فرهنگ مصادیق:قطع رحم از گناهان کبیره

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قطع رحم از گناهان کبیره


محتویات

مقدمه

هفتم از گناهان کبیره قطع رحم است چنانچه حضرت صادق و کاظم و رضا و جواد علیهم السّلام به گناه کبیره بودنش تصریح فرموده‌اند و نیز هم در قرآن مجید وعدهٔ آتش بر آن وارد شده و مورد لعن پروردگار عالم است و او را خاسر نامیده است. از حضرت سجاد (ع) مرویست که فرمود: از مصاحبت قاطع رحم به پرهیز که او را در سه جای قرآن ملعون یافتم.
۱ -در سوره بقره می‌فرماید: «آنهائی که عهد الهی را پس از بستن پیمان می‌شکنند و می‌برند آن چیزی را که خداوند امر به پیوستن آن فرموده (قطع رحم می‌کنند) و در روی زمین فساد می‌کنند، ایشان زیانکارانند»[۱] .
خاسر در قرآن مجید بر کسی که در آخرت معذب است اطلاق می‌شود و به قرینهٔ دو آیه بعد معلوم می‌شود خاسر در قاطع رحم ملعون می‌باشد.
۲ -در سورهٔ رعد می‌فرماید: «آنان که پیمان خدای را پس از محکم شدن می‌شکنند و می‌برند آنچه را که خدا به پیوند آن امر فرموده و در زمین فساد می‌کنند برایشان لعنت و محرومیت از رحمت خدا است و برای ایشان جایگاه بدی است [۲] ؛ یعنی جایشان در دوزخ است» .
۳ -در سورهٔ محمد (ص) می‌فرماید: «آیا از شما توقع است و غریب و بعید نیست که اگر متولی امور مردم شوید در زمین فساد کنید و از خویشان خود ببرید، آن گروه مفسد و قاطع رحم، کسانی اند که خدای تعالی آنها را از رحمت خود دور فرموده و کر کرده و چشمانشان را کور فرموده» ؟ [۳].

قطع رحم در روایات

اخبار زیادی هم در این موضوع وارد است که به بعضی اشاره می‌شود پیغمبر اکرم (ص) فرمود: به درستی که در دشمنی با خلق (خصوصا ارحام) زائل کننده است نه زائل کنندهٔ مو، بلکه زائل کنندهٔ دین[۴].
و حضرت صادق (ع) فرمود: از زائل کننده به پرهیزید به درستی که آن هلاک کننده است مردان را-پرسیدند: منظور از (حالقه) برطرف کننده چیست؟ فرمود: قطع رحم[۵].

بدترین اعمال نزد خدا

مردی به پیغمبر (ص) عرض کرد: کدام عمل نزد خداوند بدتر و مبغوضتر است؟ فرمود: شریک قرار دادن برای او، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: قطع رحم، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: قطع رحم، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: امر به منکر و نهی از معروف [۶].

نیکی به رحم در مقابل بدی او

مردی خدمت حضرت صادق (ع) آمده از بستگان خود شکایت نمود. حضرت به او فرمودند: خشم خود را فروبر و کظم غیظ کن، (و به آنها نیکی کن!) عرض کرد: به من چنین و چنان می‌کنند؛ از انواع بدیها و ستمها فروگذار نمی‌کنند. حضرت فرمود: آیا تو هم می‌خواهی مثل آنها قطع رحم کنی و ترک احسان به رحم نمائی؟
اگر چنین کنی، خدای تعالی در دنیا و آخرت نظر لطفش را از تمام شما خواهد برداشت[۷]. مجلسی گوید ممکن است اگر تو قطع ننمائی و صله کنی آنها هم پشیمان شده و صله نمایند، پس رحمت الهی همهٔ شما را خواهد گرفت و اگر پشیمان نشوند فقط رحمت الهیه شامل حال تو خواهد بود.
پس باید در مقابل قطع رحم اقارب، انسان صله نماید و لذا رسول خدا (ص) فرمود: قطع رحم نباید کنی هرچند رحم هم از تو ببرد! [۸] حضرت باقر (ع) فرمود: سه خصلت است که صاحب آن نمی‌میرد تا اینکه آثار وخیمهٔ آن را ببیند ظلم، قطع رحم، قسم دروغ [۹].

مرگ را نزدیک می‌کند

و حضرت امیر (ع) در خطبه اش فرمود: به خداوند پناه می‌برم از گناهانی که نیستی را نزدیک می‌کند[۱۰]. یک نفر گفت آیا گناهانی هست که فناء را نزدیک کند؟ فرمود بلی قطع رحم، به درستی که خانواده‌ای که باهم جمع شوند و مواسات نمایند با یکدیگر، خداوند رزق آنها را زیاد می‌فرماید و خانواده‌ای که از هم جدا شوند و از یکدیگر ببرند خداوند ایشان را از توسعهٔ در رزق و طول عمر محروم می‌فرماید هرچند اهل تقوی باشند.

همه دست جمعی می‌میرند

یکی از اصحاب حضرت صادق (ع) شکایت پسر عموهایش را به آن حضرت کرد و گفت: برادران و پسر عموهایم مرا سخت در فشار گذاشته‌اند و سهمی که از خانه داشتم از من گرفته‌اند فقط یک اطاق برای من باقی گذارده‌اند اگر بخواهم شکایت آنها را نزد حکومت وقت بنمایم هرچه در دست آنها است می‌توانم بگیرم.
حضرت فرمودند: صبر کن خداوند به زودی برای تو فرج خواهد فرمود، این شخص پذیرفت و برگشت، در سال صد و سی و یک و بائی آمد و تمام آنها مردند و یک نفر هم از ایشان باقی نماند، پس خدمت حضرت صادق (ع) آمده حضرت فرمود: حال خانواده تو چگونه است؟ عرض کرد بخدا قسم که همه مردند. حضرت فرمود: هلاک شدن آنها برای این است که با تو بد کردند و حق ترا نشناخته و قطع رحم خود نمودند همه نابود شدند[۱۱].

رحمت خدا را می‌برد

از حضرت صادق (ع) است که رسول خدا (ص) فرمود:
هرگاه در مردم دانش باشد ولی عمل به آن نباشد و الفت و محبت فقط به زبان باشد نه به دل و رحمها قطع شود، در این هنگام خداوند رحمت دنیویه و اخرویهٔ خود را از آنها بریده، پس گوش دل ایشان کر و چشم دل آنها را کور خواهد فرمود! [۱۲].
رسول خدا (ص) فرمود: ظلم و قطع رحم از هر گناهی سزاوارتر است که خدا زودتر صاحبش را در دنیا عقوبت کند، با آنچه، در آخرت برایش از انواع عذابها ذخیره کرده است [۱۳].
و نیز فرمود: قاطع رحم داخل بهشت نمی‌شود [۱۴].
بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی عاق والدین و قاطع رحم بوی آن را هم نخواهند شنید[۱۵] . و نیز فرمود: قطع رحم مانع استجابت دعا است.
در باب فضیلت شب قدر از آن حضرت مرویست: که خداوند در آن شب همه را می‌آمرزد مگر چهار طایفه را، شرابخوار، عاق والدین، قاطع رحم، دشمنی کنندهٔ به مؤمنین.

صله رحم واجب است

خداوند در سورهٔ نساء می‌فرماید «بترسید از مخالفت امر خداوندی که از یکدیگر به نام او حاجت می‌طلبید (یعنی چنانچه خدا را بزرگ می‌دارید که یکدیگر را به او قسم می‌دهید که چنین و چنان کن یا نکن، پس مخالفت امر او را نکنید) و بترسید از بریدن خویشان [۱۶] و سعی کنید در پیوند با ایشان» در این آیه وَ اَلْأَرْحٰامَ عطف به اسم جلالهٔ پروردگار است و در مجمع البیان این معنی را از حضرت باقر (ع) روایت نموده، و در کافی از حضرت صادق (ع) در معنی این آیهٔ شریفه این طور نقل نموده که ارحام در اینجا تمام خویشاوندانند نه طایفهٔ خاصه به درستی که خداوند امر به وصل نمودن تمام خویشان فرموده و صلهٔ رحم را بزرگ فرموده که همراه با خود آن را ذکر کرده «الله و الارحام» [۱۷].

نماز و زکات-تقوی و صلهٔ رحم

از حضرت رضا (ع) مرویست که خداوند در قرآن مجید سه امر فرموده و مورد هر امری را هم دو چیز قرار داده که اطاعت کردن آن امر به اطاعت نمودن هر دو است.
۱ -امر فرموده به نماز و زکات باهم، پس کسی که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش هم پذیرفته نیست.
۲ -امر فرموده به سپاسگزاری از خودش و والدین، پس کسی که شکر خدا را بکند ولی از والدین سپاسگزاری نکند شکر خدا را هم نکرده.
۳ -امر فرموده به تقوی از خودش و صلهٔ رحم پس کسی که صلهٔ رحم نکند امر به تقوی را هم اطاعت ننموده است [۱۸].

عطای به رحم-آسانی حساب

در سورهٔ نحل می‌فرماید «خداوند امر می‌فرماید به میانه روی در جمیع امور و انصاف و تفضل کردن و عطای به خویشان، هر چه را که به آن نیازمندند» [۱۹].
و در سورهٔ رعد می‌فرماید «آنهائی که به رحم خود پیوند می‌کنند و از عذاب پروردگار خود می‌ترسند و از سختی و بدی حساب خود بیمناکند[۲۰]، تا در آخر آیهٔ شریفه می‌فرماید: برای ایشان سرانجام نیک و دخول در بهشت جاودانی است» .

از جمله «یَخٰافُونَ سُوءَ اَلْحِسٰابِ» در این آیه شریفه فهمیده می‌شود که صلهٔ رحم موجب آسان شدن حساب است چنانچه از پیغمبر اکرم (ص) و حضرت صادق (ع) مرویست که صلهٔ ارحام حساب را آسان می‌کند [۲۱].

بخشش حضرت صادق (ع) به حسن افطس

حضرت صادق (ع) هنگامی که نزدیک وفات شان شد وصیت فرمود: که هفتاد دینار به حسن افطس که پسر عموی ایشان بود بپردازند! به آن حضرت گفته شد آیا به کسی عطا می فرمائید که با شمشیر به شما حمله کرد؟ .

حضرت فرمود: نمی‌خواهی از کسانی باشم که خدای تعالی دربارهٔ آنها می‌فرماید «و کسانی که می‌پیوندند آنچه را که خداوند امر به پیوند آن فرموده» به درستی که خداوند بهشت را آفرید و پاکیزه و خوشبو کرد، بوی آن از دو هزار سال راه درک می‌گردد، ولی عاق والدین و قطع کنندهٔ رحم آن را نمی‌یابد[۲۲].

صلهٔ رحم در روایات

اخبار زیادی دربارهٔ وجوب صلهٔ رحم رسیده از آن جمله حضرت باقر (ع) می‌فرماید: رسول خدا (ص) فرمود: وصیت و سفارش می‌کنم حاضرین و غائبین از امتم را و کسانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند تا روز قیامت که صله رحم نمایند هر چند فاصله میان ایشان و رحم یک سال باشد به درستی که صلهٔ رحم از اموری است که خدای تعالی آن را جزء دین قرار داده است[۲۳].

از صراط نخواهد گذشت

و از حضرت باقر مرویست که ابو ذر گفت: از پیغمبر (ص) شنیدم: که فرمود: صراط (پلی که روی جهنم است و روز قیامت همه باید از روی آن عبور نمایند) دو طرفش، رحم و امانت خواهد بود، هرگاه کسی که صلهٔ رحم می‌کرده و امانت را هم رد می‌کرده از آن بگذرد به سلامت گذشته به بهشت خواهد رفت و هرگاه خیانت کنندهٔ به امانت و قطع کنندهٔ رحم از روی آن بگذرد او را با این دو گناه هیچ عملی سودی نمی‌رساند و صراط او را میان آتش خواهد انداخت[۲۴].

اثار دنیوی صلهٔ رحم

روایات کثیره‌ای رسیده است که از آثار صلهٔ رحم طول عمر و تأخیر در اجل و دفع بلاء و زیادتی رزق و برطرف شدن فقر و زیاد شدن نسل می‌باشد.

حضرت صادق (ع) در مجلس منصور دوانقی سه حدیث دربارهٔ صلهٔ رحم از قول رسول خدا (ص) نقل فرمود:

۱ -شخصی صلهٔ رحم می‌کند و از عمرش سه سال بیشتر نمانده، پس خدای تعالی به سبب این عمل عمرش را سی سال قرار می‌دهد و شخصی قطع رحم می‌کند و از عمرش سی سال مانده، پس خدای تعالی آن را سه سال قرار می‌دهد آنگاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود «خدا هرچه را بخواهد محو یا ثبت می‌فرماید» [۲۵].

۲ -پیوند برحم خانه‌ها را آباد می‌کند و عمرها را دراز می‌نماید هرچند پیوند کننده از نیکان نباشد [۲۶].

۳ -صلهٔ رحم سبب آسان شدن حساب روز جزا است و از مردن بد یعنی عاقبت بشری نگه می‌دارد[۲۷].

و نیز مرویست که حضرت صادق (ع) به میسر فرمود چندین مرتبه مرگت رسید و خدای تعالی به سبب صلهٔ رحمی که کردی و احسانی که به خویشاوندانت نمودی آن را به تأخیر انداخت! [۲۸].

سبب طول عمر

و نیز مرویست که آن حضرت فرمود: ای میسر، چه کرده‌ای که عمرت زیاد شده است؟ ! گفت در جوانی، کارگر بودم و مزدم پنج درهم بود، اجرت خودم را به دائیم می‌دادم[۲۹].

یعقوب مغربی بر حضرت موسی بن جعفر (ع) وارد شد، حضرت به او فرمود: در فلان منزل بین تو و برادرت نزاعی (شری) در گرفت و از یکدیگر بریدید تا اینکه به یکدیگر دشنام دادید، این از دین من نیست و نه از دین آباء من، پس از عذاب خدا بترس؛ بدرستی که این عمل شما به مرگ جدائی بین شما خواهد افتاد و برادرت در این سفر خواهد مرد و زود است که از کردهٔ خود پشیمان شوی! .

یعقوب عرض کرد: مرگ من چه وقت خواهد رسید؟ فرمود: مرگ تو هم رسیده بود لیکن در منزل دیگر به عمه ات صله و احسان نمودی؛ پس مرگ تو تا بیست (سال یا ماه) تأخیر افتاد «فزید فی اجلک عشرون» ، پس آن برادر قبل از رسیدن به وطن و اهلش مرد و در راه او را دفن کردند[۳۰].

آثار معنوی و اخروی صلهٔ رحم

حضرت صادق (ع) فرمود: صلهٔ رحم سبب دارا شدن صفت جمیله حسن خلق و سخا و کرم می‌شود (زیرا برای انجام این تکلیف مهم الهی ناچار است که در معاشرت ارحام رعایت حسن سلوک را بنماید و پس از تمرین و ممارست دارای ملکهٔ حسن خلق می‌شود حتی نسبت به دیگران و همچنین به برکت صلهٔ رحم و تکرار آن دارای ملکهٔ سخا وجود می‌شود و از مرض مهلک بخل نجات پیدا می‌کند) و نیز نفسش از مرض کینه و حسد پاک می‌شود و از بلای دشمنی با خلق راحت می‌شود (چون به سبب صلهٔ رحم محبوب نزدیکان بلکه سایر خلق شده و از شر آنها در امان خواهد بود) [۳۱].

قبول سایر اعمال

از حضرت باقر (ع) است: که صلهٔ رحم اعمال نیک صاحبش را پاکیزه می‌کند یعنی نقائص آن را برطرف می‌کند و به درجهٔ قبول می‌رساند مال را زیاد کرده و شدائد و مصیبتها را دفع می‌کند و حساب روز قیامت را آسان می‌کند و اجل را تأخیر می‌اندازد[۳۲].

بهترین گام برداشتنها

حضرت سجاد (ع) می‌فرماید محبوبترین گام برداشتنها نزد خدای تعالی دو گام برداشتن است، یکی گامی که برمی دارد و به آن به صف مسلمین ملحق می‌شود مانند صف جهاد وصف نماز جماعت، دوم گامی که برمیدارد و حرکت می‌کند برای صلهٔ رحمی که از او بریده است[۳۳]. رسول خدا (ص) فرمود: به درستی که در بهشت مقامی است که به آن نمی‌رسد مگر سه طایفه: امام عادل، صله کنندهٔ رحم و فقیر عیال وار صابر[۳۴].

ثواب صلهٔ رحم

و نیز فرمود: کسی که برای صلهٔ به جان و مال به طرف رحم خود حرکت کند خداوند اجر یک صد شهید در نامهٔ اعمالش می‌نویسد و به هر قدمی که بر می‌دارد چهل هزار حسنه برای او است و چهل هزار گناه از او محو شده و چهل هزار درجه برایش بلند می‌شود و مثل این است که یک صد سال بندگی خدا کرده [۳۵].

و باز از همان حضرت است: که صدقه دادن در راه خدا ده درجه ثواب دارد و قرض دادن هیجده درجه (زیرا به قرض دادن آبروی قرض گیرنده محفوظ می‌ماند) و صلهٔ برادران دینی و پیروان اهل بیت بیست درجه و صلهٔ رحم بیست و چهار درجه [۳۶].

معنی صله و قطع رحم

چون در شرع مقدس معنی خاصی برای رحم ذکر نگردیده پس مراد همان معنی عرفی آن است که عبارت از مطلق اقارب است به معنی خویشاوندان پدری و مادری هرچند به چند واسطه باشد و همچنین خویشاوندی از طریق اولاد.
عروه بن یزید از حضرت صادق (ع) از معنی آیهٔ : و کسانی که می‌پیوندند آنها را که خدا امر به پیوندشان فرموده[۳۷] پرسید؟ حضرت فرمودند: «هی قرابتک»[۳۸] یعنی صلهٔ رحم پیوند به تمام خویشاوندان است، محرم باشد یا نامحرم، دور باشد یا نزدیک یعنی واسطه بخورد یا نه.

رحم فقیر و غنی ندارد

هرچند عادت اهل دنیا بر این است که در بین بستگان، آنکه صاحب مال و اعتبار باشد او را وابستهٔ نزدیک خود می‌دانند و اگر فقیر و بی اعتبار باشد او را از خود جدا می‌دانند هرچند نزدیک هم باشد ولی در شرع مقدس هیچ فرقی در حکم صله و قطع رحم بین اقارب نیست، بلی هرچه نزدیک تر باشد و واسطه کمتر بخورد این حکم شدیدتر می‌باشد.
شهید ثانی علیه الرحمه این معنی عرفی را که برای رحم ذکر گردید باکثر فقها نسبت داده است.

صله کدام است؟

هر کاری که در عرف پیوند را برساند صله است هرچند در کوچکی مانند اول سلام کردن یا نیکو جواب دادن سلام باشد.
حضرت صادق (ع) می‌فرماید: صلهٔ رحم و نیکی به برادران روحانی و ایمانی حساب را در روز قیامت آسان می‌کند و از گناه نگه می‌دارد پس به نزدیکان خود صله کنید و به برادران خود نیکی نمائید هرچند به نیکی سلام کردن و پاسخ دادن باشد[۳۹].
در حدیث دیگر فرمود: صلهٔ رحم کنید هرچند به جرعهٔ آبی برحم دادن باشد[۴۰] و این مرتبه نازلهٔ صله است.

مراتب صلهٔ رحم

شهید ثانی علیه الرحمه در بیان مراتب صلهٔ رحم فرمود: اعظم مراتب آن صلهٔ به نفس (به جان) است که در آن اخبار زیادی رسیده است پس از آن به دفع ضرر است یعنی اگر ضرری متوجه رحم گردد آن را دفع نماید، پس از آن رساندن نفع به او است پس از آن صله نمودن به کسی که واجب النفقه رحم است مانند زن پدر و زن برادر و کمترین مراتب صله، سلام کردن به رحم است و کمتر از آن پیغام سلام برایش فرستادن می‌باشد و همچنین در نبودنش برایش دعاء کردن و در حضورش نیایش گفتن است.

قطع رحم عرفی است

چنانچه صله امر عرفی شد قطع رحم هم عبارت از هر امری است که در عرف بریدگی از آن فهمیده شود مانند سلام نکردن یا رو ترش کردن یا رو برگرداندن یا ترک احترام و ادب نمودن یا در سفر جواب نامه ندادن یا در حضر، ترک دیدار یا مثلا عیادت نکردن اگر مریض شود یا از سفر بازگردد و نظائر اینها.

قطع نسبت بارحام مختلف است

شکی نیست که صدق عرفی قطع و صلهٔ رحم به حسب زمان و مکان و مراتب ارحام و خصوصیات آنها فرق می‌کند ممکن است عملی نسبت به رحم نزدیک قطع باشد ولی نسبت به رحم دور قطع نباشد یا ممکن است نسبت به رحم شریفی که دارای مقامی است قطع و نسبت به دیگری نباشد البته در موارد شک باید جانب احتیاط را مراعات نمود که مبادا در گناه کبیرهٔ قطع رحم واقع شد.

تکبر به رحم فقیر قطع است

از زشت‌ترین اقسام قطع رحم آن است که شخص بواسطهٔ داشتن مال و ثروت و اعتبار دنیوی، اعتنائی به رحم فقیر یا بی اعتبار خود نکند و او را رحم خود نداند و بر او تکبر نماید و اگر رحم غنی و معتبر خود را ببیند احترام کند، این در حقیقت نسبت به رحم غنی صلهٔ رحم نکرده بلکه به مال و جیفهٔ دنیا اعتناء نموده است نه به شخص رحم به عنوان رحم زیرا که از رحم فقیر رو برمی گرداند.

حد وجوب صله رحم

قدر مسلم از وجوب صله، مقداری است که در ترک آن قطع رحم عرفا صدق نماید، پس هر عملی که صلهٔ رحم بر آن صادق باشد بطوری که اگر بجا نیاورد می‌گویند قطع رحم کرده آن عمل شرعا واجب است، مثلا هرگاه شخص ثروتمندی رحم فقیری داشته باشد که محتاج مخارج ضروریه مانند نفقه روزانه یا معالجه مرض یا ادای دین شده و از رحم ثروتمند و متمکن خود مطالبهٔ وجهی برای رفع ضرورت کند، اگر از او مضایقه کرد قطع رحم نموده، پس دادن این مال به مقداری که رفع حاجتش گردد صلهٔ رحم و شرعا هم شکی در واجب بودنش نیست.
همچنین هر نوع حاجت ضروری که داشته و به رحم خود عرضه بدارد او هم از عهده برمی آید و طوری است که اگر اعتنائی نکند در عرف قاطع رحم شمرده می‌شود، این قسم کار، صلهٔ واجب است.
مگر اینکه انجام حاجتش موجب عسر و حرج باشد یا اینکه حاجتش غیر مشروع باشد یا اینکه در راه انجام حاجتش در معصیت واقع می‌شود که در این مورد هم واجب نخواهد بود، مثل اینکه رحم شخص از سفر آمده و اگر از او دیدن نکند در عرف قطع رحم است لیکن اگر صله کند و به خانه اش رود گرفتار معصیت می‌گردد، شکی نیست که این قسم صله واجب نیست.

میزان وصل و قطع عرف است

در هر موردی که شک دارد آیا این مقدار از صله واجب است یا نه به عرف رجوع نماید اگر ترک آن را قطع رحم دانستند واجب خواهد بود و گاه می‌شود که ترک سلام یا ترک احسان کمی، یا برنیاوردن حاجت مختصری یا ترک دیداری در عرف قطع رحم شمرده می‌شود.

اگر واجب نشد مستحب است

گاهی بعضی از این امور در برخی از ارحام و پاره‌ای مواقع عرفا قطع رحم نیست پس اگر قطع رحم نبودنش مسلم شد انجام دادن آن صله که عدم وجوبش معلوم است، مستحب خواهد بود و اگر واجب نبودنش مسلم نیست باید رعایت احتیاط را کرد و حتی الامکان کاری کرد که یقین داشته باشد که این گناه بزرگ از او سر نزده است.

قطع قاطع هم حرام است

درصورتیکه بعضی از ارحام نسبت به شخص قطع رحم نموده، نمی‌شود با او معامله به مثل کرد یعنی او هم کاری کند که در عرف قطع رحم باشد و به عبارت دیگر قطع رحم نسبت به جمیع ارحام حرام است حتی آنهائی که به او قطع رحم نموده‌اند چنانچه در اخبار گذشته به آن اشاره شد.
رسول خدا (ص) فرمود: نباید قطع رحم کنی هرچند رحم از تو ببرد[۴۱].

فرمایش حضرت صادق (ع)

عبد اللّه بن سنان گفت: به حضرت صادق (ع) عرض کردم پسر عموئی دارم که من به او صله می‌نمایم و او از من می‌برد، پس من صله می‌کنم او می‌برد تا اینکه می‌خواهم من هم بدین سبب از او ببرم حضرت فرمودند: هرگاه صلهٔ خود را از او نبری (ممکن است حیاء کند و دیگر از تو قطع ننماید) پس خداوند رحمت خود را به تو و پسر عمویت متصل خواهد فرمود و اگر قطع خود را ادامه داد و تو هم قطع نمودی، خداوند رحمت خود را از هر دوی شما قطع می‌فرماید[۴۲].

نیکی به پاداش بدی

رسول خدا (ص) فرمود: با کسی که به تو خیانت نموده خیانت نکن که اگر کنی مثل او خیانتکار خواهی بود و نیز از رحمی که از تو بریده نبر که اگر بریدی مثل او قطع کنندهٔ رحم خواهی بود[۴۳].
و نیز فرمود: بهترین اخلاق پسندیده که آثار دنیوی و اخرویه بر آنها مترتب است سه خصلت است، صله نمودن با کسی که از او قطع نموده، عطا کردن به کسی که از او دریغ داشته، عفو کردن از کسی که به او ستم کرده[۴۴].

قطع رحم مسلمان و کافر فرقی ندارد

ظاهر اطلاقات واردهٔ در مقام آن است که فرقی در حرمت قطع رحم نیست بین این که رحم مسلمان باشد یا کافر، شیعهٔ دوازده امامی باشد یا از سایر فرقه‌های مسلمان، عادل و پرهیزگار باشد یا فاسق و فاجر، اجمالا کفر و فسق سبب سقوط حق رحمیت نمی‌شود. ابن حمید به حضرت صادق (ع) عرض کرد: بستگان من بر غیر دین من هستند آیا باز برای ایشان حقی بر عهدهٔ من است یا نه؟ حضرت فرمودند: بلی حق رحم به هیچ چیز ساقط نمی‌شود.
اگر بستگانت بر دین تو بودند دو حق بر تو داشتند حق رحم و حق همکیشی و برادری دینی [۴۵].

صلهٔ داود رقی و مرگ رحم

داود رقی گفت: خدمت حضرت صادق (ع) نشسته بودم که ناگاه ابتداء فرمود: ای داود! روز پنجشنبه اعمال شما شیعیان بر من عرضه داشته شد، در بین کارهای تو صله کردن به پسر عمویت مرا شاد کرد، به درستی که می‌دانم این پیوند تو در برابر بریدن او سبب نزدیک شدن مرگ او است [۴۶].
داود گوید: مرا پسر عموی معاند و خبیثی بود گرفتاری و پریشانیش را متوجه شدم پیش از حرکت کردنم به مکهٔ معظمه، مبلغی برایش فرستادم تا معیشتش تأمین شود. چون به مدینه آمدم حضرت مرا از این موضوع خبر داد.

رفتار حضرت صادق (ع) با حسن و عبد اللّه

از اموری که مؤید مطلب است نبریدن ائمهٔ ما علیهم السّلام است از بعضی از اقارب خود که از حق منحرف بودند بلکه در مقام دشمنی و ضدیت با آنان بودند با اینکه دشمنی با امام در مرتبهٔ شرک و کفر است، چنانچه حضرت صادق (ع) وصیت فرمود: که هفتاد دینار به حسن افطس به جهت حق رحم بدهند با اینکه به روی آقا شمشیر کشیده بود.
و نیز عبد اللّه بن الحسن از کسانی بود که با آن حضرت مخاصمه و مجادله می‌کرد و از آن حضرت مطالبهٔ بیعت با پسرش محمد می‌کرد مع الوصف در کتب روایات و تواریخ دیده نشده که حضرت صادق (ع) کوچکترین جسارتی یا کاری که از آن بوی بریدگی بیاید انجام داده باشند.

گفتگوی حضرت صادق (ع) با عبد اللّه حسنی

عبد اللّه روزی در کوچه مدینه با آن حضرت مجادله زیادی کرد و مردم بسیاری اطراف ایشان جمع شدند، در مقابل این قطعی که از او سر زد آن حضرت فردا صبح بخانه اش تشریف آوردند و برای اینکه عبد اللّه از کردهٔ دیروز خود پشیمان شود و توبه نماید فرمود دیشب آیه شریفه «وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ» را خواندم و سخت ترسناک شدم، عبد اللّه متنبه شده و گریان گردید و گفت مثل اینکه این آیه را فراموش کرده بودم و هر دو دست در گردن یکدیگر انداختند [۴۷].

تأثر حضرت بر سادات حسنی

زمانی که منصور دوانقی علیه اللعنه، عبد اللّه محض و عدهٔ دیگر از سادات حسنی را که بر او خروج کرده بودند اسیر و در زندان کوفه جای داد با اینکه ایشان مخالفت حضرت صادق (ع) را نموده بودند آن حضرت از مصیبت آنها سخت ناراحت و بیست روز بستری شدند و نامهٔ مفصلی مشتمل بر تعزیت و تسلیت ایشان به زندان کوفه فرستادند و مکرر جویای حالات آنها بودند و مکرر بر حالشان می‌گریستند.

صله رحم با بغض کافر منافاتی ندارد

آنچه از وجوب صلهٔ رحم و حرمت قطع آن ذکر شد که فرقی بین کافر و مسلمان، فاسق و پرهیزگار ندارد، این موضوع با حرمت دوستی با کفار و فجار و وجوب بغض و دشمنی ایشان (چنانچه در بحث حرمت اعانت به ظالم ذکر خواهد شد) منافاتی ندارد زیرا صله، حسن سلوک و معاشرت با رحم است به مقداری که در عرف بگویند قطع رحم نکرد و این حسن سلوک با بغض او منافاتی ندارد زیرا که آن امر قلبی و باطنی است.

اگر تأیید کفر نشود

بلی اگر صلهٔ باو سبب جرأتش در کفر یا فسق شود، به طوری که اگر از او ببرد ممکن است ترک کفر یا فسق نماید، در این صورت از باب نهی از منکر مانعی ندارد و با اطمینان به اینکه قطع از او موجب ترک آن می‌شود آن وقت بریدن از او واجب می‌گردد چنانچه در بحث خودش ذکر می‌شود و در غیر مورد یقین و احتمال به ترک کفر یا فسق، قطع رحم به حرمت خود باقی است.

دشمن دین باید طرد شود

در صورت دیگر هم بریدن از رحم کافر یا فاسق واجب است و آن در وقتی است که در مقام ضدیت و دشمنی و جنگ با دین باشد، چنانچه خداوند در سورهٔ مجادله می‌فرماید، کسانی را که ایمان به خدا و روز جزا آورده‌اند نمی‌یابی که با کسانی که با خدا و رسول دشمنی می‌کنند، دوستی نمایند هر چند پدران یا پسران یا خویشانشان باشند [۴۸] یعنی مؤمن با کافر معاند دوستی نمی‌کند هر چند از بستگان نزدیکش باشد.

اگر دشمنی نکند صله واجب است

و باز می‌فرماید: «خداوند شما را باز نمی‌دارد از کسانی که با شما جنگ ننمودند و شما را از خانه هایتان بیرون نکردند، که با ایشان نیکوئی کنید و به عدل با آنها حکم کنید و با ایشان ستم ننمائید به درستی که خداوند عدالت کنندگان را دوست می‌دارد، تنها شما را از دوستی کسانی بازمی دارد که با شما جنگ نمودند و از خانه هایتان بیرونتان کردند و هم پشت با دشمنانتان در بیرون کردن شما شدند، و کسی که با ایشان دوستی کند، پس ایشان گروه ستمکارانند[۴۹].

سفر کردن برای صله رحم

در شرع مقدس اسلام سفر کردن برای صلهٔ رحم و دیدار از اقارب مستحب است چنانچه از رسول خدا (ص) مرویست که به امیر المؤمنین (ع) فرمود: یا علی (ع) راه دو ساله را برای نیکی به والدین بپیما! یعنی اگر فاصله تو با پدر و مادرت دو سال راه باشد این مسافت را طی کن و آنها را ملاقات نما، و فرمود یک سال راه را برای دیدار و پیوند اقارب طی کن و یک میل راه برای دیدار مریض و دو میل راه برای تشییع جنازه و چهار میل راه برای زیارت و ملاقات برادر دینی[۵۰].
و در اخبار گذشته نقل گردید که هرکس برای دیدار ارحام حرکت کند به هر قدمی چهل هزار حسنه برایش ثبت و چهل هزار گناه از او محو و چهل هزار درجه به درجاتش افزوده می‌گردد.

دوری و دوستی

در مکاتبهٔ منسوب به امیر المؤمنین (ع) به عمال خود چنین است: «مروا الاقارب ان یتزاوروا و لا یتجاوروا» . مرحوم نراقی در معراج السعاده در شرح این جمله چنین می‌نویسد: امر کنید خویشاوندان را که به دیدن یک دیگر روند اما باهم همسایگی نکنند، چه همسایگی باعث بغض و حسد و قطع رحم گردد، و این امری است مشاهد، همچنان که در اکثر اهل روزگار می‌بینیم که چون خویشان از یکدیگر دور می‌باشند دوستی ایشان با یکدیگر بیشتر و شوق آنان به یکدیگر افزون تر است آری مثلی است مشهور، دوری و دوستی.

صلهٔ ارحام روحانیه

بر اهل بصیرت پوشیده نیست که انسان به حسب استعداد دارای دو جهت و جنبه است روحانی و جسمانی، برای پیدایش و تکمیل جهت مادی، سببش پدر و مادر است و سبب تحقق و پیدایش جهت روحانیت و تأمین سعادت باقیه و زندگانی حقیقیه پدر روحانی یعنی محمد (ص) و علی (ع) می‌باشند که به برکت محبت و تبعیت و اطاعت از ایشان و کمال تسلیم و انقیاد نسبت به آنها، خداوند ربط و اتصال به مقام شامخ روحانیتشان را عنایت می‌فرماید و در حصن محکم روحانیت آقایان داخل گردیده، جنبه روحانیت او که بالقوه بود فعلیت پیدا می‌کند و ابواب علوم و معارف برویش باز و چشمه‌های حکمت و حقایق در قلبش جاری و حیات طیبهٔ انسانیه را درک خواهد نمود، اگر این بزرگواران نبودند هیچگاه انسان از جهت حیوانی و آثار حیاتی دنیویه قدمی بالاتر نمی‌توانست گذاشت و از حیات انسانی برخوردار نمی‌شد.

نعمت بعثت بالاترین نعمتها

تا شخص فرزند روحانی ایشان نگردد و از نعمت محبت و ولایت بهره مند نشود، بزرگی این نعمت را نخواهد دانست لذا در قرآن مجید در ذکر هریک از نعمتهای عظیمهٔ الهیه تعبیر به منت گذاشتن خدا نشده مگر در نعمت بعثت این پدر روحانی، که می‌فرماید «هر آینه خداوند به مؤمنین منت گذارد که در بین ایشان این پدر روحانی، که می‌فرماید «هر آینه خداوند به مؤمین منت گذارد که در بین ایشان پیغمبری را برگزید که آیات خدا را برایشان می‌خواند و ایشان را پاکیزه می‌کند و کتاب و حکمت را یادشان می‌دهد هرچند پیش از این در گمراهی آشکاری بودند»[۵۱]

ولایت قابل قیاس نیست

مرویست که یونس بن عبد الرحمن به حضرت صادق (ع) عرض کرد: ولایت شما اهل بیت و آنچه را که خداوند از حق شما به من شناسانید نزد من از دنیا و آنچه در آن است بهتر است پس آن حضرت خشمناک شد فرمود ما را درست قیاس نکردی، آیا دنیا غیر از اینکه چیزی بخوری و چیزی بپوشی، چیز دیگری است؟
دنیا چیست که بگوئی ولایت اهلبیت از آن بهتر است، اما به سبب محبت ما زندگانی جاودان برای تو است[۵۲].
در بحث عقوق والدین مختصری از حق پدر روحانی ذکر شد هرچند کسی از عهدهٔ حق والد روحانی برنخواهد آمد و چاره‌ای جز اقرار به عجز و اعتراف به قصور و تقصیر در مقابل آن حضرات نیست.

ارحام روحانی کیانند؟

نکته‌ای که در این مبحث تذکرش لازم است صلهٔ رحم روحانی است، چنانچه کسانی که از راه والدین جسمانی به شخص نسبت پیدا می‌کنند مانند برادر، رحم است و صله اش واجب، و قطعش حرام است، همچنین هرکس از طرف والد روحانی به شخص نسبت پیدا کرد رحم روحانی، و صله اش واجب و قطعش حرام است، کسانی که از طریق پدر روحانی منسوبند دو طایفه‌اند: اول اولادهای جسمانی آن حضرت یعنی سلسلهٔ جلیلهٔ سادات، دوم مؤمنین و شیعیان یعنی کسانی که فرزند روحانی آن حضرت شده باشند که همه باهم برادرند و در قرآن مجید می‌فرماید «به درستی که مؤمنین برادر یکدیگرند»[۵۳] زیرا که همه به یک پدر روحانی می‌رسند.

حقوق سادات

در این قسمت به ذکر آنچه علامه حلی در آخر کتاب قواعد الاحکام که برای فرزندش فخر المحققین تألیف فرموده نوشته است اکتفاء می‌شود.

می‌فرماید بر تو باد به صلهٔ ذریهٔ طاهره علویه، به درستی که خداوند تأکید فرموده سفارش دربارهٔ آنها را و دوستی ایشان را اجر رسالت و ارشاد رسول اللّه (ص) قرار داد، و در قرآن مجید فرمود: بگو ای پیغمبر (ص) بر ارشاد و رسالتم مزدی از شما نمی‌خواهم، مگر دوستی بستگانم را، و فرمود پیغمبر اکرم (ص) به درستی که من شفاعت می‌کنم چهار طایفه را هرچند با گناه اهل دنیا باشند:

۱ -مردی که ذریهٔ مرا یاری کرده باشد.

۲ -کسی که در موقع شدت به آنها مالی داده باشد.

۳ -کسی که ذریهٔ مرا به زبان و دل دوست داشته باشد.

۴ -کسی که در انجام حوائج ایشان در وقتی که گرفتار دشمن و رانده و آواره شده‌اند، سعی کرده باشد.

آنان که به پیغمبر حق دارند

و حضرت صادق (ع) فرمود: چون روز قیامت شود منادی ندا کند: مردم ساکت شوید! به درستی که محمد (ص) می‌خواهد با شما سخن گوید. پس همه ساکت می‌شوند آن حضرت می‌ایستد و می‌فرماید: ای مردم هرکس خدمتی برای من انجام داده یا منتی بر من دارد یا خیری به من رسانیده برخیزد تا تلافی کنم پس می‌گویند پدران و مادران ما به فدای تو باد کدام خدمت، کدام منت؟ کدام خیر نزد ما است؟ بلکه منت و نعمت و خیر، برای خدا و رسولش بر جمیع خلق است.

خدمت به سادات تلافی می‌شود

می‌فرماید: بلی هرکس جای داده و در برگرفته یکی از ذریهٔ مرا، یا به ایشان نیکی نموده یا ایشان را پوشانیده یا ایشان را سیر نموده، برخیزد تا تلافی کنم؛ جمعی که این اعمال از آنها سر زده برمی خیزند؛ پس ندا می‌رسد ای حبیب ما محمد (ص) تلافی اعمال آنها را به دست تو قرار دادیم هر جای از بهشت می‌خواهی آنها را جای ده؛ پس آن حضرت ایشان را در وسیله که مقامی است در بهشت در همسایگی محمد (ص) به طوری که بین ایشان و حضرت حجابی نیست، جای می‌دهد [۵۴].

حقوق برادران ایمانی

اخباری که دربارهٔ حقوق برادران ایمانی رسیده بسیار و به ذکر بعضی از آنها اکتفاء می‌شود:
معلی بن خنیس از حضرت صادق (ع) پرسید: حقوق برادران ایمانی چیست؟ حضرت فرمودند: برای مؤمن هفت حق واجب است که اگر کسی یکی از آنها را اداء نکند و ضایع سازد از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده و از پروردگار بی بهره خواهد بود.
معلی عرض کرد: آن هفت حق چیست؟ فرمود: می‌ترسم که یاد بگیری و به آن عمل نکنی! عرض کرد «لا قوه الا بالله!» آنگاه فرمود: اول آنها که از همه آسان تر است این است که آنچه را برای خود دوست می‌داری برای او هم دوست بداری و آنچه را برای خود بد می‌داری برای او هم بد بداری [۵۵].
دوم اینکه بپرهیزی از اینکه او را به سخط و غضب درآوری و طلب کن رضایتش را و اطاعت کن امرش را. سوم اینکه او را به جان و مال و زبان و دست و پایت یاری کنی.
چهارم اینکه راهنما و خبردهندهٔ او به آنچه صلاح او است باش.
پنجم آنکه سیر نباش درحالی که او گرسنه است و با تشنگی او سیراب مباش و با برهنگی او پوشیده مباش. ششم آنکه اگر خادمی داری برای انجام حوائج او بفرستی.
هفتم آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت نمائی اگر مریض شود او را عیادت نمائی و اگر بمیرد تشییع جنازه اش کنی و هرگاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید بر انجام دادن آن پیشی بگیری.

زیارت مؤمن صالح زیارت امام است

حضرت رضا (ع) فرمود: کسی که نمی‌تواند به زیارت ما اهل بیت (ع) بیاید پس زیارت کند نیکان از دوستان ما را، که ثواب زیارت ما برایش ثبت می‌شود و کسی که بخواهد به ما صله نماید و نتواند، پس به یکی از نیکان از دوستان ما صله نماید، که برایش ثواب صلهٔ ما ثبت می‌شود [۵۶].
و چون اکرام یا اهانت به برادران ایمانی اکرام و اهانت به پدر روحانی است، آثار عظیمه‌ای بر اکرام یا اهانت به مؤمن ذکر شده که برای جلوگیری از اطناب کلام از تفصیل آن خودداری می‌شود، خداوند ما را به ادای حقوق موفق بدارد.


پا نویس

  1. - اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اَللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (سوره ٢ آیه ٢۵ )
  2. وَ اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اَللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اَللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ اَلدّٰارِ (سوره ١٣ آیه ٢۶ )
  3. فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی اَلْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ. أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ. (سوره ۴٧ آیه ٢۴ و ٢۵ )
  4. الا ان فی التباغض الحالقه لا اعنی لحالقه الشعر و لکن حالقه الدین (کافی ج ٢ باب قطیعه الرحم ص ٢۵٨ )
  5. اتقوا الحالقه فانها تمیت الرجال قلت و ما الحالقه؟ قال: قطیعه الرحم (کافی باب قطیعه الرحم ص ٢۵٩ )
  6. جاء رجل الی النبی (ص) فقال ای الاعمال ابغض الی اللّه فقال الشرک باللّه قال ثم ما ذا فقال (ص) قطیعه الرحم قال ثم ما ذا فقال (ص) الامر بالمنکر و النهی عن المعروف. (کافی)
  7. جاء رجل فشکی الی ابی عبد اللّه (ع) اقاربه فقال له (ع) اکظم غیظک و افعل؛ فقال: انهم یفعلون و یفعلون فقال أ ترید ان تکون مثلهم فلا ینظر اللّه الیکم (کافی ج ٢ ص ٢۵٩ )
  8. لا تقطع رحمک و ان قطعتک (کافی ج ٢ ص ٢۵٩ )
  9. ثلاث خصال لا یموت صاحبهن ابدا حتی یری و بالهن البغی و قطیعه الرحم و الیمین الکاذبه (کافی ج ٢ ص ٢۵٩ )
  10. اعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء (کافی ج ٢ ص ٢۶٠ )
  11. کافی
  12. اذا ظهر العلم و احترز العمل و ائتلفت الالسن و اختلفت القلوب و تقاطعت الارحام هنالک لعنهم اللّه فاصمهم و اعمی ابصارهم (بحار الانوار جلد ١۶ ص ٢٨ )
  13. ما من ذنب أجدر أن یجعل اللّه لصاحبه العقوبه فی الدنیا مع ما ادخره فی الاخره من البغی و قطیعه الرحم (مستدرک)
  14. لا یدخل الجنه قاطع رحم (مستدرک)
  15. عن جابر عن ابی جعفر (ع) قال (ع) قال رسول اللّه (ص) اخبرنی جبرئیل ان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام ما یجدها عاق و لا قاطع رحم و لا شیخ زان-و ان ریحها لیوجد من مسیره الفی عالم و لا یجد ریحها عاق و لا قاطع رحم. (جلد ١۶ بحار الانوار ص ٢٨ )
  16. وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی تَسٰائَلُونَ بِهِ وَ اَلْأَرْحٰامَ. . . (سوره ۴ آیه ١ )
  17. هی ارحام الناس ان اللّه عز و جل امر بصلتها و اعظمها أ لا تری انه جعلها منه. (کافی باب صله الرحم ص ١٢٠ ج ٢ )
  18. ان اللّه تعالی امر بثلثه مقرون بها ثلثه اخری امر بالصلوه و الزکوه فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و لوالدیه فمن لم یشکر والدیه لم یشکر اللّه و امر باتقاء اللّه و صله الارحام فمن لم یصل رحمه لم یتق اللّه عز و جل. (عیون الاخبار)
  19. إِنَّ اَللّٰهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْإِحْسٰانِ وَ إِیتٰاءِ ذِی اَلْقُرْبیٰ (سوره ١۶ آیه ٩٣ )
  20. وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخٰافُونَ سُوءَ اَلْحِسٰابِ (سوره ١٣ آیه ٢٢ )
  21. قال الصادق (ع) صله الرحم تهون الحساب یوم القیمه و هی منسأه فی العمرو تقی مصارع السوء (بحار الانوار جلد ١۶ ص ٢٨ )
  22. بحار الانوار جلد ١١ صفحه ١٠۶
  23. عن ابی جعفر (ع) قال رسول اللّه (ص) اوصی الشاهد من امتی و الغائب منهم و من فی اصلاب الرجال و ارحام النساء الی یوم القیمه ان یصل الرحم و ان کانت منه علی مسیره سنه فان ذلک من الدین (کافی باب صله الرحم ج ٢ ص ١٢١ )
  24. عن ابی جعفر (ع) قال ابو ذر سمعت رسول اللّه (ص) یقول: حافتا الصراط یوم القیمه الرحم و الامانه فاذا مر الوصول للرحم المؤدی للامانه نفذ الی الجنه و اذا مر الخائن للامانه القطوع للرحم لم ینفعه معهما عمل و تکفاء به الصراط فی النار (کافی ج ٢ باب صله الرحم ص ١٢٢ )
  25. قال رسول اللّه (ص) ان الرجل لیصل رحمه و قد بقی من عمره ثلث سنین فیصیره اللّه ثلثین سنه و یقطعها و قد بقی من عمره ثلثون سنه قیصیره اللّه ثلث سنین ثم قال (ص) یمحو اللّه ما یشاء و یثبت. (بحار الانوار)
  26. صله الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار و ان کان اهلها غیر اخیار. (بحار الانوار)
  27. صله الرحم تهون الحساب و تقی میته السوء (بحار الانوار)
  28. قد حضر اجلک غیر مره کل ذلک یؤخر اللّه بصلتک لرحمک و برک قرابتک (جلد ١۶ بحار الانوار ص ٢٩ )
  29. قال ابو عبد اللّه (ع) یا میسر لقد زید فی عمرک فای شیء تعمل قلت کنت اجیرا و انا غلام بخمسه دراهم فکنت اجریها علی خالی. (جلد ١۶ بحار الانوار ص ٢٨ )
  30. قدمت امس و وقع بینک و بین اخیک شرقی موضع کذا و کذا حتی شتم بعضکم بعضا و لیس هذا دینی و لا دین آبائی و لا نأمر بهذا احدا من الناس فاتق اللّه وحده لا شریک له فانکما ستفترقان بموت اما ان اخاک سیموت فی سفره قبل ان یصل الی اهله و ستندم انت علی ما کان منک و ذلک انکما تقاطعتما فبتر اللّه اعمار کما فقال له الرجل فانا جعلت فداک متی اجلی فقال (ع) اما ان اجلک قد حضر حتی وصلت عمتک بما و صلتها به فی منزل کذا و کذا فزید فی اجلک عشرون-قال شعیب فاخبرنی الرجل و لقیته حاجا ان اخاه لم یصل الی اهله حتی دفنه فی الطریق. (سفینه البحار جلد اول صفحهٔ ۵١۶ )
  31. صله الارحام تحسن الخلق و تسمح الکف و تطیب النفس. . . (کافی باب صله الرحم ص ١٢١ )
  32. -صله الارحام تزکی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب و تنسی الاجل. (کافی ج ٢ ص ١٢١ )
  33. ما من خطوه احب الی اللّه من خطوتین خطوه یسد بها المؤمن صفا فی اللّه و خطوه الی ذی رحم قاطع. (بحار الانوار)
  34. ان فی الجنه درجه لا یبلغها الا امام عادل او ذو رحم وصول او ذو عیال صبور (بحار الانوار)
  35. من مشی الی ذی قرابه بنفسه و ماله لیصل رحمه اعطاه اللّه تعالی اجر مأه شهید و له بکل خطوه اربعون الف حسنه و یمحی عنه اربعون الف سیئه و ترفع له من الدرجات مثل ذلک و کأنما عبد اللّه تعالی مأه سنه. (بحار الانوار)
  36. الصدقه بعشره و القرض بثمانی عشره و صله الاخوان بعشرین و صله الرحم با ربع و عشرین. (بحار الانوار)
  37. وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ. (سوره ١٣ آیه ٢٢ )
  38. کافی
  39. ان صله الرحم و البر لیهونان الحساب و یعصمان من الذنوب فصلوا ارحامکم و بروا اخوانکم و لو بحسن السّلام و رد الجواب. (کافی ج ٢ ص ١٢۵ )
  40. صل رحمک و لو بشربه من ماء (وسائل کتاب نکاح باب ١٩ صفحه ١۴١ )
  41. لا تقطع رحمک و ان قطعک (کافی ج ٢ باب صله الرحم)
  42. عن عبد اللّه بن سنان قال قلت لابی عبد اللّه (ع) ان لی ابن عم اصله فیقطعنی و اصله فیقطعنی حتی لقد هممت لقطیعته ایای ان اقطعه أ تأذن لی قطعه، قال (ع) انک اذا وصلته و قطعک وصلکما اللّه عز و جل جمیعا و ان قطعته و قطعک قطعکما الله. (کافی باب صله الرحم ص ١٢۴ )
  43. لا تخن من خانک فتکون مثله و لا تقطع رحمک و ان قطعک. (بحار الانوار)
  44. أ لا ادلکم علی خیر الدنیا و الاخره قالوا بلی یا رسول اللّه قال (ص) من وصل من قطعه و اعطی من حرمه و عفا عمن ظلمه (بحار الانوار جلد ١۶ صفحه ٢٩ )
  45. عن الجهم بن حمید قال قلت لابی عبد اللّه (ع) تکون لی القرابه علی غیر امری الهم علی حق؟ قال: (ع) نعم حق الرحم لا یقطعه شیء و اذا کانوا علی امرک کان لهم حقان حق الرحم و حق الاسلام. (کافی باب صله الرحم ص ١٢۵ )
  46. کنت جالسا عند ابی عبد اللّه (ع) اذ قال لی مبتدء من قبل نفسه یا داود لقد عرضت علی اعمالکم یوم الخمیس فرأیت فیما عرض علی من عملک صلتک لابن عمک فلان فسرنی ذلک انی علمت ان صلتک له اسرع فی فناء عمره و قطع اجله (بحار الانوار)
  47. کافی
  48. لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ (سوره ۵٨ آیه ٢٢ )
  49. لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطِینَ إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلیٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ. (سوره ۶٠ آیه ٩ و ١٠ )
  50. یا علی سر سنتین بر والدیک؛ سر سنه صل رحمک سر میلاعد مریضا، سرمیلین شیع جنازه، سر اربعه امیال زراخا فی اللّه. (بحار الانوار جلد ١۶ ص ٣٠ )
  51. لَقَدْ مَنَّ اَللّٰهُ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَهَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (سوره ٣ آیه ١۵٨ )
  52. قستنا بغیر قیاس ما الدنیا و ما فیها هل هی الاسد فوره اوستر عوره و انت لک بمحبتنا الحیاه الدائمه (سفینه البحار جلد ٢ ص ۶٩٢ )
  53. إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ (سوره ۴٩ آیه ١٠ )
  54. و علیک بصله الذریه العلویه فان اللّه تعالی قد اکد الوصیه فیهم و جعل مودتهم اجر الرساله و الارشاد فقال تعالی قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی، و قال رسول اللّه (ص) انی شافع یوم القیمه لاربعه اصناف و لو جائوا بذنوب اهل الدنیا، رجل نصر ذریتی، و رجل بذل ماله لذریتی عند المضیق و رجل احب ذریتی باللسان و القلب و رجل سعی فی حوائج ذریتی اذا طردوا او شردوا. و قال الصادق (ع) اذا کان یوم القیمه نادی مناد ایها الخلایق انصتوا فان محمدا یکلمکم فینصت الخلایق فیقوم النبی (ص) فیقول: یا معشر الخلایق من کانت له عندی ید او منه او معروف فلیقم حتی اکافیه فیقولون بآبائنا و امهاتنا ای ید و ای منه و ای معروف لنابل الید و المنه و المعروف لله و رسوله علی جمیع الخلایق فیقول: بل من آوی احدا من اهل بیتی او برهم او کساهم من عری او اشبع جائعهم فلیقم حتی اکافیه فیقوم اناس قد فعلوا ذلک فیأتی النداء من عند اللّه یا محمد یا حبیبی قد جعلت مکافاتهم الیک فاسکنهم من الجنه حیث شئت، فیسکنهم فی الوسیله حیث لا یحجبون عن محمد (ص) و اهل بیته
  55. ایسر حق منها ان تحب له ما تحب لنفسک و تکره له ما تکره لنفسک. (کافی
  56. من لم یقدران یزورنا فلیزر صالحی موالینا یکتب له ثواب زیارتنا و من لم یقدر علی صلت فلیصل صالحی موالینا یکتب له ثواب صلتنا. (بحار الانوار)


بازگشت به قطع رحم