فرهنگ مصادیق:سگ
سگ یکی از حیوانات معروف است که دارای انواع مختلف میباشد. عنوان یاد شده در بابهاى طهارت، صلات، حج، تجارت، اجاره، وقف، وصیت، اطعمه و اشربه، لقطه، قصاص و دیات به کار رفته است.
نجاست سگ[ویرایش] همه انواع سگ- جز نوع دریایى آن [۱] [۲] حتى اجزای فاقد حیات آن همچون مو و ناخن [۳] [۴] و نیز رطوبتهاى بدنش از قبیل آب دهان و بینی نجس و غیر قابل تطهیر [۵] [۶] و تذکیه [۷] است. سگ دریایی بنابر قول مشهور پاک است. [۸]
پاک کردن ظرفی که سگ لیسیده[ویرایش]
براى تطهیر ظرفی که سگ آن را لیسیده یا از آن، آب یا مایعى دیگر خورده، بنابر مشهور باید ابتدا آن را خاک مالی کرد و سپس دو مرتبه با آب شست.
← مورد لزوم خاک مالی لزوم خاک مالى بنابر قول مشهور اختصاص به ولوغ دارد. بنابر این، ظرفى که با آب دهان سگ- بدون ولوغ- یا بر اثر رطوبتى از بدن آن و یا افتادن سگ درون آن نجس شده، نیازى به خاک مالى ندارد. [۹]
برخورد لباس با سگ[ویرایش] برخورد کردن لباس با سگ، در صورتى که هر دو خشک باشند، موجب نجاست لباس نمىشود؛ هرچند به قول مشهور، پاشیدن مقدارى آب روى آن مستحب است. [۱۰]
حرمت گوشت سگ[ویرایش] سگ از حرام گوشتان و بنابر آنچه در برخى روایات آمده از مسخ شدگان است. [۱۱] [۱۲]
خرید و فروش و اجاره سگ[ویرایش] خرید و فروش سگ، جز سگ شکاری جایز نیست؛ [۱۳] لیکن به قول برخى داد و ستد توله سگ، جهت آموزش دادن آن براى شکار جایز است. [۱۴] [۱۵] بسیارى از فقها سگ نگهبان خانه، باغ، مزرعه و گله را نیز در حکم به سگ شکارى ملحق کردهاند؛ [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] لیکن برخى خرید و فروش این نوع سگها را جایز ندانستهاند. [۲۲] [۲۳] [۲۴] البته بنابر قول به عدم جواز داد و ستد، نگهدارى آنها به منظور استفاده در نگهبانى جایز است [۲۵] [۲۶] و نگهدارى غیر آنها جایز نیست. [۲۷] [۲۸] اجاره دادن سگ شکاری و سگ نگهبان جایز است. [۱]
جنایت سگ[ویرایش] نگهداری و مواظبت از سگ درنده که بى جهت به افراد حمله مىکند بر صاحبش واجب است و در صورت کوتاهى در این امر، ضامن جنایت سگ خواهد بود.[۲]
← تحریک سگ برای حمله اگر بر اثر تحریک سگ درنده به سوی کسی، وى کشته شود، در صورتى که سگ غالباً کشنده یا قصد تحریک کننده، کشتن طرف باشد، تحریک کننده قصاص مىشود؛ زیرا نقش سگ در این صورت نقش آلت قتل است. [۳]
← حمله سگ در خانه صاحب خانه اگر کسى وارد خانهاى شود و سگ صاحب خانه به او آسیب برساند، در صورتى که ورودش با اذن صاحب خانه بوده، صاحب خانه ضامن است، وگرنه ضمانى متوجه وى نیست. [۴]
دیه سگ[ویرایش] بنابر قول مشهور، دیه سگ شکاری چهل درهم است. [۵] برخى قدما دیه یاد شده را به سگ سلوقی اختصاص دادهاند؛ [۶][۷] لیکن برخى، مراد قدما از سگ سلوقى را همان سگ شکارى دانستهاند. [۸] از برخى قدما نقل شده که دیه سگ شکارى قیمت آن است، به شرط آنکه از چهل درهم بیشتر نباشد. [۹] بعضى گفتهاند: مراد از سگ شکارى نوعى خاص از سگ است که استعداد شکار کردن و آموزش دیدن براى این منظور را دارد، نه سگى که بالفعل براى شکار آموزش دیده باشد. [۱۰] لیکن در مقابل، برخى دیگر قائلاند: مراد از سگ شکارى، سگ آموزش دیده جهت شکار است و سگى که استعداد شکار کردن- هرچند با آموزش دیدن- دارد، اما هنوز آموزش ندیده، ملحق به آن نیست. [۱۱]
← دیه سگ گله
در اینکه دیه سگ گله یک گوسفند نر است یا بیست درهم و یا بهاى خود سگ، اختلاف است. قول دوم، منسوب به مشهور است.
← دیه سگ نگهبان
دیه سگ نگهبان باغ بنابر قول مشهور بیست درهم است. برخى دیه آن را قیمتش دانستهاند.
← دیه سگ مزرعه دیه سگ مزرعه بنابر قول مشهور، یک پیمانه (قفیز) گندم است. برخى دیه آن را قیمت خود سگ دانستهاند.[۱۲][۱۳]
← دیه دیگر سگها بنابر قول مشهور، جز سگهاى یاد شده براى دیگر سگها ارزش و قیمتى نیست؛ در نتیجه دیهاى نخواهند داشت. برخى قدما دیه آنها را یک زنبیل خاک ذکر کردهاند. [۱۴]
← دیه غصب و کشتن سگ برخى گفتهاند: دیه سگ در موارد ثبوت، در ازاى صِرف کشتن سگ است. بنابر این، چنانچه کسى یکى از سگهاى یاد شده را غصب کند و سپس آن را بکشد، ضامن بیشترین مقدار از دیه و قیمت سگ است. برخى گفتهاند: چنانچه غاصب سگ را بکشد، ضامن بالاترین مبلغ از دیه و قیمت است و اگر سگ نزد غاصب تلف شود، او تنها ضامن قیمت آن خواهد بود؛ بیشتر از مقدار دیه باشد یا کمتر. برخى، غاصب را همچون غیر غاصب، تنها ضامن دیه دانستهاند. [۱۵]
سگ مرده در چاه[ویرایش] اگر سگى در چاه آب بیفتد و بمیرد، براى تطهیر آن چهل دلو آب کشیده مىشود و اگر نمیرد هفت دلو. کشیدن مقدار یاد شده بنابر قول مشهور متأخران، مستحب است. [۱۶][۱۷]
نماز در خانهای که سگ غیر شکاری هست[ویرایش] نماز گزاردن در خانهای که در آن سگ غیر شکاری است مکروه مىباشد. [۱۸]
شکار محرم با سگ[ویرایش] مُحرمى که سگ خود را به سوى شکار فرستاده و سگ آن را کشته، ضامن است و چنانچه حیوان در حرم باشد، دو کفاره بر عهدهاش مىآید؛ یکى کفاره صید در حال احرام و دیگرى کفاره صید در حرم. [۱۹]
وقف و وصیت سگ[ویرایش]
سگهایى که تملک آنها جایز است، از قبیل سگ شکارى، وقف کردن [۲۰]و وصیت [۲۱] به آنها نیز جایز مىباشد.
آمیزش سگ با گوسفند[ویرایش] اگر سگى با گوسفندى آمیزش کند و بچهاى متولد گردد، عنوان هریک از آن دو که بر بچه صادق باشد، حکم همان را خواهد داشت. [۲۲]
پیدا کردن سگ گمشده[ویرایش] در جواز گرفتن سگ گم شده قابل تملک همچون سگ شکارى، اختلاف است. بنابر قول به جواز، تا یک سال اعلام مىکند و پس از آن چنانچه صاحبش پیدا نشود، مىتواند از آن استفاده کند، لیکن در صورت تلف، ضامن قیمت آن است. [۲۳]
پانویس
- ↑ مسالک الأفهام، ج۳، ص۱۳۵.
- ↑ جواهرالکلام، ج۴۳، ص۱۲۹.
- ↑ جواهرالکلام، ج۴۲، ص۴۲.
- ↑ جواهرالکلام، ج۴۳، ص۱۳۴.
- ↑ مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ النهایة، ص۷۸۰.
- ↑ المقنعة، ص۷۶۹.
- ↑ منتهی المطلب (ق)، ج۲، ص۱۰۰۹.
- ↑ مختلف الشیعة، ج۹، ص۴۲۳-۴۲۴.
- ↑ مجمع الفائدة، ج۱۴، ص۳۵۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج۴۳، ص۳۹۸.
- ↑ جواهر الکلام، ج۴۳، ص۳۹۳-۳۹۷.
- ↑ مبانی تکملة المنهاج، ج۲، ص۴۲۸-۴۳۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج۴۳، ص۳۹۷.
- ↑ جواهر الکلام، ج۴۳، ص۳۹۸-۳۹۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱، ص۲۳۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱، ص۲۵۴.
- ↑ العروة الوثقی، ج۲، ص۴۰۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۲۸۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۸.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۸، ص۳۱۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۸-۳۶۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج۳۸، ص۲۵۴.







