فرهنگ مصادیق:غسل
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | انواع غسل |
| ۲ | غسل - ویکی شیعه |
| ۳ | غسل واجب |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | غسل عهد و نذر و قسم |
| ۲ | غسل جنابت |
| ۳ | غسل حیض |
| ۴ | غسل مس میت |
| ۵ | غسل میت |
| ۶ | غسل نفاس |
| ۷ | غسل استحاضه |
| ۸ | لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب |
| ۹ | خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده :سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۱۰/۱
محتویات
مقدمه
غسل کردن یکی از معروفهای مهم عبادی است که عبارت است از شستن جمیع بدن و آب رسانیدن به همه اعضاء بدن، برای اطاعت از خداوند.[۱].
طهارت از اعمال تعبدی است، یعنی اخلاص در آن شرط است و اگر به قصد قربت انجام نشود، نماز قبول نمیشود. اولیاء و بزرگان اهمیت زیادی به طهارت میدادند، و سفارش میکردند همیشه و در همه حال طهارت داشته باشید.
مستحب است مکلف در همه حال طهارت داشته باشد؛ در روایتی آمده است که «الطُّهْرُ عَلَی الطُّهْرِ عَشْرُ حَسَناتِ»؛[۲] یعنی پاکیزگی بر پاکیزگی، ده حسنه است. این روایت شامل همۀ طهارات میشود.
البته طهارت منحصر به ظاهر نیست[۳]، طهارت باطن یک نوع از انواع طهارت است، طهارت باطن از طهارت ظاهر مهمتر است. طهارت دارای اقسامی است، غسل در میان طهارات سه گانه(غسل، وضو، تیمم) جایگاه ویژهای دارد.
طهارت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لاصلاه إلّا بطهور[۴]»؛ نماز بدون طهارت صحیح نیست. قرآن مجید میفرماید: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ[۵]؛ یعنی خداوند افراد توبه کننده و افراد پاکیزه(طاهر) را دوست دارد. و نیز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ النَّظافَهَ»[۶]؛ یعنی خداوند تمیزی را دوست دارد. و نیز فرمودند: «الطَّهُورُ نِصْفُ الْإِیمانِ»[۷]؛یعنی پاکیزه بودن (طهارت)، نصف ایمان است.
آیات غسل
آیه غسل حیض
وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ[۸]
و از تو درباره عادت زنانه میپرسند، بگو: آن نوعی آزار و ناراحتی است. پس از (آمیزش با) زنان در زمان عادت کناره گیری نمایید و تا پاک نشوند به آنها نزدیک نشوید و چون (از عادت) پاک شدند (یا غسل کردند) از همان جا که خدا دستور داده با آنان آمیزش نمایید، همانا خداوند کسانی را که زود و زیاد توبه میکنند و کسانی را که کوشا در پاکی اند دوست دارد.
شأن نزول آیه غسل حیض:
طبرسی (رضوان الله علیه) در تفسیر مجمع البیان میگوید: درباره شأن نزول این آیه کریمه بعضی معتقدند که در زمان جاهلیت رسم چنین بود که با زنان در ایام عادت غذا نمیخوردند و از مجالست با آنها دوری میجستند تا از رسول اکرم درباره این مطلب سؤال کردند و این آیه نازل شد (حسن- قتاده و ربیع). مجاهد میگوید: جمعی نزد رسول اکرم آمده و میخواستند حکم آمیزش زنان را در ایام عادت بصورت غیر عادی بفهمند و لذا همین مطلب را سؤال کردند و آیه نازل شد. ولی در نظر ما قول اول صحیح تر است.[۹]
نکتههای آیه غسل حیض:
درباره برخورد با زنان در ایام حیض، یهود بسیار سخت گیر و نصاری بی تفاوتند. در تورات میخوانیم:
هر کس زن را در حال حیض لمس کند، تا شام نجس است. رختخواب آن زن نجس و هر کجا بنشیند نجس است. هر کس بستر او را لمس کند باید لباس خود را بشوید. و هر کس چیزی را که او بر آن نشسته لمس کند باید خود را بشوید و تا شام نجس است. و اگر مرد با او هم بستر شود تا هفت روز نجس است. و اگر روزهای بیشتر از قاعده خون ببیند، نجس است.[۱۰]
در مقابل این حکمِ سخت تورات، نصاری حتّی آمیزش جنسی را در ایّام حیض جایز میدانند.
امّا اسلام، راه میانه و اعتدال را برگزیده و در ایّام حیض، تنها آمیزش جنسی را ممنوع دانسته است، و هر گونه معاشرت و نشست و برخاست با زنان هیچگونه مانعی ندارد.
اسلام، دین جامعی است و برای هر یک از سؤالهای مورد طرح در زندگی بشری پاسخی دارد. در آیات قبل بارها با جمله ی «یَسْئَلُونَکَ» سؤالات مردم از رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله را نقل و پاسخهای آن را بیان نمود. گاهی سؤال از جنگ است و گاهی از قمار و شراب، و گاهی از انفاق. و در این آیه نیز سؤال از مسائل زنان. این نشانه ی جامعیّت یک مکتب است که حتّی در مورد آمیزش جنسی، احکام دارد و میفرماید: «مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ» یعنی خداوند در تمام مسائل جزئی و کلّی، مادّی و معنوی فرمان دارد.
زن در ایام حیض به لحاظ جسمی، آمادگی آمیزش جنسی ندارد و کسالت و اختلال مزاج که برای زن پیش میآید، او را نسبت به آمیزش بی نشاط میسازد. همچنین در این ایام که رحم زن در حال تخلیه خون است، آمادگی پذیرش نطفه را ندارد و طبق اظهار نظر دانشمندان، ممکن است انتقال آلودگیهای خون از مجرای مرد، او را برای همیشه عقیم سازد.[۱۱]
در روایات نیز آمده است: اگر فرزندی در این ایام نطفه اش منعقد شود، به لحاظ جسمی و روحی مشکلاتی خواهد داشت.[۱۲]
طبرسی (رضوان الله علیه) در تفسیر مجمع البیان میگوید: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» (خدا توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد، عطا و اصحاب ما در تفسیر آیه معتقدند که مراد از «متطهرین» پاکیزگان در اثر بکار بردن آب و شستشوی با آنست. ولی سعید بن جبیر میگوید منظور پاک شدگان از گناه است. بعض دیگر دو کلمه «توّابین و متطهرین» را چنین معنا کردهاند: توبه کنندگان از گناه کبیره و پاکان از گناه صغیره.[۱۳]
پیامهای آیه غسل حیض:
انبیا، مرجع و پاسخ گوی سؤالات مردم هستند. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ»
در سؤال کردن، حیا بی معنا است. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ»
بیان دلیل و فلسفه احکام، در پذیرش آن مؤثر است. در این آیه ابتدا دلیل حرمت مقاربت را بیان فرموده و سپس دستور به عدم نزدیکی میدهد. «هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ»
احکام الهی بر اساس حفظ مصالح و دفع مفاسد میباشد. «هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»
قاعدگی، دورهای سخت برای زن است. «هُوَ أَذیً»
کسب لذّت از همسر هم حدّ و مرزی دارد. «فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»
همسر باید مراعات همسر را بکند. اکنون که او در ناراحتی است، شما کام گیری نکنید: فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی....
آمیزش جنسی باید همراه با رعایت بهداشت باشد. «حَتَّی یَطْهُرْنَ»
در آمیزش با همسر، باید احکام الهی مراعات شود. «فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ»
اگر مقاربتی انجام گرفت و توبه کردید، خداوند شما را میبخشد. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»
توبه و برگشت از لغزش، راه محبوبیّت نزد خداوند است. «یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»
علاقه و محبّت خود را نسبت به نادمان و توبه کنندگان اظهار کنیم. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»[۱۴]
توبه به تنهایی کافی نیست، بلکه توبه باید همراه طهارت باشد یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ
حیض
" محیض" مصدر میمی و به معنی عادت ماهیانه است، در معجم مقاییس اللغه، آمده است که این واژه، در اصل به معنی خارج شدن آب قرمز از درختی است به نام سمره، (سپس به عادت ماهیانه زنان اطلاق شده است) ولی در تفسیر" فخر رازی" آمده که حیض در اصل به معنی سیل است، و لذا هنگامی که سیل جریان پیدا کند، گفته میشود حاض السیل، و حوض را نیز به همین مناسبت حوض میگویند که آب به سوی آن جریان پیدا میکند.
ولی از گفته" راغب" در" مفردات" عکس این استفاده میشود که این واژه در اصل به معنی همان خون عادت است (سپس به معانی دیگر اطلاق شده).
و در هر حال منظور در اینجا، همان خون است که قرآن، آن را اذی (چیز آلوده یا زیان آور) معرفی کرده است.
فلسفه اجتناب از آمیزش جنسی در حالت قاعدگی
در حقیقت جمله «هُوَ أَذیً» ، فلسفه حکم اجتناب از آمیزش جنسی زنان را در حالت قاعدگی که در جمله بعد آمده است بیان میکند، زیرا آمیزش در چنین حالتی، علاوه بر اینکه تنفرآور است، زیانهای بسیاری به بار میآورد که طب امروز نیز آن را اثبات کرده، از جمله احتمال عقیم شدن مرد و زن، و ایجاد یک محیط مساعد برای پرورش میکرب بیماریهای آمیزشی (مانند سفلیس و سوزاک) و نیز التهاب اعضاء تناسلی زن و وارد شدن خون آلوده به داخل عضو تناسلی مرد و غیر اینها که در کتب طب آمده است، لذا پزشکان، آمیزش جنسی با چنین زنانی را ممنوع اعلام میکنند.
منشا پیدایش خون حیض، مربوط به احتقان و پر خون شدن عروق رحم، سپس پوسته پوسته شدن مخاط آن، و جریان خونهای موجود است، ترشح خون مزبور، ابتداء نامنظم و بی رنگ است، ولی بزودی سرخ رنگ و منظم میشود و در اواخر کار بار دیگر کم رنگ و نامرتب میگردد .[۱۵]
اصولا خونی که هنگام عادت ماهیانه دفع میشود، خونی است که هر ماه در عروق داخلی رحم، برای تغذیه جنین احتمالی جمع میگردد، زیرا میدانیم رحم زن در هر ماه تولید یک تخمک میکند، و مقارن آن عروق داخلی رحم به عنوان آماده باش برای تغذیه نطفه مملو از خون میشود، اگر در این موقع که تخمک وارد رحم میشود، اسپرم که نطفه مرد است در آنجا موجود باشد، تشکیل نطفه و جنین میدهد و خونهای موجود در عروق رحم صرف تغذیه آن میشود، در غیر این صورت، بر اثر پوسته پوسته شدن مخاط رحم، و شکافتن جدار رگها، خون موجود خارج میشود و این همان خون حیض است، و از اینجا دلیل دیگری برای ممنوع بودن آمیزش جنسی در این حال به دست میآید، زیرا رحم زن در موقع تخلیه این خونها هیچ گونه آمادگی طبیعی برای پذیرش نطفه ندارد و لذا از آن صدمه میبیند.
جمله" یطهرن" به گفته بسیاری از مفسران به معنی پاک شدن زنان از خون حیض است، و اما جمله" فَإِذا تَطَهَّرْنَ" را بسیاری به معنی غسل کردن گرفتهاند، بنا بر این طبق جمله اول، به هنگام پاک شدن از خون، آمیزش جنسی جایز است هر چند غسل نکرده باشد و طبق جمله دوم، تا غسل نکند جایز نیست .[۱۶]
بنا بر این آیه خالی از ابهام نیست، ولی با توجه به اینکه جمله دوم تفسیری است بر جمله اول و نتیجه آن- لذا با فاء تفریع عطف شده- به نظر میرسد که تطهرن نیز به معنی پاک شدن از خون است، بنا بر این با پاک شدن از عادت، آمیزش مجاز است، به خصوص اینکه در آغاز آیه هیچ سخنی از وجوب غسل در میان نبود و این همان قولی است که فقهای بزرگ نیز در فقه به آن فتوا دادهاند که بعد از پاک شدن از خون حتی قبل از غسل، آمیزش جنسی جایز است، ولی بدون شک، بهتر این است که بعد از غسل کردن باشد.[۱۷]
آیه غسل جنابت
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاهَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِری سَبیلٍ حَتَّی تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُوراً[۱۸]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، در حالی که مستید به نماز نزدیک نشوید تا آن گاه که (مستی زایل شود و) بدانید چه میگویید و نیز در حال جنابت (به نماز نزدیک نگردید) تا غسل کنید مگر در حال مسافرت (که آب نیابید) و نیز در حال جنابت به مسجد نزدیک نشوید تا وقتی که غسل کنید مگر آنکه رهگذر باشید، و اگر مریض یا در سفر بودید در حالی که یکی از شما از قضای حاجت آمده یا با زنان همبستر شده و آبی نیافتید (یا از استعمالش معذور بودید) پس خاک پاکیزهای بجویید و (پس از زدن دو دست بر آن) صورتها و دست هایتان را مسح کنید، که به راستی خداوند بخشنده و بسیار آمرزنده است.
نکتههای آیه غسل جنابت:
چون تحریم شراب، در صدر اسلام به صورت تدریجی انجام گرفت. ابتدا شراب به عنوان نوشابه نامطلوب معرّفی شد «وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً»[۱۹] سپس این آیه نازل شد [۲۰]و نماز در حال مستی را نهی کرد، آن گاه زیان آن را بیش از منافعش دانست، «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»[۲۱] سپس از مصرف آن به عنوان عنصری پلید و شیطانی نهی شد. «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ»، «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ»[۲۲] در روایات[۲۳] آمده که از نماز در حالت خواب آلودگی و کسالت و سنگینی پرهیز کنید. آیات دیگر نیز، نماز از روی کسالت را از نشانههای منافقان دانسته است.[۲۴]
«الْغائِطِ» یعنی مکان گود. چون در قدیم گودالهایی برای قضای حاجت فراهم میکردند، غائط کنایه از رفتن برای تخلّی است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «صعید»، موضع بلندی است که آب از آنجا جاری شود.[۲۵]
امام صادق علیه السلام فرمود: مقصود از «لامَسْتُمُ» جماع است، ولی خداوند ستّار است و ستر را دوست دارد.[۲۶]
پیامهای آیه غسل جنابت:
مقام نماز به حدی رفیع است که شرابخوار نباید به آن نزدیک شود. «لا تَقْرَبُوا الصَّلاهَ وَ أَنْتُمْ سُکاری »
در نماز، تنها اذکار و حرکات کافی نیست، توجّه و شعور لازم است. «حَتَّی تَعْلَمُوا ...»
عبادات ناآگاهانه، بی ارزش است، گرچه تکلیف را ساقط میکند. «حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ»
در مسجد، نباید با حالت جنابت وارد شد. «وَ لا جُنُباً ...»
در غسل، شستن تمام بدن لازم است. چون در آیه نام عضو خاصّی برده نشده است. «تَغْتَسِلُوا»
احتمال خطر و ضرر، یا تکلیف را از انسان برمی دارد و یا سبب تخفیف تکلیف میشود. «وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی »، «فَتَیَمَّمُوا»
در تعبیرات و گفتار، باید ادب را رعایت کرد. (تعبیر برگشت از گودی برای قضای حاجت و لمس زنان، کنایه از آمیزش جنسی است و گر نه تنها لمس سبب وضو نمیشود. «مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ»
احکام خدا، ترخیص دارد ولی تعطیل ندارد. اگر آب نبود، باید تیمم کرد. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا»
شرط ارتباط با خدا از طریق نماز، طهارت و پاکی است، وضو یا تیمّم. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا»
تیمّم باید بر خاک پاک باشد. «صَعِیداً طَیِّباً»
تخفیف احکام، نمودی از رحمت و مغفرت الهی است. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا»، «عَفُوًّا غَفُوراً»[۲۷]
آیه وضو و غسل
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ[۲۸]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، چون برای نماز برخیزید (و وضو نداشتید) پس صورتها و دست هایتان را تا آرنج بشویید، و بر سرتان و روی پاهاتان تا برآمدگی روی هر دو پا مسح کنید، و اگر جنب بودید شستشو نمایید (غسل کنید)، و اگر بیمار یا در سفر بودید و حال آنکه یکی از شما از قضای حاجت آمده یا با زنان همبستر شده و آبی نیافتید، پس به سراغ خاکی پاک روید و از آن خاک (پس از آنکه کف هر دو دست بر آن زدید) به صورت و دست هایتان بکشید (تیمم کنید). خداوند هرگز نمیخواهد برای شما مشقت درست کند و لکن میخواهد شما را پاک نماید و نعمت خود را بر شما تمام سازد، شاید سپاس گزارید.
نکتههای آیه وضو و غسل:
واژه ی «قیام»، هر گاه با حرف «إِلَی» همراه شود، به معنای اراده کردن است. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ» یعنی هر گاه تصمیم به نماز خواندن گرفتید.
کلمه ی «جُنُباً»، به زن و مرد، مفرد و جمع، بطور یکسان اطلاق میشود. شاید در این آیه، مراد از جنب شدن، تنها احتلام باشد و منظور از لمس زنان، آمیزش جنسی. مراد از فرمان «فَاطَّهَّرُوا» انجام غسل است. به قرینه اینکه در آیه ی ۴۳ نساء به جای «فَاطَّهَّرُوا»، «تَغْتَسِلُوا» فرموده است.
قید «إِلَی الْمَرافِقِ»، برای بیان محدوده ی شستن است، نه جهت شستن. از آنجا که کلمه ی «یَد» در زبان عربی، هم به دست، از انگشتان تا مچ و هم به دست، از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا کتف، اطلاق میشود این آیه میفرماید: در وضو، دست تا آرنج را بشویید، نه کمتر و نه بیشتر.
در تیمّم، روح بندگی نهفته است، چون دست به خاک زدن و مالیدن آن به پیشانی که بلندترین عضو بدن است همراه با قصد قربت، نوعی تواضع و خاکساری در برابر خداست.
آن گونه که آب آلودگی را برطرف میکند، خاک پاک هم خاصیّت میکرب کشی دارد. چون در معرض تابش آفتاب و ریزش باران است.
«صعید»، از «صعود» به معنای زمین بلند است. امام صادق علیه السلام در تفسیر «صَعِیداً طَیِّباً» فرمودند: زمین بلندی که آب از آن سرازیر شود.[۲۹]آری، زمین گودی که آب آلوده در آن جمع میشود، برای تیمّم مناسب نیست، زیرا شرط تیمّم، خاک پاک است.
در حدیث میخوانیم: «لا صلاه الا بطهور»[۳۰]، نماز جز با طهارت (وضو یا غسل یا تیمم) صحیح نیست.
در حدیث میخوانیم: «ابدأ بما بدء الله»[۳۱] از همانجا آغاز کن که خداوند در قرآن آغاز نموده است. همان گونه که در قرآن اوّل شستن صورت، بعد دستها و بعد مسح سر و بعد مسح پا آمده است، ترتیب وضو نیز همین گونه است.
از امام سؤال شد که چرا در وضو بخشی از سر مسح میشود؟ فرمودند: «لمکان الباء» به خاطر حرف «باء» در کلمه ی «بِرُؤُسِکُمْ» زیرا معنای آن قسمتی از سر است و اگر آیه «و امسحوا رؤسکم» بود در آن صورت باید همه ی سر را مسح میکردیم.[۳۲]
پیامهای آیه وضو و غسل:
نظافت و طهارت، لازمه ی ایمان است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» ... «فَاغْسِلُوا» ... «فَاطَّهَّرُوا»
طهارت، شرط نماز است. «فَاغْسِلُوا»
هم چنان که تماس با قرآن مخصوص پاکان است،[۳۳] ارتباط با خدا هم نیاز به طهارت دارد. «فَاغْسِلُوا»
آلودگی جسم، مانع قرب به خداست. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا»
اصل در کلام، رعایت حیا و عفّت و ادب است، خصوصاً در مسائل زناشویی. «لامَسْتُمُ النِّساءَ» البتّه در مسائل حقوقی، برای این که حقّی ضایع نشود، قانون روشن و بی پرده بیان میشود. مثل آیه «دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» که در مورد مهریّه است، یا جمله ی «أَحْصَنَتْ فَرْجَها» که در مورد رفع اتهام از حضرت مریم است.
شرایط و مقدّمات نماز، تخفیف بردار هست، ولی تعطیل بردار نیست. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا»
برای پیدا کردن آبِ وضو و غسل باید تلاش کرد، اگر پیدا نشد آن گاه نوبت به تیمّم میرسد. ( «فَلَمْ تَجِدُوا» در جایی است که انسان تلاش کند ولی نیابد.)
با آب یا خاک آلوده، نمیتوان با خدای پاک، ارتباط برقرار کرد. «صَعِیداً طَیِّباً»
هم خوردنیها باید طیّب باشد، که در دو آیه قبل به آن اشاره شد، هم تیمّم باید به خاک طیّب باشد. «صَعِیداً طَیِّباً»
در احکام دین، حرج و دشواری نیست. «ما یُرِیدُ اللَّهُ» لیجعل علیکم «مِنْ حَرَجٍ»
هدف از وضو و غسل و تیمم، طهارت معنوی و آمادگی برای ارتباط با خداوند است. «لِیُطَهِّرَکُمْ»
تکالیف الهی، برای انسان نعمت است. «لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ»
انجام تکلیف، یکی از مصادیق شکر خداست. «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[۳۴]
روایات
در منابع روایی احادیث زیادی در مورد غسلهای واجب و مستحب آمده است، مثلا در کتاب وسائل الشیعه بیش از ۴۰۰ روایت پیرامون اقسام غسل و احکام آن آمده است[۳۵].
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: مَنْ تَرَکَ شَعْرَهً مِنَ الْجَنَابَهِ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فِی النَّارِ؛ یعنی اگر کسی در غسل جنابت یک تار موی خود را عمدا نشوید، مستحقق جهنم است.[۳۶]
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: مَنْ غَسَّلَ مَیِّتاً مُؤْمِناً فَأَدَّی فِیهِ الْأَمَانَهَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَالَ وَ کَیْفَ یُؤَدِّی فِیهِ الْأَمَانَهَ قَالَ لَا یُخْبِرُ بِمَا یَرَی؛ یعنی اگر کسی میتی را غسل دهد و امانت آن میت را اداء کند، گناهان گذشته او آمرزیده میشود، سوال شد چگونه امانت آن میت اداء میشود، حضرت فرمود امانت آن میت این است که عیوب جسمانی آن میت را برای دیگران بیان نکند. [۳۷]
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: غُسْلُ یَوْمِ الْجُمُعَهِ طَهُورٌ وَ کَفَّارَهٌ لِمَا بَیْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ مِنَ الْجُمُعَهِ إِلَی الْجُمُعَهِ؛ یعنی غسل جمعه جسم را پاک میکند، و گناهان غسل کننده تا جمعه آینده پاک میکند.[۳۸]
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: اگر کسی روز جمعه غسل کند، و بگوید أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ- وَ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ تا جمعه آینده طهارت روحی نصیب او میشود.[۳۹]
حضرت موسی در مناجات با خداوند سوال کرد پروردگارا پاداش کسی که میتی را غسل دهد، چیست؟ خداوند در پاسخ فرمود گناهان او را میبخشم، مثل این که از مادر متولد شده و هیچ گناهی ندارد. قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع کَانَ فِیمَا نَاجَی بِهِ- مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ ع رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ قَالَ یَا رَبِّ فَمَا لِمَنْ غَسَلَ الْمَوْتَی قَالَ أَغْسِلُهُ مِنْ ذُنُوبِهِ-کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ[۴۰]
امام (علیه السلام) در جواب شخصی که در مورد غسل جمعه سوال کرد، فرمودند: واجب علی کل ذکر و أنثی عبد أو حر؛ یعنی بر (هر مرد و زن، عبد و آزاد) لازم است که غسل جمعه انجام دهد. [۴۱]
امام صادق (علیه السلام) در جواب ابو بصیر که سوال کرد اگر کسی غسل جمعه را ترک کند، فرمودند: إذا کان ناسیا فقد تمت صلاته و إن کان متعمدا فلیستغفر اللّه و لا یعد؛ یعنی اگر کسی غسل جمعه را انجام نداد، اگر عمدا ترک کرد باید استغفار کند، و دیگر غسل جمعه را ترک نکند، و اگر سهوا ترک شد اشکال ندارد. [۴۲]
زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل کردند: که عمر بن خطاب اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جمع کرد، و از آنها سوال کرد اگر مردی با زنی ارتباط جنسی برقرار کرد (دخول کرد) ولی آب مرد بیرون نیامد، آیا غسل واجب است؟ انصار گفتند که غسل در صورتی واجب است که آب مرد بیرون بیاید، مهاجرین گفتند وقتی دخول صورت گرفت غسل واجب میشود حتی اگر آب مرد بیرون نیاید، عمر بن خطاب به حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) گفت یا ابا الحسن نظر شما چیست؟ حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در جواب فرمودند شما میگویید با دخول جلد و رجم (سنگسار) [حد] واجب است، ولی غسل کردن با مقدار کمی آب را واجب نمیدانید، حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند وقتی دخول صورت گرفت غسل واجب میشود حتی اگر آب مرد بیرون نیاید. عمر حرف مهاجرین[حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)]را پذیرفت.
فیض کاشانی (رضوان الله علیه) در کتاب الوافی در تفسیر این روایت فرمودند: اینکه حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در اینجا از قیاس استفاده کردند، به خاطر این بود که حاظرین در مجلس قیاس را قبول داشتند، حضرت در اینجا جدال احسن انجام دادند، و قیاس سبب شد که آنها نظر حضرت را قبول کنند، ولی قیاس طریق شناخت احکام نیست، و اهل بیت (علیهم السلام) مخالف قیاس هستند.[۴۳]
اقسام غسل
غسلهای واجب[۴۴]
۱. غسل جنابت.
۲. غسل حیض.
۳. غسل نفاس.
۴. غسل استحاضه.
۵. غسل مسّ میّت.
۶. غسل میت.
۷. غسلی که به واسطۀ نذر و قسم و مانند اینها واجب میشود.[۴۵]
۲) غسلهای مستحب: غسلهای مستحب در شرع مقدس اسلام بسیار است و برخی از آنها عبارت است از:
غسل جمعه، و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر و بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود و اگر تا ظهر انجام ندهد بهتر است که بدون نیّت ادا و قضا تا عصر جمعه به جا آورد. و اگر در روز جمعه غسل نکند مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب، قضای آن را به جا آورد. و کسی که میترسد در روز جمعه آب پیدا نکند میتواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد (بلکه اگر در شب جمعه غسل را به امید آن که مطلوب خداوند عالم است به جا آورد، صحیح است) و مستحبّ است انسان در موقع غسل جمعه بگوید: «اشْهَدُ انْ لَا إِلهَ إِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَا شَریکَ لَهُ وَ انَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوّابِینَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ».
غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهای فرد مثل شب سوم و پنجم و هفتم، ولی از شب بیست و یکم مستحبّ است همه شب غسل کند (و برای غسل شب اول و پانزدهم و هفدهم و نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم و بیست و پنجم و بیست و هفتم و بیست و نهم بیشتر سفارش شده است). و وقت غسل شبهای ماه رمضان، تمام شب است (و بهتر است مقارن غروب آفتاب به جا آورده شود) ولی از شب بیست و یکم تا آخر ماه بهتر است غسل را بین نماز مغرب و عشا به جا آورد. و نیز مستحبّ است در شب بیست و سوم غیر از غسل اول شب، یک غسل هم در آخر شب انجام دهد.
غسل روز عید فطر و عید قربان و وقت آن از اذان صبح است تا غروب و بهتر است آن را پیش از نماز عید به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب به جا آورد، احتیاط آن است که به قصد رجاء انجام دهد.
غسل شب عید فطر و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح و بهتر است در اول شب به جا آورده شود.
غسل روز هشتم و نهم ذی حَجّه و در روز نهم بهتر است آن را نزدیک ظهر به جا آورد.
غسل روز اول و پانزدهم و بیست و هفتم و آخر ماه رجب.
غسل روز عید غدیر و بهتر است در وقت چاشت «اول ظهر» آن را انجام دهد.
غسل روز بیست و چهارم ذی حَجّه.
غسل روز عید نو روز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربیع الاول و روز بیست و پنجم ذی قعده ولی غسل روز پانزدهم شعبان رجاءً انجام دهد.
غسل دادن بچهای که تازه به دنیا آمده.
غسل زنی که برای غیر شوهرش بوی خوش استعمال کرده است.
غسل کسی که در حال مستی خوابیده.
غسل کسی که جایی از بدنش را به بدن میّتی که غسل دادهاند رسانده.
غسل کسی که در موقع گرفتن خورشید و ماه نماز آیات را عمداً نخوانده در صورتی که تمام ماه و خورشید گرفته باشد.
غسل کسی که برای تماشای دار آویخته رفته و آن را دیده باشد ولی اگر اتفاقاً یا از روی ناچاری نگاهش بیفتد یا مثلًا برای شهادت دادن رفته باشد، غسل مستحبّ نیست.[۴۶]
پیش از داخل شدن در حرم مکه، شهر مکه، مسجد الحرام، خانۀ کعبه، حرم مدینه، شهر مدینه و مسجد پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم مستحبّ است انسان غسل کند و برای داخل شدن در حرم امامان علیهم السلام رجاءً غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرّف شود یک غسل کافی است و کسی که میخواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجد الحرام و خانۀ کعبه شود، اگر به نیّت همه یک غسل کند کافی است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجدِ پیغمبر صلی اللّٰه علیه و آله و سلم شود، یک غسل برای همه کفایت میکند و برای زیارت پیغمبر و امامان علیهم السلام از دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و هم چنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفر رفتن خصوصاً سفر زیارت حضرت سید الشهداء علیه السلام مستحبّ است انسان غسل کند و اگر یکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد به جا آورد و بعد کاری کند که وضو را باطل مینماید مثلًا بخوابد (غسل او باطل میشود و ) مستحبّ است دوباره غسل را به جا آورد.[۴۷]
غسل ترتیبی
در غسل ترتیبی باید به نیّت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست بعد طرف چپ بدن را بشوید. و اگر عمداً یا از روی فراموشی یا به واسطۀ ندانستن مسأله به این ترتیب عمل نکند غسل او باطل است.
غسل ارتماسی
اینکه یک مرتبه تمام بدن را وارد آب کند. کسی که روزۀ واجب گرفته یا برای حج یا عمره احرام بسته نمیتواند غسل ارتماسی کند ولی اگر از روی فراموشی غسل ارتماسی کند صحیح است.[۴۸]
مستحبات غسل
ذکر غسل جمعه: اللّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ کُلِّ آفَهٍ تَمْحَقُ دِینِی وَ یَبْطُلُ بِهِ عَمَلِی. اللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوّابِینَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ». «خدایا! پاکیزه کن دل مرا از هر آفتی که محو کند دین مرا و باطل شود به آن، عمل من. خدایا! بگردان مرا از توبه کنندگان و بگردان مرا از پاکیزه شدگان».[۴۹]
ذکر درآوردن پیراهن: «اللّهُمَّ انْزِعْ عَنِّی رِبْقَهَ النِّفاقِ، و ثَبِّتْنِی عَلَی الْإِیمانِ»خدایا! بکَن از من رشتۀ نفاق را و ثابت دار مرا بر ایمان».[۵۰]
ذکر بیرون آمدن از حمام: «الْحَمْدُ للّهِ الَّذِی بِنِعْمَتِهِ تَتِمُّ الصّالِحاتُ».سپاس خدای را که کارهای شایسته به نعمت او تمام میشود ».[۵۱]
ذکر پوشیدن پیراهن:«اللّهُمَّ أَلْبِسْنِی الْعافِیَهَ وَ التَّقْوَی وَ جَنِّبْنِی الرَّدَی». «خدایا! بپوشان مرا تن درستی و پرهیزگاری، و دوردار از من هلاکت را».[۵۲]
ذکر پوشیدن زیر پیراهن: «اللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتِی، وَ آمِنْ رَوْعَتِی، وَ أَعِفَّ فَرْجِی، وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فی ذَلِکَ نَصِیباً، وَ لالَهُ إِلی ذَلِکَ وُصُولًا، فَیَصْنَعَ بِیَ الْمَکایِدَ، فَیُهَیِّجَنِی لِارْتِکابِ مَحارِمِک». «خدایا! بپوشان عورت مرا و ایمن گردان ترس مرا و نگاه دار فرج مرا از حرام و مگردان از برای شیطان، در آن نصیبی، و نه او را به آن رسیدنی، تا با من کند کیدها و برانگیزاند مرا برای ارتکاب حرامها».[۵۳]
ذکر پوشیدن عمامه، دستمال: «اللّهُمَّ سَوِّمْنِی بِسِیَماءِ الْإِیمانِ، وَ تَوِّجْنِی بِتاجِ الْکَرامَهِ، وَ قَلِّدْنِی حَبْلَ الْإِسْلامِ، وَ لَا تَخْلَعْ رِبْقَهَ الْإِیمانِ مِنْ عُنُقِی».[۵۴] «خدایا! نشان کن مرا به نشانۀ ایمان و تاج نِه بر سر من تاج کرامت و بر گردن نِه رشتۀ اسلام را و مکَن رشتۀ ایمان را از گردن من».[۵۵]
شرائط غسل
تمام شرطهایی که برای صحیح بودن وضو گفته شد مثل: پاک بودن آب و غصبی نبودن در صحیح بودن غسل هم شرط است ولی در غسل لازم نیست بدن را از بالا به پایین بشوید و نیز در غسلِ ترتیبی، لازم نیست بعد از شستن هر قسمت، فوراً قسمت دیگر را بشوید، بلکه اگر بعد از شستن سر و گردن مقداری صبر کند و بعد طرف راست را بشوید و بعد از مدّتی طرف چپ را بشوید اشکال ندارد. ولی کسی که نمیتواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، اگر به اندازهای که غسل کند و نماز بخواند، بول و غائط از او بیرون نمیآید ، (چنانچه وقت تنگ باشد)، باید هر قسمت را فوراً بعد از قسمت دیگر غسل دهد و بعد از غسل هم فوراً نماز بخواند. و هم چنین است حکم زن مستحاضه که بعداً گفته میشود.[۵۶]
احکام غسل
به دو چیز انسان جنب میشود: اول: جماع. دوم: بیرون آمدن منی، چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار.
اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند منی است یا بول یا غیر اینها چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده (و بعد از بیرون آمدن آن، بدن سست شده)، آن رطوبت حکم منی دارد و اگر هیچ یک از این سه نشانه یا بعضی از اینها را نداشته باشد، حکم منی ندارد ولی در زن و مریض لازم نیست آن آب با جستن بیرون آمده باشد، بلکه اگر با شهوت بیرون آمده باشد در حکم منی است و لازم نیست بدن او سست شود.
مستحبّ است انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون آید، که نداند منی است یا رطوبت دیگر، حکم منی دارد.
اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید، یا انسان شک کند که منی از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست.
لازم نیست در وقت غسل نیت کند که غسل واجب یا مستحبّ میکنم و اگر فقط به قصد قربت، یعنی: برای انجام فرمان خداوند عالم غسل کند کافی است.
در غسل ترتیبی نصف ناف و نصف عورت را باید با طرف راست بدن و نصف دیگر را باید با طرف چپ بشوید ، بلکه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود
اگر بعد از غسل بفهمد جایی از بدن را نشسته و نداند کجای بدن است باید دوباره غسل کند.
اگر بعد از غسل بفهمد مقداری از بدن را نشسته ، چنانچه از طرف چپ باشد، شستن همان مقدار کافی است. و اگر از طرف راست باشد باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید. و اگر از سر و گردن باشد باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشوید.
اگر پیش از تمام شدن غسل، در شستن مقداری از طرف چپ شک کند، شستن همان مقدار کافی است. ولی اگر بعد از اشتغال به شستن طرف چپ در شستن طرف راست یا مقداری از آن شک کند یا بعد از اشتغال به شستن طرف راست در شستن سر و گردن یا مقداری از آن شک نماید نباید اعتنا کند.
در غسل ارتماسی اگر به نیّت غسل ارتماسی به تدریج در آب فرو رود تا تمام بدن زیر آب رود غسل او صحیح است و احتیاط آن است که یک دفعه زیر آب رود.
در غسل ارتماسی اگر همۀ بدن زیر آب باشد و بعد از نیّت غسل، بدن را حرکت دهد غسل او صحیح است.
اگر برای غسل ترتیبی وقت ندارد و برای ارتماسی وقت دارد، باید غسل ارتماسی کند.
عرق جنب از حرام نجس نیست و کسی که از حرام جنب شده اگر با آب گرم هم غسل کند صحیح است[۵۷]
اگر در غسل به اندازۀ سر مویی از بدن نشسته بماند، غسل باطل است، ولی شستن جاهایی از بدن که دیده نمیشود، مثل توی گوش و بینی، واجب نیست.
جایی را که شک دارد از ظاهر بدن است یا از باطن آن، شستن آن لازم نیست ، ولی احتیاط در شستن است.
اگر سوراخ جای گوشواره و مانند آن به قدری گشاد باشد که داخل آن دیده شود، باید آن را شست و اگر دیده نشود شستن داخل آن لازم نیست.
چیزی را که مانع رسیدن آب به بدن است، باید برطرف کند و اگر پیش از آن که یقین کند برطرف شده غسل نماید، غسل او باطل است.
اگر موقع غسل شک کند، چیزی که مانع از رسیدن آب باشد، در بدن او هست یا نه، (چنانچه شکّش منشأ عقلایی داشته باشد باید وارسی کند تا مطمئن شود که مانعی نیست.
کسی که قصد دارد پول حمامی را ندهد یا بدون این که بداند حمامی راضی است، بخواهد نسیه بگذارد، اگر چه بعد حمامی را راضی کند، غسل او باطل است.
اگر حمّامی راضی باشد که پول حمّام نسیه بماند ولی کسی که غسل میکند قصدش این باشد که طلب او را ندهد، یا از مال حرام بدهد غسل او صحیح است.
اگر بخواهد پول حرام یا پولی که خمس آن را نداده به حمامی بدهد، غسل او باطل است.
اگر شک کند که غسل کرده یا نه، باید غسل کند ولی اگر بعد از غسل شک کند، که غسل او درست بوده یا نه، لازم نیست دوباره غسل نماید.
اگر در بین غسل حَدَث اصغر از او سر زند، مثلًا بول کند، غسل باطل نمیشود.
هر گاه به خیال این که به اندازۀ غسل و نماز وقت دارد برای نماز غسل کند، اگر چه بعد از غسل بفهمد که به اندازۀ غسل وقت نداشته غسل او صحیح است.
کسی که جنب شده اگر شک کند غسل کرده یا نه نمازهایی را که خوانده صحیح است، ولی برای نمازهای بعد باید غسل کند.
کسی که چند غسل بر او واجب است میتواند به نیّت همۀ آنها یک غسل به جا آورد، یا آنها را جدا جدا انجام دهد.
کسی که جنب است اگر بر جایی از بدن او آیۀ قرآن یا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد، حرام است دست به آن نوشته بگذارد و اگر بخواهد غسل کند باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد.[۵۸]
نماز باغسل مستحبی
امام خمینی(رضوان الله علیه) انسان نمیتواند با غسل مستحبی کاری مانند نماز که وضو لازم دارد انجام دهد.
آیت الله سیستانی: با غسلهای دیگرِ واجب غیر از غسل استحاضۀ متوسطه و با غسلهای مستحبّ ، نیز میتواند بدون وضو نماز بخواند اگر چه احتیاط مستحبّ آن است که وضو هم بگیرد.
آیت الله مکارم: با هر غسلی میتوان نماز خواند و وضو واجب نیست، خواه جنابت باشد یا غیر آن، واجب باشد یا مستحبّ، ولی احتیاط مستحبّ آن است که در غیر غسل جنابت وضو بگیرد. ولی با غسلی که به امید مطلوب بودن به جا آورده نمیتواند نماز بخواند بلکه باید احتیاطاً وضو نیز بگیرد.
آیت الله نوری: انسان میتواند با غسلهای مستحبی (یعنی غسلهایی که استحباب آنها به خصوص ثابت است) کاری که مانند نماز، وضو لازم دارد، انجام دهد.
آیت الله زنجانی: با غسلهای واجبِ دیگر غیر از غسل استحاضه یا غسلهای مستحب که استحباب آن ثابت است نیز میتواند بدون وضو نماز بخواند اگر چه احتیاط مستحب آن است که وضو هم بگیرد. و در غسلهایی که میباید رجاءً انجام داد باید وضو گرفت. [۵۹]
آثار غسل
فردی
آثار بهداشتی
اگر مکلف غسلهای واجب و مستحب را انجام دهد، در طول هفته چند مرتبه حمام میرود، شستن تمام بدن سبب نابودی میکروبها و موجب بهداشت و سلامت شخص میشود. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: عِلَّهُ غُسْلِ الْجَنَابَهِ النَّظَافَهُ لِتَطْهِیرِ الْإِنْسَانِ مِمَّا أَصَابَ مِنْ أَذَاه ؛ یعنی علت غسل جنابت نظافت و پاک شدن انسان است.[۶۰]
از نظر علمی آثار پزشکی غسل روشن شده، در بخش فلسفه غسل مفصلا توضیح داده شده که غسل چه آثار علمی در بردارد.
اجتماعی
نظافت و تمیزی جامعi
اگر همه افراد بهداشت فردی را رعایت کنند، و در طول هفته حمام بروند و تمام بدن خود را بشویند، بیماری(میکروب) به سایر افراد منتقل نمیشود، و همه افراد جامعه افرادی تمیز و سالم خواهند بود، امام صادق (علیه السلام) در حکمت غسل جمعه فرمودند: إن الأنصار کانت تعمل فی نواضحها و أموالها فإذا کان یوم الجمعه حضروا المسجد فتأذی الناس بأرواح آباطهم و أجسادهم- فأمرهم رسول اللّه ص بالغسل فجرت بذلک السنه؛ یعنی انصار در طول هفته مشغول کار میشدند، وقتی که روز جمعه فرا میرسید وارد مسجد میشدند، و سایر مردم از بوی بدن آنها اذیت میشدند، پس حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آنها را امر کرد که غسل جمعه انجام دهند، پس بدین سبب مستحب و سنت پیامبر گردید.[۶۱]
معنوی
آمرزش گناهان
در روایات بسیاری در مورد غسل روز جمعه، در مورد کسی که میتی را غسل میدهد و....آمده است که گناهان او آمرزیده میشود، امام رضا علیه السّلام در پاسخ کتبی به سؤالات محمّد بن سنان چنین مرقوم فرمود: علت غسل این است که نوعی تعظیم پروردگار و استقبال از خداوند است [چون هنگام عبادات به استقبال خداوند میرویم]، و نیز طلب مغفرت برای گناهان است، و همچنین نوعی بزرگداشت روز جمعه و عید است، زیراخداوند این ایام را بر سایر ایام برتری داده است.[۶۲]
نورانیت و طهارت قلب
غسل سبب دوری شیاطین از انسان میشود، و موجب طهارت مکلف میشود، به همین خاطر بعد از جنابت غسل واجب شده، و برای میت غسل واجب شده است؛ امام جواد (علیه السلام) در جواب شخصی که سوال کرد چرا میت غسل داده میشود و به چه علت کسی که میت را مس کرده باید غسل کند، فرمودند: یُغَسَّلُ الْمَیِّتُ لِأَنَّهُ جُنُبٌ وَ لِتَلَاقِیهِ الْمَلَائِکَهَ وَ هُوَ طَاهِرٌ وَ کَذَلِکَ الْغَاسِلُ لِتَلَاقِیهِ الْمُؤْمِنِینَ: یعنی چون میت میخواهد با ملائکه ملاقات کند و باید طاهر باشد غسل دادن میت واجب است، و شخصی که میت را مس کرده چون میخواهد با مومنین ملاقات کند و باید طاهر باشد به همین دلیل باید غسل کند.[۶۳]
فلسفه غسل
بعضی میپرسند: چرا اسلام دستور میدهد که به هنگام جنب شدن تمام بدن را بشویند در حالی که فقط عضو معینی آلوده میشود، و آیا میان بول کردن و خارج شدن منی تفاوتی هست که در یکی فقط محل را باید شست و در دیگری تمام بدن را ؟ این سؤال یک پاسخ اجمالی دارد و یک پاسخ مشروح:
پاسخ اجمالی آن این است که خارج شدن منی از انسان، یک عمل موضعی نیست (مانند بول و سایر زوائد) بدلیل اینکه اثر آن در تمام بدن آشکار میگردد، و تمام سلولهای تن بدنبال خروج آن در یک حالت سستی مخصوص فرو میروند و این خود نشانه تاثیر آن روی تمام اجزاء بدن است توضیح اینکه:
طبق تحقیقات دانشمندان در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتی وجود دارد که تمام فعالیتهای بدن را کنترل میکنند" اعصاب سمپاتیک" و" اعصاب پاراسمپاتیک" این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان و در اطراف تمام دستگاهها و جهازات داخلی و خارجی گستردهاند، وظیفه اعصاب سمپاتیک" تند کردن" و به فعالیت واداشتن دستگاههای مختلف بدن است، و وظیفه اعصاب" پاراسمپاتیک"" کند کردن" فعالیت آنهاست، در واقع یکی نقش" گاز" اتومبیل و دیگری نقش" ترمز" را دارد، و از تعادل فعالیت این دو دسته اعصاب نباتی، دستگاههای بدن بطور متعادل کار میکند.
گاهی جریانهایی در بدن رخ میدهد که این تعادل را بهم میزند، از جمله این جریانها مسئله" ارگاسم" (اوج لذت جنسی) است که معمولا مقارن خروج منی صورت میگیرد. در این موقع سلسله اعصاب پاراسمپاتیک (اعصاب ترمز کننده) بر اعصاب سمپاتیک (اعصاب محرک) پیشی میگیرد و تعادل به شکل منفی بهم میخورد.
این موضوع نیز ثابت شده است که از جمله اموری که میتواند اعصاب سمپاتیک را بکار وادارد و تعادل از دست رفته را تامین کند تماس آب با بدن است و از آن جا که تاثیر" ارگاسم" روی تمام اعضای بدن بطور محسوس دیده میشود و تعادل این دو دسته اعصاب در سراسر بدن بهم میخورد دستور داده شده است که پس از آمیزش جنسی، یا خروج منی، تمام بدن با آب شسته شود و در پرتو اثر حیات بخش آن تعادل کامل در میان این دو دسته اعصاب در سراسر بدن برقرار گردد .[۶۴]
البته فایده غسل منحصر به این نیست بلکه غسل کردن علاوه بر این یک نوع عبادت و پرستش نیز میباشد که اثرات اخلاقی آن قابل انکار نیست و به همین دلیل اگر بدن را بدون نیت و قصد قربت و اطاعت فرمان خدا بشویند غسل صحیح نیست در حقیقت به هنگام خروج منی یا آمیزش جنسی، هم روح متاثر میشود و هم جسم، روح به سوی شهوات مادی کشیده میشود، و جسم به سوی سستی و رکود، غسل جنابت که هم شستشوی جسم است و هم به علت اینکه به قصد قربت انجام مییابد شستشوی جان است، اثر دوگانهای در آن واحد روی جسم و روح میگذارد تا روح را به سوی خدا و معنویت سوق میدهد، و جسم را بسوی پاکی و نشاط و فعالیت.
از همه اینها گذشته، وجوب غسل جنابت یک الزام اسلامی برای پاک نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت، در طول زندگی است زیرا بسیارند کسانی که از نظافت خود غافل میشوند ولی این حکم اسلامی آنها را وادار میکند که در فواصل مختلفی خود را شستشو دهند و بدن را پاک نگاهدارند، این موضوع اختصاصی به مردم اعصار گذشته ندارد، در عصر و زمان ما نیز بسیارند کسانی که به علل مختلفی از نظافت و بهداشت تن غافلند. (البته این حکم بصورت یک قانون کلی و عمومی است حتی کسی را که تازه بدن خود را شسته شامل میشود.(مجموع جهات سه گانه فوق روشن میسازد که چرا باید به هنگام خروج منی (در خواب یا بیداری) و همچنین آمیزش جنسی (اگر چه منی خارج نشود) غسل کرد و تمام بدن را شست.
در پایان آیه، برای اینکه روشن شود هیچگونه سختگیری در دستورات گذشته در کار نبوده بلکه همه آنها بخاطر مصالح قابل توجهی تشریع شده است، میفرماید:" خداوند نمیخواهد شما را به زحمت بیفکند، بلکه میخواهد شما را پاکیزه سازد و نعمت خود را بر شما تمام کند تا سپاس نعمتهای او را بگوئید".[۶۵]
امام رضا علیه السّلام در پاسخ کتبی به سؤالات محمّد بن سنان چنین مرقوم فرمود: علّت غسل جنابت پاکیزگی است که انسان را از زحمتی که باو رسیده است پاک سازد و نیز پاک گردانیدن باقی بدنش. زیرا منی از تمامی بدن بیرون میآید، بنا بر این پاک ساختن تمام بدن بر او واجب است، و سبب تخفیف و سبک ساختن تکلیف در مورد بول و غائط آنست که آنها بیشتر واقع میشود و شمار دفعاتش بیش از جنابت است. پس خدای تعالی در این مورد به خاطر بیشتر واقع شدن و سختی و رنجش و آمدن بدون اراده و بدون لذّت و شهوت آن بوضو ساختن تنها راضی گردید، در صورتی که جنابت حاصل نمیشود مگر با لذّت جوئی و واداشتن خویشتن بدان.[۶۶]
عدّهای از یهود خدمت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله رسیدند و داناترین آنان از آن حضرت پرسشهائی کرد و در میان آن سؤالها یکی این بود که: به چه سبب خداوند تعالی به غسل از جنابت امر فرموده ولی به غسل از بول و غائط امر نفرموده است؟ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله پاسخ فرمود: همانا آدم ابو البشر هنگامی که از میوۀ آن درخت خورد، نوش و لذّت آن در رگها و موی و پوستش جریان یافت، پس هنگامی که مرد با همسرش نزدیکی کند آب منی از هر رگ و موئی که در بدن اوست خارج میگردد، پس خداوند عزّ و جلّ بر ذرّیّه و نسل او غسل از جنابت را تا روز قیامت واجب ساخته است، ولی بول ما زاد و سموم آنچه که انسان مینوشد، میباشد که از بدن خارج میشود، و غائط ما زاد خوراکی است که آدمی خورده و به آن شکل خارج میگردد. پس به سبب آن وضو بر او لازم میآید. آن مرد یهودی گفت: ای محمّد راست گفتی.[۶۷]
امام رضا علیه السّلام در پاسخ کتبی به سؤالات محمّد بن سنان چنین مرقوم فرمود: علت غسل میت این است که میت غسل داده میشود تا پاک و تمیز شود زیرا او بعد از مرگ با ملائکه و اهل آخرت ملاقات میکند، و باید از آلودگیهای جسم و روح طاهر و پاک باشد. حضرت فرمودند: علت غسل مس میت این است که وقتی روح از بدن میت خارج میشود، خیلی از آفتهای روح در بدن باقی میماند، به همیندلیل اگر کسی آن بدن را مس کند باید غسل کند.[۶۸]
آسیبهای غسل
اسراف
خیلی از افراد بیش از مقدار لازم آب برای غسل مصرف میکنند، در حالی که این کار اسراف و حرام است. امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خود و همسرش با پنج مدّ آب[هر مد معادل ۷۵۰ گرم است] را از یک ظرف غسل میفرمودند، پس زراره بآن حضرت عرض کرد: چگونه عمل میکرده است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: ابتدا پیامبر شروع کرده و دست خود را پیش از همسرش در آب زده و عورت خود را میشست، سپس همسر پیامبر دست خود را در آب زده و عورت خود را میشست، آنگاه پیامبر آب بر سر و تن خود میریخت و بعد همسر پیامبر آب بر خویشتن میریخت تا اینکه هر دو از غسل فارغ میشدند، و آن مقدار که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن غسل میکرد سه مدّ آب و مقداری که همسر وی با آن غسل میکرد دو مدّ آب بود، و (این پنج مدّ آب) برای ایشان کفایت میکرد زیرا آن دو در آن مقدار با هم شریک بودند و کسی که به تنهایی به غسل بپردازد ناگزیر از داشتن یک صاع[۳ مد] آب است.[۶۹]
وسواس
وسواس یکی از راهکارهای شیطان است تا انسان از عبادات زده شود و دیگر سراغ عبادات نرود، نباید به وسواس و شکهای زیاد توجه کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ صَاعٌ وَ سَیَأْتِی أَقْوَامٌ بَعْدِی یَسْتَقِلُّونَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ عَلَی خِلَافِ سُنَّتِی وَ الثَّابِتُ عَلَی سُنَّتِی مَعِی فِی حَظِیرَهِ الْقُدْسِ؛ یعنی آب وضو یک مدّ است و آب غسل یک صاع، و در آینده نزدیک پس از من گروههائی خواهند آمد که این مقدار آب را اندک شمارند و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند و هر که استوار و پا بر جا بر سنّت من است در حظیره قدس (بهشت) با من خواهد بود.[۷۰].
عدم توجه به پوشش اسلامی
متاسفانه برخی از مردان و زنان به بهانه غسل در مکانهای عمومی(برخی مسافر خانهها، رود خانه، ساحل) پوشش اسلامی را رعایت نمیکنند، باید توجه داشت که برای انجام واجب یا مستحب نباید حرامی(پوشش غیر اسلامی) مرتکب شویم.
راهکارهای ترویج این فریضه
۱. راهکار فرهنگی(علمی): خیلی از افراد نسبت به آثار و فلسفه غسل آگاه نیستند، و دیدگاه آنها نسبت به غسل این است که غسل مقدمه نماز است، اگر مردم نسبت به غسل معرفت پیدا کنند، نسبت به آن کوتاهی نمیکنند.
۲. راهکار اخلاقی: مومنین باید تمرین صبر و بردباری کنند، و به بهانه این که هوا سرد است، حال ندارم، بعدا غسل میکنم و.......خود را از این عبادت بزرگ محروم نکنند.
۳. راهکار اجرایی: وظیفه دولت است که به همه مناطق آب رسانی کند، امکانات گرم کردن آب در اختیار مردم قرار دهد، وقتی آب گرم در دسترس مردم باشد، برای غسل کردن مشکلی ندارند، و به راحتی طهارت حاصل میکنند. همچنین اگر دولت در همه شهرها استخر شنا احداث کنند، مردم میتوانند غسل ارتماسی انجام دهند، و هنگام شنا غسل ما فی ذمه[۷۱]، غسل توبه و.......را به راحتی انجام دهند.
منابع
قرآن کریم
المیزان فی تفسیرالقرآن، طباطبایی محمد حسین، ترجمه موسوی همدانی سید محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم
الکافی( ط- الإسلامیه) کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، ناشر: دار الکتب الإسلامیه
الوافی، کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ۲۶ جلد، کتابخانه امام امیر المؤمنین علی علیه السلام، اصفهان
بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار علیهم السلام، ، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، چاپ: بیروت- لبنان
تهذیب الأحکام طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، ناشر: دار الکتب الإسلامیه
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، دار الشریف الرضی للنشر، قم - ایران
عوالی( غوالی) اللئالی العزیزیه، احسایی، ابن ابی جمهور، محمد بن علی، ناشر: دار سید الشهداء للنشر
علل الشرائع، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، ۲ جلد، کتابفروشی داوری، قم - ایران، اول، ۱۳۸۶ هق
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ هق
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو
مفاتیح الشرائع، کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ۳ جلد، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی - ره،
من لا یحضره الفقیه، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه
نور، قرائتی محسن، تفسیر، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
نمونه، مکارم شیرازی ناصر، تفسیر، ناشر: دار الکتب الإسلامیه
کتب
اولین دانشگاه آخرین پیامبر
رساله نوین امام خمینی (رضوان الله علیه)
مقالات
غسل، سید مجتبی حسینی، مجله مکاتبه و اندیشه، زمستان ۸۸
پانویس
- ↑ رسائل فیض کاشانی؛ ج-2رساله-4، ص: 27
- ↑ کافی، ج 3، ص 72، ح 10؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 376، ح 10.
- ↑ در مقاله وضو گرفتن، اقسام طهارت را مفصلا بحث کردیم
- ↑ تهذیب، ج 1، ص 49
- ↑ بقره، آیۀ 222.
- ↑ المعرفه و التاریخ، ج 3، ص 408.
- ↑ عوالی اللئالی، ج 1، ص 115، ح 33.
- ↑ بقره/222
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 307
- ↑ تورات، سفر لاویان، از جمله نوزدهم تا بیست و نهم.
- ↑ تفسیر نور، ج 1، ص: 353
- ↑ وسائل، ج 2، ص 568. تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 178.
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 309
- ↑ تفسیر نور، ج 1، ص: 354
- ↑ اقتباس از اعجاز قرآن، صفحه 55 و 56.
- ↑ دومی مفهوم شرط، و اولی مفهوم غایت است.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 2، ص: 140
- ↑ نساء/43
- ↑ نحل، 67.
- ↑ تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 242.
- ↑ بقره، 219.
- ↑ مائده، 90.
- ↑ کافی، ج 3، ص 371.
- ↑ نساء، 142 و توبه، 54.
- ↑ بحار، ج 76، ص 347.
- ↑ وسائل، ج 20، ص 133.
- ↑ تفسیر نور، ج 2، ص: 297
- ↑ مائده/6
- ↑ معانی الاخبار، ص 283.
- ↑ تهذیب، ج 1، ص 49.
- ↑ تفسیر نور الثقلین.
- ↑ کافی، ج 3، ص 30.
- ↑ «لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ». واقعه، 79.
- ↑ تفسیر نور، ج 3، ص: 38
- ↑ وسائل الشیعه، ج 2، ص: 173 - ج 3، ص: 289
- ↑ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ ص: 229
- ↑ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ ص: 196
- ↑ من لا یحضره الفقیه؛ ج 1، ص: 112
- ↑ مَنِ اغْتَسَلَ لِلْجُمُعَهِ فَقَالَ................. کَانَ طُهْراً مِنَ الْجُمُعَهِ إِلَی الْجُمُعَهِ- من لا یحضره الفقیه؛ ج 1، ص: 112
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص: 141
- ↑ الوافی؛ ج 6، ص: 389
- ↑ الوافی؛ ج 6، ص: 394
- ↑ زراره عن أبی جعفر ع قال جمع عمر بن الخطاب أصحاب النبی ص فقال ما تقولون فی الرجل یأتی أهله فیخالطها فلا ینزل فقالت الأنصار الماء من الماء و قال المهاجرون إذا التقی الختانان فقد وجب علیه الغسل فقال عمر لعلی ع ما تقول یا أبا الحسن فقال علی ع أ توجبون علیه الجلد و الرجم و لا توجبون علیه صاعا من ماء إذا التقی الختانان فقد وجب علیه الغسل فقال عمر القول ما قال المهاجرون و دعوا ما قالت الأنصار بیان : قد جادلهم ع بالتی هی أحسن لأنهم کانوا أصحاب قیاس و کان مثل هذا التمثیل و المقایسه أوقع فی نفوسهم و أقرب لقبولهم و حاشاه ع أن یقیس فی الدین أو یکون طریق معرفته بالأحکام القیاس -الوافی؛ ج 6، ص: 399
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 208
- ↑ آیت الله سیستانی: و اگر کسوف کلّی یا خسوف کلّی شود و مکلّف عمداً نماز آیات را نخواند تا قضا شود بنا بر احتیاط واجب باید برای قضای آن غسل کند. آیت الله زنجانی: کسی که در موقع گرفتن خورشید و ماه نماز آیات را عمداً نخوانده باشد، در صورتی که تمام ماه و خورشید گرفته باشد بنا بر احتیاط واجب باید برای قضای نماز آیات غسل نموده و نماز بخواند و نماز قضا بدون غسل باطل است.
8. - ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 363
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 364
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1،
- ↑ (تهذیب، ج 1، ص 367، ح 9؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 254، ح 2091).
- ↑ (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 112، ح 232؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 44، ح 1429).
- ↑ (طوسی، امالی، ص 49، ح 64؛ بحارالأنوار، ج 68، ص 46، ح 56). در مصدر، این دعا از قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که مسرور میشدند، نقل شده است.
- ↑ (امالی صدوق، ص 363، ح 4؛ بحارالأنوار، ج 73، ص 70، ح 3).
- ↑ (مفتاح الفلاح، ص 167؛ مکارم الأخلاق، ص 101).
- ↑ (مکارم الأخلاق، ص 120؛ مفتاح الفلاح، ص 164)
- ↑ رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-5، ص: 10
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 223
- ↑ آیت الله مکارم: ولی بهتر است با آب ملایم غسل کند که عرق ننماید.
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1،
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 227 و ج 1، ص: 365
- ↑ من لا یحضره الفقیه ج 1 ص : 75
- ↑ الوافی؛ ج 6، ص: 395
- ↑ عِلَّهُ غُسْلِ الْعِیدَیْنِ وَ الْجُمُعَهِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ مِنَ الْأَغْسَالِ لِمَا فِیهِ مِنْ تَعْظِیمِ الْعَبْدِ رَبَّهُ وَ اسْتِقْبَالِهِ الْکَرِیمَ الْجَلِیلَ وَ طَلَبِهِ الْمَغْفِرَهَ لِذُنُوبِهِ وَ لِیَکُونَ لَهُمْ یَوْمَ عِیدٍ مَعْرُوفٍ یَجْتَمِعُونَ فِیهِ عَلَی ذِکْرِ اللَّهِ فَجَعَلَ فِیهِ الْغُسْلَ تَعْظِیماً لِذَلِکَ الْیَوْمِ وَ تَفْضِیلًا لَهُ عَلَی سَائِرِ الْأَیَّامِ وَ زِیَادَهً -علل الشرائع؛ ج 1، ص: 285
- ↑ علل الشرائع، ج 1، ص: 300
- ↑ و اینکه میبینیم که در خبری از امام علی بن موسی الرضا ع نقل شده که فرمود:ان الجنابه خارجه من کل جسده فلذلک وجب علیه تطهیر جسده کله:" جنابت از تمام بدن بیرون میآید و لذا باید تمام بدن را شست" (وسائل الشیعه جلد اول صفحه 466) گویا اشاره به همین موضوع است.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 4، ص: 295
- ↑ عِلَّهُ غُسْلِ الْجَنَابَهِ لِلنَّظَافَهِ وَ تَطْهِیرِ الْإِنْسَانِ نَفْسَهُ مِمَّا أَصَابَهُ مِنْ أَذَاهُ وَ تَطْهِیرِ سَائِرِ جَسَدِهِ لِأَنَّ الْجَنَابَهَ خَارِجَهٌ مِنْ کُلِّ جَسَدِهِ فَلِذَلِکَ وَجَبَ عَلَیْهِ تَطْهِیرُ جَسَدِهِ کُلِّهِ وَ عِلَّهُ التَّخْفِیفِ فِی الْبَوْلِ وَ الْغَائِطِ لِأَنَّهُ أَکْثَرُ وَ أَدْوَمُ مِنَ الْجَنَابَهِ فَرَضِیَ فِیهِ بِالْوُضُوءِ لِکَثْرَتِهِ وَ مَشَقَّتِهِ وَ مَجِیئِهِ بِغَیْرِ إِرَادَهٍ مِنْهُ وَ لَا شَهْوَهٍ وَ الْجَنَابَهُ لَا تَکُونُ إِلَّا بِالاسْتِلْذَاذِ مِنْهُمْ وَ الْإِکْرَاهِ لِأَنْفُسِهِمْ. علل الشرائع؛ ج 1، ص: 281- من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 1، ص: 107
- ↑ لأی شی ء أمر اللّه عز و جل بالاغتسال من الجنابه و لم یأمر بالغسل من الغائط و البول فقال رسول اللّه ص إن آدم لما أکل من الشجره دب ذلک فی عروقه و شعره و بشره فإذا جامع الرجل أهله خرج الماء من کل عرق و شعر فی جسده فأوجب اللّه عز و جل علی ذریته- الاغتسال من الجنابه إلی یوم القیامه و البول یخرج من فضله الشراب الذی یشربه الإنسان و الغائط یخرج من فضله الطعام الذی یأکله الإنسان فعلیه فی ذلک الوضوء قال الیهودی صدقت یا محمد . الوافی؛ ج 6، ص: 537-من لا یحضره الفقیه - ، ج 1، ص: 107
- ↑ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا ع کَتَبَ إِلَیْهِ فِی جَوَابِ مَسَائِلِهِ عِلَّهُ غُسْلِ الْمَیِّتِ أَنَّهُ یُغَسَّلُ لِأَنْ یُطَهَّرَ وَ یُنَظَّفَ مِنْ أَدْنَاسِ أَمْرَاضِهِ وَ مَا أَصَابَهُ مِنْ صُنُوفِ عِلَلِهِ لِأَنَّهُ یَلْقَی الْمَلَائِکَهَ وَ یُبَاشِرُ أَهْلَ الْآخِرَهِ فَیُسْتَحَبُّ إِذَا وَرَدَ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلِ الطَّهَارَهِ وَ یُمَاسُّونَهُ وَ یُمَاسُّهُمْ أَنْ یَکُونَ طَاهِراً نَظِیفاً مُوَجَّهاً بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِیُطْلَبَ وَجْهُهُ وَ لِیُشْفَعَ لَهُ وَ عِلَّهٌ أُخْرَی أَنَّهُ یُقَالُ یَخْرُجُ مِنْهُ الْقَذَی الَّذِی خُلِقَ مِنْهُ فَیَکُونُ غُسْلُهُ لَهُ وَ عِلَّهٌ أُخْرَی اغْتِسَالُ مَنْ غَسَّلَهُ أَوْ لَامَسَهُ لِظَاهِرِ مَا أَصَابَهُ مِنْ نَضْحِ الْمَیِّتِ لِأَنَّ الْمَیِّتَ إِذَا خَرَجَ الرُّوحُ مِنْهُ بَقِیَ أَکْثَرُ آفَتِهِ فَلِذَلِکَ یَتَطَهَّرُ لَهُ وَ یُطَهَّرُ -علل الشرائع؛ ج 1، ص: 300
- ↑ اغْتَسَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ وَ زَوْجَتُهُ مِنْ خَمْسَهِ أَمْدَادٍ مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ فَقَالَ لَهُ زُرَارَهُ کَیْفَ صَنَعَ فَقَالَ بَدَأَ هُوَ فَضَرَبَ یَدَهُ فِی الْمَاءِ قَبْلَهَا فَأَنْقَی فَرْجَهُ ثُمَّ ضَرَبَتْ هِیَ فَأَنْقَتْ فَرْجَهَا ثُمَّ أَفَاضَ هُوَ وَ أَفَاضَتْ هِیَ عَلَی نَفْسِهَا حَتَّی فَرَغَا وَ کَانَ الَّذِی اغْتَسَلَ بِهِ النَّبِیُّ ص ثَلَاثَهَ أَمْدَادٍ وَ الَّذِی اغْتَسَلَتْ بِهِ مُدَّیْنِ وَ إِنَّمَا أَجْزَأَ عَنْهُمَا لِأَنَّهُمَا اشْتَرَکَا فِیهِ جَمِیعاً وَ مَنِ انْفَرَدَ بِالْغُسْلِ وَحْدَهُ فَلَا بُدَّ لَهُ مِنْ صَاعٍ - من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص: 35
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص: 35
- ↑ نیت میکند اگر غسلی بر عهده او واجب بوده و او فراموش کرده یا اشتباه انجام داده.







