فرهنگ مصادیق:چرا نوشیدن آب در ظروف طلا حرام است؟

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۹ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (Golafshan صفحهٔ چرا نوشیدن آب در ظروف طلا حرام است؟ را به فرهنگ مصادیق:چرا نوشیدن آب در ظروف طلا حرام است؟ منتقل کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
چرا نوشیدن آب در ظروف طلا حرام است؟

استفاده از ظروف طلاونقره از یک سو نشانه تکبر بوده وجامعه طبقاتی را پدید می اورد وازسوی دیگرباعث رکوداقتصاد می‌شود. معقول نخواهد بود که طلاها به جای آن که به صورت سکه‌های رایج درآمده ودرجریان تولید وکار قرار گیرد به شکل ظروف کنار گذاشته شود.

آیا از لحاظ علمی از این نظر که آشامیدن آب از ظرف طلا، برای سلامتی انسان ضرر دارد دلیلی وجود دارد؟
از نظر علمی یک سری تأثیرات منفی در مورد طلا وجود دارد از جمله :
الف ) تحریکات عصبی.[۱]
ب ) ازدیاد بیش از حد گلبول‌های سفید [۲]
ج) بر اساس تحقیق دانشمندان طلا ونقره جزء فلزات سنگین می‌باشد که موجب انهدام ویتا مین ث می‌شود.[۳]

به هر صورت استعمال ظروف طلاونقره از یک سو نشانه تکبربوده وجامعه طبقاتی راپدید می اورد وازسوی دیگرباعث رکوداقتصاد می‌شود. معقول نخواهد بود که طلاها به جای آن که به صورت سکه‌های رایج درآمده ودرجریان تولید وکار قرار گیرد به شکل ظروف کنار گذاشته شود.شاید اسلام باتوجه به همه این نکات استعمال ظروف طلا راممنوع دانسته باشد.
لذاباید به این نکته توجه داشت که انسان یک موجود ارزشی است نه خاکی و مادی، انسانیت انسان در گرو شکوفایی استعدادهایی است که خدای متعال به منظور نیل او به مقام شامخ خلافت الهی، به وی ارزانی داشته است. اما حقیقتا راه شکوفایی این استعدادها چیست؟ آفات و موانع این راه کدام است؟ تمام اینها در قالب احکام شرعی به عنوان یک لطف الهی بیان شده است. علم متکفل «تندرستی» است و به بعد ارزشی قضایا کاری ندارد در حالی که دغدغه اصلی من و شما باید ابعاد ملکوتی و معنوی مان باشد و به «تن» و «علم» در حد یک ابراز و مقدمه نگاه کنیم.
با در نظر گرفتن این اصل لابد توجه دارید که بدون شک احکام الهی دارای مصالح واقعی و فی نفسه می‌باشند؛ لیکن دریافتن فلسفه آنها توجه به چند نکته ضروری است :

۱- آیا بشر می‌تواند به فلسفه همه احکام دست یابد؟ قطعا پاسخ این سؤال منفی است؛ زیرا: الف) در متون دینی فلسفه همه احکام ذکر نشده است. ب) احکامی که فلسفه آنها بیان شده، معلوم نیست که همه فلسفه‌هایش ذکر شده است؛ بلکه چه بسا فلسفه‌های بی شماری در مورد یک حکم وجود دارد؛ ولی شارع مقدس به طور گزینشی برخی از آنها را یادآور شده است. ج ) علوم بشری نیز قادر به کشف برخی از حکمت‌ها و فلسفه‌های احکام می‌باشند، نه همه آنها. بنابراین انتظار دانستن فلسفه همه احکام به طور جامع و کامل انتظاری فراتر از توان علمی و تنگناهای دانش بشری است.
۲- فلسفه احکام محدود به حکمت‌های مادی و فیزیکی - که در قلمرو علوم تجربی قرار می‌گیرند - نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد علت یا حکم نهایی برتر و بالاتر دارند که از حوزه تحقیق و آزمون علمی و تجربی نیز بیرون است. در مثل علوم بشری از خواص بهداشتی روزه سخن به درازا گفته‌اند، ولی قرآن مجید بر نکته اساسی تری انگشت می‌گذارد و آن ((تقوایابی )) است و شاید علت این که قرآن به نکات بهداشتی آن اشاره نکرده است این باشد که اساسا امت اسلامی را متوجه اهداف فروتر و در سطح پایین نکند، بلکه همواره به سوی ارزش‌های متعالی و برین سوق دهد.
۳- یکی از علل ناگفته نهادن فلسفه بخشی از احکام، این است که جامعه را از فلسفه گرایی افراطی و تعبدگریزی دور و پیراسته سازد؛ زیرا فلسفه گرایی و تعبد گریزی پرورش دهنده نوعی شرک خفی و خردبسندگی و دین ستیزی است، لذا باید توجه داشت که احکام الهی را به جهت انجام حکم خداوند انجام می‌دهیم، نه به خاطر فلسفه و حکمت نهفته آن، و این خود برترین حکمت حکم‌ها است.

بنا بر این، اولاً، فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلی روشن نیست و آگاهی از آن دانشی فراتر از تنگناهای معارف عادی بشری می‌طلبد. لیکن به طور اجمالی روشن است که همه احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی در متعلق آنهاست. بنابراین در صورتی که فلسفه حکمی را بالخصوص ندانیم بنابر قاعده کلی فوق از آن باید پیروی کرد. زیرا یقین به وجود مصلحتی در آن هست هر چند بر ما ناشناخته باشد.

ثانیا، در جست و جوی فلسفه احکام نباید همیشه به دنبال علوم تجربی رفت و دلیلی مادی و فیزیولوژیک برایش جست و جو نمود. این فرایند که همواره در پی یافتن مصلحت یا مفسده‌ای طبی یا… باشیم برخاسته از نگرشی مادی گرایانه است. در حالی که بسیاری از احکام مصالحی معنوی دارند که در حوزه هیچ یک از علوم بشری قابل تحقیق نیست و آنها با متد تجربی خود قادر به حکمی نفیا یا اثباتا پیرامون آن نیستند و یا اگر نظری بدهند بسیار سطحی است و چه بسا مسأله، حکمتی برتر و بالاتر داشته باشد.


پانویس

  1. (ر.ک : بهداشت در اسلام، دکتر احمد صبور اردوبادی ).
  2. (ر.ک : سالنامه پیام اسلام، سال 1357).
  3. ( دکتر پاک نژاد،اولین دانشگاه واخرین پیامبر ج3).
منبع: سایت ایران ناز - تاریخ برداشت: 94/07/14