فرهنگ مصادیق:حقوق انسان در قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۸ توسط Fayzi (نظرات | مشارکت‌ها) (حق حضانت)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
حقوق انسان در قرآن

مقدمه

حقوق امتیازاتی است که از سوی خدا یا عرف یا قانونگذار برای فرد یا گروه و جامعه‌ای وضع می‌شود، به گونه‌ای که قابل سلب جز از سوی وضع کننده آن نیست. در حقیقت حقوق همان امر ثابتی است که جز از همان راهی که وضع شده سلب نمی‌شود. برای انسان حقوقی است که در آموزه‌های قرآنی به عنوان حق الهی و به تعبیری دیگر حقوق طبیعی انسان مطرح شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا برخی از این حقوق الهی و طبیعی را بر اساس آموزه‌های قرآنی تبیین کند.

حقوق الهی

حقوق، جمع «حق» به معنای ثابت، درست، درستی، سزاوار است.[۱]
محققان بر این هستند که اصل حق به معنای ثبوت همراه با مطابقت با واقع است[۲] اما در اصطلاح، حق، همان قدرتی است که از طرف قانون به شخصی داده شده است[۳]
برخی دیگر در تعریف حق گفته‌اند که آن قدرت یا امتیازی است که کسی یا جمعی سزاوار برخورداری از آن است، به ویژه قدرت یا امتیازی که به موجب قانون یا عرف مقرّر شده باشد؛ چرا که اساساً افراد جامعه بر اثر روابط و مناسبات خود، یک رشته اختیارات و امتیازات به دست می‌آورند که مجموعه آن را حقوق می‌نامند و مشتمل بر اختیارات مدنی، اجتماعی، سیاسی و همه مزایا و سلطه‌هایی است که از قانون ناشی می‌شود.[۴]
با نگاهی به آموزه‌های قرآنی این معنا ثابت می‌شود که حقوق هماره در ارتباط با دیگری معنا می‌یابد. این دیگری می‌تواند انسانی دیگر، خدا، یا موجودات دیگری چون گیاهان، جانوران و محیط زیست باشد. بنابراین، این گونه نیست که حق و حقوق تنها در دایره محدود انسان تعریف شود.
بر این اساس، حق، قدرت یا امتیازی است که از سوی خداوند به آفریده‌ای داده می‌شود. از آن جایی که خداوند حق مطلق است[۵]، خداوند هم چنین منشا و خاستگاه هر حقی برای دیگری است.[۶]
خداوند به طور ذاتی هویت از حق و حقوقی چون مالکیت و ولایت برخوردار است[۷]؛ ولی خداوند می‌تواند این حق را به دیگری یا دیگران نیز بدهد که داده است.[۸]
آموزه‌های قرآنی تاکید دارد که حق تشریع و قانونگذاری تنها از آن اوست و دیگری حق تشریع ندارد و اوست که به عنوان شارع انحصاری تنها از چنین حقی برخوردار است. بر همین اساس قوانینی که از سوی دیگران صادر می‌شود از اعتباری برخوردار نیست، مگر آن که خداوند چنین اذن یا اجازه‌ای را صادر کرده باشد. پیامبر (ص) و امامان معصوم از حق تشریع به حکم الهی برخوردارند.[۹]
هم چنین حقوق الهی بسیار عام و فراگیر است و همه هستی را در بر می‌گیرد. این حقوق همان طوری که شامل حقوق طبیعی و قانونی در قالب احکام و مانند آن می‌شود، هم چنین اختصاصی به انسان ندارد، بلکه حتی گیاهان، جانوران و جنیان دارای حقوقی هستند که انسان می‌بایست آن‌ها را مراعات کند. برخی از این حقوق در قالب قوانین سفت و سخت در موارد خاص مورد تاکید قرار گرفته است. از جمله این حقوق می‌توان به حقوق گیاهان و جانوران در موسم حج اشاره کرد.[۱۰]حفظ و صیانت از محیط زیست و عدم تخریب آن از دیگر حقوقی است که برای غیر انسان وضع شده و انسان موظف به مراعات آن است. این حقوق گاه در شکل قوانین بیان شده و هر گونه تخلف از آن، مجازاتی را به دنبال خواهد داشت.[۱۱]

حقوق طبیعی و فطری انسان

خداوند برای انسان حقوقی را قرار داده که برخی از آن‌ها در قالب حقوق طبیعی شناخته و معرفی می‌شود. از نظر عالمان اسلامی از جمله شهید مطهری هر استعداد طبیعی مبنای یک «حق طبیعی» است و یک «سند طبیعی» برای آن به شمار می‌آید. حقوق طبیعی از انعقاد قرار داد سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه عام و فراگیر است و شرط استیفای این حق را نیز استاد مطهری استمداد از عقل و اراده و عمل به تکلیف و وظیفه می‌داند.
«اسلام به حقوق فطری و عدالت تکوینی قائل است. و اصولا نیز جز برپایه اصل غائیت نمی‌توان برای حقوق فطری پایه‌ای درست کرد… اصلا آیا جز با تایید اصل غائیت و شهادت خود جهان تکوین و اینکه یک نوع تناسب و توازنی در جهان است راه دیگری برای حقوق فطری که واقعا آن را یک امر واقعی بدانیم و بگوییم قرار داده شده این حق برای این گیاه یا حیوانی یا انسان، راه دیگری هست؟ صرفا ملایمت اتفاقی، یعنی اینکه تصادفا احتیاجات ما با این امور رفع می‌گردد آیا ممکن است دلیل باشد برای اینکه حقی فطری و طبیعی است یا نه؟
به نظر می‌رسد جز منطق الهی و منطق اصل غائیت که [به موجب آن نظمی ارادی و شعور و حساب و قاعده‌ای در کار است و] رابطه‌ای [بین برخی اشیاء با یکدیگر و بین گذشته و آینده] در کار است؛ به نحوی که اگر محتاج نبود، محتاج الیه به وجود نمی‌آمدند. [بله،جز با پذیرش چنین ارتباط و پیوستگی مستقیمی] نمی‌توان حقوق فطری و طبیعی را توجیه کرد. [و کلیه توجیهاتی که برپایه‌ای جز اصل غائیت، توسط روشنفکران و اندیشمندان غربی در دفاع از حقوق فطری و طبیعی به عمل آمده نارسا و مخدوش است.] [۱۲] و در ادامه استاد نتیجه می‌گیرد: «[حقوق فطری عین حقوق الهی است و برخلاف آنچه نویسندگان جدید می‌پندارند هیچ دوگانگی و تقابل میان حقوق فطری و الهی در کار نیست.]»[۱۳]
از نظر قرآن تجاوز به حقوق انسان امری ناروا و نکوهیده است[۱۴]و کسانی که به این حقوق تجاوز می‌کنند قابل پیگیری و سزاوار مجازات هستند[۱۵]؛ چرا که این گونه رفتار از مصادیق فساد و افساد در زمین است.[۱۶]
هم چنین از نظر قرآن، همه انسان از مرد و زن بی هیچ تفاوت در رنگ و نژاد و مانند آن دارای حقوقی هستند که هیچ تبعیض بردار نیست و تساوی در حقوق انسانی از امور ثابت است.[۱۷] بنابراین، یکی اصول بنیادین اسلام، محترم بودن حقوق همه انسانها، نسبت به یکدیگر است.[۱۸]
انسان از حقوق برابر و مساوی در امور اجتماعی برخوردارند[۱۹] و از حقوقی برابر چون حق حیات و زندگی سالم همراه با اسایش و ارامش بهره مند هستند.[۲۰] در حوزه قضایی در آیات قرآنی بر مراعات عدالت در قضاوت به عنوان یکی از مهم‌ترین حقوق تمامی انسانها تاکید شده است.[۲۱]
هم چنین از نظر قرآن حاکمان و قاضیان نقش به سزای در حفظ حقوق انسانها در جامعه به عهده دارند و می‌بایست به این نقش خویش به طور کامل بپردازند و کوتاهی نکنند.[۲۲] البته به طور طبیعی اهل اعتقاد به خدا، اهل تقوا و نیکوکاران و محسنان گرایش به حفظ و رعایت عدالت دارند و این نقش را حتی بیش تر از حاکمان مراعات می‌کنند. خداوند در آیه ۲۳۶ سوره بقره می‌فرماید که رعایت حقوق انسانهای دیگر، وظیفه نیکوکاران است و جالب این که محسنان اصولا گرایش به چنین رفتاری دارد.
خداوند در آیات قرآنی تبیین می‌کند که یکی از مهم‌ترین راه‌های تعیین حقوق انسان‌ها احکام شرعی است که از سوی خداوند در کتب آسمانی بیان شده است. در حقیقت احکام شرعی، تعیین‌کننده حدود حقوق انسانهاست.[۲۳]
به نظر قرآن تنها کسانی واقعا به حقوق انسانی پای بند هستند و بدان قیام می‌کنند که به قیامت اعتقاد و باور داشته باشند. از این روست که خداوند در آیه ۶ سوره نساء می‌فرماید که اعتقاد به حسابرسی دقیق خداوند، پشتوانه رعایت حقوق انسانهاست. بر همین اساس اهل تقوا گرایش به مراعات کامل حقوق انسانی دارند و خداوند در آیات ۲۳۳ و ۲۴۱ و ۲۸۲ سوره بقره بیان می‌کند که تقوا، زمینه ساز رعایت حقوق انسانهای دیگر است. هم چنین بر اساس آیه ۹ سوره نساء توجّه به کیفر الهی، زمینه‌ساز رعایت حقوق انسانهاست.
به سخن دیگر، مهم‌ترین عواملی که موجب مراعات حقوق دیگران از سوی انسان می‌شود اموری چون اعتقاد به خدا، معاد و رستاخیز است که زمینه ساز تقوا و احسان و مانند آن از امور اخلاقی می‌شود و همین خود عاملی برای مراعات اصول اخلاقی از جمله حقوق دیگران است.
البته از نظر قرآن قیام مداوم و مستمر علیه تضییع‌کنندگان حقوق انسانها، راهی برای دفاع از حقوق انسانی است[۲۴] به طوری که دیگران به خود اجازه نمی‌دهند حقوق دیگران را تضییع کرده و آن را مراعات نکنند.

مصادیقی از حقوق انسان

حقوق انسانی، قدرت و امتیازاتی است که خداوند برای انسان به عنوان اشرف و اکرم آفریده‌هایش وضع و قرار داده است و هیچ کس نمی‌تواند آن را از انسان سلب کند. بر اساس آموزه‌های قرآنی، حقوقی چون حق آزادی در برابر بردگی از حقوقی است خود انسان نیز نمی‌تواند آن را از خود سلب کند و خود را برده دیگری کند. پس این که گونه نیست که انسان بتواند هر حقی را از خود سلب کند؛ چرا که برخی از حقوق از جمله حقوق ثابتی است که بیرون از اراده و اختیار انسان است؛ حال چه رسد که کسی دیگر این حق ثابت را از او سلب کند.
حقوق انسانی شامل حقوق فطری و حقوق طبیعی و حقوق قانونی است. حق قانونی می‌تواند براساس شرایط تغییر کند و حتی انسان می‌تواند از آن حق در گذرد. به عنوان نمونه حق قصاص از حقوقی است که صاحبان دم می‌توانند آن را ببخشند و عفو کند[۲۵] هم چنین حق صداق و مهریه از جمله اموری است که انسان می‌تواند از آن بگذرد و نگیرد.[۲۶]

آزادی

از نظر اسلام، هر انسانی آزاد به دنیا آمده است. پس برده دیگری نیست؛ چنان که هر انسانی دارای اراده و اختیار و حق انتخاب است، پس از نظر اجتماعی نیز موجودی آزاد است. آزادی اجتماعی انسان شامل آزادی عقیده [۲۷]، آزادی اندیشه [۲۸] و دیگر آزادی‌های مشروع است. این آزادی‌ها تکوینی و فطری و طبیعی است که کسی حتی خود شخص نمی‌تواند آن را از خود سلب نماید.

اتمام حجت

از حقوق انسان نسبت به خدا این است که خداوند حق را به او نشان دهد و چاه و راه را بنمایاند. چنین حقی از خود خداوند نشات گرفته است. از این روست که خداوند با ارسال پیامبران و کتب آسمانی اتمام حجت کرده و کسی را بدون اتمام حجت مجازات نمی‌کند.[۲۹]

حق ازدواج

انتخاب همسر و ازدواج، از حقوق انسانهاست[۳۰] هم چنین از آیات ۲۲۸ تا ۲۳۲ سوره بقره به دست می‌آید که تصمیم در ازدواج مجدّد از جمله حقوق زن است؛ چنان که از آیه ۱۲۷ سوره نساء بر می‌آید نادیده گرفتن حق ازدواج دختران یتیم جایز نیست که کسانی که چنین کنند سزاوار نکوهش هستند.

استفاده از طبیعت

استفاده از طبیعت، حقّ همه انسانهاست و کسی نمی‌تواند این حق را از کسی سلب کند.[۳۱]

حق پناهندگی

حق پناهندگی به عنوان راهی برای نجات از شکنجه و فشار برای همگان ثابت است[۳۲] این حق پناهندگی و تأمین امنیّت به ویژه برای افراد جویای پیامهای الهی لازم و واجب است.[۳۳]

حق تجارت

از حقوق مسلم انسان حق تجارت است [۳۴] پس کسی نمی‌تواند این حق را از کسی سلب کند، اما اگر کسب و تجارت نامشروع باشد به عنوان یک ضد حقوق بشر از او سلب می‌شود؛ زیرا حق انسانی است که کسب در مسیر حلال و مشروع باشد.[۳۵]

حق تصمیم گیری

انسانها، دارای حق رأی و انتخاب، در تعیین سرنوشت خویش است.[۳۶]

حق حیات

همه انسانها، دارای حق حیات هستند[۳۷] از همین روست که کشتن فرد بی‌گناه، موجب سلب حق حیات از قاتل می‌شود[۳۸] و از سلب‌کنندگان حق حیات از سوی خداوند در قیامت نیز مؤاخذه و حسابرسی به عمل می‌آید.[۳۹]

حق اخوت

یکی از حقوقی که در اسلام وضع شده حق اخوت و برادری است که بسیار با ارزش است[۴۰]این حق، خود لوازم و ملازماتی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به اجتناب از غیبت[۴۱]، ایجاد صلح و آشتی میان برادران دینی درگیر جنگ [۴۲] طلب مغفرت برای یکدیگر[۴۳]، حسن معاشرت با ایتام[۴۴]، گذشت از حق قصاص[۴۵]و مانند آن‌ها به عنون لازمه و مقتضیات حق اخوّت دینی اشاره کرد.

حق حرم

حرم الهی اختصاصی به ساکنان مکه ندارد و همگان از این حق برخوردارند.[۴۶] مقتضای این حق الهی انسان‌ها نسبت به حرم مقدس، برخوداری همگان از امکانات آسایشی و آرامشی آن جاست. بنابراین کسی نمی‌تواند آسایش مردم و امنیت و آرامش آنان را در حرم سلب کند.[۴۷]

حق تغذیه

همه انسان‌ها از حق تغذیه سالم برخوردارند و این از حقوق طبیعی و فطری بشر است. با این همه خداوند به طور خاص یک حق دیگری را برای گروهی از انسان‌ها ثابت کرده است. از آیات قرآنی به دست می‌آید که گرسنگان و بینوایان، دارای حق تغذیه از اموال توانمندان هستند. این بدان معناست که وظیفه و تکلیف ثروتمندان و توانمندان است که گرسنگان و بینوایان را سیر کنند.[۴۸]

حق حضانت

پدر و مادر، دارای حق حضانت کودک خویش هستند[۴۹] و در صورت وفات والدین، وارثان پدر و مادر دارای حق حضانت کودک می‌شوند.[۵۰]

حق مدیریت مردان

مردان، دارای حق مدیریّت در خانواده، به دلیل برتری و توانایی و تأمین هزینه زندگی هستند.[۵۱]

حقوق آوارگان

آواره‌شدگان به ناحق، به وسیله دشمنان، مجاز به اقدام نظامی به نفع خود هستند.[۵۲]هم چنین آواره‌شدگان به ناحق از وطن، به سبب اخراج و تبعید، مستحقّ استفاده از اموال فیء و انفال عمومی هستند.[۵۳]

دیگر حقوق انسانی

در آیات قرآنی از حق دادرسی و دسترسی عادلانه به قضا[۵۴] حق دفاع از خود در برابر ظالم[۵۵]، حق عبادت[۵۶]، حق قصاص[۵۷]، حق مالکیت[۵۸] حق وطن و مسکن مورد اطمینان[۵۹] و ده‌ها حق دیگر سخن به میان آمده است. حقوق دشمنان، جنبدگان و گیاهان و مانند آن‌ها چنان زیاد است که نمی‌توان در یک نوشتار کوتاه همه را احصا و بیان کرد. از این رو در این جا به همین مقدار بسنده می‌شود.

پانویس

  1. نثر طوبی، علامه شعرانی، ص‌۱۸۱ و منابع دیگر لغوی
  2. التّحقیق، حسن مصطفوی، ج‌۲، ص‌۲۶۲، «حق»
  3. ترمینولوژی حقوق، دکتر جعفری لنگرودی، ص‌۲۱۶، «حق»
  4. فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطّلاعات و مدارک علمی ایران، ص ۳۷۲ - ۳۷۳
  5. فصلت، آیه ۵۳
  6. بقره، آیه ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰
  7. بقره، آیه ۱۰۷؛ انعام، آیه ۱۴؛ شوری، آیه ۹ و ۳۱؛ عنکبوت، ایه ۲۲
  8. اعراف، آیه ۱۹۶؛ مائده، آیه ۵۵
  9. حشر، آیه ۷ ؛ نساء، آیه ۵۹؛ و آیات دیگر
  10. مائده، آیات ۱ و ۲
  11. همان آیات و کتب فقهی مناسک حج
  12. بررسی اجمالی میان اقتصاد اسلامی، شهید مرتضی مطهری، صفحات ۱۶۴ و ۱۶۵
  13. همان، ص ۱۶۶
  14. فجر، آیه ۱۹
  15. شوری، آیه ۴۲
  16. بقره، ایه ۶۰
  17. حجرات، آیه ۱۳؛ نساء، آیه ۳۲
  18. شوری، ایه ۴۲
  19. قصص، آیه ۸۳
  20. مائده، ایه ۳۲
  21. نساء، آیه ۵۸
  22. بقره، آیه ۱۸۸
  23. بقره، آیات ۱۸۷ و ۲۲۹ و ۲۳۰
  24. آل عمران، آیه ۷۵
  25. بقره، آیه ۱۷۸
  26. بقره، آیه ۲۳۷
  27. بقره، آیه ۲۵۶؛ آل عمران ، آیه ۲۰؛ انسان، آیات ۳ و ۲۹ و آیات دیگر
  28. بقره، آیات ۲۱۹ و ۲۶۶؛ آل عمران، آیه ۱۱۹
  29. نساء، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۵
  30. نساء، آیات ۳ و ۲۵
  31. بقره، آیات ۲۲ و ۲۹؛ اعراف، آیات ۱۰ و ۳۲ و آیات دیگر
  32. نساء، آیه ۱۰۰؛ انفال، ایات ۲۶ و ۲۷ و ۷۴
  33. توبه، آیه ۶
  34. نساء، ایه ۳۲
  35. بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۵ و ۲۷۸؛ ال عمران، ایه ۱۳۰ ؛ نساء، آیه ۲۹ و ۱۶۱؛ روم، آیه ۳۹
  36. آل عمران، آیه ۱۵۹؛ انفال، ایه ۵۳؛ رعد، آیات ۱۱ و ۱؛ شوری، آیه ۳۸
  37. مائده، آیات ۳۲ و ۴۵؛ انعام، آیه ۱۵۱ و آیات دیگر
  38. مائده، آیه ۴۵
  39. تکویر، ایات ۸ و ۹
  40. بقره، آیه ۲۲۰؛ حجرا، آیه ۱۰
  41. حجرات، آیات ۱۰ تا ۱۲
  42. همان، آیات ۹ و ۱۰
  43. حشر، آیه ۱۰
  44. بقره، آیه ۲۲۰
  45. بقره، آیه ۱۷۸
  46. حج، آیه ۲۵
  47. بقره، آیه ۱۲۵؛ آل عمران، آیات ۹۶ و ۹۷؛ قصص، آیه ۵۷؛ عنکبوت، ایه ۶۷
  48. حاقه، آیه ۳۴؛ مدثر، آیه ۴۴؛ فجر، آیه ۱۸؛ بلد، آیات ۱۴ تا ۱۶
  49. بقره، آیات ۲۳۲ و ۲۳۳؛ طلاق، آیه ۶
  50. بقره، آیه ۲۳۳
  51. نساء، ایه ۳۴
  52. بقره، آیه ۱۹۱ و ۲۴۶؛ توبه، آیه ۱۳؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰
  53. حشر، آیات ۷ و ۸
  54. نساء، آیات ۵۸ و ۱۰۵
  55. حج، آیات ۳۹ و ۴۰
  56. علق، آیات ۹ و ۱۰
  57. بقره، ایات ۱۷۸ و ۱۷۹
  58. بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۴ و ۲۷۹ و ایات دیگر
  59. بقره، آیات ۸۴ و ۲۴۶؛ حج، آیه ۴۰
منبع: مقالات قرآنی خلیل منصوری - تاریخ برداشت:95/04/29
بازگشت به رعایت حق دیگران