فرهنگ مصادیق:مشاوره دادن

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۸ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">مشاوره دادن</div> <div class="leftbox"> <p class="relatearticle">کتب مرتبط</p> {| class="wikitable" |-...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
مشاوره دادن

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: الیاس صالحی تهیه وتدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/1/17 کلید واژه: مشاوره، مستشیر، مشورت دادن، اسلام

تعریف و اهمیت مشورت دادن

در کتاب های لغت، شور، مشورت، شورا، مشاوره و تشاور، به معنای بیرون کشیدن، برداشتن و استخراج کردن است. [۱] هم چنین در اصطلاح، به معنای تعاطی افکار، تضارب آرا، به دست آوردن رأی و نظر دیگران با مراجعه به آنان و نیز کشف و استنباط آرای اهل درک و دقت است. [۲] «مشورت» و «مشاوره» از یک ریشه و به معنای مراجعه به افراد آگاه و مطلع برای راه یابی به حل مسئله و بهره گیری از تجارب و آگاهی دیگران است.
تلاش در جهت برآوردن نیاز مردم، ویژگی اخلاقی پسندیده ای است که در آموزه های دین نیز تأکید فراوانی بدان می شود. امام جعفر صادق علیه السلام به نقل از رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که در جهت رفع نیاز برادر مؤمنش بکوشد، ولی او را نصیحت نکند، به خدا و رسولش خیانت کرده است.» [۳] از این روایت درمی یابیم همه نمونه های یاری رسانی به هم نوعان، جنبه مادی نداشته، بلکه کمک های معنوی و از جمله راهنمایی و هدایت آنان نیز ارزشمند و مهم است، به گونه ای که بی توجهی به نصیحت و راهنمایی آنها، خیانت به خدا و رسول خوانده می شود. حضرت علی علیه السلام نیز در نامه ای تذکرآمیز، به محمد بن ابی بکر نوشته بود: «وَ اَنْصِحِ الْمَرءَ اِذَا اسْتَشْارَک؛ انسانی را که از تو مشاوره و نظر می خواهد، راهنمایی کن».[۴] در فضیلت مشورت واهتمام به آن همین کافى است که حق تعالى پیغمبر خود را که عقل کامل بود در قرآن مجید امر به مشورت فرموده است: « وَشاوِرْهُمْ فى الاَمْرِفَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ» [۵] یعنى مشورک کن با اصحاب خود در امور پس چون عزم کردى برخدا توکل کن.
البته مشورت دادن شرایط و آدابی دارد که در این مقاله سعی شده است تمام ابعاد این موضوع بررسی و بیان شود.

مشورت دادن در قرآن

مشورت دادن به یکدیگر، ریشه قرآنی دارد، همچنان که اشاره شد خداوند خطاب به رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «در انجام دادن امور با مؤمنان مشورت و تبادل نظر کن.» و این دستور خداوند نشان از این دارد که هم پیامبر و هم مومنین باید در امور فردی و اجتماعی به یکدیگر مشورت بدهند، و همچنین در آیه 38 سوره شوری یکی از ویژگی های بندگان شایسته را مشورت کردن در کارهایشان بیان کرده است.
پیامبر اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) خود مشاور مردم بودند و پیوسته به راهنمایی مردم می پرداختند، و با مشورت دادن به اصحاب و یاران خود و حتی کسانی که مسلمان نبودند گره از مشکل آنان باز می کردند.

مشورت دادن در روایات

روایات زیادی در مورد مشورت دادن از حضرات معصومین نقل شده است که به دو نمونه آن اشاره می شود:
1.در روایتی پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «تَصَدَّقُوا على أخِیکُم بِعِلمٍ یُرشِدُهُ و رَأیٍ یُسَدِّدُهُ».

با دانشى که برادر [دینى ]شما را راهنمایى مى کند و با نظرى که راه درست را به او نشان مى دهد، به وى صدقه بدهید. [۶]

2.در روایتی امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «إرشادُ المُستَشِیرِ قَضاءٌ لِحَقِّ النِّعمَهِ، مشورت دادن به شخص مشورت خواه ، به جای آوردن حق نعمت است». [۷]

مشورت دادن مسلمانان به پیامبر و ائمه (علیهم السلام)

با اینکه ائمه علیهم السلام بالاترین عقل و درایت را داشتند، و انسان کامل بودند در میان اطرافیانشان از کسانی که شرایط رایزنی را داشتند، در خواست مشورت و هم فکری می کردند، و از آنان در امور شخصی و اجتماعی همفکری می گرفتند می گرفتند، در کتاب های روایی و تاریخی حکایت هایی فراوانی درباره مشورت دادن مسلمانان به پیامبر و اهل بیت علیهم السلام وجود دارد، که از آن نمونه می توان به مشورت دادن مسلمانان به پیامبرصلی الله علیه و آله در جنگ بدر احزاب و احد اشاره کرد. [۸] و در روایتی نقل شده است پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ هر جا لازم بود و مسئله مهم پیش می آمد خطاب به مردم می فرمود: با شما مشورت می کنم ای مردم نظرتان را اعلام کنید. [۹] همچنین در روایتی امام رضا (علیه السلام) در این رابطه چنین می فرماید: «پدرم (امام موسی کاظم) روزی با سیاهپوستی سودانی مشورت می کرد. وقتی سبب را از ایشان پرسیدند، فرمود: شاید خداوند خیری را بر زبان وی جاری سازد». [۱۰]

موضوع و هدف مشاوره

مشورت دادن در تمام امور و زمینه ها می تواند انجام شود از جمله امور شخصی اجتماعی نظامی سیاسی درسی خانواده ای، مادى، معنوى، شغلى، تحصیلى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و ... ولی آنچه که مهم است مشورت دادن به صورت صحیح و رعایت شرایط و آدابش باید صورت گیرد تا بتواند مفید و کارساز قرار بگیرد.
از هدف مشاوره دادن می توان امور زیر را بیان کرد:
1.رشد فکرى و معنوى و هدایت صحیح افراد در زندگى مادى و معنوى.
2.ایجاد اعتماد به نفس و توانمندى براى تصمیم گیرى بجا در حوادث و امور زندگی و جلوگیرى از رفتارهاى ناسازگار و سهل انگاری ها و لغزشها.
3.ایجاد روحیه تعاون و همکارى و پرهیز از استبداد در رأی.

انواع مشاوره و روشهاى آن

مشاوره به دو صورت انفرادى و گروهى انجام مى پذیرد؛ مشاوره فردى گفتگوى رو در رو بین مراجعه کننده و مشاور است که به منظور کشف علل مشکل فرد و پیدا کردن راه حل براى آن ؛ صورت مى گیرد. امّا مشاوره گروهى عبارت است از: گفتگوى رو در رو بین چند نفر به منظورتبادل نظر در زمینه علایق ، رغبتها، مسایل و مشکلاتى که افراد گروه در ارتباط با خود یا در تعامل با دیگران دارند به منظور تصمیم گیری منطقی انجام می گیرد.
شیوه های دیگری از مشورت کردن نیز امروزه رایج است از جمله مشورت دادن اینترنتی، پیامکی و مکاتبه ای و یا به صورت نظر سنجی و ... که اگر چه ساختار مشورت کردن قدیم را ندارد ولی همه این موارد برای تصمیم گیری صحیح و مطلوب می باشد.

آداب مشورت دادن

مشورت دادن آداب و شرایطی دارد که اگر مطابق آن عمل نشود شخص مشورت گیردنده نفع که نمی برد ضرر هم می کند و مسئولیت آن بر عهده مشاور است که در روایتی امام صادق علیه السلام این موضوع را بیان فرمود: «المَشوَرهُ لاتکونُ اِلاّ بِحدودِها فَمَن عَرفَها بِحدوُدِها، وَ اِلاّ کانَت مَضَرَّتُها علی المُستَشیرِ اَکثرَ مِن مَنفَعَتِها! مشورت کردن، شرایط و حدودی دارد، مشاوری که با شرایط آن آشنا باشد نتیجه مثبت و مطلوبی خواهد داشت وگرنه ضرر آن برای مشورت خواه بیش از منفعتش خواهد بود!». [۱۱]

برخی از آداب مشورت دادن از این قرار است:

عجله نکردن و دقت در موضوع مشورت

در روایتی نقل شده لقمان به پسرش فرمود: «پسرم ! هر گاه به گواهى دادن فرا خوانده شدى، گواهى بده، و هر گاه به یارى کردن فرا خوانده شدى ، یارى کن ، و هر گاه به مشورت فرا خوانده شدى، شتاب نکن تا(درباره جوانب آن) دقّت کنى؛ چرا که خردمند، با دل چیزى را مى‏بیند که با چشم نمى‏بیند». [۱۲]

پرهیز از اظهار نظر خام و ناپخته و دوری از هوی و هوس

در روایتی امام على علیه السلام فرمودند: «لا تکونَنَّ أوَّلَ مُشِیرٍ، و إیّاکَ و الرأیَ الفَطِیرَ، و تَجَنَّبِ ارتِجالَ الکلامِ ...و خَفِ اللّه َ فی مُوافَقَهِ هَوَى المُستَشِیرِ؛ فإنّ التِماسَ مُوافَقَتِهِ لُؤمٌ ، و سُوءَ الإسماعِ منهُ خیانَهٌ».
«[در مشورت] نخستین کسى مباش که نظر مى دهد و از اظهار رأى خام و ناپخته بپرهیز و از ناسنجیده گویى دورى کن ...و از خدا بترس که در مشورت، مطابق میل و هوس مشورت خواه نظر دهى؛ زیرا که باب میل او مشورت دادن پستى است؛ و خوب گوش ندادن به حرفهاى او خیانت است». [۱۳]

رعایت حق مشورت کننده

یکی دیگر از آدابی که باید شخص مشاور در انجام مشاوره رعایت کند رعایت حق مشورت کننده است همانطور که در روایتی امام زین العابدین علیه السلام به این نکته اینطور تذکر داده اند: «و اما حق درخواست کننده مشورت این است که اگر راى موجه و پسندیده اى آماده دارى در راهنمایى و نصیحت او بکوشى و بر طبق آنچه مى دانى به او اندرز دهى به نحوى که اگر تو به جاى او بودى همان کار را انجام مى دادى و باید این عمل با رافت و نرمش از سـوى تـو صـورت گـیـرد زیـرا نـرمش، ترس را آرام مى کند و درشتى به جاى آرامش، ترس پدید مى آورد، و اگر راى پسندیده اى آماده ندارى و کسى را مى شناسى که به راى او وثوق دارى و آن را دربـاره خـودت مـى پـسـندى وى را به سوى او راهنمایى و ارشاد کن که در این صورت در نیکى کوتاهى نکرده اى و در نصیحت و اندرز خوددارى نورزیده اى». [۱۴]

مشورت دادن عادلانه

مشورت دادن عادلانه هم نقص و عیب شخص یا حاکم را برطرف می کند و هم باعث می شود شخص از استبداد رای در امان باشد همانطور که امام علی علیه السلام با اینکه امام مسلمانان بود از آنان درخواست می کرد که مشورت عادلانه با او را ترک نکنند همانطور که خطاب به مسلمانان فرمود: «از گفتن سخن حق، یا مشورت دادن عادلانه، خوددارى نکنید؛ زیرا من خود را بالاتر از این که خطا کنم نمى دانم و از اشتباهکارى ایمن نیستم، مگر این که خداى بزرگ مرا حفظ کند که اختیاردار هموست». [۱۵]

دوری از خیانت و ظلم در مشورت دادن

شخصی که در مشورت دادن خیانت می کند مورد بیزاری پیامبر و ائمه علیهم السلام قرار گرفته است همانطور که در روایات ذیل، این مطلب گوشزد شده است:
الف.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند :«مَن غَشَّ المسلمینَ فی مَشورَهٍ فقد بَرِئتُ مِنهُ، هرکه به مسلمانان در مشورتى خیانت کند ، من از او بیزارم». [۱۶] ب.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «مَنِ استَشارَهُ أخُوهُ المؤمنُ فلَم یَمحَضْهُ النَّصیحَهَ سَلَبَهُ اللّه ُ لُبَّهُ،

هرکه برادر مؤمنش با وى مشورت کند و او صادقانه راهنماییش نکند، خداوند عقلش را از او بگیرد». [۱۷]

ج.امام على علیه السلام فرمودند :«خِیانَهُ المُستَسلِمِ و المُستَشِیرِ مِن أفظَعِ الاُمورِ، و أعظَمِ الشُّرورِ، و مُوجِبُ عذابِ السَّعیرِ
خیانت کردن به فرد تسلیم شده و شخص مشورت خواه، از شنیع ترین کارها و بزرگترین بدیهاست و موجب عذابِ آتشِ فروزان مى شود». [۱۸] د.امام على علیه السلام: «ظُلمُ المُستَشیرِ ظُلمٌ و خِیانَهٌ، ستم کردن به مشورت خواه ، هم ستم است و هم خیانت». [۱۹]

آزادی عمل دان به مستشیر

مشورت دادن نباید همراه با تحمیل رای و نظر مشاور باشد بلکه این خود مستشیر است که باید با آزادی کامل نسبت به موضوع و جوانب آن تصمیم بگیرد و عمل کند و احساس ‍نکند که به صورت برده، هدف و آرمانهاى دیگرى را به اجرا درمى آورد، قرآن در این باره به پیامبرش مى فرماید: تو با مردم مشورت بکن ولى انتخاب و تصمیم وعمل با تو است که با توکل بر خدا انجام مى دهى ، «وَشاوِرْهُمْ فِى الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ ...» [۲۰] امام سجاد(علیه السّلام ) نیز در تاءیید آنچه گذشت مى فرماید:«...فکن علیه فى راءیه بالخیار... تو در به کار بستن راءى و نظر مشاور، آزاد هستی.» [۲۱]

ویژگی های مشاوران

یکی از امور مهمی که در زمینه مشورت باید به آن توجه بسیار داشت فردی است که به عنوان مشاور انتخاب می گردد. زیرا شخص مشاور رابطه مستقیم با فرجام و نتیجه کار مورد نظر دارد و در شکست یا پیروزی افراد نقش بسزایی را ایفا می کند. پیامبر و ائمه علیهم السلام نیز به این نکته توجه داشته و ویژگی هایی را که یک مشاور باید داشته باشد و صفاتی را که نباید داشته باشد را بیان کرده اند که ما در دو بخش ویژگی های مثبت و منفی ذکر می کنیم:

ویژگیهای مثبت

امام صادق علیه السلام درباره شرایط و ویژگی های مشاوران فرمود: در کارهاى خود با کسى مشورت کن که در او این ویژگی ها باشد، و مرزهای مشورت را اینگونه بیان کرده اند:
«مشورت جز با مرزهاى چهارگانه آن صحیح نیست ... نخستین مرز آن این است که کسى که با او مشورت مى کنى خردمند باشد ، دوم این که آزاده و متدین باشد ، سوم این که دوست و برادر وار باشد، و چهارم این که راز خود را به او بگویى و او به اندازه خودت از آن راز آگاه باشد، اما آن را بپوشاند و به کسى نگوید».
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام ویژگی یک مشاور خوب را چنین فرمود:«با کسانی که دارای پنج خصلت باشند مشورت کن. آنان که دارای عقل، حلم، تجربه، خیرخواهی و تقوا هستند». [۲۲] احادیث دیگری نیز برای بیان صفات مشاور خوب بیان شده است که به چند نمونه از آن اشاره می شود:
1. تجربه و آزمودگی: حضرت علی علیه السلام فرمود: «برترین کسی که با وی مشورت می کنی، کسی است که دارای تجربه های فراوان باشد». [۲۳] 2. تقوا: امام علی علیه السلام فرمود: «در کارهایت با پرهیزکاران مشورت کن تا راهنمایی شوی». [۲۴]
3. ایمان: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «المؤمن منفعه إن ماشیته نفعک و إن شاورته نفعک و إن شارکته نفعک و کلّ شی ء من أمره منفعه، مومن مایه سود است اگر همراهش شوی سودت دهد و اگر با وی مشورت کنی سودت دهد و اگر شریکش شوی سودت دهد و همه کار وی مایه سود است». [۲۵]
4. متخصص و صاحب نظر در موضوع همانطور که در روایتی امام صادق علیه السلام در مورد امور باغبانی از باغدارن و کارگران مشاوره می گرفت. [۲۶] همچنین امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: «با کسی که نادان در کار تو است مشورت نکن». [۲۷] 5. صداقت: امام باقر علیه السلام فرمود: «اِتَّبِعْ مَن یُبکِیکَ و هُو لکَ ناصِحٌ ، و لا تَتَّبِعْ مَن یُضحِکَکَ و هُو لکَ غاشٌّ، از کسى که تو را بگریاند ، امّا با تو صادق باشد، پیروى کن، و از کسى که تو را بخنداند ، اما با تو یکرنگ نباشد، پیروى مکن». [۲۸]

ویژگی های منفی

منظور از ویژگیهای منفی، خصوصیاتی است که مشاوران می بایست فاقد آن باشند. بدیهی است که با هرکس نمی توان مشاوره نمود، و هر فردی صلاحیت ندارد تا طرف مشورت قرار گیرد؛ زیرا گاه آنها نقاط ضعفى دارند که مشورت با آنها مایه بدبختى و عقب افتادگى است، ویژگی های که یک مشاور نباید دارا باشد در کلام اهل بیت علیهم السلام نقل شده که چند مورد آن بیان می شود:
در منشوری که حضرت على علیه السلام برای مالک اشتر (هنگام نصبش به استانداری مصر) می نویسد، یاد آور می شود که در کارها و امور مربوط به اجتماع و مردم، از مشورت با سه طایفه پرهیز کن: ۱. بخیل: «افراد بخیل را در مشورت خود دخالت مده؛ زیرا که تو را از احسان منصرف می کند و از تهی دستی و فقر می ترساند»
۲. ترسو: «با افراد ترسو مشورت مکن؛ زیرا در کارها روحیه ات را تضعیف می کند».
۳. حریص: «حریص را به مشورت مگیر که حرص را با ستمگری در نظرت زینت می دهد».[۲۹]
همچنین در روایات دیگر از جمله صفاتی را که یک مشاور نباید داشته باشد را اینگونه بیان کرده اند:
۴. دروغگو: امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: «با فرد دروغ گو مشورت نکن؛ زیرا او مانند سراب است که دور را برای تو نزدیک و نزدیک را دور جلوه می دهد». [۳۰]
5. جاهل و نادان: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «مشورت کردن با آدم دلسوز ولی جاهل و نادان برای انسان خطراتی دارد» [۳۱]
آن حضرت در مورد خطر مشورت با دوست نادان چنین فرمود: « اِستَشِرْ عَدُوَّکَ العاقِلَ ، و احذَرْ رَأیَ صَدیقِکَ الجاهِلِ، با دشمن داناىِ خود مشورت کن و از نظر دوستِ نادان خود بپرهیز» [۳۲]
6. بی شخصیت و پست: امام صادق علیه السّلام فرمود: « فلا تستشر العبد و السفله فی امرک فانک ان ائتمنتهم خانوک و ان حدثوک کذبوک و ان نکبت خذلوک و ان و عدوک موعد الم یصدقوک، از برده ی (دیگری) و آدم پست در کارت نظر خواهی ومشورت نکن. تو اگر آنها را بر این کار امین شماری، بر تو خیانت کنندو اگر سخنی بر توگویند دروغ می گویند و اگر برآنها در کاری تکیه و اعتماد کنی، خوارت سازند و اگر وقت و زمانی به تو وعده دهند، خلاف نمایند» [۳۳]
7. شخصی که عقل و قلب تصدیقش نکند، امام صادق علیه السّلام مى فرماید: «وَ لَا تُشَاوِرْ مَنْ لَا یُصَدِّقُهُ عَقْلُکَ وَ إِنْ کَانَ مَشْهُوراً بِالْعَقْلِ وَ الْوَرَعِ ، با کسى که عقل و قلب تو نمى‏ تواند او را تصدیق کند؛ مشورت مکن، اگر چه در میان مردم با عقل و هوش و پرهیزکار شناخته شود». [۳۴]

وظیفه مشاور

یکی از اصول مهم در مشاوره و راهنمایى ، همکارى مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف ، مشخص شدن مسؤولیتها، هماهنگى فعالیتها و... است. این امر سبب مى شود که مشاور براى درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهاى روانى او و راهنمایى و هدایتش به شناخت واقعى از خود و زدودن ابهامات فکرى و دادن تفکر منطقى به او وحل مسایلش ، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعى و کوششى دریغ نورزد؛ و یکی از وظایف مشاور همین است که تمام سعی و کوشش خود را برای هدایت شخص مشورت گیرنده انجام دهد همانطور که امام صادق علیه السّلام به فرزندش توصیه مى فرماید: «...واجهد راءیک لهم اذا استشاروک ...
...تمام تلاش خود را در راهنمایى و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر...». [۳۵] همچنین امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «عَلَی المُشیرِ اَلاِجتهادُ فی الرّأیِ وَ لَیسَ عَلَیه ضَمانُ النُّجحِ، وظیفه مشاور آن است که حداکثر سعی و کوشش خود را درباره رأی و صلاحدید به کار ببرد، اما موفقیت در کارها را دیگر ضامن نیست». [۳۶]
همان گونه که دین اسلام در موضوع مشورت کردن تأکید زیادی نموده، به افرادى که مورد مشورت قرار مى ‏ گیرند نیز تأکید کرده است، هنگامی که مورد مشورت قرار گرفتید از هیچ گونه خیرخواهى فروگذار نکنید که خیانت در مشورت، یکى از گناهان بزرگ محسوب مى ‏شود. این حکم حتی در باره غیر مسلمانان نیز ثابت است؛ یعنى اگر انسان، پیشنهاد مشورت را از غیر مسلمانى بپذیرد، حق ندارد در مشورت، نسبت به او خیانت کند و غیر از آنچه تشخیص مى ‏دهد به او اظهار نماید، در این باره سه روایت نقل می کنیم:
1. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: «عَلَی المُشیرِ اَلاِجتهادُ فی الرّأیِ وَ لَیسَ عَلَیه ضَمانُ النُّجحِ.
وظیفه مشاور آن است که حداکثر سعی و کوشش خود را درباره رأی و صلاحدید به کار ببرد، اما موفقیت در کارها را ضامن نیست». [۳۷]
2. در رساله حقوق از امام سجادعلیه السلام نقل شده است: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمُسْتَشِیرِ فَإِنْ عَلِمْتَ أَنَّ لَهُ رَأْیاً حَسَناً أَشَرْتَ عَلَیْهِ وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ لَهُ أَرْشَدْتَهُ إِلَى مَنْ یَعْلَمُ وَ حَقُّ الْمُشِیرِ عَلَیْکَ أَنْ لَا تَتَّهِمَهُ فِیمَا لَا یُوَافِقُکَ مِنْ رَأْیِه؛
حق کسى که از تو مشورت مى ‏خواهد این است که اگر عقیده و نظر مناسبى دارى در اختیار او بگذارى و اگر در باره آن کار، چیزى نمى ‏ دانى، او را به سمت کسى راهنمایى کنى که می داند، و اما کسى که مشاور تو است این حق را بر گردنت دارد تا در آنچه با تو موافق نیست، او را متهم نسازى». [۳۸]
3. هرگاه برادر دینى تو خواست با تو مشورت کند او را مخلصانه راهنمایى کن و درنصیحت او بکوش و مـبـادا در ایـن امـر کوتاهى کنى که در این صورت خداوند بر تو خشم خواهد گرفت، چنان که حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «هر که از برادر دینی خود مشورت کند و او رأی خالص و بی غرضانه به او ندهد، خدای عزوجل رأی (یعنی عقل و تدبیر) او را بگیرد» [۳۹]

مشورت دادن به دشمن و ظالم

رعایت امانت در مشورت دادن به مسلمان یا غیر مسلمان و حتی دشمن نیز حسن و نیکو است و ائمه ما نیز به این مهم سفارش کرده اند در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند: «اِعلَمْ أنّ ضارِبَ عَلِیٍّ علیه السلام بالسَّیفِ و قاتِلَهُ لَوِ ائتَمَنَنی و استَنصَحَنی و استَشارَنی ثُمّ قَبِلتُ ذلکَ مِنهُ لأَدَّیتُ إلَیهِ الأمانَهَ
«بدان که [حتى] اگر قاتل على علیه السلام به من امانتى سپارد و از من راهنمایى و مشورت بخواهد و من هم خواست او را بپذیرم ، امانت را به او برمى گردانم ».[۴۰]
همچنین در مورد مشورت دادن حضرت علی علیه السلام به خلفاء و معاویه نمونه های زیادی در تاریخ ذکر شده است. [۴۱] در مقابل این روایات روایت دیگری نیز از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: « مشورت کردن به ظالم موجب می شود که در ظلم او شریک بشوی». این دو روایت به ظاهر با یکدیگر در تعارض هستند ولی با تفکر و تعقل در روایات و بیانات ائمه روشن می شود که هدف از مشورت به آرامش و صلح رسیدن و برگزیدن بهترین راه برای زندگی دنیا و آخرت است و در نتیجه این دو گروه از روایات را این طور می توان جمع کرد که اگر شخصی هر چند دشمن در امور فردی و اجتماعی خود از انسان مشاوره بخواهد و هیچ زمینه ظلم و خلاف شرعی در مشاوره گرفتن وجود نداشته باشد و مشورت دادن شخص به صلاح زندگی دنیا و آخرت او و رفاه دیگر افراد جامعه باشد باید به بهترین وجه به او مشاوره داد و حق مشورت را در مورد آن شخص هر چند دشمن باشد رعایت کرد ولی اگر شخصی -هر چند مسلمان - در اموری مشورت بگیرد که ظلم به خود یا دیگران باشد نباید به او مشورت داد و اگر چنین کاری انجام شود بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام آن مشاور نیز ظالم است و جزء خیانت کاران به شمار می آید.

به چه کسانی مشورت ندهیم؟

همانطور که اهل بیت علیهم السلام امر به مشورت دادن به دیگران داده اند و بسیار به این موضوع و شرایط و آداب آن پرداخته اند ولی در مقابل هم از مشورت دادن به هر کسی نهی کرده اند از جمله مشورت دادن به افرادی که در این روایت امام علی علیه السلام به آن امر فرموده اند: «... و لا تُشِرْ على مُستَبِدٍّ بِرَأیِهِ ، و لا على وَغدٍ ، و لا على مُتَلَوِّنٍ ، و لا على لَجُوجٍ .... و به آدمِ خودرأى و سست اندیش و دمدمى مزاج و لجوج مشورت مده...» [۴۲]

مشورت دادن در امر ازدواج

یکی از وظایف هر مسلمان این است که در مورد کسی که می خواهد به عنوان همسر آینده اش انتخاب کند تحقیق نماید و از دیگران درباره او مشورت بگیرد، تا بتواند با دید باز و اطمینان خاطر در این باره تصمیم بگیرد. انتخاب کند. آنچه در مورد مشورت دادن در امر ازدواج مهم است پاسخ به سوالات و دادن مشورت عادلانه و بدون هوی و هوس در مورد شخص مورد مشورت است و باید در این زمینه رعایت امانت به طور کامل بشود و هر آنچه که شخص مشورت گیرنده خواست به او بگویند البته اگر شخص مشورت گیرنده چیزی نپرسید، دیگران وظیفه ندارند چیزهایی را که می دانند، به او بگویند. [۴۳]

دشواری های مشورت دادن

مشورت دادن همانطور که رفتاری پسندیده و انسانی است، ولی بدون بررسی تمام جوانب موضوع و روحیات مشورت گیرنده، می تواند تبدیل به عملی خطرناک و کنشی غیر اخلاقی شود. باید توجه داشته باشیم که با نا آگاهی و عدم تخصص در مشورت دادن و بدون درک شرایط و موقیعتی که از مشورت گیرنده در آن قرار گرفته، نیندیشیده و سطحی، چیزی بگوییم و در نتیجه به راحتی سرنوشت او را تغییر بدهیم و آینده اش را ویران کنیم.
و نکته دیگر که باید شخص مشاور در نظر داشته باشد این است مشورت خواهی همیشه خواستنِ نظر درست و راهنمایی گرفتن نیست؛ اغلب طلبِ تأیید و همدلی و درد دل کردن مشورت گیرنده است که بیشتر قصد هم دردی و سبک شدن دارند نه اینکه دنبال راه حل باشند همین که فردی به حرف های دل آنان گوش بدهد برایشان کافی است و این خود مطلوب است در چنین مواقع ای باید با جان و دل به حرف طرف مقابل گوش داد تا حدی که او بفهمد که کاملا او را درک می کنیم و نیاز نیست که به او راه حل نشان دهیم.

منابع

1. قرآن
2. ابن کثیر، أبو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج 4، ص 173، دارالفکر، بیروت، 1407ق.
3. ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفى، الأبیارى، ابراهیم، شلبى، عبد الحفیظ ،‏ ج 1، ص 620، دارالمعرفه، بیروت، بی تا.
4. کلینی، الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
5. شرح مصباح الشریعه، مترجم، مصطفوی، حسن، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران ، تهران، ۱۳۶۰ ش.
6. مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت. بی تا.
7. مهدی نراقی، جامع السعادات، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت لبنان.
8. نهج الفصاحه، پاینده ابوالقاسم، تهران، دنیای دانش، 1382،
9. بحرانی، حسین، تحف العقول عن آل الرّسول، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، 1384 هجری قمری.
10. ابن حمدون، محمد بن حسن، التذکره الحمدونیه، دار صادر، بیروت- لبنان، 1996 میلادی.
11. جامع المسائل(فارسى)، محمد فاضل موحدى لنکرانى، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم.‍ 12. شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، تصحیح علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، 1403 ق.
13. جامع الأخبار، شعیری، مطبعه حیدریه، چاپ نجف‏، چاپ بى تا.
14. القاضی ابو عبد الله محمد بن سلامه بن جعفر بن علی بن حکمون القضاعی، الشهاب فی اَلحِکمِ و الآداب، دار النوادر، دمشق، 1433 هجری قمری.
15. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
16. طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، مؤسسه آل البیتعلیه السلام، قم، چاپ اول، 1417ق؛
17. اکبر احمد پور، علی و الخلفاء، بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد، 1394.
18. محمدبن یعقوب، کلینی، فروع کافى، قم، قدس، 1388.
19. ابوالفضل علی بن الحسن الطبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ؛ تحقیق موسسه آل البیت لاحیاء التراث انتشارات کتابخانه حیدریه.
20. محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم: آل البیت(ع)، ۱۴۰۸.
21. ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه: شیخی، حمیدرضا، انتشارات دارالحدیث، قم، چاپ دوم، 1377ش.
22. رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق. شریف رضی، قم، 1370.
23. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷، چاپ اول.

مقاله و کتاب شناسی

1. هدایت و مشورت در اسلام: جواد اژه ای
2. مشورت در احادیث اهل بیت علیهم السلام: پروهشگر مرتضی نظری
3. مشورت در اسلام: محمدرضا حسینی
4. مشورت در اسلام: حسن غلامى
5. مشورت در اسلام وجایگاه آن در قرآن وحدیث: حسین فاطمی نژاد
6. مشورت در آیات و روایات(پایان نامه): تدوین غلامعلی برزگر سید آباد؛ استاد راهنما مرتضی ایروانی
7. مشورت و شورادرقرآن وحدیث: رضا استادى
8. مشورت و مشاوران درسنت و سیره پیشوایان: محمود سامانی ؛ تهیه وتدوین پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت علیهم السلام، پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی
9. پیامبر را بشناسیم: در پیرامون آیات مشورت: هدائی، ابوتراب، ۱۲۷۴ - ۱۳۷۳.
10. تربیت در خانواده اطاعت و احترام و مشورت در خانواده: حسینی، علی اکبر، ۱۳۰۸ -
11. توکل، اعتدال، تقوی، مشورت چهل حدیث از پیامبر اعظم اسلام (ص): گردآوری افسون اکبرزاده.
12. چهل حدیث، شوری و مشورت در قرآن: گردآورنده و مترجم موسائی، میثم، ۱۳۴۶ -
13. دریچه ای به ماوراآ: روش های استخاره، مشورت و تفال: تصحیح و تدوین م . جعفری حقیقی

پانویس

  1. لغت نامه دهخدا، على اکبر دهخدا، ج2، حرف شین
  2. قاموس قرآن، على اکبر قرشى، واژه مشورت.
  3. جامع السعادات،مهدی نراقی، ج 2، ص213.
  4. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج 75، ص 99.
  5. آل عمران، 159.
  6. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 6 ، ص 93.
  7. تحف العقول عن آل الرّسول، بحرانی، حسین، ص 283
  8. سیره النبویه، ابن هشام، ج ۲، ص ۲۵۸. و ج 3 ص26 و175. تاریخ طبری، طبری، ج ۲، ص20 و91و ۵۸ و ۵۹.
  9. سیره النبویه، ابن هشام، ج ۲، ص ۲۵۸.
  10. میزان الحکمه ، محمدی ری شهری، ج 5 ، ص 211 .
  11. وسایل ‏الشیعه، شیخ حر عاملی، ج12، ص43
  12. التذکره الحمدونیه، ابن حمدون، محمد بن حسن، ص 1951
  13. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 6 ، ص 94
  14. تحف العقول عن آل الرّسول، بحرانی، حسین، ص193
  15. الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، ج8 ص256 وبحار الأنوار؛ محمد باقر مجلسی، ج27 ص253.
  16. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، جلد 6 ، ص ، 94.
  17. مستدرک الوسائل، حاجی نوری، ج8، ص346، ح9621
  18. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 6 ، ص94
  19. میزان الحکمه محمدی ری شهری، ج6 ،ص95.
  20. آل عمران آیه 159.
  21. بحرانی، حسین، تحف العقول عن آل الرّسول، ج1، ص269.
  22. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۰۳.
  23. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی ، ص ۵۸۵.
  24. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، ص ۵۸۷.
  25. نهج الفصاحه، پاینده ابوالقاسم، ص ۴۴۸، ح ۳۰۹۸
  26. مکارم اخلاق، طبرسی، حسن بن فضل، ص 335
  27. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، ص ۵۹۰.
  28. کافی، محمدبن یعقوب کلینی، ج ۲، ص ۶۸۳
  29. نهج البلاغه، نامه ۵۳
  30. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، ص ۵۹۱.
  31. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، ص ۱۸۳
  32. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج6، ص92.
  33. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج 99، ص75.
  34. مصباح الشریعه، ترجمه حسن مصطفوی، ص 152.
  35. روضه الکافى ، ج 8، ص 348
  36. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، ص ۱۸۴
  37. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، ص ۱۸۴
  38. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، محقق، غفاری، علی اکبر، ج ‏2، ص 624،
  39. اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج4، ص68
  40. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج6، ص94
  41. علی والخلفاء ، اکبر احمد پور، ص 99 تا 350
  42. بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج 72 ص 104
  43. جامع المسائل، محمد فاضل موحدى لنکرانى، ج ۲، ص ۴۶۸٫