فرهنگ مصادیق:حدود حسن خلق در برخورد با مومنان و کفار
محتویات
مقدمه
با توجه به آیات و روایات و سیره معصومین علیهم السّلام به دست میآید که حسن خلق از نظر آیین مقدّس اسلام «ارزش ذاتی» دارد، چه در برخورد با مؤمن باشد و چه در برخورد با کافر. حتی در مورد برخورد با سفیه شعری است در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین که میفرماید:
وذی سفه یواجهنی بجهل *** واکره ان اکون له مجیبا
«سفیه» نه معنایش دیوانه است، بلکه یک کسی که رشد فکری ندارد. در این شعر اگر به جای سفیه کسی باشد که رشد فکری و هدف داشته باشد، کار او جنبه اجتماعی پیدا میکند و دیگری جای گذشت نیست. «و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما؛ هر گاه که مردم نادان به آنها خطاب کنند با سلامت نفس (و زبان خوش) جواب دهند» [۱]. امیرالمؤمنین چنین سخنی میخواهد بفرماید: «وذی سفه یواجهنی بجهل» بسا هست که رشد فکری ندارند، با روی جهالت و نادانی خودشان با من روبرو میشوند، از من بدگوئی میکنند، به من فحش میدهند. «و اکره ان اکون له مجیبا» و من کراهت دارم از اینکه پاسخ آنها را بدهم.
یزید سفاهته و ازید حلما *** کعود زاد فی الاحراق طیبا
خیلی اتفاق میافتد که او بر سفاهت و جهالت و بدگوئی خودش میافزاید، من بر حلم خودم میافزایم مثل من مثل آن عودی است که در آتش میاندازند؛ هر چه آتش بیشتر میسوزد، بیشتر بوی خوشش ظاهر میشود. غرض اینکه حلم نیز یک ارزش اخلاقی است. این شعر در مطول است:
و لقد امر علی اللئیم یسبنی *** فمضیت ثمه قلت لایعنینی
من بر بعضی از اشخاص پست ناکس عبور میکنم (مرور میکنم) او فحش میدهد، (با خود) میگویم مقصود او من نبودم.
حسن خلق مؤمنان با یکدیگر
بدیهی است که خوشرفتاری مؤمنان با یکدیگر، یکی از ارزشهای والای اخلاقی به حساب میآید. قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) کریم، یاران رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به این صفت ستوده، میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسوُلُ اللهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ...؛ محمد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و در میان خود مهربانند» [۲]. براساس این آیه، مسلمانان باید نسبت به عموم امّت، مهربان و دلسوز باشند، با آنان خوشرفتاری نمایند، به کمکشان بشتابند، در غم و شادی مردم سهیم باشند و با چهرهای متبسم، مؤدّب و خوشرویی با آنان رو به رو شوند و از این راه سبب ترویج حسن خلق و پیوند با مردم شوند.
با مجرمان و منحرفان
جرم و انحراف با روح شریعت، سر ناسازگاری دارد و از هر کس که سر بزند زیانبار است و خردمندان موظند از آن جلوگیری کنند و عقل و شرع میگوید؛ خندیدن به روی مجرم، کاری نابخردانه است. بنابراین مسلمانان ـ گرچه از خصلت زیبای حسن خلق برخوردارند ـ ولی مجرمان و منحرفان، شایسته چنین موهبتی نیستند و نباید لبخند را تأیید اعمال ناشایست خود بدانند. بلکه در این گونه موارد وظیفه اسلامی، عمل به نخستین مرحله نهی از منکر است که رویگردانی و نشان دادن حالت تنفّر و انزجار از عمل خلاف است و اگر خلافکار با ترشرویی و گرفتگی چهره ما دست از خلاف نکشد، نوبت به امر و نهی زبانی میرسد که البته در این مقام باید مستدّل، محکم، منطقی و در عین حال با خوش خلقی و ادب، خلافکار را نصیحت و موعظه کنیم چنان که قرآن [۳] مجید میفرماید: «اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ و جادِلْهُم بالَّتی هیَ اَحْسَنُ...؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها با نیکوترین وجه، مناظره نما» [۴].
در چنین مواردی باید به ذکر آیه یا روایت یا طرح قانون و مقررات یا بیان صلاح و مصلحت فرد و مملکت، همین طور بازگو کردن آثار ناهنجار گناه و خلاف و پیامدهای زیانبار آن، خلافکار را به اشتباهی که مرتکب شده واقف کرد تا آن را ترک گوید و باید دانست که حلاوت گفتار، خوشرویی، استدلال قوی و منطق در سخن و اخلاص و دلسوزی، بیش از هر چیز دیگر بر طرف مقابل تأثیر میگذارد و سبب اصلاح میشود.
خوش خلقی و پرهیز از چاپلوسی
متأسفانه بعضی به دلیل عدم شناخت و آگاهی لازم، حسن خلق و رفتار نیکو را با تملّق و چاپلوسی اشتباه میگیرند و به نا حقّ به مدح و ستایش صاحبان زور و زر میپردازند و در برابر آنان کرنش و کوچکی میکنند و شخصیت و ارزش والای انسانی خود را لگدکوب میسازند و با کمال وقاحت نام این رفتار ناشایست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم میگذارند، نشانه چنین کسانی آن است که وقتی به افراد عادی و تهیدست میرسند، گشاده رویی و نرمخویی را فراموش میکنند و حتّی چهرهای عبوس و خشن به خود میگیرند. این صفت ناپسند نه تنها یک ارزش نیست، بلکه گناهی بزرگ است که موجب خشم خداوند میشود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره میفرماید: «اِذا مُدِحَ الْفاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ؛ هرگاه شخص فاجری ستایش شود، عرش الهی میلرزد و خداوند خشمگین میشود». پس ضروری است که در برخوردهای اجتماعی خود، رفتار پسندیده را با چاپلوسی اشتباه نگیریم و افراد متخلّفی را که گاه درصددند با چرب زبانی و چاپلوسی، حق و باطل را بر ما مشتبه کنند، طرد کرده و خود را از نیرنگ آنان ایمن سازیم.
خوش خلقی و مزاح
یکی دیگر از موضوعات مرتبط با حسن خلق، بحث مزاح است. باید دانست که مزاح و شوخی در حدّی که موجب زدودن غم و اندوه و شاد کردن مؤمن باشد و به گناه و افراط و جسارت و سخنان زشت و دور از ادب کشیده نشود، عملی پسندیده است. آنچه در این باره از پیشوایان دین به ما رسیده، در همین محدوده است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «اِنّی لَاَمْزَحُ وَ لا اَقوُلُ اِلّا حَقّا؛ من شوخی میکنم، ولی جز سخن حق نمیگویم».
شخصی به نام یونس شیبانی میگوید: حضرت صادق علیه السلام از من پرسید: مزاح شما با یکدیگر چگونه است؟ عرض کردم بسیار اندک! حضرت فرمود: «این گونه نباشید، چراکه مزاح کردن از حسن خلق است و تو میتوانی به وسیله آن برادر دینی ات را شادمان کنی. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز با افراد شوخی میکرد و منظورش شاد کردن آنان بود». حسن خلق آری، بی تفاوتی نه!
از نظر اسلام، حسن خلق هرگز به این معنا نیست که اگر با منکری رو به رو شدیم، در برابر آن سکوت کرده، لبخند بزنیم یا در برابر اعمال زشت دیگران واکنش منفی نشان ندهیم. زیرا برخورد منفی و توأم با تندی و خشونت، زمانی مذموم و ناپسند است که پای بی اعتنایی به دین و ارزشهای والای آن در میان نباشد وگرنه رنجیدن نزدیکترین افراد به انسان نیز اگر به دلیل حفظ ارزشها و پایبندی به آن باشد، نه تنها زشت نیست، بلکه در ردیف مهمترین وظایف شرعی و از مراتب نهی از منکر است. به فرموده امام علی علیه السلام: «اَمَرنا رَسوُلُ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ اَنْ نَلْقی اَهْلَ الُمَعاصی بِوُجوُهٍ مُکْفَهِرَّةٍ؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داده است که با معصیت کاران با چهرههای عبوس روبه رو شویم».
منبع
www.askquran.ir
پانویس
- ↑ سوره فرقان، آیه 63
- ↑ فتح/29
- ↑ http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573
- ↑ نحل/125







