فرهنگ مصادیق:حسادت و بخل علمی
حسین علیان
دکترای مدیریت سیستم و بهره وری
اندر احوالات ما ایرانیان
این قسمت:
حسادت و بخل علمی
این دیده و دل با کرمت باز شود روز و شبم از لطف تو آغاز شود
کن مرحمتی حال دگرگون شدهام بهتر ز گذشته با تو دمساز شود
فوت کوزه گری… از شنیدن این اصطلاح چه چیزی در ذهنتان تداعی میشود؟ آری اینکه استادکارهای قدیم فوت کوزه گری رانزد خود نگه میداشتند تا به اصطلاح امروزیها مزیت رقابتی همچنان نزد خودشان بماند اما آیا تا به حال در این تراژ دی عمیق شدهاید؟(از آن جهت میگویم ترا ژدی که شاید بتوان آن را انتخاب بد و بدتر دانست.)اینکه بخش اصلی دانش را برای خودمان نگه داریم و به نفر بعدی انتقال ندهیم هرچند لحظه مرگمان باشد و آن فرد هم فرزندمان باشد…حال بنگرید برای نفرات ته زنجیره چه خواهد ماند؟
از مساله فوق که بگذریم شفاهی بودن بسیاری از دانشمندان ما امریست عجیب،اینکه دانش خود را مکتوب ننمودهاند و علم خود را با مرگ به زیر خاک برده و حتی چند تکه کاغذی مکتوبات هم برجای نگذاشتهاند ، اگر نگوییم دلیل اصلی میتوان یکی از دلایل اصلی آن را حسادت و بخل علمی دانست.
از گذشته تاریخی مان که بگذریم و به حال نظری بیندازیم چقدر تا به حال شاهد بودهایم که کتاب،مقاله و یا مجلهای را از همکار سازمانی،دانشگاهی و یا حتی دوستانمان خواستهایم و علیرغم داشتن ، ازدادن آن مضایقه کردهاند؟اما زمانیکه مطلبی علمی را در قالب یک ایمیل و صرفا در کسوت یک پ ژوهشگر از محققی در آن سوی جهان خواستهایم با کمال ناباوری سریعا برایمان ارسال نموده است؟
واقعیت آن است که ما ایرانیان به لحاظ ژنی دارای نوعی حسادت علمی هستیم که نمونه بارز آن را میتوان در تخریب استعدادها و نخبگانمان به دست خودمان دید به طوریکه بر خلاف رویه جهانی که به بزرگ نمایی متخصصانشان میپردازند ما علاقه وافری به کوچک انگاری نابغه هایمان داریم و این مساله در نوع خود هم شگفت آور است و هم دردناک…
حسد میکروبیست که خود را در زوایای پنهان ذهن و روان ما مخفی میکند و از این رو بسیاری از ما به حسود بودن خود واقف نیستیم و زمانی که بفهمیم چه درجهای از حسادت داریم متحیر میشویم. حال ممکن است سوال کنید چه اصراری بر این مساله دارید؟به دو دلیل اول اینکه حسادت آن هم از نوع علمی اش عملی است زشت و ناپسند که تبعات بسیار بدی برای جامعه علمی ما به همراه دارد و دوم اینکه مادامیکه این ایراد را در خود نپذیریم درصدد رفع آن برنخواهیم آمد…
برای اصلاح این مساله تکنیکهای روانشناسی متعددی بیان گردیده است اما آنچه در این مقال به ذهن نگارنده میرسد خنثی سازی حسد با کیمیای محبت است به تعبیری شیمیایی اگر حسد را به اسید و محبت را به دانش تشبیه نماییم حاصل این دو نمک و شوری تحمل است به همران آب که مظهر صلح و و لطافت است.
پس بیایید خانه تکانی درونمان را با بیرون انداختن این میکروب خطرناک و مسری شروع کنیم تا نور هدایت الهی و تعالی علمی بر ما بتابد و به گفته لسان الغیب:
حافظا در دل تنگت چو فرود آید یار خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه؟
والسلام علی من التبع الهدی







