فرهنگ مصادیق:تأثیر حبط عمل در انکار ولایت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
در حال ویرایش تأثیر حبط عمل در انکار ولایت

مقدمه

احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در روایات می پردازیم.

نپذیرفتن ولایت حضرت علی علیه السّلام

در روایات متعددی ، مسأله ((ولایت )). مورد تاءکید قرار گرفته و عدم پذیرش آن (به هر نحو که باشد و به بیانهای مختلف ) به عنوان عامل ((حبط اعمال )). معرفی شده است :

۱ - از امام باقرعلیه السّلام در مورد آیه شریفه (ذلک بانَّهم کرهوا ما انزل اللّه ..(( نقل شده که فرموده اند:

قوله تعالی : (ذلک بانَّهم کرهوا ما انزل اللّه ...) فی علیّ فاحبط اعمالهم  :آنان آنچه را خداوند در مورد حضرت علی علیه السّلام نازل کرده بود کراهت داشتند بنابراین خداوند اعمالشان را حبط نمود..

به همین الفاظ با این مضمون ، چند روایت دیگر نیز نقل شده است .

۲ - از امام باقرعلیه السّلام دربارهٔ آیه (و من یکفر بالاْیمان فقدْ حبط عمله ) نقل شده است که فرموده اند:

((مراد از ایمان در بطن قرآن ، علی علیه السّلام و ولایت اوست ؛پس هر که به آن کفر ورزد، اعمالش حبط می گردد)).

در تفسیر آیه شریفه ۶۵ سوره زمر آمده است که امام صادق علیه السّلام فرموده اند: ((تفسیرها لئن امرت بولایه احدٍ مع ولایه علی علیه السّلام من بعدک لیحبطنَّ عملک و لتکوننّ من الخاسرین.)).

(( تفسیر آیه چنین است کهاگر در کنار ولایت علی علیه السّلام ، ولایت کس دیگری را فرمان می دادی ، عملت حبط می شد)).

از ابن عباس نیز نقل شده که گفته است : ((برای علی بن ابی طالب علیه السّلام در کتاب خدا نامهایی است که مردم آنها را نمی دانند، از جمله به آیه مزبور اشاره می کند و می گوید: یکی از اسمای او ((ایمان )). است )).

۳-هر کس خدا را بدون ولایت حضرت علی علیه السّلام ملاقات کند، عملش ((حبط)). می شود. از رسول خدا(صل الله علیه و آل وسلم ) نقل شده است : ((و من لقی اللّه عزَّ و جلَّ بغیر ولایتک فقد حبط عمله )).

۴- در چند روایت آمده که پیامبر(صل الله علیه و آل وسلم ) خطاب به حضرت امیرعلیه السّلام فرموده اند: ((لولم ابلِّغ ما امرت به من ولایتک لحبط عملی؛اگر آنچه در مورد ولایت تو ماءمور به آن شده بودم ، ابلاغ نمی کردم ، عملم حبط می شد)).

همین مضمون در روایات دیگر نیز وارد شده است .

۵- در مورد آیه شریفه (ذلک بانَّهم اتَّبعوا ما اسخط اللّه و کرهوا رضوانه فاحبط اعمالهم )در تفسیر قمی آمده است : ((منظور از ((ما اسخط اللّه )). موالات فلان و فلان ، آنان که به امیرمۆ منان علیه السّلام ظلم نمودند، می باشد)).

از امام باقرعلیه السّلام نقل شده که در مورد ((کرهوا رضوانه )). فرموده اند: ((کرهوا علیّا)).

۶- در تفسیر آیه شریفه ۶۵ سوره زمر آمده است که امام صادق علیه السّلام فرموده اند: ((تفسیرها لئن امرت بولایه احدٍ مع ولایه علی علیه السّلام من بعدک لیحبطنَّ عملک و لتکوننّ من الخاسرین.)).

(( تفسیر آیه چنین است که اگر در کنار ولایت علی علیه السّلام ، ولایت کس دیگری را فرمان می دادی ، عملت حبط می شد)).

از امام صادق علیه السّلام نیز نقل شده که فرموده اند: ((یعنی ان اشرکت فی الولایه غیره )).

۷- دربارهٔ کسی که عمر بسیار طولانی نماید و اموال فراوانی داشته باشد و تمامی آنها را در راه خدا انفاق کند، روزها را روزه بدارد و شبها را شب زنده داری کند، ولی با بغض ‍حضرت محمد(صل الله علیه و آل وسلم ) و علی علیه السّلام از دنیا برود، از پیامبر نقل شده که فرمود:

((و لردَّ اللّه عزَّ و جلَّ اعماله علیه و احبطها)).

((خداوند اعمالش را به خودش رد می کند و آنها را ((حبط)). می نماید)).

۸-همچنین دربارهٔ رزمنده ای که در راه خدا کشته شود و بدون ولایت باشد، آمده است که : پیامبر(صل الله علیه و آل وسلم ) فرموده اند: ((و لا یبقی له عملٌ الاّ احبط؛هیچ عملی از او باقی نمی ماند مگر اینکه ((حبط)). می شود)).

در روایات دیگری نیز به بیانهای گوناگون ، عدم پذیرش ‍ولایت به عنوان ((عامل حبط)).، مطرح شده است.


بی صبری و بی تابی نمودن هنگام مصیبت

در چندین روایت ((ناشکیبا بودن در قبال مصیبت )).، از عوامل ((حبط)). شمرده شده است از جمله :

۱- پیامبر اکرم (صل الله علیه و آل وسلم ) فرمود: ((ضرب المسلم یده علی فخذه عند المصیبه ، احباطٌ لاِ جرِهِ)).

((زدن دست مسلمان بر رانشهنگام مصیبت ((حبط)). نمودن پاداش اوست )).

۲- امیرمۆ منان علیه السّلام فرمود:((ینزل الصَّبر علی قدر المصیبه ، و من ضرب یده علی فخذه عند مصیبته حبط عمله )).

((صبر و شکیبایی به اندازه مصیبت ، نازل می شود، کسی که دستش را (به عنوان بیتابی و ناشکری ) به هنگام مصیبت ، بر زانو زند اجر او ضایع می شود (و پاداشی بر مصیبت نخواهد داشت )).

۳- امام جوادعلیه السّلام نیز فرمود: ((...فمن غلب جزعه علی صبره حبط اجره .

((هر کس که ناشکیباییش بر صبر او غلبه نماید، اجرش ((حبط)). می گردد)).

این مساءله در بسیاری از روایات دیگر، نیز مطرح شده است .

علاّ مه مجلسی در توضیح یکی از روایات مزبور می گوید:

((ظاهر روایت ، حرمت زدن دست بر ران ،هنگام مصیبت می باشد، ولی ممکن است آن را حمل بر کراهت نماییم ، چنانکه ظاهر کلام بسیاری از اصحاب چنین است ؛ امّا احوط ترک آن است و به هر حال این روایت ، فی الجمله بر ((احباط)). دلالت دارد)).

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : مردمانی از امّت خود را می شناسم که در روز قیامت حسناتی به سفیدی کوههای تهامه عرضه می کنند، اما خداوند همه آنها را پودر و پراکنده می کند. بدانید که آنها برادران هم تبار شمایند و شبها نیز همچون شما عبادت می کنند، امّا مردمی هستند که چون پنهانی و در خلوت با محرمات الهی رو به رو شوند، آنها را مرتکب گردند.

گناه

صاحب ((وسائل الشیعه )). نیز روایاتی را که در این موضوع نقل می کند تحت بابی به عنوان ((باب تاءکّد کراهه ضرب المصاب یده علی فخذه )). قرار می دهد.

اگر گفته شود:زدن دست بر ران ،هنگام مصیبت مکروه است و باعث حبط پاداش می شود، در این صورت باید گفت : عوامل حبط، در دایره گناهان کبیره ، منحصر نمی گردد، بلکه شامل بعضی از مکروهات نیز می شود.

اماهمان طور که ظاهر این روایات ، دلالت دارد متعلق ((حبط)).، اجر و پاداشی است که با صبر نمودن بر مصیبت ، نصیب انسان می شود؛ بنابراین ، بی تابی کردن مانع ثبوت و تحقق آن می گردد، نه اینکه ثواب و اجری حاصل شده باشد و سپس با ناشکیبایی نمودن از بین برود، پس اگر ((احباط)). را مربوط به عمل و ثواب پیشین بدانیم ، این امر از عوامل ((حبط)). شمرده نمی شود.)).


اجتناب نکردن از معاصی در خلوت

رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لأعْلَمنَّ أقواما مِن اُمَّتی یَأتونَ یَومَ القیامَهِ بحَسَناتٍ أمْثالِ جِبالِ تِهامَهَ بَیْضاءَ ، فیَجعَلُها اللّهُ هَباءً مَنْثورا . أمَا إنّهُم إخْوانُکُم مِن أهلِ جِلْدَتِکُم ، و یَأخُذونَ مِن اللّیلِ کما تَأخُذونَ ، و لکنّهُم قَومٌ إذا خلَوا بمَحارِمِ اللّهِ انْتَهَکُوها .[۱]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : مردمانی از امّت خود را می شناسم که در روز قیامت حسناتی به سفیدی کوههای تهامه عرضه می کنند، اما خداوند همه آنها را پودر و پراکنده می کند. بدانید که آنها برادران هم تبار شمایند و شبها نیز همچون شما عبادت می کنند، امّا مردمی هستند که چون پنهانی و در خلوت با محرمات الهی رو به رو شوند، آنها را مرتکب گردند.


تکبر ورزیدن

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : اعتَبِرُوا بِما کانَ مِن فِعلِ اللّهِ بإبلیسَ إذ أحبَطَ عَمَلهُ الطویلَ و جُهدَهُ الجَهِیدَ ، و کانَ قد عبَدَ اللّهَ ستّهَ آلافِ سنَهٍ ، لا یُدری أ من سنیِّ الدُّنیا أم مِن سِنیِّ الآخِرَهِ عَن کِبْرَ ساعَهٍ واحِدَهٍ ، فمن ذا بعد إبلیسُ یَسلمُ . [۲]

امام علی علیه السلام : پس از آنچه خدا به شیطان کرد پند گیرید که به سبب لحظه ای تکبّر ، کردار دراز مدّت او را باطل گرداند و کوشش فراوان او بی ثمر ماند . او شش هزار سال با پرستش خدا زیست ـ و از سالیان دنیا بود یا آخرت ، دانسته نیست ـ . پس چه کسی پس از شیطان در امان می ماند؟


معصیت الهی

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : اللّهُمّ و أستَغفِرُکَ لِکُلّ ذَنبٍ یَمحَقُ الحَسَنات ، و یُضاعِفُ السیّئاتِ ، وَ یُعجِّلُ النَّقِماتِ ، و یُغضِبُکَ یا رَبَّ السَّماواتِ ، فَصَلِّ عَلی مُحمَّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ وَ اغفِرهُ لی یا خَیرَ الغافِرینَ.[۳]

امام علی علیه السلام : خدایا! از تو آمرزش هر گناهی را می خواهم که نیکی ها را محو می کند و بر زشتی ها می افزاید و بد بختی ها را شتاب می دهد و تو را ـ ای پروردگار آسمانها ـ به خشم می آورد . پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و آن گناه را بر من بیامرز ، ای بهترین آمرزشگران!

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام ـ فی قولِهِ تعالی : «و قدِمْنا إلی ما عَمِلوا مِن عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَبَاءً مَنْثُورا» ـ : أمَا و اللّهِ إنْ کانتْ أعْمالُهُم أشَدَّ بَیاضا مِن القَباطیِّ ، و لکنْ کانوا إذا عَرَضَ لَهُمُ الحَرامُ لَم یَدَعُوهُ . [۴]

امام صادق علیه السلام ـ دربارهٔ آیه «و به اعمالی که کرده اند پردازیم و همه را چون ذرات غبار پراکنده در هوا قرار دهیم» ـ فرمود : هان! به خدا سوگند، که کرده های آنان از پارچه های کتان قبطی سفیدتر بود، اما چون به حرامی برمی خوردند از آن خودداری نمی کردند.

به امید آنکه در عملکردهای خود توجه بیشتری داشته تا انشالله اعمال ما بدون هیچ حبطی راهگشا و چراغ تاریکی قبرمان قرارگیرد.


فهرست منابع

سایت حوزه

مرکز تعلیمات واشنگتن

پانویس

  1. (کنز العمّال : 43685).
  2. (نهج البلاغه : الخطبه 192).
  3. (البلد الأمین : 43).
  4. (الکافی : 2/81/5).
منبع: وبسایت جستوی مطالب مفید - تاریخ برداشت: 94/12/11
بازگشت به انکار ولایت