فرهنگ مصادیق:مباح بودن مجسمه سازی در اسلام در عصر حاضر
نویسنده: دکترسیدسلمان صفوی
مقدمه:
از دیدگاه فقه اسلامی همه کارها و رفتارهای آدمی دارای یک حکم فقهی است، یعنی از نگاه فقهی درباره آن نظری وجود دارد. حکم فقهی از پنج شکل خارج نیست، این احکام عبارتند از واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح. و چون در عربی به پنج، خمس یا خمسه گفته می شود، این احکام پنجگانه هم به «احکام خمسه» مشهور شده اند، که تعریف هریک آنها عبارت است از:
واجب: واجب عملی است که از نگاه دین اسلام انجام آن لازم است و نباید آن عمل را ترک کرد، چرا که ترک آن عمل گناه به شمار می آید.
حرام: حرام نقطه مقابل واجب است، یعنی عملی که ترک آن لازم است و باید آن را ترک کرد تا جایی که انجام دادن آن عمل گناه محسوب می شود.
مستحب: مستحب عنوان کارهایی است که انجام دادن آنها خوب و مورد نظر خداوند است، اما این خوبی به حدی نرسیده که با ترک این عمل مرتکب گناه شده باشیم، بلکه اگر این عمل را انجام دهیم، ثواب برده ایم و در برابر آن پاداش خواهیم داشت.
مکروه: مکروه نقطه مقابل مستحب است، یعنی عملی که انجام ندادن آن خوب است و در نظر خداوند از انجام دادن آن بهتر است ولی اگر آن عمل را انجام دهیم، مرتکب گناه نشده ایم بلکه اگر آن را ترک کنیم، ثواب برده ایم.
مباح: مباح به کارهایی گفته می شود که هیچ یک از چهار قسم گذشته نباشد، یعنی نه انجام آن و نه ترک آن، از نظر دین اسلام لازم یا مطلوب نیست، بلکه انجام دادن یا ندادن آن عمل به خودی خود تفاوتی ندارد، مانند راه رفتن و غذا خوردن و... به این کارها «جایز» هم گفته می شود.
حرمت، مکروه یا مباح بودن مجسمه سازی
از آغاز اسلام تا اواخر قرن بیستم بر اساس فتاوی علمای اسلام که فهم آنها مبتنی بر قرآن و گفتار پیامبر یا ائمه هدی (علیهم السلام) بوده است، مجسمه سازی اشخاص و موجودات با روح حرام یا مکروه بوده است، لذا هنر مجسمه سازی در تمدن اسلامی درخشندگی پیدا نکرد.
آیه قرآنی که بدان استناد شده است، عبارت است از: قال الله تعالی: «واذ واعدنا موسی اربعین لیله ثم اتخذتم العجل من بعده وانتم ظالمون»
[۱]. ترجمه آیه: «یاد آورید زمانی را که با موسی ۴۰شب وعده نهادیم پس شما گوساله پرستی را اختیار کرده ستمکار و ظالم شدید.»
اما شیخ طوسی در تفسیر التبیان در ذیل آیه ۵۱ بقره نوشته است: «ای اتخذتموه الهاً لان بنفس فعلهم لصوره العجل لایکونون ظالمین لان فعل ذلک لیس بمحظور وانما هو مکروه» [۲]. معنای کلام شیخ طوسی این است که فقط به دلیل ساختن مجسمه گوساله جزو ظالمین به حساب نیامدند، زیرا ساختن مجسمه گوساله فی نفسه حرام نیست: بلکه مکروه است. آنها به خاطر پرستش گوساله بود که ظالم شدند. و این همان علت اصلی در حرمت ساخت مجسمه اشیای صاحب روح است، یعنی نشر و اشاعه بت پرستی.
در مساله مجسمه سازی: منع اسلام به جهت منع بت پرستی و مبارزه با آن بوده است لذا صدور اخبار و فتاوی راجع بر حرمت با مکروه بودن مجسمه سازی ناظر به مبارزه با بت پرستی بوده است، نه آنکه اسلام مخالف هنرهای تجسمی نظیر مجسمه سازی یا نقاشی باشد.
در عصرحاضر که تقریبا بت پرستی از میان رفته است، دیگر مجسمه سازی بالاطلاق حرام نیست اما همچنان نصب مجسمه در اماکن مقدس نظیر مساجد عرفا یا شرعا جایز شمرده نمی شود.
فتوای آیت الله سیستانی که در عصر حاضر با نگرش هنرمندان موافق بوده و حکایت از دخیل دانستن دو عنصر زمان و مکان در اصدار فتوا است، راهگشای مباح بودن هنرهای تجسمی است.
آیت الله سیستانی گفته اند: «یحرم تصویر ما یکون وسیله عادیه لعمل محرم کالاصنام ونحوها سواء کان للانسان اوحیوان اوغیرهما، وکذا یحرم تصویر شخص تخلیداً لذاکره وتعظیماله»
مفهوم فتوا این است که ساخت مجسمه برای ترویج باطل، کفر و شرک و بت پرستی و سوق دادن مردم به عصر جاهلیت حرام است ولی اگر ساختن مجسمه مروج فرهنگ پرستی نباشد، اسلام آن را حرام نمی داند.
بر اساس فتوای آیت الله نوری ساخت مجسمه در صورتی که برای اهداف عقلایی باشد اشکال ندارد.
با توجه به عدم وجود دلیل قرآنی و عدم دلالت عقل بر حرمت «مجسمه سازی برای اغراض مفید»، قائلان بر حرمت فقط به اجماع و روایات تمسک کرده اند که هر دو دلیل ضعیفند، چون که تمسک به اجماع با توجه به منتفی بودن اجماع محصل و قائل شدن برخی از بزرگان به جواز و نیز مدرکی بودن اجماع مردود است. روایات مورد تمسک قائلان به حرمت نیز با توجه به ضعف سندی برخی از آنها و ناتمام بودن دلالت بقیه، تنها بر کراهت ساخت مجسمه کامل جاندار در آنجا که غرض عقلانی و مشروعی بر آن مترتب نبوده باشد دلالت می کند.
فرجام سخن
مجسمه سازی و نقاشی اگر به قصد پرستش ساخته شود حرام است، والاجایز است. جواز صورتگری نیاز به اقامه دلیل و اثبات ندارد. آنچه در فقه اسلامی محتاج اقامه دلیل است ، حکم به تحریم چیزی است. بنابراین همین که برای حرمت نقاشی و مجسمه سازی دلیلی اقامه نشود، جواز آن خود به خود ثابت می شود و نیاز به دلیل مستقلی ندارد.







