فرهنگ مصادیق:معیار کتب ضاله
غلط و صحیح طبق چه معیارهایی به انسان دست میدهد مثلا فقها میگویند کتب ضاله را نخوانید، خوب اگر کتاب ضاله را نباید خواند، معیار آن چیست؟ ثانیا برای شناخت اسلام از کجا بدانیم راههای دیگر درست نباشد؟ آیا همان انبیا شاید در فلان مسأله اشتباه و یا فلان عالم اشتباه و یا در انقلاب اسلامی فلان کار شاید غلط باشد، معیار چیست؟ در هر سه مورد توضیح دهید؟
برای شناخت غلط از صحیح، خداوند دو معیار عقل و وحی را در اختیار انسانها قرار داده است با عقل انسان میتواند خدا پیامبران و حجج الهی را بشناسد و پس از شناخت پیامبران و اوصیای انان میتواند به حقایق دست یابد چون راهی برای رسیدن به حق جز از طریق وحی وجود ندارد خواندن و نگهداری کتب ضاله به صورت مطلق در کلمات فقها حرام دانسته نشده بلکه در صورتی که فرد پایههای اعتقادیش محکم نیست وممکن است خواند یک کتاب سبب گمراهی خودش ویا دیگری شود خواندن ونگه داری آن جایز نیست ولی برای کسانی از گمراه نشدن خودشان مطمئن هستند و یا در نگهداری ان مصلحت مهم تری باشد نگهداری وخواندن آن جایز است بلکه در برخی مواقع به جهت پاسخ دهی به شبهات حفظ آن لازم وواجب است در طول تاریخ همواره علمای ما کتب ضلال را مطالعه وبه ان پاسخ مستدل وعلمی میدادهاند علت تحریم کتب ضاله رواج پیدا نکردن افکار مسموم میان تمامی اقشار جامعه است چون همگان قدرت تحلیل مسایل علمی را ندارند ضمن انکه بسیاری از انان اهمیتی هم به رفع شبهه نمیدهند ودر صدد یافتن پاسخ برای ان نیستند اسلام میخواهد جامعهای به وجود آورد که در مسیر تکامل معنوی و اخلاقی پیش برود. این کار میسّر نمیشود جز از این راه که با عوامل انحراف فکری و اخلاقی مبارزه کند و نگذارد این عوامل بر زندگی مردم مسلّط شود. با توجّه به این اصل اساسی، خواندن کتب گمراه کننده که به عقاید و افکار صحیح و یا به اخلاق سالم لطمه میزند، ممنوع ساخته است.
اگر خواندن این نوع کتب و نوشتهها برای همگان آزاد باشد، مردم چه تضمینی برای نگهداری افکار و اخلاق خود از انحراف دارند؟ هرگز نباید قدرت تلقین و تبلیغ را نادیده گرفت و چه بسا این نوع نوشتهها از راه تلقین و تبلیغ، مسیر زندگی افراد را بکلّی منحرف سازند; چه بسیارند جوانانی که بر اثر کتب منحرف کننده و رمانهای عشقی و جنایی رسوا و خطرناک، در پرتگاه فساد و سقوط اخلاقی افتادهاند. به این علل یاد شده است که اسلام اجازه نداده کتب گمراه کننده، بطور آزاد در اجتماع نشر شود و مورد مطالعه همگان قرار گیرد; ولی بر همین اساس که این دین طرفدار علم و دانش است، خواندن و مطالعه این گونه کتابها را بر دانشمندانی که قدرت دارند حقّ و باطل را با میزان عقل توانای خود از هم بشناسند، حرام نکرده است. دانشمندان نه تنها میتوانند این گونه کتابها را مورد مطالعه قرار دهند، بلکه بر دانشمندان اسلامی مطالعه آنها واجب و لازم است تا بتوانند منطق مخالفان را که در این کتب آمده است به دست آورند و با آن مبارزه کنند و چگونگی منطق و راه و روش تبلیغ دشمنان را بشناسند و از راه صحیح و مؤثّر در مبارزه با آن بکوشند.
معیار در ضاله بودن یک کتاب برابری آن با توحید ومغایر بودن ان با اهداف انبیا واوصیای آنان است مکن است هر کتابی در آن خطا ولغزش وجود داشته باشد لذا به صرف وجود اشتباهات نمیتوان حکم به ضاله بودن یک کتاب نمود بلکه کتابی جزو کتب ضاله محسوب میشود که هدف ان براندازی توحید اسلام و قرآن باشد ودر تنافی با اهداف کلی آنها باشد.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، کد: 3/100114155)







