فرهنگ مصادیق:آثار ایمان به معاد

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۰ توسط User6 (نظرات | مشارکت‌ها) (User6 صفحهٔ آثار ایمان به معاد را به فرهنگ مصادیق:آثار ایمان به معاد منتقل کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
آثار ایمان به معاد

مقدمه

تنها در سایه ایمان به مبداء و معاد است که پوچی و بی هدفی از کوی جان آدمی رخت برمی بندد و از صحنه‌های اجتماعی محو می‌شود و در پرتو آن زندگی بشر روشنایی و فروغ می‌یابد .
اعـتـقـاد بـه اصـل مـعـاد، تـحـولی بـس ژرف در سـاخـتـار انـدیـشـه ، روان و عـمـل آدمـی پـدیـد مـی آورد و شـعـاع انـدیـشـه اش را از قلمرو طبیعت و مرزهای مادّی می‌رهاند. این تـحـول و دگـرگـونی ، که زاییده آن باور و اعتقاد راستین است، پیامدهایی گسترده در رشد و تکامل و زندگی فردی و اجتماعی انسان به همراه دارد، به تلاش و کوشش انسان جهت معنوی می‌دهد، گستره عمل او را تا دامنه ابدیت می‌گستراند، به کالبد جامعه روح معنویت می‌دمد و انسان را برای مقصدی دوردست به تلاش وامی دارد.
اینک، به اختصار، برخی از آثار سازنده ایمان به معاد را برمی شماریم:

تفاوت در بینش‌ها

با وجود ایمان به معاد، زندگی هدف دار می‌شود و همه اعمال و رفتار انسان مومن به معاد به سوی تامین معاد، جهت می‌یابد. در حالی که انسان غیر مومن به معاد، هدفی را برای مجموعه زندگی خود نمی‌یابد و زندگی برای او هدف دار، جهت دار و معنی دار نیست. او برای رفتار خود چارچوبی نمی‌شناسد، هر گونه خواست و اراده کرد و دوست داشت عمل می‌کند یا حتی رفتار خود را مطابق دلخواه بدون احساس محدودیت، تغییر می‌دهد.
قرآن در این باره می‌فرماید: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ». [۱]
بلکه انسان می‌خواهد در پیش روی خود، راه را باز کند (مانعی برای آن چه می‌خواهد انجام دهد نبیند) از این رو نسبت به قیامت اظهار تردید کرده و می‌پرسد قیامت کی خواهد بود؟!
همچنین ایمان به معاد نگاه به زندگی دنیا را نگاه به مرحله‌ای مقدماتی، گذرا و ناپایدار می‌سازد و مومن به معاد خود را در حال فراهم کردن توشه و لوازم زندگی ابدی و جاودانی برای پس از مرگ می‌شمارد و حال آن که منکر معاد زندگی را منحصر به دنیا و دنیا را همه دوره حیات خود می‌پندارد. زندگی برای او همین مدت محدود، همراه با همه رنج‌ها، سختی‌ها و مشکلات گوناگون است.
از این رو، افسردگی، نا امیدی، اضطراب روانی، بلا تکلیفی، احساس پوچی و بی هدفی بر این گونه زندگی سایه می‌افکند و اگر رو به لذت‌های ناپایدار آن می‌آورد، به دلیل این است که در میان این همه ناکامی‌های زندگی دنیا، دمی لذت غنیمت است و در واقع روی آوردن به قمار، شراب و شهوات جنسی یک نوع خود فریب دادن و سرگرم شدن است تا این عمر محدود پایان پذیر بی هدف، به هر جهت بگذرد.
من از شما سۆال می‌کنم کدام یک از این دو مکتب می‌تواند، به اجراء قوانین و تحکیم عدالت اجتماعی و حفظ حقوق همنوعان کمک کند؟ آیا آن مکتبی که می‌گوید: جهان، صاحبی و خدائی دانا، توانا، عادل و دادگر ندارد و پس از مرگ، برای اعمال او حساب و کتابی در کار نیست،یا مکتبی که می‌گوید هر عملی هر چند کوچک باشد، در روز بازپسین، حساب و کتابی خواهد داشت؟
در صورتی که ایمان به معاد، زندگی دنیا را مقدمه‌ای بر آخرت قرار می‌دهد که فرد باید در این مزرعه بذری بیفشاند تا از ثمره کار خود در زندگی بی پایان آخرت، بهره مند شود. در این دیدگاه همه چیز، ابزار رشد، کمال و ترقی انسان می‌شود و زندگی پر نشاط و امید آفرین خواهد بود.

آرامش در بیکرانه‌ها

اعـتـقـاد بـه زنـدگـی پـس از مرگ ، دامنه پرواز اندیشه آدمی را از عالم خاکی می‌رهاند و آفاق انـدیـشـه اش را از تـنـگنای زندگی مادی آزاد می‌کند.
پیروان مکتب‌های مادّی، به گمان این که انسان موجودی مادّی است، او را در دیوارهای بیجان مادّه زندانی می‌کنند و توان و کوشش او را در پـهـنـه طـبـیـعـت مـحـدود مـی سازند و سعادت آدمی را در چارچوب زندگی مادّی ترسیم می‌کنند و سـرانـجـام، تـلاش، کـوشـش، فـرجـام زنـدگـی و هـسـتـی اش را در دل تیره خاک و پهنه بی فروغ و تاریک جهان مادّی مدفون می‌سازند.

ایمان

نتیجه قطعی این بینش، احـسـاس پـوچـی و بـیـهـودگـی اسـت که هرگونه معنا و مفهوم را از زندگی بشر سلب کرده و روزنه امید را به روی او می‌بندد.
بـنـابراین، تنها در سایه ایمان به مبداء و معاد است که پوچی و بی هدفی از کوی جان آدمی رخت برمی بندد و از صحنه‌های اجتماعی محو می‌شود و در پرتو آن زندگی بشر روشنایی و فروغ می‌یابد.

مسئولیت آفرینی

مسۆولیت، تعهّد، ایثار، فداکاری و شهادت، واژه‌هایی زیبایند که در تاریخ مبارزه‌های ملت‌ها بر سر زبان‌ها بوده و همه مکتب‌های دینی و فکری پیروان خود را به آن فراخوانده‌اند. اما با اندکی دقت معلوم می‌شود که تنها در پرتو ایمان به معاد و قیامت این کلمات معنای حقیقی و مفهوم واقـعـی خـود را مـی یـابـنـد. مـکـتـب هـای مـادّی، چـون مـی خـواهـنـد مـسـۆ ولیـت و تـعـهـد را در دل پـیـروان خـود بـنـشـانـنـد، آنان را در برابر وجدان جامعه، مردم، محرومان، تاریخ و... مسۆ ول می‌خوانند، ولی از آن رو که این گونه شعارها، بی ریشه‌اند، نمی‌توانند آن احساس مسۆ ولیت راستین را در نهاد افراد بیافرینند.
در آیین آسمانی ، در پرتو ایمان به خدا و اعتقاد به روز پاداش این ارزش‌های والا به روشنی جـلوه گـر اسـت ؛ زیـرا در حـقـیـقـت ، انـسـان تـنـهـا در بـرابـر خـداونـد مـسـۆ ول اسـت و در بـرابر او باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود باشد و این مسۆ ولیت راستین است که می‌تواند پشتوانه ارزش‌ها و تعهدات فردی و اجتماعی انسان باشد.
در میان این همه ناکامی‌های زندگی دنیا، دمی لذت غنیمت است و در واقع روی آوردن به قمار، شراب و شهوات جنسی یک نوع خود فریب دادن و سرگرم شدن است تا این عمر محدود پایان پذیر بی هدف، به هر جهت بگذرد

آثار سازنده معاد در قرآن

قرآن در یک آیه، نظریه دو گروه (مادی و الهی) را درباره معاد منعکس می‌کند، شما در مفاد این دو نظر، دقت کنید، سپس به سۆالی که خواهیم کرد پاسخ بفرمائید.
۱ قال الذین کفروا لا تاتینا الساعة ۲ قل بلی و ربی لتأتینکم عالم الغیب لا یعزب عنه مثقال ذرة فی السموات و لا فی الارض و لا اصغر من ذلک و لا اکبر الا فی کتاب مبین. [۲]
«گروه کفار گفتند که قیامتی نخواهد آمد.» «بگو، سوگند به خدایم رستاخیز خواهد آمد، اوست آگاه از غیب حتی اندازه سنگینی ذره‌ای در آسمانها و زمین و نه از آن کوچکتر و نه از آن بزرگتر نزد او پنهان نیست و همگی در کتاب روشنی مضبوط می‌باشد.» من از شما سۆال می‌کنم کدام یک از این دو مکتب می‌تواند، به اجراء قوانین و تحکیم عدالت اجتماعی و حفظ حقوق همنوعان کمک کند؟ آیا آن مکتبی که می‌گوید: جهان، صاحبی و خدائی دانا، توانا، عادل و دادگر ندارد و پس از مرگ، برای اعمال او حساب و کتابی در کار نیست،یا مکتبی که می‌گوید هر عملی هر چند کوچک باشد، در روز بازپسین، حساب و کتابی خواهد داشت؟

فهرست منابع

یکصد درس از زندگانی امام علی علیه السلام ـ پژوهشکده تحقیقات اسلامی سایت حوزه پایگاه تحقیقاتی قرآن

پانویس

  1. قیامت / 5
  2. سباء آیه 4
منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت : 95/11/26
بازگشت به ایمان به قیامت