کتابخانه:تحکیم خانواده از دیدگاه قرآن و حدیث ج2
|
| |
| نویسنده |
محمدی ری شهری با همکاری عباس پسندیده؛ مترجم حمیدرضا شیخی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۹ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۴۹۳-۵۱۳-۸ |
محتویات
- ۱ پیش گفتار
- ۲ فصل سوم : تربیتِ دینی
- ۳ فصل چهارم : پاسداشت حقوق
- ۴ فصل پنجم : تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانواده
- ۴.۱ ۵ / ۱ تشویق به هزینه کردن برای خانواده
- ۴.۲ ۵ / ۲ آغازِ انفاق کردن ، از خانواده
- ۴.۳ ۵ / ۳ گشاده دستی برای خانواده
- ۴.۴ ۵ / ۴ فضیلت تأمین هزینه زندگیِ خانواده
- ۴.۵ ۵ / ۵ کسی که برای تأمین هزینه خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد است
- ۴.۶ ۵ / ۶ ثواب تأمین نیازهای خانواده
- ۴.۷ ۵ / ۷ برقرار کردنِ توازن میانِ دخل و خرج
- ۵ فصل ششم : پاسخ دادن به غرایز جنسی
- ۵.۱ ۶ / ۱ آرایش زن برای شوهرش
- ۵.۲ ۶ / ۲ آرایش مرد برای همسرش
- ۵.۳ ۶ / ۳ ترغیب به پاسخ دادن به غریزه جنسی
- ۵.۴ ۶ / ۴ آمادگی زن برای پاسخگویی به نیاز شوهر
- ۵.۵ ۶ / ۵ نکوهشِ کوتاهیِ زن در پاسخگویی به نیاز شوهر
- ۵.۶ ۶ / ۶ نکوهشِ پاسخ ندادن شوهر به نیاز همسرش
- ۵.۷ ۶ / ۷ نهی از همبستر نشدن با همسر ، بیش از چهار ماه
- ۵.۸ ۶ / ۸ آنچه در هنگام آمیزش رعایت آن شایسته است
- ۵.۹ ۶ / ۹ آنچه در آمیزش ، شایسته نیست
- ۵.۱۰ ۶ / ۱۰ موارد آمیزش حرام
- ۶ فصل هفتم : دعا کردن
- ۷ تحلیلی درباره عوامل تحکیم خانواده
- ۸ بخش سوم : آسیب های تحکیم خانواده
- ۹ فصل یکم : آسیب های کلی خانواده
- ۱۰ فصل دوم : آسیب های خانواده از سوی شوهر
- ۱۱ فصل سوم : آسیب های خانواده از سویِ زن
- ۱۲ تحلیلی درباره آسیب های خانواده
- ۱۳ منابع و مآخذ
- ۱۴ پانویس
پیش گفتار
اشاره
پیش گفتارنهاد خانواده ، اصلی ترین رکن جامعه و بستر فرهنگ های گوناگون و زمینه ساز خوشبختی و یا بدبختی انسان ها و امت ها است ، و از این رو ، اسلام که برنامه سعادت و تکامل بشر است ، عنایت ویژه ای به سلامت ، رشد و پویایی این نهاد سرنوشت ساز دارد . موضوع خانواده به طور کلی در سه محور ، قابل بحث و بررسی است : تشکیل خانواده ، عوامل تحکیم و تعالی خانواده و نیز آسیب ها و عوامل فروپاشی آن . اسلام در هر سه زمینه ، رهنمودهای بسیار مهم و سازنده ای دارد که اینک برای نخستین بار، متنِ نسبتا کامل این رهنمودها به صورتی منسجم و با شیوه ای نو، همراه با چند تحلیل مورد نیاز، در اختیار پژوهشگران قرار می گیرد. گفتنی است که همه این رهنمودها به گونه ای در جهت تقویت بنیاد خانواده، که مهم ترین نیاز جامعه امروز بشر است قرار دارد، و از این رو، این مجموعه، «تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث» نام گذاری شد . این کتاب، نیاز پژوهشگرانِ مسایل خانواده را به منابع اسلامی تأمین می نماید و همه خانواده ها ، بویژه جوانان ، برای رسیدن به زندگی همراه با آسایش و آرامش ، می توانند از آن بهره مند شوند .
۱ . حدیث اهل بیت علیهم السلام ، حدیث پیامبر خداست
بی تردید ، مطالعه این کتاب و برنامه ریزی و فرهنگ سازی بر پایه معارف نورانی آن ، موجب افزایش آمار ازدواج [۱]، تحکیم نهاد خانواده و کاهش میزان طلاق خواهد بود . [۲] با توجه به این که متن این کتاب عمدتا سخنان منسوب به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و خاندان آن بزرگوار است، توجه خوانندگان را به دو نکته مهم جلب می نمایم :
۱ . حدیث اهل بیت علیهم السلام ، حدیث پیامبر خداستنکته اوّل ، این که براساس آنچه از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده ، آنچه آنان در باره معارف اسلامی می گویند ، سخن رسول خداست ، چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید : حَدیثی حَدیثُ أبی ، وَ حَدیثُ أبی حَدیثُ جَدّی ، وَ حَدیثُ جَدّی حَدیثُ الحُسَینِ ، وَ حَدیثُ الحُسَینِ حَدیثُ الحَسَنِ ، وَ حَدیثُ الحَسَنِ حَدیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ علیهم السلام ، وَ حَدیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ حَدیثُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَ حَدیثُ ۲ . ادب نقل حدیث
رَسولِ اللّهِ قَولُ اللّهِ عز و جل . [۳] حدیث من ، حدیث پدرم [امام باقر علیه السلام ] است و حدیث پدرم ، حدیث جدّم [امام زین العابدین علیه السلام ]است و حدیث جدّم ، حدیث حسین علیه السلام است و حدیث حسین ، حدیث حسن علیه السلام و حدیث حسن ، حدیث امیر المؤمنین علیه السلام است و حدیث امیر المؤمنین ، حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله است و حدیث رسول خدا ، سخن خداوند عز و جل است .
۲ . ادب نقل حدیثیکی از آداب مهمّ نقل حدیث، چگونگی نسبت دادن آن به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام است. کلینی رحمه الله ، از امام علی علیه السلام روایت کرده است که فرمود : إذا حَدَّثتُم بِحَدیثٍ فَأسنِدوهُ إلَی الَّذی حَدَّثَکُم ؛ فَإِن کانَ حَقّا فَلَکُم وَإِن کانَ کَذِبا فَعَلَیهِ . [۴] هنگامی که حدیثی را نقل می کنید ، آن را به کسی که آن را روایت نموده ، نسبت دهید ، که اگر درست باشد ، به سود شماست و اگر دروغ باشد ، به زیان راوی است . بنا بر این ، برای رعایت احتیاط ، توصیه اکید داریم که هر کس می خواهد از این کتاب یا سایر کتب روایی ، حدیثی را نقل کند ، آن را مستقیما به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام نسبت ندهد ؛ بلکه حدیث را از طریق منبعی که آن را روایت کرده است ، به آنان منسوب نماید . برای نمونه ، نگوید : «پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرمود» یا : «امام علیه السلام چنین فرمود» ؛ بلکه بگوید : «فلان کتاب، از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است» و یا بگوید : «از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت شده است» . بر خود ، لازم می دانم از همه فضلا و پژوهشگران «پژوهشکده علوم و معارف حدیث» که در پدید آمدن و عرضه این اثر به گونه ای نقش داشته اند ، بویژه فاضل گران قدر جناب آقای عباس پسندیده که در تألیف این مجموعه ، این جانب را مساعدت نمود ، صمیمانه سپاس گزاری نمایم . همچنین از مترجم ارجمند کتاب ، جناب آقای حمید رضا شیخی که با ترجمه روان و زیبای خود ، زمینه بهره مندی پارسی زبانان را از آن فراهم کرد و افتخار ترجمه بسیاری دیگر از آثار «مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث» را نیز دارد ، تقدیر و تشکر می کنم و برای همه آنان ، از خداوند منّان ، پاداشی در خورِ فضل حضرتش مسئلت می نمایم . ربنا ، تقبّل منا ، إنّک أنت السمیع العلیم ! محمدی ری شهری ۳۰ / ۷ / ۱۳۸۷ بیستم شوال ۱۴۲۹
فصل سوم : تربیتِ دینی
۳ / ۱ نقش دین در زندگی
فصل سوم : تربیتِ دینی۳ / ۱نقش دین در زندگیامام علی علیه السلام در یاد کرد حدیث معراج پیامبر صلی الله علیه و آله : خداوند عز و جل فرمود : « ... ای احمد! آیا می دانی کدام زندگی ، گواراتر است؟ و کدام عمر ، پایدارتر است؟» . فرمود : «بار خدایا ! نه» . فرمود : «امّا زندگیِ گوارا ، آن زندگی ای است که صاحب آن ، از یادِ من خسته نشود ، نعمت مرا فراموش نکند ، به حقّ من نادان نباشد ، و شب و روز ، در طلب خشنودیِ من باشد ...» .
امام علی علیه السلام :دانایان و دانشمندان ، هر گاه به یکدیگر نامه می نوشتند ، سه نکته را یادداشت می کردند که چهارمی نداشت : هر کس دغدغه اش آخرت باشد ، خداوند ، دغدغه دنیای او را بر طرف می سازد ؛ هر کس باطنش را اصلاح کند ، خداوند ، ظاهر او را اصلاح می نماید ؛ و هر کس رابطه میان خود و خداوند عز و جلرا اصلاح کند ، خداوند ، رابطه میان او و مردم را اصلاح می نماید .
امام علی علیه السلام :هر کس دینداری ، روزی اش شود ، خیر دنیا و آخرت ، روزی اش شده است .
عنه علیه السلام :إنّی إذَا استَحکَمتُ فِی الرَّجُلِ خَصلَهً مِن خِصالِ الخَیر احتَمَلتُهُ لَها وَاغتَفَرتُ لَهُ فَقَد ما سِواها ، ولا أغتَفِرُ لَهُ فَقدَ عَقلٍ ولا عَدَمَ دینٍ ، لِأَنَّ مُفارَقَهَ الدّینِ مُفارَقَهُ الأَمنِ ، ولا تَهنَأُ حَیاهٌ مَعَ مَخافَهٍ ، وعَدَمُ العَقلِ عَدَمُ الحَیاهِ ، ولا تُعاشَرُ الأَمواتُ . [۵]
عنه علیه السلام :لا حَیاهَ إلّا بِالدّینِ ، ولا مَوتَ إلّا بِجُحودِ الیَقینِ . [۶]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَعَلَتهُ السَّکینَهُ ، وَاستَکانَ [۷] فَتَواضَعَ ، وقَنَعَ فَاستَغنی ورَضِیَ بِما اُعطِیَ وَانفَرَدَ فَکُفِیَ الإِخوانَ ، ورَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا ، وخَلَعَ الدُّنیا فَتَحامَی الشُّرورَ ، وَاطَّرَحَ الحَسَدَ فَظَهَرَتِ المَحَبَّهَ ، ولَم یُخِفِ النّاسَ فَلَم یَخَفهُم ، ولَم یُذنِب إلَیهِم فَسَلِمَ مِنهُم ، وسَخَت نَفسُهُ عَن کُلِّ شَیءٍ فَفازَ وَاستَکمَلَ الفَضلَ ، وأبصَرَ العافِیَهَ فَأَمِنَ النَّدامَهَ . [۸]
الإمام علیّ علیه السلام :ثَمَرَهُ الدّینِ الأَمانَهُ . [۹]
عنه علیه السلام :صَیِّرِ الدّینَ جُنَّهَ حَیاتِکَ ، وَالتَّقوی عُدَّهَ وَفاتِکَ . [۱۰]
۳ / ۲وِقایَهُ الاُسرَهِ مِنَ الآفاتِ العَقائِدِیَّهِ وَالأَخلاقِیَّهِ وَالعَمَلِیَّهِالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَئِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ» . [۱۱]
۳ / ۲ حفظ خانواده ، از آسیب های عقیدتی ، اخلاقی و رفتاری
امام علی علیه السلام :من هر گاه در مردی خصلتی از خصلت های نیک را استوار یافتم ، او را به سبب دارا بودن آن ، تحمّل می کنم و بی بهرگی اش از دیگر خصلت های نیک را نادیده می گیرم ؛ امّا نمی توانم نابخردی و بی دینیِ او را نادیده بگیرم ؛ زیرا جدا شدن از دین ، جدا شدن از امنیت [و آرامش] است . زندگیِ همراه با ترس ، گوارا نیست ، و نابخردی نیز مُردگی است ، و با مردگان ، کسی معاشرت نمی کند .
امام علی علیه السلام :زندگی ، جز با دین [ و دینداری ] نیست ، و مرگ ، جز با انکار [ و از دست دادنِ ]یقین .
امام صادق علیه السلام :شخصِ دیندار می اندیشد و در نتیجه ، آرامش ، وجود او را فرا می گیرد ، و خود را کوچک می شمارد ، پس به فروتنی می گراید . قناعت می ورزد ، پس احساس بی نیازی می کند . به آنچه به او داده شده ، خرسند است ، و گوشه تنهایی را بر می گزیند ، پس ، از دوستان بی نیاز می گردد . خواهش ها را رها می کند ، پس آزاد می شود . دنیا را کنار می گذارد ، پس ، از بدی ها در امان می مانَد . حسادت را دور می افکند ، پس دوستی آشکار می شود . مردم را نمی ترساند ، پس ، از آنان نمی ترسد . به آنان تعدّی نمی کند ، پس ، از گزند ایشان در امان است . به هیچ چیز ، دل نمی بندد ، پس به رستگاری و کمال فضیلت دست می یابد . عافیت را می بیند ، پس ، کارش به پشیمانی نمی کشد .
امام علی علیه السلام :میوه دین ، امانتداری است .
امام علی علیه السلام :دین را در زندگی ات سپر قرار ده ، و پرهیزگاری را ساز و برگ [ پس از ]مرگت .
۳ / ۲حفظ خانواده ، از آسیب های عقیدتی ، اخلاقی و رفتاریقرآن« ای کسانی که ایمان آورده اید ، خودتان و خانواده تان را از آتشی که سوخت آن ، مردم و سنگ ها هستند ، حفظ کنید . بر آن آتش ، فرشتگانی خشن و سختگیر [ گمارده شده ]اند . از آنچه خدا به آنان دستور داده ، سرپیچی نمی کنند و آنچه را که مأمورند ، انجام می دهند » .
.
الحدیثالإمام الصادق علیه السلام :لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآیَهُ : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» جَلَسَ رَجُلٌ مِنَ المُسلِمینَ یَبکی وقالَ : أنا عَجَزتُ عَن نَفسی ، کُلِّفتُ أهلی ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : حَسبُکَ أن تَأمُرَهُم بِما تَأمُرُ بِهِ نَفسَکَ ، وتَنهاهُم عَمّا تَنهی عَنهُ نَفسَک . [۱۲]
الدرّ المنثور عن زید بن أسلم :تَلا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله هذِهِ الآیَهَ : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» فَقالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، کَیف نَقی أهلَنا نارا ؟ قالَ : تَأمُرونَهُم بِما یُحِبُّهُ اللّهُ ، وتَنهَونَهُم عَمّا یَکرَهُ اللّهُ . [۱۳]
الإمام علیّ علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» : عَلِّموهُم وأدِّبوهُم . [۱۴]
عنه علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» : عَلِّموا أنفُسَکُم وأهلیکُمُ الخَیرَ .
منیه المرید :قالَ اللّهُ تَعالی : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» ؛ قالَ عَلِیٌّ علیه السلام وجَماعَهٌ مِنَ المُفَسِّرینَ : مَعناهُ عَلِّموهُم ما یَنجَونَ بِهِ مِنَ النّارِ . [۱۵]
حدیثامام صادق علیه السلام :چون این آیه نازل شد : «ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» ، مردی از مسلمانان ، نشست و گریه کرد و گفت : من از [ حفظ ]خود ناتوانم . اکنون مسئولیت خانواده ام نیز بر عهده ام نهاده شد! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «برای تو همین کافی است که به آنچه خودت را بدان فرمان می دهی ، آنان را نیز فرمان دهی ، و از آنچه که خودت را نهی می کنی ، آنان را نیز از آن نهی کنی» .
الدُّرُّ المنثور به نقل از زید بن اسلم : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این آیه را تلاوت کرد : «خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» . اصحاب گفتند : ای پیامبر خدا ! چگونه خانواده مان را از آتش حفظ کنیم ؟ فرمود : «آنان را به آنچه خدا دوست می دارد ، بخوانید ، و از آنچه خدا ناخوش می دارد ، نهی شان کنید» .
امام علی علیه السلام درباره این گفتار خدای تعالی : «خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» : به آنان علم و ادب بیاموزید .
امام علی علیه السلام درباره این گفتار خدای تعالی : «خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» : به خود و خانواده تان ، خوبی ها را بیاموزید .
مُنْیه المُرید :خداوند متعال فرموده است : «ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» . علی علیه السلام و گروهی از مفسّران گفته اند : معنایش این است که به ایشان بیاموزید آن چه را که به سبب آن ، از آتش ، نجات می یابند .
صحیح مسلم عن أبی هریره :لَمّا اُنزِلَت هذِهِ الآیَهُ : «وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» [۱۶]دَعا رَسولُ اللّهِ قُرَیشا فَاجتَمَعوا ، فَعَمَّ وخَصَّ فَقالَ : یا بَنی کَعبِ بنِ لُؤَیٍّ ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ ، یا بَنی مُرَّهَ بنِ کَعبٍ ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ ، یا بَنی عَبدِ شَمسٍ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ ، یا بَنی عَبدِ مُنافٍ ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ ، یا بَنی هاشِمٍ ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ ، یا بَنی عَبدِ المُطَّلِبِ ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ ، یا فاطِمَهُ ! أنقِذی نَفسَکِ مِنَ النّارِ ، فَإِنّی لا أملِکُ لَکُم مِنَ اللّهِ شَیئا . غَیرَ أنَّ لَکُم رَحِما سَأَبُلُّها بِبَلالِها [۱۷]. [۱۸]
الکافی عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» قال : کَیفَ نَقی أهلَنا ؟ قالَ : تَأمُرونَهُم وتَنهَونَهُم . [۱۹]
کتاب من لا یحضره الفقیه :سُئِلَ الصّادِقُ علیه السلام عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» کَیفَ نَقیهِنَّ ؟ قالَ : تَأمُرونَهُنَّ وتَنهَونَهُنَّ . قیلَ لَهُ : إنّا نَأمُرُهُنَّ ونَنهاهُنَّ فَلا یَقبَلنَ ؟ قالَ : إذا أمَرتُموهُنَّ ونَهَیتُموهُنَّ فَقَد قَضَیتُم ما عَلَیکُم .[۲۰]
الزهد للحسین بن سعید عن أبی بصیر :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن قَولِ اللّهِ تَعالی : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» فَقُلتُ : هذِهِ نَفسی أقیها ، فَکَیفَ أقی أهلی ؟ فَقالَ : تَأمُرُهُم بِما أمَرَهُمُ اللّهُ بِهِ ، وتَنهاهُم عَمّا نَهاهُمُ اللّهُ عَنهُ ، فَإِن أطاعوکَ کُنتَ قَد وَقَیتَهُم ، وإن عَصَوکَ کُنتَ قَد قَضَیتَ ما کانَ عَلَیکَ . [۲۱]
صحیح مسلم به نقل از ابو هریره : چون این آیه فرو فرستاده شد : «و خویشان نزدیکت را هشدار ده ...» ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله قریش را فرا خوانْد و آنان گرد آمدند . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله [ نخست ]آنان را به طور عام و سپس [هر تیره ای از ایشان را] به طور خاص ، مخاطب ساخت و فرمود : «ای فرزندان کعب بن لُؤَیّ! [۲۲] خویشتن را از آتش برهانید . ای فرزندان مرّه بن کعب ! خویشتن را از آتش برهانید . ای فرزندان عبد شمس ! خویشتن را از آتش برهانید . ای فرزندان عبد مناف! خویشتن را از آتش برهانید . ای فرزندان هاشم ! خویشتن را از آتش برهانید . ای فرزندان عبد المطّلب ! خویشتن را از آتش برهانید . ای فاطمه ! خویشتن را از آتش برهان ؛ زیرا از من در برابر خدا برای شما کاری ساخته نیست ، جز آن که شما خویشاوند من هستید و وظیفه خویشاوندی را [ در دنیا ]نسبت به شما انجام خواهم داد .
الکافی به نقل از ابو بصیر ، از امام صادق علیه السلام ، در باره این فرموده خدای عز و جل: «خود و خانواده تان را از آتش ، در امان بدارید ...» : گفت : چگونه خانواده مان را حفظ کنیم ؟ فرمود : «آنان را امر [ به معروف ] و نهی [ از منکر ] کنید» .
کتاب من لا یحضره الفقیه :از امام صادق علیه السلام در باره این فرموده خداوند عز و جل : «خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» ، سؤال شد : چگونه آنان را حفظ کنیم ؟ فرمود : «آنان را امر و نهی کنید» . گفتند : آنها را امر و نهی می کنیم ؛ امّا نمی پذیرند ؟ فرمود : «هر گاه آنان را امر و نهی کردید ، دیگر وظیفه خود را انجام داده اید» .
الزهد ، حسین بن سعید به نقل از ابو بصیر : از امام صادق علیه السلام در باره این گفتار خدای متعال : «خود و خانواده تان را از آتش ، در امان بدارید» پرسیدم و گفتم : خودم را حفظ می کنم ؛ امّا خانواده ام را چگونه حفظ کنم ؟ فرمود : «آنان را به انجام دادن آنچه خدا بدان فرمان داده ، فرمان بده ، و از آنچه خدا از آن نهی فرموده ، نهی کن . اگر از تو اطاعت کردند ، آنان را حفظ کرده ای ، و اگر از تو نافرمانی کردند ، تو وظیفه ات را انجام داده ای» .
العالم علیه السلام لَمّا سُئِلَ عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» : یَأمُرُهُم بِما أمَرَهُمُ اللّهُ ویَنهاهُم عَمّا نَهاهُم ، فَإِن أطاعوا کانَ قَد وَقاهُم ، وإن عَصَوهُ کانَ قَد قَضی ما عَلَیهِ . [۲۳]
الکافی عن سلیمان بن خالد :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إنَّ لی أهلَ بَیتٍ وهُم یَسمَعونَ مِنّی ، أفَأَدعوهُم إلی هذَا الأَمرِ [الإیمانِ] ؟ فَقالَ : نَعَم ، إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یَقولُ فی کِتابِهِ : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ» . [۲۴]
الإمام الصادق علیه السلام :دَخَلَ عَلی أبی علیه السلام رَجُلٌ فَقالَ : رَحِمَکَ اللّهُ اُحَدِّثُ أهلی ؟ قالَ : نَعَم ، إنَّ اللّهَ یَقولُ : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ» وقالَ : «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا» [۲۵] . [۲۶]
۳ / ۳تَربِیَهُ الأَهلِ عَلی أداءِ الصَّلاهِ وإیتاءِ الزَّکاهِالکتاب«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْئلُکَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعَقِبَهُ لِلتَّقْوَی» [۲۷] .
«وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَبِ إِسْمَعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا * وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوهِ وَ الزَّکَوهِ وَ کَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا» .[۲۸]
۳ / ۳ تربیت کردن خانواده ، به گزاردن نماز و پرداخت زکات
امام کاظم علیه السلام در پاسخ به سؤال از این فرموده خداوند عز و جل : «خود و خانواده تان را از آتش ، حفظ کنید» : آنان را به آنچه خداوند فرمان داده ، فرمان می دهد ، و از آنچه خداوند نهی شان کرده ، نهی می کند . پس اگر اطاعت کردند ، آنها را حفظ کرده است ، و اگر نافرمانی اش کردند ، او وظیفه اش را انجام داده است
الکافی به نقل از سلیمان بن خالد : به امام صادق علیه السلام گفتم : خانواده ای دارم که از من حرف شنوی دارند . پس آیا آنها را به این کار ( ایمان ) فرا خوانم ؟ فرمود : «آری . خداوند عز و جل در کتابش می فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانواده تان را از آتشی که سوخت آن ، مردمان و سنگ هایند ، حفظ کنید» » .
امام صادق علیه السلام :مردی ، نزد پدرم آمد و گفت : رحمت خدا بر تو باد ! آیا برای خانواده ام حدیث بگویم؟ فرمود : «آری . خداوند می فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانواده تان را از آتشی که سوخت آن ، مردمان و سنگ هایند ، حفظ کنید» ، و فرموده است : «خانواده خود را به خواندن نماز ، فرمان ده و خود در آن ، پای فشار» .
۳ / ۳تربیت کردن خانواده ، به گزاردن نماز و پرداخت زکاتقرآن« خانواده خود را به خواندن نماز ، فرمان ده ، و خود بر آن پای بفشار . از تو روزی نمی خواهیم . ما به تو روزی می دهیم ، و فرجام [ نیک ] ، از آنِ پرهیزگاران است » .
« و در این کتاب ، از اسماعیل یاد کن ؛ زیرا او درست وعده و فرستاده ای پیامبر بود و خاندان خود را به نماز خواندن و زکات دادن فرمان می داد و همواره نزد پروردگارش پسندیده [ رفتار ] بود » .
الحدیثالإمام علیّ علیه السلام :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مُنصِبا [۲۹] لِنَفسِهِ بَعدَ البُشری لَهُ بِالجَنَّهِ مِن رَبِّهِ ، فَقالَ عَزَّ وجَلَّ : «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا...» الآیَهَ ، فَکانَ یَأمُرُ بِها أهلَهُ ویُصَبِّرُ عَلَیها نَفسَهُ . [۳۰]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :اِرجِعوا إلی أهلیکُم ، فَأَقیموا فیهِم وعَلِّموهُم ومُروهُم . . . وصَلّوا کَما رَأَیتُمونی اُصَلّی ، فَإِذا حَضَرَتِ الصَّلاهُ فَلیُؤَذِّن لَکُم أحَدُکُم وَلیَؤُمُّکُم أکبَرُکُم . [۳۱]
عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَیقَظَ مِنَ اللَّیلِ وأیقَظَ امرَأَتَهُ فَصَلَّیا رَکعَتَینِ جَمیعا ، کُتِبا مِنَ الذّاکِرینَ اللّهَ کَثیرا وَالذّاکِراتِ .[۳۲]
عنه صلی الله علیه و آله :رَحِمَ اللّهُ رَجُلاً قامَ مِنَ اللَّیلِ فَصَلّی ، ثُمَّ أیقَظَ أهلَهُ فَصَلّوا . رَحِمَ اللّهُ امرَأَهً قامَت مِنَ اللَّیلِ فَصَلَّت ، ثُمَّ أیقَظَت زَوجَها فَصَلّی . [۳۳]
الإمام الصادق علیه السلام لَمّا سَأَلَهُ یَعقوبُ بنُ سالِمٍ عَنِ الرَّجُلِ یَقومُ مِن آخِرِ اللَّیلِ فَیَرفَعُ صَوتَهُ بِالقُرآنِ ، فَقالَ : یَنبَغی لِلرَّجُلِ إذا صَلّی فِی اللَّیلِ أن یُسمِعَ أهلَهُ ، لِکَی یَقومَ القائِمُ ویَتَحَرَّکَ المُتَحَرِّکُ . [۳۴]
حدیثامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از آن که از جانب خداوندگارش به او نوید بهشت داده شده بود ، باز [ در نماز و عبادت ] خود را به رنج می افکنْد ؛ چرا که خداوند عز و جلبه او فرموده بود : «خانواده خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن ، پای بفشار ...» . از این رو ، پیامبر صلی الله علیه و آله خانواده اش را به نماز خواندن فرمان می داد و خود نیز بر آن ، پافشاری می کرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نزد خانواده هایتان باز گردید . پس در میانشان بمانید و به آنان علم بیاموزید و فرمانشان بدهید ... و همان گونه که من نماز می خوانم و شما دیده اید ، نماز بخوانید . چون وقت نماز شد ، یکی از شما اذان بگوید و مسن ترینتان ، پیش نماز شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس شب بیدار شود و همسرش را بیدار کند و هر دو با هم ، دو رکعت نماز بگزارند ، در شمار مردان و زنانی نوشته می شوند که خداوند را بسیار یاد می کنند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :رحمت خداوند بر آن مردی که نیمه شب برخیزد و نماز بخواند ! سپس خانواده اش را بیدار کند و آنها نیز نماز بخوانند . رحمت خداوند ، بر آن زنی که نیمه شب برخیزد و نماز بگزارد ! سپس شوهرش را بیدار کند و او نیز نماز بخواند .
امام صادق علیه السلام در پاسخ به پرسش یعقوب بن سالم ، از مردی که آخر شب بر می خیزد و صدایش را به قرآن خواندن بلند می کند ، فرمود : شایسته است که مرد ، هر گاه نماز شب می خوانَد ، صدایش را به گوش خانواده اش برساند ، تا آن که اهل نمازِ شب است ، برخیزد و آن که نیست ، تکانی به خود بدهد .
۳ / ۴دَورُ الصَّلاهِ فِی الخُروجِ مِن مَضایقِ المَعیشَهِالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّبِرِینَ»[۳۵] .
الحدیث مکارم الأخلاق :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إذا أصابَت أهلَهُ خَصاصَهٌ [۳۶] نادی أهلَهُ : یا أهلاه! صَلّوا ، صَلّوا . [۳۷]
المعجم الأوسط عن عبد اللّه بن سلام :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إذا نَزَلَ بِأَهلِهِ الضّیقُ أمَرَهُم بِالصَّلاهِ ، ثُمَّ قَرَأَ : «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا» الآیَهَ . [۳۸]
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ عَلیٌّ علیه السلام إذا هالَهُ شَیءٌ فَزِعَ إلَی الصَّلاهِ ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَهَ : «اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوهِ» [۳۹] .
عنه علیه السلام :ما یَمنَعُ أحَدَکُم إذا دَخَلَ عَلَیهِ غَمٌّ مِن غُمومِ الدُّنیا أن یَتَوَضَّأَ ثُمَّ یَدخُلَ مَسجِدَهُ ویَرکَعَ رَکعَتَینِ فَیدعُوَ اللّهَ فیهِما! أما سَمِعتَ اللّهَ یَقولُ : «اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوهِ» ؟ [۴۰]
۳ / ۴ نقش نماز ، در رهایی از تنگناهای زندگی
۳ / ۴نقش نماز ، در رهایی از تنگناهای زندگیقرآن« ای کسانی که ایمان آورده اید ، از شکیبایی و نماز ، یاری بجویید ؛ زیرا خداوند ، با صابران است » .
حدیثمکارم الأخلاق :پیامبر صلی الله علیه و آله هر گاه خانواده اش دچار فقر و گرسنگی می شدند ، خطاب به آنان صدا می زد : «ای کسان من ! نماز بخوانید . نماز بخوانید» .
المعجم الأوسط به نقل از عبد اللّه بن سلام : پیامبر صلی الله علیه و آله [را عادت چنان بود که ]هر گاه خانواده اش دچار تنگنا می شدند ، به آنان می فرمود که نماز بخوانند . سپس این آیه را می خوانْد : «و خانواده ات را به نماز خواندن ، فرمان ده و خود بر آن ، پای بفشار» .
امام صادق علیه السلام :علی علیه السلام هر گاه چیزی او را می ترسانْد ، به نماز پناه می بُرد . سپس این آیه را تلاوت کرد : «از شکیبایی و نماز ، کمک بجویید» .
امام صادق علیه السلام :چرا هر گاه غمی از غم های دنیا به یکی از شما وارد می شود ، وضو نمی سازد؟ سپس به مسجد برود و دو رکعت نماز بخواند و در آن دو رکعت ، به درگاه خدا دعا کند؟! مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید : «از شکیبایی و نماز ، کمک بجویید » ؟
۳ / ۵دَورُ الدُّعاءِ فِی الخُروجِ مِن مَضایِقِ المَعیشَهِالإمام الصادق علیه السلام :کانَ أبی علیه السلام إذا حَزَنَهُ أمرٌ جَمَعَ النِّساءَ وَالصِّبیانَ ثُمَّ دَعا وأمَّنوا . [۴۱]
عنه علیه السلام :اِتَّخِذ مَسجِدا فی بَیتِکَ ، فَإِذا خِفتَ شَیئا فَالبَس ثَوبَینِ غَلیظَینِ مِن أغلَظِ ثِیابِکَ وصَلِّ فیهِما ، ثُمَّ اجثُ عَلی رُکبَتَیکَ فَاصرُخ إلَی اللّهِ وسَلهُ الجَنَّهَ وتَعَوَّذ بِاللّهِ مِن شَرِّ الَّذی تَخافُهُ ، وإیّاکَ أن یَسمَعَ اللّهُ مِنکَ کَلِمَه بَغیٍ وإن أعجَبَتکَ نَفسُکَ وعَشیرَتُکَ . [۴۲]
۳ / ۶تَأدیبُ الأَهلِ بِالعِلمِ وَالأَدَبِ الصّالِحِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أدِّبوا أولادَکُم عَلی ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبِیِّکُم ، وحُبِّ أهلِ بَیتِهِ ، وعَلی قِراءَهِ القُرآنِ . [۴۳]
الإمام علیّ علیه السلام لِکُمَیلِ بنِ زِیادٍ : یا کُمَیلُ ، مُر أهلَکَ أن یَروحوا فی کَسبِ المَکارِمِ ، ویُدلِجوا [۴۴] فی حاجَهِ مَن هُوَ نائِمٌ . [۴۵]
عنه علیه السلام :مُروا أولادَکُم بِطَلَبِ العِلمِ . [۴۶]
۳ / ۵ نقش دعا ، در رهایی از تنگناهای زندگی
۳ / ۵نقش دعا ، در رهایی از تنگناهای زندگیامام صادق علیه السلام :پدرم ، هر گاه دچار غم و اندوهی می شد ، زنان و کودکان را گرد می آورد و دعا می کرد و آنها آمین می گفتند .
امام صادق علیه السلام :مسجدی ( جایی برای نماز خواندن ) در خانه ات اختصاص بده . پس هر گاه از چیزی ترسیدی ، دو جامه درشت از درشت ترین جامه هایت را بپوش و با آنها نماز بگزار . آن گاه دو زانو بزن و به درگاه خداوند ، زاری کن و بهشت را از او درخواست بنمای و از گزند آنچه از آن می ترسی ، به خداوند پناه ببر . و زنهار که خداوند از تو سخن زوری بشنود ، هر چند آن سخن ، خوشایند خودت و عشیره ات باشد .
۳ / ۶ پروراندن خانواده ، با دانش و تربیت نیکو
۳ / ۶پروراندن خانواده ، با دانش و تربیت نیکوپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندان خود را بر سه خصلتْ تربیت کنید : دوست داشتن پیامبرتان ، دوست داشتن اهل بیت او ، و خواندن قرآن .
امام علی علیه السلام به کمیل به زیاد : ای کمیل ! به خانواده ات فرمان بده که روزها در پی کسب خصلت های والای انسانی بروند ، و شبانگاهان ، در پی رفع نیازهای خُفتگان .
امام علی علیه السلام :فرزندانتان را به علم آموزی وا دارید .
عنه علیه السلام :الأَدَبُ خَیرُ میراثٍ .[۴۷]
الإمام الصادق علیه السلام :لا یَزالُ العَبدُ المُؤمِنُ یورِثُ أهلَ بَیتِهِ العِلمَ وَالأَدَبَ الصّالِحَ حَتّی یُدخِلَهُمُ الجَنَّهَ جَمیعا ؛ حَتّی لا یَفقِدَ مِنهُم صَغیرا ولا کَبیرا ولا خادِما ولا جارا . ولا یَزالُ العَبدُ العاصی یورِثُ أهلَ بَیتِهِ الأَدَبَ السَّیِّئَ حَتّی یُدخِلَهُمُ النّارَ جَمیعا ؛ حَتّی لا یَفقِدَ فیها مِن أهلِ بَیتِهِ صَغیرا ولا کَبیرا ولا خادِما ولا جارا . [۴۸]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما نَحَلَ [۴۹] والِدٌ وَلَدا مِن نُحلٍ أفضلَ مِن أدَبٍ حَسَنٍ . [۵۰]
عنه صلی الله علیه و آله :لَأَن یُؤَدِّبَ الرَّجُلُ وَلَدَهُ ، خَیرٌ مِن أن یَتَصَدَّقَ بِصاعٍ . [۵۱]
عنه صلی الله علیه و آله :أکرِموا أولادَکُم ، وأحسِنوا أدَبَهُم ؛ یُغفَر لَکُم . [۵۲]
امام علی علیه السلام :ادب ، بهترینْ میراث است .
امام صادق علیه السلام :بنده مؤمن ، پیوسته برای خانواده اش دانش و تربیت نیکو به ارث می نهد تا این که همه آنها را وارد بهشت کند ، به طوری که کوچک و بزرگ و خدمتکار و همسایه را در بهشت می یابد ؛ [امّا] بنده گنهکار ، همواره برای خانواده خود ، تربیت بد به ارث می نهد تا این که همه آنها را وارد دوزخ می کند ، به طوری که کوچک و بزرگ از خانواده اش و خدمتکار و همسایه را در آن جا می بیند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ پدری به فرزندش ، هدیه ای بهتر از تربیت نیکو ، پیشکش نکرده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :این که مرد ، فرزندش را تربیت کند ، بهتر از آن است که پیمانه ای صدقه دهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید تا آمرزیده شوید .
الفصل الرابع : رعایه الحقوق۴ / ۱الحَثُّ عَلی رِعایَهِ حُقوقِ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ سائِلٌ کُلَّ راعٍ عَمَّا استَرعاهُ ، أحَفِظَ أم ضَیَّعَ ؟ حَتّی یَسألَ الرَّجُلَ عَن أهلِ بَیتِهِ . [۵۳]
عنه صلی الله علیه و آله :کُلُّکُم راعٍ فَمَسؤولٌ عَن رَعِیَّتِهِ . . . وَالرَّجُلُ راعٍ عَلی أهلِ بَیتِهِ وهُوَ مَسؤولٌ عَنهُم ، وَالمَرأَهُ راعِیَهٌ عَلی بَیتِ بَعلِها ووُلدِهِ وهِیَ مَسؤولَهٌ عَنهُم . [۵۴]
صحیح البخاری عن عبد اللّه بن عمرو :قالَ لِیَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : ألَم اُخبَر أنَّکَ تَقومُ اللَّیلُ وتَصومُ النَّهارَ ؟ قُلتُ : إنّی أفعَلُ ذلِکَ . قالَ : فَإِنَّکَ إذا فَعَلتَ ذلِکَ هَجَمَت [۵۵] عَینُکَ ونَفِهَت [۵۶] نَفسُکَ ، وإنَّ لِنَفسِکَ حَقّا ولِأَهلِکَ حَقّا ، فَصُم وأفطِر ، وقُم ونَم . [۵۷]
فصل چهارم : پاسداشت حقوق
۴ / ۱ تشویق به پاسداشت حقوق خانواده
فصل چهارم : پاسداشت حقوق۴ / ۱تشویق به پاسداشت حقوق خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند از هر سرپرستی ، در باره آنچه تحت سرپرستی اوست ، بازخواست می کند که آیا از آن ، نگهداری کرده یا تباهش ساخته است؟ حتّی از مرد در باره خانواده اش باز خواست می کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر یک از شما که [ به گونه ای ] سرپرست است ، در باره زیردستش بازخواست می شود ... . مرد ، سرپرستِ خانواده خویش است و در باره آنها از او بازخواست می شود . زن نیز سرپرست خانه شوهر خود و فرزندان اوست و در باره آنها از او سؤال خواهد شد .
صحیح البخاری به نقل از عبد اللّه بن عمرو : پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود : «گمان می کنی به من خبر نرسیده است که تو شب ها را به عبادت می گذرانی و روزها را به روزه داری ؟» . گفتم : آری ، چنین می کنم . فرمود : «اگر به این روش ادامه بدهی ، چشمانت گود می افتد و بدنت خسته و رنجور می شود ، در حالی که هم بدنت و هم خانواده ات ، بر [گردن] تو حقّی دارند . پس ، گاهی روزه بگیر و گاهی بخور ، و گاهی شب زنده داری کن و گاهی بخواب» .
الإمام علیّ علیه السلام :کُلُّ امرِئٍ مَسؤولٌ عَمّا مَلَکَت یَمینُهُ وعِیالِهِ . [۵۸]
الکافی بأسانید مختلفه :فِی احتِجاجِ أمیرِالمُؤمِنینَ عَلی عاصِمِ بنِ زِیادٍ حینَ لَبِسَ العَباءَ وتَرَکَ المَلاءَ ، وشَکاهُ أخوهُ الرَّبیعُ بنُ زِیادٍ إلی أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام أنَّهُ قَد غَمَّ أهلَهُ وأحزَنَ وُلدَهُ بِذلِکَ ، فَقالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : عَلَیَّ بِعاصِمِ بنِ زِیادٍ ، فَجیءَ بِهِ ، فَلَمّا رَآهُ عَبَسَ فی وَجهِهِ ، فَقالَ لَهُ : أما استَحیَیتَ مِن أهلِکَ ؟ أما رَحِمتَ وُلدَکَ ؟ أتَری اللّهَ أحَلَّ لَکَ الطَّیِّباتِ وهُوَ یَکرَهُ أخذَکَ مِنها ؟ أنتَ أهوَنُ عَلَی اللّهِ مِن ذلِکَ ، أوَ لَیسَ اللّهُ یَقولُ : «وَ الْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ * فِیهَا فَکِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَکْمَامِ» [۵۹] ؟ أوَ لَیسَ اللّهُ یَقولُ : «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ * بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا یَبْغِیَانِ» إلی قَولِهِ : «یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ» [۶۰] ؟ فَبِاللّهِ ! لَابتِذالُ نِعَمِ اللّهِ بِالفِعالِ أحَبُّ إلَیهِ مِنِ ابتِذالِهِ لَها بِالمَقالِ ، وقَد قالَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ : «وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» [۶۱]. فَقالَ عاصِمٌ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ فَعَلی مَا اقتَصَرتَ فی مَطعَمِکَ عَلَی الجُشوبَهِ وفی مَلبَسِکَ عَلَی الخُشونَهِ ؟! فَقالَ : وَیحَکَ ، إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ فَرَضَ عَلی أئِمَّهِ العَدلِ أن یُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَهِ النّاسِ کی لا یَتَبَیَّغَ [۶۲] بِالفَقیرِ فَقرُهُ . فَأَلقی عاصِمُ بنُ زِیادٍ العَباءَ ولَبِسَ المَلاءَ . [۶۳]
امام علی علیه السلام :هر مردی ، نسبت به بندگان خود و خانواده اش ، بازخواست خواهد شد .
الکافی با أسناد گوناگون : در اعتراض امیر مؤمنان علیه السلام به عاصم بن زیاد که جامه های نرم و لطیف را رها کرده ، پشمینه پوشیده بود ، و برادرش ربیع بن زیاد از او نزد امیر مؤمنان علیه السلام شکایت کرد که وی با این کار ، همسر خود را ناراحت و فرزندانش را اندوهگین ساخته است . امیر مؤمنان علیه السلام فرمود : «عاصم بن زیاد را نزد من بیاورید» . او را نزد ایشان آوردند . چون امام علیه السلام ، او را دید ، چهره در هم کشید و به او فرمود : «از همسرت خجالت نکشیدی؟ به فرزندانت رحم نکردی؟ آیا خیال می کنی که خداوند ، چیزهای حلال و پاکیزه را بر تو روا داشته ، با این حال ، دوست ندارد که از آنها استفاده کنی ؟ تو در نزد خداوند ، کوچک تر از آنی [ که بخواهد با تو چنین کند ] . مگر نه این که خداوند می فرماید : «و زمین را برای مردمان قرار داد که در آن ، میوه و خرمابن ها ، با خوشه های غلاف دار است» ؟ و مگر نه این که می فرماید : « دو دریا را روان کرد که با هم برخورد کنند . میان آن دو ، حدّ فاصلی است که به هم تجاوز نکنند» ، تا آیه «از هر دو دریا ، مروارید و مرجان برآید» ؟ پس به خداوند سوگند که بهره برداری عملی از نعمت های خداوند ، نزد او محبوب تر از بیان آنها در گفتار است . خداوند عز و جل فرموده است : «و نعمت پروردگارت را باز گو کن» » . عاصم گفت : ای امیر مؤمنان ! پس چرا شما ، خود ، به خوراکِ درشت و جامه زِبْر ، بسنده کرده ای ؟! فرمود : «وای بر تو ! خداوند عز و جل بر پیشوایان عدالت ، واجب ساخته است که خود را با مردمان تهی دست ، برابر دارند تا تهی دست را تهی دستیِ او برنیاشوبد» . پس ، عاصم بن زیاد ، پشمینه اش را درآورد و جامه نرم پوشید .
۴ / ۲التَّحذیرُ مِن تَضییعِ حُقوقِ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیَّعَ مَن یَعولُ [۶۴]. [۶۵]
المستدرک علی الصحیحین عن جابر الخیوانی :کُنتُ عِندَ عَبدِ اللّهِ بنِ عَمروٍ فَقَدِمَ عَلَیهِ قَهرَمانٌ [۶۶] مِنَ الشّامِ وقَد بَقِیَت لَیلَتانِ مِن رَمَضانَ ، فَقالَ لَهُ عَبدُ اللّهِ : هَل تَرَکتَ عِندَ أهلی ما یَکفیهِم ؟ قالَ : قَد تَرَکتُ عِندَهُم نَفَقَهً . فَقالَ عَبدُ اللّهِ : عَزَمتُ عَلَیکَ لَمّا رَجَعتَ فَتَرَکتَ لَهُم ما یَکفیهِم ، فَإِنّی سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ : کَفی بِالمَرءِ إثما أن یُضَیِّعَ مَن یَعولُ . [۶۷]
الکافی عن جابر بن عبد اللّه عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ألا اُخبِرُکُم بِشِرارِ رِجالِکُم ؟ قُلنا : بَلی یا رَسولَ اللّهِ ، فَقالَ : إنَّ مِن شِرارِ رِجالِکُمُ البَهّاتَ [۶۸] الجَریءَ الفَحّاشَ ، الآکِلَ وَحدَهُ ، وَالمانِعَ رِفدَهُ [۶۹] وَالضارِبَ عَبدَهُ ، وَالمُلجِئَ عِیالَهُ إلی غَیرِهِ . [۷۰]
۴ / ۲ نهی از پایمال کردنِ حقوق خانواده
۴ / ۲نهی از پایمال کردنِ حقوق خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ملعون است ، ملعون است کسی که خانواده اش را وامی گذارد .
المستدرک علی الصحیحین به نقل از جابر خیوانی : دو شب مانده از ماه رمضان ، نزد عبد اللّه بن عمرو بودم که پیشکاری از شام ، نزد او آمد . عبد اللّه به او گفت : آیا برای خانواده ام به اندازه کافی ، خرجی گذاشته ای ؟ پیشکار گفت : مقداری خرجی برایشان گذاشتم . عبد اللّه گفت : سوگندت می دهم که چون بازگشتی ، خرجیِ کافی برایشان بگذاری ؛ زیرا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود : «مرد را همین گناه بس که در حقّ خانواده اش ، کوتاهی ورزد» .
الکافی به نقل از جابر بن عبد اللّه ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : آیا شما را از بدترین مردانتان خبر ندهم ؟ گفتیم : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «بدترین مردانِ شما کسانی هستند که به مردم ، پیوسته تهمت می زنند ، گستاخ اند ، بدزبان اند ، تنها خورند ، دستِ بخشنده ندارند ، بنده خود را می زنند ، و خانواده شان را [ برای تأمین معاش ] ، محتاج دیگران می کنند» .
۴ / ۳الحُقوقُ المُتَبادَلَهُ بَینَ الزَّوجَینِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ألا إنَّ لَکُم عَلی نِسائِکُم حَقّا ، ولِنِسائِکُم عَلَیکُم حَقّا ، فَأَمّا حَقُّکُم عَلی نِسائِکُم فَلا یوطِئنَ فُرُشَکُم مَن تَکرَهونَ ، ولا یَأذَنَّ فی بُیوتِکُم لِمَن تَکرَهونَ ، ألا وحَقُّهُنَّ عَلَیکُم أن تُحسِنوا إلَیهِنَّ فی کِسوَتِهِنَّ وطَعامِهِنَّ .[۷۱]
عنه صلی الله علیه و آله : أیُّهَا النّاسُ ! إنَّ النِّساءَ عِندَکُم عَوانٍ [۷۲] ، لا یَملِکنَ لِأَنفُسِهِنَّ ضَرّا ولا نَفعا ، أخَذتُموهُنَّ بِأَمانَهِ اللّهِ ، وَاستَحلَلتُم فُروجَهُنَّ بِکَلِماتِ اللّهِ ، فَلَکُم عَلَیهِنَّ حَقٌّ ولَهُنَّ عَلَیکُم حَقٌّ ، ومِن حَقِّکُم عَلَیهِنَّ أن لا یوطِئنَ فُرُشَکُم ، ولا یَعصینَکُم فی مَعروفٍ ، فَإِذا فَعَلنَ ذلِکَ فَلَهُنَّ رِزقُهُنَّ وکِسوَتُهُنَّ بِالمَعروفِ ، ولا تَضرِبوهُنَّ . [۷۳] ۴۲۹ . مکارم الأخلاق :عنه صلی الله علیه و آله : أیُّهَا النّاسُ ! إنَّ النِّساءَ عِندَکُم عَوانٍ [۷۴] ، لا یَملِکنَ لِأَنفُسِهِنَّ ضَرّا ولا نَفعا ، أخَذتُموهُنَّ بِأَمانَهِ اللّهِ ، وَاستَحلَلتُم فُروجَهُنَّ بِکَلِماتِ اللّهِ ، فَلَکُم عَلَیهِنَّ حَقٌّ ولَهُنَّ عَلَیکُم حَقٌّ ، ومِن حَقِّکُم عَلَیهِنَّ أن لا یوطِئنَ فُرُشَکُم ، ولا یَعصینَکُم فی مَعروفٍ ، فَإِذا فَعَلنَ ذلِکَ فَلَهُنَّ رِزقُهُنَّ وکِسوَتُهُنَّ بِالمَعروفِ ، ولا تَضرِبوهُنَّ . [۷۵] ۴۲۹ . مکارم الأخلاق : قالَت خَولَهُ لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنّی أتَعَطَّرُ لِزَوجی کَأَنّی عَروسٌ اُزَفُّ إلَیهِ فَآتیهِ فی لِحافِهِ فَیُوَلّی عَنّی ، ثُمَّ آتیهِ مِن قِبَلِ وَجهِهِ فَیُوَلّی عَنّی ، فَأَراهُ قَد أبغَضَنی یا رَسولَ اللّهِ ، فَماذا تَأمُرُنی ؟ قالَ : اِتَّقِی اللّهَ وأطیعی زَوجَکِ . قالَت : فَما حَقّی عَلَیهِ ؟ قالَ : حَقُّکِ عَلَیهِ أن یُطعِمَکِ مِمّا یَأکُلُ ، ویَکسوکِ مِمّا یِلبَسُ ، ولایَلطِمُ ولا یَصیحُ فی وَجهِکِ . قالَت : فَما حَقُّهُ عَلَیَّ ؟ قالَ : حَقُّهُ عَلَیکِ أن لا تَخرجی مِن بَیتِهِ إلّا بِإِذنِهِ ، ولا تَصومی تَطَوُّعا إلّا بِإِذنِهِ ، ولا تَتَصَدَّقی مِن بَیتِهِ إلّا بِإِذنِهِ ، وإن دَعاکِ عَلی ظَهرِ قَتَبٍ ۶ تُجیبیهِ .
۴ / ۳ حقوق دوجانبه زن و شوهر
۴ / ۳حقوق دوجانبه زن و شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آگاه باشید که شما را بر زنانتان حقّی است ، و زنانتان را بر شما حقّی . پس ، حقّ شما بر زنانتان این است که کسانی را که خوش نمی دارید ، بر فرش شما راه ندهند ، و به کسانی که خوش نمی دارید ، اجازه ورود به خانه هایتان ندهند . و حقّ آنان بر شما این است که جامه و خوراک نیکو برایشان تهیه کنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای مردم ! زنان ، نزد شما اسیرند . اختیارِ سود و زیانی برای خویش ندارند . آنان را به عنوان امانتِ خداوند گرفته اید ، و با کلمات خداوند ، بر خویشتن حلال کرده اید . پس ، شما را بر آنان و آنان را نیز بر شما حقّی است . از جمله حقوق شما بر ایشان ، این است که بیگانه را به فرش شما راه ندهند ، و در کارهای نیک ، از شما نافرمانی نکنند . پس ، هر گاه چنین کردند ، وظیفه شماست که خوراک و پوشاک آنان را به خوبی تأمین کنید و آنها را کتک نزنید .
مکارم الأخلاق :خَوله ، به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گفت : من ، خود را برای شوهرم همانند عروسی که به خانه اش می برند ، معطّر می سازم و به بسترش می روم ؛ ولی او به من پشت می کند . آن گاه به مقابل او می روم ؛ ولی باز هم به من پشت می کند ، به طوری که فکر می کنم از من نفرت دارد . ای پیامبر خدا ! می فرمایید چه کنم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «پروای خداوند ، در پیش گیر و از شوهرت اطاعت کن» . خوله گفت : پس ، حقّ من بر او چیست؟ فرمود : «حقّ تو بر او ، این است که از آنچه خودش می خورَد و می پوشد ، به تو نیز بخورانَد و بپوشاند ، و به روی تو سیلی نزند و فریاد نکشد» . خوله گفت : و حقّ او بر من چیست؟ فرمود : «حقّ او بر تو ، این است که از خانه اش جز با اجازه او بیرون نروی ، و جز با اجازه او روزه مستحبّی نگیری ، و از [اموال] خانه اش جز با اجازه او صدقه ندهی ، و اگر [ حتّی] بر پشت پالان [چهار پا] سوار بودی و تو را خواست ، اجابتش کنی» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أوَّلُ مَن یَختَصِمُ یَومَ القِیامَهِ الرَّجُلُ وَامرَأَتُهُ ، وَاللّهِ ما یَتَکَلَّمُ لِسانُها ولکِن یَداها ورِجلاها یَشهَدانِ عَلَیها بِما کانَت تُغَیِّبُ لِزَوجِها ، وتَشهَدُ یَداهُ ورِجلاهُ بِما کانَ یولیها . [۷۶]
۴ / ۴حُقوقُ الزَّوجَهِ عَلَی الزَّوجِمستدرک الوسائل فی حَدیثِ الحَولاءِ : ... قالَت : فَما لِلنِّساءِ عَلَی الرِّجالِ ؟ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أخبَرَنی أخی جَبرَئیلُ ولَم یَزَل یُوصینی بِالنِّساءِ حَتّی ظَنَنتُ ألّا یَحِلَّ لِزَوجِها أن یَقولَ لَها : اُفٍّ یا مُحَمَّدُ ، اِتَّقُوا اللّهَ عَزَّ وجَلَّ فِی النِّساءِ ، فَإِنَّهُنَّ عَوانٌ بَینَ أیدیکُم ، أخَذتُموهُنَّ عَلی أماناتِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مَا استَحلَلتُم مِن فُروجِهِنَّ بِکَلِمَهِ اللّهِ وکِتابِهِ مِن فَریضَهٍ وسُنَّهٍ وشَریعَهِ مُحَمَّدِ بنِ عَبدِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَإِنَّ لَهُنَّ عَلَیکُم حَقّا واجِبا لِمَا استَحلَلتُم مِن أجسامِهِنَّ ، وبِما واصَلتُم مِن أبدانِهِنَّ ، ویَحمِلنَ أولادَکُم فی أحشائِهِنَّ ، حَتّی أخَذَهُنَّ الطَّلقُ مِن ذلِکَ ، فَأَشفِقوا عَلَیهِنَّ ، وطَیِّبوا قُلوبَهُنَّ حَتّی یَقِفنَ مَعَکُم ، ولا تَکرَهُوا النِّساءَ ولا تَسخَطوا بِهِنَّ ، ولا تَأخُذوا مِمّا آتَیتُموهُنَّ شَیئا إلّا بِرِضاهُنَّ وإذنِهِنَّ .[۷۷]
۴ / ۴ حقوق زن بر شوهر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نخستین کسانی که در روز قیامت ، مرافعه می کنند ، مرد و همسر اوست . به خدا سوگند که [ در آن هنگام ] ، زبان زنش سخن نمی گوید ؛ بلکه دست ها و پاهای او از کارهایی که در غیاب شوهرش کرده اند ، علیه او شهادت می دهند، ودست ها وپاهای مرد نیز از آنچه در حقّ زن کرده اند، گواهی می دهند.
۴ / ۴حقوق زن بر شوهرمستدرک الوسائل در ضمن حدیث حولاء : ... حولاء گفت : پس حقّ زنان بر مردان چیست؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «برادرم جبرئیل علیه السلام که پیوسته مرا درباره زنان سفارش می کرد ، چندان که گمان بردم شوهر ، حق ندارد حتّی به زن «اُف» بگوید به من خبر داد که : ای محمّد ! از خداوند عز و جل بترسید و با زنانْ مهربان باشید ؛ زیرا آنان نزد شما اسیرند . آنان را از خداوند عز و جل به امانت گرفته اید و به فرمان خدا و کتاب او ، به عنوان یک وظیفه و سنّت و شریعت محمّد بن عبد اللّه ، بر خود حلال کرده اید . پس ، بدان سبب که جسم آنان را حلال خود ساخته اید ، و با بدن هایشان تماس برقرار می سازید ، و فرزندان شما را در شکم خود حمل می کنند ، چندان که درد زایمان آنها را می گیرد [ ایشان را بر شما حقّی است ] . پس با آنان مهربان باشید و دل هایشان را خوش سازید تا با شما بمانند . زنان را ناخوش مدارید و ناراحتشان نگردانید ، و از آنچه به ایشان داده اید ، جز با رضایت و اجازه آنان ، چیزی بر ندارید .
الإمام زین العابدین علیه السلام فی رِسالَتِهِ المَعروفَهِ بِرِسالَهِ الحُقوقِ : أمّا حَقُّ الزَّوجَهِ فَأَن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا واُنسا ، فَتَعلَمَ أنَّ ذلِکَ نِعمَهٌ مِنَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَلیکَ ، فَتُکرِمَها وتَرفُقَ بِها ، وإن کانَ حَقُّکَ عَلیها أوجَبَ ، فَإِنَّ لَها عَلَیکَ أن تَرحَمَها لِأَنّها أسیرُک ، وتُطعِمَها وتَکسُوَها ، وإذا جَهِلَت عَفَوتَ عَنها . [۷۸]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی رِسالَتِهِ المَعروفَهِ بِرِسالَهِ الحُقوقِ : وأمّا حَقُّ رَعِیَّتِکَ بِمِلکِ النِّکاحِ ، فَأَن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ جَعَلَها سَکَنا ومُستَراحا واُنسا وواقِیَهً ، وکَذلِکَ کُلُّ واحِدٍ مِنکُما یَجِبُ أن یَحمَدَ اللّهَ عَلی صاحِبِهِ ، ویَعلَمَ أنَّ ذلِکَ نِعمَهٌ مِنهُ عَلَیهِ ، ووَجَبَ أن یُحسِنَ صُحبَهَ نِعمَهِ اللّهِ ویُکرِمَها ویَرفُقَ بِها ، وإن کان حَقُّکَ عَلَیها أغلَظَ وطاعَتُکَ بِها ألزَمَ فیما أحبَبتَ وکَرِهتَ ما لَم تَکُن مَعصِیَهً ، فَإِنَّ لَها حَقَّ الرَّحمَهِ وَالمُؤانَسَهِ ، ومَوضِعَ السُّکونِ إلَیها قَضاءَ اللَّذَّهِ الَّتی لابُدَّ مِن قَضائِها ، وذلِکَ عَظیمٌ .[۷۹]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فی مَنزلِهِ وعِیالِهِ إلی ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها وإن لَم یَکُن فی طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَهٍ جَمیلَهٍ ، وسَعَهٍ بِتَقدیرٍ ، وغَیرَهٍ بِتَحَصُّنٍ . [۸۰]
امام زین العابدین علیه السلام در رساله خود معروف به رساله حقوق : حقّ زنت ، این است که بدانی خداوند عز و جل او را مایه آرامش و همدلی تو قرار داده است . پس باید بدانی که این ، لطف و نعمتی است از سوی خدای عز و جل به تو ، تا این که او را گرامی بداری و با وی نرم خو باشی ، هر چند حقّ تو بر او ، واجب تر است . پس ، حقّ او بر تو ، این است که با وی مهربان باشی ؛ زیرا او اسیرِ دست توست . باید او را خوراک و پوشاک بدهی ، و هر گاه نادانی کرد ، از او در گذری .
امام زین العابدین علیه السلام در رساله خود معروف به رساله حقوق : حقّ همسرت ، این است که بدانی خداوند ، او را مایه آرامش و آسایش و همدمی و نگهداری تو قرار داده است . همچنین هر یک از شما دو تن (زن و شوهر) ، باید به خاطر دیگری ، خدا را سپاس بگوید و او را لطف و نعمت خداوند ، نسبت به خود بداند ، و باید با نعمت خداوند ، خوش رفتاری کند و آن را گرامی بدارد و با وی مدارا نماید . اگر چه حقّ تو بر زنت ، قوی تر و اطاعت او از تو در آنچه خوش و ناخوش می داری آن جا که گناه نباشد ، بر وی لازم تر است ، ولی او را هم بر تو ، حقّ مهربانی و همدمی و آرامش یافتن با او ، از رهگذر کامجویی است که از آن ، گریزی نیست ، و این ، خود ، حقّ بزرگی است .
امام صادق علیه السلام :مرد ، در [ اداره ] منزل و خانواده اش ، به سه خصلتْ نیاز دارد که باید آنها را به کار گیرد ، اگر چه در سرشت او نباشد : خوش رفتاری ، گشاده دستیِ به اندازه ، و غیرت و ناموسداری .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :حَقُّ المَرأَهِ عَلی زَوجِها أن یَسُدَّ جَوعَتَها ، وأن یَستُرَ عَورَتَها ، ولا یُقَبِّحَ لَها وَجها ، فَإِذا فَعَلَ ذلِکَ فَقَد أدّی وَاللّهِ حَقَّها . [۸۱]
الکافی عن شهاب بن عبد ربّه :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ما حَقُّ المَرأَهِ عَلی زَوجِها ؟ قالَ : یَسُدُّ جَوعَتَها ، ویَستُرُ عَورَتَها ، ولا یُقَبِّحُ لَها وَجها ، فَإِذا فَعَلَ ذلِکَ فَقَد وَاللّهِ أدّی حَقَّها . قُلتُ : فَالدُّهنُ ؟ قالَ : غِبّا [۸۲] ؛ یَومٌ ویَومٌ لا . قُلتُ : فَاللَّحمُ ؟ قالَ : فی کُلِّ ثَلاثَهٍ ، فَیَکونُ فِی الشَّهرِ عَشرُ مَرّاتٍ لا أکثَرَ مِن ذلِکَ . قُلتُ : فَالصِّبغُ [۸۳] ؟ قالَ وَالصِّبغُ فی کُلِّ سِتَّهِ أشهُرٍ ، ویَکسوها فی کُلِّ سَنَهٍ أربَعَهَ أثوابٍ ؛ ثَوبَینِ لِلشِّتاءِ وثَوبَینِ لِلصَّیفِ . ولا یَنبَغی أن یُفقِرَ بَیتَهُ مِن ثَلاثَهِ أشیاءَ : دُهنِ الرَّأسِ ، وَالخَلِّ ، وَالزَّیتِ . ویَقوتُهُنَّ بِالمُدِّ ، فَإِنّی أقوتُ بِهِ نَفسی وعِیالی ، وَلیُقَدِّر لِکُلِّ إنسانٍ مِنهُم قوتَهُ ، فَإِن شاءَ أکَلَهُ ، وإن شاءَ وَهَبَهُ ، وإن شاءَ تَصَدَّقَ بِهِ . ولا تَکونُ فاکِهَهٌ عامَّهٌ إلّا أطعَمَ عِیالَهُ مِنها ، ولا یَدَع أن یَکونَ لِلعیدِ عِندَهُم فَضلٌ فِی الطَّعامِ أن یُسَنِّیَ [۸۴] مِن ذلِکَ شَیئا لا یُسنّی لَهُم فی سائِرِ الأَیّامِ . [۸۵]
سنن أبی داوود عن معاویه القشیری :قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، ما حَقُّ زَوجَهِ أحَدِنا عَلَیهِ ؟ قال : أن تُطعِمَها إذا طَعِمتَ ، وتَکسُوَها إذَا اکتَسَیتَ أو «اکتَسَبتَ» ولا تَضرِبِ الوَجهَ ، ولا تُقَبِّح . [۸۶]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حقّ زن بر شوهرش ، این است که گرسنگی اش را بزداید و برهنگی اش را بپوشاند ، و به رویش اخم نکند . هر گاه چنین کند ، به خدا سوگند که حقّ او را گزارده است .
الکافی به نقل از شهاب بن عبد ربّه : به امام صادق علیه السلام گفتم : حقّ زن بر شوهرش چیست؟ فرمود : «خوراک و پوشاک او را تأمین کند ، و بر او ، چهره درهم نکِشد . پس ، هر گاه این کارها را انجام داد ، به خدا سوگند که حقّ او را به جا آورده است» . گفتم : پس ، روغن چه؟ فرمود : «یک روز در میان [ تأمین کند ]» . گفتم : گوشت ؟ فرمود : «در هر سه روز ، که در ماه ، ده نوبت می شود ، و بیش از این ، نه» . گفتم : رنگ ۱ ؟ فرمود : «رنگ ، در هر شش ماه یک بار . سالی چهار دست لباس نیز بر او بپوشاند : دو لباس برای زمستان و دو لباس برای تابستان . نباید خانه اش را از سه چیز ، خالی بگذارد : روغنِ سر ، سرکه و روغن خوراکی . خوراک آنان را باید به مُدّ تعیین کند ؛ زیرا من خوراک خودم و خانواده ام را به آن تعیین می کنم . خوراکِ هر فردی از خانواده اش را معیّن کند ، که اگر خواست بخورد ، اگر خواست ببخشد ، و اگر خواست آن را صدقه بدهد . از میوه های رایج (موسمی) نیز به خانواده اش بخورانَد ، و در ایّام عید ، از خوراکی هایی که در دیگر ایّام برایشان فراهم نمی آورد ، بیشتر برای آنان تهیه کند» .
سنن ابی داوود به نقل از معاویه قشیری : گفتم : ای پیامبر خدا ! حقّ همسر هر یک از ما ، بر دیگری چیست؟ فرمود : «این که هر گاه خودت خوردی ، به او نیز بخورانی و هر گاه خودت پوشیدی ، به او نیز بپوشانی ، (۱) و به او سیلی نزنی و رویت را در هم نکشی» .
۱- .در نقلی «اذا اکتسبت» آمده یعنی هنگامی که مالی به دست آوری ، ولی نقل اول درست تر به نظر می رسد .
الإمام الصادق علیه السلام :لا غِنی بِالزَّوجِ عَن ثَلاثَهِ أشیاءَ فیما بَینَهُ وبَینَ زَوجَتِهِ ؛ وهِیَ المُوافَقَهُ لِیَجتَلِبَ بِها مُوافَقَتَها ومَحَبَّتَها وهَواها ، وحُسنُ خُلُقِهِ مَعَها ، وَاستِعمالُهُ استِمالَهَ قَلبِها بِالهَیئَهِ الحَسَنَهِ فی عَینِها ، وتَوسِعَتُهُ عَلَیها . [۸۷]
الکافی عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ما حَقُّ المَرأَهِ عَلی زَوجِها الَّذی إذا فَعَلَهُ کانَ مُحسِنا ؟ قالَ : یُشبِعُها ویَکسوها ، وإن جَهِلَت غَفَرَ لَها . وقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : کانَتِ امرَأَهٌ عِندَ أبی علیه السلام تُؤذیهِ فَیَغفِرُ لَها . [۸۸]
مسند الشامیّین عَن أنَسِ بنِ مالِکٍ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله :أنَّهُ کانَ إذا قامَ مِنَ اللَّیلِ یَقتَرِئُ ، زَمزَمَ قِراءَتَهُ إلّا أنَّهُ یُفهِمُنا الآیَهَ بَعدَ الآیَهِ ، قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، ألا تَرفَعُ صَوتَکَ بِالقُرآنِ ؟ قالَ : أکرَهُ أن اُوذِیَ بِهِ رَفیقی وأهلَ بَیتی . [۸۹]
۴ / ۵حَقوقُ الزَّوجِ عَلَی الزَّوجَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی خَبَرِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، لِلرَّجُلِ عَلَی المَرأَهِ أن تَلزَمَ بَیتَهُ ، وتَوَدَّدَهُ وتُحِبَّهُ وتُشفِقَهُ ، وتَجتَنِبَ سَخَطَهُ وتَتَّبِعَ مَرضاتَهُ ، وتوفی بِعَهدِهِ ووَعدِهِ ، وتَتَّقی صَولاتِهِ ، ولا تُشرِکَ مَعَهُ أحَدا فی أولادِهِ ، ولا تُهینَهُ ولا تُشقِیَهُ ، ولا تَخونَهُ ... فَإِذا فَعَلَت ذلِکَ کانَت یَومَ القِیامَهِ عَذراءَ بِوَجهٍ مُنیرٍ ، فَإِن کانَ زَوجُها مُؤمِنا صالِحا فَهِیَ زَوجَتُهُ ، وإن لَم یَکُن مُؤمِنا تَزَوَّجَها رَجُلٌ مِنَ الشُّهَداءِ . ولا تَطَیَّبی وزَوجُکِ غائِبٌ . [۹۰]
۴ / ۵ حقوق شوهر بر همسرش
امام صادق علیه السلام :شوهر ، در رابطه با همسرش ، از سه چیز ، بی نیاز نیست : سازگاری با او ، تا بدین وسیله ، سازگاری و محبّت و عشق او را به خود جلب کند ؛ خوش خویی با او ، و دلبری از او ، با آراستن خود در چشم وی ؛ و فراهم آوردن گشایش در زندگی او .
الکافی به نقل از اسحاق بن عمّار : به امام صادق علیه السلام گفتم : حقّ زن بر شوهرش چیست ؟ حقّی که هر گاه آن را انجام دهد ، نیکو کار است ؟ فرمود : «خوراک و پوشاک او را فراهم آورد ، و اگر نادانی کرد ، او را ببخشاید» . امام صادق علیه السلام در ادامه فرمود : «پدرم ، زنی داشت که ایشان را اذیت می کرد ؛ ولی از او در می گذشت» .
مسند الشامیّین به نقل از اَنَس بن مالک : پیامبر صلی الله علیه و آله شب هنگام که [ برای نماز و عبادت ] بر می خاست ، قرآن را زیر لب ، زمزمه می کرد ؛ امّا همین اندازه می فهمیدیم که آیه ای را تمام و آیه ای دیگر را شروع کرده است . گفتم : ای پیامبر خدا ! چرا قرآن را با صدای بلند نمی خوانید ؟ فرمود : «دوست ندارم با این کار ، رفیقم و خانواده ام را اذیت کنم» .
۴ / ۵حقوق شوهر بر همسرشپیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خبر حَولاء : ای حولاء ! مرد را بر همسرش ، این حق است که ملازم خانه اش باشد و به او ، محبّت و عشق و شفقت بورزد . از به خشم آوردن او دوری کند و در پیِ به دست آوردن خشنودی او باشد . به عهد و وعده اش با او وفا کند . از عصبانیت او بپرهیزد . کسی را در فرزندانش با وی شریک نگردانَد . به او اهانت نکند و رَنجَش ندهد ... پس اگر این کارها را انجام دهد ، در روز قیامت ، دوشیزه ای ماه روی می شود . پس چنانچه شوهرش ، مردی مؤمن و درستکار بوده ، همسر او می شود ، و اگر مؤمن نبوده ، مردی از شهیدان ، او را به همسری می گیرد . و [ دیگر حق ، این است که ] در غیاب شوهرت ، خود را معطّر نساز .
عنه صلی الله علیه و آله :حَقُّ الزَّوجِ عَلَی الزَّوجَهِ ألّا تَهجُرَ فِراشَهُ ، وأن تَبَرَّ قَسَمَهُ ، وأن تُطیعَ أمرَهُ ، وألّا تَخرُجَ إلّا بِإِذنِهِ ، وألّا تُدخِلَ عَلَیهِ مَن یَکرَهُ . [۹۱]
عنه صلی الله علیه و آله :لا یَحِلُّ لِامرَأَهٍ تُؤمِنُ بِاللّهِ وَالیَومِ الآخِرِ ، أن تَأذَنَ فی بَیتِ زَوجِها وهُوَ کارِهٌ ، ولا تَخرُجَ وهُوَ کارِهٌ ، ولا تُطیعَ فیهِ أحَدا ، ولا تُخشِنَ بِصَدرِهِ ، ولا تَعتَزِلَ فِراشَهُ ، ولا تَصرِمَهُ [۹۲]، فَإِن کانَ هُوَ أظلَمَ مِنها فَلتَأتِهِ حَتّی تُرضِیَهُ ، فَإِن کانَ هُوَ قَبِلَ مِنها فَبِها ونِعمَت ، وقَبِلَ اللّهُ عُذرَها وأفلَجَ حُجَّتَها ولا إثمَ عَلَیها ، وإن هُوَ أبی أن یَرضی عَنها فَقَد أبلَغَت عِندَ اللّهِ عُذرَها . [۹۳]
عنه صلی الله علیه و آله فی خَبَرَ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، إنَّ المَرأَهَ یَجِبُ عَلَیها أن تُرضِیَ زَوجَها إذا غَضِبَ عَلَیها ، ولا یَحِلُّ لَها أن تَنظُرَ إلی وَجهِهِ نَظرَهً مُغضَبَهً ... وإن سَخِطَ عَلَیها فَقَد سَخِطَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ عَلَیها . [۹۴]
الإمام الباقر علیه السلام :خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَومَ النَّحرِ إلی ظَهرِ المَدینَهِ عَلی جَمَلٍ عارِی الجِسمِ ، فَمَرَّ بِالنِّساءِ فَوَقَفَ عَلَیهِنَّ ، ثُمَّ قالَ : یا مَعاشِرَ النِّساءِ ! تَصَدَّقنَ وأطِعنَ أزواجَکُنَّ . [۹۵]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حقّ شوهر بر همسرش ، این است که بسترش را ترک نکند ، سوگندش را قبول کند ، از فرمانش اطاعت کند ، جز با اجازه او از خانه ، بیرون نرود ، و کسی را که شوهرش خوش نمی دارد ، به خانه اش راه ندهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : که به خدا و روز قیامتْ ایمان دارد بر هیچ زنی ، روا نیست که بر خلاف میل و رضایت شوهرش ، کسی را به خانه راه بدهد . بی رضایت شوهر ، نباید از خانه بیرون برود . در باره او از احدی پیروی نکند . سینه اش را مالامال درد نکند . از بسترش کناره نگیرد ، و با او قطع رابطه نکند . اگر شوهرش از او ستمی دیده ، نزد او برود تا این که رضایتش را به دست بیاورد . اگر از او پذیرفت ، چه بهتر . خدا نیز عذرش را می پذیرد و دلیلش را قانع کننده می سازد و دیگر گناهی بر وی نخواهد بود ؛ امّا اگر شوهرش قبول نکرد که از وی راضی شود ، آن زن ، نزد خداوند ، معذور است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خبر حَولاء : ای حولاء! زن ، موظّف است که هر گاه شوهرش از او در خشم شد ، او را خشنود بگرداند ، و حق ندارد به چهره او نگاه خشم آلود بیندازد ... البته اگر شوهرش همچنان از او ناراضی بود، خداوند عز و جل هم از او ناراضی است .
امام باقر علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روز [ عید ] قربان ، سوار بر شتر نرِ برهنه ای ، راهیِ پشت شهر مدینه شد . در راه ، به زنان برخورد . پس ایستاد و فرمود : «ای گروه زنان ! صدقه بدهید و از شوهرانتان اطاعت کنید» .
۴ / ۶أهَمِّیَّهُ حُقوقِ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ ماتَت وزَوجُها عَنها راضٍ ، دَخَلَتِ الجَنَّهَ . [۹۶]
مسائل علیّ بن جعفر :سَأَلتُهُ [الإِمامَ الکاظِمَ علیه السلام ] عَنِ المَرأَهِ المُغاضِبَهِ زَوجَها ، هَل لَها صَلاهٌ أو ما حالُها ؟ قالَ : لا تَزالُ عاصِیَهً حَتّی یَرضی عَنها . [۹۷]
۴ / ۷ثَوابُ طاعَهِ الزَّوجَهِ لِلزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا عَرَفَتِ المَرأَهُ رَبَّها وآمَنَت بِهِ وبِرَسولِهِ ، وعَرَفَت فَضلَ أهلِ بَیتِ نَبِیِّها ، وصَلَّت خَمسا ، وصامَت شَهرَ رَمضانَ ، وأحصَنَت فَرجَها ، وأطاعَت زَوجَها ، دَخَلَت مِن أیِّ أبوابِ الجَنَّهِ شاءَت . [۹۸]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا صَلَّتِ المَرأَهُ خَمسَها ، وصامَت شَهرَها ، وحَفِظَت فَرجَها ، وأطاعَت زَوجَها ، قیلَ لَها : اُدخُلِی الجَنَّهَ مِن أیِّ أبوابِ الجَنَّهِ شِئتِ . [۹۹]
۴ / ۶ اهمّیت حقوق شوهر
۴ / ۶اهمّیت حقوق شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی ، در حالی از دنیا برود که شوهرش از او راضی است ، به بهشت می رود .
مسائلُ علیّ بن جعفر :از ایشان [ امام کاظم علیه السلام ] درباره زنی که شوهرش را ناراحت می کند ، پرسیدم : آیا نمازش درست است ، و به طور کلّی ، چه وضعی دارد؟ فرمود: «همچنان در نافرمانی به سر می بَرَد تا آن گاه که شوهرش از او راضی شود» .
۴ / ۷ پاداش فرمانبرداری زن از شوهر
۴ / ۷پاداش فرمانبرداری زن از شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه زن ، پروردگارش را بشناسد و به او و پیامبرش ایمان بیاورد ، و به برتری خاندان پیامبرش معتقد باشد ، و پنج نوبت نماز بخواند ، و ماه رمضان را روزه بگیرد ، و دامنش را [از گناهان ،] حفظ کند ، و از شوهرش فرمان ببَرَد ، از هر درِ بهشت که خواست ، وارد می شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه زن ، نمازهای پنج گانه اش را بخواند ، و ماه رمضان را روزه بگیرد ، و دامنش را [از گناهان ، ]حفظ کند ، و از شوهرش فرمان ببَرَد ، به او گفته می شود : از هر درِ بهشت که می خواهی ، وارد شو .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ طالِبَ العِلمِ ، وَالمَرأَهَ المُطیعَهَ لِزَوجِها ، وَالوَلَدَ البارَّ بِوالِدَیهِ یَدخُلونَ الجَنَّهَ مَعَ الأَنبِیاءِ بِغَیرِ حِسابٍ . [۱۰۰]
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ لا تَمَسُّهُمُ النّارُ : المَرأَهُ المُطیعَهُ لِزَوجِها ... . [۱۰۱]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّهُ لَیسَ مِنِ امرَأَهٍ أطاعَت وأدَّت حَقَّ زَوجِها ، وتَذکُرُ حَسَنَهُ ولا تَخونُهُ فی نَفسِها ومالِهِ ، إلّا کانَ بَینَها وبَینَ الشُّهَداءِ دَرَجَهٌ واحِدَهٌ فِی الجَنَّهِ ، فَإِن کانَ زَوجُها مُؤمِنا حَسَنَ الخُلُقِ فَهِیَ زَوجَتُهُ فِی الجَنَّهِ ، وإلّا زَوَّجَهَا اللّهُ مِنَ الشُّهَداءِ . [۱۰۲]
کنز العمّال عن ابن عبّاس :جاءَتِ امرَأَهٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله یُقالُ لَها : لینَهُ ، فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، أنا وافِدَهُ النِّساءِ إلَیکَ ، ما مِنِ امرَأَهٍ تَسمَعُ مَقالَتی إلی یَومِ القِیامَهِ إلّا سَرَّها ذلِکَ : اللّهُ رَبُّ الرِّجالِ وَالنِّساءِ ، وآدَمُ أبُو الرِّجالِ وَالنِّساءِ ، وحَوّاءُ اُمُّ الرِّجالِ وَالنِّساءِ ، کَتَبَ اللّهُ الجِهادَ عَلَی الرِّجالِ ، فَإِنِ استُشهِدوا کانوا أحیاءً عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ ، وإن ماتوا وَقَعَ أجرُهُم عَلَی اللّهِ ، وإن رَجَعوا آجَرَهُمُ اللّهُ ، ونَحنُ النِّساءُ نَقومُ عَلَی المَرضی ونُداوِی الجَرحی فَما لَنا مِنَ الأَجرِ ؟! فَقالَ : یا وافِدَهَ النِّساءِ ، أبلِغی مَن لَقیتِ مِنَ النِّساءِ ، أنّ طاعَهَ الزَّوجِ وَالاِعتِرافَ بِحَقِّهِ تَعدِلُ ذلِکَ کُلَّهُ . [۱۰۳]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جوینده دانش ، زن فرمانبردار از شوهرش ، و فرزند خوش رفتار با پدر و مادرش ، همراه پیامبران ، بدون حسابرسی ، به بهشت می روند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس اند که آتش دوزخ ، به آنان نمی رسد : زنی که از شوهرش اطاعت می کند ... .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ زنی نیست که فرمان شوهرش را اطاعت کند و حقوق او را به جا آورَد ، و از خوبی های او یاد کند ، و در خود و اموال شوهرش به او خیانت نکند ، مگر آن که در بهشت ، میان او و شهیدان ، تنها یک درجه فاصله باشد . پس ، اگر شوهرش، مؤمن و خوش اخلاق بوده ، در بهشت نیز همسر اوست ، و گرنه ، خداوند، مردی از شهیدان را به همسری او در می آورَد .
کنز العُمّال به نقل از ابن عبّاس : زنی به نام «لینه»، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! من به نمایندگی از زنان، نزد شما آمده ام . هیچ زنی ، تا روز قیامت ، سخن مرا نمی شنود، مگر این که از آن، خوش حال خواهد شد : خدای یگانه، هم پروردگار مردان است و هم زنان . آدم علیه السلام ، هم پدرِ مردان است و هم پدرِ زنان . حوّا، هم مادرِ مردان است و هم مادرِ زنان . خداوند، جهاد را بر مردان، مقرّر داشته است . اگر شهید شدند، نزد پروردگارشان زنده اند و روزی می خورند ، و اگر [ در راهِ رفتن به جهاد ] مُردند ، باز نزد خداوند ، پاداش دارند ، و اگر [ زنده ]برگشتند ، خداوند به آنان پاداش داده است . ما زنان ، از بیمارانْ پرستاری می کنیم و مجروحان را مداوا می نماییم . پس ما چه پاداشی داریم ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای نماینده زنان ! به هر یک از زنان که ملاقاتش کردی ، ابلاغ کن که اطاعت از شوهر و پذیرفتن حقّ و حقوق او ، با همه اینها [ که گفتی ] ، برابری می کند» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِقَسرَهَ بِنتِ رواسٍ الکِندِیَّهِ : یا قسرَهُ ، اُذکُری اللّهَ تَعالی عِندَ الخَطیئَهِ ، یَذکُرکِ عِندَها بِالمَغفِرَهِ ، وأطیعی زَوجَکِ یَکفیکِ شَرَّ الدُّنیا وَالآخِرَهِ ، وبُرّی والِدَیکِ یَکثُر خَیرُ بَیتِکِ . [۱۰۴]
عنه صلی الله علیه و آله :مِن طاعَهِ المَرأَهِ لِزَوجِها ألّا تَصومَ تَطَوُّعا إلّا بِإِذنِهِ وأمرِهِ . . . وإلّا . . . کانَتِ المَرأَهُ عاصِیَهً . [۱۰۵]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به قَسره کِندی ، دختر رَواس : ای قَسره ! در هنگام گناه ، خدای تعالی را یاد کن تا او نیز در آن هنگام ، تو را با آمرزیدن ، یاد کند ، و از شوهرت اطاعت نما تا خداوند ، تو را از شرّ دنیا و آخرت ، نگه دارد ، و به پدر و مادرت نیکی کن تا خیر و برکت خانه ات فزونی یابد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از جمله اطاعت زن از شوهرش ، این است که بدون اجازه و دستور او ، روزه مستحبّی نگیرد ... و گرنه ... آن زن ، نافرمان به شمار می آید .
الفصل الخامس : السّعی لضمان حوائج الاُسره الاقتصادیّه۵ / ۱الحَثُّ عَلَی الإنفاقِ عَلَی الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أوَّلُ ما یوضَعُ فی میزانِ العَبدِ نَفَقَتُهُ عَلی أهلِهِ . [۱۰۶]
عنه صلی الله علیه و آله :ما مِن عَبدٍ یَکسِبُ ثُمَّ یُنفِقُ عَلی عِیالِهِ ، إلّا أعطاهُ اللّهُ بِکُلِّ دِرهَمٍ یُنفِقُهُ عَلی عِیالِهِ سَبعَمِئَهِ ضِعفٍ . [۱۰۷]
عنه صلی الله علیه و آله :أفضَلُ دینارٍ یُنفِقُهُ الرَّجُلُ ، دینارٌ یُنفِقُهُ عَلی عِیالِهِ . [۱۰۸]
عنه صلی الله علیه و آله فی شابٍّ نَشیطٍ یَسوقُ غُنَیمَهً لَهُ : أما إنَّهُ إن کانَ یَسعی عَلی والِدَیهِ أو أحَدِهِما فَهُوَ فی سَبیلِ اللّهِ ، وإن کانَ یَسعی عَلی عِیالٍ یَکفیهِم فَهُوَ فی سَبیلِ اللّهِ ، وإن کانَ یَسعی عَلی نَفسِهِ فَهُو فی سَبیلِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ . [۱۰۹]
فصل پنجم : تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانواده
۵ / ۱ تشویق به هزینه کردن برای خانواده
فصل پنجم : تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانواده۵ / ۱تشویق به هزینه کردن برای خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نخستین چیزی که در ترازوی [ اعمال ] بنده گذاشته می شود ، نفقه او بر خانواده اش است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ بنده ای نیست که درآمدی به دست آورد و آن را خرج خانواده اش کند ، مگر آن که خداوند برای هر درهمی که خرج خانواده اش می کند ، هفتصد برابر به او عطا فرماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برترین دیناری که مرد ، خرج می کند ، دیناری است که خرجِ خانواده اش می نماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در باره جوان کوشایی که برّه اش را می راند : آگاه باشید که اگر او برای پدر و مادرش یا یکی از آنها می کوشد ، [ در حقیقت ، ] در راه خداوند ، گام بر می دارد ، و اگر برای تأمین خانواده اش می کوشد ، در راه خداوند ، گام بر می دارد ، و اگر برای [ تأمین ] خودش هم می کوشد ، باز در راه خداوند عز و جل گام بر می دارد .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ فی مِصرٍ مِنَ الأَمصارِ یَسعی عَلی عِیالِهِ فی عُسرِهِ أو یُسرِهِ جاءَ یَومَ القِیامَهِ مَعَ النَّبِیّینَ ، أما إنّی لا أقولُ یَمشی مَعَهُم ، ولکِن فی مَنزِلَتِهِم .[۱۱۰]
مسند ابن حنبل عن معاذ :أوصانی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِعَشرِ کَلِماتٍ ، قالَ : . . . أنفِق عَلی عِیالِکَ مِن طَولِکَ . [۱۱۱]
تاریخ بغداد عن أبی هریره :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : مَن طَلَبَ مَکسَبهً مِن بابِ الحَلالِ ، یَکُفُّ بِها وَجهَهُ عَن مَسأَلَهِ النّاسِ ووُلدَهُ وعِیالَهُ ، جاءَ یَومَ القِیامَهِ مَعَ النَّبِیّینَ وَالصِّدّیقینَ هکَذا وأشارَ بِإِصبَعِهِ السَّبّابَهِ وَالوُسطی . [۱۱۲]
اُسد الغابه عن أنس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا أقبَلَ مِن غَزوَهِ تَبوکَ استَقبَلَهُ سَعدٌ الأَنصارِیُّ ، فَصافَحَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ قالَ لَهُ: ما هذَا الَّذی أکتَبَ یَدَیکَ ؟ قالَ: یا رَسولَ اللّهِ ، أضرِبُ بِالمَرِّ [۱۱۳] وَالمِسحاهِ فَاُنفِقُهُ عَلی عِیالی . فَقبَّلَ یَدَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وقالَ : هذِهِ یَدٌ لاتَمَسُّهَا النّارُ . [۱۱۴]
الإمام علیّ علیه السلام :مَن طَلَبَ الدُّنیا حَلالاً تَعَطُّفا عَلی وَالدٍ أو وَلَدٍ أو زَوَجهٍ ، بَعَثَهُ اللّهُ تَعالی ووَجهُهُ عَلی صورَهِ القَمَرِ لَیلَهَ البَدرِ .[۱۱۵]
الإمام زین العابدین علیه السلام :لَأَن أدخُلَ السّوقَ ومَعی دَراهِمُ أبتاعُ بِهِ [۱۱۶] لِعِیالی لَحما وقَد قَرِموا [۱۱۷]، أحَبُّ إلَیَّ مِن أن اُعتِقَ نَسَمَهً . [۱۱۸]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس در شهری از شهرها برای خانواده اش تلاش کند ، خواه در تنگ دستی به سر ببرد یا در گشایش ، روز قیامت ، با پیامبران می آید . هان! نمی گویم در کنار آنان راه می رود ؛ بلکه در مقام و منزلت آنان است .
مسند ابن حنبل ، به نقل از معاذ :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ده جمله به من سفارش فرمود : « ... از دست رنج خودت ، خرج خانواده ات کن» .
تاریخ بغداد به نقل از ابو هریره : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر کس از راه حلال ، کسب در آمد کند تا بدان وسیله ، از رو انداختن خود و فرزندان و خانواده اش به مردم جلوگیری کند ، در روز قیامت ، با پیامبران و مؤمنان راستین ، این گونه بیاید و دو انگشت نشانه و میانه اش را در کنار هم نشان داد .
اُسد الغابه به نقل از اَنَس : هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک باز گشت ، سعد انصاری ، به استقبال ایشان آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله با او دست داد . سپس به او فرمود : «چرا دستانت ، پینه بسته» . گفت : ای پیامبر خدا ! طناب می کشم و بیل می زنم تا خرجی خانواده ام را فراهم آورم . پیامبر صلی الله علیه و آله دست او را بوسید و فرمود : «این ، دستی است که آتش [ دوزخ ] ، به آن نمی رسد» .
امام علی علیه السلام :هر کس از سرِ دلسوزی برای پدرش یا فرزندش یا همسرش ، در طلبِ حلال دنیا برآید ، خداوند متعال ، او را با چهره ای چونان ماه شب چهارده [ از قبرش ] بر می انگیزد .
امام زین العابدین علیه السلام :این که با چند درهم ، به بازار بروم تا با آنها برای خانواده ام که هوس مقداری گوشت کرده اند ، گوشت بخرم ، نزد من ، محبوب تر از آن است که بنده ای را آزاد کنم .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :السّاعی عَلی والِدَیهِ لِیَکُفَّهُما أو یُغنِیَهُما عَنِ النّاسِ ؛ فی سَبیلِ اللّهِ ، ومَن سَعی عَلی زَوجٍ أو وَلَدٍ لیَکُفَّهُم ویُغنِیَهُم عَنِ النّاسِ ؛ فی سَبیلِ اللّهِ ، وَالسّاعی عَلی نَفسِهِ لِیُغنِیَها ویَکُفَّها عَنِ النّاسِ ؛ فی سَبیلِ اللّهِ ، وَالسّاعی مُکاثَرَهً ؛ فی سَبیلِ الشَّیطانِ . [۱۱۹]
الکافی عن علیّ بن أسباط عن أبیه :إنّ الصّادِقَ علیه السلام سُئِلَ : أکانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقوتُ عِیالَهُ قوتا مَعروفا ؟ قالَ : نَعَم .[۱۲۰]
الکافی عن معاذ بیّاع الأکسیه :قالَ لی أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : یا مُعاذُ : ... اِسعَ عَلی عِیالِکَ ، وإیّاکَ أن یَکونوا هُمُ السُّعاهَ عَلَیکَ . [۱۲۱]
الکافی عن مسعده بن صدقه :کَتَبَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام إلی رَجُلٍ مِن أصحابِهِ : ... لا تَکسَل عَن مَعیشَتِکَ فَتَکونَ کَلّاً [۱۲۲]عَلی غَیرِکَ أو قالَ : عَلی أهلِکَ . [۱۲۳]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ مُحَمَّدَ بنَ المُنکَدِرِ کانَ یَقولُ : ما کُنتُ أری أنَّ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام یَدَعُ خَلَفا أفضَلَ مِنهُ حَتّی رَأَیتُ ابنَهُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَأَرَدتُ أن أعِظَهُ فَوَعَظَنی . فَقالَ لَهُ أصحابُهُ : بِأَیِّ شَیءٍ وَعَظَکَ؟ قالَ : خَرَجتُ إلی بَعضِ نَواحِی المَدینَهِ فی ساعَهٍ حارَّهٍ ، فَلَقِیَنی أبو جَعفَرٍ مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام وکانَ رَجُلاً بادِنا ثَقیلاً وهُوَ مُتَّکِئٌ عَلی غُلامَینِ أسوَدَینِ أو مَولَیَینِ ، فَقُلتُ فی نَفسی : سُبحانَ اللّهِ! شَیخٌ مِن أشیاخِ قُرَیشٍ فی هذِهِ السّاعَهِ عَلی هذِهِ الحالِ فی طَلَبِ الدُّنیا! أما لَأَعِظَنَّهُ ، فَدَنَوتُ مِنهُ فَسَلَّمتُ عَلَیهِ ، فَرَدَّ عَلَیَّ السَّلامَ بِنَهرٍ وهُوَ یَتَصابُّ عَرَقا . فَقُلتُ : أصلَحَکَ اللّهُ ! شَیخٌ مِن أشیاخِ قُرَیشٍ فی هذِهِ السّاعَهِ عَلی هذِهِ الحالِ فی طَلَبِ الدُّنیا ؛ أرَأَیتَ لَو جاءَ أجَلُکَ وأنتَ عَلی هذِهِ الحالِ ما کُنتَ تَصنَعُ؟! فَقالَ : لَو جاءَنِی المَوتُ وأنَا عَلی هذِهِ الحالِ جاءَنی وأنَا فی طاعَهٍ مِن طاعَهِ اللّهِ عز و جل ، أکُفُّ بِها نَفسی وعِیالی عَنکَ وعَنِ النّاسِ ، وإنَّما کُنتُ أخافُ أن لَو جاءَنی المَوتُ وأنَا عَلی مَعصِیَهٍ مِن مَعاصِی اللّهِ . فَقُلتُ : صَدَقتَ ، یَرحَمُکَ اللّهُ ! أرَدتُ أن أعِظَکَ فَوَعَظتَنی . [۱۲۴]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که برای پدر و مادرش کار می کند تا آنها را از [ دستْ دراز کردن پیشِ ]مردم ، باز دارد یا بی نیازشان کند ، در راه خداوند ، گام بر می دارد . کسی که برای همسرش یا فرزندش کار می کند تا آنها را از [دستْ دراز کردن پیشِ] مردم ، باز دارد یا بی نیازشان گرداند، در راه خداوند، گام بر می دارد . آن که برای خودش کار می کند تا خویشتن را از [نیازمندی به ]مردم ، باز دارد ، و بی نیاز شود ، در راه خداوند ، گام بر می دارد ، و آن که برای فزون خواهی تلاش می کند ، در راه شیطان ، گام بر می دارد .
الکافی به نقل از علی بن اَسباط از پدرش : از امام صادق علیه السلام سؤال شد : آیا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به خانواده اش خوراکِ متعارف می داد؟ فرمود : «آری» .
الکافی به نقل از مَعاذِ کیسه فروش : امام صادق علیه السلام به من فرمود : «ای معاذ ! ... برای خانواده ات تلاش کن . مبادا آنان برای تو کار و تلاش کنند!» .
الکافی به نقل از مسعده بن صدقه : امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش نوشت : « ... در تأمین معاشت ، تنبلی مکن که باری بر دوشِ دیگری یا فرمود : بر دوش خانواده ات باشی» .
امام صادق علیه السلام :محمّد بن مُنکَدر می گفت : من فکر نمی کردم امام زین العابدین علیه السلام ، فرزندی از خود بر جای بگذارد که برتر از خودِ او باشد تا آن که [ روزی ]فرزندش امام باقر علیه السلام را دیدم و خواستم پندش دهم ؛ امّا او مرا پند داد . یاران محمّد بن مُنکَدر گفتند : چه پندی به تو داد؟ گفت : یک روز که هوا بسیار گرم بود ، به یکی از نواحی مدینه می رفتم . در راه ، به امام باقر علیه السلام که بدنی فربه و سنگین داشت ، برخوردم ، در حالی که به دو غلام سیاه یا دو تن از موالیِ خود ، تکیه داده بود . با خود گفتم : سبحان اللّه ! بزرگی از بزرگان قریش ، در این ساعت از روز و با چنین حالی ، در پیِ دنیاست ! باید او را نصیحت کنم . پس ، نزدیکش رفتم و سلام کردم . در حالی که عرق می ریخت ، تَشَرزنان ، جواب سلامم را داد . من گفتم : خدا خیرت دهاد ! بزرگی از بزرگان قریش ، در چنین ساعتی و با چنین حالی ، در پی دنیا ! اگر با این حال ، اَجَلت فرا رسد ، چه می کنی؟! امام باقر علیه السلام فرمود : «اگر در چنین حالی باشم و مرگم فرا رسد ، در حالِ طاعتی از طاعات خداوند عز و جل فرا رسیده است ؛ چون با این کار ، می خواهم خودم و خانواده ام را از محتاج شدن به تو و مردم حفظ کنم . ترس من از این است که در حال گناه کردن از گناهان خداوند عز و جل باشم و مرگ ، مرا در رسد!» . گفتم : راست فرمودی . خدایت رحمت کناد! خواستم تو را اندرز بدهم ؛ امّا تو مرا اندرز دادی .
۵ / ۲البَدءُ مِنَ الأهلِ فِی الإِنفاقِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أعطَی اللّهُ أحَدَکُم خَیرا فَلیَبدَأ بِنَفسِهِ وأهلِ بَیتِهِ . [۱۲۵])
عنه صلی الله علیه و آله :الیَدُ العُلیا خَیرٌ مِنَ الیَدِ السُّفلی [۱۲۶] ، وَابدَأ بِمَن تَعولُ . [۱۲۷]
۵ / ۲ آغازِ انفاق کردن ، از خانواده
۵ / ۲آغازِ انفاق کردن ، از خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند ، به یکی از شما نعمتی داد ، باید از خود و خانواده اش آغاز کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دستِ بالا ، بهتر از دستِ زیرین است (۱) و [ دِهش را ] از خانواده ات آغاز کن .
۱- .دست بالا ، یعنی انفاق کننده ، و دست پایین ، یعنی دستِ خواهنده . نیز گفته اند که : دست بالا ، یعنی دستِ دهنده ، و دست پایین ، یعنی دستِ گیرنده .
عنه صلی الله علیه و آله :إذا کانَ أحَدُکُم فَقیرا فَلیَبدَأ بِنَفسِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَعَلی عِیالِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَعَلی قَرابَتِهِ أو عَلی ذی رَحِمِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَهاهُنا وهاهُنا . [۱۲۸]
عنه صلی الله علیه و آله :أفضَلُ دینارٍ یُنفِقُهُ الرَّجُلُ : دینارٌ یُنفِقُهُ عَلی عِیالِهِ ، ودینارٌ یُنفِقُهُ الرَّجُلُ عَلی دابَّتِهِ فی سَبیلِ اللّهِ ، ودینارٌ یُنفِقُهُ عَلی أصحابِهِ فی سَبیلِ اللّهِ . [۱۲۹]
مستدرک الوسائل عن أنس :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ألا اُنَبِّئُکُم بِخَمسَهِ دَنانیرَ بِأَحسَنِها وأفضَلِها ؟ قالوا : بَلی . قالَ : أفضَلُ الخَمسَهِ : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی والِدَتِکَ ، وأفضَلُ الأَربَعَهِ: الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی والِدِکَ ، وأفضَلُ الثَّلاثَهِ : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی نَفسِکَ وأهلِکَ ، وأفضَلُ الدّینارَینِ : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی قَرابَتِکَ ، وأخَسُّها وأقَلُّها أجرا : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ فی سَبیلِ اللّهِ . [۱۳۰]
الإمام الرضا علیه السلام :أتی رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله بِدینارَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . قالَ : ألَکَ والِدانِ أو أحَدُهُما ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : اِذهَب فَأَنفِقهُما عَلی والِدَیکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَرَجَعَ فَفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، قالَ : قَد فَعَلتُ ، وهذانِ دینارانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . قالَ : ألَکَ وَلَدٌ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ صلی الله علیه و آله : فَاذهَب فَأَنفِقهُما عَلی وَلَدِکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَرَجَعَ فَفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، قَد فَعَلتُ ، وهذانِ دینارانِ آخَرانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَقالَ : ألَکَ زَوجَهٌ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : أنفِقهُما عَلی زَوجَتِکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَرَجَعَ وفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، قَد فَعَلتُ ، وهذانِ دینارانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَقالَ : ألَکَ خادِمٌ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : اِذهَب فَأَنفِقهُما عَلی خادِمِکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ مِن أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، وهذِهِ دینارانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَقالَ : اِحمِلهُما وَاعلَم بِأَنَّهُما لَیسا بِأَفضَلِ دینارَیکَ . [۱۳۱]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در صورتی که یکی از شما فقیر است ، نخست به خودش انفاق کند . اگر اضافه آورد به خانواده اش ، و اگر اضافه تر آورد ، به نزدیکان یا خویشاوندانش ، و اگر [بازهم ]اضافه آمد ، به این و آن انفاق نماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برترین دیناری که مرد انفاق می کند : دیناری که خرج خانواده اش می کند ؛ دیناری که در راه خداوند ، خرج چارپایش می کند ؛ و دیناری که در راه خداوند ، به یارانش انفاق می نماید .
مستدرک الوسائل به نقل از أنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا شما را خبر ندهم که از پنج دینار ، [ به ترتیب ، ] کدام یک ، بهتر و باارزش تر است؟» . گفتند : آری . فرمود : «برترین پنج دینار ، آن دیناری است که خرج مادرت کنی . از چهار دینار باقی مانده ، برترینش آن دیناری است که خرج پدرت کنی . از سه دینار باقی مانده ، برترینش آن دیناری است که خرجِ خود و خانواده ات کنی . از دو دینار باقی مانده ، برترینش آن دیناری است که خرج خویشاوندانت کنی . و پست ترین و کم پاداش ترین آنها ، دیناری است که در راه خدا انفاق کنی» .
امام رضا علیه السلام :مردی ، دو دینار ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و گفت : ای پیامبر خدا ! می خواهم این دو دینار را در راه خدا [ جهاد] بپردازم . امام علیه السلام فرمود : آیا والدین تو ، یا یکی از آن دو زنده اند ؟» . گفت : آری . فرمود : «برو و این دو دینار را خرج والدینت کن ؛ زیرا این کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند ، انفاقشان کنی» . مرد، بازگشت و چنین کرد . سپس دو دینار دیگر آورد و گفت : آن کار را کردم و اینک این دو دینار را می خواهم در راه خدا بدهم . امام علیه السلام فرمود : «آیا فرزندی داری ؟» . گفت : آری . فرمود : «برو و آنها را خرج فرزندت کن ؛ زیرا این کار برای تو ، بهتر از آن است که در راه خداوند ، انفاقشان کنی» . مرد ، بازگشت و چنین کرد . پس ، دگر بار ، دو دینار دیگر آورد و گفت : ای پیامبر خدا ! آن کار را کردم ، و اینها دو دینار دیگرند و می خواهم آنها را در راه خداوند انفاق کنم . امام علیه السلام فرمود : «آیا همسر داری؟» . گفت : آری . فرمود : «آنها را خرج همسرت کن ؛ زیرا این کار ، برایت بهتر از آن است که در راه خداوند ، انفاقشان نمایی» . مرد ، برگشت و چنین کرد . پس ، باز ، دو دینار دیگر آورد و گفت : ای پیامبر خدا ! آن کار را کردم ، و اینها دو دینار دیگرند که می خواهم در راه خدا انفاق کنم . امام علیه السلام فرمود : «آیا خدمتکاری داری ؟» . گفت : آری . فرمود : «آنها را خرج خدمتکارت بکن ؛ زیرا این کار ، برایت بهتر از آن است که در راه خداوند ، انفاقشان کنی» . مرد چنان کرد . آن گاه دو دنیا دیگر آورد و گفت : ای پیامبر خدا ! اینها دو دنیا دیگرند که می خواهم در راه خدا بدهم . امام علیه السلام فرمود : «بده ، و بدان که این دو دینار ، برترین دو دینار تو نیست [ ؛ بلکه ثواب آن دینارهای قبلی ، از ثواب اینها بیشتر است] .
۵ / ۳التَّوسِعَهُ عَلَی العِیالِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ للّهِِ عَزَّ وجَلَّ أملاکا تَحتَ عَرشِهِ ، ألهَمَهُم أن یُنادوا قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وقَبلَ غُروبِ الشَّمسِ فی کُلِّ یَومٍ مَرَّتَینِ : ألا مَن وَسَّعَ عَلی عِیالِهِ وجیرانِهِ وَسَّعَ اللّهُ عَلَیهِ فِی الدُّنیا ، ألا مَن ضَیَّقَ ضَیَّقَ اللّهُ عَلَیهِ قَبرَهُ ، ألا إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ قَد أعطاکُم بِنَفَقَهِ دِرهَمٍ عَلی عِیالِکُم سَبعینَ قِنطارا ، وَالقِنطارُ کَجَبَلِ اُحُدٍ وَزنا . [۱۳۲]
الإمام زین العابدین علیه السلام :أرضاکُم عِندَ اللّهِ أسبَغُکُم [۱۳۳] عَلی عِیالِهِ . [۱۳۴]
۵ / ۳ گشاده دستی برای خانواده
۵ / ۳گشاده دستی برای خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند عز و جل را در زیر عرشش ، فرشتگانی هستند که به آنان دستور می دهد روزی دو مرتبه ، یکی ، پیش از طلوع آفتاب و دیگری ، پیش از غروب آفتاب ، بانگ زنند که : هلا ! هر کس با خانواده و همسایگانش گشاده دستی کند ، خداوند در دنیا ، او را در گشایش قرار می دهد . هلا! هر کس تنگ گیرد ، خداوند ، قبرش را بر او تنگ می گرداند . هلا ! خداوند عز و جل برای هر درهمی که خرج خانواده تان می کنید ، هفتاد قِنطار به شما عطا می کند که هر قنطار ، به وزنِ کوه اُحُد است .
امام زین العابدین علیه السلام :خشنودترین شما نزد خداوند ، کسی است که خانواده خود را بیشتر در رفاه قرار بدهد .
الإمام الکاظم علیه السلام :عِیالُ الرَّجُلِ اُسَراؤُهُ ، فَمَن أنعَمَ اللّهُ عَلَیهِ نِعمَهً فَلیُوَسِّع عَلی اُسَرائِهِ ، فَإِن لَم یَفعَل أوشَکَ أن تَزولَ تِلکَ النِّعمَهُ . [۱۳۵]
الإمام الرضا علیه السلام :صاحِبُ النِّعمَهِ یَجِبُ عَلَیهِ التَّوسِعَهُ عَلی عِیالِهِ . [۱۳۶]
الإمام علیّ علیه السلام :حُسنُ الخُلُقِ فی ثَلاثٍ : اِجتِنابُ المَحارِمِ ، وطَلَبُ الحَلالِ ، والتَّوَسُّعُ عَلَی العِیالِ .[۱۳۷]
الکافی عن معمّر بن خلّاد عن أبی الحسن علیه السلام :یَنبَغی لِلرَّجُلِ أن یُوَسِّعَ عَلی عِیالِهِ کَی لا یَتَمَنَّوا مَوتَهُ . وتَلا هذِهِ الآیَهَ : « وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا » [۱۳۸] ؛ قالَ : الأَسیرُ : عِیالُ الرَّجُلِ ؛ یَنبَغی لِلرَّجُلِ إذا زیدَ فِی النِّعمَهِ أن یَزیدَ اُسَراءَهُ فِی السَّعَهِ عَلَیهِم . [۱۳۹]
۵ / ۴فَضْلُ النَّفَقَهِ عَلَی الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :نَفَقَهُ الرَّجُلِ عَلی أهلِهِ صَدَقَهٌ . [۱۴۰]
۵ / ۴ فضیلت تأمین هزینه زندگیِ خانواده
امام کاظم علیه السلام :خانواده مرد ، [ به منزله ] اسیران اویند . پس ، هر که خداوند به او نعمتی داد ، باید اسیرانش را در گشایش قرار دهد ؛ زیرا اگر چنین نکند ، به زودی ، آن نعمت ، از کف او می رود .
امام رضا علیه السلام :شخصِ برخوردار از نعمت ، باید خانواده اش را در رفاه قرار بدهد .
امام علی علیه السلام :نیک خویی ، در سه چیز است : دوری کردن از حرام ها ، طلب حلال ، و گشاده دستی بر خانواده .
الکافی به نقل از معمّر بن خلّاد ، از ابو الحسن علیه السلام : مرد باید خانواده اش را در رفاه قرار دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند ، و این آیه را تلاوت کرد : «و به [ پاس ]دوستی او (خدا) ، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دهند» . فرمود : «اسیر ، خانواده مرد است . سزاوار است که مرد ، هر گاه نعمتش فزونی می یابد ، بر گشاده دستی با اسیرانش بیفزاید» .
۵ / ۴فضیلت تأمین هزینه زندگیِ خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نفقه مرد به خانواده اش ، صدقه است .
عنه صلی الله علیه و آله :کُلُّ ما صَنَعتَ إلی أهلِکَ فَهُوَ صَدَقَهٌ عَلَیهِم . [۱۴۱]
عنه صلی الله علیه و آله :دینارٌ أنفَقتَهُ فی سَبیلِ اللّهِ ، ودینارٌ أنفَقتَهُ فی رَقبَهٍ ، ودینارٌ تَصَدَّقتَ بِهِ عَلی مِسکینٍ ، ودینارٌ أنفَقتَهُ عَلی أهلِکَ ، أعظَمُها أجرا الَّذی أنفَقتَهُ عَلی أهلِکَ . [۱۴۲]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ صَدَقَتَکَ مِن مالِکَ صَدَقَهٌ ، وإنَّ نَفَقَتَکَ عَلی عِیالِکَ صَدَقَهٌ ، وإنَّ ما تَأکُلُ امرَأَتُکَ مِن مالِکَ صَدَقَهٌ . [۱۴۳]
عنه صلی الله علیه و آله :ما کَسَبَ الرَّجُلُ کَسبا أطیَبَ مِن عَمَلِ یَدِهِ ، وما أنفَقَ الرَّجُلُ عَلی نَفسِهِ وأهلِهِ ووَلَدِهِ وخادِمِهِ فَهُوَ صَدَقَهٌ . [۱۴۴]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أنفَقَ المُسلِمُ نَفَقَهً عَلی أهلِهِ وهُوَ یَحتَسِبُها ، کانَت لَهُ صَدَقَهً . [۱۴۵]
الإمام علیّ علیه السلام :ما أنفَقتَ عَلی نَفسِکَ أو عَلی أهلِ بَیتِکَ فی غَیرِ سَرَفٍ ولا تَبذیرٍ فَلَکَ ، وما تَصَدَّقتَ رِیاءً وسُمعَهً فَذلِکَ حَظُّ الشَّیطانِ . [۱۴۶]
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إذا أصبَحَ خَرَجَ غادِیا فی طَلَبِ الرِّزقِ ، فَقیلَ لَهُ : یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، أینَ تَذهَبُ ؟ فَقالَ : أتَصَدَّقُ لِعِیالی . قیلَ لَهُ : أتَتَصَدَّقُ ؟ ! قالَ : مَن طَلَبَ الحَلالَ فَهُوَ مِنَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ صَدَقَهٌ عَلَیهِ . [۱۴۷]
یامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر آنچه [ نیکی] که به خانواده ات می کنی ، آن ، صدقه ای است که به ایشان می دهی .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دیناری را در راه خدا [ جهاد] انفاق می کنی ؛ دیناری را برای آزادی بنده ای می دهی ؛ دیناری را به مستمندی صدقه می دهی ؛ و دیناری را خرج خانواده ات می کنی . از میان اینها ، بزرگ ترین پاداش را آن دیناری دارد که خرج خانواده ات کرده ای .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بخشیدن از اموالت ، صدقه است . هزینه کردن برای خانواده ات ، صدقه است ، و آنچه همسرت از اموال تو می خورَد نیز صدقه است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مرد ، درآمدی حلال تر از دست رنجش ، کسب نکرده است ، و آنچه مرد برای خودش و زن و فرزندش و خدمتکارش هزینه کند ، آن ، صدقه است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مسلمان ، به خاطر خشنودیِ خدا ، چیزی خرج خانواده اش بکند ، آن چیز برای او ، صدقه محسوب می شود .
امام علی علیه السلام :آنچه برای خودت و خانواده ات هزینه کنی ، در صورتی که با اسراف و تبذیر همراه نباشد ، آن ، از آنِ توست ، و آنچه برای خودنمایی و شهرت طلبی صدقه دهی ، آن ، بهره شیطان است .
امام صادق علیه السلام :امام زین العابدین علیه السلام صبح که می شد ، در طلب روزی ، بیرون می رفت . به ایشان گفته شد : ای پسرِ پیامبر خدا ! کجا می روید؟ فرمود : «می روم برای خانواده ام صدقه بیاورم» . گفته شد : آیا شما نیز صدقه می گیرید ؟! فرمود : «هر که در طلبِ روزی حلال بر آید ، آن روزی ، صدقه ای است از جانب خداوند عز و جل به او» .
۵ / ۵السّاعی فی نَفَقَهِ أهلِهِ کَالمُجاهِدِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن سَعی فی نَفَقَهِ عِیالِهِ ووالِدَیهِ فَهُوَ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّهِ [۱۴۸]
عنه صلی الله علیه و آله :لَیسَ الجِهادُ أن یَضرِبَ بِسَیفِهِ فی سَبیلِ اللّهِ ؛ إنَّمَا الجِهادُ مَن عالَ والِدَیهِ وعالَ وَلَدَهُ ، فَهُوَ فی جِهادٍ . ومَن عالَ نَفسَهُ یَکُفُّها عَنِ النّاسِ فَهُوَ فی جِهادٍ . [۱۴۹]
الإمام علیّ علیه السلام :ما غُدوَهُ أحَدِکُم فی سَبیلِ اللّهِ بِأَعظَمَ مِن غُدوَتِهِ یَطلُبُ لِوَلَدِهِ وعِیالِهِ ما یُصلِحُهُم .[۱۵۰]
الإمام الصادق علیه السلام :طَلَبتُ نورَ الوَجهِ فَوَجَدتُهُ فی صَلاهِ اللَّیلِ ، وطَلَبتُ فَضلَ الجِهادِ فَوَجَدتُهُ فِی الکَسبِ لِلعِیالِ ، وطَلَبتُ حُبَّ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ فَوَجَدتُهُ فی بُغضِ أهلِ المَعاصی . [۱۵۱]
الإمام الرضا علیه السلام :الَّذی یَطلُبُ مِن فَضلِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ما یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ ، أعظَمُ أجرا مِنَ المُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ . [۱۵۲]
۵ / ۵ کسی که برای تأمین هزینه خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد است
۵ / ۵کسی که برای تأمین هزینه خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد استپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که برای تأمین هزینه خانواده اش و پدر و مادرش تلاش کند ، همانند مجاهدِ در راه خداست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جهاد ، [ تنها] این نیست که شخص ، در راه خدا شمشیر بزند ؛ بلکه جهاد [ ِ واقعی ] ، این است که کسی والدین و فرزندانش را اداره کند . چنین کسی در جهاد است . و کسی که مخارج خودش را تأمین می کند تا خود را از مردم بی نیاز کند ، او نیز در جهاد است .
امام علی علیه السلام :رهسپار شدنِ هر یک از شما در راه خداوند [ جهاد] ، مهم تر از رفتنش در پی کسب معاش برای فرزندان و خانواده اش نیست .
امام صادق علیه السلام :نورانیتِ چهره را جُستم ؛ پس ، آن را در نمازِ شب یافتم . ثواب جهاد را جُستم ؛ پس ، آن را در کار کردن برای خانواده یافتم . دوستیِ خداوند عز و جلرا جُستم ؛ پس ، آن را در نفرت از اهل گناه یافتم .
امام رضا علیه السلام :کسی که برای تأمین زندگیِ خانواده اش ، در طلب فضل خداوند عز و جلبر می آید ، اجرش ، بیشتر از مجاهدِ در راه خداوند عز و جل است .
الإمام الکاظم علیه السلام :مَن طَلَبَ هذَا الرِّزقَ مِن حِلِّهِ لِیَعودَ بِهِ عَلی نَفسِهِ وعِیالِهِ کانَ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، فَإِن غُلِبَ عَلَیهِ فَلیَستَدِن عَلَی اللّهِ وعَلی رَسولِهِ ما یَقوتُ بِهِ عِیالَهُ . [۱۵۳]
۵ / ۶ثَوابُ قَضاءِ حَوائِجِ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا خَرَجَ العَبدُ فی حاجَهِ أهلِهِ کَتَبَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ دَرَجَهً ، فَإِذا خَرَجَ مِن حاجَتِهِم غَفَرَ لَهُ . [۱۵۴]
تنبیه الغافلین عن جعفر بن محمّد عن أبیه :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَخرُجُ إلَی السّوقِ ویَشتَری حَوائِجَ أهلِهِ ، فَسُئِلَ عَن ذلِکَ ، فَقالَ : أخبَرَنی جِبریلُ علیه السلام فَقالَ : مَن سَعی عَلی عِیالِهِ لِیَکُفَّهُم عَنِ النّاسِ ؛ فَهُو فی سَبیلِ اللّهِ . [۱۵۵]
۵ / ۷التَّوازُنُ بَینَ الدَّخلِ وَالإِنفاقِالکتاب«لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَ مَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا ءَاتَاهُ اللَّهُ لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَا مَا ءَاتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا» . [۱۵۶]
«وَ لَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَی عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» . [۱۵۷]
۵ / ۶ ثواب تأمین نیازهای خانواده
امام کاظم علیه السلام :هر کس این روزی را از حلالش بجوید تا آن را برای خود و خانواده اش فراهم آورَد ، مانند مجاهدِ در راه خداوند عز و جل است . پس اگر درمانْد ، آن گاه به امید خدا و پیامبر او ، به اندازه قوت خانواده اش باید قرض کند .
۵ / ۶ثواب تأمین نیازهای خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه بنده ای برای [ تأمینِ ] نیاز خانواده اش بیرون برود ، خداوند عز و جلبرای هر قدمی که بر می دارد ، یک درجه [ در بهشت ] برایش می نویسد ، و اگر نیاز آنها را تأمین کند ، او را می آمرزد .
تنبیه الغافلین به نقل از جعفر بن محمّد از پدرش : پیامبر صلی الله علیه و آله ، خود به بازار می رفت و نیازهای خانواده اش را خریداری می کرد . در این باره ، از ایشان سؤال شد . پس فرمود : «جبرئیل علیه السلام مرا خبر داد و فرمود : هر کس برای خانواده اش کار کند تا آنها را از مردم ، بی نیاز گردانَد ، او در راه خداست [ ثواب جهاد در راه خدا را دارد]» .
۵ / ۷ برقرار کردنِ توازن میانِ دخل و خرج
۵ / ۷برقرار کردنِ توازن میانِ دخل و خرجقرآن« بر توانگر است که از داراییِ خود ، هزینه کند ، و هر که روزیِ او تنگ باشد ، باید از آنچه خدا به او داده ، خرج کند . خدا هیچ کس را جز به قدر آنچه به او داده است ، تکلیف نمی کند . خداوند به زودی ، پس از دشواری ، آسانی را فراهم می کند » .
« و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار هم گشاده دستی منمای تا ملامت شده و حسرت زده بنشینی » .
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :الاِقتِصادُ فِی النَّفَقَهِ نِصفُ المَعیشَهِ ، وَالتَّوَدُّدُ إلَی النّاسِ نِصفُ العَقلِ ، وحُسنُ السُّؤالِ نِصفُ العِلمِ . [۱۵۸]
الإمام الکاظم علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا» [۱۵۹] : القَوامُ هُوَ المَعروفُ ؛ «عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَعَا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُحْسِنِینَ» [۱۶۰]: عَلی قَدرِ عِیالِهِ ومَؤونَتِهِمُ الَّتی هِیَ صَلاحٌ لَهُ ولَهُم ؛ «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَا مَا ءَاتَاهَا» .[۱۶۱]
الخصال عن محمد بن عمرو بن سعید عن بعض أصحابه :سَمِعتُ العَیّاشِیَّ وهُوَ یَقولُ : اِستَأذَنتُ الرِّضا علیه السلام فِی النَّفَقَهِ عَلَی العِیالِ ، فَقالَ : بَینَ المَکروهَینِ . قالَ : فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، لا وَاللّهِ ما أعرِفُ المَکروهَینِ ! قالَ : فَقالَ : بَلی یَرحَمُکَ اللّهُ ، أما تَعرِفُ أنَّ اللّهَ عز و جل کَرِهَ الإِسرافَ وکَرِهَ الإِقتارَ ، فَقالَ : «وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا» ؟! [۱۶۲]
الکافی عن عبد اللّه بن أبان :سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ الأَوَّلَ علیه السلام عَنِ النَّفَقَهِ عَلَی العِیالِ ، فَقالَ : ما بَینَ المَکروهَینِ : الإِسرافِ وَالإِقتارِ . [۱۶۳]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ المُؤمِنَ یَأخُذُ بِأَدَبِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ؛ إذا وَسَّعَ عَلَیهِ اتَّسَعَ ، وإذا أمسَکَ عَلَیهِ أمسَکَ .[۱۶۴]
حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :میانه روی در خرج کردن ، نصف معیشت است ، دوستی کردن با مردم ، نصف خِرد ، و خوب پرسیدن ، نصف دانش .
امام کاظم علیه السلام در باره این فرموده خدای عز و جل : «و میان این دو [ روش ] ، حدّ وسط را بر می گزینند» حدّ وسط ، همان «پسندیده» است [ در این آیه شریف ] «و آنان را به طور پسندیده ، به نوعی بهره مند کنید : توانگر را به اندازه [ توان ]خود ، و تنگ دست را به اندازه [ وسع ]خود ، که [ این کار ، ]شایسته نیکوکاران است» ؛ یعنی به اندازه خانواده اش و خرجیِ آنان که در شأن او و آنان است . «خداوند ، هیچ کس را جز قدرِ آنچه به او داده است ، تکلیف نمی کند» .
الخصال به نقل از محمّد بن عمرو بن سعید ، از یکی از یارانش : از عیّاشی شنیدم که می گوید : از امام رضا علیه السلام در باره خرجیِ خانواده ، اجازه گرفتم . فرمود : «حدّ وسطِ دو ناپسند» . گفتم : قربانت گردم ! به خدا قسم که نمی دانم دو ناپسند چیست! فرمود : بله ، خدایت رحمت کناد ! مگر نمی دانی که خداوند عز و جل هم زیاده روی و هم تنگ گرفتن را ناپسند می دارد و فرموده است : «و کسانی که هر گاه هزینه کنند ، نه زیاده روی می کنند و نه تنگ می گیرند و میان این دو حدّ وسط را بر می گزینند» ؟!
الکافی به نقل از عبد اللّه بن اَبان : از امام کاظم علیه السلام درباره خرج کردن برای خانواده پرسیدم . فرمود : «میانه رویِ دو ناخوشایند : ولخرجی و سختگیری» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا مؤمن ، خویِ خداوند عز و جل را می گیرد . هر گاه خداوند ، به او گشایش می دهد ، او نیز گشاده دستی می کند ، و هر گاه از او باز می گیرد ، او هم دست نگه می دارد .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ المُؤمِنَ أخَذَ عَنِ اللّهِ سُبحانَهُ وتَعالی أدَبا حَسَنا ؛ إذا وَسَّعَ عَلَیهِ وَسَّعَ عَلی نَفسِهِ ، وإذا أمسَکَ عَلَیهِ أمسَکَ . [۱۶۵]
عنه صلی الله علیه و آله :لَیسَ مِنّا مَن وَسَّعَ اللّهُ عَلَیهِ ثُمَّ قَتَّرَ عَلی عِیالِهِ ، وهُم یَرَونَ ریحَ القُتارِ [۱۶۶]مِنَ الجیرانِ ، ویَرَونَهُم یُکسَونَ ولا یُکسَونَ . [۱۶۷]
الإمام زین العابدین علیه السلام :مِن أخلاقِ المُؤمِنِ : الإِنفاقُ عَلی قَدرِ الإِقتارِ ، وَالتَّوسُّعُ عَلی قَدرِ التَّوَسُّعِ ، وإنصافُ النّاسِ ، وَابتِداؤُهُ إیّاهُم بِالسَّلامِ عَلَیهِم .[۱۶۸]
الإمام الصادق علیه السلام :إذا جادَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی عَلَیکُم فَجودوا ، وإذا أمسَکَ عَنکُم فَأَمسِکوا ، ولا تُجاوِدُوا اللّهَ فَهُوَ الأَجوَدُ . [۱۶۹]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، رفتار نیکو را از خداوندِ پاک و بلندمرتبه گرفته است . هر گاه خداوند ، به او گشایش دهد ، او نیز خود را در گشایش و رفاه قرار می دهد ، و هر گاه از او امساک ورزد ، او هم امساک می ورزد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از ما نیست کسی که خداوند ، با این که به او گشایش داده است ، او بر خانواده اش تنگ بگیرد ، در حالی که خانوده اش بوی دیگ و سرخ کردنی را از همسایگان می یابند و می بینند که آنها لباس های گوناگون می پوشند و اینان نمی پوشند .
امام زین العابدین علیه السلام :از جمله صفات مؤمن است : خرج کردن به قدر تنگ دستی ، و گشاده دستی به اندازه ای که در گشایش است ، و انصاف داشتن با مردم ، و آغاز کردن به سلام بر آنان .
امام صادق علیه السلام :هر گاه خداوند تبارک و تعالی به شما بخشید ، شما هم ببخشید ، و هر گاه از [ دِهش به ] شما خودداری کرد ، شما هم خودداری کنید ، و در بخشندگی ، بر خدا فخر مفروشید که او از شما بخشنده تر است .
الفصل السادس : تلبیه الغرائز الجنسیّه۶ / ۱تَزَیُّنُ المَرأَهِ لِزَوجِهارسول اللّه صلی الله علیه و آله :لَولا أنَّ المَرأَهَ تَصَنَّعُ [۱۷۰]لِزَوجِها لَصَلَفَت [۱۷۱]عِندَهُ . [۱۷۲]
عنه صلی الله علیه و آله :إنّی لَاُبغِضُ مِنَ النِّساءِ السَّلتاءَ وَالمَرهاءَ ؛ فَالسَّلتاءُ : الَّتی لا تَختَضِبُ ، وَالمَرهاءُ : الَّتی لا تَکتَحِلُ . [۱۷۳]
الإمام علیّ علیه السلام :لِتَطَیَّبِ المَرأَهُ المُسلِمَهُ لِزَوجِها . [۱۷۴]
المراسیل عن مقاتل بن حیّان :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله کانَ إذا زَوَّجَ بَناتِهِ ، أمَرَ ألّا یَقَرَبَهُنَّ أزواجُهُنَّ حَتّی یَغتَسِلنَ ، ویَأمُرُ أزواجَهُنَّ بِذلِکَ . [۱۷۵]
فصل ششم : پاسخ دادن به غرایز جنسی
۶ / ۱ آرایش زن برای شوهرش
فصل ششم : پاسخ دادن به غرایز جنسی۶ / ۱آرایش زن برای شوهرشپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر زن ، خود را برای شوهرش نمی ساخت ، بی گمان در دل او جا نمی گرفت .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من از زنان سَلتاء و مَرهاء ، متنفّرم . سَلتاء ، زنی است که خضاب نمی کند ، و مرهاء ، زنی است که سُرمه نمی کشد .
امام علی علیه السلام :زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوش بو سازد .
المَراسیل به نقل از مقاتل بن حیّان : پیامبر صلی الله علیه و آله هر گاه دخترانش را شوهر می داد ، دستور می داد که پیش از غسل [ و شستن خود ] ، به آنها نزدیک نشوند ، و به شوهران آنها نیز چنین می فرمود .
۶ / ۲تَزَیُّنُ الرَّجُلِ لِزَوجَتِهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یَجِبُ عَلَی الرَّجُلِ لِامرَأَتِهِ ما یَجِبُ لَهُ عَلَیها ؛ أن یَتَزَیَّنَ لَها کَما تَتَزَیَّنُ لَهُ فی غَیرِ مَأثَمٍ . [۱۷۶]
عنه صلی الله علیه و آله :اِغسِلوا ثِیابَکُم ، وخُذوا مِن شُعورِکُم ، وَاستاکوا ، وتَزَیَّنوا ، وتَنَظَّفوا ؛ فَإِنَّ بَنی إسرائیلَ لَم یَکونوا یَفعَلونَ ذلِکَ فَزَنَت نِساؤُهُم . [۱۷۷]
الإمام الکاظم عن أبیه عن آبائه علیهم السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لِیَتَهَیَّأ أحَدُکُم لِزَوجَتِهِ کَما تَتَهَیّأُ زَوجَتُهُ لَهُ . قالَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام : یَعنی یَتَهَیَّأُ بِالنَّظافَهِ . [۱۷۸]
الإمام الکاظم علیه السلام :تَهِیئَهُ الرَّجُلِ لِلمَرأَهِ مِمّا یَزیدُ فی عِفَّتِها . [۱۷۹]
الکافی عن الحسن بن جهم :رَأَیتُ أبَا الحَسَنِ علیه السلام اختَضَبَ ، فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، اِختَضَبتَ ؟ ! فَقالَ : نَعَم ، إنَّ التَهیِئَهَ مِمّا یَزیدُ فی عِفَّهِ النِّساءِ ، ولَقَد تَرَکَ النِّساءُ العِفَّهَ بِتَرکِ أزواجِهِنَّ التَّهیِئَهَ . ثُمَّ قالَ : أیَسُرُّکَ أن تَراها عَلی ما تَراکَ عَلَیهِ إذا کُنتَ عَلی غَیرِ تَهیِئَهٍ ؟ قُلتُ : لا ، قالَ : فَهُوَ ذاکَ . ثُمَّ قالَ : مِن أخلاقِ الأَنبِیاءِ التَّنَظُّفُ ، وَالتَّطَیُّبُ ، وحَلقُ الشَّعرِ ، وکَثرَهُ الطَّروقَهِ . [۱۸۰]
۶ / ۲ آرایش مرد برای همسرش
۶ / ۲آرایش مرد برای همسرشپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مرد در برابر زنش ، همان وظیفه ای را دارد که زنش در برابر او دارد ؛ یعنی خود را برای او بیاراید ، همچنان که زنش ، خود را برای او می آراید ؛ ولی نباید به گناه بیفتد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :لباس های خود را بشویید ، موهایتان را اصلاح کنید ، مسواک بزنید ، خود را آراسته سازید ، و نظافت کنید ؛ چرا که بنی إسرائیل ، این کارها را نمی کردند . در نتیجه ، زنانشان به زنا دادن افتادند .
امام کاظم به نقل از پدرش از پدرانش علیهم السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر یک از شما باید خود را برای همسرش آراسته کند ، همچنان که همسرش خود را برای او می آراید» . جعفر بن محمّد علیه السلام فرمود : «یعنی با نظافت کردن ، خود را آراسته سازد» .
امام کاظم علیه السلام :آراسته بودن مرد برای زن ، از عواملی است که بر پاک دامنیِ زن می افزاید .
الکافی به نقل از حسن بن جَهم : ابو الحسن علیه السلام را دیدم که خَضاب کرده بود . گفتم : قربانت گردم ! خضاب کرده اید؟! فرمود : «آری . آراسته بودن ، از عواملی است که بر پاک دامنیِ زن می افزاید . زنان ، از آن رو ترکِ پاک دامنی می کنند که شوهرانشان آراسته بودن را ترک می نمایند» . سپس فرمود : «آیا تو دوست داری که همسرت را مانند خودت ، ناآراسته بینی؟» . گفتم : نه . فرمود : «او نیز همین طور» . آن گاه افزود : «پاکیزگی ، خوش بو بودن ، اصلاح کردن مو و کثرت آمیزش ، از صفات پیامبران است» .
بحارالأنوار عن ذروانَ المدائنیّ :دَخَلتُ عَلی أبِی الحَسَنِ الثانی [الإمامِ الرِّضا] علیه السلام فَإِذا هُوَ قَدِ اختَضَبَ ، فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، قَدِ اختَضَبتَ؟! فَقالَ : نَعَم ، إنَّ فِی الخِضابِ لَأَجرا ، أما عَلِمتَ أنَّ التَّهیِئَهَ تَزیدُ فی عِفَّهِ النِّساءِ ؟! أیَسُرُّکَ أنَّکَ دَخَلتَ عَلی أهلِکَ فَرَأَیتَها عَلی مِثلِ ما تَراکَ عَلَیهِ إذ لَم تَکُن عَلی تَهیِئَهٍ ؟ قالَ : قُلتُ : لا ، قالَ : هُوَ ذاکَ . [۱۸۱]
۶ / ۳الحَثُّ عَلی تَلبِیَهِ الغَریزَهِ الجِنسِیَّهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله : «وَخُلِقَ الْاءِنسَنُ ضَعِیفًا» [۱۸۲]لا یَقوی عَلی تَرکِ الجِماعِ . [۱۸۳]
عنه صلی الله علیه و آله :أیَعجِزُ أحَدُکُم أن یُجامِعَ أهلَهُ فی کُلِّ جُمُعَهٍ ، فَإِنَّ لَهُ أجرَینِ (اثنَینِ) ؛ أجرَ غُسلِهِ ، وأجرَ غُسلِ امرَأَتِهِ . [۱۸۴]
الکافی عن إسحاق بن إبراهیم الجعفی :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ : إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله دَخَلَ بَیتَ اُمِّ سَلَمَهَ فَشَمَّ ریحا طَیِّبَهً ، فَقالَ : أتَتکُمُ الحَولاءُ ؟ فَقالَت : هُوَ ذا هِیَ تَشکو زَوجَها . فَخَرَجَت عَلَیهِ الحَولاءُ ، فَقالَت : بِأَبی أنتَ واُمّی ، إنَّ زَوجی عَنّی مُعرِضٌ ، فَقالَ : زیدیهِ یا حَولاءُ ، قالَت : ما أترُکُ شَیئا طَیِّبا مِمّا أتَطَیَّبُ لَهُ بِهِ وهُوَ عَنّی مُعرِضٌ ! فَقالَ : أما لَو یَدری ما لَهُ بِإِقبالِهِ عَلَیکِ ! قالَت : وما لَهُ بِإِقبالِهِ عَلَیَّ ؟ فَقالَ : أما إنَّهُ إذا أقبَلَ اکتَنَفَهُ مَلَکانِ ، فَکانَ کَالشّاهِرِ سَیفَهُ فی سَبیلِ اللّهِ ، فَإِذا هُوَ جامَعَ تَحاتُّ [۱۸۵] عَنهُ الذُّنوبُ کَما یَتَحاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ ، فَإِذا هُوَ اغتَسَلَ انسَلَخَ مِنَ الذُّنوبِ .[۱۸۶]
۶ / ۳ ترغیب به پاسخ دادن به غریزه جنسی
بحار الأنوار به نقل از ذروان مدائنی : نزد امام رضا علیه السلام رفتم . دیدم که ایشان خَضاب کرده است . گفتم : فدایت شوم! خضاب کرده اید؟ فرمود : «بله . خضاب کردن ، پاداش دارد . آیا نمی دانی که سر و وضع مرتّب داشتن ، بر پاک دامنیِ زنان می افزاید؟! آیا تو دوست داری که وقتی با سر و وضع نامرتّب ، نزد همسرت می روی ، او را نیز مانند خودت ببینی ؟» . گفتم : نه . فرمود : «او نیز همین طور» .
۶ / ۳ترغیب به پاسخ دادن به غریزه جنسیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله : «و انسان ، ناتوانْ آفریده شده است» ؛ یعنی توانِ تَرک جماع را ندارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آیا هر یک از شما نمی تواند در هر جمعه ، با همسرش مقاربت کند ؟ در این صورت ، برای او ، دو پاداش است : پاداش غسل کردنِ خودش و پاداش غسل کردنِ همسرش .
الکافی به نقل از اسحاق بن ابراهیم جُعفی : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد اتاق اُمّ سلمه شد . بوی خوشی به مشامش رسید . فرمود : «حولاء نزد شما آمده بود ؟» . اُمّ سلمه گفت : بله . او از شوهرش شکایت دارد . در این هنگام ، حولاء بیرون آمد و گفت : پدر و مادرم به فدایت ! شوهرم ، نسبت به من ، بی اعتناست . فرمود : بیشتر به خودت بِرس ، ای حولاء!» . گفت : هیچ عطری نبوده که خودم را با آن برای او خوش بو نکنم ؛ امّا او همچنان از من روی گردان است ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «اگر می دانست که با رو آوردنش به تو ، چه پاداشی برای اوست !» . حولاء گفت : با رو آوردنش به من ، چه پاداشی برای اوست ؟ فرمود : «هر گاه روی آوَرَد ، دو فرشته ، او را در آغوش می کشند ، و همانند کسی است که در راه خداوند ، شمشیر برکشد ، و چون مجامعت کند ، گناهان او همچون برگ درخت ، فرو می ریزند ، و هر گاه غسل کند ، از گناهانْ شسته می شود» .
الکافی عن إسحاق بن عمّار :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ یَکونُ مَعَهُ أهلُهُ فِی السَّفَرِ لا یَجِدُ الماءَ أیَأتی أهلَهُ ؟ قالَ : ما اُحِبُّ أن یَفعَلَ إلّا أن یَخافَ عَلی نَفسِهِ . قالَ : قُلتُ : طَلَبَ بِذلِکَ اللَّذَّهَ ، أو یَکونُ شَبِقا [۱۸۷]إلَی النِّساءِ ؟ قالَ : إنَّ الشَّبِقَ یَخافُ عَلی نَفسِهِ . قُلتُ : یَطلُبُ بِذلِکَ اللَّذَّهَ ؟! قالَ : هُوَ حَلالٌ . قُلتُ : فَإِنَّهُ یُروی عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أنَّ أبا ذَرٍّ رَحِمَهُ اللّهُ سَأَلَهُ عَن هذا فَقالَ : إیتِ أهلَکَ تُؤجَر ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ آتیهِم واُؤجَرُ ؟ ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : کَما أنَّکَ إذا أتَیتَ الحَرامَ اُزِرتَ [۱۸۸]، فَکَذلِکَ إذا أتَیتَ الحَلالَ اُوجِرتَ . فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ألا تَری ، إنَّهُ إذا خافَ عَلی نَفسِهِ فَأَتَی الحَلالَ اُوجِرَ . [۱۸۹]
الإمام الصادق علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «لَا تُضَارَّ وَ لِدَه بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ» [۱۹۰] : کانَتِ المَراضِعُ مِمّا یَدفَعُ إحداهُنُّ الرَّجُلَ إذا أرادَ الجِماعَ تَقولُ : لا أدَعُکَ ، إنّی أخافُ أن اَحبَلَ فَأَقتُلَ وَلَدی هذَا الَّذی اُرضِعُهُ . وکانَ الرَّجُلُ تَدعوهُ المَرأَهُ فَیَقولُ : أخافُ أن اُجامِعَکِ فَأَقتُلَ وَلَدی ، فَیَدَعُها ولا یُجامِعُها . فَنَهَی اللّهُ عَزَّ وجَلَّ عَن ذلِکَ أن یُضارَّ الرَّجُلُ المَرأَهَ وَالمَرأَهُ الرَّجُلَ . [۱۹۱]
الکافی به نقل از اسحاق بن عمّار : از امام صادق علیه السلام در باره مردی پرسیدم که با همسرش در مسافرت است و آب در دسترس ندارد . آیا با زنش نزدیکی بکند ؟ فرمود : «دوست ندارم این کار را بکند ، مگر آن که بر خویش بترسد [ که به گناه بیفتد ]» . گفتم : به قصد لذّت بردن ، یا این که نتواند شهوتش را کنترل کند؟ فرمود : «کسی که نمی تواند شهوتش را کنترل کند ، بر خویش می ترسد» . گفتم : به قصد لذّت بردن ؟! فرمود : «این ، حلال است» . گفتم : از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می شود که ابو ذر رحمه الله از ایشان در این باره پرسید . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «با همسرت نزدیکی کن که پاداش می گیری» . ابو ذر گفت : ای پیامبر خدا ! برای نزدیکی کردن با آنها مأجور هستم؟! فرمود : «همان گونه که اگر مرتکب حرام شوی ، گناهکاری ؛ هر گاه با حلال درآمیزی ، پاداش می یابی» . امام صادق علیه السلام فرمود : «آیا نمی بینی که هر گاه بر خویش بترسد و با حلال در آمیزد ، مأجور است؟» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در باره این فرموده خدای تعالی : «هیچ مادری نباید به سبب فرزندش زیان ببیند ، و هیچ پدری نیز نباید به خاطر فرزندش ضرر ببیند» : در دوران شیردهی ، هر گاه مرد می خواست با همسرش نزدیکی کند ، زن می گفت : اجازه نمی دهم ؛ چون می ترسم حامله شوم و در نتیجه ، این فرزندم را که شیر می دهم ، [ بر اثر خشک شدن شیرم ] بکشم . و هر گاه زن ، مردش را دعوت می کرد ، مرد می گفت : می ترسم با تو نزدیکی کنم و فرزندم را بکشم . پس با او نزدیکی نمی کرد . پس ، خداوند عز و جل این روش را نهی فرمود که مرد ، به زن زیان بزند و زن ، به مرد .
۶ / ۴اِستِعدادُ الزَّوجَهِ لِتَلبِیَهِ حاجَهِ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یَحِلُّ لِامرَأَهٍ أن تَنامَ حَتّی تَعرِضَ نَفسَها عَلی زَوجِها ؛ تَخلَعَ ثِیابَها ، وتَدخُلَ مَعَهُ فی لِحافِهِ فَتُلزِقَ جِلدَها بِجِلدِهِ ، فَإِذا فَعَلَت ذلِکَ فَقَد عَرَضَت . [۱۹۲]
عنه صلی الله علیه و آله :إذَا الرَّجُلُ دَعا زَوجَتَهُ لِحاجَتِهِ فَلتَأتِهِ ، وإن کانَت عَلَی التَنّورِ . [۱۹۳]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا دَعَا الرَّجُلُ امرَأَتَهُ إلی فِراشِهِ فَأَبَت ، فَباتَ غَضبانَ عَلَیها ، لَعَنَتهَا المَلائِکَهُ حَتّی تُصبِحَ .[۱۹۴]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تَهجُرُ امرَأَهٌ فِراشَ زَوجِها ، إلّا لَعَنَتها مَلائِکَهُ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ . [۱۹۵]
۶ / ۵ذَمُّ تَسویفِ الزَّوجَهِ فی تَلبِیَهِ حاجَهِ زَوجِهاالمعجم الأوسط عن عبد اللّه بن عمر :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : لَعَنَ اللّهُ المُسَوِّفاتِ . فَقیلَ : یا نَبِیَّ اللّهِ ، ومَا المُسَوِّفاتُ ؟ قالَ : الَّتی یَدعوها زَوجُها إلی فِراشِها فَتَقولُ : سَوفَ ، حَتّی تَغلِبَهُ عَیناهُ . [۱۹۶]
۶ / ۴ آمادگی زن برای پاسخگویی به نیاز شوهر
۶ / ۴آمادگی زن برای پاسخگویی به نیاز شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای هیچ زنی ، روا نیست که بخوابد ، مگر این که [پیش از آن ،] خودش را به شوهرش عرضه کند . جامه هایش را در آورَد ، در بستر او در آید ، و پوست خود را بر پوست او بچسباند . اگر چنین کند ، پس ، خود را عرضه نموده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مرد ، همسرش را برای نیازش فرا خوانَد ، زن باید نزد او برود ، اگر چه سرِ تنور [ ، مشغول پختن نان ]باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مرد ، همسرش را به بستر خویش بخوانَد و او خودداری کند ، و شوهرش آن شب را با ناراحتی از او بگذرانَد ، تا صبح ، فرشتگان ، آن زن را لعنت می کنند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ زنی ، از بستر شوهرش دوری نمی کند ، مگر آن که فرشتگان خداوند عز و جل او را لعنت کنند .
۶ / ۵ نکوهشِ کوتاهیِ زن در پاسخگویی به نیاز شوهر
۶ / ۵نکوهشِ کوتاهیِ زن در پاسخگویی به نیازالمعجم الأوسط به نقل از عبد اللّه بن عمر : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خداوند ، زنان تعلّل کننده را لعنت کرده است» . گفت : ای پیامبر خدا ! زنان تعلّل کننده کیستند؟ فرمود : «زنی که شوهرش او را به بستر خویش بخواند و او بگوید : بعدا . تا این که شوهرش را خواب ببَرد» .
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ امرَأَهً أتَت رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِبَعضِ الحاجَهِ ، فَقالَ لَها : لَعَلَّکِ مِنَ المُسَوِّفاتِ ؟ قالَت : ومَا المُسَوِّفاتُ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : المَرأَهُ الَّتی یَدعوها زَوجُها لِبَعضِ الحاجَهِ فَلا تَزالُ تُسَوِّفُهُ حَتّی یَنعُسَ زَوجُها ویَنامَ ، فَتِلکَ لا تَزالُ المَلائِکَهُ تَلعَنُها حَتّی یَستَیقِظَ زَوجُها . [۱۹۷]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِلنِّساءِ : لا تُطَوِّلَنَّ صَلاتَکُنَّ لِتَمنَعنَ أزواجَکُنَّ . [۱۹۸]
۶ / ۶ذَمُّ عَدَمِ تَلبِیَهِ الزَّوجِ حاجَهَ زوجَتِهِمسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمرو :زَوَّجَنی أبِی امرَأَهً مِن قُرَیشٍ ، فَلَمّا دَخَلَت عَلَیَّ جَعَلتُ لا أنحاشُ [۱۹۹]لَها مِمّا بی مِنَ القُوَّهِ عَلَی العِبادَهِ مِنَ الصَّومِ وَالصَّلاهِ ، فَجاءَ عَمرُو بنُ العاصِ إلی کَنَّتِهِ حَتّی دَخَلَ عَلَیها ، فَقالَ لَها : کَیفَ وَجَدتِ بَعلَکِ ؟ قالَت خَیرُ الرِّجالِ أو کَخَیرِ البُعولَهِ مِن رَجُلٍ لَم یُفَتِّشِ لَنا کَنفَا [۲۰۰]، ولَم یَعرِف لَنا فِراشا . فَأَقبَلَ عَلَیَّ ، فَعَذَمَنی [۲۰۱]وعَضَّنی بِلِسانِهِ فَقالَ : أنکَحتُکَ امرَأَهً مِن قُرَیشٍ ذاتَ حَسَبٍ ، فَعَضَلتَها[۲۰۲] وفَعَلتَ وفَعَلتَ ؟ ! ثُمَّ انطَلَقَ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَشَکانی ، فَأَرسَلَ إلَیَّ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَأَتَیتُهُ ، فَقالَ لی : أتَصومُ النَّهارَ ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : وتَقومُ اللَّیلَ ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : لکِنّی أصومُ واُفطِرُ ، واُصَلّی وأنامُ ، وأمَسُّ النِّساءَ ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی .[۲۰۳]
۶ / ۶ نکوهشِ پاسخ ندادن شوهر به نیاز همسرش
امام صادق علیه السلام :زنی برای کاری نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «شاید تو از تعلّل کنندگانی؟» . گفت : تعلل کنندگان چه کسانی هستند ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «زنی که شوهرش او را برای خواسته اش بخواند و او چندان تأخیر و تعلّل کند که شوهرش چُرتش بگیرد و بخوابد . چنین زنی را فرشتگان ، تا زمانی که شوهرش بیدار شود ، همچنان لعنت می کنند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به زنان : هرگز نمازهای خود را طول ندهید تا اینکه شوهرانتان را [ از خود ] باز دارید .
۶ / ۶نکوهشِ پاسخ ندادن شوهر به نیاز همسرشمسند ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن عمرو [ بن عاص ] : پدرم ، زنی از قریش را به همسری من در آورد . چون بر من در آمد ، چندان سرگرم عبادت از روزه و نماز بودم که به او اعتنا نمی کردم . عمر و بن عاص ، به دیدن عروسش آمد و نزد او رفت و گفت : شوهرت را چگونه یافتی؟ همسرم گفت : بهترین مرد است یا همانند بهترین شوهر است آغوش برای ما نگشوده ، و بستری برایمان نمی شناسد ! پدرم ، به من رو کرد و شروع کرد به نکوهش کردن و زخم زبان زدن به من و گفت : من زنی خانواده دار از قریش را به همسری تو در آورده ام . آن گاه تو ، به خواسته او بی توجّهی می کنی و چنین و چنان می کنی؟! سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و از من شکایت کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله در پی من فرستاد و من نزد ایشان رفتم . به من فرمود : «آیا روزها را روزه می گیری؟» . گفتم : آری . فرمود : «و شب ها را به نماز می گذرانی؟» . گفتم : آری . فرمود : «امّا من ، گاهی روزه می گیرم و گاهی نیز نمی گیرم . هم نماز می خوانم و هم می خوابم ، و با زنان ، همخوابگی می کنم . پس ، هر که از سنّت من روی گردانَد ، از من نیست» .
صحیح مسلم عن أنس :إنَّ نَفَرا مِن أصحابِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله سَأَلوا أزواجَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَن عَمَلِهِ فِی السِّرِّ . فَقالَ بَعضُهُم : لا أتَزَوَّجُ النِّساءَ ، وقالَ بَعضُهُم : لا آکُلُ اللَّحمَ ، وقالَ بَعضُهُم : لا أنامُ عَلی فِراشٍ . فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ فَقالَ : ما بالُ أقوامٍ قالوا کَذا وکَذا ؟ ! لکِنّی اُصَلّی وأنامُ وأصومُ واُفطِرُ وأتَزَوَّجُ النِّساءَ ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی . [۲۰۴]
الدیوان المنسوب إلی الإمام علیّ علیه السلام فی بَیانِ شَکوَی امرَأَهٍ زَوجَها وجَوابِهِ لَها وحُکمِ أمیرِالمُؤمنینِ بَینَهُما : زَوجی کَریمٌ یُبغِضُ المَحارِمایَقطَعُ لَیلاً قاعِدا وقائِما ویُصبِحُ الدَّهرَ لَدَینا صائِماوقَد خَشیتُ أن یَکونَ آثِما لِأَنَّهُ یُصبِحُ لی مُراغِما وکانَ جوابُ زَوجِها : لا اُصبِحُ الدَّهرَ بِهِنَّ هائِماولا أکونُ بِالنِّساءِ ناعِما لا بَل اُصَلّی قاعِدا وقائِمافَقَد أکونُ لِلذُّنوبِ لازِما یا لَیتَنی نَجَوتُ مِنها سالِما ما حَکَمَ بِهِ عَلِیٌّ علیه السلام بَینَهُما : مَهلاً فَقَد أصبَحتَ فیها آثِمالَکَ الصَّلاهُ قاعِدا وقائِما ثَلاثَهٌ تُصبِحُ فیها صائِماورابِعٌ تُصبِحُ فیهِ طاعِما ولَیلَهٌ تَخلو لَدَیها ناعِماما لَکَ أن تُمسِکَها مُراغِما [۲۰۵]
صحیح مسلم به نقل از اَنَس : گروهی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله در باره عمل ایشان در نهان پرسیدند . پس یکی از آنها گفت : من زن نمی گیرم . دیگری گفت : من گوشت نمی خورم . و سومی گفت : من بر بستر نمی خوابم . [ خبر به پیامبر رسید ، برخاست ] پس ، حمد و ثنای الهی را به جا آورد و فرمود : «عدّه ای را چه شده است که چنین و چنان گفته اند؟! ولی من [ شب ها ]هم نماز می خوانم و هم می خوابم . [ روزها] گاهی روزه می گیرم و گاه می خورم ، و با زنان هم ازدواج می کنم . پس ، هر که از سنّت من روی گردانَد ، از من نیست» .
دیوان منسوب به امام علی علیه السلام در بیان شکایت زنی از شوهرش و پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام به او و قضاوت ایشان میان آن دو : [ زن گفت : ] شوهرم ، مرد بزرگواری است و از حرام ها بیزار است . شب ها را به قیام و قعود می گذرانَد و پیوسته روزه می گیرد و می ترسم که گنهکار باشد ؛ زیرا که به خواسته من بی اعتناست . و شوهرش پاسخ داد : من هرگز دلباخته آنان نیستم و هرگز از زنان کام نمی گیرم . نه ! بلکه پیوسته در قیام و قعود نمازم ؛ زیرا آلوده به گناهانم . کاشکی از آنها به سلامت برَهَم! علی علیه السلام میان آن دو ، چنین داوری نمود : آرام! که تو با این کار ، گنهکاری نماز خواندن و قیام و قعود ، وظیفه توست لیک ، سه روز را روزه بدار و چهار روز را بخور و یک شب را با آنان به کامجویی بگذران . تو حقّ نداری که نامرادشان بگذاری .
صحیح ابن حبّان عن أبی موسی الأشعری :دَخَلَتِ امرَأَهُ عُثمانَ بنِ مَظعونٍ عَلی نِساءِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَرَأَینَها سَیِّئَهَ الهَیئَهِ ، فَقُلنَ : ما لَکِ ؟ ما فی قُرَیشٍ رَجُلٌ أغنی مِن بَعلِکِ ! قالَت : ما لَنا مِنهُ مِن شَیءٍ ؛ أمّا نَهارُهُ فَصائِمٌ ، وأمّا لَیلُهُ فَقائِمٌ . قالَ : فَدَخَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَذَکَرنَ ذلِکَ لَهُ ، فَلَقِیَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا عُثمانُ ، أما لَکَ فِیَّ اُسوَهٌ ؟ قالَ : وما ذاکَ یا رَسولَ اللّهِ فِداکَ أبی واُمّی ؟ قالَ : أمّا أنتَ فَتَقومُ اللَّیلَ وتَصومُ النَّهارَ ، وإنَّ لِأَهلِکَ عَلَیکَ حَقّا ، وإنَّ لِجَسَدِکَ عَلَیکَ حَقّا ، صَلِّ ونَم وصُم وأفطِر . قالَ : فَأَتَتهُمُ المَرأَهُ بَعدَ ذلِکَ عَطِرَهً ، کَأَنَّها عَروسٌ . فَقُلنَ لَها : مَه ! قالَت : أصابَنا ما أصابَ النّاسَ . [۲۰۶]
الإمام علیّ علیه السلام :جاءَ عُثمانُ بنُ مَظعونٍ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، قَد غَلَبَنی حَدیثُ النَّفسِ ولَم اُحدِث شَیئا حَتّی أستَأمِرَکَ . قالَ : بِمَ حَدَّثَتکَ نَفسُکَ یا عُثمانُ ؟ قالَ : هَمَمتُ أن أسیحَ فِی الأَرضِ . قالَ : فَلا تَسِح فِی الأَرضِ ، فَإِنَّ سِیاحَهَ اُمَّتِی المَساجِدُ . قالَ : وهَمَمتُ أن اُحَرِّمَ عَلی نَفسِی اللَّحمَ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لا تَفعَل فَإِنّی أشتَهیهِ وآکُلُهُ ، ولَو سَأَلتُ اللّهَ أن یُطعِمَنیهِ کُلَّ یَومٍ لَفَعَلَ . فَقالَ : وهَمَمتُ أن أجُبَّ [۲۰۷]نَفسی . قالَ : یا عُثمانُ ، لَیسَ مِنّا مَن فَعَلَ ذلِکَ بِنَفسِهِ ولا بِأَحَدٍ ، إنَّ وَجأَ [۲۰۸]اُمَّتِی الصِّیامُ . قال : وهَمَمتُ أن اُحَرِّمَ خَولَهَ عَلی نَفسی یَعنی امرَأَتَهُ . قالَ : لا تَفعَل یا عُثمانُ ، فَإِنَّ العَبدَ المُؤمِنَ إذا أخَذَ [۲۰۹]بِیَدِ زَوجَتِهِ کَتَبَ اللّهُ لَهُ عَزَّ وجَلَّ عَشرَ حَسَناتٍ ومَحا عَنهُ عَشرَ سَیِّئاتٍ ، فَإِن قَبَّلَها کَتَبَ اللّهُ لَهُ مِئَهَ حَسَنَهٍ ومَحا عَنهُ مِئَهَ سَیِّئَهٍ ، فَإِن ألَمَّ بِها کَتَبَ اللّهُ لَهُ ألفَ حَسَنَهٍ ومَحا عَنهُ ألفَ سَیِّئَهٍ وحَضَرَتهُمَا المَلائِکَهُ ، وإذَا اغتَسَلا لَم یَمُرَّ الماءُ عَلی شَعرَهٍ مِن کُلِّ واحِدٍ مِنهُما إلّا کَتَبَ اللّهُ لَهُما حَسَنَهً ومَحا عَنهُما سَیِّئَهً ، فَإِن کانَ ذلِکَ فی لَیلَهٍ بارِدَهٍ ، قالَ اللّهُ تَعالی لِلمَلائِکَهِ : اُنظُروا إلی عَبدَیَّ هذَینِ اغتَسَلا فی هذِهِ اللَّیلَهِ البارِدَهِ عِلما مِنهُما أنّی رَبُّهُما ، اُشهِدُکُم أنّی قَد غَفَرتُ لَهُما . فَإِن کانَ لَهُما فی وَقعَتِهِما تِلکَ وَلَدٌ ، کانَ لَهُما وَصیفا فِی الجَنَّهِ . ثُمَّ ضَرَبَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِیَدِهِ عَلی صَدرِ عُثمانَ ، وقالَ : یا عُثمانُ ، لا تَرغَب عَن سُنَّتی ، فَإِنَّ مَن رَغِبَ عَن سُنَّتی عَرَضَت لَهُ المَلائِکَهُ یَومَ القِیامَهِ فَصَرَفَت وَجهَهُ عَن حَوضی . [۲۱۰]
صحیح ابن حبّان به نقل از ابو موسی اشعری : زن عثمان بن مَظعون ، نزد زنان پیامبر صلی الله علیه و آله آمد . او را با سر و وضع نامرتّبی دیدند . پس گفتند : تو را چه می شود؟ در میان قریش ، مردی ثروتمندتر از شوهر تو نیست ! گفت : ما حظّی از او نمی بریم ؛ روزش را روزه دار است و شبش را در عبادت . پیامبر صلی الله علیه و آله که آمد ، همسرانش ماجرا را به ایشان گفتند . پیامبر صلی الله علیه و آله به دیدن عثمان رفت و فرمود : «ای عثمان ! مگر من برای تو الگو نیستم؟» . گفت : چه شده است ، ای رسول خدا ؟ پدر و مادرم به فدایت! فرمود : «تو شب ها را به عبادت می گذرانی و روزها روزه می گیری ، در حالی که همسرت نیز بر تو حقّی دارد ، و بدنت را هم بر تو حقی است . [ شب ها ] هم نماز بخوان و هم بخواب . [روزها] هم روزه بگیر و هم بخور» . بعد از آن ، زن عثمان ، خوش بو مانند یک عروس ، نزد همسران پیامبر صلی الله علیه و آله آمد . زنان پیامبر صلی الله علیه و آله به او گفتند : هان ! چه خبر شده ! گفت : به ما هم آن رسید که به دیگران می رسد .
امام علی علیه السلام :عثمان بن مَظعون ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! وسوسه ، بر من چیره گشته است ؛ امّا دست به هیچ کاری نمی زنم تا این که از شما دستور بگیرم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «به چه چیزی وسوسه شده ای ، ای عثمان؟» . گفت : در این اندیشه ام که زمین گَردی [ رهبانیت سیّار ] در پیش گیرم . فرمود : «زمین گردی مکن ؛ زیرا زمین گردی امّت من ، مسجدهاست» . گفت : و در این اندیشه ام که گوشت خوردن را بر خود حرام سازم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «چنین مکن . من خود ، گوشت دوست دارم و می خورم . اگر از خدا می خواستم که هر روز به من گوشت بخورانَد ، این کار را می کرد» . گفت : و در این اندیشه ام که خود را خواجه سازم . فرمود : «ای عثمان ! از ما نیست کسی که با خود یا هر کس دیگری چنین کند . خواجگی امّت من ، روزه است» . گفت : در این اندیشه ام که خوله همسرم را بر خود حرام سازم . فرمود : «چنین مکن ، ای عثمان ! زیرا بنده مؤمن ، هر گاه دست همسرش را بگیرد ، خداوند عز و جل ، ده حسنه برایش می نویسد و ده گناه از او پاک می کند . چنانچه او را ببوسد ، خداوند صد حسنه برایش می نویسد و صد گناه از او می زداید . هر گاه با او در آمیزد ، خداوند ، هزار حسنه برایش می نویسد و هزار گناه از او می زداید ، و فرشتگان بر ایشان حاضر می شوند . چون غسل کنند ، آب بر هر تارِ مویی از آن دو نمی گذرد مگر آن که خداوند [ به ازای هر تارِ مو ] یک حسنه بر ایشان می نویسد و یک گناه می زداید . اگر این ، در شبی سرد باشد ، خداوند متعال به فرشتگان می فرماید : بنگرید این دو بنده ام را که در این شب سرد ، غسل کردند ؛ از آن روی که یقین دارند من خداوندگار آنان هستم . شما را گواه می گیرم که آن دو را آمرزیدم . پس ، اگر در این آمیزش ، برای آن دو فرزندی بود ، آن فرزند ، خدمتکار ایشان در بهشت است» . آن گاه ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با دستش به سینه عثمان زد و فرمود : «ای عثمان ! از روش من ، روی متاب که هر کس از روش من روی برتابد ، روز قیامت ، فرشتگان ، راه را بر او می گیرند و رویِ او را از حوض من می گردانند» .
الإمام الصادق علیه السلام :جاءَتِ امرَأَهُ عُثمانَ بنِ مَظعونٍ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ عُثمانَ یَصومُ النَّهارَ ویَقومُ اللَّیلَ ! فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مُغضَبا یَحمِلُ نَعلَیهِ ، حَتّی جاءَ إلی عُثمانَ فَوَجَدَهُ یُصَلّی ، فَانصَرَفَ عُثمانُ حینَ رَأی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فَقالَ لَهُ : یا عُثمانُ ، لَم یُرسِلنِی اللّهُ تَعالی بِالرَّهبانِیَّهِ ، ولکِن بَعَثَنی بِالحَنیفِیَّهِ السَّهلَهِ السَّمحَهِ ، أصومُ واُصَلّی ، وألمِسُ أهلی ، فَمَن أحَبَّ فِطرَتی فَلیَستَنَّ بِسُنَّتی ، ومِن سُنَّتِی النِّکاحُ . [۲۱۱]
امام صادق علیه السلام :زن عثمان بن مَظعون ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! عثمان ، روزها روزه می گیرد و شب ها در عبادت است ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با عصبانیت ، کفش هایش را برداشت و بیرون رفت تا نزد عثمان آمد . دید که مشغول نماز است . عثمان ، با دیدن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نمازش را قطع کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای عثمان ! خداوند متعال ، مرا به رهبانیت نفرستاده ؛ بلکه مرا با آیین یکتاپرستیِ سهل و ساده گیر ، فرستاده است . من ، هم روزه می گیرم و هم نماز می خوانم و هم با همسرم آمیزش می کنم . پس ، هر که آیین مرا دوست دارد ، باید از سنّت من پیروی کند و از جمله سنّت من ، ازدواج کردن است» .
عنه علیه السلام :إنَّ ثَلاثَ نِسوَهٍ أتَینَ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَقالَت إحداهُنَّ : إنَّ زَوجی لا یَأکُلُ اللَّحمَ ، وقالَتِ الاُخری : إنَّ زَوجی لا یَشَمُّ الطّیبَ ، وقالَتِ الاُخری : إنَّ زَوجی لا یَقرَبُ النِّساءَ . فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَجُرُّ رِداءَهُ ، حَتّی صَعِدَ المِنبَرَ ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ ، ثُمَّ قالَ : ما بالُ أقوامٍ مِن أصحابی لا یَأکُلونَ اللَّحمَ ، ولا یَشَمّونَ الطّیبَ ، ولا یَأتونَ النِّساءَ ؟! أما إنّی آکُلُ اللَّحمَ ، وأشَمُّ الطّیبَ ، وآتِی النِّساءَ ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی . [۲۱۲]
صحیح البخاری عن أبی جحیفه :آخی النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بَینَ سَلمانَ وبَینَ أبِی الدَّرداءِ ، فَزارَ سَلمانُ أبَا الدَّرداءِ فَرَأی اُمَّ الدَّرداءِ مُتَبَذِّلَهً ، فَقالَ لَها : ما شَأنُکِ ؟ قالَت : أخوکَ أبُو الدَّرداءِ لَیسَ لَهُ حاجَهٌ فِی الدُّنیا ! فَجاءَ أبُو الدَّرداءِ فَصَنَعَ لَهُ طَعاما ، فَقالَ : کُل ، قالَ : فَإِنّی صائِمٌ ، قالَ : ما أنَا بِآکِلٍ حَتّی تَأکُلَ . قالَ : فَأَکَلَ ، فَلَمّا کانَ اللَّیلُ ذَهَبَ أبُو الدَّرداءِ یَقومُ ، قالَ : نَم ، فَنامَ ، ثُمَّ ذَهَبَ یَقومُ فَقالَ : نَم ، فَلَمّا کانَ مِن آخِرِ اللَّیلِ قالَ سَلمانُ : قُمِ الآنَ ، فَصَلَّیا . فَقالَ : إنَّ لِرَبِّکَ عَلَیکَ حَقّا ، ولِنَفسِکَ عَلَیکَ حَقّا ، ولِأَهلِکَ عَلَیکَ حَقّا ، فَأَعطِ کُلَّ ذی حَقٍّ حَقَّهُ . فَأَتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَذَکَرَ ذلِکَ لَهُ ، فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : صَدَقَ سَلمانُ . [۲۱۳]
سنن أبی داوود عن عائشه :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله بَعَثَ إلی عُثمانَ بنِ مَظعونٍ فَجاءَهُ ، فَقالَ : یا عُثمانُ ، أرَغِبتَ عَن سُنَّتی ؟ قالَ : لا وَاللّهِ یا رَسولَ اللّهِ ، ولکن سُنَّتَکَ أطلُبُ . قالَ : فَإِنّی أنامُ واُصَلّی ، وأصومُ واُفطِرُ ، وأنکِحُ النِّساءَ ، فَاتَّقِ اللّهَ یا عُثمانُ ، فَإِنَّ لِأَهلِکَ عَلَیکَ حَقّا ، وإنَّ لِضَیفِکَ عَلَیکَ حَقّا ، وإنَّ لِنَفسِکَ عَلَیکَ حَقّا ، فَصُم وأفطِر وصَلِّ ونَم . [۲۱۴]
امام صادق علیه السلام :سه زن ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمدند . یکی از آنان گفت : شوهرم گوشت نمی خورد . دومی گفت : شوهرم بوی خوش استشمام نمی کند . سومی گفت : شوهرم با زنان ، نزدیکی نمی کند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، در حالی که رَدایش را می کشید ، بیرون آمد و بر منبر شد و حمد و ثنای الهی را به جا آورد . سپس فرمود : «چه شده است که گروهی از یارانم گوشت نمی خورند ، بوی خوش نمی بویند ، و با زنان ، هم بستر نمی شوند؟! به درستی که من گوشت می خورم ، بوی خوش می بویم و با زنان ، همبستر می شوم . پس هر که از راه و رسم من روی بگردانَد ، از من نیست» .
صحیح البخاری به نقل از ابو جحیفه : پیامبر صلی الله علیه و آله سلمان و ابو دَرداء را برادر هم قرار داد . [ روزی ] سلمان ، به دیدار ابو درداء رفت . پس اُمّ درداء را با سر و وضعی ژولیده یافت . گفت : چرا چنین؟ ابو درداء گفت : برادرت ابو درداء را با دنیا ، کاری نیست ! ابو درداء آمد و برای سلمان ، غذایی آماده کرد و گفت : تو بخور ، من روزه هستم . سلمان گفت : تا تو نخوری ، من نمی خورم . ابو درداء خورد. شب هنگام ، ابو درداء خواست که به شب زنده داری بپردازد . سلمان گفت : بخواب . ابو درداء خوابید . دو باره خواست برخیزد . سلمان گفت : بخواب . آخر شب که فرا رسید ، سلمان گفت : حالا برخیز . پس هر دو به نماز پرداختند . سلمان سپس گفت : پروردگارت را بر تو حقّی است ، خودت را بر تو حقّی است ، و خانواده ات را هم بر تو حقّی است . پس حقِّ هر صاحبِ حقّی را ادا کن . آن گاه ابو درداء نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و ماجرا را برای ایشان باز گفت . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «سلمان ، راست گفته است» .
سنن أبی داوود به نقل از عایشه : پیامبر صلی الله علیه و آله در پی عثمان بن مَظعون فرستاد و او آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای عثمان! آیا از سنّت من روی گردانی؟» . گفت : نه به خدا ، ای پیامبر خدا! بلکه طالب سنّت شما هستم . فرمود : «پس ، من [ شب ها ، ] هم می خوابم و هم نماز می خوانم ، و[ روزها ]هم روزه می گیرم و هم می خورم ، و با زنان نیز آمیزش می کنم . پس ، از خدا بترس ، ای عثمان ! چرا که خانواده ات را بر تو حقّی است ، میهمانت را بر تو حقّی است ، و خودت را هم بر تو حقّی است . پس ، [روزها ،] هم روزه بگیر و هم بخور ، و [ شب ها ، ] هم نماز بخوان و هم بخواب» .
راجع : ص ۲۶۴ (القسم الثانی / الفصل الرابع / الحثّ علی رعایه حقوق الاُسره) .
۶ / ۷النَّهیُ عَنِ الإِمساکِ عَنِ الزَّوجَهِ أکثَرَ مِن أربَعَهِ أشهُرٍتهذیب الأحکام :سَأَلَ صَفوانُ بنُ یَحیی أبَا الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام عَن رَجُلٍ یَکونُ عِندَهُ المَرأَهُ الشّابَّهُ ، فَیُمسِکُ عَنهَا الأَشهُرَ وَالسَّنَهَ لا یَقرَبُها ، لَیسَ یُریدُ الإِضرارَ بِها ، یَکونُ لَهُم مُصیبَهٌ ، أیَکونُ فی ذلِکَ آثِما ؟ قالَ : إذا تَرَکَها أربَعَهَ أشهُرٍ کانَ آثِما بَعدَ ذلِکَ . [۲۱۵]
۶ / ۸ما یَنبَغی رِعایَتُهُ فِی المُباشَرَهِأ الشَّبَقُالإمام الرضا علیه السلام :لا تُجامِع إلّا مِن شَبَقٍ . [۲۱۶]
۶ / ۷ نهی از همبستر نشدن با همسر ، بیش از چهار ماه
۶ / ۸ آنچه در هنگام آمیزش رعایت آن شایسته است
الف میل شدید
ر . ک : ص ۲۶۵ (بخش دوم / فصل چهارم / تشویق به پاسداشت حقوق خانواده) .
۶ / ۷نهی از همبستر نشدن با همسر ، بیش از چهار ماهتهذیب الأحکام :صَفوان بن یحیی ، از امام رضا علیه السلام پرسید : مردی ، همسر جوانی دارد و چند ماه ، حتّی یک سال می گذرد و با او نزدیکی نمی کند . نه این که بخواهد به او آزار برساند ؛ بلکه مصیبتی دیده اند . آیا در این باره ، گناهکار است؟ فرمود : «چنانچه چهار ماه ، او را ترک کند ، پس از آن ، گناهکار است» .
۶ / ۸آنچه در هنگام آمیزش رعایت آن شایسته استالف میل شدیدامام رضا علیه السلام :نزدیکی مکن ، مگر از روی میلِ شدید .
ب الاِستِتارُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَعَلَّموا مِنَ الغُرابِ خِصالاً ثَلاثا : اِستِتارَهُ بِالسِّفادِ [۲۱۷] ، وبُکورَهُ فی طَلَبِ الرِّزقِ ، وحَذَرَهُ . [۲۱۸]
الإمام علیّ علیه السلام :نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن یُجامِعَ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ وَالصَّبیُّ فِی المَهدِ یَنظُرُ إلَیهِما . [۲۱۹]
الإمام الصادق علیه السلام :لا یُجامِعِ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ ولا جارِیَتَهُ وفِی البَیتِ صَبِیٌّ ، فَإِنَّ ذلِکَ مِمّا یورِثُ الزِّنا .[۲۲۰]
ج المُلاعَبَهُتاریخ بغداد عن جابر :نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَنِ المُواقَعَهِ [۲۲۱] قَبلَ المُلاعَبَهِ . [۲۲۲]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ مِنَ الجَفاءِ : . . . وأن یَکونَ بَینَ الرَّجُلِ وأهلِهِ وِقاعٌ مِن غَیرِ أن یُرسِلَ رَسولاً ؛ المِزاحَ وَالقُبَلَ . لا یَقَع أحَدُکُم عَلی أهلِهِ مِثلَ البَهیمَهِ ! [۲۲۳]
ب پنهان از چشم
ب پنهان از چشمپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از کلاغ ، سه خصلت را یاد بگیرید : پنهانی آمیزش کردن ، سحرخیزی در طلب روزی ، و محتاط بودن .
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نهی فرمود از این که مرد ، با همسرش نزدیکی کند ، در حالی که کودک ، در گهواره به آنها می نگرد .
امام صادق علیه السلام :در اتاقی که کودکی وجود دارد ، مرد نباید با زن یا کنیزش نزدیکی کند ؛ چرا که این کار ، زنا به بار می آورد .
ج مُلاعبه (بازی کردن)
ج مُلاعبه (بازی کردن)تاریخ بغداد به نقل از جابر : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از مجامعت پیش از ملاعبه ، نهی فرمود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز ، از جفا [ به همسر] است : ... و این که میان مرد و همسرش ، آمیزشی صورت پذیرد بدون آن که مرد ، پیش تر ، پیکی بفرستد : شوخی و بوسه . هیچ یک از شما مانند حیوانات ، با همسرش نزدیکی نکند !
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِنَ العَجزِ فِی الرَّجُلِ . . . وَالثّالِثُ : أن یُقارِبَ الرَّجُلُ جارِیَتَهُ فَیُصیبَها قَبلَ أن یُحادِثَها ویُؤانِسَها ویُضاجِعَها ، فَیقضِیَ حاجَتَهُ مِنها قَبلَ أن تَقضِیَ حاجَتَها مِنهُ . [۲۲۴]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ أحَدَکُم لَیَأتی أهلَهُ فَتَخرُجُ مِن تَحتِهِ ، فَلو أصابَت زِنجِیا لَتَشَبَّثَت بِهِ ! فَإِذا أتی أحَدُکُم أهلَهُ فَلیَکُن بَینَهُما مُلاعَبَهٌ ؛ فَإِنَّهُ أطیَبُ لِلأَمرِ . [۲۲۵]
د التَّلَبُّثُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا جامَعَ أحَدُکُم أهلَهُ فَلیَصدُقها ، ثُمَّ إذا قَضی حاجَتَهُ قَبل أن تَقضِیَ حاجَتَها فَلا یَعجَلها حَتّی تَقضِیَ حاجَتَها . [۲۲۶]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ أحَدُکُم أن یَأتِیَ أهلَهُ فَلا یَعجَلها . [۲۲۷]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا خالَطَ الرَّجُلُ أهلَهُ فَلا یَنزو نَزوَ الدّیکِ ، وَلیَثبُت عَلی بَطنِها حَتّی تُصیبَ مِنهُ مِثلَ الَّذی أصابَ مِنها . [۲۲۸]
الکافی عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إذا جامَعَ أحَدُکُم فَلا یَأتِیهِنَّ کَما یَأتِی الطَّیرُ ، لِیَمکُث وَلیَلبَث . قالَ بَعضُهُم : وَلیَتَلَبَّث .[۲۲۹]
د درنگ ورزیدن
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز ، از ناتوانی مرد است ... و سوم ، این که مرد ، با کنیزش نزدیکی کند و پیش از آن که با او به صحبت کردن و مؤانست و هماغوشی بپردازد ، کام گیرد ، و نیازش را ارضا کند ، پیش از آن که کنیزش نیازش را از او بر آورَد .
امام صادق علیه السلام :یکی از شما با زنش همبستر می شود ، ولی زنش در حالی از کار او فارغ می شود که اگر مردی زنگی را بیابد به او می چسبد ! پس ، هر گاه یکی از شما به سراغ همسرش رفت ، باید نخست ، میان آن دو ، قدری [ شوخی و ]ملاعبه صورت گیرد ؛ چون این [مقدّمه] ، برای آن کار ، لذّتبخش تر است .
د درنگ ورزیدنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما با همسرش هم بستر شد ، او را نیز سخت برانگیزد ، و چنانچه پیش از او ، نیازش برآورده شد ، زودتر از او بر نخیزد تا وی نیز نیازش را برآورده سازد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه ، یکی از شما خواست با همسرش نزدیکی کند ، زودتر از او ، از جای بر نخیزد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مرد ، با همسرش در آمیخت ، خُروُسْوار بر نجهد ؛ بلکه روی شکم او بمانَد تا زن نیز به همان لذّتی که وی رسیده ، برسد .
الکافی به نقل از ابن قدّاح ، از امام صادق علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر گاه یکی از شما مجامعت کرد ، مانند پرندگان ، با آنان (همسرش) نزدیکی نکند ؛ بلکه باید مکث و درنگ کند» .
الإمام علیّ علیه السلام :إذا أرادَ أحَدُکُم أن یَأتِیَ زَوجَتَهُ فَلا یَعجَلها ، فَإِنَّ لِلنِّساءِ حَوائِجَ .[۲۳۰]
ه الذِّکرُ والدُّعاءُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أما لَو أنَّ أحَدَهُم إذا أرادَ أن یَأتِیَ أهلَهُ قالَ : «بِسمِ اللّهِ ، اللّهُمَّ جَنِّبنَا الشَّیطانَ وجَنِّبِ الشَّیطانَ ما رَزَقتَنا» فَإِنَّهُ إن یُقَدَّر بَینَهُما وَلَدٌ فی ذلِکَ ، لَم یَضُرَّهُ شَیطانٌ أبَدا . [۲۳۱]
الإمام الباقر علیه السلام :إذا أرَدتَ الوَلَدَ فَقُل عِندَ الجِماعِ : اللّهُمَّ ارزُقنی وَلَدا وَاجعَلهُ تَقِیّا ، لَیسَ فی خَلقه زِیادَهٌ ولا نُقصانٌ ، وَاجعَل عاقِبَتَهُ إلی خَیرٍ . [۲۳۲]
الکافی عن عبد الرحمن بن کثیر :کُنتُ عِندَ أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام جالِسا ، فَذَکَرَ شِرکَ الشَّیطانِ فَعَظَّمَهُ حَتّی أفزَعَنی ، قُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، فَمَا المَخرَجُ مِن ذلِکَ ؟ قالَ : إذا أرَدتَ الجِماعَ فَقُل : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ الَّذی لا إلهَ إلّا هُوَ بَدیعُ السَّماواتِ وَالأَرضِ ، اللّهُمَّ إن قَضَیتَ مِنّی فی هذِهِ اللَّیلَهِ خَلیفَهً ، فَلا تَجعَل لِلشَّیطانِ فیهِ شِرکا ولا نَصیبا ولا حَظّا ، وَاجعَلهُ مُؤمِنا مُخلِصا مُصَفّیً مِنَ الشَّیطانِ ورِجزِهِ ، جَلَّ ثَناؤُکَ . [۲۳۳]
الإمام الصادق علیه السلام :إذا أتی أحَدُکُم أهلَهُ فَلیَذکُرِ اللّهَ ، فَإِنَّ مَن لَم یَذکُرِ اللّهَ عِندَ الجِماعِ وکانَ مِنهُ وَلَدٌ ، کانَ ذلِکَ شِرکَ شَیطانٍ ، ویُعرَفُ ذلِکَ بِحُبِّنا وبُغضِنا . [۲۳۴]
ه ذکر و دعا
امام علی علیه السلام :هر گاه یکی از شما خواست که با همسرش نزدیکی کند ، زودتر از او ، از جای بر نخیزد ؛ چرا که زنان نیز نیازهایی دارند .
ه ذکر و دعاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هان ! اگر هر یک از شما ، هنگامی که می خواهد با زنش همبستر شود ، بگوید : «به نام خدا . بار خدایا ! ما را از [شرّ] شیطان به دور دار ، و شیطان را از آنچه روزیِ ما کرده ای ، دور بدار» ، چرا که چنانچه در آن مجامعت ، فرزندی برایشان مقدّر شود ، هیچ شیطانی ، هرگز به او گزند نمی رسانَد .
امام باقر علیه السلام :هر گاه خواستی فرزنددار شوی ، هنگام جِماع بگو : بار خدایا ! مرا فرزندی روزی فرما ، و او را پرهیزگار ، و با جسمی سالم و بدون افزونی و کاستی ، قرار بده و او را عاقبت به خیر بگردان .
الکافی به نقل از عبد الرحمان بن کثیر : نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودم که ایشان از شریک شدن شیطان [ در نطفه اولاد ] ، با چنان اهمّیتی یاد کرد که مرا ترساند . گفتم : فدایت شوم ! راهِ نجات از آن چیست؟ فرمود : «هر گاه خواستی آمیزش کنی ، بگو : به نام خدای بخشاینده مهربان که معبودی جز او نیست . آفریننده آسمان ها و زمین است . بار خدایا! اگر در این شب ، چنان حکم فرمودی که مرا جانشینی باشد ، برای شیطان در او ، شریک و نصیب و بهره ای قرار مده ، و او را مؤمنی پاک از شیطان و پلیدیِ او بگردان . بزرگ است ثنای تو» .
امام صادق علیه السلام :هر گاه یکی از شما با همسرش نزدیکی کرد ، خدا را یاد کند [ و بسم اللّه بگوید ] ؛ زیرا هر که در هنگام مجامعت ، خدا را یاد نکند و فرزندی از او به دنیا بیاید ، شیطان ، در [تولّد] او شرکت دارد ، و این ، از دوستی و دشمنی [ ِ او ]نسبت به ما شناخته می شود .
و التَّوَضُّؤُ لِلعَودِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أتی أحَدُکُم أهلَهُ ثُمَّ أرادَ أن یَعودَ ، فَلیَتَوَضَّأ فَإِنَّهُ أنشَطُ لِلعَودِ . [۲۳۵]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أتی أحَدُکُم أهلَهُ ثُمَّ بَدا لَهُ أن یُعاوِدَ ، فَلیَتَوَضَّأ بَینَهُما وُضوءا .[۲۳۶]
عنه صلی الله علیه و آله :یُکرَهُ أن یَغشَی الرَّجُلُ المَرأَهَ وَقدِ احتَلَمَ ، حَتّی یَغتَسِلَ مِنِ احتِلامِهِ الَّذی رَأی ، فَإِن فَعَلَ وخَرَجَ الوَلَدُ مَجنونا فَلا یَلومَنَّ إلّا نَفسَهُ . [۲۳۷]
۶ / ۹ما لا یَنبَغی فِی المُباشَرَهِأ الإِفراطُکتاب من لا یحضره الفقیه :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : مَن أرادَ البَقاءَ ولا بَقاءَ ، فَلیُباکِرِ الغَداءَ ، وَلیُجَوِّدِ الحِذاءَ ، وَلیُخَفِّفِ الرِّداءَ ، وَلیُقِلَّ مُجامَعَهَ النِّساءِ . قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ ، وما خِفَّهُ الرِّداءِ؟ قالَ : قِلَّهُ الدَّینِ . [۲۳۸]
و وضو ساختن برای آمیزش مجدّد
و وضو ساختن برای آمیزش مجدّدپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما با همسرش نزدیکی کرد ، سپس خواست که دوباره نزدیکی کند ، وضو بسازد ؛ زیرا این کار ، بر نشاط او برای بار دوم می افزاید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما با همسرش آمیزش کرد ، سپس دلش خواست [که دوباره ، نزدیکی را] تکرار کند ، میان آن دو ، وضویی بسازد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مکروه است مردی که محتلم شده ، [دوباره] با زن نزدیکی کند ، مگر این که غسل نماید . پس اگر با آن حالت ، نزدیکی کرد و فرزندی دیوانه به دنیا آمد ، نباید کسی جز خودش را ملامت کند .
۶ / ۹ آنچه در آمیزش ، شایسته نیست
الف زیاده روی
۶ / ۹آنچه در آمیزش ، شایسته نیستالف زیاده رویکتاب من لا یحضره الفقیه :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر که می خواهد جاودانه بماند که البته جاودانگی ، در کار نیست ، صبحانه تناول کند ، کفش نیکو [ و مناسب ]بپوشد ، ردایش سبُک باشد ، و با زنان ، کمتر نزدیکی کند» . گفته شد : ای پیامبر خدا ! سبُکی رداء چیست ؟ فرمود : «اندک بودن دَین» .
الإمام علیّ علیه السلام حینَما سُئِلَ عَنِ الجِماعِ : حَیاءٌ یَرتَفِعُ ، وعَوراتٌ تَجتَمِعُ ، أشبَهُ شَیءٍ بِالجُنونِ ، الإِصرارُ عَلَیهِ هَرَمٌ ، وَالإِفاقَهُ مِنهُ نَدَمٌ ، ثَمَرَهُ حَلالِهِ الوَلَدُ ؛ إن عاشَ فَتَنَ ، وإن ماتَ حَزَنَ . [۲۳۹]
ب المُباشَرَهُ حاقِنارسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یُجامِعَنَّ أحَدُکُم وبِهِ حَقنٌ مِن خَلَأٍ [۲۴۰]، فَإِنَّ مِنهُ یَکونُ البَواسِیرُ[۲۴۱]. ولا یُجامِعَنَّ أحَدٌ مِنکُم وبِهِ حَقنٌ مِن بَولٍ ، فَإِنَّهُ یَکونُ مِنهُ النَّواصیرُ [۲۴۲].[۲۴۳]
ج المُباشَرَهُ مُستَقبِلَ القِبلَهِالإمام علیّ علیه السلام فی ذِکرِ جُمَلٍ مِن مَناهِی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله : نَهی أن یُجامِعَ الرَّجُلُ أهلَهُ مُستَقبِلَ القِبلَهِ . [۲۴۴]
ب نزدیکی ، در حالتِ پُر بودن معده و مثانه
امام علی علیه السلام در پاسخ به این پرسش که : جماع چیست؟ : پرده شرمی کنار می رود ، و شرمگاه هایی به هم می آمیزند ، که شبیه ترین حالت به دیوانگی است . زیاده روی در آن ، پیری می آورد ، و چون از آن حالت به خود بیاید ، پشیمان می شود . میوه حلالش ، فرزند است که اگر زنده بمانَد ، [والدینش را ]گرفتار می کند ، و اگر بمیرد ، [برای آنها] اندوه می آورد .
ب نزدیکی ، در حالتِ پُر بودن معده و مثانهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :[زنهار !] هیچ یک از شما در حالی که نیاز به قضایِ حاجت دارد ، نزدیکی نکند ؛ زیرا این کار ، بیماریِ بواسیر ایجاد می کند . [زنهار ! ]هیچ یک از شما در حالی که مثانه اش پُر است ، نزدیکی نکند ؛ چرا که این کار ، باعث ناسور (فیستول) می شود .
ج آمیزش رو به قبله
ج آمیزش رو به قبلهامام علی علیه السلام در بیان شَمّه ای از نهی های پیامبر صلی الله علیه و آله : ایشان از این که مرد ، با همسرش ، رو به قبله نزدیکی کند ، نهی فرمود .
د مُباشَرَهُ المَرأَهِ بِشَهوَهِ غَیرِهارسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِأَمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام : یا عَلِیُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَکَ بِشَهوَهِ امرَأَهِ غَیرِکَ ، فَإِنّی أخشی إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ أن یَکونَ مُخَنَّثا أو مُؤَنَّثا مُخَبَّلاً . [۲۴۵]
عنه صلی الله علیه و آله أیضا : یا عَلِیُّ ، لا تُجامِع أهلَکَ عَلی شَهوَهِ اُختِها ، فَإِن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ عَشّارا أو عَونا لِلظّالِمِ ، ویَکونُ هَلاکُ فِئامٍ مِنَ النّاسِ عَلی یَدَیهِ . [۲۴۶]
ه الشِّیاعُ رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الشِّیاعُ [۲۴۷] حَرامٌ . [۲۴۸]
و إخبارُ الآخَرینَمسند ابن حنبل عن شهر :حَدَّثَتنی أسماءُ بنتُ یَزیدَ أنَّها کانَت عِندَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَالرِّجالُ وَالنِّساءُ قُعودٌ عِندَهُ ، فَقالَ : لَعَلَّ رَجُلاً یَقولُ ما یَفعَلُ بِأَهلِهِ ، ولَعَلَّ امرَأَهً تُخبِرُ بِما فَعَلَت مَعَ زَوجِها ! فَأَرَمَّ [۲۴۹]القَومُ ، فَقُلتُ : إی وَاللّهِ یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّهُنَّ لَیَقُلنَ ، وإنَّهُم لَیَفعَلونَ ! قالَ : فَلا تَفعَلوهُ ، فَإِنَّما ذلِکَ مَثَلُ الشَّیطانِ لَقِیَ شَیطانَهً فی طَریقٍ فَغَشِیَها وَالنَّاسُ یَنظُرونَ . [۲۵۰]
.
د آمیزش با زن ، به هوسِ زنی دیگر
د آمیزش با زن ، به هوسِ زنی دیگرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله در توصیه هایش به امیر مؤمنان علیه السلام : ای علی ! با زنت به هوس زنی دیگر ، مجامعت نکن ؛ زیرا می ترسم اگر فرزندی برایتان مقدّر شود ، مخنّث یا زن صفت و دیوانه باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در توصیه هایش به امیر مؤمنان علیه السلام : ای علی ! با همسرت ، به هوسِ خواهر او نزدیکی مکن ؛ زیرا اگر فرزندی برایتان مقدّر شود ، باجگیر یا کمکِ ستمگر باشد ، و گروهی از مردم ، به دست او نابود شوند .
ه فَخرفروشی به کثرت جماع
و نقل کردن برای دیگران
ه فَخرفروشی به کثرت جماع پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فَخرفروشی به کثرت جماع ، حرام است .
و نقل کردن برای دیگرانمسند ابن حنبل به نقل از شهر : اسماء بنت یزید برایم گفت که وی نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود و مردان و زنان ، کنار او نشسته بودند . حضرت فرمود : «ممکن است مردی ، از کاری که با همسرش می کند ، بگوید ، و یا زنی ، از کاری که با شوهرش کرده ، خبر دهد !» . جمعیّت ، سکوت کرد . من گفتم : بله . البته ، ای رسول خدا ! هم زن ها می گویند ، و هم مردها این کار را می کنند ! فرمود : «این کار را نکنید ؛ زیرا این کار ، به آن می مانَد که شیطان ، ماده شیطانی [۲۵۱]را در گذرگاهی ببیند و بر او برجهد و مردم تماشا کنند» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن أشَرِّ النّاسِ عِندَ اللّهِ مَنزِلَهً یَومَ القِیامَهِ ، الرَّجُلَ یُفضی إلَی امرَأَتِهِ وتُفضی إلَیهِ ، ثُمَّ یَنشُرُ سِرَّها .[۲۵۲]
عمل الیوم واللیله لابن السنّی عن أبی هریره :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : ألا هَل عَسی رَجُلٌ یُغلِقُ بابَهُ ویُرخی سِترَهُ ، ویُستَرُ بِسِترِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، فَیَخرُجُ فَیقولُ : فَعَلتُ بِأَهلی وفَعَلتُ ! فَقامَت جارِیَهٌ کَعابٌ فَقالَت : وَاللّهِ إنّهم لَیَفعَلون وإنَّهُنَّ لَیَفعَلن . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أفَلا اُخبِرُکُم بِمَثَلِ ذلِکَ ؟ قالوا : وما مَثَلُهُ ؟ قالَ : مَثَلُ شَیطانٍ لَقِیَ شَیطانَهً فی سِکَّهٍ فَنَکَحَها وَالنّاسُ یَنظُرونَ ! [۲۵۳]
المعجم الکبیر عن أبی اُمامه :بَینَما رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَوما جالِسٌ وعِندَهُ امرَأَهٌ ، إذ قالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنّی لَأَحسَبُکُنَّ تُخبِرنَ بِما یَفعَلُ بِکُنَّ أزواجُکُنَّ ؟ قالَت : إی وَاللّهِ بِأَبی واُمّی یا رَسولَ اللّهِ ، إنّا لَنَفتَخِرُ بِذلِکَ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : فَلا تَفعَلن ، فَإِنَّ اللّهَ یَمقُتُ مَن یَفعَلُ ذلِکَ . فَقالَ لَها : إنّی لَأَحسَبُ إحداکُنَّ إذا أتاها زَوجُها لَیَکشِفانِ عَنهُمَا اللِّحافَ ، یَنظُرُ أحَدُهُما إلی عَورَهِ صاحِبِهِ کَأَنَّهُما حِمارانِ ! قالَت : إی وَاللّهِ بِأَبی واُمّی ، إنّا لَنَفعَلُ ذلِکَ . قالَ : لا تَفعَلوا ذلِکَ ، فَإِنَّ اللّهَ یَمقُتُ عَلی ذلِکَ . [۲۵۴]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از جمله کسانی که در روز قیامت ، بدترین جایگاه را نزد خدا دارند ، مردی است که با همسرش و همسرش با او ، کاری انجام بدهد ، سپس راز او را فاش سازد .
عمل الیوم و اللیله ، ابن السنی به نقل از ابو هریره : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا ممکن است که مردی ، دَرِ اتاقش را ببندد و پرده اش را بیندازد ، و خدا هم بر او پرده پوشی کند . سپس بیرون بیاید و بگوید : من با زنم چه و چه کردم !» . دخترکی جوان برخاست و گفت : به خدا که مردها چنین می کنند و همچنین زنها ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا به شما نگویم که این کار ، مانند چیست؟» . گفتند : مانند چیست؟ فرمود : «مانند این که شیطان ، در گذرگاهی ، به ماده شیطانی بر خورَد و با او بیامیزد و مردم نگاه کنند !» .
المعجم الکبیر به نقل از ابو اُمامه : روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود و زنی هم نزد ایشان بود ، که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «گمان می کنم شما کاری را که شوهرانتان با شما می کنند ، بازگو می کنید [ . درست است] ؟ زن گفت : آری و اللّه ! پدر و مادرم به فدایت ، ای پیامبر خدا! ما به این کار ، افتخار می کنیم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «این کار را نکنید ؛ زیرا خداوند ، کسی را که چنین می کند ، دشمن می دارد» . باز به او فرمود : «گمان می کنم که هر یک از شما ، وقتی شوهرش به سراغ او می رود ، هر دو نفرشان ، لحاف را از خود کنار می زنند و به عورت یکدیگر می نگرند ، چنان که گویی دو اُلاغ اند !» . زن گفت : آری واللّه ! پدر و مادرم به فدایت ! این کار را می کنیم . فرمود : «چنین نکنید ؛ زیرا خداوند ، این کار را دشمن می دارد» .
۶ / ۱۰ما یَحرُمُ مِنَ المُباشَرَهِأ مُقارَبَهُ الحائِضِالکتاب«وَیَسْئلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّ بِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» . [۲۵۵]
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن جامَعَ امرَأَتَهُ وهِیَ حائِضٌ فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجذوما أو أبرَصَ ، فَلا یَلومَنَّ إلّا نَفسَهُ . [۲۵۶]
تهذیب الأحکام عن عیص بن القاسم :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن رَجُلٍ واقَعَ امرَأَتَهُ وهِیَ طامِثٌ [۲۵۷]، قالَ : لا یَلتَمِس فِعلَ ذلِکَ ، فَقَد نَهَی اللّهُ أن یَقرَبَها . [۲۵۸]
الإمام الصادق علیه السلام :لا یُبغِضُنا إلّا مَن خَبُثَت وِلادَتُهُ ، أو حَمَلَت بِهِ اُمُّهُ فی حَیضِها . [۲۵۹]
الکافی عن عذافر الصیرفی :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : تَری هؤُلاءِ المُشَوَّهینَ خَلقُهُم ؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم . قالَ : هؤُلاءِ الَّذینَ آباؤُهُم یَأتونَ نِساءَهُم فِی الطَّمثِ [۲۶۰] . [۲۶۱]
۶ / ۱۰ موارد آمیزش حرام
الف آمیزش با زن در زمان قاعدگی
۶ / ۱۰موارد آمیزش حرامالف آمیزش با زن در زمان قاعدگیقرآن« از تو در باره عادت ماهانه [ زنان ] می پرسند . بگو : آن ، رنجی است . پس هنگام عادت ماهانه از [ آمیزش با ] زنان ، کناره گیری کنید ، و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند . پس ، چون پاک شدند ، از همان جا که خدا به شما فرمان داده است ، با آنان آمیزش کنید . خداوند ، توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد » .
حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس ، با زنش در زمان عادت ماهانه اش نزدیکی کرد و فرزندی جذامی یا پیس ، به دنیا آمد ، جز خودش ، کسی را سرزنش نکند .
تهذیب الأحکام به نقل از عیص بن قاسم : از امام صادق علیه السلام در باره آمیزش مرد با زنش ، هنگام عادت ماهانه اش پرسیدم ، فرمود : «دنبال چنین کاری نرود ؛ زیرا خداوند ، از نزدیک شدن به زن [ در چنین مواقعی ] نهی فرموده است» .
امام صادق علیه السلام :ما را دشمن ندارد ، مگر کسی که ناپاک ، زاده شده باشد ، یا مادرش در زمان قاعدگی اش ، او را حامله شده باشد .
الکافی به نقل از عذافر صیرفی : امام صادق علیه السلام فرمود : «این ناقص الخلقه ها را می بینی؟» . گفتم : آری . فرمود : «اینها کسانی هستند که پدرانشان با زنانشان ، در زمان قاعدگی ، نزدیکی می کنند» .
الإمام الصادق علیه السلام :المُستَحاضَهُ تَنظُرُ أیّامَها ، فَلا تُصَلِّ فیها ولا یَقرَبها بَعلُها . [۲۶۲]
دعائم الإسلام :رُوّینا عَن أهلِ البَیتِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِم أنَّ المَرأَهَ إذا حاضَت أو نَفِسَت حَرُمَ عَلی زَوجِها وَطؤُها حَتّی تَطهُرَ وتَغتَسِلَ [۲۶۳] . [۲۶۴]
ب المُباشَرَهُ حالَ الاِعتِکافِ فِی المَسجِدِالکتاب«وَلَا تُبَشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَکِفُونَ فِی الْمَسَجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ ءَایَتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» . [۲۶۵]
ب آمیزش ، هنگام اعتکاف در مسجد
امام صادق علیه السلام :زن حائض ، باید آن چند روزِ خود را صبر کند . در این روزها ، نه نماز بخواند و نه شوهرش با او نزدیکی کند .
دعائم الإسلام :از اهل بیت که درود خداوند بر آنها باد ، روایت داریم که زن ، هر گاه حیض یا نَفاس باشد ، بر شوهرش حرام است که با او نزدیکی کند ، تا آن گاه که پاک شود و غسل کند . (1)
ب آمیزش ، هنگام اعتکاف در مسجدقرآن« و در حالی که در مساجد ، معتکف هستید [ با زنان ] در نیامیزید . این است حدود احکام الهی . پس بدان نزدیک نشوید . این گونه ، خدا آیات خود را برای مردم بیان می کند . باشد که پروا پیشه کنند » .
۱- .در تفسیر المیزان آمده است : در خصوص ارتباط و تماس با زن در دوره عادت ماهانه اش ، عقاید گوناگونی میان مردم وجود داشت : یهود ، در این باره ، سخت می گرفتند و از خوردن و آشامیدن و نشست و برخاست و هم بستری با زنان در این دوره ، دوری می کردند . در تورات ، در باره زنان حائض و کسانی که با آنان همنشینی و هم بستری و تماس داشته باشند ، احکام سختگیرانه ای آمده است ؛ امّا مسیحیان ، از نشست و برخاست با این زنان و نزدیک شدن به آنها ممانعتی نداشتند . مشرکان عرب در این باره از خود ، چیزی نداشتند ؛ امّا عرب های مقیم مدینه و پیرامون آن ، پاره ای از آداب یهود در خصوص زنان حائض و سختگیری در معاشرت با آنها در این دوره ، به ایشان سرایت کرده بود . دیگران هم شاید هم بستری با زنان در دوره قاعدگی را حتّی پسندیده می شمردند و معتقد بودند که فرزندی که در این هنگام درست شود ، خونریز خواهد بود و علاقه شدیدی به ریختن خون دارد ، و این ، از صفاتی بود که عشایر بادیه نشین ، آن را می پسندیدند ... ؛ امّا اسلام در این باره ، حدّ وسط میان سختگیری یهود و اهمال مطلق نصارا را در پیش گرفت ، و آن ، ممنوع ساختن نزدیکی از محلّ خونریزی ، و اجازه دادن برای غیر آن محل است (المیزان فی تفسیر القرآن ، ج ۲ ، ص 208) .
الحدیثکتاب من لا یحضره الفقیه عن زراره :سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام عَنِ المُعتَکِفِ یُجامِعُ ؟ قالَ : إذا فَعَلَ ذلِکَ فَعَلَیهِ ما عَلَی المُظاهِرِ . وقَد رُوِیَ أنَّهُ إن جامَعَ فِی اللَّیلِ فَعَلَیهِ کَفّارَهٌ واحِدَهٌ ، وإن جامَعَ بِالنَّهارِ فَعَلَیهِ کَفّارَتانِ [۲۶۶] .
الکافی عن سماعه بن مهران :سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ علیه السلام عَن مُعتَکِفٍ واقَعَ أهلَهُ ؟ قالَ : هُوَ بِمَنزِلَهِ مَن أفطَرَ یَوما مِن شَهرِ رَمَضانَ [۲۶۷].
الکافی عن الحسن بن الجهم عن أبی الحسن علیه السلام ، قالَ :سَأَلتُهُ عَنِ المُعتَکِفِ یَأتی أهلَهُ ؟ فَقالَ : لا یَأتِی امرَأَتَهُ لَیلاً ولا نَهارا وهُوَ مُعتَکِفٌ [۲۶۸].
حدیثکتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از زراره : از امام باقر علیه السلام پرسیدم : آیا معتکِف می تواند نزدیکی کند؟ فرمود : «اگر چنین کرد ، همان کفّاره ای به او تعلّق می گیرد که به شخص ظهارکننده . روایت شده است که اگر در شبْ نزدیکی کرد ، یک کفّاره بر عهده اوست ، و اگر در روز نزدیکی کرد ، دو کفّاره دارد» .
الکافی به نقل از سماعه بن مهران : از امام صادق علیه السلام در باره آمیزشِ معتکف ، با همسرش پرسیدم . فرمود : «او به منزله کسی است که روزه یک روز از ماه رمضان را بخورد» .
الکافی به نقل از حسن بن جَهم ، از ابو الحسن علیه السلام : در باره نزدیکی کردن شخص معتکف با همسرش پرسیدم . فرمود : «در زمانی که معتکف است ، نه شب و نه روز ، نباید با زنش نزدیکی کند» .
الفصل السابع : الدّعاء۷ / ۱الدُّعاءُ لِلأَهلِالکتاب«رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَسِرِینَ» .[۲۶۹]
«قَالُواْ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَلُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ * قَالَ إِنِّی لِعَمَلِکُم مِّنَ الْقَالِینَ * رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ * فَنَجَّیْنَهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ» . [۲۷۰]
الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ جَبرَئیلَ علیه السلام جاءَنی فَقالَ : یا مُحَمَّدُ . . . قُل : اللّهُمَّ رَبَّ النّورِ العَظیمِ ، ورَبَّ الکُرسِیِّ الرَّفیعِ . . . هَب لی کَما وَهَبتَ لِأَولِیائِکَ وأهلِ طاعَتِکَ ، فَإِنّی مُؤمِنٌ بِکَ ومُتَوَکِّلٌ عَلَیکَ ، مُنیبٌ [۲۷۱]إلَیکَ مَعَ مَصیری إلَیکَ ، وتَجمَعُ لی ولِأَهلی ولِوَلَدِی الخَیرَ کُلَّهُ ، وتَصرِفُ عَنّی وعَن وَلَدی وأهلِی الشَّرَّ کُلَّهُ ، أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ ، بَدیعُ[۲۷۲] السَّماواتِ وَالأَرضِ . [۲۷۳]
فصل هفتم : دعا کردن
۷ / ۱ دعا کردن برای خانواده
فصل هفتم : دعا کردن۷ / ۱دعا کردن برای خانوادهقرآن« خداوندا ! ما به خود ستم کردیم . اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی ، بی گمان ، از زیانکاران هستیم » .
« گفتند : ای لوط ! اگر دست بر نداری ، قطعا از اخراج شدگان خواهی بود . گفت : من دشمنِ کردار شما هستم . پرودگارا ! مرا و خانواده ام را از آنچه انجام می دهند ، رهایی بخش . پس ما او و همه خانواده اش را نجات دادیم » .
حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جبرئیل علیه السلام نزد من آمد و گفت : «ای محمّد ! ... بگو : خدایا ! ای صاحبِ نور بزرگ ! ای صاحبِ کرسی بلندپایه! ... به من بخش ، همچنان که به دوستانت و اهل طاعتت بخشیدی ؛ چرا که من [ نیز ] مؤمن به تو هستم و بر تو توکّل دارم . انابه کننده به درگاه تو هستم و حرکتم به سوی توست . همه خوبی ها را برای من و زن و فرزندانم گرد آور ، و بدی را سراسر ، از من و زن و فرزندانم دور بگردان . تویی مهربان و بنده نواز ، و ابداع کننده آسمان ها و زمین» .
عنه صلی الله علیه و آله :اللّهمُّ إنّی أسأَلُکَ العَفوَ وَالعافِیَهَ فِی الدُّنیا وَالآخِرَهِ ، اللّهُمَّ أسأَلُکَ العَفوَ وَالعافِیَهَ فی دینی ودُنیایَ وأهلی ومالی ، اللّهُمَّ استُر عَوراتی ، وآمِن رَوعاتی ، وَاحفَظنی مِن بَینِ یَدَیَّ ومِن خَلفی ، وعَن یَمینی وعَن شِمالی ومِن فَوقی ، وأعوذُ بِکَ أن اُغتالَ مِن تَحتی . [۲۷۴]
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ أبی یَقولُ : . . . اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن دَرَکِ الشَّقاءِ ، ومِن شَماتَهِ الأَعداءِ ، وأعوذُ بِکَ مِنَ الفَقرِ وَالوَقرِ [۲۷۵] ، وأعوذُ بِکَ مِن سوءِ المَنظَرِ فِی الأَهلِ وَالمالِ وَالوَلَدِ . [۲۷۶]
عنه علیه السلام :حَصِّنوا أموالَکُم وأهلیکُم ، وَأحرِزوهُم بِهذِهِ وقولوها بَعدَ صَلاهِ العِشاءِ الآخِرَهِ : «اُعیذُ نَفسی وذُرِّیَّتی وأهلَ بَیتی ومالی ، بِکَلماتِ اللّهِ التّامَّهِ ، مِن کُلِّ شَیطانٍ وهامَّهٍ [۲۷۷] ، ومن کُلِّ عَینٍ لامَّهٍ [۲۷۸] » ، وهِیَ العوذَهُ الَّتی عَوَّذَ بِهِا [۲۷۹]جَبرَئیلُ علیه السلام الحَسَنَ وَالحُسَینَ صَلواتُ اللّهِ عَلَیهِما . [۲۸۰]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بار خدایا ! بخشش و سلامت در دنیا و آخرت را از تو درخواست می کنم . بار خدایا! بخشش و سلامت در دین و دنیایم و خانواده و دارایی ام را از تو درخواست می کنم . بار خدایا! برهنگی هایم (عیب هایم) را بپوشان ، و ترس هایم را بزدای ، و مرا از پیشِ رو و پشتِ سرم و از راست و چپم و از بالای سرم ، محافظت فرما . به تو پناه می برم از این که از زیرِ پایم ، به ناگاه ، فرو گرفته شوم . [۲۸۱]
امام صادق علیه السلام :پدرم می گفت : « ... بار خدایا ! از دامنگیر شدن رنج و بدبختی ، و از شماتت دشمنان به تو پناه می برم . از ناداری و گران باری ،[۲۸۲]به تو پناه می برم . از دیدن صحنه بد در زن و اموال و فرزند ، به تو پناه می برم» .
امام صادق علیه السلام :اموال و خانواده خود را با این دعا نگهداری کنید ، و آن را بعد از نماز عشا بگویید : «خودم را و فرزندانم را و خانواده ام را و اموالم را از گزند هر شیطان [۲۸۳] و گزنده ای و از هر چشمِ بدی ، در پناه کلماتِ تامّ خداوند در می آورم» . این ، تعویذی (دعایی) است که جبرئیل علیه السلام برای حسن و حسین که درودهای خدا بر ایشان باد فراهم کرد .
عنه علیه السلام :کانَ أبی علیه السلام یَقولُ فی دُعائِهِ : رَبِّ أصلِح لی نَفسی ، فَإِنَّها أهَمُّ الأَنفُسِ إلَیَّ ، رَبِّ أصلِح لی ذُرِّیَّتی ؛ فَإِنَّهُم یَدی وعَضُدی ، رَبِّ وأصلِح لی أهلَ بَیتی ؛ فَإِنَّهُم لَحمی ودَمی ، رَبِّ أصلِح لی جَماعَهَ إخوَتی وأخَواتی ومُحِبِّیَّ ؛ فَإِنَّ صَلاحَهُم صَلاحی . [۲۸۴]
۷ / ۲الدُّعاءُ لِلوالِدَینِالکتاب«رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوَ لِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ» . [۲۸۵]
«رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوَ لِدَیَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّلِمِینَ إِلَا تَبَارَا» . [۲۸۶]
«وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا» . [۲۸۷]
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :دُعاءُ الوَلَدِ لِلوالِدِ کَالأَخذِ بِالیَدِ . [۲۸۸]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ الرَّجُلَ لَیَموتُ والِداهُ وهُوَ عاقٌّ لَهُما ، فَیَدعو لَهُما مِن بَعدِهِما ، فَیَکتُبُهُ اللّهُ مِنَ البارّینَ . [۲۸۹]
۷ / ۲ دعا برای پدر و مادر
امام صادق علیه السلام :پدرم علیه السلام در دعایش می گفت : «خداوندا ! مرا اصلاح فرما ؛ زیرا من ، مهمترین کس در نزد خویش ام . خداوندا ! فرزندانم را برایم اصلاح فرما ؛ زیرا آنان دست و بازوی من هستند . خداوندا ! خانواده ام را برایم اصلاح فرما ؛ زیرا آنان گوشت و خون من هستند . خداوندا ! جماعت برادران و خواهران و دوستداران مرا برایم اصلاح فرما ؛ زیرا صالح بودن ایشان، صالح بودن من است».
۷ / ۲دعا برای پدر و مادرقرآن« ای خداوندگار ما ! مرا و پدر و مادرم را و مؤمنان را بیامرز ، در آن روز که حسابرسی بر پا می شود » .
« ای خداوندگار من ! مرا و پدر و مادرم و هر مؤمنی را که به سَرایم در می آیند ، و همه مردان و زنانِ باایمان را بیامرز ، و ستمگران را جز بر هلاکتشان میفزای » .
« و از سرِ مهربانی ، بالِ فروتنی برای آن دو [ پدر و مادر ] فرود آور و بگو : ای خداوندگار من ! برای آن دو ، مِهر آور که آن دو ، مرا در خُردسالی پروراندند» .
حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دعای فرزند در حقّ پدر ، مانند گرفتن با دست است . (1)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آدمی ، پدر و مادرش از دنیا می روند ، در حالی که با آن دو ، بدرفتاری کرده است ؛ ولی بعد از مرگشان برای آنها دعا می کند و خداوند ، او را از نیکوکارانِ به پدر و مادر می نویسد ..
۱- .یعنی ، نقد و فی المجلس است و همان دم ، مستجاب می شود .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی لَیَرفَعُ العَبدَ الدَّرَجَهَ فَیَقولُ : رَبِّ أنّی لی هذِهِ الدَّرَجهُ ؟ فَیَقولُ : بِدُعاءِ وَلَدِکَ لَکَ . [۲۹۰]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَیَرفَعُ الدَّرَجَهَ لِلعَبدِ الصّالِحِ فِی الجَنَّهِ ، فَیَقولُ : یا رَبِّ أنّی لی هذِهِ ؟ فَیَقولُ : بِاستِغفارِ وَلَدِکَ لَکَ . [۲۹۱]
مهج الدعوات فیما ذَکَرَهُ مِن دُعاءِ یوسُفَ علیه السلام فی بَعضِ أوقاتِ بَلواهُ : یا راحِمَ المَساکینِ ، ویا رازِقَ المُتَکَلِّمینَ ، ویا رَبَّ العالَمینَ . . . یا غافِرَ الذُّنوبِ ، یا عَلّامَ الغُیوبِ ، یا ساتِرَ العُیوبِ ، أسأَلُکَ أن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وأن تغفر لی ولوالدی وتَجاوَز عَنّا فیما تَعلَمُ فَإِنَّکَ الأَعَزُّ الأَکرَمُ [۲۹۲] . [۲۹۳]
الإمام زین العابدین علیه السلام کانَ مِن دُعائِهِ علیه السلام لِأَبَوَیهِ علیهماالسلام : اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبدِکَ ورَسولِکَ ، وأهلِ بَیتِهِ الطّاهِرینَ ، وَاخصُصهُم بِأَفضَلِ صَلَواتِکَ ورَحمَتِکَ وبَرَکاتِکَ وسَلامِکَ . وَاخصُصِ اللّهُمَّ وَالِدَیَّ بِالکَرامَهِ لَدَیکَ ، وَالصَّلاهِ مِنکَ ، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ . اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وألهِمنی عِلمَ ما یَجِبُ لَهُما عَلَیَّ إلهاما ، وَاجمَع لی عِلمَ ذلِکَ کُلَّهُ تَماما ، ثُمَّ استَعمِلنی بِما تُلهِمُنی مِنهُ ، ووَفِّقنی لِلنُّفوذِ فیما تُبَصِّرُنی مِن عِلمِهِ ، حَتّی لا یَفوتَنِی استِعمالُ شَیءٍ عَلَّمتَنیهِ ، ولا تُثقِل أرکانی عَنِ الحُفوفِ [۲۹۴]فیما ألهَمتَنیهِ . اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ کَما شَرَّفتَنا بِهِ ، وصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، کَما أوجَبتَ لَنَا الحَقَّ عَلَی الخَلقِ بِسَبَبِهِ . اللّهُمَّ اجعَلنی أهابُهُما هَیبَهَ السُّلطانِ العَسوفِ[۲۹۵] ، وأبَرُّهُما بِرَّ الاُمِّ الرَّؤوفِ ، وَاجعَل طاعَتی لِوالِدَیَّ وبِرّی بِهما أقَرَّ لِعَینَیَّ مِن رَقدَهِ الوَسنانِ ، وأثلَجَ لِصَدری مِن شَربَهِ الظَّمآنِ ، حَتّی اُوثِرَ عَلی هَوایَ هَواهُما ، واُقَدِّمَ عَلی رِضایَ رِضاهُما ، وأستَکثِرَ بِرَّهُما بی وإن قَلَّ ، وأستَقِلَّ بِرّی بِهِما وإن کَثُرَ . اللّهُمَّ خَفِّض لَهُما صَوتی ، وأطِب لَهُما کَلامی ، وألِن لَهُما عَریکَتی [۲۹۶] ، وَاعطِف عَلَیهِما قَلبی ، وصَیِّرنی بِهِما رَفیقا ، وعَلَیهِما شَفیقا . اللّهُمَّ اشکُر لَهُما تَربِیَتی ، وأثِبهُما عَلی تَکرِمَتی ، وَاحفَظ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّی فی صِغَری . اللّهُمَّ وما مَسَّهُما مِنّی مِن أذیً ، أو خَلَصَ إلَیهِما عَنّی مِن مَکروهٍ ، أو ضاعَ قِبَلی لَهُما مِن حَقٍّ فَاجعَلهُ حِطَّهً لِذُنوبِهِما ، وعُلُوّا فی دَرَجاتِهِما ، وزِیادَهً فی حَسَناتِهِما ، یا مُبَدِّلَ السَّیِّئاتِ بِأَضعافِها مِنَ الحَسَناتِ . اللّهُمَّ وما تَعَدَّیا عَلَیَّ فیهِ مِن قَولٍ ، أو أسرَفا عَلَیَّ فیهِ مِن فِعلٍ ، أو ضَیَّعاهُ لی مِن حَقٍّ ، أو قَصَّرا بی عَنهُ مِن واجِبٍ فَقَد وَهَبتُهُ لَهُما ، وُجدتُ بِهِ عَلَیهِما ، ورَغِبتُ إلَیکَ فی وَضعِ تَبِعَتِهِ عَنهُما ، فَإِنّی لا أتَّهِمُهُما عَلی نَفسی ، ولا أستَبطِئُهُما فی بِرّی ، ولا أکرَهُ ما تَوَلَّیاهُ مِن أمری یا رَبِّ ، فَهُما أوجَبُ حَقّا عَلَیَّ ، وأقدَمُ إحسانا إلَیَّ ، وأعظَمُ مِنّهً لَدَیَّ مِن أن اُقاصَّهُما بِعَدلٍ ، أو اُجازِیَهُما عَلی مِثلٍ ، أینَ إذا یا إلهی طولُ شُغلِهِما بِتَربِیَتی ، وأینَ شِدَّهُ تَعَبِهِما فی حِراسَتی ، وأینَ إقتارُهُما عَلی أنفُسِهِما لِلتَّوسِعَهِ عَلَیَّ ؟! هَیهاتَ ، ما یَستَوفِیانِ مِنّی حَقَّهُما ، ولا اُدرِکُ ما یَجِبُ عَلَیَّ لَهُما ، ولا أنَا بِقاضٍ وَظیفَهَ خِدمَتِهِما ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وأعِنّی یا خَیرَ مَنِ استُعینَ بِهِ ، ووَفِّقنی یا أهدی مَن رُغِبَ إلَیهِ ، ولا تَجعَلنی فی أهلِ العُقوقِ لِلآباءِ وَالاُمَّهاتِ یَومَ تُجزی کُلُّ نَفسٍ بِما کَسَبَت وهُم لا یُظلَمونَ . اللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ وذُرِّیَّتِهِ ، وَاخصُص أبَوَیَّ بِأَفضَلِ ما خَصَصتَ بِهِ آباءَ عِبادِکِ المُؤمِنینَ واُمَّهاتِهِم ، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ . اللّهُمَّ لا تُنسِنی ذِکرَهُما فی أدبارِ صَلَواتی ، وفی إنیً مِن آناءِ لَیلی ، وفی کُلِّ ساعَهٍ مِن ساعاتِ نَهاری . اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وَاغفِر لی بِدُعائی لَهُما ، وَاغفِر لَهُما بِبِرِّهِما بی مَغفِرَهً حَتما ، وَارضَ عَنهُما بِشَفاعَتی لَهُما رِضیً عَزما ، وبَلِّغهُما بِالکَرامَهِ مَواطِنَ السَّلامَهِ . اللّهُمَّ وإن سَبَقَت مَغفِرَتُکَ لَهُما فَشَفِّعهُما فِیَّ ، وإن سَبَقَت مَغفِرَتُکَ لی فَشَفِّعنی فیهِما حَتّی نَجتَمِعَ بِرَأفَتِکَ فی دارِ کَرامَتِکَ ومَحَلِّ مَغفِرَتِکَ ورَحمَتِکَ ، إنَّکَ ذُو الفَضلِ العَظیمِ ، وَالمَنِّ القَدیمِ ، وأنتَ أرحَمُ الرّاحِمینَ . [۲۹۷]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند تبارک و تعالی هنگامی که بنده را درجه ای بالا می بَرَد ، بنده می گوید : خداوندا! این درجه ، از چه روی ، به من داده شده است ؟ خداوند می فرماید : «به سبب دعایِ فرزندت در حقّ تو» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آن گاه که خداوند عز و جل ، بنده درستکار را یک درجه در بهشت ، بالا می بَرد ، بنده می گوید : پروردگارا ! به چه سبب ، این درجه به من داده شد؟ خداوند می فرماید : «به سبب آمرزش خواهی فرزندت برای تو» .
مهج الدعوات در بیان دعای یوسف علیه السلام در زمان های گرفتاری اش : ای رحم کننده بر بیچارگان ! ای روزی دهنده سخنگویان ! ای خداوندگارِ جهانیان ! ... ای آمرزنده گناهان ! ای دانایِ نهان ها ! ای پوشاننده عیب ها ! از تو درخواست می کنم که بر محمّد و خاندان محمّد ، درود بفرستی و مرا و پدر و مادرم را بیامرزی ، و از آنچه (گناهان) درباره ما می دانی ، در گذری ، که تو تواناترین و بزرگوارترینی . [۲۹۸]
امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان برای والدینش : بار خدایا ! بر محمّد بنده و فرستاده ات و خاندان پاک او درود بفرست ، و برترین درودها و رحمت و برکات و سلامت را ثنار آنان کن . پروردگارا! پدر و مادرم را نزد خود ، گرامی بدار و درود خویش را بر آنان ارزانی بدار ، ای مهربان ترینِ مهربانان! بار خدایا ! بر محمّد و خاندان او درود بفرست ، و آشنایی با آن حقّی را که پدر و مادرم بر عهده من دارند ، به من نیز الهام فرما ، و آنها را بی کم و کاست ، به من بیاموز ! آن گاه مرا در آنچه از این حقوق ، به من الهام می کنی ، به کار گیر ، و در انجام دادن آنچه بر من می آموزی ، موفّقم بدار تا چیزی از آنچه به من آموخته ای را فروگذار نکنم ، و اعضای بدنم ، از پرداختن به آنچه الهامم فرموده ای ، سنگین [ و سست ] نشوند . بار خدایا ! بر محمّد و دودمان او درود بفرست که ما را به او مفتخر ساختی . بر محمّد و خاندان او درود بفرست که به سبب او برای ما حقّی بر خلق ، واجب گردانیدی . بار خدایا ! چنانم گردان که از پدر و مادر خویش ، آن گونه هیبت به دل دارم که از پادشاهِ خودکامه دارم ، و به آن دوچنان نیکی کنم که مادر مهربان [ به فرزندش می کند ] ، و فرمان برداری ام از پدر و مادر و خوش رفتاری ام با آنان را در نظرم ، خوش تر از خوابیدنِ شخص خواب آلوده و گواراتر از سر کشیدنِ آبی که تشنه کامی می نوشد ، قرار ده تا خواستِ آنان را بر خواستِ خویش برگزینم ، و خشنودیِ آن دو را بر خشنودی خویش مقدّم بدارم ، و نیکی ای را که در حقّ من می کنند ، اگر چه اندک باشد ، بسیار بشمارم ، و نیکیِ خود در حقّ آنان را اندک بدانم ، اگر چه بسیار باشد . بار خدایا ! صدایم را در برابر آنان آهسته بنما . سخنم را خوش بدار . خویم را نرم کن . دلم را به ایشان مهربان گردان ، و مرا نسبت به آنان ، با مدارا و دلسوز قرار ده . بار خدایا ! از زحمات آن دو ، برای تربیت من سپاس بگذار ، و آن دو را بر گرامی داشتنم ، پاداش ده ، و همچنان که در خُردسالی ام از من نگهداری کرده اند ، تو نیز از آنان نگهداری کن . بار خدایا! هر آزاری که از من به ایشان رسیده ، یا هر ناخوشایندی ای که از من دیده اند ، یا هر حقّی که از آنان پایمال کرده ام ، سبب ریختن گناهان آن دو و علوّ درجاتشان و فزونی حَسَناتشان قرار ده . ای کسی که بدی ها را به چندین برابر خوبی ، تبدیل می کنی ! بار خدایا ! هر سخنی که آن دو در آن ، بر من تعدّی کرده اند ، یا هر رفتار زیاده رَوانه ای که با من کرده اند ، یا هر حقّی که از من تضییع نموده اند ، یا هر گونه کوتاهی ای که در انجام دادن وظیفه شان نسبت به من کرده اند ، همه را بر آن دو بخشیدم و از آنان گذشت کردم . از تو نیز درخواست می کنم که از سر تقصیراتشان در گذری ؛ چرا که من ، درباره خود ، نسبت به آن دو ، بدگمان نیستم [ و قطعا بدِ مرا نمی خواسته اند ] ، و متّهمشان نمی کنم که در نیکی به من ، کُندی ای کرده باشند ، و از آنچه در حقّ من کرده اند ، دلگیر نیستم ، ای خداوندگار من ! زیرا حقّ آن دو بر من ، واجب تر ، سابقه احسانشان به من ، بیشتر ، و لطفشان به من ، بزرگ تر از آن است که بخواهم آنان را عادلانه قصاص کنم ، یا با ایشان ، مقابله به مثل نمایم ؛ چون اگر چنین کنم ای معبود من ، پس ، سال ها زحمت ایشان برای پرورش من چه می شود ؟ و رنج و زحمت فراوانشان در راه مراقبت از من ، کجا می رود ؟ و آن همه سختی ای که به جان خریدند تا من در گشایش [و آسایش] باشم ، چه می شود؟ هیهات ! ایشان نمی توانند حقّ خود را به کمال و تمام ، از من بستانند ، و من نیز نمی توانم حقوق آنان را که بر عهده من است درک کنم و وظیفه خدمت گزاری به آن دو را انجام دهم . پس ، بر محمّد و خاندان او درود فرست ، و مرا [ در این راه ]کمک فرما ، ای بهترین کسی که از او کمک می جویند ! و توفیقم ده ، ای سزاوارترین کسی که از او درخواست می شود ! و در آن روز که هر کس ، سزایِ اعمال خود را می یابد و به ایشان ، کمترین ستمی نمی شود ، مرا در جرگه بدرفتارانِ با پدران و مادران ، قرار مده ! بار خدایا! بر محمّد و خاندان او و نسل او درود فرست ، و برترین چیزی را که به پدران و مادرانِ بندگان مؤمنت عطا کرده ای ، به پدر و مادر من عطا فرما ، ای مهربان ترین مهربانان ! بار خدایا! یاد آن دو را در تعقیبات نمازهایم ، و در هر پاسی از پاس های شبم ، و در هر وقتی از اوقات روزم ، از یادَم مَبَر . بار خدایا ! بر محمّد و خاندان او درود فرست ، و مرا به سبب دعایم برای آن دو ، بیامرز ، و آن دو را نیز به سبب محبّت و خوش رفتاری شان با من ، حتما بیامرز ، و به واسطه شفاعتم برای آن دو ، از ایشان بی گمان خشنود شو ، و آن دو را با عزّت و احترام ، به جایگاه های سلامت [ بهشت ] برسان . بار خدایا ! اگر آن دو را پیش تر آمرزیده ای ، ایشان را شفیع من قرار ده ، و اگر مرا پیش تر آمرزیده ای ، مرا شفیعِ آن دو قرار ده تا به لطف تو ، همگی در سرای کرامتت و جایگاه آمرزش و رحمتت ، گرد هم آییم ، که به راستی ، تو دارای لطف بزرگ و دلجوییِ دیرینی ، و تو مهربان ترین مهربانانی !
۷ / ۳الدُّعاءُ لِلأَولادِالکتاب«وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرَ هِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْمَعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَیْنا إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ * رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَبَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» . [۲۹۹]
۷ / ۳ دعا برای فرزندان
۷ / ۳دعا برای فرزندانقرآن« و آن گاه که ابراهیم و اسماعیل ، پایه های خانه [ کعبه ] را بالا می بردند [ می گفتند] : ای خداوندگار ما ! از ما بپذیر که به راستی ، تو شنوای دانایی . و ای خداوندگار ما ! ما دو را سر در فرمانِ خودت قرار ده و از نسل ما نیز امّتی را فرمان بردار خود گردان ، و آداب دینیِ ما را به ما بنمایان و توبه ما را بپذیر که همانا تو ، توبه پذیر مهربانی . ای خداوندگار ما ! در میان ایشان ، فرستاده ای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخوانَد و کتاب و حکمت به ایشان بیاموزد و پاکیزه شان گرداند ، که به راستی ، تو ارجمندِ حکیمی » .
«وَ إِذْ قَالَ إِبْرَ هِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ ءَامِنًا وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ * رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ * رَّبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلَوهَ فَاجْعَلْ أَفْئدَهً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَ تِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ * رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَ مَا نُعْلِنُ وَ مَا یَخْفَی عَلَی اللَّهِ مِن شَیْ ءٍ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمَعِیلَ وَ إِسْحَقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعَاءِ * رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَوهِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ» . [۳۰۰]
«إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَ نَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنثَی وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنثَی وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَنِ الرَّجِیمِ» . [۳۰۱]
«وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوَ لِیَ مِن وَرَاءِی وَ کَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا * یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ ءَالِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا» . [۳۰۲]
«هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ * فَنَادَتْهُ الْمَلَئِکَهُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَی مُصَدِّقَا بِکَلِمَهٍ مِّنَ اللَّهِ وَسَیِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِیًّا مِّنَ الصَّلِحِینَ» . [۳۰۳]
«فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَی وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ * قَالُواْ یَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَطِئینَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» . [۳۰۴]
« و آن گاه که ابراهیم گفت : ای خداوندگار من ! این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از این که بت ها را پرستش کنیم ، دور بدار . ای خداوندگار من ! این بتان ، بسیاری از مردم را گم راه کردند . پس هر که از من پیروی کند ، او از من است ، و هر که مرا نافرمانی کند ، هر آینه ، تو آمرزگار مهربانی . ای خداوندگار ما ! من [ برخی ] از فرزندانم را در درّه ای بی کِشت ، نزد خانه با حُرمت تو ، سکونت دادم ای خداوندگار ما تا نماز بگزارند . پس ، دل های برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از میوه ها روزی ده ، باشد که سپاس گزاری کنند . ای خداوندگار ما ! بی گمان ، تو آنچه را ما پنهان می داریم و آنچه را که آشکار می سازیم ، می دانی و هیچ چیز نه در زمین و نه در آسمان ، بر خدا پوشیده نیست . سپاس خدای را که با وجود سالخوردگی ، اسماعیل و اسحاق را بر من بخشید . به راستی که خداوندگار من ، شنونده دعاست . ای خداوندگار من ! مرا نمازگزار قرار ده و از فرزندان من نیز ای خداوندگار ما دعای مرا بپذیر » .
« آن گاه که زن عِمران گفت : ای خداوندگار من ! من آنچه را در شکم خود دارم ، نذر تو کردم تا آزاد شده [ از مشاغل دنیا و پرستشگرِ تو ]باشد ، پس ، از من بپذیر که تو شنوای دانایی . پس ، چون وضع حمل کرد ، گفت : ای خداوندگار من ! من دختر زاییده ام و خدا خود به آنچه او زایید ، داناتر بود و پسر ، همانند دختر نیست ، و من او را مریم نامیدم و او و فرزندانش را از شیطانِ رانده شده ، در پناه تو در می آورم » .
« و من پس از خویشتن ، از بستگانم بیمناکم و زنم نازاست . پس از جانب خود ، ولیّ [ و جانشینی ] به من ببخش . که از من و از خاندان یعقوب ، ارث ببرد و او را ای خداوندگار من پسندیده گردان » .
« آن جا [ بود که ] زکریا ، پروردگارش را خواند و گفت : ای خداوندگار من ! از جانب خود ، فرزندی پاک به من ببخش که تو شنونده دعایی . پس ، فرشتگان ، به او که در محراب ، به نماز ایستاده بود ، ندا دادند که : خدا تو را به یحیی که تصدیق کننده کلمه خدا [ عیسی ] و مهتر و خویشتندار و پیامبری از شایستگان است ، مژده می دهد » .
« پس ، چون مژده دهنده آمد ، آن [ پیراهن ] را بر صورت او (یعقوب) انداخت و او بینا شد . گفت : آیا به شما نگفتم که بی شکّ ، من از [ عنایت ] خداوند ، چیزهایی می دانم که شما نمی دانید؟ گفتند : ای پدر ! برای گناهان ما آمرزش بخواه که به راستی ، ما خطاکار بودیم . گفت : به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می خواهم که به راستی ، او آمرزگاری مهربان است » .
الحدیثالإمام الصادق علیه السلام :لَمّا طافَ آدَمُ بِالبَیتِ وَانتَهی إلَی المُلتَزَمِ [۳۰۵] ، قالَ لَهُ جَبرَئیلُ علیه السلام : یا آدَمُ ، أقِرَّ لِرَبِّکَ بِذُنوبِکَ فی هذَا المَکانِ . فَوَقَفَ آدَمُ علیه السلام فَقالَ : یا رَبِّ ، إنَّ لِکُلِّ عامِلٍ أجرا ، وقَد عَمِلتُ فَما أجری ؟ فَأَوحَی اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیهِ : یا آدَمُ ، قَد غَفَرتُ ذَنبَکَ ، قالَ : یا رَبِّ ولِوُلدی (أ) و لِذُرِّیَّتی . فَأَوحَی اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیهِ : یا آدَمُ مَن جاءَ مِن ذُرِّیَّتِکَ إلی هذَا المَکانِ ، وأقَرَّ بِذُنوبِهِ وتابَ کَما تُبتَ ثُمَّ استَغفَرَ غَفَرتُ لَهُ . [۳۰۶]
الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ آدَمَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ لَمّا بَنَی الکَعبَهَ وطافَ بِها قالَ : اللّهُمَّ إنَّ لِکُلِّ عامِلٍ أجرا ، اللّهُمَّ وإنّی قَد عَمِلتُ . فَقیلَ لَهُ : سَل یا آدَمُ ، فَقالَ : اللّهُمَّ اغفِر لی ذَنبی . فَقیلَ لَهُ : قَد غُفِرَ لَکَ یا آدَمُ ، فَقالَ : ولِذُرِّیَّتی مِن بَعدی . فَقیلَ لَهُ : یا آدَمُ ، مَن باءَ [۳۰۷] مِنهُم بِذَنبِهِ هاهُنا کَما بُؤتَ ، غَفَرتُ لَهُ .[۳۰۸]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِهِ ، مِثلُ دُعاءِ النَّبِیِّ لِاُمَّتِهِ . [۳۰۹]
حدیث امام صادق علیه السلام :چون آدم علیه السلام ، کعبه را طواف کرد و به ملتزم (۱) رسید ، جبرئیل علیه السلام به او گفت : «ای آدم ! در این مکان ، به گناهان خود در پیشگاه خداوندگارت اعتراف کن» . آدم علیه السلام ایستاد و گفت : «خداوندا! هر کارگری ، مزدی دارد و من نیز کار کرده ام . مزد من چیست؟» . خداوند عز و جل به او وحی فرمود که: «ای آدم ! گناهت را بخشیدم» . آدم علیه السلام گفت : «خداوندا ! و فرزندانم و ذرّیه ام ؟» . خداوند عز و جل به او وحی فرمود که : «ای آدم ! هر یک از ذرّیه تو که بدین مکان بیاید و بر گناهان خویش اعتراف نماید و توبه کند ، چنان که تو توبه کردی و سپس آمرزش بطلبد ، او را نیز می آمرزم» .
امام باقر علیه السلام : که درودهای خداوند بر او باد آدم علیه السلام چون کعبه را ساخت و گردِ آن طواف کرد ، گفت : «بار خدایا ! هر کارگری را مزدی است . بار خدایا ! من هم کار کرده ام» . به او گفته شد : بخواه ، ای آدم ! گفت : «بار خدایا ! گناه مرا بیامرز» . به او گفته شد : آمرزیده شدی ای آدم ! گفت : «و فرزندان مرا که پس از من می آیند [ نیز بیامرز ]» . به او گفته شد : ای آدم ! هر یک از ایشان که در این مکان ، همانند تو ، به گناهش اعتراف کند ، او را نیز می آمرزم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دعای پدر برای فرزندش ، همانند دعای پیامبر برای امّتش است .
۱- .ملتزم : در پشت کعبه است . آن را ملتزم گفته اند ، چون مردم ، آن را بغل می کنند و به سینه خود می چسبانند . التزام ، به معنای بغل کردن و در آغوش کشیدن است (مجمع البحرین ، ج ۳ ، ص ۱۶۳ ، ذیل واژه «لزم») .
عنه صلی الله علیه و آله :دُعاءُ الوالِدِ لِلوَلَدِ ، کَالماءِ لِلزَّرعِ بِصَلاحِهِ . [۳۱۰]
عنه صلی الله علیه و آله :رَحِمَ اللّهُ مَن أعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ ، وهُوَ أن یَعفُوَ عَن سَیِّئَتِهِ ، ویَدعُوَ لَهُ فیما بَینَهُ وبَینَ اللّهِ . [۳۱۱]
الإمام زین العابدین علیه السلام مِن دُعائِهِ علیه السلام لِوُلدِهِ علیهم السلام : اللّهُمَّ ومُنَّ عَلَیَّ بِبَقاءِ وُلدی ، وبِإِصلاحِهِم لی وبِإِمتاعی بِهِم . إلهِی امدُد لی فی أعمارِهِم ، وزِد لی فی آجالِهِم ، ورَبِّ لی صَغیرَهُم ، وقَوِّ لی ضَعیفَهُم ، وأصِحَّ لی أبدانَهُم وأدیانَهُم وأخلاقَهُم ، وعافِهِم فی أنفُسِهِم وفی جَوارِحِهِم وفی کُلِّ ما عُنیتُ بِهِ مِن أمرِهِم ، وأدرِر لی وعَلی یَدَیَّ أرزاقَهُم ، وَاجعَلهُم أبرارا أتقِیاءَ بُصَراءَ سامِعینَ مُطیعینَ لَکَ ، ولِأَولِیائِکَ مُحِبّینَ مُناصِحینَ ، ولِجَمیعِ أعدائِکَ مُعانِدینَ ومُبغِضینَ ، آمّینَ . اللّهُمَّ اشدُد بِهِم عَضُدی ، وأقِم بِهِم أودی ، وکَثِّر بِهِم عَدَدی ، وزَیِّن بِهِم مَحضَری ، وأحیِ بِهِم ذِکری ، وَاکفِنی بِهِم فی غَیبَتی ، وأعِنّی بِهِم عَلی حاجَتی ، وَاجعَلهُم لی مُحِبّینَ ، وعَلَیَّ حَدِبینَ مُقبِلینَ ، مُستَقیمینَ لی مُطیعینَ ، غَیرَ عاصینَ ولا عاقّینَ ولا مُخالِفینَ ولا خاطِئینَ . وأعِنّی عَلی تَربِیَتِهِم وتَأدیبِهِم ، وبِرِّهِم ، وهَب لی مِن لَدُنکَ مَعَهُم أولادا ذُکورا ، وَاجعَل ذلِکَ خَیرا لی ، وَاجعَلهُم لی عَونا عَلی ما سَأَلتُک . وأعِذنی وذُرِّیَّتی مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ . فَإِنَّکَ خَلَقتَنا وأمَرتَنا ونَهَیتَنا ورَغَّبتَنا فی ثَوابِ ما أمَرتَنا ورَهَّبتَنا عِقابَهُ ، وجَعَلتَ لَنا عَدُوّا یَکیدُنا ، سَلَّطتَهُ مِنّا عَلی ما لَم تُسَلِّطنا عَلَیهِ مِنهُ ، أسکَنتَهُ صُدورَنا ، وأجرَیتَهُ مَجارِیَ دِمائِنا ، لا یَغفُلُ إن غَفَلنا ، ولا یَنسی إن نَسینا ، یُؤَمِّنُنا عِقابَکَ ، ویُخَوِّفُنا بِغَیرِکَ ، إن هَمَمنا بِفاحِشَهٍ شَجَّعَنا عَلَیها ، وإن هَمَمنا بِعَمَلٍ صالِحٍ ثَبَّطَنا عَنهُ ، یَتَعَرَّضُ لَنا بِالشَّهَواتِ ، ویَنصِبُ لَنا بِالشُّبُهاتِ ، إن وَعَدَنا کَذِبَنا ، وإن مَنّانا أخلَفَنا ، وإلّا تَصرِف عَنّا کَیدَه یُضِلُّنا ، وإلّا تَقِنا خَبالَهُ [۳۱۲]یَستَزِلُّنا . اللّهُمَّ فَاقهَر سُلطانَهُ عَنّا بِسُلطانِکَ ، حَتّی تَحبِسَهُ عَنّا بِکَثرَهِ الدُّعاءِ لَکَ ، فَنُصبِحَ مِن کَیدِهِ فِی المَعصومینَ بِکَ . اللّهُمَّ أعطِنی کُلَّ سُؤلی ، وَاقضِ لی حَوائِجی ، ولا تَمنَعنِی الإِجابَهَ وقَد ضَمِنتَها لی ، ولا تَحجِب دُعائی عَنکَ وقَد أمَرتَنی بِهِ ، وَامنُن عَلَیّ بِکُلِّ ما یُصلِحُنی فی دُنیایَ وآخِرَتی ما ذَکَرتُ مِنهُ وما نَسیتُ ، أو أظهَرتُ أو أخفَیتُ ، أو أعلَنتُ أو أسرَرتُ . وَاجعَلنی فی جَمیعِ ذلِکَ مِنَ المُصلِحینَ بِسُؤالی إیّاکَ ، المُنجِحینَ بِالطَّلَبِ إلَیکَ ، غَیرِ المَمنوعینَ بِالتَّوَکُّلِ عَلَیکَ ، المُعَوَّدینَ بِالتَّعَوُّذِ بِکَ ، الرّابِحینَ فِی التِّجارَهِ عَلَیکَ ، المُجارینَ بِعِزِّکَ ، المُوَسَّعِ عَلَیهِمُ الرِّزقُ الحَلالُ مِن فَضلِکَ الواسِعِ بِجودِکَ وکَرَمِکَ ، المُعزّینَ مِنَ الذُّلِّ بِکَ ، وَالمُجارینَ مِنَ الظُّلمِ بِعَدلِکَ ، وَالمعافینَ مِنَ البَلاءِ بِرَحمَتِکَ ، وَالمُغنینَ مِنَ الفَقرِ بِغِناکَ ، وَالمَعصومینَ مِنَ الذُّنوبِ وَالزَّلَلِ وَالخَطاءِ بِتَقواکَ ، وَالمُوَفَّقینَ لِلخَیرِ وَالرُّشدِ وَالصَّوابِ بِطاعَتِکَ ، وَالمُحالِ بَینَهُم وبَینَ الذُّنوبِ بِقُدرَتِکَ ، التّارِکینَ لِکُلِّ مَعصِیَتِکَ ، السّاکِنینَ فی جِوارِکَ . اللّهُمَّ أعطِنا جَمیعَ ذلِکَ بِتَوفیقِکَ ورَحمَتِکَ ، وأعِذنا مِن عَذابِ السَّعیرِ ، وأعطِ جَمیعَ المُسلِمینَ وَالمُسلِماتِ وَالمُؤمِنینَ وَالمُؤمِناتِ مِثلَ الَّذی سَأَلتُکَ لِنَفسی ولِوَلَدی فی عاجِلِ الدُّنیا وآجِلِ الآخِرَهِ ، إنَّکَ قَریبٌ مُجیبٌ ، سَمیعٌ عَلیمٌ ، عَفُوٌّ غَفورٌ ، رَؤوفٌ رَحیمٌ . وآتِنا فِی الدُّنیا حَسَنَهً ، وفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وقِنا عَذابَ النّارِ . [۳۱۳]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دعای پدر برای فرزندش ، همانند آب برای رشد و پرورش کشاورزی است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :رحمت خدا بر آن کس که فرزندش را بر نیکو کار بودنش [ نسبت به والدین ]کمک می کند ، بدین گونه که از خطای او در می گذرد و به درگاه خدا برایش دعا می کند !
امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان برای فرزندانش : پروردگارا! بر من منّت بگذار و فرزندانم را زنده بدار ، و آنان را برایم صالح بگردان ، و مرا از ایشان بهره مند فرما . خداوندا! عمر آنان را برایم دراز گردان ، و بر مدّت زندگانی شان بیفزای ، و کوچکِ آنان را برایم بپروران ، و ناتوانشان را نیرومند ساز ، و تَن و دین و اخلاقشان را سالم بدار ، و به جان و اندام و هر امری از امور آنان که دلْ نگرانش هستم ، سلامتی عطا فرما ، و روزیِ ایشان را برای من و به دست من ، فراوان ساز ، و ایشان را نیکوکار و پرهیزگار و بینا و شنوا و فرمان بردار خودت ، و دوستدار و خیرخواه دوستانت ، و دشمن و متنفّر از همه دشمنانت ، قرار ده . آمین ! خداوندا! بازویم را با آنان توانمند بساز ، و خمیدگی ام را با آنان راست بفرما ، و به واسطه آنان ، بر عدّه من بیفزای ، و در بودنم ، آنان را مایه آراستگی ام قرار بده ، و یاد و نام مرا به واسطه آنان زنده بدار ، و در نبودم ، امورم را به وسیله آنان به عهده بگیر ، و ایشان را یاور من در کارهایم قرار ده ، و نسبت به من ، دوستدار و مهربان و متوجّه و درستکار و فرمان بردار قرارشان ده ، نه نافرمان و بدرفتار و ناسازگار و خطا کار . و مرا در تعلیم و تربیت آنان و نیکی نمودن به ایشان ، یاری فرما ، و از جانب خود ، افزون بر ایشان ، پسرانی دیگر نیز به من ببخش ، و آن را برایم سبب خیر گردان ، و آنان را در آنچه از تو خواستم ، برایم کمک قرار بده ، و مرا و فرزندانم را از شیطانِ رانده شده [ از درگاهت ] پناه بده ؛ چرا که تو ما را آفریدی و به ما امر و نهی کردی ، و به پاداش آنچه ما را بدان امر فرمودی ، ترغیبمان نمودی ، و از کیفر آنچه ما را از آن نهی کردی ، ترساندی ، و برای ما دشمنی قرار دادی که هماره در صدد فریب دادن ماست ، و او را بر ما چنان تسلّط دادی که ما را بر او چنان تسلّطی نبخشیدی . او را در سینه های ما جای دادی ، و در رگ هایمان [ چون خون ]روانش ساختی ، آن سان که اگر ما از او غافل بشویم ، او دَمی [ از ما ] غافل نمی شود ، و اگر ما [ او را ]از یاد ببریم ، او [ ما را ] از یاد نمی برد . ما را از کیفر تو آسوده خاطر می دارد ؛ امّا از غیرِ تو می ترساند . اگر آهنگِ زشتکاری پیش گیریم ، ما را به آن تشویق می کند ، و اگر آهنگِ کاری نیک کنیم ، ما را در آن ، سست می گردانَد . با شهوات ، قصد ما می کند ، و با شُبهات ، به سراغ ما می آید . اگر وعده مان دهد ، دروغ می گوید ، و اگر امیدمان دهد ، خلاف آن عمل می کند . اگر تو ، نیرنگ او را از ما دور نگردانی ، گمراهمان می سازد ، و اگر ما را از تباهکاریِ او نگه نداری ، ما را می لغزانَد . بار خدایا ! پس ، با چیرگیِ خودت ، چیرگی او را بر ما در هم شکن ، تا با خواندنِ بسیارِ تو ، او را از ما باز داری ، و به یاری تو ، از نیرنگ او مصون بمانیم . بار خدایا ! همه خواسته هایم را به من عطا بفرما ، و حاجت هایم را برآورده بساز ، و از اجابت دعا که آن را برایم ضمانت کرده ای ، محرومم مگردان ، و دعایم را که تو خود ، مرا بدان فرمان داده ای ، از درگاهت باز مدار ، و هر آنچه را که در دنیا و آخرتم ، باعث اصلاح حال من است ، به من ارزانی بدار ، چه آنها که یاد کردم و چه آنها که فراموش کردم [ بگویم ] ، چه آنها که به زبان آوردم و چه آنها که در دل داشتم ، چه آنها که آشکار نمودم و چه آنها که پنهان داشتم . در همه اینها ، مرا به سبب درخواستم از تو ، از درستکاران قرار بده ؛ از دست یابندگان به تقاضایشان از تو ؛ از محروم ناشدگان از توکّل بر تو ؛ از خو گرفتگان به پناه جستن از تو ؛ از سودبرندگان در سودایِ با تو ؛ از پناهندگان به عزّت تو ؛ از آنان که از فضل خود ، روزیِ حلال را بر ایشان فراخ گردانیده ای ، و به جود و کَرَمت ، به ایشان گشایش داده ای ؛ از آنان که به واسطه تو ، از ذلّت ، به عزّت رسیده اند ، و از ستم ، به عدل تو پناه آورده اند ، و به رحمت تو ، از بلا رهیده اند ، و به توانگریِ تو ، از فقر به بی نیازی رسیده اند ، و به برکتِ پرواداری از تو ، از گناه ها و لغزش ها و خطا مصون مانده اند ، و بر اثرِ طاعت تو ، به خوبی و هدایت و دوستی موفّق گشته اند ، و به واسطه قدرت تو ، میان آنان و گناهان ، مانعْ پدیده آمده است . آنان که هر نافرمانی را وانهادند و در پناه تو آرمیدند . پروردگارا ! همه این موهبت ها را ، به توفیق و رحمتت ، به ما عطا بفرما ، و ما را از عذاب آتشِ سوزان ، پناه بده ، و همانند آنچه را برای خود و فرزندانم در دنیا و آخرت از تو خواستم ، به همه مسلمانان از مرد و زن ، و جمله مؤمنان از مرد و زن عطا بفرما ، که به راستی ، تو ، نزدیک و اجابت کننده و شنوا و دانا و با گذشت و آمرزنده و رئوف و مهربانی . ما را در دنیا ، نیکی ده و در آخرت نیز نیکی ده ، و از عذاب آتش ، نگاهمان بدار!
۷ / ۴النَّهیُ عَنِ الدُّعاءِ عَلَی الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَدعوا عَلی أولادِکُم فَیوافِقَ ذلِکَ إجابَهً .[۳۱۴]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تَدعوا عَلی أنفُسِکُم ، ولا تَدعوا عَلی أولادِکُم ، ولا تَدعوا عَلی أموالِکُم ؛ لا تُوافِقوا مِنَ اللّهِ ساعَهً یُسأَلُ فیها عَطاءٌ فَیَستَجیبُ لَکُم .[۳۱۵]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تَمَنَّوا هَلاکَ شَبابِکُم وإن کانَ فیهِم غَرامٌ [۳۱۶] ؛ فَإِنَّهُم عَلی ما کانَ فیهِم عَلی خِلالٍ : إمّا أن یَتوبوا فَیَتوبَ اللّهُ عَلَیهِم ، وإمّا أن تُرَدَّ بِهِمُ [۳۱۷] الآفاتُ ؛ إمّا عَدُوّا فَیُقاتِلوهُ ، وإمّا حَریقا فَیُطفِئوهُ ، وإمّا ماءً فَیَسُدّوهُ . [۳۱۸]
الإمام الصادق علیه السلام :أیُّما رَجُلٍ دَعا عَلی وَلَدِهِ ، أورَثَهُ اللّهُ الفَقرَ . [۳۱۹]
۷ / ۴ نهی از نفرین کردن فرزندان
۷ / ۴نهی از نفرین کردن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندانتان را نفرین نکنید ، که یک وقت ، به اجابت می رسد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خودتان را نفرین نکنید . فرزندانتان را نفرین نکنید . اموالتان را نفرین نکنید . مبادا با ساعتی مصادف شود که در آن ، درخواستی شود و خداوند ، درخواستتان را اجابت کند!
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مرگ جوانانتان را آرزو نکنید ، هر چند شرارتی در آنها باشد ؛ زیرا با وجود آن ، از چند حال خارج نیستند : یا توبه می کنند و خدا توبه شان را می پذیرد ، یا به وسیله آنها خطرات دفع می شود: با دشمن می جنگند ، یا آتشی را خاموش می کنند ، و یا جلویِ آبی [ و سیلی ] را می بندند .
امام صادق علیه السلام :هر مردی که فرزندش را نفرین کند ، خداوند ، او را دچار فقر می سازد .
تحلیلی درباره عوامل تحکیم خانواده
اشاره
تحلیلی درباره عوامل تحکیم خانوادهیکی از اساسی ترین راه های استقرار و استمرار ارزش های اخلاقی و دینی در جامعه ، تقویت و تحکیم نهاد خانواده است . برای یافتن راه تقویت این نهاد ارزشمند ، توجّه به این نکته ضروری است که پیوند خانوادگی ، در دو عنصر روانی و معنویِ «محبّت» و «قداست» ، ریشه دارد . از نظر احادیث اسلامی ، دوستی ، خود ، نوعی پیوند خانوادگی است ، چنان که از امام علی علیه السلام روایت شده است : المَوَدَّهُ نَسَبٌ . [۳۲۰] دوستی ، خویشاوندی است . ایشان در جایی دیگر می فرماید : المَوَدَّهُ أقرَبُ رَحِمٍ . [۳۲۱] دوستی ، نزدیک ترین نسبت خویشاوندی است . امام علی علیه السلام نیاز خویشاوندی را به دوستی ، بدین سان بیان می فرماید :
کُلُّ قَرابَهٍ تَحتاجُ إلیَ المَوَدَّهِ . [۳۲۲] هر خویشاوندی ، نیازمند دوستی است . بلکه پیوند خانوادگی بدون محبّت و دوستی ، فاقد معنای حقیقی است ، همان گونه که امام علی علیه السلام می فرماید : صَدیقُکَ أخوکَ لِأبیکَ واُمِّکَ ، ولیسَ کُلُّ أخٍ لَکَ مِن أبیکَ واُمِّکَ صَدیقُکَ! [۳۲۳] دوستت برادر تنی توست ، حال آن که هر برادر تنی تو ، دوست تو نیست! همچنین باورهای دینی و اعتقاد به قداست خانواده، در پیوند خانوادگی ، نقشی سازنده و تعیین کننده دارند ؛ زیرا زندگی و دوستی با کسانی که از باورهای دینی برخوردار نیستند و تقدّس معنوی خانواده را باور ندارند و تنها به ظواهر مادی می اندیشند ، قابل اعتماد نیست . از امام علی علیه السلام روایت شده است که می فرماید : وُدُّ أبناءِ الدُّنیا یَنقَطِعُ ، لِانقِطاعِ أسْبابِهِ . [۳۲۴] دوستیِ فرزندان [وابستگان] دنیا گسسته می شود ؛ زیرا عوامل آن ، گسستنی است . هم او می فرماید : وُدُّ أبناءِ الآخِرَهِ یَدُومُ ، لِدَوامِ سَبَبِهِ . [۳۲۵] دوستیِ فرزندان [وابستگان] آخرت ، پایدار می شود ؛ زیرا عامل آن ، پایدار است .
امام علی علیه السلام تعبیر زیبای دیگری نیز دارند : مَوَدَّهُ ذَوِی الدِّینِ بَطیئَهُ الإنقِطاعِ ، دائِمَهُ الثَّباتِ و البَقاءِ .[۳۲۶]دوستیِ دینداران ، دیر گسل است و ثبات و دوام آن ، همیشگی است . مدبّر حکیم جهان ، به منظور شکل گرفتن نهاد خانواده ، به طور طبیعی ، دو همسر را با رشته محبّت ، به هم پیوند داده است ، چنان که می فرماید : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً . [۳۲۷]و از نشانه های [عظمت] او این که از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد» . و بدین ترتیب ، با ارزش معنوی قائل شدن برای پیوند زناشویی ، به این نهاد ، تقدّس بخشیده است . پس ، هر چه موجب تقویت محبّت و قداست خانواده شود ، این نهاد مقدّس را تحکیم می بخشد ، و هر چه از محبّت و قداست خانواده بکاهد ، موجب سستی و فروپاشیِ خانواده می شود . نخستین گام در جهت تحکیم نهاد خانواده ، رعایت آدابی است که برای تشکیل خانواده در اسلام ، مقرّر شده است . [۳۲۸] افزون بر این ، در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام ، رهنمودهای بسیار ارزنده ای برای تقویت محبّت و قداست خانواده ارائه شده است که مهم ترین آنها را به سه دسته می توان تقسیم کرد :
الف مهم ترین وظایف مشترک مرد و زن
۱ . اظهار محبّت
الف وظایف مشترک مرد و زن ؛ ب وظایف خاص مرد ؛ ج وظایف خاص زن .
الف مهم ترین وظایف مشترک مرد و زن۱ . اظهار محبّتیکی از آداب مهم معاشرت در اسلام ، [۳۲۹] اظهار محبّت متقابل نسبت به یکدیگر است . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که می فرماید : أبدِ المَوَدَّهَ لِمَن وادَّکَ تَکُن أثبَتَ . [۳۳۰] دوستیِ خود را نسبت به آن که تو را دوست دارد ، اظهار کن تا [این دوستی ]استوارتر شود . در روایتی دیگر می فرماید : إذا أحَبَّ أحَدُکُم أخاهُ فَلیُعلِمهُ ، فَإنَّهُ أصلَحَ لِذاتِ البَینِ .[۳۳۱]هرگاه یکی از شما برادر [مسلمان] خود را دوست می دارد ، او را [از این دوستی ]با خبر کند ؛ چرا که این کار ، افراد را بیشتر به هم پیوند می دهد . به طور طبیعی ، هر کس همسر خود را دوست دارد ، و اظهار محبّت نسبت به او سبب می شود که دوستیِ آنان استوارتر شود و پیوند خانوادگی شان تحکیم یابد . زن و مرد ، هر دو در این وظیفه مشترک اند ؛ ولی از آن جا که زن ، نیاز بیشتری به ابراز احساسات مرد دارد ، در روایات اسلامی ، اظهار محبّت مرد به زن ، بیشتر توصیه شده است . [۳۳۲]از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که می فرماید : قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأهِ : «إنّی اُحِبُّکِ» لا یَذهَبُ مِن قَلبِها أبَدا . [۳۳۳] این سخن مرد به زن که : «دوستت دارم» ، هرگز از دل زن ، بیرون نمی رود . در حدیث دیگری نیز از ایشان آمده : إذا نَظَرَ العَبدُ إلی وَجهِ زَوجِهِ ونَظَرَت إلَیهِ ، نَظَرَ اللّهُ إلَیهِما نَظَرَ رَحمَهٍ ، فَإذا أخَذَ بِکَفِّها وأخَذَت بِکَفِّهِ ، تَساقَطَت ذُنوبُهُما مِن خِلالِ أصابِعِهِما . [۳۳۴] هر گاه بنده ، به چهره همسرش و همسرش به چهره او بنگرد ، خداوند به آن دو ، با نگاه مهرآمیز می نگرد . پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند ، گناهان آن دو ، از لای انگشتانشان فرو می ریزد . همچنین اظهار محبّت نسبت به فرزندان ، [۳۳۵] موجب گرم شدن هر چه بیشتر کانون خانواده می شود : المُؤمِنُ حَبیبُ اللّهِ ، ووَلَدُهُ تُحفَهُ اللّهِ ، فَمَن رَزَقَهُ اللّهُ وَلَدا فِی الإسلامِ فَلیُکثِر قُبلَتَهُ . [۳۳۶]مؤمن ، دوست خداست و فرزند او هدیه خدا . پس ، هر که خداوند در اسلام ، به او فرزندی روزی کرد ، باید او را زیاد ببوسد . البته باید توجّه داشت که افراط در محبّت خانوادگی ، به گونه ای که موجب غفلت از خداوند متعال و ارزش های اسلامی و انسانی شود ، به شدّت نکوهیده
۲ . خوش خویی و خوش رفتاری
است . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که خطاب به عبد اللّه بن مسعود می فرماید : یَابنَ مَسعودٍ ! إیّاکَ أن تَدَعَ طاعَهَ اللّهِ وتَقصِدَ مَعصِیَتَهُ شَفَقَهً عَلی أهلِکَ ، لِأَنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ : «یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْاْ یَوْمًا لَا یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئا» [۳۳۷]. [۳۳۸] ای پسر مسعود! مبادا دلسوزی برای خانواده ات ، باعث شود که طاعت خدا را وا نهی و نافرمانی اش را در پیش گیری ؛ زیرا خداوند متعال می فرماید : «ای مردم! از پروردگارتان پروا بدارید ، و بترسید از روزی که هیچ پدری ، به کار فرزندش نمی آید ، و هیچ فرزندی نیز به کار پدرش نخواهد آمد» . بنا بر این ، قلمروِ دوستی و اظهار محبّت نسبت به خانواده ، محدود به مقرّرات اسلامی است .
۲ . خوش خویی و خوش رفتارییکی دیگر از عوامل تحکیم خانواده خوش اخلاقی است . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که می فرماید : حُسنُ الخُلقِ یُثبِتُ المَوَدَّهَ . [۳۳۹]خوش خویی ، دوستی را استوار می کند . این وظیفه نیز میان مرد و زن ، مشترک است ؛ امّا از آن جا که مرد ، ریاست خانواده را به عهده دارد ، درباره داشتن خویِ نیکو ، به او بیشتر توصیه شده است . از اَنَس بن مالک نقل شده که از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید : ایمانِ کدام یک ازمؤمنان ، کامل تر است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : أحسَنُهُم خُلُقا مَعَ أهلِهِ . [۳۴۰] آن که با خانواده اش ، خوش اخلاق تر باشد . در حدیثی دیگر از ایشان آمده است : أحسَنُ النّاسِ ایمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأهلِهِ ، وأنا ألطَفُکُم بِأهلی . [۳۴۱] شایسته ترینِ مردمان ، از جهت ایمان ، کسی است که خوش اخلاق ترینِ آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من ، مهربان ترین شما با خانواده ام هستم . همچنین با این که خوش رفتاری متقابل مرد و زن برای تحکیم پیوند خانوادگی ضروری است ، امّا قرآن کریم به مردها این گونه توصیه می فرماید : «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَی أَن تَکْرَهُواْ شَیْئا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا . [۳۴۲]و با آنها بشایستگی رفتار کنید؛ و اگر از آنان خوشتان نیامد، پس چه بسا چیزی را خوش نمی دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار می دهد» . از امام صادق علیه السلام روایت شده که می فرماید : إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فی مَنزِلِهِ وعِیالِهِ إلی ثَلاثِ خِصالٍ یَتَکَلَّفُها وإن لَم یَکُن فی طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَهٍ جَمیلَهٍ ، وسَعَهٍ بِتَقدیرٍ ، وغَیرَهٍ بِتَحَصُّنٍ . [۳۴۳] مرد ، در [ اداره ] خانه و خانواده اش ، به سه خصلت نیاز دارد که باید آنها را به کار
۳ . رعایت حقوق
بَرَد ، اگر چه این ویژگی ها در درون او نباشد : خوش خویی ، گشاده دستیِ سنجیده ، و غیرت برای ناموسداری .
۳ . رعایت حقوقیکی دیگر از وظایف مشترک زن و مرد که نقش اساسی ای در تحکیم نهاد خانواده دارد ، رعایت حقوق متقابل یکدیگر است . بر پایه روایتی ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره این وظیفه چنین هشدار داده است : ألا إنَّ لَکُم عَلی نِسائِکُم حَقّا ، ولِنِسائِکُم عَلَیکُم حَقّا . [۳۴۴] آگاه باشید که شما را بر زنانتان ، حقّی است ، و زنانتان را بر شما حقّی ! در «رساله حقوق» که از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده ، درباره حقّ همسر آمده است : أمّا حَقُّ الزَّوجَهِ فَأن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَها لَکَ سَکَنا واُنسا ، فَتَعلَمَ أنَّ ذلِکَ نِعمَهٌ مِنَ اللّهِ عز و جلعَلیکَ ، فَتُکرِمَها وتَرفُقَ بِها ، وإن کانَ حَقُّکَ عَلیها أوجَبَ . [۳۴۵] حقّ همسر ، این است که بدانی خدای عز و جل ، او را مایه آرامش و اُنس تو قرار داده و بدانی که این ، خود ، نعمتی است از جانب خداوند عز و جل به تو . پس ، او را گرامی بداری و با او مهربان باشی هر چند حقِ تو بر او لازم تر است . رعایت حق خانواده بر مرد ، آن قدر اهمیت دارد که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این گونه روایت شده است : مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیَّعَ مَن یَعولُ ؛ [۳۴۶] ملعون است ، ملعون است کسی که خانواده اش را واگذارد !
و در روایتی دیگر می فرماید : کَفی بِالمَرءِ إثما أن یُضَیِّعَ مَن یَعولُ . [۳۴۷]مرد را همین گناه بس که در حقّ خانواده اش ، کوتاهی ورزد . همچنین حق شناسی زن نسبت به شوهر ، آن قدر ارزشمند است که پاداش جهاد دارد . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود : جِهادُ المَرأَهِ حُسنُ التَّبَعُّلِ . [۳۴۸] جهاد زن ، خوبْ شوهرداری کردن است . ابن عباس می گوید : زنی به نام «لینه»، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! من به نمایندگی از زنان، نزد شما آمده ام . هیچ زنی تا روز قیامت ، سخن مرا نمی شنود، مگر این که از آن، خوش حال خواهد شد . خدای یگانه، هم پروردگار مردان است و هم زنان . آدم علیه السلام ، هم پدرِ مردان است و هم پدرِ زنان . حوّا، هم مادرِ مردان است و هم مادرِ زنان . خداوند، جهاد را بر مردان، مقرّر داشته است . اگر شهید شدند، نزد پروردگارشان زنده اند و روزی می خورند ، و اگر [ در راهِ رفتن به جهاد ] مُردند ، باز نزد خداوند ، پاداش دارند ، و اگر [ زنده ]برگشتند ، خداوند به آنان پاداش داده است . ما زنان ، از بیمارانْ پرستاری می کنیم و مجروحان را مداوا می نماییم . پس ما چه پاداشی داریم ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ فرمود : یا وافِدَهَ النِّساءِ ! أبلِغی مَن لَقیتِ مِنَ النِّساءِ ، أنّ طاعَهَ الزَّوجِ وَالاعتِرافَ بِحَقِّهِ تَعدِلُ ذلِکَ کُلَّهُ . [۳۴۹] ای نماینده زنان ! به هر یک از زنان که ملاقاتش کردی ، ابلاغ کن که اطاعت از
۴ . تأمین نیازهای جنسی
رهنمودهای اسلام ، برای تأمین نیازهای جنسی زوجین
اشاره
شوهر و پذیرفتن حق و حقوق او ، با همه اینها [ که گفتی ] ، برابری می کند . در ارزیابی روایاتی که درباره حقوق مرد و زن وارد شده ، توجّه به این نکته ضروری است که اسلام ، دین حق و عدل است و بر اساس این ، حقوق همه اعضای خانواده ، اعم از مرد ، زن و فرزندان ، بر پایه نیازهای واقعی خانواده سالم و صالح ، مقرر گردیده است . بنا بر این ، تأکید برخی از روایات بر حقوق ویژه مرد ، یا حقوق ویژه زن ، می تواند ناظر بر شرایط خاص فرهنگیِ حاکم بر جامعه باشد .
۴ . تأمین نیازهای جنسییکی از مهم ترین عوامل تحکیم خانواده ، پاسخگویی مثبت و متقابلِ زوجین به نیازهای جنسی یکدیگر است . بر پایه برخی تحقیقات ، در ایران ، دست کم پنجاه درصد طلاق هایی که در دادگاه خانواده به بهانه های گوناگون صورت می گیرد ، ریشه در مسائل جنسی دارد و به تجربه ثابت شده است که در خانواده هایی که مشکلات جنسی زوج ها برطرف شده ، احتمال فروکش کردن مشکلات خانواده ، افزایش یافته است . [۳۵۰]
رهنمودهای اسلام ، برای تأمین نیازهای جنسی زوجیناسلام ، رهنمودهای ارزنده ای برای تأمین نیازهای جنسی زوجین دارد که اگر مورد توجّه قرار می گرفت ، نهاد خانواده در جامعه ما تا این حد ، دچار سستی و فروپاشی نمی شد . متن این رهنمودها در مبحث «عوامل تحکیم خانواده» (فصل
یک . توصیه به آراستگی زن برای شوهر
دو . توصیه به آراستگی مرد برای همسر
ششم) گذشت ، امّا خلاصه آن عبارت است از :
یک . توصیه به آراستگی زن برای شوهرنخستین رهنمودی که زمینه را برای تأمین نیازهای جنسی زوجین آماده می کند ، آرایش کردن زن برای شوهرش است . در روایات اسلامی ، از یک سو آرایش زن برای غیر شوهر ، به شدّت مذموم و ممنوع شناخته شده [۳۵۱] و از سوی دیگر ، آرایش زن برای شوهرش ، مورد تأکید قرار گرفته است . این ، بدان معناست که آرایش زن می تواند مقدمه فروپاشی خانواده و یا تحکیم این نهاد مقدّس باشد . به این روایات ، توجّه کنید : لَولا أنَّ المَرأهَ تَصَنَّعُ لِزَوجِها لَصَلَفَت عِندَهُ . [۳۵۲] اگر زن ، خود را برای شوهرش نمی آراست ، بی گمان در دل او جا نمی گرفت . لِتَطَیَّبِ المَرأهُ المُسلِمَهُ لِزَوجِها . [۳۵۳]زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوش بو سازد . برپایه گزارش مقاتل بن حیّان ، هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله دختران خود را شوهر می داد ، هم به آنها توصیه می کرد که قبل از آمیزش ، خود را شستشو کنند و هم به شوهران آنها . [۳۵۴]
دو . توصیه به آراستگی مرد برای همسربه همان میزان که آرایش زن برای شوهر توصیه شده ، آراستگی مرد برای همسر
سه . تأکید بر پاداش معنویِ تأمین نیازهای جنسی
نیز در روایات اسلامی ، مورد تأکید است . به این روایت توجّه فرمایید : یَجِبُ عَلَی الرَّجُلِ لِامرَأتِهِ ما یَجِبُ لَهُ عَلَیها ؛ أن یَتَزَیَّنَ لَها کَما تَتَزَیَّنُ لَهُ فی غَیرِ مَأثَمٍ . [۳۵۵] مرد در برابر زنش ، همان وظیفه ای را دارد که زنش در برابر او دارد ؛ یعنی خود را برای او بیاراید ، همچنان که زنش ، خود را برای او می آراید ؛ ولی نباید به گناه بیفتد . در جای دیگری آمده است : تَهِیئَهُ الرَّجُلِ لِلمَرأهِ مِمّا یَزیدُ فی عِفَّتِها . [۳۵۶] آراسته بودن مرد برای زن ، از عواملی است که بر پاک دامنیِ زن می افزاید . نکته قابل تأمّل این که بر پایه روایتی از امام کاظم علیه السلام یکی از عوامل آلودگیِ زنان شوهردار ، بی توجّهی شوهران آنان به آراستگی خود برای همسران است . متن روایت ، این است : إنَّ التَهیِئَهَ مِمّا یَزیدُ فی عِفَّهِ النِّساءِ ، ولَقَد تَرَکَ النِّساءُ العِفَّهَ بِتَرکِ أزواجِهِنَّ التَّهیِئَهَ . [۳۵۷]آری . آراسته بودن ، از عواملی است که بر پاک دامنیِ زن می افزاید . زنان ، از آن رو ترکِ پاک دامنی می کنند که شوهرانشان آراسته بودن را ترک می نمایند .
سه . تأکید بر پاداش معنویِ تأمین نیازهای جنسینکته حایز اهمیت و قابل تأمّل این که روایات اسلامی ، به منظور تشویق زوجین بر تأمین نیازهای جنسی یکدیگر ، تأکید دارند که لذّت جنسی حلال که یک امر
چهار . نکوهش عدم تأمین نیازهای جنسی
صد در صد مادی است ، پاداش معنوی نیز دارد . محدّث بزرگ ، شیخ کلینی در این باره روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوذر فرمود : إیتَ أهلَکَ تُؤجَرْ . با همسرت نزدیکی کن که پاداش می گیری . ابوذر با شگفتی از آن حضرت پرسید : آتیهِم واُؤجَرُ؟! برای نزدیکی کردن با آنها مأجور هستم؟! پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ داد : کَما أنَّکَ إذا أتَیتَ الحَرامَ اُزِرتَ ، فَکَذلِکَ إذا أتَیتَ الحَلالَ اُوجِرتَ . [۳۵۸]همان گونه که اگر مرتکب حرام شوی ، گناهکار هستی ، هر گاه با حلال درآمیزی ، پاداش می یابی . در روایتی دیگر از ایشان آمده است : فَإذا هُوَ جامَعَ تَحاتُّ عَنهُ الذُّنوبُ کَما یَتَحاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ ، فَإذا هُوَ اغتَسَلَ انسَلَخَ مِنَ الذُّنوبِ . [۳۵۹] و چون مجامعت کند ، گناهان او همچون برگ درخت ، فرو می ریزند ، و هر گاه غسل کند ، از گناهانْ شسته می شود .
چهار . نکوهش عدم تأمین نیازهای جنسیدر شماری از روایات ، هم مرد بر عدم تأمین نیازهای جنسی همسر و هم زن ، بر عدم تأمین نیازهای جنسی شوهر ، به شدّت نکوهش شده اند . [۳۶۰] جالب توجّه این که طبق نقل مرحوم کلینی ، پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به زنان می فرماید : لا تُطَوِّلَنَّ صَلاتَکُنَّ لِتَمنَعنَ أزواجَکُنَّ . [۳۶۱] نمازهای خود را طول ندهید ؛ تا اینکه شوهرانتان را [ از خود ] باز دارید . در روایت دیگری نیز آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به یکی از یاران خود به نام عثمان بن مظعون که به دلیل پرداختن بیش از حد به عبادت ، از ادای حقوق جنسی همسر خود امتناع می ورزید می فرماید : إنَّ لِأهلِکَ عَلَیکَ حَقّا .[۳۶۲]همسرت نیز بر تو حقّی دارد . و در روایتی دیگر خطاب به او می فرماید : یا عُثمانُ ، لَم یُرسِلنِی اللّهُ تَعالی بِالرَّهبانِیَّهِ ، ولکِن بَعَثَنی بِالحَنیفِیَّهِ السَّهلَهِ السَّمحَهِ ، أصومُ واُصَلّی ، وألمِسُ فَمَن أحَبَّ فِطرَتی فَلیَستَنَّ بِسُنَّتی ، ومِن سُنَّتِی النِّکاحُ . [۳۶۳]ای عثمان ! خداوند متعال ، مرا به رهبانیت نفرستاده ؛ بلکه مرا با آیین یکتاپرستیِ سهل و ساده گیر ، فرستاده است . من ، هم روزه می گیرم و هم نماز می خوانم و هم با همسرم آمیزش می کنم . پس ، هر که آیین مرا دوست دارد ، باید از سنّت من پیروی کند و از جمله سنّت من ، ازدواج کردن است .
پنج . وجوب تأمین نیازهای جنسی
شش . رعایت آداب آمیزش
پنج . وجوب تأمین نیازهای جنسیافزون بر توصیه ، تشویق بر تأمین نیازهای جنسی و نکوهش بر امتناع از این اقدام ، برای این حق ، حداکثر چهار ماه یک بار بر مرد ، شرعا واجب است . صفوان بن یحیی از امام رضا علیه السلام پرسید که مرد ، به دلیل مصیبتی که بر او وارد شده ، چند ماه و یا یک سال به همسر جوان خود نزدیک نمی شود . البته قصد زیان وارد کردن به همسرش را هم ندارد؟ امام پاسخ داد : إذا تَرَکَها أربَعَهَ أشهُرٍ کانَ آثِما بَعدَ ذلِکَ . [۳۶۴] چنانچه چهار ماه ، او را ترک کند ، پس از آن ، گناهکار است .
شش . رعایت آداب آمیزشرعایت رهنمودهایی که درباره آداب آمیزش جنسی در روایات اسلامی آمده ، مانند : احساس نیاز جنسی ، شوخی و بازی ، و درنگ ، [۳۶۵]نیز در تأمین نیازهای جنسی ، بسیار مؤثّر است . تصریح پیشوایان اسلام به این آداب ، بدین معناست که آموزش جنسی در حدّ مشروع ، نه تنها ضدّ ارزش نیست ، بلکه اقدامی لازم و ضروری و در جهت تأمین کامل این نیاز غریزی ، و تحکیم نهاد مقدّس خانواده است . رعایت شمار دیگری از آداب آمیزش جنسی ، مانند : ذکر و دعا ، [۳۶۶]قداست معنوی این اقدام را تقویت می کند و بدین سان ، وسیله دیگری برای تحکیم نهاد خانواده فراهم می گردد .
۵ . همکاری
۵ . همکارییکی از وظایف اخلاقی مشترک زوجین که در تحکیم بنیان خانواده ، نقش اساسی ای دارد ، یاری رساندن آنان به یکدیگر در اداره امور زندگی است . روایات اسلامی ، تعبیرهای بلند و قابل تأمّلی در این زمینه دارند که به این عامل تحکیم ، قداست خاصّی می بخشند . در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خطاب به امام علی علیه السلام آمده است : یا عَلِیُّ ، لا یَخدِمُ العِیالَ إلّا صِدّیقٌ أو شَهیدٌ ، أو رَجُلٌ یُریدُ اللّهِ بِهِ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ . [۳۶۷] ای علی ! به خانواده خود ، خدمت نمی کند ، مگر انسان راستگو ، یا شهید ، یا مردی که خداوند ، خیر دنیا و آخرت را برای او بخواهد . در حدیثی دیگر می خوانیم : خِدمَتُکَ زَوجَتَکَ صَدَقَهٌ . [۳۶۸]خدمتِ تو به همسرت ، صدقه است . در حدیث دیگری ، چنین آمده است : إنَّ الرَّجُلَ إذا سَقَی امرَأتَهُ مِنَ الماءِ اُجِرَ . [۳۶۹] مرد ، هر گاه به همسرش آبی بنوشاند ، پاداش می بَرَد . و باز می فرماید : المُؤمِنُ یُؤجَرُ فی کُلِّ شَیءٍ ، حَتّی فِی اللُّقمَهِ یَرفَعُها إلی فِی امرَأتِهِ .[۳۷۰]
به مؤمن ، برای هر چیزی ، پاداش داده می شود ، حتّی برای لقمه ای که در دهان همسرش می گذارد . همچنین درباره یاری رساندن زن به همسر خود در زندگی ، این گونه روایت شده است : أیُّمَا امرَأهٍ خَدَمَت زَوجَها سَبعَهَ أیّامٍ ، غَلَّقَ اللّهُ عَنها سَبعَهَ أبوابِ النّارِ ، وفَتَحَ لَها ثَمانِیَهَ أبوابِ الجَنَّهِ ، تَدخُلُ مِن أینَما شاءَت . [۳۷۱] هر زنی که شوهرش را هفت روز یاری دهد ، خداوند ، هفت درِ دوزخ را به روی او می بندد ، و هفت درِ بهشت را به رویش می گشاید تا از هر دری که می خواهد ، وارد شود . همیاری امام علی علیه السلام و سرور زنان جهان فاطمه علیهاالسلام الگوی خوبی در این زمینه برای جامعه اسلامی است . از امام باقر علیه السلام روایت شده است که می فرماید : تَقاضی عَلِیٌّ وفاطِمَهُ علیهماالسلام إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فِی الخِدمَهِ ، فَقَضی عَلی فاطِمَهَ بِخِدمَهِ ما دونَ البابِ ، وقَضی عَلی عَلِیٍّ ما خَلفَهُ . فَقالَت فاطِمَهُ : فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنی مِنَ السُّرورِ إلَا اللّهُ بِإکفائی رَسولُ اللّهِ تَحُمَّلَ رِقابِ الرِّجالِ .[۳۷۲] علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام برای داوری درباره تقسیم کارهای خود ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر صلی الله علیه و آله ، این گونه قضاوت کرد که کارهای داخل خانه را فاطمه انجام دهد ، و کارهای بیرون از خانه را علی . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «از این که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مرا از برعهده گرفتن مسئولیت های مردان ، معاف ساخت ، فقط خدا می داند که چه قدر خوش حال شدم» .
۶ . احترام متقابل
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است : إنَّ فاطِمَهَ علیهاالسلام ضَمِنَت لِعَلِیٍّ علیه السلام عَمَلَ البَیتِ وَالعَجینَ وَالخَبزَ وقَمَّ البَیتِ ، وضَمِنَ لَها عَلِیٌّ علیه السلام ما کانَ خَلفَ البابِ مِن نَقلِ الحَطَبِ وأن یَجیءَ بِالطَّعامِ . [۳۷۳] فاطمه علیهاالسلام کارِ خانه ، پخت و پزِ نان و جارو کردن اتاق را برای علی علیه السلام تضمین کرد ، و علی علیه السلام ، کارهای بیرون از خانه ، مانند : حمل هیزم و آوردن مواد خوراکی را برای فاطمه علیهاالسلام بر عهده گرفت . بدیهی است این تقسیم کار ، با شرایط اجتماعی آن دوران مطابقت می کرد . بنا بر این در هر دوران ، بلکه در هر خانواده ، همیاری زن و شوهر می تواند به تناسب شرایط زندگی آنها تنظیم شود .
۶ . احترام متقابلششمین عامل تحکیم پیوند خانوادگی ، احترام متقابل اعضای این نهاد نسبت به یکدیگر است . این وظیفه اخلاقی ، اختصاص به خانواده ندارد ؛ بلکه هر مسلمانْ موظّف است با مسلمان دیگر بلکه با همه انسان ها با احترام برخورد کند ؛ امّا بی تردید ، احترام متقابل زن و شوهر ، و پدر و مادر با فرزند ، به دلیل نقشی که در سلامتی و تعالی خانواده دارد ، بیشتر مورد تأکید است . نکته قابل توجّه این که وظیفه مرد به عنوان بزرگ خانواده ، در این باره سنگین تر است و از این رو در روایات فراوانی ، به مردها توصیه شده که به همسران خود احترام بگذارند . در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : مَنِ اتَّخَذَ زَوجَهً فَلیُکرِمها . [۳۷۴] هر کس همسری اختیار کرد ، باید او را گرامی بدارد .
۷ . رِفْق و مُدارا
در حدیثی دیگر می خوانیم : ما أکرَمَ النِّساءَ إلّا کَریمٌ ، وما أهانَهُنَّ إلّا لَئیمٌ . [۳۷۵] زنان را کسی گرامی نمی دارد ، مگر انسانِ بزرگوار ، و کسی به آنان اهانت نمی کند ، مگر انسان پَست . همچنین توصیه شده که وقتی مرد ، وارد خانه می شود ، به خانواده خود سلام کند : إذا دَخَلتَ بَیتَکَ فَسَلِّم عَلی أهلِ بَیتِکَ ؛ یَکثُر خَیرُ بَیتِکَ . [۳۷۶]هر گاه وارد خانه ات شدی ، بر خانواده ات سلام کن ؛ زیرا خیر و برکتِ خانه ات ، زیاد می شود . شکّی نیست که احترام به خانواده ، موجب تقویت محبّت و خیر و برکت خانه خواهد شد .
۷ . رِفْق و مُدارایکی دیگر از وظایف مشترک اخلاقی و عامل تحکیم خانواده ، رفق و مداراست . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : الرِّفقُ یُمنٌ ، وَالخُرقُ شُؤمٌ ، وإذا أرادَ اللّهُ بِأهلِ بَیتٍ خَیرا أدخَلَ عَلَیهِمُ الرِّفقَ ، فَإنَّ الرِّفقَ لَم یَکُن فی شَیءٍ قَطُّ إلّا زانَهُ ، وإنَّ الخُرقَ لَم یَکُن فی شَیءٍ قَطُّ إلّا شانَهُ . [۳۷۷]ملایمت ، میمون است و خشونت، شوم. هرگاه خداوند برای خانواده ای خیری بخواهد، ملایمت را وارد آن خانواده می کند ؛ زیرا ملایمت هیچ گاه با هیچ چیهمراه نمی شود مگر این که آن را زینت ببخشد، و خشونت هرگز با چیزی همراه نمی شود مگر این که آن را زشت بگرداند . فراز و نشیب های زندگی ، حالات مختلف آدمی ، اختلاف نظرها ، به طور طبیعی زمینه ساز بداخلاقی و ناسازگاری است . از این رو ، خانواده ای که از عنصر رفق ، مدارا ، ملایمت و تسامح و تغافل [۳۷۸] برخوردار نباشد ، نمی تواند پایدار بماند . مرد ، با اندک کج خلقیِ زن ، تصمیم به جدایی می گیرد ، و زن ، با ملاحظه بداخلاقیِ شوهر ، درخواست جدایی می نماید . این جاست که روایات اسلامی با تأکید بر قداست خانواده ، با وعده به پاداش های بزرگ اخروی ، زوجین را به صبر و مدارا دعوت می نماید . به زن می گوید : مَن صَبَرَت عَلی سوءِ خُلُقِ زَوجِها ، أعطاها مِثلَ ثَوابِ آسِیَهَ بِنتِ مُزاحِمٍ . [۳۷۹] هر کس بر بداخلاقیِ شوهرش صبر کند ، خداوند ، همانند پاداش آسیه ، دختر مُزاحم (همسر فرعون) به او عطا می فرماید . و به مرد می فرماید : مَن صَبَرَ عَلی سوءِ خُلُقِ امرَأتِهِ وَاحتَسَبَهُ أعطاهُ اللّهُ تَعالی بِکُلِّ یَومٍ ولَیلَهٍ یَصبِرُ عَلَیها مِنَ الثَّوابِ ما أعطی أیّوبَ علیه السلام عَلی بَلائِهِ . [۳۸۰]هر مردی به خاطر خدا ، در برابر بداخلاقیِ زنش صبر کند ، خداوند متعال برای هر روز و شبی که در برابرش شکیبایی می ورزد ، همانند ثوابی را به او می دهد که به ایّوب علیه السلام در قبال گرفتاری اش داد . و بدین سان از فروپاشی کانون خانواده ، پیشگیری می نماید .
۸ . تغافل و چشم پوشی
۸ . تغافل و چشم پوشیچشم پوشی از لغزش های دیگران وتغافل (خود را به غفلت زدن) در برابر آنها ، یکی از عوامل مهم آرامش روانی و آسایش زندگی است ، از امام علی علیه السلام در این باره نقل شده که می فرماید : مَن لَم یَتَغافَل ولا یَغُضُّ عَن کَثیرٍ مِنَ الاُمورِ ، تَنَغَّصَت عیشَتُهُ . [۳۸۱] هر که از بسیاری امور ، تغافل و چشم پوشی نکند ، زندگی اش تیره می شود . در زندگی خانوادگی ، به وفور ، مسائلی پیش می آید که اعضای خانواده ، از آن ، چشم پوشی نمی کنند و آن را به رخ یکدیگر می کشند . در این صورت ، زندگی برای آنان تلخ و غیر قابل تحمّل می گردد . از این رو ، چشم پوشی از مسائل کم اهمّیت و قابل گذشت ، موجب تقویت نهاد خانواده است .
۹ . قناعت و ساده زیستی
۹ . قناعت و ساده زیستیحرص و آزمندی و تجمّل گرایی ، زندگی را تلخ ، و به عکس ، قناعت ، موجب شیرینی آن است . به این سخن بنگرید : أنعَمُ النّاسِ عَیشا مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَهَ ، وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . [۳۸۲] خوش ترین زندگی ، از آنِ کسی است که خداوند پاک ، به او قناعت بخشیده و همسری شایسته ، روزی اش کرده است . زن و مرد ، بخصوص در آغاز زندگی ، با بهره گیری از عنصر قناعت و ساده زیستی ، می توانند در نهایت تنگ دستی ، پیوند مشترک خود را شیرین و بادوام نمایند .
۱۰ . رضا (خشنود بودن به خواست خدا)
ب وظایف خاصّ مرد
۱ . تأمین نیازهای دینی
۱۰ . رضا (خشنود بودن به خواست خدا)تلاش مرد برای تأمین رفاه خانواده ، یکی از وظایف اختصاصی اوست ؛ [۳۸۳] امّا بدیهی است که همه این تلاش ها به نتیجه نمی رسد ، و چه بسا زندگی خانوادگی ، دچار مشکلات مادی و غیر مادی می گردد . این جاست که انسان باید نه تنها خود را تسلیم تقدیر الهی را نماید ، بلکه باید راضی بودن به قضای الهی را تمرین کند تا زندگی به کام او گوارا گردد : إنَّ أهنَأ النّاسِ عَیشا ، مَن کانَ بِما قَسَمَ اللّهُ لَهُ راضِیا .[۳۸۴] گواراترین زندگی ، از آنِ کسی است که به آنچه خداوند قسمت او کرده ، خرسند است . بنا بر این ، یکی دیگر از وظایف مشترک اعضای خانواده که در بن بست ها و فراز و نشیب ها ، زندگی را گوارا می سازد و موجبات دوام آن را فراهم می کند ، رضامندی به قضای الهی است .
ب وظایف خاصّ مردمرد ، به عنوان مدیر خانواده ، علاوه بر وظایف مشترک ، وظایف ویژه ای به عهده دارد که انجام دادن آنها ، نقش مؤثّری در تحکیم این نهاد ، ایفا می نماید . مهم ترینِ این وظایف ، عبارت اند از :
۱ . تأمین نیازهای دینیدین ، اساسی ترین عامل امنیت و آرامش درونی خانواده است . از این رو ،رعایت ارزش های دینی ، مهم ترین عامل تحکیم خانواده محسوب می شود . امام علی علیه السلام طبق نقلی ، درباره نقش دین در آرامش زندگی چنین می فرماید : إنّی إذَا استَحکَمتُ فِی الرَّجُلِ خَصلَهً مِن خِصالِ الخَیر احتَمَلتُهُ لَها وَاغتَفَرتُ لَهُ فَقَد ما سِواها ، ولا أغتَفِرُ لَهُ فَقدَ عَقلٍ ولا عَدَمَ دینٍ ، لِأنَّ مُفارَقَهَ الدّینِ مُفارَقَهُ الأمنِ ، ولا تَهنَأ حَیاهٌ مَعَ مَخافَهٍ ، وعَدَمُ العَقلِ عَدَمُ الحَیاهِ ، ولا تُعاشَرُ الأمواتُ . [۳۸۵] من هر گاه در مردی ، خصلتی از خصلت های نیک را استوار یافتم ، او را به سبب دارا بودن آن ، تحمّل می کنم و بی بهرگی اش از دیگر خصلت های نیک را نادیده می گیرم ؛ امّا نمی توانم نابخردی و بی دینیِ او را نادیده بگیرم ؛ زیرا جدا شدن از دین ، جدا شدن از امنیت [و آرامش ]است . زندگیِ همراه با ترس ، گوارا نیست ، و نابخردی نیز مُردگی است ، و با مردگان ، کسی معاشرت نمی کند . قرآن کریم ، مردان باایمان را موظّف کرده که از طریق تأمین نیازهای دینی خانواده خود ، آنان را از گرفتاری آتش دوزخ محافظت کنند : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَلءِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ . [۳۸۶]ای کسانی که ایمان آورده اید ، خودتان و خانواده تان را از آتشی که سوخت آن ، مردم و سنگ ها هستند ، حفظ کنید . بر آن آتش ، فرشتگانی خشن و سختگیر [ گمارده شده ]اند . از آنچه خدا به آنان دستور داده ، سرپیچی نمی کنند و آنچه را که مأمورند ، انجام می دهند » . از امام علی علیه السلام در تبیین این آیه روایت شده که می فرماید : عَلِّمُوهُم وأدِّبُوهُم . [۳۸۷]
به آنان علم و أدب بیاموزید . بی توجّهی به ارزش های دینی ، پیش از آن که اعضای خانواده را در آخرت ، گرفتار آتش دوزخ کند ، در همین دنیا آنها را در آتش احساس ناامنی خانوادگی و انواع مشکلات ناشی از آن می سوزاند . نخستین وظیفه مرد برای احیای ارزش های دینی در خانواده خود ، وادار ساختن آنها به نماز است ؛ زیرا نماز ، از انواع ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری پیشگیری می نماید .[۳۸۸]خداوند متعال خطاب به پیامبر خود می فرماید : «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا . [۳۸۹] و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش» . توجه به خدا ، نه تنها در تأمین نیازهای معنوی و آرامش روانی خانواده مؤثّر است ، بلکه در رهایی از تنگناهای مادی زندگی نیز نقش دارد . از این رو ، اهل بیت علیهم السلام در گرفتاری ها ، از خانواده خود می خواستند که از نماز و دعا یاری جویند .[۳۹۰] بدیهی است که تأکید بر نماز در تربیت دینی ، به معنای بی توجّهی به دیگر ارزش ها نیست ؛ بلکه برنامه ریزی جهت پرورش همه ارزش های اسلامی و انسانی در خانواده ضروری است ، چنان که از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده است که
۲ . تأمین نیازهای علمی و فرهنگی
می فرماید : أدِّبوا أولادَکُم عَلی ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبِیِّکُم ، وحُبِّ أهلِ بَیتِهِ ، وعَلی قِراءَهِ القُرآنِ . [۳۹۱]فرزندان خود را بر سه خصلتْ تربیت کنید : دوست داشتن پیامبرتان ، دوست داشتن اهل بیت او ، و خواندن قرآن . نیز روایت شده که امام علی علیه السلام خطاب به کمیل بن زیاد فرمود : یا کُمَیلُ ، مُر أهلَکَ أن یَروحوا فی کَسبِ المَکارِمِ ، ویُدلِجوا فی حاجَهِ مَن هُوَ نائِمٌ .[۳۹۲]ای کمیل ! به خانواده ات فرمان بده که روزها در پی کسب خصلت های والای انسانی بروند ، و شبانگاهان ، در پی رفع نیازهای خُفتگان .
۲ . تأمین نیازهای علمی و فرهنگیمدیر خانواده ، نه تنها باید برای تربیت دینیِ اعضای این نهاد مقدّس برنامه ریزی کند ، بلکه موظّف است که جهت تأمین نیازهای علمی و فرهنگی آنان ، اقدامات لازم را انجام دهد . از امام علی علیه السلام روایت شده که فرمود : مُروا أولادَکُم بِطَلَبِ العِلمِ .[۳۹۳]فرزندانتان را به علم آموزی وا دارید . همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیثی می فرماید :
۳ . تأمین هزینه اقتصادی
أکرِموا أولادَکُم ، وأحسِنوا أدَبَهُم ؛ یُغفَر لَکُم . [۳۹۴] به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید تا آمرزیده شوید . از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : لا یَزالُ العَبدُ المُؤمِنُ یورِثُ أهلَ بَیتِهِ العِلمَ وَالأدَبَ الصّالِحَ حَتّی یُدخِلَهُمُ الجَنَّهَ جَمیعا . [۳۹۵]بنده مؤمن ، پیوسته برای خانواده اش دانش و تربیت نیکو به ارث می نهد تا این که همه آنها را وارد بهشت کند .
۳ . تأمین هزینه اقتصادییکی از وظایف اختصاصی و اصلی مرد ، تأمین هزینه اقتصادی خانواده است . از منظر شماری روایات ، تلاش برای انجام دادن این وظیفه ، فضیلتی همانند جهاد در راه خدا دارد : مَن سَعی فی نَفَقَهِ عِیالِهِ ووالِدَیهِ فَهُوَ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّهِ .[۳۹۶] کسی که برای تأمین هزینه خانواده اش و پدر و مادرش تلاش کند ، همانند مجاهدِ در راه خداست . در شمار دیگری از روایات ، تأمین هزینه خانواده ، صدقه محسوب شده است : نَفَقَهُ الرَّجُلِ عَلی أهلِهِ صَدَقَهٌ . [۳۹۷]نفقه مرد به خانواده اش ، صدقه است .
۴ . تأمین نیازهای روانی=
در برخی از روایات نیز آمده است : أوَّلُ ما یوضَعُ فی میزانِ العَبدِ نَفَقَتُهُ عَلی أهلِهِ . [۳۹۸] نخستین چیزی که در ترازوی [ اعمال ] بنده گذاشته می شود ، نفقه او بر خانواده اش است . گشاده دستی در حد توان ، [۳۹۹]نسبت به تأمین نیازهای خانواده نیز توصیه شده است : أرضاکُم عِندَ اللّهِ أسبَغُکُم عَلی عِیالِهِ . [۴۰۰]خشنودترین شما نزد خداوند ، کسی است که خانواده خود را بیشتر در رفاه ، قرار بدهد . البته افراط در گشاده دستی ، نکوهیده است . بنا بر این ، گشاده دستی برای خانواده نباید از مرز اعتدال ، خارج گردد .
۴ . تأمین نیازهای روانیتأمین نیازهای روحی و روانی خانواده نیز در کنار تأمین نیازهای دینی ، علمی ، فرهنگی و اقتصادی آنها ، در جهت تحکیم این نهاد ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . به این سخن آموزنده و سازنده بنگرید : مَن أدخَلَ عَلی أهلِ بَیتِهِ سُرورا ، خَلَقَ اللّهُ مِن ذلِکَ السُّرورِ خَلقا یَستَغفِرُ لَهُ إلی یَومِ القِیامَهِ . [۴۰۱]
۵ . غیرت ورزی
هر کس خانواده اش را شاد سازد ، خداوند ، از آن شادی ، مخلوقی می آفریند که تا روز قیامت ، برایش طلب آمرزش می کند . بر این پایه ، هر اقدام مشروعی که در جهت شادی خانواده انجام شود ، مانند : همنشینی با اعضای خانواده ،[۴۰۲]غذا خوردن با آنها ، [۴۰۳]مراعات میل آنها در انتخاب نوع غذا ، [۴۰۴] و هدیه آوردن از سفر برای آنها ، [۴۰۵] پسندیده است .
۵ . غیرت ورزییکی از وظایف اختصاصی مرد ، غیرت ورزی نسبت به همسر است ، بدین معنا که وی نباید اجازه دهد همسرش ، آگاهانه یا ناخودآگاه ، زمینه آلودگی و بی عفّتی خود را فراهم سازد . از این رو ، کسی که اجازه می دهد زنش آرایش کرده از خانه بیرون رود و خود را در معرض دید چشم های ناپاک قرار دهد ، همچنین کسی که از بی عفّتی همسر خود خبر دارد و اقدامی در جهت پیشگیری از آن انجام نمی دهد ، دیّوث و بی غیرت نامیده شده است : أیُّما رَجُلٍ رَضِیَ بِتَزَیُّنِ امرَأَتِهِ وتَخرُجُ مِن بابِ دارِها ، فَهُو دَیّوثٌ ، ولا یَأثَمُ مَن یُسَمّیهِ دَیّوثا . وَالمَرأَهُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَالزَّوجُ بِذاکَ راضٍ ، بُنِیَ لِزَوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فِی النّارِ .[۴۰۶]هر مردی که راضی است همسرش خود را بیاراید و از خانه بیرون برود ، آن مرد ، دیّوث است ، و هر که او را دیّوث بنامد ، گناه نکرده است . هر گاه زن ،
ج وظایف خاصّ زن
۱ . پذیرفتن مدیریت شوهر بر خانواده
آرایش کنان و عطرزنان ، از خانه اش خارج شود و شوهرش به این کارِ او راضی باشد ، به ازای هر قدمی که بر می دارد ، برای شوهر او ، خانه ای در جهنّم بنا می شود . البته غیرت ورزی نا به جا و محدود کردن بی جهت زن ، نه تنها پسندیده نیست ، بلکه چنان که خواهیم گفت یکی از عوامل فروپاشی خانواده است . [۴۰۷]
ج وظایف خاصّ زندر برابر همه وظایفی که برای اداره خانواده به عهده مرد است ، مهم ترین وظایف اختصاصی زن ، عبارت اند از :
۱ . پذیرفتن مدیریت شوهر بر خانوادهخانواده ، یک واحد کوچک اجتماعی است و اداره آن ، مانند یک اجتماع بزرگ نیازمند مدیریت و رهبری واحد است ؛ زیرا مدیریت جمعی ای که زن و مرد در آن مشترک باشند ، بی معناست . از این رو ، یکی از مرد یا زن باید مدیر و دیگری معاون و تحت نظارت او باشد . قرآن در این جا تصریح می کند که مدیریت خانواده ، به عهده مرد است : «الرِّجَالُ قَوَّ مُونَ عَلَی النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَآ أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَ لِهِمْ . [۴۰۸]مردان ، سرپرست و نگهبان زنانند ؛ چرا که خداوند [از نظر اجتماعی] بعضی از انسان ها را بر بعضی دیگر برتری بخشیده است ، و [نیز] از آن روی که مردان از اموال خویش [برای زنان] هزینه می کنند» . بی تردید ، منظور از این سخن ، اجازه دادن به مرد در جهت خودکامگی و تضییع حقوق زن نیست ؛ بلکه قرآن در عین حالی که از نظر مدیریتی ، مرد را بر زن ترجیح داده ، بر حقوق متقابل زن نیز تأکید می نماید و می فرماید : «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ . [۴۰۹]و برای زنان بر عهده مردان ، حقوقی شایسته است ، مانند حقوقی که [برای مردان] بر عهده آنهاست و مردان بر آنها [از نظر ریاست خانوادگی] برتری دارند» . این سخن ، بدین معناست که همان طور که حقوقی برای مرد وضع شده که زن باید آن را رعایت کند ، زن نیز حقوق مختلفی بر مرد دارد که رعایت آن بر وی لازم است . به تعبیر دیگر ، وظیفه ، از حق جدا نیست . به همان اندازه که زنان ، وظایفی در برابر شوهر دارند ، حقوقی نیز برای آنان مقرر گردیده که از تساوی این حقوق با آن وظایف ، عدالت درباره آنان اجرا می گردد . بر این پایه ، از نگاه قرآن ، تفاوت جسمی و روحی مرد و زن از یک سو و وجوب نفقه زن بر مرد از سوی دیگر ، زمینه ساز اعطای حق مدیریت خانواده به مرد ، و وجوب اطاعت زن از مرد در اداره امور خانوادگی است . امّا باید توجّه داشت که بی تردید ، ریاست مرد بر زن ، مطلق و نامحدود نیست ؛ بلکه محدود است به مقرّرات شرعی و اخلاقی و مقیّد است به رعایت حقوق متقابل زن و وظایف مشترکی که هر یک از مرد و زن در تحکیم بنیاد خانواده به عهده دارند .
۲ . امانتداری در غیاب شوهر
گفتنی است که رعایت حق ریاست شوهر ، آن قدر اهمیت دارد که بر پایه شماری از روایات ، یکی از عوامل بهشتی شدن زن شمرده شده است . [۴۱۰]
۲ . امانتداری در غیاب شوهردومین وظیفه مهم زن ، این است که در غیاب شوهر ، از هر جهت امانتدار باشد . قرآن کریم بانوان شایسته را چنین توصیف می فرماید : «فَالصَّلِحَتُ قَنِتَتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ .[۴۱۱] زنان شایسته ، زنانی خاضع [در برابر نظام خانواده] اند که در غیاب همسر ، اسرار و حقوق او را ، که خدا برای او قرار داده ، حفظ می کنند» . این سخن ، در ادامه آیه قبل ، و اشاره به دومین وظیفه اختصاصی زن در زندگی خانوادگی است ، و ضمن تأکید بر این که بانوان صالح و شایسته ، علاوه بر این که ریاستِ شوهر را در اداره امور زندگی می پذیرند و در برابر نظام خانواده تمکین می نمایند ، نه تنها در حضور شوهر ، بلکه در غیاب او نیز از هر جهت ، امانتدار عفّت خود و اسرار و اموال خانوادگی هستند و در برابر حقوقی که خداوند متعال برای آنها مقرر داشته ، وظایف خود را به خوبی انجام می دهند و مرتکب خیانت نمی شوند ، چنان که در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : لِلرَّجُلِ عَلَی المَرأهِ أن تَلزَمَ بَیتَهُ ، وتَوَدَّدَهُ وتُحِبَّهُ وتُشفِقَهُ ، وتَجتَنِبَ سَخَطَهُ وتَتَّبِعَ مَرضاتَهُ ، وتوفی بِعَهدِهِ ووَعدِهِ ، وتَتَّقی صَولاتِهِ ، ولا تُشرِکَ مَعَهُ أحَدا فی أولادِهِ ، ولا تُهینَهُ ولا تُشقِیَهُ ، ولا تَخونَهُ . [۴۱۲]
نقش دعا در تحکیم خانواده
مرد را بر همسرش ، این حق است که در خانه اش بنشیند و به او ، محبّت و عشق و شفقت بورزد . از به خشم آوردن او دوری کند و در پیِ به دست آوردن خشنودی او باشد . به عهد و وعده اش با او وفا کند . از عصبانیت او بپرهیزد . کسی را در فرزندانش با وی شریک نگردانَد . به او اهانت نکند و رَنجَش ندهد . در حضور او ، و نیز در اموالش به او خیانت نکند .
نقش دعا در تحکیم خانوادهو آخرین سخن این که دعا نیز در تقویت محبّت ، قداست و تحکیم خانواده ، نقش ویژه ای دارد . با عنایت به این که دعا در اسلام ، در کنار مسئولیت است ، نه در برابر آن ، استمداد از خداوند متعال در جهت برخورداری از یک زندگی سالم و صمیمی ، علاوه بر این که اعضای خانواده را متوجّه مسئولیت های مشترک و اختصاصی خود برای رسیدن به این هدف می نماید ، آثار و برکات فراوانی برای آنان به همراه دارد . از این رو ، پیامبران و پیشوایان دین ، نخستین کسانی بوده اند که هماره ، صلاح و سامان خانواده خود را از خداوند متعال خواسته اند و به پیروان خود آموخته اند که برای برخورداری از زندگی شایسته ، در کنار مسئولیت هایی که در این زمینه دارند ، نیازمند به دعا نیز هستند . آنچه در این فصل آمد ، اشاره ای به نقش مثبت دعا در زندگی خانوادگی بود . افزون بر این ، رهنمودهای عملیِ ارزنده ای نیز در شماری از دعاهایی که در این فصل آمده ، دیده می شود . [۴۱۳]
آخرین نکته ، این که همچنان که دعای اعضای خانواده برای یکدیگر در تحکیم این نهاد ، مفید و مؤثّر است ، نفرین آنها نیز آثار زیانباری به دنبال خواهد داشت ، بویژه نفرین والدین در حقّ فرزند که در شماری از احادیث ، از آن ، نهی شده است . [۴۱۴]
بخش سوم : آسیب های تحکیم خانواده
اشاره
بخش سوم : آسیب های تحکیم خانواده فصل یکم : آسیب های کلی خانواده فصل دوم : آسیب های خانواده از سوی شوهرفصل سوم : آسیب های خانواده از سویِ زن
الفصل الأوّل : آفات الاُسره العامّه۱ / ۱الإِکراهُ وترک الاِستِیمارِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یَعمَدُ أحَدُکُم إلَی ابنَتِهِ فَیُزَوِّجُهَا القَبیحَ الذَّمیمَ ! ! إنَّهُنَّ یُرِدنَ ما تُریدونَ . [۴۱۵]
کنز العمّال عن جابر :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، عِندَنا یَتیمَهٌ خَطَبَها رَجُلانِ ؛ موسِرٌ ومُعسِرٌ ، وهِیَ تَهوَی المُعسِرَ ونَحنُ نَهوَی الموسِرَ ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لَم یُرَ لِلمُتَحابَّینِ مِثلُ النِّکاحِ . [۴۱۶]
الکافی عن ابن أبی یعفور عن الإمام الصادق علیه السلام ، قالَ :قُلتُ لَهُ : إنّی اُریدُ أن أتَزَوَّجَ امرَأَهً وإنَّ أبَوَیَّ أرادا غَیرَها . قالَ : تَزَوَّجِ الَّتی هَوَیتَ ، ودَعِ الَّتی یَهوی أبَواکَ . [۴۱۷]
مسند ابن حنبل عن ابن إسحاق :حَدَّثَنی حَجّاجُ بنُ السّائِبِ بنِ أبی لُبابَهَ بنِ عَبدِ المُنذِرِ الأَنصارِیُّ أنَّ جَدَّتَهُ اُمَّ السّائِبِ خُناسَ ابنَهَ خِذامِ بنِ خالِدٍ کانَت عِندَ رَجُلٍ قَبلَ أبی لُبابَهَ ، تَأَیَّمَت[۴۱۸] مِنهُ ، فَزَوَّجَها أبوها خِذامُ بنُ خالِدٍ رَجُلاً مِن بَنی عَمرِو بنِ عَوفِ بنِ الخَزرَجِ ، فَأَبَت إلّا أن تَحُطَّ إلی أبی لُبابَهَ ، وأبی أبوها إلّا أن یُلزِمَهَا العَوفِیَّ ، حَتَّی ارتَفَعَ أمرُها إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : هِیَ أولی بِأَمرِها ، فَأَلحِقها بِهَواها . [۴۱۹]
فصل یکم : آسیب های کلی خانواده
۱ / ۱ اجبار کردن و نظرخواهی نکردن
فصل یکم : آسیب های کلی خانواده۱ / ۱اجبار کردن و نظرخواهی نکردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بعضی از شما ، دخترانشان را [ به زور ، ] به ازدواج فردی زشت و بدقیافه در می آورند ! آنها هم مانند شما دل دارند .
کنز العُمّال به نقل از جابر : مردی ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! دختر یتیمی پیشِ ماست که دو مرد ، او را خواستگاری کرده اند : یکی توانگر و دیگری تنگ دست . او آن تنگ دست را می خواهد و ما به توانگر تمایل داریم ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «برای دو دلداده ، چیزی همانند ازدواج ، دیده نشده است» .
الکافی به نقل از ابن ابی یَعفور : به امام صادق علیه السلام گفتم : می خواهم با زنی ازدواج کنم ؛ ولی پدر و مادرم ، کس دیگری را می خواهند . امام علیه السلام فرمود : «با کسی ازدواج کن که می خواهی ، و آن شخصی را که پدر و مادرت می خواهند ، رها کن» .
مسند ابن حنبل به نقل از ابن اسحاق : حَجّاج بن سائب بن ابی لُبابه بن عبد المُنذر انصاری ، برایم نقل کرد که مادربزرگش ، اُمّ سائب خُناس دختر خِذام بن خالِد ، قبل از آن که زن ابو لبابه باشد ، همسر مرد دیگری بود و بیوه شد . پدرش خذام بن خالد ، می خواست که او را به ازدواج مردی از بنی عمرو بن عَوف بن خَزرَج در آورد ؛ امّا خُناس ، حاضر نشد که زن کسی غیر از ابو لبابه شود ؛ ولی پدرش اصرار داشت که باید زنِ آن مرد عوفی شود . مرافعه را نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مطرح کردند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «او به کارِ خود ، سزاوارتر است . پس او را به ازدواج کسی درآور که دلش می خواهد» .
سنن أبی داوود عن ابن عبّاس :إنَّ جارِیَهً [بِکرا] أتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَذَکَرَت أنَّ أباها زَوَّجَها وهِیَ کارِهَهٌ ، فَخَیَّرَهَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله . [۴۲۰]
سنن ابن ماجه عن عبد الرحمان بن یزید ومجمّع بن یزید الأنصاریّین :إنَّ رَجُلاً مِنهُم یُدعی خِذاما أنکَحَ ابنَهً لَهُ فَکَرِهَت نِکاحَ أبیها ، فَأَتَت رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَذَکَرَت لَهُ ، فَرَدَّ عَلَیها نِکاحَ أبیها ، فَنَکَحَت أبا لُبابَهَ بنَ عَبدِ المُنذِرِ . [۴۲۱]
مسند ابن حنبل عن إبراهیم بن صالح :إنَّ عَبدَ اللّهِ بنَ عُمَرَ قالَ لِعُمرَ بنِ الخَطّابِ : اُخطُب عَلَیَّ ابنَهَ صالِحٍ ، فَقالَ : إنَّ لَهُ یَتامی ، ولَم یَکُن لِیُؤثِرَنا عَلَیهِم ، فَانطَلَقَ عَبدُ اللّهِ إلی عَمِّهِ زَیدِ بنِ الخَطّابِ لِیَخطُبَ ، فَانطَلَقَ زَیدٌ إلی صالِحٍ ، فَقالَ : إنَّ عَبدَ اللّهِ بنَ عُمَرَ أرسَلَنی إلَیکَ یَخطُبُ ابنَتَکَ ، فَقالَ : لی یَتامی ، ولَم أکُن لِاُترِبَ لَحمی وأرفَعَ لَحمَکُم ، اُشهِدُکُم أنّی قَد أنکَحتُها فُلانا . وکانَ هَوی اُمِّها إلی عَبدِ اللّهِ بنِ عُمَرَ ، فَأَتَت رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَت : یا نَبِیَّ اللّهِ ، خَطَبَ عَبدُ اللّهِ بنُ عُمَرَ ابنَتی ، فَأَنکَحَها أبوها یَتیما فی حِجرِهِ ولَم یُؤامِرها [۴۲۲] . فَأَرسَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إلی صالِحٍ ، فَقالَ : أنکَحتَ ابنَتَکَ ولَم تُؤامِرها ؟ فَقالَ : نَعَم ، فَقالَ : «أشیروا عَلَی النِّساءِ فی أنفُسِهِنِّ» وهِیَ بِکرٌ . فَقالَ صالِحٌ : فَإِنَّما فَعَلتُ هذا لِما یُصدِقُها ابنُ عُمَرَ ، فَإِنَّ لَهُ فی مالی مِثلَ ما أعطاها [۴۲۳] .[۴۲۴]
سنن أبی داوود به نقل از ابن عبّاس : دختری [ باکِره ] نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت که پدرش می خواهد او را بر خلاف میلش ، شوهر دهد . پیامبر صلی الله علیه و آله حق انتخاب را به او (دختر) داد .
سنن ابن ماجه به نقل از عبد الرحمان بن یزید و مجمّع بن یزید انصاری : مردی از ایشان (انصار) به نام خُذام ، دخترش را شوهر داد ؛ امّا دخترش به این ازدواج ، راضی نبود . لذا نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفت و ماجرا را به ایشان گفت . پیامبر صلی الله علیه و آله تزویج پدرش را مردود شمرد ، و آن دختر ، با ابو لبابه بن عبد المُنذر ، ازدواج کرد .
مسند ابن حنبل به نقل از ابراهیم بن صالح : عبد اللّه بن عمر ، به عمر بن خطّاب گفت : دختر صالح را برایم خواستگاری کن . عمر گفت : او چند [ برادرزاده ] یتیم دارد ، و ما را بر آنان ترجیح نمی دهد . عبد اللّه ، نزد عمویش زید بن خطّاب رفت تا او برایش به خواستگاری برود . زید ، نزد صالح رفت و گفت : عبد اللّه بن عمر ، مرا برای خواستگاری دخترت نزد تو فرستاده است . صالح گفت : من چند یتیم دارم ، و حاضر نیستم که گوشت خودم را زیر خاک کنم [۴۲۵]و گوشت شما را بردارم [ بالا ببرم] . شما را گواه می گیرم که من ، او را به ازدواج فلانی در آوردم . مادر آن دختر که به [ازدواج دخترش با] عبد اللّه بن عمر راضی بود نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! عبد اللّه بن عمر ، خواستگار دختر من است ؛ ولی پدرش ، بدون آن که نظر او را بخواهد ، وی را به همسریِ یتیمی که تحت سرپرستی اش است ، در آورده است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پی صالح فرستاد و به او فرمود : «دخترت را بدون نظر خواستن از او ، شوهر داده ای؟» . گفت : آری . فرمود : «از زنان ، در باره خودشان نظر خواهی کنید . او باکره است» . صالح گفت : من این کار را به خاطر مهریه ای که ابن عمر به او می دهد ، انجام دادم . به اندازه ای که او به دخترم می دهد ، در اموال خودم دارم .
اُسد الغابه عن عبد الرحمان بن یزید :إنَّ وَدیعَهً أنکَحَ ابنَتَهُ ، فَجاءَت إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَت : یا رسولَ اللّهِ ، إنَّ أبی أنکَحَنی رَجُلاً لَم یُوافِقنی . فَأَرسَلَ إلی أبیها فَذَکَرَ ذلِکَ لَهُ ، فَقالَ لَهُ : أنکَحتُها بِابنِ عَمٍّ لَها کُفؤٍ ورَجُلِ صِدقٍ ، فَقالَ : اِستَأمَرتَها ؟ قالَ : لا . قالَ : فَرَدَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ذلِکَ النِّکاحَ ولَم یُجِزهُ . [۴۲۶]
الإمام علیّ علیه السلام :لا یُنکِح أحَدُکُمُ ابنَتَهُ حَتّی یَستَأمِرَها فی نَفسِها ، فَهِیَ أعلَمُ بِنَفسِها ، فَإِن سَکَتَت أو بَکَت أو ضَحِکَت فَقَد أذِنَت ، وإن أبَت لَم یُزَوِّجها .[۴۲۷]
مسند ابن حنبل عن سهل بن أبی حثمه :کانَت حَبیبَهُ ابنهُ سَهلٍ تَحتَ ثابِتِ بنِ قَیسِ بنِ شَمّاسٍ الأَنصارِیِّ فَکَرِهَتهُ ، وکان رَجُلاً دَمیما ، فَجاءَت إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ، فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، إنّی لَأَراهُ ، فَلَولا مَخافَهَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ لَبَزَقتُ فی وَجهِهِ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أتَرُدّینَ عَلَیهِ حَدیقَتَهُ الَّتی أصدَقَکِ ؟ قالَت : نَعَم ، فَأَرسَلَ إلَیهِ فَرَدَّت عَلَیهِ حَدیقَتَهُ وفَرَّقَ بَینَهُما . قالَ : فَکانَ ذلِکَ أوَّلَ خُلعٍ کانَ فِی الإِسلامِ . [۴۲۸]
اُسْد الغابه به نقل از عبد الرحمان بن یزید : ودیعه ، دخترش را شوهر داد ؛ امّا دختر او نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا! پدرم ، مرا به ازدواج مردی درآورده است که رضایت ندارم . پیامبر صلی الله علیه و آله در پیِ پدرش فرستاد و موضوع را به او گفت . ودیعه گفت : من او را به پسر عمویش داده ام که هم همسنگ اوست و هم مرد درستکاری است . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا نظر خود او (دختر) را پرسیده ای ؟» . گفت : نه! پس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آن ازدواج را مردود شمرد و اجازه آن را نداد .
امام علی علیه السلام :کسی از شما ، نباید دخترش را شوهر بدهد تا این که نظراو را در باره خودش جویا شود ؛ چرا که او ، خواسته خودش را بهتر می داند . پس اگر سکوت کرد یا گریست یا خندید ، در واقع ، رضایت داده است ، و اگر رضایت نداد ، نباید او را به ازدواج [آن فرد ]درآورد .
مسند ابن حنبل به نقل از سهل بن ابی حثمه : حبیبه دختر سهل ، همسر ثابِت بن قیس بن شمّاس انصاری بود ، ولی از او خوشش نمی آمد ؛ چون ثابت ، مردی بدچهره بود . او نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! وقتی چشمم به او می افتد ، اگر ترس از خداوند عز و جل نبود ، در صورتش تُف می انداختم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا باغی را که مَهر تو کرده است ، به او بر می گردانی؟» . حبیبه گفت : آری . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله در پیِ شوهرش فرستاد و حبیبه ، باغش را به او بر گرداند ، و پیامبر صلی الله علیه و آله ، آن دو را از هم جدا کرد . این ، نخستین طلاق خُلعی بود که در اسلام ، رخ داد .
تفسیر الطبری عن ابن عبّاس :إنَّ أوَّلَ خُلعٍ کانَ فِی الإِسلامِ اُختُ عَبدِ اللّهِ بنِ اُبَیٍّ ، أنَّها أتَت رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ لا یَجمَعُ رَأسی ورَأسَهُ شَیءٌ أبَدا ، إنّی رَفَعتُ جانِبَ الخِباءِ فَرَأَیتُهُ أقبَلَ فی عِدَّهٍ ، فَإِذا هُوَ أشَدُّهُم سَوادا ، وأقصَرُهُم قامَهً ، وأقبَحَهُم وَجها ! قالَ زَوجُها : یا رَسولَ اللّهِ ، إنّی أعطَیتُها أفضَلَ ما لی حَدیقَهً ، فَلتَردُد عَلَیَّ حَدیقَتی . قالَ : ما تَقولینَ ؟ قالَت : نَعَم ، وإن شاءَ زِدتُهُ . قالَ : فَفَرَّقَ بَینَهُما . [۴۲۹]
۱ / ۲المغالاه فی المَهرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَیاسَروا فِی الصَّداقِ ، إنَّ الرَّجُلَ یُعطِی المَرأَهَ حَتّی یَبقی ذلِکَ فی نَفسِهِ عَلَیها حَسیکَهً [۴۳۰] . [۴۳۱]
۱ / ۲ زیاده روی در مَهریه
تفسیر الطبری به نقل از ابن عبّاس : اوّلین طلاق خُلعی که در اسلام به وقوع پیوست ، طلاق خواهر عبد اللّه بن اُبیّ بود . او نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! هیچ چیز هرگز نمی تواند سَر من و او را [ در یک بالین ، ]جمع کند . من ، گوشه خیمه را بالا زدم ، دیدم که او با عدّه ای می آید ، و از همه آنها سیاه تر و قدکوتاه تر و زشت روتر است ! شوهرش گفت : ای پیامبر خدا ! بهترین باغم را به او داده ام . پس ، باغم را به من بر گردانَد . پیامبر صلی الله علیه و آله به همسرش فرمود : «چه می گویی؟» . گفت : آری [باز می گردانم] . اگر بخواهد ، بیشتر هم به او می دهم . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را از هم جدا کرد .
۱ / ۲زیاده روی در مَهریهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در مهریه ، آسان بگیرید ؛ زیرا مرد ، با این که [ مهریه اش را ] به زن می پردازد ، امّا کینه آن نسبت به زن ، در دلش می مانَد .
الإمام علیّ علیه السلام :لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَتَکونَ عَداوَهً .[۴۳۲]
۱ / ۳تَزویجُ الصِّغارِالکافی عن هشام بن الحکم عن الإمام الصادق أو الإمام الکاظم علیهماالسلام ، قال :قیلَ لَهُ : إنّا نُزَوِّجُ صِبیانَنا وهُم صِغارٌ . قالَ : فَقالَ : إذا زُوِّجوا وهُم صِغارٌ لَم یَکادوا یَتَأَلَّفوا .[۴۳۳]
۱ / ۴التزویج علی القرابهرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَزَوِّجُوا النِّساءَ عَلی قَراباتِهِنَّ ، فَإِنَّهُ یَکونُ مِن ذلِکَ القَطیعَهُ .[۴۳۴]
راجع : وسایل الشیعه : ج ۲۰ ص ۴۸۷ باب عدم جواز تزویج بنت الأخ علی عمتها وبنت الاُخت علی خالتها نسبا و رضاعا إلّا بإذنهما .
۱ / ۳ همسر دادنِ کودکان
۱ / ۳همسر دادنِ کودکانالکافی به نقل از هشام بن حَکَم : به امام صادق یا امام کاظم علیه السلام گفته شد : ما پسرانمان را در خردسالی ، زن می دهیم . فرمود : «چنانچه آنها را در خردسالی به ازدواج هم درآورید ، تقریبا اُنس و اُلفتی میان آنها برقرار نمی شود» .
۱ / ۴ خویشاوندی هَوو
امام علی علیه السلام :در مهریه های زنان ، زیاده روی نکنید ؛ چون این ، مایه دشمنی می شود .
۱ / ۴خویشاوندی هَووپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خویشاوندان [۴۳۵] همسر را ، هووی آنها قرار ندهید ؛ زیرا این کار ، به بریده شدن روابط می انجامد .
الفصل الثانی : آفاتُ الاُسره من ناحیه الزّوج۲ / ۱الإیذاءُالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاءَ کَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلَا أَن یَأْتِینَ بِفَحِشَهٍ مُّبَیِّنَهٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَی أَن تَکْرَهُواْ شَیْئا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا» . [۴۳۶]
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ألا وإنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ ورَسولَهُ بَریئانِ مِمَّن أضَرَّ بِامرَأَهٍ حَتّی تَختَلِعَ مِنهُ . [۴۳۷]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن أضَرَّ بِامرَأَهٍ حَتّی تَفتَدِیَ مِنهُ نَفسَها ، لَم یَرضَ اللّهُ تَعالی لَهُ بِعُقوبَهٍ دونَ النّارِ ؛ لِأَنَّ اللّهَ تَعالی یَغضَبُ لِلمَرأَهِ کَما یَغضَبُ لِلیَتیمِ . [۴۳۸]
فصل دوم : آسیب های خانواده از سوی شوهر
۲ / ۱ آزار دادن
فصل دوم : آسیب های خانواده از سوی شوهر۲ / ۱آزار دادنقرآن« ای کسانی که ایمان آورده اید، برای شما حلال نیست که از زنان ، به زور ارث ببرید ، و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشی از آنچه را به آنان داده اید، باز گیرید ، مگر آن که مرتکب زشتکاریِ آشکاری شوند . و با آنها به شایستگی رفتار کنید ، و اگر از آنان خوشتان نیامد ، پس چه بسا چیزی را خوش نمی دارید و خدا در آن ، مصلحت فراوان قرار می دهد » .
حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آگاه باشید که خدای عز و جل و پیامبر او ، از کسی که به زنی آزار برساند تا این که آن زن ، از او طلاق خُلع بگیرد ، بیزارند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس به زنی آزار برساند تا آن زن [ با بخشیدن مهریه اش ] ، جان خود را از او بخرد ، خدای تعالی برای آن مرد ، به کیفری کمتر از آتش ، رضایت نداده است ؛ چرا که خداوند متعال برای زن ، همان گونه به خشم می آید که به خاطر یتیم .
مکارم الأخلاق :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله : خَیرُ الرِّجالِ مِن اُمَّتِی الَّذینَ لا یَتَطاوَلونَ عَلی أهلیهِم ، ویَحِنّونَ [عَلَیهِم] [۴۳۹] ولا یَظلِمونَهُم . [۴۴۰]
الإمام علیّ علیه السلام :مَن أساءَ إلی أهلِهِ لَم یَتَّصِل بِه تَأمیلٌ . [۴۴۱]
عنه علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ إِلَی الإِمامِ الحَسَنِ علیه السلام : لا یَکُن أهلُکَ أشقَی الخَلقِ بِکَ . [۴۴۲]
عنه علیه السلام :لا یَکُن أهلُکَ وذو وُدِّکَ أشقَی النّاسِ بِکَ . [۴۴۳]
عنه علیه السلام :إنَّ النِّساءَ عِندَ الرِّجالِ لا یَملِکنَ لِأَنفُسِهِنَ ضَرّا ولا نَفعا ، وإنَّهُنَّ أمانَهُ اللّهِ عِندَکُم ، فَلا تُضارّوهُنَّ ولا تَعضُلوهُنَّ [۴۴۴] . [۴۴۵]
۲ / ۲الضَّربُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أَیُّ رَجُلٍ لَطَمَ امرَأَتَهُ لَطمَهً ، أمَرَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ مالِکا خازِنَ النّیرانِ فَیَلطِمُهُ عَلی حُرِّ [۴۴۶]وَجهِهِ سَبعینَ لَطمَهً فی نارِ جَهَنَّمَ . وأیُّ رَجُلٍ مِنکُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی شَعرِ امرَأَهٍ مُسلِمَهٍ ، سَمَّرَ کَفَّهُ بِمَسامیرَ مِن نارٍ . [۴۴۷]
۲ / ۲ کتک زدن
مکارم الأخلاق :[ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ] فرمود : «بهترین مردانِ امّت من ، کسانی هستند که به خانواده خود ، درازدستی نمی کنند و به آنان مهر می ورزند و در حقّشان ستم روا نمی دارند» .
امام علی علیه السلام :کسی که به خانواده اش بدی می کند ، هیچ امیدی به او نیست [ که به دیگران خوبی کند ] .
امام علی علیه السلام در سفارش ایشان به امام حسن علیه السلام : مبادا خانواده ات به سبب تو ، بدبخت ترینْ مردمان باشند !
امام علی علیه السلام :مبادا خانواده ات و دوستدارانت ، به واسطه تو ، بدبخت ترینْ مردمان باشند !
امام علی علیه السلام :زنان ، در خانه مردان ، اختیار هیچ سود و زیانی را برای خود ندارند . آنان امانت خدا در نزد شما هستند ؛ بنا بر این ، به آنان گزند نزنید و با ایشان بدرفتاری نکنید .
۲ / ۲کتک زدنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مردی که به زنش سیلی بزند ، خداوند عز و جل به مالک نگهبان دوزخ ، دستور می دهد که در آتش جهنّم ، هفتاد سیلی بر گونه او بزند . و هر مردی از شما بر موی زنی مسلمان [ و نا محرم ] دست نهد ، میخ هایی از آتش ، در کف دست او می کوبد .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن ضَرَبَ امرَأَهً بِغَیرِ حَقٍّ فَأَنا خَصمُهُ یَومَ القِیامَهِ ، لا تَضرِبوا نِساءَکُم ، فَمَن ضَرَبَهُم بِغَیرِ حَقٍّ فَقَد عَصَی اللّهَ ورَسولَهُ . [۴۴۸]
عنه صلی الله علیه و آله :إنّی أتَعَجَّبُ مِمَّن یَضرِبُ امرَأَتَهُ وهُوَ بِالضَّربِ أولی مِنها ! لا تَضرِبوا نِساءَکُم بِالخَشَبِ فَإِنَّ فیهِ القِصاصَ . [۴۴۹]
عنه صلی الله علیه و آله :أما یَستَحی أحَدُکُم أن یَضرِبَ امرَأَتَهُ کَما یَضرِبُ العَبدَ ؛ یَضرِبُها أوَّلَ النَّهارِ ثُمَّ یُضاجِعُها آخِرَهُ ؟ أمایَستَحی ؟! [۴۵۰]
عنه صلی الله علیه و آله :إنّی لَأَکرَهُ أن أرَی الرَّجُلَ ثائِرا فَرائِصَ [۴۵۱] رَقَبَتِهِ ، قائِما عَلی مُرَیئَهٍ [۴۵۲] یَضرِبُها ! [۴۵۳]
الطبقات الکبری عن أیّوب :جاءَتِ امرَأَهٌ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله قَد ضَرَبَها زَوجُها ضَربا شَدیدا ، فَقامَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَأَنکَرَ ذلِکَ وقالَ : یَظَلُّ أحَدُکُم یَضرِبُ امرَأَتَهُ ضَربَ العَبدِ ، ثُمَّ یَظَلُّ یُعانِقُها ولا یَستَحیی ! [۴۵۴]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس زنی را به ناحق بزند ، در روز قیامت ، من طرفِ دعوای او خواهم بود . زنانتان را کتک نزنید ؛ زیرا هر که آنها را به ناحق بزند ، از خدا و پیامبرش ، نافرمانی کرده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در شفگتم از کسی که زنش را می زند ، در حالی که خود او ، به کتک خوردن ، سزاوارتر است ! زنانتان را با چوب نزنید که تقاص دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آیا هر یک از شما شرم نمی کند که زنش را مانند برده می زند؟! اوّل روز ، او را می زند و شب هنگام ، با او می خوابد! آیا شرم نمی کند؟!
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خوش ندارم ببینم که مرد ، رگ های گردنش باد کرده و بالای سرِ زن بیچاره ای ایستاده است و او را کتک می زند !
الطبقات الکبری به نقل از ایّوب : زنی که شوهرش او را به شدّت زده بود ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برخاست و به این کار اعتراض کرد و فرمود : «همیشه ، یکی از شما زنش را مانند برده می زند . سپس با او هَماغوش می شود ، و خجالت نمی کشد !» .
۲ / ۳سوءُ الخُلُقِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :شِرارُکُم أسوَأُکُم خُلُقا ، وأشَدُّهُ مُؤنَهً ، وأثقَلُهُ عَلی أهلِهِ .[۴۵۵]
الإمام علیّ علیه السلام :ثَلاثٌ لا یَهنَأُ لِصاحِبِهِنَّ عَیشٌ : الحِقدُ ، والحَسَدُ ، وسوءُ الخُلُقِ . [۴۵۶]
عنه علیه السلام :مَن ضاقَ خُلُقُهُ مَلَّهُ أهلُهُ . [۴۵۷]
الکافی عن الحسین بن بشّار الواسطی :کَتَبتُ إلی أبِی الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام : إنَّ لی قَرابَهً قَد خَطَبَ إلَیَّ وفی خُلُقِهِ شَیءٌ . فَقالَ : لا تُزَوِّجهُ إن کانَ سَیِّئَ الخُلُقِ .[۴۵۸]
۲ / ۴الاِستِخفافُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن أهانَ خَمسا خَسِرَ خَمسا : مَنِ استَخَفَّ بِالعُلَماءِ خَسِرَ الدّینَ . . . ومَنِ استَخَفَّ بِالأَقرِباءِ خَسِرَ المُرُوَّهَ ، ومَنِ استَخَفَّ بِأَهلِهِ خَسِرَ طیبَ عَیشِهِ . [۴۵۹]
۲ / ۵الفِرکُصحیح مسلم عن أبی هریره عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یَفرَک [۴۶۰]مُؤمِنٌ مُؤمِنَهً ؛ إن کَرِهَ مِنها خُلُقا رَضِیَ مِنها آخَرَ أو قالَ : غَیرَهُ . [۴۶۱]
۲ / ۳ بداخلاقی
۲ / ۳بداخلاقیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بدترین شما کسی است که بداخلاق تر ، پُرهزینه تر ، و برای خانواده اش ، گران بارتر باشد .
امام علی علیه السلام :سه خصلت است که برای دارنده آنها ، زندگی ، گوارا نیست : کینه توزی ، حسادت ، و بداخلاقی .
امام علی علیه السلام :کسی که بداخلاق است ، خانواده اش از او خسته (و بیزار) می شوند .
الکافی به نقل از حسین بن بشّارِ واسطی : به امام رضا علیه السلام نوشتم : خویشاوندی دارم که از دخترم خواستگاری کرده است ؛ ولی اخلاقش کمی مشکل دارد . فرمود : «اگر بداخلاق است ، دخترت را به ازدواج او در نیاور» .
۲ / ۴ تحقیر کردن
۲ / ۴تحقیر کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس پنج نفر را خوار بشمارد ، پنج چیز را از دست می دهد : هر کس علما را خوار بشمارد ، دین را از دست می دهد ... ؛ هر کس خویشاوندان را خوار بشمارد ، مروّت را از دست می دهد ؛ هر کس خانواده اش را خوار بشمارد ، خوشیِ زندگی اش را از دست می دهد .
۲ / ۵ نفرت
۲ / ۵نفرتصحیح مسلم به نقل از ابو هریره ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : هیچ مرد مؤمنی ، از زن مؤمنی نفرت ندارد . اگر خویی را از او (زن) نپسندد ، خوی دیگری را از او می پسندد .
۲ / ۶البُخلُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أبغَضُ العِبادِ إلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مَن ضَنَّ [۴۶۲] عَلی عِیالِهِ . [۴۶۳]
عنه صلی الله علیه و آله :شَرُّ النّاسِ الضَّیِّقُ عَلی أهلِهِ .[۴۶۴]
۲ / ۷القَذفُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن قَذَفَ امرَأَتَهُ بِالزِّنا ، خَرَجَ مِن حَسَناتِهِ کَما تَخرُجُ الحَیَّهُ مِن جِلدِها ، وکُتِبَ لَهُ بِکُلِّ شَعرَهٍ عَلی بَدَنِهِ ألفُ خَطیئَهٍ .[۴۶۵]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن قَذَفَ امرَأَتَهُ بِالزِّنا ، نَزَلَت عَلَیهِ اللَّعنَهُ ولا یُقبَلُ مِنهُ صَرفٌ ولا عَدلٌ . [۴۶۶]
جامع الأخبار :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله لا یَقذِفُ امرَأَتَهُ إلّا مَلعونٌ أو قالَ : مُنافِقٌ فَإِنَّ القَذفَ مِنَ الکُفرِ ، وَالکُفرَ فِی النّارِ . لا تَقذِفوا نِساءَکُم ؛ فَإِنَّ فی قَذفِهِنَّ نَدامَهً طَویلَهً ، وعُقوبَهً شَدیدَهً . [۴۶۷]
۲ / ۶ بُخل
۲ / ۶بُخلپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :منفورترین بندگان نزد خداوند عز و جل ، کسی است که به خانواده اش بخل بورزد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بدترین مردم ، کسی است که بر خانواده اش تنگ بگیرد .
۲ / ۷ تهمتِ زِنا زدن
۲ / ۷تهمتِ زِنا زدنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس به زنش تهمت زنا بزند ، از نیکی های خود بیرون می آید ، همچنان که مار از پوستش بیرون می آید ، و به ازای هر موی بدنش ، هزار گناه برایش نوشته می شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس به زنش تهمت زنا بزند ، لعنت براو فرود می آید ، و هیچ مبلغ و فدیه ای از او پذیرفته نمی شود .
جامع الأخبار :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «به زنش تهمت [ زنا ] نمی زند ، مگر کسی که مورد لعنت خداوند است . یا فرمود : منافق ؛ زیرا تهمت زنا زدن ، از کفر است ، و کفر ، جایش آتش است . به زنانتان تهمت نزنید ؛ زیرا نتیجه تهمت زدن به آنها ، پشیمانیِ طولانی و کیفرِ سخت است .
۲ / ۸سوءُ التَّدبیرِالإمام علیّ علیه السلام :سَبَبُ التَّدمیر سوءُ التَّدبیرِ . [۴۶۸]
عنه علیه السلام :مَن ساءَ تَدبیرُهُ ، تَعَجَّلَ تَدمیرُهُ . [۴۶۹]
عنه علیه السلام :آفَهُ المَعاشِ سوءُ التَّدبیرِ . [۴۷۰]
عنه علیه السلام :مَن ساءَ تَدبیرُهُ ، کانَ هَلاکُهُ فی تَدبیرِهِ .[۴۷۱]
عنه علیه السلام :یُستَدَلُّ عَلَی الإِدبارِ بِأَربَعٍ : سوءُ التَّدبیرِ ، وقُبحُ التَّبذیرِ ، وقِلَّهُ الاِعتِبارِ ، وکَثرَهُ الاِعتِذارِ . [۴۷۲]
۲ / ۹التَّذَوُّقُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تُطلِّقُوا النِّساءَ إلّا مِن ریبَهٍ ، فَإِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الذَّوّاقینَ ولَا الذَّوّاقاتِ . [۴۷۳]
الکافی عن سعد بن طریف عن الإمام الباقر علیه السلام :مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِرَجُلٍ فَقالَ : ما فَعَلَتِ امرَأَتُکَ ؟ قالَ : طَلَّقتُها یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : مِن غَیرِ سوءٍ ؟ قالَ : مِن غَیرِ سوءٍ . ثُمَّ قالَ : إنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : تَزَوَّجتَ ؟ قالَ : نَعَم ، ثُمَّ قالَ لَهُ بَعدَ ذلِکَ : ما فَعَلَتِ امرَأَتُکَ ؟ قالَ : طَلَّقتُها ، قالَ : مِن غَیرِ سوءٍ ؟ قالَ : مِن غَیرِ سوءٍ . ثُمَّ إنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : تَزَوَّجتَ ؟ فَقالَ : نَعَم ، ثُمَّ قالَ لَهُ بَعدَ ذلِکَ : ما فَعَلَتِ امرَأَتُکَ ؟ قالَ : طَلَّقتُها ، قالَ : مِن غَیرِ سوءٍ ؟ قالَ : مِن غَیرِ سوءٍ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یُبغِضُ أو یَلعَنُ کُلَّ ذَوّاقٍ مِنَ الرِّجالِ ، وکُلَّ ذَوّاقَهٍ مِنَ النِّساءِ .[۴۷۴].
۲ / ۸ سوء تدبیر
۲ / ۸سوء تدبیرامام علی علیه السلام :علت ویرانی ، سوء تدبیر است .
امام علی علیه السلام :کسی که تدبیرش بد باشد ، نابودی اش (و نابودگری اش) شتاب می گیرد .
امام علی علیه السلام :آفت زندگی ، سوء تدبیر است .
امام علی علیه السلام :کسی که سوء تدبیر داشته باشد ، تدبیرش باعث نابودی او می شود .
امام علی علیه السلام :چهار چیز ، نشانه پشت کردن روزگار است : سوء تدبیر ، تبذیر ، کمْ عبرت گرفتن ، و زیادْ عذرخواهی کردن .
۲ / ۹ تنوّع طلبی در ازدواج
۲ / ۹تنوّع طلبی در ازدواج [۴۷۵]پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زنان را طلاق ندهید ، مگر از روی دلیل [ و نه بُلهوسی ] ؛ چرا که خداوند ، مردان و زنان تنوّع طلب را دوست ندارد .
الکافی به نقل از سعد بن طریف ، از امام باقر علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردی برخورد . پس فرمود : «همسرت چه می کند ؟» . مرد گفت : طلاقش دادم ، ای پیامبر خدا! فرمود : «بی آن که عیبی در او باشد؟» . گفت : بی آن که عیبی در او باشد . آن مرد ، دوباره ازدواج کرد و باز ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او برخورد و پرسید : «ازدواج کردی ؟» . گفت : بله . پس از مدتی از او پرسید : «همسرت چه می کند ؟» . گفت : طلاقش دادم . فرمود : «بی آن که عیبی در او باشد ؟» . گفت : بی آن که عیبی داشته باشد . آن مرد ، بار سوم ازدواج کرد و باز ، پیامبر صلی الله علیه و آله بر او گذشت . فرمود : «ازدواج کردی؟» . گفت : بله . پس از مدتی ، به او فرمود : «همسرت چه می کند ؟» . گفت : طلاقش دادم . فرمود : «بی آن که عیبی در او باشد ؟» گفت : بی آن که عیبی در او باشد . آن گاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خداوند عز و جل هر مرد بُلهوس و هر زن بُلهوسی را دشمن می دارد یا : از رحمت خود ، دور می سازد » .
الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یُبغِضُ کُلَّ مِطلاقٍ ذَوّاقٍ . [۴۷۶]
۲ / ۱۰التَّغایُرُ فی غَیرِ مَوضِعِ الغَیرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِنَ الغَیرَهِ ما یُحِبُّ اللّهُ ومِنها ما یُبغِضُ اللّهُ ، فَأَمَّا الَّتی یُحِبُّهَا اللّهُ فَالغَیرَهُ فِی الرّیبَهِ ، وأمَّا الغَیرَهُ الَّتی یُبغِضُهَا اللّهُ فَالغَیرَهُ فی غَیرِ ریبَهِ . [۴۷۷]
عنه صلی الله علیه و آله :غَیرَتانِ إحداهُما یُحِبُّهَا اللّهُ وَالاُخری یُبغِضُها اللّهُ . . . فَالغَیرَهُ فِی الرّیبَهِ یُحِبُّهَا اللّهُ ، وَالغَیرَهُ فی غَیرِ ریبَهٍ یُبغِضُهَا اللّهُ . [۴۷۸]
۲ / ۱۰ غیرت ورزی نابه جا
امام باقر علیه السلام :خداوند عز و جل از مردان پُر طلاق و ازدواج ، نفرت دارد .
۲ / ۱۰غیرت ورزی نابه جاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :یک غیرت است که خدا دوست دارد ، و یک غیرت است که خدا دشمن می دارد . غیرتی که خدا دوستش دارد ، غیرت ورزی به جاست ، (۱) و غیرتی که خدا دشمنش می دارد ، غیرتی است که ریبه ای در کار نباشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دو غیرت است که یکی از آنها را خدا دوست دارد و دیگری را دشمن ... . خداوند ، غیرت به جا را دوست دارد ، و غیرت ورزی ای را که در آن ، ریبه ای در کار نباشد ، دشمن می دارد .
۱- .آن جا که پای حرام و گناهی در میان باشد باید غیرت نشان داد .
الإمام علیّ علیه السلام :إیّاکَ وَالتَّغایُرَ فی غَیرِ مَوضِعِ غَیرَهٍ ؛ فَإِنَّ ذلِکَ یَدعُو الصَّحیحَهَ إلَی السُّقمِ ، وَالبَریئَهَ إلَی الرَّیبِ . [۴۷۹]
عنه علیه السلام فی رِسالَتِهِ إلَی الإِمامِ الحَسَنِ علیه السلام : إیّاکَ وَالتَّغایُرَ فی غَیرِ مَوضِعِ الغَیرَهِ ؛ فَإِنَّ ذلِکَ یَدعُو الصَّحیحَهَ مِنهُنَّ إلَی السُّقمِ ، ولکِن أحکِم أمرَهُنَّ ، فَإِن رَأَیتَ عَیبا فَعَجِّلِ النَّکیرَ [۴۸۰] عَلَی الصَّغیرِ وَالکَبیرِ ، فَإِن تَعَیَّنتَ مِنهُنَّ الرَّیبَ فَیعظُمُ الذَّنبُ ویَهونُ العَتبُ . [۴۸۱]
امام علی علیه السلام :از غیرت ورزیدن بیجا [ نسبت به زنان ] بپرهیز که آن ، زن سالم را به بیماری [ و نادرستی ] می کشانَد و پاک دامن را به اندیشه گناه .
امام علی علیه السلام در نامه اش به امام حسن علیه السلام : از غیرت ورزیدنِ بیجا بپرهیز ؛ زیرا این کار ، زن سالم را به بیماری [ و نادرستی ]می کشانَد ؛ بلکه در باره آنان ، محکم کاری کن . آن گاه اگر عیبی دیدی ، در مجازات کوچک و بزرگ ، درنگ مکن . اگر ریبه ای را از آنها گناه قطعی تلقّی کردی ، گناه را بزرگ و سرزنش را بی اثر کرده ای .
الفصل الثالث : آفات الاُسره من ناحیه الزّوجه۳ / ۱إیذاءُ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ لَهُ امرَأَهٌ تُؤذیهِ ، لَم یَقبَلِ اللّهُ صَلاتَها ولا حَسَنَهً مِن عَمَلِها ، حَتّی تُعینَهُ وتُرضِیَهُ ، وإن صامَتِ الدَّهرَ . . . وعَلَی الرَّجُلِ مِثلُ ذلِکَ الوِزرِ وَالعَذابِ إذا کانَ لَها مُؤذِیا ظالِما . [۴۸۲]
عنه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ آذَت زَوجَها بِلِسانِها ، لَم یَقبَلِ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ مِنها صَرفا ولا عَدلاً ولا حَسنَهً مِن عَمَلِها حَتّی تُرضِیَهُ ، وإن صامَت نَهارَها ، وقامَت لَیلَها ، وأعتَقَتِ الرِّقابَ ، وحَمَلَت عَلی جِیادِ الخَیلِ فی سَبیلِ اللّهِ ، وکانَت فی أوَّلِ مَن یَرِدُ النّارَ ، وکَذلِکَ الرَّجُلُ إذا کانَ لَها ظالِما . [۴۸۳]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تُؤذی امرَأَهٌ زَوجَها فِی الدُّنیا إلّا قالَت زَوجَتُهُ مِنَ الحورِ العِینِ : لا تُؤذیهِ ، قاتَلَکِ اللّهُ ، فَإِنَّما هُوَ عِندَکِ دَخیلٌ یوشِکُ أن یُفارِقَکِ إلَینا . [۴۸۴]
فصل سوم : آسیب های خانواده از سویِ زن
۳ / ۱ آزار دادن شوهر
فصل سوم : آسیب های خانواده از سویِ زن۳ / ۱آزار دادن شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس زنی دارد که او (مرد) را آزار می دهد ، خداوند ، نه نماز آن زن را می پذیرد و نه هیچ کار نیک او را ، هر چند همه عمر ، روزه بگیرد ، مگر این که به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد ... . برای مرد نیز اگر زنِ خود را آزار بدهد و به او ستم کند ، همانند این گناه و عذاب ، وجود دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی ، شوهر خویش را به زبانش بیازارد ، خداوند عز و جل از او هیچ مال و فدیه و کار نیکی نمی پذیرد ، تا آن که او را راضی کند . اگر چه روزها روزه بگیرد و شب ها را به عبادت بگذراند و بنده ها آزاد کند ، و اسب های نژاده در راه خدا بفرستد ، و در زمره نخستین کسانی است که وارد آتش می شوند . همچنین است برای مرد ، اگر به زنْ ستم کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی در دنیا شوهرش را آزار بدهد ، همسر [تعیین شده] او از حوریان بهشتی می گوید : خدا تو را بکشد ! او را میازار ؛ زیرا او نزد تو میهمان است و به زودی ، تو را ترک می کند و نزد ما می آید .
الإمام الصادق علیه السلام :ثَلاثَهٌ تُکَدِّرُ العَیشَ : السُّلطانُ الجائِرُ ، وَالجارُ السّوءُ ، وَالمَرأَهُ البَذِیَّهُ . [۴۸۵]
عنه علیه السلام :مَلعونَهٌ مَلعونَهٌ امرَأَهٌ تُؤذی زَوجَها وتَغُمُّهُ ، وسَعیدَهٌ سَعیدَهٌ امرَأَهٌ تُکرِمُ زَوجَها ولا تُؤذیهِ ، وتُطیعُهُ فی جَمیعِ أحوالِهِ . [۴۸۶]
۳ / ۲إغضابُ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :وَیلٌ لِامرَأَهٍ أغضَبَت زَوجَها ، وطوبی لِامرَأَهٍ رَضِیَ عَنها زَوجُها . [۴۸۷]
۳ / ۳الکُفرانُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یَنظُرُ اللّهُ إلَی امرَأَهٍ لا تَشکُرُ لِزَوجِها ، وهِیَ لا تَستَغنی عَنهُ . [۴۸۸]
عنه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ لَم تَستَغنِ عَن زَوجِها ولَم تَشکُر لَهُ ، لَم یَنظُرِ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیها یَومَ القِیامَهِ . [۴۸۹]
۳ / ۲ عصبانی کردن شوهر
امام صادق علیه السلام :سه چیز ، زندگی را تیره می سازد : فرمانروای ستمگر ، همسایه بد ، و زن بددهن .
امام صادق علیه السلام :ملعون است ، ملعون است آن زنی که شوهر خود را می آزارد و غمگینش می کند ، و خوش بخت است ، خوشبخت است آن زنی که شوهر خویش را گرامی می دارد و آزارش نمی دهد و در همه حال ، از او فرمان می بَرد .
۳ / ۲عصبانی کردن شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :وای به حال زنی که شوهرش را به خشم می آورد ! و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی است!
۳ / ۳ ناسپاسی
۳ / ۳ناسپاسیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند ، به زنی که از شوهرش سپاس گزاری نمی کند ، با آن که از شوهرش بی نیاز نیست ، نگاه نمی کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که از شوهرش بی نیاز نیست و با این حال ، از او سپاس گزاری نمی کند ، خداوند عز و جل در روز قیامت ، به او نظر [ لطف ] نمی کند .
الإمام الصادق علیه السلام :أیُّمَا امرَأَهٍ قالَت لِزَوجِها : «ما رَأَیتُ قَطُّ مِن وَجهِکَ خَیرا» فَقَد حَبِطَ عَمَلُها . [۴۹۰]
مسند ابن حنبل عن أسماء بنت یزید الأنصاریّه :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَرَّ فِی المَسجِدِ یَوما وعُصبَهٌ مِنَ النِّساءِ قُعودٌ ، فَأَلوی بِیَدِهِ إلَیهِنَّ بِالسَّلامِ ، قالَ : إیّاکُنَّ وکُفرانَ المُنعِمینَ ! إیّاکُنَّ وکُفرانَ المُنعِمینَ ! قالَت إحداهُنَّ : یا رَسولَ اللّهِ ، أعوذُ بِاللّهِ یا نَبِیَّ اللّهِ مِن کُفرانِ اللّهِ . قالَ : بَلی ، إنَّ إحداکُنَّ تَطولُ أیمَتُها [۴۹۱]ویَطولُ تَعنیسُها [۴۹۲] ، ثُمَّ یُزَوِّجُهَا اللّهُ البَعلَ ویُفیدُهَا الوَلَدَ وقُرَّهَ العَینِ ، ثُمَّ تَغضَبُ الغَضبَهَ ، فَتُقسِمُ بِاللّهِ ما رَأَت مِنهُ ساعَهَ خَیرٍ قَطُّ ، فَذلِکَ مِن کُفرانِ نِعَمِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، وذلِکَ مِن کُفرانِ المُنعِمینَ . [۴۹۳]
۳ / ۴تَکلیفُ الزَّوجِ ما لا یُطیقُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ أدخَلَت عَلی زَوجِها فی أمرِ النَّفَقَهِ وکَلَّفَتهُ ما لا یُطیقُ ، لا یَقبَلُ اللّهُ مِنها صَرفا ولا عَدلاً [۴۹۴] ، إلّا أن تَتوبَ وتَرجِعَ وتَطلُبَ مِنهُ طاقَتَهُ . [۴۹۵]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن کانَت لَهُ امرَأَهٌ لَم تُوافِقهُ ولَم تَصبِر عَلی ما رَزَقَهُ اللّهُ تَعالی ، وشَقَّت عَلَیهِ وحَمَّلَتهُ ما لَم یَقدِر عَلَیهِ ، لَم یَقبَلِ اللّهُ مِنها حَسَنَهً تَتَّقی بِها حَرَّ النّارِ ، وغَضِبَ اللّهُ عَلَیها ما دامَت کَذلِکَ . [۴۹۶]
۳ / ۴ مکلّف کردن شوهر به آنچه در توان او نیست
امام صادق علیه السلام :هر زنی که به شوهرش بگوید : «من هرگز از روی تو ، خیری ندیده ام » ، اعمالش بر باد می رود .
مسند ابن حنبل به نقل از اسماء انصاری ، دختر یزید : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روزی از مسجد گذشت و دید که گروهی از زنان نشسته اند . با دستش به آنها سلام داد و فرمود : «زنهارتان از ناسپاسیِ نعمت دهندگان ! زنهارتان از ناسپاسیِ نعمت دهندگان !» . یکی از آنها گفت : ای پیامبر خدا ! پناه می برم به خدا ، ای پیامبر خدا ، از ناسپاسی به خدا! فرمود : «آری . یکی از شما مدّت ها بی شوهر می مانَد و در خانه ماندنش ، به درازا می کشد . سپس خداوند ، شوهری نصیب او می کند و فرزند و نورِ چشم ، روزی اش می نماید . آن گاه [ با این همه لطف خداوندی به او ]عصبانی که می شود ، به خدا سوگند می خورد که هرگز یک ساعت خوبی ، از او ندیده است . این ، خود ، ناسپاسیِ نعمت های خداوند عز و جل و نعمت دهندگان است» .
۳ / ۴مکلّف کردن شوهر به آنچه در توان او نیستپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که در امور نفقه ، بر شوهرش فشار آورد و خارج از توانش بر او تحمیل کند ، خداوند ، از او ، نه توبه ای می پذیرد و نه فدیه ای ، مگر آن که توبه کند و بر گردد و در حدّ توانش ، از او چیز بخواهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس زنی داشته باشد که آن زن ، با او ناسازگاری کند و به آنچه خداوند متعال ، روزیِ مرد کرده است قانع نباشد و بر شوهر خود سخت بگیرد و آنچه را در توان او نیست ، بر وی تحمیل کند ، خداوند ، از آن زن ، هیچ کار نیکی که نگهدار او از آتش باشد ، نمی پذیرد و تا زمانی که چنین است ، خداوند بر او خشمگین است .
عنه صلی الله علیه و آله :لا یَحِلُّ لِلمَرأَهِ أن تُکَلِّفَ زَوجَها فَوقَ طاقَتِهِ ، ولا تَشکوهُ إلی أحَدٍ مِن خَلقِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، لا قَریبٍ ولا بَعیدٍ . [۴۹۷]
عنه صلی الله علیه و آله :ألا وأیُّمَا امرَأَهٍ لَم تَرفُق بِزَوجِها وحَمَلَتهُ عَلی ما لا یَقدِرُ عَلَیهِ وما لا یُطیقُ ، لَم یَقبَلِ اللّهُ مِنها حَسَنَهً ، وتَلقَی اللّهَ عَزَّ وجَلَّ وهُوَ عَلَیها غَضبانُ . [۴۹۸]
۳ / ۵المَنُّ عَلَی الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ مَنَّت عَلی زَوجِها بِمالِها فَتَقولُ : «إنَّما تَأکُلُ أنتَ مِن مالی» ، لَو أنَّها تَصَدَّقَت بِذلِکَ المالِ فی سَبیلِ اللّهِ ، لا یَقبَلُ اللّهُ مِنها إلّا أن یَرضی عَنها زَوجُها . [۴۹۹]
عنه صلی الله علیه و آله :لَو أنَّ جَمیعَ ما فِی الأَرضِ مِن ذَهَبٍ وفِضَّهٍ حَمَلَتهُ المَرأَهُ إلی بَیتِ زَوجِها ، ثُمَّ ضَرَبَت عَلی رَأسِ زَوجِها یَوما مِنَ الأَیّامِ ، تَقولُ : «مَن أنتَ ؟ إنَّمَا المالُ مالی» ، حَبِطَ عَمَلُها ولَو کانَت مِن أعبَدِ النّاسِ ، إلّا أن تَتوبَ وتَرجِعَ وتَعتَذِرَ إلی زَوجِها . [۵۰۰]
۳ / ۵ منّت نهادن بر شوهر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بر زنْ روا نیست که شوهرش را بیش از توانش تکلیف کند ، و یا از او نزد احدی از آفریدگان خداوند عز و جل گِله و شکایت کند ، خواه ، خودی باشد یا بیگانه .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آگاه باشید که هر زنی با شوهرش مدارا نکند و آنچه در توان او نیست و از حدّ تحمّلش خارج است ، بر او بار کند ، خداوند ، هیچ کار نیکی را از وی نمی پذیرد ، و در حالی خداوند عز و جل را دیدار می کند که خدا بر او خشمناک است .
۳ / ۵منّت نهادن بر شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که به دارایی خود بر شوهرش منّت نهد و بگوید : «تو از ثروت من می خوری» ، اگر تمام آن ثروت را هم در راه خدا صدقه بدهد ، خداوند از او نمی پذیرد ، مگر آن که شوهرش از او راضی شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر همه طلا و نقره های روی زمین را زن ، به خانه شوهرش ببَرَد ، سپس روزی از روزها بر سر او بزند و بگوید : «تو کیستی ؟ این دارایی ، مال من است» ، اعمالش بر باد می رود ، اگر چه از عابدترین مردمان باشد ، مگر آن که توبه کند و از سخنش برگردد و از شوهرش پوزش بخواهد .
۳ / ۶عَدَمُ المُواتاهِالإمام علیّ علیه السلام :شَرُّ الزَّوجاتِ مَن لا تُواتی [۵۰۱]. [۵۰۲]
۳ / ۷التَزَیُّنُ لِغَیرِ الزوجرسول اللّه صلی الله علیه و آله :المَرأَهُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَالزَّوجُ بِذاکَ راضٍ ، بُنِیَ لِزَوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فِی النّارِ . [۵۰۳]
عنه صلی الله علیه و آله :أیُّما رَجُلٍ رَضِیَ بِتَزَیُّنِ امرَأَتِهِ وتَخرُجُ مِن بابِ دارِها فَهُو دَیّوثٌ ، ولا یَأثَمُ مَن یُسَمّیهِ دَیّوثا . [۵۰۴]
عنه صلی الله علیه و آله فی خَبَرِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، لا تُبدی زینَتَکِ لِغَیرِ زَوجِکِ ، یا حَولاءُ لا یَحِلُّ لِامرَأَهٍ أن تُظهِرَ مِعصَمَها وقَدَمَها لِرَجُلٍ غَیرِ بَعلِها ، وإذا فَعَلَت ذلِکَ لَم تَزَل فی لَعنَهِ اللّهِ وسَخَطِهِ ، وغَضِبَ اللّهُ عَلَیها ، ولَعَنَتها مَلائِکَهُ اللّهِ ، وأعَدَّ لَها عَذابا ألیما . [۵۰۵]
الإمام الصادق علیه السلام :أیُّمَا امرَأَهٍ تَطَیَّبَت لِغَیرِ زَوجِها ، لَم تُقبَل مِنها صَلاهٌ حَتّی تَغتَسِلَ مِن طیبِها کَغُسلِها مِن جَنابَتِها . [۵۰۶]
۳ / ۶ ناسازگاری
۳ / ۶ناسازگاریامام علی علیه السلام :بدترین همسران ، آن زنی است که سازگار نباشد .
۳ / ۷ خودآرایی زن برای غیر شوهرش
۳ / ۷خودآرایی زن برای غیر شوهرشپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه زن ، خود را بیاراید و خوش بو کند و از درِ خانه اش بیرون برود و شوهر ، به این ، راضی باشد ، به ازای هر قدمی که بر می دارد ، برای شوهرش یک خانه در آتش ساخته می شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مردی راضی باشد که زنش خود را بَزَک کند و از درِ خانه اش بیرون برود ، آن مرد ، دیّوث است ، و هر کس ، او را دیّوث بخواند ، مرتکب گناهی نشده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خبر حَولاء : ای حولاء ! زیور خود را برای غیر شوهرت نمایان مساز . ای حولاء ! برای هیچ زنی ، حلال نیست که مُچ و پای خویش را برای مردی جز شوهرش آشکار سازد . هر گاه چنین کند ، پیوسته مورد لعنت و ناخشنودی خدا قرار می گیرد ، و خداوند ، بر او خشم می گیرد ، و فرشتگان خدا لعنتش می کنند ، و برایش عذابی دردناک ، آماده می سازد .
امام صادق علیه السلام :هر زنی ، خود را برای غیر شوهرش خوش بو کند ، هیچ نمازی از او پذیرفته نمی شود تا آن گاه که برای آن بویی که استعمال کرده ، غسل کند ، همچنان که برای جنابتش غسل می کند .
۳ / ۸التَّذَوُّقُالإمام الصادق علیه السلام :تَزَوَّجوا ولا تُطَلِّقوا ؛ فَإِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الذَّوّاقینَ وَالذَّوّاقاتِ . [۵۰۷]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ سَأَلَت زَوجَها طَلاقا فی غَیرِ ما بَأسٍ ، فَحَرامٌ عَلَیها رائِحَهُ الجَنَّهِ . [۵۰۸]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تُطَلِّقُوا النِّساءَ إلّا مِن ریبَهٍ ؛ فَإِنَ اللّهَ لا یُحِبُّ الذَّوّاقینَ ولَا الذَّواقاتِ . [۵۰۹]
۳ / ۹الخِیانَهُعنه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام : یا عَلِیُّ ، أربَعَهٌ مِن قَواصِمِ الظَّهرِ : . . . وزَوجَهٌ یَحفَظُها زَوجُها وهِیَ تَخونُهُ . [۵۱۰]
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ هُنَّ العَواقِرُ : ... وامرَأَهٌ إن حَضَرَتکَ آذَتکَ وإن غِبتَ عَنها خانَتکَ . [۵۱۱]
۳ / ۸ بُلهَوسی
۳ / ۸بُلهَوسیامام صادق علیه السلام :ازدواج کنید و طلاق ندهید ؛ زیرا خداوند ، مردان و زنان بُلهوس (تنوّع طلب در ازدواج) را دوست نمی دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که بی جهت ، از شوهر خود طلاق بخواهد ، بوی بهشت بر او حرام است
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زنان را طلاق ندهید ، مگر از روی دلیل ؛ زیرا خداوند ، مردان و زنان بُلهوس را دوست نمی دارد .
۳ / ۹ خیانت کردن
۳ / ۹خیانت کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام : ای علی ! چهار چیز ، کمرشکن هستند : ... و زنی که شوهرش از او نگهداری می کند ؛ ولی او به شوهرش خیانت می نماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیزند که آدمی را از پای در می آورند : ... و زنی که اگر نزد توست ، آزارت می دهد ، و چون از او غایب می شوی ، به تو خیانت می ورزد .
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ هُنَّ اُمُّ الفَواقِرِ [۵۱۲] : . . . وزَوجَهٌ إن شَهِدتَ لَم تَقَرَّ عَینُکَ بِها ، وإن غِبتَ لَم تَطمَئِنَّ إلَیها . [۵۱۳]
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِنَ السَّعادَهِ وثَلاثٌ مِنَ الشَّقاوَهِ . . . ومِنَ الشَّقاوَهِ : المَرأَهُ تَراها فَتَسوؤُکَ وتَحمِلُ لِسانَها عَلَیکَ ، وإن غِبتَ عَنها لَم تَأمَنها عَلی نَفسِها ومالِکَ . [۵۱۴]
الإمام زین العابدین علیه السلام :مِن شَقاءِ المَرءِ أن تَکونَ عِندَهُ امرَأَهٌ مُعجَبٌ بِها ، وهِیَ تَخونُهُ . [۵۱۵]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز ، کمرشکن اند : ... و زنی که اگر نزد اویی ، شادمانت نمی کند و چون غایب شوی ، خاطرت از او آسوده نیست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز ، از نیک بختی است و سه چیز ، از شوربختی ... و از شوربختی است : زنی که دیدنش تو را ناخوش می آید و با زبانش بر تو حمله می آورد ، و اگر از او غایب شوی ، از او بر خودش و بر اموالت ، آسوده خاطر نیستی .
امام زین العابدین علیه السلام :از شوربختی مرد ، آن است که او زنش را دوست داشته باشد ، امّا زنش به او خیانت کند .
تحلیلی درباره آسیب های خانواده
اشاره
تحلیلی درباره آسیب های خانواده [۵۱۶]خانواده ، مانند همه نهادهای پر ارزش ، در معرض انواع آسیب ها و آفت هایی است که سلامتی ، استواری و پویاییِ آن را تهدید می کند. پیشوایان بزرگ اسلام، در کنار تبیین عوامل تحکیم خانواده ، رهنمودهای بسیار مهم و ارزنده ای را در جهت پیشگیری از این آفات ارایه کرده اند . نکته جالب توجّه، این که بسیاری از این رهنمودها، همخوان با پژوهش های میدانیِ مرتبط با عوامل فروپاشی خانواده است . این پژوهش ها که گستره وسیعی از کارهای میدانی ، و تحقیقات آماری و جامعه شناختی را در بر می گیرند ، در واقع ، زنگ خطر پرآوایی را برای مسئولان فرهنگی جامعه ها به صدا درمی آورند ؛ خطری که حتّی بسیاری از خانواده های اصیل و مذهبی را نیز به طور جدّی تهدید می کند . از این رو، آشنایی با رهنمودهای اسلام در این زمینه بویژه برای خانواده های متدیّن مذهبی می تواند بسیار کارساز باشد . این رهنمودها همان طور که در فصل سوم ملاحظه می شود به سه دسته تقسیم می شوند : الف. آسیب های کلّی خانواده ؛ ب. آسیب هایی مرتبط با مرد؛ ج. آسیب های مرتبط با زن.
الف آسیب های کلّی
۱ . تحمیل پیوند زناشویی
الف آسیب های کلّیاین گونه آسیب ها، آفاتی هستند که معمولاً از ناحیه زن و یا شوهر نیستند؛ بلکه پدر یا مادر و یا اشخاص دیگر، آنها را ایجاد می کنند. البته در برخی از موارد، ممکن است مرد یا زن نیز در شکل گیری آنها سهیم باشند . این آسیب ها عبارت اند از :
۱ . تحمیل پیوند زناشویی [۵۱۷]نخستین شرط تشکیل خانواده پایدار ، آزادی دختر و پسر در انتخاب همسر و تحمیل نکردن پیوند زناشویی بر آنها است . سخنی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره مَنشأ روانیِ الفت و اختلاف همسران، نقل شده که می فرماید: الأَرواحُ جُنودٌ مُجَنَّدَهٌ ، فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ ، وما تَناکَرَ مِنهَا اختَلَفَ . [۵۱۸] روح ها [همچون] سپاهیانی هستند فراهم آمده ، که هر کدام از آنها با هم، آشنایی [و سازگاری ]داشته باشند، با هم الفت می گیرند و هر کدام از آنها که با هم ناآشنا باشند، با هم اختلاف پیدا می کنند . بدین سان ، طبیعی است که ازدواج های تحمیلی، پایدار نمی مانند. کلینی، گزارش کرده که شخصی به نام ابن أبی یعفور از امام صادق علیه السلام می پرسد: من مایلم با زنی ازدواج کنم؛ ولی پدر و مادرم می خواهند که با زن دیگری ازدواج نمایم. چه کنم؟ امام علیه السلام پاسخ داد : تَزَوَّجِ الَّتی هَوَیتَ ، ودَعِ الَّتی یَهوی أبَواکَ . [۵۱۹] با کسی ازدواج کن که خودت می خواهی ، و آن شخصی را که پدر و مادرت می خواهند ، رها کن ! در روایتی دیگر از جابر بن عبد اللّه آمده که مردی نزد پیامبر آمد و گفت : دختر یتیمی پیش ماست که دو مرد از او خواستگاری کرده اند : یکی توانگر و دیگری تنگ دست . او مرد فقیر را می خواهد و ما به توانگر تمایل داریم! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : لَم یُرَ لِلمُتَحابَّینِ مِثلُ النِّکاحِ . [۵۲۰] برای دو دلداده ، چیزی همانند ازدواج ، دیده نشده است . پیامبر صلی الله علیه و آله به روشنی اعلام می کنند که دو طرف ازدواج در انتخاب همسر، آزادند. و ثروت نمی تواند جایگزین محبّت دو نفری که به هم علاقه مند هستند، گردد . جامعه شناسان نیز از دیرباز ، ازدواج های تحمیلی را زمینه ساز اختلافات خانوادگی و فروپاشی خانواده می دانند و برخی، این گونه ازدواج ها را به فروش دختران ، تشبیه کرده اند . البته باید توجّه داشت که راهنمایی پدر و مادر برای انتخاب همسر مناسب، فوق العاده ضروری است . و جوانان باید بدانند که در تشکیل خانواده بی نیاز از بهره گیری از مشورت والدین خود نیستند. هر چند در نهایت، خود آنها هستند
۲ . مهریه سنگین
که باید همسر آینده شان را انتخاب کنند ، نه پدر و مادر !
۲ . مهریه سنگینحکمت وجود مهریه ، تعدیل روابط زن و مرد و نیز پیوند دادن آنها به یکدیگر است . مهریه، از آن جا پدید آمد که در متن خلقت ، نقش هر یک از زن و مرد، مغایر نقش دیگری است . مرد، در مقابل غریزه، از زنْ ناتوان تر است . این ویژگی، همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود. برعکس ، مرد را وادار کرده است که به زن، اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید . یکی از آن اقدامات، این بوده که مرد برای جلب رضای همسر ، و به احترام موافقت او، هدیه ای نثار او می کرده است . مهریه ، با حیا و عفاف زن ، هم ریشه است. زن به الهام فطری دریافته است که عزّت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد . قرآن کریم، با لطافت و ظرافت بی نظیر می فرماید: «وَءَاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَتِهِنَّ نِحْلَهً . [۵۲۱] کابین زنانِ را [که به آنها تعلق دارد و] عطیه ای است از شما به آنها، به خودشان بدهید» . در این آیه کوتاه، به سه نکته اساسی اشاره شده است : یک. از مهریه، با نام «صدُقه» یاد شده ، از مادّه «صِدق» بدان جهت که نشانه صداقت و راستین بودن علاقه مرد است . دو. الحاق ضمیر «هُنَّ» به «صدُقات»، اشاره به آن است که مهریه، به خودِ زن تعلق دارد ، نه پدر و مادر وی، و به اصطلاح، «شیربها» نیست . سه. کلمه «نِحله»، به روشنی دلالت دارد که مهریه ، در واقع ، چیزی جز هدیه و پیشکش مرد به زن نیست . امّا نکته مهمی که در آسیب شناسی خانواده باید به آن توجه داشت، این است که میزان مهریه ، نباید با حکمت آن در تضاد باشد ، چون در این صورت ، آفت تحکیم نهاد خانواده می گردد . [۵۲۲] مهریه ، باید حقیقتا مفهوم هدیه را به ذهن تداعی کند، نه داد و ستد و گروگانگیری را. از این رو، سنگینیِ مهریه، نشانه شوربختی زن ، [۵۲۳] و سبکی آن، نشانه برکت زن [۵۲۴] شناخته شده است، مانند روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله که می فرماید : خَیرُ الصَّداقِ أیسَرُهُ . [۵۲۵]بهترین مهریه ، سبک ترینِ آن است . در حدیثی دیگر آمده است : لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَإِنَّما هِیَ سُقیَا اللّهِ سُبحانَهُ . [۵۲۶] در مهریه های زنان ، زیاده روی نکنید ؛ چرا که زنان ، در واقع ، باران خداوند سبحان اند . همچنین سنگینیِ مهریه، موجب کینه و دشمنیِ خانوادگی معرّفی شده است :
۳ . ازدواج با انگیزه های غیر ارزشی
تَیاسَروا فِی الصَّداقِ ، إنَّ الرَّجُلَ یُعطِی المَراَهَ حَتّی یَبقی ذلِکَ فی نَفسِهِ عَلَیها حَسیکَهً . [۵۲۷] در مهریه ، آسان بگیرید ؛ زیرا مرد ، با این که مهریه [ی سنگینی] را به زن می پردازد ، امّا کینه آن، نسبت به زن ، در دلش می مانَد . در جای دیگری، این تعبیر آمده است: لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَتَکونَ عَداوَهً . [۵۲۸]در مهریه های زنان ، زیاده روی نکنید ؛ چون مایه دشمنی می شود .
۳ . ازدواج با انگیزه های غیر ارزشی پیش از این ، اشاره شد که نخستین ادب از آداب تشکیل خانواده ، درستیِ انگیزه آن است ، از این رو ، ازدواج کردن با هدف تقویت طایفه، خودنمایی ، شهرت طلبی ، و بهره گیری از ثروت یا موقعیت خانوادگی همسر ، ضد ارزش و نکوهیده شمرده شده است . [۵۲۹] موضوع قابل توجّه، این است که رعایت نکردن این ادب ، آفت نهاد خانواده و زمینه ساز فروپاشی آن است . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که می فرماید: لا تُزَوِّجُوا النِّساءَ عَلی قَراباتِهِنَّ ، فَإنَّهُ یَکونُ مِن ذلِکَ القَطیعَهُ . [۵۳۰] زنان را [به خاطر تقویت روابط خویشاوندی] با خویشاوندانشان تزویج نکنید ؛ زیرا این کار ، به بریده شدن روابط خویشی می انجامد .
و نیز روایت شده است که فرمود: مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لِعِزِّها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا ذُلّاً ، ومَن تَزَوَّجَها لِمالِها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا فَقرا ، ومَن تَزَوَّجَها لِحَسَبِها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا دَناءَهً . ومَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لَم یَتَزَوَّجها إلّا لِیَغُضَّ بَصَرَهُ ، أو لِیُحصِنَ فَرجَهُ ، أو یَصِلَ رَحِمَهُ ، بارَکَ اللّهُ لَهُ فیها وبارَکَ لَها فیهِ . [۵۳۱] هر کس با زنی ، به خاطر قدرتش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر خواری او نمی افزاید . و هر کس با زنی ، به خاطر دارایی اش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر ناداری او نمی افزاید ! و هر کس با زنی ، به خاطر بزرگ زادگی اش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر پستی او نمی افزاید . و هر کس با زنی ، فقط برای این ازدواج کند که چشمش را [ از حرام و نامحرم ] فرو بپوشانَد ، یا دامنش را پاک نگه دارد ، یا پیوند خویشاوندی اش را برقرار بدارد ، خداوند ، در آن مرد و زن برای یکدیگر برکت می دهد . و در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که : إذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرأَهَ لِجَمالِها أو مالِها وُکِلَ إلی ذلِکَ ، وإذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللّهُ الجَمالَ وَالمالَ . [۵۳۲] هر گاه مردی با زنی ، به خاطر زیبایی یا دارایی اش ازدواج کند ، به همان [ زیبایی یا دارایی ]واگذار می شود ، و هر گاه به خاطر دینش با او ازدواج کند ، خداوند ، زیبایی و دارایی نیز روزی اش می کند . انگیزه های غیر اخلاقی در ازدواج ، از سوی خانواده های طرفین، آفت اصلی ترین ارکان تحکیم خانواده یعنی محبّت و قداست است. از این رو، خانواده هایی که دچار این آفت اند، در معرض فروپاشی قرار می گیرند.
۴ . ازدواج، پیش از رشد عقلی
۴ . ازدواج، پیش از رشد عقلیهر چند روایات اسلامی ، به خانواده ها تأکید کرده اند که هنگام بلوغ فرزندان ، زمینه ازدواج آنها را فراهم کنند [۵۳۳] و به جوانان نیز توصیه کرده اند که برای حفظ پاک دامنی خود هر چه زودتر ازدواج نمایند ، [۵۳۴] امّا پیشوایان ما، ازدواج کودکان را چنان که در برخی از اقوامْ رسم بوده مصلحت نمی دانند . از این رو، طبق نقل مرحوم کلینی، امام علیه السلام در پاسخ به پرسش هشام بن حکم در باره این موضوع، فرمود : إذا زُوِّجوا وهُم صِغارٌ لَم یَکادوا یَتَأَلَّفوا . [۵۳۵] چنانچه آنها را در خردسالی به ازدواج هم درآورید ، به سختی ممکن است اُنس و اُلفتی میان آنها برقرار شود . این سخن می تواند به این مفهوم باشد که ازدواج پیش از رشد عقلی زوجین ، آفت تحکیم خانواده است و ممکن است به جدایی بینجامد . از این رو، برخی از پژوهش ها نشان می دهند که طلاق ، در جوانانی که زیر نوزده سالگی ازدواج کرده اند، بیشتر از جوانانی است که پس از آن ازدواج کرده اند .
۵ . خویشاوند بودنِ هَوو با همسر اوّل
۵ . خویشاوند بودنِ هَوو با همسر اوّلبر پایه برخی روایات، ازدواج مرد با خویشاوندان همسر فعلی اش، آفت زندگی خانوادگی است. متن روایت پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره، چنین است: لا تُزَوِّجُوا النِّساءَ عَلی قَراباتِهِنَّ ، فَإِنَّهُ یَکونُ مِن ذلِکَ القَطیعَهُ . [۵۳۶]
ب آسیب های مرتبط با مرد
۱ . آزار دادن همسر
زنان را با خویشاوندانشان تزویج نکنید ؛ زیرا این کار ، به بریده شدن روابط خویشی می انجامد . این سخن، بدین معناست که برای زن، تحمّل هَوویی که از نزدیکان و خویشان خودش باشد، مشکل تر است و این گونه ازدواج ها، موجب اختلاف خانوادگی و از عوامل فروپاشی خانواده است.
ب آسیب های مرتبط با مردآسیب هایی که از ناحیه شوهر ، نهاد خانواده را تهدید می کنند و چه بسا موجب فروپاشی آن می گردند، عبارت اند از :
۱ . آزار دادن همسرزن، از محیط گرم خانواده خویش به درون خانه ای پا می نهد که همه چیز آن برای وی، تازه و بدون سابقه است . از جایی که به طور متعارف، خدمت گیرنده و محبّت بیننده بوده، به سرایی قدم می نهد که خدمت و محبّت در آن، دوسویه است . در این حالت، اگر در قبال محبّت و تلاشی که بروز می دهد ، پاسخ محبّت آمیز نگیرد و حتّی در عوض آن ، آزار ببیند، دیر یا زود، از محبّت دهی ، دست می کشد و کانونی که باید با محبت و مودّت گرم شود ، به سردی می گراید . روشن است که کمتر همسری با این وضعیت ، حاضر به ادامه زندگی است و اگر هم آن را ادامه دهد ، چنین زندگی ای را نمی توان یک زندگی سالم و یک کانون پُرحرارت خوانْد . گفتنی است آزارهای روانی و جسمی ، هر دو در این میان، یکسان عمل می کنند و شاید آزارهای زبانی و روانی، زیان های بیشتر و ضربه های کاری تری
را به پیکر ازدواج وارد کنند . روایات، افزون بر کتک زدن زن ، تحقیر او و حتّی بغض و دشمنیِ درونی را هم زمینه فروپاشی تدریجی خانواده ها دانسته اند . [۵۳۷] از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که می فرماید : مَن أضَرَّ بِامرَأهٍ حَتّی تَفتَدِیَ مِنهُ نَفسَها ، لَم یَرضَ اللّهُ تَعالی لَهُ بِعُقوبَهٍ دونَ النّارِ ؛ لِأنَّ اللّهَ تَعالی یَغضَبُ لِلمَرأهِ کَما یَغضَبُ لِلیَتیمِ . [۵۳۸] هر کس به زنی آزار برساند تا آن زن [ با بخشیدن مهریه اش ] ، جان خود را از او بخرد ، خدای تعالی برای آن مرد ، به کیفری کمتر از آتش ، رضایت نداده است ؛ چرا که خداوند متعال برای زن ، همان گونه به خشم می آید که به خاطر یتیم . در حدیث دیگری آمده است : أیُّ رَجُلٍ لَطَمَ امرَأتَهُ لَطمَهً ، أمَرَ اللّهُ عز و جل مالِکا خازِنَ النّیرانِ فَیَلطِمُهُ عَلی حُرِّ وَجهِهِ سَبعینَ لَطمَهً فی نارِ جَهَنَّمَ . وأیُّ رَجُلٍ مِنکُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی شَعرِ امرَأهٍ مُسلِمَهٍ ، سَمَّرَ کَفَّهُ بِمَسامیرَ مِن نارٍ . [۵۳۹] هر مردی که به زنش سیلی بزند ، خداوند عز و جل به مالک نگهبان دوزخ ، دستور می دهد که در آتش جهنّم ، هفتاد سیلی بر گونه او بزند . و هر مردی از شما بر موی زنی مسلمان [ و نا محرم ] دست نهد ، میخ هایی از آتش ، در کف دست او می کوبد . همچنین از امام علی روایت شده است که می فرماید : إنَّهُنَّ أمانَهُ اللّهِ عِندَکُم ، فَلا تُضارّوهُنَّ ولا تَعضُلوهُنَّ . [۵۴۰]
۲ . بدخویی
آنان، امانت خدا در نزد شما هستند . بنا بر این ، به آنان گزند نرسانید و با ایشان بدرفتاری نکنید . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت است که فرمود : إنّی أتَعَجَّبُ مِمَّن یَضرِبُ امرَأتَهُ وهُوَ بِالضَّربِ أولی مِنها . [۵۴۱] در شگفتم از کسی که زنش را می زند ، در حالی که خود او ، به کتک خوردن ، سزاوارتر است !
۲ . بدخوییانسان های تندخو ، گاه بدون آن که بخواهند ، به دیگران آزار می رسانند . بسیاری از اینان بد ذات نیستند و دوست ندارند که دیگران بویژه نزدیکان و خویشان و همسران خود را اذیت کنند ؛ امّا حساسیت زیاد ، حرارت و تندی اخلاقی و کم طاقتی ایشان ، موجب می شود که دیگران از آنها دلخور و دل تنگ شوند و به صورت باری سنگین و تحمیلی بر دوش دیگران درآیند . این دسته، افزون بر آن که زندگیِ خود را آشفته می کنند ، عیش دیگران را نیز منغّص می سازند و محیط عصبی ، حسّاس ، شکننده و گاه در آستانه انفجار به وجود می آورند و خود و خانواده شان را در آن می سوزانند . اگر این وضعیت ادامه یابد و یا تشدید شود ، اطرافیان و بویژه همسر، به مقابله به مثل با همسر و یا گریز از شوهر و حتّی خانه، روی می آورد و اینها از هم پاشیدگی خانواده را در پی دارد . آمار فعلی دادگاه های خانواده ، بدخویی مرد را از علّت های قابل توجّه متلاشی شدن خانواده بر می شمرند . بر همین اساس، با وجود ترغیب به تزویج جوانان از سوی اسلام ، امام رضا علیه السلام در راهنمایی حسین بن بشّار که خویشاوند
۳ . بُخل
بدخویش به خواستگاری دخترش آمده است ، می فرماید: لا تُزَوِّجهُ إن کانَ سَیِّئَ الخُلُقِ . (۱) اگر بدخُلق است، دخترت را به همسری وی در نیاور.
۳ . بُخلمؤمن، ادب شده خداوند است و هزینه زندگی خود را با کاهش و افزایش عطای الهی، تنظیم می کند . اگر خدا به او روزی دهد، وی هم به زندگی اش وسعت می دهد و اگر خدا نبخشد ، به کسب حرام و طرق نامشروع، روی نمی آورد ؛ امّا انسان بخیل، در هر صورت، به کسی چیزی نمی دهد و احوالش را نزد خود نگاه می دارد . چنین شخصی ، همه و حتّی خود را نیز در تنگنا می گذارد و از پرداخت هزینه های اصلی خانواده نیز شانه خالی می کند و بدین سان، فشار سختی را به خانواده وارد می آورد ؛ سختی ای که با توجّه به وضعیت مالی اش برای همسر و خانواده ، توجیهی ندارد و تنها علّت آن ، خوی زشت بخل است . در این وضعیت ، کمتر زنی تاب می آورد . او یا به دزدی پنهان از شوهر روی می آورد و یا حداقل در علاقه او به خود، تردید می کند و متقابلاً ، علاقه اش به همسر کاهش می یابد؛ زیرا خود را از دارایی و مال همسرش، کم ارزش تر می بیند . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که می فرماید : أبغَضُ العِبادِ إلَی اللّهِ عز و جل مَن ضَنَّ عَلی عِیالِهِ . (۲) منفورترین بندگان ، نزد خداوند عز و جل ، کسی است که به خانواده اش بخل بورزد .
. ۱- .ر . ک : ص ۴۲۸ ح 632 .
۲- .ر . ک : ص ۴۳۰ ح 635 .
۴ . بی تدبیری
نیز می فرماید : شَرُّ النّاسِ الضَّیِّقُ عَلی أهلِهِ . [۵۴۲] بدترین مردم ، کسی است که بر خانواده اش تنگ بگیرد .
۴ . بی تدبیریخانواده در بدو تأسیس، با جاده ای ناهموار و گردنه هایی طولانی روبه روست . دو جوانی که هنوز جایگاه شغلیِ ثابتی برای خود نیافته اند، با بدهی های مربوط به: تعهدات مالی تحصیل و تهیه مسکن و یا هزینه های تولّد و نگهداری فرزند نیز روبه رو می شوند . از سوی دیگر، به دلیل جوانی ، زن، خواهان مصاحبت بیشتر شوهر با اوست و توقّع دارد که شوهر، وقت بیشتری را برای با هم بودن بگذارد. خواسته ها و انتظارات پیشین خویشان ، دوستان ، همسایگان و همکاران را نیز باید افزود. از طرفی، مسئولیت های دینی و اجتماعیِ هر دو سوی ازدواج نیز وجود دارد . در چنین فضایی، تنها مدیریت عاقلانه و ماهرانه ، می تواند خانواده را از این کشاکش سنگین برهاند و با توجّه به این که مدیریت خانواده در اسلام به مرد سپرده شده ، [۵۴۳] این موضوع، اهمیت ویژه ای پیدا می کند . اگر مرد ، فاقد مدیریت لازم باشد ، خانواده، در گردابی از مشکلات حل نشدنی و گره های کور، فرو می رود و در این میان، رضایت و ارضای همسر فدا می شود و کانون خانواده ، جایی برای شکایت ها و سرریز مشکلات حل ناشده می گردد . [۵۴۴]امام علی علیه السلام درباره این آفت خطرناک خانواده می فرماید :
۵ . تنوّع طلبی
آفَهُ المَعاشِ سوءُ التَّدبیرِ . [۵۴۵] آفت زندگی ، سوء تدبیر است . و در حدیث دیگری از ایشان که به فراتر از خانواده اشاره دارد آمده است : سَبَبُ التَّدمیر سوءُ التَّدبیرِ . [۵۴۶] علت ویرانی ، سوء تدبیر است .
۵ . تنوّع طلبیاسلام با توجّه به واقعیتِ فزونی تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان ، چندهمسری را با رعایت شروطی سخت (مانند: عدالت) تجویز کرده است؛ امّا این به معنای تنوّع طلبی و رفتار خودخواهانه با زن نیست . هر گاه مرد بخواهد از این جواز شرعی و واقعیت اجتماعی، سوء استفاده کند و بی هیچ دلیلی، همسرش را طلاق دهد، این کار نزد خداوند متعال منفور است. از امام باقر علیه السلام روایت شده که می فرماید : إنَّ اللّهَ عز و جل یُبغِضُ کُلَّ مِطلاقٍ ذَوّاقٍ . [۵۴۷] خداوند عز و جل از مردان پُر طلاق و ازدواج ، نفرت دارد . بدین سان، تنوّع طلبی یکی از آسیب های خطرناکی است که نهاد خانواده را تهدید می کند و مانع تحکیم این نهاد مقدّس می گردد .
۶ . غیرت ورزی نابه جا
۶ . غیرت ورزی نابه جازندگی مشترک ، محدود کننده روابط جنسی است . در هر اجتماع و دینی ، ازدواج، مرزهایی را برای روابط جنسی به وجود می آورد . در دین اسلام، این روابط، منحصر به خانواده می شود و از این رو، خیانت هر یک از دو سوی ازدواج ، به معنای پیمان شکنی است . این نکته، قابل قبول همگان است ؛ امّا هر گاه حساسیت به این مسئله ، از حدّ طبیعی خود بیرون رود و به صورت شک هایی بی جا و غیرت ورزیِ بدون دلیل در آید ، زندگی را تلخ می کند و خانه را به صورت بازداشتگاهی در می آورد که بازجوی آن، شریک زندگی است . کسی که باید بیشترین اعتماد را داشته باشد، بیشترین تردید را دارد . جالب توجّه، آن که ابراز تردیدها و پرس و جوهای بی دلیل ، همسر امین را نیز به سوی خیانت، سوق می دهد و او را در معرض خیانت به شوهر قرار می دهد. روایت تکان دهنده نهج البلاغه در این باره، بسیار صریح است . امام علی علیه السلام می فرماید : إیّاکَ وَالتَّغایُرَ فی غَیرِ مَوضِعِ غَیرَهٍ ؛ فَإِنَّ ذلِکَ یَدعُو الصَّحیحَهَ إلَی السُّقمِ ، وَالبَریئَهَ إلَی الرَّیبِ . [۵۴۸] از غیرت ورزیدن بیجا [ نسبت به زنان ] بپرهیز که آن ، زن سالم را به بیماری [ و نادرستی ]می کشانَد وپاک دامن را به اندیشه گناه . اگر هم چنین نکند در دوستی ها و اظهار محبت های همسرش تردید جدی می نماید و از محبّت خود نیز دریغ می کند و بدین سان، اصلی ترین رشته پیوند خانواده، سست می شود . در پایان می افزاییم که هرگاه نگاه شوهر به جایی رسد که به همسر خود
ج آسیب های مرتبط با زن
۱ . آزار دادن شوهر
تهمت بزند و او را متهم به روابط جنسی خارج از ازدواج کند ، در حالی که چنین نیست ، به لعنت الهی دچار می شود. با توجّه به فرآیند «لعان» (۱) در فقه اسلامی ، چنین شخصی، زندگی خود را در معرض تباهی قرار داده است و این زمینه را برای همسر خود به وجود می آورد تا با انجام دادن تشریفات قانونی ، از او جدا شود .
ج آسیب های مرتبط با زنآسیب هایی که از ناحیه زن ، نهاد خانواده را تهدید می کند و ممکن است به فروپاشی نهاد خانواده بینجامد، عبارت اند از:
۱ . آزار دادن شوهرآزار دادنِ شوهر، همانند آزار دادنِ زن ، موجب تزلزل بنیان خانواده است ؛ زیرا در فرض آزاررسانی از سوی زن ، مرد نیز واکنش همانند نشان می دهد و کانون زندگی، به معرکه درگیری و کشمکش تبدیل می شود و به تدریج، تحمّل چنین وضعیتی برای هر دو سوی رابطه، سخت می شود . در این زندگی ها، محبّت و اطاعت، جای خود را به سرپیچی و نفرت می دهد و در این حالت، روابط متعارف ازدواج به گونه ای دیگر تحقّق می پذیرد . حتّی در صورتی که شوهر تحمّل کند و به مقابله به مثل نپردازد ، از محبّتش به همسر کاسته می شود و زندگی با عشق، به زندگی با نفرت، تبدیل می شود. این وضعیت غیر طبیعی، تنها
. ۱- .. قاعده فقهی «لِعان»، برای اثبات ادّعای مرد در باره روابط نامشروع زن و نفی فرزندی است که از او متولّد شده است و کیفیت آن در آیات ۶ و ۷ از سوره نور آمده است . بر اساس این قاعده اگر زن، ادّعای مرد را انکار کند و هر دو، سوگندهای چهارگانه را یاد کنند، برای همیشه از هم جدا می شوند.
۲ . ناسپاسی نسبت به شوهر
تا آن جا ادامه می یابد که تنش های عصبی حاصل از این نگاه و رفتار ، از آستانه تحمّل طرفین درنگذرد . امام صادق علیه السلام در تعبیری لطیف ، زنِ آزاررسان را از اسباب تکدّر عیش می داند و می فرماید : لا تُؤذی امرَأَهٌ زَوجَها فِی الدُّنیا إلّا قالَت زَوجَتُهُ مِنَ الحورِ العِینِ : لا تُؤذیهِ ، قاتَلَکِ اللّهُ ، فَإِنَّما هُوَ عِندَکِ دَخیلٌ یوشِکُ أن یُفارِقَکِ إلَینا . (۱) هر زنی در دنیا شوهرش را آزار بدهد ، همسر [تعیین شده] او از حوریان بهشتی می گوید : خدا تو را بکشد ! او را میازار ؛ زیرا او نزد تو میهمان است و به زودی ، تو را ترک می کند و نزد ما می آید . گفتنی است به خشم آوردن شوهر (۲) نیز گونه ای آزار دادن اوست. از این رو، اگر زن در نیابد که چه رفتاری همسرش را خشمگین می کند و سپس آن را ناخودآگاه تکرار کند و یا با قصد آزارْ چنین کند ، زمینه تزلزل خانواده را فراهم کرده است .
۲ . ناسپاسی نسبت به شوهرزن، بیشتر به محبّت شوهر نیاز دارد و مرد، به سپاس گزاریِ زن . از این رو، در صورت عدم ارضای خواست روحی ، و یا واکنش متعارض با آن از سوی زن ، علاقه مرد به زن آسیب می بیند ، و به تدریج، این واکنش دوسویه ، زنجیری از گله گزاری و دلخوری درونی را پدید می آورد و بنیان خانواده را سست می نماید. لذا روایات اسلامی، به شدّتْ زنان را از ناسپاسی لطف و محبّت شوهران نهی کرده اند . به این روایت بنگرید :
۱- .ر . ک : ص ۴۳۸ ح 654 .
۲- .. ر . ک : ص ۴۴۱ (عصبانی کردن شوهر) .
۳ . انتظارات بی جا از شوهر
لا یَنظُرُ اللّهُ إلَی امرَأَهٍ لا تَشکُرُ لِزَوجِها ، وهِیَ لا تَستَغنی عَنهُ . (۱) خداوند ، به زنی که از شوهرش سپاس گزاری نمی کند ، با آن که از شوهرش بی نیاز نیست ، نگاه [ با لطف و رحمت] نمی کند . در روایت دیگری آمده است : أیُّمَا امرَأهٍ قالَت لِزَوجِها : «ما رَأیتُ قَطُّ مِن وَجهِکَ خَیرا» فَقَد حَبِطَ عَمَلُها . (۲) هر زنی که به شوهرش بگوید : «من هرگز از روی تو ، خیری ندیده ام » ، اعمالش بر باد می رود .
۳ . انتظارات بی جا از شوهرمرد به عنوان مسئول تشکیل ، رشد و نگهداری خانواده، (۳) می کوشد نیازهای اساسی خود و خانواده اش را تأمین کند . (۴) این، ویژگیِ یک خانواده سالم و متعارف است و جز در مواردی که مرد به اعتیاد و یا بیماری های اخلاقی و اجتماعی مبتلا می شود ، همه جا چنین تلاشی وجود دارد. این وظیفه، چون تکلیفی الهی است ، پس قابل منّت گذاری بر زن هم نیست . امّا مشکل از آن جا آغاز می شود که در شرایط خاص و تنگناهای مالی ، شوهر تواناییِ تأمین خواسته های زن را ندارد و یا زن، به مقدار نیاز بسنده نمی کند . در این دو حالت ، اگر زن بر خواسته های خود پا ننهد و برای تأمین آنها ، به شوهرش فشار بیاورد ، افزون بر به خشم آوردن خداوند متعال ، زمینه ناراحتی شوهر را نیز فراهم می آورد .
۱- .ر . ک : ص ۴۴۰ ح 658 .
۲- .ر . ک : ص ۴۴۲ ح 660 .
۳- .. ر . ک : ص ۳۹۸ (وظایف خاصّ مرد) .
۴- .. ر . ک : ص ۴۴۱ (عصبانی کردن شوهر) .
۴ . منّت نهادن بر شوهر
در این وضعیت، گاه پیش می آید که مرد، بر اثر سرزنش های زن ، به دزدی و اختلاس و درآمدهای نامشروع روی می آورد و گاه به گریز از خانه و حتّی اعتیاد کشیده می شود و یا در فرضی دردناک ، به جدایی می اندیشد . در همه فرض ها ، آرامش روحی شوهر، کاهش می یابد و نگاه افسرده و یا عصبی او در روابط خانوادگی، بازتاب می یابد . این گونه است که اساسی ترین هدف ازدواج (یعنی آرامش زندگی) آسیب می بیند . از این رو ، روایات اسلامی، زن را از وادار کردن شوهر به آنچه در توان او نیست، به شدت نهی کرده اند : أیُّمَا امرَأهٍ أدخَلَت عَلی زَوجِها فی أمرِ النَّفَقَهِ وکَلَّفَتهُ ما لا یُطیقُ ، لا یَقبَلُ اللّهُ مِنها صَرفا ولا عَدلاً ، إلّا أن تَتوبَ وتَرجِعَ وتَطلُبَ مِنهُ طاقَتَهُ . (۱) هر زنی که در درخواست نفقه ، بر شوهرش فشار آوَرَد و خارج از توانش چیزی بر او تحمیل کند ، خداوند ، از او ، نه توبه ای می پذیرد و نه کَفّاره ای، مگر آن که توبه کند و بر گردد و در حدّ توانش ، از او چیز بخواهد .
۴ . منّت نهادن بر شوهرخانم هایی که از نظر ثروت و یا موقعیت خانوادگی، بر شوهر خود ، برتری دارند، باید توجّه داشته باشند که ثروت و موقعیت خانوادگی خود را به رخ شوهر کشیدن و منّت نهادن بر او ، آفتِ شیرینی زندگی خانوادگی ، و گاه موجب فروپاشی آن است . در شماری از روایات، این برخورد غیر اخلاقی، به شدّت محکوم شده است :
۱- .ر . ک : ص ۴۴۲ ح 662 .
۵ . مدارا نکردن با شوهر
لَو أنَّ جَمیعَ ما فِی الأرضِ مِن ذَهَبٍ وفِضَّهٍ حَمَلَتهُ المَرأهُ إلی بَیتِ زَوجِها ، ثُمَّ ضَرَبَت عَلی رَأسِ زَوجِها یَوما مِنَ الأیّامِ ، تَقولُ : «مَن أنتَ ؟ إنَّمَا المالُ مالی» ، حَبِطَ عَمَلُها ولَو کانَت مِن أعبَدِ النّاسِ ، إلّا أن تَتوبَ وتَرجِعَ وتَعتَذِرَ إلی زَوجِها . (۱) اگر زن، همه طلا و نقره های روی زمین را به خانه شوهرش ببَرَد ، سپس روزی از روزها بر سر او بزند و بگوید : «تو کیستی ؟ این دارایی ، مال من است» ، اعمالش بر باد می رود ، اگر چه از عابدترین مردمان باشد ؛ مگر آن که توبه کند و از سخنش برگردد و از شوهرش پوزش بخواهد .
۵ . مدارا نکردن با شوهرگاهی اوقات، اخلاق و رفتار شوهر، مورد قبول همسر نیست و حتّی ممکن است از نظر عرفی و شرعی هم پذیرفته نباشد؛ امّا اصلاح آنها تنها از طریق تحمّل و شکیبایی و سپس تذکّرات نَرم و پلّه ای، امکان پذیر است . زن نمی تواند با چند ماه زندگی مشترک ، رفتار چندین ساله شوهر خود را تغییر دهد. از این رو باید بکوشد برای دوره گذار از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب ، سیاست رفاقت و همراهی و همدلی را با شوهر پیش گیرد و در همه موارد شرعی و عرفی ، پیرو شوهر باشد تا به تدریج بتواند شوهر را با خود همراه کند . زوج های جوانی که از ابتدا و بدون هیچ مقدّمه ای ، خواستار تغییر همسر خود و به رنگ خود درآوردن او شده اند ، در همان ابتدای راه، به چاله بگو و مگو و درگیری در غلتیده اند و نه تنها سودی از تذکّرات و ناسازگاری خود ندیده اند که کانون خانواده را تا لبه پرتگاه آشفتگی و از هم پاشیدگی درآورده اند.
۱- .ر . ک : ص ۴۴۴ ح 667 .
۶ . خودآرایی برای غیر همسر
در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است: شَرُّ الزَّوجاتِ مَن لا تُواتی . (۱) بدترین همسران ، زنی است که سازگار نباشد .
۶ . خودآرایی برای غیر همسرخودآرایی زن ، برای غیر همسر ، یکی از خطرناکترین آفت هایی است که کانون خانواده را تهدید می کند. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : لا یَحِلُّ لِامرَأهٍ أن تُظهِرَ مِعصَمَها وقَدَمَها لِرَجُلٍ غَیرِ بَعلِها ، وإذا فَعَلَت ذلِکَ لَم تَزَل فی لَعنَهِ اللّهِ وسَخَطِهِ ، وغَضِبَ اللّهُ عَلَیها ، ولَعَنَتها مَلائِکَهُ اللّهِ ، وأعَدَّ لَها عَذابا ألیما . (۲) برای هیچ زنی ، حلال نیست که مُچ و پای خویش را برای مردی جز شوهرش آشکار سازد . هر گاه چنین کند ، پیوسته مورد لعنت و ناخشنودی خدا قرار می گیرد ، و خداوند ، بر او خشم می گیرد ، و فرشتگان خدا لعنتش می کنند ، و برایش عذابی دردناک ، آماده می سازد . این آفت خطرناک، زمینه ساز آلودگی زن و فروپاشی خانواده است و از این رو، مرد باید به عنوان مدیر خانواده، با همه توان از آن پیشگیری کند . در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : المَرأهُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَالزَّوجُ بِذاکَ راضٍ ، بُنِیَ لِزَوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فِی النّارِ . (3)
۱- .ر . ک : ص ۴۴۶ ح 668 .
۲- .ر . ک : ص ۴۴۶ ح 671 .
۳- .ر . ک : ص ۴۴۶ ح 669 .
۷ . تنوّع طلبی
هر گاه زن ، خود را بیاراید و خوش بو کند و از درِ خانه اش بیرون برود و شوهر ، به این ، راضی باشد ، به ازای هر قدمی که بر می دارد ، برای شوهرش یک خانه در آتش ساخته می شود .
۷ . تنوّع طلبیزن نیز ممکن است مانند مرد ، به بیماری تنوّع طلبی جنسی مبتلا شود و چون محدودیت او بیشتر است ، این بیماری می تواند او را به درخواست طلاق و در برخی از موارد، به خیانت و گاه به قتلِ همسر، وادار سازد . از این رو ، در روایات، تنوّع طلبی جنسی زن، همانند تنوّع طلبی مرد، نکوهش شده است. (۱) در روایتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده است : أیُّمَا امرَأَهٍ سَأَلَت زَوجَها طَلاقا فی غَیرِ ما بَأسٍ ، فَحَرامٌ عَلَیها رائِحَهُ الجَنَّهِ . (۲) هر زنی که بی جهت ، از شوهر خود طلاق بخواهد ، بوی بهشت بر او حرام است .
۸ . خیانت
۸ . خیانتخطرناک ترین آفتی که از ناحیه زن، نهاد خانواده را تهدید می کند ، خیانت (بویژه خیانت ناموسی) است . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره خطر این خیانت، روایت شده که می فرماید : أربَعَهٌ مِن قَواصِمِ الظَّهرِ : . . . وزَوجَهٌ یَحفَظُها زَوجُها وهِیَ تَخونُهُ . (۳) چهار چیز ، کمرشکن هستند : ... و زنی که شوهرش از او نگهداری می کند ؛
۱- .. ر . ک : ص ۴۴۹ (بُلهَوسی) .
۲- .ر . ک : ص ۴۴۸ ح 674 .
۳- .ر . ک : ص ۴۴۸ ح 676 .
ولی او به شوهرش خیانت می نماید . برای پیشگیری از این آفت کمرشکن ، هم مرد، مسئول است و هم زن . بدیهی است که مرد و زن، با عمل کردن به وظایف مشترک و اختصاصی خود ، می توانند از این آفت، پیشگیری کنند ؛ امّا بی تردید، مسئولیت زن در این باره، سنگین تر است .
منابع و مآخذ
۱ . الاحتجاج علی أهل اللجاج ، أحمد بن علی الطَّبَرسی (م ۶۲۰ ق ) ، تحقیق : إبراهیم البهادری ومحمّد هادی به ، تهران : دار الاُسوه ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل .
۲ . إحیاء علوم الدین ، محمّد بن محمّد الغزالی (م ۵۰۵ ق ) ، بیروت : دار الهادی ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۳ . الاختصاص ، المنسوب إلی محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی (الشیخ المفید) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم .
۴ . أدب الإملاء و الاستملاء ، عبد الکریم بن محمّد السمعانی (م ۵۶۲ ق ) ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل.
۵ . الأدب المفرد ، محمّد بن إسماعیل البخاری (م ۲۵۶ ق ) ، تحقیق : محمّد بن عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّه .
۶ . الإرشاد فی معرفه حجج اللّه علی العباد ، محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی (الشیخ المفید) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل .
۷ . إرشاد القلوب ، الحسن بن أبی الحسن الدیلمی (م ۷۱۱ ق ) ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ، ۱۳۹۸ ق ، چهارم .
۸ . الاستیعاب فی معرفه الأصحاب ، یوسف بن عبد البِرّ القُرطُبی المالکی (ابن عبد البِرّ) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقیق : علی محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل .
۹ . اُسد الغابه فی معرفه الصحابه ، علی بن أبی الکرم محمّد الشیبانی (ابن الأثیر الجَزَری) (م ۶۳۰ ق ) ، تحقیق : علی محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۵ق ، اوّل.
۱۰ . الأسماء والصفات ، أحمد بن الحسین بن علیّ البیهقی ، تحقیق : عبد اللّه بن محمّد الراشدی ، جدّه : مکتبه السوادی .
۱۱ . الإصابه فی تمییز الصحابه ، أحمد بن علی العسقلانی (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمّد معوّض ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل.
۱۲ . أعلام الدین فی صفات المؤمنین ، الحسن بن محمّد الدیلمی (م ۷۱۱ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۱۳ . إعلام الوری بأعلام الهدی ، الفضل بن الحسن الطّبْرِسی (م ۵۴۸ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل .
۱۴ . الإقبال بالأعمال الحسنه فی ما یعمل مرّه فی السنه ، علی بن موسی الحلّی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقیق : جواد القیّومی ، قم : مکتب الإعلام الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۵ . الاُصول الستّه عشر ، عدّه من الرواه ، قم : دار الشبستری ، ۱۴۰۵ ق ، دوم .
۱۶ . الأمالی ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : دار الثقافه ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۷ . الأمالی ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : مؤسسه البعثه ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۱۸ . الأمالی ، محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی (الشیخ المفید) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقیق : حسین اُستاد ولی و علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۰۴ ق ، دوم .
۱۹ . الأمالی (غرر الفرائد و درر القلائد) ، علی بن الحسین الموسوی (السیّد المرتضی) (م ۴۲۶ ق ) ، تحقیق : محمّد أبوالفضل إبراهیم ، بیروت : دار إحیاء الکتب العربیّه .
۲۰ . أنساب الأشراف ، أحمد بن یحیی البلاذری (م ۲۷۹ ق ) ، تحقیق : سهیل زکّار و ریاض زِرِکْلی ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل.
۲۱ . الأوائل ، الحسن بن عبد اللّه بن سهل العسکری (أبو هلال) (م ۳۹۵ ق ) ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل .
۲۲ . بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمّه الأطهار علیهم السلام ، محمّد باقر بن محمّد تقی المجلسی (العلّامه المجلسی) (م ۱۱۱۱ ق ) ، بیروت : مؤسسه الوفاء ، ۱۴۰۳ ق ، دوم .
۲۳ . بشاره المصطفی لشیعه المرتضی ، محمّد بن محمّد الطبری (م ۵۲۵ ق ) ، نجف اشرف : المطبعه الحیدریّه ، ۱۳۸۳ ق ، دوم .
۲۴ . البلد الأمین و الدرع الحصین ، إبراهیم بن علی الحارثی العاملی (الکفعمی) (م ۹۰۵ ق ) .
۲۵ . تاج العروس من جواهر القاموس ، السیّد محمّد المرتضی بن محمّد الحسینی الزَّبیدی (م ۱۲۰۵ ق ) ، تحقیق : علی شیری ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۲۶ . تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام ، محمّد بن أحمد الذهبی (م ۷۴۸ ق ) ، تحقیق : عمر عبد السلام تَدمُری ، بیروت : دار الکتاب العربی ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل .
۲۷ . تاریخ أصبهان ، أحمد بن عبد اللّه الإصفهانی (أبو نعیم) (م ۴۳۰ ق ) ، تحقیق : سیّد کسروی حسن ، بیروت : دار الکتب العلمیّه .
۲۸ . تاریخ بغداد أو مدینه السلام ، أحمد بن علی الخطیب البغدادی (م ۴۶۳ ق ) ، مدینه : المکتبه السلفیّه .
۲۹ . تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس نفیس ، حسین بن محمّد الدیار بکری ، بیروت : مؤسسه شعبان .
۳۰ . التاریخ الکبیر ، محمّد بن إسماعیل البخاری (م ۲۵۶ ق ) ، بیروت : دار الفکر .
۳۱ . تاریخ مدینه دمشق ، علی بن الحسن بن هبه اللّه الدمشقی (ابن عساکر) (م ۵۷۱ ق ) ، تحقیق : علی شیری ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل.
۳۲ . تاریخ الیعقوبی ، أحمد بن أبی یعقوب (ابن واضح الیعقوبی) (م ۲۸۴ ق ) ، بیروت : دار صادر .
۳۳ . تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره ، علی الغروی الحسینی الإسترآبادی (م ۹۴۰ ق ) ، تحقیق : مدرسه الإمام المهدی (عج) ، قم : مدرسه الإمام المهدی(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۳۴ . تحریر الوسیله ، آیه اللّه العظمی الامام الخمینی(ره) ، قم : مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (ره) ، ۱۴۲۱ ه .
۳۵ . التحصین ، علی بن موسی الحلّی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق) ، قم : دار الکتاب ، ۱۴۱۳ق .
۳۶ . تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله ، الحسن بن علی الحَرّانی (ابن شُعبه) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۰۴ ق ، دوم .
۳۷ . تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم) ، إسماعیل بن عمر البُصروی الدمشقی (م ۷۷۴ ق ) ، تحقیق : عبد العزیز غنیم و محمّد أحمد عاشور و محمّد إبراهیم البنّا ، قاهره : دار الشعب .
۳۸ . تفسیر الثعلبی = الکشف والبیان فی تفسیر القرآن . . تفسیر الطبری = جامع البیان عن تأویل آی القرآن .
۳۹ . تفسیر الطبری (جامع البیان عن تأویل آی القرآن) ، محمّد بن جریر الطبری (م ۳۱۰ ق ) ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۴۰ . تفسیر العیّاشی ، محمّد بن مسعود السُّلَمی السمرقندی (العیّاشی) (م ۳۲۰ ق ) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلّاتی ، تهران : المکتبه العلمیّه ، ۱۳۸۰ ق ، اوّل . . تفسیر القرطبی = الجامع لأحکام القرآن .
۴۱ . تفسیر القرطبی (الجامع لأحکام القرآن) ، محمّد بن أحمد الأنصاری القرطبی (م ۶۷۱ ق ) ، تحقیق : محمّد عبد الرحمان المرعشلی ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، ۱۴۰۵ ق ، دوم .
۴۲ . تفسیر القمّی ، علی بن إبراهیم القمّی (م ۳۰۷ ق ) ، به کوشش : السیّد طیّب الموسوی الجزائری ، نجف اشرف : مطبعه النجف الأشرف .
۴۳ . التمحیص ، محمّد بن همام الاسکافی (م ۳۳۶ ق) ، تحقیق : مدرسه الإمام المهدی علیه السلام ، قم : مدرسه الإمام المهدی علیه السلام ، ۱۴۰۴ ق ، اوّل .
۴۴ . تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (مجموعه ورّام) ، ورّام بن أبی فراس الحَمدان (م ۶۰۵ ق ) ، بیروت : دار التعارف و دار صعب .
۴۵ . تنبیه الغافلین ، نصر بن محمّد السمرقندی (م ۳۷۲ ق ) ، تحقیق : یوسف علی بدیوی ،
بیروت : دار ابن کثیر ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۴۶ . التوحید ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : السیّد هاشم الحسینی الطهرانی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۳۹۸ ق ، اوّل.
۴۷ . تهذیب الأحکام فی شرح المقنعه ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) (م ۴۶۰ ق ) ، بیروت : دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۴۸ . تهذیب التهذیب ، أحمد بن علی العسقلانی (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقیق : خلیل مأمون شیحا وعمر السلاحی وعلی بن مسعود ، بیروت : دار المعرفه ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل.
۴۹ . تهذیب الکمال فی أسماء الرجال ، یونس بن عبد الرحمان المِزّی (م ۷۴۲ ق ) ، تحقیق : بشّار عوّاد معروف ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۵۰ . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفاری ، تهران : مکتبه الصدوق .
۵۱ . جامع الأحادیث ، جعفر بن أحمد القمّی (ابن الرازی) (ق ۴ ق) ، تحقیق : السیّد محمّد الحسینی النیسابوری ، مشهد : مؤسسه الطبع و النشر التابعه للحضره الرضویّه المقدّسه ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۵۲ . جامع الأخبار أو معارج الیقین فی اُصول الدین ، محمّد بن محمّد الشَّعیری السبزواری (ق ۷ ق) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۵۳ . جامع بیان العلم و فضله ، یوسف بن عبد البرّ النمری القرطبی (م ۴۶۳ ق ) ، بیروت : دار الکتب العلمیه .
۵۴ . الجامع الصغیر فی أحادیث البشیر النذیر ، عبد الرحمان بن أبی بکر السیوطی (م ۹۱۱ ق ) ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل.
۵۵ . الجعفریّات (الأشعثیّات) ، محمّد بن محمّد بن الأشعث الکوفی (ق ۴ ق ) ، تهران : مکتبه نینوی (طبع شده به ضمیمه : قرب الإسناد) .
۵۶ . حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء ، أحمد بن عبد اللّه الأصبهانی (أبو نعیم) (م ۴۳۰ ق ) ، بیروت : دار الکتاب العربی ، ۱۳۸۷ ق ، دوم .
۵۷ . خصائص الأئمّه علیهم السلام (خصائص أمیر المؤمنین علیه السلام ) ، محمّد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی) (م ۴۰۶ ق ) ، تحقیق : محمّد هادی الأمینی ، مشهد : مجمع البحوث الإسلامیّه التابع للحضره الرضویّه المقدّسه ، ۱۴۰۶ ق .
۵۸ . خصائص أمیر المؤمنین علیه السلام ، أحمد بن شعیب النسائی (م ۳۰۳ ق ) ، به کوشش : محمّد باقر المحمودی ، تهران : وزاره الثقافه و الإرشاد الإسلامی ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل.
۵۹ . الخصال ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم .
۶۰ . دلائل الإمامه ، محمّد بن جریر الطبری الإمامی (ق ۵ ق ) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : مؤسسه البعثه ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۶۱ . دلائل النبوّه و معرفه أحوال صاحب الشریعه ، أحمد بن الحسین البیهقی (م ۴۵۸ ق ) ، تحقیق : عبد المعطی أمین قلعجی ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۰۵ ق ، اوّل.
۶۲ . دُرر الأحادیث النبویّه بالأسانید الیحیویّه ، یحیی بن الحسین (م ۲۹۸ ق) ، تحقیق: یحیی عبد الکریم الفضیل ، بیروت: مؤسسه الأعلمی ، ۱۴۰۲ ق ، دوم .
۶۳ . الدرّ المنثور فی التفسیر المأثور ، عبد الرحمان بن أبی بکر السیوطی (م ۹۱۱ ق ) ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۶۴ . الدروع الواقیه ، علی بن موسی الحلی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۶۵ . الدرّه الباهره من الأصداف الطاهره ، محمّد بن مکّی العاملی (الشهید الأول)، مشهد : مؤسسه الطبع والنشر التابعه للحضره الرضویه المقدّسه ، ۱۳۶۵ش .
۶۶ . دعائم الإسلام وذکر الحلال والحرام والقضایا والأحکام ، النعمان بن محمّد التمیمی المغربی (القاضی أبو حنیفه) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقیق : آصف بن علی أصغر فیضی ، مصر : دار المعارف ، ۱۳۸۹ ق ، سوم .
۶۷ . الدعاء ، سلیمان بن أحمد الطبرانی (م ۳۶۰ ق) ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۳ ه ، اوّل .
۶۸ . الدعوات ، سعید بن هبه اللّه الراوندی (قطب الدین الراوندی) (م ۵۷۳ ق ) ، تحقیق : مؤسسه الإمام المهدی (عج) ، قم : مؤسسه الإمام المهدی(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۶۹ . دیوان منسوب به امام علی علیه السلام ، محمّد بن حسین کَیدَری (م ق ۶ ق ) ، ترجمه : ابوالقاسم امامی ، تهران : اُسوه .
۷۰ . ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی ، أحمد بن عبد اللّه الطبری (م ۶۹۳ ق ) ، تحقیق : أکرم البوشی ، جدّه : مکتبه الصحابه ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل .
۷۱ . ذیل تاریخ بغداد ، الحافظ محبّ الدین ابی عبد اللّه محمّد بن محمود بن الحسن المعروف بابن النجّار البغدادی ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۷ ه ، اوّل .
۷۲ . ربیع الأبرار و نصوص الأخبار ، محمود بن عمر الزمخشری (م ۵۳۸ ق ) ، تحقیق : سلیم النعیمی ، قم : منشورات الشریف الرضی ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۷۳ . روضه الواعظین ، محمّد بن الحسن الفتّال النیسابوری (م ۵۰۸ ق ) ، تحقیق : حسین الأعلمی ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل .
۷۴ . ریاض الصالحین ، ابو زکریا یحیی بن شرف النووی الدمشقی ، تحقیق : مصطفی محمّد عماره ، حلب : دارالقلم العربی ، ۱۴۱۳ ه .
۷۵ . زاد المسیر فی علم التفسیر ، عبد الرحمان بن علی القرشی البغدادی (ابن الجوزی) (م ۵۹۷ ق ) ، تحقیق : محمّد عبد اللّه ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۷۶ . الزهد ، حسین بن سعید الأهوازی (م ۲۵۰ ق) ، تحقیق : غلامرضا عرفانیان ، قم : انتشارات حسینیان ، ۱۴۰۲ ه ، دوم .
۷۷ . الزهد ، عبد اللّه بن المبارک الحنظلی المروزی (ابن المبارک) (م ۱۸۱ ق ) ، تحقیق : حبیب الرحمان الأعظمی ، بیروت : دار الکتب العلمیّه . ۷۸ . السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی ، محمّد بن منصور الحلّی (ابن إدریس) (م ۵۹۸ ق ) ، تحقیق : مؤسسه النشر الإسلامی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۱۰ ق ، دوم .
۷۹ . سنن ابن ماجه ، محمّد بن یزید القزوینی (ابن ماجه) (م ۲۷۵ ق ) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، بیروت : دار إحیاء التراث ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل.
۸۰ . سنن أبی داوود ، سلیمان بن أشعث السِّجِستانی الأزدی (م ۲۷۵ ق ) ، تحقیق : محمّد محیی الدین عبد الحمید ، بیروت : دار إحیاء السنّه النبویّه .
۸۱ . سُنَن التِّرمِذی (الجامع الصحیح) ، محمّد بن عیسی الترمذی (أبو عیسی) (م ۲۷۹ ق ) ، تحقیق : أحمد محمّد شاکر ، بیروت : دار إحیاء التراث .
۸۲ . سنن الدار قُطنی ، علی بن عمر البغدادی (الدارقطنی) (م ۲۸۵ ق ) ، تحقیق : أبو الطیّب محمّد آبادی ، بیروت : عالم الکتب ، ۱۴۰۶ ق ، چهارم .
۸۳ . سنن الدارمی ، عبد اللّه بن عبد الرحمان الدارمی (م ۲۵۵ ق ) ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، بیروت : دار العلم ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۸۴ . سنن سعید بن منصور ، سعید بن منصور الخراسانی المَروَزی (م ۲۲۷ ق ) ، تحقیق : حبیب الرحمان الأعظمی ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، ۱۴۰۵ ق ، اوّل.
۸۵ . السنن الکبری ، أحمد بن الحسین البیهقی (م ۴۵۸ ق ) ، تحقیق : محمّد عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۸۶ . السنن الکبری ، أحمد بن شعیب النسائی (م ۳۰۳ ق) ، تحقیق : عبد الغفار سلیمان البُنداری ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۸۷ . سنن النسائی بشرح الحافظ جلال الدین السیوطی وحاشیه الإمام السِّندی ، أحمد بن شعیب النسائی (م ۳۰۳ ق ) ، بیروت : دار الجیل ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل .
۸۸ . سیر أعلام النبلاء ، محمّد بن أحمد الذهبی (م ۷۴۸ ق ) ، تحقیق : شُعیب الأرنؤوط ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۱۴ ق ، دهم .
۸۹ . شرح الأخبار فی فضائل الأئمّه الأطهار ، النعمان بن محمّد المصری (القاضی أبو حنیفه) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقیق : السیّد محمّد الحسینی الجلالی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۹۰ . شرح نهج البلاغه ، عبد الحمید بن محمّد المعتزلی (ابن أبی الحدید) (م ۶۵۶ ق ) ، تحقیق : محمّد أبوالفضل إبراهیم ، بیروت : دار إحیاء التراث ، ۱۳۸۷ ق ، دوم .
۹۱ . شُعب الإیمان ، أحمد بن الحسین البیهقی (م ۴۵۸ ق ) ، تحقیق : محمّد السعید بسیونی زغلول ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۹۲ . الصحاح (تاج اللغه وصحاح العربیّه) ، إسماعیل بن حمّاد الجوهری (م ۳۹۸ ق ) ، تحقیق : أحمد بن عبد الغفور عطّار ، بیروت : دار العلم للملایین ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم .
۹۳ . صحیح ابن حبّان بترتیب ابن بلبان ، محمّد بن أحمد بن حِبّان (م ۳۵۴ ق) ، ترتیب : علی بن بلبان الفارسی (م ۷۳۹ ق ) ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۹۴ . صحیح ابن خزیمه ، محمّد بن إسحاق السلمی النیسابوری (ابن خزیمه) (م ۳۱۱ ق ) ، تحقیق : محمّد مصطفی الأعظمی ، بیروت : المکتب الإسلامی ، ۱۴۱۲ ق ، سوم .
۹۵ . صحیح البخاری ، محمّد بن إسماعیل البخاری (م ۲۵۶ ق ) ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، بیروت : دار ابن کثیر ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم .
۹۶ . صحیح مسلم ، مسلم بن الحَجّاج القشیری النیسابوری (م ۲۶۱ ق ) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، قاهره : دار الحدیث ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۹۷ . صحیفه الإمام الرضا علیه السلام ، المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام ، تحقیق : مؤسسه الإمام المهدی (عج) ، قم : مؤسسه الإمام المهدی(عج) ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۹۸ . الصحیفه السجّادیّه ، منسوب به امام زین العابدین علیه السلام ، تحقیق : علی أنصاریان ، دمشق : المستشاریه الثقافیه للجمهوریّه الإسلامیّه الإیرانیّه ، ۱۴۰۵ ق .
۹۹ . صفه الصفوه ، عبد الرحمان بن علی (ابن الجوزی) (م ۵۹۷ ق ) ، تحقیق : عبد السلام محمّد هارون ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۱۰۰ . الصواعق المحرقه فی الردّ علی أهل البدع و الزندقه ، أحمد بن حجر الهیثمی الکوفی (م ۹۷۴ ق ) ، تصحیح : عبد الوهّاب عبد اللطیف ، قاهره : مکتبه القاهره ، ۱۳۸۵ ق ، دوم .
۱۰۱ . طبّ الأئمّه ، ابنا بسطام النیسابوریان ، تحقیق: محسن عقیل ، بیروت: دار المحجه البیضاء و دار الرسول الأکرم .
۱۰۲ . الطبقات الکبری ، محمّد بن سعد (کاتب الواقدی) (م ۲۳۰ ق ) ، بیروت : دار صادر .
۱۰۳ . طبّ النبیّ ، محمّد بن محمّد الجغمینی (م ۶۱۸ ق) ، چاپ سنگی ، ۱۳۱۸ ق .
۱۰۴ . عدّه الداعی و نجاح الساعی ، أحمد بن محمّد الحلّی الأسدی (ابن فهد) (م ۸۴۱ ق ) ، تحقیق : أحمد الموحّدی ، تهران : مکتبه وجدانی .
۱۰۵ . علل الشرائع ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، بیروت : دار إحیاء التراث ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۱۰۶ . عمل الیوم و اللیله ، أحمد بن شعیب النسائی (م ۳۰۳ ق ) ، تحقیق : فاروق حماده ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۷ ق ، سوم .
۱۰۷ . عمل الیوم و اللیله ، أحمد بن محمّد الدینَوَری (م ۴۶۴ ق ) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : مؤسسه الکتب الثقافیّه ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۱۰۸ . عوالی اللآلی العزیزیّه فی الأحادیث الدینیّه ، محمّد بن علی الأحسائی (ابن أبی جمهور) (م ۹۴۰ ق ) ، تحقیق : مجتبی العراقی ، قم : مطبعه سیّد الشهداء علیه السلام ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل.
۱۰۹ . عیون الأخبار ، عبداللّه بن مسلم بن قتیبه الدینوری (م ۲۷۶ ق) ، قم : منشورات الشریف الرضی ، ۱۳۴۳ ق ، اول .
۱۱۰ . عیون أخبار الرضا علیه السلام ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : السیّد مهدی الحسینی اللاجوردی ، تهران : انتشارات جهان . ۱۱۱ . عیون الحکم و المواعظ ، علی بن محمّد اللیثی الواسطی (ق ۶ ق ) ، تحقیق : حسین الحسنی البیرجندی ، قم : دار الحدیث ، ۱۳۷۶ ش ، اوّل.
۱۱۲ . غرر الحکم ودرر الکلم ، عبد الواحد الآمِدی التمیمی (م ۵۵۰ ق ) = ترجمه و شرح غرر الحکم ، دانشگاه تهران ، ۱۳۶۱ ش ، سوّم .
۱۱۳ . فتح الباری شرح صحیح البخاری ، أحمد بن علی العسقلانی (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقیق : عبد العزیز بن عبد اللّه بن باز ، بیروت : دار الفکر ، ۱۳۷۹ ق ، اوّل .
۱۱۴ . الفردوس بمأثور الخطاب ، شیرویَه بن شهردار الدیلمی الهَمَدانی (م ۵۰۹ ق ) ، تحقیق : محمّد السعید بن بسیونی زغلول ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل.
۱۱۵ . الفضائل ، شاذان بن جبرئیل القمّی (م ۶۶۰ ق ) ، نجف اشرف : المطبعه الحیدریّه ، ۱۳۳۸ ق ، اوّل .
۱۱۶ . فضائل الصحابه ، أحمد بن محمّد الشیبانی (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقیق : وصی اللّه بن محمّد عبّاس ، مکّه : جامعه اُمّ القری ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل.
۱۱۷ . الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمی للإمام الرضا علیه السلام .
۱۱۸ . قرب الإسناد ، عبداللّه بن جعفر الحِمْیری القمّی (م بعد از ۳۰۴ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۱۱۹ . قصص الأنبیاء ، سعید بن هبه اللّه (قطب الدین الراوندی) (م ۵۷۳ ق ) تحقیق : غلامرضا عرفانیان ، مشهد : مجمع البحوث الإسلامیّه التابع لمؤسسه الآستانه الرضویّه ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۱۲۰ . قضاء الحوائج ، عبد اللّه بن محمّد بن أبی الدنیا القرشی البغدادی (م ۲۸۱ ق) ، تحقیق: محمّد عبد القادر أحمد عطا ، بیروت: مؤسسه الکتب الثقافیه، ۱۴۱۳ ق .
۱۲۱ . الکافی، محمّد بن یعقوب الکلینی الرازی (م ۳۲۹ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، بیروت : دار صعب و دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، چهارم .
۱۲۲ . الکامل فی التاریخ ، علی بن محمّد الشیبانی الموصلی (ابن الأثیر) (م ۶۳۰ ق ) ، تحقیق : علی شیری ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۱۲۳ . کتاب الزهد ، هناد بن السری الکوفی ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الجبار الفریوائی ، کویت : دارالخلفاء للکتاب الإسلامی ، ۱۴۰۶ ه ، اوّل .
۱۲۴ . کتاب من لا یحضره الفقیه ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، دوم .
۱۲۵ . کشف الأسرار فی شرح الاستبصار ، نعمه اللّه الجزائری ، تحقیق : السیّد طیب الموسوی الجزائری ، قم : مؤسسه دارالکتاب .
۱۲۶ . کشف الغمّه فی معرفه الأئمّه ، علی بن عیسی الإربلی (م ۶۸۷ ق ) ، تصحیح : السیّد هاشم الرسولی المحلّاتی ، بیروت : دار الکتاب ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۱۲۷ . کشف المحجّه لثمره المُهْجه ، علی بن موسی الحلّی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقیق : محمّد الحسّون ، قم : مکتب الإعلام الإسلامی ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۱۲۸ . الکشف والبیان فی تفسیر القرآن المعروف به تفسیر الثعلبی ، ابو اسحاق احمد بن محمّد بن ابراهیم الثعلبی ، تحقیق : سید کسروی حسن ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، ۱۴۲۵ ه .
۱۲۹ . کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ، الحسن بن یوسف الحلّی (العلّامه) (م ۷۲۶ ق ) ، تحقیق : علی آل کوثر ، قم : مجمع إحیاء الثقافه الإسلامیّه ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۱۳۰ . کفایه الأثر فی النصّ علی الأئمّه الاثنی عشر ، علی بن محمّد الخزّاز القمّی (ق ۴ ق) ، تحقیق :
السیّد عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری ، قم : نشر بیدار ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل .
۱۳۱ . کنز العمّال فی سنن الأقوال و الأفعال ، علی المتّقی بن حسام الدین الهندی (م ۹۷۵ ق ) ، تصحیح : صفوه السقّا ، بیروت : مکتبه التراث الإسلامی ، ۱۳۹۷ ق ، اوّل.
۱۳۲ . کنز الفوائد ، محمّد بن علی الکراجکی الطرابلسی (م ۴۴۹ ق ) ، تصحیح : عبد اللّه نعمه ، قم : دار الذخائر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۱۳۳ . لسان العرب ، محمّدبن مُکرَّم المصری الأنصاری (ابن منظور) (م ۷۱۱ ق ) ، بیروت : دار صادر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۱۳۴ . المَجازات النبویّه ، محمّد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی) (م ۴۰۶ ق ) ، تحقیق وشرح : طه محمّد الزینی ، قم : مکتبه بصیرتی .
۱۳۵ . مجمع البحرین ، فخر الدین الطُّرَیحی (م ۱۰۸۵ ق ) ، تحقیق : السیّد أحمد الحسینی ، تهران : مکتبه نشر الثقافه الإسلامیّه ، ۱۴۰۸ ق ، دوم .
۱۳۶ . مجمع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر مجمع البیان) ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسی (أمین الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلّاتی و السیّد فضل اللّه الیزدی الطباطبائی ، بیروت : دار المعرفه ، ۱۴۰۸ ق ، دوم .
۱۳۷ . المحاسن ، أحمد بن محمّد البرقی القمیّ (م ۲۸۰ ق ) ، تحقیق : السیّد مهدی الرجائی ، قم : المجمع العالمی لأهل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۱۳۸ . المحجّه البیضاء فی تهذیب الإحیاء ، محمّدمحسن بن شاه مرتضی (الفیض الکاشانی) (م ۱۰۹۱ ق ) ، تصحیح : علی أکبر الغفاری ، قم : مؤسّسه النشر الإسلامی ، ۱۳۸۳ ق .
۱۳۹ . المراسیل مع الأسانید ، ابو داوود سلیمان بن الأشعث السجستانی ، تحقیق : عبد العزیز عز الدین السیروان ، بیروت : دارالقلم ، ۱۴۰۶ ه ، اوّل .
۱۴۰ . مسائل علی بن جعفر ومستدرکاتها ، علی بن جعفر الحسینی العلوی الهاشمی العُریضی (م ۲۱۰ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمی للإمام الرضا علیه السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۱۴۱ . المستدرک علی الصحیحین ، محمّد بن عبد اللّه الحاکم النیسابوری (م ۴۰۵ ق ) ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۱۴۲ . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، میرزا حسین النوری الطَبَرسی (م ۱۳۲۰ ق ) ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۱۴۳ . مسند ابن جعد ، علی بن الجعد الجوهری (م ۲۳۰ ق) ، بیروت : مؤسسه ناور ، ۱۴۱۰ق .
۱۴۴ . مسند ابن المبارک ، عبد اللّه بن المبارک ، تحقیق : مصطفی عثمان محمّد ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۱ ه ، اوّل .
۱۴۵ . مسند أبی داوود الطیالسی (مسند الطیالسی) ، سلیمان بن داوود البصری (أبی داوود الطیالسی) (م ۲۰۴ ق ) ، بیروت : دار المعرفه .
۱۴۶ . مسند أبی یعلی الموصلی ، أحمد بن علی التمیمی الموصلی (أبو یعلی) (م ۳۰۷ ق ) ، تحقیق : إرشاد الحقّ الأثری ، جدّه : دار القبله ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۱۴۷ . مسند أحمد بن حنبل ، أحمد بن محمّد الشیبانی (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقیق : عبد اللّه محمّد الدرویش ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۱۴۸ . مسند إسحاق بن راهویه ، أبو یعقوب إسحاق بن إبراهیم الحنظلی المروزی(ت ۲۳۸ ه )، تحقیق : عبدالغفور عبدالحقّ حسین البلوشی ، المدینه المنوّره : مکتبه الإیمان ، الطبعه الاُولی ، ۱۴۱۲ ه .
۱۴۹ . مسند الإمام زید(مسند زید) ، المنسوب إلی زید بن علی بن الحسین علیهماالسلام(م ۱۲۲ ق ) ، بیروت : منشورات دار مکتبه الحیاه ، ۱۹۶۶ م ، اوّل.
۱۵۰ . مسند البزّار (البحر الزخّار) ، أحمد بن عمرو العتکی البزّار (م ۲۹۲ ق ) ، تحقیق : محفوظ الرحمان زین اللّه ، بیروت : مؤسسه علوم القرآن ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۱۵۱ . مسند الرویانی ، محمّد بن هارون الرویانی (م ۳۰۷ ق ) ، تحقیق : أیمن علی أبویمانی ، مصر : مؤسسه قرطبه ، ۱۴۱۶ ق ، اوّل.
۱۵۲ . مسند الشامیین ، سلیمان بن احمد الطبرانی (م ۳۶۰ ق) ، تحقیق: حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت: مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۹ ه ، اوّل .
۱۵۳ . مسند الشِّهاب ، محمّد بن سلامه القُضاعی (القاضی) (م ۴۵۴ ق) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۵ ق ، اوّل .
۱۵۴ . مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار ، علی بن الحسن الطَّبْرِسی (ق ۷ ق) ، تحقیق : مهدی هوشمند ، قم : دار الحدیث ، ۱۴۱۸ ق ، اوّل.
۱۵۵ . مصباح المتهجّد ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقیق : علی أصغر مروارید ، بیروت : مؤسسه فقه الشیعه ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۱۵۶ . المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، أحمد بن محمّد الفیّومی (م ۷۷۰ ق ) ، قم : مؤسسه دار الهجره ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۱۵۷ . المصنّف ، عبد الرزّاق بن همّام الصنعانی (م ۲۱۱ ق ) ، تحقیق : حبیب الرحمان الأعظمی ، بیروت : منشورات المجلس العلمی .
۱۵۸ . المصنّف فی الأحادیث و الآثار ، عبد اللّه بن محمّد العبسی الکوفی (ابن أبی شیبه) (م ۲۳۵ ق ) ، تحقیق : سعید محمّد اللحّام ، بیروت : دار الفکر .
۱۵۹ . المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه ، أحمد بن علی العسقلانی (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقیق : حبیب الرحمان الأعظمی ، بیروت : دار المعرفه ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۶۰ . معانی الأخبار ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۳۶۱ ش ، اوّل.
۱۶۱ . المعجم الأوسط ، سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی (م ۳۶۰ ق ) ، تحقیق : طارق بن عوض اللّه وعبد الحسن بن إبراهیم الحسینی ، قاهره : دار الحرمین ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل .
۱۶۲ . المعجم الصغیر ، سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی (م ۳۶۰ ق ) ، تحقیق : محمّد عثمان ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۱ ق ، دوم . ۱۶۳ . المغنی عن حمل الأسفار ، ابو الفضل زین الدین عبد الرحیم بن الحسین العراقی ، تحقیق : ابو محمّد اشرف بن عبد المقصود ، ریاض : مکتبه دارطبریّه ، ۱۴۱۵ ، اوّل .
۱۶۴ . مقتل الحسین علیه السلام ، موفّق بن أحمد المکّی الخوارزمی (م ۵۶۸ ق ) ، تحقیق : محمّد السماوی ، قم : مکتبه المفید .
۱۶۵ . المقنع فی الإمامه ، عبیداللّه بن عبداللّه السدّ آبادی (ق ۵ ه ) ، تحقیق : شاکر شبع ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل . ۱۶۶ . المقنعه ، محمّد بن محمّد بن النعمان العُکْبری البغدادی (الشیخ المفید) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقیق : مؤسسه النشر الإسلامی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۰ ق ، دوم .
۱۶۷ . مکارم الأخلاق ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسی (أمین الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقیق : علاء آل جعفر ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۶۸ . مکارم الأخلاق ، عبد اللّه بن محمّد القرشی (ابن أبی الدنیا) (م ۲۸۱ ق) ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۰۹ق .
۱۶۹ . مناقب آل أبی طالب (المناقب لابن شهر آشوب) ، محمّد بن علی المازندرانی (ابن شهرآشوب) (م ۵۸۸ ق ) ، قم : المطبعه العلمیّه .
۱۷۰ . مناقب علی بن أبی طالب علیه السلام (المناقب لابن المغازلی) ، علی بن محمّد الواسطی الشافعی (ابن المَغازلی) (م ۴۸۳ ق ) ، به کوشش : محمّد باقر البهبودی ، تهران : المکتبه الإسلامیّه ، ۱۴۰۲ ق ، دوم .
۱۷۱ . المناقب (المناقب للخوارزمی) ، الموفّق بن أحمد المکّی الخوارزمی الخطیب (م ۵۶۸ ق ) ، تحقیق : مالک المحمودی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۱۷۲ . المنتخب من مسند عبد بن حُمَید ، عبد بن حُمَید (م ۲۴۹ ق ) ، تحقیق : السیّد صبحی البدری السامرائی ومحمود محمّد خلیل الصعیدی ، قاهره : مکتبه السنّه ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۱۷۳ . منیه المرید فی أدب المفید و المستفید ، زین الدین بن علی العاملی (الشهید الثانی) (م ۹۶۵ ق ) قم : مکتب الإعلام الإسلامی ، ۱۴۱۵ق .
۱۷۴ . موارد الظمآن الی زوائد ابن حبّان ، علی بن أبی الهیثمی ( م ۸۰۷ ق ) ، تحقیق : محمّد عبدالرزّاق حمزه ، بیروت : دار الکتب العلمیّه .
۱۷۵ . المواعظ العددیّه ، محمّد بن محمّد بن الحسن الحسینی العاملی (ابن القاسم) (ق ۱۱ ق) ، تحریر : علی المشکینی الأردبیلی ، تحقیق : علی الأحمدی المیانجی ، قم : الهادی ، ۱۴۰۶ ق ، چهارم .
۱۷۶ . مهج الدعوات و منهج العبادات ، علی بن موسی الحلّی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقیق : حسین الأعلمی ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۷۷ . المیزان فی تفسیر القرآن ، السیّد محمّد حسین الطباطبائی (م ۱۴۰۲ ق ) ، قم : انتشارات إسماعیلیان ، ۱۳۹۴ ق ، سوم .
۱۷۸ . نثر الدرّ ، منصور بن الحسین الآبی (أبو سعید الوزیر) (م ۴۲۱ ق ) ، تحقیق : محمّد علی قرنه ، مصر : الهیئه المصریه العامه ، ۱۹۸۱ م ، اوّل .
۱۷۹ . نزهه الناظر و تنبیه الخواطر ، الحسین بن محمّد الحُلوانی (ق ۵ ق) تحقیق : مؤسسه الإمام المهدی(عج) ، قم : مؤسسه الإمام المهدی(عج) ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۱۸۰ . نصب الرایه ، عبد اللّه بن یوسف الحنفی الزیلعی (م ۷۶۲ ق) ، قاهره : دار الحدیث ، ۱۴۱۵ق .
۱۸۱ . النوادر ، فضل اللّه بن علی الحسنی الراوندی (م ۵۷۱ ق ) ، تحقیق : سعید رضا علی عسکری ، قم : دار الحدیث ، ۱۳۷۷ ش ، اوّل.
۱۸۲ . النوادر (مستطرفات السرائر) ، محمّد بن أحمد بن إدریس الحلی (ابن إدریس) (م ۵۹۸ق) ، تحقیق : مؤسسه الإمام المهدی(عج) ، قم : مدرسه الإمام المهدی(عج) ۱۴۰۸ق ، اوّل.
۱۸۳ . النهایه فی غریب الحدیث والأثر ، مبارک بن محمّد الجَزَری (ابن الأثیر) (م ۶۰۶ ق) ، تحقیق : طاهر أحمد الزاوی ، قم : مؤسّسه اسماعیلیان ، ۱۳۶۷ ش ، چهارم .
۱۸۴ . النهایه فی غریب الحدیث و الأثر ، مبارک بن محمّد الجَزَری (ابن الأثیر) (م ۶۰۶ ق ) ، تحقیق : طاهر أحمد الزاوی ، قم : مؤسسه إسماعیلیان ، ۱۳۶۷ ش ، چهارم .
۱۸۵ . نهج البلاغه من کلام الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام ، جمع و تدوین : السیّد محمّد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی) (م ۴۰۶ ق) ، ترجمه : سیّد جعفر شهیدی ، تهران : علمی و فرهنگی ، ۱۳۷۸ش ، چهاردهم .
۱۸۶ . وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی (م ۱۱۰۴ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۱۸۷ . الهدایه ، ابو جعفر الصادق محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی ، تحقیق : مؤسسه امام هادی علیه السلام ، قم : مؤسسه امام هادی علیه السلام ، ۱۴۱۸ ه ، اوّل .
۱۸۸ . ینابیع المودّه لذوی القربی ، سلیمان بن إبراهیم القُندوزی الحنفی (م ۱۲۹۴ ق ) ، تحقیق : علی جمال أشرف الحسینی ، تهران : دار الاُسوه ، ۱۴۱۶ ق ، اوّل.
پانویس
- ↑ .بر پایه آماری که در تاریخ 28 / 1 / 1387 توسط سازمان ثبت احوال کشور در پاسخ نامه این جانب ارائه گردید ، در سال 1357 ، جمعیت ایران ، 058 / 393 / 36 نفر ، تعداد ازدواج ، 18431 مورد و نرخ ازدواج 06 / 5 رویداد بوده است و در سال 1386 جمعیتْ 909/756/69 نفر ، تعداد ازدواجْ 181107 مورد و نرخ ازدواجْ 06/12 . توضیحا ، نرخ ازدواج ، برابر است با : ازدواج ثبت شده ، تقسیم بر جمعیت ، ضرب در 1000 (مثال : در سال 1386 در مقابل هر 1000 نفر جمعیت ، 06/12 رویداد ازدواج به ثبت رسیده است)
- ↑ بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور ، آمار طلاق در سال 1357 ، 253/15 در 000/10 ، با نرخ 19/4 و در سال 1386 ، 853/99 در هر 000/10 ، با نرخ 31/14 بوده است و توضیحا : نرخ طلاق ، برابر است با : طلاق ثبت شده ، تقسیم بر جمعیت ضرب در 000/10 (مثال : در سال 1386 در مقابل هر 000/10 نفر جمعیت ، تعداد 31/14 مورد طلاق ، ثبت شده است یا 4/1 رویداد در هزار نفر) . همچنین در سال 1357 در مقابل هر 1/12 ازدواج ، یک طلاق ثبت شده ؛ ولی در سال 1386 در مقابل هر 4/8 ازدواج ، یک طلاق ثبت شده است
- ↑ .الکافی : ج 1 ص 53 ح 14 به نقل از حمّاد بن عثمان ، روضه الواعظین : 233 با تعبیر : «حدیث جدّی حدیث أمیرالمؤمنین»
- ↑ .الکافی : ج 1 ص 52 ح 7
- ↑ غرر الحکم : ح 3785 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 170 ح 3569
- ↑ .الإرشاد : ج 1 ص 296 ، کشف الیقین : ص 216 ح 219 ، أعلام الدین : ص 95 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 418 ح 40
- ↑ الاستِکانَهُ : الخُضوع (لسان العرب : ج 13 ص 365 «کون»)
- ↑ الأمالی للمفید : ص 52 ح 14 عن محمّد بن نضر بن قرواش النهدی الجمّال الکوفی ، بحار الأنوار : ج 2 ص 53 ح 23
- ↑ غرر الحکم : ح 4594 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 208 ح 4165
- ↑ غرر الحکم : ح 5858 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 303 ح 5377
- ↑ التحریم : 6
- ↑ الکافی : ج 5 ص 62 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 179 ح 364 ، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 124 کلّها عن عبد الأعلی مولی آل سام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 468 ح 1600 ، مشکاه الأنوار : ص 102 ح 226 ، بحار الأنوار : ج 100ص 92 ح 83
- ↑ الدرّ المنثور : ج 8 ص 225 نقلاً عن ابن مردویه
- ↑ .المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 536 ح 3826 عن ربعی ، شعب الإیمان : ج 6 ص 411 ح 8704 ، المصنّف لعبد الرزاق : ج 3 ص 49 ح 4741 ولیس فیه «وأهلیکم» فی الموضع الثانی ، کنز العمّال : ج 2 ص 539 ح 4676 ؛ دعائم الإسلام : ج 1 ص 82 نحوه .
- ↑ منیه المرید : ص 380
- ↑ الشعراء : 214
- ↑ .إنّ لکم رحما سأبُلّها ببلالها : أی أصلکم فی الدنیا ولا اُغنی عنکم من اللّه شیئا (النهایه : ج 1 ص 153 «بلل»)
- ↑ صحیح مسلم : ج 1 ص 192 ح 348 ، سنن الترمذی : ج 5 ص 338 ح 3185 ، سنن النسائی : ج 6 ص 248 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 230 ح 8410 ، صحیح ابن حبّان : ج 2 ص 412 ح 646 ، المعجم الأوسط : ج 8 ص 238 ح 8511 کلّها نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 10 ح 43702
- ↑ الکافی : ج 5 ص 62 ح 3 عن أبی بصیر ، وسائل الشیعه : ج 11 ص 418 ح 21207
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 442 ح 4533
- ↑ .الزهد للحسین بن سعید : ص 77 ح 36 ، الکافی : ج 5 ص 62 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 179 ح 365 وکلاهما من دون إسنادٍ إلی الإمام الصادق علیه السلام ، مشکاه الأنوار : ص 455 ح 1526 ، تفسیر القمّی : ج 2 ص 377 ، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 124 کلها نحوه ، بحار الأنوار : ج 100 ص 74 ح 12
- ↑ .این خطاب ، عام است ، و بقیه خطاب ها ، به یکایک تیره های کعب است
- ↑ الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام : ص 375 ، بحار الأنوار : ج 100 ص 82 ح 42
- ↑ .الکافی : ج2 ص211 ح1 ، المحاسن : ج1 ص362 ح780 ، بحار الأنوار : ج 74 ص 86 ح 101
- ↑ طه : 132
- ↑ .الاُصول الستّه عشر : ص 70 عن جابر الجعفی ، بحار الأنوار : ج 2 ص 25 ح 92
- ↑ طه : 132
- ↑ مریم : 54 و 55
- ↑ النّصَبُ : التَّعَبُ (النهایه : ج 5 ص 62 «نصب»)
- ↑ .الکافی : ج 5 ص 37 ح 1 عن عقیل الخزاعی ، نهج البلاغه : الخطبه 199 ، بحار الأنوار : ج 33 ص 447 ح 659
- ↑ صحیح البخاری : ج 1 ص 226 ح 605 ، سنن الدارمی : ج 1 ص 303 ح 1233 ، صحیح مسلم : ج 1 ص 466 ح 292 ، سنن النسائی : ج 2 ص 9 ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 305 ح 15598 ، السنن الکبری : ج 2 ص 27 ح 2269 کلها عن مالک بن الحویرث ولیس فی الأربعه الأخیره «وصلّوا کما رأیتمونی اُصلّی» ، کنز العمّال : ج 7 ص 281 ح 18879
- ↑ سنن أبی داوود : ج 2 ص 70 ح 1451 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 424 ح 1335 ، صحیح ابن حبّان : ج 6 ص 307 ح 2568 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 452 ح 3561 کلّها عن أبی سعید الخدری وأبی هریره ، کنز العمّال : ج 7 ص 784 ح 21400 ؛ مجمع البیان : ج 8 ص 561 عن أبی سعید الخدری نحوه ، بحار الأنوار : ج 87 ص 158 ح 44
- ↑ .المصنّف لابن أبی شیبه : ج 2 ص 172 ح 2 عن الحسن ، کنز العمّال : ج 7 ص 793 ح 21438
- ↑ .تهذیب الأحکام : ج 2 ص 124 ح 472 ، علل الشرائع : ص 364 ح 1 ، بحار الأنوار : ج 85 ص 79 ح 18
- ↑ البقره : 153 ، وراجع : البقره : 45
- ↑ .الخَصَاصَهُ : أی الجُوع والضَّعف ، وأصلها الفقر والحاجه إلی الشیء (النهایه : ج 2 ص 37 «خصص»)
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 2 ص 124 ح 2333 ، بحار الأنوار : ج 90 ص 37 ح 4 ؛ الزهد لابن حنبل : ص 15 ، تفسیر ابن کثیر : ج 5 ص 321 کلاهما عن ثابت
- ↑ .المعجم الأوسط : ج 1 ص 272 ح 886 ، المصنّف لعبد الرزاق : ج 3 ص 49 ح 4744 ، حلیه الأولیاء : ج 8 ص 176 ، سیر أعلام النبلاء : ج 8 ص 411 ؛ مسکّن الفؤاد : ص 56 ، بحارالأنوار : ج 91 ص 383 ح 10
- ↑ الکافی : ج 3 ص 480 ح 1 عن أبی بصیر ، والآیه 45 من سوره البقره
- ↑ تفسیر العیاشی : ج 1 ص 43 ح 39 عن مسمع ، مجمع البیان : ج 1 ص 217
- ↑ .الکافی : ج 2 ص 487
- ↑ الکافی : ج 3 ص 480
- ↑ الصواعق المحرقه : ص 172 ، ینابیع المودّه : ج 2 ص 457 ح 268 ، کنز العمّال : ج 16 ص 456 ح 45409 نقلاً عن الفوائد لأبی نصر عبد الکریم الشیرازی والدیلمی فی الفردوس وابن النجار عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله
- ↑ .أدلجَ : إذا سارَ من أوّل اللیل (النهایه : ج 2 ص 129 «دلج»)
- ↑ نهج البلاغه : الحکمه 257 ، إرشاد القلوب : ص 138 ، بحار الأنوار : ج 1 ص 223 ح 10
- ↑ کنز العمّال : ج 16 ص 584 ح 45953 نقلاً عن ابن عمشلیق فی جزئه
- ↑ تحف العقول : ص 89 و 100 ، الاختصاص : ص 246 عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، عیون الحکم والمواعظ : ص 69 ح 1755 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 237 ح 1 ؛ شُعب الإیمان : ج 4 ص 161 ح 4661 ، تاریخ دمشق : ج 42 ص 509 کلاهما عن حمّاد عن إبراهیم ، کنز العمّال : ج 16 ص 269 ح 44396
- ↑ .دعائم الإسلام : ج 1 ص 82 ، مستدرک الوسائل : ج 12 ص 201 ح 13881
- ↑ .النَّحل : العطیّه والهبه ابتداءً من غیر عوَض ولا استحقاق (النهایه : ج 5 ص 29 «نحل»)
- ↑ .سنن الترمذی : ج 4 ص 338 ح 1952 عن أیّوب بن موسی عن أبیه عن جدّه ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 252 ح 15403 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 292 ح 7679 ، السنن الکبری : ج 2 ص 28 ح 2273 کلها عن سعید بن العاص ولیس فیها «من نحل» ، کنز العمّال : ج 16 ص 456 ح 45411 ؛ جامع الأحادیث للقمّی : ص 211 عن الإمام علیّ علیه السلام ، مستدرک الوسائل : ج 15 ص 165 ح 17872
- ↑ .سنن الترمذی : ج 4 ص 337 ح 1951 ، مسند ابن حنبل : ج 7 ص 423 ح 20954 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 292 ح 7680 ، المعجم الکبیر : ج 2 ص 246 ح 2032 کلّها عن جابر بن سمره والثلاثه الأخیره نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 461 ح 45438 ؛ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 478 ح 1650 نحوه ، مستدرک الوسائل : ج 15 ص 166 ح 17877
- ↑ .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 478 ح 1651 ، عوالی اللآلی : ج 1 ص 254 ح 11 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 95 ح 44 ؛ سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1211 ح 3671 ، تاریخ بغداد : ج 8 ص 288 الرقم 4389 ، مسند الشهاب : ج 1 ص 389 ح 665 والخمسه الأخیره عن أنس ولیس فیها ذیله ، کنز العمّال : ج 16 ص 456 ح 45410
- ↑ صحیح ابن حبّان : ج 10 ص 345 ح 4493 عن الحسن ، السنن الکبری : ج 5 ص 374 ح 9174 ، المعجم الأوسط : ج 2 ص 197 ح 1703 ، حلیه الأولیاء : ج 6 ص 281 کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 6 ص 281 ح 14636
- ↑ صحیح البخاری : ج 2 ص 901 ح 2416 ، صحیح مسلم : ج 3 ص 1459 ح 20 ، سنن الترمذی : ج 4 ص 208 ح 1705 ولیس فیه : «وولده» ، سنن أبی داوود : ج 3 ص 130 ح 2928 ، مسند ابن حنبل : ج 2 ص 319 ح 5167 کلّها عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج 6 ص 22 ح 14670 ؛ تنبیه الخواطر : ج 1 ص 6 ، إرشاد القلوب : ص 184
- ↑ هجمت : أی غارت ودخلت فی موضعها (النهایه : ج 5 ص 247 «هجم») .
- ↑ .نَفِهَت : أی أعیت وکلّت (النهایه : ج 5 ص 100 «نفه»)
- ↑ صحیح البخاری : ج 1 ص 387 ح 1102 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 816 ح 188 ، صحیح ابن خزیمه : ج 3 ص 312 ح 2152 ، مسند ابن حنبل : ج 2 ص 637 ح 6884 نحوه ، السنن الکبری : ج 3 ص 24 ح 4732 ، کنز العمّال : ج 3 ص 32 ح 5324
- ↑ غرر الحکم : ح 7254 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 396 ح 6695
- ↑ الرحمن : 10 و 11
- ↑ الرحمن : 19 23
- ↑ الضحی : 11
- ↑ .لا یَتَبَیَّغُ : لا یَتَهَیَّجُ (الصحاح : ج 4 ص 1317 «بوغ»)
- ↑ .الکافی : ج 1 ص 410 ح 3 ، بحار الأنوار : ج 41 ص 123 ح 32 ؛ شرح نهج البلاغه : ج 11 ص 35
- ↑ عال الرجُل الیَتیمَ : کفَلَهُ وقام به (المصباح المنیر : ص 438 «عال»)
- ↑ .الکافی : ج 4 ص 12 ح 9 عن علیّ بن غراب عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 555 ح 4907 عن الإمام الصادق علیه السلام ، عدّه الدّاعی : ص 72 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 193 ح 1 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 13 ح 62
- ↑ .القَهْرمانُ : هو کالخازن والوکیل والحافظ لما تحت یده (النهایه : ج 4 ص 129 «قهرم»)
- ↑ .المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 545 ح 8526 ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج 11 ص 384 ح 20810 عن وهب بن جابر الصیوانی نحوه
- ↑ .البَهّاتُ : أی الذی قال علیه علی الغیر ما لم یفعله (الصحاح : ج 1 ص 244 «بهت»)
- ↑ .الرِّفدُ : العَطاء والصِله (الصحاح : ج 2 ص 475 «رفد»)
- ↑ الکافی : ج 2 ص 292 ح 13 ، بحار الأنوار : ج 72 ص 115 ح 13
- ↑ سنن الترمذی : ج 3 ص 467 ح 1163 و ج 5 ص 274 ح 3087 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 594 ح 1851 ، السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 372 ح 9169 کلّها عن عمرو بن الأحوص ، کنز العمّال : ج 5 ص 116 ح 12303
- ↑ .العانی : الأسیر ، وکلّ من ذلّ واستکان وخضع ، والمرأه عانیه ، والجمع عوان (مجمع البحرین : ج 2 ص 1281 «عنا»)
- ↑ .الخصال : ص 487 ح 63 عن عبد اللّه بن عمر ، مجمع البیان : ج 2 ص 575 ، تحف العقول : ص 33 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 76 ص 349 ح 13 ؛ المنتخب من مسند عبد بن حمید : ص 271 ح 858 ، تفسیر الطبری : ج 3 الجزء 4 ص 311 کلاهما عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج 16 ص 378 ح 44986
- ↑ .القَتَب : رَحلٌ صغیر علی قدر السَنام (الصحاح : ج 1 ص 198 «قتب»)
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 469 ح 1605 ، الکافی : ج 5 ص 507 ح 1 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مجمع البیان : ج 2 ص 575 عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وکلاهما نحوه
- ↑ .المعجم الکبیر : ج 4 ص 149 ح 3969 ، تاریخ أصبهان : ج 2 ص 238 ح 1557 ، الفردوس : ج 1 ص 26 ح 37 نحوه وکلّها عن أبی أیّوب ، کنز العمّال : ج 4 ص 376 ح 38998
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 252 ح 16627
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 621 ح 3214 ، الخصال : ص 567 ح 1 ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 301 ح 2654 کلّها عن أبی حمزه الثمالی ، بحار الأنوار : ج 74 ص 5 ح 1
- ↑ .تحف العقول : ص 262 ، بحار الأنوار : ج 74 ص 14 ح 2
- ↑ تحف العقول : ص 322 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 236 ح 63
- ↑ عدّه الداعی : ص 81
- ↑ .الغِبُّ : من أورادِ الإبل أن ترد الماء یوما وتدعه یوما (النهایه : ج 3 ص 336 «غبب»)
- ↑ .الصِّبْغُ : ما یُصبغُ به الخبز فی الأکل ، ویختصّ بکل إدام مائع کالخلّ ونحوه (المصباح المنیر : ص 332 «صبغ»)
- ↑ .سَنَّیتُ الشیء : إذا فتحته وسهّلتُه . وتَسنّی : أی تَیَسَّرَ وتَأَتّی (النهایه : ج 2 ص 415 «سنا»)
- ↑ الکافی : ج 5 ص 511 ح 5 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 457 ح 1830 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 254 ح 60
- ↑ .سنن أبی داوود : ج 2 ص 244 ح 2142 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 593 ح 1850 ، السنن الکبری : ج 7 ص 482 ح 14726 کلاهما نحوه ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 204 ح 2764 ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 482 ح 4175 ، کنز العمّال : ج 16 ص 370 ح 44940
- ↑ تحف العقول : ص 323 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 237 ح 70
- ↑ الکافی : ج 5 ص 510 ح 1 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 440 ح 4526 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 467 ح 1593 کلاهما نحوه ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 121 ح 25330
- ↑ مسند الشامیّین : ج 4 ص 305 ح 3378 ، کنز العمّال : ج 2 ص 319 ح 4123 نقلاً عن ابن النجّار
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 244 ح 16604 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء
- ↑ المعجم الکبیر : ج 2 ص 52 ح 1258 ، مسند الرؤیانی : ج 2 ص 488 ح 1513 ، الفردوس : ج 2 ص 131 ح 2666 کلّها عن تمیم الداری ، کنز العمّال : ج 16 ص 335 ح 44787
- ↑ یَصرِمُه ویصارِمُه : أی یَهجُره ویَقطُعُ مکالمته (النهایه : ج 3 ص 26 «صرم»)
- ↑ .السنن الکبری : ج 7 ص 478 ح 14715 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 206 ح 2770 ، المعجم الکبیر : ج 20 ص 107 ح 210 وکلاهما نحوه ، وکلّها عن معاذ بن جبل ، کنز العمّال : ج 16 ص 403 ح 45117
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 243 ح 16604 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء
- ↑ الکافی : ج 5 ص 514 ح 3 عن جابر الجعفی ، بحار الأنوار : ج 22 ص 146 ح 137
- ↑ سنن الترمذی : ج 3 ص 466 ح 1161 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 595 ح 1854 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 191 ح 7328 ، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 244 ح 6867 کلّها عن اُمّ سلمه ، کنز العمّال : ج 16 ص 407 ح 45135
- ↑ مسائل علیّ بن جعفر : ص 185 ح 364 ، قرب الإسناد : ص 226 ح 884 وفیه «العاصیه لزوجها . . . وما حالها» بدل «المغاضبه زوجها . . . أو ما حالها» ، بحار الأنوار : ج 103 ح 244 ح 17
- ↑ دعائم الإسلام : ج 2 ص 216 ح 799 ، الکافی : ج 5 ص 555 ح 3 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 441 ح 4531 کلاهما عن أبی الصباح الکنانی عن الإمام الصادق علیه السلام ، الخصال : ص 224 ح 54 عن الحسین بن زید بن علیّ عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 439 ح 1505 عن جابر وکلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج 104 ص 107 ح 2
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 1 ص 406 ح 1661 ، المعجم الأوسط : ج 8 ص 339 ح 8805 کلاهما عن عبد الرحمن بن عوف و ج 5 ص 34 ح 4598 ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 471 ح 4163 کلاهما عن أبی هریره و کلّها نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 406 ح 45125
- ↑ کنز العمّال : ج 10 ص 160 ح 28828 نقلاً عن تاریخ الرافعی وأبی بکر النقّاش عن أبی أیّوب
- ↑ کنز العمّال : ج 15 ص 842 ح 43347 نقلاً عن أبی الشیخ عن ابن عبّاس
- ↑ المعجم الکبیر : ج 24 ص 16 ح 28 عن میمونه ، کنز العمّال : ج 16 ص 338 ح 44804
- ↑ کنز العمّال : ج 16 ص 609 ح 46042 نقلاً عن الدیلمی ، الفردوس : ج 5 ص 399 ح 8544 وفیه ذیله من «یا وافده النساء ابلغی . . .» وراجع شعب الإیمان : ج 6 ص 417 ح 8728
- ↑ .اُسد الغابه : ج 7 ص 237 الرقم 7226 عن قسره بنت رواس الکندیه ، الاستیعاب : ج 4 ص 459 الرقم 3505 ، کنز العمّال : ج 10 ص 852 ح 43388 نقلاً عن أبی نعیم عن بسره ، وفیه «یکفکِ خیر» بدل «یکفیکِ شرّ»
- ↑ الکافی : ج 4 ص 151 ح 2 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 155ح 2014 کلاهما عن هشام بن الحکم عن الإمام الصادق علیه السلام ، علل الشرائع : ص 385 ح 4 عن الحکم بیّاع الکرابیس عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 96 ص 265 ح 11
- ↑ المعجم الأوسط : ج 6 ص 184 ح 6135 عن جابر ؛ کنز العمّال : ج 16 ص 276 ح 44440
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 468 ح 1596
- ↑ صحیح مسلم : ج 2 ص 692 ح 38 ، سنن الترمذی : ج 4 ص 344 ح 1966 ، سنن ابن ماجه : ج 2 ص 922 ح 2760 ، مسند ابن حنبل : ج 8 ص 329 ح 22469 ، صحیح ابن حبّان : ج 10 ص 53 ح 4242 کلّها عن ثوبان ، کنز العمّال : ج 6 ص 428 ح 16396
- ↑ السنن الکبری : ج 7 ص 787 ح 15741 عن أنس ، کنز العمّال : ج 4 ص 10 ح 9235
- ↑ تاریخ دمشق : ج 33 ص 348 ح 6889 عن المقداد ، کنز العمّال : ج 16 ص 282 ح 44479
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 8 ص 249 ح 22136 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 44 ح 6830 ، المعجم الکبیر : ج 24 ص 190 ح 479 کلاهما عن اُمیمه مولاه رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، السنن الکبری : ج 7 ص 497 ح 14777 ، تاریخ دمشق : ج 62 ص 224 ح 12794 کلاهما عن أم أیمن ، کنز العمّال : ج 16 ص 94 ح 44047
- ↑ تاریخ بغداد : ج 8 ص 168 الرقم 4277 ، کنز العمّال : ج 4 ص 12 ح 9248 نقلاً عن الدیلمی
- ↑ المَرُّ : الحَبل . و[أیضا] : المِسحاهُ أو مقبضها (تاج العروس : ج 7 ص 474 «مرر»)
- ↑ اُسد الغابه : ج 2 ص 420 الرقم 1967 ، تاریخ بغداد : ج 7 ص 342 الرقم 3864 ، الإصابه : ج 3 ص 72 الرقم 3213 وکلاهما نحوه
- ↑ مسند زید : ص 255 عن الإمام زین العابدین عن أبیه علیهماالسلام
- ↑ کذا فی النسخه المطبوعه ، وفی وسائل الشیعه نقلاً عن المصدر : «درهم ابتاع به (دراهم أبتاع بها)» (وسائل الشیعه : ج 15 ص 251 ح 6)
- ↑ القَرَمُ : شِدَّهُ شهوه اللّحم حتّی لا یَصبر عنه (النهایه : ج 4 ص 49 «قرم»)
- ↑ الکافی : ج 4 ص 12 ح 10 عن أبی حمزه ، بحار الأنوار : ج 46 ص 66 ح 31
- ↑ المعجم الأوسط : ج 8 ص 277 ح 8630 عن أنس ، کنز العمّال : ج 4 ص 10 ح 9237
- ↑ .الکافی : ج 4 ص 12 ح 7
- ↑ .الکافی : ج 5 ص 149 ح 6 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 3 ح 3 ، المقنع : ص 363
- ↑ الکَلُّ : الثِّقْلُ من کلّ ما یُتَکلَّفُ به (النهایه : ج 4 ص 198 «کلل»)
- ↑ .الکافی : ج 5 ص 86 ح 9 ، وسائل الشیعه : ج 12 ص 37 ح 21970
- ↑ .الکافی : ج 5 ص 73 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 325 ح 894 ، الإرشاد : ج 2 ص 161 ، إعلام الوری : ج 1 ص 507 کلّها عن عبد الرحمن بن الحجّاج ، شرح الأخبار : ج 3 ص 282 ح 1192 ، بحار الأنوار : ج 46 ص 350 ح 3
- ↑ صحیح مسلم : ج 3 ص 1454 ح 10 ، مسند ابن حنبل : ج 7 ص 410 ح 20872 ، المعجم الکبیر : ج 2 ص 198 ح 1803 ، مسند أبی یعلی¨ : ج 13 ص 457 ح 7466 کلّها عن جابر بن سمره ، کنز العمّال : ج 6 ص 395 ح 16227 ؛ العمده : ص 422 ح 882 عن جابر بن سمره ، بحار الأنوار : ج 36 ص 362 ح 233
- ↑ .الیَدُ العُلیا خیر من الیَد السُفلی : قیل : العُلیا هی المنفقه ، والسفلی : السائله . وقیل : العُلیا المعطیه ، والسُفلی : الآخِذه (مجمع البحرین : ج 2 ص 1264 «علا»)
- ↑ .صحیح البخاری : ج 2 ص 518 ح 1361 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 717 ح 95 ، سنن الدارمی : ج 1 ص 417 ح 1608 کلّها عن حکیم بن حزام ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 229 ح 15326 ، کنز العمّال : ج 6 ص 363 ح 16081 ؛ الکافی : ج 4 ص 11 ح 4 عن الربیع بن یزید عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 56 ح 16885 ، الأمالی للسید المرتضی : ج 2 ص 66 عن أبی هریره
- ↑ سنن النسائی : ج 7 ص 304 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 693 ح 41 نحوه ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 32 ح 14277 ، صحیح ابن خزیمه : ج 4 ص 100 ح 2445 ، السنن الکبری : ج 10 ص 521 ح 21539 کلّها عن جابر ، کنز العمّال : ج 6 ص 396 ح 1230
- ↑ صحیح مسلم : ج 2 ص 692 ح 38 ، سنن الترمذی : ج 4 ص 344 ح 1966 ، سنن ابن ماجه : ج 2 ص 922 ح 2760 ، مسند ابن حنبل : ج 8 ص 324 ح 22443، الأدب المفرد : ص 225 ح 748 کلّها عن ثوبان ، کنز العمّال : ج 6 ص 428 ح 16396
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 7 ص 241 ح 8141 نقلاً عن ابن أبی جمهور فی درر اللآلی
- ↑ تهذیب الأحکام : ج 6 ص 171 ح 330 عن أبی الحسین الرازی ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 195 ح 10 ، وسائل الشیعه : ج 11 ص 110 ح 20179
- ↑ الفردوس : ج 1 ص 185 ح 693 ، کنز العمّال : ج 6 ص 442 ح 16453 نقلاً عن ابن لال فی مکارم الأخلاق وکلاهما عن ابن عباس
- ↑ أسبَغَ : أفاضَ وأتمّ (المصباح المنیر : ص 264 «سبغ»)
- ↑ الکافی : ج 4 ص 11 ح 1 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 408 ح 5884 ، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 47 ، أعلام الدین : ص 222 وفیه «أشبعکم» بدل «أسبغکم» وکلّها عن أبی حمزه الثمالی ، تحف العقول : ص 279 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 73 ح 25
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 556 ح 4910 ، الأمالی للصدوق : ص 527 ح 712 عن مسعده بن صدقه ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 469 ح 1604 ، روضه الواعظین : ص 406 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 419 عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 78 ص 208 ح 74
- ↑ الکافی : ج 4 ص 11 ح 5 عن ابن أبی نصر ، تحف العقول : ص 442 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 335 ح 2
- ↑ تنبیه الخواطر : ج 1 ص 90 ، بحار الأنوار : ج 71 ص 394 ح 63
- ↑ الإنسان : 8
- ↑ الکافی : ج 4 ص 11 ح 3 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 68 ح 1742 عن الإمام الرضا علیه السلام وفیه صدره إلی «موته» ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 248 ح 27804
- ↑ صحیح البخاری : ج 4 ص 1472 ح 3784 عن أبی مسعود البدری ، سنن الترمذی : ج 4 ص 344 ح 1965 ، مسند ابن حنبل : ج 8 ص 316 ح 22410 بزیاده «یحتسبها» بعد «أهله» وکلاهما عن أبی مسعود الأنصاری ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 6 ص 258 ح 3 عن أبی مسعود ، المعجم الأوسط : ج 4 ص 178 ح 3911 عن عبد اللّه بن أبی أوفی ، کنز العمّال : ج 6 ص 419 ح 16344 ؛ عوالی اللآلی : ج 2 ص 229 ح 3
- ↑ صحیح ابن حبّان : ج 10 ص 49 ح 4237 ، السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 376 ح 9184 ، التاریخ الکبیر : ج 3 ص 434 ، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 232 ح 1841 ، تاریخ دمشق : ج 45 ص 420 کلّها عن عمرو بن اُمیّه ، کنز العمّال : ج 6 ص 414 ح 16315
- ↑ صحیح مسلم : ج 2 ص 692 ح 39 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 510 ح 10125 ، ریاض الصالحین : ص 145 کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 16 ص 277 ح 44444
- ↑ صحیح مسلم : ج 3 ص 1253 ح 8 ، الأدب المفرد : ص 159 ح 520 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 356 ح 1440 ، صحیح ابن خزیمه : ج 4 ص 61 ح 2355 کلّها عن سعد نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 615 ح 46061
- ↑ سنن ابن ماجه : ج 2 ص 723 ح 2138 ، نصب الرایه : ج 3 ص 479 نحوه وکلاهما عن المقدام بن معدیکرب ، کنز العمّال : ج 4 ص 9 ح 9229
- ↑ صحیح البخاری : ج 5 ص 2047 ح 5036 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 695 ح 48 ، سنن النسائی : ج 5 ص 69 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 738 ح 2565 ، مسند ابن حنبل : ج 6 ص 70 ح 17081 وکلّها عن أبی مسعود ؛ الأمالی للطوسی : ص 383 ح 828 عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ج 104 ص 70 ح 5
- ↑ المصنّف لعبد الرزّاق : ج 10 ص 458 ح 19695 ، شعب الإیمان : ج 5 ص 251 ح 6548 کلاهما عن الحارث ، کنز العمّال : ج 6 ص 590 ح 17031
- ↑ الکافی : ج 4 ص 12 ح 11 عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ج 46 ص 67 ح 32
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 13 ص 55 ح 14731 نقلاً عن مجموعه الشهید
- ↑ حلیه الأولیاء : ج 6 ص 300 ، تاریخ دمشق : ج 21 ص 172 ح 4765 ، الفردوس : ج 3 ص 402 ح 5225 کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 469 ح 45494
- ↑ السرائر : ج 2 ص 228 ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 15 ح 9 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 194 ح 6 ، مستدرک الوسائل : ج 13 ص 54 ح 14725
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 12 ص 173 ح 13810 نقلاً عن مجموعه الشهید
- ↑ الکافی : ج 5 ص 88 ح 2 عن زکریّا بن آدم ، تحف العقول : ص 445 فیه «من فضل یکفّ به» بدل «من فضل اللّه عزّ وجلّ ما یکفّ» ، بحار الأنوار : ج 78 ص 339 ح 29
- ↑ .الکافی : ج 5 ص 93 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 184 ح 381 ، قرب الإسناد : ص 340 ح 1245 کلها عن موسی بن بکر ، بحار الأنوار : ج 103 ص 3 ح 6
- ↑ الفردوس : ج 1 ص 292 ح 1146 عن جابر ، کنز العمّال : ج 16 ص 282 ح 44478
- ↑ .تنبیه الغافلین : ص 453 ح 704
- ↑ .الطلاق : 7
- ↑ الإسراء : 29
- ↑ المعجم الأوسط : ج 7 ص 25 ح 6744 ، شعب الإیمان : ج 5 ص 255 ح 6568 ، مسند الشهاب : ج 1 ص 55 ح 33 ، تاریخ دمشق : ج 57 ص 179 ح 11965 کلّها عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج 3 ص 49 ح 5434
- ↑ الفرقان : 67
- ↑ البقره : 236
- ↑ الکافی : ج 4 ص 56 ح 8 عن محمّد بن سنان ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 261 ح 27860
- ↑ الخصال : ص 54 ح 74 ، روضه الواعظین : ص 499 عن العبّاس ، بحار الأنوار : ج 71 ص 347 ح 11
- ↑ الکافی : ج 4 ص 55 ح 2 ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 261 ح 27858
- ↑ الکافی : ج 4 ص 12 ح 12 عن عمر بن یزید عن الإمام الصادق علیه السلام ، تحف العقول : ص 52 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 157 ح 135 ؛ شعب الإیمان : ج 5 ص 259 ح 6591 ، الفردوس : ج 1 ص 191 ح 715 کلاهما عن ابن عمر ، تاریخ دمشق : ج 56 ص 315 ح 11843 کلّها نحوه ، کنز العمّال : ج 6 ص 348 ح 15998
- ↑ شعب الإیمان : ج 5 ص 259 ح 6591 ، الفردوس : ج 1 ص 191 ح 715 کلاهما عن ابن عمر ، تاریخ دمشق : ج 56 ص 315 ح 11843 ، کنز العمّال : ج 6 ص 348 ح 15998
- ↑ .القُتارُ : ریح القِدْر والشُّواء ونحوهما (النهایه : ج 4 ص 12 «قتر»)
- ↑ مسند الشهاب : ج 2 ص 206 ح 1192 ، الفردوس : ج 3 ص 416 ح 5271 نحوه وکلاهما عن عائشه ، کنز العمّال : ج 16 ص 372 ح 44950 ؛ عوالی اللآلی : ج 1 ص 255 ح 15 وفیه صدره إلی «عیاله»
- ↑ الکافی : ج 2 ص 241 ح 36 عن أبی حمزه ، تحف العقول : ص 282 ، بحار الأنوار : ج 67 ص 361 ح 65
- ↑ الکافی : ج 4 ص 54 ح 11 عن رفاعه ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 259 ح 27848
- ↑ التَصنُّعُ : تَکلُّفُ حسن السَّمتِ وإظهاره والتزیّن به (لسان العرب : ج 8 ص 211 «صنع»)
- ↑ صَلَفَت علیه : أی ثَقُلَت علیه ولم تَحظَ عنده (النهایه : ج 3 ص 47 «صلف»)
- ↑ نثر الدرّ : ج 1 ص 242
- ↑ جامع الأحادیث للقمّی : ص 202 ، مجمع البیان : ج 7 ص 217 ، نثر الدرّ : ج 1 ص 238 ولیس فیه ذیله من «فالسلتاء» وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 262 ح 24
- ↑ الخصال : ص 621 ح 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 111 ولیس فیه «المسلمه» ، بحار الأنوار : ج 10 ص 100 ح 1
- ↑ المراسیل : ص 144 ح 2
- ↑ الفردوس : ج 5 ص 521 ح 8953 عن معاذ بن جبل
- ↑ تاریخ دمشق : ج 36 ص 124 ، سیر أعلام النبلاء : ج 18 ص 259 ، تاریخ الإسلام للذهبی : ج 31 ص 49 کلّها عن عبد اللّه بن میمون القدّاح عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، کنز العمّال : ج 6 ص 640 ح 17175
- ↑ الجعفریّات : ص 28 ، النوادر للراوندی : ص 233 ح 479 ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 210 ح 771 و ج 1 ص 123 عن الإمام علی علیه السلام ولیس فیه ذیله من «وقال جعفر بن محمد علیه السلام ...» ، مستدرک الوسائل : ج 14 ص 296 ح 16768
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 218 ح 641 ، بحار الأنوار : ج 79 ص 307 ح 23
- ↑ الکافی : ج 5 ص 567 ح 50 و ج 6 ص 480 ح 1 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 122 ح 276 کلاهما نحوه ولیس فیهما ذیله من «ثمّ قال : أیسرّک» ، بحار الأنوار : ج 76 ص 100 ح 9
- ↑ بحار الأنوار : ج 76 ص 100 نقلاً عن کتاب اللباس عن ذروان المدائنی
- ↑ النساء : 28
- ↑ .الفردوس : ج 4 ص 419 ح 7220 عن ابن عبّاس
- ↑ شعب الإیمان : ج 3 ص 98 ح 2991 ، الفردوس : ج 1 ص 396 ج 1598 کلاهما عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 16 ص 349 ح 44866
- ↑ تَحاتَّت : أی تَساقَطَت (النهایه : ج 1 ص 337 «حتّ»)
- ↑ الکافی : ج 5 ص 496 ح 4 ، بحار الأنوار : ج 22 ص 124 ح 93 وراجع دعائم الإسلام : ج 2 ص 191 ح 690 وعوالی اللآلی : ج 3 ص 292 ح 54
- ↑ الشَّبَقُ : شِدَّهُ الغُلمَهِ وطَلَبُ النکاح (النهایه : ج 2 ص 441 «شبق»)
- ↑ الوِزرُ : الذَنبُ والإثمُ (النهایه : ج 5 ص 179 «وزر»)
- ↑ الکافی : ج 5 ص 495 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 1 ص 405 ح 1269 و ج 7 ص 418 ح 1677 وفیهما صدره ، إلی «إلّا أن یخاف علی نفسه» ، مستطرفات السرائر : ص 107 ح 53 ، بحار الأنوار : ج 81 ص 160 ح 22
- ↑ البقره : 233
- ↑ الکافی : ج 6 ص 41 ح 6 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 418 ح 1673 و ج 8 ص 107 ح 364 ، تفسیر القمّی : ج 1 ص 76 نحوه وکلّها عن أبی الصباح الکنانی ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 137 ح 25392
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 508 ح 1766 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 126 ح 25354 ؛ الفردوس : ج 5 ص 112 ح 7642 ، المطالب العالیه : ج 2 ص 26 ح 1558 کلاهما عن ابن عمر
- ↑ سنن الترمذی : ج 3 ص 465 ح 1160 ، السنن الکبری : ج 7 ص 477 ح 14710 ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 473 ح 4165 ، المعجم الکبیر : ج 8 ص 332 ح 8240 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 3 ص 399 ح 14 کلها عن طلق بن علی ، کنز العمّال : ج 16 ص 335 ح 44789
- ↑ صحیح البخاری : ج 3 ص 1182 ح 3065 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 1060 ح 122 ، سنن أبی داوود : ج 2 ص 244 ح 2141 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 441 ح 9677 کلها عن أبی هریره نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 336 ح 44792 ؛ روضه الواعظین : ص 411 نحوه
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 3 ص 258 ح 8587 ، حلیه الأولیاء : ج 2 ص 259 ، ریاض الصالحین : ص 143 نحوه وکلّها عن أبی هریره
- ↑ المعجم الأوسط : ج 4 ص 346 ح 4393 عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج 16 ص 385 ح 45021 وراجع مسند أبی یعلی : ج 6 ص 65 ح 6436
- ↑ الکافی : ج 5 ص 508 ح 2 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 442 ح 4536 کلاهما عن ضریس الکناسی ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 469 ح 1601 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 310 ح 137 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 117 ح 25317
- ↑ الکافی : ج 5 ص 508 ح 1 عن أبی بصیر عن الإمام الباقر علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 310 ح 138 عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 117 ح 25316
- ↑ لا یَنحاشُ : لا یَکتَرِثُ له (النهایه : ج 1 ص 460 «حوش»)
- ↑ کَنفُ الرجل : حِضنُه ، یعنی العَضُدَین والصَدر (لسان العرب : ج 9 ص 308 «کنف»)
- ↑ العَذْمُ : اللومُ والأخذُ باللسان (الصحاح : ج 5 ص 1983 «عذم»)
- ↑ عَضَلتَ علیه : إذا ضیّقتَ علیهِ فی أمره ، وحُلتَ بینه وبین ما یرید (الصحاح : ج 5 ص 1767 «عضل»)
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 2 ص 549 ح 6487 ، حلیه الأولیاء : ج 1 ص 285 ، سیر أعلام النبلاء : ج 3 ص 90 کلاهما نحوه
- ↑ صحیح مسلم : ج 2 ص 1020 ح 5 ، صحیح البخاری : ج 5 ص 1949 ح 4776 ، سنن النسائی : ج 6 ص 60 کلاهما نحوه ، مسند ابن حنبل : ج 4 ص 569 ح 14047 ، صحیح ابن حبّان : ج 1 ص 190 ح 14 ، کنز العمّال : ج 3 ص 31 ح 5318
- ↑ الدیوان المنسوب إلی الإمام علیّ علیه السلام : ص 532 536 ، بحار الأنوار : ج 34 ص 439 ح 89
- ↑ صحیح ابن حبّان : ج 2 ص 19 ح 316 ، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 386 ح 7206 ، موارد الظمآن : ص 313 ح 1287 ، الطبقات الکبری : ج 3 ص 395 ، کنز العمال : ج 3 ص 47 ح 5421
- ↑ الجَبُّ : القَطعُ ، ومجبوب : أی مقطوع الذَکَر (النهایه : ج 1 ص 233 «جبب»)
- ↑ الوِجاءُ : أن تُرَضَّ اُنثَیا الفَحل رَضّا شدیدا یُذهِبُ شهوه الجماع ، وأراد : أنّ الصومَ یقطع النکاح کما یَقطعُه الوِجاءُ (النهایه : ج 5 ص 152 «وجأ») .
- ↑ فی المصدر : «اتخذ» ، والتصویب من مستدرک الوسائل
- ↑ دعائم الإسلام : ج 2 ص 190 ح 688 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 291 ح 53 ، مستدرک الوسائل : ج 7 ص 507 ح 8763
- ↑ الکافی : ج 5 ص 494 ح 1 عن ابن القدّاح ، بحار الأنوار : ج 22 ص 264 ح 3
- ↑ الکافی : ج 5 ص 496 ح 5 ، بحار الأنوار : ج 22 ص 124 ح 94
- ↑ صحیح البخاری : ج 2 ص 695 ح 1867 ، و ج 5 ص 2273 ح 5788 ، سنن الترمذی : ج 4 ص 608 ح 2413 ، صحیح ابن خزیمه : ج 3 ص 309 ح 2144 ، ریاض الصالحین : ص 83
- ↑ سنن أبی داوود : ج 2 ص 48 ح 1369 ، مسند ابن حنبل : ج 10 ص 133 ح 26368 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 570 ح 2092 عن سعد بن أبی وقاص ، صحیح ابن حبّان : ج 2 ص 19 ح 316 ، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 386 ح 7206 کلاهما عن أبی موسی ، الطبقات الکبری : ج 3 ص 395 عن أبی برده والأربعه الأخیره نحوه ، کنز العمّال : ج 3 ص 33 ح 5325
- ↑ تهذیب الأحکام : ج 7 ص 412 ح 1647 و ص 419 ح 16678 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 45 ح 4415 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 100 ح 25246
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 393 ح 1328 ، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام : ص 340 وفیه «حاجه» بدل «شبق» ، بحار الأنوار : ج 66 ص 217 ح 9
- ↑ السِّفادُ : نزو الذَکَرِ علی الاُنثی (لسان العرب : ج 3 ص 218 «سفد»)
- ↑ الخصال : ص 100 ح 51 ، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 257 ح 10 کلاهما عن سلیمان بن جعفر الجعفری عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 482 ح 1394 ، روضه الواعظین : ص 499 ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 53 ح 2132 کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 71 ص 339 ح 6
- ↑ الجعفریّات : ص 96 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، النوادر للراوندی : ص 120 ح 129 عن الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 213 ح 781 عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 295 ح 51
- ↑ الکافی : ج 5 ص 499 ح 1 عن ابن راشد عن أبیه ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 414 ح 1655 عن أبی راشد عن أبیه ، علل الشرائع : ص 502 ح 1 عن حنان بن سدیر عن أبیه ، المحاسن : ج 2 ص 36 ح 1113 عن ابن رشید عن أبیه ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 305 ح 110 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 286 ح 17
- ↑ واقَعَ [الرجُلُ] امرَأتَهُ مُواقَعهً ووِقاعا : جامَعَها (المصباح المنیر : ص 668 «وقع»)
- ↑ تاریخ بغداد : ج 13 ص 220 الرقم 7188 ، تاریخ دمشق : ج 58 ص 365 ح 12139 ، کنز العمّال : ج 16 ص 352 ح 44886
- ↑ کنز العمّال : ج 9 ص 36 ح 24813 نقلاً عن الفردوس عن أنس
- ↑ المحجّه البیضاء : ج 3 ص 110
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 559 ح 4919 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 459 ح 1559 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 82 ح 25183
- ↑ مسند أبی یعلی : ج 4 ص 183 ح 4186 و 4185 نحوه وکلاهما عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 344 ح 44837
- ↑ الکافی : ج 5 ص 567 ح 48 عن مسمع أبی سیّار عن الإمام الصادق علیه السلام ، الجعفریّات : ص 94 ، النوادر للراوندی : ص 118 ح 124 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 212 ح 775 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 295 ح 51
- ↑ الفردوس : ج 1 ص 294 ح 1161 عن أنس
- ↑ الکافی : ج 5 ص 497 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 413 ح 1648 کلاهما عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 82 ح 25181
- ↑ الخصال : ص 637 ح 10 عن أبی بصیر و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 125 نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 287 ح 19
- ↑ صحیح البخاری : ج 5 ص 2347 ح 6025 و ص 1982 ح 4870 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 1058 ح 116 ، سنن أبی داوود : ج 2 ص 249 ح 2161 ، سنن الترمذی : ج 3 ص 401 ح 1092 کلّها عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 16 ص 345 ح 44847 ؛ الکافی : ج 5 ص 503 ح 3 عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن الإمام علیّ علیهماالسلام ، تحف العقول : ص 12 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 77 ص 66 ح 5
- ↑ الکافی : ج 6 ص 10 ح 12 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 411 ح 1641 کلاهما عن محمّد بن مسلم ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 455 ح 1551 عن الأئمّه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 211 ح 774 عن الإمام الصادق علیه السلام وکلاهما نحوه ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 82 ح 25180
- ↑ الکافی : ج 5 ص 503 ح 4 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 305 ح 114 ، تفسیر العیّاشی : ج 2 ص 300 ح 106 عن أبی الربیع الشامی نحوه ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 97 ح 25235
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 404 ح 4414 ، بحار الأنوار : ج 63 ص 201 ح 19
- ↑ صحیح ابن حبّان : ج 4 ص 12 ح 1211 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 254 ح 542 ، صحیح ابن خزیمه : ج 1 ص 110 ح 221 ، السنن الکبری : ج 1 ص 314 ح 985 کلاهما نحوه وکلّها عن أبی سعید الخدری ، کنز العمّال : ج 16 ص 347 ح 44855
- ↑ سنن أبی داوود : ج 1 ص 56 ح 220 ، صحیح مسلم : ج 1 ص 249 ح 27 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 193 ح 587 ولیس فیهما «بینهما وضوءا» ، سنن الترمذی : ج 1 ص 261 ح 141 ، السنن الکبری : ج 1 ص 313 ح 984 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 1 ص 101 نحوه و کلّها عن أبی سعید الخدری ، کنز العمّال : ج 16 ص 343 ح 44832
- ↑ تهذیب الأحکام : ج 7 ص 412 ح 1646 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 404 ح 4412 ، الخصال : ص 520 ح 9 ، الأمالی للصدوق : ص 378 ح 478 کلاهما عن الحسین بن زید بن علی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 502 ح 1736 عن معاذ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 76 ص 338 ح 2
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 555 ح 4902 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 459 ح 1558 ، عیون أخبار الرضا : ج 2 ص 38 ح 112 عن داوود بن سلیمان الفراء عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام ، الجعفریّات : ص 244 عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 144 ح 507 عن الإمام علیّ علیه السلام والثلاثه الأخیره نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 286 ح 14
- ↑ غرر الحکم : ح 4943 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 234 ح 4493
- ↑ فی کنز العمّال : «خلاء» بدل «خلأ»
- ↑ الباسور : هی علّه تحدث فی المقعده ، جمعه : البواسیر (لسان العرب : ج 4 ص 59 «بسر»)
- ↑ .الناسور بالسین والصاد جمیعا : علّه قد تحدث فی حوالی المقعده (اُنظر الصحاح: ج 2 ص 827 «نسر»)
- ↑ الفردوس : ج 5 ص 128 ح 7706 ، کنز العمّال : ج 16 ص 355 ح 44902 نقلاً عن ابن النجّار وکلاهما عن أنس
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 6 ح 4968 ، الأمالی للصدوق : ص 510 ح 707 کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، الکافی : ج 5 ص 560 ح 17 عن غیاث بن إبراهیم عن الإمام الصادق علیه السلام ، قرب الإسناد : ص 140 ح 501 عن أبی البختری عن الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهم السلام وکلاهما نحوه ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 308 ح 2655 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 284 ح 5
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 552 ح 4899 ، علل الشرائع : ص 551 ح 5 ، الأمالی للصدوق : ص 663 ح 896 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 456 ح 1552 ، الاختصاص : ص 133 کلّها عن أبی سعید الخدری ، بحار الأنوار : ج 103 ص 281 ح 1
- ↑ علل الشرائع : ص 516 ح 5 ، الاختصاص : ص 134 کلاهما عن أبی سعید الخدری ، بحار الأنوار : ج 103 ص 282 ح 1 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 308 ح 124
- ↑ الشِّیاعُ : المُفاخَرَهُ بِکَثره الجماع (النهایه : ج 2 ص 520 «شیع»)
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 4 ص 58 ح 11235 ، مسند أبی یعلی : ج 2 ص 136 ح 1392 ، تاریخ بغداد : ج 5 ص 162 نحوه ، شعب الإیمان : ج 4 ص 314 ح 5232 ، الفردوس : ج 2 ص 347 ح 3573 وفیهما «السباع» بدل «الشیاع» وکلّها عن أبی سعید الخدری ، کنز العمّال : ج 16 ص 349 ح 44868
- ↑ أرَمَّ القومُ : أی سَکَتوا ولم یُجیبوا (النهایه : ج 2 ص 267 «رمم»)
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 10 ص 439 ح 27654 ، المعجم الکبیر : ج 24 ص 162 ح 414 نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 357 ح 44909
- ↑ ممکن است مراد ، حیوانی مانند اُلاغ و مانند آن باشد ؛ چون شیطان ، در لغت ، به معنای هر موجودِ سرکش و نافرمان است ، اعم از انسان و جنّ و چارپا
- ↑ صحیح مسلم : ج 2 ص 1060 ح 123 ، سنن أبی داوود : ج 4 ص 268 ح 4870 ، مسند ابن حنبل : ج 4 ص 138 ح 11655 وفیها «إنّ من أعظم الأمانه» بدل «إنّ من أشر الناس» ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 3 ص 449 ح 2 وکلّها عن أبی سعید الخدری ، کنز العمّال : ج 16 ص 375 ح 44973 .
- ↑ عمل الیوم واللیله لابن السنّی : ص 217 ح 615 ، سنن أبی داوود : ج 2 ص 253 ح 2174 ، تاریخ دمشق : ج 67 ص 327 وکلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 355 ح 44905
- ↑ المعجم الکبیر : ج 8 ص 209 ح 7844 ، کنز العمّال : ج 16 ص 355 ح 44904
- ↑ البقره : 222
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 961 ح 201 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 459 ح 1557 ، المحاسن : ج 2 ص 41 ح 1131 عن سلیمان بن جعفر البصری عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام نحوه ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 307 ح 120 ، وسائل الشیعه : ج 2 ص 568 ح 2239
- ↑ طَمِثَت المرأه : إذا حاضت ، فهی طامِث (النهایه : ج 3 ص 138 «طمث»)
- ↑ تهذیب الأحکام : ج 1 ص 164 ح 472 ، وسائل الشیعه : ج 2 ص 576 ح 2274
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 96 ح 203
- ↑ طَمَثَتِ المَرأهُ : حاضَت (النهایه : ج 3 ص 138 «طمث»)
- ↑ الکافی : ج 5 ص 539 ح 5 ، علل الشرائع : ص 82 ح 1 عن ابن أبی عذافر ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 96 ح 202 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 307 ح 121 وفیه «عنهم علیهم السلام» وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 81 ص 86 ح 6
- ↑ الکافی : ج 3 ص 88 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 1 ص 106 ح 277 و ص 170 ح 484 کلّها عن معاویه بن عمّار ، وسائل الشیعه : ج 2 ص 543 ح 2146
- ↑ فی تفسیر المیزان : قد کان للناس فی أمر المحیض مذاهب شتّی : فکانت الیهود تشدّد فی أمره ، ویفارق النساء فی المحیض فی المأکل والمشرب والمجلس والمضجع ، وفی التوراه أحکام شدیده فی أمرِهنّ فی المحیض وأمرِ من قرب منهنّ فی المجلس والمضجع والمسّ . وغیر ذلک . وأمّا النصاری فلم یکن عندهم ما یمنع الاجتماع بهنّ أو الاقتراب منهنّ بوجه . وأمّا المشرکون من العرب فلم یکن عندهم شیء من ذلک ، غیر أنّ العرب القاطنین بالمدینه وحوالیها سری فیهم بعض آداب الیهود فی أمر المحیض والتشدید فی أمر معاشرتهنّ فی هذا الحال . وغیرهم ربّما کانوا یستحبّون إتیان النساء فی المحیض ویعتقدون أنّ الولد المرزوق حینئذٍ یصیر سفّاحا ولوعا فی سفک الدماء ، وذلک من الصفات المستحسنه عند العشائر من البدویّین . . . فالإسلام قد أخذ فی أمر المحیض طریقا وسطا بین التشدید التامّ الذی علیه الیهود ، والإهمال المطلق الذی علیه النصاری ، وهو المنع عن إتیان محلّ الدم والإذن فیما دونه (المیزان فی تفسیر القرآن : ج 2 ص 208)
- ↑ دعائم الإسلام : ج 1 ص 127 ، بحار الأنوار : ج 81 ص 118 ح 41
- ↑ البقره : 187
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 188 ح 2102 ، الکافی : ج 4 ص 179 ح 1
- ↑ الکافی : ج 4 ص 179 ح 2
- ↑ الکافی : ج 4 ص 180 ح 3
- ↑ الأعراف : 23
- ↑ .الشعراء : 167 170
- ↑ الإنابَهُ : الرجوع إلی اللّه بالتوبه ، أناب یُنیبُ فهو مُنیب (النهایه : ج 5 ص 123 «نوب»)
- ↑ البَدِیْعُ : هو الخالق المخترع لا عن مثال سابق (النهایه : ج 1 ص 106 «بدع»)
- ↑ الإقبال : ج 1 ص 239 عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق علیه السلام ، البلد الأمین : ص 231 ، المصباح للکفعمی : ص 833 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 10 ح 2
- ↑ سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1273 ح 3871 ، الأدب المفرد : ص 351 ح 1200 ، مسند ابن حنبل : ج 2 ص 254 ح 4785 ، صحیح ابن حبّان : ج 3 ص 241 ح 961 کلها عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج 2 ص 188 ح 3683 ؛ مصباح المتهجّد : ص 336 ح 443 ، بحار الأنوار : ج 97 ص 234 ح 3 نقلاً عن الدروع الواقیه وکلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام .
- ↑ قال العلّامه المجلسی قدس سره : فی القاموس : الوَقر ثقلٌ فی الاُذن ، أو ذهاب السمع کلّه . وقیل : یحتمل أن یکون هنا من الإتباع ؛ یقال : «فقیرٌ وقیرٌ» إتباعا . وأقول : یحتمل أن یکون المراد به کلّ ثقل من الدیون والذنوب وکثره العیال وغیرها (مرآه العقول : ج 12 ص 249)
- ↑ الکافی : ج 2 ص 526 ح 13 عن أبی بصیر ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 27 ح 2059 ، مصباح المتهجّد : ص 95 ح 153 ، بحار الأنوار : ج 86 ص 264 ح 34
- ↑ الهوامّ : ما کان من خَشاش الأرض نحو العقارب وما أشبهها ، الواحده هامّه ؛ لأنّها تَهِمّ : أی تَدِبّ (لسان العرب : ج 12 ص 621 «همم»)
- ↑ العَیْنُ اللّامَّهُ : التی تصیب بسوء (الصحاح : ج 5 ص 2032 «لمم»)
- ↑ فی المصدر : «بهما» ، والتصویب من بحار الأنوار
- ↑ طبّ الأئمّه لابنی بسطام : ص 119 عن محمّد بن مسلم ، تهذیب الأحکام : ج 2 ص 116 ح 436 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 470 ح 1352 ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 44 ح 2101 والثلاثه الأخیره عن محمّد بن مسلم عن أحدهما علیهماالسلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 86 ص 127 ح 9
- ↑ یعنی در زمین فرو بروم ؛ زمین ، مرا فرو بلعد
- ↑ علّامه مجلسی قدس سره می گوید : در قاموس آمده است : الوَقر [که در متن عربی آمده ،] یعنی سنگینی در گوش ، یا ناشنوایی کامل . نیز گفته شده که احتمال دارد در این جا «إتباع» باشد . [در جای دیگری] گفته می شود : «فقیر و قیر» (فقیر و نادار) . من گویم : احتمال دارد که مراد ، هر گونه سنگینی و گران باری باشد ، مانند بدهکاری ، گناهان ، عیالواری و ... . مترجم می گوید : به احتمال زیاد ، مراد در این جا همان عیالواری و شاید هم پیری است . چنان که سعدی رحمه اللهگفته است : «مصیبت بود پیری و نیستی» که شاید به همین سخن پیامبر اشاره دارد
- ↑ شاید مراد از شیطان ، مار باشد
- ↑ قرب الإسناد : ص 8 ح 26 ، بحار الأنوار : ج 95 ص 351 ح 2
- ↑ إبراهیم : 41
- ↑ .نوح : 28
- ↑ الإسراء : 24
- ↑ الفردوس : ج 2 ص 213 ح 3038 عن ابن عمر
- ↑ شعب الإیمان : ج 6 ص 201 ح 7901 مکرر ، إحیاء علوم الدین : ج 4 ص 711 کلاهما عن محمّد بن سیرین ، الدرّ المنثور : ج 5 ص 267
- ↑ السنن الکبری : ج 7 ص 126 ح 13459 ، الدعاء للطبرانی : ص 375 ح 1249 کلاهما عن أبی هریره
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 3 ص 584 ح 10615 ، المعجم الأوسط : ج 5 ص 210 ح 5108 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 3 ص 261 ح 5 کلاهما نحوه وکلّها عن أبی هریره
- ↑ قال المؤلّف قدس سره فی ذیل الحدیث : «إنّ قوله : أسألک أن تصلی علی محمّد وآل محمّد . . . إلی آخره لعلّه من زیاده الرواه»
- ↑ مهج الدعوات : ص 368 ، بحار الأنوار : ج 95 ص 171 ح 22
- ↑ الحَفَّهُ : الکرامهُ التامّه (النهایه : ج 1 ص 408 «حفف»)
- ↑ عَسوفٌ : أی جائرٌ ظلوم (النهایه : ج 3 ص 237 «عسف»)
- ↑ فلانٌ لیّنُ العَریکَهِ : إذا کان سَلِسَا مُطاوِعا مُنقادا قلیل الخلاف والنفور (النهایه : ج 3 ص 22 «عرک»)
- ↑ الصحیفه السجّادیه : ص 101 الدعاء 24 ، المصباح للکفعمی : ص 215
- ↑ مؤلّف قدس سره در ذیل این حدیث می گوید : جمله : «از تو درخواست می کنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی ...» تا آخر آن ، شاید از افزوده های راویان باشد
- ↑ البقره : 127 129
- ↑ إبراهیم : 35 40
- ↑ آل عمران : 35 و 36
- ↑ مریم : 5 و 6
- ↑ آل عمران : 38 و 39
- ↑ یوسف : 96 98
- ↑ المُلتَزَمُ : دَبرُ الکَعبَهِ ، سمّی لأنّ الناس یعتنقونه أی یضمّونه إلی صدورهم ، والالتزام : الاعتناق (مجمع البحرین : ج 3 ص 163 «لزم»)
- ↑ الکافی : ج 4 ص 194 ح 3 عن معاویه بن عمار وجمیل بن صالح ، قصص الأنبیاء : ص 47 ح 14 عن جمیل بن صالح نحوه ، بحار الأنوار : ج 99 ص 203 ح 13 وراجع تفسیر العیاشی : ج 1 ص 31 ح 7 والاُصول الستّه عشر : ص 155
- ↑ بؤت بذنبی : أقررت واعترفت (مجمع البحرین : ج 1 ص 201 «بوأ»)
- ↑ قصص الأنبیاء : ص 47 ح 13 عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار : ج 11 ص 179 ح 28 وراجع علل الشرایع : ص 407 ح 2
- ↑ تاریخ أصبهان : ج 1 ص 226 الرقم 344 ، مکارم الأخلاق لابن أبی الدنیا : ص 184 ح 258 ، الفردوس : ج 2 ص 212 ح 3037 کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 2 ص 98 ح 3314 ؛ مشکاه الأنوار : ص 282 ح 853
- ↑ الفردوس : ج 2 ص 213 ح 3038 عن ابن عمر
- ↑ بحار الأنوار : ج 104 ص 98 ح 70 نقلاً عن عدّه الداعی ، ثواب الأعمال : ص 221 ح 1 ، الأمالی للصدوق : ص 363 ح 448 کلاهما عن مسعده عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ؛ المصنّف لابن أبی شیبه : ج 6 ص 101 ح 1 عن الشعبی وفی الثلاثه الأخیره صدره إلی «علی برّه»
- ↑ الخَبالُ : الفَسادُ ، ویکون فی الأفعال والأبدان والعقول (النهایه : ج 2 ص 8 «خبل»)
- ↑ الصحیفه السجادیه : ص 105 الدعاء 25 ، المصباح للکفعمی : ص 218
- ↑ الفردوس : ج 5 ص 51 ح 7432 ، تاریخ أصبهان : ج 2 ص 296 الرقم 1784 کلاهما عن ابن عمر
- ↑ صحیح مسلم : ج 4 ص 2304 ح 3009 ، سنن أبی داوود : ج 2 ص 88 ح 1532 نحوه ، صحیح ابن حبّان : ج 13 ص 52 ح 5743 ، ریاض الصالحین : ص 538 کلها عن جابر ، کنز العمّال : ج 2 ص 93 ح 3292
- ↑ الغرامُ : الشرُّ الدائمُ (الصحاح : ج 5 ص 1996 «غرم»)
- ↑ فی المصدر : «تردیهم» ، والتصویب من الفردوس
- ↑ حلیه الأولیاء : ج 5 ص 119 ، الفردوس : ج 5 ص 18 ح 7315 کلاهما عن ابن عباس
- ↑ عدّه الداعی : ص 80 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 99 ح 77
- ↑ غرر الحکم : ح 81
- ↑ غرر الحکم : ح 649
- ↑ مطالب السَّؤول : ص 50 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 7 ح 59 . نیز ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص 31 (ارزش دوستی)
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 390 ح 5834
- ↑ غرر الحکم : ح 10117
- ↑ غرر الحکم : ح 10118
- ↑ غرر الحکم : ح 1360 . نیز ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص 133 (آنچه دوستی را پایدار می کند)
- ↑ روم : آیه 21
- ↑ ر . ک : ص 75 (بخش یکم / فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده) .
- ↑ ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص 209 (آداب دوستی / اعلام دوستی)
- ↑ الإخوان : ص 136 ، 66
- ↑ النوادر ، راوندی : ص 12 .
- ↑ ر . ک : ص 191 (محبّت دو جانبه میان زن و شوهر)
- ↑ ر . ک : ص 192 ح 253
- ↑ ر . ک : ص 192 ح 256
- ↑ ر . ک : ص 195 (بوسیدن فرزندان)
- ↑ ر . ک : ص 194 ح 264
- ↑ لقمان : آیه 33
- ↑ ر . ک : ص 198 ح 269
- ↑ تحف العقول : ص 45
- ↑ ر . ک : ص 204 ح 279
- ↑ ر . ک : ص 204 ح 277
- ↑ نساء : آیه 19
- ↑ ر . ک : ص 202 ح 273
- ↑ ر . ک : ص 270 ح 427
- ↑ ر . ک : ص 48 ح 48
- ↑ ر . ک : ص 268 ح 424
- ↑ ر . ک : ص 268 ح 425
- ↑ ر . ک : ص 206 ح 282
- ↑ ر . ک : ص 284 ح 453
- ↑ ر . ک : سایت خبری «تابناک» 19 / 1 / 1387 ، مصاحبه دکتر سیّد کاظم فروتن ، سرپرست کلینیک سلامت خانواده .
- ↑ ر . ک : ص 447 (خودآرایی زن برای غیر شوهرش)
- ↑ ر . ک : ص 312 ح 508 .
- ↑ ر . ک : ص 312 ح 510
- ↑ ر . ک : ص 312 ح 511
- ↑ ر . ک : ص 314 ح 512
- ↑ ر . ک : ص 314 ح 515
- ↑ ر . ک : ص 314 ح 516
- ↑ ر . ک : ص 318 ح 521
- ↑ ر . ک : ص 316 ح 520
- ↑ ر . ک : ص 321 (فصل ششم : پاسخ دادن به غرایز جنسی / نکوهشِ کوتاهیِ زن در پاسخگویی به نیاز شوهر)
- ↑ ر . ک : ص 322 ح 529
- ↑ ر . ک : ص 326 ح 533
- ↑ ر . ک : ص 328 ح 535
- ↑ ر . ک : ص 332 ح 539
- ↑ ر . ک : ص 333 (آنچه در هنگام آمیزش رعایت آن شایسته است)
- ↑ ر . ک : ص 339 (ذکر و دعا)
- ↑ ر . ک : ص 220 ح 320
- ↑ ر . ک : ص 220 ح 318
- ↑ ر . ک : ص 220 ح 322
- ↑ ر . ک : ص 222 ح 325
- ↑ ر . ک : ص 222 ح 327
- ↑ ر . ک : ص 170 ح 228
- ↑ .ر . ک : ص 170 ح 229
- ↑ ر . ک : ص 216 ح 306
- ↑ ر . ک : ص 216 ح 307
- ↑ ر . ک : ص 224 ح 330
- ↑ ر . ک : ص 218 ح 312
- ↑ ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص 477
- ↑ .ر . ک : ص 234 ح 355
- ↑ ر . ک : ص 236 ح 358
- ↑ ر . ک : ص 238 ح 363
- ↑ ر . ک : ص 240 ح 365
- ↑ ر . ک : ص 289 (تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانواده)
- ↑ ر . ک : ص 240 ح 370
- ↑ ر . ک : ص 248 ح 383
- ↑ تحریم : آیه 6
- ↑ ر . ک : ص 250 ح 390
- ↑ إنّ الصَلاهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ والمُنکَر ؛ آیه اللّه محمّدتقی بهجت از استاد خود آیه اللّه میرزا علی قاضی نقل کردند : «هر کس مداومت کند بر نمازهای واجب در اوّل وقت ، به همه مقامات معنوی می رسد و اگر نرسید ، مرا لعنت کند!»
- ↑ طه : آیه 132
- ↑ ر . ک : ص 259 (نقش نماز ، در رهایی از تنگناهای زندگی) و ص 261 (نقش دعا ، در رهایی از تنگناهای زندگی)
- ↑ ر . ک : ص 260 ح 411
- ↑ ر . ک : ص 260 ح 412
- ↑ ر . ک : ص 260 ح 413
- ↑ ر . ک : ص 262 ح 418
- ↑ ر . ک : ص 262 ح 415
- ↑ ر . ک : ص 304 ح 491
- ↑ ر . ک : ص 300 ح 483
- ↑ ر . ک : ص 288 ح 456
- ↑ ر . ک : ص 299 (گشاده دستی برای خانواده)
- ↑ ر . ک : ص 298 ح 478
- ↑ ر . ک : ص 226 ح 333
- ↑ ر . ک : ص 231 (همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنان)
- ↑ ر . ک : ص 231 (همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنان)
- ↑ ر . ک : ص 233 (رعایت علاقه خانواده به غذا)
- ↑ ر . ک : ص 229 (هدیه آوردن در بازگشت از سفر)
- ↑ ر . ک : ص 242 ح 373
- ↑ ر . ک : ص 435 (غیرت ورزی نابه جا)
- ↑ نساء : آیه 34
- ↑ بقره : آیه 228
- ↑ ر . ک : ص 283 (پاداش فرمانبرداری زن از شوهر)
- ↑ نساء : آیه 34
- ↑ ر . ک : ص 278 ح 441
- ↑ ر . ک : ص 355 (فصل هفتم : دعا کردن)
- ↑ ر . ک : ص 375 (نهی از نفرین کردن فرزندان)
- ↑ حلیه الأولیاء : ج 7 ص 140 ، الفردوس : ج 5 ص 516 ح 8938 کلاهما عن الزبیر بن العوّام ، کنز العمّال : ج 16 ص 454 ح 45401
- ↑ کنز العمّال : ج 16 ص 489 ح 45597 نقلاً عن ابن النجار
- ↑ الکافی : ج 5 ص 401 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 392 ح 1568 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 506 ح 1754 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 220 ح 1
- ↑ آمَت : أی صارت أیّما لازوج لها (النهایه : ج 1 ص 85 «أیم»)
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 10 ص 238 ح 26853 وراجع سنن الدارقطنی : ج 3 ص 231 ح 42
- ↑ سنن أبی داوود : ج 2 ص 232 ح 2096 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 603 ح 1875 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 586 ح 2469 ، السنن الکبری : ج 7 ص 189 ح 13669
- ↑ سنن ابن ماجه : ج 1 ص 602 ح 1873 ، مسند ابن حنبل : ج 10 ص 238 ح 26852 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 577 ح 2112 ، السنن الکبری : ج 7 ص 193 ح 13684
- ↑ آمِروا النِساءَ : أی شاوروهنّ فی تزویجهنّ (النهایه : ج 1 ص 66 «أمِرَ»)
- ↑ فی تاریخ دمشق : «فقال : فإنّ لها فی مالی» بدل «فإنّ له فی مالی»
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 2 ص 414 ح 5724 ، تاریخ دمشق : ج 62 ص 182 ح 12764
- ↑ یا زمین بیندازم .
- ↑ اُسد الغابه : ج 5 ص 413 الرقم 5456
- ↑ دعائم الإسلام : ج 2 ص 218 ح 810
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 5 ص 446 ح 16095 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 663 ح 2057 عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج 6 ص 483 ح 11759 عن عکرمه وکلاهما نحوه ، المعجم الکبیر : ج 6 ص 103 ح 5637 ، اُسد الغابه : ج 7 ص 63 الرقم 6837 ، کنز العمّال : ج 6 ص 185 ح 15280 ؛ مجمع البیان : ج 2 ص 577 نحوه
- ↑ تفسیر الطبری : ج 2 الجزء 2 ص 461 ، تفسیر ابن کثیر : ج 1 ص 403 ، تفسیر القرطبی : ج 3 ص 139 ؛ عوالی اللآلی : ج 2 ص 144 ح 404 نحوه
- ↑ حَسیکَهٌ : أی عَداوَهٌ وحِقدٌ (النهایه : ج 1 ص 386 «حسک»)
- ↑ المصنّف لعبد الرزّاق : ج 6 ص 174 ح 10398 عن ابن أبی الحسین ، النهایه فی غریب الحدیث : ج 1 ص 386 ، کنز العمّال : ج 16 ص 324 ح 44731
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 506 ح 1753 ، مسند زید : ص 303 عن الإمام زین العابدین عن أبیه عن جدّه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 221 ح 826 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 351 ح 22
- ↑ الکافی : ج 5 ص 398 ح 1 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 72 ح 1
- ↑ الفردوس : ج 5 ص 22 ح 7329 عن عیسی بن طلحه
- ↑ مانند ازدواج با دختر برادر همسر یا دختر خواهر همسر، که در صورتی که همسر موافق باشد و اجازه دهد مانعی ندارد، لیکن طبق روایت فوق الذکر نکوهیده است؛ زیرا زمینه ساز اختلاف خانوادگی و فروپاشی خانواده است
- ↑ النساء : 19
- ↑ ثواب الأعمال : ص 338 ح 1 عن أبی هریره وابن عبّاس ، أعلام الدین : ص 418 عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج 76 ص 366 ح 30
- ↑ ثواب الأعمال : ص 336 ح 1 عن أبی هریره وابن عبّاس ، أعلام الدین : ص 416 عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج 76 ص 365 ح 30
- ↑ ما بین المعقوفین لا یوجد فی الطبعه المعتمده ، وأثبتناه من بعض نُسَخ المصدر
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 468 ح 1597
- ↑ غرر الحکم : ح 8134 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 443 ح 7736
- ↑ نهج البلاغه : الکتاب 31 ، تحف العقول : ص 82 ، کنز الفوائد : ج 1 ص 93 ، أعلام الدین : ص 178 وفیهما «الناس» بدل «الخلق» ، بحار الأنوار : ج 74 ص 168 ح 35
- ↑ غرر الحکم : ح 10199 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 521 ح 9462
- ↑ عضَل الرَّجُلُ حُرمَتَهُ : منعها التزویج (المصباح المنیر : ص 415 «عضل»)
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 251 ح 16622 و ص 325 ح 16840 وفیه «عقد الرجال» بدل «عند الرجال» وکلاهما نقلاً عن تحفه الإخوان
- ↑ حُرُّ الوَجهِ : ما أقبل علیک وبدا لک منه (النهایه : ج 1 ص 365 «حرر»)
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 250 ح 16619 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء
- ↑ إرشاد القلوب : ص 175
- ↑ جامع الأخبار : ص 447 ح 1259 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 249 ح 38
- ↑ المصنّف لعبد الرزّاق : ج 9 ص 442 ح 17943 عن هشام بن عروه عن أبیه ، صحیح البخاری : ج 4 ص 1888 ح 4658 ، السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 371 ح 9166 ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 481 ح 16221 کلّها عن عبد اللّه بن زمعه نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 377 ح 44983
- ↑ الفریصه : عَصَب الرقبه وعُروقها ، لأنّها هی التی تثور عند الغضب (النهایه : ج 3 ص 431 «فرص»)
- ↑ .المُرَیئَه : هی تصغیر المرأه (النهایه : ج 4 ص 314 «مرأ»)
- ↑ نثر الدرّ : ج 1 ص 207 ؛ کنز العمّال : ج 16 ص 377 ح 44981 نقلاً عن المصنّف لعبد الرزاق عن أسماء بنت أبی بکر وراجع مسند إسحاق بن راهویه : ج 5 ص 113 ح 2217
- ↑ .الطبقات الکبری : ج 8 ص 205 ، صحیح البخاری : ج 5 ص 2246 ح 5695 ، السنن الکبری : ج 7 ص 498 ح 14780 ، تفسیر القرطبی : ج 16 ص 326 کلّها عن عبد اللّه بن زمعه نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 377 ح 44982 ؛ الکافی : ج 5 ص 509 ح 1 عن أبی مریم عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 119 ح 1
- ↑ الفردوس : ج 2 ص 370 ح 3655 عن عائشه
- ↑ غرر الحکم : ح 4663 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 212 ح 4224
- ↑ الکافی : ج 8 ص 23 ح 4 عن جابر بن یزید عن الإمام الباقر علیه السلام ، تحف العقول : ص 97 ، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 40 ، غرر الحکم : ح 7952 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 286 ح 1
- ↑ الکافی : ج 5 ص 563 ح 30 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 409 ح 4428 بزیاده «ابنتی» بعد «إلیّ» ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 443 ح 1525 وفیهما «سوء» بدل «شیء» ، بحار الأنوار : ج 103 ص 234 ح 17
- ↑ المواعظ العددیّه : ص 255
- ↑ لا یَفرَکُ : لا یُبغِضُ (النهایه : ج 3 ص 441 «فرک»)
- ↑ صحیح مسلم : ج 2 ص 1091 ح 61 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 223 ح 8371 ، السنن الکبری : ج 7 ص 482 ح 14727 ، کنز العمّال : ج 16 ص 374 ح 44966
- ↑ ضَنِنتُ بِالشیء : إذا بَخِلت به (الصحاح : ج 6 ص 2156 «ضنن»)
- ↑ الفردوس : ج 1 ص 367 ح 1482 عن أبی هریره
- ↑ .المعجم الأوسط : ج 8 ص 337 ح 8798 عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج 16 ص 375 ح 44972
- ↑ جامع الأخبار : ص 445 ح 1254 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 248 ح 34
- ↑ جامع الأخبار : ص 445 ح 1256 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 249 ح 36
- ↑ جامع الأخبار : ص 446 ح 1257 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 249 ح 37
- ↑ غرر الحکم : ح 5549 و ح 5571 مع تقدیم وتأخیر ، عیون الحکم والمواعظ : ص 281 ح 5068 و ص 284 ح 5131 مع تقدیم وتأخیر
- ↑ غرر الحکم : ح 7906 و ح 8346 ، عیون الحکم والموعظ : ص 432 ح 7423 وفیه «بطل تقدیره» بدل «تعجل تدمیره»
- ↑ غرر الحکم : ح 3965 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 182 ح 3724
- ↑ غرر الحکم : ح 8768 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 438 ح 7602
- ↑ غرر الحکم : ح 10958 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 552 ح 10176 وفیه «الاغترار» بدل «الاعتذار»
- ↑ المعجم الأوسط : ج 8 ص 24 ح 7848 ، مسند الشامیّین : ج 3 ص 268 ح 2230 ، تفسیر القرطبی : ج 18 ص 149 ، تفسیر الثعلبی : ج 9 ص 334 ح 325 کلها عن أبی موسی الأشعری ، کنز العمّال : ج 9 ص 662 ح 27875 ؛ مجمع البیان : ج 10 ص 457 عن أبی موسی الأشعری
- ↑ الکافی : ج 6 ص 54 ح 1 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 372 ح 6 ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 267 ح 6 ؛ المصنّف لابن أبی شیبه : ج 4 ص 172 ح 1 عن شهر بن حوشب نحو
- ↑ تذوّق : چشندگی ؛ تنوّع طلبی در ازدواج ؛ پر ازدواجی ؛ بُلهوسی ؛ هوسبازی . ذوّاق و ذواّقه ، به مرد و زنی می گویند که زیاد طلاق می گیرند و ازدواج می کنند . این افرد ، از همسر خود ، زود زده می شوند و هوسِ یکی دیگر می کنند
- ↑ .الکافی : ج 6 ص 55 ح 4 عن طلحه بن زید عن الإمام الصادق علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 267 ح 3 ؛ تفسیر الثعلبی : ج 2 ص 189 ح
- ↑ سنن أبی داوود : ج 3 ص 50 ح 2659 ، سنن النسائی : ج 5 ص 78 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 192 ح 23808 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 588 ح 2146 کلها عن جابر بن عتیک ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 643 ح 1996 عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 3 ص 385 ح 7066
- ↑ المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 579 ح 1525 ، مسند ابن حنبل : ج 6 ص 138 ح 17403 وفیه «التریبه» بدل «الریبه» فی الموضعین ، صحیح ابن خزیمه : ج 4 ص 113 ح 2478 وفیه «الرمیه» بدل «الریبه» فی الموضعین ، المصنّف لعبد الرزاق : ج 10 ص 409 ح 19522 کلّها عن عقبه بن عامر الجهنی ، کنز العمّال : ج 3 ص 386 ح 7069
- ↑ نهج البلاغه : الکتاب 31 ، خصائص الأئمّه علیهم السلام : ص 118 ولیس فیه ذیله ، کشف المحجّه : ص 234 عن عمر بن أبی المقدام عن الإمام الباقر عنه علیهماالسلام ، نزهه الناظر : ص 60 ح 41 ، أعلام الدین : ص 288 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 252 ح 54
- ↑ النکیرُ : الإنکارُ والمناکَرهُ (القاموس المحیط : ج 2 ص 148 «نکر») .
- ↑ الکافی : ج 5 ص 537 ح 9 عن عبد الرحمن بن کثیر عن الإمام الصادق علیه السلام ، تحف العقول : ص 87 نحوه ، کنز الفوائد : ج 1 ص 376 نحوه ، بحار الأنوار : ج 77 ص 233 ح 2
- ↑ ثواب الأعمال : ص 335 ح 1 عن أبی هریره وابن عبّاس ، أعلام الدین : ص 414 عن ابن عبّاس ولیس فیه «ظالما» ، بحار الأنوار : ج 76 ص 363 ح 30
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 14 ح 4968 ، الأمالی للصدوق : ص 515 ح 707 کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 463 ح 1572 و ج 2 ص 314 ح 2655 عن إلی الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 76 ص 334 ح 1
- ↑ سنن الترمذی : ج 3 ص 477 ح 1174 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 649 ح 2014 ولیس فیه «فی الدنیا» ، مسند ابن حنبل : ج 8 ص 257 ح 22162 کلّها عن معاذ بن جبل ، کنز العمّال : ج 16 ص 333 ح 44779
- ↑ .تحف العقول : ص 320 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 234 ح 45
- ↑ کنز الفوائد : ج 1 ص 150 عن یونس بن یعقوب ، بحار الأنوار : ج 76 ص 354 ح 21
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 11 ح 24 عن عبد العظیم بن عبد اللّه الحسنی عن الإمام الجواد عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 246 ح 24
- ↑ السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 354 ح 9135 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 193 ح 7337 ، السنن الکبری : ج 7 ص 480 ح 14720 ، تاریخ بغداد : ج 9 ص 448 الرقم 5077 ، مسند البزّار : ج 6 ص 340 ح 2349 کلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، کنز العمّال : ج 16 ص 396 ح 45082
- ↑ .المصنّف لعبد الرزاق : ج 7 ص 487 ح 13990 عن ابن المسیّب ، کنز العمّال : ج 16 ص 558 ح 45867
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 440 ح 4524 عن جمیل بن درّاج ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 115 ح 7
- ↑ الأیّم : التی لا زوج لها ، بکرا کانت أو ثیّبا ، مطلّقهً کانت أو متوفّی عنها (النهایه : ج 1 ص 85 «أیم»)
- ↑ عَنَستِ المرأهُ : إذا طال مکثها فی منزل أهلها ولم تتزوّج ، حتّی خرجت من عداد الأبکار (المصباح المنیر : ص 432 «عنس»)
- ↑ مسند ابن حنبل : ج 10 ص 440 ح 27660 ، الأدب المفرد : ص 307 ح 1047 ، المعجم الکبیر : ج 24 ص 177 ح 445 کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 396 ح 45083
- ↑ الصَّرفُ : التَّوبَهُ . والعَدلُ : الفِدیَهُ (المصباح المنیر : ص 338 «صرف»)
- ↑ .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 441 ح 1515
- ↑ ثواب الأعمال : ص 339 ح 1 عن أبی هریره وابن عباس ، أعلام الدین : ص 419 عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج 76 ص 367 ح 30
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 242 ح 16604 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 16 ح 4968 ، الأمالی للصدوق : ص 516 ح 707 کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 463 ح 1573 و ج 2 ص 316 ح 2655 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 76 ص 335 ح 1
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 441 ح 1517 عن سلمان الفارسی
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 441 ح 1516
- ↑ المُواتاه : حُسن المطاوَعه والمُوافَقه ، وأصلها الهَمز فَخُفِّف وکثُرَ حتّی صار یقال بالواو الخالصه (لسان العرب : ج 14 ص 13 «أتی»)
- ↑ غرر الحکم : ح 5686
- ↑ جامع الأخبار : ص 447 ح 1259 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 249 ح 38 .
- ↑ جامع الأخبار : ص 447 ح 1259 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 249 ح 38
- ↑ مستدرک الوسائل : ج 14 ص 242 ح 16604 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء
- ↑ الکافی : ج 5 ص 507 ح 2 عن سعد بن أبی عمرو الجلّاب ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 440 ح 4521 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 465 ح 1585
- ↑ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 432 ح 1473 ؛ کنز العمّال : ج 9 ص 661 ح 27873 نقلاً عن المعجم الکبیر عن أبی موسی
- ↑ سنن أبی داوود : ج 2 ص 268 ح 2226 ، سنن الترمذی : ج 3 ص 493 ح 1187 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 662 ح 2055 ، مسند ابن حنبل : ج 8 ص 323 ح 22442 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 604 ح 2187 کلّها عن ثوبان ، کنز العمّال : ج 16 ص 382 ح 45007 ؛ مجمع البیان : ج 10 ص 457 ، روضه الواعظین : ص 411 ، عوالی اللآلی : ج 2 ص 139 ح 388
- ↑ المعجم الأوسط : ج 8 ص 24 ح 8748 ، مسند الشامییّن : ج 3 ص 268 ح 2230 کلاهما عن أبی موسی الاشعری ، کنز العمّال : ج 9 ص 661 ح 27873 ؛ مجمع البیان : ج 10 ص 457 ، عوالی اللآلی : ج 2 ص 139 ح 389 کلاهما عن أبی موسی الأشعری
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 365 ح 5762 ، الخصال : ص 206 ح 24 کلاهما عن أنس بن محمّد عن أبیه عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 329 ح 2656 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، روضه الواعظین : ص 424 ، بحار الأنوار : ج 72 ص 39 ح 35
- ↑ المعجم الکبیر : ج 18 ص 319 ح 824 ، تاریخ أصبهان : ج 1 ص 253 ح 411 و ج 2 ص 92 ح 1186 ، تاریخ دمشق : ج 48 ص 291 ح 10429 کلّها عن فضاله بن عبید وفی الثلاثه الأخیره «الفواقر» بدل «العواقر» ، کنز العمّال : ج 16 ص 27 ح 43785
- ↑ الفَواقِرُ : أی الدواهی ، واحدتها فاقِرَه کأنّها تَحطِمُ فَقار الظّهر (النهایه : ج 3 ص 463 «فقر»)
- ↑ قرب الإسناد : ص 81 ح 266 عن مسعده بن زیاد عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 74 ص 151 ح 10 وراجع المعجم الکبیر : ج 18 ص 319 ح 824
- ↑ المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 176 ح 2684 عن محمّد بن سعد عن أبیه ، کنز العمّال : ج 11 ص 93 ح 30755
- ↑ .الکافی : ج 5 ص 258 ح 3 ، مشکاه الأنوار : ص 458 ح 1533 بزیاده «فی نفسها» فی آخره ، وسائل الشیعه : ج 12 ص 180 ح 2
- ↑ در تهیه بخشی از این تحلیل، از همکاری فاضل ارجمند آقای عبدالهادی مسعودی بهره بردم که از ایشان صمیمانه سپاس گزارم
- ↑ ر . ک : ص 413 (اجبار کردن و نظرخواهی نکردن)
- ↑ ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص 88 ح 160
- ↑ ر . ک : ص 412 ح 603
- ↑ ر . ک : ص 412 ح 602
- ↑ .نساء : آیه 4
- ↑ گفتنی است توضیحاتی که در باره حکمت مهریه ارائه شد، اقتباس از کتاب نظام حقوق زن در اسلام، نوشته استاد شهید مرتضی مطهری است
- ↑ ر . ک : ص 107 (پرهیز از تعیین مَهریه سنگین)
- ↑ همان
- ↑ ر . ک : ص 108 ح 162
- ↑ ر . ک : ص 106 ح 156
- ↑ ر . ک : ص 418 ح 612
- ↑ ر . ک : ص 420 ح 613
- ↑ ر . ک : ص 75 (فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده)
- ↑ ر . ک : ص 420 ح 615
- ↑ ر . ک : ص 76 ح 91
- ↑ ر . ک : ص 76 ح 96
- ↑ ر . ک : ص 33 (همسر دادن فرزندان)
- ↑ ر . ک : ص 51 (جلوگیری از فساد اخلاقی و اجتماعی)
- ↑ ر . ک : ص 420 ح 614
- ↑ ر . ک : ص 420 ح 615
- ↑ ر . ک : ص 429 (تحقیر کردن) و (نفرت)
- ↑ ر . ک : ص 422 ح 617
- ↑ .ر . ک : ص 424 ح 623
- ↑ .ر . ک : ص 424 ح 622
- ↑ ر . ک : ص 426 ح 625
- ↑ ر . ک : ص 430 ح 636
- ↑ ر . ک : ص 405 (پذیرفتن مدیریت شوهر بر خانواده)
- ↑ ر . ک : ص 289 (فصل پنجم : تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانواده)
- ↑ .ر . ک : ص 432 ح 642
- ↑ .ر . ک : ص 432 ح 640
- ↑ .ر . ک : ص 434 ح 647
- ↑ .ر . ک : ص 436 ح 650







