فرهنگ مصادیق:پیشینه ی باج و باج گیری

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۳ توسط Fayzi (نظرات | مشارکت‌ها) (فهرست منابع)

پرش به: ناوبری، جستجو
پیشینهٔ باج و باج گیری

نویسنده : فؤاد کوپریلی ( د.اسلام )
باج ، معرّب باژِ فارسی در دوره اسلامی (شیر، ذیل «باج »).از قرن چهارم تا هشتم صورت «باژ» متداولتر بوده است . مثلاً در شاهنامه اغلب این صورت به کار می‌رود (گرچه « باج » نیز به کار رفته ) و عبارت «باژوساو» نیز آمده است . همچنین در شاهنامه هنگام اشاره به جزیه و غرامتی که فرمانروایان امپراتوری روم شرقی به ایرانیان فاتح پرداخته‌اند، اصطلاح «باژروم » به کار رفته است (رجوع کنید به ولف از همین دانشنامه). بهرامی ، شاعر عهد غزنوی ، «باژ» به کار برده ولی بابافغانی ، شاعر قرن نهم ، «باج » نوشته است (امین احمد رازی ، ج ۱، ص ۲۶۷)، و صورت اخیر وارد زبان ترکی نیز شده است . پس از آنکه عثمانیها بالکان را تصرف کردند، بلغارها و صربها این کلمه را به عاریت گرفتند (رجوع کنید به کارل لوکوچ ) و در زبان ارمنی نیز این کلمه به همین صورت و معنی به کار می‌رود (هُرن ، ص 34).
اسدی (ذیل «باژ»)، این کلمه را «خراج » معنی کرده است . عبدالقادر بغدادی (چاپ زالمان ) معنی آن را حقوق راهداری ، عشریه ، و عوارض ذکر کرده و کلمات «باژبان » و «باژخواه» و «باژدار» را مأمور دریافت حق عبور و عوارض راهداری ، و «باژگاه » را محل وصول عوارض راهداری تعبیر کرده است (هرچهارکلمه در شاهنامه آمده است ). در ترجمه ترکی برهان قاطع ، علاوه بر معانی «عشریه ، عوارض ، حقوق راهداری »، به پول و هدایایی که شاهان از والیانِ خراجگزار خود وصول می‌کرده‌اند نیز اطلاق شده است . باج عموماً در متون ترکی ، مانند متون فارسی ، به معنی «عوارض » به کار رفته است . این کلمه به منزله اصطلاحی مالی در میان ترکها رایج شده ، زیرا چند دولت ترک در منطقه ایران تأسیس شد که نخستین آنها غزنویان و سلجوقیان بودند، و سلجوقیان سنتِ سامانیان و غزنویان را حفظ کردند. به این نکته نیز باید توجه داشت که در زمان سلجوقیان و ایلخانان زبان رسمی آسیای صغیر فارسی بود. از بررسی اسناد موجود چنین بر می‌آید که کلمه «باج » علاوه بر اینکه به «عوارض » به طور اعم اطلاق می‌شده ، برای انواع مختلف عوارض نیز به کار می‌رفته است . ناصرخسرو در سفرنامه (ص ۱۰) در وصف حلب می‌گوید که آنجا باجگاه (محل گمرک ) میان شهرهای شام و روم و دیار بکر و مصر و عراق است . خواجه نصیرطوسی ، در رساله‌ای که حاوی نظرهای سیاسی و مالی اوست و به اباقاخان ایلخانی تقدیم شده این کلمه را به معنای عام آن به کار برده (شرف الدین یالتقایا ، ص ۱۳. مینوی و مینورسکی ، ص ۷۶۳)، و یالتقایا آن را در این عبارت نسبتاً مبهم ، به «عوارضِ گمرکی » ترجمه کرده است . اما از آنجا که عوارض گمرکی از قدیم الایام وصول می‌شده ، مسلماً مطالبه آن از طرف حکّام عملی شرم آور تلقی نمی‌شده است . آنطور که از متن برمی آید و مینورسکی بدرستی اشاره می‌کند، منظور از باج در اینجا «راهداری » («مالیات حفظ مسافر») است که در بلاد ایلخانان در قبال حفظ صلح و امنیت راه‌های کاروانرو و راه‌های آبی وصول می‌شده است . رشیدالدین فضل الله ، مورخ عهد ایلخانان (ص ۲۸۰ به بعد)، هنگام وصف تدابیر محافظت از راه‌های بزرگِ کاروانرو در عهد غازان ، از باجی سخن به میان آورده که طبق ملاکی معین در محلهای خاص از مسافران وصول می‌شده است . او در بحث از تعدیلات در مناسبات مالکیت در دوره غازان ، این واژه را دربارهٔ عوارض به میزان یک ثلث هم به کار برده است . شرف الدین علی یزدی ، مورخ قرن بعد، «باج » را همراه با «ساو» و «خراج » و «جزیه »، یعنی مسامحتاً به معنی «مالیات »، به کار برده است (ج ۲، ص ۳۷۸). خواندمیر، مورخ اواخر همین قرن (ص ۴۶۳)، باج و «تَمغا» را که از بازرگانان اخذ می‌شده همراه با «زکات » و «خراج » آورده ، ولی ظاهراً آن را به معنای عام به کار برده ، زیرا ماهیت آن را ذکر نکرده است . به نوشته حسن روملو، مورخ اوایل عهد صفوی ، بعضی از قبایل اطراف مدتهای مدید به فرمانروایان هرات باج می‌پرداخته‌اند (ج ۱، ص 337).
برای تعیین معنای چنین کلمه‌ای ، متون قوانین مسلماً بیش از متون تواریخ به کار می‌آیند، ولی کهنترین متون از این نوع ، که متعلق به عهد آق قوینلوست ، به صورت اصلی به دست ما نرسیده است . با اینهمه به دلیل تداوم سنت ، که در امور دیوانی میان ترکها و اقوام مسلمان دیگر مرسوم بوده است ، قوانین آق قوینلو را، با اندکی تغییر، در قوانین مالی عثمانی می‌توان یافت (مانند نکاتی که در قوانین مالی عثمانی برای ولایات شرق آناطولی ، که در گذشته جزو متصرفات آق قوینلوها بوده ، تصریح شده است ) و در این قوانین ، کلمه «باج » بکرات آمده است (هینتس ، ص ۱۷۷ـ۲۰۱). اوزون چارشیلی نخستین کسی بود که دربارهٔ این قوانین به بحث پرداخت ، و اصطلاحاتی چون «باج تمغا» و «باجِبزرگ » را توضیح داد (ص ۲۱۳٬۲۷۶٬۳۰۲). او با استناد به فرهنگ شعوری و شرفنامه می‌گوید که تمغا مهری بود که با آن حیوانات را داغ می‌کردند، ولی باج نوعی عوارض زمین بود، و می‌افزاید که باجِ بزرگ نام دو نوع مالیات بود: یکی خاص امرا و حکام باجگزار بود و دیگری از کالاهای تجاری که از جایی به جایی می‌بردند و موادی که از ده به شهر می‌آوردند اخذ می‌شد. همچنین توضیح می‌دهد که «باجدار» به «محافظ راه که در عهد ایلخانان در ازای حفظ امنیت راه‌ها از کاروانها وجهی می‌گرفت » اطلاق می‌شد. در این باره البته به خطا رفته است ، زیرا باجدار در عهد ایلخانان و جلایریان مأمور وصول مالیات بود و طبق تعرفه‌ای که حکومت مرکزی تعیین کرده بود در بعضی از اماکن به گردآوری باج می‌پرداخت (در منابع ایتالیایی راجع به داد و ستد با شرق در عهد ایلخانان ، از این تعرفه سخن رفته است . رجوع کنید به براتیانو ، ص ۱۸۴٬۱۸۹). اما «راهدار» شخص دیگری بود.
وی «طوتقاوُل » خوانده می‌شد، از حکومت مرکزی حقوق می‌گرفت و زیر نظر یکی از فرماندهان نظامی ارشد ادای وظیفه می‌کرد، ولی هرگاه حکومت مرکزی ضعیف می‌شد، عده‌ای قانون شکن این عنوان را به خود می‌بستند و خودسرانه از کاروانها حق راهداری می‌گرفتند و بدین ترتیب نقش «راهدار» و «باجدار» را یکجا عهده دار می‌شدند. ابهام در توضیح اوزون چارشیلی دربارهٔ اصطلاح باج تمغا و باج بزرگ از آنجا ناشی می‌شود که او به فرهنگها متکی بوده است ، نه به قانون نامه‌ها. تصویر روشنتر و دقیقتر را می‌توان از مجموعه قوانین دوره آق قوینلو که عمر لطفی بارکان آن را منتشر کرده است به دست آورد (ج ۱، ش ۲، ص ۹۱ـ106.
ش ۳، ص ۱۸۴ـ۱۹۷). این قوانین ، که تحت تأثیر سنت حکومتی ایلخانان «یاسا» نامیده شده ، متعلق به دیاربکر، ماردین ، اَرْغَنی ، رُها، ارزنجان ، خرپوت ، چَرمیک ، عربگیر، و عمدتاً دربارهٔ زمان اوزون حسن است . از مطالعه این قوانین آشکار می‌شود که باج عموماً، و مثلاً در عبارت «باجِتمغا»، برای عوارض به کار می‌رود. معنی تمغا کاملاً روشن است ، عوارضی است که از انواع کالاهایی که در شهرها خرید و فروش می‌شد، و از منسوجات و حیوانات ذبح شده وصول می‌کردند، و معمولاً به آن «تمغای سیاه » گفته می‌شد. «باجِ بزرگ » به عوارضی گفته می‌شد که از کالاهای داخلی یا وارداتی وصول می‌شد. این کالاها هنگام فروش در بازار، مشمول باج تمغا نیز قرار می‌گرفت . در قانون ارغنی صراحتاً آمده است که تمغا از داد و ستد اموال غیر منقول وصول می‌شود.
یعنی این کلمه در اینجا به معنای عام «مالیات » به کار رفته است . باج در این قانون نامه‌ها اصطلاح خاصی نیست .
نحوه استعمال این کلمه در متون ادبی عثمانی ملاحظات یاد شده را تأکید می‌کند. سعدالدین ، آنجا که اشاره می‌کند در قرن هشتم باج و خراج در روم به خلاف ایران ، سنگین نبود (ج ۱، ص ۲۱۴)، این کلمه را به معنای عام آن به کار می‌برد. برخی از شاعران عثمانی نیز در عبارت «باج و خراج » آن را مرادف خراج به کار برده‌اند . از سوی دیگر، این کلمه در بعضی از متون تاریخی و مهمتر از همه در نخستین قانون نامه‌ها به صورت اصطلاح به کار رفته است . عاشق پاشازاده (ص ۱۹. چاپ گیزه ، ص ۲۱) ضمن اشاره به این مطلب که در زمان عثمان غازی به هر بار کالا که در بازار قراجه حصار به فروش می‌رسید مبلغ دو آقچه باج تعلق می‌گرفت ، توضیح می‌دهد که این نوعی عوارض شهرداری بود که فقط در شهرهای بزرگ وصول می‌شد. این در واقع شبیه تمغایی است که در عهد ایلخانان و در دوران دولتهای مختلفی که بر قوانین مالی آنهاباقی بودند، دریافت می‌شد. در قانون نامه محمدفاتح ، باج علاوه بر کاربرد غیر اصطلاحی ، در باره عوارض فروش در شهرهای بزرگ نیز به کار رفته است . طبق این قانون نامه باج به اموال غیر منقول از قبیل زمین و خانه و دکان و آسیاب تعلق نمی‌گیرد، بلکه از کالاهایی وصول می‌شود که در بازار به فروش می‌رسد، ولی شامل آنچه در روستا فروخته می‌شود نیست . این قانون نامه مقدار باجی را که باید از فروش انواع کالاها گرفته شود تعیین ، و تصریح کرده است که گاه یک طرف و گاه هر دو طرف معامله باید باج بپردازند. مبلغ باجِ کالاهایی که از خارج (مانند «فرنگ » و «دوبرووِندیک / دوبرووْنیک » = راگوسا ) وارد می‌شده ـ و معمولاً ۲۰٪ بوده ـ نیز مشخص شده ، ولی در تبصره‌ای گفته است که این باج به شرایط قراردادهای منعقد با آن کشورها بستگی دارد. البته این متن کمی مبهم و مخدوش است ، بنابراین نمی‌توان از آن نتیجه قطعی گرفت (کرالیتس ، ۱۹۲۱، ج ۱، ص ۲۶٬۳۰ به بعد). اما مطمئن تر آن است که بگوییم در اینجا منظور از عوارض گمرکی کالاهایی که از مرز می‌گذرد نیست ، زیرا لفظ «گمرک » دربسیاری از اسناد دولتیِ آن دوره به کار رفته است و ظاهراً عوارض گمرکی را باج نمی‌خوانده‌اند (همو، ۱۹۲۲، یادداشت شماره ۲، ۴). بنابراین ، می‌توان به قرینه چنین استنباط کرد که وقتی کالا وارد قلمرو عثمانی می‌شده «گمرک » به آن تعلق می‌گرفته ، و زمانی که برای فروش به شهر حمل می‌شده ، به طور جداگانه از آن «باج » اخذ می‌شده است . کلمه باج در قانون نامه سلیمان نیز به همان صورت که در قرن نهم آمده به کار رفته است . در واقع برخی از قسمتهای راجع به باج عیناً از قانون نامه محمدفاتح اخذ شده است («قانون نامه آل عثمان »، ص ۲۱ به بعد، که قانون نامه محمد فاتح ، ص ۳۰ به بعد را نیز در بردارد)، ولی مقررات دیگری نیز دارد. از متن این دو قانون نامه پیداست که باج هم به معنی «احتساب رسمی » (عوارض شهرداری ) و هم به معنای عام «عوارض » بوده است . معنای دوم در عباراتی چون «باجِ بازار»، «باجِاغنام » و «باجِتمغا» مشهود است .
این کلمه هنوز هم در میان ترک زبانهای ترکستان شرقی به معنای عام آن متداول است (گرنار ، ص ۲۶۳٬۲۶۵) و در لهجه‌های کاشغر و یارقند به معنی عوارض گمرکی به کار می‌رود (راکِت ، ص ۲۴،119).

فهرست منابع

(۱) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ هرن ، برلین 1894.
(۲) امین احمد رازی ، هفت اقلیم ، کلکته 1939.
(۳) محمد حسین بن خلف برهان ، ترجمه برهان قاطع ، استانبول 1287.
(۴) غیاث الدین بن همام الدین خواند میر، دستور الوزراء ، چاپ سعید نفیسی ، تهران ۱۳۱۷ ش .
(۵) رشیدالدین فضل الله ، تاریخ مبارک غازانی : داستان غازان خان ، چاپ کارل یان ، لندن 1940.
(۶) حسن روملو، احسن التواریخ ، چاپ سیدن ، بارودا1931.
(۷) محمدبن حسن سعدالدین ، تاج التواریخ .
(۸) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه ، کلکته 1888.
(۹) ادّی شیر، کتاب الالفاظ الفارسیه المعرّبه ، بیروت 1908.
(۱۰) درویش احمد عاشق پاشازاده ، تواریخ آل عثمان ، استانبول 1332.
(۱۱) چاپ گیزه ، لایپزیگ 1928.
(۱۲) «قانون نامه آل عثمان »، ضمیمه تاریخ عثمانی انجمن مجموعه سی ، استانبول 1329.
(۱۳) ناصر خسرو، سفرنامه ، چاپ شفر، پاریس 1881.
(14) Abd al-K ¤ a ¦ dir Baghda ¦ d ¦ â ، Abdulqa ¦ diri Bagda ¦ densis lexicon ëahna ¦ mianum، ed. by Salemann، St. Petersburg 1895;
(۱۵) عmer Lأtfi Barkan، "Osmanl â devrinde Akkoyunlu hدkدmdar â Uzun Hasan Beye ait Kanunlar"، in Tarih vesikaklr i ;
(16) G.I.Bratianu، Recherches sur le Commerce gإnois dans la Mer Noire au XIII e Siهcle، Paris 1929;
(17) F. Grenard، le Turkestan et le Tibet، Paris 1898;
(18) W. Hinz، "Das Steuerwesen Ostanatoliens im 15. und 16. Jahrhundert"، in ZDMG، ۱۰0(1950);
(19) Horn، Grundriss der neupersischen Etymologie، Strassburg 1893;
(20) F.Kraelitz- Greifenhorst،"K ¤ a ¦ nu ¦ nna ¦ me Sultan Meh ¤ meds des Eroberers" ، in MOG ، I، (۱۹۲۱-۱۹۲۲);
(21) idem، Osmanische Urkunden in Tدrkischer Sprache، vienna 1922;
(22) Karl Lokotsch، Etymolog. Wخrtrerbuch ، Heidelberg 1927;
(23) M. M ¦ â nov â and V. Minorsky، "Nas ¦ â ¤ r al-D ¦ â n T ¤ u ¦ s ¦ â on finance"، in BSOAS ، x، 3(1941);
(24) G.Raquette، English- Turki dictionary، Lund- Leipzig 1927;
(25) I .H. Uzunµar â ? l â ، Osmal i devleti te ? kilهt i na medhهl ، Istanbul1941;
(26) Fritz Wolff، Glossar zu Firdos i s Schahname، Berlin 1935;
(27) Muh ¤ ammad ? erefeddin Yaltkaya، "I lhanرler devri idهrر te ? kilهt â na dهir Nas ¦ â reddin Tأsر"ninbireseri"، in Tدrk hukuk ve iktisat tarihi mecm. ،II;
تاکنون دربارهٔ کلمه باج تحقیق کاملی صورت نگرفته است . عثمان نوری در بحث از «احتساب » ( مجله امور بلدیّه ، استانبول ۱۹۲۲، دوره ۱، ص ۳۶۴ـ۳۷۰) به نقل قسمتهایی از عاشق پاشازاده و نشری و قانون نامه سلیمان و نیز قانون نامه دیگری که تاریخ مشخص ندارد اکتفا کرده است .


منبع: سایت راسخون - ۱۳۹۵/۲/۱۴