فرهنگ مصادیق:آزار حیوانات در اسلام
پیامبر اسلام(ص)
لا تَضْرِبوا الدَّوابَّ علی وُجوهِها[۱].
به صورت حیوانات نزنید.
پیامبر خدا(ص).وقتی الاغی را دید که صورتش را داغ نهادهاند (با فلز داغ بر بدنش علامت زدهاند).فرمود:
أ مَا بَلَغَکم أنّی لَعَنْتُ مَن وَسَمَ البَهیمَهَ فی وَجْهِها أو ضَرَبَها فی وَجْهِها؟![۲]
مگر نشنیدهاید که لعنت کردهام آن کسی را که صورت حیوان را داغ بنهد، یا بر صورت آن تازیانه زند؟
حَجَّ علی بنُ الحسینِ علیهما السلام علی ناقَهٍ لَهُ أربَعینَ حِجّهً؛ فما قَرَعَها بسَوْطٍ[۳].
امام سجاد(ع).چهل بار با شترِ خود به حجّ رفت ولی یک تازیانه به آن نزد.
پیامبر خدا(ص).
اضْرِبوها علی النِّفارِ، و لا تَضْربوها علی العِثارِ[۴].
حیوان را برای چموشی و سرکشی کردن بزنید، اما به خاطر لغزیدن نزنید.
پیامبر اسلام(ص).:
عُذِّبَتِ امْرأهٌ فی هِرٍّ رَبَطتْهُ حتّی ماتَ، و لم تُرْسِلْهُ فیأکلَ مِن خِشاشِ الأرضِ، فوجَبَتْ لَها النّارُ بذلک[۵].
زنی به سبب آن که گربهای را بسته بود و اجازه نمیداد برای غذای خود شکار کند تا مُرد، مستوجب آتش دوزخ شد.
امام صادق(ع).:
إنّ امرأه عُذِّبَتْ فی هِرّهٍ رَبَطتْها حتّی ماتَتْ عَطَشا[۶].
زنی به سبب آن که گربهای را بسته بود تا از تشنگی مرد، به عذاب گرفتار آمد.
نهی النَّبی(ص).عنِ التَّحْریشِ بَینَ البَهائمِ[۷].
پیامبر(ص).از به جان هم انداختن حیوانات نهی فرمود.
پیامبر اسلام(ص).وقتی ماده شتری را دید که زانویش بسته شده و بارش همچنان بر پشت اوست فرمود:
أینَ صاحِبُها؟ مُروهُ فلْیسْتعِدَّ غَدا للخُصومَهِ[۸].
صاحب او کجاست؟ به او بگویید خودش را برای شکایت [این شتر در قیامت ] آماده کند.
پیامبر اسلام(ص).:
ارْکبوا هذهِ الدَّوابَّ سالِمَهً و اتَّدِعُوها سالِمَهً، و لا تَتَّخِذوها کراسِی لأحادیثِکم فی الطُّرُقِ و الأسْواقِ[۹].
چارپایان سالم را سوار شوید و آنها را سالم نگه دارید و آنها را کرسی خطابه و صحبتهای خود در کوچهها و بازارها نکنید.
رسول خدا(ص).:
لعن الله من اتخذ شیئا فیه الروح غرضا[۱۰].
لعنت خدا بر کسی که جانوری را (به جایی بسته).با پرتاب چیزی هدف قرار دهد.
پیامبر اسلام(ص).:
لَعنَ اللّهُ مَن مَثَّلَ بالحَیوانِ[۱۱].
لعنت خدا بر کسی که حیوانی را مُثْله کند.(گوش یا بینی آن را ببرد.).
پیامبر اسلام(ص).:
الثّالثُ مَلْعونٌ یعنی علی الدّابّهِ[۱۲].
سومین نفر ملعون است.و مراد حضرت سواره ی سوم بر پشت حیوان است.
امام صادق(ع).:
انّه(ص).سَمِعَ رجُلًا یلعَنُ بَعیره، فقالَ: ارجِعْ، و لا تَصْحَبْنا علی بَعیرٍ مَلْعونٍ![۱۳]
پیامبر خدا(ص).شنید که مردی شتر خود را لعنت میکند، فرمود: برگرد، با شتر لعنت شده همراه ما نیا.
پیامبر اسلام(ص).:
لَو غُفِرَ لَکم ما تَأتونَ إلی البَهائِم لَغُفِرَ لَکم کثیرا[۱۴].
اگر ستمی که به حیوانات میکنید بر شما بخشیده شود، بسیاری از گناهان شما بخشوده شده است.
ابن مسعود:
کنا عند النبی(ص).فدخل رجل غیضه فأخرج منها بیضه حمره فجاءت الحمره ترفرف علی رسول الله (ص).وأصحابه ، فقال لأصحابه: أیکم فجع هذه؟ فقال رجل: أنا یا رسول الله أخذت بیضها فقال: رده رده رحمه لها[۱۵].
شخصی تخم چکاوکی را از لانه اش برداشته بود.چکاوک در آسمان شروع به بال بال زدن کرد.پیامبر از علت بال بال زدن آن جویا شد. آن مرد گفت: من تخم این پرنده را از لانه اش در آوردم.حضرت به آن شخص دستور داد تا تخمها را به لانه اش برگرداند.
مَرَّ رسولُ اللّهِ(ص).علی رَجُلٍ واضِعٍ رِجلَهُ علی صَفحَهِ شاهٍ و هُو یحِدُّ شَفرَتَهُ، و هی تَلحَظُ إلَیهِ بِبَصَرِها، قالَ: أ فلا قَبلَ هذا؟ أ وَ تُریدُ أن تُمیتَها مَوتَتَینِ؟![۱۶]
رسول خدا(ص).مردی را دید که پایش را روی سینه گوسفندی گذاشته و مشغول تیز کردن کارد خود است و گوسفند به او خیره شده است.فرمود: نمیتوانستی قبلًا کاردت را تیز کنی؟ نکند میخواهی جان این حیوان را دوبار بستانی؟!
یک خاطره در رابطه با حدیث آخر
برای کشتن یک بز به قلعهای با صاحبش رفتیم.وقتی به آنجا رسیدیم، درب طویله را باز کرد که در آن چهارپایان بودند.به محض باز شدن در، همه ی حیوانها به حیاط دویدند.صاحب قلعه، یک بز را برداشت و در مقابل دیگر حیوانات بر زمین خواباند.همینکه کارد را به گلوی حیوان گذاشت، همه ی حیوانها (شامل یک گوساله و چندین بز و گوسفند).درون اتاق رفتند.
از اینجا معلوم میشود دست کم گاو و گوسفند و بز متوجه ذبح میشوند و مشاهده ی آن، سبب آزار آنها خواهد بود.
پانویس
- ↑ کافی، ج ۶، ص ۵۳۸، ح ۴.
- ↑ التاج الجامع للاصول، ج ۴، ص ۳۵۱.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۹۳، ح ۲۴۹۴.
- ↑ کافی: ۶/ ۵۳۹/ ۱۲.
- ↑ کنز العمّال: ۴۳۶۹۵.
- ↑ مکارم الأخلاق: ۱/ ۲۸۰/ ۸۶۴.
- ↑ التاج الجامع للُاصول: ۴/ ۳۵۱.
- ↑ بحار الأنوار: ۷/ ۲۷۶/ ۵۰.
- ↑ کنز العمّال: ۲۴۹۵۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۲۸۲.
- ↑ کنز العمّال: ۲۴۹۷۱.
- ↑ کنز العمّال: ۲۴۹۷۲.
- ↑ دعائم الإسلام: ۱/ ۳۴۷.
- ↑ کنز العمّال: ۲۴۹۷۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۳۰۷.
- ↑ الترغیب و الترهیب: ۲/ ۱۵۶/ ۲.







