فرهنگ مصادیق:خیرخواهی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۹ توسط Fayzi (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
خیرخواهی

مقدمه

خیرخواهی یعنی خواستن خیر و خوبی برای دیگران در فرهنگ انسان ساز اسلام از منزلتی والا برخوردار است. «خیرخواهی» گاهی با «نصیحت» هم معناست و نصیحت یعنی درخواست عمل یا سخنی که مصلحتِ کننده آن کار و گوینده آن سخن را در پی داشته باشد یا دعوت به آنچه که صلاح مخاطب در آن باشد و نهی از چیزی که تباهی و فساد در پی دارد.[۱] بنابراین، ناصح و خیرخواه کسی است که به کردار و گفتار نیک راهنمایی کند.

ضرورت خیرخواهی

انسان مسلمان باید خود را در غم و شادی دیگران شریک بداند؛ یعنی آنچه را برای خود می‌خواهد، برای دیگران نیز خواهان باشد و آنچه را برای خود آرزو می‌کند، برای دیگران نیز آرزومند باشد. در این حال، اگر موفقیت و کمالی نصیب دیگران شود، لذت می‌برد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: اَحْبَبَ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ. آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران نیز بخواه.
یکی دیگر از جنبه‌های خیرخواهی مسلمان آن است که همواره اندیشه صائب و تجربیات اندوخته خویش را بدون کم‌ترین شائبه در اختیار همنوعان خود گذارند و این کار را صرفاً از روی دلسوزی و خیرخواهی انجام دهد. امیرمؤمنان صلوات اللّه علیه، اجتماعی را که فاقد «نصیحت گر» و «نصیحت پذیر» باشد، فاقد خیر و نیکی می‌داند: «لاخَیْرَ فی قَوْمٍ لَیْسُوا بِناصِحینَ وَلایُحِبُّونَ النَّاصِحینَ»[۲] در مردمی که ناصح نباشد و ناصحان را دوست نداشته باشند، خیری نیست.
اهمیت این نحوه از خیرخواهی به حدی است که در روایات تاکید شده دانشمندان و آگاهان اگر از خیرخواهی امتناع ورزند و دیگران را راهنمایی نکنند، خیانت پیشه کرده‌اند.
امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «الْعُلَماءُ فی انْفُسِهِمْ خانَهٌ انْ کَتَمُوا النَّصیحَهَ»؛[۳] دانشمندان اگر نصیحت را پنهان دارند، خود خائنند.
بر این اساس، بر آگاهان و مجرّبان فرض است که نسبت به جامعه خیرخواهی کنند. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: «یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ النَّصیحَهُ»[۴] خیرخواهی مؤمن بر مؤمن، واجب است.

منزلت خیرخواهی

با توجه به مطالب یاد شده، خیرخواهی در فرهنگ انسان ساز اسلام از منزلتی والا برخوردار شده، در ردیف اصول اخلاق اجتماعی جای می‌گیرد و نصیحت گر مقامی بس رفیع می‌یابد.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: دین یعنی خیرخواهی. پرسیدند: برای چه کسی؟ فرمود: برای خدا، پیامبرش، پیشوایان دین و انبوه مسلمانان.[۵] و در سخنی دیگر انسان کوشا در اطاعت و نصیحت گر را در برخی مقامات، همراه خویش دانسته، می‌فرماید: «ما نَظَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الی وَلِیّ لَهُ یَجْهَدُ نَفْسَهُ بِالطَّاعَهِ لِامامِهِ وَالنَّصیحَهِ الَّا کانَ مَعَنا فِی الرَّفیقِ الْاعْلی ».[۶]
خداوند به دوستدار خود - که خویشتن را در پیروی از پیشوایش و خیرخواهی (برای او) به زحمت افکنده باشد - نظر نمی‌کند مگر آن که وی (در اثر نظر لطف الهی) در جایگاه برتر (بهشت) با ما خواهد بود.
از این رو امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرماید: «اصحابی که بیش از دیگران، مسلمانان را نصیحت می‌کردند نزد پیامبر صلی الله علیه و آله جایگاه برتری داشتند.[۷]
امام صادق علیه السلام فرمود: «عَلَیْکَ بِالنُّصْحِ لِلَّهِ فِی خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقاهُ بِعَمَلٍ افْضَلَ مِنْهُ»[۸] بر تو باد که به خاطر خدا در میان خلق او خیرخواهی کنی (یا خیرخواهِ خلق خدا باشی) که او را با کرداری بهتر از نصیحت ملاقات نخواهی کرد. آنچه یاد شد، نمونه‌ای از ارج گذاری اسلام و پیشوایان معصوم به موضوع خیرخواهی نسبت به رهبری و آحاد جامعه اسلامی است.

خیرخواهی؛ ویژگی پیامبران

نصیحت و خیرخواهی- به معنای واقعی کلمه - از اصول ادیان الهی به شمار می‌رود و همه پیامبران، بدان متصف بودند و با تمام وجود تلاش می‌کردند مردم را به راه خیر و صلاح، رهنمون شوند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نداشتند.
خداوند، از خیرخواهی و دلسوزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین یاد می‌کند: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ».[۹] گویا از شدت اندوهِ این که آنها ایمان نمی‌آورند، می‌خواهی جانت را از دست بدهی!
این آیه و آیه ششم سوره کهف، تصریح دارند که رسول خدا صلی الله علیه و آله جان خویش را در راه نصیحت و هدایت مردم در طبق اخلاص نهاده بود و بدون هیچ گونه چشمداشتی، آنان را به خیر و صلاح دعوت می‌کرد.
انسان مسلمان هم باید خود را در غم و شادی دیگران شریک بداند؛ یعنی آنچه را برای خود می‌خواهد، برای دیگران نیز خواهان است و آنچه را برای خود آرزو می‌کند، برای دیگران نیز آرزومند است. در این حال، اگر موفقیت و کمالی نصیب دیگران شود، لذت می‌برد و این اوج خیرخواهی است. مسلمانان عضو خانوادهٔ بزرگ اسلامی اند و باید در غم و شادی یکدیگر شریک باشند. پس بکوشیم به فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله جامهٔ عمل بپوشانیم و چنین احساسی را در خویشتن خویش پدید آوریم، آنجا که می‌فرمایند: اَحْبَبَ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ. آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران نیز بخواه.
دیگر پیامبران الهی نیز این ویژگی را در حد اعلا دارا بودند که قرآن مجید به عنوان نمونه، از چهار نفر آنان یاد کرده است:
حضرت نوح علیه السلام؛ آن حضرت، ۹۵۰ سال به تبلیغ آیین آسمانی خویش پرداخت و به ویژگی نصیحت گری خویش اشاره کرد و فرمود: «أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ»؛[۱۰] من پیام‌های پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم و خیرخواه شما هستم و از خداوند چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید.
حضرت هود علیه السلام؛ آن بزرگوار نیز با تلاش و کوشش وصف ناپذیری به خیرخواهی مردم زمان خویش پرداخت و به آنان فرمود: «أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ»[۱۱] من رسالت‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواه و امینم.
حضرت صالح علیه السلام؛ آن پیامبر معصوم نیز سالیان دراز به نصیحت و خیرخواهی مردم منطقه خویش پرداخت و با آوردن ناقه - به عنوان معجزه - حجت را بر آنان تمام کرد ولی نابخردان، نصیحت آن فرستاده خدا را نادیده انگاشتند و با عذاب الهی از پای درآمدند و آن حضرت، آخرین سخن خود را در حالی که از آنان روی برتافته بود، این گونه به گوش آنان رساند: «...يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ».[۱۲] ای قوم من! همانا من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برایتان خیرخواهی نمودم ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید!
حضرت شعیب علیه السلام؛ قوم شعیب نیز فرجامی چون فرجام قوم صالح داشتند و سخن حضرت شعیب علیه السلام نیز نظیر سخن حضرت صالح علیه السلام بود: «فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ...»؛[۱۳] سپس از آنان روی برتافت و گفت: ای قوم من! همانا من رسالت‌های پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برایتان خیرخواهی نمودم.

آداب خیرخواهی

هر کس می‌خواهد به چنین کار شریفی دست یازد باید شرایط آن را نیز در خویشتن فراهم آورد و آن را با آداب مخصوصی به جای آورد تا اثر مطلوب را در پی داشته باشد، در اینجا به برخی از آن آداب و شرایط به طور فشرده اشاره می‌کنیم:

نیت خالص

هدف نهایی ناصح، بایستی قرب به خدا باشد و بندگانش را برای رهپویی به سوی او نصیحت کند زیرا منبع خیر و برکت جز او نیست و هر کار نیکی به سوی او می‌رود و به او می‌پیوندد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه‌هایی را تنظیم کرد تا برای سران کشورهای جهان ارسال دارد، پیک‌های آن حضرت به خدمت رسیدند، پیامبر ضمن ابلاغ مأموریتشان، فرمود: «انْصَحُوا لِلَّهِ فی عِبادِهِ فَانَّهُ مَنِ اسْتَرْعی شَیْئاً مِنْ امُورِ النَّاسِ ثُمَ لَمْ یَنْصَحْ لَهُمْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ».[۱۴] (تنها) به خاطر خدا در میان بندگانش خیرخواهی کنید زیرا اگر کسی مسئولیت بخشی از امور مردم را به عهده گیرد و برایشان خیرخواهی نکند، خداوند بهشت را بر او حرام می‌کند. خاصیت قصد قربت این است که ناصح هرگز به بندگان خدا خیانت نکند و آنچه را که صلاح است با آنان در میان گذارد.

آزادگی و تدیّن

نصیحت گر باید از حرّیت و دیانت برخوردار باشد تا خیرخواهی او امضای شرعی داشته باشد و از شائبه بزدلی و سازشکاری مصون باشد. امام صادق علیه السلام در این باره می‌فرماید: «...الثَّانِیَهُ انْ یَکُونَ حُرّاً مُتَدَیّناً... وَ اذا کانَ حُرّاً مُتَدَیِّناً اجْهَدَ نَفْسَهُ فِی النَّصیحَهِ لَکَ...».[۱۵] دومین شرط این است که ناصح، آزاده و دیندار باشد. اگر چنین بود خود را در خیرخواهی تو به تلاش و کوشش وامی دارد.

پاکی درون

ناصح باید خود از آلودگی‌ها پاک باشد، شیطان را از خویش دور سازد، طوق بندگی خدا را بر گردن نهد و پس از منزه شدن از شرّ و زشتی، به خیرخواهی دیگران همت گمارد؛ امیرمؤمنان صلوات الله علیه با شگفتی می‌پرسد: «کَیْفَ یَنْصَحُ غَیْرَهُ مَنْ یَغُشَّ نَفْسَهُ»[۱۶]
کسی که به خویشتن خیانت کند، چگونه خیرخواه دیگران می‌شود؟! امام صادق علیه السلام نیز خیرخواهی از انسان‌های آلوده را بس بعید می‌داند و حتی برخی رذایل را مانع اصلی خیرخواهی معرفی کرده، می‌فرماید: «النَّصیحَهُ مِنَ الْحاسِدِ مُحالٌ»؛[۱۷] خیرخواهی از حسود محال است.
عکس آن نیز صحیح است، یعنی کسی که بیشتر به صفای درون خویش بپردازد و خیرخواه خود باشد برای مردم هم بهتر خیرخواهی می‌کند؛ امام علی علیه السلام فرمود: «انَّ انْصَحَ النَّاسِ انْصَحُهُمْ لِنَفْسِهِ وَاطْوَعُهُمْ لِرَبّهِ».[۱۸] خیرخواه‌ترین مردم کسی است که برای خودش خیرخواه تر و برای پروردگارش مطیع تر باشد.

آداب دیگر

همچنین نصیحت گر باید موقعیت نصیحت پذیر را در نظر بگیرد و با عقل و تدبیر پیش رود، با زبان خوش و نرمخویی به نصیحت بپردازد، مخاطب را به جای خویش فرض کند و هر چه برای خود می‌خواهد برای او هم بپسندد و...

آثار خیرخواهی

اگر انسان‌های شایسته با آداب و شرایط لازم به خیرخواهی مردم بپردازند و آنها هم بدون شائبه، نصیحت خیرخواهان را بکار بندند، خیر و سلامت جامعه را فرامی گیرد و شرّ و پلیدی از آن رخت برمی بندد؛ کاستی‌ها به تکامل، فقر به غنا، وحشت به امنیت، کینه توزی به محبت، ضعف به قدرت تبدیل می‌شود و نارسایی‌ها جبران می‌گردد و استعدادهای خفته شکوفا می‌شود.
در روایات اسلامی به برخی از آثار گرانقدر خیرخواهی اشاره شده است، از میان آنها به سه روایت از امام علی علیه السلام بسنده می‌کنیم:
«النَّصیحَهُ یُثْمِرُ الَمحَبَّهَ».[۱۹] محبت، ثمره خیرخواهی است.
«مَنْ قَبِلَ النَّصیحَهَ امِنَ مِنَ الْفَضیحَهِ»؛[۲۰] هر کسی نصیحت را بپذیرد از رسوایی ایمن می‌شود.
«اقْبَلِ النَّصیحَهَ کَیْ تَنْجُوَ مِنَ الْعَذابِ»؛[۲۱] نصیحت را بپذیر تا از عذاب رهایی یابی.

منابع

جمعی از نویسندگان، اصول اخلاق اجتماعی.
خیرخواهی، گلبرگ، خرداد ۱۳۸۰، شماره ۱۶، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، بازیابی: ۹ اردیبهشت 1393.

پانویس

  1. مفردات، راغب اصفهانی، المنجد، لغت نامه دهخدا، واژه نصح و نصیحت.
  2. شرح غررالحکم، ج6، ص427.
  3. فروع کافی، ج8، ص54.
  4. اصول کافی، ج2، ص208.
  5. وسائل الشیعه، ج11، ص595.
  6. بحارالانوار، ج27، ص72.
  7. همان، ج 16، ص 151.
  8. اصول کافی، ج 2، ص 164.
  9. سوره شعرا(26)، آیه3.
  10. سوره اعراف(7)، آیه 62.
  11. سوره اعراف(7)، آیه 68.
  12. سوره اعراف(7)، آیه 79.
  13. سوره اعراف(7)، آیه 93.
  14. مکاتیب الرسول، علی احمدی، ص31.
  15. وسائل الشیعه، ج8، ص428.
  16. شرح غررالحکم، ج5، ص565.
  17. من لایحضره الفقیه، ج4، ص58.
  18. شرح غررالحکم، ج2، ص531.
  19. همان، ج1، ص161.
  20. شرح غررالحکم، ج5، ص277.
  21. بحارالانوار، ج1، ص180.
منبع: ویکی اهل البیت - تاریخ برداشت : ۹۵/۴/۱۳