فرهنگ مصادیق:شهرت طلبی - پژوهه

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۶ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (Golafshan صفحهٔ شهرت طلبی - پژوهه را به فرهنگ مصادیق:شهرت طلبی - پژوهه منتقل کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
شهرت طلبی - پژوهه

نویسنده : علی رحیمی اقدم
کلمات کلیدی  : جاه طلبی، شهرت طلبی، قدر، منزلت

مقدمه

شهرت در لغت به معنی معروف شدن و شهرت طلبی یعنی تلاش برای قدر و منزلت پیدا کردن است.
حب شهرت،در حقیقت به حب ذات و به مطرح کردن خود برمی‌گردد. حب جاه به دنبال غفلت از خدا ظهور می‌کند و بنده را از قرب الهی مانع می­گردد. از این رو زدودن این خصلت ناشایست به سختی محقق می‌شود؛ چون در حقیقیت کنار زدن و شکستن خود است. خداوند می‌فرماید:
«این منزل آخرت (بهشت) را تنها برای کسانی قرار می‌دهیم که در روی زمین قصد برتری (جاه و شهرت)و قصد فساد ندارند.»[۱]
برتری­جویی یکی از مصادیق فساد در زمین است. خداوند کسانی را در بهشت جا می‌دهد که نه تنها برتری­جویی و فساد نمی‌کنند، بلکه اراده آن را نیز نمی‌کنند. مطالعه شرح حال قارون و فرعون گویای آن است که آن­چه مایه بدبختی آنها شد، همان برتری­جویی و فساد بود. امام علی (علیه­ السلام) می‌فرماید:
«بزرگ­منشی را رها کن تا مشهور نشوی، خود را بلند نکن تا بر سر زبان‌ها نیفتی و شناخته نشوی،خود را پنهان کن و ساکت باش تا سالم بمانی »
شهرت­طلبی مانند ریاست­طلبی یکی از انشعابات حس قدرت­طلبی در وجود انسان است با این تفاوت که ریاست،فرمانروایی بر ابدان مردم است و قدرت اجرایی آن نیروهای مادی است ولی جاه،مالکیت بر دل‌ها است و نفوذ معنوی و محبوبیتی است که مردم را به اطاعت وا می‌دارد.
داشتن جاه و شهرت برای افراد لایق، نعمتی است که خداوند آن را در قلوب مردم قرار می­دهد.

مضرات شهرت­ طلبی

۱- صاحب جاه و مقام پیوسته جان و مالش در خطر و خودش مورد حسد و آزار دیگران است.
۲- شهرت­طلبی از آرامش درونی انسان می‌کاهد.
۳- این صفت خبیث باعث روییدن نفاق در دل می‌شود و اعمال رنگ ریا به خود می‌گیرند،چون شخص شهرت­طلب برای این­که منزلت خود را در نزد مردم حفظ کند و یا آن را بالا ببرد سعی می‌کند خود را دارای کمالات و فضیلت‌هایی نشان دهد که آنها را دارا نیست و نیز عیوب و نقایص خود را از مردم پنهان کند در حالی­که آنها را داراست.
۴- حب شهرت مانع یاد خدا و مانع فکر کردن است؛ چون اسیر قضاوت‌های مردم است و برای از دست دادن مقام و منزلتش نگران و ترسان است و برای رسیدن به هدفش به انواع معاصی و محرّمات دست می‌زند از این­رو قلب او همیشه مشغول است.

علاج شهرت­طلبی

۱- بداند که شهرت، کمال حقیقی نیست و با مرگ تمام می‌شود؛ زیرا جاه و مقام در طول زمان از بین رفتنی هستند. چیزی هم که خود فناپذیر باشد، نمی‌تواند موجب کمال گردد.
۲- قناعت و قطع طمع از مردم؛زیرا کسی که قناعت کند از مردم بی­نیاز و طمعش از آنها قطع می‌شود و چون بی‌نیاز شد، برای منزلتی که در قلوب آنان دارد ارزشی قائل نیست.
۳- دانستن مضرات آن از جمله مکر حسودان،غفلت از خدا و احتمال زوال موقعیت.
۴- هنگامی که مردم به امری در مورد او معتقد شوند که او لایق آن نیست،آن اعتقاد را به هر وسیله مشروع و ممکن زائل کند.
۵- در آیات و روایات مربوط به مذمت حب جاه و شهرت تامل نماید.

فهرست منابع

۱- این منظور، لسان العرب، ج ۱۳، ص ۵۵۸ و طریحی، مجمع البحرین، ج ۶، ص366
۲- شجاعی، محمد؛ مقالات، تهران، سروش، چاپ ششم، ۱۳۸۵، ج ۲، ص189
۳- مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص 177
۴- شبّر، سیدعبدالله؛ اخلاق شبّر، محمد رضا جباران، قم، هجرت، ۱۳۷۸، چاپ سوم ص311
۵- مصباح یزدی، محمد تقی؛ محمد حسین اسکندری، اخلاق در قرآن، قم ، موسسه امام خمینی (ره)، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص 129
۶- فلسفی، محمد تقی؛ شرح و تفسیر دعای مکارم­الاخلاق، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹، چاپ چهارم، ج ۳، ص 33

پانویس

  1. قصص/83.
منبع: پژوهشکده باقرالعلوم (ع) - تاریخ برداشت: 95/03/25
بازگشت به شهرت طلبی