فرهنگ مصادیق:جزیه - ویکی پدیا
جزیه
جزیه معرب گزیت پارسی به معنی مالیات و خراج است و در اسلام خراجی است که از اهل کتاب گرفته میشود تا در قلمرو اسلامی جان و مالشان حفظ شود.
واژه
جزیه عربیشده گزیت (گزید) فارسی است،[۱] که در پهلوی به معنای مالیات سرانه به کار میرفتهاست. گزیت یا سرگزیت، مالیات نقدی بود که ساسانیان، پیش از اسلام از یهود و نصاری میگرفتند.[۲] اصل واژه عبری یا آرامی بوده است و از گزیتا به معنی جدایی گرفته شدهاست.
تاریخچه مالیات پیش از اسلام
این بخش از کتاب حسابداری مالیاتی نویسنده ابراهیمی مند انتشارات آوای کلک آورده شده است: [۳]
بی شک کمتر کشوری را میتوان از لحاظ پیشینه کهن تاریخی یافت که بتواند با ایران رقابت و همآوردی کند. در این میان دوره هخامنشیان (۳۳۰ –۵۵۰ پیش از میلاد) یکی از دورههای پر رونق و شکوفای تاریخ ایران است. در این دوره است که پادشاهان کارآمدی مانند کوروش بزرگ (کوروش دوم) و داریوش بزرگ (داریوش اول) خودنمایی کردند و با اندیشه درست خود یکی از شکوفاترین تمدنهای بشری را به جهانیان نشان دادند. در سنگ نوشتههای هخامنشیان به کلمه باجی(baji) برمی خوریم که برابر با واژه مالیات است که امروزه بکار میبریم. کلمه دیگری که در آن زمان به این معنی بکار میرفته کلمه خراگ (خراج) است. نظر به اینکه مالیات اصلی را باژ یا باجی (باج) مینامیدند، کلمه خراگ (خراج) میبایستی مربوط به هدایا و ارمغانهایی بوده باشد که مردم به میل و رغبت خود میپرداختند. یعنی همان «دورای» یونانی با این تفاوت که در زمان داریوش بزرگ، زمان پرداخت آن مشخص و معین شد. کسنوفون (گزنفون) در مورد اقدامات کوروش در زمینه خراج و مالیات مینویسد: چون (کوروش) برای نگهداری و بهسازی امپراطوری بزرگی که بنیاد نهاده بود نیاز به توان مالی بسیار و نقدینگی فراوانی داشت بنابراین اصلاح وضع مالی مردم و وصول مالیات منظم را در صدر امور پادشاهی خود قرار داد [۴]
مالیات در ایران روزگاران هخامنشی در زمان جهانداری داریوش بزرگ از نظم و ترتیب بهتری برخوردار گردید. کشورهای پیرو این شاهنشاهی بزرگ که به منزله استانی در آن روزگار بشمار میرفتند به فراخور جمعیت، موقعیت، محصول، صادرات و توان مالی، مقداری جنس، مبلغی نقد یا شمشهایی از طلا و نقره میپرداختهاند و استانداران (خشتره پاونها) نیز مسئول ستاندن و پرداخت آن بودهاند [۵]
دکتر احتشام میگوید از آنجاییکه هدف داریوش بزرگ فقط گرفتن مالیات و انباشت آن در خزانه نبود، پس از برقراری شاهنشاهی ایران و توسعه مرزهای آن و ورود اقوام گوناگون در امپراتوری ایران، تاسیس یک دستگاه وصول مالیات و تصویب قوانین به منظور تنظیم امور شهرنشینها و اداره اقتصادی کشور بایسته به نظر میرسید. [۶] داریوش بزرگ پس از بررسی و ثبت زمینها و املاک و تعیین مقدار مالیاتی که به هر کس تعلق میگرفت، زمینها را به بخشهای کشاورزی که پارسنگ (parasang) مینامیدند تقسیم کرد و هر پرسنگ وادار به پرداخت مبلغ معینی مالیات در سال گردید. البته این مالیات به فراخور مقدار محصولی بود، که هر دهیاوه در سال بدست میآورد و آن بوسیله فرماندار گردآوری و به خزانهها فرستاده میشد. [۷] در زمان داریوش وضع مالیاتها عادلانه و بر اساس ممیزی دقیقی بود که در تمام کشورهای وابسته و پیرو بوسیله خود داریوش تقسیم بندی و پایه گذاری شده بود. [۸] مانند این ممیزی بیش از دو هزار سال بعد در انگلستان عملی شد. این ممیزی همگانی مالیاتی یکی دیگر از دلایل نامداری و نبوغ داریوش به عنوان شاهنشاهی اندیشمند و شایسته است. [۹] در این مورد پلوتارک مینویسد، هنگامی که داریوش مالیات جنسی و نقدی وضع میکرد، بازرسانی را پنهانی به استانها میفرستاد تا ببیند مالیات گفته شده برای مردم قابل پرداخت و پذیرفته شده میباشد یا خیر و با وجود آنکه فهمید که در اندازه توانایی مردم است باز آن را به نیمه کاهش داد [۱۰]
داریوش نه تنها یک قانونگذار و یک سازمان دهنده بود، بلکه با اندیشه روشنی که داشت، یک اقتصاد دادن برجسته نیز بشمار میرفت. داریوش اول داریوش بزرگ به خوبی درک کرده بود که کامیابی و سعادت یک ملت و در نتیجه دوام و بقای سلطنت بر پایه اقتصادی سالم استوار است. او دریافته بود که نخستین شرط پایداری کشور برقراری قانون و سامانه در امور اقتصادی است. بر اساس همین خردورزی بود که پیمانهها را بر پایه درستی گذاشت و آن سیستم پولی را که پیش تر نیز وجود داشت بهبود بخشید. بنا بر عقیدهای که همگانی شده و برآمده از نظر یاد شده است برپایی یک سامانه (سیستم) مالیاتی و گسترش آن در سراسر قلمرو شاهنشاهی هخامنشی از نوآوریهای داریوش است [۱۱]
نوآوریهای داریوش در زمینه امور مالی بنا به نوشته دکتر احتشام بقرار زیر است:
۱.داریوش بیشتر نسبت به مالیات مالیات نقدی تمایل نشان میداد تا به مالیات جنسی.
۲.داریوش به همه خشاسه پاوهها (شهرب نشینها)، فرمان داد تا مالیاتی را که وصول میکنند از نوع شمش باشد. پیش از داریوش شهرب نشینها خواه دارای کان (معدن) طلا باشند یا نباشند بایستی مالیات خود را به صورت شمش طلا بپردازند و مناطقی که دارای این فلز نبودند میبایستی اجناس خود را با فروش آنها به وجه نقد تبدیل کنند و مالیات خود را نقداً به خزانه سلطنتی بپردازند همین امر موجب شد که تحول بزرگی در زمینه امور اقتصادی پدید آید و از این نظر پیشرفتهای شایانی در مناطق مختلف امپراطوری به وقوع بپیوندد.
۳.داریوش مقدار مالیات مالیات را که هر دهیاوه میبایست بپردازد خود تعیین میکرد مثلاً برای بابل یک هزار تالان، برای مصر هفتصد تالان، برای لودیا پانصد تالان و... مالیات در نظر گرفته شده بود. البته روشن است که پیش از مقرر شدن مقدار مالیات هر دهیاوه، به فرمان این شاهنشاه از وضع هر یک از آنها دربارهٔ مقدار و نوع کالا، تولید و چگونگی آب و هوا و عوامل دیگری که موثر در امور تولیدی هستند اطلاعات لازم بدست میآمد تا به ساکنان ستمی نشود و مالیات از روی دادگری و سزاواری ستانده شود. بدین گونه مقصود داریوش عبارت بوده است از الف) جلوگیری از زورگویی خشاسه پاوهها در اضافه کردن مبلغ مالیات به منظور خشنودی شاهنشاه و ب) جلوگیری از کم کردن آن به منظور بدست آوردن محبوبیت و در پرتو این محبوبیت برانگیختن مردم بر ضد حکومت مرکزی.
۴.داریوش بزرگ افزون بر تعیین مبلغ مالیات هر شهرب نشین به نسبت درآمد و آب وهوای آن منطقه، مقدار هدایایی را که به نام خراگ (دورا) از طرف اعراب و حبشیها و کولخسیها پرداخت میشد مشخص کرد.
۵.داریوش نه فقط پرداخت مالیات مالیات و هدایا را دارای شرایط و مقررات کرد بلکه یک سازمان دارایی که دارای شاخههایی گوناگون بود نیز بوجود آورد. این دستگاه با شرایط و قوانین معینی اداره میشده است و اجرای مقررات آن در هر دهیاوه شاهنشاهی به استاندار واگذار میگردیده است [۱۲]
مالیاتهایی که داریوش در زمان سلطنت خود بر پا نمود تا آخرین دوران حکومت هخامنشیان بی تغییر باقیماند [۱۳]
پس از آن در زمان ساسانیان گرفتن مالیات صورت کاملتری بخود گرفت و سه نوع مالیات به نامهای زمین، سرشماری و سرانه دریافت میشد.
در اسلام
آیه جزیه در قرآن به مسلمانان میگوید که اهل کتاب در قلمرو اسلامی باید جزیه بپردازند.[۱۴] جهاد و دفاع از دولت اسلامی بر مسلمانان واجب است و بر غیرمسلمانان که در حمایت دولت اسلامی زندگی میکنند بهجای آن جزیه واجب شدهاست.
کودکان، زنان، پیرمردان و نابینایان از پرداخت جزیه معافاند. مقدار جزیه بستگی به صلاحدید حاکم اسلامی و رعایت حال پرداختکنندگان دارد. دولت میتواند اهل ذمه را از دید درآمد و ثروت طبقهبندی کند و بر اساس توان پرداخت آنان سالانه مبلغی را مقرر کند. کم و زیادکردن این مقدار نیز بستگی به دیدگاه دولت اسلامی دارد. در صدر اسلام مقدار جزیه از یک تا سه دینار در سال متغیر بود. اقلیتهای مذهبی به خاطر پرداخت جزیه از پرداخت خمس و زکات هم معاف هستند.
منبع
مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، داراب نبیزاده، انتشارات نور علم ۱۳۸۵.
پانویس
- ↑ «گزیت» و «گزید» در لغتنامهٔ دهخدا
- ↑ مسیحیت در ایران، تا صدر اسلام، سعید نفیسی، انتشارات اساطیر، چاپ اول، صفحهٔ ۳۸
- ↑ حسابداری مالیاتی، ابراهیمی مند مهدی و مصطفوی مندی سمیرا- اننشارات آوای کلک- چاپ 1388 صفحه 20 و 21
- ↑ گزنفون کوروش نامه [کتاب] / مترجم مشایخی رضا. - تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1342
- ↑ سامی علی. تمدن هخامنشی [کتاب]. - تهران : انتشارات چاپخانه موسوی شیرازی، 1343. - جلد 2 : ص. 64
- ↑ احتشام مرتضی. ایران در زمان هخامنشیان [کتاب]. - تهران : شرکت سهامی کتابهای جیبی، 2535. - 1 : ص. 111
- ↑ احتشام مرتضی. ایران در زمان هخامنشیان [کتاب]. - تهران : شرکت سهامی کتابهای جیبی، 2535. - 1 : ص. 112.
- ↑ هوار کلمان. ایران و تمدن ایرانی [کتاب] / مترجم انوشه حسن. - تهران : امیرکبیر، 1375
- ↑ آربری آ. ج. میراث ایران [کتاب] / مترجم بیرشک احمد. - تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1336
- ↑ سامی علی. تمدن هخامنشی [کتاب]. - تهران : انتشارات چاپخانه موسوی شیرازی، 1343. - جلد 2 : ص. 64.
- ↑ احتشام مرتضی. ایران در زمان هخامنشیان [کتاب]. - تهران : شرکت سهامی کتابهای جیبی، 2535. - 1 : ص. 101
- ↑ احتشام مرتضی. ایران در زمان هخامنشیان [کتاب]. - تهران : شرکت سهامی کتابهای جیبی، 2535. - 1 : ص. 108 تا 111
- ↑ داندامایف م. آ. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی [کتاب] / مترجم ارباب روحی. - تهران : انتشارات علمی و فرهنگی، 1372. صفحه 304
- ↑ توبه ۲۹







