فرهنگ مصادیق:تحجر چیست؟

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۴ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (Golafshan صفحهٔ تحجر چیست؟ را به فرهنگ مصادیق:تحجر چیست؟ منتقل کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
تحجر چیست؟

نویسنده: حسین لطیفی

پرسش

با توجه به اینکه در فرهنگ قرآنی تاکید فراوانی در باب تفکر، تعقل، تدبر و... شده است چه عوامل و زمینه‌هایی موجب شده که گرایش‌های متحجرانه و منجمد در بینش و رویکرد دینی برخی از افراد به وجود آید؟

پاسخ

اساسا واژه تحجر به جنبه‌های شناختی و رویکردهای نظری انسان نسبت به جهان هستی، انسان، جامعه و موضوعات شناخت برمی گردد. که آثار آن برای فرد و جامعه بسیار زیانبار و انحطاط آور خواهد بود. مفهوم تحجر از ماده حجر، به معنای سنگ است و تحجر به معنای: جمود، سنگوارگی، ایستایی، عدم تحول و واپس گرایی است. از این معانی البته سوء تعبیرهایی نیز شده است و برخی از آن نیز به عنوان برچسبی جهت تخریب جریان‌های اصول گرا بهره برداری کرده‌اند. چنین افرادی معتقدند اساسا هر نوع نگرش دینی و معنوی نوعی تحجر است. و با تاکید بر نظریات به ظاهر علمی، هرگونه سخن دینی و الهی را نوعی تحجر و جمود پنداشته و چنین وانمود می‌کنند که دوران جاهلیت و بی خبری بشر به سررسیده و با پیدایش دوران تجدد، دیگر جایی برای طرح مسایل الهی یا فرامادی وجود ندارد.

پیشینه قرآنی واژه تحجر

واژه تحجر در فرهنگ قرآنی به گونه‌ای متناسب با معنا و مفهوم آن به کار رفته است. از منظر قرآن، انسان متحجر، کسی است که عقل و دل او از پذیرش سخن حق و معجزه‌های آشکار خداوند و پیروی از فرمان‌های الهی سرباز می‌زند، و همچون سنگ که چیزی در آن اثر نمی‌کند، در برابر مشیت الهی مقاومت می‌کند.
اما در عرف و اصطلاح امروزی، تحجرگرایی به آن دسته از نگرشها گفته می‌شود که از شکفتن اندیشه جدید و برقراری تعامل نظری با جامعه و سیاست، پرهیز می‌کند. عصاره و ریشه تحجرگرایی، بی ارزش دانستن ملاکهای تشخیص صحیح و عقلانی و برگزیدن ملاکی واحد نشات گرفته از عصبیت‌های رسومی، قبیله‌ای و عشیره‌ای است. وجه مشترک همه تحجرها، بسته شدن باب عقلانیت تمیزدهنده صحیح و غیرصحیح است.
شهید مطهری(ره) معتقد است که در کنار جریان درست اندیش، جریانات فکری در عالم اسلام به وجود آمد که بعضی افراطی و بعضی تفریطی بود، یعنی با تندروی بی جا، یا کندروی بی جا. وی تندروی را «جهالت » و کندروی‌ها را «جمود» می‌نامد. به نظر استاد شهید مطهری(ره) جهالتها در برداشتها یا تعبیرات روشنفکرمابانه متجلی می‌شود و جمود و تحجر نیز در برداشتها و تعبیرات ظاهربینانه و بدون عمق، نمودار می‌گردد. ایشان ضمن تاکید بر مبارزه با جهالت و جمود معتقد است خطر جمود از خطر جهالت کمتر نیست .

تحجر دینی

براساس تفاوت خاستگاه‌های فکری متحجران، جلوه‌های گوناگونی از آنها در جامعه به چشم می‌خورد. در جامعه با انواع تحجر علمی، فرهنگی، سیاسی، دینی و... مواجه هستیم که هر کدام به شیوه‌ای، عیان کننده راه یافتن بی ملاکی یا بد ملاکی به تشخیص‌های آدمی هستند و از نفوذ خرافات و قیاس‌های باطل و نیز عادات و پیش داوری‌ها و مشهودات غیر علمی به استدلالها و توجیهات آدمی حکایت دارند.
یکی از مهمترین عرصه‌های تحجر و جمود، عرصه فرهنگی و نگرش به مسایل دینی و کیفیت ارتباط آن بامسایل عینی و واقعی زندگی انسان است. ترویج این نگرش که دین، با لذت‌های دنیوی مخالف است و لازمه دینداری، تحمل بدبختی‌ها و اندوه دائمی و دور بودن از رفاه و شادی و تفریحات سالم است، اینکه استفاده از ابزارهای جدید در عرصه خبررسانی، هنر، ارتباطات وآموزش مطلقاً با دینداری منافات دارد، عدم شناخت نیازهای جدید زندگی بشر و بی اعتنایی به آن و پرهیز از بهره برداری از دستاوردهای بشری در چارچوب اصول و اهداف دین، از اصالت دادن به الفاظ و عبارات و جمود در چارچوب آن، عدم پاسخگویی به نیازهای زمان و حوادث مستحدثه و تفسیر و انطباق نیازها و تحولات زمانه با اسلام و آموزه‌های دینی از جمله مهمترین مصادیق و نمودهای تحجر است.

آثار زیانبار تحجر

اگر تحجر را به عنوان ناهنجاری اجتماعی درنظر بگیریم، فرد متحجر، علاوه بر آسیب‌های فردی که بر خود وارد می‌آورد، به مقتضای نقش یا نقش‌های اجتماعی، یک سری اختلالات را برای نقش‌های متقابل و وابسته اش فراهم می‌کند. تحجر در واقع ماندن و درجا زدن در مسیر زمان است. با توجه به وابستگی متقابل نقش‌های اجتماعی، فرد متحجر، باعث توقف و درجا زدن نقش‌های متقابل و وابسته خود نیز می‌گردد و هرچه نقش او در جامعه، کلیدی تر و بنیادی تر باشد، آسیب زایی آن بیشتر است.

منبع: وبلاگ پرسمان کلامی - تاریخ برداشت: 95/04/28