فرهنگ مصادیق:بی غیرتی - پژوهه

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۵ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها) (Kazem صفحهٔ بی غیرتی - پژوهه را به فرهنگ مصادیق:بی غیرتی - پژوهه منتقل کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
بی غیرتی - پژوهه

نویسنده: اصغر صفرزاده
کلمات کلیدی: بی غیرتی، غیرت، حمیّت، غضب، دیوثی

مقدمه

بی غیرتی ازجمله صفات رذیله‌ای است که در زمان ما نسل بشر را بیش از پیش به چالش کشیده و استعمارگران و سرمایه دارن و قدرتهای سلطه گر دست در دست هم در پی ترویج و اشاعه آن هستند تا ملتها را از داخل تهی کرده، روح مردانگی و آزادیخواهی را در آنها منسوخ سازند تا هر چه بیشتر و آسانتر بتوانند امیال و خواسته‌های پلید خود را در جهان کنونی پیاده کنند.

تعریف بی غیرتی

غیرت و حمیت در لغت، شدت حرارت و علاقه و تعصّبی است که از لطافت باطن سرچشمه گرفته و در دفاع از حریم شخصی بکار می‌رود[۱] و در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از سعی در محافظت آنچه نگاهبانی آن لازم است؛ از دین و آبرو و شرف و ناموس و اموال و اولاد که نتیجه شجاعت و بزرگی و قوّت نفس است و از ملکات شریف و نقاط قوت شخص به حساب می‌آید و مردانگی به آن تحقّق یافته، فاقد و بی مایه از آن، از جرگه مردان به دور است.[۲] بنابراین غیرت و حمیت را از آن رو به این نام نهاده‌اند که به هنگام دفاع از حریم خصوصی خود در مقابل مهاجم و تعرض کننده، فشار خون و حرارت بدنی شخص بالا رفته در مقام دفاع برمی آید.
با توجه به مطالبی که دربارهٔ غیرت گفته شد معنا و مفهوم بی غیرتی آشکار می‌شود که عبارت است از کوتاهی و اهمال در محافظت از آنچه نگاهبانی آن لازم است، از دین و عرض (ناموس و آبرو) و اولاد و اموال، که آن هم از نتایج کوچکی و ضعف نفس است که از مهلکات بزرگ به شمار می‌رود و گاه به دیّوثی و قیادت منجر می‌شود.[۳]

بی غیرتی از منظر سنت

انبیاء و اولیاء که پرچمداران راهنمایی انسان هستند از این مسأله مهم که مفاسد و تبعات ویرانگری هم برای نظام خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد غافل نبوده، به مقابله با آن پرداخته‌اند. در ذیل به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:
رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است:
«دل مرد بی غیرت، وارونه و سر به زیر است»[۴] (به این معنا که برخلاف خوی انسانی است).
امیر المؤمنین علیه السّلام هم (هنگامی که در عراق بودند) فرمودند:
«ای اهل عراق شنیده‌ام که زنان شما در راه‌ها با مردان برخورد می‌کنند (و در جای شلوغ به یکدیگر شانه می‌زنند که راه بدهند) آیا شرم نمی‌کنید؟»[۵]
حال چه باید گفت در مورد اتفاقاتی که در جامعه بشری به وقوع پیوسته است و گروه‌هایی با نامها و عناوین فریبنده همچون فمنیسم و دفاع از حقوق زنان، خانمها و نوامیس مردم را به انواع حیله‌ها و ترفندها به انظار عمومی فراخوانده آنها را در میان مردان و جامعه‌ای مسموم رها می‌کنند تا دستان پلید عده‌ای سودجو یا هوسران یا افرادی جاهل و غافل به بهره کشی از این مخلوقات لطیف و وزنه‌های مؤثر اجتماع پرداخته، کیان خانواده را سست کنند و با شعارهای پوچ و دهان پُرکن، آبرو و حیثیت و قداست آنها را به باد اشتباهات خود دهند و گاهی با دادن اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی سعی در موجه جلوه دادن چهرهٔ زشت و سودجوی خود برآیند؛ از وجدانهای بیدار که به غبار ندانم کاریها آلوده نشده‌اند می‌پرسیم آیا این امور با تعالیم اسلامی که زن را ریحانه حساب می‌کند نه پهلوان[۶]، سازگار است؟

عوامل بی غیرتی

از جمله علل اصلی این صفت خبیثه، خود کم بینی و ضعف نفس است که نفس را یارای دفاع و حمایت از آنچه که شرع و عرف پشتیبانی و نگهبانی از آن را بر وی واجب و ضروری شمرده است ندارد و در این حالت است که قوه غضبیه که به عنوان پاسبان انسان به او ارزانی شده است از حالت عادی خود خارج شده، راه تفریط را می‌پیماید.[۷]
علت دیگر، مشغول شدن به ترانه‌ها و موسیقی‌های حرام و مبتذل می‌باشد که مرد را بی غیرت و زن را بی حیا می‌کند، [۸]این مطلب با اندک توجه به چنین افرادی کاملاً مشهود و ملموس است که پیش چشمان اینان با نوامیسشان شوخی و احیاناً بی عفتی می‌کنند، اما دریغ از رگ غیرتی که در این افراد به حرکت درآید. ایشان بی غیرتی را به جایی می‌رسانند که به جای ناراحتی ابراز خوشنودی کرده و به آن تشویق می‌کنند و فریاد تمدن و فرهنگ مأبی سر می‌دهند و متأسفانه گاهی دیده می‌شود که زنان و دختران پاک مسلمان در اثر خود کم بینی و احساس حقارت پوشالی که در برابر غربیها و خارجیها در خود احساس می‌کنند بدون فکر و اندیشه و به صرف تقلید کورکورانه، طوق نحس پیروی از آنها را بر گردن آویخته، عنان اختیار خویش را به دستان نالایق آن بی خبران می‌دهند.

انواع غیرت

غیرت بر دو گونه است: غیرت پسندیده که تعریفش گذشت، اما غیرت ناپسند جایی است که به حدّ افراط برسد و مرد را نسبت به اهل خود بدگمان سازد به طوری که بر او سخت و تنگ بگیرد و درصدد تجسّس در مسائل نهانی و درونی وی برآید. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم «از پی گیری مسائل پنهانی زنان و سختگیری و اذیّت رسانیدن به آنان» نهی فرموده است، آنجا که می‌فرماید:
«زن مانند استخوان کج دنده است، اگر بخواهی راستش بکنی می‌شکند».[۹]
و نیز فرمود:
«بعضی از انواع غیرت است که خدا و رسولش آن را دشمن دارند و آن این است که مرد بی جهت و نابجا بر اهل خود غیرت نماید».[۱۰]
و امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
«غیرت زیاد بر زن منما که هدف بدگمانی تو قرار گیرد».
و نیز در نامه خود به حضرت امام حسن علیه السّلام فرمود:
«اگر از همسران خود ناروا دیدی پس بر بزرگ و کوچک آنها نگهبان قرار ده و بپرهیز از آن که پی در پی آنها را سرزنش کنی که بر گناه حریص و نکوهش را خوار سازد»[۱۱]
مبالغه در تفحّص و تفتیش سزاوار نیست، زیرا این کار از بدگمانی که از آن نهی شده‌ایم خالی نخواهد بود و بعضی از گمانها گناه است.[۱۲]
انسانها در برابر نعمتهایی که به آنها داده شده است تکالیفی دارند که وظیفه انسان در برابر دین و آبرو و اهل و عیال و اموال خود پشتیبانی از آنهاست و کوتاهی واهمال در قبالشان (بی غیرتی) نتایج وخیمی برای خود و خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد.

پا نویس

  1. مصطفوی، شیخ حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1416ق، لغت «حمی».
  2. نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377ش، ص221.
  3. نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، تعلیق و تصحیح سید محمد کلانتر، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات بیروت، چاپ چهارم، ج1، ص301.
  4. شیخ حر عاملی؛وسایل الشیعه، نشر مؤسسه آل البیت قم، 1409ق، ج20، ص153، ح25284.
  5. علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج79، ص115، ح7.
  6. سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، نشر دار الأسوه للطباعه و النشر، چاپ اول، 1415ق، نامه 31، ص555.
  7. نراقی ، ملا مهدی؛ جامع السعادات ، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بیروت ، چاپ: چهارم ،: تصحیح و تعلیق، سید محمد کلانتر، ج1، ص301.
  8. کلینی، یعقوب؛ کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، نشر دارالکتب الإسلامیه، چاپ ششم، 1375ش، ، ج5، ص536.
  9. علامه مجلسی، محمد باقر؛بحارالأنوار، المکتبه الإسلامیه، چاپ دوم، 1405ق، ، ج22، ص452، باب12.
  10. نراقی ، ملا احمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت ، چاپ: پنجم ، 1377 ش، ص224به نقل از سنن دارمی ج2، ص149.
  11. عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد علی انصاری، تصحیح مهدی انصاری قمی، نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)، چاپ دوم، 1384ش، ص302، ح3743.
  12. حجرات آیهٔ 12:«إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ».
منبع: پژوهه- تاریخ برداشت: 23-10-94