فرهنگ مصادیق:به خدا حسن ظن داشته باشیم !

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۵ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (Golafshan صفحهٔ به خدا حسن ظن داشته باشیم ! را به فرهنگ مصادیق:به خدا حسن ظن داشته باشیم ! منتقل کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
به خدا حسن ظن داشته باشیم!

فرآوری: اجلال

مقدمه

توجه به حسن ظن، در مسیر عبادت و کمال بندگی، از مسائل مهم و اساسی، در علم اخلاق است و در اهمیت و ضرورت این حسن ظن، همین بس که خدای متعال می‌فرماید: من نزد ظن بنده خودم هستم، این آدرس خدا است که به ما می‌گوید: اگر دنبال من هستی، اگر می‌خواهی به من برسی، باید به ظن و گمان خودت مراجعه کنی، ببین خدا در نزد تو چگونه است. اگر به خدا گمان خوب داری و یا بدگمان هستی، همان جا و همان گونه مرا پیدا می‌کنی.

حسن الظن

جایگاه خداوند در تصور و درک ما کجاست؟
او خودش زیباترین توصیف‌ها را در حق خود داشته، آنجا که به پیامبر مکرمش عیسی (علیه السلام) می‌فرماید: "انا عند حسن ظن عبدی المومن"[۱] هر گمانی به خدا داشته باشی خداوند از منظر همان گمان تو را ارزیابی می‌کند. یعنی اگر انسان مؤمنی خودش برای خودش بگوید ما با این وضعیتمان و این ماه رمضان مان می‌رویم جهنم، خدا می‌گوید خب بیا برو جهنم. اما اگر بگوید نه من هیچی ندارم، فضل خدا این است که من را می‌برد بهشت، خدا می‌گوید بنده من به فضلم امید بسته بود، ناامیدش نمی‌کنم.[۲]
آری " کسی که خوش بین است، باطنش به خالقش گمان خوب دارد و حسن ظن دارد؛ نباید ببافد. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: فاحسنوا بالله الظن[۳] به خالق خودتان گمان خوب داشته باشید. حالا وقتی بنده خدا این را بشنود چه می‌گوید؟ می‌گوید قربان این کلامت! من همیشه احساس روسیاهی می‌کردم که این نامه (عملم) را چه طور بخوانم و شما چه جور بخوانید! از بس که قلم برده بودم و دروغ نوشته بودم و آن را کم و زیاد کرده بودم.
هر روزی که حالم خوب بود با یک قلم نوشته بودم و هر روزی که حالم خراب بود، به یک صورت حسابی درست کرده بودم که اگر به خودم هم می‌گفتی بخوان، نمی‌توانستم؛ چه رسد به اینکه آن را کسی از ملائک بخواند! حالا تا فرمودی خودت بخوان ۲۰، با خیال راحت، پرونده را پاره کردم و دور انداختم. حسن ظن این کار را می‌کند."[۴]
نگاه بالا به جایگاه خداوند، بنده را به لطف و محبتش چنان امیدوار می‌کند که راهش به بهشت برین ختم خواهد کرد که رسول رحمت می‌فرمایند " من در بهشت هر چه دیدم خوش باورانی بودند[۵]" که خدای را از دریچه‌های تفلسف و استدلال نشناخته بودند.[۶] و[۷]
هر روزی که حالم خوب بود با یک قلم نوشته بودم و هر روزی که حالم خراب بود، به یک صورت حسابی درست کرده بودم که اگر به خودم هم می‌گفتی بخوان، نمی‌توانستم؛ چه رسد به این که آن را کسی از ملائک بخواند! حالا تا فرمودی خودت بخوان ۲۰، با خیال راحت، پرونده را پاره کردم و دور انداختم. حسن ظن این کار را می‌کند؛ و " انسان در این حسن ظن است که به اخلاص عمل می‌رسد و امیدوار به رحمت حق.[۸]"
هر چند شخص راجی (امیدوار به رحمت حق) و خائف (ترسان از گناهان سابق) هر دو مزد می‌گیرند، لکن خائف ممکن است از شدت خوفش از مولای خود دور شود و «راجی» جز قرب و نزدیکی چیزی نمی‌بیند. چرا که رحمت و عفو حضرت ربوبی بر غضب او مقدم است.[۹] و[۱۰]
پس بیائیم جز گمان نیک به او نبریم (کتاب مصباح الهدی، ص ۱۷۳) و خود را در محضر او نزدیک تر از هر واسطه‌ای بیابیم که او قبل از ما، مشتاق حضور در دل‌های ماست.[۱۱]
بقول مرحوم دولابی:
"خداوند از هر چه فکر کنیم به ما نزدیک تر و ما از هر چه فکر کنیم از خداوند دورتریم."

چگونگی حضور خداوند در هستی

امید
در این مجال اندک به گوشه‌ای از آموزه‌های دینی حضرات معصومین (علیهم السلام)، در رابطه با چگونگی حضور خداوند در نظام هستی اشاره می‌شود:
۱) در روایت است:
روزی حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت یحیی (علیه السلام) با هم مقاوله و گفت وگویشان شد.
حضرت یحیی (علیه السلام) به حضرت عیسی (علیه السلام) گفت: «تو این قدر امیدوار به رحمت خدایی گویا که خود را ایمن از آتش می دانی ؟»
حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: «تو هم این قدر از خدا خائف و ترسانی گویا او را آمرزنده و غفار نمی دانی ؟».
پس این دو پیغمبر منتظر وحی شدند تا جواب آن‌ها معلوم شود. حضرت جبرئیل (علیه السلام) در این اثنا نازل شد. عرض کرد: «هر دو راست می‌گویید و هر دو دارای کمال هستید، لکن خدا می‌فرماید: «انا عند حسن ظن عبدی المؤمن»، «من نزد حسن ظن بنده مؤمنم می‌باشم.»[۱۲]
۲) پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:
به خالق خودتان گمان خوب داشته باشید.[۱۳]
۳) امام رضا (علیه السلام) فرمود:
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمان خوش او همراه است.[۱۴]
۴) امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:
«حسن ظنّ به خدا» این است که جز به خدا امید نداشته باشی و جز از گناه خویش نهراسی.[۱۵]
۵) در حدیث قدسی است که خدای متعال می‌فرماید:
بندهٔ مؤمنم را در هیچ موقعیتی قرار نمی‌دهم و هیچ حادثه‌ای برایش پیش نمی‌آورم مگر اینکه خیری در آن حادثه و موقعیت برای او مقدّر کرده‌ام.[۱۶]
جز گمان نیک به او نبریم و خود را در محضر او نزدیک تر از هر واسطه‌ای بیابیم که او قبل از ما، مشتاق حضور در دل‌های ماست
۶) منسوب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که فرمودند:
بزرگ‌ترین گناه کبیره، سوء ظن به خدای متعال و بدبینی نسبت به خدا و مقدّرات الهی است.[۱۷]
۷) امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
گمانت را به خدا نیکو گردان، که خداوند می‌فرماید: همانا که من در جایگاه گمان و نگاه بنده مومن به خودم هستم. اگر در من خیر می‌بیند (و اعتقاد به جمال من دارد)، پس من همان خواهم بود، و اگر مرا در جایگاه شر و عذاب می‌بیند و می‌داند، پس باز من همان خواهم شد.[۱۸]
۸) خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید:
همانا که رحمت من بر غضبم پیشی داشته و جلوتر است.[۱۹]
۹) خداوند می‌فرمایند:
و رحمت من بر هر چیز و همه چیز وسعت دارد.[۲۰]
۱۰) پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
خداوند متعال چون کریم است، حیا می‌کند که بنده‌ای را که به او حسن ظن داشته و امید به رحمت او داشته، ناامید کند و دست خالی برگرداند.[۲۱]
۱۱) در حدیث قدسی داریم:
وقتی خداوند بزرگ، مردم را آفرید، به دست خود، برخود نوشت (واجب کرد) که رحمت من برغضبم غالب است.[۲۲]

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

فهرست منابع

۱- مقاله محمد صالحی
۲- سایت طیب
۳- همراه منتظر
۴- سایت عبدالقائم
۵- سایت حوزه
۶- سایت آفتاب

پانویس

  1. بحار ج۶۷ ص۳۸۵ / عیون اخبار الرضاج۲ ص۲۰ - میزان الحکمه /ح۱۱۵۸۰
  2. سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
  3. مستدرک الوسایل ج ۱۱ ص ۲۵۰.
  4. عارف بزرگ مرحوم دولابی - کتاب طوبای محبت ۴ - ص ۱۶۴ و ۱۶۵
  5. کنز العمال، ج ۱۴، ص ۴۶۷، ح ۳۹۲۸۳
  6. مثنوی، دفتر چهارم، ابیات ۱۴۱۹–۱۴۱۸ و ۱۴۰۷
  7. کتاب شکوه آزادی - ص ۸۵ و ۸۶.
  8. میزان الحکمه /ح۱۱۵۹
  9. دعای جوشن کبیر، ۱۹
  10. دیوان قزوینی، ص ۱۹.
  11. سوره بقره - آیه ۱۸۶
  12. بحار، ج 67، ص385؛ عیون اخبار الرضا، ج2، ص20
  13. مستدرک الوسایل، ج 11، ص 250
  14. تحف العقول، ص 449
  15. کافی، ج2، ص72 - وسائل الشیعه، ج15، ص230
  16. کلینی، کافی، ج 2، ص 61
  17. کنز العمّال، ج 3، ص 135
  18. الکافی، ج 2، ص 72
  19. الکافی، ج 2، ص: 274 (باب الذنوب) و کنوز الحقایق، ص898
  20. اعراف: 156.
  21. وسائل الشیعه، ج 15، ص: 230 (باب وجوب حسن الظن بالله و..)
  22. سیوطی، جامع الصغیر، ج1، ص72
منبع: تبیان - تاریخ برداشت: 94/11/08
بازگشت به حسن ظن به کفار