فرهنگ مصادیق:بدعت چیست و چه احکامی بر آن مرتب است؟

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۳ توسط Fayzi (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
بدعت چیست و چه احکامی بر آن مرتب است؟

پرسش

گروهی از دراویش به نام فرقه ذهبیه احمدیه تحت عنوان حسینیه، خانقاه خود را در ملک سابق خود بازسازی نموده‌اند. این فرقه خود را کاملا منطبق با شریعت می‌دانند، لکن بنابر تحقیقی که نموده‌ام علی رغم آن که شیعه اثنی عشریه می‌باشند و ادعای تقلید از مراجع عظام را نیز دارند، در امور زیر دارای انحراف می‌باشند.
۱. پیر خود را نایب امام زمان می‌دانند، نه مراجع یا ولی فقیه.
۲. خمس را به شیخ خود می‌دهند، نه به مراجع.
۳. علاوه بر ادعیه و اذکار ماثوره اذکار و ادعیه مخصوص بخود دارند.
۴. به جای مسجد خانقاه را محل عبادت قرار داده‌اند، البته نام آن را حسینیه گذارده‌اند.
۵. دین و سیاست را از هم جدا دانسته و نسبت به روحانیت بی علاقه بوده و یا ضدیت دارند.
۶. به جای مصاحفه دست همدیگر را می‌بوسند.
البته به جز موارد فوق اعمالشان؛ مانند سایر شیعیان است، مجلس سماع و شطحیات ندارند و سایر فرایض را انجام می‌دهند.
حال با توجه به مطالب ذکر شده، پرسش‌های زیر مطرح می‌شود:
۱. با توجه به این که این گروه اهل بدعت اند می‌توان بدون کسب اجازه دولت اسلامی مکان آنها را تخریب کرد؟
۲. آیا شرکت در مجالس آنان به قصد راهنمایی و امر به معروف جایز است.
۳. آیا با وجود انحرافات و بدعت‌های فوق الذکر می‌توان آنان را خارج از مذهب تشیع دانست یا خیر؟
۴. بالاخره بدعت چیست و چه احکامی بر آن مرتب است؟

پاسخ اجمالی

"بدعت" در لغت به معنای کار نو و بی سابقه است و در اصطلاح به معنای "ادخال ما لیس من الدین فی الدین" است؛ یعنی نسبت دادن چیزی به دین در حالی که در واقع جزو دین و شریعت نیست. بدعت گذاری در دین از گناهان کبیره است. تخریب اماکن آنها بدون کسب اجازه از دولت اسلامی جایز نیست. شرکت در مجالس آنها به قصد هدایت و امر به معروف برای کسانی که از قدرت علمی و فکری کافی برخوردار باشند، جایز است. هر چند همه افراد وابسته به این گروه‌ها از تشیع خارج نیستند، ولی بسیاری از آنها از تشیع خارج هستند.

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن جواب سؤالات شما چند نکته را تذکر می‌دهیم.
۱. بدعت گذاری در دین؛ - چیزی را به دین نسبت دادن در حالی که در واقع جزو دین نیست - از گناهان کبیره است و در حرمت آن هیچ تردیدی نیست. پیامبر اکرم (ص) فرمود: "کل محدثة بدعة و کل بدعة ضلالة و کل ضلالة فی النار"؛[۱] ایجاد هر امری که سابقه در دین نداشته بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.
۲. منظور از امر تازه و بی سابقه در دین این است که با هیچ یک از قوانین و مقررات اسلام هماهنگی و سازگاری نداشته باشد. پس تطبیق مقررات کلی اسلام بر مصادیق جدید و تازه بدعت نیست.[۲]
۳. با دقت در معنای بدعت - عرضه چیزی با عنوان دین که با هیچ یک از احکام و دستورات دین هماهنگی ندارد- مطلب مهمی که اهمیت به سزایی در مسائل فرهنگی و سیاسی و اجتماعی دارد، به دست می‌آید و آن این که باطل هیچ وقت در چهره اصلی خود طالب و خریدار ندارد؛ چون پوچ و تو خالی است، پس برای جلب توجه باید خود را به شکل و رنگ حقیقت درآورد و حقیقت نما گردد؛ زیرا همه انسان‌ها، بلکه تمام موجودات طالب حقیقت و واقعیت اند و در طول تاریخ یکی از مهم‌ترین حوزه فعالیت جبهه باطل، در حوزه فرهنگ بوده تا بتواند از این طریق چهره زشت خود را زیبا و واقعی جلوه دهد.
قرآن کریم در بیش از ۲۰ مورد از این حربهٔ جبهه باطل تعبیر به "تزین" (زیبا جلوه دادن) می‌نماید. مثلاً می‌فرماید: "وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ"؛[۳] شیطان اعمال آنها را در نظرشان زیبا جلوه داده است. یا فرمود: "أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا..."؛[۴] آیا کسی که عمل بدش برای او آراسته شده و آن را خوب و زیبا می‌بیند (همانند کسی است که واقع را آن چنان که هست می‌یابد)؟!
به همین جهت یکی از ابزار مهم، حاکمان ظالم و استعمارگران از گذشته دور تاریخ تا به امروز، دین سازی و ایجاد مذاهب جدید و ایده‌های گوناگون است، تا بتوانند به این وسیله در برابر ادیان الاهی مقاومت کنند و جبهه حق را به چالش بکشانند.
البته بررسی دقیق روش‌های مختلف تبلیغات دشمن و کشف و معرفی چهره پنهان باطل در میان چهره‌های به ظاهر زیبا و فریبنده کار آسانی نیست و کسانی قادر بر چنین کاری هستند که از توانایی بالای علمی و فکری برخوردار باشند. شاید فلسفه و سر این که در اسلام مجالست و هم نشینی با علما مورد تاکید فراوان قرار گرفته[۵] همین باشد که در اثر ارتباط با دانشمندان واقعی، انسان از خطر انحراف حفظ می‌شود.
خلاصه این که نباید ظاهر آراسته و ساده یک حزب و گروه ما را فریب دهد، بلکه باید اهداف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آنها را که در زیر چهره زیبا مخفی و نهان است، مد نظر داشت. بهترین گواه بر صدق مدعا، کشف اسناد و مدارکی است که دال بر دخالت بی گانگان و دولت‌های استعمارگر به صورت مخفی و آشکار در ایجاد و تقویت چنین گروه‌هایی است.
۴. نکته چهارم این که هیچ گاه نباید انحراف را فقط در مراحل ابتدای آن مورد بررسی قرار داد، بلکه باید استمرار این انحراف را در طول آینده زمان نگریست همان طوری که فاصله مقداری زاویه انحراف در مسائل هندسی، در ابتدا اصلاً قابل توجه نیست، ولی وقتی امتداد یافت همان فاصله کم به صدها یا هزاران کیلومتر، تبدیل خواهد شد.
از این جا فلسفه و سر اهتمام به فقه سنتی و لزوم تبعیت از مراجع تقلید، فهمیده می‌شود، چون دریافت اسلام حقیقی از راه فقه سنتی و روش متداول در حوزه‌های علمیه میسر است که هم راه مطمئنی است و هم مورد تایید ذوات نورانیه ائمه (ع) می‌باشد[۶] و هم مستحکم‌ترین روش عقلی و عقلایی برای دریافت و فهم حقایق متون دینی است.[۷]
در هر حال بدعت گذاری در دین دارای آثار مخرب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است و مهم‌ترین عامل تخریب دین در جامعه است. شاید به خاطر همین عواقب و آثار بوده است که پیامبر (ص) دستور تخریب مسجد ضرار را داده‌اند.[۸]
چرا که قرآن در این باره فرموده است: "کسانی که مسجدی ساختند برای زیان رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر، و تفرقه افکنی میان مؤمنان، و کمین گاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد می‌کنند که جز نیکی و خدمت نظری نداشته‌ایم، اما خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغ گو هستند".[۹]
البته این روشن است و فتوای مجتهدین[۱۰] نیز بر این است که تخریب اماکن مرتبط با این فرقه‌ها باید با اذن حاکم و والی مسلمین باشد و الا موجب هرج و مرج خواهد شد. و شرکت در مجالس آنان به قصد راهنمایی و امر به معروف، برای افرادی که دارای توان علمی و عملی هستند و احتمال تأثیر هم می‌دهند نه تنها جایز، بلکه واجب است.[۱۱]
اما این که با وجود انحرافات و بدعت‌ها می‌توان آنان را خارج از مذهب تشیع دانست؟ باید توضیح بدهیم که افراد وابسته به این گروه‌ها چند قسم هستند. بعضی‌ها کسانی هستند که هیچ اعتقادی به حقایق شیعه ندارند و در ظاهر اظهار تشیع و اعتقاد به عقاید شیعه می‌نمایند. اینها که در واقع سران و گردانندگان امور این گروه‌ها هستند، از تشیع خارج اند و خودشان هم می‌دانند. اما بعضی دیگر افرادی هستند که واقعاً به عقاید شیعه اعتقاد دارند و نهایت این که دارای انحراف و اشتباه فکری و عملی می‌باشند و صرف انحراف در بعضی مسائل موجب خروج از تشیع نمی‌شود.

پانویس

  1. بحارالانوار، ج 2، ص263؛ مسند، احمد، ج 4، ص 126.
  2. با استفاده از، منشور عقاید، سبحانی، جعفر، ص 219 به بعد.
  3. نمل، 24.
  4. فاطر، 8.
  5. کافی، ج 1، باب مجالسة العلماء و صحبتهم.
  6. وسائل الشیعة، ج 18، ص 19، از امام صادق (ع) روایت می‌کند: "من کان منکم قد روی حدثینا و نظر فی حلالنا و حرامنا عرف احکامنا... فانی قد جعلته حاکماً"؛ کسی که گفتار ما را روایت کند و در حلال و حرامی که ما بیان کردیم مطالعه کرده و آنها را شناخته است... چنین شخصی را من حاکم قرار داده‌ام.
    شیخ صدوق، در کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 844، از امام عصر (عج) روایت می‌کند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادثینا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله؛ در حوادثی که واقع می‌شود به راویان احادیث ما مراجعه کنید؛ چرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.
  7. برای اطلاع به کتاب‌های اصول فقه و کتب فقهی استدلالی مراجعه بفرمایید.
  8. سیره ابن هشام، ج 2، ص 530؛ بحارالانوار، ج 20، ص 253.
  9. توبه، 107.
  10. امام خمینی تحریر الوسیلة، ج 2، ص 454.
  11. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج 1،ص 362- 365.
منبع: اسلام کوئست - تاریخ برداشت: 95/04/05
بازگشت به بدعت