱، س۱۱۲.
۴- مجمع، ج۲، ص۲۳۰، س۶۵۱.
۵- مجمع، ج۲، ص۲۳۰، س۶۵۲.
فهرست منابع فصل سوّم
مستحبات قرائت در نماز.
عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة.
سورههایی که مستحب است در نمازها خوانده شود.
۱- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، فصل۲۶؛ تحریر، ج۱، فی القرائة، م۲۱.
۲- تحریر، ج۱، فی صلوة الجمعه، فرع پنجم.
۳- تحریر، ج۱، فی صلوة الآیات، م۱۱.
۴- تحریر، ج۱، القول فی صلوة العیدین.
۵- تحریر، ج۱، صلوة الاستسقاء.
۶- عروه، ج۲، فی صلوة جعفر (ع)، م۲.
موارد استحباب خواندن یا نوشتن قرآن کریم.
۱- عروه، ج۱، فی بعض مستحبات الوضوء.
۲- عروه، ج۱، فصل فی التعقیب، م۳۶؛ تحریر، ج۱، القول فی التعقیب، م۱؛ رساله، م۱۱۲۲.
۳- تحریر، ج۱، فی واجبات الطواف، م۲۶.
۴- عروه، ج۱، فی احکام الحائض، م۴۱.
۵- عروه، ج۱، فصل فی احکام الاموات، فصل عیادة المریض.
۶- عروه، ج۱، فصل فیما یتعلق بالمحتضر.
۷- عروه، ج۱، فصل فی مستحبات الکفن.
۸- عروه، ج۱، فی مستحباتِ الدفن.
۹- عروه، ج۱، فی مستحبات الدفن، مورد۳۵.
۱۰- عروه، ج۱، فی مستحبات الدفن، مورد۳۴.
مکروهات قرائت در نماز.
۱- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۱.
۲- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۲.
۳- عروه، ج۱، فی مستحبات القرائة، م۳.
۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۱۰.
۵- عروه، ج۱، فی مستحبات السجود، م۳.
۶- رساله، م۱۱۵۷.
۷- تحریر، ج۱، فی مکان المصلی، م۲۰.
موارد کراهت خواندن قرآن.
۱- عروه، ج۱، فصل فیما یکره علی الجنب؛ تحریر، ج۱، القول فی احکام الجنب؛ رساله، م۳۵۶.
۲- تحریر، فی احکام الحائض، م۱۶.
۳- عروه، ج۱، فی احکام النفاس، م۱۰.
بعضی مکروهات دیگر در ارتباط با قرآن.
۱- در فصل اول گذشت.
۲- عروه، ج۲، کتاب النکاح، م۱۱.
فهرست منابع فصل چهارم
سپردن کودک برای یادگیری قرآن.
۱- تحریر، کتاب الحجر، م۱۱.
گرفتن اجرت برای خواندن، نوشتن و تعلیم قرآن.
۱- تحریر، ج۱، فی المکاسب المحرمه، م۱۸؛ هدایه، ج۱، م ۱۷۱۰، ۱۷۱۲٫۱۷۱۱.
۲- عروه، ج۲، فی احکام الاجاره.
۳- عروه، ج۲، فی احکام الاجاره.
۴- عروه، ج۱، فی احکام القرائة، م۳۵.
۵- عروه، ج۲، فی احکام الاجاره، خاتمه، م۳.
۶- عروه، ج۱، فیما یحرم علی الجنب، م۷.
۷- مجمع، ج۱، ص۴۱۷، س۳۵.
۸- مجمع، ج۲، ص۵۶، س۱۳۶.
۹- مجمع، ج۲، ص۶۰، س۱۵۱.
فهرست ومنابع فصل ششم
میت وقرآن.
الف) نوشتن قرآن برکفن میت:.
۱- عروه، ج۱، فی مستحبات الکفن؛ تحریر، ج۱، فی مستحبات الکفن؛ هدایه، ج۱، ص ۷۴، م۳۷۲.
ب) گذاشتن قرآن درقبر:.
۱- عروه، ج۱، فی مستثنیات حرمة النبش، م ۷؛ رساله، م۶۴۳.
ج) قرائت قرآن بر میت ومحتضر:.
۱- عروه، فی مستحبات الدفن، م۱۶.
۲- عروه، فیمایتعلق بالمحتضر؛ رساله، م۵۳۹.
۳- عروه، فی مستحبات الدفن، م۶۲۹.
۴- تحریر، فی مستحبات الدفن؛ رساله، م ۶۳۰؛ هدایه، ج۱، ص ۸۷، م۴۲۹.
۵ - عروه، فی مستحبات الدفن؛ رساله، م۶۳۳.
۶ - عروه، فی مستحبات الدفن.
۷- مجمع، ج۱، ص ۹۳، س۳۷.
۸- مجمع، ج۱، ص ۹۳، س۳۹.
۹- مجمع، ج۱، ص ۹۷، س۵۹.
۱۰- مجمع، ج۱، ص ۱۱۱، س۱۱۳.
وصیت به قرائت قرآن:.
۱- مجمع، ج۲، ص ۲۹۶، س۸۴۷.
۲- مجمع، ج۲، ص ۲۹۷، س۸۴۹.
۳- مجمع، ج۲، ص ۳۰۵، س۸۷۰.
پسر بزرگتر و ارث بردن قرآن:.
۱- تحریر، ج۲، کتاب المواریث، الامرالخامس؛ رساله، م۲۷۸۰.
۲- رساله، م۲۷۸۱.
۳- مجمع، ج۳، ص۱۸۰، س۳۷.
فهرست منابع فصل هفتم:
وقف نمودن قرآن:.
۱- تحریر، ج۲، کتاب الوقف، م۳۱.
۲- رساله، م۱۹۸۲.
۳- تحریر، ج۲، کتاب الوقف، م۹۶.
۴- مجمع، ج۲، ص ۳۵۹، س۱۰۳۳.
۵- مجمع، ج۲، ص۴۱۳، س۱۱۸۶.
۶- استفتائات، ج۲، ص ۳۷۰، س۸۸.
۷- استفتائات، ج ۲، ص ۳۸۳، س۱۱۹.
نذر و سوگند به قرآن:.
۱- تحریر، ج۲، کتاب الیمین، م۵.
۲- عروه، ج۱، فی غایات الوضوء، م۲.
۳- رساله، م۳۱۶.
استخاره با قرآن:.
۱- استفتائات، ج۲، ص ۲۸، س۷۳.
۲- استفتائات، ج۲، ص ۲۸، س۷۴.
۳- استفتائات، ج۲، ص ۲۹، س۷۶.
قرائت در مساجد و زیارتگاهها:.
۱- تحریر، ج۲، کتاب احیاء الموات والمشترکات، م ۱۹–۱۵.
تزیین قرآن با طلا ونقره:.
۱- رساله، م۲۳۳.
مالکیت کافر بر قرآن:.
۱- تحریر، ج۳، ص ۹۹، م ۱، کتاب الهبة، ص ۱۶۹، م۱۶.
۲- استفتاء مستقل.
خرید و فروش قرآن:.
۱- استفتاء مستقل.
پانویس
- ↑ گلپایگانی (ره): احتیاط مستحب آن است که موی خود را هم به خط قرآن نرساند. (رساله، م۳۲۳)
- ↑ خوئی (ره): بلکه در مواردی که مو عرفاً از توابع پوست محسوب شود این حکم اظهر است. (عروه)
- ↑ خوئی (ره): بنابر احتیاط واجب. (عروه)
- ↑ گلپایگانی (ره): احتیاط واجب آن است که ا سم مبارک پیامبر (ص) و امام و حضرت زهرا - علیهم السلام - را مسّ نکند. (رساله، م ۳۲۵). - خوئی (ره): بهتر آن است که اسم مبارک پیغمبر و امام و حضرت زهرا - علیهم السلام - را مسّ نکند. (رساله، م ۳۲۵)
- ↑ اراکی (ره): و اگر بیاحترامی نباشد احتیاط مستحب آن است که مس نکند. (رساله، م ۳۱۷)
- ↑ خوئی (ره): بنابر احتیاط واجب حرام است مسّ اسم خداوند متعال و صفات خاصّه او به هر زبانی که نوشته شده باشد. (رساله، م ۳۲۵)
- ↑ ابتدایی، یعنی قبل از مس، فاقد طهارت باشد و در این حالت قرآن را مس نماید؛ استدامی، یعنی درحالی که با وضوء قرآن را مسّ نموده است فاقد طهارت شود و به مسّ خویش ادامه دهد. (مؤلف)
- ↑ خوئی (ره): البته این در صورتی است که نوشتن آن، غلط محسوب نشود. (عروه)
- ↑ حضرت امام (ره) این وجوب محو را وجوب عقلی میدانند و اضافه نمودهاند که چون برای وضو گرفتن، لمس آن حرام است پس میتواند وضو را ارتماسی بگیرد و یا آب روی آن بریزد ولی دست نکشد؛ و در صورتی که محوکردن ممکن نباشد لازم است همین گونه وضو بگیرد تا مرتکب حرام نشود. (عروه)
- ↑ گلپایگانی (ره): بلکه اگر بخواهد فاقد طهارت شود احوط وجوب محو است. (عروه)
- ↑ خوئی (ره): اظهر جواز آن است. (عروه)
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ امام خمینی (ره). (عروه)
- ↑ خوئی (ره): بلکه عدم حرمت بعید است. (عروه). - گلپایگانی (ره): بلکه احوط، حرمت است. (عروه)
- ↑ اراکی (ره): ظاهر، حرمت آن است مخصوصاً اگر با چیزی بنویسد که اثرش باقی بماند. (عروه). - گلپایگانی (ره): ظاهر، بلکه احوط، حرمت آن است، مخصوصاً اگر با چیزی بنویسد که اثرش باقی بماند. (عروه). - خوئی (ره): در حرمت آن اشکال است، گرچه احوط ترک آن است، (عروه)
- ↑ امام خمینی (ره). (عروه)
- ↑ گلپایگانی (ره): به این که آنها را امر به مسّ کند یا دست آنها را گرفته و بر کلمات قرآن بگذارد؛ ولی دادن قرآن به آنها برای یادگیری یا امر کردن آنها به گرفتن قرآن، پس اشکالی در رجحانِ آن نیست، گرچه بداند عادتاً آن را مسّ میکنند. (عروه)
- ↑ امام خمینی (ره). (عروه)
- ↑ عبارت آخر این مسئله یعنی جمله (وتا ممکن است از...) در رساله عملیه آیات عظام خوئی و گلپایگانی موجود نیست
- ↑ گلپایگانی (ره): دراین صورت اقوی جواز آن است. (عروه)
- ↑ خوئی (ره): به هر زبانی که باشد. (رساله، م ۳۶۱)
- ↑ خوئی (ره): و بهتر آن است که اسم پیغمبران و امامان و حضرت زهرا - علیهم السلام - را نیز مسّ نکند. (رساله م۳۶۱). - این حکم در مورد نام حضرت زهرا - علیها السلام - در رساله فارسی آیت الله گلپایگانی به صورت فتوا ذکر شده نه احتیاط واجب (رساله، م۳۶۱)
- ↑ خوئی (ره): اگر بر جایی از بدن آیه قرآن یا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد چنانچه بخواهد وضو یا غسل را ترتیبی به جا آورد باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد. (رساله، م۳۹۶). - گلپایگانی (ره): بنابر احتیاط واجب اگر ممکن است باید آن را از بین ببرد و اگر ممکن نیست باید وضو و غسل را ارتماسی انجام دهد و چنانچه بخواهد وضو یا غسل را ترتیبی به جا آورد باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد. (رساله، م ۳۹۶)
- ↑ البته آیات عظام گلپایگانی وخوئی حرمت قرائت را مختص به آیات سجده میدانند نه باقی سوره، گرچه آیت الله گلپایگانی اضافه نمودهاند: (احتیاط مستحب آن است که آیات دیگر سوره سجده را نیز نخواند. (رساله، م ۳۶۱)
- ↑ خوئی (ره): خواندن بیش از هفت آیه از قرآن که سجده واجب ندارند بر جنب مکروه است. (رساله، م ۳۶۲)
- ↑ خوئی و گلپایگانی (ره): اقوی جواز قرائت است زیرا قبلاً گذشت که حرمت قرائت مختص به آیات سجده است. (عروه)
- ↑ گلپایگانی (ره): در مسّ اسامی پیامبران و ائمه (ع) فتوا به حرمت میدهند. (هدایه)
- ↑ گلپایگانی (ره): خواندن آیاتِ سجده بر حائض حرام است. (هدایه، ج۱، م۲۴۵)
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ گلپایگانی و خویی (ره): اقوی جواز قرائت آن است زیرا قبلاً گذشت که حرمت قرائت مختص به آیات سجده است. (عروه)
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ گلپایگانی (ره): احتیاط آن است که مستحاضه غیر از نماز هرکاری را که شرط آن طهارت است مثل دست کشیدن به خط قرآن، ترک کند، مگر در صورتی که بر او واجب باشد. (رساله، م ۴۳۳)
- ↑ لازم است ذکر شود که عبارت عروه در این رابطه چنین است: (مثلاً اگر مس نوشته قرآن واجب شود ...) و هیچیک از مراجع موردنظر بر آن حاشیهای ندارند و مثال فوق از توضیح المسائل استخراج شده است
- ↑ خوئی (ره): مستحاضهای که برای نماز وضو گرفته یا غسل کرده بنابر احتیاط نمیتواند در حال اختیار جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند؛ و در حال اضطرار جایز است، ولی بنابر احتیاط باید وضو بگیرد. (رساله، م ۴۳۳)
- ↑ خوئی (ره): اگر بخواهد پیش از وقت نماز آیهای را که سجده واجب دارد بخواند بنابر احتیاط مستحب باید غسل کند. (رساله، م۴۳۵)
- ↑ گلپایگانی (ره): اگر بخواهد پیش از وقت نماز سورهای که سجده واجب دارد بخواند، بنابر احتیاط واجب باید غسل کند. (رساله، م۴۳۵). - اراکی (ره): اگر مستحاضه، غسلهای واجب خود را به جا آورد، چنانچه بین نماز و غسل فاصله نینداخته باشد، خواندن سورهای که سجده واجب دارد برای او حلال میشود ولی اگربین غسل ونماز فاصله انداخته باشد، احتیاط واجب آن است که برای خواندن سورهای که سجده واجب دارد غسل جداگانهای انجام دهد؛ و اگر غسلهای واجب خود را انجام ندهد بنابر احتیاط واجب نمیتواند سورهای که سجده واجب دارد بخواند. (رساله، م۴۲۵)
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ . در عروه چنین آمده است: (غسلی که برای نماز کرده است برای مسّ نوشته قرآن کفایت میکند، بلی اگر بخواهد مسّ را تکرار کند، واجب است تکرار وضو وغسل علی الاحوط. بلکه احوط ترک مسّ است برای او مطلقاً). و هیچکدام از مراجع مورد نظرهم در این مورد اظهار نظرنکردهاند
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ خوئی (ره): خواندن آیههایی که سجده واجب دارند. (رساله، م ۵۳۸)
- ↑ گلپایگانی (ره): باید غسل کند و وضو هم بگیرد. (رساله، م۵۳۸). - اراکی (ره): باید غسل کند و وضو هم بگیرد. (رساله، م۵۲۸)
- ↑ خوئی (ره): ولی برای نماز و مانند آن باید غسل کند. (رساله، م۵۳۸)
- ↑ با تأمل در تقسیم فوق، که از کتاب عروة الوثقی (بحث نیت، مسئله ۸و۹) استخراج شده آشکار میشود که ریا، فقط در صورتی مبطل است که به خود عمل بازگشت نموده و بااصل عمل متحد باشد، برخلاف ریاهای غیرمبطل که به مقدمات، مؤخرات ویا امور خارج از عمل بازگشت مینمایند و چون اصل عمل ریایی نبوده باطل نیست
- ↑ اصول کافی، ج۴، ص۴۲۰، ح.
- ↑ گلپایگانی واراکی (ره): در این صورت سجده کردن مستحب است. (عروه). - خوئی (ره): و ظاهر این است که درشنیدن بدون اختیار، سجده واجب نیست، اگرچه سجده نمودن بهتر است. (رساله، م ۱۱۰۲).
- ↑ گلپایگانی (ره): خصوصاً اگرلفظ (سجده) آیات باشد. (هدایه).
- ↑ خوئی (ره): یا گوش دادن (رساله، م ۱۱۰۵).
- ↑ اراکی (ره): بنابراحتیاط واجب، سجده کردن لازم است و همچنین اگراز مثل گرامافون وضبط صوت آیه سجده را بشنود. (رساله، م ۱۰۸۸).
- ↑ گلپایگانی (ره): اگر انسان از بچه غیر ممیز که خوب و بد رانمی فهمد یا ازکسی که قصد خواندن قرآن ندارد، آیه سجده را بشنود احتیاط واجب است که سجده کند، اگر قرائت صدق کند، و همچنین است اگر از مثل نوار، آیه سجده را بشنود. (رساله، م ۱۱۰۵).
- ↑ امام خمینی (ره).
- ↑ امام خمینی (ره). گلپایگانی (ره): در دو صورت اخیر (۱- تکرار سبب، پشت سرهم نباشد. ۲- تکرار پشت سرهم باشد ولی برای دفعه قبلی سجده نکرده باشد) بنابر احتیاط واجب، تکرار لازم است. (هدایه).
- ↑ . گلپایگانی (ره): اگر انسان در موقعی که آیه سجده را میخواند از دیگری هم بشنود، بنابراحتیاط واجب، باید دو سجده نماید. (رساله، م ۱۰۳). - خوئی (ره): اگر انسان موقعی که آیه سجده را گوش دهد خودش نیز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید دو سجده نماید. (رساله، م ۱۰۳)
- ↑ امام خمینی و اراکی (ره).
- ↑ خوئی (ره): بنابر ظاهر اکتفاء کردن به یک سجده جایز است. - اراکی وگلپایگانی (ره): بنابراحوط تکرار سجده لازم نیست. (عروه).
- ↑ گلپایگانی (ره): احتیاط واجب آن است که درسجده واجب قرآن پیشانی را برمهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بنابراحتیاط مستحب جاهای دیگر بدن را بر زمین بگذارد. (رساله، م ۱۱۰۷). - خوئی (ره): احتیاط واجب آن است که در سجده واجب قرآن پیشانی را بر مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است گذاشته و جاهای دیگر بدن را به دستوری که در سجده نماز گفته شد برزمین بگذارد. (رساله، م ۱۱۰۷). - اراکی (ره): احتیاط آن است که مواضع هفتگانه را برزمین بگذارد وپیشانی را برچیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد. (عروه).
- ↑ گلپایگانی (ره): بنابر احتیاط بلند نبودن محل سجده از جای پا به مقدار بیشتر از چهارانگشت معتبر است؛ و اقوی اکتفا کردن به صِرف سجده است. (عروه). - خوئی (ره): بنابر احتیاط واجب جای پیشانی او از جای سرانگشتانش بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد. (رساله، ۱۱۰۶). - اراکی (ره): جای پیشانی از جای زانوها و سرانگشتان بیش از چهارانگشت بسته نباید بلند باشد. (رساله، م۱۰۸۹).
- ↑ گلپایگانی (ره): و همچنین موافق با احتیاط است. (عروه).
- ↑ گلپایگانی (ره): مقارنت کافی نیست و حتماً باید نیت مقدم باشد. (عروه). - خوئی واراکی (ره): مقارنت نیت با سجده هم کفایت میکند. (عروه).
- ↑ امام خمینی (ره) و گلپایگانی (ره).
- ↑ خوئی (ره): بنابراحوط، ولی اگرخواند، حکم به صحت نماز خالی از وجه نیست. (عروه).
- ↑ گلپایگانی (ره): باطل شدن نماز با خواندن غیرآیات سجده (آیات دیگر سور عزائم) محل اشکال است پس باید احتیاطاً نماز را تمام کند و بعداً هم آن را اعاده کند. (هدایه).
- ↑ خوئی، اراکی وگلپایگانی (ره): در صورتی که در هنگام شروع، قصد اتمام سوره، یا خواندن تا بعد از آیه سجده را داشته باشد
- ↑ گلپایگانی (ره): بنابراحتیاط برای سجده واجب، اشاره کند و سوره را تمام کند وبعد یک سوره دیگر احتیاطاً به قصد قربت مطلقه بخواند و به رکوع رود و نماز را تمام کند و بعد از نماز بنابر احتیاط سجده آن را به جا آورد. (رساله، م ۹۹۳). - اراکی (ره): بنابر احتیاط واجب باید در بین نماز با اشاره سجده آن را به جا آورد و سپس سوره را تمام کرده و سوره دیگری هم به قصد قربت بخواند و پس از خاتمه نماز را اعاده کند. (رساله، م ۹۷۶). - خوئی (ره): بنابر اظهر جایز است به همین سوره اکتفا ونماز را تمام کند واحوط این است که در نماز با اشاره، سجده کند و پس از نماز نیز سجده را انجام دهد. (عروه).
- ↑ از امام خمینی (ره). (عروه)
- ↑ تمامی اختلاف نظرها و فتاوای مذکور در تعلیقه شماره۴ مسئله قبل در این قسمت از مسئله نیز جاری است
- ↑ خوئی (ره): اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد نمازش صحیح است و بنابراحتیاط به سجده، اشاره نماید و بعد از نماز، سجده آن را به جا آورد. (رساله، م ۹۹۴). - اراکی (ره): اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد احتیاط واجب آن است که به اشاره یا بطور عادی سجده کند و نماز را تمام کند و سپس سجده را اعاده نماید. (رساله، م ۹۷۷). - گلپایگانی (ره): اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد نمازش صحیح است و بنابر احتیاط برای سجده واجب، اشاره کند و بعد از نماز هم سجده را به جا آورد. (رساله، م ۹۹۴).
- ↑ گلپایگانی (ره): احتیاط واجب است که در این صورت ترتیب را تدارک نماید و نماز را تمام کند، سپس آن را اعاده نماید. (عروه).
- ↑ خوئی (ره): بلکه سوره توحید نزد معظم امامیه پنج آیه میباشد. (عروه).
- ↑ خوئی (ره): بنا بر احتیاط واجب در دل خود قرائت کند ولو توهّماً. (عروه).
- ↑ گلپایگانی (ره): بنابر احتیاط واجب یاد بگیرد. (عروه).
- ↑ خوئی (ره): در صورتی که متمّکن است با اقتدا کردن نماز را صحیح به جا آورد و وجهی برای وجوب تعلم نیست. (عروه). - اراکی (ره): در صورت تمکن از اقتدا، واجب بودن تعلم، محل نظر بلکه منع است. (عروه).
- ↑ امام خمینی (ره).
- ↑ امام خمینی (ره).
- ↑ اراکی (ره): بلکه مادامی که از نصف تجاوز نکرده باشد. (عروه)
- ↑ اراکی (ره): بلکه مادامی که از نصف تجاوز نکرده باشد. (عروه)
- ↑ امام خمینی (ره). (عروه).
- ↑ امام خمینی، اراکی، گلپایگانی (ره): احتیاط ترک نشود. (عروه). - خوئی (ره): اگر اقوی نباشد، احوط آن است که ترک نشود. (عروه).
- ↑ جامع الاخبار، ج۱، ص
- ↑ سوره انفال (۸)، آیه
- ↑ در صفحه بعدی به دو نمونه از این نمازها اشاره میشود
- ↑ امام خمینی .(ره).
- ↑ سوره انبیاء (۲۱)، آیه
- ↑ سوره انعام (۶)، آیه
- ↑ خوئی (ره): حکم به صحت، بعید نیست. (عروه)
- ↑ گلپایگانی (ره) و اراکی (ره): بلکه اقوی آن است که اعاده یا قضا نماید. (عروه)
- ↑ امام خمینی (ره): احتیاط ترک نشود. (عروه).
- ↑ خوئی (ره): قرائت به طریقه عربی کفایت نمیکند زیرا آنچه واجب است خصوص قرائت قرآن میباشد نه آنچه که قرائت عربی صحیح بر آن صدق کند، بلی ظاهراً خواندن به یکی از قرائات متعارف نزد مردم کفایت میکند هر چند از غیر قرائات هفتگانه باشد. (عروه).
- ↑ امام خمینی (ره). - گلپایگانی (ره): قرائت به همزه با ضمّ (فاء) بهتر است. (هدایه، ج۱، م۷۷۵).
- ↑ گلپایگانی (ره) و خوئی (ره): احتیاط واجب ترک وقف بر متحرک و وصل به سکون است. (رساله).
- ↑ امام خمینی (ره): اگرچه عدم وجوب خالی از قوت نیست. بلکه عدم لزوم رعایت وقف به حرکت و وصل به سکون خالی از قوت نیست. (عروه).
- ↑ راکی و گلپایگانی (ره): این نحو قرائت (یعنی حذف تنوین) اشکال دارد. - خوئی (ره): این نحو قرائت (یعنی حذف تنوین) اشکال دارد و احوط عدم حذف تنوین است. (عروه).
- ↑ در این مسئله با قدری تغییر در عبارت فتوای مرحرم سیدکاظم یزدی در عروه سعی شده متن را متناسب با فتوای حضرت امام (ره) و حواشی مراجع دیگر تنظیم نمائیم
- ↑ جامع الاخبار و الآثار، ج۱، ص۳۵۴، ح۵؛ بحارالانوار، ج۹۲، ص
- ↑ اصول کافی، ج۴، ص۴۱۷، ح
- ↑ اصول کافی، ج۴، ص۴۱۸، ح
- ↑ ترجمه اصول کافی، ج۴، ص
- ↑ اشاره به آیت شریفه: (... فَلا تَخضَعنَ بالقولِ فَیَطمَعَ الذّی فی قَلبه مَرَض) احزاب (۳۳) آیه ۳۲
- ↑ میزان الحکمة، ج۸، ص۸۶؛ بحارالانوار، ج۹۲، ص
- ↑ اصول کافی، ج۴، باب ترتیل القرآن، ح
- ↑ بحارالانوار، ج۹۲، ص
- ↑ بحارالانوار، ج۹۲، ص۱۹۵؛ میزان الحکمة، ج۸، ص
- ↑ جامع الاخبار، ج۱، ص۲۶۴؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص
- ↑ بحارالانوار، ج۹۲، ص
- ↑ جامع الاخبار، ج۱، ص۲۸۹ (به نقل از اصول کافی).
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص
- ↑ میزان الحکمه، ج۸، ص
- ↑ جامع الاخبار، ج۱، ص۳۲۸ (به نقل از اصول کافی)
- ↑ کنزالعمال، ج۱، ص
- ↑ جامع الاخبار، ج۱، ص ۳۰۱
- ↑ بحارالانوار، ج۹۲، ص۱۹، جامع الاخبار، ج۱، ص۳۵۴، ح
- ↑ واضح است که قرائت قرآن فی نفسه مستحب است، لکن در احادیث و روایات متعددی، بر تلاوت بعضی از آیات و سور در مواضع و موارد خاصی تأکید شده است).
- ↑ سوره یونس(۱۰)، آیه
- ↑ امام خمینی (ره). (عروه)
- ↑ گلپایگانی (ره): احتیاط ترک نشود. (عروه).
- ↑ خصال، ص۳۵۷، ح۴۲. مرحوم صدوق (ره) در صفحه ۳۵۸ کتاب (خصال) ذکر کردهاند که نهی در این حدیث بر کراهت دلالت دارد نه بر حرمت
- ↑ بحارالانوار، ج۹۲، ص۲۱۶، ح
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۶۱۳، ح
- ↑ ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص
- ↑ وسایل. ج۴، ابواب قرائت قرآن، ح
- ↑ همان، ح.
- ↑ نهج البلاغه، حکم ۳۹۹؛ میزان الحکمة، ج۸، ص
- ↑ امام خمینی (ره).
- ↑ خوئی (ره): در رعایت نکردن ترتیب اشکال است و اشکال بیشتر است در جواز رعایت نکردن ترتیب در آیات سوره، چون ظاهراً این اِجاره منصرف است به ترتیب خواندن قرآن خصوصاً در ترتیب آیات. - گلپایگانی (ره): بلکه باید به ترتیب بخواند برای اینکه اِطلاق اِجاره منصرف است به ترتیب، چنانکه متعارف نیز همین است. بله در صورت وجود قرینه بر لازم نبودن ترتیب، اگر ترتیب را مراعات نکند اشکالی ندارد. (عروه).
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ گلپایگانی (ره): در صورتی که سهو به مقدار متعارف باشد
- ↑ امام خمینی (ره).
- ↑ امام خمینی (ره) و گلپایگانی (ره) و اراکی (ره): (جایز نیست) بنابر احوط، و همچنین برای تعلیم سایر اجزای واجب نماز. (عروه). - خوئی (ره): در عدمِ جواز، تأمل است بلکه ظاهر، جواز آن است. (عروه).
- ↑ تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۷۶، ح
- ↑ در عروه چنین آمده است: (بهتر آن است که برای ایمنی ازآلوده شدن، ادعیه مذکور و قرآن برکفن نوشته نشود بلکه آنها را بر قطعهای جداگانه بنویسند و روی سینه یا بالای سرمیت قراردهند) و مراجع دیگر هم اظهار نظر نکردهاند
- ↑ گلپایگانی (ره): و موجب هتک حرمت ومنافی با احترام آنها نیست. (هدایه).
- ↑ امام خمینی (ره).
- ↑ در رساله آیتالله خوئی (ره)، این قید موجود نیست
- ↑ امام خمینی (ره) و اراکی (ره)، (رساله).
- ↑ آیات عظام خوئی، گلپایگانی و اراکی (ره): اگراز این چهار چیز (به نظر آقای خوئی (ره) سه چیز اول) بیشتراز یکی دارد، مثلاً دو قرآن یا دو انگشتر دارد احتیاط واجب آن است که پسر بزرگ درآنها با ورثه دیگر مصالحه کند
- ↑ امام خمینی (ره)
- ↑ درراللئالی، ج۱، ص
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۶۲۹، ح







