فرهنگ مصادیق:حسن ظن به خدا-پرشین بلاگ
«خدایا از تو میخواهم در هر حال گمانم به تو نیکو باشد و صادقانه بر تو توکل کنم.»
حسن ظن به خدافضیلتی است که تلاش انسان برای کسب آن بدون توفیق الهی ثمر نمیدهد، به همین دلیل پیشوایان معصوم علیه السلام این فضیلت را از آن ذات پاک، مسئلت میکردند.
یکی از اصحاب امام کاظم علیه السلام روایت کرده است:
در کوه مروه یا صفا پشت سر امام کاظم علیه السلام ایستاده بودم، آن حضرت پیوسته این دو جمله را تکرار میکرد:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ حُسْنَ الظَّنِ بِکَ فِی کُلِّ حَالٍ وَ صِدْقَ النِّیَّهِ فِی التَّوَکُّلِ عَلَیْکَ» ؛ «خدایا از تو میخواهم در هر حال گمانم به تو نیکو باشد و صادقانه بر تو توکل کنم.»
یکی از مسائلی که در آموزههای دینی و کتابهای اخلاق به آن پرداخته شده است، مساله سوء ظن و حسن ظن است که دارای اقسامی است، مانند :
۱- سوء ظن و حسن ظن به حق تعالی
۲- سوء ظن و حسن ظن به خود
۳- سوء ظن و حسن ظن به دیگران
در این میان، آن چه که قابل بررسی و دقت است و انسان، چه بسا ناخواسته مرتکب آن گشته، و در عین حال از آن غافل است، بحث سوء ظن داشتن به حق تعالی است که خود را در قالب سوء ظن به قدرت، حکمت، رحمت و رزاقیت حضرت حق، نشان میدهد، و در روایات به شدت از آن نهی شده است:
۱-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بیانی فرمودند:
«أُکبَرُ الکُبَائرِ سُوءُ الظَّنِّ بِالله» [۱]؛ «بزرگترین گناهان کبیره، سوء ظن داشتن به خداوند است.»
۲- هم چنین آن حضرت میفرمایند:
«لَا یَغْلِبَنَّ عَلَیْکَ سُوءُ الظَّنِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَنْ یَدَعَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ خَلِیلِکَ صُلْحا»[۲] «بدگمانی به خدای عزّ و جلّ بر تو غلبه نکند، که آن، بین تو خدایی که دوستش داری، آشتی و صلحی باقی نمیگذارد.»
۳- در حدیث دیگری از حضرت علی علیه السلام میخوانیم که از داود پیامبر علیه السلام چنین نقل میکند:
«یا رَبِّ ما آمَنَ بِکَ مَنْ عَرَفَکَ فَلَمْ یُحْسِنِ الظَنَّ بِکَ» [۳]؛ پروردگارا! کسی که تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد به تو ایمان نیاورده است.»
در واقع همان طور که غصه خوردن یک بچه برای غذا و لباسش، علاوه بر این که توهین به پدر و مادری مهربان، فهیم، ثروتمند و سخاوتمندی است که سالها پیش از آن که او احساس نیاز کند و یا از آنان درخواستی نماید، نیازمندیهای او را تامین کردهاند و شرایط را برای به دنیا آمدنش فراهم نمودهاند، به معنای این است که یا پدر و مادر او نسبت به فرزندشان بی توجه و از نیازهای او بی خبرند، یا دستشان از امکانات لازم برای تامین نیازهای فرزندشان خالی است، و یا بی عاطفهاند و به فرزندشان مهر و علاقهای ندارند، و یا بخیلند و از تامین نیاز فرزندشان دریغ میکنند؛ به همین نحو، غصه خوردن و نگران بودن عبد برای نیازهای خود، حاکی از بدگمانی به خدا و توهین به پروردگاری است که او را آفریده است، و فیاض مطلق و حکیم و قادر علی الاطلاق است.
حسن ظن داشتن به حق تعالی، از ضرورتهای زندگی مادی و معنوی انسان است و خداوند متعال به بندگان خود وعدههایی از جمله تامین روزی آنها را داده است. بنابراین کسانی که به بهانه نگرانی در تامین روزی، ازدواج نمیکنند و یا به فرزند کم اکتفا مینمایند، بدانند که دچار سوء ظن به حق تعالی شدهاند.
امام صادق علیه السلام خطاب به اشخاصی که نگرانی و ناراحتی در مساله رزق و روزی دارند و به این بهانه به همان یک بچه، و نهایتا دو بچه اکتفا میکنند، میفرماید:
«إِنْ کَانَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ تَکَفَّلَ بِالرِّزْقِ فَاهْتِمَامُکَ لِمَاذَا ؟...وَ إِنْ کَانَ کُلُّ شَیْءٍ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ قَدَرِهِ فَالْحُزْنُ لِمَاذا»[۴]؛ «اگر خدای تبارک و تعالی روزی را عهده دار شده است، پس نگرانی ات برای چیست؟ ...و اگر همه چیزها بر اساس قضا و قدر الهی است، پس اندوهت برای چیست؟»
«یکی طفل دندان برآورده بود/ پدر سر به فکرت فرو برده بود
که من نان و برگ از کجا آرمش؟/ مروت نباشد که بگذارمش
چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت/ نگر تا زن او را چه مردانه گفت
مخور هول ابلیس تا جان دهد/ همان کس که دندان دهد نان دهد
تواناست آخر خداوند روز/ که روزی رساند، تو چندین مسوز
نگارنده کودک اندر شکم/ نویسنده عمر و روزی است هم»[۵]
بنابراین، به طور مسلّم، حق تعالی عهده دار تامین رزق مخلوقاتش شده است، و در مقام شگفتی، به بندهای که نگران نیازمندیهای آینده خویش است، میفرماید:
« أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْده» [۶]؛ « آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟»







