فرهنگ مصادیق:مشاوره گرفتن
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: الیاس صالحی
تهیه و تدوین:پژوهشکده امربه معروف و نهی ازمنکر قم-95/1/17
کلید واژه: مشاوره، مشورت کردن، مشورت دادن، شور، استبداد، همفکری
محتویات
- ۱ تعریف و اهمیت مشورت
- ۲ مشورت در قرآن
- ۳ مشورت کردن در روایات
- ۴ مشورت کردن حضرات معصومین علیهم السلام با دیگران
- ۵ زمینه های مشورت کردن
- ۶ مشورت کردن در احکام
- ۷ فوائد مشورت کردن
- ۸ آداب مشورت کردن
- ۹ مشورت کردن در امور شخصی جزئی
- ۱۰ مشورت کردن در امور اجتماعی
- ۱۱ مشورت کردن با زنان
- ۱۲ وظایف مشورت گیرنده
- ۱۳ مشورت کردن خلفا با امیر مؤمنان علیه السلام
- ۱۴ افراط و تفریط در مشورت کردن
- ۱۵ راه تقویت روحیه مشورت خواهی
- ۱۶ منابع
- ۱۷ کتب و مقالات مرتبط مشورت
- ۱۸ پانویس
تعریف و اهمیت مشورت
مشورت از ماده «شور» است که در لغت به معنای برداشتن و استخراج عسل از کندوی زنبور عسل است. [۱] و در تعریف اصطلاحی کلمه «تشاور»، «مشاورت» و «مشورت» به معنای استخراج رأی صحیح است؛ اینکه آدمی در مواقعی که خودش درباره کاری رأی صحیح ندارد، به دیگران مراجعه و از عقل و تجارب آنان استفاده نماید. [۲]
در آموزه های اسلامی، مشورت از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا آنجا که درقرآن کریم یک سوره به نام «شوری» وجود دارد و در آیاتی نیز به انجام آن دستور داده شده است.[۳]
نگرش اسلام به مساله مشورت از چنان ظرافت و عمقی برخوردار است که حتی مسائل بسیار کوچکی همانند «از شیر گرفتن کودک» را امری مشورتی بین پدر و مادر تلقی می کند. [۴] «هرآنگاه که پدر و مادر با رضایت و مشورت بخواهند کودک را زودتر از شیر بازگیرند گناهی بر آنها نیست». و توصیه می شود که اگر خواستید فرزند خود را از شیر بگیرید، با یکدیگر مشورت کنید، توصیه اسلام به مشاوره در مساله جزئی فوق، اهمیت و ضرورت آنرا در مسائل مهمتر و امور عمومی جامعه اسلامی روشن می سازد.
و در مورد اهمیت مشاوره همین بس که خداوند به پیامبرش امر می کند که با مسلمانان مشورت کند: «و شاورهم فی الامر؛ با مردم خود مشورت کن و از آنان نظر بخواه». [۵]
انسان هر قدر هم صاحب خرد و اندیشه باشد نمی تواند تمام جوانب یک مسئله را در نظر بگیرد لذا مشورت با دیگران باعث می شود فرد با اندیشه ها ونظرات متفاوت روبروشده وبا وسعت نگرش بیشتری جوانب گوناگون یک امر را بررسی نماید.
پیشرفت علم و تکنولوژی، اکتشافات و اختراعات و نظریه پردازی در زمینه های مختلف، محصول هم اندیشی و تعامل و بهره گیری از ایده ها و تجربه های دیگران است. اگر بنا بود هر فردی فقط به خود متکی باشد و هیچ گاه از نظرات، پیشنهادها و تجارب دیگران بهره نگیرد، مطمئنا بشر در مراحل اولیه و سطح بسیار ساده و ابتدایی به سر می برد. دستیابی به تجارب دیگران و استفاده از نظرات سازنده آنان از طریق مطالعه آثار، زندگی و الگوهای رفتاری، و مشورت و نظرخواهی امکان پذیر است.
مشورت در قرآن
در قرآن کریم چندین آیه در مورد مشورت کردن بیان شده از جمله به آیات زیرمی توان اشاره کرد:
1 . «فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله یحب المتوکلین». [۶]
از آنها در گذر و برای آنها طلب آمرزش کن و با آنها در کار مشورت نما و چون تصمیم گرفتى پس بر خدا توکل کن. همانا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
2 . «و الذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شورى بینهم و مما رزقناهم ینفقون».[۷]
و (مؤمنان) کسانى هستند که دعوت پروردگار خود را پاسخ داده اند و نماز را برپا داشته اند و کارشان در میانشان با مشورت است و از آنچه داده ایم انفاق مى کنند.
مشورت کردن در روایات
روایاتى که درباره ارزش و لزوم مشورت کردن وارد شده بسیار است، که به عنوان نمونه چند مورد آن را ذکر می کنیم و مفصل آن را به کتب روایی ارجاع می دهیم:
1. «قیل یا رسول الله ما الحزم؟ قال: مشاوره ذوى الراى و اتباعهم». [۸]
به پیامبر خدا گفته شد احتیاط چیست؟ فرمود: مشورت کردن با صاحبان اندیشه و پیروى از آنها.
2. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : «لا مُظاهَرَهَ أوثَقُ مِنَ المُشاوَرَهِ ». [۹]
هیچ پشتیبانى و حمایتى استوارتر از مشورت نیست .
3. امام على علیه السلام : «المُستَشِیرُ مُتَحَصِّنٌ مِنَ السَّقَطِ ». [۱۰]
کسى که مشورت کند ، از لغزیدن در خطاها مصون مى ماند .
4. امام على علیه السلام:« لا یَستَغنِی العاقِلُ عَنِ المُشاوَرَهِ». [۱۱]
خردمند ، از مشورت کردن بى نیاز نیست.
مشورت کردن حضرات معصومین علیهم السلام با دیگران
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با آنکه مسائل را از طریق وحى دریافت مى کرد و عقل و اندیشه برترى داشت، و همچنین ائمه معصومین علیهم السلام که جانشینان پیامبر بودند و از لحاظ عقل و درایت انسان های کاملی بودند ولی مأموریت یافتند که در کارها با مسلمانان مشورت کنند. و این سیره در مورد پیامبر و اهل بیت علیهم السلام به حدی زیاد بوده که مورخین و مفسرین اسلامی یکی از صفات آنان را کثرت مشاوره دانسته اند. از جمله در مورد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آورده اند که: «سیره پیامبر چنین بود که با اصحاب خود زیاد مشورت می کرد» [۱۲]همانطور که در روایتی امام رضا (علیه السلام) درباره سیره رسول خدا فرمود: رسول خدا پیوسته با اصحابش مشورت می کرد سپس بر انجام دادن آن تصمیم می گرفت.» [۱۳]
شکی نیست مشورت کردن ائمه معصومین علیهم السلام به خاطر رفع جهل نبوده است، بلکه به این جهت بوده که اولا؛ این اصل را پایه گذاری کنند (جنبه آموزشی) و مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازند تا آنان شور و مشاوره را جزو برنامه های زندگی خود قرار دهند و ثانیاً؛ به همراهان و پیروان خود شخصیت داده تا نیروی فکر و اندیشه آنان پرورش یابد. [۱۴]
در تاریخ و سیره معصومین علیهم السلام نمونه های زیادی از مشورت کردن پیامبر و ائمه علیهم السلام بیان شده است که چند مورد از آن را به عنوان نمونه ذکر می کنیم:
1. در جنگ بدر، پیامبر (صلی الله علیه و آله) این مسئله را که مسلمانان بجنگند یا نه، به مشورت گذاشت و بعد از آن که رأی اکثریت مبنی بر جنگیدن اعلام شد، تصمیم بر جنگ گرفت، همچنین در مورد محل استقرار لشکر، نظر صاحب ابن منظر پذیرفته شد که می گفت: «گرچه این محل به دشمن نزدیک است؛ ولی در کنار آب است»
2. در جنگ خندق به منظور محافظت از شهر، نظر سلمان مبنی بر حفر خندق در اطراف مدینه پذیرفته شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور فرمود تا در اطراف مدینه، خندقی حفر کنند.
زمینه های مشورت کردن
مشورت کردن در تمام مسائلِ اجتماعی، سیاسی و نظامی جایز است، به ویژه مسائل نظامی و جنگ ها که با سرنوشت یک کشور و یا یک امت سروکار دارد.
از اطلاق آیه «وَ شاوِرهُم فِی الاَمر» می توان استفاده کرد که در مسائل مختلف مشورت راه دارد و این مفهوم وسیعی دارد که شامل همه امور و همه کارها می شود، حتی در شیوه و طرز اجرای دستورات خداوند و نحوه پیاده کردن احکام الهی، مشورت راه گشا و کارساز است.
بنابراین می توان گفت: مشورت کردن در امور گوناگونی مانند حل مسائل و مشکلات شخصی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مالی، نظامی و جنگ و صلح و مسائل و مشکلات روزمره راه دارد و گاهی نیز مشورت لازم و واجب است و بر آن تأکید می شود. مشاوره زمانی موضوعیت پیدا می کند که حکم و قانونی وجود نداشته باشد والاّ اگر حکم خداوند و یا فرمان صریح پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام وجود داشته باشد جای مشاوره نیست.
مشورت کردن در احکام
مشورت کردن پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در اموری بود که حکمی از طرف خداوند برای آن مسئله بیان نشده بود و در نتیجه احکام الهی هرگز مورد مشورت کردن قرار نمی گرفت زیرا در قانون گذاری و احکام و دستوراتی که از جانب خداوند متعال صادر می شود، جای بحث و مشورت نیست. و این مطلب در بیان حضرت علی علیه السلام به خوبی روشن است که فرمود:
«...امّا در مشورت با شما، (طلحه و زبیر) من به حکومت رغبتى نداشتم، مرا به سوى آن فراخواندید و اصرار ورزیدید ترسیدم اگر رد کنم اختلاف افتد. پس از قبول مسئولیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر نظر افکندم آنچه مرا راهنمایى کردند عمل نمودم، احتیاج به نظر و رأى شما ندیدم، چنانچه (فرضاً) حکمى در کتاب خدا نباشد و در سنّت پیامبر دلیلى بر آن نیابم و نیاز به مشورت باشد با شما مشورت خواهم کرد». [۱۵]
لذا علمای اسلام فرموده اند: در نحوه اجرای کارها و نیز تشخیص موضوع احکام می توان مشورت کرد، اما آنان، مشورت در اصول و احکام را مساوی بالغو دین و تشریع می دانند،[۱۶]در نتیجه بنظر می رسد که درباره حکم هر مسئله ای که به طور مشخصی از شرع نرسیده باشد، شورا و مشورت، امکان پذیر است، [۱۷]
که روایت ذیل می تواند تایید این مطلب باشد:
در روایتی حضرت علی علیه السلام به پیامبر خدا عرضه می دارند: اگر با مسئله ای روبرو شدیم که درباره آن نه از طرف خداوند حکمی نازل شده بود و نه در سنت وجود داشت چه وظیفه ای داریم و چه دستوری می فرمایید؟
پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: شورایی مرکب از اهل فقه و افراد با ایمان عابد تشکیل می دهید و به یک نظر خاص اکتفا نمی کنید (بلکه نظر همه آنها را بخواهید). [۱۸]
فوائد مشورت کردن
برکات فراوانی که از مشورت کردن نصیب انسان می شود، هرگز از تفکر فردی و امکانات و منابع فراوان مادی به دست نمی آید و باید بدانیم مشورت کردن همیشه دلیل بر عدم آگاهی شخص نیست بلکه اهداف و فواید زیادی در مشاوره مد نظر است و دست یابی به همه یا تعدادی از آنها یا یک فایده آن کافی است که انسان در کارها و امور خود مشورت بگیرد، [۱۹]در اینجا به پاره ای از آن فوائد و برکات اشاره می کنیم:
بهره مندی از اندیشه دیگران و کامروایی در کارها
بدون شک مهمترین فلسفه مشورت در اسلام استفاده از نظر دیگران و یافتن راه اصلح و هدایت شدن است که نسبت به سایر راه ها کمترین عیب را داشته باشد، چنان که امام علی علیه السلام می فرماید: «راه درست و صواب به دست نیاید مگر با مشورت کردن.» [۲۰]و همچنین فرمود: «هر کس با دیگران مشورت نماید، از اندیشه های آنان بهره گرفته است.» [۲۱]و در روایت دیگر می فرماید: «هرکس با صاحبان اندیشه و خرد مشورت نماید، به راه درست رهنمون می شود». [۲۲]
شناسایی خطاها
یکی دیگر از آثار مثبت مشورت در امان ماندن از خطاها و اشتباهات است، همانطور که حضرت امام علی علیه السلام فرمود: «کسی که از نظرات و آراء گوناگون استقبال نماید، موارد خطا و اشتباه را می شناسد».[۲۳]
ممدوح و معذور بودن
اگر بعد از مشورت کردن مشخص شد اشتباه کرده مردم او را ملامت نمی کنند، همانطور که در روایتی امام کاظم علیه السلام فرمود: «مَنِ استَشارَ لَم یَعدَمْ عِندَ الصَّوابِ مادِحا ، و عندَ الخَطَأِ عاذِرا، کسى که مشورت کند، اگر کارش را درست انجام دهد ، مردم او را بستایند و اگر اشتباه کند ، معذورش دارند». [۲۴]
پیشگیری از پشیمانی
تصمیمی که بدون مشورت کردن گرفته شود و زوایای مختلف آن به خوبی سنجیده نشود باشد، ندامت به دنبال می آورد و با مشورت کردن می توان از این پشیمانی دوری کرد، امیر المومینن علی علیه السلام در روایتی این نکته را یادآور می شود: «با افراد عاقل و صاحب خرد مشورت کن تا از لغزش و پشیمانی ایمن گردی». [۲۵] همان حضرت فرمودد: «رسول خداصلی الله علیه و آله مرا به یمن فرستاد، سفارشات لازم را کرد و فرمود: ای علی! کسی که استخاره کند سرگردان نخواهد شد و کسی که مشورت کند پشیمان نمی شود». [۲۶]
مبارزه با نخوت، تکبر و استبداد نظر
با مشورت کردن می توان با نخوت، تکبر و استبداد رای مبارزه کرد و از آفات آن در امان بود همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مذمت مشورت نکردن فرمود: «آن گاه که فرمانروایان شما از بدانتان و ثروتمندان شما از تنگ چشمانتان باشند و مشورت و رایزنی از میانتان رخت بربندد، به زمین فرو رفتن شما بهتر از زندگی در آن است». [۲۷]همچنین حضرت علی علیه السلام فرموند: «هیچ تنهایی ترسناک تر از خودپسندی و خودبینی و هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت کردن نیست». [۲۸]
استفاده از نظر خالص و بدون هوس
امام على علیه السلام در مورد حکمت و تشویق مردم به مشورت کردن می فرماید: «إنّما حُضَّ على المُشاوَرَهِ لأنّ رَأیَ المُشیرِ صِرْفٌ ، و رَأیَ المُستَشِیرِ مَشُوبٌ بالهَوى»
(همانا انسان)به مشورت کردن تشویق شده است؛ چون نظرِ طرفِ مشورت، خالص [از انگیزه هاى شخصى] است و نظر مشورت کننده، آمیخته به هوس (خواهشها و انگیزه هاى فردى) مى باشد.
دستاورد های دیگر مشورت عبارتند از: پیروی از روش ائمه معصومین علیهم السلام، روشن بینی و بصیرت، ازدیاد عقل (رشد اندیشه، قدرت تدبیر)، نوعی مشارکت فکری و تشویق به کار جمعی، قدرت تصمیم گیری واقع بینانه، احترام به افکار و آراء، موجب اطمینان نفس و راحتی، پی بردن بر قدرت فکری و میزان دلسوزی دیگران (شناسایی افراد شایسته از دیگران)، موجب شکوفایی استعدادها و رشد ذوقها و در نتیجه موجب گشایش راههای نوین، افزایش میزان مطلوبیت و درجه مقبولیت (جلوگیری از بدگمانی و جلب نظر مردم)، تضمین تداوم کار در سایه مشورت، افزایش آگاهیها و معلومات دیگران و ایجاد تفاهم و همدلی بین مسلمانان می باشد. [۲۹]به علاوه کسى که در انجام کارهاى خود با دیگران مشورت مى کند، اگر مواجه با پیروزى شود کمتر مورد حسد واقع مى گردد، زیرا دیگران پیروزى وى را ازخودشان مى دانند و معمولا انسان نسبت به کارى که خودش انجام داده حسد نمى ورزد و اگر احیانا مواجه با شکست گردد زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است، زیرا کسى به نتیجه کار خودش اعتراض نمى کند، نه تنها اعتراض نخواهد کرد بلکه دلسوزى و غمخوارى نیز مى کند.
آداب مشورت کردن
طلب خیر پیش از مشورت (مشورت با خدا)
در بعضی از روایات اهل بیت علیهم السلام بر این نکته تأکید شده است که پیش از مشورت با مردم، با خدا مشورت کنید. امام صادق علیه السلام در حدیثی، تعبیر مشورت با خدا را چنین شرح می دهد: « هرگاه اراده کارى کردى، پیش از مشورت با پروردگارت، با هیچ کس مشورت مکن . راوى مى گوید : عرض کردم: چگونه با پروردگارم مشورت کنم؟ فرمود: صد مرتبه مى گویى: «استخیرُالله» از خدا خیر (راه درست) را مى طلبم، سپس با مردم مشورت مى کنى. در این صورت خداوند خیر و صلاح تو را بر زبان هرکه دوست داشته باشد، جارى مى سازد. [۳۰]
دادن اطلاعات لازم به مشاور
فرد مشورت کننده باید سعى کند اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهد وبخصوص عواطف و احساساتش را براى او بازگو کند.
تبعیت از رای مشاور عاقل و ناصح
در مواردی که شخصی از دیگری مشاوره می گیرد و طرف مقابل عاقل و ناصح است و شرایط یک مشاور خوب را دارد باید شخص مشورت گیرنده با نظر او مخالفت نکرده و مطابق آن نظر عمل کند همانطوری که پیامبر خداصلی الله علیه و آله فرمود: «مشورت کردن با فرد عاقل دلسوز، هم هدایت، هم خوش یمنی و هم توفیقى از خداست پس وقتى شخص دلسوز عاقل به تو راه نشان داد، مبادا که خلاف آن کنى که در این صورت هلاک مى شوى». [۳۱]
« امام صادق علیه السلام فرمود: استشر العاقل من الرجال الورع فانه لایأمر الاّ بخیر و ایاک و الخلاف فان مخالفه الورع العاقل مفسده فى الدین و الدنیا، با فردى عاقل از مردان پرهیزگار مشورت کن زیرا که او تو را جز به خیر فرمان نمى دهد و از مخالفت با او پرهیز کن چون مخالفت با پرهیزگار عاقل فساد و تباهى دین و دنیا را به دنبال دارد». [۳۲]
امیر مومنان حضرت علی علیه السلام می فرماید: «فَإِنَّ مَعْصِیَهَ النَّاصِحِ الشَّفِیقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَهَ وَ تُعْقِبُ النَّدَامَه، نتیجه نافرمانى نصیحت کننده مهربان که (بهر چیز) دانا و با تجربه است حسرت و اندوه است و در پى آن ندامت و پشیمانى.» [۳۳]
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم): «اِستَشیروا ذَوی العُقولِ تَرشُدُوا وَ لاتَعصُوهُم فَتَندَموا.
با افراد عاقل و صاحب خرد مشورت کنید، که به أهداف معقول خود می رسید و با نظریات آنان مخالفت ننمایید که پشیمان خواهید شد». [۳۴]
امام جعفرصادق(علیه السلام): «اذا اَشارَ عَلَیکَ النّاصِحُ العاقِلُ فَاِیّاکَ وَ الخِلافَ فَاِنَّ فی ذلکَ العَطَبَ.
وقتی شخص عاقل و دلسوزی نظر خود را به تو ارائه داد از مخالفت با او برحذر باش که مسلَّماً سقوط و هلاکت تو در آن خواهد بود».[۳۵]
مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام): «مَن خالَفَ المَشورَهَ اُرتُبِکَ، کسی که بعد از مشورت و نظرخواهی، با آن مخالفت کند دچار حیرت و سردرگمی خواهد شد».[۳۶]
و نیز فرمود: «... واذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک و ان کان بخلاف مرادک...،
وقتى با کسى که مورد قبول تو است مشورت مى کنى ،با او،در آنچه به ظاهر علیه تو نظر مى دهد، مخالفت نکن، گرچه برخلاف خواسته ات باشد». [۳۷]
بررسی نظریات و گزینش قول نزدیک به حق
در مواردی که شخص مشاور یک نفر است و عاقل و ناصح است همانطور که در فرض قبلی بیان شد باید مطابق نظر او عمل کرد ولی در مواردی که یک مسئله به شور و مشورت گذاشته می شود و چندین نفر و نظر در مورد یک امری وجود دارد باید نظرات را بررسی کرد و هر کدام که به حق نزدیک تر است مورد عمل قرار داد، امیر المومنین (علی علیه السلام) این نکته را چنین بیان فرموده است: « اُضمُمْ آراءَ الرِّجالِ بَعضَها الی بَعضٍ ثُمَّ اخْتَرْ اَقرَبَها لِلصَّوابِ وَأَبَعدَها مِنَ الإرتیابِ، آراء و نظریات صاحب نظرات را در مجموع بسنج آنگاه آنکه به حق نزدیک تر و از شک و تردید دورتر است گزینش نما. [۳۸]
چنانکه قرآن در توصیف خردمندان مى فرماید: « فَبَشِّرْ عِبادِ اْلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذِینَ هَدیهُمُ اللّهُ و اُولئِکَ هُمْ اُولُواالاَلْبابِ، [۳۹]بشارت ده بندگان مرا که سخنان را مى شنوند و بهترین آنها را پیروى مى کنند، اینان همان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است و آنان در حقیقت خردمندانند.»
مشورت قبل از تصمیم
قبل از آن که با دیگران مشورت کنیم، ابتدا باید خودمان درباره موضوع مورد نظر از زوایای مختلف به تفکر بپردازیم، و با توجه به تواناییها و امکاناتی که در اختیار داریم، ابعاد مثبت و منفی هر یک از برنامه ها را فهرست کنیم. به عنوان مثال، از میان چندین رشته تحصیلی یا شغل، ابتدا باید ابعاد مثبت و منفی هر یک را با توجه به تواناییها و امکانات و شرایطمان ارزیابی نموده، آنچه را که با شرایط ما بیشتر همخوانی دارد، به عنوان بهترین گزینه و اولویت اول، در نظر بگیریم. بنابراین گام آغازین در هر تصمیم گیری، تفکر و سعی و تلاش خود فرد است. پس از آن، نوبت مشورت با افراد خردمند و با تجربه فرا می رسد.
در روایتی امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: «شاوِرْ قَبلَ أَنْ تَعزِمَ وَ فَکِّرْ قَبلَ أَن تُقْدِمَ، قبل از اینکه تصمیم بگیری مشورت کن و پیش از اینکه به کاری اقدام کنی اندیشه نما». [۴۰]
مشورت کردن با جوانان بعد میانسالان و در نهایت کنهسالان
در روایتی امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «اگر نیاز پیدا کردید به مشورت بهتر است ابتدا از جوانان مشورت بگیرید، سپس از میانسالان و در نهایت از کهنسالان، در نهایت آرای آنها را جمع و بهترین را سنجیده و انتخاب کنید». [۴۱]
مشورت کردن در امور شخصی جزئی
مومنان هم مشورت می کنند، در به دست آوردن رأی درست به مشورت می نشینند و از رأی صاحبان اندیشه بیشترین بهره را می گیرند. بدیهی است که مشورت هم در کارهای فردی و خصوصی و هم کارهای جمعی بسیار مفید و لازم است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز در امور شخصی و خانوادگی خود با اصحاب مشورت می کردند همانطور که در مورد طلاق همسرش با علی علیه السلام و اسامه بن زید و تهمت به عایشه با اصحاب اش مشورت کرد. [۴۲]
مشورت کردن در امور اجتماعی
موضوع شورا فقط فرد نیست انسان فقط در مصالح فردی ملزم به مشورت باشد بلکه مدیران جامعه هم در همه شؤون اجتماعی باید مشورت کنند، و یکی از حیطه های مشورت کردن، مشورت در امور حکومتی و کلان است که هر شخص حاکم یا مدیر و رئیس و حتی اهل شورای یک روستا باید از آن بهره بگیرند.
قرآن کریم در آیه دیگر خطاب به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرماید در کارهای مربوط به جامعه اسلامی با مردم مشورت کن، حتی کسانی که اشتباهاتی در گذشته داشتند آنها را مورد عفو قرار ده، برایشان درخواست بخشش کن و آنها را در کارها مورد مشورت خویش قرار ده:«فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» [۴۳]به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان -مردم -نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش طلب کن! و در کارها، آنان را مورد مشورت قرار ده.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در مسائل مختلف اجتماعى و اجرایى؛ در جنگ و صلح و امور مهم جامعه، به مشورت با یاران مى نشست ، تا براى مردم الگو باشد؛ چرا که برکات مشورت از زیان هاى احتمالى آن به مراتب بیشتر است.
بنابر این مى توان گفت: یکى از عوامل موفقیت پیامبرصلی الله علیه و آله در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود، پس یکی از لوازم برپایی حکومت این است که حاکم اسلامی با مشورت از نظریات مردم آگاه گردد و در مدیریت هر چه بهتر جامعه از آن بهره ببرد، ولی به هر حال تصمیم گیری نهایی بر عهده خود او است بله در جایی که حکم مسئله ای از جانب خداوند متعال و معصومین علیهم السلام بیان شده باشد، حاکم موظف است بر طبق آن عمل نماید، هرچند بر خلاف نظر مردم باشد، و مردم حق اعتراض ندارند؛ زیرا در حکومت اسلامی مردم پذیرفته اند که حکومتشان بر اساس دستورات الهی و قوانین اسلام باشد.
در تمام سطوح مدیریت چه مدیریت کلان و عالی و چه میانی و خدماتی باید کارها با مشورت انجام شود چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان مدیر کلان و عالی جامعه و به عنوان زعیم و رهبر سیاسی از طرف خدا مأمور شده بود که مشورت کند و هم سیره عملی آن حضرت بر مشورت در همه شؤون زندگی استمرار داشت و لذا مدیران به عنوان ادامه دهندگان زعامت و رهبری آن حضرت باید به آن عنایت داشته و در همه کارها مشورت نمایند.
مشورت کردن با زنان
روایتی از امیر المومنین علی علیه السلام در در نهج البلاغه آمده است که عنوان می دارد؛ «ایاک و مشوره النساء فان رأیهن الى افن و عزمهن الى وهن؛ از مشورت با زنان بپرهیزکه رای انان ناقص و تصمیم انان سست است.» [۴۴]عبارت فوق قسمتی از وصیت امیرالمومنین علی علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام است که در نهج البلاغه آورده شده است و در روایت دیگری اضافاتی دارد که در نهج البلاغه به آن اشاره نشده است. در بحار الانوار روایت اینگونه آمده است: «إِیَّاکَ وَ مُشَاوَرَهَ النِّسَاءِ إِلَّا مَنْ جَرَّبْتَ بِکَمَالِ عَقْلٍ فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ یَجُرُّ إِلَى الْأَفَنِ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهَن ..؛ از مشورت با زنان غیر از مواردی که به کمال عقل ازمایش شده اند بپرهیز بدرستی که رأی آنان رو به ضعف دارد و اراده شان سست می باشد». [۴۵]
توجیه و جواب هایی که در مورد این روایت بیان شده است اینچنین است:
1. این حدیث مانند احادیث متعدد دیگر، دلالت دارند که اسلام مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق ، نهى نکرده است ، بلکه از مشاوره با زنانى نهی شده است که به کمال عقلى نرسیده اند و یا برخى دیگر از صفات مشاور را ندارند و همچنین در در امورى که مربوط به زنان نیست نباید با آنان مشورت کرد ولی اگر زنی به کمال عقلی رسیده باشد و صفات مشاور را دارا باشد و در اموری که مختص به زنان باشد، مشورت با آنان اشکالی ندارد و حتی سفارش هم شده است از جمله آیه شریفه ای که در مباحث قبل مطرح شد که با زن در مورد شیر گرفتن کودک مشورت شود یا این روایت که می فرماید: «ائتمروا النساء فى بناتهن، با زنانتان در امور مربوط به دخترانشان مشورت کنید». [۴۶]
2. علت نهی از مشورت با زنان در این روایت، ضعف تصمیم گیری آنها بیان شده است پس در صورت عدم ضعف تصمیم گیری در برخی از زنان نهی از مشورت با آنان بر داشته خواهد شد چنان که اگر مردانی در تصمیم گیری ضعیف باشند، نهی از مشورت، شامل آنان نیز خواهد بود.
3. آیت الله جوادی آملی در مورد این روایت می فرماید: «چنین تعبیرهایى به لحاظ غلبه خارجى موضوع در زمان بیان آن است. یعنى در آن زمان که زنان از تعلیم و تربیت صحیح محروم بودند. در صورتى که اگر شرایط درست براى فراگیرى آنها در صحنه تعلیم و تربیت فراهم شود اگر غلبه بر عکس نشود لااقل غلبه با مردان نخواهد بود تا منشاء نکوهش گردد. یعنى اگر زنان در پرتو تعلیم صحیح و تربیت وزین پرورش یابند و چون مردان بیندیشند و چون رجال تعقل و تدبر داشته باشند تمایزى از این جهت با مردها ندارند و اگر گاهى تفاوت یافت شد، همانند تفاوتى است که در این مورد بین خود مردها نیز مشهود است. مثلاً اگر زنان مستعد به حوزهها و دانشگاههاى علمى راه یابند و همانند مردان به فراگیرى علوم بپردازند و در دروس مشترک آگاهى کامل یابند دیگر نمىتوان گفت روایاتى که در نکوهش زنان آمده و احادیثى که در پرهیز از مشورت با آنها وارد شده و ادلهاى که در نارسایى عقول آنان رسیده اطلاق دارد و هیچگونه استثنایى نسبت به زنان دانشمند و محقق ندارد بلکه قطعاً اینگونه زنان، مستثنا خواهند بود و در این زمینه تمایزى با مردها ندارند». [۴۷]
4. نکته دیگر آنکه روایت در مقام نهی از مشورت در امور خاص (مانند حکومت داری یا قضاوت و ...) یا اموری که به او مربوط نیست می باشد نه مطلق مشورت . امیر المومنین علی علیه السلام در ادامه همین وصیت می فرماید:: «...وَ لَا تُمَلِّکِ الْمَرْأَهَ مِنْ أَمْرِهَا مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَنْعَمُ لِبَالِهَا وَ بَالِکَ وَ إِنَّمَا الْمَرْأَهُ رَیْحَانَهٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَهٍ وَ لَا تُطْمِعْهَا أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا ؛ [۴۸]زن را به بیش از آنچه راجع بخود او است بر کارها صاحب اختیار مکن، زیرا زن چون گل لطیف است و کارگزار اجرایی نیست و او را برای شفیع شدن برای غیر به طمع نینداز و...» توضیح آنکه در این خطبه ضمن اشاره به لطافت زن (النساء ریحانه لیس بقهرمانه ) عدم کارگیری زن به عنوان کارگزاری حکومت اشاره می شود و از عدم قبول شفاعت زن در امور حکومتی سخن به زبان می رود. از این رو ممکن است منظور از مشورتی که در صدر خطبه مورد نهی قرار گرفته است مشورت در امور حکومتی و سیاسی و قضایی باشد. چرا که این امور نیازمند عقلانیت ، شجاعت و دوراندیشی ویژه ای است و چه بسا لطافت روحی و روانی زنان سبب اتخاذ تصمیم احساسی گردد.
5. ممکن است دلیل عمده منع مشورت با زنان از سوى معصومینعلیهم السلام و بزرگان، این باشد که مردم علاوه بر این که در تصمیمگیرىهاى خویش نباید عواطف و احساسات خودشان را در قلمرو عقل و قضاوتهاى خود دخالت دهند، بلکه باید از نفوذ و دخالت عواطف و احساسات زنانه نیز ممانعت نمایند.
وظایف مشورت گیرنده
همانطور که مشاور وظایفی دارد و باید به خوبی انجام دهد تا بتواند از نتیجه درست مشورت بهرمند شود مشورت گیرنده نیز دارای وظایفی است که عمل به آنان خیر و برکت را برای هر دو طرف به دنبال خواهد آورد از جمله این وظایف می توان به این امور اشاره کرده:
1.مشاور را به طور دقیق و کامل در جریان موضوع قرار دهد به گونهای که اطلاعات او به اندازه اطلاعات مشورت کننده باشد تا با آگاهی ابعاد گوناگون موضوع را بررسی و او را راهنمایی کند.
2. در تصمیم گیری و پذیرش نظرها از عقل و خرد خود بهره جوید و بدون تفکّر آن را به کار نبندد. همانطور که در جنگ بدر پیامبرصلی الله علیه و آله درباره سرنوشت اسیران بدر با یاران خویش مشورت کرد. ابوبکر گفت: خویشان پدرت را نگه دار. عمر گفت: در یک وادی پر درخت آنها را بسوزانید. اما پیامبرصلی الله علیه و آله برای آزادی آنان فدیه تعیین کرد.[۴۹]
3. در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود: «هرگاه به سلامت رأی و خیرخواهی مشاور یقین پیدا کرد، نظر او را بپذیرد و مورد استفاده قرار دهد. زیرا مخالفت با رأی انسان عاقل و خیرخواه هلاکت و پشیمانی به بار خواهد آورد». [۵۰]
4. روایت ذیل امام زین العابدین علیه السلام وظایف مشورت گیرنده را اینطور بیان کرده اند:
«... اما حق کسی که مشاور توست آن است که او را در نظر ناموافقی که به تو می دهد و تو را بدان اشاره میکند متهم نسازی، چرا که مردم در اراء و نظرات مختلف هستند، پس اگر نسبت به نظر او بدبین هستی، در پذیرش رای او مختاری، ولی متهم کردن او جایز نیست ، آن هم در صورتی که وی از کسانی باشد که نزد تو شایسته مشورت کردن باشد و سپاسگزاری از او را ترک نکنی و در صورتی که در مشورت نظر خوبی را برای تو ابراز و آشکار نموده باشد ،اگر با تو همراه شد ، خدا را سپاس گوی و با سپاس گویی درصدد جبران باش ،
و در شرایطی که او به نظر تو نیاز دارد ، آن را برادر گونه بپذیر». [۵۱]
مشورت کردن خلفا با امیر مؤمنان علیه السلام
اگر شخصی می تواند در مسائل حکومتی و اجتماعی با مشورت کردن نفع زیادی به مسمانان برساند و از شر و ضرر آنان را حفظ کند باید این کار را انجام دهد حتی اگر حکومت و شیوه طرف مقابل را قبول ندارد، حضرت علی علیه السلام نمونه بارز این سخن است که هر چند خلفاء را غاصب حکومت می دانست ولی در اموری که آنان در خواست مشورت می کردند به آنان مشورت می داد، که آن امور را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1 . مشورت در امور قضائی؛
2 . مشورت در امور دفاعی و جنگی؛
3 . مشورت در مسائل علمی و حلّ مشکلات اعتقادی.
نقش امیر المؤمنین در این موارد حد اکثر به اندازه پاسخ به درخواست ارشاد وراهنمائی طرف مقابل است که وظیفه هر مسلمانی است . حتی اگر طرف مشورت غیر مسلمان باشد ، باز هم وظیفه دارد که با نهایت امانت داری وی را راهنمایی کند ؛ چه رسد به این که اگر مسأله حفظ اساس اسلام و دین خدا در میان باشد. [۵۲]
افراط و تفریط در مشورت کردن
آیا در هر کاری باید مشورت کرد؟ اهمیت و نقش و کاربردی که مشورت در موفقیت جوانان دارد، به این معنا نیست که در هر کاری و قبل از هر اقدام دیگری باید مشورت نمود و هر آنچه که دیگران گویند، به کار بست. همان گونه که تصمیم گیری بدون مشورت خطرناک است و ممکن است به شکست منجر شود، مشورت بیش از اندازه و انتظار این که در هر کاری دیگران ما راهنمایی کنند نیز به وابستگی و سلب اعتماد به نفس منجر خواهد شد. بنابراین، مشورت، همیشه و در هر کاری بدون آن که خود فرد درباره آن بیندیشد و تفکر کند، مطلوب و شایسته نیست. باید در تصمیم گیریهای مهم و برنامه های کلان، مشورت نمود؛ اما در مسائل جزیی لزوما وظیفه نداریم که مشورت کنیم، بلکه می توانیم با اندیشه و تفکر و اندوخته ها و تجربه های شخصی مان راه درست را برگزینیم. [۵۳]
راه تقویت روحیه مشورت خواهی
تحقق و تقویت روحیه مشورت خواهی از راه های گوناگونی امکان پذیر است از جمله:
1. دوری از خود محوری، دقت در فوائد مشورت، دقت در آیات و روایات در مورد این موضوع، تجربه نمودن در بعضی امور زندگی، مبارزه با تکبر و موانع دیگر برای مشورت خواهی، به یاد آوردن شکست های گذشته، دقت در عوامل موفقیت خود و دیگران از جمله موارد مهم در تشویق مردم و جوانان به مشورت خواستن می باشد.
2. نشان دادن الگو در مشورت کردن: با مقایسه افرادی که اهل مشورت هستند و کسانی که اهل مشورت کردن نیستند و همچنین با معرفی افرادی به عنوان الگو و اسوه در مورد مشورت کردن می توانیم در خود و دیگران انگیزه مشورت کردن را ایجاد کنیم و فواید مشورت کردن را به صورت عملی در زندگی یکی از این الگوها به دیگران نشان دهیم.
3. شخصیت دادن به انسان ها و اینکه مهم هستند و تصمیم هایش اثر گذار است می تواند یکی از راهکارهای تشویق دیگران قرار بگیرد و در مرحله بعد پیشنهاد مشورت را قبول می کند. بنابراین از کوچکترین ارتباط که صدا زدن اسم او است تا حرف زدن تا قضاوت کردن درباره او باید همراه با اکرام و احترام باشد.
4. انسان ها به زیاد شنیدن «نبایدها» حساس هستند، پس ارتباط اجتماعی با فامیل و دوستان منطقی با ویژگی های اخلاقی دینی و خوب را افزایش دهید تا دایره آگاهی مردم برای مشورت خواستن بیشتر شود، و نباید به دیگران بفهمانیم که فقط باید طرف مشورت تو من باشم و مردم همه بد هستند.
5. نام گذاری و تکرار اسم مشورت: وقتی شخصی از شما سؤالی پرسید، بگویید «چه مشورت دقیقی، این یه مشورت عالیه، چقدر واردی تو مشورت کردن و...» شاید کاری که این فرد انجام داده به معنی واقعی مشورت کردن نباشد اما تکرار اسم مشورت در عادت دهی مردم به این کار اثرگذار است.
7. تعادل در مشورت کردن: ممکن است افرادی خیلی به مشورت کردن وابسته شود تا جایی که بخواهد برای هرکاری از دیگران نظر بپرسد، در این مواقع باید به درخواست او اینطور پاسخ داد: این مسئله جزئی است و تصمیم شما از همه دقیق تر است و من به تو و تصمیمی که می گیری اعتماد دارم.
منابع
1. قرآن
2. نهج البلاغه
3. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبۀ آیۀ الله العظمی مرعشی نجفی.
4. اسکندری، حسین؛ آیه های زندگی، تهران، سروش، ۱۳۸۱، چاپ اول.
5. آقا پیروز، علی؛ خدمتی، ابوطالب؛ شفیعی، عباس؛ بهشتی نژاد، سید محمود؛ مدیریت در اسلام، قم، پژوهشگاه و حوزه و دانشگاه، زمستان ۸۵، چاپ چهارم.
6. تقوی دامغانی، سید رضا؛ نگرشی در مدیریت اسلامی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، بهار ۸۰، چاپ دوم.
7. نهج الفصاحه مترجم: ابوالقاسم پاینده، تهران: سازمان چاپ وانتشارات جاویدان، چاپ نهم، 1354.
8. ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبد الحفیظ شلبی، بیروت، دار المعرفه، بی تا.
9. جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، قم، دار الهدی، 1378.
10. مقدسی، مطهر بن طاهر؛ البدء و التاریخ، مکتبه الثقافه الدینیه، یبتا، ج4، ص 192.
11. حسینی بیرجندی، سید مهدی؛ مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت اسلامی، تهران، امیرکبیر، ۶۴، چاپ اول.
12. حسینی شیرازی، سید محمد؛ شورا در اسلام، قم، آل الرسول ((علیه السلام))، ۱۴۲۰ ه ق، چاپ ششم.
13. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات، تهران، الحوراء، تابستان ۸۱، چاپ چهارم.
14. استادی، رضا، شوری و مشورت در قرآن و حدیث. ولی عصر عجل الله تعالی، قم، 1386.
15. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، شهاب الاخبار، دارالحدیث، ۱۳۸۸ش.
16. طباطبایی، سید محمد حسین؛ تفسیر المیزان، سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، انتشارات اسلامی.
17. احمد پور، اکبر، علی و خلفاء، بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد، 1394.
18. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷، چاپ اول.
19. قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بهار 13۷۲، چاپ ششم.
20. کنزالعمال، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۵ ه ق، چاپ پنجم.
21. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۶ ه ق.
22. محلی، جلال الدین محمد بن احمد؛ سیوطی، جلال الدین عبد الرحمان بن ابی بکر؛ تفسیر جلالین، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
23. رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق. شریف رضی، قم، 1370.
24. ملکی، محمد؛ شورا در اسلام، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۵۹، ص ۱۹.
25. موسائی، میثم؛ شوری و مشورت در قرآن و حدیث، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، تابستان ۷۲، چاپ اول.
26. نهج الفصاحه، دکتر علی شیروانی، قم، دارالفکر، شهریور ۸۵، چاپ دوم، ص ۴۳۳، ح ۲۹۶۲.
27. نیلی پور، مهدی؛ بهشت اخلاق، قم، موسسه ولی عصر (عج)، زمستان ۸۵، چاپ دوم.
28. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، ۱۴۰۹ق.
29. علی المتقی ابن حسام الدین هندی، کنزالعمال، دائره المعارف العثمانیه، بعاصمه حیدر آباد، ۱۳۶۴ ق.
30. احمدبن محمد بن خالد برقی، المحاسن، دار الکتب الاسلامیه، قم، 1371.
کتب و مقالات مرتبط مشورت
1. انس با قرآن (۳): پرسش گری، مشورت، کار و تلاش، نعمت ها: بهشتی، جواد، ۱۳۳۳ .
2. با خدا مشورت کردم: پژوهش ،مصاحبه و تدوین مهدی کاموس.
3. پنج اصل قرآنی و روائی در سیره فردی و اجتماعی پیامبراعظمصلی الله علیه و آله (زهد، ساده زیستى، محبت و مدارا، مشورت): محقق فاطمه ملائى؛ استاد راهنما مهناز رحیم پور
4. زن عقل، ایمان، مشورت؟ مولفان کبری خزعلی، سیمین دخت بهزادپور، زهرا آیت اللهی
5. زن، عقل، ایمان، مشورت ؟! آیت اللهی، زهرا، ۱۳۴۳ -
6. شور و مشورت دژی محکم و شکست ناپذیر: نوشته علی عادلپور.
7. شورا و مشورت از دیدگاه اسلام و جمهوری اسلامی ایران: یاسر رئیسى
8. شوری و مشورت: نسرین غفوریان رشیدى
9 . مشورت از دیدگاه اسلام: انسیه بیگم حسینى
پانویس
- ↑ قاموس قرآن، قرشی، سید علی اکبر؛ ج ۴، ص ۸۸.
- ↑ مفردات، راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ ص ۴۷۰. تفسیر المیزان، طباطبایی، مترجم موسوی همدانی، ج۱۸، ص ۹۲.
- ↑ شوری ، آیه۳۸
- ↑ بقره، آیه۲۳۳
- ↑ آل عمران ، آیه۱۵۹
- ↑ آل عمران، آیه 159
- ↑ شورى، آیه 38.
- ↑ بحار الانوار،محمد باقر، مجلسی، ج 72، ص 100
- ↑ المحاسن، احمدبن محمد بن خالد برقی، ج 2، ص 435.
- ↑ میزان الحکمۀ، محمدی ری شهری، ج6، ص78
- ↑ میزان الحکمۀ، محمدی ری شهری، ج6، ص88
- ↑ تفسیر جلالین، جلال الدین محمد بن احمد؛ سیوطی، جلال الدین عبد الرحمان بن ابی بکر؛ ص ۹۴.
- ↑ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۸، ص ۴۲۸
- ↑ مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت اسلامی، حسینی بیرجندی، سید مهدی؛ ص ۱۷ - ۲۱. نگرشی در مدیریت اسلامی، ص ۱۹۵ - ۱۹۷. شورا در اسلام، ملکی، محمد؛ ۱۳۵۹، ص ۱۹. شوری و مشورت در قرآن و حدیث، موسائی، میثم؛ ص ۸ - ۹. آیه های زندگی، اسکندری، حسین؛ ج ۱، ص ۲۸۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 92.
- ↑ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج ۴، ص ۸۷.
- ↑ قاموس قرآن ، قرشی، سید علی اکبر، ص ۸۹ - ۹۰. شوری و مشورت در قرآن و حدیث ، استادی، رضا، ص ۱۰ - ۱۱.
- ↑ کنزالعمال، هندی، علاءالدین علی المتقی بن حسام الدین؛ ج ۵، ص ۸۱۲.
- ↑ مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت اسلامی، حسینی بیرجندی، ص ۲۸ و شوری و مشورت در قرآن و حدیث ، استادی، رضا، ص ۹ و ۱۰
- ↑ غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، ج ۱، ص ۵۹۰
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱
- ↑ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر؛ ج ۷۵، ص ۱۰۵
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۷۳
- ↑ میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج6، ص88
- ↑ غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ ص ۵۸۷
- ↑ مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۰۰
- ↑ مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار،ج ۷۴، ص ۱۳۹
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳
- ↑ شوری و مشورت در قرآن و حدیث ، استادی، رضا، ص ۱۰. بهشت اخلاق، نیلی پور، مهدی؛ ج ۱، ص ۱۶۷. شورا در اسلام، حسینی شیرازی، سید محمد؛ ص۹
- ↑ مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، ص ۳۶۹.
- ↑ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 8 ص 426
- ↑ الوسائل، شیخ حر عاملی، ج8 ، ص426.
- ↑ نهج البلاغه خطبه 35 .
- ↑ شهاب الاخبار، قطب راوندی، ص ۳۲۱
- ↑ مکارم الاخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، ص ۳۱۹
- ↑ فهرست غرر، ص ۱۸۴
- ↑ مستدرک الوسائل، نوری، ج8، ص344-345.
- ↑ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۸، ص ۴۲۹
- ↑ زمر، آیه18.
- ↑ فهرست غرر، ص ۱۸۳
- ↑ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج20، ص337
- ↑ السیره النبویه، ج۳، ص۷۶۴-۷۶۹.
- ↑ آل عمران، آیه159.
- ↑ نهج البلاغه نامه 31.
- ↑ بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج 103 ص 253.
- ↑ نهج الفصاحه مترجم: ابوالقاسم پاینده، ، ص 2،
- ↑ زن در آیینه جمال و جلال . جوادی آملی، ص 36و37.
- ↑ بحارالأنوار، محمد باقر مجلسی، ج : 103 ص: 253.
- ↑ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهر بن طاهر؛ ج4، ص 192.
- ↑ الحیاه جلد ۱ ، ص ۳۲۴.
- ↑ تحف العقول ،ص193.
- ↑ علی و خلفاء، احمد پور، اکبر، ص73 تا 97.
- ↑ بهشت اخلاق، نیلی پور، مهدی؛ ص ۱۶۷.







