فرهنگ مصادیق:تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست
پژوهشگر: حمیده علی محمدی
محتویات
مقدمه
- مردی گفت: خدایا! تو کجایی ؟؟؟؟ بگذار تو را ببینم.
- ستارهای درخشید؛ اما مرد ندید.
- مرد فریاد کشید: خدایا! یک معجزه به من نشان بده.
- کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد.
- مرد در نهایت ناامیدی فریاد زد: خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم. از تو خواهش میکنم.
- پروانهای روی دست مرد نشست و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد.
ما خدا را گم میکنیم؛ در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد. خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست. تا به حال چند بار خوشیهایت را آرام و بی بهانه به او گفتهای؟؟ تا به حال به او گفتهای که چقدر خوشبختی ؟؟؟؟ که چقدر همه چیز خوب است؟؟؟؟ که چه خوب که او هست ؟؟؟
خدا، همراه همیشگی سختیها و خستگیهای ماست. زمانی که خسته و درمانده به طرفش میرویم خیال میکنیم تنها زمانی که به خواسته خود برسیم او ما را دیده و حس کرده اما گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی خواستههای ما نشانگر لطف بی اندازه او به ماست.
خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد. به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم. به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد. تا خدا هست، جایی برای نا امیدی نیست.
ناامیدی در منظر قرآن و حدیث
در آیه ۸۷ سوره یوسف آن جا که حضرت یعقوب، فرزندانش را برای پیدا کردن یوسف و برادرش بنیامین به سوی مصر فرستاد به آنان فرمود: "پسرانم! بروید و یوسف و برادرش را بجویید و از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها، کافران از رحمت خدا مأیوس میشوند." علاوه بر این آیه، در بخشهای دیگری از قرآن نیز بارها، ناامیدی به درگاه خداوند مورد نکوهش قرار گرفته است که همین مساله برای انسانها بسیار دلگرم کننده است. دلگرمی به رحمت بیکران الهی. دیگر از این بهتر که خداوند خود بگوید از رحمت من ناامید مباشید؟ و جایی معتبرتر از قرآن که چنین کلامی گفته شود؟ در احادیث نیز نامیدی به شدت پدیدهای ویرانگر شمرده شده است. حضرت علی (ع) میفرمایند: بزرگترین بلا ناامیدی است.
ناامیدی، عامل سقوط در زندگی
ناامیدی به این علت پدیدهای ویرانگر است؛ چون انگیزه را که عامل، حرکت، تلاش و پویایی در زندگی است از انسان میگیرد و انسان را به ورطه سقوط میکشاند. بی تردید، انگیزه است که به انسان قدرت مقابله و مواجهه با مشکلات و تنگناها را میدهد و چنانچه درپی ناامیدی، این انگیزه از بین برود، دیگر دلیلی برای زنده ماندن وجود ندارد. ناامیدی در اولین مرحله، فعالیتهای حیات آدمی را به شدت کاهش میدهد و به همین جهت نشاط و شادابی را از او میگیرد و در مراحل بعدی، سایر جوانب زندگی را نیز زیر تاثیر خرد کننده خود قرار میدهد تا جایی که فرد را به نقطه «دل مردگی کامل» سوق میدهد.
زمینههای روان شناختی یاس و نومیدی
از عوامل موثر در شکل گیری ناامیدی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ضعف مبانی اعتقادی:
کسانی که در معرفت الهی به کمال نرسیدهاند در قدرت پروردگار تردید دارند و در نتیجه قادر نیستند به او توکل کنند و در نتیجه زمانی که خدا را از چنین صحنههایی کنار میگذارند کسی را ندارند که در تنگناها و تنهائیها به او اتکا کنند و در نتیجه تنهاتر از همیشه در محدوده درماندگی خویش به سر میبرند.
ضعف مبانی روحی و روانی:
آستانه مقاومت روحی انسانها در شرایط دشوار، یکسان نیست؛ بلکه تنوع زیادی در این جهت میان افراد مشاهده میشود. در این میان عدهای که از بنیه ضعیف تری برخوردارند و در مقابله با مشکلات، خود را به راحتی میبازند، زودتر به روحیه یاس و نومیدی مبتلا میشوند؛ ولیکن برخورداری از قدرت روحی بالا موجب مقاومت بیشتری در انسان میشود و در نتیجه به یاس و نومیدی مبتلا نمیشود.
شکستهای مکرر:
انسانها، هدفها و آرمانهایی برای زندگی دارند و مقصود اصلی از حیات را نیل به آرمانها و ایدهها تلقی میکنند و در صورت مواجهه با تنگناهای مکرر، چنانچه تکیه گاه استواری نداشته باشند سریعا دچار یاس و نامیدی میشوند و لیکن همین افراد، در صورت رویارویی با مشکلات عظیم و فزاینده اگر تکیه گاهی مطمئن در زندگی یعنی خدا را داشته باشند، از پا نمیافتند. کلام گهربار حضرت امام سجاد (ع) در این زمینه راهگشا و نوید بخش است که فرمودند: اگر تمام شرق و غرب عالم بمیرند، تا زمانی که قرآن همدم و همراه من است، کمترین هراسی (از تنهایی) به خود راه نخواهم داد.
تنعم و نازپروردگی:
پارهای از محیطهای خانوادگی به لحاظ برخورداری از امکانات رفاهی و اقتصادی بالا، فرزندانی را پرورش میدهند که از روحیات شکننده و آسیب پذیر برخوردارند و لذا در برابر دشواریها و آزمونهای زندگی، به راحتی تسلیم شده و ناامید و مایوس میشوند و راه دیگری برابر خود نمیبینند، در حالیکه فرزندان سختی کشیده و سرد و گرم چشیده، قادرند بار دیگر تلاش خود را به کار گیرند و بر موانع غلبه کنند.
شش روش غلبه بر ناامیدی
پس از امیدواری به درگاه خداوند باید حرکت را آغاز کنید؛ چون امیدواری تنها، مشکلات را حل نمیکند. باید فکر کرد و کاری انجام داد. در اینجا شش روش ارائه میشود که به شما کمک میکند تا پس از مدتی در زندگی تان مشکلات کم تری رخ دهد و احساس ناامیدی کم تری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه میرسید که موقعیتهای بی شماری پیش روی تان قرار دارند و متوجه میشوید که چگونه میتوانید از آنها به نفع خود استفاده کنید.
از خود سؤال کنید که چه کاری در این شرایط جواب میدهد؟
حتی زمانی که احساس میکنید هیچ کاری از دستتان بر نمیآید، به دقت فکر کنید و مطمئن باشید که یک راه پیدا میکنید که به شما کمک کند. به این طریق شما راهی را پیدا کردهاید که شما را به نتیجه میرساند و راهی را به شما نشان میدهد که بتوانید از ناامیدیها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفتها از اهمیت بالایی برخوردار است. هر کاری را که با موفقیت انجام میدهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به صورت ماهانه انجام دهید آن وقت میتوانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کردهاید. خودتان از هم میزان موفقیت هایتان شگفت زده خواهید شد.
بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید
هدف اصلی تان را در ذهن خود تجسم کنید. نتیجه مورد علاقه تان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آن قدر شلوغ میشود و خودمان را سرگرم حل درگیریها و مشکلات پیش پا افتاده میکنیم که یادمان میرود هدف اصلی زندگی مان چیست. سعی کنید تا آن جایی که میتوانید از پرسیدن این سؤال: "چرا چنین اتفاقی افتاد؟" پرهیز کنید؛ چرا که پرسیدن این سؤال شما را در گذشته نگه داشته و جلوی پیشرفت تان را میگیرد. این سؤال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمیکند. چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سؤال زیر است:
- این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟
- برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟
هیاهو را کنار بگذارید و ساده سازی را رواج دهید
زمانی که برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آن قدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته، کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که ممکن است این موارد به شما کمک کنند. بر مشکل خود تمرکز و از حاشیه رفتن پرهیز کنید.
اهل عمل باشید
شما زمانی که به ناامیدی میرسید معمولا شور و اشتیاق اولیه خود را از دست میدهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید. مسئلهای که برایتان پیش آمده دشوار است، از آن ناامید شدهاید و احساس میکنید که نمیتوانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برایتان جالب تر به نظر میرسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر از این دست اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند. همان طور که توماس ادیسون گفته: "بسیاری از افراد شکست خورده کسانی هستند که متوجه نبودهاند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شدهاند."
تجسم نتیجه مثبت
بهتر است بیش تر آن وقتی را که میخواهید صرف نگرانی و ترس و منفی بافی کنید، صرف مثبت اندیشی کنید. بزرگترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم میکنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان میرسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهداف تان میرسید.
مثبت باقی بمانید
معمولا موارد مختلف به آن اندازهای که آنها را در ابتدای کار میبینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آن چه هستند به نظر میرسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. یک ذهن ناامید به همه چیز این طور نگاه میکند: "فایده اش چیست؟" به هر حال باید هم چنان بدانید که گزینههای مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید و سپس عکس العمل مناسب نشان دهید.







