فرهنگ مصادیق:فیشهای حسن ظن به خدا
محتویات
- ۱ ۱۳۹۴ - شامل شدن نصرت الهی بر یاری کنندگان دین
- ۲ ۱۳۹۳ - حسن ظن به خدا، وعدههای الهی
- ۳ ۱۳۹۲ - نصرت الهی، بحران غرب، حسن ظن به خدا
- ۴ ۱۳۹۲ - حسن ظن به خدا
- ۵ ۱۳۹۲ - حسن ظن به خدا
- ۶ ۱۳۹۱ - حسن ظن به خدا
- ۷ ۱۳۹۱ - حسن ظن به خدا
- ۸ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۹ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۱۰ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۱۱ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۱۲ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۱۳ ۱۳۹۰ - فائق آمدن بر موانع با توکل به خداوند
- ۱۴ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۱۵ ۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
- ۱۶ ۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
- ۱۷ ۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
- ۱۸ ۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
- ۱۹ ۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
- ۲۰ ۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
- ۲۱ ۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا، وعدههای الهی
- ۲۲ ۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
- ۲۳ ۱۳۸۸ - نصرت قطعی خداوند، در صورت حرکت در راه نصرت دین
- ۲۴ ۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
- ۲۵ ۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
- ۲۶ ۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
- ۲۷ ۱۳۸۷ - حسن ظن به خدا
- ۲۸ ۱۳۸۷ - حسن ظن به خدا
- ۲۹ ۱۳۸۶ - حسن ظن به خدا
- ۳۰ ۱۳۸۵ - حسن ظن به خدا
- ۳۱ ۱۳۸۳ - حسن ظن به خدا
- ۳۲ ۱۳۸۲ - حسن ظن به خدا
- ۳۳ ۱۳۸۲ - تلاشگری، نصرت الهی، سکینه الهی، سکینه، اعتماد به خدا، حسن ظن به خدا
- ۳۴ ۱۳۸۲ - سکینه الهی، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدا
- ۳۵ ۱۳۸۱ - حسن ظن به خدا
- ۳۶ ۱۳۷۸ - حسن ظن به خدا
- ۳۷ ۱۳۷۸ - حسن ظن به خدا، امید به رحمت خداوند، توکل به خدا
- ۳۸ ۱۳۶۸ - حسن ظن به خدا
- ۳۹ ۱۳۶۸ - حسن ظن به خدا
- ۴۰ ۱۳۶۸ - حسن ظن به خدا
- ۴۱ پانویس
۱۳۹۴ - شامل شدن نصرت الهی بر یاری کنندگان دین
نیروهای مؤمن ما در سرتاسر کشور بدانند که حرکت، به سمت اهداف و آرمانهای اسلامی است؛ در این هیچ تردیدی نیست؛ و همه خودشان را آماده نگه بدارند، همه آماده باشند؛ نیروهای مؤمن، نیروهای اصیل و معتقد در سرتاسر کشور -که بحمدالله اکثریّت قاطع این کشور را هم تشکیل میدهند- آماده به کار باشند. آماده به کار به معنای آمادهٔ جنگ نیست؛ یعنی هم آمادهٔ کار اقتصادی باشند، هم آمادهٔ کار فرهنگی باشند، هم آمادهٔ کار سیاسی باشند، هم آمادهٔ حضور در میدانها و عرصههای مختلف باشند؛ آماده باشند، ما همه باید آماده باشیم. در مقابل این جهت گیریهای دشمنان -که دشمنان ما شب و روز نمیشناسند- ما هم بایستی شب و روز نشناسیم و همه آماده باشیم؛ و وعدهٔ الهی هم راست است؛ خدای متعال وعده اش راست است، ما سوءظنّ به وعدهٔ الهی [نباید داشته باشیم ]. یک بار من اینجا عرض کردم که باید به خدا پناه ببریم و سوءظنّ به وعدهٔ الهی [نداشته باشیم ]. خدای متعال لعنت کرده؛ الظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دآئِرَهُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا(۱) یعنی خدا لعنت کرده کسانی را که به خدا سوءظن داشته باشند. حُسن ظنّ به خدا این است که وقتی میگوید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم» ،(۲) این را باور کن؛ این حسن ظنّ به خدا است؛ وقتی میفرماید: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، (۳) این را باور کنیم. اگر حقیقتاً نیّت ما نصرت دین الهی است -معنای نصرت خدا همین است- بدانیم که خدای متعال نصرت خواهد کرد و تردیدی در این زمینه نداشته باشیم؛ وقتی انسان با این روحیّه حرکت کرد، آن وقت آن سکینهای که عرض کردیم بر دلهای ما ان شاءالله نازل خواهد شد. [۱]
سوء ظن به خداوند، حسن ظن به خدا، نصرت الهی، جوان مؤمن انقلابی
قرآن
۱) سوره مبارکه الفتح آیه ۶
وَیُعَذِّبَ المُنافِقینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکینَ وَالمُشرِکاتِ الظّانّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوءِ ۚ عَلَیهِم دائِرَهُ السَّوءِ ۖ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ ۖ وَساءَت مَصیرًا
ترجمه:
و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد میبرند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار میکشند) تنها بر خودشان نازل میشود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!
۲) سوره مبارکه محمد آیه ۷
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم
ترجمه:
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
۳) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذینَ أُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَن یَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًا ۗ وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ
ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه میگفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعهها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده میشود، ویران میگردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری میکند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
۱۳۹۳ - حسن ظن به خدا، وعدههای الهی
دشمنان میخواستند کاری کنند که جمهوری اسلامی را به عنوان یک مجموعهٔ ضعیف و ناتوان معرفی کنند. خدای متعال دست قدرت خود را نشان داد و دهان دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان پرچم برافراشتهٔ اسلام را با مشت پولادین سنت الهی خُرد کرد و بینی آنها را به خاک مالید و نشان داد که نظام اسلامی، چون متکی به ایمانهای مردم و به عواطف مردم است، در مقابل همهٔ قدرتهای مادی جهان، هم میتواند از خود دفاع کند، هم میتواند طرف مقابل را وادار به اعتراف به عجز کند. به عجز خودشان اعتراف کردند؛ قبول کردند که در مقابل مشت قاطع گروندگان به اسلام و مؤمنان به وعدههای الهی، نمیتوانند ایستادگی کنند؛ تبلیغاتشان خنثی شد. سعی میکردند به ما مردم ایران - ما مؤمنین به آیات کریمهٔ الهی - بباورانند که شما نمیتوانید در مقابل قدرتهای مادی دنیا بایستید؛ میخواستند این را به ما بباورانند؛ و به شما برادران عزیز و به همهٔ ملت ایران عرض کنم: شکست یک ملت آن وقتی اتفاق میافتد که معتقد بشود که نمیتواند کاری انجام بدهد؛ این اولِ شکست هر ملتی است. آنها خواستند این احساس را در دوران جنگ تحمیلی در دل ایرانیان به وجود بیاورند، اما قضیه به عکس شد. جنگ تحمیلی - یعنی دفاع مقدس ملت ایران - نشان داد که یک ملت در سایهٔ اتحاد، در سایهٔ ایمان به خدا، در سایهٔ حُسن ظن به خدای متعال و اعتقاد به صدق وعدهٔ الهی، میتواند از همهٔ گذرگاههای دشوار عبور کند و میتواند در مقابل دشمنان بایستد و میتواند دشمن را وادار به هزیمت و عقب نشینی کند؛ جنگ تحمیلی این را به همهٔ ما نشان داد. [۲]
۱۳۹۲ - نصرت الهی، بحران غرب، حسن ظن به خدا
در این راه عظمت و عزّتی که ملت ایران در پیش دارد، توجّه به خدا و توکّل به خدا و ارتباط با خدا، یک نقش بزرگ و اساسی دارد. عدّهای غافلند، همه اش روی محاسبات مادّیِ محض محاسبه میکنند؛ در محاسباتشان معنویّت و کمک الهی و توکّل به خدا و حسن ظنّ به وعدهٔ الهی کأنّهُ هیچ راهی ندارد. خب این محاسبات مادّی را مستکبرین عالم هم دارند میکنند، بهتر از شما هم میکنند، چرا روزبه روز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشکلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم کنند؟ چرا مجبور میشوند لشگرکشی کنند - به افغانستان، به عراق، به پاکستان - انسانهای بی گناه را بکُشند؟ وَ اِنَّما یَحتاجُ اِلی الظُّلمِ ضَعیف؛ آن کسی که ضعیف است احتیاج دارد به این که ظلم بکند؛ ضعیفند که ظلم میکنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بی محابا به کار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقب رفت است، هم عقب رفت در معیارهای معنوی، هم عقب رفت در محاسبات مادّی. روزبه روز تمدّن غرب دارد مشکلات بیشتری در اطراف خود میتند، و این مشکلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این به خاطر قطع ارتباط با مبدأ هستی است؛ این به خاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلی مَعدِنِ العَظَمَه، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَهً بِعِزِّ قُدسِک؛ اینها لازم است. امروز برای ملت ایران این زمینه آماده است. [۳]
۱۳۹۲ - حسن ظن به خدا
در مقابل دشمن بین المللی، با ارادهٔ قوی، با احساس عزّت، با اعتماد به این ملت - به این ملت باید اعتماد کرد، ملت ما ملت شجاع و رشیدی است - و با توکّل به خدای بزرگ و با حسن ظنّ به وعدهٔ الهی، بایستی راه را انتخاب کرد، با نگاه صحیح، عاقلانه، مدبّرانه پیش رفت، آن وقت خدای متعال هم به این چنین کاری برکت خواهد داد و توفیقات الهی شامل حال همه خواهد شد. [۴]
۱۳۹۲ - حسن ظن به خدا
این انقلاب مثل خیلی از حرفهای دیگری که در دنیا معمول است، صِرف ادعا نیست؛ یک دامنهٔ وسیعی از تجربه و عمل در مقابل آن است. این انقلاب آزموده است، تجربه شده است. این حرفها، حرفهائی است که در میدان عمل، صدق خود را ثابت کرده است. اگر امام عزیز ما به ما یاد میداد که به خدا توکل کنیم، اعتماد کنیم، حسن ظن داشته باشیم، تلاش کنیم، و میگفت اگر این کار را بکنید، پیروز خواهید شد، این اتفاق افتاد؛ همچنان که در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاه و السّلام) در نهج البلاغه فرمود: «فلمّا رأی اللّه صدقنا انزل بعدوّنا الکبت و انزل علینا النّصر». این ملت صدق خود را نشان داد، راستگوئی خود را نشان داد؛ وارد میدان شد و در میدان عمل، این فکر و این اندیشه و این مبانی نظری تجربه شد. [۵]
۱۳۹۱ - حسن ظن به خدا
با اعتمادی که ما به وعدهٔ الهی داریم - و وعدهٔ الهی حق است و صدق است - بدون تردید خدای متعال این ملت را، هم در این مرحله، هم در همهٔ مراحل آینده، بر دشمنانش پیروز خواهد کرد. خدا را شکر میکنیم که ما را دچار سوءظن به خودش نکرد؛ «الظّانّین باللّه ظنّ السّوء»؛ ما را از اینها قرار نداد. ما به وعدهٔ الهی حسن ظن داریم، به وعدهٔ الهی اعتماد داریم. از طرفی میبینیم که خدای متعال وعدهٔ نصرت داده است، از طرفی هم انسان این مردم را مشاهده میکند؛ حضورشان، علاقه شان، همتشان، اخلاص این جوانها، پاکی این جوانها، پدر و مادرهای مؤمن و علاقه مند در سطح کشور، در همهٔ قشرها، با همهٔ شکلها و ظواهر. انسان مشاهده میکند که این ملت، ملتی است که بحمداللّه در صحنه است.[۶]
۱۳۹۱ - حسن ظن به خدا
ملتها باید روی پای خودشان بایستند. ملتها باید از نعمت خداداد اندیشه و خرد و تفکر انسانی استفاده کنند. ملتها باید به خودشان اعتماد پیدا کنند؛ به نیروی خودشان، به خدای خودشان اعتماد پیدا کنند؛ حسن ظنِ به خدا نشان بدهند. خدای متعال وعده کرده است: «لینصرنّ اللّه من ینصره انّ اللّه لقویّ عزیز»؛ این تأکید الهی است. وقتی ملتها بایستند، مقاومت کنند، ایستادگی کنند، قطعاً پیروزند؛ نمونهٔ زنده اش ملت ماست. دشمن با هزاران وسیله و ابزار تبلیغاتی سعی میکند واقعیتها را از چشم مردم دنیا دور کند، اما واقعیت همین است که ما داریم مشاهده میکنیم. در این سی و سه سال، از روز اول به طور دائم انقلاب و ملت و کشور عزیز ما مورد تهاجم بوده است، مورد توطئه بوده است. سیاستهای مختلف سر کار آمدهاند؛ در صد مسئله با هم اختلاف داشتند، اما در مواجههٔ با انقلاب اسلامی، در ضربه زدن به جمهوری اسلامی، از صحنه خارج کردن این الگوی زنده در مقابل مسلمانها، با شیوههای مختلف، همهٔ آنها با هم شریک بودند! امروز هم همین جور است؛ دست به یکی کردهاند، بلکه بتوانند ملت ایران را از صحنه خارج کنند. من به شما عرض بکنم؛ قطعاً و یقیناً در این تلاشها به طور کامل ناکام خواهند ماند. [۷]
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
اگر امت اسلامی در کشورهای مختلف، متعهد به مجاهدت، ایستادگی و حسن ظن به پروردگار باشند، قطعاً وعده نصرت الهی محقق خواهد شد، همانگونه که در یک سال گذشته شاهد آن بودیم. [۸]
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
امروز - این یک مثالِ پیش پاافتاده و جلوی چشم است - تمام دستگاههای رسانهای دنیا سعیشان بر این است که مردم بحرین و حرکت بحرین را در انزوا قرار بدهند. داعی بر این کار چیست؟ چون مسئله، مسئلهٔ شیعه و سنی است. میخواهند اختلاف ایجاد کنند، میخواهد تمایز و خطکشی به وجود بیاورند. بین آن مسلمانان و مؤمنینی که به این مذهب یا آن مذهب اسلامی گرایش دارند، تفاوتی وجود ندارد. وجه مشترک همه، اسلام است. وجه مشترک همه، امت اسلامی است؛ وحدت امت اسلامی است. رمز پیروزی و تداوم حرکت، توکل به خدا، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدای متعال و حفظ وحدت و پیوستگی است.
عزیزان من! فرزندان من! مواظب باشید دشمن حرکت شما را متوقف نکند. خدای متعال در دو جای قرآن به پیغمبرش میفرماید: «فاستقم کما امرت»، «و استقم کما امرت»؛ استقامت کن. استقامت یعنی ایستادگی کردن، ادامه دادن، راه را دنبال کردن، متوقف نشدن؛ این رمز کار است.[۹]
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
به خدای متعال باید حسن ظن داشته باشیم. خداوند متعال ملامت میکند آن کسانی را که به او حسن ظن ندارند؛ سوءظن به خدا دارند. سوءظن به خدا چیست؟ سوءظن به خدا این است که انسان خیال کند این که فرموده است: «و لینصرنّ الله من ینصره»، خلاف واقع است؛ یا این که فرموده است: «الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»، وعدهٔ تخلف پذیری است. آن وقت خدای متعال در سورهٔ فتح میفرماید: «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین بالله ظنّ السّوء»؛ خصوصیت مشرکین و مشرکات و منافقین و منافقات این است که به خدا سوءظن دارند. بعد میفرماید: «علیهم دائره السّوء و غضب الله علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا». نباید به خدا سوءظن داشت. خدای متعال گفته است: اگر برای من، برای پیشبرد دین من، برای احیای ارزشهای مورد قبول من حرکت کنید، اقدام کنید، من به شما کمک میکنم. این راست است، این وعدهٔ الهی است. فرموده است: «انّ الله یدافع عن الّذین ءامنوا»؛ هر کسی که مؤمن به خداست، خدا از او دفاع میکند. خب، خیلی از مؤمنین در دنیا هستند، خدا از آنها دفاع نکرده - مؤمنینی که زیر لگد مستکبرین دارند له میشوند - چرا؟ این به خاطر این است که به سنتهای دیگر الهی عمل نشده است؛ به خاطر این است که حرکت نشده، قیام نشده، اقدام نشده؛ بنابراین مجاهدت لازم است، تلاش لازم است. یک ملتی اگر مؤمن به خدا بود، اما تلاش نکرد، مجاهدت نکرد، البته لگدمال میشود؛ آن «یدافع عن الّذین ءامنوا» دیگر اینجا را نمیگیرد. این ایمان باید با مجاهدت همراه باشد، آن وقت خدای متعال آن وعده را عملی خواهد کرد. معنای «و الّذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله» این است که باید حرکت کرد، باید اقدام کرد، باید تصمیم گرفت. این همان مبارزهٔ مقدسی است که یک مؤمن عمر خود را وقف آن میکند. [۱۰]
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
به خدای متعال باید حسن ظن داشته باشیم. خداوند متعال ملامت میکند آن کسانی را که به او حسن ظن ندارند؛ سوظن به خدا دارند. [۱۱]
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
پایهٔ اصلی کار بسیجی، اخلاص است. «گمنام»، از جملهٔ تعبیرات امام است: «مکتب شاهدان و شهیدان گمنام». گمنام یعنی دنبال نام و نشان نبودن. گفت: «در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست/در قید نام ماند اگر از نشان گذشت». برای خدا کار کردند، که این ناشی است از روحیهٔ اعتماد به خدا؛ میدانیم که پیش خدای متعال ضایع نمیشود. شما در خلوت عبادت میکنید، با خدا حرف میزنید، کسی هم نمیفهمد؛ خاطرتان هم جمع است که خدا دارد میبیند، این عبادت را محسوب میکند؛ کرام الکاتبین الهی نمیگذارند این عبادت شما مثل عملی که انجام نشده، بماند؛ نه، تحقق پیدا کرده، این را یادداشت میکنند؛ آن وقت «فمن یعمل مثقال ذرّه خیرا یره»؛ همین را میبینید. عین همین در فعالیتهای اجتماعی است.
شما یک حرکتی را انجام میدهید برای خدا، یک اقدامی را میکنید برای خدا، یک تصمیمی را میگیرید برای خدا، هیچ کس هم نمیفهمد؛ برای این تصمیم، پیش هیچ کس هم تفاخر نمیکنید؛ این را خدای متعال میفهمد، میداند، مینویسد. به خدای متعال اعتماد دارید، به خدای متعال حسن ظن دارید. حالا گیرم دیگران نفهمیدند. مگر دیگران چقدر به ما مزد میدهند؟ در مقابل مزد الهی، این مزدهای دنیوی مگر چقدر است؟ بسیجی اینجوری فکر میکند؛ لذاست که اخلاص به خرج میدهد، مخلصاً للَّه کار را انجام میدهد.
اخلاص، یکی از خصوصیات است. اگر اخلاص شد، آن وقت خودپرستیها و خودمحوریها و اینها برکنار خواهد شد؛ ثروت اندوزی برای خود، دست دراز کردن به اینجا، به آنجا، دیگر ممنوع خواهد شد. اینها همه اش ناشی از شرک است؛ شرک پنهان. وقتی که اخلاص بود، شرک نبود، اینها دیگر از بین خواهد رفت. روحیهٔ بسیجی این است. در مدیریتهای کشور، در نظام عمومی کشور و سازماندهی عمومی کشور، در فعالیتهای گوناگون، در فعالیتهای مرسوم دولتی، در فعالیتهای شخصی، همه جا روحیهٔ بسیجی میتواند خودش را نشان بدهد. [۱۲]
۱۳۹۰ - فائق آمدن بر موانع با توکل به خداوند
در آخرین بخشِ سخنانم، توصیه هائی را بر اساس تجربهٔ عینی خودمان در ایران و آنچه از مطالعهٔ دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شک نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست، ولی بیناتی وجود دارد که میتواند برای همه مفید باشد.
اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به «وعدههای مؤکد نصرت الهی در قرآن»(۱) و به کارگیری خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همهٔ این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کاری که شما بدان همت گماشتهاید، بسی بزرگ و سرنوشت ساز است. پس باید زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) در خطبهای فرموده است: «فانّ اللَّه لم یقصم جبّاری دهر قطّ الّا بعد تمهیل و رخاء و لم یجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فی دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.»(۲)[۱۳]
توکل به خدا، حسن ظن به خدا
قرآن، نهج البلاغه
۱) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذینَ أُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَن یَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًا ۗ وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ
ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه میگفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعهها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده میشود، ویران میگردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری میکند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
۲) خطبه ۸۸: از خطبههای آن حضرت است در بیان عوامل هلاکت مردم
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٌ وَ مَا کُلُّ ذِی قَلْبٍ بِلَبِیبٍ وَ لَا کُلُّ ذِی سَمْعٍ بِسَمِیعٍ وَ لَا کُلُّ نَاظِرٍ بِبَصِیرٍ فَیَا عَجَباً وَ مَا لِیَ لَا أَعْجَبُ مِنْ خَطَإِ هَذِهِ الْفِرَقِ عَلَی اخْتِلَافِ حُجَجِهَا فِی دِینِهَا لَا یَقْتَصُّونَ أَثَرَ نَبِیٍّ وَ لَا یَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِیٍّ وَ لَا یُؤْمِنُونَ بِغَیْبٍ وَ لَا یَعِفُّونَ عَنْ عَیْبٍ یَعْمَلُونَ فِی الشُّبُهَاتِ وَ یَسِیرُونَ فِی الشَّهَوَاتِ الْمَعْرُوفُ فِیهِمْ مَا عَرَفُوا وَ الْمُنْکَرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْکَرُوا مَفْزَعُهُمْ فِی الْمُعْضِلَاتِ إِلَی أَنْفُسِهِمْ وَ تَعْوِیلُهُمْ فِی الْمُهِمَّاتِ عَلَی آرَائِهِمْ کَأَنَّ کُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إِمَامُ نَفْسِهِ قَدْ أَخَذَ مِنْهَا فِیمَا یَرَی بِعُرًی ثِقَاتٍ وَ أَسْبَابٍ مُحْکَمَاتٍ.
ترجمه:
پس از حمد حق، خداوند سرکشان هیچ روزگاری را درهم نشکست مگر پس از مهلت دادن و آسایش، و شکستگی هیچ امتی را جبران ننمود مگر بعد از تنگنایی و سختی و رنج، و در سختیهایی که به سوی آن میروید، و در حوادثی که پشت سر گذاشتید عبرتهاست. هر صاحب دلی خردمند نیست، و هر صاحب گوشی شنوا نمیباشد، و هر چشم داری بینایی ندارد. عجبا چرا در عجب نباشم از اشتباه کاریهای این فرقهها با اختلاف دلایلی که در دینشان دارند از اثر هیچ پیامبری پیروی نمیکنند، و به عمل هیچ جانشینی اقتدا نمینمایند، و به هیچ غیبی ایمان نمیآورند، و از هیچ عیبی عفّت نمیورزند. به شبهات عمل میکنند، و در شهوات سیر مینمایند. معروف در میان آنان چیزی است که خود معروف دانند، و منکر نزدشان همان است که خود منکر میدانند. پناهگاهشان در مشکلات خودشان هستند، و اعتمادشان در امور مبهم بر رأی و نظرشان است، گویی هر کدام از آنان امام خود است، و هر شخصی گمان میکند در آرائش به ریسمانهای محکم و سببهای استوار چنگ زده است
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
مظهر معنویت در امام بزرگوار، در درجهٔ اول، اخلاص خود او بود. امام کار را برای خدا انجام داد. از اول، هرچه که احساس میکرد تکلیف الهی اوست، آن را انجام میداد. از فداکاری در این راه، امام ابا نکرد.
از شروع مبارزات در سال ۱۳۴۱، امام اینجور عمل کرد؛ با تکلیف پیش رفت. به مردم و مسئولین هم این درس را بارها گفت و تکرار کرد که آنچه مهم است، تکلیف است. ما تکلیف را انجام میدهیم، ترتّب نتیجه بر کار ما دست خداست؛ بنابراین مظهر مهم معنویت در رفتار امام، اخلاص او بود. برای خاطر تعریف و تمجید این و آن، حرفی نزد، کاری نکرد، اقدامی نکرد. آنچه که برای خدا انجام داد، به وسیلهٔ خدای متعال به آن برکت داده شد؛ ماندگار شد. خاصیت اخلاص این است. امام همین توصیه را به مسئولین هم تکرار میکردند. امام ماها را امر میکردند به این که اهل توکل باشیم، اهل اعتماد به خدا باشیم، اهل حسن ظن به پروردگار باشیم، برای خدا کار کنیم. خود او اهل توکل بود، اهل تضرع بود، اهل توسل بود، اهل استمداد از خدا بود، اهل عبادت بود. بعد از پایان ماه رمضان، انسان وقتی امام را میدید، به طور محسوسی در او احساس نورانیت میکرد. از فرصتهای زندگی برای تقرب به خدای متعال، برای پاکیزه کردن دل و جان مطهرِ خودش استفاده میکرد. دیگران را هم امر میکرد و میگفت: ما در محضر خدا هستیم. عالَم، محضر خداست. عالَم، محل حضور جلوههای الهی است. همه را به این راه سوق میداد. خود او اهل رعایت اخلاق بود، دیگران را هم به اخلاق سوق میداد. بخش مهمی از معنویت در اسلام عبارت است از اخلاق، دوری از گناه، دوری از تهمت، دوری از سوءظن، دوری از غیبت، دوری از بددلی، دوری از جداسازی دلها از یکدیگر. خود امام بزرگوار این چیزها را رعایت میکرد، به مردم هم سفارش میکرد، به مسئولین هم سفارش میکرد. امام ماها را توصیه میکردند به این که مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بی عیب ندانیم. همهٔ مسئولین طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستی آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادی وارد باشد. خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشتههای خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به این که در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلی عظمت لازم دارد.
روح یک انسانی باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتی را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود؛ این یکی از ابعاد مهم درس امام به ماست.[۱۴]
۱۳۹۰ - حسن ظن به خدا
وقتی مردم بیدار شدند، وقتی یک ملت احساس قوت و قدرت و توانائی کرد، هیچ چیزی نمیتواند راه او را سد کند. البته دشمنان ملتهای مسلمان - یعنی نظام سلطه، آمریکای شیطان بزرگ، صهیونیستهای غدار و حیوان صفت - مشغول فعالیتند و دارند تلاش میکنند؛ میخواهند نگذارند این پیروزیها به کام مردم شیرین بیاید و به معنای واقعی کلمه به پیروزی نهائی برسد؛ اما اگر ما ملتهای مسلمان بیدار باشیم، به ندای قرآن - که ما را به صبر و استقامت و ثبات امر میکند، به ما امید میدهد - گوش کنیم، به خدای متعال سوء ظن نداشته باشیم، به وعدهٔ الهی امیدوار باشیم و برای آن تلاش و کار کنیم، بدون شک این ملتها به پیروزی میرسند.[۱۵]
۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
یک عدهٔ دیگر هستند که نه، قدرت دشمن را با قدرت خدای متعال مقایسه میکنند، عظمت دشمن را در مقابل عظمت پروردگار قرار میدهند؛ آن وقت میبینند که اینها حقیر محضند، اینها چیزی نیستند. وعدهٔ الهی را هم راست میشمرند، حسن ظن به وعدهٔ الهی دارند؛ این مهم است. خدای متعال به ما وعده کرده است: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقویّ عزیز»؛ این وعدهٔ قطعی است، وعدهٔ مؤکد است. اگر چنانچه ما به وعدهٔ الهی حسن ظن داشته باشیم، یک جور عمل میکنیم، اگر به وعدهٔ الهی سوءظن داشته باشیم، جور دیگری عمل میکنیم. خدای متعال افرادی را که سوءظن دارند، مشخص کرده است: «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائره السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا» ؛این «الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء» امروز هم هستند. چند آیه بعد میگوید: «بل ظننتم ان لن ینقلب الرّسول و المؤمنون الی اهلیهم ابدا و زیّن ذلک فی قلوبکم و ظننتم ظنّ السّوء و کنتم قوما بورا». سوءظن به خدا موجب میشود که انسان بنشیند و از حرکت و از کار و تلاش باز بماند. اگر حسن ظن به خدا داشتیم، آن وقت میتوانیم پیش برویم.[۱۶]
۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
توجه به قدرت الهی و صدق وعدهٔ الهی؛ که این اساس همهٔ کارهاست که مطمئن باشیم به وعدهٔ الهی. خدای متعال کسانی را که سوءظن به وعدهٔ او دارند، سوءظن به او دارند، لعنت فرموده است؛ «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائره السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا»؛ یعنی خدای متعال کسانی را که سوءظن به وعدهٔ الهی دارند، مذمت میکند. خدای متعال فرموده است که «لینصرنّ اللَّه من ینصره»؛ «أوفوا بعهدی أوف بعهدکم». در راه خدا حرکت کنید، خدای متعال کمک میکند. حالا این فقط هم وعدهٔ الهی نیست. ما اگر آدمهای دیرباوری هم باشیم، آدمهای کورباطنی هم باشیم که نتوانیم درست وعدهٔ الهی را قبول کنیم، تجربهٔ ما به ما این را نشان میدهد. کدام از عناصر اصلی انقلاب و دوستان انقلاب و طرفداران انقلاب و دشمنان انقلاب، چهل سال قبل از این، احتمال میدادند که یک چنین اتفاقی در کشور بیفتد؟ یک حادثهٔ به این عظمت، یک بنای به این رفعت به وجود بیاید؟ کی احتمال میداد؟ اما شد؛ به خاطر توکل به خدای متعال، به خاطر عزم راسخ، به خاطر نهراسیدن از مرگ، نهراسیدن از شکست، پیش رفتن به نام خدا و توکل به خدا اتفاق افتاد. بعد از این هم همین خواهد شد.[۱۷]
۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
توجه به خدای متعال، توسل به پروردگار عالم، تذکر ثواب الهی و اجر الهی برای مخلصان، اعتماد به خدای متعال، نداشتن سوءظن به خدای متعال، به همهٔ دستاندرکاران کمک خواهد کرد که بتوانند إن شاء اللَّه این کار بزرگ را انجام دهند. [۱۸]
۱۳۸۹ - حسن ظن به خدا
امام آن وقتیکه تنها بود، مبتلای به ترس نشد، مبتلای به یأس نشد؛ آن وقتی هم که همهٔ ملت ایران یکصدا نام او را فریاد زدند، بلکه ملتهای دیگر هم به او عشق ورزیدند و این را ابراز کردند، دچار غرور نشد. آن وقتیکه خرمشهر به وسیلهٔ متجاوزین عراقی از دست رفت، امام مأیوس نشد؛ آن وقتی هم که خرمشهر را رزمندگان ما با دلاوری و فداکاری خود گرفتند، امام مغرور نشد؛ فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؛ یعنی ما هیچکارهایم. در همهٔ حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار، امام همینجور بود. آن وقتیکه تنها بود، وحشت نکرد؛ آن وقتیکه غلبه و قدرت با او بود، مغرور نشد؛ غفلت هم نکرد. این اعتماد به خداست. وقتی رضای خدا بود، قضیه این است.
به وعدهٔ الهی باید اعتماد کرد. خدای متعال در سورهٔ «انّا فتحنا» میفرماید: «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء»؛ خصوصیت منافق و مشرک از جمله این است که به خدا سوءظن دارند، وعدهٔ الهی را قبول ندارند، باور ندارند. اینکه خدا میگوید: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره»، این را آدم مؤمن با همهٔ وجود قبول دارد؛ منافق این را قبول ندارد. خداوند میفرماید: «علیهم دائره السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و ساءت مصیرا». کسانی که به خدا سوءظن دارند، وضعیتشان اینجور است.
امام به وعدهٔ الهی اطمینان داشت. ما برای خدا مجاهدت میکنیم، قدم برای خدا برمیداریم، همهٔ تلاش خودمان را به میدان میآوریم؛ نتیجه را خدای متعال- آنچنان که وعده فرموده است- تحقق خواهد داد. ما برای تکلیف کار میکنیم؛ اما خدای متعال بر همین عمل برای تکلیف، بهترین نتیجه را به ما خواهد داد. این یکی از خصوصیات مشی امام و خط امام است. راه انقلاب، صراط مستقیم انقلاب این است.[۱۹]
۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
ما آنچه که در قضیهٔ فلسطین از پیشرفت مشاهده میکنیم- که این پیشرفت قابل انکار نیست- اقتدار روزافزون جبههٔ مقاومت در مقابل جبههٔ استکبار و کفر است که امر مشهود و واضحی است. آنچه در این زمینه ملاحظه میشود، ناشی از ایمان به خدا و توکل به خدا و وارد کردن عنصر معنویت در مبارزه است. اگر یک مبارزه با عنصر ایمان همراه نباشد، آسیبپذیر میشود. آن وقتی مبارزه موفق خواهد شد که در او ایمان به خدا و توکل به خدا وجود داشته باشد. روحیهٔ دین را و ایمان حقیقی به وعدهٔ الهی و توکل به خدای متعال را باید در مردم تقویت کنید؛ حسن ظن به خدای متعال و به وعدهٔ الهی را باید در مردم تقویت کنید. خود ما هم بایستی به خدای متعال حسن ظن داشته باشیم. خدای متعال اصدق القائلین است؛ او به ما میگوید: «لینصرنّ اللَّه من ینصره»؛ او به ما میفرماید که: «من کان للَّه کان اللَّه له»؛ او میگوید که: از دشمن نهراسید، «ان کید الشّیطان کان ضعیفا». او به ما این را تلقین میکند؛ بیان میکند. خداوند متعال صادق است. ما اگر به وظیفهٔ خودمان در این راه عمل بکنیم، برای خدا حرکت کنیم، برای خدا مبارزه کنیم، هدف را رضای خدا قرار بدهیم، بدون شک پیروزی نصیب خواهد شد. [۲۰]
۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا، وعدههای الهی
روحیهٔ دین را و ایمان حقیقی به وعدهٔ الهی و توکل به خدای متعال را باید در مردم تقویت کنید؛ حسن ظن به خدای متعال و به وعدهٔ الهی را باید در مردم تقویت کنید. [۲۱]
۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
دین فقط برای آباد کردن آخرت نیست، دین دنیای شما را هم آباد میکند. دین به شما شور و نشاط و طراوت و تازگی میبخشد. دین به شما این روحیه را میدهد که در مقابل چشمتان همهٔ این قدرتهای مادی کوچک بشوند، حقیر بشوند، تهدید آنها اثر نکند، کار آنها اثر نکند. بدانید پیروزی با شماست، نصرت الهی با شماست. همین ابرقدرتهای تهدیدکننده- حالا دنبالههای داخلیشان که جای خود دارند- و مراکز قدرت استکباری و تهدیدها، چارهای جز عقبنشینی در مقابل یک ملت مقتدر و باایمان ندارند. به خدای متعال اعتماد داشته باشید، حسن ظن داشته باشید. اینی که خدا با تأکید میفرماید: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقویٌّ عزیز»؛ بیشک، بدون تردید خدای متعال آن کسانی را که دین او را و اهداف او را یاری کنند، یاری خواهد کرد، این سخن راستی است، این وعدهٔ صادقی است. به این اعتماد کنید. با اقتدار، با عزم کافی، با تهذیب نفس، با خودسازی- هم خودسازی علمی و هم خودسازی اخلاقی- پیش بروید. إن شاء اللَّه روزی را خواهد دید که کشورتان به برکت مجاهدتهای شما در اوج افتخار و در قلهٔ اقتدار باشد. [۲۲]
۱۳۸۸ - نصرت قطعی خداوند، در صورت حرکت در راه نصرت دین
به خدای متعال باید توکل کرد، به خدا باید اعتماد کرد، به خدای متعال باید حسن ظن داشت. خدای متعال وعده کرده است: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره» ؛(۱) آن کسانی که در راه نصرت دینِ خدا حرکت میکنند، وقتی حرکت کنند، خدا آنها را نصرت میدهد. بله، طرفدار دین خدا باشیم، کاری هم انجام ندهیم، گوشهٔ خانه بخوابیم، نصرتی وجود ندارد؛ اما وقتی که حرکت میکنیم برای نصرت دین خدا، ممکن است هزینه هم داشته باشد، اما نصرت قطعی است؛ [۲۳]
حسن ظن به خدا، نصرت الهی
قرآن
۱) سوره مبارکه الحج آیه ۴۰
الَّذینَ أُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَن یَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًا ۗ وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ
ترجمه:
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه میگفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعهها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده میشود، ویران میگردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری میکند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
به خدای متعال باید توکل کرد، به خدا باید اعتماد کرد، به خدای متعال باید حسن ظن داشت. خدای متعال وعده کرده است: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره»؛ آن کسانی که در راه نصرت دینِ خدا حرکت میکنند، وقتی حرکت کنند، خدا آنها را نصرت میدهد. بله، طرفدار دین خدا باشیم، کاری هم انجام ندهیم، گوشهٔ خانه بخوابیم، نصرتی وجود ندارد؛ اما وقتیکه حرکت میکنیم برای نصرت دین خدا، ممکن است هزینه هم داشته باشد، اما نصرت قطعی است؛ همچنانی که از اول انقلاب تا امروز، در چالشهای گوناگون، ملت ایران پیروز شده است؛ این نصرت الهی است. در جنگ تحمیلی، هشت سال، تقریباً همهٔ دنیای مطرح آن روز، پشت سر دشمن ما قرار گرفتند و با ما جنگیدند؛ آمریکا به آنها کمک کرد، شوروی به آنها کمک کرد، ناتو به آنها کمک کرد، همسایگان بیانصاف به آنها کمک کردند؛ پول دادند، امکانات دادند و همهٔ اینها در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفتند و قصدشان تجزیهٔ ایران بود، قصدشان جدا کردن خوزستان بود، قصدشان تصرف سرزمین بود، که بتوانند جمهوری اسلامی را به بیکفایتی متهم کنند و ساقط کنند؛ اما خدای متعال تو دهن آنها زد و ملت ایران با صبر خود، با ایستادگی خود، با بصیرت خود، به دشمنان آنچنان ضربهای وارد کرد که عقبنشینی کردند. این امکان همیشه در اختیار شماست. [۲۴]
۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
البته اقتدار یک ملت فقط به نیروهای مسلح نیست. اقتدار ملت، یک حقیقت چندجانبه است؛ نیروهای مسلح، آن خط مقدم تحرک و نشانهٔ اقتدار ملتند. اما یک ملت از لحاظ دانش باید پیشرفته باشد، از لحاظ اخلاق، از لحاظ ایمان، از لحاظ عزم و اراده، تا بتواند اقتدار خود را حفظ کند. ما تکیه میکنیم بر روی عناصر معنوی اقتدار. اصلیترین عنصر اقتدار معنوی، ایمان است؛ ایمان به خدا، توکل به خدا، حسن ظن به خدا. این است که دل را آماده میکند برای ورود در میدانهای دشوار؛ این است که گامها را استوار میکند برای پیمودن جادههای سخت؛ این است که مشکلات را در چشمها کوچک میکند، هدفهای بزرگ را در اختیار انسان میگذارد و در مد نظر او و نگاه او قرار میدهد؛ ایمان به خدا. بدون این ایمان، انسان یک قالب مادی است. دلها از عشق به خدا و عشق به معنویت و فضیلت، در آنچنان مجموعههائی که ایمان به خدا ندارند، نمیتپد؛ اقتدار هم به معنای حقیقی کلمه به دست نمیآید. [۲۵]
۱۳۸۸ - حسن ظن به خدا
در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره- در سال ششم از هجرت- حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند- حدیبیه نزدیک مکه است- نیروهای دشمن متکی به عقبهٔ مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم برطبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی- که بعد برای همه آشکار شد- در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم اللَّه»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.
در یک چنین مواردی که این اضطرابهای گوناگون- چه به لحاظ مسائل شخصی، چه به لحاظ مسائل اجتماعی- برای مؤمنینِ به اسلام پیش میآید، اینجا باید منتظر سکینهٔ الهی بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذی انزل السّکینه فی قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهای روحی برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانی، به خاطر این آرامشی که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجهٔ این سکینهٔ الهی و آرامش روحی این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که برای یک مجموعهٔ مسلمان، مجموعهٔ مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمککار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه بهآسانی طی میشود، به هدف نزدیک میشود. [۲۶]
۱۳۸۷ - حسن ظن به خدا
سی و یک سال الآن از بیست و نه بهمن سال ۵۶ که این اتفاق در تبریز افتاد، میگذرد. سی و یک سال زمان زیادی است. خیلی از این جمع حاضر آن دوره را یا در دنیا نبودند- جوانها- یا اگر بودند، کودک بودند و درک نکردند. درس چیست؟ هر حادثهای که از یک نیت درست، از یک فکر درست سرچشمه میگیرد- حوادث بزرگ با خود درسهائی دارد- درسی دارد؛ آن درسها را بایستی آموخت. درس حادثهٔ بیست و نه بهمن، تأثیر هوشیاری، بیداری، بهوش بودن، یک؛ و جرئت اقدام، دو- ملاحظه نکردن از سختیها و خطرها- و امید به آینده، سه؛ این سه تا خصوصیت است. اولًا درک کند. خیلیها اهمیت موقعیت را نفهمیدند. مردم تبریز موقعیت و حساسیت را درک کردند و اقدام کردند. خودِ این هوشمندی و درک موقعیت و حساسیت، یک امر مهمی است. بعدِ اینکه موقعیت حساس فهمیده شد، همت و جرئت برای اقدام وجود داشته باشد. این هم نکتهٔ دوم؛ و بعد هم این اقدام را از روی امید، با اتکاء به خدا، با توکل به خدا، با حسن ظن به خدا، انجام بدهند. بخشی از درسهای بیست و نه بهمن اینهاست. این مردم اگر مؤمن باللَّه نبودند، اگر ایمان در درون دل این مردم موج نمیزد، آن آگاهی اگر هم به وجود میآمد، به کار نمیآمد؛ به درد نمیخورد و به اقدام منتهی نمیشد. ایمان مردم، هوشیاری مردم، اقدام بموقع، همهٔ اینها نقش داشت. این شد درس برای ما؛ امروز هم همینجور است؛ آینده هم همینجور است. حوادث را هوشیارانه باید دنبال کرد. [۲۷]
۱۳۸۷ - حسن ظن به خدا
ارتشی که قدرت فداکاری و شهادتطلبی شما، آن را بیست روز است پای در گل در پشت دروازههای غزه به خفت افکنده همان است که ظرف شش روز بخشهای عظیمی از سه کشور عربی را زیر سیطرهٔ خود در آورد. به ایمان و توکل خود، به حسن ظنّ خود به وعدهٔ الهی، به صبر و شجاعت و فداکاری خود ببالید که امروز همهٔ مسلمانان به آن میبالند. جهاد شما تا امروز آمریکا و رژیم صهیونیست و حامیان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا کرده است. امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، که بسیاری از ملتهای اروپا و آمریکا حقانیت شما را از بن دندان پذیرفتهاند. شما همین امروز هم پیروزید و با ادامهٔ این ایستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را بازهم بیشتر به ذلت و شکست خواهید کشاند. إن شاء الله.
بدانید که" ما وَدَّعَک رَبُّک و ما قَلی" و بدانید که" و لَسَوفَ یُعطِیک رَبُّکَ فَتَرضَی" إن شاء الله بااینحال حوادث خونین و فاجعهبار غیر نظامیان فلسطینی بخصوص کودکان مظلوم و معصوم، دلهای ما را غرق خون کرده است. حوادث ناشی از جنایتهای غاصبان فلسطین که هر روز چندین بار از همهٔ کانالهای تلویزیونی ما پخش میشود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اعظَمَ الله لَکُم الجَزاء وَ عَجَّل لَکُم النَّصر، بدانید که وعدهٔ خدا راست است که فرمود:" وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیز" و فرمود:" وَ مَن جاهَد فَإنّما یُجاهِدُ لِنَفسه ..."خیانتکاران عرب هم بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود:" و انزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اهلِ الکِتَاب وَ مِن صَیَاصِیهِم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزهاند. هر دولتی که برخلاف این عمل کند فاصلهٔ خود و ملّتش را عمیقتر میکند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است. آنها نیز اگر به فکر زندگی و آبروی خودند باید سخن امیر المؤمنین علیهالسّلام را به یاد آورند که فرمود:" المَوتُ فی حَیاتِکُم مَقهورین وَ الحَیاهُ فی مَوتِکم قاهِرین".[۲۸]
۱۳۸۶ - حسن ظن به خدا
ما باید اعتمادبهنفس پیدا کنیم و توکل به خدا کنیم و بدانیم که اگر برطبق عقیدهٔ خودمان، با فکر، با تدبیر، با نقشه، با اتحاد حرکت بکنیم، خدای متعال به ما پیروزی خواهد داد. ما باید به خدای متعال حسن ظن داشته باشیم. خدای متعال مذمت میکند کسانی را که به او سوءظن دارند: «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائره السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و أعدّ لهم جهنّم و ساءت مصیرا». ما باید به خدای متعال حسن ظن داشته باشیم، سوءظن به خدا نداشته باشیم. ما کجا، کِی عمل کردیم و اقدام کردیم و خدا به ما کمک نکرده؟ آنجایی که ما دچار مشکل شدیم، دچار ضعف و شکست شدیم، آنجایی است که عمل نکردیم، حق عمل را ادا نکردیم. هرجا حق عمل را ادا کردیم، خدای متعال به ما کمک کرده، و این وعدهٔ الهی است؛ «وعد اللَّه الّذین آمنوا منکم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الأرض کما استخلف الّذین من قبلهم». و آیات فراوان دیگر قرآن. [۲۹]
۱۳۸۵ - حسن ظن به خدا
اگر امت اسلامی به هویت اسلامی خود توجه میداشت، معضلی به نام اسرائیل در منطقه به وجود نمیآمد. امت اسلامی را از عرصهٔ تحولات منطقه- یعنی خانهٔ خودش- کنار گذاشتند و در غیابش، بر علیه او تصمیمگیری کردند. امت اسلامی در طول سالهای متمادی به وظایفی که بر عهدهٔ او بود، عمل نکرده است؛ در این هیچ تردیدی نباید کرد. ما باید تقصیر خودمان را بفهمیم و بدانیم. اگر ما به تنبلی و راحتطلبی و ذلت تن نمیدادیم، دشمن نمیتوانست بر ما مسلط شود. ما عقب ماندیم و در این عقبماندگی، مقصریم. لیکن امروز ورق برگشته است. امروز دنیای اسلام به هویت خود واقف شده است. این امت از همهٔ عناصر عزت- که در متن دین شریف اسلام و قرآن کریم وجود دارد- باید استفاده کند. اول توجه به خدا و تمسک به قانون الهی است؛ توکل به خداست؛ اعتماد به خداست. خداوند متعال آن کسانی را که «الظّانّین باللّه ظنّ السّوء»؛ سوءظن به خدا دارند، ملامت میکند؛ میفرماید: «علیهم دائره السّوء و غضب الله علیهم»؛ آن کسانی که نصرت الهی را در صورت حضور در میدان عمل انکار میکنند، خودشان را باید ملامت کنند. اگر ما در میدان عمل وارد شویم، خدای متعال به ما کمک خواهد کرد؛ هم قول قطعی قرآن و وعدهٔ حتمی الهی است، هم مشاهدات دوران زندگی خودِ ماست. تاریخ اسلام هم برای مسلمین سرشار از تجربه است، که هرجا همت گماشتند، وارد شدند و متمسک به قدرت الهی شدند، خدای متعال آنها را کمک کرد. کمک و نصرت الهی حتمی است؛ منتها شرط این نصرت، حضور در میدان عمل است: «و لینصرنّ الله من ینصره»؛ آن کسی که خدا را نصرت کند، خدا او را نصرت خواهد کرد. با نشستن، با تنبلی کردن، با توهمات دلخوش کردن، با مصالح امت اسلامی بازی کردن و هوای نفس را بر مصالح امت اسلامی ترجیح دادن، نصرت الهی خود را نشان نخواهد داد. [۳۰]
۱۳۸۳ - حسن ظن به خدا
اگر میخواهیم دنیا آباد شود، باید خودمان را کنترل کنیم. من و شما که زمامدار و مدیر هستیم و ادارهٔ امور مالی و صنعتی و کشاورزی کشور دست ماست- یعنی گلوگاههای فعال کشور دست من و شماست- باید خود را کنترل کنیم. فقط شخص خود ما نیستیم؛ ما یعنی مجموعه. شما، یعنی شما و معاونان و مدیران و مسئولانِ اثرگذارتان. البته ممکن است کسی در گوشهای و در سطوح خیلی پایین خطایی بکند که قابل کنترل و پیشگیری و پیشبینی نباشد؛ آن بحث دیگری است؛ اما مجموعهای که شما مدیر و رئیس و وزیر آن هستید، باید این خصوصیات را داشته باشد. «لإشراف أنفس الوُلاه علی الجمع»؛ آنها میخواهند جمع کنند، «و سوء ظنّهم بالبقاء و قلّه انتفاعهم بالعِبَر». «سوء ظنّهم بالبقاء»، یعنی برای باقیماندهٔ عمرشان دچار سوءظناند، که مثلًا بعد چه میشود. نباید سوءظن داشت؛ باید به خدای متعال و به خود حسن ظن داشت. همچنین فرمود: «قلّه انتفاعهم بالعبر»؛ از عبرتها کم بهرهبرداری میکنند. [۳۱]
۱۳۸۲ - حسن ظن به خدا
«سکینه» ناشی از اعتماد و حسن ظنّ به خداست. وقتی شما هدف درستی را انتخاب میکنید و در راه آن هدف به تلاش میپردازید، خدای متعال در اینجا وعدهٔ نصرت داده است؛ بروبرگرد هم ندارد. یکوقت هست شما هدف و آرمان را غلط انتخاب کردهاید؛ یکوقت هست هدف و آرمان را درست انتخاب کردهاید؛ اما تحرّکی ندارید و تلاش و مجاهدتی نمیکنید. اینجا انتظار کمک الهی بیمورد است. مسلمانان اهداف و آرمانهایشان اهداف و آرمانهای خوبی بود؛ اما قرنها بهخاطر اینکه تحرّکی در آنها وجود نداشت، توسری خوردند. الآن هم هرجایی که میبینید مسلمانان دچار تحقیر و تذلیل میشوند، بهخاطر همین عدم تحرّک و عدم مجاهدت است، و الّا آن جایی که هدف درست باشد، مجاهدت هم باشد، نصرت الهی هم قطعاً هست. البته نصرت الهی به معنای این نیست که آزمایشهای دشوار و سخت نیست؛ چرا: «و لنبلونّکم بشیءٍ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثّمرات»؛ اینها هست و همهٔ اینها در سرِ راه مبارزه وجود دارد؛ اما «و بشّر الصّابرین». صبر یعنی ایستادگی؛ تداوم راه؛ این مورد بشارت الهی است؛ یعنی پیروزی نصیب خواهد شد.[۳۲]
۱۳۸۲ - تلاشگری، نصرت الهی، سکینه الهی، سکینه، اعتماد به خدا، حسن ظن به خدا
«سکینه» ناشی از اعتماد و حسن ظنّ به خداست. وقتی شما هدف درستی را انتخاب میکنید و در راه آن هدف به تلاش میپردازید، خدای متعال در این جا وعدهٔ نصرت داده است؛ بروبرگرد هم ندارد. [۳۳]
۱۳۸۲ - سکینه الهی، حسن ظن به خدا، اعتماد به خدا
«سکینه» ناشی از اعتماد و حسن ظن به خداست. [۳۴]
۱۳۸۱ - حسن ظن به خدا
روزهای ظهور اسلام، چه کسی خیال میکرد جمع معدودِ مظلومِ کمقوّتی در یک گوشهٔ مکه، به برکت این آیات الهی بتوانند بزرگترین تمدّن زمان خود را به وجود آورند و مدنیّت بشری را ارتقاء و رشد دهند و این قلمرو عظیم و این رمعهٔ وسیع را به وجود آورند و اینطور در عمود زمان، با عزّت و افتخار باقی بمانند؟ عدّهای خیال میکردند بهزودی همه چیز از بین خواهد رفت: «الظّانین باللّه ظنّ السّوء»؛ خیال میکردند پیغمبر در هریک از حوادثی که برایش پیش آمد، موفّقیتی بهدست نخواهد آورد: «بل ظننتم ان لن ینقلب الرّسول و المؤمنون الی اهلیهم ابدا». «و ظننتم ظنّ السّوء و کنتم قوماً بورا»؛ آنهایی که به خدای متعال سوءظن دارند؛ آنهایی که اهمیت و ارزش گوهر گرانبهای دین را نمیدانند، همان «قوماً بورا» هستند؛ ما مسلمانان نباید به آنجا برسیم. قرآن میتواند انسان را هدایت کند؛ از انسانِ «لفی خسر» برساند به انسانی که «انّک کادحٌ الی ربّک کدحاً فملاقیه»؛ به سوی خدا حرکت و صیرورت پیدا کند و با او ملاقات نماید. این حج، مظهر این قرآن است. ایمان خالصانهٔ مؤمنین طول تاریخ اسلام، از این قرآن ناشی شده است؛ این را باید قدر دانست. مثل همهٔ ذخایر دیگر ما، این ذخیره هم مورد تهاجم است. اینهایی که میبینید در مراسم حج دنبال اختلافافکنی، فتنهانگیزی و ترویج افکار موهوم و خرافی و متحجّر خود هستند، همان سرانگشتهای دانسته یا نادانستهای هستند که این ذخیره را نابود میکنند و از بین میبرند. کسانی که نمیگذارند شوکت و شکوه و عزّت و عظمت این وحدت به چشم امّت بزرگ اسلامی منعکس شود و بازتاب پیدا کند، جزو کسانی هستند که این ذخیره را نابود و ضایع میکنند. کسانی که نمیگذارند وحدت و شکوه عظیم امّت اسلامی، آن هم در راه خدا- نه عظمت به عنوان تفاخر، نه عظمت به عنوان استعمار و تحقیر دیگر ملتها، نه عظمت به عنوان جنگافروزی علیه ضعفای عالم؛ بلکه عظمت در جهت ارزشهای الهی و در راه توحید- به دنیای اسلام منعکس شود، به بشریت ظلم میکنند. امروز دنیای اسلام بر اثر نادیده گرفتن این ذخیرهٔ عظیم الهی ضربه میخورد.[۳۵]
۱۳۷۸ - حسن ظن به خدا
آنچه مهم است، این است که ما امید و توکّل و حسن ظنّ خودمان را به خدا، به این دین، به این معارف و به این احکام از دست ندهیم. اصل این است. آنچه که مایهٔ پیشرفت است، رسوخ ایمان و امید و اطمینان است. دشمن میخواهد این را متزلزل کند. مراقب باشید؛ بخصوص شما خواص، شما مسئولان، شما روشنفکران، شما گویندگان، شما علمای محترم و دانشگاهیان محترم. ببینید که دشمن میخواهد ایمان و امید و اطمینان را متزلزل کند. شما وظیفهتان این است که ایمان و امید و اطمینان را مستحکم کنید؛ بقیهٔ کار را خودِ این دین با آن قدرت و این ایمان اسلامی با آن توانایی، انجام میدهد. ما دنبالهٔ جریان دین حرکت میکنیم؛ نه اینکه ما بخواهیم این جریان را راه ببریم؛ مگر ما چه کسی هستیم؟! دشمن خیال میکند که این جریان به اشخاص وابسته است. بنده و امثال بنده چه کسی هستیم که بخواهیم این جریان را راه ببریم؟! این جریان است که ما را هم با خود میبرد. به فضل الهی، این جریان حادث شده و پیش آمده است؛ متوقّف شدنی هم نیست؛ دشمن هم بیخود خود را معطّل میکند. فضل پروردگار از اوّل انقلاب شامل حال ما بوده است و ما بهوضوح دست قدرت الهی را دیدهایم؛ بهوضوح تفضّلات حضرت بقیه اللّه الاعظم أرواحنا له الفداء را دیدهایم و حس کردهایم و در قضایای گوناگون، همان چیزی که به ما وعده داده شده است «کزرع اخرج شطئه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه»؛ و مصداق آن، همین حرکت شما مردم مسلمان است تحقّق پیدا کرده است.()[۳۶]
۱۳۷۸ - حسن ظن به خدا، امید به رحمت خداوند، توکل به خدا
آنچه مهم است، این است که ما امید و توکل و حسن ظن خودمان را به خدا، به این دین، به این معارف و به این احکام از دست ندهیم. اصل این است. [۳۷]
۱۳۶۸ - حسن ظن به خدا
روح سوءظن و بدبینی نسبت به افراد را در نظام اسلامی از بین برد. سوءظن، متعلق به نظام غیر اسلامی است. وقتی شر و ظلم، غالب و حاکم است؛ وقتی در جامعه، غیر خدا زمام امور را به دست دارد؛ روایت داریم که حسن ظن، سادهلوحی است و به هر پدیدهای، باید با چشم تردید و سوءظن نگاه کرد. اما آنوقتی که غلبه با حق است، حکومت متعلق به خدا و بندگان اوست و راه، راه صراط مستقیم دین است، در اینجا باید سوءظنها را کنار گذاشت و حسن ظن داشت؛ مگر آنکه برای انسان چیزی ثابت بشود. این، آن تکلیف اسلامی است. [۳۸]
۱۳۶۸ - حسن ظن به خدا
مکرّر اتفاق افتاد که سر قضایای مختلف، با برادران مسئول مینشستیم و فکرهایمان را تبادل میکردیم و مشکل را در مجموعهای میگذاشتیم و خدمت امام (ره) میبردیم و او بود که با نظر صایب و ارادهٔ قوی و ایمان و توکل بینظیر خود، مشکل را حل میکرد. خدا شاهد است که در مدت عمر خود، کسی را در این حد از توکل و حسن ظن به خدا ندیده و نشنیدهام. او، مشکل را حل و گره را باز میکرد. امروز، این پدر خانواده و آن متّکای محکم و کسی که خاطرمان آسوده بود که در مشکلات، به او مراجعه خواهیم کرد، در میان ما نیست. [۳۹]
۱۳۶۸ - حسن ظن به خدا
امام خصوصیات ممتاز فردی خیلی داشت؛ اما توفیقات او بالاتر از آن بود که به خصوصیات فردی یک انسان- هرچه هم بالا- متکی باشد. شجاعت و آگاهی و عقل و تدبیر و دوراندیشی امام بسیار ممتاز بود- در اینها هیچ شکی نیست- اما توفیقاتی که آن بزرگوار به دست آورد، خیلی بالاتر از این است که به شجاعت و عقل و تدبیر و آیندهنگری زیاد یک انسان متکی باشد. آن توفیقها از جای دیگر نشأت میگرفت، که در درجهٔ اول از اخلاص او ناشی میشد؛ «مخلصین له الدّین». مخلص خدا بود و کار را فقط برای او- و لا غیر- انجام میداد؛ لذا اگر همهٔ دنیا هم در مقابل او قرار میگرفتند و از او چیزی میخواستند که مورد رضای خدا نبود، انجام نمیداد. در درجهٔ دوم، توکل و حسن ظن به خدا داشت. هیچ کاری در نظر او خارج از قدرت الهی نبود. کارهای بزرگ، حرکتهای عظیم، کندن کوههای راسخ و جبال راسیات برای او میسور بود؛ چون عقیده داشت که به خدا متکی است و خدا او را کمک میکند؛ و چون به خدا توکل داشت، لذا با حسن ظن مینگریست.[۴۰]
پانویس
- ↑ بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۳۹۴/۰۶/۱۲
- ↑ ۱۳۹۳/۰۱/۰۶ بیانات در یادمان شهدای شرق کارون
- ↑ ۱۳۹۲/۰۳/۲۲بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
- ↑ ۱۳۹۲/۰۳/۲۲ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
- ↑ ۱۳۹۲/۰۳/۰۶بیانات در دانشگاه امام حسین علیه السلام
- ↑ ۱۳۹۱/۱۰/۱بیانات در دیدار مردم قم
- ↑ ۱۳۹۱/۰۳/۲۹ بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
- ↑ ۱۳۹۰/۱۱/۱۱دیدار دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با رهبر انقلاب
- ↑ ۱۳۹۰/۱۱/۱۰بیانات در دیدار شرکت کنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیداری اسلامی»
- ↑ ۱۳۹۰/۱۰/۰۷بیانات در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگیهای سیاسی ایران در خارج از کشور
- ↑ ۱۳۹۰/۱۰/۰۷بیانات در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگیهای سیاسی ایران در خارج از کشور
- ↑ ۱۳۹۰/۰۷/۲۲بیانات در دیدار بسیجیان استان کرمانشاه
- ↑ ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی
- ↑ ۱۳۹۰/۰۳/۱۴بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی (ره)
- ↑ ۱۳۹۰/۰۳/۱۴بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی (ره)
- ↑ ۱۳۸۹/۱۲/۰۱بیانات در دیدار شرکت کنندگان در کنفرانس وحدت اسلامی
- ↑ ۱۳۸۹/۰۵/۲۷بیانات در دیدار کارگزاران نظام
- ↑ ۱۳۸۹/۰۴/۰۷بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهٔ قضائیه
- ↑ ۱۳۸۹/۰۳/۱۴خطبههای نماز جمعه ی تهران در حرم امام خمینی (ره)
- ↑ ۱۳۸۸/۱۲/۰۸بیانات در دیدار شرکت کنندگان در افتتاحیهٔ همایش غزه
- ↑ ۱۳۸۸/۱۲/۰۸بیانات در دیدار شرکت کنندگان در افتتاحیهٔ همایش غزه
- ↑ ۱۳۸۸/۰۸/۱۲بیانات در دیدار دانش آموزان در آستانه ۱۳ آبان
- ↑ ۱۳۸۸/۰۷/۱۵بیانات در دیدار عمومی مردم چالوس و نوشهر
- ↑ ۱۳۸۸/۰۷/۱۵بیانات در دیدار عمومی مردم چالوس و نوشهر
- ↑ ۱۳۸۸/۰۷/۱۴بیانات در دانشکده علوم دریایی نوشهر
- ↑ ۱۳۸۸/۰۳/۲۹خطبههای نماز جمعه ی تهران
- ↑ ۱۳۸۷/۱۱/۲۸بیانات در دیدار جمعی از مردم آذربایجان شرقی
- ↑ ۱۳۸۷/۱۰/۲۷پیام به اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس
- ↑ ۱۳۸۶/۰۹/۱۴بیانات در دیدار رؤسای قضائی کشورهای اسلامی
- ↑ ۱۳۸۵/۰۸/۰۲بیانات در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید فطر
- ↑ ۱۳۸۳/۰۸/۲۰بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت
- ↑ ۱۳۸۲/۰۳/۰۷بیانات در دیدار نمایندگان مجلس
- ↑ ۱۳۸۲/۰۳/۰۷بیانات در دیدار نمایندگان مجلس
- ↑ ۱۳۸۲/۰۳/۰۷بیانات در دیدار نمایندگان مجلس
- ↑ ۱۳۸۱/۱۰/۲۵بیانات در دیدار کارگزاران حج
- ↑ ۱۳۷۸/۰۴/۱۰بیانات در دیدار کارگزاران نظام
- ↑ ۱۳۷۸/۰۴/۱۰بیانات در دیدار کارگزاران نظام
- ↑ ۱۳۶۸/۰۷/۲۸خطبههای نماز جمعه ی تهران
- ↑ ۱۳۶۸/۰۵/۱۲بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری
- ↑ ۱۳۶۸/۰۴/۲۳بیانات در خطبههای نمازجمعه







